سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مردم بازی گوش

انسان

سوره ی مبارکه ی انبیاء

 

غرض سوره، پیرامون نبوت است. اساس کلام بر توحید و معاد است و سوره، با بیان این مطلب آغاز می‌گردد که حساب نزدیک است، مردم از این امر غافلند و از دعوت حقّی که محتوای وحی آسمانی است سر باز می‌زنند در حالی که همین حق، ملاک حساب در روز حساب است.

آیات بعدی سوره با اشاره به جایگاه نبوت، بیان می‌کند مردم، رسول خدا -صلی الله علیه و آله- را مسخره کرده، او را ساحر خطاب می‌خوانند، و دعوت او را خوابهای پریشان بلکه دروغین و کلام شاعرانه نامیدند. آنگاه به اوصاف انبیاء پیشین و هماهنگی دعوت رسول خدا -صلی الله علیه وآله- با آنان اشاره می‌کند. و سپس، بعد از بیان داستان برخی از انبیاء مجدداً به ذکر روز حساب و آنچه مجرمان و متّقیان با آن روبرو خواهندشد، روی می آورد و بیان می‌کند كه عاقبت از آن متقیان است و صالحان وارثان زمین خواهند بود.

روی گردانی از نبوت در حقیقت به خاطر روی گردانی از توحید است، لذا خداوند همانگونه که بر نبوت دلیل اقامه كرد، بر توحید نیز دلیل اقامه می‌کند.

در مجموع وعید و انذار و ترساندن در سوره، بر وعده و بشارت غلبه دارد.

 

«اِقتَرَبَ لِلناس حِسابُهُم وَ هُم فِی غَفلَةٍ مُعرِضُُون»

حساب به مردم نزدیک شده اما آنها غافل و روی گردانند به دنیا دل بسته و به بهره بردن از آن مشغولند.

دلهای آنها مالامال از محبت دنیا است و جایی برای یادآوری حساب و تاثیر پذیرفتن از آن وجود ندارد. حتی اگر به آنها تذکر داده شود نیز به یاد آن نخواهند بود و غرق در گرداب هولناک غفلتند.

 

«مَا یَأْتِیهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ » 

وحی الهی که از جانب رسول خدا -صلی الله علیه واله- به آنها می‌رسد در دل آنها اثر نمی‌کند چرا که قلبهایشان مشغول امر دیگری است و آن بازیچه دنیا است.

 1-  المیزان، ج14، ص244

2-  انبیاء:21/1

3-  انبیاء:21/2

4-  المیزان، ج14، ص244-247


- نظرات (0)

در قـرآن، خبری از تکـامل نیست


 مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا. وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

شما را چه شده است كه براي خدا عظمت و شكوهي قائل نيستيد؟ و حال آنكه [اوست که] شما را مرحله به مرحله آفریده است؟ (نوح/14-13)



هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا

آيا [جز این است که] زمانى طولانى بر انسان [در شکم مادر، به صورت نطفه و جنین] گذشت، و او چيزی قابل ذكر [و شایسته توجه] نبود؟ (انسان/1)                                                                            

  

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا

ما انسان را از نطفه ای مختلط [ یعنی آمیزه ای از اسپرم مرد و اوول زن] آفريده ايم؛ و [سپس] او را [با وظایف و تکالیفش] مى‏آزماييم، از این رو، او را شنوا و بينا گردانیده ایم. (انسان/2)                    

                 

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا

رفيقش در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد بدو گفت: « آيا به كسى كافر شده اى كه [جسم مملو از شگفتی] تو را از خاك [ناچیز]، سپس از نطفه [بی ارزش] آفريد، و بعد تو را [به صورت] مردى [کامل] درآورد؟» (کهف/37)                                                                                                                           

