سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

موجبات فضیلت شب قدر

شب قدر


شب قدر مهمترین و با فضیلت ترین شب مسلمانان به حساب می‌آید. اهمیت این شب به وقایع و رویدادهایی است که در آن به وقوع می‌پیوندد.اما در این شب چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که آن را چنان متمایز از سایر شب ها می‌سازد که خداوند آن را بهتر از هزار شب معرفی می‌کند.

 

نزول قرآن:

یکی از مهمترین و محوری‌ترین وقایع در شب قدر، نزول قرآن است. کتابی که آن را نور و روشنایی فرستاد و به هر کتابی که نازل کرد گواه قرار داد و به هر حدیث و سخن برتر گردانید. قرآن به دو گونه نازل شده است: نزول تدریجی در شب قدر و نزول دفعی در طول بیست و سه سال رسالت حضرت رسول اکرم ( صلوات الله علیه ) . ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است. آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) به نزول تدریجى قرآن اشاره دارد.

 

تورات و انجیل هم در رمضان نازل شد:

موثق نقل شده حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه علیه که تورات نازل شد در شب ششم که گذشته بود پنج شب و آن شب که نازل شد شب ششم بود از ماه مبارک رمضان و انجیل نازل شد در شب دوازدهم ماه مبارک رمضان و زبور نازل شد در شب هجدهم ماه مبارک رمضان و قرآن در شب قدر نازل شد.( لوامع صاحبقرانى، 594 )

  

تقدیر امور:

خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏کند، در آیه شریفه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ » ( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏ گیرى دارد و آیه شریفه «فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ ‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏کند.

امور چطور تفصیل میشود؟ به ملائکه چطور خبر میرسد؟ واقعیت این قضایا چیست؟ خدا بهتر میداند، ولى عبادت آن شب را در سرنوشت نیکوى یک ساله تأثیر بسزائى است. در دعاهاى مخصوص آن شب نیز به این قضایا اشاره شده است

در شب قدر تقدیر هر شئ تا شب قدر آینده در آن سال مقدّر و معیّن می شود مانند خیر، شرّ، طاعت، گناه، ولادت، مرگ و روزى و هر چه در آن سال تقدیر شده حتمى است و خدا را در آن مشیّت است و خدا در آن مسلوب القدره نیست. در تفسیر برهان است که ابوذر گوید: به رسول خدا گفتم لیله القدر چیزى است که در زمان انبیاء می شود و در آن امر بر آنان نازل می گردد و چون رفتند برداشته می شود؟فرمود:«لَا بَلْ هِیَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»

امور چطور تفصیل میشود؟ بملائکه چطور خبر میرسد؟ واقعیت این قضایا چیست؟ خدا بهتر میداند، ولى عبادت آن شب را در سرنوشت نیکوى یک ساله تأثیر بسزائى است. در دعاهاى مخصوص آن شب نیز به این قضایا اشاره شده است. ( قاموس قرآن، 254 )

.اوائل سوره دخان که مستحبّ است شب 23 رمضان خوانده شود چنین است: حم. وَ الْکتابِ الْمُبِینِ. إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکةٍ إِنَّا کنَّا مُنْذِرِینَ. فِیها یُفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ. أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا کنَّا مُرْسِلِینَ. رَحْمَةً مِنْ رَبِّک إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ‏ دخان:

این آیات می‌گویند: قرآن در شبى با برکت نازل شده، براى انذار نازل شده که خدا به وسیله پیامبران گذشته هم انذار میکرده است، در آنشب هر کار حکیمانه از هم جدا و متمایز می شود، کار حکیمانه‏ای که از جانب خداست، تفریق و متمایز شدن و تعیّن کارها رحمتى است از جانب خدا که گفتار و درخواست همه را میشنود و بهمه چیز داناست اینکه خدا میفرماید: وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ‏ حجر: 21. آیا قدر معلوم نازل شده‏ها در شب قدر معین میشود؟

نزول

از آیات گذشته دو چیز بطور یقین بدست می‌آید یکى اینکه در شب قدر امور از هم متمایز و منفصل می شوند و تقدیرات از هم جدا و روشن می شوند، دیگر اینکه شب قدر همیشه هست و خواهد بود. ( قاموس قرآن،  253 )

تقدیر و سرنوشت در شب قدر به اتفاقات آن سال و خروج آن رویدادها از اجمال به تفصیل  خلاصه نمی‌شود بلکه روایتی داریم که از تقدیر معنا و مفهوم دیگر را قصد می‌کند که خارج از مفهوم عام آن نیست و آن معنا  ولایت امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) است.

