سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

اصول تجارت در قرآن کریم

اصول و شرایط تجارت

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ كاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَكْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنْ كانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ كَبِیراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِیرُونَها بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ وَ لا یُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ » ؛

احكام دقیقى كه در این آیه در مورد تنظیم سند، براى معاملات ذكر شده است، آن هم با ذكر جزئیات در تمام مراحل، در طولانى‏ترین آیه قرآن مجید، بیانگر توجه عمیقى است كه قرآن، نسبت به امور اقتصادى مسلمین و نظم كار آنها دارد، مخصوصا با توجه به اینكه این كتاب آسمانى در جامعه عقب مانده‏اى نازل گشت كه حتى سواد خواندن و نوشتن در آن، بسیار كم بود و حتى آورنده این قرآن، درسى نخوانده بود و به مكتب نرفته بود، و این خود دلیلى است بر عظمت قرآن از یك سو، و اهمیت نظام اقتصادى مسلمین از سوى دیگر

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هنگامى كه بدهى مدت دارى (به خاطر وام یا داد و ستد) به یكدیگر پیدا كنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و كسى كه قدرت بر نویسندگى دارد، نباید از نوشتن- همان طور كه خدا به او تعلیم داده- خود دارى كند! پس باید بنویسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، باید املا كند، و از خدا كه پروردگار اوست به پرهیزد، و چیزى را فروگذار ننماید! و اگر كسى كه حق بر ذمه اوست، سفیه یا (از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایى بر املا كردن ندارد، باید ولى او (به جاى او،) با رعایت عدالت، املا كند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب كنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یكى انحرافى یافت، دیگرى به او یاد آورى كند. و شهود نباید به هنگامى كه آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏كنند، خوددارى نمایند! و از نوشتن (بدهى خود،) چه كوچك باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیك‏تر، و براى شهادت مستقیم‏تر، و براى جلوگیرى از تردید و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد، مگر اینكه داد و ستد نقدى باشد كه بین خود، دست به دست مى‏كنید.

در این صورت، گناهى بر شما نیست كه آن را ننویسید. ولى هنگامى كه خرید و فروش (نقدى) مى‏كنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویى،) زیانى برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین كنید، از فرمان پروردگار خارج شده‏اید. از خدا به پرهیزید و خداوند به شما تعلیم مى‏دهد، خداوند به همه چیز داناست.

در مورد شرایط تجارت در قرآن آیاتی هم ذکر شده است که عرض می کنیم و با توجه به این آیات این شرایط مشخص می شود.  

 

نكته‏ها:

1- احكام دقیقى كه در این آیه در مورد تنظیم سند، براى معاملات ذكر شده است، آن هم با ذكر جزئیات در تمام مراحل، در طولانى‏ترین آیه قرآن مجید، بیانگر توجه عمیقى است كه قرآن، نسبت به امور اقتصادى مسلمین و نظم كار آنها دارد، مخصوصاً با توجه به اینكه این كتاب آسمانى در جامعه عقب مانده‏اى نازل گشت كه حتى سواد خواندن و نوشتن در آن، بسیار كم بود و حتى آورنده این قرآن، درسى نخوانده بود و به مكتب نرفته بود، و این خود دلیلى است بر عظمت قرآن از یك سو، و اهمیت نظام اقتصادى مسلمین از سوى دیگر.

على بن ابراهیم در تفسیر معروفش مى‏گوید: در خبر آمده است كه در سوره بقره پانصد حكم اسلامى است و در این آیه پانزده حكم به خصوص وارد شده است «1».

حق این است كه قسمتى از علوم را از طریق تعلیم و تعلم رسمى باید فرا گرفت و بخش دیگرى از علوم الهى را از طریق صفاى دل و شستشوى آن با آب معرفت و تقوا فراهم ساخت، و این همان نورى است كه خداوند در دل هر كس كه بخواهد و لایق ببیند مى‏اندازد«العلم نور یقذفه اللَّه فى قلب من یشاء»

همانگونه كه دیدیم تعداد احكام این آیه به نوزده حكم مى‏رسد بلكه اگر احكام ضمنى آن را نیز در نظر بگیریم، عدد بیش از این خواهد بود تا آنجا كه فاضل مقداد در كنز العرفان بیست و یك حكم به اضافه فروع متعدد دیگرى از آن استفاده كرده، بنابراین سخن مذكور كه تعداد احكام این آیه را پانزده شمرده، به خاطر ادغام كردن بعضى از آنها در یكدیگر است.

2- جمله‏هاى وَ اتَّقُوا اللَّهَ، وَ یُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ گر چه به صورت جمله‏هاى مستقل عطف بر یكدیگر آمده است ولى قرار گرفتن آنها در كنار یكدیگر نشانه‏اى از پیوند میان آن دو است، و مفهوم آن این است كه تقوا و پرهیزكارى و خدا پرستى اثرعمیقى در آگاهى و روشن‏بینى و فزونى علم و دانش دارد.

