سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مـکــــــــــروهــــــــا ت روزه

چند چیز برای روزه دار مکروه است و آن عبارتست از :

1-دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد.

2-انجام دادن هرکاری که مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف می شود.


3-بو کردن گیاهان معطر

4-نشستن زن در آب.


5-استعمال شیاف.

6-تر کردن لباسی که در بدن است.


7-کشیدن دندان و هرکاری که به واسطه ی آن از دهان خون بیاید .

8-مسواک کردن به چوب تر.


9-انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق میرسد و اگر بداند به حلق می رسد؛ جایز نیست

10-مکروه است روزه دار بدون قصد بیرون آمدن منی زن خود را ببوسد یا کاری کند

که شهوت خود را به حرکت درآورد و اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد و در صورت بیرون آمدن منی روزه او باطل می شود.



توضیح المسائل مراجع


- نظرات (0)

ویژه گی های مسلمان که از مرگ هراس ندارد

حال تصور كنيد كه امروز آخرين روز عمر شماست  يا فقط تا چند هفته يا ماه ديگرزنده هستيد.براي يك لحظه از خودبپرسيد:"در اين صورت چه طور فرديبوديد؟افكار،كردار،تصميمات ، گفتار و...شماچگونه بود؟كدام يك از مسائلي كه ذهن شما را مشغول كرده ديگر ارزش خود را از دستميدهد؟و چه اموري واقعا مهم به نظر ميرسند؟..."وقتي آن دسته از مردمي كه به خدا اعتقادي ندارند(خداوند منزه است )،آنها كه قلبشان پر از شك و ترديد است،احساس مي كنند به مرگ نزديك شده اندتفاوت زيادي در افكارشان ايجاد نمي شود.و همانطور كه در زندگي بوده اند،فقط به چيزهايي كه مجبورند آن ها را ترك كنند فكر مي كنند و...

از طرف ديگر، مؤمناننظر كاملا متفاوتي دارند.براي يك مسلمان دانستن اينكه مدتي كمي زنده است تمام زندگي اش را تغيير ميدهد.يك مسلمان خود را براي مرگ آماده مي كند و از اين به بعد از هر لحظه استفاده مي كند تا

ايمان بيشتري كسب كند.و به دليل خشيت و ترس از خدا (البته ترس مثبت و از روي احترام )و چون كاملا هوشمندانه عمل مي كند،وقتي چنان خبري-خبر نزديكي مرگ خود را –مي شوند،همه ي زندگي اش را دوباره مرور مي كند.اخلاقش،خرد مندي،افكارش و  را مو به مو بررسي ميكند.او به خودش نمره ي صفر مي دهد و تلاش مي كند بهبهترين سطح ممكن برسد.با تمام امكاناتي كه دارد،تلاش مي كند تمام زمان باقي مانده را صرف انجام كار ها ي نيك و مفيد كند بدون اين كه حتي يك ثانيه از آن را بيهوده بگذراند.

و حقيقت مهمي كه وجود دارد اين است كه او با انجام اين امور تجربه اي مهمرا  كسب مي كند: احتياجي نيست كه كسي به او درست و غلط را نشان دهد. او خودش مي تواند زيباترين كلمات،بهترين عملكرد،و بهترين حالت ممكن را در هر شرايطي تشخيص دهد.او اين را بدون مشكل و نياز به تعمقانجام ميدهد.اين

معنويتي است كه كسي كه از خداوند مي ترسد و مؤمنانبه خدا دارند.طوري كه بدون هيچ شك وترديدي در فرصت باقي مانده زندگي مي كنند.او بايد اعتقاد راسخي داشته باشد كه او باعث مي شود نزديكي بهمرگ را حس كند.بدون اين كه خبري از يك بيماري خطرناك به او برسد يا هر وضعيت ديگري كه به او گفته شود تنها مدت كمي ديگر زنده است.

manzara selale

او بايد تنهايي اش را همانطور كه اگر تا چند ساعت ديگر بميرد به آن دچار ميشود حس كند،بايد فروتني داشته باشد و خود را به خداوند نيازمند بداند.هر كلمه اي كه مي گويد بايد صادقانه ترين باشد.و در هر جمله اش تجلي معنويت قران شكل گيرد.

