سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

خدايا..


خدايا..

گلدانهای آرزوی مرا به خشکی منشان

و نردبان امید را از زیر پای دلم مکشان

و تا پایان این راه بی پایان مرا

به خودم وا مگذار و دستم را بگیر

خدا یا !

توفیق اطاعت و بٌعد معصیت ، آنچنانم عطا کن

که تا قله ی شفاعتمحمد (ص) صعود توانم کرد

و تا گذرگاه نسیم غفران تو توانم رسید.


- نظرات (0)

خدا نگهدار

آقای دکتراحمدی نژاد!

ایران تو را از یاد نخواهد برد. تو را به خدا می سپاریم/

والله خیر حافظ و هو ارحم الراحمین



- نظرات (0)

نام های قرآنی - نام های پیامبران در قرآن کریم


۱.
آدم : این كلمه عبری و غیر منصرف است و به معنای خاك سرخ می باشد. اصل آن «آدام» بوده كه برای تعریب الف وسط آن حذف شده است. 25 بار در قرآن کریم تكرار شده است. در قرآن كریم به عنوان اولین انسان از نسل انسان‌های فعلی معرفی شده و به عنوان آدم ابوالبشر آمده است. در سوره‌های بقره، اعراف، انبیا، حجر، طه، ص، بنی اسراییل و كهف در محورهای زیر سخن به میان آمده است: الف. آفرینش آدم؛ ب. سجده فرشتگان و اعراض ابلیس؛ ج. فریب آدم توسط ابلیس و رانده شدن از بهشت؛ د. توبه آدم.

۲.
ادریس : این كلمه غیر عربی است؛ از این روی غیر منصرف میباشد. 2 بار در قرآن کریم آمده است. میان شیث (جانشین آدم) و او چهار نسل فاصله است. (آیه 75 سوره مریم، آیه 85 سوره انبیاء).