أصبغ بن نباته از حضرت علىّ بن ابى طالب علیه السّلام روایت نموده که پیغمبر خدا (ص)، بمن فرمود: یا علىّ آیا مى‏دانى معنى شب قدر چیست؟ عرض کردم: نه یا رسول اللَّه! پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند تبارک و تعالى در آن شب به تقدیر و سرنوشتى که در روز قیامت خواهد بود، قضا و حکم، و اندازه‏گیرى نموده، و در آنچه خداى عزّ و جلّ فرمان داد ولایت تو بود، و نیز ولایت امامان از نژاد تو، تا روز قیامت.

 مفضّل بن عمر گوید: در محضر امام صادق علیه السّلام از آیه مبارکه‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (بدرستى که ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم) سخن به میان آمد، فرمود: چقدر برترى آن بر سوره‏هاى دیگر آشکار است! گوید: عرضه داشتم: برترى آن چه مى‏باشد؟ فرمود: در آن شب ولایت امیر المۆمنین علیه السّلام نازل شده، گفتم: در شب قدرى که ما آن را در ماه رمضان امید داریم؟ فرمود: آرى شبى که در آن شب آسمانها و زمین اندازه‏گیرى شده، و ولایت امیر المۆمنین علیه السّلام در آن تقدیر و معیّن شده است.( معانی الاخبار، 251 )

در شب قدر تقدیر هر شئ تا شب قدر آینده در آن سال مقدّر و معیّن می شود مانند خیر، شرّ، طاعت، گناه، ولادت، مرگ و روزى و هر چه در آن سال تقدیر شده حتمى است و خدا را در آن مشیّت است و خدا در آن مسلوب القدره نیست

نزول ملائکه و روح

بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امرربى‏.» ( اسراء / 85 ) پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در «سدره المنتهى‏» هستند و جبرئیل یکى ازایشان است نازل مى‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏کنند و هیچ مۆمن و مۆمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام مى‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. ( مجمع البیان، 520 )


- نظرات (0)

چرا نمی گویند روز قدر؟


قدر


در میان روزهای ماه مبارک رمضان روزهایی است که شب‌های آن عزیزترین شب ها به حسا ب می آیند و شب قدر نیز یکی از این شب هاست. شب قدر را شبی دانسته اند که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نیست . سخن ما سخن از برکت و ارزش و قدر شب قدر نیست بلکه آنچه توجه ما را به خود جلب کرد این است که چرا شب؟ چرا روز قدر نمی گویند، مگر چه سرّی در این شب نهفته است؟

 

شب زنده داری

شبانگاه، آنگاه که تمام جنبندگان به خواب عمیق فرورفته اند، موقع بیداری دلهای آگاه است که از این سراپرده مرموز عالی ترین حالات روحی را بهره برداری کنند. بله ، باید سرّی در دل این شب ها نهفته باشد که انسانهایی که نشان از خدا دارند در دل شب از خواب بیدار شده و اوقات را با یاد و نام خدای خود سپری می کنند، چنانکه شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی در وصیت خود به فرزندش می گوید: بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است ولی اصل و روح همه این اعمال خدمت به ذریّه ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.

کسانی که از مقامات دین به جایی رسیده اند همه شان از شب خیزان بوده اند و از غیر آنها دیده نشده است. و از جمله روایات، روایتی است که از حضرت باقر علیه السلام روایت شده است که خداوند می فرماید: دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد ولی چون شب او را فرا می گیرد از من غافل شده و به خواب می رود. ای پسر عمران اگر بینی کسانی را که در تاریکی شب به خاطر من بر پا می ایستند و من خود را در مقابل چشمان آنان ممثل نموده ام و آنان با من مخاطبه می کنند در حالیکه من بالاتر از آنم که دیده شوم و با من سخن می گویند در حالی که من عزیزتر از آنم که نزد کسی حضور یابم، ای پسر عمران به خاطر من از دیده ات اشک و از دلت خضوع را به پیشگاه من بیار و آنگاه مرا در تاریکی شب ها بخوان که مرا نزدیک و پاسخ گو خواهی یافت.

