سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نوروزمان را حرام نکنیم

عید نوروز ،حرام،تحول

اقتصاد ناسالم، زمینه ساز انتحار اجتماعی

آیاتی از قرآن، جامعه اسلامی را به اقتصاد سالم و پویا فرا می خواند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ‏ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً[نساء/29] اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید، اموال یكدیگر را در میان خود به باطل (از راه نامشروع) مخورید مگر آنكه تجارتى از روى رضایت میان شما انجام گیرد، و خودكشى نكنید و همدیگر را نكشید و خود را به هلاكت گناه نندازید كه خداوند همواره به شما مهربان است.»

این آیه، جامعه اسلامی را به اقتصاد سالم بر پایه تجارت و کسب و کار مشروع،  فراخوانده و درادامه آیه از عدم خودکشی و عدم هلاکت اهل ایمان بوسیله گناه، سخن می گوید.

حضرت علی (علیه السلام) در باره جایگاه عید می فرماید: «کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللَّهُ فیهِ فَهُوَ عِیدٌ: هر روزی که در آن، نسبت به خدا نافرمانی نشود، عید است.»

بنابر این حدیث فوق، اگر هر روزی بدون گناه و معصیت الهی باشد، هر روزی که جامعه در کنار هم با صلح و صفا و توجه به حقوق هم (یکی از آنها حقوق اقتصادیست) و توجه به حلال و حرام خدا به سر برند؛ آن روز عید است.

تفسیر نمونه در مورد رابطه بین خودکشی و قتل نفس و تصرف مال حرام می نویسد: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یكدیگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار یك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینكه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است. حوادث و انقلاب ‏هایى كه در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى ‏باشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى ‏دهد و اعلام خطر مى ‏كند كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند.[1]

متأسفانه هر از چند گاهی در کشور ما خبرهایی مبنی بر مفاسد اقتصادی منتشر می شود که علاوه بر تأثیرات منفی آن بر اقتصاد، روحیه نشاط و امید را در جامعه هدف قرار می دهد؛ امید و اعتمادی که مردم به پویایی جامعه اسلامی دارند.

بنابراین بین اقتصاد ناسالم جامعه و آسیب زا بودن جامعه رابطه مستقیمی است. شکاف طبقاتی یکی از آنهاست که در سایه این شکاف طبقاتی، آسیب های بسیار دیگری نصیب جامعه می شود. در ایامی مثل ایام نوروز، بحث شکاف طبقاتی، کم و بیش چهره خود را نشان می دهد؛ ولی با این وجود اکثرافراد جامعه در هر سطح و رتبه ای، نشاط و دید و بازدید نوروزی خود را دارند. خدا نکند که نشاط نوروزی جامعه اسلامی، فقط ظاهری باشد و تأثیر چندانی در روحیه معنوی جامعه، به خاطر انجام گناه (که یکی از آنها اقتصاد ناسالم است) نداشته باشند. «وَ تَضْحَكُونَ‏ وَ لا تَبْكُون‏[نجم/60] و (با چنین وضعى كه دارید هنوز) مى ‏خندید و نمى ‏گریید؟» 

نوروزمان را حرام نکنیم

حضرت علی (علیه السلام) در باره جایگاه عید می فرماید: «کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللَّهُ فیهِ فَهُوَ عِیدٌ[2] هر روزی که در آن، نسبت به خدا نافرمانی نشود، عید است.»

بنابر این حدیث فوق، اگر هر روزی بدون گناه و معصیت الهی باشد، هر روزی که جامعه در کنار هم با صلح و صفا و توجه به حقوق هم (یکی از آنها حقوق اقتصادیست) و توجه به حلال و حرام خدا به سر برند؛ آن روز عید است.

آیه 60 نجم، نسبت به خندیدن بی مورد افراد، انتقاد کرده است. خدا نکند کسانی در عید نوروز شاد باشند ولی با پایمال کردن حقوق مالی  دیگران؛ گاهی متأسفانه دیده می شود که مسؤول محترمی که با استفاده از ماشین ارگان و سازمان دولتی که در آن مشغول به کار است و مال بیت المال است؛ به گردش و تفریح می رود و... خلاصه هر گونه تصرف مالی که شرعاً و قانوناً غیر مجاز است.

تفسیر نمونه در مورد رابطه بین خودکشی و قتل نفس و تصرف مال حرام می نویسد: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یكدیگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار یك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینكه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است. حوادث و انقلاب ‏هایى كه در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى ‏باشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى ‏دهد و اعلام خطر مى ‏كند كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند

نکته مهم:

چه بسا متصرفان غیر قانونی در بیت المال، بحث رضایت داشتن رئیس و بالا دست خود را بهانه برای تصرف در بیت المال بدانند، و همین نکته هم ممکن است در ایام نوروز پیش بیاید. در آیه 29 نساء، گر چه بر رضایت داشتن دو طرف تأکید شده است؛ ولی اولاً رضایتی مد نظر است که بر پایه کار وتجارت باشد و دوماً تجارتی ارزش دارد که مورد رضای خدای بزرگ باشد.

البته در بین مردم هم ممکن است به همین طریق فوق (رضایت داشتن طرفیتی) در ایام نوروز، حقوق مالی یکدیگر را نادیده بگیرند. می دانیم که در ایام نوروز، بازار عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است؛ در این بین برخی  از مراکز خدماتی، به طریق های مختلف خواهان عیدی گرفتن از مشتریان خود هستند و عیدی دادن مشتریان خود را دلیل بر رضایت آنها به اینکار می دانند؛ با این استدلال که سکوت طرف مقابل، نشان رضایت آنهاست، در حالی که ممکن است یکی رضایت نداشته باشد ولی با رو دربایستی و... مجبور به اینکار شود.

بنده سال گذشته ایام نوروز، با ماشین یکی از اقوام به شهرستان رفته بودم؛ در بین راه که راننده در پمپ بنزین توقف می کرد تا باک ماشینش را پر کند، صاحب جایگاه پمپ بنزین، اگر مبلغی از مشتریانش می ماند؛ آن را به عنوان عیدی تصرف می کرد و راننده هم به دلایل مختلف (عجله داشتن، رودربایستی و...) چیزی نمی گفت...؛ ولی آیا این سکوت کردن ها نشان رضایت است؟ 

تذکر مهم:

البته عیدی دادن خیلی هم خوب است و در  احادیث اهلبیت نیز عیدی دادن مورد توجه قرار گرفته است.[3] ولی تمام بحث آنجاست که  یک نفر، عیدی گرفتن را یک طرفه برای خودش وضع کند. 

سخن آخر

بین اقتصاد ناسالم و نشاط جامعه، رابطه مستقیمی هست. اقتصاد ناسالم و وجود مفسدان اقتصادی، متأسفانه سبب سلب اعتماد مردم به حکومت اسلامی و شکاف طبقاتی و آسیب های دیگر خواهد شد. بعضی افراد ممکن است در ایامی خاص مثل ایام نوروز، با استفاده از بیت المال به تفریح و خوشگذرانی مشغول شوند. بعضی از افراد نیز به سبب موقعیت شغلی و خدماتی و غیره، اقدام به اخذ عیدی از دیگران کرده و آن پول را صرف تفریح و...کنند؛ در حالیکه شاید چندان هم از رضایت دیگران مطمئن نباشند.

پی نوشت ها:

1ـ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج‏3، ص 357    

2ــ نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص852

3ــ دعائم الإسلام ، ابن حیون مغربی، ج 2 ، ص 326


- نظرات (0)

به باطل نخورید!!

ربا-بانکداری اسلامی-اقتصاد اسلامی

آیه ی 29 سوره نساء را آیه ی «تجارت» نام نهاده اند.

این آیه با طرح یکی از موضوعات اقتصادی اسلام، تصرف در دارایی های یکدیگر از راه های باطل مانند ریا، قمار، سرقت، و غصب را حرام داشته 2 و فقط از راه داد و ستدی که با رضایت یکدیگر باشد، جایز شمرده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَ لاَتَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیمًا

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، اموال همدیگر را به ناروا مخورید- مگر آنكه داد و ستدى با تراضى یكدیگر، از شما [انجام گرفته‏] باشد- و خودتان را مكشید، زیرا خدا همواره با شما مهربان است.

 

تصرف مشروع به سبب تجارت

به آیه تجارت بر اباحه تصرف به سبب تجارت در صورتی که با اختیار و رضایت دو طرف انجام شده باشد، استناد شده است.

 

مراد از تجارت در آیه

مراد از تجارت، مطلق معاوضه از قبیل بیع، صلح و قرض می‌باشد. [زبدة البیان، ص427][ کنز العرفان ج2، ص33]

در ادامه به نکاتی پیرامون تجارت از نگاه آیات قرآن و روایات می پردازیم:

 

بازرگانی (تجارت)

ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد هر دو طرف به آن رضایت داشته باشند...هرآینه خدا با شما مهربان است. (سوره نساء، 29)

 

فضیلت بازرگانی

امام علی (علیه السلام): به کارهای تجاری بپردازید که آن شما را از مال دیگران بی نیاز می کند.خداوند پیشه ور درستکار را دوست دارد. (وسائل الشیعه: 12/4/6)

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ): کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد وگرنه نباید خرید و فروش کند: ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف وتبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار الانوار، 103/95/18)

امام صادق (علیه السلام): تجارت کردن خرد را می افزاید. (کافی: 5/148/1)

 

رها کردن تجارت

امام صادق (علیه السلام): رها کردن تجارت خرد را کم می کند. (همان)

ربا

آداب تجارت

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ): کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند:ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف وتبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار الانوار، 103/95/18)

امام صادق (علیه السلام): هر کس بخواهد تجارت کند باید احکام دین خود را بیاموزد تا بدین وسیله حلال را از حرام باز شناسد. کسی که احکام دین خود را نیاموزد و تجارت کند در دام شبهات فرو می غلتد. (همان)

