سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

عبد باش

تا ﺩﻫﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ،ﺩﻝ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ!

ﻭ ﺗﺎ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻧﺸﻮﯼ ،ﻋﻨﺪﺍﻟﻠﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯼ.

(ﻋﻼﻣﻪ ﺣﺴﻦ ﺯﺍﺩﻩ ﺁﻣﻠﯽ)


- نظرات (0)

هولناک ترین ساعت قیامت


يكى از مواقع هولناك قيامت ساعتى است كه انسان از قبر خود بيرون مى آيد و اين ساعت يكى از آن سه ساعتى است كه سخت ترين ساعات و وحشتناكترين آنها براى فرزندان آدم است .
حق تعالى در سوره معارج فرمود:

فذرهم يخوضوا و يلعبوا - الى آخر السورة (15) ؛ ((يعنى ايشان كه در باطل خود فرو رفته اند بحال خود واگذار تا بازى كنند و روز خود را ملاقات كنند روزى كه از آنها دعوت شده و روزى كه از قبرهاى خود با شتاب بيرون مى آيند. تا بسوى پرچمى كه بر افراشته شده بسرعت روان شوند، چنانكه لشكر پراكنده كه علم را برپا ببينند به جانب آن شتاب كنان مى روند، در حاليكه چشمانشان فرو افتاده كه نمى توانند از هول نظر كنند، و خوارى بر ايشان چيره شده و اين است آن روزيكه وعده داده مى شدند.))

از ابن مسعود روايت شده كه گفت : من در خدمت حضرت اميرالمؤ منين (ع) نشسته بودم كه آن جناب فرمود: همانا در قيامت پنجاه موقف است هر موقفى هزار سال ؛ موقف اول بيرون آمدن از قبر است كه هزار سال با بدن برهنه و پاى برهنه با حال گرسنگى و تشنگى در جائى نگهدارى مى شوند، پس هر كه از قبر خود با ايمان بخدا و به بهشت و دوزخ و بعث و حساب و قيامت بيرون آيد و بخدا و پيامبر اقرار كند از تشنگى و گرسنگى نجات خواهد يافت .
و حضرت اميرالمؤ منين (ع) در نهج البلاغه فرموده : و ذلك يوم يجمع الله فيه الاولين و الآخرين لنقاش الحساب و جزاء الاعمال خضوعا قياما قد الجمهم العرق و رجفت بهم الاءرض و احسنهم حالا من وجد لقدميه موضعا و لنفسه متسعا(16)
((روزى كه خداوند خلق اول و آخرين را براى رسيدگى به حساب و اعمالشان در يك جا جمع فرمايد و حال مردم در آن روز به اين نحو است كه خاضع و فروتن ايستاده اند، و عرقهاى ايشان تا دهنهاى ايشان رسيده و زمين ايشان را به سختى و شدت مى جنباند و از ميان مردم حال آن كسى خوب است كه براى قدمهاى او جايى باشد و به قدر كافى توان نفس ‍ كشيدن را داشته باشد.
و شيخ كلينى از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه مثل مردم هنگام ايستادن در روز قيامت مانند تير است در تركش ؛ يعنى همچنانكه تيرها را دسته كرده در تركش جاى مى دهند به حدى كه از تنگى تكان نمى خورند، همين طور جاى آدمى در آن روز به حدى تنگ است كه توان حركت از جاى خود ندارد.
و بالجمله اين موقف ، موقفى عظيم و شايسته است . در اينجا مطالبى را پيرامون اشخاصى كه از قبر بيرون مى آيند بيان مى كنيم .
1- شيخ صدوق روايت كرده از ابن عباس از حضرت رسول صلى الله عليه و آله كه آن حضرت فرمود: كسى كه در ولايت و امامت على شك دارد روز قيامت در حالى برانگيخته مى شود كه در گردنش طوقى از آتش باشد كه داراى سيصد شعبه است كه بر هر شعبه اى از آن ، شيطانى باشد كه روترش ‍ كند در روى او و آب دهن افكند در صورت او.(17)
2- شيخ كلينى از حضرت امام محمد باقر (ع) روايت كرده كه خداوند تبارك و تعالى روز قيامت مردمانى را از قبرهايشان برمى انگيزد كه دستهايشان به گردنهايشان بسته شده بحدى كه توان كوچكترين چيزى را ندارند و فرشتگان با ملامت و سرزنش به آنها مى گويند اينها مردمى هستند كه حق خداوند را در اموالشان ندادند.
3- شيخ صدوق از حضرت رسول صلى الله عليه و آله در حديث طولانى روايت كرده كه هر كس بين دو نفر نمامى و سخن چينى كند خداوند در قبر آتشى بر او مسلط مى سازد كه بسوزاند او را تا روز قيامت ؛ پس چون از قبر خود بيرون آيد مسلط فرمايد حق تعالى بر او چهار مار سياه بزرگى كه گوشت او را با دندان بكند تا داخل جهنم شود.(18)
4- و نيز از آن حضرت روايت كرده كه هر چشم خود را از نگاه كردن به زن نامحرم پر كند حق تعالى او را روز قيامت در حالى محشور مى سازد كه او را به ميخهاى آتشين كشيده باشند و سپس امر شود كه او را به سمت آتش ‍ برند.
5 - و نيز از آن حضرت صلوات الله عليه روايت كرده كه فرمود: خداوند روز قيامت شرابخوار را با روى سياه و چشمهاى كبود و دهان كج محشور مى گرداند در حالى كه آب از دهانش مى ريزد و زبان او را از قفايش بيرون كرده اند.



