سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

عدالت حقوقی و حقیقی بین دختر و پسر در قرآن

مقدمه؛
 

دختران و پسران جزیی از زنان و مردان اجتماع انسانی هستند و قرآن از نظر حقیقی بین زن و مرد تفاوتی قایل نیست و اگر از نظر حقوقی نیز تفاوتی در بین باشد، بر اساس دلیلی است که از مطالب زیر روشن می شود:
تفاوت بین زن و مرد دو گونه است:

الف ـ تفاوت در ارزش، مقام و منزلت معنوی
 

همان گونه که از آیات قرآن به دست می آید، دین اسلام نه تنها در این زمینه بین زنان و مردان تفاوتی قایل نیست، بلکه زن و مرد را در ارزش ها، و مقام و منزلت معنوی و انسانی مساوی می داند(1)که به ذکر نمونه هایی از آیات قرآن می پردازیم:
1. تساوی ارزش و مقام زن و مرد از نظر خلقت: قرآن کریم در آیاتی متعدد (2)، زن و مرد را از یک طینت دانسته و اعلام می کند که زن و مرد از «نفس واحده» خلق شده اند و مکمل یکدیگرند.(3)
2. تساوی ارزش و مقام زن و مرد، در داشتن صفات برجسته و ارزش های والای انسانی و مقام معنوی.(4)
3. تساوی زن و مرد از نظر ثواب (5)و عقاب (6) اعمال: قرآن در کیفر ها و ثواب اعمال، به زن و مرد به طور یکسان خطاب کرده، قبح گناه و اعمال حرام و کیفر آن ها، و نیز ثواب اعمال را در مورد زن و مرد مساوی بیان می کند.
4. تساوی زن و مرد در تکلیف و مسئولیت پذیری: قرآن کریم با مطرح کردن زندگی آدم و حوا و رانده شدن آن ها از بهشت، هیچ یک را مسئول اصلی معرفی نمی کند و در بیشتر مواقع، هر دو را مسئول می داند (7) و حتی گاهی به صراحت می گوید: شیطان آدم را وسوسه کرد، و قرآن با این بیان بر روی اعتقاداتی مانند اینکه «زن را عنصر گناه و شیطان کوچک مطرح می کنند» خط بطلان می کشد.(8)
5. تساوی زن و مرد از نظر تعلیم و تعلم: از آیات قرآن کریم به دست می آید که همه ی مسلمانان اعم از زن و مرد باید به کسب علم و دانش اهتمام ورزند.(9) در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «فراگیری دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»(10)
6. برابری زن و مرد در پیشگاه خدا: خداوند در قرآن می فرماید: «در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا، خود نگهدارترین [پارساترین] شماست!»(11)
در واقع قرآن ملاک برتری نزد خداوند را تقوا می داند (چه زن و چه مرد).

ب ـ تفاوت های طبیعی میان زن و مرد
 

با وجود مطالبی که در مورد تساوی زن و مرد گذشت، تفاوت های موجود میان زن و مرد را نمی توان انکار کرد، تفاوت های که زن و مرد را از یکدیگر متمایز می سازند و همین تفاوت هاست که باعث تفاوت در حقوق و وظایف زنان و مردان می شود. در اینجا به برخی تفاوت های طبیعی زن و مرد اشاره می کنیم:

یک. تفاوت های زیستی (جسمی)
 

الف ـ تفاوت های اساسی تعیین کننده ی جنسیت.
ب ـ تفاوت های ثانوی در اندام.
برای مثال، به طور متوسط مردان درشت اندام تر، بلند قدتر، خشن تر و دارای صدای متفاوت با زنان می باشند. رشد عضلانی مرد و نیروی بدنی او از زن بیشتر است، مقاومت زن در مقابل بسیاری از بیماری ها، از مقاومت مرد بیشتر است و ...(12)
از آنجا که بین نفس [روح و روان] و جسم، تناسب و ارتباط متقابل برقرار است. تفاوت جسمانی بدون تفاوت روانی [و روحی] ممکن نیست و این برای بقا و کمال جامعه و نسل بشری ضروری است. (13)

