سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چگونه ممکن است کتابی دارای نظم باشد

در کتاب شعر حافظ که از عشق و می و میخانه و گل و پروانه ... بسیار سخن آمده و یا کتاب مولانا و یا بوستان و گلستان سعدی و یا در هیچ یک از کتابهایی که توسط اندیشمندان و شعرا و نویسندگان منتشر شده نظمی در مورد تعداد کلمات و حروف دیده نمیشود اما قرآنی که توسط یک فرد درس نخوانده گفته شده(دقت کنید که حضرت محمد کتاب را ننوشته و تنها آیاتی که به او وحی میشده بر زبان جاری میساخته و کاتبان آنرا مینوشتند)

تمامی کلمات و حروف آن دارای نظمی حیرت آور هستند و تمامی کلمات و حروف آن با عدد ۱۹ رابطه داشته و یا مضربی از عدد ۱۹ میباشند

توجه: اعداد قرمز مضرب ۱۹ و کلمات آبی کلمات مورد تحقیق میباشند

کلمه الناس دقیقا ۱۹۰ بار(۱۰*۱۹) و سماوات دقیقا ۱۹۰ بار (۱۰*۱۹)و

لا اله دقیقا ۳۸ بار (۲*۱۹)و الا الله دقیقا ۱۹ بار در قرآن مبین آمده است

یا ملک السماوات و الارض دقیقا ۱۹ بار و

 الله لا یهدی القوم دقیقا ۱۹ بار و حافظ ۱۹ بار و

 مولا ۱۹ بارو اذا قیل ۱۹ بار و تشکرون ۱۹ بار و

ریب (شک) ۱۹ بار و فیها خالدون ۱۹ بار

بالله والیوم الاخر ۱۹ بار و الرسل ۱۹ بار

و صد عن سبیل الله (باز داشتن از راه خدا) ۱۹ بار و

ان الله هو ۱۹ بار

وذلك نجزي (اينگونه جزا میدهیم)۱۹ بار و

و لهم عذاب اليم ۱۹ بار و منافقين ۱۹ بار و

مشرکین در آخر آیات ۱۹ بار و معرض ۱۹ بار و

حذر ۱۹ بار من السماء ماء ۱۹ بار

 بعيد بدون پسوند ۱۹ بار و

و رحمن در ۱۹ سوره و بایاتنا ۵۷ بار (۳ضربدر۱۹)و

ان الذين در وسط آیات ۱۹ بارو

 فاما ۱۹ بار در اول آیات و

فمن ۱۹ بار در اول آیات و

 کبیر ۱۹ بار بدون پسوند و

 آیات الله ۱۹ بار بدون پسوند وپیشوند و

 السوء ۱۹ بار و

 الصادقين ۱۹ بار و ان الذين كفروا ۱۹ بار و

عند ربهم ۱۹ بار و خير لكم ۱۹ بار و ينصرون ۱۹ بارو

عذاب يوم ۱۹ بار و

 في الحياة الدنيا ۱۹ بار و تتقون ۱۹ بار و

فاسقين ۱۹ بار و حول ۱۹ بار و

 مقام ۱۹ بارو نارا ۱۹ بار و

قالوا يا ۱۹ بار در اول آيات و

 للمومنین ۱۹ بارو

 تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ۱۹ بارو

یعقلون ۱۹ بار آخر آیات  ولمومنات ۱۹ بار و

لغفور ۱۹ باربا هر پیشوندی و

لم یکن ۱۹ بار و آخر بدون پسوند ۱۹ بار و قالوا انا ۱۹ بار و        

ابصار ۳۸ بار (۲*۱۹) وان الله لا ۳۸ بار (۲*۱۹)و

وجوه ۳۸ بار (۲*۱۹) و

وکذلك ۳۸ بار (۲*۱۹) و ايديهم ۳۸ بار (۲*۱۹) و           

شاء الله ۳۸ بار (۲*۱۹) و                              

اقرب با هر پسوند و پیشوندی ۱۹ بار و

 لمومنات ۱۹ بار و ولکم ۱۹ بار و

 امثال ۱۹ بارو بعید بدون پسوند ۱۹ بار و

قوة ۱۹ بار و اکبر بدون پیشوند ۱۹ بار و

الذكر بدون پسوند و پیشوند ۱۹ بار و

 ضل بدون پسوند و پیشوند ۱۹ بار و

 ترجعون بدون پسوند ۱۹ بار و

 بطور کلی تمامی کلمات ۱۹ بار یامضربی

از۱۹ بار ذكر شده اند و یا با ۱۹ رابطه مستقیمی دارند.

