سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

تنها یک قرآن جیبی

تنها یک قرآن جیبی

امام رضا (علیه‌ السلام) افتخاری بی ‌نظیر برای ما ایرانیان است. امامی که با قدوم پربرکت خود نه فقط خراسان بلکه تمام این کشور اسلامی را غرق نور ساختند. کمتر ایرانی ای پیدا می‌شود که به زیارت امام هشتم نرفته و دل به پنجره فولاد نسپرده باشد. نوعی از تجلی این عشق و ارادت به حضرت رضا (علیه‌ السلام) در زیارت ایشان و شرکت در مجالس و محافل رضوی می‌باشد و نوع دیگر آن کهشاید بیشتر مورد رضایت امام هشتم باشد؛ درس گرفتن از ایشان است. هرچند که سراسر زندگی مولا امام رضا (علیه ‌السلام) برای ما شیعیان و محبان حضرتش درس زندگی است ولی ما قصد آن داریم اُنس با قرآن را به عنوان شاخصه‌ای از زندگی حضرت رضا(علیه السلام) معرفی کنیم تا دوستداران آن امام همام با الگو گرفتن از آقا علی بن موسی الرضا (علیه ‌السلام)  به زندگی خویش رنگ و بوی رضوی دهند.

ختم قرآن، برنامه‌ای روزانه
قرآن نامه معشوق است و عاشق راستین هیچگاه راضی نمی‌شود که از نامه معشوق جدا شود. قرآن کلام معبود است و هیچ عبدی راضی نمی‌شود که کلام معبودش قطع شود. قرآن سخن خالق است و مخلوق برای دوام و بقا نیازمند است که با کلام خالق پیوستگی داشته باشد. از این روست که طبق گزارش ابو ذکوان حضرت هر سه روز یک ختم قرآن انجام می‌ دادند و به ابو ذکوان فرموده بودند: «اگر می خواستم زودتر از سه روز آن را به پایان برسانم، می توانستم «اما نخواستم چنین کنم.» زیرا در موقع تلاوت به هر ایه که می رسیدم در آن فکر و اندیشه می کردم که درباره چه چیزی و در چه زمانی نازل شده است. بدین جهت در هر سه روز یک بار قرآن را به پایان می رسانم».[۱]

دعبل شاعر که شعری زیبا در وصف پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت سروده بودند و آن را برای امام خواندند؛ مفتخر به دریافت هدیه‌ای از حضرت رضا شدند. هدیه‌ای که پیراهنی از حضرت رضا (علیه‌السلام) بود و حضرت در وصف آن فرمودند: «از این پیراهن به خوبی محافظت کن که من در این پیراهن هزار شب هزار رکعت نماز خوانده ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده ام.[۲] متأسفانه برنامه تلاوت قرآن در زندگی روزانه ما بسیار کمرنگ گردیده است؛ حال آنکه اگر مانند ماه مبارک رمضان خود را موظف به خواندن بخشی از قرآن به صورت منظم کرده بودیم در سال می‌توانستیم چندین ختم قرآن انجام دهیم.

قرائت قرآن در بستر خواب
حضرت رضا (علیه ‌السلام) شب‌ها که برای خواب و استراحت به بستر می‌رفتند تا لحظه خواب تلاوت آیات نورانی وحی را برلب داشتند و آن را زمزمه می‌کردند. رجاء بن ابی‌ضحاک در این زمینه چنین گزارش داده‌اند: امام به هنگام خواب در رختخواب خویش فراوان قرآن می خواند و هرگاه به آیه‌ای می رسید که در آن یادی از بهشت یا جهنّم آمده بود، گریه می کرد و از خداوند بهشت را درخواست می کرده و از آتش جهنم به او پناه می برد.[۳] اگر این درس از زندگی حضرت رضا در زندگی ما جاری شود؛ خوابی توأم با آرامش در شب و عدم غفلت در روز نصیب ما می‌شود. فقط کافی است چند سوره قرآن را که از حفظ هستیم بخوانیم تا بستر خوابمان عطراگین به نور قرآن شود.

یک قرآن جیبی
می‌توان شبانه روز حضرت رضا (علیه ‌السلام) را متصل به قرآن دانست. در عصر کنونی نیز ما بسیاری از اوقات را می‌توانیم به ارتباط با قرآن اختصاص دهیم. مسیرهایی که روزانه از وسیله‌های نقلیه عمومی استفاده می‌کنیم، زمان‌هایی که منتظر رسیذن مترو یا اتوبوس هستیم، صف‌های نانوایی یا زمان‌هایی را که منتظر رسیدن نوبت در بانک‌ها می‌گذرانیم و...؛ همگی زمان‌های مرده‌ای هستند که می‌توانیم با استفاده از آنها جان‌های مُرده خود را زنده کنیم و قلبمان را جلا دهیم. تنها و تنها یک قرآن جیبی نیاز است.

