سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

الهی شکرت

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی،
خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی،
عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی،

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی،
و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی،

و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم
و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...

تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم،
و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم،و جز در سایه توکل به تو،

آرامش و امنیت احساس نکنم...
خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.

الهی شکرت


- نظرات (0)

ترک گناه


در آیه 32 سوره مائده اومده که:"هر كس كسى را  در زمین بكشد چنان است كه گویى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گویى تمام مردم را زنده داشته است" از این آیه میشه یه برداشت دیگه ای کرد که هرکس کسی را از گناه و آلودگی های دنیایی نجات داد یا به بیان دیگر اگر کسی دست یک نفر را از فساد جامعه بکشد بیرون انگار دست همه مردم را گرفته است .ولی این کار از دست همه بر نمی آید پس قبل از این کار خودمون باید از گناه بیرون بیام اینجا یه حدیث از امام رضا -علیه السلام- هست که می فر مایند:"ایمان یعنی انجام واجبات و ترک گناهان" پس چرا در زمینه ترک گناه اینقدر ضعیفیم؟؟ در جواب باید بگوییم ترک گناه در دو اصل کلی می باشد :1-برای بهشت رفتن و رهایی از عذاب 2-برای خود خدا . امام  خمینی _رحمة الله علیه-گفته که:"اگر وقت کردید سری به خودتان هم بزنید"پس یه سری به خودت بزن.گناه یه درده پس هرکس می خواد این دردها را درمان کند در مانش در خودش است به قول یه اخوندی:"یه جور باش ، یه رنگ باش" اگر حسین را قبول داری پس  دَرِ خونه یزید چیکار میکنی؟


- نظرات (0)

سوره حمد

نامهاى این سوره: این سورۀ مباركه از جمله معدود سوره‌هاى قرآنى است كه نامهاى متعددى دارد و با استقرایى كه به عمل آمد، معلوم شد كه این سوره چهارده نام دارد كه بعضى از آنها معروف و بعضى دیگر غیر معروف است. اكنون ما این نامها را با ذكر علت نامگذارى بیان مى‌كنیم:

 ١ -سورۀ حمد، به سبب اینكه اولین كلمه این سوره، كلمۀ حمد مى‌باشد.

 ٢ -سورۀ فاتحة الكتاب، به دلیل اینكه قرآن كریم كه یكصد و چهارده سوره دارد با این سوره آغاز مى‌شود و نیز به طوریكه خواهیم گفت این سوره نخستین سورۀ كاملى است كه بر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نازل شده است.

 ٣ -سورۀ‌ام الكتاب یا أم القرآن، این نامگذارى از آن جهت است كه این سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى است كه در قرآن آمده و مى‌توان آنرا فشرده و خلاصه‌اى از معارف قرآن دانست بگونه‌اى كه در تفسیر سوره خواهیم دید.

 ۴ -سورۀ سبع مثانى، این اسم به معناى «هفت تاى دو به دو» مى‌باشد و این نامگذارى به این جهت است كه اولا این سوره هفت آیه است و ثانیاً در هر نماز دو بار خوانده مى‌شود. البته وجوه دیگرى هم ذكر كرده‌اند كه ما از نقل آنها خوددارى كردیم.

 ۵ -سورۀ كنز، زیرا كنز به معناى گنجینه است و این سوره گنجینۀ معارف قرآنى است.

 ۶ -سورۀ وافیة، شاید علت نامگذارى آن باشد كه این سوره مباركه وافى به معارف قرآنى است.

 ٧ -سورۀ كافیة، زیرا این سوره در نماز از سوره‌هاى دیگر كفایت مى‌كند و مى‌تواند جایگزین آنها بشود ولى سوره‌هاى دیگر نمى‌توانند جایگزین این سوره در نماز باشند.

 ٨ -سورۀ شافیة، زیرا این سوره مباركه شفا دهنده امراض روحى است. البته تمام قرآن چنین حالت را دارد ولى از آنجا كه این سوره فشرده‌اى از همه قرآن است، به این نام نامیده شد.

