سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



ارزش دعا به انگیزه آن است

دعا

دعا یک کار ارادی است و محتاج انگیزه است. انگیزه دعا کنندگان بسیار است و ارزش دعا کنندگان تابع ارزش انگیزه آنها می باشد.

گاهی انگیزه انسان از دعا تأمین نیازهای مادی است، مثلا از خدا پول و فرزند و از این قبیل امور درخواست می کند. بنابراین انگیزه او همان علاقه ای است که به این چیزها دارد این نوع درخواست گرچه نشان علو همت انسان نیست لکن در حد خود خوب است چرا که بیانگر اعتقاد دعا کننده به موثر بودن خداوند است.

مرحله بلندتر و عالی تر این که از خدا امور معنوی و توفیق بندگی را طلب کند در نزد چنین انسانی ارزش امور معنوی بیشتر از امور مادی است. وقتی انسان بداند که آنچه از خدا درخواست کند، خدا به او عطا می کند، اگر واقعاً آخرت را شناخته باشد درخواست امور دنیایی نمی کند، مگر این که در جهت امر اخروی باشد1 در نظر چنین انسانی آخرت بسی بهتر و پاینده تر است. « وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَى » 2 ؛ حال آنکه آخرت بهتر و، پاینده تر است.

 

ذکر یک داستان :

امام حسن بن علی علیه السلام در حالی که وسایل نقلیه و مرکوب های راهوار داشتند برای اینکه فیض بیشتری برده باشد، پیاده به مکه مشرف می شدند. در یکی از مسافرت ها پای مبارک حضرت آماس کرد به خدمتگزارش فرمود: این پول را بگیر و چند قدم جلوتر مرد سیاه چهره ای می آید، این پول را به او بده و روغنی را که دارد از او بگیر و بیاور تا به پایم بمالم که درمان شود خدمتگزار جلو رفت و با همان نشانه و خصوصیاتی که امام فرموده بود، مرد سیاه چهره ای می آید؛ از او پرسید که چنین روغنی داری تا برای ورم پا خوب باشد؟ گفت: آری. گفت این پول را بگیر و آن روغن را بده. گفت: برای که می خواهی؟ گفت: برای حسن بن علی علیه السلام آن مرد سیاه چهره گفت: حسن بن علی مولای من است و من به او ارادت دارم. این روغن را بگیر و ببر. گفت: من باید این روغن را از شما بخرم. شما اگر ارادتی دارید، به حضور مولایم شرفیاب شو و آنجا عرض ارادت کن. پول را داد و روغن را گرفت و با هم به حضور امام شرفیاب شدند. این مرد در بین مکه و مدینه در آن هوای گرم یک مطلب پیشنهاد داد و عرض کرد یا بن رسول الله شما از خدای سبحان مسئلت کنید، فرزندی که به من می دهد شیعه و از دوستان شما باشد من وقتی به قصد مسافرت از منزل خارج می شدم عیالم باردار بود، دعا کنید وقتی فارغ می شود فرزندی باشد که از دوستان شما باشد. این را به عنوان بهترین دعا از امام درخواست کرد و امام فرمودند: خدا به شما فرزندی داد که شیعه است و ما را دوست دارد.

این تلاش یک آدم سیاه چهره در زیر آسمان سوزان است به عنوان دعایی که از امام می خواهد نخواست که خدایا به من مال و مسکن بده و یا خدایا به من دنیا بده، یا هوا را خنک گردان ، و ... بلکه او فرزند صالح می طلبد، چون یکی از برکات حیات انسانی داشتن فرزند صالح است. 3

مرحله بلندتر و عالی تر دعا از خدا امور معنوی و توفیق بندگی است چرا که ارزش امور معنوی بیشتر از امور مادی است. وقتی انسان بداند که آنچه از خدا درخواست کند، خدا به او عطا می کند، اگر واقعاً آخرت را شناخته باشد درخواست امور دنیایی نمی کند، مگر این که در جهت امر اخروی باشد

البته ذات دعا مطلوب و پسندیده است. حاجت خواستن بهانه در خانه دوست رفتن است. چون خدا فرمود: دعا کنید، اجابت می کند. در این مرحله دیگر مهم نیست درخواست چه باشد، امور معنوی باشد یا مادی باشد، فرقی ندارد. هنگامی که شخصی عظمت خداوند را به واقع درک کرد و از عمق جان حس کند که خدا همیشه کنار اوست  چنین انسانی خود را در کنار اقیانوس بی کران الهی می بیند، لذا برای جزئی ترین امور خود دعا می کند خدا می فرماید «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ» 4 ؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را .