پی‌نوشت:
[۱] شیخ صدوق، امالی، ص ۶۶۰؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹،ص۹۰.
[۲]  شیخ طوسی، امالی، ص ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۳۸.
[۳]بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۴.


- نظرات (0)

چند نکته برای برکت و افزایش روزی

رزق وروزی

اینكه در قرآن كریم آمده: «و ما مِن دابة فی‏الارض الا علی الله رزقها؛ رزق و روزی هر جنبنده ‏ای بر عهده خداوند است.» (سوره هود، آیه 6) باید در نظر داشت كه آنكه ماجرای رزق جنبندگان را به عهده گرفته است الله است نه یك مخلوق. الله یعنی آن كس كه آفریننده نظام‏ های هستی و خالق موجودات است و لذا تعهد الهی تفاوت دارد با تعهد مخلوقی كه جزئی از همین نظام و تحت تأثیر موجودات این نظام است.
شناختن فعل خدا و رزّاقیت خدا شناخت نظامات عالم است. ما خود جزء عالمیم و مانند سایر اجزاء عالم وظیفه ‏ای داریم. وظایفی هم كه ما در عالم درباره ارزاق و حقوق داریم و قانون خلقت ما را موظف به آن وظایف كرده است و یا قانون شریعت ما را به آن موظف ساخته است از شئون رزاقیت خداوند است.

رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: «ازدواج کنید زیرا رزق شما بیشتر می شود.» (وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹) تقریباً همه کسانی که ازدواج کرده اند علی رغم اذعان به بعضی از مشکلات، اعتراف دارند که وضعیت مادی و معیشتی آنان، از قبل ازدواج بهتر شده است. گرچه معمولاً دراین گونه از مسائل اجتماعی استثناءاتی نیز وجود داشته است.

قوه جذب و تغذّی كه در گیاهان است همینطور جهازات تغذیه، میل‏ها و غریزه ‏هائی كه در جانداران است و آنها را به سوی مواد غذایی می ‏كشاند همه از مظاهر رزاقیت حضرت حق است. خداست كه هر جانداری را بوسیله یك سلسله میل‏ ها و رغبت‏ ها مسخر كرده كه در پی مایحتاج خود برود. و برای ارضای این میل ‏ها همیشه در تلاش باشد. همین اندیشه و تلاش و كوشش جد و جهد در این زمینه به موجب رزّاقیت خداوند  است و رزاقیت اوست كه روزی و روزی خوار. رزق و مرزوق را عاشق یكدیگر قرار داده و در پی هم واداشته است. در متن واقع پیوستگی خاصی بین اجزاء خلقت وجود دارد كه آن‏ ها را به یكدیگر تطبیق می ‏دهد. تا طفل طفل است و قادر به تحصیل روزی و تهیه آن نیست، روزی او را آماده و مهیا در اختیار او قرار داده است و تدریجاً كه او قدرت بیشتری پیدا می ‏كند و با كنجكاوی می ‏تواند روزی خود را بدست آورد دیگر روزی او به آسودگی در اختیارش نیست مثل اینكه روزی او را بر می‏ دارند و در نقطه‏ ای دور دست می‏ گذارند تا برود و آن را پیدا كند و استفاده نماید. 
بطور كلی یك تناسبی است میان آمادگی روزی و مقدار توانایی روزی‏ خوار و مقدار هدایتی كه به سوی روزی خود شده است.
انسان چون نسبت به گیاهان و حیوانات موجودی عالی ‏تر است و آنچه برای زندگی گیاهان و حیوانات كافی است برای او كافی نمی ‏باشد مسئله تحصیل روزی او شكل و وضع دیگری دارد. فاصله بین روزی و روزی ‏خوار در عرصه زندگی انسان بیشتر است. از این رو وسائل زیادتری در اختیار او قرار داده شده و دستگاه هدایت در وجودش تقویت گشته به او عقل و عمل و فكر داده شده. وحی و نبوت به یاری‏اش آمده و برایش وظیفه و تكلیف مقرر شده و همه اینها از شئون رزاقیت خداوند است. و لذا اینكه گفته شده:
مخور هول ابلیس تا جان دهد 
هر آنكس كه دندان دهد نان دهد
توانا است آخر خداوند روز 
كه روزی رساند تو چندین مسوز
نگارنده كودك اندر شكم  
نویسنده عمر و روزی است هم(سعدی)
سخن درستی است اما نه به این معنی كه دندان داشتن كافی است كه نان پخته و آماده بر سر سفره انسان مهیا شود. بلكه به این معنی كه در دستگاه خلقت بین نان و دندان رابطه است. اگر نان نبود دندان نبود و اگر دندان و صاحب دندان نبود نان نبود. بین روزی و روزی‏ خوار ووسائل خوردن و هضم و جذب روزی و وسائل هدایت و راهنمایی به سوی روزی در متن خلقت ارتباط است. آن كس كه انسان را در طبیعت آفریده و به او دندان داده نان یعنی مواد غذایی قابل استفاده را هم در طبیعت آفریده و اندیشه و فكر و نیروی عمل و تحصیل و حسن انجام وظیفه را هم آفریده است همه اینها توأما مظهر رزاقیت خداوند است.(بیست گفتار، آیت‏الله مطهری، گفتار ششم، ص 127 تا 137)

