سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

اسباب و سرچشمه‏هاى روزى

تقوا

به همین دلیل قرآن، بهره انسان را متناسب با سعى او مى‏شمرد و صریحا مى‏گوید «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» (نجم- 39).

و در این میان به کار بستن اصول تقوا و درستکارى و امانت و نظامات و قوانین الهى، و اجراى اصول عدل و داد، اثر فوق العاده عمیقى دارد، چنانکه قرآن مى‏گوید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ؛ اگر مردمى که در شهرها و آبادیهاى روى زمین زندگى مى‏کنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، درهاى برکات از آسمان و زمین را به روى آنها مى‏گشائیم!» (اعراف- 96).

و نیز مى‏گوید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ کسى که تقوا را پیشه کند خداوند گشایشى براى او مى‏دهد و از آنجا که گمان ندارد به او روزى مى‏بخشد» (سوره طلاق آیه 2 و 3).

و نیز به همین دلیل، نقش انفاق را در وسعت روزى یاد آور شده و مى‏گوید:

«إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکمْ؛ اگر به خدا قرض الحسنه دهید یعنى در راه او انفاق کنید آن را براى شما مضاعف مى‏گرداند» (تغابن- 17).

شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که در زندگى اجتماعى، از میان رفتن یک فرد یا یک گروه، زیانش متوجه همه اجتماع مى‏گردد، و به همین دلیل نگهدارى افراد و کمک به آنها (گذشته از جنبه‏هاى معنوى و انسانى) بازده براى کل اجتماع دارد.

خلاصه اینکه اگر نظام حاکم بر اقتصاد جامعه، نظام تقوا و درستى و پاکى و تعاون و همکارى و انفاق باشد بدون شک چنین جامعه‏اى نیرومند و سربلند خواهد شد، اما اگر به عکس نظام استثمار و تقلب و چپاول و تجاوز و فراموش کردن دیگران باشد چنین جامعه‏اى از نظر اقتصادى نیز عقب مانده خواهد بود، و رشته زندگى مادى آن‌ها نیز متلاشى مى‏گردد.

لذا در روایات اسلامى، فوق العاده به مسأله تلاش و کوشش توأم با تقوا براى کسب روزى اهمیت داده شده است، تا آنجا که امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: «در تحصیل روزى تنبلى نکنید زیرا پدران ما در این راه مى‏دویدند و آن را طلب مى‏کردند».[1]

آنجا که مردم با ولع و حرص هر چه شدیدتر به دنبال دنیا و زرق و برق جهان ماده مى‏روند، و براى نیل به آن از هیچ جنایتى فروگذار نمى‏کنند، دستورات مۆکد و پشت سر هم وارد مى‏شود و آن‌ها را به ناپایدارى دنیا و بى‏ارزش بودن مال و جاه توجه مى‏دهد

و نیز از همان امام بزرگوار مى‏خوانیم: «کسى که براى خانواده خود، تلاش روزى مى‏کند، مانند مجاهدان راه خدا است».[2]

حتى دستور داده شده است که مسلمانان صبح هر چه زودتر از خانه خارج شوند و به دنبال تلاش براى زندگى بروند[3] و از جمله کسانى که دعایشان هرگز به استجابت نمى‏رسد، کسانى هستند که تنى سالم دارند و گوشه خانه نشسته و تنها براى گشایش روزى دعا مى‏کنند.

 

پاسخ به یک پرسش

در اینجا این سۆال پیش مى‏آید پس چرا در آیات و روایات بسیارى، روزى به دست خدا معرفى شده است و تلاش در راه آن مذموم است؟! در پاسخ این سۆال باید به دو نکته توجه داشت:

1ـ دقت در منابع اسلامى نشان مى‏دهد که آیات و یا روایاتى که در نظر سطحى و ابتدایى ـ چه در این بحث چه در بحثهاى دیگر ـ متضاد به نظر مى‏رسند، هر کدام به یکى از ابعاد مسأله‏اى که داراى بعدهاى مختلفى است نظر دارند که غفلت از این ابعاد موجب توهم تناقض شده است.