آری هنگامى كه قلب انسان به وسیله تقوا صیقل یابد، همچون آیینه حقایق را روشن مى‏سازد، این معنى كاملاً جنبه منطقى دارد ؛ زیرا صفات زشت و اعمال ناپاك ، حجاب هایى بر فكر انسان مى‏اندازد و به او اجازه نمى‏دهد چهره حقیقت را آن چنان كه هست ببیند، هنگامى كه به وسیله تقوا حجاب ها كنار رفت، چهره حق آشكار مى‏شود.

حقیقت سرایى است آراسته هوى و هوس گرد برخاسته‏

نبینى كه جایى كه برخاست گرد نبیند نظر گر چه بینا است مرد

ولى پاره‏اى از صوفیان جاهل از این معنى سوء استفاده كرده و آن را دلیل بر ترك تحصیل علوم رسمى گرفته‏اند. در حالى كه چنین سخنى مخالف بسیارى از آیات قرآن و روایات مسلم اسلامى است.

حق این است كه قسمتى از علوم را از طریق تعلیم و تعلم رسمى باید فرا گرفت و بخش دیگرى از علوم الهى را از طریق صفاى دل و شستشوى آن با آب معرفت و تقوا فراهم ساخت، و این همان نورى است كه خداوند در دل هر كس كه بخواهد و لایق ببیند مى‏اندازد«العلم نور یقذفه اللَّه فى قلب من یشاء» ( تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 383 )

 

سایر شرایط

1. معاملات بازرگانی باید با رضایت صورت گیرد . (1)

2 . معامله نقدی نیازی به سند ندارد . (2)

3 . هنگام نماز جمعه دست از تجارت بردارید . (3)

4 . تجارت، مردان خدا را از یاد خدا باز نمی‏دارد .(4)

5 . تجارت معنوی (جهاد در راه خدا) مایه رهایی از آتش است . (5)

6 . تجارت فناناپذیر در پرتو تلاوت قرآن و اقامه نماز و انفاق است . (6)

 

پی نوشت ها:

(1)- نساء /29

(2)- بقره/282

(3)- جمعه/11

(4)- نور/38

(5)- صف/10و11

(6)- فاطر/29

 



- نظرات (0)

چه کسانی"انعمت علیهم" هستند؟

صالحین

در سوره نساء آمده است: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "(و كسانى كه از خدا و فرستاده‏اش اطاعت نمایند آنان (در دنیا و آخرت) همراه كسانى هستند كه خدا بر آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و گواهان اعمال و شایستگان، و آنها نیكو رفیقانى هستند.)(69 نساء)

در این آیه نعمت داده شدگان 4 گروه معرفی می شوند:

1-انبیای الهی(علیهم السلام) که آشنایان با وحى و آگاهان از اخبار غیبى هستند.

2- صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند و آنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است. اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند.  

3- شهدا ،که برخی می گویند کشته شدگان در راه خدا هستند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد: " كه این كلمه در قرآن كریم به معناى گواهان در اعمال است، و در هیچ جاى قرآن كه از ماده (ش- ه- د) كلمه‏اى به كار رفته به معناى كشته در معركه جنگ نیامده، بلكه مراد از آن افرادى است كه گواه بر اعمال مردمند، و مراد از صالحین كسانى است كه شایستگى نعمت خداى را دارند."(المیزان.ج2.ص651) که البته به گفته قرآن کشته شدگان در راه خدا زنده اند و گواه بر ما هستند و هر دو نظر قابل جمع است.

4- صالحین که كسانى هستند كه شایستگى نعمت خداى را دارند. باید دقت شود در ابتدای آیه آمده کسانی که خدا و پیامبر را اطاعت كند ملحق به " الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم " هستند و از خود آنان نیستند، و در انتهای آیه نیز آمده " و آنها نیكو رفیقانى هستند ." یعنی آن چهار گروهی که ذکر کردیم.