مثل بي اطلاعي،قادر نبودن به درست فكر كردن،فراموشي يا لغزش،به كمترين حالت ممكن خود مي رسند.يا توانايي بي دقت عملكردن،متفاوت بودن،سستي،به تعويق انداختن امور،پس رفت ،مسئوليت خود رابه گردن ديگران انداختن ،غرق شدن در امور بيهوده و ...ديگر وجود نخواهد داشت.هر روز زندگي آن فردي با ايمان كامل،بايد اينگونه باشد.

بعلاوه،كسي كه مرگ را نزديك مي بيند،طوري خاص صحبت ميكند.تفاوت چنين فردي حتي بين صدها نفر ديگر كاملا مشخص است.كلمات او مستقيما بر جان ديگران مينشنيد.كاملا صادقانه هستند.سخنانش براي ديگران نيست بلكه برايخودش است.هدفش خودنمايي يا مورد تحسين واقع شدن نيست.او تنها هدفش خداوند و جلب رضايت اوست.هيچ غرور وتكبري در سخنش نيست واو مي داند وقتي براي تلف كردن با سخنان بيهوده ندارد. و هدفش نزديكي به خداست.سعي ميكند ديگران را نيز متوجه حضور خدا كندو به آنهانزديكي مرگ و زندگي پس از آن را ياداوري كند.انگار همه ي زرق و برق اين دنياي فاني را فراموش كرده و تنها خدا را باقي مي داند.تمام توجه اش را به سمت خدا معطوف كرده تا رضايت او را جلب كند.و با نورانيت خدايي زندگي كند.و زندگي ابدي اش در آن دنيا را با اولياي خدا بگذراند..چنين فردي بر امور مادي پيروز مي شود كه ممكن است ماهها و سالها وقت او را بيهوده بگيرند.چراكه اين مسائل اهميت خود را در مقايسه با زندگي حقيقي كه منتظرش است از دست مي دهند.بسياري از جزئياتي كه در زندگي بسياري افراد اهميتدارند،و ذهنشان را تمام روز به خود مشغول ميكنند،در نظر اين فرد كاملا بي اهميت مي شود.چيزهايي مثل مدل مو،مدل ماشين،رنگ مبمان،برنامه اش براي تعطيلات ،رقيبانش،كساني كه از دست آن ها عصباني است، لباسهايش، دارايي اش و.... حتي به ذهنش نمي رسد.

هر ثانيه اي كه مي گذرد مهم است.هر لحظه مي گذرد و او به مرگ نزديك تر مي شود.با گذشت هر ثانيه ،زمان  متري براي خوب بودن دارد.هيجاني دارد كه از احساس كردن اين حقيقت جلوگيري ميكند.او تمام نيروي جسماني و روحاني اش را براي اينكه خدماتش زياد شود استفاده مي كند،و خوفش از خدا و خشيت را زيادمی كند.و خداوند را بيش تر عبادت كند.وبا دلي بي ريا تر توبه كند.و اخلاقش را به اخلاق پيامبران و امامان بيش تر نزديك كنند.و عشق و احترامش را به ديگر مسلمين نشان دهد.و بندگي خدا كند.و به اسلام و مسلمين خدمت نمايد.

افكار،گفتار و اعمالش در راه درست است.حتي يك لحظه را غافل از ياد خدا،و احساس عميق ترس از خدا همراه با احترام و پناه بردن به خدا نمي گذراند.همه چيز در زمين به جز امور معنوي، اهميت خود را برايش از دست مي دهند.قلب او تنها از آن خداست.و چيزهايي كه خدا از او مي خواهد.زندگي كسي كه به مرگ نزديك شده را مي توان از ابعاد بيشتري بررسي كرد .اما معيار بايد اين باشد:هركس كه او را مي بيند عمق ايمان او و عشق و نزديكي اش به خدا را حس مي كند. او اطاعت، هدفمندي، اشتياق، و...صداقت يك شخص با هوشياري تمام، كسي كه از چيزي فوق العاده آگاه شده و نسبت به چيزي كه از آن آگاه شده، درك خوبي پيدا كرده.

 

kiz kivircik_sacli

هركس به خدا معتقد است، بايد خود را به جاي چنان فردي كه از مرگ خود آگاه شده بگذارد.چرا كههيچ فرقي بين  اين دو نفر نيست.اولي از مرگ خود مطلع شده اما به هر حال مرگ به همان اندازه به هر كس ديگري هم نزديك است.آن هم در هر لحظه!يك فرد كاملا سالم ممكن است زودتر از كسي كه به او خبر مرگش داده شده بميرد!