خداوند می فرماید: دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد ولی چون شب او را فرا می گیرد از من غافل شده و به خواب می رود. ای پسر عمران اگر بینی کسانی را که در تاریکی شب به خاطر من بر پا می ایستند و من خود را در مقابل چشمان آنان ممثل نموده ام و آنان با من مخاطبه می کنند در حالیکه من بالاتر از آنم که دیده شوم

از مطالب ذکر شده نیز می توان دریافت که شب و شب زنده داری از جایگاه برجسته ای در جهت وصول به حق برخوردار است.

دعا
رمز شب

شب در اندیشه مولانا به عنوان عارفی نامی، نماد لحظاتی از زندگی انسان است که اولیاء و پیامبران و عارفان در لحظات آن به راز و نیاز با خداوند پرداخته و آب حیات را با نیایش در دل تاریکی شب یاقته اند . عبادت و نیایش در دل شب اثر فوق العاده ای در صفای روح و تهذیب نفس و تربیت معنوی انسان دارد . به عقیده مولانا، خداوند هر شب ارواح را از دام تن می رهاند و از لوح اذهان خواطر و نقوش را پاک می کند. این ارواح رها شده از قید جسم فارغ و خلاص اند و در قید و بند دستور و حکم کسی نیستند و از دل مشغولی هایی که در روز دارند فارغ اند و در حالت رهایی از قفس تن در غم سود و زیان نیستند. بر این اساس می توان گفت از آنجایی که انسان در شب، از بسیاری از دل مشغولی های روز فارغ و رها است در ارتباط برقرار کردن با خدا می تواند تمام تمرکز و عقل و دل خود را متوجه خدا کند و در این راه به موفقیت های چشم گیری دست یابد و در اعماق تفکر و یاد و ذکر خویش وجود خدا را در زندگی خویش محسوس تر یابد. به عقیده مولانا از همین شب تاریک می توان برای رسیدن به کمالات انسانی بهره جست.

شب سرّی دارد که در هیج روزی جا نمی شود ،و وقتی خداوند متعال با خطابی شگفت انگیز ما را مخاطب ساخته و می گوید «و ما ادرک ما لیله القدر» باید خود حدیث مفصل از این مجمل خوانیم...!

حقیقت شب

از نظر مولانا پدیده شب دارای یک حقیقت باطنی است که باعث شده است که خداوند بدان سوگند یاد کند، در غیر اینصورت خداوند به چیزی که فانی و فروشدنی است و در آن تغییر و دگرگونی رخ می دهد و دارای پایداری نیست سوگند یاد نمی کند. شب حقیقت باطنی عمیقی دارد که تا در وادی ایمان قدم ننهی از آگاه نخواهی شد و حقیقت آن را درک نخواهی کرد و زبان ما نیز از بیان آن قاصر است. از این رو شب را حقیقتی پنهان است که که بزرگترین آیات الهی در شب نازل گشته  و شب نزول آن به عنوان بهترین شب ها مقرر گشته است.

شب سرّی دارد که در هیج روزی جا نمی شود ،و وقتی خداوند متعال با خطابی شگفت انگیز ما را مخاطب ساخته و می گوید «و ما ادرک ما لیله القدر» باید خود حدیث مفصل از این مجمل خوانیم...!


- نظرات (0)

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

اعمال شب نوزدهم

و امّا دوّم يعنى اعمال مخصوصه اين شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چيز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ .

سوّم بخواند دعاء يا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكيمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغيير و تبديلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه ) بنويسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزيم را وسيع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى اين كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنين و چنان كنى


اعمال شب بيست و يكم

فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است و بايد اعمال آن شب را از غسل و احياء و زيارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير و غيرها در اين شب به عمل آورد و در روايات تاكيد شده در غسل و احياء و جدّ و جهد در عبادت در اين شب و شب بيست و سيّم و آنكه شب قدر يكى از اين دو شب است و در چند روايت است كه از معصوم سؤال كردند كه معيّن فرماييد كه شب قدر كداميك از اين دو شب است تعيين نكردند بلكه فرمودند ما اَيْسَرَ لَيْلَتَيْنِ فيما تَطْلُبُ يا آنكه فرمودند ما عَليْكَ اَنْ تَفعَلَ خيرا فى لَيلَتَيْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَيْخُنَا الصَّدُوق فيما اَمْلى عَلَى الْمَشايِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِيَّةِ وَ مَنْ اَحْيى هاتَيْنِ اللَّيْلَتَيْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ


اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از اين شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله اين دعا است كه شيخ كلينى در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود مى گويى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ اءنْ يَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ يَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اينكه ماه رمضان از من بگذرد يا سپيده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَيْهِ

طلوع كند و باز هم از من در پيش تو گناه يا چيزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشيه بلد الا مين نقل كرده كه حضرت صادق عليه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرايض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدايا اداء كن از ما حق ايام گذشته ماه رمضان را و بيامرز

تَقْصيرَنا فيهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصير ما را در اين ماه و آن را پذيرفته از ما دريافت كن و مگير ما را به زياده رويهايى كه بر نفس خويش كرديم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومينَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومينَ

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگويد اين را بيامرزد حقّ تعالى تقصيرى كه از او سرزده درايّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقيّه ماه .
و از جمله سيد بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَيْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق عليه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدايا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهايى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فيهِ

از هدايت و تميز)) و بدين ترتيب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَيْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَيّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَياليهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدايا اين روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و اين شبهاى آن است كه آن نيز

وَقَدْ صِرْتُ يا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از اين ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعينَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِياَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پيامبران فرستاده ات و بندگان شايسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اينكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خويش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجيبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خويش بر من تفضل كنى و تقرب جويى مرا بپذيرى و دعايم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ يَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِيَومِ الْقِيامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قيامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظيمِ اَنْ يَنْقَضِىَ اَيّامُ

خدايا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظيمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَياليهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه يا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى يا

خَطَّيئَةٌ تُريدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَيِّدى سَيِّدى سَيِّدى

خطايى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نيامرزيده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضيتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نيست زيرا معبودى جز تو نيست كه اگر در اين ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضيتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خويش از من بيفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا اَللّهُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا مَنْ لَمْ يَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترين مهربانان اى خدا اى يكتا اى بى نياز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسيار بگو:    يا مُلَيِّنَ الْحَديدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نيست و براى او همتايى نباشد هيچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَيْهِ السَّلامُ يا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَيُّوبَ عَلَيْهِ

عليه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ايوب عليه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ يَعْقُوبَ عَلَيْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ يُوسُفَ

السلام اى گشاينده اندوه يعقوب عليه السلام اى زداينده غم يوسف

عَلَيْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

عليه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شايسته آنى كه درود فرستى

عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ و از

بر ايشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شايسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

 

دعاى شب بيست و يكم

و از جمله اين دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در ليله اولى يعنى در شب بيست ويكم :

 يا مُولِجَ اللَّيْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّيْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنْ الْحَىِّ يا

در شب و اى بيرون آورنده زنده از مرده و بيرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ يَشاَّءُ بِغَيْرِ حِسابٍ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا اَللّهُ يا رَحيمُ يا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاينده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا... از آن تو است نامهاى نيكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در اين

اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نيكوكاريم را در بلندترين درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقينَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِيماناً يُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزيده كنى و به من يقينى عطا كنى كه هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و ترديد را از من دور سازد و بدانچه روزيم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنيا نعمت نيك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نيك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزيم كنى در اين شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاريت و اشتياق و بازگشت بسويت و توفيق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ايشان سلام باد


- نظرات (0)

اعمال مشتركه شبهاى قدر

شب نوزدهم اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عليه السلام عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد كرد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس ‍ آن چند چيز است :

اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند .

دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد ((الخبر))

سوّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ

خدايا از تو خواهم به حق كتاب

الْمُنْزَلِ وَما فيهِ وَفيهِ اسْمُكَ الاْكْبَرُ وَاَسْماَّؤُكَ الْحُسْنى وَما يُخافُ

فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس

وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِكَ مِنَ النّارِ

و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهد .


چهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد و بر سر بگذارد و بگويد :

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ

خدايا به حق اين قرآن و بحق آنكس كه او را بدان فرستادى و بحق هر مؤ منى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و بحقى كه تو بر ايشان

فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ                 پس ده مرتبه بگويد                      بِكَ يا اَللّهُ         و ده مرتبه          بِمُحَمَّدٍ

دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد* * * * * * * * بحق خودت اى خدا     * * * * * *   بحق محمدصلى الله عليه و آله

و ده مرتبه      بِعَلي           و ده مرتبه         بِفاطِمَةَ         و ده مرتبه           بِالْحَسَنِ     و ده مرتبه         بِالْحُسَيْنِ

* * * * بحق على عليه السلام * * * * بحق فاطمه سلام الله عليها * * * *بحق حسن عليه السلام * * * * بحق حسين عليه السلام

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ    و ده مرتبه          بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِي          و ده مرتبه   بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ

* * * * بحق على بن الحسين عليه السلام * * * * بحق محمد بن على عليه السلام * * * * بحق جعفر بن محمدعليه السلام

 و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ                 و ده مرتبه              بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى       و ده مرتبه

 * * * * * بحق موسى بن جعفرعليه السلام * * * * * * بحق على بن موسى عليه السلام * * * *

بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِي                 و ده مرتبه               بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ   و ده مرتبه         بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِي

بحق محمد بن على عليه السلام * * * * بحق على بن محمدعليه السلام * * * * بحق حسن بن على عليه السلام

و ده مرتبه            بِالْحُجَّةِ            

* * * * به حق حضرت حجت عليه السلام

پس هر حاجت كه دارى طلب كن .

پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده .

ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدر را گناهان او آمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد .

هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم

اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ

از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى

قُوَّتى وَقِلَّةِ حيلَتى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْجِزْ لى ما

خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه

وَعَدْتَنى وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ

بر من و همه مؤ منين و مؤ منات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ

و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست

الْفَقيرُ الْمَهينُ اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى وَلا [غافِلاً]

خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از

لاِِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى

احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد

فى سَرّاَّءَ اَوْ ضَرّاَّءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخاَّءٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاَّءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا

نَعْماَّءَ اِنَّكَ سَميعُ الدُّعاَّءِ

در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى (ره ) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤ من زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعَليهمُ السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خودبخواهم فرمود عافيت را .


- نظرات (0)

دانلود مجموعه نواهای ویژه ماه مبارک رمضان

نواهای ماه رمضاندانلود مجموعه نواهای ویژه ماه مبارک رمضان شامل فایل های صوتی: مناجات افشاری (شجریان) ،ربنا (شجریان)،  ربنا (خوانچی) ، سحرگاهان (رفعتی)، زمزمه های بسیار زیبای سحر، دعای سحر (صالحی) ، مولای یا مولای، یا علی و یا عظیم، مناجات سحر (ذبیحی)


- نظرات (0)

قدر لیله القدر


محل نزول ملائکه و روح یا همان جبرئیل، قلب ولی الله است قلب انسان کامل است! نه فلان مسجد یا فلان دیر و کنیسه، همان قلبی که ظرف علم خداست، همان قلبی که ملائکه، تقدیرات امور را بر آن عرضه می کنند و رحمت الهی را تقسیم می نمایند .


قدر
برای همه واضح است که هیچ زمان و هیچ مکانی دارای ارزش ذاتی نیست و هر نوع ارزشی که هر مکان و هر زمانی پیدا می نماید ناشی و پدید آمده از مظروف آن زمان و مکان خواهد بود چرا که ارزش هر ظرفی به مظروف آن است و به آن چه که حامل آن است می باشد. ظرف به تنهایی هیچ ارزشی ندارد، اگر خانه کعبه محترم است و حرم است و حرام، به این دلیل است که بیت الله است، منسوب به خداوند است و صرف این انتساب حتی به شکل قرار دادی باعث این همه ارزش و احترام شده است، چنانچه در قرآن می خوانیم که: « لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ » (1)

کلمه « لَا أُقْسِمُ » دلیل بر عظمت است، چه بگوییم منفی و به معنی قسم نخوردن است که این نوعی احترام و تعظیم است نسبت به آن چیزی که به آن قسم خورده نمی شود و چه بگوییم مثبت است، باز هم احترام و تعظیم خواهد بود، چرا که هر امر بی ارزشی قابل قسم خوردن نیست و فقط به امور مهم و خطیر قسم خورده می شود، پس می بینیم که خداوند برای شهر مکه آن قدر احترام قائل است که به آن قسم نمی خورد، ولی علت  آن را این چنین بیان می کند: «و أنت حلٌ بهذا البلد» به این شهر قسم نمی خورم چرا که تو در آن ساکنی!