از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که مردى از انصار به حضور رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آمد، و عرضه داشت: یا رسول اللَّه من تاب جدایى از تو را ندارم . به خانه‏ام مى‏روم همین كه به یاد تو مى‏افتم دیگر دستم به كار نمى‏رود . كارم را هر چه باشد رها مى‏كنم، و به زیارت تو مى‏آیم تا تو را ببینم و آرام بگیرم از بس كه به تو علاقمندم، و فعلاً در این اندیشه‏ام كه در روز قیامت كه تو داخل بهشت شده تا اعلى علیین بالا مى‏روى، من آن روز چه كنم؟ و یا نبى اللَّه آن روز چگونه بر فراق تو صبر كنم.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ" منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است

در پاسخ این مرد بود كه آیه شریفه زیر نازل شد: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "، رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آن مرد را احضار كرده آیه شریفه را برایش خواند، و به همنشینى خود مژده‏اش داد.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ "

منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه فرمودند: مۆمن دو قسم است : یك مۆمن است كه به شرایط خداى تعالى آن شرایطى كه با وى شرط كرده وفا مى‏كند، چنین مۆمنى با نبیین و صدیقین و شهداء صالحین خواهد بود، كه رفقاى خوبى هستند، و از كسانى خواهد بود كه خودش شفاعت دیگران مى‏كند، و كسى شفاعت او را نمى‏كند- چون حاجتى به شفاعت دیگران ندارد - زیرا نه در دنیا دچار دلواپسى‏ها مى‏شود، و نه در آخرت هول و هراس هاى آن تهدیدش مى‏كند.

قسم دوم مۆمنینى هستند كه احیاناً لغزشى مى‏كنند، چنین مۆمنى مانند خامه زراعت است، از هر طرف كه نسیم آن را خم كند خم مى‏شود، چنین كسى هم اهوال دنیا تهدیدش مى‏كند، و هم اهوال آخرت، خودش كسى را شفاعت نمى‏كند، ولى شافعان او را شفاعت مى‏كنند، و سرانجام كار او خیر است.

صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند وآنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است.اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند

آیه دیگری در سوره مریم در این زمینه است." أُوْلَئِكَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِیًّا "(اینان (این انبیاء ده‏گانه و مریم) كسانى هستند از پیامبران كه خداوند به آنها نعمت (نبوت، دین و كتاب آسمانى) عطا كرده، (پیامبرانى) از اولاد آدم، و از (نسل) كسانى (از اولاد نوح) كه آنها را همراه نوح به كشتى نشاندیم (مانند غیر ادریس) و از اولاد ابراهیم و اسرائیل (مانند انبیاء بنى اسرائیل و مریم) و (آنها عبارت‏اند) از كسانى كه آنها را هدایت كردیم و برگزیدیم، هنگامى كه آیات خداى رحمان (آیات كتاب‏هاى آسمانى یا نشانه‏هاى توحید و عظمت او) بر آنها خوانده مى‏شد گریان و سجده‏كنان بر رو درمى‏افتادند.)(58 مریم)

"اولئك" در ابتدای آیه اشاره به نامبردگان در آیات قبل است، یعنى به زكریا، یحیى، مریم، عیسى، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسى، هارون، اسماعیل و ادریس(علیهم السلام).

باید به این نکته توجه کرد که " من" در جمله "مِنَ النَّبِیِّینَ" تبعیضى است، و عدیل آن در جمله " وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا " است و بیانیه نیست. زیرا برخی از کسانی که "اولئك" به آنها اشاره می کند مانند مریم از انبیاء نبودند.

و اینکه بطور خاص عده ای را نام برده چون این افراد از نعمت سعادت و نبوت بر بشریت برخوردار بودند و به صورت خاص آنان را یاد می کند.


- نظرات (0)

شیپور عجیبی که دنیا را پایان می‌دهد!

صور اسرافیل
شیپور عجیبی كه با نواختن آن، عمر دنیا به پایان می‌رسد

حضرت اسرافیل چنانچه در روایت نبوی بیان شده[1] یکی از چهار فرشته بزرگ الهی و از جمله مدبّرات اربع محسوب می‌شود.[2] مهمترین وظیفه این فرشته بزرگ الهی دمیدن در صور است که در پایان جهان اتّفاق می‌افتد.

واژه صور در مجموع ده بار در آیات مختلف قرآن کریم به کار رفته است. صور در اصل لغوی به دو معنی استعمال می‌شود:

1. به معنای صورت‌ها

2. به معنای شیپور: شاخی که در آن می‌دمند.[3]

در اصطلاح وسیله‌ای است شبیه به شیپور که در پایان جهان فرشته‌ای بزرگ به نام اسرافیل در آن دو بار می‌دمد. در بارِ اوّل همه موجودات عالم می‌میرند و در بارِ دوم همه زنده می‌شوند.

«نفخ صور» حقیقتى است كه در قرآن كریم ده بار از آن یاد شده است. در ذیل، به چند نمونه از آن اشاره مى‌کنیم:

«وَیَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ [نمل/87]؛ و روزى كه در صور دمیده شود، پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمین است بهراسد، مگر آن كس كه خداى خواهد و همه سرافكنده و فروتن به نزد او آیند

«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُم مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ [یس/51]؛ و در صور دمیده شود و آنان ناگاه از گورها به سوى پروردگارشان مى‌شتابند.»