دعا

علامه امینی و دعا

می گویند علامه امینی، صاحب الغدیر برای تصنیف الغدیر، به کتابی نیاز داشت؛ چندین ماه خدمت حضرت امیر مشرف می شد و از حضرت درخواست می کرد تا کتاب را پیدا کند و حضرت اجابت نمی کرد یک روز در حرم. حضرت بود که عربی به حرم حضرت آمد و رو به حضرت گفت: اگر مردی کار مرا انجام بده. با همان تعبیر خیلی توهین آمیز، هفته دیگر آمد و گفت: بله مرد هستی، تو مردی، کار ما را انجام دادی. صاحب الغدیر گوید ما خیلی ناراحت شدیم، گفتیم ما داریم برای حضرت زحمت می کشیم، کتاب الغدیر می نویسیم، اما او به ما اعتنا نمی کند، ولی این عرب دهاتی، همین که آمد و گفت: اگر مردی کار ما را انجام بده، کارش را انجام داد. می گویند: صاحب الغدیر حضرت را در خواب دیدند که حضرت فرموده بودند: این ها عرب دهاتی و بدوی هستند، نمی شود این ها را رد کرد باید با این ها مطابق طفولیتشان عمل کرد، لذا باید کار این ها را انجام دهیم، ولی تو که ما را می شناسی، مرد فضیلت و تقوایی، بصیر هستی. ما اگر به این زودی هم به تو اعتنا نکنیم، تو عارف به حق ما هستی. صاحب الغدیر گوید: در همین حین زنی آمد و گفت: ما امروز خانه تکانی داشتیم تا زواید خانه را بیرون بریزیم. یک کتاب مندرسی در خانه بود. شوهرم گفت: این کتاب را هم در زباله ها بیانداز. من گفتم: شاید به درد این همسایه ما آقای امینی بخورد. کتاب را به آقای امینی می دهد. آقای امینی وقتی می برد و باز می کند، می بیند همان کتابی است که دنبالش می گشته است. آن کتابی که برای پیدا کردنش آن همه به حضرت التماس می کرد در این فضایای ما هم حضرت همان برخوردی که با عرب دهاتی می کنند، با ما کردند تا قضیه خاتمه پیدا کرد. 5

 

دعا در روایات

عن ابی عبد الله علیه السلام قال امیرالمومنین علیه السلام :احب الاعمال الی الله فی الارض الدعا و افضل العباده العفاف، قال: کان امیرالمومنین علیه السلام رجلا دعا 6 ؛ امام صادق علیه السلام می فرماید: امام علی علیه السلام می فرماید، محبوب ترین کارها در روی زمین برای خدا دعا است و بهترین عبادت پرهیزگاری و پارسایی است و امیرالمومنین علیه السلام مردی بود که بسیار دعا می کرد.

عن الرضا علیه السلام: «علیکم بسلاح الانبیاء. فقیل: و ما سلاح الانبیا؟ قال الدعا؛ حضرت رضاعلیه السلام همیشه به اصحاب خود می فرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران. به او عرض شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا است».7 عن ابی عبدالله علیه السلام قال: الدعا اتفذ من السنان الحدید؛ صادق علیه السلام فرمود: دعا از نیزه تیز نافذتر است. 8

منبع : مجموعه مقالات ره توشه راهیان نور


1- بر درگاه دوست، محمد تقی مصباح یزدی، ص 71.

2- سوره اعلی، آیه 17.

3- اسرار عبادت، عبدالله جوادی آملی، ص 178.

4- سوره مومن، آیه 60.

5- سلوک معنوی، گفتارها و مصاحبه ها و خاطره ها، آیت الله بهاء الدینی، اکبر اسدی، ص 104.

6- اصول کافی، کلینی ره، ج 4، حدیث 8، ص 213.

7- همان، حدیث 5، ص 214.

8- همان، حدیث 7، ص 214.


- نظرات (0)

علل عدم استجابت دعا از نظر قرآن

استجابت

در قرآن کریم، یکی از علل عدم استجابت دعا چنین بیان شده است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ،[غافر/60]، پروردگارتان این دعوت را كرد كه مرا بخوانید تا استجابت كنم بدرستى كسانى كه از عبادت من استكبار مى‏ورزند به زودى با كمال ذلت داخل جهنم خواهند شد»، اما باید به نکات این آیه دقت کرد تا روشن گردد.

خداوند متعال می‌فرماید، دعا کنید، دعا یعنی چه؟ دعا یعنی طلب، پس اگر کسی در زبان چیزی را بخواهد ولی واقعا از ته دل آن را نخواهد، در واقع دعا نکرده است.

خداوند متعال می‌فرماید: از من(نه کس دیگر) طلب کنید، لذا اگر از در ظاهر از خدا بخواهیم ولی امیدمان از دیگران قطع نشده باشد، به این شرط پایبند نبودیم، لذا نباید انتظار اجابت داشته باشیم. البته اگر انسان دنبال واسطه‌ها باشد، ولی برای آن‌ها استقلال قائل نباشد و آن‌ها را از طرف خدا بداند و علاوه بر آن، زیاد از حد هم سراغ اسباب نرود، اشکالی ایجاد نمی‌شود.

