سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



بهترین روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان

و صوم اللسان خير من صيام البطن.


امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است

 و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.


غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80



- نظرات (1)

لذت سحر

لذت اشک مناجات سحر، مشهود است
حال آشفته دل از دیده تر مشهود است


منتی نِه ز کرم، دست زمین خورده بگیر
همه جا سایه لطف تو به سر مشهود است

راه خود را سحری جانب ما مایل کن
دست خالیِ گدا وقت گذر مشهود است


حال و روز من هجران زده دیدن دارد
حال دل سوخته از آه جگر مشهود است

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
بین خاکسترِ پروانه هنر مشهود است


هر که فانی نشود جام بقایش ندهند
مردیِ مرد به هنگام خطر مشهود است


من و تنهایی در قبر خودم می دانم
اوج بیچارگیم وقت سفر مشهود است



- نظرات (2)

وفای به عهد نوع

وفای به عهد و پیمان که یکی از فرایض و از جمله آداب معاشرت و حسن سلوک با مردم به شمار می رود، باید همیشه مورد توجه سالک الی الله باشد.

در قرآن مجید و روایات اسلامی به این امر فوق العاده اهمیت داده شده که برخی از آیات و روایات را یادآور می شویم.

 

وفای به عهد در قرآن

وفای به عهد علامت ایمان

قرآن مجید یکی از ویژگی ها و خصوصیات افراد با ایمان را وفای به عهد می داند و می فرماید:

«وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ1 ؛ مؤمنان آنها هستند که امانت ها و عهد خود را مراعات می کنند.

نشانه نیکوکاران:

در جای دیگر، قرآن مجید وفای به عهد را نشانه افراد نیکوکار دانسته و می فرماید:

«... الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا...». 2؛ ... نیکوکاران کسانی هستند که به عهد خود (هنگامی که عهد بستند) وفا می کنند... .

 

اسماعیل صادق الوعد:

دراهمیت وفای به عهد همین بس که خدای متعال آنگاه که می خواهد از حضرت اسماعیل(ع) به عظمت نام ببرد وفای به عهد را به عنوان یکی از اوصاف برجسته او یادآور می شود و می فرماید:

«وَ اذْکرْ فِی الْکتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا3 ؛ در کتاب آسمانی خود از اسماعیل یاد کن که او در وعده هایش صادق، و رسول و پیامبر بزرگی بود.

جالب آنکه در این آیه وفای به عهد را پیش از مقام نبوّت و رسالت می آورد، گویی که صدق وعد پایه نبوّت است. به هر حال، قرآن مجید درباره وفای به عهد زیادسفارش کرده و می فرماید:

«... أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً4  ؛ ... به عهد (خود) وفا کنید که از عهد سؤال می شود.

 

اهمیت وفای به عهد در روایات

در روایات نیز به وفای به عهد و پیمان توصیه زیادی شده است که توجه شما را به پاره ای از آن روایات جلب می کنیم.

وفای به عهد از ویژگی های مؤمنان:

رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیف اذا وعد.5 ؛ آن کس که به خدا و روز جزا ایمان دارد باید به وعده خود وفا کند.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

ان الوفاء بالعهد من علامات اهل الدین.6 ؛ وفای به عهد از نشانه های مردم متدیّن است.

در حدیث دیگری رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

لا دین لمن لا عهد له.7 ؛ کسی که پای بند به پیمان خود نباشد دین ندارد.

خلف وعده، علامت نفاق:

در حدیثی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده است که فرمود:

آیه المنافق ثلاثٌ إذا حدیث کذب و إذا وعد أخلف و إذا ائتمن خان.8 ؛ نشانه منافق سه چیز است: دروغگویی، پیمان شکنی، و خیانت در امانت.

وفای به عهد همانند نذر است

هشام بن سالم می گوید: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

وعده المؤمن اخاه نذرٌ لا کفاره له فمن أخلف فبخلف الله بدأ و لمقته تعرض و ذلک قوله: «یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتاً عندالله انتقولوا ما لا تفعلون؟»9

وعده ای که مؤمن به برادر دینی خود می دهدنوعی نذر است که وفا کردن به آن لازم است جز اینکه کفاره ندارد و هر کس از وعده ای که داده است تخلّف کند با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم پروردگار قرار داده و این همان است که قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟». 