در قرآن كریم در آیات مختلفی با عبارات گوناگون به این حادثه بزرگ اشاره شده. از قبیل: «صیحه» (در چهار آیه قرآن)، «زجره»، «نقر فى الناقور»، «صاخه» (به معناى صیحه شدید) و «قارعه» تعبیر شده است. بنابراین، «صور» واقعیتى است موجود كه دو گونه صیحه دارد: صیحه میراننده، و صیحه زنده كننده.

مطرح شدن مساله‌ی نور روشن مى‌سازد که این فریاد عظیم از قبیل امواج صوتى معمولى ما نیست، فریادى است برتر و بالاتر، با امواجى فوق‌العاده سریعتر از امواج نور که پهنه زمین و آسمان را در فاصله کوتاه طى مى‌کند، بار اول مرگ آفرین است، و بار دیگر زنده کننده و حیات بخش

بر اساس بعضى روایات «نفخ صور» سه بار انجام مى گیرد. در حدیثى آمده است: اسرافیل سه نفخه دارد: «نفخه فزع»، «نفخه موت» و «نفخه بعث»... . در پایان جهان، اسرافیل به زمین مى آید و نفخه اولى را در صور مى دمد، كه همان نفخه وحشت و فزع است. [4] بعد از آن، «نفخه صعق» (نفخه مرگ) است[5]  و سپس «نفخه حیات و بعث» است. [6] بعضى نیز نفخه چهارمى بر آن افزوده اند و آن «نفخه جمع و حضور» است كه ظاهرا از این آیه استفاده شده است: «إِن كَانَتْ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ[یس: 53]؛ جز یک بانگ سهمناک نخواهد بود ، که همه نزد ما حاضر می آیند.»، ولى در حقیقت همان دو نفخه گسترش یافته و تبدیل به چهار نفخه شده است؛ چراكه مسئله وحشت عمومى و فزع، مقدمه‌اى است براى مرگ جهانیان، كه به دنبال نفخه اولى یا صیحه نخستین رخ مى‌دهد، همان گونه كه جمع و حشر نیز ادامه همان نفخه حیات است.[7]

 

"صور" یک شیپور معمولى نیست

در روایتى از امام على بن الحسین زین العابدین علیه السلام آمده است: «ان الصور قرن عظیم له رأس واحد و طرفان، و بین الطرف الاسفل الذى یلى الارض الى الطرف الاعلى الذى یلى السماء مثل تخوم الارضین الى فوق السماء السابعة، فیه اثقاب بعدد ارواح الخلائق![8] صور شاخ بزرگى است که یک سر و دو طرف دارد، و میان طرف پائین که در سمت زمین است تا طرف بالا که در سمت آسمان است به اندازه فاصله اعماق زمین تا فراز آسمان هفتم است، و در آن سوراخ‌هایى به عدد ارواح خلائق مى‌باشد!»

در حدیث دیگرى از پیغمبر گرامى اسلام ص مى‌خوانیم: «الصور قرن من نور فیه اثقاب على عدد ارواح العباد[9]؛ صور شاخى است از نور که در آن سوراخ هایى به تعداد ارواح بندگان است

مطرح شدن مساله‌ی نور روشن مى‌سازد که این فریاد عظیم از قبیل امواج صوتى معمولى ما نیست، فریادى است برتر و بالاتر، با امواجى فوق‌العاده سریعتر از امواج نور که پهنه زمین و آسمان را در فاصله کوتاه طى مى‌کند، بار اول مرگ آفرین است، و بار دیگر زنده کننده و حیات بخش![10]

 

پی‌نوشت ها:

[1]. حضرت پیامبر ص فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اخْتَارَ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ أَرْبَعَةً اخْتَارَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ جَبْرَئِیلَ وَ مِیكَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ ع و..َ.خداوند از هر چیز چهار تا را برگزید: از فرشتگان جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و فرشته مرگ را و...- الخصال، ج‏1، ص: 225

[2]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 3

[3]. قاموس قرآن، ج‏4، ص: 163

[4]. نمل: 87.

[5]. زمر: 68.

[6]. زمر: 68.

[7]. ر.ك: سیدهاشم بحرانى، البرهان فى تفسیرالقرآن، ج 4، ص 85ـ87.

[8]. لئالی الأخبار، الصفحة 453.

[9]. علم الیقین، الصفحة 892.

[10]. تفسیر نمونه، ج‏19، ص: 539


- نظرات (0)

شیاطینی که کارمند حکومت سلیمان بودند


حضرت سلیمان
دو نفر از درباریان آهسته با هم پج پچ می کردند:

- امروز روز حسابرسی این افراد شر و شراب خوار و کافر است.

- دوست من! نمی دانی چقدر منتظر چنین روزی بودم.

