سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

در قـرآن، خبری از تکـامل نیست

مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا. وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

شما را چه شده است كه براي خدا عظمت و شكوهي قائل نيستيد؟ و حال آنكه [اوست که] شما را مرحله به مرحله آفریده است؟ (نوح/14-13)



هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا

آيا [جز این است که] زمانى طولانى بر انسان [در شکم مادر، به صورت نطفه و جنین] گذشت، و او چيزی قابل ذكر [و شایسته توجه] نبود؟ (انسان/1)                                                                            

  

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا

ما انسان را از نطفه ای مختلط [ یعنی آمیزه ای از اسپرم مرد و اوول زن] آفريده ايم؛ و [سپس] او را [با وظایف و تکالیفش] مى‏آزماييم، از این رو، او را شنوا و بينا گردانیده ایم. (انسان/2)                    

                 

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا

رفيقش در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد بدو گفت: « آيا به كسى كافر شده اى كه [جسم مملو از شگفتی] تو را از خاك [ناچیز]، سپس از نطفه [بی ارزش] آفريد، و بعد تو را [به صورت] مردى [کامل] درآورد؟» (کهف/37)                                                                                                                           

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ           

اى مردم! اگر درباره برانگيخته شدن [پس از مرگ] در شك و تردیدید، پس [ این را بدانيد] كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم، سپس از نطفه، سپس از علقه [= خون بسته زالو مانند]، آنگاه از مُضغه [یعنی قطعه گوشتی جویده، که برخی] داراى آفرینشی كامل و [برخی دارای] آفرینشی ناقص [اند] تا [قدرت آفرینش خود را] برای شما روشن سازیم؛ و آنچه [= جنین هایی] را که بخواهیم تا مدتى معين در رحِم ها نگه می داریم، آنگاه شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آوريم، سپس [حیات تان را تحت نظر داریم] تا به حد رشدتان برسيد؛ و برخى از شما [زودرس] مى‏ميرد و برخى از شما به غايت پيرى مى‏رسد به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسیاری از چيزها، دیگر] چيزى نمى‏داند؛ و [از دیگر نشانه های قدرت ما، به ویژه در مورد رستاخیز، این است که در زمستان] زمين را خشكيده مى‏بينى و[لى] چون [در بهاران] بر آن آب ببارانیم، به جنبش درمى‏افتد و رشد و نموّ مى‏كند و از هر نوع [رستني هاى] نيكویی مى‏روياند. (حج/5)

 

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

او همان كسى است كه شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه‏اى، آنگاه از علقه‏اى، و بعد شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آورد [و شما را زنده نگه می دارد] تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد؛ و از ميان شما كسى است كه مرگِ زود‏رس مى‏يابد و [بعضی از شما را همچنان زنده نگه می دارد] تا [بالاخره] به وقت معین [= اجلّ تام] برسيد؛ و باشد كه تعقل کنید. (غافر/67)

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى

[اوست که انسان را] از نطفه‏اى [ناچیز می آفریند] آنگاه که [به رحِم] ريخته شود. (نجم/46)

 

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ

آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: « من انساني را از گِل می‌آفرينم.»‏ (ص/71)

 

 

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

و  [یاد آر] آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: « من در زمين جانشينى خواهم گماشت.» [فرشتگان] گفتند: « آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خون ها بريزد و حال آنكه ما [پیوسته] به حمد و ستایش تو مشغولیم؟» [خداوند] فرمود: « من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (بقره/30)

 

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ...

[خداوند] شما را از یک تن [بنام آدم] بیافريد، سپس، جفتش [حوّا ] را از [جنس خودِ ] آن قرار داد؛ و براى شما دام ها پديد آورد ... . (زمر/6)

 

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

بگو: اوست آن كه شما را [از نیستی] پديد آورد و برایتان گوش و چشم و دل آفريد. [لیکن، شما] چه اندک سپاسگزاريد! (مُلک/23)                                                                                                             

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا

و ماه را در ميان آنها تابان گردانيد و خورشيد را [چون] چراغى قرار داد؟ (نوح/16)

 

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا

و خداوند زمين را براى شما [همچون فرشى] گسترده ساخت. (نوح/19)

 

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

[موسى-علیه السّلام- به فرعون و اطرافیانش] گفت: « [پروردگار جهانیان،] پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شما[ست]. (شعرا/ 26)                                                                                

                                                                                