۳.
نوح : این كلمه عربی است. چون بسیار گریه میكرده به او نوح گفته اند. 43 بار در قرآن کریم تكرار شده است. اولین پیامبر اولوالعزم عمرش از همه پیامبران بیشتر بود و دوران نبوت او 950 سال بوده است؛ از این روی به او شیخ الانبیا لقب داده اند. قوم او به خاطر عدم ایمان عذاب شدند، همسر و فرزند او هم جزء ‌عذاب شدگان بودند.
۴.
هود : این كلمه عربی است. وی پس از نوح با چند واسطه آمده است. وی در سرزمین احقاف و میان قوم عاد زندگی میكرد. در تورات به نام «عابر» خوانده شده است. این كلمه 10 بار در قرآن کریم آمده كه سه مورد آن به معنای یهودی است و در سوره الحاقه به سرگذشت او اشاره شده است.
۵.
صالح : این كلمه عربی است و وی از پیامبران عرب میباشد. وی در سرزمین حجر (میان شام و حجاز) مبعوث شد. معجزه او شتری بود كه از درون كوه بیرون آمد، مردم او را پی كردند و دچار عذاب صیحه آسمانی شدند. این نام 9 بار در قرآن کریم آمده است.
۶.
ابراهیم :‌ این كلمه غیر عربی و سریانی است و به معنای پدر مهربان میباشد. وی از پیامبران اولوالعزم میباشد كه دارای كتاب و شریعت است. وی در شهر بابل در عراق به دنیا آمد و به پیامبری رسید ، در قرآن کریم در حول محورهای زیر مجادله ابراهیم با آذر، دشمنی او با بتها و شكستن بتها، داستان به آتش افكندن ابراهیم توسط نمرود و گلستان شدن آتش بررسی شده ، که این نام 69 بار در قرآن کریم تكرار شده است.
۷.
اسماعیل : این كلمه غیر عربی است و در زبان عبری «اسما» و «ئیل» به معنای بشنو، خدا بوده است. وی فرزند بزرگ ابراهیم است و مادرش هاجر میباشد كه در نوجوانی ابراهیم او را به قربانگاه برد. این كلمه 12 بار در قرآن کریم تكرار شده است كه میتوان از جمله آنها به قضایای بشارت تولد اسماعیل به ابراهیم و دستور قربانی او و قضیه بنای كعبه و كمك به ابراهیم در سوره‌های بقره، ابراهیم، انعام، مریم و صاد اشاره كرد. در آیه 54 سوره مریم اختلاف است كه منظور از اسماعیل كیست.
۸.
اسماعیل بن حزقیل : طبق روایات و نظر بخشی از تفاسیر، کلمه اسماعیل در آیه 54 سوره مریم اسماعیل بن حزقیل است كه او را اسماعیل صادق الوعد لقب داده اند. در روایتی كه از امام صادق علیه السلام نقل شده میفرماید: این اسماعیل، اسماعیل بن ابراهیم نیست. او پیامبری از پیامبران است.
۹.
اسحاق : این كلمه عربی نیست و غیر منصرف میباشد. وی فرزند دوم ابراهیم است كه مادرش ساره میباشد. در قرآن كریم راجع به بشارت تولد اسحاق به ابراهیم، آیاتی وجود دارد و نام او در ردیف انبیاء ذكر شده است، این نام 17 بار در قرآن كریم بیان شده است.
۱۰.
لوط : ظاهراً این كلمه عربی است. وی در زمان حضرت ابراهیم میزیست و با آن حضرت خویشاوند بود و به او ایمان آورد و خود پیامبر مردم شهر سدوم بود. مردم این شهر به جهت عمل زشتی دچار زلزله شدید شده و نابود گشتند، همسر لوط هم جزء معذبین بوده است. این نام 27 بار در قرآن كریم در خلال سوره‌های اعراف، حجر، انبیاء و... ذكر شده است.
۱۱.
