سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

این عمل دعا به اجابت می رسد!

دعا

خداوند در آیه 186 سوره مبارکه بقره خداوند هفت مرتبه به ذات پاك خود اشاره كرده و هفت بار به بندگان! و از این راه نهایت پیوستگى و قرب و ارتباط و محبت خود را نسبت به آنان مجسم ساخته است!

"عبداللَّه بن سنان" مى‏گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: "زیاد دعا كنید زیرا دعا كلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمت ها و رحمت هایى نزد پروردگار است كه جز با دعا نمى‏توان به آن رسید! و بدان هر در را كه بكوبى عاقبت گشوده خواهد شد"! (کافی ج 2 ص 468)

آرى او به ما نزدیك است، چگونه ممكن است از ما دور باشد در حالى كه میان ما و قلب ما جاى او است! (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) (سوره انفال آیه 24).

وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُۆْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (بقره ـ 186)

و هر گاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیكم دعاى نیایشگر را آن گاه كه مرا مى‏خواند پاسخ مى‏گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد كه به رشد رسند.

 

سلاحى به نام دعا و نیایش‏

از آنجا كه یكى از وسایل ارتباط بندگان با خدا مساله دعا و نیایش است ، به دنبال ذكر بخش مهمى از احكام اسلام در آیات گذشته آیه مورد بحث از آن سخن مى‏گوید، و با اینكه یك برنامه عمومى براى همه كسانى كه مى‏خواهند با خدا مناجات كنند در بردارد،

قرار گرفتن آن در میان آیات مربوط به روزه مفهوم تازه‏اى به آن مى‏بخشد، چرا كه روح هر عبادتى قرب به خدا و راز و نیاز با اوست.

برخى افراد از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مى‏پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیا خدا به ما نزدیك است كه او را آهسته بخوانیم و یا اینكه دور است كه با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.

دعا كننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بكار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند.

دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ» (بقره، 116)

كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد

و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (الرحمن، 29) پس ما نیز از او درخواست كنیم تا وصله‏ى ناهمگون هستى نباشیم.

قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:

1ـ دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» «1»

2ـ با ترس و امید همراه باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً» «2»

3ـ با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً» «3»

4ـ با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً» «4»

5ـ با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا» «5»

در اصول كافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش و آداب دعا، توجّه و اصرار و ذكر حاجت‏ها هنگام دعا و دعاى دسته جمعى و ایمان به استجابت آن آمده است. «6»

گناه
سۆال: چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:

عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرك یا جهل ماست.

در تفسیر المیزان مى‏خوانیم كه خداوند در این آیه مى‏فرماید: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» خودم اجابت مى‏كنم دعا كننده‏اى را كه فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر كند.

پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است كه ما از خداوند خیر نخواسته‏ایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نكرده‏ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است و یا اینكه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد كه به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مى‏شود و یا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مى‏شود و یا در آخرت جبران مى‏گردد.

در اصول كافى مى‏خوانیم: كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد.

معناى دعا، ترك كسب و كار نیست، بلكه توكّل به خداوند همراه با تلاش است.

لذا در حدیث مى‏خوانیم: دعاى بیكار مستجاب نمى‏شود.

شاید قرار گرفتن آیه‏ى دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است كه ماه خدا با دعا دارد.

اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند. دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ»

سۆال: با اینكه كارهاى خداوند قانون‏مند و بر اساس عوامل و سنّت‏هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟

پاسخ:

همانگونه كه انسان در سفر، حكم نماز و روزه‏اش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا كننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مى‏كند. همانگونه كه توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مى‏كند. چنان كه اگر كودكى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود كه تنها برود.

بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم‏ زدن سنّت‏هاى قطعى الهى.

 

پیام‏های آیه:

1ـ دعا در هرجا و در هر وقت كه باشد، مفید است. چون خداوند مى‏فرماید: من نزدیك هستم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» (آنچه از اوقات مخصوصه، یا اماكن مقدّسه براى دعا مطرح شده براى فضیلت است، نه انحصار به آن ایام و یا اختصاص به آن امكنه)

2ـ خداوند به ما نزدیك است، ولى ما چطور؟ اگر گاهى قهر او دامن ما را مى‏گیرد، به خاطر دورى ما از خداوند است كه در اثر گناهان مى‏باشد. «فَإِنِّی قَرِیبٌ»

3ـ استجابت خداوند دائمى است، نه موسمى. «أُجِیبُ» نشانه‏ى دوام است.

با آنكه خدا همه چیز را مى‏داند، امّا دعا كردن وظیفه‏ى ماست. «فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی»

5ـ دعا آنگاه به اجابت مى‏رسد كه همراه با ایمان باشد. «وَ لْیُۆْمِنُوا بِی»

6ـ دعا، وسیله‏ى رشد و هدایت است. «لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»

 

پی نوشت ها:

(1). غافر، 14.

(2). اعراف، 56.

(3). انبیاء، 90.

(4). اعراف، 55.

(5). مریم، 3.

(6). كافى، ج 2، كتاب الدعا.


