سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

زیارت امام رضا

امام جواد (ع):

ضَمِنتُ‏ لِمَن زَارَ أَبِي (ع) بِطُوسَ عَارِفاً بِحَقِّهِ الْجَنَّةَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى.

من براي آن كس كه پدرم (ع) را در طوس زيارت كند

در حالي كه حق او را بشناسد از سوي خداوند متعال بهشت را ضمانت مي‌كنم.

عیون اخبار الرضا ع، جلد 2، ص 256


- نظرات (0)

خوانندگی زنان

سخنگوی خانه موسیقی اخیرا مطرح کرده «ما روایتی در مورد حرمت موسیقی نداریم؟ و به خوانندگی زنان مجوز داده شود». آیا روایت نداریم؟ چرا خوانندگی زن حرام است؟

 

نمی‌دانیم ایشان این سخن را گفته یا خیر (فردا تکذیب نکند که من نگفتم یا چنین نگفتم) و یا اگر گفته با چه بیانی گفته است و یا اساساً او کیست؟ اما اگر او یا هر مسئول و غیر مسئول دیگری چنین گفته باشد، سخن این است که از کی تا به حال «سخنگوی خانه موسیقی – یا هر مسئول دیگری»، مجتهد و فقیه شده‌اند؟! هر چند که مجتهد نیز شده باشند، فقط می‌توانند در مسائل شخصی به خودشان اجتهاد کنند، اما نمی‌توانند [به ویژه در مسائل اجتماعی و اداری]، صدور حکم کنند و مردم نیز مقلد آنها نمی‌باشند. حتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مجتهد و فقیه نیست و چنین اجازه‌ای ندارد، چه رسد به یک سخنگو. حتی نمایندگان مجلس که قوانین را وضع می‌کنند، تأیید انطباقش با قانون اساسی و نیز احکام شرعی، با فقهای شورای نگهبان است که فقیه هستند، نه با خودشان.

قبول نداشتن اسلام و احکام اسلامی یک بحث است، اما انتساب نظرات و امیال شخصی به اسلام مبحث دیگری است. این مسئله بسیار مهم‌تر از حرام بودن یا نبودن «خوانندگی زن یا مرد» است، چرا که سبب تحریف و ایجاد انحراف در اذهان عمومی می‌گردد.

در جهان امروز، حتی اجازه‌ی اظهار نظر به یک غیر حرفه‌ای در بازی فوتبال یا والیبال را نمی‌دهند و البته درست هم همین است، اما به اسلام که می‌رسد، همه نه تنها نظر می‌کنند، بلکه مجتهد شده و فتوا و حکم نیز صادر می‌نمایند؟!

حال ما (فقها، مسئولین، مردم و همه مخاطبین) باید در مقابل این اظهارنظرهای جاهلانه چه کنیم؟ با یک سخنگو وارد مباحثه فقهی شویم که آیا روایتی در حرام بودن خوانندگی زن داریم یا نداریم؟ یا اگر داریم روایت صحیح است یا مرسل یا غیر موثق؟ و آیا متواتر است یا واحد؟ آیا می‌توان به استناد آن روایت، حکمی را استنباط و استخراج نمود یا خیر و آن حکم چه می‌تواند باشد؟

حالا اگر ما از معصومین علیهم‌السلام احادیث و روایاتی بیاوریم، چه می‌شود؟ آیا هر کسی می‌تواند از آنها استنباط، استخراج و صدور فتوا و حکم نماید؟

چند حدیث:

*-  همانا خداوند تعالی مرا راهنما و رحمت برای جهانیان قرار داده و مرا امر کرده که مزمارها و معزفه‌ها و تارها و بت ها و اعمال جاهلیت را از بین ببرم، بدرستی که معامله و تجارت و خرید و فروش آلات موسیقی حرام است. (مستدرک الوسائل، ج13، ص219) (مستدرک، ج2، ص 458)