یعقوب : این كلمه غیر عربی و ظاهراً عبری است و غیر منصرف میباشد. وی فرزند اسحاق است. لقب وی «اسرائیل» است كه به معنای عبد خدا میباشد. (اسرا = عبد و ئیل = خدا) كلمه یعقوب 16 بار در قرآن کریم تكرار شده و كلمه اسرائیل 43 بار در قرآن تكرار شده است. بنی اسرائیل از نوادگان یعقوب هستند كه همه اسباط دوازده گانه را شامل می‌شوند زیرا او دوازده فرزند داشت كه اسرائیل نوادگان اویند.
۱۲.
یوسف : این كلمه عبری است. یعقوب دوازده پسر داشت كه یوسف زیباترین و محبوبترین آنان بود. داستان زندگی او به صورت یكپارچه در سوره یوسف آمده است. كلمه یوسف 27 بار در قرآن کریم ذكر شده كه سوره‌ ای نیز با این نام از طرف خداوند نازل شده. در آیه 84 سوره انعام وی در ردیف انبیاء عظام قرار گرفته و در سورة مؤمن به رسالت او تصریح شده است.
۱۳.
ایوب : این كلمه غیر عربی و ظاهراً عبری و غیر منصرف به معنای بازگشت كننده میباشد. خدای متعال برای امتحان او را سالها به مرضی مزمن دچار كرد و او صبر و مقاومت كرد، از این روی صبر ایوب ضرب المثل شده است. كلمه ایوب 4 بار در قرآن كریم سخن به میان آمده كه قرآن كریم او را به خاطر صبر و شكیبایی در برابر آزمایشات الهی می‌ستاید و او را دارای عزم و اراده عالی می‌داند.
۱۴.
شعیب : ظاهراً این كلمه عربی است. وی در شهر مدین (شهری در كنار دریای سرخ) زندگی میكرد. كلمه شعیب 11 بار در قرآن كریم آمده است در خلال سوره‌های اعراف، هود، شعراء، عنكبوت ذكر شده، در سوره حفص آیات 22 تا 28 داستان ازدواج موسی با دختر شعیب و پناه بردن موسی به او ذكر شده است.
۱۵.
موسی : این كلمه معرب «موشه» (از آب كشیده شده) در زبان عبری است. وی از پیامبران الوالعزم و صاحب شریعت و كتاب آسمانی است و نام كتاب وی تورات میباشد. او فاتح و منجی یهود است و به پیروان وی یهودی میگویند. داستان زندگی موسی و بنی اسرائیل در سوره ها و آیه های متعددی آمده است،‌ مانند سوره بقره، اعراف، طه، قصص، شعراء و... موسی بین قرن 13 - 15 قبل از میلاد به دنیا آمد، نام پدرش عمران و نام مادرش یوكابد است. وقایع زندگی موسی بیش از سایر پیامبران در قرآن آمده است، نام او 136 بار در قرآن كریم بیان شده است.
۱۶.
هارون : این كلمه عبری و به معنای محبوب است و غیر منصرف میباشد. وی برادر موسی است و در كنار او بود و موسی از خدا خواست كه او را وزیرش قرار دهد و خدا درخواست او را اجابت كرد و او را در نبوت شریك موسی قرار داد، از این روی هر دو با هم به سوی فرعون رفتند. كلمه هارون 20 بار در قرآن كریم در خلال سرگذشت موسی ذكر شده است.
۱۷.
الیاس : این كلمه عبرانی است و تعریب شده است. در قرآن كریم 2 بار این كلمه آمده است و زندگانی او توضیح داده نشده است. گفته اند كه او همانند خضر هم اكنون زنده است. (انعام 85 ، صافات 13)
۱۸.
یسع : ظاهراً این كلمه عبری و معرب ایشاع است. این نام در قرآن كریم 2 بار تكرار شده است. (انعام 86 ، ص 48)
۱۹.
ذوالكفل : این كلمه عربی است و غیر منصرف میباشد و 2 بار در قرآن كریم آمده است (انبیا 85 ، ص 48). چون سرپرستی بازماندگان یسع را بر عهده گرفت او را به ذالكفل لقب دادند که ارتباط با این مسئله بعضی از مفسرین آیات 244 تا 245 از بقره را مربوط به او دانسته ‌اند.