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

کافی ج 2

 



- نظرات (0)

وقتی انسان خود هیزم جهنم می شود

انحطاط

قرآن به آتش جهنم هشدار می دهد

قرآن کریم در آیه 23 سوره بقره، مخالفان خود را به آوردن یك سوره مثل خود، دعوت كرد: وَإِن كُنتُمْ فِى رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَدْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ للَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ  و در آیه 24 همان سوره مى  فرماید: فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی  وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ: بدانید كه هرگز چنین كارى شدنى نیست. نه شما كه در زمان رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) هستید و با زبان و كلام آن حضرت كاملاً آشنایى دارید، مى  توانید مثل قرآن را بیاورید، و نه هیچكس دیگر در آینده، قادر بر انجام این كار خواهد بود، زیرا كلام خداوند همچون خود او، قابل مقایسه با بشر و سخن او نیست.

وقتی ظلم ملكه شد (برای آدم)، آتش برای آدم ملكه شد، خود انسان می شود مواد سوخت و سوز و اگر خیلی در این راه كهنه كار باشد خودش می  شود مواد آتش زا. بین هیزم و كبریتی كه آتش  زاست فرق است؛ بعضی ها هستند كه ستم و گناه برای آنها آن  چنان رسمی شد كه خود مواد سوخت و سوز جهنم  اند؛ یعنی هیزم جهنم  اند، بعضی ها از این مرحله هم تنزل كردند به دَرَك، دَرَكه و مرحله نازل تر رفتند خودشان شدند مواد آتش  زا.

سپس قرآن، آنان را به آتش جهنّم هشدار مى  دهد و مى فرماید: هیزمِ جهنّم، بدن  هاى گنهكاران است كه در كنار سنگ ها مى  سوزد.


ماهیت سنگ های آتشین جهنم

مراد از «سنگ ها» در آیه مذکور، یا سنگ هاىِ سوختنى مانند زغال سنگ است، كه آتش جهنّم را به وجود مى  آورند، و یا بت هاى سنگى كه خداوند به عنوانِ سندِ جرم، آنها را در قیامت حاضر مى  كند تا بت پرستان نتوانند مُنكر كار خود شوند. چنانكه در آیه 98 سوره انبیاء مى فرماید: «اِنَّكُمْ وَ ماتَعْبُدون مِن دون اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّم» یعنى شما و آنچه از غیر خدا پرستش مى  كنید، هیزمِ دوزخ است.


وقتی خود انسان می  شود مواد سوخت و سوز جهنم

عده ای از آیات قرآن کریم دلالت می كنند وقتی ظلم ملكه شد (برای آدم)، آتش برای آدم ملكه شد، خود انسان می شود مواد سوخت و سوز و اگر خیلی در این راه كهنه  كار باشد خودش می شود مواد آتش  زا. بین هیزم و كبریتی كه آتش  زاست فرق است؛ بعضی ها هستند كه ستم و گناه برای آنها آن  چنان رسمی شد كه خود مواد سوخت و سوز جهنم اند؛ یعنی هیزم جهنم اند، بعضی ها از این مرحله هم تنزل كردند به دَرَك، دَرَكه و مرحله نازل  تر رفتند خودشان شدند مواد آتش  زا.

آنها كه قاسط اند (اهل قَسط اند)  قَسط یعنی جور و ظلم، اهل قِسط نیستند كه سهم دیگران را بدهند و بشوند مقسِط و محبوب خدا كه: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ بلكه اهل قَسط اند و سهم دیگران را هم می برند. اینها كه قاسطینند (اهل قَسط اند)؛ این ها هیزم جهنم اند: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً، و كسانی كه از این مرحله تنزل بیشتری كرده اند خودشان می شوند مواد منفجر؛ فرمود: فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ. وقود این مواد منفجر را می گویند، آن كبریت را می  گویند وقود (یعنی آتش زا، ما توقد به النار).

اینها كه در كفر و نفاق جزء مواد سوخت و سوزند، از اینها در سوره مباركه «جن» یاد كرده است كه فرمود: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً آنها كه قاسط اند (اهل قَسط اند)  قَسط یعنی جور و ظلم، اهل قِسط نیستند كه سهم دیگران را بدهند و بشوند مقسِط و محبوب خدا كه: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ بلكه اهل قَسط اند و سهم دیگران را هم می  برند. اینها كه قاسطینند (اهل قَسط اند)؛ این ها هیزم جهنم اند: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً، و كسانی كه از این مرحله تنزل بیشتری كرده اند خودشان می شوند مواد منفجر؛ فرمود: فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ. وقود این مواد منفجر را می گویند، آن كبریت را می گویند وقود (یعنی آتش زا، ما توقد به النار).
در سابق این سنگ های چقماق و چخماخ را می گفتند وقود، الآن این كبریت را می گویند وقود، این مواد منفجره را می گویند وقود كه «توقد به النار». اینگونه افراد كه مواد آتش زای جهنم اند (اینها) گنهكاران عادی نیستند و ظالمین متعارف هم نیستند، آنها كه مواد آتش زای جهنم اند آنها را هم قرآن كریم مشخص كرد؛ فرمود: كَدَأْبِ آلَ فِرْعَوْنَ...
پناه می بریم به خدا از این که با رفتارها و عملکردهایمان از مواد آتش زای جهنم باشیم ...


