سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



خداتا کی مارا دوست دارد

رحمت


بسیار دیده می‌شود که علی‌رغم بی وفایی‌هایی كه مردم نسبت به خدا دارند و آنها را مستحقّ مجازات می‌كند، باز خداوند، محبت و رحمت و همچنین مواهب خود را از آنها دریغ نمی‌نماید.

مطلبی که خدمتتان عرض شد نشانگر این است که پروردگار، نسبت به مردم لطف فراوان دارد. بر این مضمون، شواهد بسیاری از قرآن و روایات، وجود دارد کما اینکه آیه 243 سوره بقره می‌فرماید: "اِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَلكِنَّ اَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْكُرُونَ؛ همانا خداوند صاحب لطف و فضل بر مردم است، ولی اكثر مردم سپاس نمی‌گذارند".

درباره چرایی این مطلب، علامه طباطبایی می‌فرماید: خداوند به جهت حُبّ ذاتش، مخلوقات خویش را دوست دارد؛ چون خدا تمام مخلوقات و از جمله انسان را آفریده است. بر این اساس، چون خداوند بندگانش را دوست دارد، تقصیرات آنها را نادیده می‌گیرد و توبه بندگانش (چنانچه توبه كنند) را می‌پذیرد و عیب‌هایشان را مخفی می‌كند.[1]

لکن شایسته نیست که بندگان از لطف الهی سوء استفاده نمایند و در مسیر توبه و بازگشت به سوی او از خود سستی و تعلل نشان دهند که اگر روزی لطف الهی شامل حال بنده‌ای نشود،‌ آن وقت عذاب الهی دامن گیر خواهد شد، و محرومیت از رحمت الهی را به دنبال خواهد داشت. در حالی كه معمولاً رحمت خدا بر غضبش پیشی داشته است.

این مضمون در دعاهای معصومین نیز وارد شده است: "یَا مَنْ سَبِقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبُهُ؛ ای آنكه رحمت او بر غضبش پیشی گرفته است".[2]

قرآن مجید هم در چند مورد، بر این نكته تأكید كرده، مثلاً در آیه 14 سوره نور می‌فرماید: "وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت شامل حال شما نبود، به خاطر این كاری كه در آن وارد شدید، عذاب عظیمی دامانتان را می‌گرفت".

خداوند به جهت حُبّ ذاتش، مخلوقات خویش را دوست دارد؛ چون خدا تمام مخلوقات و از جمله انسان را آفریده است. بر این اساس، چون خداوند بندگانش را دوست دارد، تقصیرات آنها را نادیده می‌گیرد و توبه بندگانش (چنانچه توبه كنند) را می‌پذیرد و عیب‌هایشان را مخفی می‌كند

و در آیه 21 سوره نور می‌فرماید:" وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یُزَكِّی مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ اگر فضل و رحمت الهی به سراغ شما نمی‌آمد، احدی از شما هرگز پاك نمی‌شد، ولی خداوند هر كه را بخواهد پاك می‌كند و خدا شنوا و داناست".

تمامی این مباحث بیانگر این مطلب است که خداوند تا هنگامی كه ذره‌ای از ایمان و پاكی و صداقت در وجودمان باشد، ما را از لطف هدایت و رحمت خود محروم نمی‌کند و تا آخرین قدم ما را مورد لطف و عنایت خود قرار می‌دهد، در عین حال حتی به كافران و بدكاران و ظالمان نیز مهلت می‌دهد ، و لیکن مهلتش برای بدكاران، نه به جهت لطف، بلكه بر اساس سنت استدراج برای این است که بار بدی و گناه آنان افزوده شود تا در آخرت به عذاب دردناكی گرفتار بشوند.

 

یأس چرا ؟

کسی که به رحمت خدا ناامید باشد، اولاً او را نشناخته است، ثانیاً به او اتهام بی‌رحمی زده است و ثالثاً چون خدا را رحمان و رحیم نشناخته و امیدی به رحمت او نداشته، در پی کسب آن اقدامی ننموده است. نه توبه کرده، نه طلب مغفرت نموده و نه خواستار رحمت گردیده است.