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

خدايى جز او نيست؛ اوست که زندگى مى‏بخشد و مى‏ميراند؛ و او پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شماست. (دخان/8)

 

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

[ای یهودیان و مسیحیانِ منکر آیین محمد!] آيا وقتى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد [تا بدانید بر چه آیینی بود]؟ آنگاه كه به پسران خود گفت: « پس از من چه چیزی را خواهيد پرستيد؟» گفتند: « خدای تو و خدای پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق [که] معبودى يگانه [است] را مى‏پرستيم و ما تسلیم [فرمان] اوییم. (بقره/133)

ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا

و خدا[ست كه] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد به نوعی [خاص] از رویاندن. سپس، شما را به آن بازمى‏گرداند و [بعد،] شما را به طور شگفت انگیزی [از زمین] بيرون مى‏آورد. (نوح 18-17)

 ‏

وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگارت هر چه را بخواهد مى‏آفريند و هر کس را بخواهد برمى‏گزيند؛ و آنان [در برابر اراده الهی] اختيارى ندارند. ‏خداوند از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند، بسی منزّه تر و برتر است.  (قصص/68)

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ستایش خداى را [سزاست] كه پديدآورنده آسمان ها و زمين است، [و] فرشتگان را، كه داراى بال هاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند، [به عنوان] پيام‏آوران [احکام خود] قرار داده است. او هر چه بخواهد در آفرينش [مخلوقاتش] مى‏افزايد؛ چرا که خدا بر هر چيزى تواناست. (فاطر/1)

 

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

و [ای یهودیان!] بی گمان، شما به خوبی كسانى از خودتان را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز كردند [یعنی یهودیان شهر «ایله»]، شناختيد. پس، بديشان گفتيم: « به بوزينگانى رانده شده تبدیل شوید!» پس، ما آن [عقوبت] را عبرتى براى معاصران و آیندگان گردانیدیم، و  [همچنین آن را] براى پرهيزگاران پندى نمودیم. (بقره/66-65)

 قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ

بگو: [ای یهود!] آيا شما را به [پاداشی] بدتر از [پاداش ِ ] اين كيفر [= فسق و نافرمانی تان] در پيشگاه خدا خبر دهم؟ همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده است، و آنان كه طاغوت را پرستش كرده‏اند. اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند. (مائده/60)

 

- نظرات (0)

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ        

         ای خدا مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند

وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ                 

           و نزد تو فوز و سعادت یابند قرار ده

وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ                  

         و مرا از آنان که مقربان درگاه تو باشند قرار ده

بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِین                     

                 به حق احسانت ای منت‌های آرزوی طالبان.


توکل




- نظرات (0)

تنبیه، مکر، رفاه و بعد عذاب


نفاق

وقتی مردمی به دین الهی و پیروی از رهبران دینی بی اعتنایی می کنند ، خداوند آنها را به ناملایماتی گرفتار می کند تا به راه برگشته و به درگاهش تضرع كنند (أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ )؛ اما اگر بیدار نشدند و بر کج روی اصرار ورزیدند ، نوبت به اجرای قانون مکر است که آن مهر نهادن بر دل هاى آنان به وسیله قساوت و اعراض از حق و علاقمند شدن به شهوات مادى و شیفتگى در برابر زیبائی هاى دنیوى است (فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ ).[1]

بعد از این مرحله نوبت به اجرای قانون سوم یعنى استدراج می رسد. در این مرحله، خداوند متعال انواع گرفتاری و ناراحتى هاى آنان را بر طرف ساخته، ایشان را غرق در رفاه می کند (ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ) و بدین وسیله آنها را روز به روز؛ بلكه ساعت به ساعت به عذاب خود نزدیكتر مى کند تا در نهایت در حالى كه در مهد امن و سلامت آرمیده و به وسایل دفاعى كه در اختیارشان بود ، مغرور گشته و از اینكه پیشامدى كار آنها را به هلاكت و زوال بكشاند غافل و خاطر جمع بودند تمام آنها را به طور ناگهانى و بدون اینكه احتمالش را هم بدهند به هلاکت می رساند(فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لَا یَشْعُرُون).[2]

 پی نوشت :

1.   43/ انعام

2.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 8/195



- نظرات (0)

معرفی 2 گروه از مۆمنان واقعی!


جزء دهم قرآن کریم که از آیه 41 سوره انفال آغاز و به آیه 92 سوره توبه ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آنها را نقل می کند.