 دو نوع رزق و روزی داریم

از مهمترین عوامل برکت در رزق و روزی، داشتن ایمان و تقوا (عمل به واجبات و ترک محرمات) است. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خدای عز و جل به یکی از پیامبران خود وحی فرمود که: هر گاه اطاعت شوم خشنود گردم و چون خشنود گردم برکت دهم و برکت من بی پایان است.» (میزان الحکمة، ج1، ح1700)

در واقع ما دو گونه رزق و روزی داریم: رزقی كه بسراغش می ‏رویم و رزقی كه به سراغمان می ‏آید.
امام علی (علیه السلام): اِن الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق یطلبك فان انت لم تأته اتاك   (نهج‏البلاغه، نامه 31)
رزق طالب  (كه به سراغ ما می ‏آید) رزقی است كه همواره ما را تعقیب می‏كند حتی اگر از آن فرار كنیم ما را رها نمی‏سازد همان طور كه رهایی از چنگال مرگ ممكن نیست. حضرت رسول اكرم(صلی الله و علیه وآله):  لو اَنَّ ابنَ آدم فَرَّ من رِزقِه كما یَفِرُّمن المَوتَ لادركه كما یدركه الموت (مكارم‏الاخلاق 2/377)
این گونه رزق ریشه در قضای الهی دارد و هیچ گونه تغییر و تحولی در آن صورت نمی ‏گیرد. در این زمینه مرحوم علامه طباطبایی می‏ فرماید: روزی و روزی‏ خوار متلازم همند و معنی ندارد كه روزی‏ خوار در مسیر زندگی طالب بقاء باشد اما رزقی برایش نباشد همینطور ممكن نیست رزقی محقق باشد و روزی‏ خواری در بین نباشد و نیز رزق از مایحتاج روزی‏ خوار افزون باشد و لذا رزق داخل در قضای الهی  است. (المیزان، ج 18، جزء 27، ص 377)
اما قسم دیگر روزی (رزق مطلوب) رزقی است كه برای طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب نمائیم و مشروط و علل لازم وصول به آن را مراعات نمائیم چنین رزقی را بدست می ‏آوریم و در واقع تلاش ما در جهت رسیدن به این‏گونه روزی، جزء العلّة است و اگر در كنار دیگر علل مهیای عالم غیب قرار گیرد مسلما دستیابی به آن حتمی است.
در این باره مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می ‏فرماید: طلب نمائید روزی را كه مضمون و مقدر است اما برای طلب‏ كننده آن: اطلبوا الرّزق فانّه مضمون لطالبِه (الارشاد، 1/303) همانطور كه طلب بدون ضمانت بی‏ معنی است تضمین رزق بدون طلب نیز در این قسم (روزی مطلوب) ناممكن است. 
لذا از این دو قسم روزی كه از ناحیه خدای بزرگ برای بندگان معین گشته است قسمی از آن بدون قید و شرط و به عبارتی رزق طالب و قسمی دیگر مشروط است و مطلوب. روزی بی‏ قید و شرط در هر حال انسان را طلب می ‏نماید و تا پیمانه قابلیت انسان از این ‏گونه رزق پر نگردد اجل و مرگ انسان فرا نمی ‏رسد. حضرت رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله): الا و اِنّ الرُّوحَ الاَمینَ نَفَتَ فی روعِی اَنَّه لن تَموتَنَفْسٌ حَتّی تستكمل رزقها (الكافی، 2/74/2)
اما روزی مطلوب و مشروط حتمیت و ضرورتش مشروط به انجام اموری و در نظر گرفتن مسائلی است كه بدون ترتیب و انجام شرائط محقق نمی ‏گردد.

نکاتی درباره ی برکت در مال

در کنار این انواع رزقی که عرض شد، دستورالعمل هایی داده شده است که همین نوع رزق را با برکت کنیم تا بهتر زندگی کنیم.
در ادامه به نکاتی از آن ها می پردازیم:

1- داشتن ایمان و تقوا

امام صادق ‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات  را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می ‌كند و روزی فراوانی برایش می ‌دهد..."( اعلام الدین‌، دیلمی‌، ص 377)

یکی از عوامل مهم برکت زا در زندگی، داشتن ایمان  و کسب تقوا  می باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ ؛ اگر مردم قریه ها ایمان آورده و پرهیزکاری پیشه کرده بودند، برکت های آسمان و زمین را به رویشان می گشودیم» (سوره اعراف، 96)
از مهمترین عوامل برکت در رزق و روزی، داشتن ایمان و تقوا (عمل به واجبات و ترک محرمات) است. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خدای عز و جل به یکی از پیامبران خود وحی فرمود که: هر گاه اطاعت شوم خشنود گردم و چون خشنود گردم برکت دهم و برکت من بی پایان است.» (میزان الحکمة، ج1، ح1700)