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ           

اى مردم! اگر درباره برانگيخته شدن [پس از مرگ] در شك و تردیدید، پس [ این را بدانيد] كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم، سپس از نطفه، سپس از علقه [= خون بسته زالو مانند]، آنگاه از مُضغه [یعنی قطعه گوشتی جویده، که برخی] داراى آفرینشی كامل و [برخی دارای] آفرینشی ناقص [اند] تا [قدرت آفرینش خود را] برای شما روشن سازیم؛ و آنچه [= جنین هایی] را که بخواهیم تا مدتى معين در رحِم ها نگه می داریم، آنگاه شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آوريم، سپس [حیات تان را تحت نظر داریم] تا به حد رشدتان برسيد؛ و برخى از شما [زودرس] مى‏ميرد و برخى از شما به غايت پيرى مى‏رسد به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسیاری از چيزها، دیگر] چيزى نمى‏داند؛ و [از دیگر نشانه های قدرت ما، به ویژه در مورد رستاخیز، این است که در زمستان] زمين را خشكيده مى‏بينى و[لى] چون [در بهاران] بر آن آب ببارانیم، به جنبش درمى‏افتد و رشد و نموّ مى‏كند و از هر نوع [رستني هاى] نيكویی مى‏روياند. (حج/5)

 

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

او همان كسى است كه شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه‏اى، آنگاه از علقه‏اى، و بعد شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آورد [و شما را زنده نگه می دارد] تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد؛ و از ميان شما كسى است كه مرگِ زود‏رس مى‏يابد و [بعضی از شما را همچنان زنده نگه می دارد] تا [بالاخره] به وقت معین [= اجلّ تام] برسيد؛ و باشد كه تعقل کنید. (غافر/67)

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى

[اوست که انسان را] از نطفه‏اى [ناچیز می آفریند] آنگاه که [به رحِم] ريخته شود. (نجم/46)

 

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ

آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: « من انساني را از گِل می‌آفرينم.»‏ (ص/71)

 

 

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

و  [یاد آر] آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: « من در زمين جانشينى خواهم گماشت.» [فرشتگان] گفتند: « آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خون ها بريزد و حال آنكه ما [پیوسته] به حمد و ستایش تو مشغولیم؟» [خداوند] فرمود: « من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (بقره/30)

 

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ...

[خداوند] شما را از یک تن [بنام آدم] بیافريد، سپس، جفتش [حوّا ] را از [جنس خودِ ] آن قرار داد؛ و براى شما دام ها پديد آورد ... . (زمر/6)

 

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

بگو: اوست آن كه شما را [از نیستی] پديد آورد و برایتان گوش و چشم و دل آفريد. [لیکن، شما] چه اندک سپاسگزاريد! (مُلک/23)                                                                                                             

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا

و ماه را در ميان آنها تابان گردانيد و خورشيد را [چون] چراغى قرار داد؟ (نوح/16)

 

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا

و خداوند زمين را براى شما [همچون فرشى] گسترده ساخت. (نوح/19)

 

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

[موسى-علیه السّلام- به فرعون و اطرافیانش] گفت: « [پروردگار جهانیان،] پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شما[ست]. (شعرا/ 26)                                                                                

                                                                                

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

خدايى جز او نيست؛ اوست که زندگى مى‏بخشد و مى‏ميراند؛ و او پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شماست. (دخان/8)

 

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

[ای یهودیان و مسیحیانِ منکر آیین محمد!] آيا وقتى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد [تا بدانید بر چه آیینی بود]؟ آنگاه كه به پسران خود گفت: « پس از من چه چیزی را خواهيد پرستيد؟» گفتند: « خدای تو و خدای پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق [که] معبودى يگانه [است] را مى‏پرستيم و ما تسلیم [فرمان] اوییم. (بقره/133)

ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا

و خدا[ست كه] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد به نوعی [خاص] از رویاندن. سپس، شما را به آن بازمى‏گرداند و [بعد،] شما را به طور شگفت انگیزی [از زمین] بيرون مى‏آورد. (نوح 18-17)

 ‏

وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگارت هر چه را بخواهد مى‏آفريند و هر کس را بخواهد برمى‏گزيند؛ و آنان [در برابر اراده الهی] اختيارى ندارند. ‏خداوند از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند، بسی منزّه تر و برتر است.  (قصص/68)

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ستایش خداى را [سزاست] كه پديدآورنده آسمان ها و زمين است، [و] فرشتگان را، كه داراى بال هاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند، [به عنوان] پيام‏آوران [احکام خود] قرار داده است. او هر چه بخواهد در آفرينش [مخلوقاتش] مى‏افزايد؛ چرا که خدا بر هر چيزى تواناست. (فاطر/1)

 