امام صادق (علیه السلام): هرگاه مسلمانی از معامله پشیمان شود و تقاضای فسخ کند و مسلمان طرف دیگر معامله تقاضای فسخ معامله را بپذیرد، خداوند در روز رستاخیز از لغزش های او در می گذرد. (همان)

 

رعایت حق مشتری

وای بر کم فروشان ؛ آنان که چون از مردم پیمانه می ستانند آن را پر می گیرند و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن می کنند از آن می کاهند. (انعام: آیه 152)

 

تشویق تاجر به صدقه دادن

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ): ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولاً) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را با صدقه در آمیزید. (کنز العمال: 9439)

امام علی (علیه السلام): در سفارش به مردی که مشغول فروختن کالایی بود، فرمود : از پیامبر شنیدم که می فرمود : گذشت و آسان گیری نوعی سود است. (وسائل الشیعه: 12/288/4)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ): ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولاً) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را با صدقه در آمیزید. (کنز العمال:  9439)

تشویق تاجر به راستگویی

پیامبر (صلی الله علیه وآله): تاجر درستکار ، راستگو و مسلمان ،در قیامت با شهیدان است. (کنز العمال:9216)

 

پرهیز از سوگند خوردن در تجارت

امام علی (علیه السلام): ای جماعت دلال! کمتر سوگند یاد کنید؛ زیرا اگر چه این کار کالا را به فروش می رساند ولی سود (حقیقی) را می برد. (کافی: 5/162/2)

 

برکت:

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): برکت، در بازرگانی و داد و ستد است. (مستدرک الوسائل: 13/9)

امام صادق (علیه السلام): خوش خلقی روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار: 71/396/77)

وام

وام :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله): از وام گرفتن بپرهیزید که آن غصه شب و خواری روز است. (بحارالانوار: 103/141/4)

 

ربا:

ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید و اگر ایمان آورده اید ، ربا را هر چند باقی مانده است رها کنید و اگر چنین نکردید با خدا و رسول او اعلان جنگ دهید و اگر توبه کنید اصل سرمایه برای شماست. در این حال نه ستم کرده اید و نه به شما ستم شده است . (بقره: 278،279)

 

احتکار:

امام علی (علیه السلام)- در فرمان زمامداری مصر به مالک اشتر – نوشت :...با این همه ،بدان که بسیاری از تاجران در داد و ستد بیش از اندازه سختگیرند و بخل ورزی ناپسندی دارند و به منظور سود بیشتر کالا را احتکار می کنند و به دلخواه نرخ گران می بندند و این کار برای توده ی مردم زیانبار و برای حکمرانان عیب و ننگ است.

بنابراین از احتکار جلوگیری کن؛ زیرا که رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) از آن منع فرموده است. (نهج البلاغه: کتاب 53)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): محتکران و آدم کشان در جهنم هم درجه هستند. (کنز العمال: 9739)

 

زکات:

امام صادق (علیه السلام): خداوند چیزی سخت تر از زکات بر این امت واجب نکرد و عموم آنان جز در این مورد هلاک نمی شوند. (الامالی طوسی: 693/1474)


- نظرات (0)

مال حرام و شیطان های آخر الزمان

خوراک‌های حلال و حرام

آیت الله مظاهری، مرجع تقلید عالم تشیع در جلسه درس اخلاق خود ورود مال حرام به زندگی انسان را سبب سقوط و تباهی دانست.

آنچه در ذیل می آید گزیده ای از مباحث مطرح شده در این جلسه است:

 

عروج روحانی انسان

هدف از خلقت انسان این است که عروج کند و بُعد جسمی او براق شود و حرکت کند و برسد به جایی که به جز خدا نداند. یعنی برای حرکت استکمالی و غیر متناهی خلق شده و اگر در راه بیفتد، تا خدا، خدایی می کند حرکت استکمالی و رو به قرب او ادامه خواهد داشت.

در واقع، انسان برای صعود خلق شده اما متأسفانه گاهی با اختیار خودش، به جای صعود، راهی را انتخاب می‌کند که به سقوط او منتهی می‌شود و اگر توجه پیدا نکند، سقوط او ابدی خواهد بود و به پست‌ترین و نازل‌ترین طبقه جهنّم می‌افتد.

«إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار»[1]

ذره ای انحراف از راه مستقیم، منجر به سقوط انسان می‌شود. در جمله "اهدنا الصّراط المستقیم" که دستور داده شده در نماز بخوانیم و باید توجه به معنای آن داشته باشیم، از خداوند می خواهیم که حالت انحراف- چه به چپ و چه به راست- برای ما پیدا نشود و توفیق الهی را ضمیمه همّت خویش کنیم تا به مقصد برسیم.

اگر همّت و توفیق به صورت توأمان باشد، هدایت عنائیه پروردگار دست انسان را می‌گیرد و او را در راه مستقیم که از مو باریک‌تر، از آتش سوزنده تر و از شمشیر برنده تر است، هدایت می‌کند تا به لقای خداوند سبحان نائل شود. موفقیت در این راه، محتاج توجه است و تمسّک به قرآن و عترت (علیه السلام) نیز راهنمای او و توسّل به اهل‌بیت (سلام الله علیها) راه‌گشای وی خواهد بود.

 

مال حرام، یکی از عوامل سقوط انسان

خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حرام، اقسامی دارد که مواد مخدّر و روان‌گردان یا مشروبات الکلی و مست کننده، از جمله آن می‌باشد که آدمی را نابود می‌کند. امّا آنچه اکنون مورد بحث ما است، غذای حرام است که منجر به سقوط انسان می‌شود.

تعالیم قرآن و عترت (علیه السلام)، سفارش فراوانی برای اجتناب از غذای حرام دارند. حتی قبل از انعقاد نطفه، دستوراتی جهت رعایت حلال بودن غذای پدر و مادر، وارد شده است، زیرا غذای حرام برای نطفه بسیار خطرناک است. در تعالیم دینی تأثیرات سوء غذای حرام بر روح آدمی بیان شده و از این جهت در دین مبین اسلام، در خصوص حلیت غذای مادر در دوران بارداری و شیر دهی و نیز غذایی که کودک در طفولیت می‌خورد و همچنین غذای انسان تا پایان عمر، تأکیدات فراوانی وجود دارد.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند

برخی از تبعات مال حرام

یکی از تبعات غذای حرام، این است که توجه و بیداری را از انسان سلب کرده، او را در غفلت فرو می‌برد. وقتی چنین شد، حال عبادت ندارد، از نماز لذت نمی برد و بدتر از آن، از گناه لذت می برد. به مرتبه‌ای از سقوط می رسد که رابطه با خدا برایش مشکل است و نه تنها موفق به خواندن نماز شب نمی شود، بلکه توفیق نماز اوّل وقت نیز از او سلب می‌شود.

از دیگر تبعات مال حرام، پدید آمدن جهل مرکب برای انسان است. به این معنا که کار زشت در نظر او جلوه نیکویی دارد. قرآن کریم، ورشکسته‌ترین افراد در قیامت را کسی می‌داند که اعمال ناشایست خود را نیک می‌پندارد.

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا، الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا»[2] ؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان‏] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند، دین، نماز، مسجد و محراب را مسخره می کنند و رفتارهای زشت و ناپسند و فرهنگ غرب را نیکو می‌دانند. ظلم، در چنین جامعه‌ای معتبر است و ربا و رشوه، در بین افراد آنان عادی است و امتیاز محسوب می‌گردد.

مال حرام، رابطه انسان با خداوند را به کلّی قطع می‌کند و او را به شیطان متّصل می‌نماید. وقتی با شیطان مرتبط شد، به راهی می‌افتد که منتهای آن سقوط است و تا پایان عمر سراشیبی سقوط را طی می‌کند تا بمیرد. متأسفانه در آخرت نیز سقوط او ادامه دارد. خدا نکند کسی به این مقام پست تنزّل یابد که سقوطش، حتّی در جهنّم نیز ادامه دار باشد.

 

مال حرام آدمی را به سراشیبی سقوط می اندازد

افزون بر این، کسی که مال حرام کسب کرده، در قیامت باید حقّ‌النّاس را جبران نماید و این جبران ربطی به سقوط او و عذاب جهنّم ندارد. خداوند متعال به عزّت و جلال خود قسم خورده و فرموده است که: ممکن است از حق خودم بگذرم، امّا از حق‌الناس نخواهم گذشت؛ بنابراین در قیامت، عبادات و اعمال نیک بدهکار را به بستکار می دهند تا راضی شود؛ و اگر عمل نیکی نداشته باشد یا اعمال او تمام شود، گناهان بستانکار را به پرونده بدهکار منتقل می‌کنند.

مال حرام، انسان را به سقوط می‌کشاند و شقاوت ابدی را برای او رقم خواهد زد. بنابراین، به دست آوردن غذای حلال، مخصوصاً در زمان حاضر، در حالی که بسیار مشکل است، بسیار لازم است.

 

برخورد امام صادق (ع) با سود حاصل از گران‌فروشی

پول شویی

امام صادق(سلام الله علیها) روزی غلام خود را خواستند و فرمودند: من برای خرج و مخارج زندگی به درآمد نیاز دارم. سپس یک کیسه پول، شامل هزار سکه به او دادند و فرمودند: با این پول تجارت کن. آن غلام نقل می‌کند که با آن پول، جنسی خریدم و همراه با تجّار، به سوی مصر رفتیم. در راه قافله‌ای را دیدیم که از مصر برمی‌گشت، از اوضاع جنسی که داشتیم سراغ گرفتیم، گفتند: جنس شما در مصر مورد احتیاج همه است. تجّار قافله نیز برای سود بیشتر، هم قسم شدند که اجناس خود را به دو برابر قیمتِ خرید، بفروشند. می گوید: از سفر برگشتم و با خوشحالی دو کیسه پول در مقابل امام صادق (علیه السلام) گذاشتم و گزارش تجارت خود را دادم. آن حضرت از گران‌فروشی من خیلی ناراحت شدند و فرمودند: سبحان اللَّه! هم قسم می‌شوید که در مقابل هر دینار یک دینار سود از مسلمانان بگیرید؟ مبلغ اولیه خودشان را برداشتند و سود معامله را پس دادند و فرمودند: من احتیاج به چنین سودی ندارم. سپس روایتی خواندند که باید سرمشق زندگی ما باشد:

«مُجَادَلَةُ السُّیوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ"[3] ؛ یعنی انسان در خط مقدم جبهه باشد، آسان‌تر از این ا‌ست که بتواند مال حلال به دست بیاورد، اما تلاش برای کسب حلال، ضروری است. حتی اگر لازم باشد کسی برای پرهیز از مال حرام، گرسنگی بخورد، معلوم است که باید آن گرسنگی را تحمّل کند و به حرام نیفتد.