- نگاه کن چه قیافه های نحسی دارند. انگار خود شیطانند.

- درست است ایمان که نداشته باشی به درد هیچ چیز نمی خوری.

- راستی به نظر تو سلیمان با این ها چه می کند.

- گمانم باید از کشور ما بروند.

- همین؟!

- مگر تو چه فکر می کنی؟

- سلیمان آن ها را دار می زند. اگر هم خیلی لطف در حقشان کند، در زندان می اندازدشان تا زیر شکنجه بمیرند. 

- راست می گویی تمام ارزش انسان به ایمان است اگر...

سنگ فرش قصر از بلور با ظرافتی بود. بار اولت اگر باشد، خیال می کنی آبی روان است. پایت را بالا می زنی. بعد می فهمی که این آب نیست، هنر است و ظرافت.

سنگ فرش را طی می کنی و به طرف تخت سلطنتی می روی. هر چند قدمی، سربازی، مانند مجسمه ایستاده است. نمی توانی از پرده های سلطنتی و قرمز سیری که با چین هایی استادانه نصب شده اند، چشم برداری. نماها و فواره ها و درخت های تزیینی هم محشر است. 

به تخت میرسی. تخت بسیار با عظمت است. از نقره خالص ساخته شده است و حاشیه آن با نقش هایی مینیاتوری از پرندگان و پیچک هایی زیبا تزیین داده است. روی تخت هم کرسی سلیمان است. کرسی ای که رنگ طلایی اش مانند خورشیدی قصر را روشن ساخته است. هر چه استادان زرگر و معرق کار مملکت، هنر داشته اند همه را در آن پیاده ساخته اند.  

چند نفر از درباریان طرف راست تخت ایستاده اند. چند نفر دیگر که قیافه هایی غیر عادی داشتند در طرف دیگر با هم گفت و گو می کنند. ناگهان همه ساکت می شوند. 

حضرت سلیمان با شکوه و ابهت خاصی وارد می شود و بر سریر می نشیند. یکی از مامورین گزارش می دهد:

- پیامبر خدا سلامت باد. این چند نفر نمایندگان اهل شرک و کفرند. دستور داده بودید خدمتتان برسند. 

مردم مومن و کافر و مشرک همه بنده خدایند. اگر حکومت خداست که همه را فرا می گیرد. ما نمی توانیم آن ها را طرد کنیم. البته حسابرسی مومن و کافر در آخرت جداست

سلیمان از تختش برخاست. سمت مشرکین آمد. به چهره آن ها نگاهی انداخت. کنار آخرین نفرشان ایستاد. گوش ها آماده بود برای شنیدن حکم سلیمان. چشم ها خیره به او بود.

سلیمان به مشرکین گفت: قصد ایمان آوردن دارید؟

- شما ما را آزاد می گذارید؟

- بله شما آزادید.

مرد سرش را زیر می اندازد و آهسته می گوید:

- خیر

سلیمان سری تکان داد و چند قدمی راه رفت و ایستاد. سرش را برگرداند و پرسید:

- قوانین مملکت را چطور؟ رعایت می کنید؟

- بله قربان. ما به تمامی قوانین حکومتی شما پایبندیم.

سلیمان سری تکان داد و پرسید:

- ببینم. به فنی یا حرفه ای تسلط دارید؟

- بله قربان. ما در ساختمان سازی و غواصی متبحریم.

جن

حضرت سلیمان رو به یکی از مأمورانش کرد و گفت:

- از ظرفیت آن ها در رشته هایی که تبحّر دارند استفاده کنید. البته اگر خطایی کردند مثل بقیه و طبق قانون باید مجازات شوند.

یکی از افراد سلیمان با عصبانیت داد زد: این چه وضعیتی است. افراد شیطان صفت هیچ جایگاهی در حکومت خدا ندارند. به آن ها هم مثل ما شغل و اعتبار می دهی؟

سلیمان گفت: من سلیمانم. پیامبر خدا. این حکومت نیز حکومت خداست. مردم مومن و کافر و مشرک همه بنده خدایند. اگر حکومت خداست که همه را فرا می گیرد. ما نمی توانیم آن ها را طرد کنیم. البته حسابرسی مومن و کافر در آخرت جداست.

 

مقام حضرت سلیمان نزد خداوند متعال

خداوند در تمجید او مى‏فرماید:

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ؛

و ما به داود (فرزندش) سلیمان را بخشیدیم، نیكو بنده‏اى بود، حقّا كه بسیار رجوع‏كننده (به سوى ما) بود.

امام صادق علیه‏السلام فرمود: چهار نفر بر سراسر زمین فرمانروایى كردند كه دو نفر از مۆمنان بودند و دو نفر از كافران. مۆمنان عبارت بودند از سلیمان و ذوالقرنین و كافران عبارت بودند از بخت النصر و نمرود.