خمس کے متعلق اھل سنت کی دلیل
آیه خمس

آیه 41 سوره انفال آیه ای است که پرداخت خمس را بر مکلفین واجب می کند.

در آغاز آیه مى‏فرماید: بدانید هر گونه غنیمتى نصیب شما مى‏شود یك پنجم آن، از آن خدا و پیامبر و ذى القربى (امامان اهل بیت) و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه (از خاندان پیامبر) مى باشد (وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ).

و بعد براى تاكید اضافه مى كند: كه اگر شما به خدا و آنچه بر بنده خود نازل كردیم ، ایمان آورده اید باید به این دستور عمل كنید و در برابر آن تسلیم باشید (إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا).

از این تعبیر روشن می شود مۆمن كامل كسى است كه در برابر همه دستورات ، مخصوصاً دستورات مالى تسلیم باشد و تبعیضى در میان برنامه‏هاى الهى قائل نگردد.[1]

یکی از راویان به نام سَماعه از امام کاظم علیه السلام درباره خمس سوال می کند که خمس به چه چیزهایی تعلق می گیرد؟

امام علیه السلام در پاسخ می فرماید: فِی كُلِّ مَا أَفَادَ النَّاسُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ كَثِیرٍ [2] ؛هر منفعتی که افراد به دست می آورند چه کم باشد؛ چه زیاد یک پنجم آن برای صاحبان خمس است. منتهی پرداخت آن بر اساس دیگر روایات تا یکسال می تواند به تعویق بیفتد (بنا به نظر برخی مراجع تقلید، سالی یکبار) که اگر چیزی از آن باقی ماند پرداخت شود.[3]

 

تغییر نعمت به دست کیست؟

آیه 53 نعمتی که در دست مردم است را داده خدا دانسته (نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ )؛ اما تغییر آن به کاستی، تبدیل به نقمت و مانند آن را به دست مردم می داند؛ همان مردمی که این نعمت را در اختیارشان بود(یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ).

علامه طباطبایی (ره) از این آیه شریفه، قاعده ای برای نزول نعمت و سلب آن و یا تبدیلش به نقمت و عذاب به دست آورده که خلاصه اش این است:

فرود نعمت بر انسانها بستگی به زمینه روحی و نفسانی آنها دارد. اگر این استعداد و زمینه، مناسبِ نزول نعمت بود، نعمت بر آنها نازل می شود و اگر تغییر کرد و آن زمینه، تبدیل به زمینه نزول عذاب شد؛ آن نعمت رخت بربسته و عذاب و نقمت جایگزین آن می شود. [4]

هرگاه طرف مقابل و هم پیمان شما عهد نامه را پاره کرد و مفاد آن را زیر پا گذاشت (إِنْ نَكَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ) و شروع به مذمت آئین شما و تبلیغات سوء کرد(طَعَنُوا فِی دِینِكُم) ؛ شما با پیشوایان این گروهِ كافر پیكار کنید(فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْر)

بنابراین نعمتی را که خداوند متعال روزیمان کرده است تا وقتی در دست ماست که لیاقت آن را داشته باشیم؛ اما اگر با دست خود، آن لیاقت را تغییر داده و نسبت به آن نعمت، بی لیاقت شدیم؛ نعمت می رود و عذابی که اکنون لایق آن شده ایم ، جایگزین آن می شود.

 

بدترین ها نزد خدا

آیه 55، بدترین و بى ارزش ترین موجودات زنده این جهان را معرفى كرده مى فرماید: بدترین جنبندگانِ نزد خدا، كسانى هستند كه راه كفر پیش گرفتند و هم چنان به آن ادامه مى دهند و به هیچ وجه ایمان نمى آورند(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُۆْمِنُونَ).

در آیه بعد قدری بیشتر درباره آنها توضیح داده و یک ویژگی بارز آنها را بیان می کند که آن عهدشکنی و پایبند نبودن به هیچ عهد و پیمانی است (یَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی كُلِّ مَرَّةٍ). اینها کسانی اند که نه از خدا شرم دارند و نه از مخالفت فرمان او پرهیز می کنند و نه از زیر پا گذاردن اصول انسانى پروا می نمایند (وَهُمْ لاَ یَتَّقُونَ).