و در علم اليقين محدث فيض است كه روايت شده در ((صحيح )) كه شارب الخمر محشور مى شود روز قيامت در حالى كه كوزه اى در گردنش ‍ است و قدح در دستش و بويش گنديده تر است از هر مردارى كه بر زمين است ، لعنت مى كند او را هر كه مى گذرد بر او از خلايق .(19)

6- شيخ صدوق از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود: روز قيامت شخص دو رو و دو رنگ را مى آورند در حالى كه زبانش از پشت سرش بيرون آمده و زبان ديگر از جلو رويش در حالى آتش از دهانش ‍ شعله ور است و مى گويند اين مجازات دو روئى و دو زبانى است .
و بدان كه چيزهايى كه براى اين موقف سودمند است ، بسيار است و ما به چند نمونه از آن اشاره مى كنيم :
1- در حديثى وارد شده كه هر كه جنازه اى را تشييع كند، حق تعالى بر او ملائكه اى موكل فرمايد كه با ايشان راياتى باشد و تشييع كنند او را از قبرش ‍ تا محشرش .
2- شيخ صدوق از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه هر كس از مؤ منى اندوهى را برطرف كند، حق تعالى بر طرف كند از او اندوه هاى آخرت را و بيرون آيد از قبر خود در حاليكه دلش خنك و سرد باشد.
3- شيخ ((كلينى )) و ((صدوق )) از ((سُدير صيرفى )) روايت كرده اند در خبر طولانى كه گفت : حضرت صادق (ع) فرمود: كه چون حق تعالى مؤ من را از قبرش بيرون آورد، بيرون شود با او مثالى يعنى قالبى و كالبدى كه پيش روى او باشد، پس مؤ من هر چه بيند، هولى از هولهاى روز قيامت ، آن مثال به او مى گويد: اندوهناك مشو و مترس و مژده باد تو را به سرور و كرامت از حق تعالى . و پيوسته او را بشارت دهد تا در مقام حساب ؛ پس حق تعالى حساب آسانى از او بگيرد و او را به بهشت فرمان دهد و آن مثال در جلو او باشد.
پس مؤ من به او گويد: خدا رحمت كند تو را خوب رفيقى براى من بودى ؛ از قبر با من بيرون آمدى و پيوسته مرا به سرور و كرامت از حق تعالى بشارت دادى تا ديدم من آن را. پس تو كيستى ؟ گويد: من آن سرور و شادى هستم كه بر قلب برادر مؤ من خود در دنيا وارد كردى ؛ حق تعالى مرا خلق فرموده تا تو را بشارت دهم .
4- و نيز شيخ كلينى از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: هر كه برادر مؤ من خود را لباس زمستانى يا تابستانى بپوشاند، و آنكه بر او سختيهاى مرگ را آسان كند، و گشاد كند قبر او را و آنكه وقتى كه از قبر خود بيرون آيد فرشتگان را با مژده ملاقات كند؛ يعنى ملائكه او را بشارت دهند و اشاره به همين است آيه شريفه : و تتلقيهم الملائكه هذا يومكم الذى كنتم توعدون .
5- سيد بن طاووس در كتاب اقبال از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه هر كسى كه در ماه شعبان هزار مرتبه بگويد: لا اله الا الله و لا نعبد الا اياه مخلصين له الدين و لو كره المشركون حق تعالى براى او عبادت سال را بنويسد و گناه او را محو كند و روز قيامت از قبرش بيرون بيايد در حالى كه چهره اش مانند ماه شب چهارده درخشان باشد.
6- خواندن دعاى جوشن كبير در اول ماه رمضان است .