دو. تفاوت های روانی
 

احساسات [و عواطف] زن، از مرد جوشان تر است، زن از مرد زودتر به هیجان می آید و سریع تر تحت تآثیر احساسات و عواطف خویش قرار می گیرد. زن طبعاً به زینت و زیور و جمال و آرایش علاقه دارد. احساسات زن بی ثبات تر از مرد است، زن از مرد محتاط تر و مذهبی تر است [و مرد ها معمولاً جسورتر و شجاع تر می باشند] احساسات زن، مادرانه است و علاقه ی زن به خانواده بیشتر است و ...(14)

سه. تفاوت های اجتماعی حاصل از جامعه ی انسانی و رفتار ها و مناسبات میان آدمیان
 

با توجه به تفاوت هایی که در توانایی و نقش اجتماعی زن و مرد وجود دارد عقل سلیم اقتضا می کند که برای انجام نقش ها، بین زن و مرد تفاوت قائل شویم، به این ترتیب که:
1. نقش ها و کار هایی که زن و مرد هر دو امکان اجرا دارند،
2. نقش هایی که با ساخت جسمی و روحی زن متناسب است،
3. نقش هایی که با ساخت روحی و جسمی مرد متناسب است.(15)

چهار. تفاوت در برخی احکام دینی نشأت گرفته از وحی
 

همان گونه که گذشت، تفاوت های طبیعی و فطری (جسمی و روحی) وظایف و تکالیف خاصی را بر عهده ی انسان ها (زن و مرد) می گذارد و به علت همین تفاوت هاست که برای مردان و زنان، احکام و تکالیف دینی خاصی معین شده است.(16)
بعد از بیان تفاوت های بین زن و مرد و اقسام آن، لازم است نکاتی را مورد توجه قرار دهیم:
1. با دقت در آیه ی 11 سوره ی نساء در می یابیم که قرآن کریم برای اهتمام به حق زن هنگام تعیین سهم ارث، ارث زن را اصل و مبنا قرار داده و آن را مسلم دانسته و معیار ارث معرفی می نماید، آن گاه می فرماید: «للذکر مثل حظ الانثیین»؛ یعنی موقع بیان سهم برادر، نمی فرماید که خواهر نصف سهم برادر می برد تا معیار اصلی، سهم برادر باشد، بلکه معیار و اصل مفروض و مسلم را ارث خواهر که دختر میت است، قرار می دهد و سهم برادر را دو برابر سهم خواهر بیان می کند، تا اصل ارث زن قطعی و مفروغ عنه باشد.(17)
این احتمال نیز وجود دارد که محور بودن دختر در آیه ی یاد شده برای جبران بی توجهی به دختر باشد.(18)
3. در مورد برخی احکام فلسفه هایی ذکر شده است که بعضی از آن ها را عقل سلیم درک می کند و برخی از آن ها در منابع دینی به نام فلسفه ی احکام و اسرار عبادات آمده است که البته به صورت کامل نمی باشد و این مورد حکمت حکم است نه علت آن، و بعضی دیگر از احکام نه فلسفه ی آن ها در کتاب های دینی آمده است و نه عقل ما آن ها را درک می کند و ناگزیر از روی تعبد آن ها را بپذیریم و به آن ها عمل کنیم، زیرا بر اساس علم و حکمت الهی بوده است.
نکته ی جالب این که از آنجا که خداوند تمام قوانین حقوقی را بر اساس حقوق فطری و ویژگی های انسان تنظیم و تدوین فرموده است، در پایان آیه ی ارث (نسا / 11) دو اسم از اسمای حسنای الهی را یادآور می شود ... و آن «علم» و «حکمت» خداوند است «... ان الله کان علیماً حکیماً»، یعنی شما از علم و حکمت کافی برخوردار نیستید تا راز تفاوت را که در هسته ی مرکزی عدل نهفته است، در آن جستجو کنید، لیکن خداوند آگاه و حکیم است، همه ی علل تساوی و عوامل تفاوت را جمع بندی نموده و بر مدار حکمت، به صورت دستور های معتدل حقوقی صادر می فرماید تا مسایل در سنت و مانند آن، از «تفریط» جاهلیت کهن، و از «افراط» جاهلیت جدید و مدرن مصون بماند.(19)
5. عدالت آن نیست که در تقسیم چیزی، به همه ی افراد به طور مساوی بدهند، برای مثال، در یکی از اتاق های بیمارستان که یک متخصص مسئول معالجه ی بیماران آن اتاق است، برای هر کدام با توجه به وضعیت آن ها دستور غذایی خاص می دهد، در دستور غذایی یکی چلو مرغ است و دیگری سوپ و به بیماری نیز اجازه ی غذا خوردن نمی دهد که ممکن است برای برخی جای تعجب باشد و بگویند چرا به همه یک نوع غذا نمی دهند؟
عدالت آن است که هر چیزی را به موقع، و در جای خودش قرار دهیم و خداوند که حکیم و علیم است و خود خالق انسان ها می باشد، می داند که مصالح و مفاسد بندگان خود در چیست و از این رو، احکام را بر اساس مصالح و مفاسد وضع می کند، هر چند در ظاهر برای برخی افراد ناخوشایند باشد، بنابراین، آنچه ناپسند است، تبعیض می باشد نه تفاوت.