قرآن می‌فرماید: من اجابت می‌کنم لکم(یعنی به نفع شما) نه اینکه آنچه خواستید به شما می‌دهم، زیرا این دو با هم فرق دارند، اجابت یعنی اینکه، حرف شما را می‌شنوم و نسبت به آن بی اعتنا نیستم، و آن را بی‌اثر نمی‌گذارم، نه اینکه هر چه بخواهید ‌می‌دهم. مانند پدر که می‌گوید فرزندم هر چه می‌خواهی بخواه، من به نیازهای تو اهمیت می‌دهم، این حرف به این معنا نیست که اگر فرزند چیز مضری هم از پدر بخواهد، پدر به او بدهد.

اگر خدا هرچه خواستیم به ما بدهد در آن ‌صورت باید آنچه به ضرر ما نیز هست بدهد، در حالی که این کار مطابق حکمت و محبت خدا نسبت به ما نیست و او مصلحت ما را بهتر از ما می‌داند، اگرچه ما فکر کنیم بهتر از خدا مصالح خود را تشخیص می‌دهیم، مانند بچه‌ای که بدون توجه بر خواسته غیر معقول خود اصرار می‌ورزد.

اگر به ادامه آیه شریفه توجه شود، این نکته بدست می‌آید که دعا عبادت است، لذا اگر کسی دعا کند، و بعد از دعا از خدا انتظار و توقع داشته باشد، و خواسته خود را بدون در نظر گرفتن این‌که آیا به مصلحتش است یا نه، طلب کند، از حیطه عبادت و بندگی خارج شده و در واقع دارد خدایی می‌کند و این بسیار ناپسند است.

خداوند متعال می‌فرماید، دعا کنید، دعا یعنی چه؟ دعا یعنی طلب، پس اگر کسی در زبان چیزی را بخواهد ولی واقعا از ته دل آن را نخواهد، در واقع دعا نکرده است

بهترین دعای بندگان

قرآن كریم، گفت و گوى خداوند بزرگ با اهل جهنم و پاسخ آنان را بازگو مى فرماید. خداوند به جهنمیان خطاب مى كند و مى گوید: گروهى از بندگان من دعا مى كردند و مرا مى خواندند، اما شما آنها را مسخره مى كردید، و به آنان پوزخند مى زدید، دعاى آنان این بود:

«ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیرالراحمین» (مۆمنون (23) آیه 109) ؛ پروردگارا ما ایمان آوردیم پس بیامرز ما را و ما را مورد رحمت خود قرار ده، تو بهترین رحم كنندگانى.

خداوند این دعا را به عبادى (بندگان ویژه ) نسبت مى دهد و این دعا و دعاكنندگان را تایید و تصدیق مى كند و از آنان حمایت میكند.

قرآن شریف كه چیزی را فرو گذار نكرده و جامعیت آن بر كسى پوشیده نیست، در تمامى مسائل مربوط به دعا، رهنمودهاى بسیار روشن و جالبی را فرموده و در این جا كه محور سخن درباره لزوم و ضرورت دعاست به دو آیه اشاره می‌شود تا فطرت هاى خفته و آشفته در خواب بیدار شوند و بیش از پیش به این مهم بپردازند.

اگر خدا هرچه خواستیم به ما بدهد در آن‌صورت باید آنچه به ضرر ما نیز هست بدهد، در حالی که این کار مطابق حکمت و محبت خدا نسبت به ما نیست و او مصلحت ما را بهتر از ما می‌داند، اگرچه ما فکر کنیم بهتر از خدا مصالح خود را تشخیص می‌دهیم، مانند بچه‌ای که بدون توجه بر خواسته غیر معقول خود اصرار می‌ورزد

«قُلْ ما یعْبَۆُا بِكُمْ رَبِّى لَوْ لا دُعاۆُكُمْ؛

بگو اگر دعایتان نباشد پروردگار من اعتنایى به شما ندارد.

«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِى سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ»؛

یعنی پروردگارتان گفته: مرا بخوانید تا اجابت‌تان كنم كسانى كه از پرستیدن من كبر می‌ورزند به خوارى به جهنم وارد خواهند شد.

امام محمد باقر علیه السّلام در تفسیر و تبیین این دو آیه چنین فرموده است:

منظور از كلام خداوند كه می‌فرماید: ان الذین یستكبرون... دعاست كه برترین عبادت دعا می‌باشد. و از آن گرامى سۆال شد آیا زیاد قرآن خواندن بهتر است یا زیاد دعا كردن؟

امام علیه السّلام فرمود:

دعا خواندن، آیا نشنیده‌اى كه خداوند متعال می‌فرماید:

«قل ما یعبو ابكم...»

بگو اگر دعایتان نباشد پروردگار من به شما اعتنایى ندارد.