*- از عبدالله بن عباس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند:برخی از اقوام هستند که قرآن را برای غیر خدا فرا میگیرند و از آن به عنوان وسیله ای از آلات موسیقی استفاده میکنندو با قرآن غنا میکنند، تا اینکه فرمودند این اقوام طبل و آلات موسیقی را نیکو میشمارند امر به معروف و نهی از منکر را زشت میدانند. سپس فرمودند: اینان در ملکوت آسمانها پلیدهای نجس خوانده می شوند. (وسائل الشیعه، ج12، ص230، ح27) (تفسیر قمی، ص427)

*- پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله:  «خمسه لا ينظر الله اليهم يوم القيمه - الي ان قال: والمغني» (جامع احاديث، ج 22، ص 233)

یعنی: خداوند در قيامت به پنج طايفه نظر (رحمت) نمي‌کند و يکی از آنان مغنی (آواز خوان) است.

*- از امام صادق علیه السلام درباره قول زور(که در آیه 30 سوره مبارکه حج آمده) سؤال شد، فرمودند:غناء همان قول زور و سخن باطل است... شما را از نواختن آلات موسیقی همچون صنج ها برحذر میدارم، همانا شیطان با کسیکه آنرا بنوازد به سرعت همراه میشود ملائکه از او فرار میکنند و نفرت دارند. هرکه در خانه اش چهل روز طنبور (سه تار) باشد غضب الهی را بسوی خود جلب کرده است. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص46، ح6)

*- امام صادق علیه‌السلام: «الْمُغَنِّيَةُ مَلْعُونَةٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَكَلَ كَسْبَهَا» یعنی: «زن خواننده و کسی که از کسب او بخورد، ملعون و مطرود از رحمت خداست» (وسائل الشيعه، ج 17، ابواب ما يکتسب به، باب 15، ص 121)

«المنجّم ملعون، و الکاهن ملعون، والساحر ملعون، و المغنيه ملعونه، و من آواها و اکل کسبها ملعون، و قال (ع): المنجم کالکاهن، و الکاهن کالساحر، و الساحر کالکافر، و الکافر في النار؛» (امع احاديث شيعه، ج 22، ص 241)

*- یعنی: منجّم ملعون است، کاهن ملعون است، ساحر ملعون است و زن خواننده ملعون است و هم چنين کسی که او را منزل دهد و از کسب و درآمد او مصرف کند ملعون است. و فرمود: منجم مثل کاهن، کاهن مانند ساحر، ساحر مثل کافر و کافر در آتش دوزخ است.»

خب، حالا این چند روایت را بشنوند چه می‌شود؟ حرف‌شان را پس می‌گیرند یا توجیه می‌کنند؟

الف – نظم منطقی در یک جامعه وقتی حاکم می‌شود که اولاً هر کسی در حوزه‌ی مأموریت و مسئولیت خود کار کند و ثانیاً طبق فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، هیچ کس در مسائلی که به آن علم ندارد، وارد نشود و همین‌طوری اظهار نظر نکند، چه رسد به این که با قطعیت بگوید و در نتیجه دستورالعمل نیز صادر کند که باید مجوز صادر بشود.

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا» (الإسراء، 36)

ترجمه: و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن (بر آن ایستادگی مکن)، زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

ب – به طور قطع گویندگان این قبیل سخنان، اساساً نه با اسلام و احکام اسلام آشنایی دارند و نه با موسیقی و خوانندگی و اصلاً نمی‌دانند آیا مطلقِ موسیقی حرام است یا موسیقی و خوانندگی نیز حلال و حرام دارد و مرز آنها کدام است؟ اگر از آنها بپرسند: فرق طرب و غنا، و سایر موسیقی‌ها و خوانندگی‌ها چیست؟ نمی‌دانند. اما اجتهاد نیز می‌کنند!

چند استفتاء:

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

ج1و3) اگر صداى زن به‌صورت غنا باشد و یا گوش دادن به صداى او به قصد لذت و ریبه باشد و یا مفسده‏اى بر آن مترتّب گردد و یا همراه با موسیقى لهوى و حرام باشد، جایز نیست.