مرگ،زندگي پس از آن ،بهشت و جهنم به او خيلي نزديك است.به همين خاطر نيازي نيست فرد منتظر بماند تا به او خبر مرگش داده شود تا به زندگي اش زيبايي معنوي بدهد.او بايد تلاش كند از نهايت ايمان لذت ببرد.و در حاليكه در سالمترين و جوان ترين دوران زندگي اش است و بيشترين امكانات را دارد.تمام حالات،گفتار،و رفتارش بايد در راه رسيدن به همين ايمان كامل باشد.همانطور كه او ميتواند بدون اين كه فردي ناآگاه مرتب به او بگويد چه بايد بكند،راهنمايي!اش كندو...شخص بايد بتواند هوشياري و آگاهي شيريني را،تجربه كند.بدون اينكه چنين شرايطي دوباره اتفاق بيفتد. ‍

اين همان اخلاق خوب در جلب رضايت خداست.اي همان حالت ذهن،عمق ايمان،هوشياري و اعتقاد واقعي است كه در اين شخص به وجود امده .به همين خاطر هر كس كه خداوند را عميقا دوست دارد،و هدفش خشنودي اوست،و رسيدن به عشق الهي ،زندگي ابدي اوست بايد همانطور فكر كند كه كسي كه هرلحظه مرگ راحس مي كند.خداوند در قران به ما درباره ي وضعيت كساني فرموده  كه به مرگ نزديك شده اند و از خداوند مي خواهند آن ها را دوباره به اين دنيا برگرداند تا اعمال صالح انجام  دهند.پشيماني كه آنها مي كنند به دليل ايناست كه از ابزاري كه خدا در اختيارشان گذاشته بود تا به قرب الهي برسند،در زمان حيات استفاده نكردند.تنها راه تجربه نكردن اين پشيماني،اين است كه هر لحظه را با درك واقعيت مرگ و زندگي پس از آن سپري كنيم.

 خداوند در سوره ي مومنون ،آيات 99-100مي فرمايد:آن ها همچنان به راه غلط خود ادامه مي دهندتا زمانيكه مرگ يكي از آنها فرا رسد،مي گويد:"پروردگار من!مرا باز گردانيد،شايد در آنچه ترك كردم(كوتاهي كردم)عمل صالحي انجام دهم."(ولي به او ميگويند")چنين نيست!اين سخني است كه او به زبان مي گويد(و اگر بازگردد كارش همچون گذشته است)و پشت سر آنان برزخي است تا روزي كه بر انگيخته شوند


- نظرات (0)

پشتیبانی خدااز مومنان

خدا اعمال مومنان را آسان تر می کند، و همیشه به صورت پنهان و اشکار راهی برای خروج

از شرایط دشوار به  آنها نشان می دهد. خداوند این واقعیت را که با ارتش نامرئی به مؤمنان

کمک می کند در آیه ای  از قرآن توضیح می دهد.

"ای اهل ایمان بیاد آورید نعمتی را که خدا به شما عطا کرد وقتیکه لشکر بسیاری از کافران

بر علیه شماجمع شدند پس ما به مدد ویاری شما بادی تند و سپاهی بسیار که به چشم

نمی دیدید فرستادیم و خدا خود به اعمال شما آگاه بود ." (سوره احزاب،آیه 9)

در هر عصر و دوران تعداد مؤمنان کم است، اما خدا وند بیان می کند که گاهی اوقات تعداد

مؤمنان و قدرت آنها را در چشم منکران بیشتر از آنچه است نشان می دهد که این موجب

ترس و دلهره در میان آنها میشود.

"و بیاد آورهنگامیکه با دشمنان مقابل شدید خدا آنان را در چشم شما کم نمودار کرد و شما

را نیز در چشم دشمنان کم بنمود تا خداوند آنرا که در قضای حتمی خود مقدر نموده اجرا

فرماید و به سوی اوست بازگشت امور. "(سوره انفال، آیه 44)

در دوران پیامبر اکرم(ص) خداوند حمایت معنوی خود به مؤمنان را در زمان سختی اینچنین

نشان داده است

"برای اینکه از جانب خدا ایمنی یافتید...." (سوره انفال ، آیه11)

با بیان اینکه"ارامش یافتید"، می توان فهمید که خدا در زمان دشواری وبرای  حفظ اسودگی