- نظرات (0)

حکمت خدارودریاب

یکى از برنامه هاى اساسى قرآن توجه دادن به حکمت خداوند است.1 هر پدیده اى که در جهان روى مى دهد بر اساس تدبیر حکیمانه الهى است و هر چیزى حساب و کتاب دارد.

حکمت بیانگر این است که عالم هستى در تمام ابعادش بر اساس نظم و حساب دقیق و قوانین موزون و منسجم بر پا شده است و افعال خداوند بر تمام ابعادش با حکمت است و این همان چیزى است که از آن به نظام احسن تعبیر مى شود. 2

آثار تربیتى اعتقاد به حکمت خداوند

الف : توجه به حکمت خداوند مى تواند در پیشرفت هاى علمى انسان و آگاهى او نسبت به اسرار جهان هستى اثر عمیقى بگذارد و به علم و دانش ‍ بشرى عمق و شتاب و سرعت بیشترى بخشد.

زیرا وقتى ما بدانیم که این بناى باشکوه و عظیم را معمار چیره دستى ساخته و در جاى جاى آن اسرار حکمت به کار برده هرگز از کنار موجودات و حوادث جهان بى تفاوت نمى گذریم هر پدیده را به عنوان یک موضوع شایان دقت مورد بررسى قرار مى دهیم تا آنجا که از افتادن یک سیب از درخت و مانند آن مى توانیم قانون پر اهمیت جاذبه عمومى و قوانین مهم دیگر را کشف کنیم (انیشتین ) مى گوید: پیشگامان علوم و مکتشفان بزرگ داراى نوعى ایمان به مبدا علمى و حکمت آفرینش بوده اند و همان اعتقاد به تلاشهاى آنان عمق و وسعت بخشیده است .

ب : توجه به حکمت خدا انسان را در برابر حوادث ناگوار و توان مى بخشد چون مى داند هیچ یک از اینها بى حساب نیست و همین احساس او را براى غلبه بر مشکلات که گاهى تصور آن انسان را از پاى در مى آورد یارى مى دهد زیرا شرط غلبه بر حوادث ، داشتن روحیه بالا است و این در سایه معرفت حکمت خداوند است

ج ) توجه به حکمت خداوند پذیرش قوانین الهى را آسان مى سازد چرا که مى داند تمام این برنامه ها و دستورات از سوى آن حکیم بزرگ است.3

د: توجه به حکمت و تدبیر خداوند نگرانى را از خاطر مى زداید و موجب مى شود آدمى در سختى ها آرامش خود را نبازد و زبان به شکوه و شکایت نگشاید و ایمانش را از دست ندهد هر چند حکمت آنرا نفهمد. کسى که به حکمت خداوند باور دارد دچار افکار منفى نمى شود.

حکمت بیانگر این است که عالم هستى در تمام ابعادش بر اساس نظم و حساب دقیق و قوانین موزون و منسجم بر پا شده است و افعال خداوند بر تمام ابعادش با حکمت است و این همان چیزى است که از آن به نظام احسن تعبیر مى شود.

مشیت الهى

تحولات جهان بر اساس مشیت الهى خداوند است آنچه او بخواهد آن مى شود. قرآن مى فرماید:

ارتباط هستی و انسان با خدا

«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیر»4 ؛ بگو بارالها! مالک حکومت ها تویى ، تو هستى که به هر کس بخواهى حکومت مى بخشى و از هر کس بخواهى حکومت را مى گیرى ، هر کس را بخواهى عزت مى دهى و به هر کس بخواهى ذلت مى دهى تمام خوبى ها به دست تو است زیرا تو بر هر چیزى قادر هستى .

اوست که ملک ها و حکومت ها را به هر کس بخواهد مى بخشد یا مى گیرد، عزت مى دهد و یا بر خاک ذلت مى نشاند.

مشیت خدا بدون حساب و بى دلیل نیست بلکه آمیخته با حکمت و مراعات نظام و مصلحت عمومى جهان آفرینش و جهان انسانیت است و هر کارى که از او صورت مى گیرد در نوع خود بهترین است .

در این جا سوال مهمى پیش مى آید که ممکن است از آیه فوق کسانى چنین نتیجه بگیرند که هر کس به حکومتى مى رسد و یا از حکومت ، سقوط مى کند، خواست خدا بوده . نتیجه آن ، امضاى تمام حکومت هاى جبار و ستمگر تاریخ است . اتفاقا در تاریخ نیز مى خوانیم که یزید بن معاویه براى توجیه حکومت ننگین خود به آیه فوق استدلال کرد.

پاسخ این است که آیه یک مفهوم کلى و عمومى دارد که طبق آن تمام حکومتهاى خوب و بد بر طبق مشیت خداست با این توجه که خداوند یک سلسله عوامل و اسباب براى پیشرفت و پیروزى در این جهان ، آفریده است .