 

تأثیر سوء مال حرام در تربیت فرزندان

مال حرام، نه تنها خود انسان را به سقوط می‌کشاند، بلکه فرزندان او را نیز بدبخت می کند. وضعیت تأسف‌آور فرهنگی و فساد اخلاقی رایج در جامعه کنونی در اثر مال حرام است که پدر و مادرها به خورد فرزندان می‌دهند. وضعیت بعضی دختران و پسران جوان خیلی بد است تا جایی که می‌توان گفت: عفت عمومی و غیرت عمومی نداریم و فساد اخلاقی، با کمال شهامت در جامعه ما حکم‌فرماست. عفت از زن‌ها و غیرت از مردها رفته و کار به جایی رسیده که بی  عفتی و بی غیرتی تبدیل به ارزش شده است.

چرا چنین شده است؟ ما که شیعه هستیم، ما که از نظر عقیده به اسلام و تشیع و از نظر شعار، در حدّ مطلوبی هستیم و به اهل‌بیت (علیه السلام) عشق می‌ورزیم. پس چرا چنین شده است؟ به خاطر غذای حرام.

در اداره های ما، بی‌کاری، کم کاری و رشوه خواری وجود دارد. معلوم است کسی که رشوه بخورد یا در اداره، کم کاری و بدکاری داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بی‌عفّتی می شوند و بدتر اینکه، بی‌عفّتی نزد آنان، تبدیل به ارزش می شود؛ با مسجد و معنویات سر و کار ندارند و روحانیت را خرافت می دانند، شبانه روز مشغول تلفن همراه خود هستند که برای برخی جوانان، خانه شیطان شده است.

بازار ما، بازار اسلامی نیست؛ ربا، گران‌فروشی و کم‌فروشی به طرز عجیبی رونق دارد و غشّ در معامله در بازار فراوان است. معلوم است چنین تاجر یا کاسبی نمی تواند دختر و پسر مقدّس تحویل جامعه بدهد؛ لذا گاهی اوقات خودش مسجدی است اما پسر و دخترش نه اینکه حال مسجد ندارند، بلکه پدرشان را هم برای رفتن به مسجد مسخره می کنند. وقتی خمس در جامعه یک ضد ارزش باشد، معلوم است غذای افراد آن جامعه حرام است. وقتی این حرام را بچه ها بخورند، نه تنها راجع به دین، کسل و غافل می شوند، بلکه سقوط عجیبی می‌کنند.

اداری‌ها، بازاریان، اهل علم و بالاخره همه و همه باید بدانند که غذای حرام انسان را به سقوطی می کشاند که بعضی اوقات برگشت هم ندارد. یعنی گاهی انسان چنان سقوط می‌کند که اگر هم بخواهد نمی‌تواند مسیر رفته را بازگردد

عبرت از تاریخ

جوان‌ها! از تاریخ عبرت بگیرید. در زمان متوکّل عباسی، یک عالم مقدّس به نام شریک، با دربار ارتباط پیدا کرد. متوکّل از او تقاضا کرد که قاضی‌القضات شود. او با کمال شهامت گفت: دستگاه تو ظلم است و آن ریاست را نپذیرفت. گفت: لااقل معلّم فرزندانم باش. گفت: آن هم اعانت به ظلم است و نمی‌پذیرم. متوکّل گفت: پس شام میهمان ما باش. شریک که بهانه‌ای برای مخالفت نداشت، شام سلطنتی را خورد و به خانه رفت.

وقتی به خانه رفت، افکار انحرافی در اثر خوردن مال حرام، در او رخنه کرد. معنا ندارد که انسان غذای حرام خورده باشد و فکر او الهی باشد یا با خدا و معنویات سر و کار داشته باشد. مال حرام، ابزار بسیار خوبی برای شیطان است و کار او را راحت می‌کند؛ بنابراین فکر و توجیه شیطانی به سراغ او آمد. گفت: اگر من مقام قضاوت را بپذیرم، می‌توانم از این طریق، خدمتی به خلق خدا بکنم. وسوسه شیطان او را فرا گرفت و ریاست قوه قضائیه حکومت متوکّل را در نظر او امری مقدّس جلوه داد. سپس با خود گفت: اگر من بتوانم فرزندان متوکّل را تربیت کنم، ارزشمند است و چرا این امر مقدّس را نپذیرفتم؟

از شب تا صبح افکار شیطانی را مرور می‌کرد و صبح روز بعد به نزد متوکّل رفت و هر دو سمت را قبول کرد. متوکّل نیز به جبران خدمات او به دربار، یک حقوق حسابی برای او تعیین کرد.

 

غذای حرام بستر دین فروشی را در جامعه فراهم می کند

ثروت

غذای حرام، حتی به اندازه یک شام، با انسان چنین می‌کند که دین خود را در معرض فروش قرار می‌دهد. جالب آنکه خود شریک هم توجه و اقرار به انحراف و دین فروشی خود داشت، ولی تأثیر مال حرام، اجازه بازگشت به او نمی‌داد. روزی هنگام دریافت حقوق، دید که یکی از سکّه‌ها معیوب است. آن سکه را برای تعویض، به مأمور پرداخت برگرداند. آن مأمور گفت: یک سکّه معیوب در بین آن همه سکّه چه اشکالی دارد؟ مگر ارث پدرت را در ازای این حقوق فراوان داده‌ای؟ شریک گفت: نه، دینم را به خاطر دریافت این پول‌ها داده‌ام و لذا از یک سکّه هم نمی‌گذرم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) وقتی مطلّع شدند که استاندار ایشان به میهمانی اشراف رفته و به طرز آنان غذا خورده است، بسیار ناراحت شدند و نامه تندی به او نوشتند و فرمودند: رفتن به منازل تشریفاتی و خوردن غذاهای تشریفاتی سزاوار استاندار من نیست. سپس فرمودند: من که امام مردم هستم، در روز به دو قرص نان جو دو تا پیراهن وصله ای، بسنده کرده‌ام. مگر می شود من بیت‌المال مسلمانان را هدر دهم و غذای خوب و لباس خوب داشته باشم؟[4]

اداری‌ها، بازاریان، اهل علم و بالاخره همه و همه باید بدانند که غذای حرام انسان را به سقوطی می کشاند که بعضی اوقات برگشت هم ندارد. یعنی گاهی انسان چنان سقوط می‌کند که اگر هم بخواهد نمی‌تواند مسیر رفته را بازگردد.

سلمان فارسی می‌گوید: در دوره آخر زمان، مردم، افراد متّقی را دیوانه می‌خوانند و متّقین نیز سایر مردم را شیطان می‌دانند. به راستی هم امروزه شیاطین، جامعه را فراگرفته‌اند و راجع به غذای حرام، هیچ اهمیتی قائل نیستند و تصوّر می‌کنند که آدم‌های خوبی نیز می‌باشند. ربا و رشوه، سر تا پای برخی را گرفته و بالاخره غذای حرام هم شکم خودشان و هم شکم خانواده آنان را پر کرده است. در قیامت، همین فرزندان از پدر خود شکایت می کنند که خدایا ما در اثر مال حرام که او به خورد ما داد، منحرف شدیم و از پدر خود بازخواست می‌کنند، در حالی که آن پدر برای رفاه همین زن و فرزندان و تأمین دنیای آنان به حرام افتاده و جهنّمی شده است.

 

پی‌نوشت ها:

1. نساء / 145

2. اعراف / 104-103

3. کافی، ج 5، ص 161

4. نهج‌البلاغه / نامه 45

 


- نظرات (0)

توصیه های نوروزی

نوروز

در ایام عید که ظاهر خوبی دارد یعنی فرصتی برای دید و بازدید و سفر و شادی است و شهر و روستاها و خانه‌ها برای پذیرایی آماده است و هوای معتدل همراه با سبزی زمین و شکوفه‌های درختان و امثال آن به چشم می ‌خورد سزاوار است که این ظاهر زیبا با باطنی همراه باشد و تبریک ظاهری همراه با برکت عملی باشد.

این دید و بازدیدها قالب و تبریک ظاهری است، ولی قلب آن چیست؟

مغز این تبریک اموری است از جمله این که:

۱- در این دید و بازدیدها ثروتمندان فامیل، مخفیانه از فقرای فامیل دستگیری کنند.

این دستگیری کردن و کمک در آیات قرآن کریم به وفور از آن یاد شده است و در ازای عدم انجام نیز عذاب هایی وعده داده شده است:
وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (توبه 34)
وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ/الَّذِینَ لَا یُوْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (فصلت 6 و 7)
مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ / قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ / وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ (سوره مدثر44-42 )

إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات 15)

۲- اگر میان فامیل افرادی با هم کدورتی دارند آنان را آشتی دهند.