مسئله وفای به عهد از مسائل مهم و اساسی به شمار می رود که در دین مقدس اسلام مورد کمال عنایت قرار گرفته است، زیرا اگر بنا باشد به این مسئله اساسی توجه نشود زندگی مردم متلاشی خواهد شد و در اثر بی نظمی و هرج و مرج مردم از یکدیگر سلب اعتماد خواهندکرد و در نتیجه زیربنای روابط اجتماعی سست می شود
خشم خدا

خلف وعده، موجب خشم خدا است

امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در فرمان خود به مالک اشتر فرمود:

إیاک...ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک... و الخلف یوجب المقت عندالله و الناس قالالله تعالی «کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون»... .10

بپرهیز از اینکه به مردم وعده بدهی و تخلّف کنی... زیرا (تخلف از وعده) موجب خشم خدا و مردم خواهد شد، چنانکه قرآن می فرماید: «نزد خدا بسیار خشم آور است که بگویید چیزی را که به آن عمل نمی کنید»... .

وفای به عهد از حقوق ایمانی است:

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: المؤمن اخوا المؤمن عینه و دلیله لایخونه ولایظلمه و لا یغشه و لا یعده عده فیخلفه.11 مؤمن برادر مؤمن و مانند چشمو راهنمای اوست، به او خیانت نمی کند و ستم روا نمی دارد و او را فریب نمیدهد و به او وعده ای نمی دهد که تخلّف کند.

 

تذکر لازم

همان گونه که از آیات و روایات استفاده می شود مسئله وفای به عهد از مسائل مهم و اساسی به شمار می رود که در دین مقدس اسلام مورد کمال عنایت قرار گرفته است، زیرا اگر بنا باشد به این مسئله اساسی توجه نشود زندگی مردم متلاشی خواهد شد و در اثر بی نظمی و هرج و مرج مردم از یکدیگر سلب اعتماد خواهندکرد و در نتیجه زیربنای روابط اجتماعی سست می شود. از این رو اسلام آنقدربه وفای به عهد اهمیت می دهد که حتی در مورد دشمن و کسی که از نظر عقیده و مسلک و هدف با انسان توافق ندارد وفای به عهد و پیمان را لازم می شمرد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: ثلاثٌلم یجعل الله عزوجل لاحد فیهن رخصه: أداء الامانه الی البر و الفاجر والوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا اوفاجرین.12

سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه تخلّف از آن را نداده است: ادای امانتدر مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و وفای به عهد درباره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یابدکار.

در آئین مقدس اسلام وفای به عهدیکی از وظایف مسلمین است، خواه موقع جنگ باشد یا در حال عادی، طرف پیمان مسلمان باشد یا غیر مسلمان، که برای نمونه به برخی از آیات و روایاتی که دراین باره رسیده است می پردازیم.

قرآن مجید می فرماید:

إِلاَّالَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکمْشَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْعَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ.14 ؛ مگرکسانی از مشرکان که با آنها عهد بسته اید و چیزی از آن فروگذار نکرده اندو با احدی بر ضدّ شما همدست نشده اند. پیمان آنها را تا پایان مدّتش محترم بشمرید، زیرا خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد.

رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

المسلمون اخوه تتکافی دمائهم و یسعی بذمتهم ادناهم هم ید علی من سواهم.15

ارزش خون مسلمانان با یکدیگر برابر است و امانی که کوچکترین فرد آنها می دهدبرای همه شان محترم است و آنها در مقابل بیگانگان به هم پیوسته و دارای قدرت متشکل و فشرده اند.

به هر حال، پای بند بودن به تعهّدات (با دوست و دشمن) از مهمترین پایه های نظام اجتماعی بشر است که باید انسان به وعده خود وفا کند و وفای به عهد تا آن حد از نظر اسلام اهمیت دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

أقربکم منی غدا فی الموقف أصدقکم للحدیث وآداکم للامانه و اوفاکم بالعهد.17

نزدیکترین افراد روز قیامت نسبت به من کسانی هستند که در سخن راستگوتر، در ادای امانت کوشاتر و در عهد و پیمان از یکدیگر با وفاتر باشند.

 

ارزیابی قدرت هنگام تعهد

به خاطر اهمیت فوق العاده ای که وفای به عهد دارد در تعلیمات اسلامی آمده است هر کس بخواهد به دیگری وعده ای بدهد باید در موقع دادن تعهّد، قدرت خود را ارزیابی کند که آیا می تواند به وعده ای که می دهد وفا کند یا نه و درصورتی که توانایی ندارد وعده ندهد.

امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:

لا تعد بما تعجز عن الوفاء.18 ؛  چیزی را که از وفا کردن به آن عاجزی وعده مکن.

و فرمود:

لا تعدن عده لا تثق من نفسک بإنجازها.19 ؛ چیزی را که یقین به وفای آن نداری وعده مده.


 [1] . مؤمنون / 8، معارج / 32.

[2] . بقره / 177.

[3] . مریم / 54.

[4] . اسراء / 34.

[5] . اصول کافی، ج 2 / ص 364، حدیث 2.

[6] . سفینه البحار، ج 2 / ص 675.

[7] . بحارالانوار، چاپ بیروت، ج 72 / ص 96.

[8] . المستطرف، ج 1/ ص 198.

[9] . اصول کافی، ج 2 / ص 364، حدیث 1.

[10] . نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 53.

[11] . اصول کافی، ج 2 / ص 166، حدیث 3.

[12] . اصول کافی، چاپ اسلامیه، ج 2 / ص 162، حدیث 15؛ بحارالانوار، چاپ بیروت، ج 72 / ص 92.  [14] . توبه / 4.

[15] . وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 19، ص 55.

 [17] . همان، ج 72، ص 94؛ تحف العقول، ص 32.

[18] . فهرست غرر، ص 407، شماره 10177.

[19] . همان، شماره 10297. 

 


- نظرات (0)

باوفاترین مردم از نگاه قران


پیمان

خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را باوفاترین می شمارد و می‌فرماید:

«وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست». (توبه: 111)

خداوند منان، کمترین احتمال پیمان شکنی را نسبت به خود قاطعانه مردود می شمارد:

«فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمی‌کند».(بقره: 80)

آن گاه بندگان مۆمن خود را نیز به وفاداری و پایبندی به تعهدات شان فرا می‌خواند و از نقض عهد و بی وفایی بازمی دارد. خداوند در آیه ای با بیان نشانه های خردمندان حق جو بیش از هر چیز، وفای به عهد و پیمان را گوشزد می‌کند:

«الَّذینَ یُوفُونَ به عهدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آن‌ها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند». (رعد: 20)

خداوند حکیم، در آیه دیگری، وفاداری به هر پیمانی را از مۆمنان می‌خواهد و می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها وفا کنید». (مائده: 1)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان می‌داند و حضرت امیر علیه‌السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره می‌کند و آن را مهم‌ترین و عمومی‌ترین قانون اجتماع می شمارد:

اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه‌ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست.

تا آنجا که مشرکان نیز پیش از مسلمانان در روابط خود بدان پایبند بودند؛ زیرا از پی آمدهای پیمان شکنی خاطرات تلخی داشتند.

احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی می‌آموزد و از آن الهام می‌گیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم می‌دانند.

پیمان شکنی را نکوهش می‌کنند و از پیمان‌های توخالی برخی پدران و مادران ناراحت می‌شوند. در عین حال، کودکان با این احساس، رشد می‌کنند.

در برخی روایت‌ها، عمل به وعده های اخلاقی به صورت یک امر واجب مطرح شده است. این نشان دهنده اهمیت عمل به چنین وعده‌هایی است. تا آنجاکه برخی پیشوایان معصوم می‌فرمایند: یَجِبُ عَلی الْمُۆْمِنِ الوفاءُ بالمَواعیدِ؛ بر فرد با ایمان لازم است به پیمان خود عمل کند

به خاطر فطری بودن این اصل در جامعه انسانی، نقض عهد و پیمان شکنی از رذایل اخلاقی شمرده می‌شود و ضربات شکننده و جبران ناپذیری بر شخصیت و انسانیت فرد، وارد می‌سازد و در صحنه های سیاسی، هیچ چیز رسواتر از پیمان شکنی نیست.

تنها ملتی عزیز است که به تعهدات خود عمل کنند و آن‌ها را محترم بشمارند.

قرآن مجید، دستور می‌دهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. وَ به عهدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. (انعام: 152) به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید.

و نیز می‌فرماید: وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً. (اسراء: 34) به پیمان‌های خود وفادار باشید زیرا از پیمان‌ها سۆال خواهد شد.

و در آیه دیگری هم آمده است: «وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛آنان (مۆمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند». (مۆمنون: 8)

این سه آیه جایگاه پیمان را در قرآن روشن می‌سازد و اهمیت ویژه آن را بیان می‌کند. نادیده گرفتن پیمان‌ها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آن‌ها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم نکوهش شده‌اند. چنان که ایشان فرموده است: «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست».

