سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مباحث علوم قرآنى 4


عدم تحريف قرآن از ديدگاه شيعه

س 329- آيا به اعتقاد شيعه قرآن موجود تحريف شده است ؟
ج - قرآن موجود در نزد شيعه ، همان قرآنى است كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده و هيچ گونه تحريف و تغيير پيدا نكرده است ، جز اينكه آيات مدنى در سوره هاى مكى و بالعكس درج شده ، و قرآن فعلى به ترتيبى كه آيات و سوره هاى آن در ظرف بيست و سه سال به حسب احوال و اوضاع گوناگون ، و مناسبات و وقايع مختلف بر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به تدريج نازل مى شد، نيست ؛ بلكه از سوره هاى بزرگتر شروع و به سوره هاى كوچكتر ختم مى شود؛ ليكن در عين حال هيچگونه اختلاف و تحريف در آن راه نيافته است .
از اينها گذشته ، خداوند متعال نيز از مصونيت قرآن مجيد از هرگونه تباهى و نابودى و تحريف و تغيير خبر داده و مى فرمايد: انا نحن نزلنا الذكر، و انا له لحافظون . (حجر: 9)
- بى ترديد ما اين يادآورى و ذكر (يعنى قرآن ) رانازل كرده ايم ، و قطعا نگهبان آن خواهيم بود.
و نيز مى فرمايد: و انه لكتاب عزيز لا ياءتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه ، تنزيل من حكيم حميد (فصلت : 41 و 42)
و به راستى كه آن كتابى ارجمند است كه از پيش روى اين كتاب و از پشت سر آن هرگز باطل به سويش نمى آيد، اين كتاب فرو فرستاده از سوى خداوند حكيم و ستوده است .
بنابراين ، قرآن مجيد به حفظ و صيانت الهى ، محفوظ و مصون بوده ، و از هرگونه تحريف نگهدارى شده ، و همان قرآنى كه به پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نازل شده است ، و پر واضح است كه درج آيات مدنى در سوره هاى مكى ، و آيات مكى در سور مدنى موجب تحريف نمى گردد و ضررى به مقاصد عاليه قرآن كريم نمى رساند.

دليل عدم تحريف ، تصحيف و تغيير قرآن

س 330- آيا قرآن تحريف يا تصحيف و يا تغيير پيدا كرده است ؟
ج - مشهور ميان فريقين (شيعه و سنى ) عدم تغيير در قرآن است ، و تنها عده معدودى از از خاصه و عامه قايل به تغيير هستند. و حق در نظر ما اين است كه هيچ گونه تغييرى در آن واقع نشده ، و حتى يك كلمه از قرآنى كه بر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نازل شده ناقص نگرديده است ؛ زيرا اگر در هر آيه اى احتمال بدهيم كه كلمه اى ساقط و حذف شده است ، ظواهر آيات قرآن از حجيت ساقط مى گردد، و اگر قرآن از حجيت ساقط شود، گفتار پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم كه به واسطه قرآن است از حجيت و اعتبار ساقط مى شود، و اگر گفتار پيغمبر صلى عليه و آله و سلم از حجيت افتاده و اعتبار نداشته باشد، سخن امام عليه السلام نيز كه به نص و تعيين پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم اعتبار پيدا كرده ، از اعتبار ساقط مى گردد، و قهرا رواياتى كه مضمون آنها تحريف قرآن است از اعتبار مى افتد.
بنابراين ، از وجود و اعتبار اين دسته از روايات ، عدم اعتبار آنها ثابت مى شود. و در نتيجه اين روايات به هيچ وجه نمى تواند تحريف قرآن را ثابت كند.

عمل به بخش هاى تحريف نشده تورات و انجيل

س 331- آيا عمل كردن به بخشهاى تحريف نشده تورات و انجيل جايز است ؟
ج - بعد از نسخ آنها به قرآن مجيد، عمل كردن به آنها جايز نيست .