۲۰.
داود : این كلمه غیر عربی و ظاهراً عبری است. این كلمه 16 بار در قرآن كریم تكرار شده است كه محورهای بحث قرآن کریم در مورد داود عبارتند از:
الف. داستان جنگ جالوت و طالوت كه جالوت به دست داود كشته شد (بقره ، آیه 246 تا 252)
ب. به حضرت داود كتاب آسمانی داده شده و از انبیاست آیات 161 نساء و 57 انبیاء گویای آن است.
ج. طبق آیه 75 از سوره انبیاء پرندگان و كوه‌ها در تسخیر داود بودند و ایشان از صدای خوشی برخوردار بودند.
د. بنابر آیه 80 از سوره انبیاء و آیه 12 از سوره سبأ، خداوند آهن را برای داود نرم ساخت و به او صفت زره سازی آموخت.
ه. آزمایش شدن داود، سوره ص، آیه 16-25.
۲۱.
سلیمان : این كلمه غیر عربی و معرب شلومه و غیر منصرف است. و فرزند داود است. وی علاوه بر مقام نبوت دارای مقام پادشاهی هم بود و زبان حیوانات را میفهمید و باد و جنیان تحت تسخیر او بودند و تخت او به وسیله باد حركت میكرد. این كلمه 17 بار در قرآن كریم تكرار شده كه در سوره‌های بقره، نساء، انعام، انبیا، نمل، سبأ و ص می‌باشد.
۲۲.
یونس : این كلمه غیر عربی و ظاهراً از کلمه یونانی ایونس گرفته شده است و غیر منصرف میباشد. قرآن كریم او را «ذوالنون» و «صاحب الحوت» لقب داده است. وی در نینوا مبعوث گردید. از اعجایب زندگی یونس این است که او پس از اینكه قومش را نفرین به عذاب كرد ، از میان قومش به سوی دریا فرار كرد ، بر كشتی سوار شد ، در حمله یک نهنگ به کشتی، او در بین افراد داخل کشتی طبق قرعه ای که به نامش افتاد به سوی نهنگ پرتاب شد ، نهنگ او را بلعید و در شكم آن زنده ماند ، خداوند متعال جان یونس را بر اثر ذكر «لا اله الا انت سبحانك انی كنت من الظالمین» نجات داد و اگر او این ذكر را نگفته بود تا روز قیامت در شكم نهنگ زندان بود. این كلمه 4 بار در قرآن كریم تكرار شده است كه در سوره صافات و سوره قلم به سرگذشت او اشاره شده است. در سوره انبیاء به عنوان ذوالنون از او یاد شده است. نام او به عنوان نام یكی از سوره ها هم درج شده است.
۲۳.
زكریا : این كلمه معرب و اصل آن عبری است. وی كه از متولیان بیت المقدس بود طبق قرعه سرپرستی مریم، مادر عیسی را بر عهده گرفت. وی برای گریز از مأموران حكومت جبار به درون درختی مخفی شد كه مأموران درخت را با اره دو نیم كردند. این كلمه 7 بار در قرآن كریم تكرار شده است.
۲۴.
یحیی : این كلمه هم میتواند عربی باشد، برگرفته از واژه حیات و میتواند عبری باشد (معرب یوحنّا) ، وی پسر زكریا است و در نزد مسیحیان یحیی با عیسی پسر خاله میباشند. وی شباهتهایی به امام حسین علیه السلام دارد، از آن جمله كه در شش ماهگی به دنیا آمد و به دست حاكم عیاشی سر از تنش جدا شد. این كلمه 5 بار در قرآن كریم آمده است، در آیه 13 از سوره مریم و آیه 34 از سوره آل عمران به نبوت او تصریح شده است و به داستان تولد عیسی و دعای زكریا در قرآن اشاره شده است.
۲۵.
عُزَیر : این كلمه معرب عزرا است. 1 بار در قرآن كریم سوره توبه آیه 30 آمده است و مفسران گفته اند آن شخصی كه آیه 259 سوره بقره میگوید كه خدای متعال او را صد سال میراند و سپس زنده كرد، عزیر پیامبر است
۲۶.
عیسی : این كلمه معرب كلمه «ایشوع» در زبان عبری است و به معنای مرد بزرگ و مبارك است. وی از پیامبران اولوالعزم است و كتاب او تورات میباشد. به پیروان وی مسیحی میگویند. مادر وی مریم از چهار زن بزرگ بهشتی است كه بدون شوهر و با تمثل فرشته الهی (جبرئیل) برابر او باردار شد و در مدتی كوتاه عیسی را به دنیا آورد. و عیسی در گاهواره به سخن آمد و خود را عبدالله، پیامبر و صاحب كتاب معرفی كرد. نام او در قرآن به دو عنوان ذكر شده است: الف. به عنوان عیسی 25 بار ، ب. به عنوان مسیح 10 بار. كه در سراسر این قضایا كه مربوط به او می‌باشند به تولد او و معجزات و پیشگویی او اشاره شده اما در آیه 48 آل عمران و 156 نساء تصریح دارد كه عیسی نمرده و زنده است و بر عقیده به صلیب كشیده شدن او خط بطلان كشیده شده است. طبق برخی از روایات زمانی که یهودیان مخالف میخواستند او را به دار بیاویزند، خدای بزرگ او را نجات داد و فردی مشابه او را به دار آویختند.