 ٩ -سورۀ شفاء، علت این نامگذارى همانست كه در نام قبلى بیان شد.

 ١٠ -سورۀ صلاة، بدانجهت كه باید در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.

 ١١ -سورۀ اساس، چون در اول قرآن آمده و لذا پایه و اساس قرآن است.

 ١٢ -سورۀ سؤال، زیرا كسى كه این سوره را مى‌خواند، از خداوند درخواست عبودیت و كمك و هدایت مى‌كند.

 ١٣ -سورۀ شكر، زیرا در این سوره از رحمت الهى و ربوبیت او صحبت مى‌شود و بیان همین معنى نوعى شكر و سپاسگزارى به درگاه خداوند است.

 ١۴ -سورۀ دعا، چون این سوره مشتمل است بر دعایى است كه خواننده سوره در حق خود مى‌كند.


- نظرات (0)

سخنان امام علی


ـ اى كسیكه غیر از تو مرا پناه دهنده‏اى نیست،از عذاب و عقوبت تو بعفو و بخشش تو پناه مى‏برم.
ـ من آن بنده‏اى هستم كه بتمام گناهانم اقرار میكنم،و تو هم خداى بزرگ و بى نیاز و آمرزنده‏اى .
ـ پس اگر مرا عقوبت فرمائى گناه از من است (و تو عادلى) و اگر بیامرزى در اینصورت تو (بآمرزیدن) سزاوارترى.
ـ اگر روزى دچار سختى و مشكلات شدى بى‏تابى مكن كه در یك دوران طولانى در فراخى بوده‏اى .
ـ از لطف خداوند مأیوس مباش كه یأس (از رحمت خدا) كفر است،شاید خداوند ترا باندك زمانى بى‏نیاز كند.
ـ به پروردگار خود گمان بد مبر زیرا كه خداوند (مهربان) بنیكوئى كردن سزاوارتر است.
ـ سختى را دیدى كه بدنبال آن فراخى است و قول خدا راست‏تر از هر قولى است (اشاره است بایه شریفه ان مع العسر یسرا و آیه و من اصدق من الله قیلا) .
ـ چهار نفر را من در میان مردم تشخیص داده‏ام كه احوال آنها واضح وآشكار است. (بطور كلى مردم چهار نوعند) .
ـ یكى از آنها امور دنیایش بسختى و تنگى است ولى بدنبال آن آخرت نیكوئى دارد.
ـ و یكى هم دنیایش پسندیده است (دنیا را بخوشى و راحتى میگذراند) ولى پس از آن دیگر آخرتى براى او نخواهد بود. (آخرتش خراب است.)
ـ و یكى هم بر هر دو موفق و فائز گشته و او دنیا را با آخرت جمع كرده است.