این نگاه و عمل آدمی منجر می شود که  از «بخشش» که خود از مهم‌ترین مصادیق رحمت الهی است، محروم بماند. لذا فرمود: دو معصیت هیچ گاه بخشوده نمی‌شود، یکی شرک و دیگری ناامیدی از رحمت الهی .

خدا به گنهکارترین افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعی کنند، توبه‌شان را می‌آمرزد به آن حد که هیچ گناهی برایشان باقی نماند.(إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا)

و نکته قابل توجه در این بین، این است که صحنه زندگی، آزمایشی برای تمام انسان‌های نیك و بد است.

 

پی نوشت ها:

1. المیزان، ج 1، ص 411.

2. مفاتیح الجنان، دعای جوشن كبیر.


- نظرات (0)

گردش به عقب ممنوع

انسانی که راه درستی را برای زندگی برگزیده باشد می‌تواند به تناسب آن، از افراد و ابزار گوناگون کمک گرفته و پیشرفت نماید. اما نکته‌ای که در این مجال توجه به آن ضروری به نظر می‌رسد آن است که در این مسیر ، آدمی باید از تعصبات دوری کرده و همواره عقل سلیم را در برگزیدن بهترین‌ها به کار گیرد.

انسان‌ها به تناسب روحیات خود تعلق خاطری به افراد، مطالب، اقوام و ... دارند و گاه ممکن است تحت تأثیر آن‌ها از مسیر اصلی منحرف شده و با تقلید کورکورانه و تعصب بی‌جا راه صحیح زندگی کردن را گم کنند.

از این رو خداوند متعال در آیه 170 سوره بقره با لحنی انذاری بشر را از این امر بازداشته و می‌فرماید:

"وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُون"؛‏ "و چون به آنان گفته شود: از آنچه خدا نازل كرده است پیروى كنید مى‏گویند: نه، بلكه از چیزى كه پدران خود را بر آن یافته‏ایم، پیروى مى‏كنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزى را درك نمى‏كرده و به راه صواب نمى‏رفته‏اند [باز هم در خور پیروى هستند]؟"

در نتیجه لازم است این موضوع مورد موشکافی قرار داده شده و به دست آید در چه صورت می‌توان از دیگر افراد تقلید کرده و آن‌ها را الگوی عمل خویش در زندگی قرار داد؟!

 

تقلید کورکورانه ممنوع

خداوند در موارد مختلف، به انسان دستور داده است که از تقلید و تبعیت کورکورانه دوری کرده و همیشه عقل خویش را مدار حرکت در زندگی قرار دهد. بی‌شک در طول زندگی عواملی در تربیت انسان تأثیرات بیشتری دارند. مهم‌ترین این عوامل خانواده و محیطی است که فرد در آن رشد کرده است.

انسان از ابتدای تولد والدین خود را می‌بیند، نحوه زندگی آنان را مشاهده می‌نماید و در بسیاری موارد راه آنان را در زندگی دنبال می‌کند. بسیاری از افراد بر این گمان‌اند هر آنچه والدینشان انجام دهند صحیح است و جز پیروزی نتیجه‌ای به همراه نخواهد داشت.

انسان می‌تواند از افراد عاقل و همچنین کسانی که رهبرانی عاقل داشته‌اند پیروی کرده و روش آنان را در زندگی به کار گیرد. لکن در شناخت این‌گونه افراد باید نهایت دقت و توجه به کار گرفته شود

در مرحله‌ای بالاتر آدمی خود را وابسته به قوم، نژاد، ملیت و تمدن خویش دانسته و یافته‌های قومی و ملی خویش را والاتر از دیگر اقوام و ملل تلقی می‌نماید و با تعصبات بی ‌جای خویش ، از پذیرش هرگونه سخن، خلاف آنچه شنیده و دانسته، دوری می‌کند.

این‌گونه تعصبات گاه ممکن است نسبت به کشورهای بیگانه نیز ظهور نماید. بدین معنا که فرد به مرحله‌ای از خودباختگی در برابر تمدن‌های دیگر می رسد که تمامی یافته‌های قومی و ملی خویش را باطل دانسته و بی‌چون و چرا گوش به داده‌های دیگر اقوام سپارد. چیزی که در روزگار کنونی بسیار شاهد آن بوده و با عنوان غرب‌زدگی از آن یاد می‌شود. آفتی که گاه ممکن است به از بین رفتن دیانت در افراد انجامد.