استحکام جامعه و مهربانی و دوستی بین ارکان آن، از نیازهای اساسی جامعه بشری است. خداوند متعال در قرآن کریم با به کار بردن تعبیر زیبای «صلح و آشتی» مردم را به اختلاف زدایی در زمینه حقوقی دعوت می‏کند و می‏فرماید:
«فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِكُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ» [انفال/1]
«پس از خدا پروا دارید و با یكدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت كنید.»
همچنین در مورد توصیه به اخوت و برادری می‏فرماید:
«إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [حجرات/10]
به حقیقت، مومنان همه برادر یکدیگرند. پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خدا ترس و پرهیزکار باشید. امید است که مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرید.
امام علی علیه ‏السلام در وصیت ‏نامه خویش در خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می‏ فرماید: از جد شما شنیدم که می فرمود:
« إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ » [مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، ج‏73 ص43]

امیرمۆمنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏فرمود: اصلاح بین مردم از هر نماز و روزه (مستحبّى) بهتر و گرانقدرتر است.
حضرت علی علیه‏السلام در وصیت نامه خود به فرزندان و همه کسانی که گفته او به آنها می‏ رسد، توصیه می ‏کند:
شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش می ‏کنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتی با یکدیگر که من از جد شما شنیدم که می ‏گفت: آشتی دادن میان مردمان، بهتر است از نماز و روزه سالیان. [سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نوبت 26، نامه 47]
با اینکه در اسلام دروغ گفتن از گناهان کبیره است می ‏توان در شرایطی برای اصلاح ذات بین از آن بهره گرفت، بنابر گفته امام صادق علیه‏السلام:
كسى كه مصلح و میانجى مى‏ شود، آنچه بگوید دروغگو محسوب نمى ‏شود. [كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، ج‏2، ص210]
در حدیثی دیگر از امام علی علیه ‏السلام آمده است:
اگر میان دو نفر به منظور اصلاح و آشتى، میانجی ‌گرى كنم در نظر من از دو دینار صدقه دادن برتر است. [همان، ج‏2  ص 209]

«صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْن‏» اگر آشتی بدهید دو نفری را كه با هم قهر هستند، «أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏» (نهج‌البلاغه/ص421) از تمام نمازها و روزه‌های مستحبی ثوابش بیش‌تر است.

بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ی این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا» (كافی/ج2/ص209)

۳- اگر نوجوانان فامیل در بعضی از درس‌های خود ضعیف هستند به آنان کمکی شود.

بدهکار

مهلت دادن به بدهكار تنگ دست

۴- اگر شخصی گرفتار بدهی یا زندان است آن را نجات دهیم.

آیه 280 دربردارنده یک دستور مالی و حقوقی است که در آن به طلبکار توصیه شده در صورت سررسید زمان دریافت طلب، در صورتی که امکان پرداخت برای بدهکار وجود نداشته باشد؛ طلبکار نباید او را تحت فشار قرار دهد؛ بلكه باید به او مهلت دهد. (إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ‏ مَیْسَرَةٍ)

حتى در قوانین اسلام كه در واقع تفسیرى است براى آیه فوق، تصریح شده كه هیچگاه نمى توان خانه و وسایل ضرورى زندگى افراد را برای بدهى آنها توقیف كرد یا از آنها گرفت؛ بلكه طلبكاران تنها مى ‏توانند از اضافه بر آن، حق خود را بگیرند و این حمایت روشنى از حقوق قشرهاى ضعیف جامعه است. [تفسیر نمونه 2/377]

قرآن کریم به طلبكاران مى‏گوید: در این گونه موارد كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهى آنان بخشوده شود، از هر نظر براى شما بهتر است. (أَن تَصَدَّقُواْ خَیر لَّكُم) احساس كینه توزى و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل مى سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددى كه نتیجه اش نصیب همگان مى شود، وا مى دارد و اضافه بر اینها، صدقه و انفاقى در راه خدا محسوب مى ‏شود كه ذخیره روز پسین خواهد بود. [همان 2/378]

 ۵- اگر در جلسات گناه می ‌شود با برخورد خوب، مانع شویم.
۶- اگر برای بعضی از افراد فامیل سوال و شبهه‌ای مطرح شده ما واسطه شوبم و جوابش را از یک دانشمندی دریافت و شبهه آن را برطرف کنیم.

۷- اگر در فامیل و همسایگان خانواده شهداء و جانبازان وجود دارند، دیدار با آنان را بر دیگران مقدم بداریم.

 

شکرگزار باشیم

۸- در سفر از کسانی که در جاده‌ها خدمت می ‌کنند (پلیس، هلال احمر، راهداری) حداقل با زبان، تشکر کنیم.

شکر نعمت به شکل عملی از ارزش و جایگاه برتری برخوردار است و انسان لازم است افزون بر شکر زبانی، به عمل نیز شکرگزار باشد.

بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ی این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا»

شکر باعث زیادی نعمت می‌شود خود باعث تقویت حس شکرگزاری انسان می ‌شود. قرآن مجید در سوره ابراهیم، 7 می‌ فرماید: "لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم; شکر نعمت نعمتت افزون کند"

۹- برای همسریابی افراد مجرد فامیل واسطه‌گری و شفاعت کنیم.

در این زمینه خواندن روایات زیر خالی از لطف نیست.

امام صادق (علیه السلام): هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از افرادی است که خدا در روز قیامت به او نگاه [لطف آمیز] می کند. (الکافی، ج 5، ص 331)

امیرمۆمنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد. (وسائل الشیعه)

 


- نظرات (0)

صله رحم مجازی

, تجدید پیوند عاطفی, رحم, دید و بازدید, حق پدر و مادر, نیکی به پدر و مادر

مفهوم رحم

رحم در لغت به عضو خاصى از بدن زن كه محل استقرار فرزند و كانون نشو و نماى طبیعى او است اطلاق مى گردد. اقربا و خویشان نیز به اعتبار انتساب به یك رحم واحد  ارحام خوانده مى شوند.(1)

از نظر صرفى رحم بر وزن فعل، مفرد و جمع آن رحماء و ارحام، اسم فاعل آن راحم، اسم مفعول آن مرحوم، صیغه مبالغه آن رحیم ، همه از مشتقات واژه رحمت و مرحمت مى باشند. بسیارى از اهل لغت در بیان مبداء اشتقاق واژه رحم به این روایت نبوى شریف استناد كرده اند؛ پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: خداوند به هنگام خلق رحم خطاب به او فرمود: أَنَا الرَّحْمَنُ وَ أَنْتَ الرَّحِمُ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ‏ وَصَلَكَ‏ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَكَ قَطَعْتُه (2)؛

من خداى رحمانم و تو رحمى ، من اسم تو را از اسم خویش مشتق كرده ام ، از این رو هر كه با تو پیوند كند، من با او پیوند خواهم كرد و هر كه رابطه اش ‍ را با تو قطع كند، من نیز رابطه خویش را با او قطع خواهم نمود.

وصلت و سعادت

تحكیم پیوند خانوادگى و خویشاوندى ، یكى از اهداف ارزشمند مكتب توحیدى اسلام قرار دارد آئینى كه توحید و یكتا پرستى را محور تمام فعالیتها و تلاشهاى خود عنوان نموده است ، و سعى و تلاش دارد در تمام صحنه ها و عرصه ها وحدت رویه و حركت یكنواختى را فراهم ، واز تشتت و پراكندگى جلوگیرى به عمل آورد، هر عامل یا وسیله اى را كه موجب تحكیم این هدف مقدس گردد، تشویق، و از هر عامل تفرقه و پراكندگى جلوگیرى و ممانعت به عمل آورده است چون اساس كار اسلام وصل و گریز از فصل و جدایى است از این رو در مكتب تربیتى اسلام ، ایجاد علاقه با تمام افراد عائله و فامیل (صله رحم )مورد تشویق و توصیه قرار گرفته است و پیامبر بزرگوار اسلام صلى اللّه علیه و آله كه راه و روش او الگوى زندگى ما است در نخستین ماموریت خود "و انذر عشیرتك الاقربین" (3) را دریافته داشته است و این امر مى رساند كه صلاح و فلاح عشیره و فامیل ، در زندگى و سعادت انسان نقش وافرى دارد كه پیامبر انسانیت و رحمت به انذار و فراخوانى آنان ، ماموریت یافته است.

شاهدان و غایبان و هر كس از امت من را كه در صلب هاى مردان و رحم هاى زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش مى ‏كنم اگر چه بینشان به اندازه یك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است

پیوند خویشاوندى طبق فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ولو با سلام كردن انجام مى شود و امام صادق علیه السلام فرمودند: «صل رحمك ولو بشَربه من ماء» (4) یعنى پیوند با خویشاوندانت برقرار كن هر چند به اندازه یك بار نوشیدن آب باشد.

صله ارحام از دیدگاه آیات و روایات

صله رحم یكى از واجبات شرعى است و دلیل آن ، آیات و روایات متعددى است كه به وضوح بر این حكم دلالت دارد. از جمله:

خداوند در اولین آیه از سوره نساء مى فرماید:

1- یا ایها النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ..

اى مردم! از پروردگارتان پروا كنید، آن كس كه شما را از یك نفس آفرید و همسرش را نیز از (جنس) او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیارى را (در روى زمین) پراكنده ساخت واز خدایى كه (با سوگند) به او از یكدیگر درخواست مى‏كنید، پروا كنید. و (نسبت) به ارحام نیز تقوا پیشه كنید (وقطع رحم نكنید) كه خداوند همواره مراقب شماست‏

علامه و مفسر كبیر قرآن مجید مرحوم طباطبایى صاحب تفسیر شریف المیزان مى فرماید: مراد از تسائلون به و الارحام یعنى از آن جایى كه خداوند در پیش انسانها عظیم و بزرگ است و محبوب آنهاست و لذا وقتى از همدیگر سوال مى كنند طرف را به خداوند قسم مى دهند چون انسان وقتى مى خواهد قسم بخورد به چیزى كه در پیش او عظیم و بزرگ است و محبوب اوست قسم مى خورد و ظاهر اینست كه ارحام عطف است به كلمه اللّه آن وقت معنى این مى شود انسانها وقتى از طرف چیزى مى خواهند طرف را به خداوند و به ارحام (خویشاوند) قسم مى دهند.(5)

2- جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله أُوصِی‏ الشَّاهِدَ مِنْ‏ أُمَّتِی وَ الْغَائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَ إِنْ كَانَتْ مِنْهُ عَلَى مَسِیرَةِ سَنَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الدِّینِ.