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

و [ای یهودیان!] بی گمان، شما به خوبی كسانى از خودتان را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز كردند [یعنی یهودیان شهر «ایله»]، شناختيد. پس، بديشان گفتيم: « به بوزينگانى رانده شده تبدیل شوید!» پس، ما آن [عقوبت] را عبرتى براى معاصران و آیندگان گردانیدیم، و  [همچنین آن را] براى پرهيزگاران پندى نمودیم. (بقره/66-65)

 قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ

بگو: [ای یهود!] آيا شما را به [پاداشی] بدتر از [پاداش ِ ] اين كيفر [= فسق و نافرمانی تان] در پيشگاه خدا خبر دهم؟ همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده است، و آنان كه طاغوت را پرستش كرده‏اند. اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند. (مائده/60)

 


- نظرات (0)

یك نامه و هفتاد هزار پستچی زیبا!

شناخت‌نامه قرآن
فرشته

سوره‌ی مبارکه‌ی انعام 


انعام ششمین سوره‌ی قرآن است كه در مكه نازل شده و 165 آیه دارد. و جزو سوره‌هایی است که با حمد آغاز می‌شوند كه عبارتند از: فاتحة الکتاب، انعام، کهف، سبا و فاطر و همگی صورت‌هایی از صور موجودات زیبا و مورد ستایش را بیان می‌کنند. حمد در این سوره‌ها تماماً به ستایش خداوند تعالی باز می گردد.

خصوصیت سوره انعام در بین این سوره‌ها این است که ابتدای عالم وجود را بیان می‌کند. این عالم، با تمام کثرتهایش از یک نقطه آغازین واحد شروع شده و به سوی او باز می‌گردد.

غرض سوره بیان توحید است لذا به بیان حقیقت ایجاد، حقیقت زندگی دنیا و مرگ و قیامت، حقیقت هدایت و اضلال و اقسام آنها می‌پردازد. لذا با توحید آغاز شده و به آن ختم می‌گردد.

 

امام صادق و سوره انعام

امام صادق‌- علیه‌السلام- فرمودند: سوره انعام یکجا نازل شده و هفتاد هزار ملک آن را همراهی کردند تا به رسول خدا- صلی‌الله علیه و اله و سلم – رسیده است.

آن را عظیم شمردند و گرامی داشتند چرا که اسم خداوند در هفتاد موضع آن ذکر شد.  اگر مردم می‌دانستند که چه ارزشی در قرائت این سوره است آن را ترک نمی‌کردند.

 

خدا در سوره‌ی انعام

 بررسی نامهای الهی در برخی از بخشهای این سوره

1-الحمد لله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور،  تمام کمالات از آنِ خدایی است که خالق آسمان و زمین و قرار دهنده ظلمت و نور است.

2- هو الذی خلقکم من طین ثم قضی اجلاً، او خالق شما از خاک و تعیین کننده‌ی اجل و مهلت.

3- یعلم سرّکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون،  پنهان و آشکار شما و آنچه را کسب می‌کنید می‌داند.

4- کتب علی نفسه الرحمة، رحمت را بر خود واجب گردانده است.

5- هو السمیع العلیم،  او و تنها او شنوا و دانا است.

6- یطعِم و لا یطعَم،  به همه روزی می‌دهد و کسی روزی دهنده‌ی او نیست.

امام صادق‌: سوره انعام یکجا نازل شده و هفتاد هزار ملک آن را همراهی کردند تا به رسول خدا رسیده است

7- ان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و ان یمسسک بخیر فهو علی کل شیء قدیر، اگر خداوند تو را به گرفتاری مبتلا سازد احدی غیر او نمی‌تواند آن را از تو باز دارد و اگر به تو خیری رساند بر همه چیز قادر و توانا است.

8- هو القاهر فوق عباده و هو الحکیم الخبیر، بر همگان غالب و قاهر و فقط او حکیم و آگاه است.

9- انّه لا یفلح الظالمون،  ظالمان را رستگار نمی‌کند.

10- من یشا الله یضلله و من یشا یجعله علی صراط مستقیم، هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌کند.

11- لیس لهم من دونه من ولی و لا شفیع، غیر خدا هیچ ولی و سرپرست و شفیعی ندارند.

12- من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحیم، هر کس از روی جهالت بدی کند و پس از آن باز گردد و اصلاح کند خداوند بخشنده و مهربان است.

13- اِنْ الحکم الا لله، حکم فقط از آن خداست.

14- و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو،  کلیدهای غیب فقط در دست اوست و فقط او غیب را می‌داند.