منابع:
بیانات حجت الاسلام قرائتی
بیانات آیت الله جوادی آملی


- نظرات (0)

شرطی که استجابت دعا را بیشتر می کند

دعای دیگران

دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن

دعا نافی عمل نیست و نباید چنین پنداشته شود که داعی وظیفه ای جز گشودن دست نیاز به درگاه حضرت بی نیاز ندارد و باید بنشیند و پی در پی تمنا و درخواست نماید تا حاجاتش برآورده شود و موانع راهش مرتفع گردد. بلکه برعکس دعا بدون عمل تحقق نمی یابد و داعی باید در کنار تفکر و تعقل و کار و تلاش درخواست هایش را به پیشگاه الهی عرضه بدارد و از او یاری و مساعدت بطلبد.
در فرهنگ عمومی قاعده ای مطرح است و آن این که از تو حرکت از خدا برکت. این اصل و قاعده که در تعالیم مقدس اسلام ریشه دارد و از آنجا در فرهنگ عمومی نفوذ و تسری یافته است به ضرورت عزم و اراده و حرکت و فعالیت و در کنار آن دعا و تقاضای مساعدت الهی در رفع موانع و مشکلات تصریح دارد و این واقعیت را می نمایاند که محال است بدون حرکت برکتی از جانب حضرت پروردگار نازل گردد. آنچه در این باره با معیارهای شرع و عقل انطباق دارد این است که دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن و هر انسان داعی با ایجاد پیوند و ارتباط معنوی با حضرت پروردگار از او یاری و مساعدت می طلبد تا تلاش و کوشش هایش در امور مختلف معنوی اقتصادی علمی سیاسی و نظامی را به نتیجه برساند و افق های پیروزی و موفقیت را نمایان سازد.

آداب دعا کردن

دعا کردن آدابی دارد از جمله اینکه قبل از دعا کردن نعمت های خدا را برشماریم و در این مورد باید به نعمت های ویژه خداوند توجه داشته باشیم که تا خدا آنها را از ما نگیرد متوجه نمی شویم.
تمجید خدا، شکرگزاری، بازگویی عیب های خود، استغفار و صلوات فرستادن از دیگر آداب دعا است.

شرایط اجابت دعا

سخن از تاثیر و استجابت دعا برای دیگران و یا دعا و نیایش به شکل جمع امری است که در روایات به آن اشاره شده است. بدین معنا که دعا به شکل جمع و یاد کرد دیگران در دعا موجب می شود تا خواسته شما نیز پذیرفته شود.

درحدیث قدسی درباره ارزش این مساله و تاثیر آن در استجابت دعا به این نکته اشاره می شود که دعای دیگران از آن جهت که شخص با آن زبان، گناهی نکرده است اجابت می شود و خواسته هایی که در حق وی از خدا شده برآورده می شود.
در کتاب الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص 146آمده خداوند به موسی(علیه السلام) وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا! آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن.

در شرایط استجابت دعا، دعای دیگران درحق شخص است. در آیات قرآنی سخن از طلب استغفار پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از برای مومنان بیان شده است. خداوند از پیامبر می خواهد تا برای مومنان دعا و نیایش کند و درجهت رهایی ایشان از گناه در حق آنان استغفار نماید. (نساء،64) دعا و استغفار پیامبر (صلی الله و علیه وآله) برای مومنان در تحلیل قرآنی از جایگاه خاصی برخوردار است (آل عمران،159) زیرا پیامبر(صلی الله و علیه وآله) درپیشگاه خداوند از مقام بلند و والایی برخورداراست و استغفار حضرت همانند شفاعت ایشان پذیرفته می شود.در آیاتی دیگر توضیح داده می شود که خداوند برای رضایت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) شفاعت وی را تا آن اندازه می پذیرد که وی راضی و خشنود گردد. از این رو دعای پیامبر برای مسائل بسیار سخت و اموری که احتمال استجابت نیست می تواند تاثیر گذار باشد. البته برای وی نیز محدودیت هایی (توبه،113- کهف،55) در برخی از مسائل است که در داستان استغفار حضرت ابراهیم در حق سرپرست و ولی خویش بیان شده و از مومنان خواسته شده که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را درهمه چیز جز مساله استغفار در حق ولی خود، الگو و سرمشق قرار دهند. (ممتحنه،4)
در داستان منافقان نیز در تبیین محدودیت ها می فرماید که اگر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) حتی بیش از هفتاد بار برای منافقان استغفار کند خداوند آنان را نمی بخشد. (توبه،80) منافقان با تعریض و کنایه بر این مطلب تاکید می کردند که فرقی میان دعا و استغفار آن حضرت (صلی الله و علیه وآله) با نیایش های دیگران نیست و خداوند با تخطئه این بینش و اندیشه آنان تبیین می کند که نمی توان و نمی بایست دعا و استغفار حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) را با نیایش های دیگران همسان دانست. بی گمان دعاهای انسان های کامل و کسانی که محبوب خداوند 179368 هستند را نمی توان با نیایش های دیگران هم سنگ دانست. انسانهای کامل و محبوب به جهت جایگاه و مقام والای خویش به آسانی می توانند خواسته های خود را بیان و پاسخ دریافت کنند.