2- ازدواج کنید

ازدواج  دارای فوائد فراوانی است که در معارف نورانی  اسلام به آنها اشاره شده است: بقاء نسل، آرامش و تعادل روحی، تأمین نیازهای طبیعی و غریزی انسان و ازدیاد رزق.
بر خلاف بیشتر تصورات ابتدایی از ازدواج، که عده ای آن را موجب زیاد شدن نان خور و تقسیم سرمایه می دانند. دین اسلام ازدواج را موجب برکت و ازدیاد رزق و روزی  می داند. خداوند می فرماید: «اشخاص مجرد و بردگان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید که اگر فقیر باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می کند.» (نور، 32) 
رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: «ازدواج کنید زیرا رزق شما بیشتر می شود.» (وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹) تقریباً همه کسانی که ازدواج کرده اند علی رغم اذعان به بعضی از مشکلات، اعتراف دارند که وضعیت مادی و معیشتی آنان، از قبل ازدواج بهتر شده است. گرچه معمولاً دراین گونه از مسائل اجتماعی استثناءاتی نیز وجود داشته است.

3 سوره برای افزایش رزق و روزی

در کنار معنویات و سوره هایی که تأکید شده، یادمان نرود که باید اسباب دیگر چون تلاش و ... هم باشند. برخی از سوره‌هایی كه در روایات اسلامی برای زیاد شدن رزق و روزی توصیه شده عبارتند از:
1. سوره واقعه.: امام صادق ‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه  را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی ‌بیند و از دوستان حضرت علی ‌(علیه السلام) می‌شود..."( وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 6، ص 112)
2. سوره مزمل:‌ رسول اكرم‌ (صلی الله علیه و آله) می‌ فرماید: "هر كس سوره مزمل  را بخواند در دنیا و آخرت سختی از او برداشته می شود".( مستدرك الوسائل‌، محدث نوری‌، ج 4، ص 354)
3. سوره ذاریات‌: امام صادق ‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات  را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می ‌كند و روزی فراوانی برایش می ‌دهد..."( اعلام الدین‌، دیلمی‌، ص 377)
- نظرات (0)

وظیفه ما در برابر دشمنان چیست

متحد بودن

قرآن کریم در باب مقابله با دشمنان، هم مسلمانان را به وحدت دعوت كرده: «و اعتصموا بحَبلِ اللّه جَمیعاً و لا تفرّقوا» (سوره آل ‏عمران، آیه 103) و هم از تفرقه نهى فرموده است: «و لا تَنازعوا فتَفشِلوا» (سوره انفال، آیه 46) با یكدیگر نزاع نكنید كه سست و ناتوان مى ‏شوید. 
نکته ی قابل توجه اینکه می فرماید: با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، این عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود.
به دو مثال توجّه كنید: 
قطرات باران تا وقتى از هم جدا هستند، قدرتى ندارند، امّا وقتى در كنار هم قرار مى ‏گیرند و به شكل جوى و سپس رودخانه جارى مى ‏شوند، چنان قدرتى مى ‏یابند كه اگر مهار نشوند، سیل بنیان‏ كن مى ‏شوند و اگر در پشت سد مهار شوند، توربین‏ هاى عظیمى را به حركت در مى ‏آورند كه ده ها مگاوات برق تولید كرده و چرخ صنعت را به حركت درمى ‏آورند. 
هر دست ما پنج انگشت دارد، امّا در برابر دشمن مشترك، همه انگشتان با هم جمع شده و به شكل مشت بر سینه دشمن كوبیده مى ‏شود. 
با آنكه هر انگشت از انگشت دیگر متفاوت و متمایز است، یكى بلند است و یكى كوتاه، یكى نازك است و یكى كلفت و هر كدام نباشند، بخشى از كارهاى روزمرّه انسان زمین مى ‏ماند. مثلاً بدون انگشت شصت، نمى‏ توان دگمه را بست و یا قلم را به دست گرفت و چیزى نوشت.

