سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

معماهای پیامبران

1. «داستان معراج پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ » در كدام سوره بيان شده است؟
2. نام كدام پيامبر بيشتر از ديگر پيامبران در قرآن ذكر شده است؟
3. كدام پيامبر به پيامبر بت‌شكن معروف بود و كفار نيز او را به آتش انداختند ولي به خواست خداوند سالم بيرون آمد؟
4. «ماجراي ولادت حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » در كداميك از سوره‌ها بيان شده است؟
5. صفت كداميك از پيامبران «ذبيح الله» است؟
6. كدام پيامبر مردگان را زنده مي‌كرد و نابينايان را نيز شفا مي‌داد؟
7. كدام پيامبر مدتي در شكم ماهي زندگي كرد؟
8. چه تعداد از سوره‌هاي قرآن به نام پيامبران است؟
9. پيامبري كه قومش به لجاجت و بهانه‌گيري شهرت داشتند چه نام داشت؟
10. كدام پيامبر به سفر آسماني رفت؟
11. فرزندان كداميك از پيامبران به بني اسرائيل معروف هستند؟
12. كدام پيامبر نجار بود و كشتي ساخت؟
13. نام چند پيامبر را ذكر كنيد كه اسم‌شان با حرف «ي» شروع مي‌شود؟
14. داستان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ و بلقيس در كدام سوره بيان شده است؟
15. كداميك از پيامبران هم اكنون زنده است؟
16. كداميك از پيامبران لقب «دوست خدا» را داشت؟
17. كداميك از پيامبران به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد؟
18. چه تعداد از پيامبران نامشان در قرآن آمده است؟
19. كدام پيامبر بدون پدر و مادر بدنيا آمد؟
20. در قرآن كريم از چند پيامبر به عنوان «اسوه حسنه» نام برده شده است؟


پاسخ :


1. داستان معراج حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله ـ در سورة «اسراء» بيان شده است.
2. نام حضرت موسي ـ عليه السلام ـ بيشتر از ديگر پيامبران «136 مرتبه» در قرآن ذكر شده است.
3. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ».
4. ماجراي ولادت حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در سوره «مريم» بيان شده است.
5. صفت حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ «ذبيح الله» است.
6. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » مردگان را زنده و نابينايان را شفا مي‌داد.
7. «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ « مدتي درشكم ماهي زندگي مي‌كرد.
8. سوره‌هاي «ابراهيم، محمد، ‌نوح، هود، يوسف، يونس» بنام پيامبران مي‌باشد.
9. پيامبري كه قومش به بهانه‌گيري معروف هستند «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » مي‌باشد.
10. حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ به سفر آسماني رفت.
11. فرزندان «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ به بني اسرائيل» معروف هستند.
12. «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ ».
13. «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ ، حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ ، حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ ، حضرت يونس ـ عليه السلام ـ».
14. اين داستان در سوره «سبأ» بيان شده است.
15. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » هم اكنون زنده است.
16. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » به «خليل الله» ملقب بود.
17. «حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ » به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد.
18. پيامبراني كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، ادريس، نوح،‌ هود، صالح، لوط، ابراهيم، اسماعيل،‌ يعقوب، اسماعيل صادق الوعد, اسحاق، يوسف، ايوب، يونس، شعيب، موسي، هارون، ‌داوود، سليمان، الياس، ‌اليسع، ذوالكفل، عزيز، زكريا، يحيي، عيسي و محمد ـ علي نبينا و آله و عليهم السلام اجمعين ـ. .
19. «حضرت آدم ـ عليه السلام ـ بدون پدر و مادر به دنيا آمد.
20. پيامبراني كه به عنوان (اسوه حسنه. از آنان نام برده شده عبارتند از: «ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ ».


- نظرات (0)

زبان شیرین

امام على  علیه السلام:

مَن عَذُبَ لِسانُهُ كَثُرَ إخوانُهُ

كسى كه زبانش شيرين باشد، برادرانش زياد شوند.