ـ و یكى هم از میان آنها تبهكارى است كه نه دنیا دارد نه آخرت.
ـ نفس را (از آلایش) نگاهدار و وادارش كن بر آنچه او را زینت دهد تا بسلامت زندگى كنى و در باره تو نیكو گویند.
ـ اگر امروز روزى بر تو تنگ شده تا فردا صبر كن كه شاید نكبت‏ها و گرفتاریهاى روزگار از تو بر طرف شوند.
ـ شخص غنى النفس عزیز است اگر چه مالش هم كم باشد و توانگر (بوسیله مال) بى نیاز است (اما) خوار و ذلیل است.
ـ در دوستى شخص متلون خیرى نیست چون بهر طرف كه باد میوزد او هم بدان طرف میل میكند.
ـ (چنین شخصى) موقعى بخشنده است كه تو از گرفتن مال او بى نیاز باشى ولى موقع برداشتن بار فقر از دوش تو بخیل است.
ـ پس چقدر زیادند دوستان موقعى كه آنها را میشمارى و لكن آنان در موقع‏گرفتاریها و حوادث كم‏اند.
ـ هر كسیكه سرشت‏هاى او شریف و عزیز باشد باداب فاضله و نیكو آراسته میگردد.
ـ و كسیكه حرص و طمعش از دنیا كم باشد لباسهاى امن و امان را مى‏پوشد.
ـ پس اگر روزگار بتو حیله و غدر كند صبر كن و باستعانت از خداوند خوى و روش نیكو داشته باش.
ـ و در خانه ذلت و خوارى ساكن مباش كه ذلت قرین و همراه پستى و كوچكى است.
ـ و اگر صاحب كرمى ترا عطاى نیكو كند پس با زبان خوش و شیرین از او سپاسگزارى كن.
ـ چه بسا براى خدا لطف پوشیده‏اى است كه مخفى بودن آن از فهم شخص زیرك پوشیده است.
ـ و چه بسا گشایشى كه پس از سختى میآید و گرفتگى و اندوه را از دل محزون بر طرف میكند .
ـ اگر روزى راه چاره جوئیها بر تو تنگ گردید پس بخداى یگانه و بلند مرتبه اعتماد كن.
ـ به پیغمبر صلى الله علیه و آله متوسل شو كه هر كار سخت و بزرگ موقعیكه به پیغمبر توسل جسته شود آسان گردد.
ـ موقعیكه امر بزرگى پیشامد میكند بى تابى مكن چه بسا كه خداوند را لطفهاى پوشیده‏اى باشد.
ـ خود را گرسنه نگهدار زیرا كه گرسنگى از عمل پرهیزكارى است و آنكه گرسنگى طولانى كشد بزودى روزى سیر گردد.
ـ و از گناهان كوچك دورى گزین و مرتكب آنها مباش زیرا گناهان كوچك روزى جمع شوند (و گناه بزرگ گردند) .
 