به هر روی از منظر قرآن، هر نوع تقلیدی اگر برخاسته از نیروی عقل نباشد مذموم و غیر قابل احتجاج است. خداوند آدمی را مزین به عقل نمود و به وی فرمان داد در تمامی امور از این ابزار استفاده کرده و راه صحیح برگزیند:

"الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏"، "به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏كنند اینانند كه خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان". (زمر/18)

عقل

البته هیچ مانعى ندارد كه نسل‌هاى آینده آداب و سنن گذشتگان را مورد تحلیل و بررسى قرار دهند، آنچه با عقل و منطق سازگار است با نهایت احترام حفظ كنند و آنچه خرافه و موهوم و بى اساس است دور بریزند، چه كارى از این بهتر؟ و اینگونه نقادى در آداب و سنن پیشین شایسته حفظ اصالت ملى و تاریخى است، اما تسلیم همه جانبه و كوركورانه در برابر آنها چیزى جز خرافه پرستى و ارتجاع و حماقت نیست.[1] همین امر در برخورد با ملت‌های دیگر نیز قابل توجه است و داشتن نگاهی نقادانه و منطقی در هنگام مواجهه با آداب و رسوم ملل مختلف جهان امری ضروری و حیاتی است.

آیا هر تقلیدی باطل است؟

در آیه مورد بحث توجه به قید "أَوَ لَوْ كانَ آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُون" درباره نیاكان آنها ضروری است و مفهوم مخالف آن بیانگر این امر می‌باشد که از دو کس می‌توان پیروی نمود:

1ـ كسى كه خود داراى علم و عقل و دانشى باشد.

2ـ كسى كه اگر خودش دانشمند نیست هدایت دانشمندى را پذیرفته است.

اما پیشینیان آنها نه خود مردى آگاه بودند، و نه رهبر و هدایت كننده‏اى آگاه داشتند، و تقلیدى كه خلق را بر باد مى‏دهد تقلید نادان از نادان است.[2]

بر اساس تعالیم قرآنی تعصبات بی‌جا و پیروی کورکورانه از دیگران امری ناپسند و خطرناک بوده و آدمی را از رسیدن به سرمنزل مقصود بازمی‌دارد

پیام‏های آیه

ارتجاع و عقب گرد، ممنوع است. پیروى از سنّت و راه نیاكان، اگر همراه با استدلال و تعقّل نباشد، قابل پذیرش نمى‏باشد: «أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا»

2ـ تعصّباتِ نژادى و قبیله‏اى، از زمینه‏هاى نپذیرفتن حقّ است. «بَلْ نَتَّبِعُ» و «آباءَنا».

3ـ آداب و عقاید نیاكان، در آیندگان اثرگذار است. «ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا».

4ـ راه حقّ، با عقل و وحى به دست مى‏آید. «لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ».

5ـ انتقال تجربه و دانش ارزش است، ولى انتقال خرافات از نسل گذشته به نسل آینده، ضد ارزش مى‏باشد. «آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ».

6ـ عقل، ما را به پیروى از وحى، رهبرى مى‏كند. «اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ» و «أَ وَ لَوْ كانَ آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ».[3]

 

نتیجه:

انسان در زندگی همواره باید عقل سلیم را ملاک قرار داده و مسیر صحیح را انتخاب کند. بر اساس تعالیم قرآنی تعصبات بی‌جا و پیروی کورکورانه از دیگران امری ناپسند و خطرناک بوده و آدمی را از رسیدن به سرمنزل مقصود بازمی‌دارد. البته این امر به معنای نهی تقلید در اسلام نیست ، بلکه انسان می‌تواند از افراد عاقل و همچنین کسانی که رهبرانی عاقل داشته‌اند پیروی کرده و روش آنان را در زندگی به کار گیرد ، لکن در شناخت این‌گونه افراد باید نهایت دقت و توجه به کار گرفته شود.