۲۷.
محمد : این كلمه عربی و به معنای ستوده است. و از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت اسلام و كتاب آسمانی او قرآن است. وی آخرین پیامبر الهی است و پس از او پیامبری نخواهد آمد و هر كس پس از ایشان ادعای پیامبری كند دروغگو است. نام مباركش در چهار سوره آل عمران 136 ، احزاب 4 ، محمد 2 ، فتح 29 ، 1 بار نیز بنابر آیه 79 از سوره اسراء نام محمود و 1 بار نام احمد در سوره صف آیه 16 برای آن حضرت آمده است. آخرین پیامبر الهی در سال عام الفیل متولد شد و در چهل سالگی به پیامبری رسید. سیزده سال از رسالتش را در مكه و ده سال را در مدینه گذراند و در سال دهم هجری وفات نمود.

اسم های پيامبرانی كه نام آنها به طور صريح در قرآن کریم آمده این 27 نفر بودند.

ولي پيامبران ديگری نیز هستند كه در قرآن اشاراتی به آنها شده ولی نام آنها به طور صریح نیامده، مانند: «اشموئیل» كه در آیه‏ی 248 سوره‏ی بقره با تعبیر «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ» به او اشاره شده است.
و «یوشع» كه در آیه‏ 60 سوره‏ی كهف با تعبیر «وَإِذْ قَالَ مُوسَی‏ لِفَتَاهُ» به او اشاره شده است.
و «ارمیا» كه در بقره آیه 259 با تعبیر «أَوْ كَالَّذِی مَرَّ عَلَی‏ قَرْیَةٍ»
و «خضر» كه در كهف آیه 65 با تعبیر «فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا»
و همچنین «اسباط بنی‏اسرائیل» كه بزرگان قبائل بودند و در نساء آیه 163 تصریح شده كه بر آنها وحی الهی نازل میشده و اگر در میان برادران یوسف نیز پیامبرانی وجود داشته در سوره یوسف به آنها اشاره شده است.
به طور کل لازم به توضیح است که در مواردی قرآن کریم به داستان برخی پیامبران اشاره می كند، بدون آنكه نام ایشان را متذكر شود؛ ولی در روایات نام آنها آمده است. بنای قرآن کریم بر این نبوده است كه اسامی همه انبیاء را مطرح نماید، چنانكه در احادیث نیز نام تمام آن بزرگواران ذكر نشده است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «رسولا قد قصصناهم علیك من قبل و رسلا لم نقصصهم علیك... » (سوره نساء آیه 164) «شرح حال بعضی رسولان پیش از تو را بر تو حكایت كردیم و شرح حال برخی را نیز بر تو حكایت ننمودیم... »


- نظرات (0)

تــــوبـــــــه اثــــــــر ميـــكنـد

نيمه شبان خلوت است

مظهر هر رافت است

اي شده غرق گناه

چاره درد تو را

يار نظر ميكند

هر چه كه هستي بيا

گر چه كه پستي بيا

بنده شرمگونه را

دوست نظر ميكند


تــــوبـــــــه اثــــــــر ميـــكنـد




- نظرات (0)

حکم اعدام

حکــــم اعــدام بود ...

اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد

دادســتان گفت:

صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست !؟؟

زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :

بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،

ولی آدم ها !!!!! بدجـــور زمــینــم زدن !




- نظرات (0)

آيا گناهان كبيره را مي‌شناسي؟


گناهان كبيره

اين تفسير اثر عالمانه و ارزشمند علامه سيدمحمدحسين فضل‌الله (متولد 1354 قمري) از انديشمندان و روشنفكران معاصر شيعه است كه هم اكنون نيز كرسي تدريس وي در سطوح عاليه حوزه علميه لبنان برقرار است.

«من وحي القرآن» تفسيري اجتماعي ـ تربيتي است كه مفسر در آغاز، مباحث آن را به منظور ايجاد هوشياري در جمع طلاب و جوانان ارائه كرد. و آنگاه به صورت تفسيري عرضه داشته است.(1) از اين رو، بر مجموعه اين تفسير رويكرد حركت‌زايي، لزوم بازگشت به قرآن، پاسخگويي به نيازهاي انسان معاصر و رفع شبهات اعتقادي حاكم است.

علامه فضل‌الله در نگارش اين تفسير در عين حال كه به بُعد اجتماعي - تربيتي و نيازمندي عام جامعه نظر داشته، از جنبه علمي و استدلالي، توجه به نكات عميق و دقيق، و ادبيات استوار و شيوا غافل نبوده و بر آن تأكيد ورزيده است.

وي در تفسير آيات ابتدا معناي لغوي را ذكر مي‌كند و سپس به بيان كلياتي از پيام آيات، ارائه تحليل درباره موضوع، طرح پرسش‌هايي متناسب با آيه و پاسخ به آنها و شرح ابعاد مختلف آيه مي‌پردازد.(2)

اين تفسير در چاپ جديد در 24 جلد و به زبان عربي منتشر شده و اميد است مترجمان عزيز كشورمان به ترجمه فارسي اين اثر نيز همت بگمارند تا فارسي زبانان نيز بتوانند از اين اثر ارجمند بهره گيرند.

 

شناخت گناهان كبيره

اكنون به حكايتي علمي از اين تفسير كه در بيان مصاديق گناه كبيره نقل شده، اشاره مي‌كنيم.