      و یعلم ما فی البر و البحر،  آنچه را در دریا و خشکی است می‌داند.

      و ما تسقط من ورقة الا یعلمها،  هیچ برگی بر زمین نمی‌افتد مگر اینکه  می‌داند.

      و لا حبة فی ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین،  هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین و هیچ ‌تر و خشکی نیست مگر در کتاب مبین ثبت است.

15- هو الذی یتوفاکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضی اجل مسمی ثم الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون، اوست که شبانگاهان جانهای شما را می‌گیرد و آنچه را در روز انجام می‌دهید می‌داند. شما را  بیدار می‌کند تا روزی که مرگ تعیین شده فرا رسد. بازگشت شما به سوی اوست و بر اعمالتان آگاهتان می‌کند.

16- قل من ینجّیکم من ظلمات البر و البحر؟ بپرس چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا می‌رهاند؟

      قل الله ینجیکم  منها و من کل کرب، بگو خدا است که از آن و تمامی سختیها شما را می‌رهاند.

17- قوله الحق و له الملک... عالم الغیب و الشهادة و هو الحکیم الخبیر، سخنش حق است و سلطنت فقط از آن اوست. آگاه به پنهان و پیداست و فقط او حکیم و داناست.

18- ان الله فالق الحب و النوی یخرج الحی من المیت و مخرج المیت من الحی ذالکم الله ...   او شکافنده دانه و هسته است. از دل مرده زنده را بیرون می‌کشد و مرده را از درون زنده بیرون می‌آورد.

19- فالق الاصباح ... شب را می‌شکافد و صبح را بیرون می‌آورد.

20- هو الذی جعل لکم النجوم لتهتدوا،او ستارگان را برای هدایت یافتن شما قرار داده.

21- هوالذی انشاکم من نفس واحده، شما را از یک فرد انسان آفریده.

22- هو الذی انزل من السمأ ماء ...  اوست که از آسمان آب را فرو فرستاده.

23- بدیع السموات و الارض اَنَّی یکون له ولد و لم تکن له صاحبة و خلق کل شیء و هو بکل شیء علیم، نوآور آسمان و زمین است. فرزند و همسر ندارد. خالق همه چیز و دانا بر همه چیز است.

24- ذلکم الله ربکم لا اله الا هو خالق کل شیء فاعبدوه و هو علی کل شیء وکیل، این خدای شما است که جز او الهی نیست. خالق همه چیز است. او را پرستش کنید که وکیل همگان است.

25- لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو الطیف الخبیر، دیده‌ها او را در نمی‌یابد و او مسلط بر همه‌ی دیده‌ها است. تنها اوست که دقیق‌ترین دقایق را در می‌یابد و بسیار آگاه است.

26- او من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس، کمن مثله فی الظلمات؟ آیا کسی که مرده بود و او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که به کمک آن در میان مردم زندگی می‌کند مانند کسی است که در تاریکیها و ظلمتهاست؟

27- فمن یُردِ اللهُ ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضلّه یجعل صدره ضیّقا حرجا....  خداوند هر که را اراده ‌کند كه هدایتش نماید،سینه او را برای دریافت اسلام می‌گشاید و هر که را که اضلال او را اراده می‌کند سینه‌اش را تنگ می‌کند.

28- و ربک الغنیّ ذو الرحمة،  فقط پروردگار تو بی‌نیاز و غنی و صاحب رحمت است.

29- انّه لا یحب المسرفین،  او اسراف کنندگان را دوست ندارد.



- نظرات (0)

مصافحه با ملائک

مصافحه با ملائک

روایتى از امام باقر علیه السلام نقل شده است ، كه آن حضرت فرمود:

 "روزی اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به وی عرضه داشتند: اى رسول خدا از نفاق مى ترسیم ."

فرمود: چرا از آن مى ترسید؟

گفتند: چون نزد تو آییم آخرت را به یادمان آورى و در نتیجه ، میل و رغبتمان بدان برانگیخته مى شود و دنیا را فراموش مى كنیم و از آن دورى مى جوییم ؛ به طورى كه در حالى كه نزد تو هستیم ، آخرت و بهشت و جهنم را مى بینیم . ولى چون از نزد تو مى رویم و به خانه هاى خود وارد مى شویم و فرزندان خود را مى بوییم و عیال خود را مى بینیم ، آن حالت از بین مى رود؛ مثل این كه اصلا چنان حالتى نداشته ایم . آیا خوف آن ندارى كه این حالت ، نفاق باشد؟

حضرت فرمود: هرگز این نفاق نیست بلكه ، خطوات شیطان است كه شما را به دنیا راغب و مایل مى كند. به خدا سوگند اگر بر آن حالتى كه گفتید باقى بمانید (به مقامى مى رسید كه )، یا ملایكه مصافحه كرده ، روى آب راه مى روید..."