شايسته است كه ما در اينجا چيزى كه مناسب مقام است نقل كنيم : شيخ اجل امين الدين طبرسى (رحمه الله عليه ) در مجمع البيان از ((براء بن عازب )) نقل كرده كه ((معاذ بن جبل )) نشسته بود نزديك حضرت رسول صلى الله عليه و آله در منزل ((ابى ايوب انصارى )). پس معاذ گفت : يا رسول الله خبر ده مرا از قول حق تعالى ((يوم ينفخ فى الصور فتاءتون افواجا))(20) يعنى روزى كه دميده شود در صور پس فوج فوج بيائيد. حضرت فرمود: اى معاذ سؤ ال كردى از امر عظيمى ، بعد فرمود: ده صنف از امت من متفرق و پراكنده محشور مى شوند كه خداوند ايشان را از مسلمانان جدا كرده و تغيير صورتشان را به اين صورتها تغيير داده است بعضى به صورت بوزينه باشند، بعضى به صورت خوكها، بعضى نگونسار باشند، به اين طريق كه پاهايشان از بالا و صوتهايشان از زير و ايشان را با صورتهايشان به محشر بكشند، بعضى كور باشند كه رفت و آمد كنند، بعضى كران و گنگان باشند كه چيزى نفهمند، بعضى زبانهايشان بمكند در حالى كه چرك و خون از دهانشان جارى باشد بعضى با دستها و پاهاى بريده محشور شوند، بعضى به تنه هاى درخت آتشين آويخته باشند بعضى از مردار، گنديده تر باشند بعضى پوشيده باشند از قطران كه تمام اندام ايشان را گرفته و پيراهنها به پوستهاى ايشان چسبيده باشد پس آنهائى كه به صورت بوزينه اند اشخاصى هستند كه سخن چينى و نمامى مى كردند. و آنهائى كه به صورت خوكها باشند كسبهاى حرام داشتند و اما آنان كه نگونسارند پس خورندگان ربا مى باشند. و آنان كه كورند كسانى اند كه با ستم داورى كرده اند و آنان كه كر و گنگ مى باشند اشخاصى هستند كه دچار عجب و خودبينى اند آنان كه زبانهايشان را مى مكند علما و قاضيانند كه اعمالشان مخالف با گفتارشان مى باشد و آنان كه دستها و پاهايشان بريده شده كسانى اند كه همسايگان خود را آزار داده اند و آنان كه به دار آتشين آويخته شده اند كسانى هستند كه سعايت و سخن چينى مى كنند و آنان كه از مردار گنديده ترند اشخاصى اند كه حق خدا را كه در اموالشان بوده نداده اند و آنان كه جبه هائى از قطران بر تن دارند مردم خودخواه و مغرورند.

16- ((نهج البلاغه )) ترجمه شهيدى ، ص 93، خطبه 102.
17- ((تفسير فرات كوفى )) ص 372، حديث 503، چاپ ارشاد اسلامى .
18- ((ثواب الاعمال و عقاب الاعمال )). شيخ صدوق ، ص 609.
19- ((علم اليقين )) فيض كاشانى ، 2/910، باب سوم ، فصل نهم .
20- سوره نباء (78)، آيه 18.


- نظرات (0)

تاخیردرعذاب الهی

امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام می فرماید:


هنگامی که خداوند بخواهد اهل زمین را به دلیل گناهان فراوان وبدی ها عذاب کند ،به خاطرپیر

مردان وریش سفیدانی که برای نماز گام برمی دارند وکودکانی که مشغول یادگیری قرآن

هستند،به اهل زمین رحم نموده وعذاب آن ها را به تاخیر می اندازد.



مستدرک الوسایل،ج3،ص360



- نظرات (0)

زیارت امام رضا

امام جواد (ع):

ضَمِنتُ‏ لِمَن زَارَ أَبِي (ع) بِطُوسَ عَارِفاً بِحَقِّهِ الْجَنَّةَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى.

من براي آن كس كه پدرم (ع) را در طوس زيارت كند

در حالي كه حق او را بشناسد از سوي خداوند متعال بهشت را ضمانت مي‌كنم.