خاطر، به مؤمنان خا لص اعتماد به نفس و ثبات قدم  میدهد (خدا حقیقت را می داند)


خداوند با روش های غیر محسوس پشتیبانی و آسایش را برای مؤمنان فراهم می کند


- نظرات (0)

تنها یک نمونه کافی است که ببینیم داروین گرایی تا چه حدّی چرند است

proteinmolekuluهر یک از مولکول های پروتئین درون بدنمان با یک نظم و ترتیبی خاص در راستای تحقّق فرامین الهی انجام وظیفه می کنند. حق تعالی- پروردگار جهانیان- همان کسی است که    تک تک مولکول ها را برای انجام وظایفی «حتمی و بی چون و چرا » آفریده است.              

آلبومین، که یکی از مولکول های « حامل » درون خون است، به چربی هایی نظیر کُلسترول، هورمون ها، مواد سمّی ِ کیسه صفرا و داروهایی از قبیل پنی سیلین خود را می چسباند. آلبومین از طریق خون در بدن جریان دارد و به منظور خنثی سازی، سمومی را که جمع آوری کرده است، در کبد بر جای می گذارد. همچنین، مواد غذایی و هورمون ها را به هر جایی از بدن که بدانها نیاز باشد، حمل می نماید.                                                                                                

- چگونه مولکولی مانند آلبومین، که از اتم ساخته شده و فاقد شعور و دانش است، چربی ها، سموم، داروها و مواد مغذّی را از یکدیگر تشخیص می دهد؟                

- چگونه آلبومین کبد، کیسه صفرا و معده را از همدیگر تشخیص می دهد و موادی را که با خود حمل کرده است، به محل دقیق می برد - آن هم به میزان لازم و همیشه بدون اشتباه؟                                                                             

- چگونه تفاوت بین مواد سمّی، دارو یی و مواد مغذّیِ درون خون را از هم تشخیص می دهد و می داند که در هر اندام باید دقیقاً چه مقدار بر جای بگذارد؟              

مولکول آلبومین، که ترکیبی است از چند اتم فاقد درک و شعور، از اطلاعاتی برخوردار است که اکثریت قریب به اتفاق مردم بدون آموزش های لازم از آنها بی خبرند. بنابراین، در تمامی انسان هایی که تاکنون و در طول میلیون ها میلیون سال زیسته اند، وظیفه خود را [به بهترین شکل ممکن] انجام داده است. بی تردید، توانایی نشان دادن چنین هوشیاری ای، از راه قدرت و علم بی منتهای الهی انجام پذیر است [و بس]. 


- نظرات (0)

ساختار پیچیده اتم


اتم متشکل از هسته - که خودش شامل نوترون و پروتون است- و الکترون هایی می باشد که  به دور هسته می چرخند.                                                                                           

کوچک ترین اجزای اتم، شامل الکترون ها و دو نوع « کوارک » می باشد. تمامی آنچه که در   عالم ماده وجود دارد- یعنی همه بوها، مزه ها، رنگ ها، سختی ها، نرمی ها و تمامی چیزهای دیگر- همگی از این سه اجزای بسیار کوچک آفرینش یافته اند.                                           

در مقایسه با هسته، الکترون ها به طرز خارق العاده ای ریز هستند. هر الکترون فقط یک دوهزارم  ِ پروتون هایی است که هسته را می سازند.                                                                   

اگر روی کاغذی یک نقطه بگذاریم و آن را به عنوان هسته اتم در نظر بگیریم، الکترونی که دور آن می چرخد، 50 متر دورتر از آن قرار خواهد داشت.                                                            

اگر هسته را به عنوان یک سیب در نظر بگیریم، الکترونی که دور آن می چرخد، 50 کیلومتر دورتر از آن قرار خواهد داشت. حال، فردی که نزدیک سیب ایستاده است، به هیچ وجه برایش میسّر نیست که از این فاصله بتواند الکترون را ببیند.                                                                  

هیچ ضربه، برخورد یا انفجاری که در جهان هستی رخ می دهد، نمی تواند اتم یا هسته و یا الکترون ها را جابجا کند. حتی وقتی جانداری که از اتم ساخته شده است می میرد، اتم های سازنده آن همچنان به چرخش خود ادامه می دهند.                                                         

اتم هایی که سازنده درختی در حال سوختن هستند، با سوختن درخت، نه می سوزند و نه      از بین می روند؛ بلکه، همچنان در هوا به چرخش خود ادامه می دهند و برای ساختن چیزهای جدید، با اتم های گوناگون ترکیب می یابند.                                                                    