محقق و نويسنده:سيروس مجللي



- نظرات (0)

تست شخصیت شناسی از نگاه قرآن

نسخه های طلایی قرآن کریم با اطلاع کامل و جامع به تمام ابعاد وجودی انسان، روش های مطمئنی را برای شناختن شخصیت افراد بیان کرده است، تا با اطلاع از این روش ها پی به ابعاد شخصیت خود ببرند و اگر نواقصی در وجود خود می بینند در صدد رفع آن بر آیند .

دنیای انسان ها، آن قدر مرموز و اسرار آمیز است که افراد برای اینکه خود و دیگران را بهتر بشناسند راه های مختلفی را در طول تاریخ تجربه کرده اند، که یکی از این راه ها تست های شخصیت شناسی است که امروزه طرفداران زیادی را به خود اختصاص داده است و معلوم نیست که تا چه حدی بتواند شخصیت یک انسان را شناسایی کند، برای مثال علاقه انسان ها به دایره و یا مثلث و مستطیل و یا اینکه اسب در ذهن شما چه رنگی دارد و سوالاتی از این قبیل که در تست های شخصیت شناسی مطرح می شود، نمی تواند شخصیت انسان را آن چنان که باید و شاید معرفی کند و کم و بیش با نقایص و معایب زیادی روبرو است .

در این میان نسخه های طلایی قرآن کریم با اطلاع کامل و جامع به تمام ابعاد وجودی انسان، روش های مطمئنی را برای شناختن شخصیت افراد بیان کرده است، تا با اطلاع از این روش ها پی به ابعاد شخصیت خود ببرند و اگر نواقصی در وجود خود می بینند در صدد رفع آن بر آیند. حال اگر می خواهید بدانید که شخصیت شما چه شکلی دارد با ما همراه شوید .

 همه ما انسان ها در استفاده از نعمت هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده است به دو گروه تقسیم می شویم: گروه اول کسانی هستند که نعمت ها را در راستای طرح و نقشه های خداوند متعال و پیامبران الهی استفاده می کنند و گروه دیگر نعمت هایی را که در اختیار دارند را در مسیر ظلم و ستم و فساد و تباهی به کار می گیرند .

حال اگر نعمت ها و موفقیت ها و پیروزی های خود را در مسیر و نقشه هایی که خداوند برای ما از پیش تعیین کرده است، هزینه کنیم نام این هزینه کردن را خداوند متعال در قرآن کریم شکر قرار داده است. برای مثال اگر انسان چشم خود را در مسیر صحیح استفاده کند یا برای مطالعه و کسب علم و یا قرائت قرآن و یا نگاه محبت آمیز به پدر و مادر و یا جهان هستی را برای شناخت بهتر خداوند نظاره گر باشد، در این صورت انسان شاکری خواهد بود اما اگر چشم خود را با انواع حرام ها پر کند و روزی هزار بار ذکر خداوند را بگوید این فرد در منطق قرآن کریم کافر خواهد بود چرا که نعمت را در مسیر درست استفاده نکرده است .