- نظرات (0)

خصوصیات نماز

نماز چه خصوصیتی دارد که در قیامت اوّل ازآن سؤال می شود؟


در چندین آیه قرآن، مهم‏ترین مسأله (پس از شناخت خداوند و ایمان به او) برپا داشتن نماز شمرده شده است‏. (1) برخى از احادیث بر این نکته تأکید ورزیده‏اند که نماز اساس و پایه اصلى دین و ایمان است؛ پایه‏اى مرکزى که در وسط خیمه قرار مى‏گیرد و اگر برداشته شود، خیمه فرو مى‏ریزد. (2)

برخى از اعمال چون امر به معروف و نهى از منکر و جهاد در راه خدا آثار بسیار دارند و بر آن‏ها تأکید فراوان شده است؛ اما اگر نیک بنگریم در مى‏یابیم همه آن‏ها بسان طناب‏ها یا چوبک‏هاى اطراف خیمه‏اند. البته براى برپا ماندن خیمه به همه این طناب‏ها و چوبک‏ها نیاز است؛ اما آنچه انگیزه کارهاى نیک را تقویت مى‏کند و به امر به معروف و جهاد و... جهت مى‏دهد یاد خدا است که بهترین قالب آن نماز است.
قرآن کریم در سوره مؤمنون و معارج به ترتیب شش و هشت ویژگى انسان‏هاى شایسته را برشمرده ، در آغاز و انجام آن‏ها نماز را مطرح فرموده است. از نماز شروع و به نماز ختم مى‏گردد. این آغاز و پایان نشان مى‏دهد میان تمام این اوصاف، توجه به نماز برترین و مهم‌ترین آن‏ها است؛ چرا که نماز مهم‏ترین رابطه مخلوق با خالق و برترین مکتب تربیت است‏. (3)
عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان‌ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش
داشته‌اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد و خداوند تنها موجودی است که لائق پرستش است.
اهل عرفان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با یاری‌خواهی و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است. هر کدام از مکتب‌ها و آیین‌ها گونه‌هایی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید:
«کلّ قدعلم صلوته و تسبیحه؛ تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند».(4) در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛ (5) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
جمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان وشبان
ما سمیعیم و بصیریم وهُشُیم با شما نامحرمان ما خاموشیم
گر شما سوی جمادی می‌روید محرم جان جمادان کی شوید؟!
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ راهکاری سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند راهی برای رشد و ارتقای انسان‌ها پدید آورد؟
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت کردند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر زنده بماند و این ازطریق نماز امکان پذیر است». (6) علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین است. هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواستة خداوند و معبود اوست. اصولاً هدف اصلی از خلقت انسان، بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. معارف بلند اسلامی هم در آن وجود دارد، نیز تسبیح و تقدیس لفظی است و تقدیس عملی هم می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و دعا و تکبیر و سلام و همة زیبایی‌ها در نماز است. اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر». (7) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. چنان‌که اذان با محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است.» (8) در آیات قرآن و احادیث معصومین به بخشى از آثار و حکمت‏هاى نماز و عبادت پرداخته شده است که به برخى اشاره می شود:
1 - قرب معنوى :
یکى از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل مى‏دهد و در یکى از آیات قرآن هدف آفرینش انسان «عبادت» بیان شده است (9) که حکایتگر بُعد معنوى نماز و اهمیت آن است، امام على(ع) فرمود: «الصلوة قربان کل تقى (10)؛ نماز وسیله تقرب هر پرهیزکارى به خداوند است». در برخى از روایات از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوى آن مى‏باشد.
2 - یاد خدا و آرامش روانى :
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى (11)؛ نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى».
روح و هدف و مقدمه و نتیجه نماز یاد خدا و «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است. (12) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد.
نماز به عنوان ذکر خدا به نماز گزار آرامش مى‏دهد: «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب (13)؛ آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
3 - عامل باز دارنده از گناه:
یکى از آثار مهم نماز جلوگیری از گناه است: «إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنکر».(14)
نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا (نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد) مى‏اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مى‏ایستد و تکبیر مى‏گوید، خدا را از همه چیز بالاتر مى‏شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانى، جنبشى به سوى حق و حرکت به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى‏شود... (15)