با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود

بنابر این مسلمانان با وجود اختلافات سلیقه ‌ای و طبیعی و اختلاف در امور جزئی و فرعی، باید در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خود، در جهت حفظ و دفاع از دین و دسترس به اهداف اساسی و اصولی در ابعاد گوناگون، همسو و همفكر و هم‌ مرام باشند و با تمام توان و برنامه ‌های منسجم و همسو، از دین و دستاوردهای آن دفاع نمایند.
قرآن، مسلمانان را به وحدت دستور می دهد و از تنازع و مشاجره جهت پیشگیری از سستی و زبونی و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صریح نهی می کند.
پیامبر گرامی اسلام با تکیه بر مبانی اتحاد اسلامی، مدینه فاضله ای سرشار از عشق، صمیمیت، برادری، ایثار و تمامی فضایل انسانی ساخت که هنوز بشر در حسرت و آرزوی تحقق دوباره چنین جامعه ای به سر می برد.
از دیگر آثاری که قرآن برای اتحاد برمی شمارد، استواری و حفظ هیمنه و استحکام جامعه است. هنگامی که جامعه از اختلاف دست بردارد و تنازع را به کناری نهد، دل ها به هم نزدیک و صفوف آنها منسجم و مستحکم می گردد؛ به گونه ای که خللی در میان نمی ماند تا دشمن از آن نفوذ کند و به جامعه ضربه زند. در این تحلیل، علت و سبب شکست جامعه، وجود اختلافات و درگیری ها دانسته شده است که مفهوم دیگر آن می تواند چنین باشد که اتحاد، عاملِ انسجام و وحدت صفوف و در نتیجه، پیروزی است.
با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود. [آشنایی با قرآن، ج3 ص 101]
نزاع و اختلاف ، عامل انهدام کیان و شخصیت جامعه اسلامی است. با یکدیگر نزاع نکنید و اختلاف نداشته باشید که سست و ضعیف خواهید شد و بو و خاصیت خود را از دست خواهید داد.
جدال و اختلاف، کیان و شخصیت جامعه اسلامی را منهدم می کند. ایمان اساس دوستی و وداد و ولاء مؤمنان است.


- نظرات (0)

مرگ انسان به دست كیست؟

در قرآن، گاهى خداوند كارهایى را به خودش نسبت مى ‏دهد و گاهى همان كار را به دیگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، یك جا مى ‏فرماید: «اللّه یتوفّى الانفس» (سوره زمر، آیه 42) خدا، جان مردم را مى ‏گیرد. 
و در جاى دیگر مى ‏فرماید: «یتوفّاكم ملك الموت» (سوره سجده، آیه 11) ملك الموت «عزرائیل»، جان مردم را مى ‏گیرد.

مرگ

هنگام مرگ به گفته ی قرآن، نفس ماست که از ما گرفته می شود. یادمان باشد هیچ کاری در هستی انجام نمی شود مگر با اجازه خداوند و منطبق بر سنت الله (قوانین آفرینش) باشد حتی پیامبران برگزیده خداوند که برای هدایت بشر فرستاده می شوند فقط باید آنچه را خدا دستور می دهد به مردم بگویند و مطابق فرامین خدا عمل نمایند؛ مثلا روح الامین  که قرآن را بر سینه پیامبر نازل می کند با اجازه خداوند است و پیامبر اجازه هیچ دخل و تصرفی را از جانب خود در کلام وحی ندارد: (سوره 40 غافر آیه 78) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّـهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ: و البته رسولانی را از قبل تو فرستادیم و از آنها کسی است که داستانش را برای تو نقل کردیم و از آنها کسی است که داستانش را برای تو نقل نکردیم و در شان و شایسته ی هیچ رسولی نیست که آیه ای را بیاورد مگر با اجازه ی خدا و وقتی دستوری از جانب خدا به حق گذرانده شود ( اجازه ی آوردن آیه ای داده شود) و آنجاست که کسانی که به مسیر باطل می رفتند زیان می کنند.

می میرید با اجازه خدا!

و تنها خداست که می میراند و زنده می کند و خلق می کند و روزی می دهد و شفا می دهد و هدایت می کند و هر یک از این ها را که بخواهد توسط رسولان و فرشتگانش به انجام می رساند.

و هیچ کس نمی میرد مگر با اجازه خدا ! (سوره 3 آل عمران آیه 145): وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ کِتَابًا مُّؤَجَّلًا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّاکِرِینَ: و نبوده است کسی بمیرد (کسی نمی تواند بمیرد) مگر با اجازه خدا و کتابی است زمان دار و هر کس می خواهد پاداش دنیا را از آن به او می دهیم و آن کس که می خواهد پاداش آخرت را از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش می دهیم.
بنابراین آنچه که رسولان خدا انجام می دهند همه از جانب خداست و در این کار ماموریت دارند (سوره 32 سجده آیه11) قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ: بگو فرشته ی مرگ شما را متوفی می کند (جانتان را به تمامی میگیرد) همان کسی که بر شما وکیل شده سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید.
و قرآن به روشنی بیان می کند گرفتن جان انسان ها  برعهده ی یک نفر نیست و فرشتگان، رسولانی هستند که برای گرفتن جان های کسانی که هنگام مرگشان فرا رسیده است به سوی آنها فرستاده می شوند تا جانشان را بستانند.
و تنها خداست که می میراند و زنده می کند و خلق می کند و روزی می دهد و شفا می دهد و هدایت می کند و هر یک از این ها را که بخواهد توسط رسولان و فرشتگانش به انجام می رساند.