قرآن مجید و کلام رسول خدا صلى الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام شخصیت انسان را از نظر شیوه زندگی و نوع عملکرد او به پنج حقیقت تشبیه کرده اند، که رفتار ما در زندگی مشخص می کند که ما شبیه کدام یک از این پنج حقیقت هستیم .
اگر نعمت ها و موفقیت ها و پیروزی های خود را در مسیر و نقشه هایی که خداوند برای ما از پیش تعیین کرده است ، هزینه کنیم نام این هزینه کردن را خداوند متعال در قرآن کریم شکر قرار داده است

۱) شخصیت های سنگی

شما می توانید کارخانه وجود خود را با هزینه کردن غلط نعمت ها کاملاً خراب و ورشکسته اعلام کنید و روشن است که کارخانه ای ورشکسته، نه قابل احترام است و نه می توان قیمتی برای آن گذاشت، اینجاست که شخصیت شما یک شخصیت سنگی می شود که نه لطافتی دارد و نه دلش به حال کسی می سوزد و فقط خودش را می بیند و برایش اهمیتی ندارد که در اطرافش چه می گذرد:(ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً: سپس دل هاى شما بعد از این [واقعه‏] سخت گردید، همانند سنگ، یا سخت‏تر از آن)(البقرة: ۷۴)

۲) شخصیت های بی ثبات

انسانی که نعمت های خداوندی را در مسیر غیر خدایی استفاده می کند به تعبیر قرآن کریم مانند گیاهی بی ریشه است که نه گل دارد و نه میوه و نه زیبایی و تنها ثمره اش این است که خاری است در مسیر انسان های موفق:(وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرار: و مَثَلِ سخنى ناپاک چون درختى ناپاک است که از روى زمین کنده شده و قرارى ندارد.)( إبراهیم : ۲۶)

۳) کدام را انتخاب می کنید

خداوند متعال در سوره نحل داستان زنبور عسلی را بیان می کند که فرمان پروردگار خود را با جان و دل قبول می کند، وقتی خداوند به او دستور می دهد که: (وَ أَوْحى‏ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ: و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى‏] کرد که از پاره‏اى کوه ها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته‏سازى‏] مى‏ کنند، خانه ‏هایى براى خود درست کن.)(النحل:۶۸)

حال که خانه ای برای خود مهیا کرده ای از همه میوه ها بخور و و به ساختن عسل مشغول شو ، عسلی که برای همه مردم درمان و شفا است:(ثُمَّ کُلی‏ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی‏ سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون: سپس از همه میوه‏ها بخور، و راه هاى پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوى. [آنگاه‏] از درون [شکم‏] آن، شهدى که به رنگ هاى گوناگون است بیرون مى‏آید. در آن ، براى مردم درمانى است . راستى در این [زندگى زنبوران‏] براى مردمى که تفکر مى‏کنند نشانه [قدرت الهى‏] است.)(النحل: ۶۹)
مؤمن کسی است که شاکر باشد و انسان شاکر در منطق قرآن کریم کسی است که نعمت هایی را که در اختیار دارد را با طرح و تدبیر و برنامه خداوند استفاده کند نه با برنامه هایی که شیطان برای او بیان می کند

حال حرف اساسی اینجاست که خداوند با این مثال زیبا بیان می کند که ای انسان دیدی چه طور زنبور عسل نعمت های من را استفاده کرد و نتیجه آن عسل شد، تو هم نعمت های من را درست استفاده کن تا نتیجه اش خوشبختی و موفقیت در این دنیا و بهشت جاویدان در سرای آخرت باشد .

به همین خاطر است که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه و آله) انسان های مؤمنی که نعمت های الهی را در مسیر اصلی خود استفاده می کنند را به زنبور عسل تشبیه می کند و می فرماید:(الْمُؤْمِنُ کَالنَّحْلَة)(بحارالأنوار: ۶۱/ ۲۳۸)

اما در مقابل اگر نعمت های الهی در مسیر فساد و تباهی استفاده شود شخصیت انسان شبیه حیوان و یا حتی بدتر از حیوان می شود:(أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ : آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‏ترند. [آرى،] آنها همان غافل‏ماندگانند.)(الأعراف: ۱۷۹)

۴)شخصیت های شیطانی

قرآن کریم گاهی این گونه افراد را که از نعمت های الهی به درستی استفاده نکردند را تشبیه به شیطان می کند و گاهی آنها را برادران شیطان معرفی می کند و می فرماید: (إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً: چرا که اسرافکاران برادران شیطان‌هایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.)(الإسراء: ۲۷)