 

پی نوشت:

[1]. تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 577

[2]. تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 577

[3]. تفسیر نور، ج‏1، ص: 260

زینب مجلسی راد


- نظرات (0)

میراث خواراشتباه پدرومادر نیستیم


حضرت آدم

انسان از ابتدا برای خلیفة اللّهی خدای متعال در زمین آفریده شده بود:

«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً[بقره/30] (به خاطر بیاور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمین، جانشینى [نماینده ‏اى‏] قرار خواهم داد

بنابراین سرنوشت قطعی انسان، زندگی بر روی زمین بود. از سویی نیز آن جنّت که حضرت آدم و همسرش حوا در آن ساکن شده بودند، بهشت موعود نبوده است. چرا که:

1- کسی که در آن بهشت ساکن می شود، هرگز از آن بیرون نمی شود.

2- آن بهشت در مقابل اعمال انسان و مزد است و برای کسی که هیچ عملی انجام نداده ، نیست.

3- در آن بهشت ممنوعیت وجود ندارد و انسان را از نعمت های دم دستی اش منع نمی کنند، در حالی که آدم و حوا منع شده بودند.

4- در آن بهشت تکلیف وجود ندارد و ... و اینکه به آن باغ جنّت گفته شده است به این خاطر است که در زبان عربی به باغ سرسبز و انبوهی كه روى زمین را می پوشانند جنّت می گویند.

با این نگاه ما میراث خوار یک اشتباه پدر و مادرمان نیستیم! که آنها خطایی کرده باشد و تمام فرزندان را تا ابد بدبخت کرده باشند و بگوییم اگر آنها بیرون نمی شدند، چه می شد؟!

بلکه ما میراث کلاس درسی هستیم که خدای متعال در طلیعه ورودمان به زمین برگزار کرده است! کلاسی که مدام در قرآن تکرار شده تا همه دریابیم که:

1- شیطان دشمن ماست و برایمان خیرخواهی نمی کند حتی اگر به این مطلب سوگند یاد کند.

ما میراث خوار یک اشتباه پدر و مادرمان نیستیم! که آنها خطایی کرده باشد و تمام فرزندان را تا ابد بدبخت کرده باشند و بگوییم اگر آنها بیرون نمی شدند، چه می شد؟! بلکه ما میراث کلاس درسی هستیم که خدای متعال در طلیعه ورودمان به زمین برگزار کرده است!

«فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدینَ * وَ قاسَمَهُما إِنِّی لَكُما لَمِنَ النَّاصِحینَ[اعراف/20-21] سپس شیطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهى نكرده مگر بخاطر اینكه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند! * و براى آنها سوگند یاد كرد كه من براى شما از خیرخواهانم

2- هر جا که دستور خدای متعال را گوش نکنیم، دچار خسران و زیان می شویم.

«وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبینٌ[اعراف/22] و پروردگارشان آنها را ندا داد كه: «آیا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است؟!»

3- هر جا که دچار اشتباه شدیم، راه بازگشت و توبه باز است و می توانیم جبران کنیم.

«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ[بقره/37] سپس آدم از پروردگارش كلماتى دریافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت چرا كه خداوند توبه ‏پذیر و مهربان است

و ... .

بنابراین باید گفت:

اولاً این اگرها هیچ ثمری ندارد و هستی همان است که تاکنون رخ داده.

ثانیاً اگر آن صحنه خطای آدم و همسرش نبود، ما امروز این میراث درس آموز را در اختیار نداشتیم.


- نظرات (0)

ازمون استخدام خداوند

توجه توجه! آزمون استخدامی خداوند برگزار می شود!!!

«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَ زُلْزِلُواْ حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ»؛(بقره/ 214)

می پندارید که به بهشت خواهید رفت؟ آیا هنوز سرگذشت کسانی را که پیش از شما بوده اند نشنیده اید؟ به ایشان سختی و رنج رسید و متزلزل شدند تا آنجا که پیامبر و مۆمنانی که با او بودند، گفتند: پس یاری خدا کی خواهد رسید؟ بدان که یاری خدا نزدیک است.