و استفاده از آثار این اسباب همان مشیت خداست . بنابراین خواست خدا یعنى آثارى که در آن اسباب و عوامل آفریده شده است حال اگر افراد ستمگر و ناصالحى همچون چنگیز و یزید و فرعون و مانند اینها از آن وسایل پیروزى استفاده کردند و ملت هاى ضعیف و زبون و ترسو به آن تن در دادند، این نتیجه اعمال خود آنها است که گفته اند! هر ملتى لایق همان حکومتى است که دارد.

ولى اگر مردم آگاه بودند و آن عوامل و اسباب را از دست جباران گرفته و به دست صالحان دادند و حکومت هاى عادلانه اى بوجود آوردند باز نتیجه اعمال آنها است که بستگى بطرز استفاده از عوامل و اسباب الهى دارد.

در حقیقت آیه بیدار باشى براى همه افراد و جوامع انسانى است که بهوش ‍ باشند و از وسایل پیروزى بهره گیرند پیش از آنکه عوامل ناصالح بر آنها چیره شوند و پست هاى حساس اجتماعى را از دست آنها بگیرند و همه سنگرهاى حساس را اشغال کنند و خلاصه اینکه خواست خدا همان جهان اسباب است تا چگونه ما از این جهان اسباب استفاده کنیم ؟5

 

منبع : مشیت الهى در سبب سازى و سبب سوزى ، محمود اكبرى

1- توبه ، 71، 160 / نساء، 10، 130 / شورى ، 51

2- پیام قرآن ، آیت الله مکارم ، جلد 4، ص 135. در قرآن آیاتى وجود دارد که به این سخن معنا دلالت دارد مانند سوره سجده ، آیه 7 و سوره نمل آیه 88

3- پیام قرآن ، آیت الله مکارم : ج 4،ص 137

4- سوره آل عمران آیه 26.

5- تفسیر نمونه ، ج 2، ص 369.

 


- نظرات (0)

خداوند هر کاری می تواند بکند اما نمی کند

در مبانی خداشناسی هیچ شکی وجود ندارد که خداوند، قادر مطلق است: "اِنَّ اللَّهَ عَلَی كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٍ"[نحل ، آیه77]. ولیکن خداوند، حكیم مطلق هم هست؛ یعنی كارهای بیهوده و بی فایده انجام نمی دهد.

مثلاً در قضیه حضرت ابراهیم كه پرنده های مرده را زنده كرد، حكمتش این بود كه به تقاضای خلیلش جواب مثبت داده تا درجه یقین پیامبرش را بالا ببرد تا با قاطعیت و ایمان بیشتر بتواند مردم را هدایت كند. اما در موارد غیر منطقی؛ مثلاً بیان شود که: آیا خدا قادر است جایگاه دو نفر را با یكدیگر عوض كند؟

اگر مراد این باشد كه در عالم آخرت، پاداش یكی را به دیگری و عقوبت دیگری را به اولی بدهد، هرگز خدا این كار را انجام نمی دهد، گر چه قدرت دارد، ولی چون حكیم و عادل است، هرگز عقوبت دیگری را به گردن غیرش نمی اندازد.

قرآن می فرماید: "ستمكاران دوست دارند تمام آن چه را روی زمین است، مالك باشند و همانند آن بر آن افزوده شود تا آن‌ها را در عوض عذاب الهی فدا كنند (ولی هرگز چنین نخواهد بود. هر كس باید مجازات خود را ببیند)".[زمر، آیه 47]

باز می فرماید: "وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی؛ [انعام ، آیه 164] هیچ كس گناه دیگری را بر دوش خود نمی كشد". و "وَ لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍغ‌ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ؛ [جاثیه ، آیه 22] هر شخصی مجازات اعمال خود را متحمل می شود و به ناحق مجازات نمی شوند".

بنابراین، در دنیا و در قیامت هر كسی مجازات اعمال خویش را می بیند و كسی به جای دیگری مجازات نمی شود. عدالت و حكمت خداوند اقتضا می كند كسی را به جای دیگری مجازات نكند.

اگر مراد از تعویض جای دو نفر این باشد كه روح زید را مثلاً در جسم عمرو قرار دهد و جان عمرو را در جسم زید، اولاً سۆال می شود: برای چه خدا این عمل را انجام دهد؟ حكمتش چه باشد؟ خدا امر لغو و بیهوده ای انجام نمی دهد.

یعنی اینچنین کاری به نوعی از طرف خداوند محال منطقی است در نهایت اگر چنین كاری شد، جسم زید می شود مال عمرو و كالبد عمرو می شود كالبد زید. دیگر نمی توان گفت بدن عمرو را روح زید تصرف كرده و عكس آن، به خاطر این كه انسانیت هر انسانی به روح او بستگی دارد، نه به جسم.