عیون اخبار الرضا ع، جلد 2، ص 256


- نظرات (0)

خوانندگی زنان

سخنگوی خانه موسیقی اخیرا مطرح کرده «ما روایتی در مورد حرمت موسیقی نداریم؟ و به خوانندگی زنان مجوز داده شود». آیا روایت نداریم؟ چرا خوانندگی زن حرام است؟

 

نمی‌دانیم ایشان این سخن را گفته یا خیر (فردا تکذیب نکند که من نگفتم یا چنین نگفتم) و یا اگر گفته با چه بیانی گفته است و یا اساساً او کیست؟ اما اگر او یا هر مسئول و غیر مسئول دیگری چنین گفته باشد، سخن این است که از کی تا به حال «سخنگوی خانه موسیقی – یا هر مسئول دیگری»، مجتهد و فقیه شده‌اند؟! هر چند که مجتهد نیز شده باشند، فقط می‌توانند در مسائل شخصی به خودشان اجتهاد کنند، اما نمی‌توانند [به ویژه در مسائل اجتماعی و اداری]، صدور حکم کنند و مردم نیز مقلد آنها نمی‌باشند. حتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مجتهد و فقیه نیست و چنین اجازه‌ای ندارد، چه رسد به یک سخنگو. حتی نمایندگان مجلس که قوانین را وضع می‌کنند، تأیید انطباقش با قانون اساسی و نیز احکام شرعی، با فقهای شورای نگهبان است که فقیه هستند، نه با خودشان.

قبول نداشتن اسلام و احکام اسلامی یک بحث است، اما انتساب نظرات و امیال شخصی به اسلام مبحث دیگری است. این مسئله بسیار مهم‌تر از حرام بودن یا نبودن «خوانندگی زن یا مرد» است، چرا که سبب تحریف و ایجاد انحراف در اذهان عمومی می‌گردد.

در جهان امروز، حتی اجازه‌ی اظهار نظر به یک غیر حرفه‌ای در بازی فوتبال یا والیبال را نمی‌دهند و البته درست هم همین است، اما به اسلام که می‌رسد، همه نه تنها نظر می‌کنند، بلکه مجتهد شده و فتوا و حکم نیز صادر می‌نمایند؟!

حال ما (فقها، مسئولین، مردم و همه مخاطبین) باید در مقابل این اظهارنظرهای جاهلانه چه کنیم؟ با یک سخنگو وارد مباحثه فقهی شویم که آیا روایتی در حرام بودن خوانندگی زن داریم یا نداریم؟ یا اگر داریم روایت صحیح است یا مرسل یا غیر موثق؟ و آیا متواتر است یا واحد؟ آیا می‌توان به استناد آن روایت، حکمی را استنباط و استخراج نمود یا خیر و آن حکم چه می‌تواند باشد؟

حالا اگر ما از معصومین علیهم‌السلام احادیث و روایاتی بیاوریم، چه می‌شود؟ آیا هر کسی می‌تواند از آنها استنباط، استخراج و صدور فتوا و حکم نماید؟

چند حدیث:

*-  همانا خداوند تعالی مرا راهنما و رحمت برای جهانیان قرار داده و مرا امر کرده که مزمارها و معزفه‌ها و تارها و بت ها و اعمال جاهلیت را از بین ببرم، بدرستی که معامله و تجارت و خرید و فروش آلات موسیقی حرام است. (مستدرک الوسائل، ج13، ص219) (مستدرک، ج2، ص 458)

*- از عبدالله بن عباس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند:برخی از اقوام هستند که قرآن را برای غیر خدا فرا میگیرند و از آن به عنوان وسیله ای از آلات موسیقی استفاده میکنندو با قرآن غنا میکنند، تا اینکه فرمودند این اقوام طبل و آلات موسیقی را نیکو میشمارند امر به معروف و نهی از منکر را زشت میدانند. سپس فرمودند: اینان در ملکوت آسمانها پلیدهای نجس خوانده می شوند. (وسائل الشیعه، ج12، ص230، ح27) (تفسیر قمی، ص427)

*- پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله:  «خمسه لا ينظر الله اليهم يوم القيمه - الي ان قال: والمغني» (جامع احاديث، ج 22، ص 233)

یعنی: خداوند در قيامت به پنج طايفه نظر (رحمت) نمي‌کند و يکی از آنان مغنی (آواز خوان) است.