التماس دعا می گوییم تا دعایمان مستجاب شود

از دیگر مسائل که به عنوان شرایط استجابت دعا بیان می شود مساله درخواست دعا از دیگران است. درحدیث قدسی درباره ارزش این مساله و تاثیر آن در استجابت دعا به این نکته اشاره می شود که دعای دیگران از آن جهت که شخص با آن زبان، گناهی نکرده است اجابت می شود و خواسته هایی که در حق وی از خدا شده برآورده می شود.
در کتاب الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص 146آمده خداوند به موسی(علیه السلام) وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا! آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن.

دعا پشتوانه عمل است نه جایگزین آن و هر انسان داعی با ایجاد پیوند و ارتباط معنوی با حضرت پروردگار از او یاری و مساعدت می طلبد تا تلاش و کوشش هایش در امور مختلف معنوی اقتصادی علمی سیاسی و نظامی را به نتیجه برساند و افق های پیروزی و موفقیت را نمایان سازد.

در تفسیر این حدیث قدسی دوگونه برداشت بیان شده است: نخست آنکه در هنگام دعا از واژگان جمع استفاده کند و دیگری را نیز با خود همراه سازد و بگوید که خداوندا ما را ببخش و یا به ما فرزندان نیکو ده و یا عاقبت همه ما را ختم به خیر گردان. دوم آنکه از دیگران التماس دعا داشته باشد و از آنان بخواهد که در حق شما دعا کنند چنان که دستور داده شده است که مومنان از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) بخواهند تا در حق ایشان استغفار کند. بنابراین شخصی که از دیگری می خواهد که برای وی دعا کند از زبانی استفاده می کند که با آن گناهی نکرده است. اگر به کسی گفته شود که با زبانی که گناه نکرده ای دعا کن آن زبان تنها زبان دیگری است؛ زیرا شخص با زبان دیگری دعا نکرده و یا آنکه شخص با اعضا و جوارح دیگری هرگز گناهی مرتکب نشده است از این رو زبان دیگری زبانی است که شخص با آن هیچ گناهی انجام نداده است.


- نظرات (0)

با این کار مردم به شما بی اعتماد می شوند

 

سوگند

در یکی از آیات قرآن کریم صفت دیگری از صفات منافقان را نشان می دهد: (یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَکُمْ لِیُرْضُوکُمْ)؛ «برای شما قسم به خدا یاد می کنند تا شما را راضی نمایند.»

سوگند دروغ پیمودن راه ابلیس است (آیات 20 تا 22 سوره اعراف؛ جالب است که در این آیات شیطان دشمنی خود با پدر و مادر بشریت را از طریق قسم اعمال نموده است؛ در این آیات روشن می شود که چگونه ابلیس این دشمن سوگند خورده انسان و انسانیت، برای گمراهی آدم و اخراج و هبوط وی از بهشت تلاش می  کند و در نهایت با بهره  گیری از سوگند باطل و دروغ، شرایط هبوط و اخراج وی را فراهم می آورد.

از دیگر ویژگی های این گروه که قرآن بارها آن را یادآور شده دروغگویی است. اینها دروغگویند و لهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون آنها به قسم  های دروغ متوسل می  شوند تا دل مسلمانان را به دست بیاورند. اینان نه تنها در این دنیا برای مسلمانان بلکه در سرای آخرت نیز برای خدا قسم می  خورند.
این برای همه ی زمان ها درس است؛ می فرماید: مراقب باشید کسانی هستند که منافقند و ایمان به هیچ حقیقتی ندارند؛ نزد شما می آیند و شعارهای داغ می دهند و خودشان را به عنوان مسلمان قُرص و محکم عرضه می کنند تا جلب توجّه شما بنمایند و نفاق و کفر درونی شان را مکتوم نگه دارند و در فرصت مناسبی، زخم کاری خود را بر پیکر دین و آیین شما وارد سازند. در مجالس و محافل شما شرکت می کنند و به مدح و ثنای شما می پردازند، القاب و عناوینی عجیب به شما می دهند؛ امّا بدانید اینان نه به شما و نه به بزرگ تر از شما ایمان ندارند. تیکه به اینها نکنید و زمام امری از امور را به دست اینها نسپارید.

یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَکُمْ لِیُرْضُوکُمْ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ إِنْ کانُوا مُوْمِنینَ؛ برای شما به خدا قسم می خورند که شما را از خود راضی کنند، در صورتی که اگر اینان ایمان داشته باشند باید خدا و رسولش را از خود راضی سازند [نه شما را]. (توبه، 62)
ولی مطمئن باشید وقتی در پرتو ریاست شما، به مقامی رسیدند چون ایمان ندارند دست به هر خیانت و جنایتی می آلایند و در وهله ی اوّل خود شما را می آزارند.
این افراد از هیچ سوگند دروغی کوتاهی نمی کنند، این در حالی است که سوگند دروغ پیمودن راه ابلیس است (آیات 20 تا 22 سوره اعراف؛ جالب است که در این آیات شیطان دشمنی خود با پدر و مادر بشریت را از طریق قسم اعمال نموده است؛ در این آیات روشن می شود که چگونه ابلیس این دشمن سوگند خورده انسان و انسانیت، برای گمراهی آدم و اخراج و هبوط وی از بهشت تلاش می  کند و در نهایت با بهره  گیری از سوگند باطل و دروغ، شرایط هبوط و اخراج وی را فراهم می آورد.