 

وفای به عهد
رعایت پیمان‌ها حتی در برابر دشمنان

وفای به عهد، تنها در محدوده روابط داخلی مسلمانان خلاصه نمی‌شود، بلکه مسلمانان موظفند در برابر بیگانگان، کافران و دشمنان نیز به تعهدات خود پای بند باشند.

قرآن مجید، بزرگ‌ترین دشمن اسلام را یهود و مشرکان می‌داند. آنجا که می‌فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا. (مائده: 82) یهود و مشرکان را لجوج‌ترین دشمن نسبت به افراد با ایمان می‌یابی.

همین قرآن، هر زمان که پای پیمان به میان می‌آید، دستور می‌دهد که مسلمانان پیمان‌های خود را حتی با این گروه‌ها حفظ کنند و چیزی از آن کم نکنند. در آیه ای می‌فرماید: إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقین. مگر با آنان که در نزدیکی مسجدالحرام پیمان بستید تا آنان به پیمان خود وفادارند، شما نیز وفادار باشید. همانا خداوند پرهیزکاران را دوست می‌دارد. (توبه: 7)

با توجه به نکوهشی که قرآن درباره پیمان شکنان می‌کند، می‌توان از نظر اسلام در این باره به خوبی باخبر شد. برای مثال، در این آیه آمده است: وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ. (توبه: 12) اگر آنان پیمان‌های خود را شکستند و در آیین شما طعن زدند، سران کفر را بکشید. برای آنان پیمانی نیست. شاید آنان بپرهیزند.

در آیه دیگر با شدت هرچه تمام‌تر دستور می‌دهد که با پیمان شکنان نبرد کنید؛ چنان که می‌فرماید: «أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی‌کنید». (توبه: 13)

در اهمیت حفظ پیمان، همین بس که اگر در میدان نبرد، فردی از دشمن بخواهد از منطق اسلام آگاه شود، آن گاه درباره گرایش به اسلام تصمیم بگیرد، به حکم قرآن، باید به او امان داد و پیمان بست تا سخن خدا و منطق قرآن را به خوبی بشنود.

احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی می‌آموزد و از آن الهام می‌گیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم می‌دانند

هرگاه بخواهد به اردوگاه خود بازگردد، باید او را با کمال احترام به آنجا بازگرداند و این حقیقت در این آیه به خوبی منعکس شده است: وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ. (توبه: 6) هرگاه مشرکی امان بخواهد تا سخن خدا را بشنود، به او امان بده تا کلام الهی را گوش کند، آن گاه او را به جایگاه خود باز گردان.

 

عمل به وعده های اخلاقی

گروهی از مردم به پیمان‌های رسمی اهمیت ویژه ای می‌دهند، ولی به وعده های اخلاقی خود چندان احترامی نمی‌گذارند. وعده کردن و عمل نکردن نزد آنان جرم و گناهی شمرده نمی‌شود، در صورتی که بی اعتنایی به چنین وعده های دوستانه ای، هر چند جرم به شمار نیاید، از نظر اصول اخلاقی اسلام بسیار نکوهیده است.

این رفتار نوعی کم شخصیتی و بی اعتنایی به دیگران به شمار می‌آید. پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

«مَنْ کان یُۆمِنُ باللّه والیومِ الآخِرِ فَلَیْفِ اِذا وَعَد. آن کس که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، باید به وعده های خود وفادار باشد

در برخی روایت‌ها، عمل به وعده های اخلاقی به صورت یک امر واجب مطرح شده است. این نشان دهنده اهمیت عمل به چنین وعده‌هایی است. تا آنجاکه برخی پیشوایان معصوم می‌فرمایند:

«یَجِبُ عَلی الْمُۆْمِنِ الوفاءُ بالمَواعیدِ؛ بر فرد با ایمان لازم است به پیمان خود عمل کند».

متأسفانه پیمان شکنی و خلف وعده، امروزه در زندگی بسیاری از مردم به ویژه صنعت کاران به وفور دیده می‌شود. البته گروهی هم به خاطر خودشیرینی چیزی را متعهد می‌شوند که توانایی اجرای آن را ندارند. این گروه، غافلند که وعده های خارج از توانایی، از شخصیت انسان می‌کاهد و او را یک فرد غیراصولی و بی مبنا معرفی می‌کند.


منابع :

1- تحف العقول، ص 45 .