ج2) غنا یعنى ترجیع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

غنا حرام است ، و منظور از آن سخن باطلى است که با آوازى خوانده مى‏شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد . و همچنین جایز نیست با این گونه صدا قرآن و دعا و مانند آن را بخوانند‌، ـ و بنابر احتیاط واجب ـ سخنانى غیر از آنچه گفته شد نیز به این گونه صدا نخوانند . و همچنین گوش دادن به غنا حرام است و اجرت گرفتن بر آن نیز حرام است و ملک گیرنده نمى‏شود . و همچنین یاد گرفتن و یاد دادن آن نیز جایز نیست . و موسیقى یعنى نواختن آلات مخصوص موزیک نیز اگر به نحوى باشد که مناسب مجالس لهو و لعب است حرام است ، و غیر آن حرام نیست . و اجرت گرفتن بر نواختن موسیقىِ حرام ، نیز حرام است ، و ملک گیرنده نمى‏شود ، و تعلیم و تعلّم آن نیز حرام است .و شنیدن صدای زن با تهیج جنسی جایز نیست.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

بطور کلی همه آهنگ هایی که از آلات طرب باشد حرام است و غنا یعنی دور دادن صدا در گلو و خوانندگی زن به صورت غنا و شنیدن صدای او نیز حرام است.

*- سؤال: در باب صدای غنا منظور از مفسده چه نوع فسادی است؟ (مرجع: آیت الله خامنه‌ای)

پاسخ: منظور از مفسده در این گونه مجالس این است که انسان از یاد خدا غافل شده و همین غفلت، زمینه دوری انسان از خدا و اخلاق شده و ورود به فساد و فحشا، افتادن در گناه و معصیت و انحرافات جنسی و اخلاقی به دنبال خواهد داشت.


- نظرات (0)

عاملی که باعث خشم خدا به بنی اسرائیل شد؟

بنی اسراییل

به عنوان مثال خداوند متعال درباره بنی اسرائیل در ابتدا چنین آورده است:

" یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ " (بقره 122)

(اى فرزندان اسرائیل، نعمتم را، كه بر شما ارزانى داشتم، و اینكه شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد كنید.)

اسرائیل نام حضرت یعقوب است، او دوازده پسر داشت از جمله حضرت یوسف – بنیامین – یهودا ....

اینها خود یا پیامبر بودند یا پیامبرزاده. بعداز آمدن حضرت یوسف (علیه السلام) به مصر و حوادث گرانباری که برای او اتفاق افتاد و نهایتاً سبب آمدن حضرت یعقوب و فرزندان و سایر اهل بیت او به مصر گردید (سوره یوسف آیه 99)، از آن پس به عنوان اقلیتی کوچک در مصر زندگی می کردند و قطعاً در آن زمان از فضیلت خاصی در میان مردم برخوردار بودند.

اقلیت بنی اسراییل در عصر فرعون مورد استضعاف فرعون قرار گرفتند به طوری که فرزندان آنان کشته و زنان آنها برای خدمت و بیگاری زنده نگه داشته می شدند: "یُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءكُمْ وَفِی ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِیمٌ (بقره 49 وابراهیم 6)

به قول مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در آیه مربوطه، حیاء را از آنها می گرفتند ؛ چون استحیاء باب استفعال از کلمه حیاء است به معنای طلب حیاء کردن یعنی نوعی گرفتن حیاء است.

این قوم مشمول لطف و رحمت الهی قرار گرفتند و با آمدن حضرت موسی (علیه السلام) از قید و بند فرعون رها شدند و نجات یافتند. اما بنی اسرائیل پس از این دوره دچار انحراف و گمراهی شدند و به عصیان و سرکشی پرداختند.

قرآن کریم بعضی از اقدامات آنها را به شرح زیر بیان کرده است مانند:

"یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ" (بقره 61) آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزیده بودند، و پیامبران را بناحق مى‏كشتند

"مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ "(نساء 46)

برخى از آنان كه یهودى‏اند، كلمات را از جاهاى خود برمى‏گردانند.

" یَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ " (بقره 79)

- کتاب را با دست خود می نویسند سپس می گویند این از طرف خداست تا آن را به قیمتِ اندک بفروشند.

در واقع بنی اسراییل که در ابتدا مشمول نعمت الهی بودند و در واقع مصداق انعمت علیهم بودند ،به خاطر ظلم و عصیان مغضوب شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند

" وَأُشْرِبُواْ فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ "(بقره 93)

-و بر اثر كفرشان، [مِهر] گوساله در دلشان سرشته شد.

" اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ "(توبه 31)

-علماء و راهبان خود را به مقام ربوبیت شناختند.

پس از این همه گناه و عصیان در نتیجه مورد غضب الهی قرار گرفتند و مغضوب شدند و غضب خداوند را خریدند.

"...وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآۆُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ " (بقره 61)-

و بر آنها خوارى و درماندگى زده شد و به خشمى از خداى بازگشتند- سزاوار خشم خدا گشتند.)

در واقع بنی اسرائیل که در ابتدا مشمول نعمت الهی بودند و در واقع مصداق انعمت علیهم بودند ، به خاطر ظلم و عصیان مغضوب شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند.

پس ممکن است یک دسته افراد باشند که مورد نعمت خدا باشند ولی سپس از شمول نعمت خارج شده و مغضوب الهی واقع شوند.

آیه مذکور قوم بنی اسرائیل را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: ای بنی اسرائیل به یاد بیاورید آن گذشته خود را که مورد نعمت خداوند بودید و شما را برعالمیان برتری داده بودیم. حالا شما را چه شده است که این چنین از راه راست خارج شده و راه ظلم و ستم و عصیان و شرک را برگزیده اید؟


- نظرات (0)

چه كنیم كه در امتحان الهى پیروز و سربلند شویم؟

1- ـ استمداد و تضرّع به درگاه خداوند.

2 ـ توجه به پاداش‏هاى صبر و مقاومت در مقابل مشكلات. « وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ... أُولَـئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ » (بقره، 155 و 157)

3 ـ توجه به گذرا بودن تلخى‏ها و شیرینى‏ها.

4 ـ توجه به تاریخ و سرنوشت سعادت آفرین كسانى كه در امتحان پیروز شده‏اند و سرنوشت تلخ كسانى كه در امتحانات الهى مردود شده‏اند.

5 ـ توجه به وعده‏هاى الهى در مورد یارى و گره‏گشایى از كسانى كه در مشكلات ،خود را نبازند. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» (شرح، 6)

6 ـ توجه به امدادهاى الهى در زندگى و وفاكردن خداوند نسبت به وعده‏هاى خود. «وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح، 4) ، «إِنَّا كَفَیْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ» (حجر، 95)

7 ـ توجه به آثار و فواید مثبتى كه این تلخى‏ها دارد. از قبیل؛ بیدارى وجدان، رشد علمى و تلاش و پژوهش براى پیداكردن راه حل، شناخت دوست و دشمن، شناخت ظرفیت‏ها و استعدادهاى خود و دیگران.

 


- نظرات (0)

رستگاران چه كسانى هستند؟

با یك نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن می فهمیم كه:

آنان اهل عبادت و كار خیرند. «ووَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (حج، 77)

از بخل دورى مى‏كنند. «وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (حشر،9)

غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى‏كنند. «وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ » (انفال، 45)

در راه او جهادگرند. «وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (مائده، 35)

اهل توبه و استغفارند. «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (نور، 31)

و در جامعه، اصلاح گر و آمر به معروف و ناهى از منكرند. (آل عمران، 104)

و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى‏كنند. (اعراف، 157)


- نظرات (0)

آیا پیروان دیگر ادیان آسمانى اهل دوزخند؟

به گواهى آیه‏ى 62 سوره‏ى بقره، اجر هر كدام كه در زمان پیامبر خود ایمان به خدا و معاد داشته

و اهل عمل صالح بوده‏اند، محفوظ است و نگرانى وجود ندارند؛

امّا با آمدن پیامبر اسلام و دعوت او از اهل كتاب،

«یَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ ...» (مائده، 19)

آنان مأمور به پذیرش اسلام شدند.

بنابراین از پیروان دیگر ادیان، كسانى كه آگاهانه اسلام را قبول نكرده و آن را رد مى‏كنند

و همچنان بر مكتب ناكامل خود باقى بمانند، گرفتار قهر الهى خواهند شد.


- نظرات (0)