هر چند این آیات درباره یهودیان مدینه در عصر رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شده و پرده از ماهیت پلید آنها بر می دارد[5]؛ اما این به معنای حصر این معنا در آنها نیست؛ بلکه بیان قاعده و قانون کلی است برای هر کس که رفتاری اینگونه دارد تا بداند و دیگران بشناسند که چنین کسی بدترین خلایق نزد خداوند است.

دفاع مقدس
حد توان نظامی در قرآن

به دستور آیه 60، توان نظامی مسلمانان در جامعه اسلامی باید به حدی باشد که دشمن و هر کس که خیال دست اندازی به حیطه نظام اسلامی را دارد به هراس اندازد(

تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ ) و نتواند حتی خیال تهاجم به آب و خاک نظام اسلامی را هم در سر بپروراند.

از این آیه استفاده می شود که نظام اسلامی باید به آخرین و پیشرفته ترین سلاح ها و تجهیزات نظامی و دفاعی مجهز باشد تا آنکه بتواند آن ترسی را که آیه می فرماید در دل دشمنانش ایجاد کند؛ هر چند داشتن این سلاح ها لزوماً به معنای به کارگیری آنها نیست. یعنی می توان گفت: داشتن از هر نوع ، ولی استفاده تنها از تسلیحاتی که با قوانین نبرد در اسلام سازگار است.

 

دو گروه از مومنان واقعی

آیه 74 به بیان دو گروه از مومنان واقعی می پردازد :

گروه اول کسانی اند که ایمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند (وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ).

گروه دوم کسانی اند که گروه اول را پناه دادند و یارى كردند (وَالَّذِینَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ).

هر چند این آیه درباره مهاجرین و انصار در صدر اسلام است؛ اما روشن است که این آیه نیز مانند اکثر آیات قرآن کریم پیامی جامع و کلی دارد که با بیان نمونه، در پی تعلیم و تعمیم آن در جامعه اسلامی و تمام دورانهاست.

نظام اسلامی باید به آخرین و پیشرفته ترین سلاحها و تجهیزات نظامی و دفاعی مجهز باشد تا آن بتواند آن ترسی را که آیه می فرماید در دل دشمنانش ایجاد کند؛ هر چند داشتن این سلاحها لزوما به معنای به کارگیری آنها نیست

وفاداری بر سر پیمان تا به کی؟

آیه 7 سوره مبارکه توبه به قانونی درباره سرآمدی زمان وفاداری به عهد و پیمان اشاره دارد. در این قانون آمده است که شما تا زمانی بر سر پیمان بمانید که طرف مقابل هم بر سر پیمان ایستاده(فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِیمُواْ لَهُمْ) و این وفاداری به عهد و قرارداد از لوازم تقواى دینى است به همین جهت علت دستور بالا را چنین بیان می کند: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ [6] ، اما اگر طرف مقابل پیمان شکست و تعهداتی که دوطرف موظف به رعایت آن بودند را نادیده گرفت ، شما هم تمام آنچه موظف به رعایت آن بودید را نادیده بگیرید.

 

جایی که اَیمان ملاک است نه اِیمان

اَیمان یعنی عهد و پیمان و معنای ایمان هم روشن است. آیه 12 درباره عهد شکنی کسانی است که با مسلمانان عهد و پیمان دارند که می فرماید: هرگاه طرف مقابل و هم پیمان شما عهد نامه را پاره کرد و مفاد آن را زیر پا گذاشت (وَإِن نَّكَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ) و شروع به مذمت آئین شما و تبلیغات سوء کرد(وَطَعَنُواْ فِی دِینِكُمْ) ؛ شما با پیشوایان این گروهِ كافر پیكار کنید(فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ).

بعد بلافاصله دلیل این نبرد و پیکار را بیان کرده می فرماید: چون عهد و پیمان برای آنها كمترین ارزشى ندارد. (إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ) درست است كه آنها با شما پیمان ترك مخاصمه بسته اند، ولى این پیمان با نقض شدن مكرر و آمادگى براى نقض در آینده اصلا ارزش و اعتباری جدی نخواهد داشت.

 

پی نوشت ها:

1.   تفسیر نمونه 7/172

2.   کافی 1/545/حدیث 11

3.   «خمس» دارای احکام خاص خود است که در کتابهای فقهی مراجع معظم تقلید به شکل مفصل توضیح داده شده است.