برای هر کاری به نام خدا سوگند نخورید

وَ لاتَجْعَلُوااللَّهَ عُرْضَهً لِاَیْمانِکُمْ اَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّاس وَاللَّهُ سَمیعٌ علیمٌ: (بقره، آیه 224) و خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید (به خاطر بهانه هایی سوگند نخورید) که نیکی و تقوا و اصلاح میان مردم انجام ندهید و خدا را در معرض سوگندهای (مکرر) خود قرار ندهید که نیکی و تقوا و اصلاح کنید،(تا آنجا که این نام را به ابتذال کشانید) و خداوند شنوا و داناست.

اینکه خداوند نسبت به سوگند خوردن به ویژه به خدا سخت  گیری می کند و مجازات و کفاراتی را برای سوگند شکنی قرار می  دهد از آن روست که جامعه را از سرمایه مهم اجتماعی  اش یعنی اعتماد عمومی محافظت کند و اجازه ندهد برخی  افراد بی  مبالات، با فرهنگ  سازی باطل و غلط خویش این سرمایه مهم اجتماعی را از میان بردارند.

زیاد قسم نخورید

«وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهینٍ» و از هر فرومایه عیبجو که بیهوده سوگند می خورد پیروی نکن (قلم، آیه 10)
از این آیه به صراحت به عنوان یک وظیفه و حکم شرعی، این معنا به دست می  آید که پیروی و تحت تاثیر قرار گرفتن از انسان های بی مبالاتی که عادت به سوگند خوردن دارند، جایز نیست. به این معنا که جامعه نباید متاثر از این دسته افراد شود و به سوگندهای آنان ارزش و اهمیتی قایل شود.
اینکه خداوند نسبت به سوگند خوردن به ویژه به خدا سخت گیری می کند و مجازات و کفاراتی را برای سوگند شکنی قرار می دهد از آن روست که جامعه را از سرمایه مهم اجتماعی اش یعنی اعتماد عمومی محافظت کند و اجازه ندهد برخی افراد بی  مبالات، با فرهنگ سازی باطل و غلط خویش این سرمایه مهم اجتماعی را از میان بردارند.

سوگند دروغ عقیده و ایمان مردم را تضعیف می  کند

یادمان نرود سوگند دروغ عقیده و ایمان مردم را تضعیف می کند، اعتماد در جامعه را از میان می  برد و راه را برای سقوط فردی و اجتماعی فراهم می آورد و جامعه را با بحران بی اعتمادی عمومی و فروپاشی درونی مواجه می سازد؛ «و زنهار سوگندهاى خود را دستاویز تقلب میان خود قرار مدهید تا گامى بعد از استواریش بلغزد و شما به [سزاى] آنکه [مردم را] از راه خدا باز داشته  اید دچار شکنجه شوید و براى شما عذابى بزرگ باشد.» (نحل، آیه 94)

کلام آخر

کلام را با روایتی زیبا در باب قسم خورد به پایان می بریم:
 امام حسین(علیه السّلام) فرمودند:احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ یَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَة یَجِدُها فی نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلى تَصْدیقِ النّاسِ إیّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ فی الْمَنْطِقِ، فَیَتَّخِذُ الاْیْمانَ حَشْواً وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَة عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَیَرى أَنَّهُمْ لایَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْیَمینِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَیْرِ تَثْبیت: خود را از قسم و سوگند برهانید كه همانا انسان به جهت یكى از چهار علّت سوگند یاد مى كند:
در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى  اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصدیق و تأیید كنند، سوگند مى خورد.
و یا آن كه گفتارش معیوب و به دور از حقیقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقویت و جبران كند.
و یا در بین مردم متّهم است -به دروغ و بى اعتمادى- پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نماید.
و یا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است -هر زمان به نوعى سخن مى گوید- و زبانش به سوگند عادت كرده است. (تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام، ص 429)

منابع:
سلسله مباحث تفسیری صفیر هدایت؛ آیت الله ضیاء آبادی
مجله ندای اصفهان؛ مقاله عبدالغفار امیدوار

 



- نظرات (0)

رحمت خدا بر غضبش سبقت دارد

title
سنت های الهی بر طبق قوانین این جهان، در حق انسانها ساری و جاری اند. خداوند هم رحمت ومهربانی دارد و هم غضب و عذاب (دوری از رحمت خدا همان غضب اوست، و حالت فیزیکی هم نیست.) ما انسانها هم طبق عقلانیتی که خدا بما داده است، همه جا از مهربانی یا خشم و غضب خود استفاده نمی کنیم، بلکه طبق شرایط و با مدیریت درست از آنها استفاده می کنیم. بعضی از انسانها یا از روی غرض و یا ناآگاهانه، در مورد رحمت خدا افراط کرده و نظر دارند که چون خدا مهربان است، دیگر نه باید خبری از مریضی و بیماری باشد و نه گرفتاری و بلا و...، در حالی که آنها انتظار بیجایی از خدا دارند.

سؤالی در فضای دانش آموزی به این شرح به دست ما  رسیده است:
همه معلم ها حرف از مهربانی خدا می زنند. پس وجود آیات غضبیه خدا که مضمون غیر رحمانی دارد دلیلش چیست؟

به امید خدا در این مطلب، در پی پاسخ به این سؤال هستیم.