اگر در قرآن این کلمات را می بینیم «یوم نحسٍ» (2) یا «ایّامٍ نحساتِ» (3) باز این نحوست و شومی برای ایام و ازمنه ذاتی نیست بلکه به خاطر حادثه نحسی است که در این ایام واقع شده که همان عذاب الهی می باشد. پس با این وجود ماه مبارک رمضان نیز ارزش ذاتی نخواهد داشت، برکت و رحمت آن ناشی از امر دیگری است که باید به دنبال آن بگردیم!

به قرآن مراجعه می کنیم و در می یابیم که می فرماید: « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ...» (4) همین یک آیه بس است تا سرّ عظمت رمضان که یک زمان است درک شود و آن سر عظمت چیزی نیست جز اینکه این ماه ظرف نزول قران شده است، به همین دلیل در روایت نیز داریم که: رمضان بهار قرآن است؛ «لکل شیءٍ ربیع، و ربیع القرآن شهر رمضان» (5)

تمام اهمیت شب قدر به خاطر صاحب آن شب است که در هر زمان، امامِ آن زمان یا امام زمانِ آن زمان، صاحب آن شب است! ظاهراً در شب قدر تمام ملائکة الله به رهبری روح اعظم به خدمت ولی الله مشرف می شوند تا تقدیرات امور رقم بخورد

حال به سراغ خود قرآن برویم و کلام را به آن منتقل کنیم، قرآنی که خود را مبارک و مایه برکت معرفی می نماید: « وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ » (6) و « وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ ...» (7) ظاهراً خود قرآن نیز ارزشش ذاتی نمی باشد! پس از کجا کسب نموده؟!

باز به خود قرآن مراجعه می کنیم، می بینیم که فرموده: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ » (8) یا فرموده: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ » (9) ظاهر این جملات اقتضاء می نماید که یکی از وجوهی که باعث شده قرآن مبارک باشد و دارای برکت نزول آن در شب قدر است این است که که در شب قدر نازل شده، شبی که قرآن آن را به مبارک بودن و برکت معرفی می نماید یا به عبارت دیگر به قدر و منزلت!

پس تا به این جا به این نتیجه رسیدیم که عظمت ماه رمضان به خاطر قرآن است و  وجهی از عظمت قرآن به خاطر این است که در شب قدر نازل شده است!

اما این سۆال باقی می ماند که مگر قرار نبود که هیچ زمان و مکانی ارزش ذاتی نداشته باشد؟!

و مگر شب قدر نیز خود زمانی مثل بقیه زمان ها نیست؟!

پس شب قدر، قدر و منزلت خود را از کجا بدست آورده؟!

باز به خود قرآن مراجعه کنیم، می فرماید: « لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ » (10).

از ظاهر این آیات برداشت می شود که علت این که شب قدر از هزار ماه یا همان تقریباً 80 سال برتر و بهتر است این وقایعی است که در آن شب رخ می دهد و آن نزول ملائکه و روح است!

اما باز سوال پیش می آید که این ملائکه و روح بر کجا فرود می آیند؟ آیا نزول آن ها نزول مادی و به شکل ظاهری بر همین کره خاکی است؟!

باز به قرآن مراجعه می نماییم: « وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلَى قَلْبِكَ...»(11)  و یا «من کان عدوا لجبریل فإنه نزّله علی قلبک... »(12)

شب قدر

از این آیات فهمیده می شود که محل نزول ملائکه و روح یا همان جبرئیل، قلب ولی الله است قلب انسان کامل است! نه فلان مسجد یا فلان دیر و کنیسه، همان قلبی که ظرف علم خداست، همان قلبی که ملائکه، تقدیرات امور را بر آن عرضه می کنند و رحمت الهی را تقسیم می نمایند: « بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ »(13) یا « فِیهَا یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ * أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ * رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ...»(14)

همان قلبی که معدن علم الله است «عیبة علمه» (15) معدن حکمت الهی است «معادن حکمة الله»(16)

محفظه سرّ خداست: «حفظة سر الله»(17)

شاید به همین دلیل باشد که در شب قدر دعای فرج یا همان «اللهم کن لولیک» زیاد خوانده شود!(18)

پس عظمت شب قدر به خاطر عظمت حوادثی است که در آن واقع می شود. یکی از عظیم ترین این حوادث که بی نظیر و بی مانند بوده حادثه ایست که جبرئیل یا همان روح اعظم را که در شب قدر نازل می شود به زیاد در آورده است: «تهدّمت و الله ارکان الهدی...» (19) قسم  به خدا که ارکان هدایت نابود شد!