آنجا که مردم با ولع و حرص هر چه شدیدتر به دنبال دنیا و زرق و برق جهان ماده مى‏روند، و براى نیل به آن از هیچ جنایتى فروگذار نمى‏کنند، دستورات مۆکد و پشت سر هم وارد مى‏شود و آن‌ها را به ناپایدارى دنیا و بى‏ارزش بودن مال و جاه توجه مى‏دهد.

کار

و آنجا که گروهى به بهانه زهد، دست از کار و کوشش و تلاش مى‏کشند، اهمیت کار و کوشش به آن‌ها گوشزد مى‏شود، در حقیقت برنامه رهبران راستین نیز باید چنین باشد که جلو افراط و تفریحها را به طرز شایسته‏اى بگیرند.

آیات و روایاتى که تأکید مى‏کند روزى دست خدا است، و سهم و بهره هر کسى را خدا تعیین کرده در حقیقت براى پایان دادن به حرص و ولع و دنیا پرستى، و فعالیت بى‌قید و شرط و بى‌حد و مرز براى کسب درآمد بیشتر است، نه اینکه هدف آن خاموش کردن شعله‏هاى گرم و داغ نشاط کار و کوشش براى زندگى آبرومندانه و مستقل و خودکفا است.

و با توجه به این واقعیت، تفسیر روایاتى که مى‏گوید: بسیارى از روزى‏ها است که اگر شما هم به دنبال آن نروید به دنبال شما مى‏آید، روشن مى‏شود.

2ـ از نظر جهان‌بینى توحیدى همه چیز به خدا منتهى مى‏شود، و یک خداپرست موحد راستین چیزى را از ناحیه خود نمى‏داند، بلکه هر موهبتى به او مى‏رسد، سرچشمه آن را از خدا مى‏بیند.

او باید در هر مورد توجه به این حقیقت داشته باشد که حتى فرآورده‏هاى سعى و کوشش و فکر و خلاقیت او نیز اگر درست بنگرد از طرف خدا است، و اگر یک لحظه نظر لطفش برگرفته شود همه اینها خاموش مى‏گردد.

امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: «در تحصیل روزى تنبلى نکنید زیرا پدران ما در این راه مى‏دویدند و آن را طلب مى‏کردند»

آنچه مسلم است اساس و پایه کسب روزى، تلاش و فعالیت صحیح و مثبت و سازنده و دور از هر گونه افراط و تفریط است، و اما روزى‏هایى که بدون تلاش به انسان مى‏رسد، جنبه فرعى دارد نه اساسى، و شاید به همین دلیل، حضرت على(علیه السلام) در کلمات قصارش در درجه اول، روزى‏هایى را ذکر مى‏کند که انسان به دنبال آن مى‏رود سپس آنها که به دنبال انسان مى‏آید: «اى فرزند آدم روزى دو گونه است یکى آن روزى که تو به دنبال آن مى‏روى، و دیگرى آن روزى که او به دنبال تو مى‏آید».

 

قرآن و اسباب فزونى روزى

قرآن چند مورد را به عنوان عوامل افزایش روزی معرفى کرده که خود درسى سازنده براى تربیت انسان است:

1ـ شکر: «لَئِنْ شَکرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکمْ؛ هر گاه شکر نعمتها را بجا آورید (و آن را در مصرف واقعى صرف کنید) نعمت را بر شما افزون مى‏کنم» (ابراهیم- 7).

2ـ تلاش: «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَناکبِها وَ کلُوا مِنْ رِزْقِهِ؛ او کسى است که زمین را تسلیم و خاضع در برابر شما قرار داد تا بر پشت آن راه روید و از رزق آن استفاده کنید». (ملک- 15).

3ـ تقوى و درستکارى: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ؛ هر گاه مردم روى زمین ایمان آورند و تقوا پیشه کنند برکات آسمان و زمین را به روى آنها مى‏گشائیم» (اعراف- 96).