معناى اعجاز قرآن

س 332- اعجاز قرآن به چه چيز ثابت مى شود؟
ج - اعجاز قرآن مجيد، با تحدى هايى كه قرآن نموده ثابت مى شود، كه هم با اسلوب لفظ خود كه از سنخ لهجه عرب دوران فصاحت و بلاغت ويژه امت عرب است كه اين لهجه در دوران فتوحات اسلامى و آميزش زبان غير عرب با عرب از بين رفته است - و تحدى نموده ، هم با جهات معنوى خود دعوى اجاز مى نمايد.

رد قرآن

س 333- آيا هر مطلبى كه در قرآن (ضرورى ) است ، و اگر كسى مثلا ادعا كرد كه حكم (تعدد زوجات ) امروزه قابل اجرا نيست ، منكر ضرورى شده و كافر است ؟
ج - بله ، اين رد قرآن و ارتداد است كه كسى بگويد: حكم در يك زمان قابل اجرا است و در زمانهاى ديگر خير، زيرا خداوند متعال درباره قرآن مى فرمايد: لاياءتيه الباطل من بين يديه و لا من خلقه ، تنزيل من حكيم حميد. (فضلت : 42)
نه از پيش روى و نه از پشت سر آن ، باطل به سويش نمى آيد، و از حكيمى ستوده نازل شده است .
از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه احكام قرآن كريم قابل تغيير و با اينكه حكمى از آن برداشته شود و حكم ديگرى جايگزين او گردد، نيست .

شرايط فهم و تفسير قرآن

س 334- شرايط فهم معناى قرآن و تفسير آن چيست به گونه اى كه انسان اطمينان پيدا كند كه آن را فهميده است ؟
ج - قرآن كريم كتابى است با لهجه خاص عربى كه با مراعات آن لهجه و ادبيان ويژه آن مى توان قرآن را فهميد. البته خداوند متعال مى فرمايد: انا جعلناه قرآنا عربيا، لعلكم تعقلون ، و انه فى امّالكتاب لدينا لعلى حكيم . (ز خرف : 3 و 4)
- ما آن را قرآنى عربى قرار داديم ، باشد كه بينديشيد، و براستى كه آن در كتاباصلى ( لوح محفوظ) به نزد ما سخت والا و استوار است .
مقصود از اين آيه شريفه آن است كه امّالكتاب نزد ماست ، بالاتر از افهام شما، و نيز از جهت استحكام بالاتر از آن است كه درزى در مطالب آن وارد شود.

تكاملى فراتر از قرآن !!!

س 335- آيا ممكن است تكاملى براى انسان فرض كرد كه در قرآن مطرح نشده باشد؟
ج - چنين تكاملى قطعا بى فايده است ، و اگر فايده داشت قرآن كريم آن را مطرح مى كرد.

عدم تغيير قرآن

س 336- آيا قرآن قابل تغيير در هر عصر است ؟
ج - قرآن كريم كلامى است كه ناسخ ندارد، و براى هميشه زنده است ؛ چنانكه خداوند متعال مى فرمايد: لاياءتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه ، تنزيل من حكيم حميد. (فصلت : 42)
نه از پيش روى و نه از پشت سرش ، باطل به سويش نمى آيد، و از سوى حكيمى ستوده فرو فرستاده شده است .
از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه قرآن نسخ و نقض بردار نيست . همچنين در جاى ديگر مى فرمايد: انه لقول فصل ، و ما هو بالهزل . (طارق : 13 و 14)
در حقيقت ، قرآن گفتارى قاطع و روشنگر است ، و شوخى نيست .
از اين آيه شريفه نيز استفاده مى شود كه قرآن كريم ، حق بر و قاطع است .

استفاده از قرآن ، فراتر از ائمه عليه السلام !!!