فرم استخدام شرکت را گرفت و رفت که پر کند، در قسمت انگیزه شما از همکاری با ما چیست؟

با خوش فکر کرد بهتر است قشنگترین انگیزه های ممکن را پیدا کنم و بنویسم تا بتوانم نظر مدیران را جلب کنم، نوشت انگیزه من فقط خدمت به خلق و رضایت خداوند است، و بعد از آن می خواهم در رشد و ارتقای این اداره نهایت تلاش خود را انجام دهم و تا پای جان خدمت کنم ، حتی اگر پاداشی نگیرم.

این ادعا به نظر مدیران جالب آمد و او را دعوت کرده و ضمن ستایش از اهداف خدا پسندانه وی ، از او خواستند که چند سالی برای آن ها رایگان کار کند، طرف رفت و هرگز پشت سرش را نگاه نکرد.

می پندارید که به بهشت خواهید رفت؟ آیا هنوز سرگذشت کسانی را که پیش از شما بوده اند نشنیده اید؟ به ایشان سختی و رنج رسید و متزلزل شدند تا آنجا که پیامبر و مۆمنانی که با او بودند، گفتند: پس یاری خدا کی خواهد رسید؟ بدان که یاری خدا نزدیک است

ما هم در پر کردن فرم های بندگی، فرم های رفاقت، فرم های خانوادگی، ادعا زیاد داریم، اما چقدر پای ادعایمان می مانیم؟

 

اگر خداوند متعال از ما بپرسد: «می پندارید که به بهشت خواهید رفت؟ آیا هنوز سرگذشت کسانی را که پیش از شما بوده اند نشنیده اید؟ به ایشان سختی و رنج رسید و متزلزل شدند، تا آنجا که پیامبر و مۆمنانی که با او بودند، گفتند: پس یاری خدا کی خواهد رسید؟ بدان که یاری خدا نزدیک است.» 

ما چقدر ایمان آورده ایم؟ چقدر برای خدای خوبمان مایه می گذاریم؟ چقدر تلاش و ایثار و انفاق داریم؟ اگر برای بندگی خدا لازمه امتحان های سخت باشد؛ همان امتحان های سختی که برای پیروان اولیاء خدا از زمان حضرت آدم تا حضرت خاتم پیش آمد...ما تا کی بنده می مانیم و چند واحد از درس سخت بندگی را پاس خواهیم کرد؟


- نظرات (0)

آیات قرآن در مورد رفتار با کافران تعارض دارند؟!

کافر

آیا ناباوران بخشیده خواهند شد یا مجازات خواهند شد؟

سوره 23 آیه 117 و سوره 98 آیه 6 می‌گوید: ناباوران رستگار نمی‌شوند و بدترین مخلوقاتند! همچنین سوره 9 آیه 29 از معتقدان به الله می‌خواهد با کسانی که به الله، حقانیت دین الله و روز قیامت ایمان نمی‌آورند ، بجنگند. اما سوره 45 آیه 14 سخن کاملاً متفاوتی می‌زند.

به سوره 16 آیه 128 مراجعه کنید. سوره 9 آیه 29 با کسانی از اهل کتاب که به الله و روز قیامت ایمان نمی‌آورند و چیزهایی که الله و پیامبرش حرام کرده‌اند بر خود حرام نمی‌کنند و دین حق را نمی‌پذیرند جنگ کنید، تا به دست خود و در عین ذلت جزیه بدهند. سوره 45 آیه 14: به کسانی که ایمان آورده‌اند، بگو: از خطای کسانی که به روزهای الله باور ندارند در گذرید، تا خود، آن مردم را به جزای اعمالی که مرتکب شده‌اند پاداش دهد.

اسلام گرایان ممکن است جواب دهند که سوره 9 آیه 29 در هنگام جنگ آمده است و سوره 45 آیه 14 در پایان جنگ. واقعیت این است که قرآن مشخص نمی‌کند که چه آیه‌هایی مربوط به زمان جنگ هستند و چه آیه‌هایی مربوط به دوران پس از جنگ. یا این‌که کدام حکم قرآن برای گذشته است، یا برای حال است یا برای آینده.