بله محل نزول ملائکة الله یعنی همان ولی الله، فرق وی منشق گشت و قدر صاحب شب قدر دانسته نشد!

پس *تمام اهمیت شب قدر به خاطر صاحب آن شب است که در هر زمان، امامِ آن زمان یا امام زمانِ آن زمان، صاحب آن شب است! ظاهراً در شب قدر تمام ملائکة الله به رهبری روح اعظم به خدمت ولی الله مشرف می شوند تا تقدیرات امور رقم بخورد،* به همین دلیل است که درخواست حج و روزی و سایر امور در این ماه بسیار سفارش شده و تقریباً در 15 مورد در ادعیه این ماه به ما سفارش شده که از خداوند بخواهیم که اسم ما را جزء حجاج بنویسد یا جزء شهدا و سعداء نه جزء اشقیاء!

ازمنه ذاتی نیست بلکه به خاطر حادثه نحسی است که در این ایام واقع شده که همان عذاب الهی می باشد. پس با این وجود ماه مبارک رمضان نیز ارزش ذاتی نخواهد داشت، برکت و رحمت آن ناشی از امر دیگری است که باید به دنبال آن بگردیم!

و شاید به همین دلیل است که به ما سفارش شده که برای مسئله امامت به سوره قدر احتجاج کنید! (20)

و نزول آن ها همه به یک محور بازگشت می نماید و آن ولی کامل خداوند در هر زمان است!

به همین دلیل بود که امیرالمومنین علیه السلام به حسب نقل می فرمود: «سلونی قبل أن تفقدونی فإنی بطرق السماء أعلم منّی بطرق الارض» (21)؛ از من سۆال کنید قبل از آن که مرا از دست بدهید چرا که من به راه های آسمان داناترم تا به راه های زمین!

اما آیا قدر صاحب لیلة القدر را شناختند؟! هرگز فلذا فرمود: « وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ». (22)

در همان مجلسی که حضرت امیر علیه السلام آن جملات را فرمود شخصی جاهلی که همان سعد بن ابی وقاص بود برخواست و گفت: یا علی اگر راست می گویی، تعداد موهای سر من را بیان کن!

اما جواب حکیمانه آن اول مظلوم این بود که: ای بنده خدا اگر من جواب را بگویم تو از کجا خواهی فهمید که من جواب صحیح به تو داده ام؟!

از این جا بود که با آه و درد، سر به سینه چاه فرو می برد! با اینکه آهی می کشید و به سینه مبارک اشاره می کرد و می فرمود: «ان هاهنا علما جماً لو أصبت له حمله» (23)

«او در اینجا برای تمنّی و آرزو است، آرزوی محال؛ یعنی دریای علم در سینه من موج می زند و سنگینی می کند ای کاش حاملانی پیدا می کردم تا علم خود را به آنان منتقل می کردم»!

« وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا » (24) 

 

 

پی نوشت ها :

1- سوره بلد، آیه 1 و 2.                                                     13- سوره قدر، آیه 4.

2- سوره قمر، آیه 14.                                                        14- سوره دخان، آیه 4 و 5 و 6.

3- سوره فصلت، آیه 16.                                                    15- معانی الاخبار، ص 25.

4- سوره بقره، آیه 185.                                                     16- زیارت جامعه.

5- ثواب الاعمال، ص 103.                                                  17- زیارت جامعه.

6- سوره انبیاء، آیه 50.                                                      18- مفاتیح اعمال شب 23 رمضان.

7- سوره انعام، آیه 92 و 155 و سوره ص آیه 29.                 19- بحارالأنوار، ج 42، ص 282.

8- سوره قدر، آیه 1.                                                          20- کافی ج 1ص249

9- سوره دخان، آیه 3.                                                        21- نهج البلاغه، شرح محمد عبده، ج2، ص 130

10- سوره قدر، آیات 3 و 4 و 5.                                            و توحید صدوق، ص 305 و 306 و 307.

11- سوره شعراء، آیات 192 و 193 و 194.                           22- سوره قدر، آیه 2.

12- سوره بقره، آیه 97.                                                     23- ارشاد شیخ مفید، ج1، ص 228 و شرح ابن ابی

                                                                                         الحدید، ج 18، ص 346.

                                                                                        24- سوره مریم، آیه 15.


- نظرات (0)