در دنیا و در قیامت هر كسی مجازات اعمال خویش را می بیند و كسی به جای دیگری مجازات نمی شود. عدالت و حكمت خداوند اقتضا می كند كسی را به جای دیگری مجازات نكند

معنای اصطلاحی حكمت

امّا در اصطلاح قرآن و روایات و حكماء و علماء و متكلمان حكمت در مورد خداوند به چند معنا اطلاق شده است

1. حكمت علمی:  عبارت است از برترین علم به برترین معلوم كه مصداق آن علم خداوند به ذات و افعال خویش است. البته به این معنا، حكمت از علم خداوند و حب الهی به كمال و خیر كه صفت ذاتی است نشأت می‌گیرد. یعنی خداوند كه كمال مطلق و منشأ خیرات است علم دارد به كمال و خیر خودش، این معنای حكمت علمی است.

چنان كه فخر رازی در این مورد گفته:

ان الحكمة عبارة عن معرفة افضل المعلومات بافضل العلوم فالحكیم بمعنی العلیم؛ یعنی حكمت عبارت است شناخت برترین معلومات به واسطه برترین علوم. پس حكیم به این معنا یعنی علیم.[2]

2. استحكام و انسجام در آفرینش و تدبیر جهان (به این معنا كه جهان آفرینش با اتقان و استحكام خاصی آفریده شده و طراح این جهان آن چنان كاردان و حكیم بوده كه هرچیز را به جای خویش به بهترین صورت ممكن قرار داده است.

جهان چون چشم و خد و خال ابروست

         كه هر چیزی به جای خویش نیكوست

 

و آیه كریمه قرآن: «الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ »[3]؛ خداوند كسی است كه هر چیزی را به نحو احسن خلق فرمود.

و هم چنین آیه: «الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى * وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى»؛[4] خداوند كسی است كه خلق نمود و هماهنگی بخشید و اندازه‌گیری كرد و راهنمایی فرمود، ناظربه این معنای حكمت است.

خدا کا خالق کوں؟

علامه حلی معنای یاد شده از حكمت را چنین بیان كرده است: حكمت گاهی به معنای معرفت اشیاء است و گاهی به معنای انجام كاری به وجه احسن است و چون هیچ معرفتی برتر از معرفت خداوند نسبت به عالم نیست، پس خداوند به هر دو معنی حكیم است.[5]

3. پاكی و پیوستگی خداوند از افعال قبیح و ناروا

به این معنا كه خداوند كار زشت و قبیح انجام نمی‌دهد و این خود به دلیل این است كه عوامل پدید آورنده كارهای زشت و قبیح (كه عبارتند از جهل به زشتی عمل و یا نیاز به آن و یا عجز از انجام ندادن آن است) در خدای تعالی وجود ندارد و خدای بزرگ از این عوامل، پاك و منزه است.

حكمت علمی عبارت است از برترین علم به برترین معلوم كه مصداق آن علم خداوند به ذات و افعال خویش است. البته به این معنا، حكمت از علم خداوند و حب الهی به كمال و خیر كه صفت ذاتی است نشأت می‌گیرد. یعنی خداوند كه كمال مطلق و منشأ خیرات است علم دارد به كمال و خیر خودش، این معنای حكمت علمی است

فخر رازی نیز در این مورد گفته است: حكمت عبارت است از تقدس خداوند از انجام آنچه نارواست.[6]

4. غایتمند بودن افعال الهی

به این معنا كه هر فعلی كه از خداوند سر می‌زند دارای غایت و هدفی است. كار لغو و بیهوده و عبث از خداوند صادر نمی‌شود كه این معنا چیزی است كه از آن تعبیر به فعل حكیمانه خداوند می‌شود.

آیه كریمه قرآن كه می‌فرماید: «ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلاً»؛ ما آسمان و زمین و آنچه بین آن دو هست بیهوده و لغو نیافریدیم (اشاره به این معنای حكمت دارد).

خلاصه معنای اصطلاحی حكمت: خداوند متعال كه عالم به همه چیز است نظام هستی را به صورت كامل و احسن آفریده، به طوری كه هیچ خلل و نقصی در آن راه ندارد و از اینكه كار لغو و بیهوده و قبیح و ناروا از او سر بزند، پاك و مبراست.

و امّا اینكه در بحث‌های كلامی معمولا عدل و حكمت با هم آورده می‌شود، به جهت ارتباط و پیوستگی است كه بین این دو موضوع وجود دارد و گرنه به یك معنا نمی‌باشند، بلكه معنای حكمت اعم از معنای عدل است چرا كه عدل فقط شامل فعل خداوند می‌شود.

 

پی نوشت ها :

[1] . مفردات راغب اصفهانی، ذیل واژة حكم.

[2] . عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی،  ص 192.

[3] . سجده، 7.

[4] . اعلی، 2 و 3.

[5] . عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی،  ص 193.

[6] . عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی، ص 193.


- نظرات (0)

شاهدان اعمال در قیامت!