س 337- آيا ممكن است ما مطلبى را از قرآن استفاده كنيم كه با استفاده اى كه ائمه عليه السّلام از قرآن نموده اند، منافات داشته باشد؟
ج - مطلبى كه ائمه عليه السّلام بيان كرده اند صحيح ، و آنچه ما برخلاف آن استفاده كنيم غلط است .

س 338- آيا ممكن است از قرآن استفاده جديد كرد كه ائمه عليه السلام آن را بيان نكرده باشند؟
ج - بيانات ائمه عليه السّلام در تفسير محدود است ، برخى به ما رسيده و برخى براى ما نقل نشده است ؛ لذا به يك معنى ، ممكن است ما با موازين ادبى و دينى چيزى از قرآن بفهميم كه با آن دسته از بيانات ائمه عليه السّلام كه براى ما نقل شده منافات نداشته ، و در عين حال مغايرت داشته و نو باشد.


- نظرات (0)

مباحث علوم قرآنى 3

نام سوره هاى قرآنى در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم

س 320- آيا سوره هاى قرآنى در زمان پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به همين نامهايى كه فعلا معروف هستند شناخته شده بودند و با همين نامها از آن ها ياد مى شد؟
ج - هر سوره ، مجموعه اى از آيات است كه غرض يا اغراض خاصى را داراست ، و اول و آخر آن با هم مناسبت دارد و از همين جا معلوم مى شود كه يك سوره است . در قرآن مجيد نيز در مواردى لفظ (سوره ) ذكر شده است ، از جمله در جايى مى فرمايد: فاتوا بسوره من مثله (بقره : 23)
پس سوره اى مانند آن بياوريد.
نيز در جاى ديگر مى فرمايد: سوره انزلناها (نور: 1)
اين سوره اى است كه ما آن را نازل كرده ايم .
در اول امر، هر سوره را به اسم كلمه يا موضوعى كه در آن مطرح شده بود مى خواندند، و در قرآنهاى قديمى نيز بسيار ديده مى شد كه سر سوره بقره مثلا مى نوشتند سوره يذكر فيها البقره (سوره اى كه در آن از جريان بقره ياد مى شود) و يا بر سر سوره اعراف نوشته مى شد: سوره يذكر فيها الاعراف (سوره اى كه در آن از اعراف ياد مى شود) و به همين صورت يا آخر، تا اينكه از كثرت استعمال اسمها علم بالغلبه و نام خود سوره ها گرديد و گفته شد: سوره البقره ، سوره الاعراف و امثال اينها.
البته ناگفته نماند كه برخى از سوره ها (مانند سوره فاتحه ، بقره ، هود، يس ، واقعه و نظاير آنها) در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به همين نام ها معروف گرديده بودند، چنانكه از روايات ماءثور از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم بر مى آيد، و برخى از سوره نيز بعد از آن حضرت به نام مخصوص معروف گرديدند.

عدم توقيفى بودن نام سوره هاى قرآن

س 321- آيا نامهايى كه بر سوره ها گذاشته شده ، توقيفى است ؟
ج - خير، توقيفى نيستند.

عامه بسم الله الرحمن الرحيم را جزو قرآن نمى دانند.

س 322- آيا عامه ؛ (بسم الله الرحمن الرحيم ) هر سوره را جزو سوره مى دانند؟
ج - (سيوطى ) اشعرى مذهب است كه اشاعره قائل به جزئيت سوره هستند، وى در كتاب (ارتقان ) نه روايت از طريق خودشان در اين رابطه نقل كرده است .

س 323- آيا (بسم الله الرحمن الرحيم ) جزو قرآن است ؟
ج - بله آيه قرآنى است ؛ چنان كه از حضرت امير مومنان عليه السّلام و نيز از عمر نقل شده است ؛ ولى عامه آن را جزو سوره نمى دانند و لذا در نماز هم مراعات نمى كنند.