غضب برای خود آری اما برای خداوند نه؟

بعضی از مردم، آیات عذاب الهی را مخالف با رحمت و مهربانی او می دانند؛ در حالیکه اگر در زندگی خودشان دقت کنند یا در زندگی آنها دقت کنیم؛ چه بسا غضب و قهر آنها بیشتر از مهربانی و عطوفتشان باشد، ولی چون به غضب خدا می رسند آن را قبول نداشته و مخالف با مهربانی او خدا می دانند.
خداوند متعال در قرآن، خطاب به مشرکان منفعت طلب می فرماید: «أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ[طور/39] آیا براى خدا دختران هست و براى شما پسران؟!» تفسیر نمونه در این باره می نویسد: «یكى از اعتقادات و افكار باطل آنها(مشرکان) این بود كه از دختران به شدت تنفر داشتند، و اگر با خبر مى شدند كه همسرشان دخترى آورده چهره آنها از شدت اندوه و شرم سیاه مى شد، ولى با این حال فرشتگان را دختران خدا مى خواندند!»[1]
حکایت افرادی که غضب خدا را مخالف با مهربانی او می دانند، در حالی که اعتراف به وجود غضب و قهر در زندگی خود دارند؛ حکایتشان مثل مشرکانیست که برای خود دختر نخواسته، ولی برای خدا می خواستند.
رحمت و مهربانی گسترده خدا شرایطی هم دارد. «الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَة[نجم/32] آنان كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى كنند مگر آنكه كمى (یعنى گناه صغیره اى یا تخیّل و وسوسه اى به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، كه مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است»

غضب خدا هم مثل مهربانیش، عقلانیست

قوانین بشری همه بر اساس تشویق(مهربانی) و تنبیه(غضب و قهر) بنا شده است، در مدرسه اگر دانش آموزی درس نخواند و یا مزاحم درس خواندن بچه ها شود؛ مورد اخطار و غضب مدیر و معلم مدرسه قرار می گیرد، همچنین اگر دانش آموزی درس خوان و مؤدب باشد، معلم و مدیر مدرسه او را تشویق می کنند. در خیلی از سازمان های دیگر وضع همین است، در بحث راهنمایی و رانندگی و...
 بنابراین اگر سیستم تشویق(مهربانی) و تنبیه(قهر وغضب) در کار نبود؛ چندان پیشرفتی در کار انسانها حاصل نمی شد و دنیا به هرج و مرج کشیده می شد. همچنانکه انسانهای مجرم در این دنیا مجازات شده و تحت پیگرد قرار می گیرند؛ در آن دنیا هم چنین است (به طریق اولی باید چنین باشد).
خداوند متعال نیز می فرماید: «وتَرَى الظَّالِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبیرُ[شوری/22] ستمكاران را [در قیامت ] مى بینى كه از اعمالى كه انجام داده اند، بسیار بیمناكند و همان را كه مرتكب شده اند، بر آنان فرود مى آید و كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده اند، در باغ هاى سرسبز بهشت اند، براى آنان هر چه را كه بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است این همان فضل بزرگ است».
پیام این آیه این است که در حقیقت کارها و اعمال بد بدکاران باعث جلب عذاب و قهر خدا می شود، و کارهای نیک افراد متقی است که مهربانی و رحمت خدا را بدنبال دارد.
اگر آیات قهر و عذاب خداوند نسبت به بدکاران و ظالمان نبود؛ دیگر کسی از عواقب ظلم و بدی خود نمی ترسید، همچنانکه در این دنیا اگر مجرمی را آزاد بگذارند و به او چیزی نگویند؛ در جرم خود جری تر شده و هیچ ترسی از ارتکاب جرمش ندارد.

رحمت خدا بر غضبش سبقت دارد

در دعای جوشن کبیر می خوانیم: «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ [2] ای خدایی که رحمت و مهربانیت از قهر و غضبت سبقت گرفته است»
رحمت و مهربانی گسترده خدا شرایطی هم دارد. «الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَة[نجم/32] آنان كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى كنند مگر آنكه كمى (یعنى گناه صغیره اى یا تخیّل و وسوسه اى به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، كه مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است».[3]
بنابراین کسانی که دم از رحمت و مهربانی خدا می زنند؛ باید این گونه آیات الهی را مد نظر قرار دهند تا یک طرفه به قاضی نرفته باشند.
بعضی از مردم، آیات عذاب الهی را مخالف با رحمت و مهربانی او می دانند؛ در حالیکه اگر در زندگی خودشان دقت کنند یا در زندگی آنها دقت کنیم؛ چه بسا غضب و قهر آنها بیشتر از مهربانی و عطوفتشان باشد، ولی چون به غضب خدا می رسند آن را قبول نداشته و مخالف با مهربانی او خدا می دانند.

کسانی که خیال دارند هر کار بدی را انجام دهند؛ بعداً هم خدا آنها را مورد مهربانی خودش قرار دهد؛ حرف بی منطق و خلاف عقلی می زنند، چرا که بسا اغلب آنها، از کسی که برخلاف نظر آنها(جدای از خوب یا بدش، در حالی که نظر و حکم خدا بحق است ) نظری داشته باشد، با خشم و غضب برخورد می کنند.