دقت در حساب و کتاب در قیامت

اگر برای حساب روز قیامت هیچ هول و خوفی جز آثار خجالت عرضه افعال و اعمال به جناب احدیّت و رسوایی و دریده شدن پرده ستر که بر گناهان پنهانی است نباشد، جای آن دارد که انسان از قله کوه به زیر نیاید و در آبادی جا نکند و جز به وقت اضطرار نخورد و نیاشامد و به غیر زمان ترس از تلف شدن نخوابد و چنین بودند انبیا و اولیا و کسانی که عقبات آخرت را با چشم دل می‌دیدند، به کم‌ترین لباس قناعت می‌کردند و در معاش از حدّ ضرورت تجاوز نمی نمودند، در هر نفس قیامت و اهوال آن را مشاهده می‌کردند به نحوی که گویا قیامت برپاست و خلایق نزد حقند و پروردگار از گفتار و کردارشان حساب میخواهد آن هم دقیقتر ین حساب!!

از مسائلی که بر هر کس لازم است در تمام لحظات حیات و آنات زندگی به آن توجه داشته باشد، مسئله برخورد با حساب روز قیامت است که از جانب حضرت حق نسبت به تمام اموری که در زندگی دنیا بر انسان گذشته است اِعمال میشود. امر حساب و مسئله رسیدگی به اعمال چه اعمال ظاهریه چه باطنیه، چه کبیره، چه صغیره امری حتمی و واقعیّتی غیر قابل اجتناب است.

پرونده‌ای که از اعمال انسان به حکم حضرت حق به وسیله ملائکه الهی که در قرآن مجید از آنان به عنوان رقیب و عتید 1 و یا کرام کاتبین 2 نام برده شده تنظیم میشود و هماهنگ با برنامه‌های آن با انسان معامله می شود.

 

چه کسانی بر اعمال ما شاهد هستند؟

به طور کلی از آیات و روایات استفاده می شود که گواهان بر اعمال انسانها در روز قیامت شش گروه می باشند:

1 - در رأس همه گواهان، خداونداست

 «در هر حال که باشی و هر آیه از قرآن که بخوانی و هر کاری را که انجام بدهید، ما گواه بر شما هستیم.»3

2 - پیامبران و اوصیا

«چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتی گواهی می آوریم و تو را گواه بر آنان قرار می‌دهیم.»4

امام صادق(ع) در تفسیر آیه فرمود: «این درباره امت محمد(ص) نازل شده و در هر قرنی برای آنان امامی از ما خواهد بود که شاهد بر آنان است و محمد(ص) گواه بر همه ما است».5

از برخی روایات استفاده میشود که زمان در روز قیامت از شاهدان به شمار میرود. امام باقر (ع) فرمود: «هیچ روزی بر انسان نمی گذرد مگر این که به او میگوید:ای فرزند آدم! من روز تازهای هستم و بر تو شهادت می دهم. در من کار خوب انجام بده تا در قیامت به نفع تو گواهی دهم
3 - زبان، دست، پا، چشم، گوش و پوست

«یوم تشهد علیهم ألسنتهم و أیدیهم و أرجلهم بما کانوا یکسبون؛ 6 در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنان نسبت به اعمالی که مرتکب شده اند، گواهی میدهند». در آیه دیگری می گوید: «زمانی که به آن (دوزخ) می رسند، گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به اعمال آنان گواهی می‌دهد.»7

4 - فرشتگان

«در آن روز هر انسانی وارد محشر میشود، در حالی که فرشتهای با او همراه است که او را به سوی حساب سوق میدهد و گواهی از فرشتگان است که بر اعمال او شهادت می‌دهد.»8

5 - زمین

«یومئذ تحدّت اخبارها؛ 9 در آن روز زمین اخبار خود را بازگو میکند.

6 - زمان

از برخی روایات استفاده میشود که زمان در روز قیامت از شاهدان به شمار میرود. امام باقر (ع) فرمود: «هیچ روزی بر انسان نمی گذرد مگر این که به او میگوید:ای فرزند آدم! من روز تازهای هستم و بر تو شهادت می دهم. در من کار خوب انجام بده تا در قیامت به نفع تو گواهی دهم .10 و 11 "

 

به سوی آخرت
شاهدان اعمال در قیامت چگونه شهادت می‌دهند؟

چگونگی شهادت خدا و پیامبران و اوصیا چندان روشن نیست، اما مطابق ظاهر آیات و صریح روایات، خدا و پیامبر و امامان (ع) از اعمال انسانها آگاهی کامل دارند و آنها را میبینند. 12

کیفیت شهادت اعضا و جوارح بدن را قرآن کریم بیان کرده است: «وقتی انسانها به پوستهای خود میگویند برای چه علیه ما شهادت دادید؟ در پاسخ میگویند:ما را به زبان آورد و قدرت نطق داد، کسی که همه چیز را به نطق در آورده است».13

در این که اعضای بدن به چه صورتی به نطق میآیند، مفسران احتمالاتی داده اند:

1 - خداوند در آن روز درک و شعور و قدرت سخن گفتن در یک یک اعضا می آفریند و آنها به راستی سخن میگویند، و چه جای تعجب؟ همان کسی که این قدرت را در قطعه گوشتی به نام زبان آفریده، میتواند در سایر اعضا نیز بیافریند.