دوستی در قرآن و حدیث: ح 274


- نظرات (0)

چرا باید به دور تو بگردم؟

به کعبه گفت : تو از خاکی من از خاک

چرا باید به دور تو بگردم؟

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم...


- نظرات (0)

توکل برخدا

امام سجاد(ع) می­فرماید: «روزی بیرون رفته بودم و در کوچه راه می­رفتم تا این‏که به این دیوار رسیدم. اندکی به آن تکیه دادم. ناگاه مردی سفیدپوش در نظرم نمایان شد که به من نگاه می­کرد. با دیدن حالت من پرسید: ای علی بن الحسین! چرا افسرده و غمگین هستی؟ آیا ناراحتی­ات برای دنیا است؛ آن هم دنیایی که خداوند روزی هر انسان پرهیزکار و بدکردار را آماده کرده است یا به جهت چیز دیگری است؟ گفتم: من در مورد دنیا غمی ندارم و در مورد آن همان گونه می­اندیشم که تو گفتی. او دوباره پرسید: آیا برای آخرت غمگینی که وعده­ای راست است و فرمانروایی توانا بر آن حکم­فرما است. امام فرمود: به جهت آن هم غمی ندارم؛ زیرا در مورد آخرت هم با تو هم عقیده­ام. مرد سفیدپوش پرسید: پس ناراحتی تو برای چیست؟ امام فرمود: آنچه مرا نگران ساخته و از آن بیم دارم، آشوب و فتنه ابن زبیر است و آن گرفتاری است که مردم بدان دچار شده­اند. مرد سفیدپوش لبخندی زد و گفت: ای علی بن الحسین! آیا دیده­ای که کسی خدا را بخواند و خداوند او را اجابت نکند؟ امام پاسخ منفی داد. مرد گفت: آیا دیده­ای که کسی بر خدا توکل کند و خدا او را کفایت ننماید؟ پاسخ امام دوباره منفی بود. مرد گفت: آیا دیده­ای احدی از خدا چیزی بخواهد و خدا به او ندهد؟ امام می­فرماید: گفتم نه، و او در همین لحظه از چشمم پنهان شد».[39]

2. اهل­بیت، توکل­کنندگان راستین

«روزی امیرمؤمنان(ع) وارد مسجد شد که دید گروهی در گوشه­ای از مسجد گرد هم حلقه زده­اند و با خوشحالی با هم گرم گفت­وگو هستند. امام نزد آنان رفت و پرسید: شما کیانید؟ پاسخ دادند: ما توکل­کنندگان (متوکّلون) بر خدا هستیم. امام چهره درهم کشید و فرمود: هرگز! بلکه شما خورندگان (متأکّلون) هستید. اگر شما آن طور که گفتید از توکل­کنندگان هستید، توکل شما را به کجا رسانیده است؟ پاسخ دادند: به این درجه که اگر بیابیم، می­خوریم و اگر نیابیم، صبر می­کنیم. امام سری تکان داد و فرمود: سگ­ها نیز چنین می­کنند. آنان با تعجب پرسیدند: پس ما چه کنیم؟ امام فرمود: آن گونه که ما می­کنیم. دوباره پرسیدند: شما چه می­کنید؟ امام فرمود: ما هر گاه بیابیم، می­بخشیم و هر گاه نیابیم، شکر می­کنیم».[40]