تذکر مهم
 

احکام اسلامی به صورت اجزای یک سیستم و شبکه به همدیگر مرتبط هستند و گاهی با توجه به همدیگر حکم جدید وضع می شود، از این رو، در موقع قضاوت و داوری و اشکال گرفتن به یک حکم، باید به احکام دیگر بی توجه نبود و از همه ی جوانب به آن نگاه کرد، برای مثال، داوری درباره ی تقسیم ارث زنان که از قوانین اقتصادی اسلام است، باید با توجه به قوانین اقتصادی دیگر اسلام باشد.
چنانچه بیان شد، اسلام مسئولیت اقتصادی خانواده را به مرد واگذار و بر او واجب کرده است، در حالی که در این باره به عهده ی زن هیچ مسئولیتی گذاشته نشده است، و از سوی دیگر، به هنگام ازدواج
مهریه ی زن بر عهده ی مرد است که پرداخت آن عندالمطالبه بر مرد واجب می باشد، از این رو لازم است احکام و قوانین اقتصادی را به صورت یک شبکه و سیستم به هم پیوسته نگریست نه از هم گسیخته و جدا جدا.
6. در قانون ارث همیشه این گونه نیست که سهم پسر دو برابر دختر باشد و در مواردی از این قانون تبعیت نمی شود که عبارتند از:(20)
الف ـ مواردی که سهم زن بیشتر از مرد است
ـ موردی که میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگری نداشته باشد که در اینجا پدر 1/6 می برد و دخترش بیش از او.
ـ موردی که میت دارای نوه باشد و فرزندان او در زمان حیات وی مرده باشند، که در اینجا نوه ی پسری، سهم پسر را می برد (هر چند دختر باشد) و نوه ی دختری، سهم دختر را می برد (هر چند پسر باشد).
ب ـ مواردی که زن به مانند مرد ارث می برد
ـ در صورتی که میت فرزند داشته باشد، هر یک از پدر و مادر 1/6 از سهم ارث را می برند، و سهم پدر از مال فرزند (در این مورد) بیشتر از مادر نیست.
* کلاله ی مادری ـ یعنی برادر و خواهر مادری میت ـ به اندازه ی مساوی ارث می برند.(21)
در وضع احکام و قوانین، قانون به صورت کلی وضع می شود و ناظر به موارد جزیی و استثنایی نیست و بر محور افراد دور نمی زند، برای مثال، اسلام مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده ی مرد قرار داده و بر او واجب کرده است، از این رو در وضع قوانین، اسلام مرد را محور و رکن اقتصادی و نان آور خانواده می داند، حال اگر دختری مجرد و ازدواج نکرده باشد، موردی استثنایی است، ولی قانون، کلی و برای همه ی زنان است.
اما در مورد قسمت دوم سوال که گفته شده است: «در برخی روایات تبعیض حقوقی به ویژه بین زن و شوهر به چشم می خورد.» توجه به چند نکته لازم است:
اولاً: تمام روایات را بررسی کرده و مورد مطالعه قرار دهیم تا بتوانیم به صورت جامع و دقیق قضاوت کنیم.
ثانیاً: هر روایتی که مشکل به نظر می رسد، باید به صورت خاص ذکر شود.
ثالثاً: بین تفاوت و تبعیض فرق بگذاریم، زیرا در بسیاری از روایات تفاوت ها بیان شده نه تبعیض، همان گونه که در بخش قبل بیان شد.
رابعاً: اگر در بعضی روایات برخی زنان نکوهش شده اند، دلیلی خاص دارد.