۵) شخصیت های آسمانی

وجود مبارک على بن موسى الرضا علیه السلام مى‏ فرمایند: (مَثَلُ المُؤْمِنِ عِنْدَ اللّهِ تَعالى‏ کَمَثَلِ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ : مؤمن واقعى نزد خدا از نظر ارزش ، با فرشته مقرّب مساوى است.)( وسائل الشیعه: ۱۶/ ۷۵)

و مؤمن کسی است که شاکر باشد و انسان شاکر در منطق قرآن کریم کسی است که نعمت هایی را که در اختیار دارد را با طرح و تدبیر و برنامه خداوند استفاده کند نه با برنامه هایی که شیطان برای او بیان می کند.

خلاصه کلام:

اینکه صفات و ویژگی های هر فرد است که می تواند شخصیت او را تشکیل دهد و با شناختن این صفات و ویژگی ها می توانیم شخصیت وجودی خود را بهتر و کامل تر بشناسیم و با نقایص و کاستی ها در وجود خودمان مبارزه کنیم و خوبی ها و ارزش های وجودی خود را توسعه بدهیم و بهترین راه برای شناخت شخصیت ما نسخه های طلایی قرآن کریم است که با احاطه کامل به تمام ابعاد وجودی انسان بهترین راه و روش را در پیش روی ما قرار می دهد .



- نظرات (0)

سه طلاقه ی برادری


دو دوست خیلی قدیمی رو می شناختم که با هم مثل برادر بودن . هر جا می رفتند با هم بودند. تا حدی که خانواده هاشون هم با هم، به اصطلاح، خیلی مچ شده بودند. تا اینکه نوروز امسال یکی از اونها بدون دیگری به خونه ی ما اومد. وقتی از حال و احوال دوست اش پرسیدم متاسفانه هر چی بدی از اون می دونست رو به وسط کشید و بعد علت جدایی خودش رو گفت .

بعد از اینکه علت اصلی دعوا و جدایی رو گفت اولین چیزی که به ذهن ام رسید این بود که اونها در اصل به بزرگترین آیه قرآن عمل نکر ده بودند و این مساله باعث این همه دعوا و بگو مگوها و در انتها جدایی شده بود .

خداوند در سوره بقره آیه 282 ، 19 دستور مهم رو بیان می کنه که همگی حول محور مبحث داد و ستد مالی خلاصه می شه که در این جا به چند دستور مهم آن می پردازیم : 

در این آیه خداوند به مومنین دستور میده :

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ).(بقره: 282)

" اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هنگامى كه بدهى مدت دارى (به خاطر وام دادن یا معامله) به یكدیگر پیدا كنید آن را بنویسید"

بله، خداوند از مومنین می خواهد هر گاه با هم داد و ستدی از هر نمونه، بین خود انجام دادند فقط به گفتن اکتفاء نکنند بلکه آن را بین خودشان مکتوب کنند .

چرا که در صرف بیان معمولا منظورها کاملا مشخص نمی شود و طرفین ممکن است هر کدام جداگانه چیزی مد نظر قرار دهند.

در ادامه می فرماید:

(وَ لْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ)(بقره: 282)

باید نویسنده‏اى از روى عدالت (سند بدهكارى را) بنویسد"

به بیان دیگر، آگاهی از این معامله فقط بین خودتان محصور نشود بلکه برای اطمینان بیشتر شخص ثالث عادلی را برای نوشتن عقدنامه بین انتخاب کنید .

  و همچنین شخص شاهد از نوشتن نباید ابا کند و آن را پشت گوش بیاندازد. (وَ لا یَأْبَ كاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَكْتُبْ) " كسى كه قدرت بر نویسندگى دارد نباید از نوشتن خوددارى كند و همانطور كه خدا به او تعلیم داده است باید بنویسد" (بقره: 282)

اما در اینجا این سوال مطرح است که شخص کاتب، سخن کدام یک را بنویسد که ادامه ی آیه در این باره می فرماید :

(وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ).(بقره: 282)

" و آن كس كه حق بر ذمه او است (بدهکار) باید املاء كند"

در ادامه ایه نیز به برخی از بایدها و نبایدهای این سه نفر اشاره می کند که با رجوع به آیه می توانید از آن اطلاع پیدا کنید .