3. پیشوای توکل­کنندگان

«امام سجاد(ع) در منزل خویش بود که مردی نزد امام آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا! من چهارصد دینار قرض دارم و تهیدست می­باشم و فرزندانم گرسنه­اند. امام با شنیدن سخنان مرد، اشک در چشمانش حلقه زد. مرد پرسید: چرا می­گریید مولای من؟ امام با آهی جانسوز فرمود: آیا پروردگار گریه را برای مصیبت­ها قرار نداده است؟ چه مصیبتی از این بالاتر و سنگین­تر که مؤمنی برادر مؤمن خود را گرفتار ببیند؛ اما نتواند به او کمکی بنماید. مرد عرب از جایش برخاست و خداحافظی کرد و بیرون رفت. دیری نگذشت که دوباره بازگشت و خدمت امام رسید و گفت: ای فرزند رسول خدا! وقتی بیرون رفتم، سخنی شنیدم که فشار فقر و تهیدستی فراموشم شد. بیرون از خانه شما کسی به من گفت: از رفتار این خاندان (اهل بیتG) در شگفتم که یک روز می­گویند تمام کائنات به اطاعت ما است و روز دیگر از اصلاح کار نزدیکان و شیعیان خود اظهار ناتوانی می­کنند. امام با مهربانی به او فرمود: خداوند در کار تو گشایشی ایجاد نموده و به من فرمان داده تا حاجت تو را برآورم. این غلام، دو قرص نان برای افطار من نگه داشته بود که من آن‏ها را به تو می­دهم. غلام نان­ها را به مرد داد و او برخاست و بیرون رفت. در بین راه از بازار عبور می­کرد که دید کسی یک ماهی در دست گرفته و می‏خواهد بفروشد. او ماهی را در مقابل یک قرص نان ستاند و با قرص دیگر نان نیز مقداری نمک خرید و به خانه برد. سپس ماهی را به همسر خود داد تا آن را بپزد. زن شکم ماهی را پاره کرد و دید یک مروارید بزرگ از آن خارج شد. خوشحال آن را نزد شوهر خود آورد و به او نشان داد. مرد با خوشحالی به بازار رفت و مروارید را فروخت و قرض­های خویش را با آن پرداخت و نزد امام آمد و دو قرص نان امام را نیز پس داد و پیامد خشنود کننده توکل بر خدا را سپاس گفت».[41]

دلبرگ­های عاشقی

توکل بر خدا و تکیه داشتن بر نیروی الهی و یاری او، رمزی ناگشوده از ایمان سرشار اولیای خدا است. توکل، اکسیری روح افزا و نیرویی کمال بخش در دل مؤمن است. امام حسین(ع) از ابتدای حرکت خویش و در تمامی مراحل قیام خونین خود، بر پروردگار توکل کرد و هر گامی را با توکل به سوی گسترة کربلا برداشت و آن­گاه که غریبه و آشنا او را مورد نصیحت قرار دادند و بسیاری از نزدیکان او را تنها گذاشتند، امام با قلبی سرشار از توکل بر پروردگار به سوی فردای روشن خود حرکت نمود. او حتی بر تعداد سربازان و یاران خویش هم تکیه نداشت و شب عاشورا همگان را آزاد گذاشت تا هر که می­خواهد باز گردد؛ چرا که از ابتدای سفر شعار او این بود: «ما توفیقی إلا بالله علیه توکّلت وإلیه اُنیب»؛[42] پیروزی­ای بر من نیست مگر به خواست خدا، به او توکل می­کنم و به سوی او پناه می­آورم.

امام در گرماگرم نبرد، هرگاه فرصتی می­یافت، برای اتمام حجت با لشکر دشمن و نیز به منظور بشارت و دلگرمی یاران خود خطبه­ای ایراد می­نمود و رو به اصحاب خود می­کرد و می­فرمود: «إنّی توکّلت علی الله ربّی وربّکم»؛[43] من بر پروردگار خود و پروردگار شما توکل می­کنم.

و آن­گاه که اردوگاه او خالی از هر سرباز فداکار شد و اطراف امام را بدن­های غرقه به خون برادران و برادرزادگانش فرا گرفته بود، دست از توکل بر خدای خود برنداشت و در واپسین لحظات که پیکرش آماج تیرها و نیزه­ها قرار گرفته بود، زیر لب می­خواند: «أستعین بک ضعیفاً وأتوکّل علیک کافیاً»؛[44] من به جهت ضعف و ناتوانی­ام، از تو درخواست یاری دارم و به تو توکل می­کنم؛ در حالی که تو مرا بسنده هستی.