 

منبع:

حسن زاده آملی، حسن،  رساله لقاءالله ، ص 158.


- نظرات (0)

شعور جهنم

جهنم

طبق برخي از آيات قرآن جهنم و آتش آخرت، داراي شعور و حيات مي باشد و جهنم اشخاص را مى شناسد و آنان را مى خواند. و با ديدن گناهكاران به غضب در مى آيد و به خداوند مى گويد: اهل مرا زياد گردان .

 ما ابتدا برخى از آيات را نقل مى كنيم و سپس آنها را بررسى مى نماييم  و سرانجام نظر مان را اظهار خواهيم كرد:

"بل كذّبوُا بِالسِاعةِ و اَعتَدنا لِمَن كذّب بالساعةِ سَعيِرا إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيظًا وَزَفِيرًا"(1).

يعنى : "كافران قيامت را تكذيب كردند، براى آنانكه قيامت را تكذيب كنند آتش افروخته آماده كرده ايم چون آتش ، آنها را از دور ببيند، غليظ شديد و صداى صفير آن را مى شنوند".

راغب در مفردات مى گويد: "غيظ"به معناى خشم شديد و "تغيظ" اظهار غيظ است . "زفير"به معناى صداى جهنم و صفير آن است . فاعل "راءتهم "، "سعير"است به اعتبار جهنم . ظاهر اين آيه شريفه اين است كه آتش جهنم ، گناهكاران را مى بيند. و با ديدن آنها به خشم درمى آيد و فرياد مى كشد.

در مجمع البيان از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه "من مكان بعيد"مسير يك سال است (مسيرة سنة ).

طبرسى در مجمع البيان اين تعبير را به گونه تشبيه دانسته و مى فرمايد: "كالتهاب الرجل المغتاظ".

و نيز مى فرمايد: آنها آتش ‍ را مى بينند. و اينكه فرموده : آتش آنها را مى بيند؛ چون اين رساتر از اولى است .

صاحب الميزان نيز نظرش نظر مجمع البيان است . و مى فرمايد: آيه شريفه ، تمثيل حالت آتش نسبت به آنهاست ؛ چون روز قيامت در مقابل آن قرار گيرند، مانند شير، وقتى كه طعمه خودش را ديد، همهمه مى كند. ولى سخن اين دو بزرگوار، خلاف ظهور آيات شريفه است :

"يوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ"(244).

يعنى : "ياد آر كه روز قيامت به جهنم مى گوييم : آيا (از كفران ) پر شدى ؟ مى گويد: آيا (دوزخيان ) بيش از اين هم هستند؟".

ظهور اين آيه نيز در شعور و گفتگوى جهنم است .

بعضى ها گفته اند: اين آيه زبان حال است نه زبان قال. به نظر بعضى اين سؤ ال از ماموران جهنم خواهد بود اگر چه سؤ ال به جهنم نسبت داده شده است .

در الميزان مى فرمايد: بهتر آن است كه آيه حمل بر ظاهر شود؛ زيرا خداوند از سخن گفتن دستها، پاها، پوستها و غير آن خبر داده است . و در سوره فصلت گذشت كه علم و شعور، در همه موجودات سارى است .

در مجمع البيان مى فرمايد: در كلام جهنم ، سه قول هست ؛ اول اينكه : آن به طور تمثيل آمده و جهنم نسبت به وسعت آن مانند سخنگويى است كه مى گويد هنوز پر نشده ام . دوم اينكه : خداوند براى جهنم آلت تكلم خلق مى كند و او جواب مى دهد و اين بعيد نيست ؛ زيرا خداوند دستها و جوارح و پوستها را نيز به سخن مى آورد. سوم اينكه : خطاب به ماموران جهنم است . و به صورت تقرير، به جهنم خطاب شده است . ولى چنانكه در آيه قبلى گفته شد: اينها خلاف ظاهر است و ظهور آيه در شعور و سخن گفتن جهنم مى باشد:

"كلّا انّها لظى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى تَدعُوا من اَدبَر و تولّى و جمع فاَوعى "(245).