سخن آخر

مهربانی و غضب خدا طبق قوانین این جهان، و مطابق با عقل و منطق است، قوانین بشری همه بر اساس تشویق(مهربانی) و تنبیه(قهر و غضب) است. خدای بزرگ، در آن دنیا بر اساس اعمال انسانها به حسابشان رسیدگی می کند.
پی نوشت ها:
[1]. تفسیر نمونه، ج 22، ص457
[2]. المصباح للكفعمی (جنة الأمان الواقیة) ، ص249
[3]. ترجمه الهی قمشه ای، ص527
- نظرات (0)

کفارو ارتباطی دوستانه

دشمن

دشمن خدا و خود را ولی نگیرید

پس از این که جامعه ای دست به انقلاب بزند و از سلطه ی دشمن خارج شود، طبیعتا مورد فشارها و تهدیدهایی توسط دشمن قرار می گیرد. در چنین شرایطی حرکت قدرتمندانه ی جامعه ی انقلابی در مسیری که انتخاب کرده است حائز اهمیت است ، زیرا هر لحظه امکان خستگی و تسلیم شدن مومنین در زیر فشارها و تهدید ها وجود دارد. نتیجه این خستگی و تسلیم، تمایل مومنان به برقراری ارتباطی دوستانه با دشمن، به منظور کاستن از فشارها و تهدیدها خواهد بود.
قرآن کریم در سوره مبارکه ممتحنه به واکاوی این موضوع می پردازد.
می فرماید: "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ"(ممتحنه، 1): دشمن من و دشمن خودتان را سرپرست و ولی نگیرید. اصل معنای ولایت، عبارت از نزدیک بودن دو چیز با یکدیگر است. پس ، دشمن خدا را کنار خودتان ندانید، بلکه رو برو و دشمن و معارض با خودتان بدانید. دشمن خدا را به آقایی خود نگیرید.

مودت یعنی رابطه دوستانه

"تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ": شما به آن ها اظهار مودت و دوستی می کنید.
در زبان عربی، القاء مودت به معنای ایجاد رابطه ای دوستانه می باشد.
دستور مذکور در بسیاری از آیات قرآن تاکید شده است و در بعضی از آیات، فرمان جنگ و از بین بردن دشمن 153662، هم به این فرمان ضمیمه شده است. برای نمونه خداوند متعال می فرماید : "وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاءً  فَلَا تَتَّخِذُواْ مِنهُمْ أَوْلِیَاءَ حَتىَ  یُهاجِرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ  وَ لَا تَتَّخِذُواْ مِنهُمْ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا": کفار دوست دارند همان گونه که خود کافر شده اند شما هم کافر شوید تا با هم یکسان باشید. پس هرگز آن ها را ولی و سرپرست نگیرید تا آنکه در راه خدا و براى پذیرش دین مهاجرت کنند، پس اگر از این امر روى برتافتند آن ها را هر کجا یافتید بگیرید و بکشید، و هرگز از آنان ولی و یاورى نگیرید. (نساء-89)

چرا نباید با کفار ارتباطی دوستانه داشته باشیم؟

می فرماید:"وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ": اینها به آنچه که از حق و حقیقت پروردگار برای شما فرستاد کافر شده اند.
اینها به شریعت اسلام کافر شدند، به قرآن کافر شدند و آن را کذب خواندند حتی پای خود را از انکار و تکذیب زبانی قرآن بالاتر گذاشته و دست به جنایاتی مانند سوزاندن و تکه تکه کردن این کتاب آسمانی زنند. با کشیدن کاریکاتور موهن اقدام به تمسخر رسول شما کردند.اعمالی را که کفار جاهل صدر اسلام هم نکرده بودند ، کفار گستاخ زمانه ی ما مرتکب شدند.
دوم این که "یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ": رسول و شما را از سرزمین هایتان اخراج و بیرون می کنند.
این عمل کفار، فقط مربوط به 1400 سال پیش نیست. این رویه ی همیشگی آن ها در طول تاریخ بوده است. بیرون راندن مسلمانان مظلوم فلسطین از سرزمینهایشان مصداق عینی همین رویه در زمان ماست. همین امروز هم در میانمار، کشورى در شرق آسیا، هزاران انسان مسلمان را دارند می کشند، دارند شکنجه می دهند، دارند از منازل و سرزمین های خود اخراج می کنند
جرم مردم فلسطین و بوسنی و میانمار و عراق و افغانستان و ... چه بوده است؟ آن ها چه کرده اند که باید خانه و کاشانه ی آنها ویران و جان و مال و ناموسشان حلال شود؟
می فرماید: "أَنْ تُوْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُم": تنها جرم آن ها این است که مومنند. تنها گناه آن ها این است که به خدای یگانه ایمان آورده اند.