2- امالی طوسی، ص 229، ح 53 .

3- علل الشرایع، ص 584، ح 26 .

4- کنزالعمال، ج 4، ص 365، ح 10937 .

5- غررالحکم، ح 3327 .

منابع :

1- تحف العقول، ص 45 .

2- امالی طوسی، ص 229، ح 53 .

3- علل الشرایع، ص 584، ح 26 .

4- کنزالعمال، ج 4، ص 365، ح 10937 .

5- غررالحکم، ح 3327 .

منابع :

1- تحف العقول، ص 45 .

2- امالی طوسی، ص 229، ح 53 .

3- علل الشرایع، ص 584، ح 26 .

4- کنزالعمال، ج 4، ص 365، ح 10937 .

5- غررالحکم، ح 3327 .


- نظرات (0)

کلاه شرعی حرام را حلال نمیکند


رشوه

مثلا کسی که می خواهد به قصد دریافت بهره (سود یا نزول) پول خود را به دیگری قرض دهد می بیند که این دریافت سود از نظر شرعی حرام است و ممنوں بنابراین می آید با ترفندی به نام معامله صوری با این پندار که که چنین خرید و فروشی از نظر شرعی حلال است و مشروع دست به یک خرید و فروش غیر واقعی می زند و با این روشی که به آن کلاه شرعی می گویند به هدفی که در پی آن بود دست می یابد.

بی شک رفتارهایی از این دست که با نام شرع در بین مردم رایج است دارای بار معنایی موهن و طنزآلودی است که خواسته و ناخواسته بخشی از احکام شرع مقدس اسلام را به تمسخر می گیرد.

ضرورت صیانت از عزت و استحکام احکام شرع مقدس اسلام ما را بر آن داشت تا به تبیین دقیق این مقوله پرداخته و دیدگاه شرع را نسبت به این پدیده روشن کنیم.

مثلا کسی که می خواهد به قصد دریافت بهره (سود یا نزول) پول خود را به دیگری قرض دهد می بیند که این دریافت سود از نظر شرعی حرام است و ممنوں بنابراین می آید با ترفندی به نام معامله صوری با این پندار که که چنین خرید و فروشی از نظر شرعی حلال است و مشروع دست به یک خرید و فروش غیر واقعی می زند و با این روشی که به آن کلاه شرعی می گویند به هدفی که در پی آن بود دست می یابد

در شرع مقدس

هر چند چنین اصطلاحی با چنین بار معنایی تمسخرآمیزی خواستگاه شرعی ندارد اما می توان به کمک آموزه های دینی بحثی را در عرض آن مطرح کرد تا شنونده به سستی و بی پایه گی آن اصطلاح و قدرت و صلابت این بحث پی ببرد. این بحث تحت عنوان «راهکار شرعی» طرح می شود که بعید نیست همین عنوان به دست دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه تبدیل به آن اصطلاح موهن شده باشد.

 

راهکار شرعی

تصویر و تمثال در فقه و شرع

گاهی انجام کاری با صورت و شرایط خاصی از نظر شرعی ممنوع اعلام می شود؛ اما می توان با تغییر صورت و شرایط غیر مُجاز به صورت و شرایط دیگری که مُجازند، هدف نهایی از آن کار را تامین کرد که این کار بازی با شرع یا همان کلاه شرعی نیست بلکه ترک راه غیر مجاز و حرکت در مسیری است که شرع مقدس اسلام آن را مُجاز دانسته است. مثالی ساده: زن و مرد نامحرمی قصد دارند تا با هم یک زندگی زناشوئی را آغاز کرده و در کنار هم زندگی مشترکی مانند سایر مردم جامعه داشته باشند. اما شرع مقدس، وجود آن رابطه را به صرف داشتن رضایت طرفینی مجاز نمی داند ولی برای رسیدن به آن هدف، راهکاری مجاز ارائه کرده که آن اجرای صیغه عقد نکاح است.

مثال تخصصی: فردی قصد دارد منزل مسکونی خود را در ازای 5 میلیون تومان پول نقدی که به عنوان قرض می گیرد به ماهی 100 هزار تومان اجاره دهد. چنین معامله ای از نظر شرعی قرض ربوی بوده و حرام است.

راهکار شرعی برای رسیدن به هدف و آلوده نشدن به حرام: مالک منزل خود را در ازای 100 هزار تومان به عنوان اجاره بها در اختیار مستأجر قرار می دهد و نیز در ضمنِ این قرارداد اجاره، شرط می کند که مستأجر مبلغ 5 میلیون تومان نیز به او قرض بدهد. چنین معامله ای شرعا صحیح بوده و هیچ حرامی در آن رخ نداده است.