کلام آخر:

نبوده است کسی بمیرد (کسی نمی تواند بمیرد) مگر با اجازه خدا و کتابی است زمان دار و هر کس می خواهد پاداش دنیا را از آن به او می دهیم و آن کس که می خواهد پاداش آخرت را از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش می دهیم.

در قرآن، گاهى خداوند كارهایى را به خودش نسبت مى ‏دهد و گاهى همان كار را به دیگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، یك جا مى ‏فرماید: «اللّه یتوفّى الانفس» (سوره زمر، آیه 42) خدا، جان مردم را مى ‏گیرد. 
و در جاى دیگر مى ‏فرماید: «یتوفّاكم ملك الموت» (سوره سجده، آیه 11) ملك الموت «عزرائیل»، جان مردم را مى ‏گیرد.
و جایى دیگر مى‏فرماید: «تَوفّته رُسُلنا» ( سوره انعام، آیه 61) فرشتگان، جان مردم را مى‏ گیرند. 
هر سه تعبیر قابل قبول است. 
در بعضی آیات بیان می کند که فرشتگان جان ‏ها را مى ‏گیرند و به عزرائیل تحویل مى ‏دهند و عزرائیل جان ‏ها را به خدا تحویل مى ‏دهد. 
شاید هم این گونه باشد: جان افراد عادى را فرشتگان مى ‏گیرند، جان افراد برجسته را عزرائیل مى ‏گیرد و جان اولیاى الهى  را خداوند مى ‏گیرد. 
همان ‏گونه كه قرآن درباره اهل بهشت تعبیرهاى مختلفى دارد؛ یك جا مى ‏فرماید: «یسقیهم ربّهم» (سوره انسان، آیه 21) خداوند آنان را سیراب مى ‏كند. در جاى دیگر مى‏ فرماید: «یُسقَون فیها كأساً» (سوره انسان، آیه 17) اینها از طریقى سیراب مى‏ شوند و نامى از خداوند برده نشده است.
در همه ی این بیانات نکته ی اساسی و مهم این است که بدانیم هیچ کاری در هستی انجام نمی شود مگر با اجازه خداوند و منطبق بر سنت الله (قوانین آفرینش) باشد حتی پیامبران برگزیده خداوند که برای هدایت بشر فرستاده می شوند فقط باید آنچه را خدا دستور می دهد به مردم بگویند و مطابق فرامین خدا عمل نمایند.





- نظرات (0)

پنج نشانه بهترین بندگان خدا

 پنج نشانه بهترین بندگان خدا
انسان موجودی کمال گراست، و به دنبال این است که همیشه بهترین باشد. از آنجا که انسان دارای امیال مختلف و متضادی ست؛ امکان دارد در مسیر کمال و بهتر شدن، اشتباه کرده و خود را هم به مخمصه بیندازد. خدای بزرگ که انسان را آفریده و حال او را بهتر می داند؛ برای بهتر شدن انسان راهکارهایی را ارائه داده است. امام رضا (علیه السلام) که هشتمین ولیّ خداست؛ این راهکارها را برای ما تبیین نموده است:

بهترین بندگان
امام رضا (علیه السلام) بهترین بندگان را اینگونه معرفی می کند: «الَّذِینَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَكَرُوا وَ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا؛[1]آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند».
اکنون به یاری خدا به شرح مختصری از این نشانه ها می پردازیم.
1 آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند.
اولین خصیصه بهترین بندگان خدا در کلام امام هشتم، خوشحال بودن آنها از اعمال کارهای نیک است، اینگونه بندگان هم در فردای قیامت، خوشحال و خندانند. «وَ یَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُور؛[انشقاق/9]و او به سوى كسان و خویشانش (در بهشت) مسرور و شادمان خواهد رفت»
نکته مهم: خوشحالی بندگان نیکوکار و خوب خدا، به غرور و خود برتربینی نمی انجامد، ولی بندگان گناهکار، حتی از کارهای گناه خود مسرورند، چه برسد به کارهای به ظاهر نیکشان، خدا در وصف دوزخیان، می فرماید«إِنَّهُ كانَ فی أَهْلِهِ مَسْرُور؛[انشقاق/13] او همواره در میان خانواده اش [به ثروت و مال و مقام ] خوشحال و شادمان بود» [2]
بهترین بندگان خدا از منظر امام رضا (علیه السلام) دارای پنج خصلت می باشند، وقتی که کار نیکی انجام دهند، خوشحال می شوند، کار بدی مرتکب شوند از خدا آمرزش می خواهند، شکر منعم را بجا می آورد، در بلاها و مشکات، صبر کرده، و خشم خود را کنترل می کنند.