آنها هر چه سلیمان علیه‏السلام مى‏خواست برایش درست مى‏كردند، معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود، و به آنان گفتیم:) اى آل داوود! شكر (این همه نعمت را) بجا آورید، ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند

قرآن در آیه 12 و 13 سوره سبأ گوشه‏اى از عظمت و امكانات وسیع سلیمان را بازگو كرده و چنین مى‏فرماید:

و براى سلیمان علیه‏السلام باد را مسخّر كردیم كه صبحگاهان مسیر یك ماه را مى‏پیمود، و عصرگاهان مسیر یك ماه را، و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختیم، و گروهى از جنّ پیش روى او به اذن پروردگارش كار مى‏كردند، و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپیچى مى‏كرد، او را عذاب آتش سوزان مى‏چشاندیم.

آنها هر چه سلیمان علیه‏السلام مى‏خواست برایش درست مى‏كردند، معبدها، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا همانند حوض ها، و دیگ هاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود، و به آنان گفتیم:) اى آل داوود! شكر (این همه نعمت را) بجا آورید، ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند.

آرى، خداوند مواهب عظیمى به این پیامبر بزرگ داد، مركبى بسیار سریع و تندرو كه با آن مى‏توانست در مدتى كوتاه، سراسر كشور پهناورش را سیر كند، مواد معنى فراوان براى انواع صنایع و نیروى فعال كافى براى شكل دادن به این مواد معنى به او عطا كرد.

او با بهره‏گیرى از این وسایل، معابد بزرگى ساخت و مردم را به عبادت خداى یكتا ترغیب نمود و براى پذیرایى از لشگریان و مستضعفان، امكانات وسیعى در اختیارش قرار گرفت و در برابر این همه مواهب، خداوند به او دستور شكرگزارى داد.

حضرت سلیمان علیه‏السلام در سیزده سالگى حكومت را به دست گرفت و چهل سال حكومت كرد و سرانجام در 53 سالگى از دنیا رفت.

قصص القرآن برگرفته از  کتاب قصه‏هاى قرآن به قلم روان‏ - محمد محمدى اشتهاردى‏ رحمه الله علیه

سایت رهروان ولایت 



- نظرات (0)

زنانی که بدون عذاب قبر به بهشت می روند!

در روایت دیگر از پیامبر اسلام(ص) روایت شده كه فرمود:

سه طایفه از زن ها هستند كه عذاب قبر از آنها برداشته شود

و با حضرت فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله و علیه و آله محشور می شوند؛

زنی كه بر غیرت شوهرش صبر كند،

زنی كه با شوهر بداخلاق بسازد

و زنی كه مهریه اش را ببخشد.

(دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب (ترجمه رضایی)



- نظرات (0)

امان ازبدحجابی

راهكارهاي قراني براي جلوگيري از بدحجابي و بي حجابي

۱- ارائه يك چهار چوب صحيح براي پوشش زن

2- معرفي افراد محرم و نامحرم در قران كريم در سوره نور (24) آيه 31 ، كه شامل محارم رضاعي نسبي و سببي مي باشد.

3- آشكار نكردن زينتها
كه در اين باره مي توان گفت كه اسلام دستور به زينت نكردن نداده است بلكه از زينت كه باعث جلوه گري و خودنمائي زن در برابر مردان نامحرم مي شود نهي نموده است.

قران كريم در اين باره مي فرمايد:
«... لايبدين زينتهن ...»
زنان زينتهاي خود را آشكار نكنند

4- تبيين حد و مرز زينت در برابر افراد
كه به سه قسم تقسيم مي شود:
الف: زينت براي غير محارم كه آشكار نكردن زينتهاي پنهان است و نگاه به زينتهاي آشكار در صورتي خالي از اشكال است كه خالي از هر گونه قصد لذت و ريبه باشد اين حد زينت در آيه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زير با رالالتبعولتهن از دستور لايبدين زينتهن استثنا شده است.

ب: زينت براي شوهر، كه زينت علي الاطلاق مي باشد و شامل تمام بدن مي باشد.

ج- زينت براي ساير محارم
از ابي جعفر عليه السلام وارد شده :

«واما زينته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زينه الزوج فالجسد كله»

قسمت سوم ، مربوط به زينت براي ساير محارم است كه شامل محل گردنبند و بالاي ان، بازوبند و زير ان و خلخال و انچه پائين آن است مي شود. بنابراين بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه از پوشيدن لباس حلقه آستين، دامنهاي كوتاه با پاهاي برهنه و يقه هاي باز بيش از حد متعارف حتي در برابر محارمي به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دايي .... خودداري كنيم و جواز نگاه كردن به زينتهاي باطني زنان ان هم در محدوده اي كه در روايات نقل شده براي محارم غير شوهر به شرطي است كه فسادي در بين نباشد.