4. دلگرم به نیروی الهی

امام همواره در تصمیم­گیری­های نهایی با توکل به خدا، یکه و تنها اقدام می­کردند و از هیچ کس واهمه و باکی هم نداشتند و اگر کسی می­خواست ایجاد شک و تردید کند، او را باز می­داشتند و از افراد ترسو هم خوشش نمی­آمد. ایشان به یکی از بستگانش که می­ترسید، می­گفتند: «چون تو می­ترسی، از اتاق بیرون نرو که نترسی»![35]

۵. توکل به جای استخاره

حضرت امام(س) پس از درس اندکی می­نشستند و طلاب نزد ایشان می­آمدند. برخی از طلاب استدعای استخاره می­نمودند. حضرت امام(س) با مطایبه به ایشان می­فرمودند: «شما به خدا توکل کنید و بیش‏تر درس بخوانید و کم‏تر استخاره کنید». البته گاهی هم که قرآن حاضر بود، برای آنان استخاره می­گرفتند.[36]

6. اتکال به خدا نه به سلاح

در انقلاب اسلامی ایران و سال­های دفاع مقدس، درس توکلی که از نهضت عاشورا آموخته بودیم، به کار بستیم و پشتیبان و پشتوانه خود را خداوند متعال می­دانستیم، نه گروه­های سیاسی یا ذخایر زیرزمینی یا سلاح­های موجود. حضرت امام(س) منادی این توکل خالصانه بر خدا و زبان امت متوکل بود که می­فرمود: اگر ما یک روز اتکای خودمان را از خدا برداشتیم و روی نفت گذاشتیم یا روی سلاح گذاشتیم، بدانید که آن روز روزی است که ما رو به شکست خواهیم رفت.[37]

و در جای دیگری به ما می‏فرمودند: در همه کارها اتکال به خدا بکنید. قدرت­ها در مقابل قدرت خدا هیچ است...

اتکال به خدا بکنید، غلبه به هر چیز می­کنید. پیغمبر اسلام با آن‏که یک نفر بود در مقابل همة دشمن­ها، با اتکال به خدا غلبه کرد بر همه... برای این‏که اتکالش به خدا بود، جبرئیل امین پشت سرش بود. شما هم اتکال به خدا کنید تا جبرئیل امین پشت سر شما با شما همراه باشد، فرشتگان با شما همراه باشند.[38] فر

                    فر فرچگونه توکل بر خدا کنیم؟

توی هر کاری که می خواهد انجام دهد، به خدا توکل می کند ... آنچنان که گویی هیچ کس دیگری در عالم ندارد ... نه دوستی و نه آشنایی ... نه خانواده ای و اقوامی که کمکش کنند، دستش را به یاری بگیرند، اگر جایی درمانده شد، به کمکش بشتابند ... وقتی همین ها را از او می پرسم، لبخندی بر لبانش نقش می بندد و می گوید: جوان مگر نمی دانی همین دوست و آشناها، خانواده و اقوام و ... هم بخواهند کمکی به من بکنند باید خدا کمکشان کند؟ ... کمی فکر کن ... می بینم راست می گوید ... درست که دوست و آشنا و خانواده و اقوام هستند، اما نه اینکه همه شان بنده های خدا هستند؛ مگر نه اینکه خودشان محتاج کمک خدایند؛ مگر نه اینکه خدا نخواهد نمی توانند قدم از قدمی بردارند ... پس ... الهی به امید خودت و نه بنده هایت ...
توکل تضمین الهی برای کسی است که همیشه‏ حامی و پشتیبان حق است. قرآن کریم می‏ گوید از پیمودن راه حق نترسید و به خدا توکل کنید، از نیروی باطل نترسید و به خدا توکل کنید. قرآن همه پیغمبرانی که بعد از نوح آمده‏ اند، را مثال می آورد که آنها به مردمی که با آنها مخالفت می ‏کردند و سد راه آنها می ‏شدند، می‏گفتند: «وَ ما لَنا أَلاّ نَتَوَکَّلَ عَلَی اللّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلی ما آذَیْتُمُونا وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ»( ابراهیم: 12) ؛ «و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آن که ما را به راه هایمان رهبری کرده است؟ و ما بر آزاری که به ما رساندید البته صبر خواهیم کرد و اهل توکل باید تنها بر خدا توکل کنند.» این آیه در کمال صراحت، توکل را به صورت یک امر مثبت ذکر می ‏کند.
خداوند در آیه دیگری می ‏فرماید: «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ»( آل عمران: 159 )؛ «(ای پیغمبر!) همین که عزم کردی و تصمیم‏ گرفتی، به خدا اعتماد کن و کار خود را دنبال کن.» قرآن نشستن و دست روی دست گذاشتن را نهی می کند و می‏ فرماید کار خود را بکن و به خدا توکل کن. همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در زمان اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابر این پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلى و آرای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت. این، آن چیزى است که در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است که به آن تصمیم قاطع نیز می گویند. جمله فوق بیانگر آن است که به هنگام تصمیم نهایى باید بر خدا توکل داشت؛ یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسایل عادى، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار را فراموش نکرد.
قرآن نشستن و دست روی دست گذاشتن را نهی می کند و می‏ فرماید کار خود را بکن و به خدا توکل کن. همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در زمان اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابر این پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلى و آرای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت

خداوند در آیه دیگری نیز درباره توکل می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»(مائده: 11)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، نعمتی را که خداوند به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعی از دشمنان قصد داشتند به سوی شما دست دراز کنند - و شما را از میان بردارند - اما خدا دست آنان را از شما بازداشت از خدا بپرهیزید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» توکل بر خداوند برنامه همیشگی زندگی یک انسان باایمان است. توکل بر خدا یعنی تلاش پی گیر و مناسب و دقت و برنامه ریزی برای انجام درست هر تکلیف و وظیفه خواه در زندگی فردی یا اجتماعی در زمینه مسائلی دنیوی یا اخروی و ... از سوی انسان باایمان و واگذار کردن نتیجه آن به خداوندی که خود دستور داده است که انسان ها دست از تلاش و کوشش برندارند و پیش از هر تلاش و در کنار آن و پس از آن، خداوند متعال را ناظر و حاضر و اثربخش ببیند.

قرآن کریم، در آیات دیگری می فرماید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْرًا»(طلاق: 2 و 3)؛ «هر کس پرهیزکاری کند، خداوند راه خروجی برای رهایی وی از مشکلات‏ قرار می ‏دهد و از طریقی که گمان ندارد، روزیش را می ‏رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند و کار خود به وی واگذارد، خدا برای او کفایت است. همانا خدا فرمان خویش را به نتیجه می‏رساند و آنچه را که بخواهد تخلف ندارد. راستی که خدا برای هر چیزی قدر و اندازه ‏ای معین کرده است.» در این آیه، گویی قانونی که فوق همه قوانین و حاکم بر همه آنهاست‏، بیان گردیده و آن، قانون تقوا و توکل است.
این جمله که به خدا توکل کن، اگر بخواهند ترا بفریبند تو خدا را داری، نترس و ... همه برای این است‏ که می‏ خواهد به پیامبر بگوید اگر دشمن‏ دست صلح و سلام به سوی تو دراز کرد تو تحت تأثیر این افکار و اندیشه‏ها که نکند دروغ باشد، نکند خدعه و مکر باشد، امتناع نکن، تو نیز دست صلح‏ و سلام به سوی او دراز کن. در این نگرانی ها که برای هر کسی پیدا می‏ شود که هیچ کس نمی ‏تواند صد در صد مطمئن بشود که دشمن‏ راست می ‏گوید، تو به خدا توجه کن، به خدا اعتماد کن. «فَإِنَّ حَسْبَکَ اللّهُ»(انفال: 62)؛ «پس خدا تو را بس است.» در آیاتی دیگر چنین می فرماید: «إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ»(همان: 46)؛ «آنگاه که منافقان و کسانی که در دل هایشان بیماری است، می گفتند: این (مسلمان)ها را دینشان مغرور کرده است و هر کس بر خدا توکل کند، به یقین خداوند شکست ناپذیر حکیم است.»