4 - گناه زدایى:
یکى از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایى است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است (16). پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر کنار خانة یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مى‏ماند؟ در پاسخ عرض کردند،نه. حضرت فرمود:
«نماز درست هماننداین آب جارى است. هر زمان که انسان نماز مى‏خواند، گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است، از بین مى‏رود.» (17)
5 - غفلت زدایى‏:
انسان در زندگى با توجه به «عوامل غافل کننده» به تذکر و یادآورى نیاز دارد. باید وسیله‏اى او را در فاصله‏هاى مختلف زمانى به مبدأ هستى توجه دهد، هدف آفرینش را به یادش آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بى‏خبرى بازش دارد. این وظیفه مهم به عهده نماز است‏ (18)؛ به عبارت دیگر، انسان موجودى دو بُعدى است و خداوند هستى‏بخش او را مرکّب از جسم و روح آفریده است. همان‏گونه که وى از ابتداى خلقت جسم و ماده خویش تا پایان زندگانى در دنیا به بخشش و توجه خالق خویش نیاز دارد، در زندگانى روحانى نیز (از هنگامى که درک و شعورش کامل شد تا پایان زندگانى) به فیض‏بخشى از سوى مبدأ پیدایش خویش نیازمند است تا قلبش نمیرد ؛ و این مقصود جز از راه ارتباط با آفریدگار حاصل نخواهد شد؛ چنان که آیات بسیارى بر آن تأکید ورزید. بهترین راه ارتباط با او نماز است. از این رو، در نخستین دستورها به موسى(ع) آمده است: «نماز را برپادار تا به یاد من باشى». (19)
این که در این آیه «ذکر» و یاد خدا را مخصوص نماز کرده بدان سبب است که نماز برترین عملى است که فروتنى و بندگى در آن نمودار مى‏شود؛ در نماز «یاد خداوند» تجسم پیدا مى‏کند. (20)
بزرگ‏ترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏شود، مرتباً به انسان اخطار مى‏کند و هشدار مى‏دهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان مى‏سازد... نعمت بزرگى است که انسان وسیله‏اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید. (21)
6 - تکبر زدایى‏:
یکى از راه‌های مهم تکبر زدایى نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مى‏گذارد و خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مى‏بیند، از این رو پرده‏هاى غرور و خودخواهى را کنار مى‏زند. على(ع) پس از بیان فلسفه عبادت، یکى از آثار نماز را تکبر زدایى می داند:
«خداوند ایمان را براى پاکسازى انسان‌ها از شرک و نماز را براى پاکسازى از کبر واجب کرده است »(22).
7 - پرورش فضائل اخلاقى :
نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزایش مى‏دهد و نتیجة آن پرورش فضایل اخلاقى است. انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و طبیعت بیرون مى‏برد و به ملکوت آسمان‏ها دعوت مى‏کند و با فرشتگان همصدا مى‏شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى‏داند.
8 - همگرایى :
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار فردی نماز محسوب مى‏شوند، یکى از آثار مهم اجتماعى و سیاسى نماز، همگرایى است. برگزارى نماز جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش مى‏گذارد زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و به اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان آگاهى پیدا مى‏کنند .(23)
9 - نفى طاغوت و ایستادگى در مقابل ستم‏:
انسانى که فقط خداوند را عبادت نماید، در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، براى او حقیر و کوچک مى‏شود و در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمى‏آورد و با طاغوت کنار نمى‏آید. خداوند این مسئله را یکى از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته: «و در میان هر امتى، پیامبرى را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.»(25)
پى نوشت‏ها:
1. بقره(2) آیه3؛ نساء(4) آیه 162؛ توبه(9) آیه 18.
2- بحار الانوار، ج82، ص 218 و 223 و 227.
3- تفسیر نمونه، ج 25، ص 30 و ج 14، ص 201.
4- نور (24) آیه 41.
5- اسراء (17) آیه 44.
6- علل الشرایع، ج 2، ص 10.
7 - عنکبوت (29) آیه 45.
8- بحارالانوار، ج 73، ص 141
9- - ذاریات(51)، آیه 56.
10- نهج البلاغه،فیض الاسلام، کلمات قصار، جمله 131
11 - طه(20)، آیه 14.
12 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 289.
13 - رعد(13)، آیه 28.
14- عنکبوت (29)، آیه 45.
15 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
16 - همان، ص 290.
17 - وسایل الشیعه، ج 3، ص 7.
18. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، ج 13، ص 174.
19. سوره طه(20) آیه 14.
20. المیزان فى تفسیرالقرآن، علامه طباطبایى، ج 16، ص 140.
21 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
22 - نهج البلاغه، کلمات قصار 244.
23 - جمعه (62) آیه‏ 9؛ تفسیر نمونه، ج 24، ص 125 به بعد.
24 - وسایل الشیعه، ج 5، ص 7.