ترتيب سوره هاى قرآنى

س 324- آيا روايتى داريم كه ترتيب سوره هاى قرآن را بر طبق نزول بيان كند؟
ج - (سيوطى ) در كتاب (اتقان ) دو روايت ترتيب سوره ها بر طبق نزول قرآن مجيد نقل مى كند كه آن دو نيز با يكديگر متفاوت و متعارضند.

تقديم و تاءخير آيات و سوره هاى قرآن

س 325- آيا تقديم و تاءخير آيات و سوره هاى قرآن ، قرآن رااز حجيت نمى اندازد؟
ج - تقديم و تاءخير سوره يا آيه ضررى به مقاصد عاليه قرآن مجيد نمى رساند؛ زيرا در رابطه با قرآن دو روايت از حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام آمده است :
1. (يصدق بعضه بعضا)(138) بخش هاى قرآن يكديگر را تصديق مى كنند.
2. ينطق بعضه ببعض ، و يشهد بعضه على بعض .(139) بخشى از آن گوياى بخش ديگر، و قسمتى از آن گواه قسمتى ديگر است .

مدت توقف وحى بعد از نزول سوره (اقراء)

س 326- بعد از نزول سوره (اقراء) و چند سوره ديگر، چند روز وحى قطع شد؟
ج - معلوم نيست ، ولى همين اندازه مى دانيم كه وحى قطع شد، و تحمل زخم زبان دشمنان و كفار بر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم خيلى سخت بود، زيرابه آن حضرت مى گفتند: (ودعه ربه ): (پروردگارش او را واگذاشته است .) يا: (ودعك ربك .): (پروردگارت تو را واگذاشته است .) تا اينكه سوره (الضحى ) نازل شد و فرمود:
(ما ودعك ربك ...) (ضحى : 3)
پروردگارت تو را وانگذاشته است ...

زمان نزول سوره برائت (توبه )

س 327- آيا سوره برائت (توبه ) در سال 9 هجرى بعد از فتح مكه نازل شد؟
ج - بله ، بعد از فتح مكه نازل شد.

س 328- آيا در آن هنگام همه اسلام آورده بودند؟
ج - خير، همگان اسلام نياورده بودند، ولى مسلمانان آزاد بودند كه به مكه بروند


- نظرات (0)

مباحث علوم قرآنى 2

تفاوت قرآن عثمان با قرآن ابى بكر

س 319- آيا قرآن عثمان با قرآن ابى بكر اختلافى داشت ؟
ج - آيه شريفه من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا عليه . (احزاب : 23): (از ميان مؤ منين مردانى اند كه به آنچه با خدا عهد بستند، صادقانه وفا كردند.) در قرآن ابى بكر نبود، ولى بعدا به ثبوت رسيد و آن را در قرآن عثمان در سوره احزاب گنجاندند.

نام سوره هاى قرآنى در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم

س 320- آيا سوره هاى قرآنى در زمان پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به همين نامهايى كه فعلا معروف هستند شناخته شده بودند و با همين نامها از آن ها ياد مى شد؟
ج - هر سوره ، مجموعه اى از آيات است كه غرض يا اغراض خاصى را داراست ، و اول و آخر آن با هم مناسبت دارد و از همين جا معلوم مى شود كه يك سوره است . در قرآن مجيد نيز در مواردى لفظ (سوره ) ذكر شده است ، از جمله در جايى مى فرمايد: فاتوا بسوره من مثله (بقره : 23)
پس سوره اى مانند آن بياوريد.
نيز در جاى ديگر مى فرمايد: سوره انزلناها (نور: 1)
اين سوره اى است كه ما آن را نازل كرده ايم .
در اول امر، هر سوره را به اسم كلمه يا موضوعى كه در آن مطرح شده بود مى خواندند، و در قرآنهاى قديمى نيز بسيار ديده مى شد كه سر سوره بقره مثلا مى نوشتند سوره يذكر فيها البقره (سوره اى كه در آن از جريان بقره ياد مى شود) و يا بر سر سوره اعراف نوشته مى شد: سوره يذكر فيها الاعراف (سوره اى كه در آن از اعراف ياد مى شود) و به همين صورت يا آخر، تا اينكه از كثرت استعمال اسمها علم بالغلبه و نام خود سوره ها گرديد و گفته شد: سوره البقره ، سوره الاعراف و امثال اينها.
البته ناگفته نماند كه برخى از سوره ها (مانند سوره فاتحه ، بقره ، هود، يس ، واقعه و نظاير آنها) در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به همين نام ها معروف گرديده بودند، چنانكه از روايات ماءثور از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم بر مى آيد، و برخى از سوره نيز بعد از آن حضرت به نام مخصوص معروف گرديدند.