يعنى : "نه ، آتش جهنم شعله خاص است . پوستهاى سر را بشدت مى سوزاند. مى خواند كسى را كه به حق پشت كرده و از آن اعراض ‍ نموده است . و كسى را كه مال دنيا را جمع كرده و در ظرف قرار داده (و به طور غير شرعى ) انباشته است ".

"شواة "به معناى اطراف بدن مثل دست ، پا و سر است و نيز به معناى پوست سر مى باشد. جمع آن "شوى "مى آيد. لفظ "تدعو" كه به معناى خواندن است دلالت بر شعور، حيات و تكلم آتش دارد، كه اعراض كنندگان از حق را به سوى خود مى خواند و مى گويد: به طرف من بياييد.

در مجمع مى فرمايد:

گويند: آتش كسى از كفار را ترك نمى كند. گويى آنها را مى خواند. و به قولى خداوند براى آتش ، سخن گفتن را مى آفريند و به قولى : ماموران جهنم آنها را مى خوانند. همان اقوالى كه در آيه قبلى گذشت . ولى چنانكه گفته شد: ظهور آيه در شعور، حيات و تكلم آتش مى باشد:

"وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِي تَفُورُ ؛ تَكَادُ تَمَيزُ مِنَ الْغَيظِ كُلَّمَا أُلْقِي فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يأْتِكُمْ نَذِيرٌ"(246).

يعنى : "و بر آنانكه به خداى خود كافر شدند، عذاب جهنم كه بسيار بد منزلگاهى است ، مهياست كه چون به آتش جهنم درافتند فرياد منكرى چون شهيق خران از آن آتش چون ديگ سوزان مى شنوند. و دوزخ از خشم كافران نزديك است شكافته و قطعه قطعه شود و هر فوجى را كه به آتش درافكنند خازنان جهنم به آنها گويند آيا پيغمبرى براى راهنمائى شما نيامد؟. "تميز"به معناى جدا شدن است ؛ يعنى نزديك است از شدت غضب منفجر و تكه تكه شود. لفظ غيظ - مانند آيات ديگر - دلالت بر شعور و فهم آتش دارد.

سوره فرقان ، آيه 11 - 12.

244-  سوره ق ، آيه 30.

245-  سوره معارج ، آيه 15 - 18.

246-  سوره ملك ، آيه 6 - 8.

 

منبع:

نگاهى به قرآن، حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد على اكبر قرشى


- نظرات (0)

بهشت شما کجاست؟

بهشت

راستی بهشت آدمها کجاست؟

این سوال را اگر از ما بپرسید خواهیم گفت: بهشت در چند قدمی شماست.

مگر نه اینکه در بهشت دروغ روا نیست؛ مگر نه اینکه در بهشت تعدّی و جور نیست؛ مگرنه اینکه در بهشت حرف اول و آخر را عشق به خدا می زند و بس؛ و مگر نه اینکه...

در همین دنیا عده ای هستند که حتی برای یک بار هم حاضر نیستند ولو به شوخی و گزاف، لب به دروغ  باز کنند، یا اینکه سر سوزنی به کسی ستم ورزند؛ عده ای که جز برای رضایت خدا قدم بر نمی دارند و جز برای خدا سخن نمی گویند.

می نشینند برای رضایت خدا؛ برمی خیزند برای رضایت خدا؛ دوست می دارند برای رضایت خدا؛ دشمن می دارند برای رضایت خدا ...

مگر بهشت معهود چیزی جز رضایت محبوب و لذتی جز انس و تقرب با معشوق است.

پس چرا ما آدمها نقد را رها کردیم و دل در گرو نسیه دادیم.

آری در اینجا هم می توان بهشتی ساخت دنیایی و دنیایی ساخت بهشتی.

می توان در دار دنیا به دیدار دلدار امید داشت و دنیا را روزنه ای به سوی بهشت انگاشت.

پس در دنیا باشید ولی با دنیا نباشید؛ در دنیا زندگی کنید و لی از دنیا بگذرید تا به بهشت درآیید.

 

(لطفا ادامه ماجرای آدمها و بهشتشان را از اینجا بشنوید)


- نظرات (0)