25 - نحل (16) آیه 36.

pasokhgoo.ir/



- نظرات (0)

کهنه شدن قران

اگر مطالب قرآن کهنه نمى شود، چگونه مسائلى از قبیل بردگی، جنگ با روش‌هاى قدیمی، ماه‌هاى قمری، نصاب گاو و شتر و ... مطرح شده است؟



پرسش: اگر مطالب قرآن کهنه نمى شود، چگونه مسائلى از قبیل بردگی، جنگ با روش‌هاى قدیمی، ماه‌هاى قمری، نصاب گاو و شتر و ... مطرح شده است؟ آیا این‌ها نشان اختصاص آن به زمان خاص نیست؟
پاسخ:
قرآن کریم و دین مقدس اسلام آمده تا بشر را تا پایان دنیا هدایت نماید و راه سعادت و خوشبختى هر دو جهان را به وی ارائه نماید. از همین رو باطل و کهنگى در قوانین اسلام راه ندارد.
قرآن مى فرماید: «و این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر،‌که هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمى آید، چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است".(1)
امیرمؤمنان علی(ع) دربارة‌ قرآن فرمود: «کتاب خداوند میان شما سخنگویى است که هیچ گاه زبانش از حق گویى خسته نمى شود، و خانه ای است که پایه‌هایش هرگز فرو نمى ریزد،‌و نیرومندى است که یارانش شکست نمى خورند».(2)
با توجه به این که بشر نیازهاى ثابت و متغیر دارد، اسلام بر نیازهاى ثابت انسان، مُهر ثابت زده است،‌ اما نیاز متغیر او را تابع نیاز‌هاى ثابت قرار داده،(3) و این اعجازى است که در ساختمان دین به کار رفته و موجب شده که همواره با پیشرفت زمان و تغییر اوضاع و احوال اجتماعى و فرهنگی، پاسخ گوى پرسش‌ها و نیازهاى روز باشد. با توجه به این ویژگى، فقهاى شیعه در هیچ عصرى با بن بست و مشکلات حل نشدنى فقهى روبه رو نگشته اند. این نکته باتوجه به دو مطلب روشن مى شود:
1.علاوه بر احکام عبادى مثل نماز، روزه، حج و ... که احکام ثابتی هستند،‌اصول ثابت دیگرى نیز هست که نحوة‌ پیاده کردنش بستگى به زمان اجرا دارد و با اقتضاى زمان قابل تغییر است، مثلاً حفظ اسلام اصل ثابت و مسلّمی است، اما چگونه و با چه روشى اسلام حفظ مى شود، بستگى به شرایط زمان دارد. یک وقت شرایط زمان اقتضا مى‌کند که امام با دشمن صلح کند،‌ مانند صلح امام حسن مجتبی(ع) و زمان دیگر حفظ کیان اسلام به قیام و کشته شدن در راه خدا است، مثل نهضت مقدس امام حسین(ع). از همین رو امیرمؤمنان (ع) 25 سال مانند کسی که استخوان در گلو و خار در چشم داشت، براى حفظ اسلام صبر کرد و از حقّ مسلّم خود صرف نظر نمود، ولى هنگامى که به قدرت رسید، محکم ایستاد و در مدت کمتر از پنج سال،‌ سه جنگ داخلى را پاسخگو شد.
برابری و همدردى با مسلمانان اصل ثابت دیگر است که در هر زمان باید انجام گیرد، لیکن زمانى
حمایت‌هاى سیاسى و زمان دیگر همکارى فرهنگى و وقت دیگر کمک‌های مالى به عنوان مواسات اسلامى به حساب مى آید.
استفاده از لباس شهرت حرام است اما این که چه لباسى لباس شهرت است، بستگى به زمان دارد. آمادگى دفاعى براى مسلمانان اصل ثابت است ولى وسایل دفاع مثل شمشیر، سپر،‌ تانک، هواپیماى جنگی، بمب اتم و ... طبق نیاز روز تهیه مى گردد.
2.قوانین اسلام به شکل قضایاى حقیقیه وضع شده ، نه قضایای خارجیه؛ یعنى طبیعت اشیا را در نظر گرفته و روى طبیعت حکمى برده است.(4) هر وقت این طبیعت و موضوع پیدا شد، حکم مى آید و هر وقت موضوع از بین رفت،‌ حکم از بین مى رود، مثلاً مى گوید: غصب، دزدی و شراب حرام است؛ گوشت گوسفند حلال است و اگر مال به حد نصاب تعیین شده برسد، زکات دارد،‌ یا منافع کسب اگر از مخارج سالانه زیاد آمد، خمس دارد و ... در تمام این موارد اسلام از اوّل نگفته این موضوعات باید پیدا شود، بلکه گفته اگر این موضوعات در خارج پیدا شد، حکمش این است. چنانچه موضوع از بین رفت، حکم از بین مى رود.