هستۀ درون اتم، پیوسته در چرخش است. الکترون ها هم به دور هسته می چرخند و هم به دور محور خودشان. درست به همین ترتیب، کوارک های درون هسته نیز بی وقفه در چرخش اند.   هر یک از آنها با سرعت خاصی می چرخد. نه هیچ گونه اشتباهی از آنها سر می زند و نه هیچ یک از آنها نظمی را که برایش ترتیب یافته است، به هم می زند. الکترون با سرعتی خارق العاده (یعنی با سرعت 2000 تا 000/100 کیلومتر در ثانیه) هم به دور محور خود می چرخد و هم     به دور هسته.                                                                                                          

در طول این 15 میلیارد سالی که از آفرینش شان می گذرد، حتی یک الکترون با الکترون دیگری برخورد نکرده است. چنین تصادمی هرگز اتفاق نیفتاده است.                                              

الکترون ها در 7 مدار مختلف به دور هسته می چرخند. تعداد این الکترون هایی که به دور هسته می چرخند، گاهاً ممکن است از 100 تا تجاوز کنند.                                         

الکترون ها با سرعت بسیار بسیار زیادی به داخل مدار یکدیگر می پرند و تغییر مکان می دهند؛ اما، با وجود سرعت و حرکت بسیار بالای شان، باز هم هیچ گاه با یکدیگر برخورد نمی کنند.                                  

تبادل الکترون میان دو اتم با سرعت بسیار پایینی صورت می گیرد؛ و این کار از نظر ادامه حیات، برای ما موهبتی بزرگ است؛ زیرا، این امر یکی از دلایلی است که در پس ِ وجود تمامی چیزها قرار گرفته است: از سلول های درون بدنمان گرفته تا اشیایی که از آنها استفاده می کنیم،       از ستارگان آسمان گرفته تا خود زمین.                                                                           

در هر لحظه، به تعداد ستارگان موجود در یک کهکشانِ متوسط، درون مغزمان نقل و انتقالات الکتریکی صورت می گیرد. الکترون ها هستند که این نقل و انتقالات الکتریکی را امکان پذیر می سازند.           

الکترون ها به دور محور خودشان هم می چرخند، که آن را « اِسپین » می گویند. اگر اینچنین نمی بود، تمام الکترون ها فقط در یک مدار ترکیب می شدند، هیچ تبادل الکترونی صورت        نمی گرفت و [لذا،] ماده هم هیچگاه شکل نمی گرفت.                                                     

هنگامی که راحت و آرام در خانه مان نشسته ایم، زمین با سرعت 500 متر در ثانیه به دور محور خود در چرخش است؛ و ما هم به همراه آن می چرخیم. زمین با سرعت 30 کیلومتر در ثانیه به دور خورشید می چرخد؛ و ما هم باز به همراه آن می چرخیم. منظومه شمسی با سرعت 250 کیلومتر در ثانیه به درون کهکشان راه شیری می چرخد؛ و ما هم به همراه آن می چرخیم. و تک تک اتم های درون بدنمان، همه چیزهای اطرافمان و محل زندگیمان نیز پیوسته در گردش است. تمامی چیزها (از کهکشان های عظیم گرفته تا کوچک ترین کوارک) در حیطه علم و تحت کنترل خداوند متعال – آفریدگار و پروردگار جهانیان – قرار دارد.                                                      

أَعُوذُ باللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجيمِ

                                                                                                          

] أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ [

 

هان! [اي مردم! بدانید که] بی شک، آنچه در آسمان ها و زمين است، از آنِ خداست. او آگاه است از آنچه [ اينك] بر آنید [و در سر دارید] و از آن روزی كه انسان ها در آن به سوی او باز می گردند [نیز آگاه است]، و [آن وقت است که] آنان را از [حقیقتِ] آنچه انجام داده‌اند، باخبر می سازد؛ و الله به همه چیز آگاه است.   (نور/64)



- نظرات (0)