منافقان و دورویان و بیماردلان که فقط ظاهر را می ‏بینند و عوامل معنوی را نمی ‏بینند، می ‏گفتند این بیچاره ‏ها را ببین.‏ دینشان اینها را مغرور کرده است. در جنگ بدر پیش بینی ‏ها همه این بود که مسلمین مغلوب و منکوب شده و شکست خواهند خورد. یک عده که خودشان را عاقل حساب می ‏کردند و منافق و دورو بودند، پوزخند می ‏زدند و می‏ گفتند این بیچاره ‏ها را ببینید! وعده‏ های قرآن و دینشان این ها را مغرور کرده، دیوانه ‏اند که دارند خودکشی می ‏کنند. کجا دارند می ‏روند؟! با چه عده ‏ای! با چه قدرتی! در مقابل دشمن یک لقمه ‏اند. فریب خورده‏ اند، دینشان‏ این ها را فریب داده است.
قرآن می ‏گوید این ها نمی ‏دانند که اگر کسی با خدا باشد، تکیه‏اش به خدا باشد، چگونه عوامل الهی به نصرت او می ‏آیند و او را در هدفش تأیید می ‏کنند و قوت می ‏دهند. این ها غافل بودند که‏ «مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ «هر که اتکایش به خدا باشد، خدا برای‏ او کافی است.»
در همه کارهایت واقعا به خدا توکل کن ... وظیفه خودت را با اعتماد به خدا انجام بده، آن وقت ‏بیین چطور دست خدا به همراهت می ‏آید ... «فَإِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» ... خدا غالب و قاهر است، اگر بخواهد، هیچ قدرتی در مقابل او نیست و حکیم است و کارهایش‏ حکیمانه و بر اساس مصلحت است، بی جهت کسی را تأیید نمی ‏کند.
- نظرات (0)

قاطعانه‌ترین سوره قرآن


نه گفتن هنر بسیار مهمی است که از مهارتهای لازم زندگی به شمار می‌رود. بسیاری از مشکلات بزرگ و کوچکی که ما در زندگی داریم بخاطر این است که توانایی و جرأت و جسارت نه گفتن را نداریم.


سوره

به زبان امروزی ها رودربایستی باعث می‌شود گاهی اوقات از حق و حقوق خود بگذریم و دچار بسیاری از مشکلات شویم.

این مسئله زمانی بسیار حاد و لاعلاج می‌شود که پا را از خط قرمزهای دین فراتر گذاشته و نعوذبالله وارد حرام و معصیت الهی می‌شویم.

فقط بخاطر اینکه نتوانستیم نه بگوئیم، خجالت کشیدیم و یا رویمان نشد. خداوند پیامبر را به قاطعیت در دین فرا می‌خواند و او را الگویی قرار می‌دهد تا امت پیامبر قاطعیت را از او بیاموزند و در بهترین زمان سوره کافرون را بر قلب نازنین پیامبر نازل می کند تا اورا یاری نماید .

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

بگو اى كافران (1)

قُلْ یَا أَیُّهَا الْكَافِرُونَ (1)

آنچه مى‏پرستید نمى‏پرستم (2)

لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (2)

و آنچه مى‏پرستم شما نمى‏پرستید (3)

وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (3)

و نه آنچه پرستیدید من مى‏پرستم (4)

وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ (4)

و نه آنچه مى‏پرستم شما مى‏پرستید (5)

وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (5)

دین شما براى خودتان و دین من براى خودم (6)

لَكُمْ دِینُكُمْ وَلِیَ دِینِ (6)


- نظرات (0)

خدا

سخنان فلسفی و جالب بزرگان در قالب عکس


- نظرات (0)