2 هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند.
بهترین بندگان خدا همواره در حال حمد و ستایش خداوند، و آمرزش از او بخاطر غفلتها و گناهانشان هستند. قرآن در وصف بندگان ذاکر خداوند می فرماید: آنان كه خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو خفته، یاد مى كنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند. [3]  در آیات بعد به استغفار این بندگان خوب و ایمانی اشاره می کند: «رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِى لِلْایمَنِ أَنْ ءَامِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَامَنَّا  رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَیِّاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ؛[آل عمران/193])اى پروردگار ما، شنیدیم كه منادیى به ایمان فرا مى خواند كه به پروردگارتان ایمان بیاورید. و ما ایمان آوردیم. پس، اى پروردگار ما، گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را از ما بزداى و ما را با نیكان بمیران»استغفار، نیرو محرکه و تشویق کننده ی بندگان خوب خدا برای انجام نیکیها و فرار از بدیها هست، ولی آنان که استغفار ندارند، بعد از انجام گناهان، یا دچار پشیمانی مفرط و عذاب وجدان می شوند و یا کم کم با گناهان، کنار می آیند.

3 هر گاه عطا شوند شكر گزارند.
بهترین بندگان خدا همواره شکر گزارند، چه از خدای بزرگ و چه از کسانی که دین، بر گردن آنها دارند. امام رضا (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «مَنْ لَمْ یَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.؛[4]کسی که شکر(سپاس)  مخلوق را به جا نیاورد؛ شکر خدای بزرگ را بجا نیاورده است» تشکر کردن از منعم، همواره اثرات مثبت خود را دارد، این مسأله یکی از بدیهیات است. چه بسا کسی خدمت خود به دیگری را قطع کرده و یا گسترش می دهد، و علت آن را تشکر نکردن، یا قدردانی طرف مقابل می داند. این قانون، نسبت به نعمتهای خدا هم وجود دارد. «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدید؛[ابراهیم/7]اگرسپاس گزارى كنید، قطعاً [نعمتِ ] خود را بر شما مى افزایم، و اگر ناسپاسى كنید، بى تردید عذابم سخت است.
4 هر گاه بلا بینند صبر كنند.
صبر داشتن، یکی از نشانه های انسانهای موفق است، حالا اگر به این موفقیت، ایمان و معنویت را اضافه کنیم؛ نتیجه اش می شود بهترین بندگان خدا، خداوند خطاب به اهل ایمان می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ ؛[بقره/153]اى افرادى كه ایمان آورده اید! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است».
وقتی که صبر در جامعه ی اسلامی نهادینه شود، اختلاف سلیقه ها و اختلافات، به این راحتی، جامعه را دچار تشتت نمی کند. یکی از مشکلات اصلی کشورهای اسلامی این است که اختلافات را با بی صبری و بی بصیرتی به امروزی رساندند که از دست تروریستهای تکفیری، نه شیعه در امان است و نه سنی، «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ ؛[انفال/46]و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و كشمكش) نكنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوكت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است»!بدون شک اگر صبر و بصیرت رهبر معظم انقلاب در فتنه ی سهمگین هشتاد و هشت نبود؛ آن روزهای پرتنش به این زودیها از جامعه ی اسلامی مان رخت بر نمی بست.
آخرین نشانه ی بهترین بندگان خدا در حدیث امام رضا (علیه السلام)، کنترل خشم است. ریشه خیلی از قتلها و نزاعها، خشم و پرخاشگری افراد، نسبت به همدیگر است.

5 هر گاه خشم كنند درگذرند.
آخرین نشانه ی بهترین بندگان خدا در حدیث امام رضا (علیه السلام)، کنترل خشم است. ریشه خیلی از قتلها و نزاعها، خشم و پرخاشگری افراد، نسبت به همدیگر است. خداوند در قرآن در وصف انسانهای نیکوکار می فرماید: «الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛[آل عمران/134]آنهایى كه از مال خود در حال وسعت و تنگدستى انفاق كنند و خشم خود فرونشانند و از (بدى) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نكوكاران است». بندگان خوب خدا با پرهیز از خشم، و در پیش گرفتن روحیه ی نرم خویی، باعث جذب دیگران شده و قلوب مردم را تسخیر می کنند، این روش، از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، برای بندگان شایسته خدا به یادگار مانده است. «لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛[آل عمران/159]و اگر (بر فرض) تندخویى، سخت دل بودى، حتما از پیرامونت پراكنده مى شدند. پس، از آنان درگذر، و براىشان آمرزش بخواه.»
سخن آخر
بهترین بندگان خدا از منظر امام رضا (علیه السلام) دارای پنج خصلت می باشند، وقتی که کار نیکی انجام دهند، خوشحال می شوند، کار بدی مرتکب شوند از خدا آمرزش می خواهند، شکر منعم را بجا می آورد، در بلاها و مشکات، صبر کرده، و خشم خود را کنترل می کنند.

پی نوشت ها:
[1] الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام، ص 354.
[2] ترجمه انصاریان، ص389
[3] آل عمران آیه193.
[4] عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2،ص24.