*- از امام صادق علیه السلام درباره قول زور(که در آیه 30 سوره مبارکه حج آمده) سؤال شد، فرمودند:غناء همان قول زور و سخن باطل است... شما را از نواختن آلات موسیقی همچون صنج ها برحذر میدارم، همانا شیطان با کسیکه آنرا بنوازد به سرعت همراه میشود ملائکه از او فرار میکنند و نفرت دارند. هرکه در خانه اش چهل روز طنبور (سه تار) باشد غضب الهی را بسوی خود جلب کرده است. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص46، ح6)

*- امام صادق علیه‌السلام: «الْمُغَنِّيَةُ مَلْعُونَةٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَكَلَ كَسْبَهَا» یعنی: «زن خواننده و کسی که از کسب او بخورد، ملعون و مطرود از رحمت خداست» (وسائل الشيعه، ج 17، ابواب ما يکتسب به، باب 15، ص 121)

«المنجّم ملعون، و الکاهن ملعون، والساحر ملعون، و المغنيه ملعونه، و من آواها و اکل کسبها ملعون، و قال (ع): المنجم کالکاهن، و الکاهن کالساحر، و الساحر کالکافر، و الکافر في النار؛» (امع احاديث شيعه، ج 22، ص 241)

*- یعنی: منجّم ملعون است، کاهن ملعون است، ساحر ملعون است و زن خواننده ملعون است و هم چنين کسی که او را منزل دهد و از کسب و درآمد او مصرف کند ملعون است. و فرمود: منجم مثل کاهن، کاهن مانند ساحر، ساحر مثل کافر و کافر در آتش دوزخ است.»

خب، حالا این چند روایت را بشنوند چه می‌شود؟ حرف‌شان را پس می‌گیرند یا توجیه می‌کنند؟

الف – نظم منطقی در یک جامعه وقتی حاکم می‌شود که اولاً هر کسی در حوزه‌ی مأموریت و مسئولیت خود کار کند و ثانیاً طبق فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، هیچ کس در مسائلی که به آن علم ندارد، وارد نشود و همین‌طوری اظهار نظر نکند، چه رسد به این که با قطعیت بگوید و در نتیجه دستورالعمل نیز صادر کند که باید مجوز صادر بشود.

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا» (الإسراء، 36)

ترجمه: و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن (بر آن ایستادگی مکن)، زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

ب – به طور قطع گویندگان این قبیل سخنان، اساساً نه با اسلام و احکام اسلام آشنایی دارند و نه با موسیقی و خوانندگی و اصلاً نمی‌دانند آیا مطلقِ موسیقی حرام است یا موسیقی و خوانندگی نیز حلال و حرام دارد و مرز آنها کدام است؟ اگر از آنها بپرسند: فرق طرب و غنا، و سایر موسیقی‌ها و خوانندگی‌ها چیست؟ نمی‌دانند. اما اجتهاد نیز می‌کنند!

چند استفتاء:

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

ج1و3) اگر صداى زن به‌صورت غنا باشد و یا گوش دادن به صداى او به قصد لذت و ریبه باشد و یا مفسده‏اى بر آن مترتّب گردد و یا همراه با موسیقى لهوى و حرام باشد، جایز نیست.

ج2) غنا یعنى ترجیع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

غنا حرام است ، و منظور از آن سخن باطلى است که با آوازى خوانده مى‏شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد . و همچنین جایز نیست با این گونه صدا قرآن و دعا و مانند آن را بخوانند‌، ـ و بنابر احتیاط واجب ـ سخنانى غیر از آنچه گفته شد نیز به این گونه صدا نخوانند . و همچنین گوش دادن به غنا حرام است و اجرت گرفتن بر آن نیز حرام است و ملک گیرنده نمى‏شود . و همچنین یاد گرفتن و یاد دادن آن نیز جایز نیست . و موسیقى یعنى نواختن آلات مخصوص موزیک نیز اگر به نحوى باشد که مناسب مجالس لهو و لعب است حرام است ، و غیر آن حرام نیست . و اجرت گرفتن بر نواختن موسیقىِ حرام ، نیز حرام است ، و ملک گیرنده نمى‏شود ، و تعلیم و تعلّم آن نیز حرام است .و شنیدن صدای زن با تهیج جنسی جایز نیست.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

بطور کلی همه آهنگ هایی که از آلات طرب باشد حرام است و غنا یعنی دور دادن صدا در گلو و خوانندگی زن به صورت غنا و شنیدن صدای او نیز حرام است.