ستایش ها و نکوهش ها
 

گاهی حادثه و یا موضوعی در اثر یک سلسله عوامل تاریخی، زمانی، مکانی، افراد، و شرایط و علل و اسباب آن، ستایش یا نکوهش می شود. معنای این ستایش و نکوهش این نیست که اصل طبیعت آن شی قابل ستایش و یا مستحق نکوهش است، بلکه احتمال دارد زمینه ی خاصی سبب این ستایش و نکوهش شده باشد، مثلاً اگر قبیله ای ستایش شود، احتمال دارد به خاطر آن باشد که مردان خوبی در آن عصر از این قبیله برخاسته اند و شاید در موقعی دیگر افرادی از آن قبیله مستحق نکوهش باشند و مورد نکوهش واقع شوند، (22) همان گونه که از بصره و کوفه نیز در زمینه هایی نکوهش شده، در صورتی که بصره رجال علمی فراوان تربیت کرده و کوفه نیز مردان مبارز و کم نظیری را به اسلام تقدیم کرده است، و کسانی که به خون خواهی سالار شهیدان (ع) برخاستند، از کوفه برخاسته بودند.
در نتیجه نمی توان گفت: «چون مثلاً کوفه یا بصره نکوهش شده است، آن دو شهر برای همیشه و ذاتاً بد و سزاوار نکوهش اند.»
آری قضایای تاریخی در یک مقطع حساس زمینه ی ستایش و یا نکوهش را فراهم می کند و با گذشت آن مقطع، زمینه ی مدح و ذم منتفی می گردد.(23)
بخشی از نکوهش های نهج البلاغه در مورد زن نیز ظاهراً به جریان جنگ جمل باز می گردد(24) و یک قانون کلی و همگانی درباره ی عموم زنان نیست، بلکه با توجه به این که این خطبه بعد از جنگ جمل (که عایشه به راه انداخت) از امام علی (ع) صادر شده است، درباره ی دسته ی خاصی از زنان می باشد که در این گونه مسیر ها گام برمی دارند، (25)چنانچه ابن ابی الحدید ـ از علمای سنی مذهب در شرح نهج البلاغه در مورد این خطبه می نویسد: «هذا الفصل کله رمز الی عایشه،(26) تمام این خطبه اشاره به عایشه است.» وگرنه چه کسی می تواند فداکاری های زنان بزرگ و با شخصیتی همچون حضرت خدیجه (س)، حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری ـ علیهم السلام ـ و ... را در راه اسلام، انکار کند، علی (ع) نیز برای آنان احترام فوق العاده ای قائل بود.(27)

پي‌نوشت‌ها:
 