عدم توقيفى بودن نام سوره هاى قرآن

س 321- آيا نامهايى كه بر سوره ها گذاشته شده ، توقيفى است ؟
ج - خير، توقيفى نيستند.


- نظرات (0)

مباحث علوم قرآنى

تاريخ تدوين قرآن

س 315- آيا قرآن در عصر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نقطه داشت ؟
ج - قرآن مجيد در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم و بعد از رحلت حضرت تا مدت دو قرن ، به خط كوفى و بدون حركت ، اعراب و بدون نقطه نوشته مى شد تا اينكه در اواخر قرن اول هجرى قمرى ، (ابوالاسود دئلى ) به راهنمايى حضرت امير المومنين عليه السّلام علم نحو را اختراع نمود. و در زمان (عبدالملك ) خليفه اموى به دستور وى حروف قرآن نقطه گذارى ، و قرائت قرآن تا اندازه اى آسانتر شد. بعد (خليل بن احمد نحوى ) علاماتى براى كيفيت تلفظ حروف (مانند: فتحه ، كسره ، ضمه ، سكون و تنوين ، نشانه مد و تشديد) را اختراع و قرآن را علامتگذارى نمود، و بدين ترتيب مشكل خواندن قرآن بكلى برطرف شد.

شماره آيات قرآن

س 316- شماره آيات قرآن چقدر است ؟
ج - شماره آيات قرآن ، به حسب روايت و در قرآن حافظ و به نقل از حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام از 6200 آيه گرفته تا 6300 آيه و 6400 و نهايت 6600 آيه نقل شده است . سيبويه نحو نيز از علماى احصاء است .