2 - آنها از درک و شعوری بهره مند نمیشوند، ولی خداوند آنها را به سخن گفتن وا میدارد. در حقیقت اعضا محل ظهور سخن خواهند بود و حقایق را به فرمان خدا آشکار میکنند.

3 - اعضای بدن هر انسانی آثار اعمالی را که در تمام طول عمر انجام داده، مسلّماً با خود خواهد داشت، چرا که هیچ عملی در جهان نابود نمیشود و آثار آن روی یکایک اعضای بدن و در فضای محیط باقی می ماند. آن روز که روز بروز و آشکار شدن است، این آثار نیز بر دست و پا و سایر اعضا ظاهر میشود و ظهور این آثار به منزله شهادت است. 14

چگونگی شهادت زمین و زمان و فرشتگان هم به صورت یقینی معلوم نیست، اما چون که آنها در دنیا با انسان همراه بوده اند و خداوند میتواند همه چیز را به سخن گفتن آورد، آنها نیز به سهم خود به نفع یا به ضرر انسانها با قدرت خدا شهادت میدهند.

کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده میشود، پس مجرمان را می‌بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می‌گویند : ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آن که آن را به حساب آورده!؟ و هر عملی را انجام داده اند، حاضر می‌یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهد کرد

«روز حساب» چه روزی است؟

قرآن مجید از روز قیامت به عنوان روز حساب نام می برد، یعنی روزی که تمام اعمال ظاهری و باطنی بندگان محاسبه میشود و بر اساس آن حساب با آنان معامله میگردد: «وَلاَ تَتَّبِعِ الْهَوَی فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ 15؛ و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف می‌کند. بی‌تردید کسانی که از راه خدا منحرف میشوند، چون روز حساب را فراموش کرده اند، عذابی سخت دارند.»

آری، روز حساب روزی است که ایمان و اخلاق و اعمال آدمی به محاسبه کشیده میشوند و آن قدر حساب آن روز دقیق و ظریف است که تمام افراد انسان بهت زده میشوند.

وَ وُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَی الْمُـجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَ یَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هذَا الْکِتَابِ لاَ یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلاَ کَبِیرَةً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلاَ یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً 16 ؛ کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده میشود، پس مجرمان را می‌بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می‌گویند : ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آن که آن را به حساب آورده!؟ و هر عملی را انجام داده اند، حاضر می‌یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهد کرد.

 

قرآن دست
کتابی که ریز و درشت در آن ثبت شده است!

آری، خوبیها و بدیها، ظلمها و عدلها، هرزگی ها و خیانت ها همه و همه در برابر صاحبانش تجسم می‌یابد.

آنچه دامن آنها را می‌گیرد کارهایی است که در دنیا انجام داده اند، بنابراین از چه کسی میتوانند گله کنند جز از خودشان.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «هنگامی که روز قیامت شود، نامه اعمال آدمی را به دست او میدهند، سپس گفته میشود بخوان.»

راوی خبر می‌گوید: از حضرت پرسیدم: آیا آنچه را در نامه است می شناسد و به خاطر می آورد؟

امام فرمود: همه را به خاطر می آورد هر چشم به هم زدنی، کلمه‌ای، جابجا کردن قدمی و خلاصه هر کاری انجام داده است و لذا فریادشان بلند میشود و می‌گویند : ای وای بر ما ! این چه کتابی است که هیچ کار کوچک و بزرگی نیست مگر آن که آن را احصا و شماره کرده است. 17

 

پی نوشت ها :

1- ق 50 : 18 .

2- انفطار 82 : 11 .

3- یونس (10) آیه61.

4- نساء (4) آیه 41.

5- کافی، کلینی، دار صعب، بیروت، ج 1، ص 190، ح 1.

6- نور (24) آیه 24.

7- فصلت (41) آیه 20.

8- ق (50) آیه 21.

9- زلزال (99) آیه 4.

10- بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج 83، ص 129، ح 1.

11- مجموعه مطالب از تفسیر نمونه، ج 20، ص 257 - 255 گرفته شده است.

12- تفسیر نمونه، ج 8، ص 128 - 125.

13- فصلت (41) آیه 21.

14- تفسیر نمونه، ج 18، ص 432 - 431.

15ـ ص 38 : 26 .

16 ـ کهف 18 : 49 .

17ـ تفسیر العیاشی : 2/328، حدیث 34؛ بحارالأنوار : 7/315، باب 16، حدیث 10 .



- نظرات (0)