در جایی دیگر در پاسخ به کسانی که می گویند. نه خیر! کافران با ما قرار داد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل میکنند، می فرماید: کَیْفَ وَ إِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَ لَا ذِمَّةً  یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَ تَأْبىَ  قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثرُهُمْ فاسِقُونَ: چگونه تعهّدشان مورد اعتماد خواهد بود در حالى که اگر بر شما پیروز شوند در حق شما نه خویشاوندى را مراعات مى  کنند و نه عهد و پیمانى را؟! شما را با سخنانشان راضى مى  کنند در حالى که دل  هایشان امتناع دارد، و بیشترشان فاسق اند. (توبه-8)"

این سخنان را خدا می گوید، و این یعنی از نیت های واقعی کفار خبر می دهد. خبری که احتمال دروغ در آن نمی رود. دشمنان شما، آدمهایی هستند که راضی به زندگی کنار شما نیستند، اصلا وجود شما را نمی توانند تحمل کنند. تا زمانی که  بتوانند از قتل عام و بیرون راندن مسلمانان از ممالکشان کوتاهی نخواهند کرد. اگر بهانه پیدا کنند به قتل عام مردم مسلمان بوسنی در اروپا می پردازند. بعد به بهانه های واهی به آسیا و عراق حمله می کنند، بعد به افغانستان می روند و به قتل عام در آنجا دست می زنند. سپس در آسیای مرکزی، مسلمانان میانمار را از سرزمین هایشان می رانند و به فجیع ترین شکل ممکن دست به کشتار جمعی آن ها میزنند. به وسیله ی ایادی خود، شیعیان بحرین را به جرم شیعه بودن تحت شکنجه و تجاوز و  کشتار قرار می دهند. اطراف ایران را می گیرند و سوریه و عراق و دیگر کشورهای همراه ایران را به هم می ریزند، سپس هم اگر دستشان برسد، همه ی شما را به بدترین وجه خوار و ذلیل خود می کنند و به خاک و خون می کشند.  همه ی این ظلم ها و دشمنی ها را انجام می دهند تنها به یک دلیل: آن هم این است که شما مومن هستید. شما به خدای یگانه ایمان آورده اید: «وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن یُومِنوا بِاللَّهِ العَزیزِ الحَمیدِ: آنها هیچ ایرادی بر مومنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.» (بروج، 8)

دشمن کاری ندارد که شما کدام طرفی بودی یا هستی

در ادامه سوره برای اینکه مسلمان ها از نظر فکری قانع شوند و چرایی ممنوع بودن ایجاد هر گونه رابطه ی دوستانه با کفار را بهتر درک کنند، به معرفی آن ها می پردازد:
"إِنْ یَثْقَفُوکُمْ": اگر بر شما دست یابند
"یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً": دشمن شما خواهند بود.
وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ(ممتحنه، 2): دست و زبان خود را به بدی بر روی شما می گشایند. دستشان را می گشایند، شما را تحت فشار قرار می دهند، زبانشان را به بدی به روی شما می گشایند، شما را تحقیر می کنند، شما را بی حیثیت و بی شرافت می کنند، شما را به عنوان یک انسان قابل نمی شمارند. کاری ندارند که شما کدام طرفی بوده اید.

پاسخ به کسانی که می گویند: کافران با ما قرارداد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل می کنند

در جایی دیگر در پاسخ به کسانی که می گویند. نه خیر! کافران با ما قرار داد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل میکنند، می فرماید: کَیْفَ وَ إِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَ لَاذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَ تَأْبىَ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثرُهُمْ فاسِقُونَ: چگونه تعهّدشان مورد اعتماد خواهد بود در حالى که اگر بر شما پیروز شوند در حق شما نه خویشاوندى را مراعات مى  کنند و نه عهد و پیمانى را؟! شما را با سخنانشان راضى مى کنند در حالى که دل هایشان امتناع دارد، و بیشترشان فاسق اند. (توبه-8)"

همه ی این ظلم ها و دشمنی ها را انجام می دهند تنها به یک دلیل: آن هم این است که شما مومن هستید. شما به خدای یگانه ایمان آورده اید: «وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن یُومِنوا بِاللَّهِ العَزیزِ الحَمیدِ: آنها هیچ ایرادی بر مومنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.» (بروج، 8)

کلام آخر

افراد غیرمسلمان به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی که در مقابل مسلمین ایستاده اند و شمشیر به روی آن ها کشیده اند و آن ها را از خانه ی خود به اجبار بیرون کرده اند و خلاصه عداوت و دشمنی خود را با اسلام و مسلمین در گفتار و عمل، آشکارا نشان دادند: إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (الممتحنه/9) تکلیف مسلمانان این است که هرگونه مراوده با این گروه را قطع کنند و از هرگونه پیوند محبت و دوستی خودداری نمایند که مصداق روشن آن مشرکان مکه مخصوصا سران قریش بودند، گروهی رسما دست به این کار زدند و گروهی دیگر نیز آن ها را یاری کردند.
اما دسته ی دیگری از دشمنان بودند و هستند که در عین کفر و شرک، کاری به مسلمانان نداشتند، نه عداوت می ورزیدند، نه با آن ها پیکار می کرند و نه اقدام به بیرون راندن شان از شهر و دیارشان نمودند، حتی گروهی از آن ها پیمان ترک مخاصمه با مسلمانان بسته بودند، نیکی کردن و اظهار محبت به این دسته بی منع بود و و اگر معاهده ای با آن ها بسته بودند باید به آن وفا کنند و در اجرای عدالت بکوشند: "لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ (ممتحنه، 8)"


- نظرات (0)