4.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 9/101

5.   همان، ص 111

6.   المیزان فی تفسیر القرآن 9/157


- نظرات (0)

تشکر از پدر و مادر تشکر از خداست

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ : و ما انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كردیم، در حالى كه مادرش او را (در شكم خود در ایّام باردارى) در حال ضعف روى ضعف حمل كرد، و ( شیر دادن و) از شیر جدا كردنش در دو سال بود، (گفتیم) كه مرا و پدر و مادرت را سپاس‏گزار، كه بازگشت (همه) به سوى من است.

در این آیه ، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنها است و قرار دادن شكر پدر و مادر در كنار شكر ((الله)).

والدین سالمند

نخست مى فرماید: ((ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كردیم )) (وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ ).

آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره كرده می‌گوید: ((مادرش او را حمل كرد در حالى كه هر روز ضعف و سستى تازه اى بر ضعف او افزوده مى شد)) (حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ).

سپس مى گوید: ((توصیه كردم كه هم شكر مرا به جاى آور و هم شكر پدر و مادرت را)) (أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ).

شكر مرا به‌جای آور كه خالق و منعم اصلى تو هستم‌ و چنین پدر و مادر مهربانى به تو داده ام و هم شكر پدر و مادرت را كه واسطه این فیض و عهده دار انتقال نعمت‌هاى من به تو مى باشند.

و چقدر جالب و پر معنى است كه شكر پدر و مادر درست در كنار شكر خدا قرار گرفته .

و در پایان آیه با لحنى كه خالى از تهدید و عتاب نیست مى فرماید: ((بازگشت همه شما به سوى من است )) (إِلَیَّ الْمَصِیرُ).

آرى اگر در اینجا كوتاهى كنید در آنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسى قرار مى گیرد و مو به مو حساب مى شود، باید از عهده حساب الهى در مورد شكر نعمت‌هایش ، و همچنین در مورد شكر نعمت وجود پدر و مادر و عواطف پاك و بى آلایش آنها بر آئید.


- نظرات (0)

ماننداین سوره بیاورید

اگر راست مى‏گویید، در این دوران سوره‏اى مانند آن بیاورید


برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند.

به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است.


قرآن

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد.

درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمان‌ها و زمین است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ما قرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند ، بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیامبر را مسلمان کرده.

اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرهای‌بسیاری داشته اند ، در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند.

از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوش هایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند ؛ گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

1- سوره 2 آیات 23 و 24

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ایم شک دارید ، پس اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید. پس اگر نکردید و هرگز نمى‏توانید کرد ، از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگ‌ها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید.

2- سوره 17 آیه 88

بگو اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى [دیگر] باشند.

کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و هیچ دانه‏اى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است

3- سوره 11 آیات 13 و 14

یا مى‏گویند این [قرآن] را به دروغ ساخته است . بگو اگر راست مى‏گویید ده سوره ساخته ‏شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که را مى‏توانید فرا خوانید. و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند بدانید با علم الهی نازل شده و هیچ معبودی جز او نیست آیا با این حال تسلیم می‏شوید؟

4- سوره 10 آیات 38 و 39

یا مى‏گویند آن را به دروغ ساخته است . بگو اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و هر که را جز خدا مى‏توانید فرا خوانید. بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است . کسانى [هم] که پیش از آنان بودند همین گونه [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.

5- سوره 52 آیات 33 و 34

مى‏گویند آن را بربافته [نه] بلکه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گویند سخنى مثل آن بیاورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وری و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند.

اکنون که قرن ها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک نکرده اند ، بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل سوره های قرآن کاری ساده است. بعضی ها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر می سروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده.

حضرت موسی

قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد.

وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود ،معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالی‌که جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند ؛ چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه.

اگر در انتها اذعان کردم که این‌کار نه تنها از عهده من ، بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.

برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ: ما تو را [چشمه] کوثر و فراوانی نعمت دادیم.

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ: پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن.

إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ: دشمنت‏ خود، بى‌تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود.

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند.

در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آن‌هم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود ، او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند

ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلاً بسیار تحت تأثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد.

آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند.

هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند.

اگر اعراب زمان پیامبر در برابر نظم و آهنگ سوره کوثر سر تسلیم فرود آوردند، اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم ، اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و هیچ دانه‏اى در تاریکی‌هاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توانیم از قرآن استفاده کنیم و با توسل به خدا ، قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.


منبع: سایت تدبر؛ مقاله مجتبی قلی زاده


- نظرات (0)