- نظرات (0)

مراد از سنّت هاى الهى در قرآن چیست؟

قرآن

مجلس شوراى اسلامى دو رقم قانون وضع مى كند: 
قانونى براى اداره خود مثل آن كه هیئت رئیسه و رئیس مجلس چگونه انتخاب شود، تعداد كمیسیون ها و تعداد نفرات هر كمیسیون، مقدار حقوق، مقدار تعطیلات، شرایط مجلس علنى و غیر علنى، رأى مخفى و رأى غیر مخفى، شرایط استیضاح وزیر و... چگونه باشد كه اینها قوانینى است كه مجلس براى خودش مى گذارد. 
نوع دوم قوانینى است كه مجلس براى مردم و دولت وضع مى كند. 

قوانینی که خداوند برای خود تعیین کرده است

خداوند (جل شأنه) نیز قوانین و برنامه هایى را براى خود معیّن كرده و قوانینى را براى مردم، كه از طریق انبیاء اعلام كرده است. به قوانینى كه خداوند براى خودش تعیین كرده است، سنّت الهى «سنّة اللّه»1 (سوره احزاب، آیه 138) مى گویند. مثلاً: 

مراد از سنت های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است.

قانون هدایت: «اِنّ علینا لَلهُدى » (سوره لیل، آیه 12) 
قانون حسابرسى: «انّ علینا حسابهم» (سوره غاشیه، آیه 21) 
قانون رزق رسانى: «على اللّه رزقها» ( سوره هود، آیه 6) 
قانون حمایت: «انّا لَنَنصر رُسلنا» (سوره غافر، آیه 51)
قانون رحمت: «كَتب ربّكم على نفسه الرّحمة» (سوره انعام، آیه 54) 
امّا به قوانینى كه براى مردم تعیین كرده است، احكام و تكالیف شرعیّه گفته مى شود.
در حقیقت مراد از سنت های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است. از آنجایی که خالق متعال، حکیم و عالم و عادل است، نظامی را آفریده است که نظام اکمل و اصلح است، در این نظام هر چیزی در جای خود قرار گرفته است و طبق قوانین محکم و متقن و تغییر ناپذیر حرکت می کند و اداره می شود که اگر این قوانین (سنت ها) نباشند تمام اوضاع جهان به هم می ریزد.
این قوانین دو دسته هستند: یک دسته از آنها در عالم تکوین  است مثل جاذبه زمین، سوزندگی آتش، خواص هر یک از عناصر و مواد و ... ، آیا جهان ماده بدون وجود این قوانین می تواند وجود داشته باشد اگر در یک روز جاذبه زمین وجود داشته باشد و روز دیگر وجود نداشته باشد، در یک روز آب در صد درجه به جوش بیاید و در روز دیگر در صفر درجه و...، چه وضعیتی در جهان پدید خواهد آمد پس برای اینکه جهان ماده بتواند منظم باشد، باید بر طبق یک سری قوانین و سنت های لایتغیر  اداره شود، همانطور که این چنین هم هست.

سنت ها و قوانینی از جانب خدا برای انسان ها

منظور از«سنت الهی» آن نیست که فعل خاصی مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می دهد و چنان که خواهیم گفت، یکی از سنت های الهی همین سنت الهی در اسباب و مسببات  است.

برای انسانها نیز خداوند متعال یک سری قوانین و سنت های لا یتغیر دارد مثل این که می فرماید: « وَ لا یَحیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلاّ بِأَهْلِهِ ... » یعنی: "این نیرنگ ها تنها دامن صاحبانش را می گیرد." [فاطر آیه 43- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی] به بیان دیگر یکی از سنت های الهی این است که هر کس بدی و مکر و حیله کند، نتیجه اش به خودش بر می گردد.
یکی دیگر از سنت های الهی  این است که می فرماید: «... إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ...» یعنی: "...خداوند سرنوشت هیچ قومی (و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند..." [رعد آیه 11- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی] و همینطور است سنت آزمایش و امتحان انسانها  و صدها قانون و سنت دیگری که براساس حکمت خداوند ایجاد شده و در سراسر عالم رایج است اینها اساس نظم عالم هستند و اگر این سنت ها نباشند دیگر نظم و نظام معنی نخواهد داشت.

سنت الهی در اسباب و مسببات

منظور از«سنت الهی» آن نیست که فعل خاصی مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می دهد و چنان که خواهیم گفت، یکی از سنت های الهی همین سنت الهی در اسباب و مسببات  است. در عین حال و در مرحله ی بالاتر، افعال را به خداوند نیز می توان منسوب کرد و بنابراین تعابیر «سنة اللّه» [احزاب/38 و 62،فاطر/43،غافر/85،و فتح/ 23] و«سنتنا» [اسراء/77] که در قرآن کریم به کار رفته اند، بر همین وجه هستند.

منابع:
تفسیر المیزان ، ج 13 ، صفحه 126
تفسیر نمونه ، ج 18 ، ص 292
مجموعه آثار شهید مطهری ج1



- نظرات (0)