متأسفانه الله همه چیز را در دست انسان‌ها قرار داده و دست اسلام گرایان را برای انتخاب باز گذاشته است. اسلام گرایان ادعا می‌کنند که قرآن برای مشکلات گذشته و حال و آینده بهترین راه حل‌ها را ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد که این ادعای آنها بیشتر احساسی و از روی تعصّب است تا حقیقی.

 

پاسخی دیگر !

پرسش بالا را می توان به طور جداگانه در دو بخش مورد بحث و بررسی قرار داد.

الف. بخشش یا عقوبت کافران

آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که این مطلب در آن مورد تأکید قرار گرفته شده که کافران و مشرکان به جهت تمام شدن حجت و برهان از ناحیه خداوند و لجاجت و کفر ، مورد بازخواست قرار خواهند گرفت و هیچگاه خدا آنان را تا زمانی که از راه باطل خود دست نکشند نخواهد بخشید و موجبات رستگاری آنان فراهم نخواهد شد که برخی از این آیات در پرسش بدان اشاره شده است.

ب. برخورد مسلمانان با مشرکان و کافران

اما با این وجود باید دانست؛ در برخورد مسلمانان با مشرکان و کافران نیز نرم‌خویى و خوش اخلاقی پسندیده است. ولى تا زمانى که ملایمت در آنان اثرى سازنده داشته و در هدایت و نجات آنان مۆثّر باشد و نرمى گفتار و رفتار ما سبب شود از عقیده باطل یا عمل ناپسند خود دست بردارند و اصلاح شوند. و یا اگر این نتیجه حاصل نمی‌شود، دست کم موجب تقویت و جرأت‌یافتن آنان بر مخالفت با دین و آزار و اذیّت مسلمانان نگردد، و زشتى انحرافشان را کم‌رنگ نسازد و گناه و لغزش آنان کوچک شمرده نشود.

خداوند، هنگام اعزام حضرت موسى(علیه السلام)‏ و برادرش هارون به سوى فرعون به آنان دستور می‌دهد: «إِذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏، فَقوُلا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى‏»؛[1] به‌سوى فرعون بروید که طغیان کرده است! اما به‌نرمى با او سخن بگویید شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!

این‌که در پرسش، توصیه خداوند به بخشودن کافران دلیل بر بخشش خداوند گرفته شده است،[2] صحیح نیست؛ چرا که در پایان همین آیه خداوند می‌فرماید: «لِیَجْزِىَ قَوْمَا بِمَا کاَنُواْ یَکْسِبُونَ»؛[3] تا خداوند هر قومى را به اعمالى که انجام می‌دادند جزا دهد.

این آیه شریفه نشانگر بخشش آنان از جانب خدا نیست، تا با آیات دیگر هماهنگی نداشته باشد، بلکه به مۆمنان سفارش می‌کند تا - در برخی موارد خاص - از رفتار بد کفّار چشم‌پوشی کنند تا خود خدا به حساب اعمالشان برسد.

علامه طباطبایی در این‌باره می‌نویسد: «این‌که خداوند از مۆمنان خواسته است که متعرّض کفّاری که اعتقادی به قیامت ندارند نشوند، علتش آن است که خداوند به حال آنان رسیدگی خواهد کرد و جزای اعمال آنان را خواهد داد».[4]

گفتنی است؛ دستور کلی اسلام در مورد برخورد با کفّار آن است که تا آنان رفتار ناپسندی نداشتند، مسلمانان حق ندارند رفتار ناپسندی با آنها داشته باشند و حتی اگر با مسلمانان بدرفتاری کردند، تا حد امکان باید آنان را ببخشند مگر آن‌که چاره‌ای جز دفاع و جنگ نباشد.[5]

 

پی نوشت ها:

[1]. طه، 43 - 44.

[2]. مقصود این آیه شریفه است: «قُلْ لِلَّذینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّه...»؛ به مۆمنان بگو: «کسانى را که امید به ایّام اللَّه [روز رستاخیز] ندارند مورد عفو قرار دهند. جاثیه، 14.

[3]. جاثیه، 14.

[4]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 163، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.

[5]. ر.ک: «رفتار مسلمانان با غیر مسلمانان»، سۆال 1644؛ «تبلیغ دین اسلام با جنگ و حمله به دیگر کشورها»، سۆال 6893.

 


- نظرات (0)