لکن همان‌گونه که گفته شد، سعی و تلاش آدمی مهم‌ترین عامل در این مسئله خواهد بود که در کنار عوامل معنوی تأثیر بیش‌تری خواهد داشت.

 

پی نوشت ها:

[1]. وسائل ج 12 صفحه 48.

[2]. وسائل ج 12 صفحه 43.

[3]. وسائل ج 12 صفحه 50. 

 

منبع: تفسیر نمونه، ج‏11، ص: 317 تا 320 و ج‏20، ص 375.


- نظرات (0)

ثروتمند شدن با صلوات

صلوات

در میان بنى اسراییل، شخصى كشته شد كه قاتل او معلوم نبود، خداوند وحى فرستاد كه گاوى را با صفات مخصوصى كشته، یكى از اعضاى او را بر بدن مقتول بزنند تا او خبر از قاتل خود دهد. آن گاو نزد جوانى از بنى اسراییل بود كه خداوند به این جوان عنایت كرد و صلوات را به او تعلیم داده بود.

آن جوان در خواب دید كه به او امر شد كه گاوش را نفروشد، مگر به امر مادرش . آن جوان از خواب برخاست، بنى اسراییل نزد او آمدند تا گاو را از او بخرند، مادر جوان گفت: باید پوست این گاو را پر از طلا كنید تا آن را به شما بفروشیم . آنها راضى شده، گاو را خریدند، سپس او را كشته و یكى از عضوهاى بدنش را بر پیكره مرده زدند. آن مرده زنده شد و خبر داد كه قاتل او پسر عمویش است .

بنى اسراییل گفتند: نمى‌دانیم كه كدام عجیب‌تر است: زنده شدن این جوان یا ثروتمند شدن این مرد.

خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى كرد كه: به بنى اسراییل بگو كه اگر مى‌خواهند زندگى دنیایى آنها نیكو گردد و در آخرت نیز بهشت نصیب آنها گردد، ذكرى را بگویند كه این جوان بدان تمسك جست و آن صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام مى‌باشد.

آن جوان به موسى (علیه السلام) گفت: من چگونه این اموال را از شر حسودانم و دشمنانم حفظ نمایم؟

موسى گفت: بر اموالت صلوات بر محمد و اهل بیت طاهرینش بفرست تا خداوند ضرر هر دشمن و حسودى را از تو دفع نماید.

بنى اسراییل نزد موسى آمدند و گفتند: ما همه اموال خود را به این جوان بخشیدیم، دعایى كن كه خداوند نیز به ما روزى گسترده عنایت فرماید.

موسى گفت: شما نیز به انوار مقدس اهل بیت توسل جویید و بر محمد و اهل بیت او صلوات بفرستید. آنها نیز چنین كردند، سپس حق تعالى وحى فرستاد به موسى (علیه السلام) كه: در فلان خرابه هزاران دینار طلا وجود دارد، آن را میان خود قسمت نمایید.

این فراوانى مال، به سبب بركت صلوات بر محمد و اهل بیت او حاصل شد.

 

منبع:

آثار و بركات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت، عباس عزیزى .

 


- نظرات (0)

خواص شگفت‌انگیز صلوات

صلوات

صلوات نشانه محبت به حبیب خداست .

صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می‌شود .

صلوات موجب شفاعت است .

با صلوات حاجات برآورده می‌شود .

صلوات باعث آمرزش گناهان می‌شود .

صلوات موجب عافیت و شفای امراض می‌شود .

صلوات حافظه را تقویت می‌کند .

صلوات موجب توانگری است .

صلوات موجب روشنایی قبر و قیامت است .

صلوات باعث تشریف فرمایی پیامبر به موقع مرگ است .

صلوات نور صراط است .

صلوات باعث نجات از آتش جهنم و داخل شدن در بهشت است .

 

معنای صلوات

صلوات در لغت به معنی «دعاست» و نماز را به جهت این که شامل دعا می‌شود «صلاة» می‌گویند.