جابر از امام باقر علیه السلام نقل مى كند كه امام علیه السلام فرمود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمودند: سفارش مى كنم امت حاضر و غائبم را و آنانى را كه در صلب مردها رحم زنانند تا روز قیامت كه صله رحم كنند اگرچه به فاصله یكسال راه باشد زیرا صله رحم جزء دین است .

پیوند خویشاوندى طبق فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ولو با سلام كردن انجام مى شود و امام صادق علیه السلام فرمودند: «صل رحمك ولو بشَربه من ماء» پیوند با خویشاوندانت برقرار كن هر چند به اندازه یك بار نوشیدن آب باشد

شاهدان و غایبان و هر كس از امت من را كه در صلب هاى مردان و رحم هاى زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش مى‏ كنم اگر چه بینشان به اندازه یك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است.

صله های مجازی

بعضی افراد با ارسال پیامک و یا پیام الکترونیکی به عنوان وسایل ارتباطی مدرن، از حال و روز اقوام و دوستان خود باخبر می شوند و از این طریق، می خواهند عدم دیدار حضوری خود را جبران کنند،در حالی که هیچ وسیله ای جایگزین دیدارهای سنتی و پسندیده نمی شود. در عین حال باید اضافه کرد که پیامک اثر منفی روی روحیه و توقع مخاطب و از طرف دیگر خصوصاً نسل آینده که می باید فرهنگ صله رحم را، از خانواده خود بیاموزد، می گذارد. بچه ها باید از والدین خود بیاموزند که دیدار بزرگتر های اقوام به عنوان شناخت هویت فامیلی و ثبات لازم ارتباطات خانوادگی می باشد.

گسترش ارتباطات افراد با یکدیگر به تقابل شخصیت و آرامش روحی آنان می انجامد. از این رو می توان نوشت قدرشناسی، حرمتداری سزاوارانه و برآمده از رویکرد به دین و معارف دیرینه ملی ایرانیان مبانی زیست اجتماعی را در زندگی عمومی ما و در طول عمر، جاودانه و نهادینه می کند.

حق پدر و مادر

نظر به شان و منزلت پدر و مادر و اولویت و تقدم حقوق آنها توصیه هاى موكدى در آیات و روایات وارد نسبت به حقوقشان شده است . برخى از علماى اخلاق، فلسفه تاءكید بیش از حد اسلام بر حقوق والدین ، خصوصاً مادر و لزوم رعایت آن در هر شرایط ممكن از سوى فرزندان را ضعف پایگاه طبیعى و روانى این تعلق و در نتیجه حساسیت و ضربه پذیرى آن از یك سو، سنگینى مسؤولیت و مشقت آن خصوصاً در دوران پیرى و سالخوردگى والدین از سوى دیگر و بالاخره اهمیت و اعتبار بسیار با توجه به آثار و پیامدهاى متنوع آن در نظام اجتماعى مى دانند. در مقابل ، پدر و مادر به علت كشش پر جاذبه فطرى به فرزندان و رغبت و تمایل شدید طبیعى به حمایت و سرپرستى و رفع نیازها و تأمین مصالح آنها، چندان مورد توصیه و سفارش نشده اند.

پی نوشت ها:

1- المیزان فى التفسیر القرآن ، ج 4، ص ‍ 138

2- بحارالانوار، ج 71، باب صلة الرحم ، ح25؛ تاج العروس ، ج 16، ص274.

3- الشعراء/214

4- الکافی،ج3،ص389

5- المیزان ج 4 ص 137

6- الکافی،ج1،ص151


- نظرات (0)

دوتفریح تباه کننده زندگی


قمار

از اول زندگی را با سختی آغاز کرده بودند ... از صفر صفر ... با یه درآمد بخور نمیری که اگر برکتی که به واسطه اعتقادات و تدین خانم خانه نبود نمیشد زندگی کرد ... روزها گذشت و کم کم زندگی با صبر زن و بچه ساخته شد ... خانم سرکار می رفت .. . بچه ها سرکار می رفتند ...

شاید بپرسید: پس مرد این خانه کجای داستان است؟ بله درسته، حرف از آقای خانه نیاوردم ولی خوب شاید یه جورایی حق هم نباشد نقش او را به پر رنگیه سایر اعضا بیان کرد ... مردی که جز خوشگذرانی و لاابالی گری و قمار کار دیگری نداشت ... تازه داشت زندگی جون می گرفت که این اقای به ظاهر مرد خانه، با شرط بندی و قماری بر سر موضوعی با فرد بدتر از خودش سر خانه و سرمایه ای که با تلاش زن و فرزندش ساخته شده بود از بین برد ...

بله قمار ... ابزاری که به فرمایش قرآن کریم وسیله ای شده بود برای تنفر و کینه ورزی نسبت به مرد خانه ... چنانچه قرآن کریم می فرماید: شیطان همواره در صدد ایجاد دشمنی و کینه توزی در میان شما با شرابخواری و قماربازی است و نیز بازداشتن شما از یادخدا و نماز است…" [مائده:91]

حضرت رضا علیه السلام فرموده اند:"خداوند تمام اقسام قمار را تحریم کرده است خداوند قمار را پلیدی می داند و آن را عمل شیطانی می شناسد و مردم را از آن برحذر داشته است." [مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 436 ]

اگر بخواهیم تعریف جامعی برای قمار تهیه کنیم، باید بگوئیم قمار یعنی قربانی کردن مال و شرف برای بدست آوردن مال غیر، با خدعه و تزویر و احیاناً به عنوان تفریح و نرسیدن به هیچ کدام. 

با قمار مال را که نابود می کنند هیچ، گاهاً قماربازان بر سر زن و فرزند خود قمار می کنند و آن ها را به تباهی می کشانند. به عبارتی دیگر کسی که می بازد می کوشد برای جبران  شکست روحی و مادی خود بازی را ادامه دهد و چون عصبانی وکینه ای شده چه بسا تمام زندگی خود را ببازد و برای تسکین شکست و ناراحتی های خود به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی کشیده شود.

قرآن در این باره نیز می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید بدانید که شراب، قمار، بت ها و چوب های برد و باخت  تماما  پلید و از کارهای شیطان است، پس از این کار ها بپرهیزید تا رستگار شوید." [مائده 90]

تفریحی که سودش از زیانش کمتر است

میگساری و قمار دو عمل تفریحی خطرناک و دو سرگرمی زیان آوری است که در طول قرن های متمادی در بین ملل و اقوام بشری بوده و مفاسد بیشماری ببار آورده است.

البته مشروبات الکلی از نظر اقتصادی برای تولید کنندگان آن سود اوراست،این مسئله را هم خداوند در قران آورده است.قمارنیز مانند مشروبات الکلی منبع درآمد مالی ودارای ارزش اقتصادی است،و مؤسسات بزرگی در دنیا موجود است و ثروتمندان جهان رابرای قماربازی به خود جلب می کنند و درآمد های فراوانی نصیب صاحبان مؤسسات مربوطه می شود. ولی با این جهت زیان و ضررهای جسمی و روحی و فسادند و از سودشان بسیار بیشتر است. قرآن هم فرموده است: "یسئلونک عن الخمر والمسیر قل فیها اثمُ کبیر ومنافع للناس واثمهما اکبر من نفعهما”

درباره شراب و قمار از تو (ای پیامبر)پرسش می کنند فدر جواب بگو این دو کار حاوی گناه بزرگ ومنافعی برای مردم است ولی گناهش از سودش زیادتر است.

ضرر های جسمی و روحی مشروبات الکلی و قمار

یکی از زیان های مشترک شراب و قمار از نظر روانی و اجتماعی مهم  وقابل ملاحظه است و می تواند مفاسد بسیاری را را ببار بیاورد. مشروبات الکلی و قمار حس بدبینی و کینه توزی را در نهاد مصرف کنندگان آن بیدار می کند. محیط محبت و پاکی و دوستی بین مردم را تیره و تار می سازد و زمینه انتقام جویی و جنگ و خشم و اختلافات را مهیا می سازد.

“انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر والمسیر”[سوره مائده:آیه 91]

شیطان مقصد دارد به وسیله شراب می کشاند، قمار روابط شما را با یکدیگر تیره کند و بین شما دشمنی و کینه برانگیزد.

قمار ... ابزاری که به فرمایش قرآن کریم وسیله ای شده بود برای تنفر و کینه ورزی نسبت به مرد خانه ... چنانچه قرآن کریم می فرماید: شیطان همواره در صدد ایجاد دشمنی و کینه توزی در میان شما با شرابخواری و قماربازی است و نیز بازداشتن شما از یادخدا و نماز است…" [مائده:91]

قمار با مال و خانواده

در عصر جاهلیت قدیم وحتی جدید قمار بازی به صورت های مختلف بین مردم واعراب رایج بوده است.ابتدا قماربازان با اموال خود برد وباخت می کردند زمانی که اموالشان را می باختند،زن خود را در معرض فروش وقمار قرار می دادند!

چنانچه قرآن کریم در چهارده قرن قبل تمام مضرات شراب و قمار پیش بینی کرده وآنها را بر مسلمین حرام کرده است.

حضرت رضا علیه السلام فرموده اند:"خداوند تمام اقسام قمار را تحریم کرده است خداوند قمار را پلیدی می داند و آن را عمل شیطانی می شناسد و مردم را از آن برحذر داشته است." [مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 436 ]


- نظرات (0)

شاخص های زن قرآنی

قران، زن در قرآن، زنان در قرآن

در این نوشتار به دنبال واکاوی شاخص های قرآنی زن مسلمان هستیم، شاخص های قرآنی که کرامت الهی زن را غنای دو چندان می بخشد و سعادت دو سرا را برای وی به ارمغان می آورد. 

جایگاه و موقعیت زن قرآنی در سه حوزه طلایی

به راستی اگر بخواهیم فاکتورهای قرآنی زن مسلمان و شایسته را در نظام اسلامی مورد بررسی و دقت قرار دهیم می بایست جایگاه و مسئولیت او را در سه حوزه ارتباط با خدا، ارتباط با خانواده و ارتباط با اجتماع مورد بررسی قرار دهیم. در چنین نگاه جامع و عامی است که جایگاه شایسته قرآنی او هویدا و مشخص می شود. 