مباحث علوم قرآنى 7

نسخ و انساء قرآن

س 362- خداوند متعال مى فرمايد: ما ننسخ من آيه او ننسها، نات بخير منها او مثلها، الم تعلم ان الله على كل شى ء قدير (بقره : 106)
هر حكمى را نسخ كنيم ، يا آن را به دست فراموشى بسپاريم ، بهتر از آن يا مانندش را مى آوريم ، مگر نمى دانى كه خدا بر هر كارى تواناست ؟!
انساء و به فراموشى سپردن آيه چگونه تصور مى شود؟
ج - فراموشى آيه يا سوهر يا بخشى از قرآن براى پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم و مسلمانها به اين صورت است كه مثلا مى خوابند و صبح بيدار مى شوند در حالى كه آن را فراموش كرده اند. آيه شريفه مى خواهد بفرمايد: حكمى را بر مى داريم و حكمى جاى آن مى گذاريم كه از لحاظ مصلحت ، مثل حكم قبل و يا بهتر از آن است ، بنابراين مصلحت حكم منسوخ يا منسى از دست نمى رود، بلكه مثل يا بهتر از آن به دست مى آيد.
البته محدوده دلالت آيه وسيع است و تنها مخصوص حكم نيست ، بلكه احكام و عيان ماند شهادت امام عليه السّلام را شامل مى شود. و اساسا آيه شريفه در مقام پاسخ كسانى است كه بيهوده مى گفتند: احكام الهى نسخ و انساء بر نمى دارد، لذا خداوند در آيه بعد در جواب آنها مى فرمايد: الم تعلم ان الله له ملك السموات و الار و ما لكم من دون الله من ولى و لانصير (بقره : 107)
مگر نمى دانى فمرانروايى آسمانها و زمين از آن خداست ، و شما جز خدا سرور و ياورى نداريد؟!
يعنى خداوند هر گونه خواست مى تواند تصرف كند، و شما سرپرستى غير از خدا نداريد، او هر گونه بخواهد به مصحلت شما حكم مى كند، اين گونه نيست كه دست بسته باشد چنانكه يهود مى گفتند: يدالله مغلوله (مائده : 64)
دست خدا بسته است .
و روى سخن آيه شريفه بيشتر با يهد است كه مى گفتند:، تورات حكم الهى است ، و احكام تورات همواره زنده ، و براى ابد ثابت است ، حتى خداوند متعال هم نمى تواند آن را تغيير دهد.

امّالكتاب و حقيقت قرآن

س 363- خداوند متعال مى فرمايد: انه لقرآن كريم ، فى كتاب مكنون ، لايمسه الا المطهرون (واقعه : 77 78)
براستى كه اين قطعا قرآنى است ارجمند، در كتابى نهفته ، كه جز پاك شدگان بر آن دست نزنند (يا: دسترسى ندارند)
در روايتى منقول از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام با استشهاد به آيه لايمسه الا المطهرون آمده است كه : (مس كتابت قرآن حرام است )(144)
ج - در بعضى از روايات نيز اين آيه شريفه اين گونه معنى شده است : هيچ كس جز مطهرون و پاكان ، و يا اين كه غير از اهل بيت عليهم السلام به قرآنى كه در لوح محفوظ است راه ندارد؛(145) زيرا به نص آيه تطهير (احزاب : 33) مقصود از (مطهرون ) اهل بيت عليهم السلام هستند.

س 364- آيا امّالكتاب همان لوح محفوظ است ؟
ج - بله همان لوح محفوظ است يعنى كتاب مكنون و لوح محفوظ از دسترس ديگران .
چنانكه خداوند متعال مى فرمايد: لايمسه الا المطهرون (واقعه : 79)
جز پاكيزگان نمى توانند بدان دسترسى داشته باشند.
زيرا (مطهرون ) با صيغه اسم مفعول ، يعنى كسى كه خدا او را از هر چه ناملايم است پاك كرده است . و در جاى ديگر مى فرمايد: حم ، و الكتاب المبين ، انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون ، و انه فى امّالكتاب لدينا لعلى حكيم (زخرف : 1 4)
حا، ميم ، سوگند به كتاب روشنگر، ما آن را قرآنى عربى قرار داديم ، باشد كه بينديشيد، و همانا كه آن در امّالكتاب به نزد ما سخت والا و استوار است .
(على ) يعنى عالى تر از اينكه فهم ديگران به آن برسد. و (حكيم ) يعنى محكم تر از اينكه آن را تجزيه كنند.

تفسير محيى الدين

س 365- آيا تفسيرى كه به (محيى الدين ) منسوب است ، نوشته ايشان است يا ديگرى ؟
ج - معروف است كه نوشته (عبدالرزاق كاشانى ) است .


- نظرات (0)