*- سؤال: در باب صدای غنا منظور از مفسده چه نوع فسادی است؟ (مرجع: آیت الله خامنه‌ای)

پاسخ: منظور از مفسده در این گونه مجالس این است که انسان از یاد خدا غافل شده و همین غفلت، زمینه دوری انسان از خدا و اخلاق شده و ورود به فساد و فحشا، افتادن در گناه و معصیت و انحرافات جنسی و اخلاقی به دنبال خواهد داشت.


- نظرات (0)

عاملی که باعث خشم خدا به بنی اسرائیل شد؟

بنی اسراییل

به عنوان مثال خداوند متعال درباره بنی اسرائیل در ابتدا چنین آورده است:

" یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ " (بقره 122)

(اى فرزندان اسرائیل، نعمتم را، كه بر شما ارزانى داشتم، و اینكه شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد كنید.)

اسرائیل نام حضرت یعقوب است، او دوازده پسر داشت از جمله حضرت یوسف – بنیامین – یهودا ....

اینها خود یا پیامبر بودند یا پیامبرزاده. بعداز آمدن حضرت یوسف (علیه السلام) به مصر و حوادث گرانباری که برای او اتفاق افتاد و نهایتاً سبب آمدن حضرت یعقوب و فرزندان و سایر اهل بیت او به مصر گردید (سوره یوسف آیه 99)، از آن پس به عنوان اقلیتی کوچک در مصر زندگی می کردند و قطعاً در آن زمان از فضیلت خاصی در میان مردم برخوردار بودند.

اقلیت بنی اسراییل در عصر فرعون مورد استضعاف فرعون قرار گرفتند به طوری که فرزندان آنان کشته و زنان آنها برای خدمت و بیگاری زنده نگه داشته می شدند: "یُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءكُمْ وَفِی ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِیمٌ (بقره 49 وابراهیم 6)

به قول مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در آیه مربوطه، حیاء را از آنها می گرفتند ؛ چون استحیاء باب استفعال از کلمه حیاء است به معنای طلب حیاء کردن یعنی نوعی گرفتن حیاء است.

این قوم مشمول لطف و رحمت الهی قرار گرفتند و با آمدن حضرت موسی (علیه السلام) از قید و بند فرعون رها شدند و نجات یافتند. اما بنی اسرائیل پس از این دوره دچار انحراف و گمراهی شدند و به عصیان و سرکشی پرداختند.

قرآن کریم بعضی از اقدامات آنها را به شرح زیر بیان کرده است مانند:

"یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ" (بقره 61) آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزیده بودند، و پیامبران را بناحق مى‏كشتند

"مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ "(نساء 46)

برخى از آنان كه یهودى‏اند، كلمات را از جاهاى خود برمى‏گردانند.

" یَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ " (بقره 79)

- کتاب را با دست خود می نویسند سپس می گویند این از طرف خداست تا آن را به قیمتِ اندک بفروشند.

در واقع بنی اسراییل که در ابتدا مشمول نعمت الهی بودند و در واقع مصداق انعمت علیهم بودند ،به خاطر ظلم و عصیان مغضوب شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند

" وَأُشْرِبُواْ فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ "(بقره 93)

-و بر اثر كفرشان، [مِهر] گوساله در دلشان سرشته شد.

" اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ "(توبه 31)

-علماء و راهبان خود را به مقام ربوبیت شناختند.

پس از این همه گناه و عصیان در نتیجه مورد غضب الهی قرار گرفتند و مغضوب شدند و غضب خداوند را خریدند.

"...وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآۆُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ " (بقره 61)-

و بر آنها خوارى و درماندگى زده شد و به خشمى از خداى بازگشتند- سزاوار خشم خدا گشتند.)

در واقع بنی اسرائیل که در ابتدا مشمول نعمت الهی بودند و در واقع مصداق انعمت علیهم بودند ، به خاطر ظلم و عصیان مغضوب شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند.

پس ممکن است یک دسته افراد باشند که مورد نعمت خدا باشند ولی سپس از شمول نعمت خارج شده و مغضوب الهی واقع شوند.

آیه مذکور قوم بنی اسرائیل را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: ای بنی اسرائیل به یاد بیاورید آن گذشته خود را که مورد نعمت خداوند بودید و شما را برعالمیان برتری داده بودیم. حالا شما را چه شده است که این چنین از راه راست خارج شده و راه ظلم و ستم و عصیان و شرک را برگزیده اید؟


- نظرات (0)