ویژگی زن شایسته در حوزه  ارتباط با خدا

یک ارتباط زلال با خدا

 در نظام ارزشی اسلام، جایگاه و ارزش زنان از روی رنگ و لعاب های دنیوی و لباس های فاخر و مجلسی مشخص نمی شود، بلکه رنگی دیگر است که به وجود زنان ارزش و غنای آسمانی و عرشی می بخشد، رنگی که به انسان هویت الهی می دهد و فرصت ارتباط و همنشینی با معبود را فراهم می کند. زن در آینه قرآن کریم زمانی می تواند جایگاه شایسته خود را پیدا کند که رابطه معنوی خود را با خدای خود تقویت کرده باشد، خدای متعال در قرآن کریم این ویژگی فاخر زنان شایسته را این چنین بر می شمرد: «وَ الذَّاكِرینَ اللَّهَ كَثیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً؛[احزاب، آیه35] و مردان و زنانى كه خداى را بسیار یاد مى كنند، خداوند براى آنان آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است.»

صالحان و درستكاران، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می باشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غیاب او،"حفظ الغیب" می كنند، یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمی ‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده و با جمله" بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گردیده وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام می ‏دهند

در فرهنگ قرآن ارتباط و ایمان به خدای متعال از چنان اهمیتی برخوردار است که کنیز مؤمن از زن آزاد مشرک برتر معرفی شده است، چرا که ارزش در نظام اسلامی چیزی فراتر از محاسبات و ملاک های مادی است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم؛[بقره، آیه221] كنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد.»

⁠ویژگی زن شایسته در حوزه خانواده

1). زن سکاندار تربیت فرزندان

جایگاه زن در حوزه خانواده جایگاه ممتاز و اثر بخشی است. اهمیت این موضوع به گونه ای است که اگر زن به خوبی نتواند خود را به ویژگی و شاخص های قرآنی زیبنده کند، چه بسا خانواده از مسیر تعالی و بالندگی باز خواهد ایستاد. زمانی که زن در خانواده نقش مادر را ایفا می کند، سکان دار اصلی تربیت فرزندان را برعهده دارد، چرا که بیشترین ارتباط را با اعضای خانواده بر دوش وی است. به همین جهت در مرتبه اول می بایست پایبندی به اصول و ارزش های اسلامی را تقویت کند و در مرتبه بعد زیرمجموعه خود را مورد توجه قرار دهد: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ[تحریم، آیه6] خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید.»

2). برائت از کارهای غیر اخلاقی شوهر فاسد 

امروزه یکی از مشکلات پیشروی بعضی از زنان متأهل، مواجه شدن با شوهران غیر متعهد به آموزه های اسلامی است. کم نیستند زنانی که بعد از ازدواج متوجه می شوند که مردانشان هیچ گونه تعهدی به موازین دینی و اسلامی ندارند، در این چنین فضایی زنان نمونه و قرآنی از اوامر و خواسته های ضد دینی که با موازین اسلامی در تضاد است، اعلام برائت می جویند و پا را از حدود الهی فراتر نمی نهند. این ویژگی قرآنی به خوبی در زندگی آسیه همسر فرعون تجسم یافته است که حضرت باری تعالی او را این چنین به جامعه اسلامی معرفی می نماید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛[تحریم، آیه11] و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!.» 

3). زنان قرآنی، متواضع و راز دار شوهرند

«فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ؛[نساء، آیه34] پس زنان نیك و شایسته [خداى و شوهران خود را] فرمانبردارند و [عفّت خویش و حق شوهران را] در حال غیبت [آنان‏] به نگاهداشت [حقوقى كه‏] خدا [براى آنان قرار داده است‏] نگهدارنده‏اند.»

محققان تفسیر نمونه در ذیل این آیه شریف این چنین بیان داشته اند: «صالحان و درستكاران، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می باشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غیاب او، "حفظ الغیب" می كنند، یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمی ‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده و با جمله "بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گردیده وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام می ‏دهند.»[2]

در فرهنگ قرآن ارتباط و ایمان به خدای متعال از چنان اهمیتی برخوردار است که کنیز مؤمن از زن آزاد مشرک برتر معرفی شده است، چرا که ارزش در نظام اسلامی چیزی فراتر از محاسبات و ملاک های مادی است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم؛[بقره، آیه221] كنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد.»

ویژگی زن شایسته در حوزه ارتباط اجتماعی

زنان شایسته در نگاه قرآنی دارای ویژگی های فراوانی هستند که در این نوشتار بیان همه آنها مقدور نبوده و به پاره ای از آنها تیتر وار اشاره می کنیم.

1). حافظ حریم حیا و عفاف در ارتباط اجتماعی:

حیا همچون پرده عصمت و پاکی است که به انسان اجازه آلودگی و گرفتار شدن در دام پلیدی را نمی دهد، در اندیشه قرآنی یکی از ویژگی های زنان نمونه در ارتباطات اجتماعی حیا و پاکدامنی است، که نمونه ی آن در دختران حضرت شعیب تجلی یافته است: «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاء؛[قصص، آیه25] ناگهان یكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهایت حیا گام برمی ‏داشت.»

2). پرهیز از عشوه گری در ارتباطات اجتماعی

یکی از راه های نفوذ فرهنگی که کشورهای استعماری از دیر باز از آن استفاده کرده اند، استفاده ابزاری از زنان و کشاندن ایشان به بازار عشوه گری و خودنمایی و تبرج بوده است. اگر زنان در جامعه به تبرج و خودنمایی روی آورند به یقین پایه های اخلاقی آن جامعه رو به تباهی و نیستی خواهد گرایید خطر بزرگی که تبعات جبران ناپذیری برای جامعه در پی خواهد داشت. به همین جهت خدای متعال زنان را از این رویه نامناسب برحذر داشته است. «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى؛[احزاب، آیه33] و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.»

3). حفظ حجاب اسلامی در جامعه

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن»[نور، آیه31]

سخن آخر

در اندیشه اسلامی زن میتواند تجلی اسم جلال و جمال الهی باشد، که از جهت زیبایی هایش، مظهر جمال حق و از جهت دور بودن از دسترس نامحرمان مظهر جلال الهی باشد.[3] 

پی نوشت ها:

[1]. نهج الفصاحه ص472 ح 1520. 

[2]. تفسیر نمونه، ج‏3، ص371. 

[3]. اصغر طاهر زاده،زن آن گونه که باید باشد، ص46. 


- نظرات (0)

کلینک فوق تخصصی قلب در قرآن

هفت سین، عید، سال نو

چند درس آموزنده از دعای تحویل سال:

«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ؛ ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا»

قلبم را بهترین قلب ها قرار ده

در فراز اول دعای تحویل سال، خدای متعال را با ویژگی و خصوصیت «دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا» مورد ندا قرار می دهیم. سؤالی که باید در این فراز از دعا به آن پاسخ داده شود این است که، مراد از قلب چیست و چه جایگاهی در زندگی انسان ایفا می کند؟

در فرهنگ و اصطلاح قرآنی مقصود از قلب همان روح انسانی است که دارای جایگاه خاص و ممتازی در سعادت و شقاوت انسان است. به اذعان محققان و اندیشمندان اسلامی، قلب موجودی است که درک می کند، می اندیشد، مرکز عواطف انسانی، از جمله دوستی و دشمنی است، منشأ و مبدأ صفات و ویژگی های عالی انسانی است، در صورتی که قلب انسان کارکرد و توانایی خود را از دست دهد، می تواند موجب سقوط انسان در دایره شقاوت و هلاکت شود.[1]

انواع و اقسام قلب در فرهنگ قرآن

با دقت و تأمل در آیات الهی می توان برای قلب انواع و اقسام مختلفی را ذکر کرد، که با شناخت انواع و اقسام آن می توانیم در سال نو و بهار طبعیت زیباترین قلب ها را برای خود و دیگران از خدای متعال مسئلت کنیم. 

نوع دیگری از انواع قلب، قلبی است که رنگ و بوی شک و تردید در آن رسوخ کرده، قلبی که در اثر گرایش و تمایل به انحراف و گمراهی ویروس نفاق و ریا کاری در آن قوت گرفته است: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ؛ [بقره، آیه10] در دل هاى آنان یك نوع بیمارى است، خداوند بر بیمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هایى كه می گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست

1- قلب هایی که نمی اندیشند: خدای متعال در قرآن کریم پرده از قلب هایی بر می دارد که نه تنها محل ادراک و فهم نیستند، بلکه به طور کل، کارایی و اثر بخشی خود را در حوزه معرفت بخشی و ارتقای معلومات انسان از دست داده اند: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها[سوره اعراف، آیه179]دل هایى دارند كه به آن [حق را] در نمى‏یابند و چشم هایى دارند كه به آن [حق را] نمى ‏بینند.» طبرسی در مجمع البیان در ذیل این آیه شریف به این مطلب اشاره می کند، که آنها دل هایى دارند كه بر اثر عدم تدبیر، حق را درك نمى‏كنند و چشم هایى دارند كه راه راست را نمى‏بینند، مقصود این است كه آنها از فهمیدن و دیدن و شنیدن اعراض دارند و بواسطه استفاده نكردن از این آلات، مثل كسى هستند كه اینها را ندارند.[2] در سال جدید از خدا طلب می کنیم که قلب های ما را لایق درک و معرفت و شناخت الهی قرار دهد و چشمان ما را، چشمانی بینا و بصیر قرار داده، به طوری که نعمت های فراوان الهی را ببیند و قدردان و شاکر آن نعمت ها باشد. 