از امام كاظم عليه‌السلام روايت شده است كه:

عمروبن عبيد بصري بر (پدرم) امام صادق عليه‌السلام در آمد. همين كه سلام كرد و نشست، اين آيه را تلاوت كرد: «وَالَّذينَ يجْتَنِبُونَ كَبائِرَ اْلإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ» و آنگ‌اه از خواندن بقيه آيه خودداري كرد. امام صادق عليه‌السلام پرسيد: چرا سكوت كردي؟ گفت: دوست دارم اول گناهان كبيره را از نظر قرآن كريم بشناسم. حضرت فرمود: عيبي ندارد. اي عمرو! بزرگ‌ترين كباير عبارتند از:

1. شرك به خداي تعالي، به دليل اين كلام خداي عزوجل كه مي‌فرمايد: «إِنَّ اللهَ لا يغْفِرُ أَنْ يشْرَكَ بِهِ»، و اين آيه كه مي‌فرمايد: «إِنَّهُ مَنْ يشْرِكْ بِاللهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النّارُ وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ» (مائده/72) ؛ و كسي كه به خدا شرك بورزد، خدا بهشت را بر او حرام كرده و جايگاهش آتش است.

2. نااميدي از رحمت خداوند؛ چون در اين باره فرموده: «إِنَّهُ لا ييأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ» (يوسف/87)؛ و از رحمت خدا مايوس نمي‌شوند، مگر مردم كافر.

3. ايمني از مكر خداي تعالي؛ چون خداي تعالي او را خاسر و زيانكار خوانده و فرموده «فَلا يأْمَنُ مَكْرَ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ.» (اعراف/99)

4. عقوق والدين؛ يكي ديگر از گناهان كبيره‌اي كه در قرآن آمده، عاق والدين است و خداوند عاق والدين را جبار و شقي ناميده و از قول حضرت عيسي عليه‌السلام نقل كرده كه فرمود:«وَ بَرًّا بِوالِدَتي وَ لَمْ يجْعَلْني جَبّارًا شَقِيا» (مريم/32)؛ خدا مرا در برابر مادرم نيكوكار كرده، و مرا جبار و شقي قرار نداد.

5. قتل نفس؛ (يعني كشتن انساني كه خداي تعالي ريختن خون او را جايز ندانسته و در نتيجه بدون حق نبايد كشته شود) و درباره اين گناه فرموده: «وَ مَنْ يقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فيها» (نساء/93)؛ و كسي كه مؤمني را عمداً به قتل برساند، كيفرش جهنم است؛ در حالي ‌كه هميشه در آن خواهد بود .

6. نسبت زنا به زنان بي‌گناه دادن؛ كه خداي تعالي درباره اين گناه فرموده: «إِنَّ الَّذينَ يرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ» (نور/23)؛ كساني كه زنان مؤمن پاكدامن و از همه جا بي خبر را تهمت زنا مي‌زنند، در دنيا و آخرت لعنت شده‌اند و عذابي عظيم دارند.

7. خوردن مال يتيم؛ چون قرآن كريم درباره‌اش مي‌فرمايد:«إِنَّ الَّذينَ يأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيتامى ظُلْمًا» (نساء/10)؛ كساني كه اموال يتيمان را به ظلم مي‌خورند، جز اين نيست كه آتش در شكم خود مي‌كنند.

8. فرار از جنگ؛ خداي تعالي درباره آن مي‌فرمايد: «وَ مَنْ يوَلِّهِمْ يوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاّ مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيزًا إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ» (انفال/16)؛ و كسي كه پشت به دشمن كند، بدون اين كه بخواهد حيله جنگي به كار برد، و يا به جمعيتي بپيوندد تا او را كمك كنند، با خشم خدا روبه‌رو شود، و چنين كسي جاي در دوزخ دارد كه چه بد سرانجامي است.

9. ربا خواري؛ خداي تعالي درباره آن فرموده:«الَّذينَ يأْكُلُونَ الرِّبا لا يقُومُونَ إِلاّ كَما يقُومُ الَّذي يتَخَبَّطُهُ الشَّيطانُ مِنَ الْمَسِّ» (بقره/275)؛ (آنها كه ربا مي‌خورند از جاي بر نمي‌خيزند، مگر مثل كسي كه شيطان با تماس خود مُخْبِطش(بيمار، تباه، فاسد) كرده است. و نيز درباره رباخواران فرموده:«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ» (بقره/279)؛ حال اگر باز هم از اين عمل دست بردار نيستيد، اعلام جنگ با خدا و رسولش دهيد.