فرق این دو صورت: در اولی شرطِ اجاره در ضمنِ قرض بوده که این ربا است و حرام؛ ولی در دومی شرطِ قرض در ضمنِ اجاره بوده که این کاملا جایز است و حلال. 

بهره گیری از راهکارهای ممکن برای حرکت در مسیر شرعی امریست معقول و مقبول اما به بازی گرفتن احکام با نام موهن کلاه شرعی امریست نامشروع و این کار در حقیقت کلاهی است که شیطان یا نفس اماره بر سر انسان می گذارد تا او را به اسم شرع و تقدس وارد کوره جهنم کند

امام خمینی (ره) این فقیه نامدار عصر حاضر در کتاب وزین تحریر الوسیله در بحث ربا می نویسد: «و أما التخلص منه فغیر جائز بوجه من وجوه الحیل» (1) استفاده از هر گونه حقه و یا کلاه شرعی برای فرار از ربا جایز نمی باشد. یعنی هیچ کلاه شرعی ایی نمی تواند حرام خدا را حلال کند و تنها باید از راهکارهای واقعی شرعی برای رسیدن به اغراضی که داریم استفاده کنیم.

از مقام معظم رهبری پرسیده اند: آیا راهى براى فرار از ربا در معاملات بانكى وجود دارد؟ ایشان پاسخ داده اند: راه حل، استفاده از عقود شرعى با رعایت كامل شرایط آنهاست. (2)

استفاده از هر گونه حقه و یا کلاه شرعی برای فرار از ربا جایز نمی باشد. یعنی هیچ کلاه شرعی ایی نمی تواند حرام خدا را حلال کند و تنها باید از راهکارهای واقعی شرعی برای رسیدن به اغراضی که داریم استفاده کنیم

پس بهره گیری از راهکارهای ممکن برای حرکت در مسیر شرعی امریست معقول و مقبول اما به بازی گرفتن احکام با نام موهن کلاه شرعی امریست نامشروع و این کار در حقیقت کلاهی است که شیطان یا نفس اماره بر سر انسان می گذارد تا او را به اسم شرع و تقدس وارد کوره جهنم کند.

در اینجا دقت در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را با نا کارآمدی کلاه شرعی در تعویض حرام به حلال آشنا می کند. آن حضرت فرمود: «إِنَّمَا أَقْضِی بَیْنَكُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَ الْأَیْمَانِ»؛ من تنها بر اساس همین ادله محکمه پسندی که خداوند معین کرده است؛ یعنی شهود و قَسم، بین شما داوری می کنم. «وَ بَعْضُكُمْ أَلْحَنُ بِحُجَّتِهِ مِنْ بَعْضٍ » برخی از شما زبانی گویاتر دارید و می توانید با زبان بازی و کلاه شرعی رأی دادگاه را به نفع خود بگردانید.«فَأَیُّمَا رَجُلٍ قَطَعْتُ لَهُ مِنْ مَالِ أَخِیهِ شَیْئاً»؛ پس اگر کسی چنین کرد و از راه بازی با کلمات و سند سازی و مانند آن توانست با رأی دادگاه عدل اسلامی، بخشی از مال دیگری را به ناحق تصاحب کند بر سر خود کلاه شرعی نگذارد و با خود نگوید که چون دادگاه اسلامی به نفع من رأی داده است پس این مال برای من حلال است؛ زیرا «فَإِنَّمَا قَطَعْتُ لَهُ بِهِ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ»؛ آن بخشی که دادگاه عدل اسلامی به اختصاص داد در حقیقت قطعه ای از آتش جهنم است که او گرفته و با خود می برد. (3)

 

خلاصه:

اگر در راه رسیدن به اهدافی که داریم با منع شرعی روبرو شدیم به کلی آن مسیر را به فراموشی سپرده و با سوال از متخصصین و عالمان دینی راهی را جستجو می کنیم که گذر از آن را شرع اجازه داده باشد. تلاش نکنیم تا به اسم شرع و تقدس، احکام شرعی را به بازی بگیریم و سعی در گذر از همان راه ممنوع را داشته باشیم.

 

پی نوشت ها:

1. تحریر الوسیلة ج‏1 ص539 م7

2. اجوبه الاستفتائات س 1788

3. الکافی ج7 ص414



- نظرات (0)