اما صلوات در میان عرف مردم شامل دو چیز می‌شود:

معنای اول: سلام و درود بی‌کران خداوند و فرشتگان و کسانی که ایمان به رسول خدا آوردند، به جهت عظمت، مقام و منزلت آن حضرت صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله)  و آلش می‌فرستند .

معنای دوم: صلوات به معنای نماز است .

عده‌ای هم صلوات پروردگار عالم را به پنج معنی تقسیم می‌کنند .

1) به معنای رحمت

2) به معنای مغفرت

3) به معنای شفاء

4) به معنای تزکیه

5) به معنای کرامت

 

معنای حروف صلوات از دیدگاه علمای دین

بعضی از علمای دین حروف صلوات را به معنای خاصی به کار برده‌اند که عبارت‌اند از:

«صاد» در صلوات از «صمد» است که از اسماء خداوند است .

«لام» در صلوات از «لطیف» است که از اسماء خداوند است .

«واو» در صلوات از «واحد» است که از اسماء خداوند است .

«هاء» در صلوات از «هادی» است که از اسماء خداوند عالم است .

 

فضایل صلوات در روایات

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«هر کس صد بار بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) صلوات بفرستد، خداوند صد حاجت او را برآورده می‌سازد.»

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید:

«هیچ دعایی به آسمان نمی‌رسد مگر این که دعا کننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد.»

 

منبع:

کتاب خواص شگفت انگیز صلوات


- نظرات (0)

هزار و یک اثر ذکری شگفت انگیز

ذكر لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم

لاحول ولا قوة الا بالله

1. دفع بلا و رفع غم و غصه

امام صادق (ع ) فرمودند: کسى که در هر روز صد بار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها غم و غصه است 1

 

2.تأخیر زمان مرگ

امام صادق (ع ) فرمودند: آن کس که هزار بار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله خداى تعالى حج خانه اش را روزى اش خواهد نمود و اگر مرگش نزدیک باشد، خدا آن را به تأخیر خواهد انداخت تا حج را روزى اش ‍ سازد.2

 

3.ذکر سر بریده امام حسین (ع )

در دمشق شنیده شد که سر مطهر امام حسین (ع ) مى گوید: لا حول و لا قوة الا بالله .3

 

4.گنجى از بهشت

رسول خدا (ص ) فرمود: بسیار «لا حول و لا قوة الا بالله» بگویید که آن از گنج هاى بهشت است .4

 

5.دور شدن هفتاد بلا

راوى مى گوید شنیدم که امام صادق (ع ) فرمودند: کسى که بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداى عزوجل به خاطر آن هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها خفه شدن است .5

 

6.رفع درد و اندوه

از پیغمبر اکرم (ص ) روایت شده است که فرمودند: سخن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم گنجى از گنجهاى بهشت است و آن باعث شفا یافتن از نود و نه درد است که آسانترین آنها اندوه است .6

 

7.شفاى هفتاد و دو نوع درد

رسول خدا (ص ) فرمود: هر کس که نعمت هاى فراوان به وى برسد الحمد لله رب العالمین بسیار بگوید، و آن که تهیدستى به وى فشار آورد لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیاد بگوید که آن گنجى از گنج هاى بهشت است و شفاى هفتاد و دو نوع درد است که کمترین آنها اندوه مى باشد.

 

8.هرگاه اندوهگین شدى

از امام صادق (ع ) روایت شده است که در سفارشى فرموده اند: اى ، سفیان ! هر گاه خدا به یکى از شما نعمتى عطا فرمود، بایستد و خداى عزوجل را ستایش و سپاس گوید، یعنى بگوید الحمد لله و هر گاه روزى اش برسد، باید درخواست آمرزش کند، یعنى بگوید استغفر الله و هر گاه اندوهگین شود، بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم .7

 

9.داروى نود و نه بیمارى

از رسول خدا (ص ) روایت شده است که فرمودند: گفتن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم دارویى است که نود و نه بیمارى را بهبود مى بخشد که آسانترین آنها اندوه است و معناى این کلمه چنین است هیچ حرکت و نیرویى جز به سبب و خواست خدا پدید نیامد.8