در مورد بردگى هم مسئله از این قرار است. اسلام نگفته بردگى باید باشد بلکه با توجه به وجود بردگى در زمان ظهور اسلام و صلاح نبودن الغاى مطلق بردگى در آن زمان، اسلام راه آزادى بردگان را آورده است. توضیح این که: اسلام هرگز ابداع کنندة بردگى نبوده است،‌ بلکه در حالى ظهور کرد که نظام برده‌داری سراسر جهان را گرفته بود،‌و با تاروپود جوامع بشرى آمیخته بود،‌ حتى تا حدود صد سال پیش (1890 میلادی) ادامه داشت. اسلام براى آزادى بردگان طرحى را مطرح نمود که بدون این که جامعه را مختل نماید، به تدریج موجب آزادى تمامى بردگان گردد. بنابراین اسلام نگفته حتماً باید بردگى باشد تا با الغاى بردگى گفته شود این قانون اسلام از بین رفت،‌ بلکه با توجه به وجود بردگى در زمان ظهور اسلام و مصلحت نبودن الغاى بردگى در آن زمان،‌ قوانینى وضع کرد که در دراز مدت آزادى بردگان را به ارمغان آورد.
ماه‌هاى قمرى بدین لحاظ مقیاس احکام الهى قرار گرفته که یک مقیاس طبیعى است و در اختیار همگان مى باشد. یکى از امتیازات قوانین اسلام این است که دستورهاى آن معمولاً طبق مقیاس‌هاى طبیعى قرار داده شده،‌ زیرا مقیاس‌هاى طبیعى وسیله‌اى است که در اختیار همگان قرار دارد و گذشت زمان اثرى بر آن نمى گذارد، اما مقیاس‌های غیر طبیعى در اختیار همه نیست،‌ حتى در عصر ما هنوز همة مردم نتوانسته‌اند از مقیاس‌هاى جهانى استفاده کنند.
اسلام مقیاس را گاهى وجب، گاهى گام، گاهى بند انگشتان و گاهى طول قامت انسان و در مورد تعیین وقت، غروب آفتاب و طلوع فجر، گذشتن خورشید از نصف النّهار و رؤیت ماه قرار داده است. درست است که گردش خورشید در برج‌هاى دوازده گانه وسیلة خوبى براى تعیین ماه‌هاى شمسى است ولى این تقویم با این که طبیعى است، به درد همه نمى خورد و تنها دانشمندان نجوم از طریق رصد‌هاى نجومى می توانند بودن خورشید را در فلان برج تشخیص دهند. به همین دلیل دیگران مجبورند به تقویم‌هایى که به وسیلة منجمان تنظیم شده مراجعه کنند،‌ ولى گردش منظم ماه به دور زمین، تقویم روشنى به دست مى دهد که حتى افراد بى سواد و بیابانگرد قادر به تشخیص آن هستند.(5)
از این رو تقویم اسلامى بر اساس تقویم قمرى و گردش ماه است و براى همیشه مسلمانان براى انجام اعمال عبادى که نیازمند به زمان بندى است،‌ از این تقویم استفاده می نمایند. پس این تقویم کهنه نشده است.
در مورد نصاب شتر و گاو و ... باید گفت مسئلة زکات امروز هم مطرح است، زیرا گاو داران و گوسفنداران و کشاورزان زیادى هستند که داراى شرایط پرداخت زکاتند و باید با مراجعه به رسالة مرجع تقلید خود، با مسایل زکات آشنا شوند.
برای آگاهی بیش‌تر به کتاب اسلام و مقتضیات زمان اثر شهید مرتضى مطهرى مراجعه کنید.
پی‌نوشت‌ها:
1. فصلت (41) آیه‌41 و 42.
2. نهج البلاغه (فیض الاسلام) ص 403، خطبه‌ 133.
3. مرتضى مطهری،‌ اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 14و 218.
4. همان،‌ ج 2، ص 16.
5. تفسیر نمونه، ج 2، ‌ص 6، و ج 8، ‌ص 228.



- نظرات (0)