2- قلب های زنگار زده از گناه: از جمله زشت ترین و بدترین قلب ها در فرهنگ قرآن، قلب افرادی است که در اثر مجاورت با گناه و رذایل اخلاقی، لایه های چرکین تباهی و گمراهی روی آن حک شده است. «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یَكْسِبُونَ؛[مطففین، آیه 14] چنین نیست كه آنها مى‏‌پندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دل هایشان نشسته است.»، در سال نو از خدای متعال مسئلت می کنیم که زنگار سیاه گناه و سیاه بختی را از درون قلب های ما پاک کند، و اثرات شوم آن را از زندگی ما دور نماید. 

3- قلب های  سخت و سنگ شده: یکی دیگر از انواع قلب در فرهنگ قرآن، قلب های قساوت زده و سخت است، قلبی که عطوفت و مهربانی در آن جایگاهی نداشته و  خوی ددمنشانه و حیوانی در آن رسوخ کرده است، قلبی که نیکی کردن به دیگران در او معنا و مفهومی ندارد و همچون سنگ است، بلکه شاید سنگ از او نرم تر باشد. «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُم؛[زمر، آیه22]واى بر آنان كه قلبهایى سخت.»، در آیه دیگر قلب های سخت تر از سنگ این چنین معرفی شده اند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِیَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛[البقرة،آیه74] پس از آن دل های شما چون سنگ سخت گردید، حتی سخت تر از سنگ که از سنگ، گاه جوی ها روان شود، و چون شکافته شود آب از آن بیرون جهد، و گاه از ترس خدا از فراز به نشیب فرو غلتد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست.»، در دعای تحویل سال از سخت و سنگ شدن قلب به خدا پناه می بریم و از او مسئلت می کنیم، اگر روزی قلب مان رنگ قساوت به خود گرفت ما را نجات دهد و با قلب سنگی ما را رها نکند. 

از جمله زیباترین قلب ها، قلب موجوداتی است که در برابر باری تعالی خاشع و تسلیم و آرام شده است، قلبی که در اثر ارتباط با خدا رنگ خدایی به خود گرفته و انسان را تا اوج کمال و سعادت پرواز می دهد

4- قلب بیمار و ویروس زده: نوع دیگری از انواع قلب، قلبی است که رنگ و بوی شک و تردید در آن رسوخ کرده، قلبی که در اثر گرایش و تمایل به انحراف و گمراهی ویروس نفاق و ریا کاری در آن قوت گرفته است: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ؛ [بقره، آیه10] در دل هاى آنان یك نوع بیمارى است، خداوند بر بیمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هایى كه می گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست.»، در آغاز سال نوع به درگاه الهی دعا می کنیم که قلب ما را از هرگونه نفاق، شک و تردید دور نگه داشته  و در  دام گمراهی و شقاوت قرار ندهد. 

5- قلب خاشع  و آرام از ذکر خدا: از جمله زیباترین قلب ها، قلب موجوداتی است که در برابر باری تعالی خاشع و تسلیم و آرام شده است، قلبی که در اثر ارتباط با خدا رنگ خدایی به خود گرفته و انسان را تا اوج کمال و سعادت پرواز می دهد. « الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[رعد، آیه 28] آنها كسانى هستند كه ایمان آورده ‏اند، و دل هایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد!»، خدای متعال در قرآن کریم با زبان شکوه مؤمنانی را مورد خطاب قرار می دهد که قلب های آنها به ذکر الهی خاشع و تسلیم نشده اند: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ [سوره حدید، آیه16] آیا وقت آن نرسیده است كه دل هاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟!»، در سال جدید از خدای متعال خشوع و خضوع در عبادت و بندگی را طلب می کنیم، خشوع و خضوعی که ما را تابع و تسلیم فرمان الهی نماید و از هرگونه استکبار و نافرمانی دور نگه دارد.  

سخن و نیایش پایانی: 

در پایان از خدایی که تدبیر کننده روز و شب است، خدایی که تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعت است، مسئلت می کنیم که قلب و روح ما را  از جمله بهترین قلب ها قرار دهد که در آن رحمت و رأفت الهی سکنا گزیده است: «وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً؛[حدید، آیه27] و در قلب کسانی که از او پیروی می‌کردند رأفت و رحمت نهادیم.»

پی نوشت ها:

[1]. محمد تقی مصباح یزدی، انسان سازی در قرآن، ص 131.  

[2].  ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏10، ص120.


- نظرات (0)

یک مادر نمونه ازمنظرقران

مادر، مادران، روز مادر

غرض از بیان چنین بحثی، ارائه و روشن کردن مسیری است روحانی و متعالی برای تمامی مادران. که هرچه بیشتر نسبت به قبل در رشد و تکامل انسانی خود گام بردارند.

بیانی گذرا از نقش های سه گانه ی زن

جنس زن به حکم طبیعت  و قوانین طبیعی سه نقش عمده را ایفاء می کند. که یکی پس از دیگری مهم تر و جایگاهی ارزشمند و والا را دارد. در بیان این سه نقش (دختری- همسری- مادری) سعی می کنیم در دو مورد اول به طور خلاصه و گذرا، اشاره ای به آیاتی از کلام الهی داشته باشیم و سپس در مورد نقش مادری توضیح کاملی بیان کنیم.

نقش دختری

الف/1: دفاع از منزلت انسانی دختران (اسراء / 31) (تكویر / 8 و 9)

الف/2: تایید حس روانشناسی و شخصیت شناسی دختران (قصص / 26)

الف/3: تایید هوش اطلاعاتی (قصص / 13-11)

نقش همسری

ب/1: تکمیل کننده ی وجود و هستی جنس مرد (نساء / 1)

ب/2: عنصرتکمیلی ادامه دهنده ی نسل بشریت (نساء / 1)

ب/3: مایه آرامش و سکونت همسر (روم / 21)

ب/4: ساتر عیوب و برطرف کننده کمبود و نیاز شوهران (بقره / 187) (بقره / 223)

ب/5: نقش مشاوری همراه (بقره / 233) (طلاق / 6)

نقش مادری

نقش مادری را می توان در دو تقسیم بندی کلی بیان نمود:

الف: خصوصیات عام: «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً .(الاحقاف/15)

ما انسان را نسبت به والدینش به نیكى سفارش كردیم, مادرش او را با محنت و رنج حمل كرد و با مشقت و سختى به دنیا آورد و مدت باردارى و از شیر گرفتن او سى ماه است.»

تمامی اعمال و رفتار والدین جنبه ی تربیتی داشته و از سوی دیگر اشاره به این نکته دارد که  تربیت دینی و بایسته ی چنین فرزندی، چنین نتیجه ایی(فرزند صالح) به دنبال خواهد داشت.

چنانچه در مقابل نیز، برخی قرآن پژوهان شقاوت و گمراهی فرزند حضرت نوح علیه السلام را نتیجه ی تربیت نادرست مادر وی می دانند. چرا که از خانواده حضرت نوح، مادر و پسرش بودند که به نوح ایمان نیاوردند.

در این آیه شریفه به سه خصوصیت عمومی مادران اشاره می کند:

- بارداری

- وضع حمل(ولادت)

- شیردهی 

همانطور که می دانید این سه خصوصیت در انسان و حیوان مشترک است و حیوانات نیز در این امور سه گانه با انسان یک مسیر را طی می کنند. 

امــا ذکر این نکته و تلنگر نیز خالی از لطف نیست که برخی از انسان ها در این امور نسبت به حیوانات نیز نقش پست تر و پایین تری را انتخاب کرده اند، تا آنجا که در جامعه ی کنونی خود مشاهده می کنیم؛ برخی از مادران همین که خود را متوجه ضرری در این امور می بیینند دست از وظیفه و رسالت  اصلی خود برداشته و با بیان  بهانه هایی واهی خود را از انجام این رسالت عظیم منصرف می کنند.

 گاه فرزند خود را سقط کرده و یا به جهت بهم نریختن تناسب اندامی خود، فرزند را از شیر دادن محروم می کنند و مثال های دیگری که در این زمینه می توان بیان نمود.

که در اینجا به فرموده ی قرآن چنین انسان هایی در حکم و رده ای پست تر از حیوانات قرار می گیرند: «أولٰئک کالأنعام بل هم أضل  أولٰئک هم الغافلون [اعراف/179] اینان مانند چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان [از معارف و حقایق الهی] بی خبرند»

خصوصیات و مصادیقی از مادر نمونه:

- نقش تربیت و مربی گری:

از جمله مهمترین وظیفه پیامبران در رسالت خویش، نقش تربیت و مربی گری است.

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» (جمعه / 2) اوست که در بین مردمِ درس نخوانده پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنان بخواند، و [از هر نوع آلودگی] پاکشان سازد و کتاب و معارف استوار و سودمند به آنان بیاموزد، مسلّماً آنان پیش از این در گمراهی آشکاری بودند»

همینطور این وظیفه ی والا بر عهده ی والدین بالاخص مادران نیز قرار دارد. و به این جهت است که قرآن کریم مادران را در قرآن به کرات ستایش می کند، خداوند در سوره ی اسراء این چنین متذکر این خصوصیت ویژه می شود: « وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا  (اسراء/ 24) 

« و در برابرشان از روی رحمت و مهربانی فروتن باش! و [در دعایت] بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آن که مرا در کودکی تربیت کردند مورد مهر و رحمت قرار ده .

از دیگر ویژگی های یک مادر نمونه معرفی شده در قرآن، ارتباط خاص مادر بوسیله مناجات با خداوند است. چنانچه در داستان حضرت مریم، این ارتباط با خدای متعال وی را به مقامی والا می رساند، چنانچه خداوند او را به عنوان صدیقه معرفی کرده و می فرماید:«وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ [تحریم/12] و فرمان های پروردگارش و کتاب های او را تصدیق کرد، و از زمرۀ اطاعت کنندگان [از خواسته های حق] بود »

در این آیه شریفه خداوند متعال بعد از امر به تواضع و فروتنی در مقابل والدین، به فرزندان دستور می دهد، که در مناجات و خلوتگاه های خود، این نقش مهم والدین را برای خود یادآوری کنند و در ازای این نقش پررنگ از خدا متعال برای آنان طلب آمرزش و مغفرت نمایند.