بله این دو دوست صیمیمی نیز معامله ایی از این قبیل بین خودشان انجام داده بود که به جهت این فکر اشتباه که ما چون دوستان صمیمی هستیم و دیگر نیازی به نوشتن و شاهد نیست، به این مساله ی مهم بی اعتنایی کرده بودند .

امیدوارم ذکر این نکته  تجربه ایی باشد برای همه ی ما، ان شالله .

منبع : سایت رهروان ولایت


- نظرات (0)

چگونگی «نفاق با خداوند»

مرحوم آیت‌الله مجتبی تهرانی معتقد بود: باید خیلی مراقب باشی تا در جامعه از نظر دینی، بیش از آنچه که هست، خودت را جلوه ندهی. حواست جمع باشد! این نفاق با خداست.
نفاق گاهی در ارتباط با مخلوق است؛ مثلاً کسی روابطی منافقانه با افراد داشته باشد و در علن اظهار دوستی می‌کند ولی از آن ‏طرف در خفا دشمنی کند. اما گاهی نفاق با خالق است، نه با مخلوق! البته با خالقش منافقانه عمل می‏کند، برای بهره‏کشی از مخلوق.

امام جواد (ع) در این روایت کوتاه می‏فرمایند: «لَا تَکُنْ وَلِیّاً لِلَّهِ فِی الْعَلَانِیَةِ». تو از آن‏هایی نباش که در ظاهر و علن طوری خودشان را جلوه می‏دهند که از دوستان خدا هستند، آدم متدین و خوبی هستند، اما در خفا دشمن خدایند! به تعبیر ساده، از کسانی نباش که در علن و مقابل مردم، جانماز آب می‏کشند، ولی در خفا خلاف شرع می‏کنند، «وَلِیّاً لِلَّهِ فِی الْعَلَانِیَةِ عَدُوّاً لَهُ فِی السِّرِّ». «عَدُوّاً لَهُ»، یعنی دشمنی با خدا. سرپیچی از فرمان خدا در خفا دشمنی با خدا است دیگر. از این افراد نباش. این انسان بدترین فرد است.



- نظرات (0)

مناظره ابوحنیفه و امام صادق (علیه السلام)

روزى ابو حنیفه - یکى از پیشوایان و رهبران اهل سنّت - به همراه عدّه اى از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد و اظهار داشت :

یابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسى کاظم علیه السلام را دیدم که مشغول نماز بود و مردم از جلوى او رفت و آمد مى کردند؛ و او آن ها را نهى نمى کرد، با این که رفت و آمدها مانع معنویّت مى باشد؟!
امام صادق علیه السلام فرزند خود موسى کاظم علیه السلام را احضار نمود و فرمود: ابو حنیفه چنین مى گوید که در حال نماز بودى و مردم از جلوى تو رفت و آمد مى کرده اند و مانع آن ها نمى شدى ؟
پاسخ داد: بلى ، صحیح است ، چون آن کسى که در مقابلش ایستاده بودم و نماز مى خواندم ، او را از هر کسى نزدیک تر به خود مى دانستم ، بنابر این افراد را مانع و مزاحم عبادت و ستایش خود در مقابل پروردگار متعال نمى دانستم .
سپس امام جعفر صادق علیه السلام فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فداى تو باد، که نگه دارنده علوم و اسرار الهى و امامت هستى .
بعد از آن خطاب به ابو حنیفه کرد و فرمود: حکم قتل ، شدیدتر و مهمّتر است ، یا حکم زنا؟
ابو حنیفه گفت : قتل شدیدتر است .
امام علیه السلام فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!
سپس حضرت به دنباله این پرسش فرمود: بنابر این باید توجّه داشت که نمى توان احکام دین را با قیاس استنباط کرد.
و سپس افزود: اى ابوحنیفه ! ترک نماز مهمّتر است ، یا ترک روزه ؟
ابو حنیفه گفت : ترک نماز مهمّتر است .
حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا زنان نمازهاى دوران حیض و نفاس را نباید قضا کنند؛ ولى روزه ها را باید قضا نمایند، پس احکام دین قابل قیاس نیست .
بعد از آن ، فرمود: آیا نسبت به حقوق و معاملات ، زن ضعیف تر است ، یا مرد؟
ابوحنیفه در پاسخ گفت : زنان ضعیف و ناتوان هستند.
حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است ، با این که قیاس برخلاف آن مى باشد؟!
سپس حضرت افزود: اگر به احکام دین آشنا هستى ، آیا غائط و مدفوع انسان کثیف تر است ، یا منى ؟
ابو حنیفه گفت : غائط کثیف تر از منى مى باشد.
حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا غائط با قدرى آب یا سنگ و کلوخ پاک مى گردد؛ ولى منى بدون آب و غسل ، تطهیر نمى شود، آیا این حکم با قیاس سازش دارد؟!
پس از آن ابوحنیفه تقاضا کرد: یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، حدیثى براى ما بیان فرما، که مورد استفاده قرار دهیم ؟
امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم از پدرانش ، و ایشان از حضرت امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام روایت کرده اند، که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال میثاق و طینت اهل بیت رسول اللّه صلوات اللّه علیهم را از اءعلى علّیین آفریده است .
و طینت و سرشت شیعیان و دوستان ما را از خمیر مایه و طینت ما خلق نمود و چنانچه تمام خلایق جمع شوند، که تغییرى در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست .
بعد از آن که امام صادق علیه السلام چنین سخنى را بیان فرمود ابو حنیفه گریان شد؛ و با دوستانش که همراه وى بودند برخاستند و از مجلس خارج گشتند.

(از: اختصاص شیخ مفید: ص 189.)

منبع:

کتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق (ع)»


- نظرات (0)

رابطه عقل و گفتار

حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام می فرمایند:


اذا تم العقل نقص الکلام.


هنگامى که عقل انسان کامل گردد، گفتارش کوتاه مى‏شود.



شرح:

انسان، هر اندازه که عقل و شعورش بیشتر شود و به سوى کمال برود، به همان نسبت، کمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فکر میکند.
کسانیکه زیاد حرف مى‏زنند و جلوى زبان خود را نمیگیرند، عقلشان کم و فکرشان کوتاه است. بهمین دلیل، هنگام سخن گفتن، درباره آنچه مى‏گویند، فکر نمى‏کنند، و هر چه به زبانشان آید بدون فکر و اندیشه، بیان مى‏کنند.
اما برعکس، افراد عاقل، تا زمانى که موضوعى را خوب بررسى نکرده‏اند، و درباره خوب و بد آن نیندیشیده‏اند، سخنى بر زبان نمى‏آورند. به همین دلیل، شخص عاقل، کمتر حرف میزند، چون مقدارى از وقت خود را، به فکر کردن درباره گفتارى که میخواهد بر زبان آورد، مى‏گذراند.
حضرت على علیه ‏السلام، در جمله دیگرى میفرماید: (( زبان عاقل، در پشت عقل او قرار دارد)).
یعنى: شخص عاقل، عقل خود را پیش از زبانش به کار مى‏اندازد. در هر کارى، اول فکر مى‏کند، عقل و شعور خود را به کار مى‏گیرد، و هنگامى که به درستى سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار مى‏گشاید. در حالیکه شخص نادان، پیش از آنکه فکر خود را به کار اندازد، شروع به حرف زدن میکند، و چه بسا که با سخنان بى‏معنى و حساب نشده ‏اش، هم خود و هم دیگران را بزحمت و ناراحتى دچار مى‏سازد.



منبع:

کتاب "پندهاى کوتاه از نهج ‏البلاغه"


- نظرات (0)