نحوه گردآورى قرآن

س 317- آيا در زمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم قرآن يكجا و در يك مصحف گردآورى شده بود؟
ج - خير، هر مقدار از قرآن كه به تدريج نازل مى شد، در لوحه ها، روى استخوان شانه شتر، سعف و شاخه هاى درخت خرما و امثال اينها ضبط و نوشته مى شد. و كسانى كه به قرائت ، حفظ و ضبط آيات و سوره هاى قرآن مشغول بودند قراء(جمع قارى ) ناميده مى شدند.
تا اينكه يك سال بعد از رحلت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ، جنگ (يمايه ) و (مسيلمه كذاب ) پيش آمد كه در آن جنگ هفتاد نفر از قراء كشته شدند. لذا عمر نزد ابى بكر آمد و به او گفت : اگر جنگ ديگرى اتفاق بيفتد، بقيه قراء كشته خواهند شد و قرآن از بين خواهد رفت ، لذا خليفه اول (زيد بن ثابت ) را كه يك از كاتبان وحى بود، با بيست و پنج نفر ديگر از مهاجرين و انصار موظف نمود كه قرآنهايى را كه توسط كاتبان وحى بر روى الواح ، استخوان ها و سعف ها نوشته شده و در خانه پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم يا نزد قاريان از صحابه بود جمع آورى كنند و همه را در يك صحف گرد آورند. اين كار انجام شد و نيز نسخه هايى از آن استنساخ گرديد و به اطراف بلاد اسلام فرستاده شد. اين قرآن ابى بكر بود كه تا زمان عثمان از آن تعبيت مى كردند.
در زمان عثمان اختلافى بين قرآن بنى تميم و قرآن ديگرى پيدا شد، لذا (عبدالله بن مسعود) و عده اى از صحابه براى عثمان نوشتند: در اثر مسامحه اى كه مردم در استنساخ و قرائت قرآن كرده اند، اختلافاتى بوجود آمده است كه اگر ادامه پيدا كند، كتاب خدا در معرض تحريف و تغيير قرار مى گيرد. از اين رو، وى دستور داد قرآن ها رااز بلاد اسلامى جمع آورى كردند كه مجموع آنها يك تلى شد و به دستور خليفه سوم همه را سوزاندند. از سوى ديگر، به دستور وى قرآن ابى بكر را (كه نخست نزد خود ابوبكر، و بعد نزد عمر، و بعد از او نزد خود وى بود) به امانت گرفتند، و به پنج نفر از قاريان از صحابه كه باز يكى از آنها زيد بن ثابت بود، دادند و از آن هفت نسخه برداشته و به هفت جا (مكه ، مدينه ، مصر، كوفه ، بصره ، بحرين و يمن ) فرستادند و قرآنى كه اينك در دست ماست از آن قرآن (قرآن عثمان ) استنساخ شده است .
بعد دستگاه قراء پيش آمد و مساءله شمارش آيات را نيز با روايات ثابت مى كنند. يكى از قراء، (عاصم كوفى ) است كه قرائتش را از حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام فرا گرفته است ، و قرآنى كه امروزه در دست ما است با قرائت او مطابقت دارد.

س 318- آيا قرآن فعلى كه از قرآن عثمان و آن نيز از قرآن ابى بكر استنساخ شده ، مورد قبول حضرت اميرالمؤ منين و امامان ديگر عليهم السلام بوده است ؟
ج - بعد از رحلت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ، حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام (كه به نص قطعى ، و تصديق پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم از همگان افضل و اعلم ، و به قرآن مجيد آشنا بود) در منزل خود نشست و در مدت شش ماه ، قرآن كريم رابه ترتيب نزول (نه به شكل قرآن فعلى كه از سوره هاى بزرگتر شروع و به سوره هاى كوچكتر تمام مى شود) تاءليف نمود و همه رادر يك مصحف گرد آورد و روى شترى بار كرد، و به مردم ارائه داد ولى آنان نپذيرفتند. ليكن حضرت قرآن آنان را پذيرفت و هيچگونه اعتراضى يا مخالفتى حتى در زمان خلافت ظاهرى خود با آن نكرد، امامان ديگر عليهم السلام بعد از ايشان نيز آن را قبول داشته و از آن نقل مى كردند و به آيات آن استناد مى نمودند، حتى به خواص اصحاب خود هم چيزى نفرموده اند، بلكه به پيروان خود دستور داده اند كه از قرائت مردم متابعت كنند. بنابراين ، قرآن فعلى مورد پذيرش ائمه اطهار عليهم السلام است و جاى هيچ گونه ترديدى در آن وجود ندارد.


- نظرات (0)

گل رسول خدا (ص)



حافظ ابونعیم اصفهانی از ابوبكر روایت می كند كه گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) در نماز بود، وقتی كه به سجده رفت ، امام حسن (علیه السلام) كه كودك بود آمد و بر پشت جدش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نشست ،
رسول خدا آنقدر سجده را طول داد تا امام حسن (علیه السلام) پائین آمد، بعد از نماز ابوبكر به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرض كرد: ای رسول خدا چطور در نماز این چنین به این كودك مدارا می كنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: ان هذا ریحانتی و ان ابنی هذا سید: این كودك گل من است، و این پسرم آقا است .

داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي


- نظرات (0)

ادعای دوستی



حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
( صفات الشيعه ص 8 )




- نظرات (0)