در آیه شریفه دو نکته مهم را یادآور می شود: یکی این که تمامی اعمال و رفتار والدین جنبه ی تربیتی داشته و از سوی دیگر اشاره به این نکته دارد که  تربیت دینی و بایسته ی چنین فرزندی، چنین نتیجه ایی(فرزند صالح) به دنبال خواهد داشت.

چنانچه در مقابل نیز، برخی قرآن پژوهان شقاوت و گمراهی فرزند حضرت نوح علیه السلام را نتیجه ی تربیت نادرست مادر وی می دانند. چرا که از خانواده حضرت نوح، مادر و پسرش بودند که به نوح ایمان نیاوردند.

- ارتباط خاص با خداوند:

از دیگر ویژگی های یک مادر نمونه معرفی شده در قرآن، ارتباط خاص مادر بوسیله مناجات با خداوند است. چنانچه در داستان حضرت مریم، این ارتباط با خدای متعال وی را به مقامی والا می رساند، چنانچه خداوند او را به عنوان صدیقه معرفی کرده و می فرماید:«وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ [تحریم/12] و فرمان های پروردگارش و کتاب های او را تصدیق کرد، و از زمرۀ اطاعت کنندگان [از خواسته های حق] بود »

«و امه صدیقة [مائده/75] مادر مسیح زنِ [درست کردار و] راست گفتاری بود،»

در بیان صدیقین ذکر این نکته خالی از لطف نیست که صدیقین گروهی هستند که با انبیاء و صلحاء و شهداء همراه هستند. 

این ارتباط  ویژه ی حضرت مریم، در آیات دیگر نیز به آن اشاره هایی شده: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿آل عمران/٣٧﴾ هرگاه که زکریا در محراب بر او وارد می شد نزد او نوعی خوراکی می یافت. گفت: ای مریم این از کجا برای تو آمده است؟ او گفت: این از جانب خداست، که خدا به هرکس بخواهد بی شمار روزی دهد»

چنانچه مشاهده می شود این آیه از ارتباط خاص حضرت مریم با خداوند حکایت دارد.

همچنین در آیات دیگری نیز این خصوصیت در همسر ابراهیم خلیل نمودار است. 

«وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ ﴿هود/٧١﴾همسرش که ایستاده بود [از گفت وشنید آنان با ابراهیم] خندید، پس او را به اسحاق، و بعد از اسحاق به یعقوب مژده دادیم !»

زمانی که فرشته ها با ابراهیم صحبت می کردند همسر وی نیز حاضر بود و سخن فرشته ها را می شنید و از این رو بود که چنین بیان کرد: «قَالَتْ یَا وَیْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِی شَیْخًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ  [هود/72و73] [همسر ابراهیم] گفت: ای وای! آیا درحالی که پیره زنم، و همسرم که سالخورده است [فرزند] می زایم، همانا این مسئله بسیار عجیب است!(فرشتگان) گفتند: آیا از کار خداوند به شگفت میایی؟ رحمت خداوند و برکاتش برای شما خاندان مقرر است؛ زیرا او ستوده و بزرگوار است »


- نظرات (0)

بعضى دعاها مستجاب نمى‏ شود

استجابت دعا

دعا نه تنها در دین اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلکه در ادیان انبیاى گذشته و نزد پیامبران سلف نیز مسأله ‏ى دعا یک امر حتمى بوده و پیشوایان الهى این مطلب را به مردم گفته و آموخته‏اند، افزون بر این خودشان در موارد متعددى دعا کرده‏اند، که از جمله‏ى آن موارد دعاى حضرت ابراهیم علیه السلام و استجابت آن است که در سوره‏ى ابراهیم علیه السلام، آیه‏ى 37 ذکر گردیده است، و نیز دعاى حضرت موسى علیه السلام و پیامبران دیگر بیان شده است. خداوند در آیات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آیات "بقره، 186" و آیه‏ى "غافر، 60".

گویا دعا کردن و خواندن خدا و خالق، یک نیروی فطری است که مصداق ها و شکل های مختلفی را به خود گرفته است. هر کسی در دینی که باشد ناخود آگاه در شرایطی چیزی از درون به او می گوید که باید به جایی دیگر وصل شود و درخواست داشته باشد.

درست است که از نظر قرآن مال و ثروت، زینت زندگی دنیا برای انسان هاست (آل عمران، آیه ۱۴؛ کهف، آیه ۴۶؛ قصص، آیات ۶۰ و ۷۹؛ احزاب، آیه ۲۸) اما همین موضوع به واسطه رعایت نکردن مسائلی منجر می شود که خسارت هایی را متوجه ما بکند.

در این میان چگونگی دعا و درخواست از خداوند بسیار مهم است، چرا که در هر کاری باید شرایط و مقدمات آن را بدانی تا با عملی کردن آن به نتیجه مطلوب برسی.

در مسأله دعا هم باید آداب و مقدماتش را بدانیم تا نتیجه مطلوب که همان استجابت دعا است ان شالله به خواست خدا محقق شود ... البته باید بگذریم كه دعا به معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته ‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏ كنیم خیر را طلب مى ‏كنیم. 

چگونه دعا کنیم؟

قرآن کریم در رابطه با دعا و چگونگیه آن سفارشاتی را دارد، از آن جمله :

1 دعا و درخواست باید خالصانه باشد. (فادعوا اللّه مخلصین له الدین) (غافر، 14)

2 با ترس و امید همراه باشد. (وادعوه خوفاً وطمعاً) (اعراف، 56)

3 با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. (یدعوننا رغباً و رهباً) (انبیاء، 90)

4 با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. (ادعوا ربكم تضرعاً و خفیة) (اعراف، 55)

5 با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. (اذ نادى ربّه نداء خفیاً) (مریم، 3)

در روایات نیز در این باب بسیار صحبت شده اما نکته ای که در این فرصت می خواهم عرض کنم و نظرم را جلب کرد این روایتی است که می فرماید:«مَن سرّه أن یُستجاب دعائه فَلیطیّب كسبه» (بحار، ج‏90، ص‏373) هركس دوست دارد دعایش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاكیزه و حلال كند.

تأثیرات لقمه حرام را جدی بگیریم

تأثیر لقمه چقدر مهم است که در هر مبحث دینی که وارد می شویم ردپای آن را به وضوح در آیات و روایات می بینیم... آن جایی که بحث پذیرش دین و حق است امام حسین علیه السلام به دشمن می فرمایند که: « فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ ؛ چون شکم‌ های شما از حرام پرشده است، حرف ‌های من در شما اثر نمی گذارد.» (مجموعة ورام (تنبیه الخواطر)، ۱/۱۶)

این جا که بحث استجابت دعا است، مال حرام را مانع استجابت معرفی می کند.

در مسأله دعا هم باید آداب و مقدماتش را بدانیم تا نتیجه مطلوب که همان استجابت دعا است ان شالله به خواست خدا محقق شود ... البته باید بگذریم كه دعا به معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته ‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏ كنیم خیر را طلب مى ‏كنیم. 

درست مثل اینکه اگر به جاى بنزین مخصوص، گازوئیل یا آب در باك هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمى‏گیرد، دعاى كسانى مستجاب مى‏ شود كه در شكم آنان لقمه حرام نباشد. 

درست است که از نظر قرآن مال و ثروت، زینت زندگی دنیا برای انسان هاست (آل عمران، آیه ۱۴؛ کهف، آیه ۴۶؛ قصص، آیات ۶۰ و ۷۹؛ احزاب، آیه ۲۸) اما همین موضوع به واسطه رعایت نکردن مسائلی منجر می شود که خسارت هایی را متوجه ما بکند.

مشکل از آنجا شروع می شود که انسان به خطا و اشتباه ، گمان می کند که تأمین و تحصیل نیازهای مادی و جمع آوری و تکاثر مال ، هدف اصلی است و تمام همت و تلاش خود را مصروف تحصیل و تأمین آن می کند. این گونه است که مسیر نادرستی را برمی گزیند تا اموال بیشتری را کسب کند. برخی از مردم نه تنها تمام همت خویش را برای تحصیل مال می گذارنند، بلکه به راه های حلال و مشروع بسنده نمی کنند و با سوگند دروغ، (بقره، آیه ۱۸۸) پرداخت مال رشوه به قضات به منظور دست یابی به اموال دیگران،(همان) تجاوز به اموال یتیمان، تصرف ناحق در اموال دیگران (نساء، آیات ۲۹ و ۳۰) و مانند آن در صدد برمی آیند تا مال بیشتری گرد آورده و در اختیار داشته باشند. بنابراین گرایش انسان به مال و تحصیل آن امری طبیعی است؛ زیرا انسان می خواهد به نیازهای مادی و دنیوی خود از جمله تغذیه و آسایش پاسخ دهد و از امنیت غذایی و سرپناه و جسم و جان برخوردار گردد. اما تصویر نادرست از هستی و اهداف و فلسفه آفرینش موجب می شود تا برخی ها به جنبه مادی زندگی، اصالت بخشند و زندگی را در همین محدوده دنیای فانی و مدت کوتاه عمر خلاصه کنند و بر همین اساس گرفتار احساس کاذب جاودانگی در سایه مال و ثروت می شوند و آن را مایه جاودانه شدن خود می شمارند. (همزه، آیات ۱ تا ۴) از این رو گرفتار جمع آوری و تکاثر مال می شوند و تا لحظه مرگ نیز از کسب و تحصیل آن دست بر نمی دارند. (تکاثر، آیات ۱ و ۲)

منابع:

دو شرط مهم در اجابت دعا ؛ سایت قرآن پویان، 9 فروردین 1391

در چه شرایطى دعا حتماً مستجاب مى ‏شود؟؛ سایت اسلام کوئست، 21 آبان 1391

تأثیر لقمة حرام در کربلا، سایت در مسیر بندگی، 7 آبان 1393

 آثار شوم مال و لقمه حرام ؛ سایت سازمان تبلیغات اسلامی

پرسش‌ های مهم، پاسخ ‌های كوتاه؛ سایت درس هایی از قرآن

 



- نظرات (0)