5- نهي از تبرج مذموم
در قران كريم در اين باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي....» منظور از تبرج زنان در جاهليت اولي، جلوه گري زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامي اين دوران به دليل عدم رعايت دستورات پيامبران زنان دچار چنين معضلي شده كه سبب به وجود آمدن پيامدهاي بد بسياري براي جامعه نيز شده است. در تفسير قمی روايتي باشند كه از امام صادق عليه السلام از پدرش در ذيل آيه ... و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي ... آمده است و اين است كه «به زودي جاهليت ديگري ميآيد» و در تفسير التبيان آمده است كه منظور از جاهليت اخري زماني است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل مي شده است.
امروز شاهد اين تبرج ها و جلوه گري هاي مذموم هم در مردان و هم در زنان هستيم. در روايات از چنين مرداني با چنين خصوصياتي ياد شده است: يتزينون بزينه المراه لزوجها و يتبرجون تبرج النساء و از چنين زناني اين چنين ياد شده است نسوه كاشفات عاريات متبرجات. من الدين داخلات في الفتن مائلات الي الشهوات مسرعات الي للذات مستحلات للمحرمات جهنم في جهنم خالدات.

6- راهكار عدم حضور غير ضروري زن در جامعه
با توجه به آيه شريعه:

و قرن في بيوتكن و لاتبرجن تبرح الجاهليه الاولي...

در خانه هايتان بنشينيد و آرام گيريد و بي حاجت و ضرورت از منزل بيرون نرويد و مانند دورة جاهليت پيشين ارايش و خودارائي مكنيد.

زنان مؤمنه به پيروي از اين آيه مباركه بايد از هرگونه حضور غير ضروري در جامعه خودداري كند تا الگو و نمونه براي ساير زنان مسلمان باشند.

7-راهكار ترويج فرهنگ غيرت در مردان
پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) مي فرمايد : چگونه مردي است در حالي كه تزئين مي كند همسرش و خارج مي شود از خانه اش به حالتي كه تزئين كرده و عطر زده و شوهرش بر اين امر راضي باشد پس مي سازد براي همسرش آن زن هر قدم خانه اش در آتش.

8-راهكار حفظ نگاه

قل للمومنين يعضوا من ابصارهم... و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن

حفظ نگاه توسط زنان و مردان مومن يك مبارزة منفي با زنان جلوه گر مي باشد و چون چنين زناني را مورد بي توجهي قرار دهند يك اثر تربيتي دارد آنها متوجه خواهند شد كه تنها با اين وضع مورد توجه بيمار دلاني قرار خواهند گرفت كه خود فاقد ارزش انساني هستند.

9-تبيين فلسفه حجاب براي جامعه
حجاب ماية ارزش احترام زن مي باشد و مايه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب ماية تحكيم پيوند زوجين مي شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهي است و مسلمان تسليم امر الهي مي باشد حجاب پرچم پاكدامني و عفاف براي زن است. حجاب سبب امنيت زن در جامعه مي شود حجاب عاملي براي موفقيتهاي معنوي است و حجاب ...

10-آگاهي افراد از مضرات سوء بدحجابي
بدحجابي باعث عدم امنيت زن در جامعه مي شود، بدحجابي عاملي براي بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابي باعث بي ارزش شدن زن در جامعه مي شود بدحجابي باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف كردن وقف استحاله شدن در فرهنگ بيگانه، فلج كردن نيروي كار در جامعه، تبديل شدن زن به موجودي مصرفي استعمار كشيده شدن كشور و ... مي شود، و علاوه بر ان عذابهاي اخروي را نيز به دنبال دارد.

11- صبر و استقلامت در ترك عادت
افرادي كه سعي بر اين دارند كه بهبود در وضعيت پوشش خود به وجود آورند مسلما با مشكلاتي چون فشار از ناحية اطرافيان، تمسخر عده اي نادان و ... قرار خواهند گرفت اما زني كه الگوي خو را فاطمة زهرا سلام ا... عليها و زينب كبري سلام ا... عليها قرار دهد سختي اين كار در برابر سختيها كه اين بزرگان كشيده اند بسيار ناچيز است.

12- تربيت تدريجي بر تحجب در خانواده
امام رضا عليه السلام در مجلس فرمودند: هنگامي كه دختر شش ساله شد مرد نامحرم نبايد او را در آغوش بگيرد

بنابراين در مساله آموزش حجاب و پوشش به فرزندان نيز پدر و مادر بايد مرحله به مرحله او را به فلسفه و خوبيهاي حجاب آشنا كرده و در خور درك فرزند به راهنمائي او بپردازند و فرزند تحت تربيت تدريجي و عملي پدر و مادر قرار گيرد.

بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه غالبا پيروزيهاي نهايي و كامل در دراز مدت به دست مي آيد.

13- مراقبت در معاشرتها و همنشيني ها
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد : با اشخاص شرور معاشرت و رفاقت نكن زيرا طبيعت توناخودآگاه از او متاثر مي شود. بنابراين زنان مومنه بايد مراقب باشند دوستان صميمي و همدل خود را از زنان عفيف و با حياء انتخاب كنند و از دوستي با افراد بي بند و بار خودداري كنند هر چند بايد تلاش بر منشاء اثر بودن روي اين افراد باشند.

14- ترويج فرهنگ قناعت و ساده پوشي در زنان
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله سلم مي فرمايند:

استعينوا علي النساء بالعري ان احداهن اذا كثرت ثيابها و احسنت زينتها اعجبها الخروج
زنان را لباس ساده بپوشانيد هنگامي كه زياد شود لباسها و نيكو شود زينت هايش وسوسه مي شود او بر خروج از خانه

اسراف و زياده روي و مد پرستي در تهيه لباس علاوه برابر انگيختن حس خودنمائي عاملي براي فقر خود ساخته اين زنان مي شود كه آسيب هاي فراوان ديگري را به همراه دارد.

15- ايجاد مشاغل خانگي براي زنان جوياي كار
زنان مؤمنه بايد سعي كنند وقت خود را با كارهاي نيك پر كنند از جمله تربيت فرزندان، بالا بردن علم و آگاهي ، و همچنين كارهاي هنري مفيد براي زنان از جمله پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:

16- كمكهاي اقتصادي در رفع مشكل بدحجابي
بعضي از بدحجابي علل و ريشة آن در عواملي چون فقر فرهنگي فقر اقتصادي، فراهم نمودن عوامل ازدواج ... مي باشد كه وظيفة سرمايه داران و خيرين است كه با كمك دولت در رفع اين مشكلات بكوشند.

17- اجراي حدود و تعزيرات
اجراي قوانين اسلامي پس از آگاهي كامل افراد جامعه و تبليغات كافي و تبيين مسئله حجاب در جامعه اسلامي براي افراد مي تواند مثمرثمر طبق تبصره 638 قانون مجازات اسلامي زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر مي شوند به حبس از ده روز تا دو ماه يا از پنجاه تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.

18- تعاون فرهنگي
در مراودات دو سويه ساير كشورهاي اسلامي زماني كه آنان شاهد اين امر باشند كه زنان مسلمان با حفظ حجاب موفقيتهاي بيشتري را در عرصه فعاليتهاي اجتماعي، علمي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي دارند و بسياري از معضلات اجتماعي كه در غرب در اثر برهنگي زد ايجاد شده است در يك كشور اسلامي جايي براي گسترش ندارد و در واقع كشورهاي اسلامي عملا به تبليغ ايده آلهاي فرهنگي خود پرداخته اند.

19- احياي امر به معروف و نهي از منكر
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند: اگر شخصي در نهان معصيتي را مرتكب شود فقط به شخص او ضرر وارد مي شود و اگر در ملاء عام گناهي را انجام دهد و ديگران او را نهي از منكر نكنند همة مردم زيان مي بينند.

البته بايد توجه داشت در پيش گيري و درمان بدحجابي و بي حجابي بايد امر به معروف با شيوه هاي منكر و بدون توجيه منطقي و خارج از حدود شرعي مشخص شده نباشد تذكرات بايد صحيح باشد و مرحله به مرحله اجرا شود.

20- ترويج فرهنگ نماز در بين زنان
زنان در حال نماز خواندن مكلف به داشتن حجاب كامل هستند؛ از طرفي بهترين نوع ارتباط معنوي بنده با خداي خويش در حالت نماز مي باشد. با توجه به وجوب پوشش در نماز كه بهترين حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جايگاه حجاب پي مي بريم از طرفي زنان مومن براي انجام فرضيه الهي نماز در روز چندين بار داشتن پوشش كامل را عملا تمرين و تكرار مي كنند علاوه بر آن با توجه به آيه مباركه «وقرن في بيوتكن و لاتبرجن .... اقمن الصلوه ...» خداوند در اين آيه شريفه به زنان امر مي كند كه شرح و جلوه گري نكنيد و اگر مي خواهيد نيروي بازدارنده اي در برابر اين تبرج به دست آوريد نماز را به پا داريد نماز شما را از فحشاء منكر باز مي دارد. نماز خواندن نيرومندترين وسيله براي حفظ حجاب است.

 منبع : www.askquran.ir


- نظرات (0)