10. جادوگري (سحر)؛ خداي تعالي درباره آن فرموده:«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» (بقره/102)؛ ساحران به خوبي مي‌دانند كسي كه سحر را بر كتاب خدا ترجيح دهد، در آخرت نصيبي ندارد.

11. زنا؛ زيرا خداي تعالي مي‌فرمايد:«وَ مَنْ يفْعَلْ ذلِكَ يلْقَ أَثامًا، يضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يوْمَ الْقِيامَةِ وَ يخْلُدْ فيه مُهانًا» (فرقان/68ـ 69)؛ و كسي كه اين گناه را مرتكب شود، با عقوبتي روبه‌رو خواهد شد و روز قيامت عذاب براي او مضاعف گشته، با ذلت در آن جاودانه خواهد زيست.

12. سوگند دروغ؛ چون خداي تعالي درباره آن مي‌فرمايد:«إِنَّ الَّذينَ يشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَ ايمانِهِمْ ثَمَنًا قَليلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي اْلآخِرَةِ» (آل‏عمران/77)؛ مسلماً كساني كه با عهد خدا و سوگندهاشان بهايي اندك را به دست مي‌آوردند، اينان در آخرت هيچ بهره‌اي ندارند.

13. غلول؛ (يعني دزديدن از غنيمت)؛ كه خداي تعالي درباره آن فرمود: «وَ مَنْ يغْلُلْ يأْتِ بِما غَلَّ يوْمَ الْقِيامَةِ» (آل‏عمران/161)؛ و كسي كه از غنيمت بدزدد و در آن خيانت كند، روز قيامت با همان خيانتش مي‌آيد.

14. ندادن زكات واجب؛ خداي سبحان درباره آن مي‌فرمايد: «يوْمَ يحْمى عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ» (توبه/35)؛ روزي كه بر آن گنجينه‌ها در آتش جهنم مي‌دمند تا سرخ شود، آنگاه با همان پولها پيشاني و پشت و پهلويشان را داغ مي‌زنند.

15. شهادت دروغ و كتمان شهادت؛ خداي متعال فرموده: «وَ مَنْ يكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ» (بقره/283)؛ و كسي‌كه شهادت را كتمان كند، قلبش گنهكار است.

16. شرب خمر و مي‌گساري؛ زيرا خداي تعالي آن‌ را معادل بت‌پرستي قرار داده است.

17. ترك نماز به طور عمدي.

18. ترك واجبات خدا؛ به دليل اين كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: كسي كه نماز را عمداً ترك كند، ذمه خدا و ذمه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از او بري و بيزار است.

19. قطع رحم؛ زيرا خداي تعالي فرموده: «أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ» (رعد/25)؛ اينان مشمول لعنت خدايند، و منزل بد كه (همان دوزخ) است از آنِ ايشان است.

عمروبن ‌عبيد از نزد امام صادق عليه‌السلام بيرون مي‌شد، در حالي كه صدايش به گريه بلند بود، و مي‌گفت: هلاك شد هر كس كه به راي خود فتوا داد، و با شما ـ اهل بيت (رسول صلي‌ الله ‌عليه ‌و آله)  در فضيلت و علم معارضه كرد.

 

پي‌نوشت‌ها:

1. من وحي القرآن، جلد1 ص 8؛ تفسير و مفسران، محمد هادي معرفت، ج2، ص 501 ـ 502.

2. شناخت‌نامه تفاسير، محمد علي ايازي، ص 263، 274؛ تفسير مفسران، ج2،ص 501 ـ 502 .

3. من وحي القرآن، ج7 ،ص 209ـ210؛ مجمع البيان، ج 3 ،ص 62؛ اصول كافي، ج 2 ،ص 285، حديث 24؛ ترجمه تفسير الميزان، ج4، ص 226، 229.

 

منبع:

سروش وحي، ش 20 .

 


- نظرات (0)