1. ر.ک: قرآن در آيينه ي انديشه ها، جمعي از نويسندگان سازمان تبليغات اسلامي، ص 378؛ سيري در مسايل خانواده، حبيب الله طاهري، ص 28 - 32.
2. نسا 1؛ اعراف، 189.
3. ر.ک: تفسير نور و تفسير الميزان ذيل آيه ي 1 سوره ي نساء.
4. ر.ک: تفسير نمونه، ذيل آيه ي 35 سوره ي احزاب.
5. نساء، 124؛ نحل، 97؛ غافر، 40.
6. مائده، 38؛ توبه، 68.
7. طه، 117؛ اعراف، 22،20.
8. ر.ک: شخصيت زن از ديدگاه قرآن، هادي دوست محمدي، ص 42.
9. ر.ک: قرآن در آيينه ي انديشه ها، ص 380.
10. ميزان الحکمه، محمد محمدي ري شهري، ج 6، ص 463.
11. حجرات، 13.
12. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهري، ص 205 ـ 206.
13. منزلت زن در انديشه ي اسلامي، محمد فنايي اشکوري، ص 15.
14. نظام حقوق زن در اسلام، ص 207 و 206.
15. منزلت زن در انديشه اسلامي، ص 18.
16. همان، ص 20.
17. زن در آيينه ي جلال و جمال، عبدالله جوادي آملي، ص 347.
18. ر.ک: تفسير نور، ذيل آيه ي 11 سوره ي نساء.
19. ر.ک: زن در آيينه ي جلال و جمال، ص 347.
20. زن در آيينه ي جلال و جمال، ص 346 و 345.
21. نساء، 12 و 11.
22. همان، ص 368.
23. همان، 369.
24. همان.
25. ترجمه ي نهج البلاغه، ناصر مکارم شيرازي، ج 1، ص 389 ـ 390.
26. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد(المعتزلي)، ج 3، ص 319.
27. ترجمه ي نهج البلاغه، مکارم شيرازي، ص 390.
 

منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.


- نظرات (0)

لاحول ولاقوة إلا بالله

{هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ
بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ }
سبحان الله الذي خلق فأبدع
سبحان الله الذي خلق فأحسن
سبحان الله الذي خلق فسوى
سبحان الله الذي خلق فجمل
**************
وهذا خلقهم بئس ماصنعت أيديهم
لاحول ولاقوة إلا بالله



- نظرات (0)

توبه کن

آیت الله مجتهدی :

گفتم که به پیری رسم و توبه کنم

آنقدر جوان مرد و یکی پیرنشد

شیطون میگه (تو حالا حالاها زنده ای )

از این آدما نباش ، هر روز توبه کن ...


- نظرات (0)

هر کس مرا بخواند


خداوند تبارک و تعالى مى فرماید:

هر کس مرا بخواند اجابت کنم ، و هر کس از من چیزى بخواهد به او عطا کنم ، و هر کس

که در راه من احسان کند، تشکّر کنم ، و آنکه مرا معصیت کند، پرده پوشى کنم ، و هر

کس به جانب من بیاید او را ثابت قدم بدارم و هر کس مرا بشناسد او را براى کارهاى

پسندیده برگزینم و هر که مرا دوست بدارد او را به (بلا) مبتلى کنم و هر آنکه را من

دوستش داشته باشم او را مى کشم (توفیق شهادت در راه خود به او نصیب کنم ) و هر که

را من بکشم دیه او را به عهده مى گیرم و دیه هر کس که به عهده من باشد، وصال خود را

دیه او قرار مى دهم .

(مستدرک الوسائل : ج 18، ص 419 .)


- نظرات (0)

صلوات بلند

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت



می فرمایند:

صلوات وقتی که بلند فرستاده می شود همه ی چین های جسم و روح را باز می کند.



(کتاب طوبای محبت3، ص157)


برگرفته از کتاب ذکرهای شگفت عارفان جلد2




- نظرات (0)

حضرت معصومه (سلام الله علیها)

روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .
خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند .

عن سعد عن الرضا(ع) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .
كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .
امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة
(بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (اين تعبير بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره ٧ است )
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است
جايگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روايتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (١)
«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (٢)
لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :
مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .
________________________________________
١-ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢
٢-زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .
ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (١)
---------------------------------------
١-كريمه اهل بيت، ص٤٣، با تلخيص و تصرّف .

- نظرات (0)