 

10.رفع شدن بلایا

از امام صادق (ع ) روایت شده که فرمود: هر گاه نماز بامداد و مغرب خواندى ، هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیرا هر که آن را بگوید، به او نرسد جنون و جذام و برص ، و نه هفتاد نوع از انواع بلا.9

 امام صادق (ع ) نقل است که پیامبر (ص ) فرموده اند: هر کس که فقر به او روى آورد، این ذکر را زیاد بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله .

11.مرتفع شدن انواع بلیات

از امام باقر (ع) روایت شده است که رسول گرامى خدا (ص) فرمودند: هر کس سه بار بگوید بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداوند تعالى نود و نه نوع از انواع بلا را از او دور سازد که آسان ترین آنها خفگى است. 10

12.درمان بیمارى و ندارى

اسماعیل بن عبدالخالق گوید: مردى از اصحاب پیامبر (ص) دیر به خدمت ایشان رسید و سپس نزد آن حضرت آمد.

رسول خدا (ص ) به او فرمود: چه چیزى موجب دیر کردن تو شد از آمدن نزد ما؟ عرض کرد: بیمارى و ندارى .

فرمود: آیا به تو دعائى یاد ندهم که خدا به وسیله آن بیمارى و ندارى را از تو ببرد؟ عرض کرد: چرا یا رسول الله .

پیامبر (ص ) فرمود: بگو «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ، توکلت على الحى الذى لا یموت و الحمد لله الذى لم یتخذ (صاحبة و لا) ولدا و لم یکن له شریک فى الملک و لم یکن له ولى من الذل و کبره تکبیرا

گوید: درنگى نکرد که نزد پیغمبر (ص ) بازگشت و عرض کرد: یا رسول الله خداوند بیمارى و ندارى را از من برد.11

 

13.صد بار بعد از نماز صبح

امام رضا (ع ) فرمود: هر کس پس از نماز صبح صد بار بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم بگوید، به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیک تر شده و به راستى که در مدار اسم اعظم قرار گرفته است. 12

لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ

14.هفت بار بعد از نماز صبح و مغرب

از امام صادق (ع ) نقل است که فرمود: دنبال نماز فجر و نماز مغرب هفت بار بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداوند عزوجل هفتاد نوع بلا را از او بگرداند که آسانترین آنها بادهاى بد (چون استسقاء و غیره ، یا مقصود عفونت اعضاء است که بوى بد دهد، یا گرفتارى به توفان که موجب سقوط و هلاکت باشد - از مجلسى و غیره ) و پیسى و دیوانگى است ، و اگر شقى باشد از شقاوت به در آید و در سعادتمندان نوشته شود.13

 

15.دفع انواع بیماری ها

از امام صادق (ع ) فرمود: چون نماز مغرب و بامداد بخوانى ، هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیرا هر کس آن را بگوید، خوره و پیسى و دیوانگى و هفتاد نوع بلا به او نرسد.14

 

16.زمزمه امام حسین (ع)

کار جنگ بر امام حسین (ع ) سخت و تنگ شد و یگانه و تنها ماند، به خیمه هاى فرزندان پدرش روى آورد، آنها را از ایشان خالى و تهى دید، سپس به خیمه هاى اصحاب و یارانش التفات نمود، و نگریست کسى از آنان را ندید، پس شروع و آغاز نمود بسیار گفتن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم . 15

 

17.سفارش به این ذکر الهى

یکى از اذکارى که عالمان دین به آن بسیار اشاره کرده اند، ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم است .

امام باقر (ع ) در معنى این ذکر که به طور اختصار "حوقله" گفته مى شود فرموده است : یعنى هیچ توانایى براى ما از اینکه معصیت خدا را نکنیم جز کمک و امداد الهى نیست و هیچ نیرویى براى انجام طاعت خدا جز به توفیق او نداریم .16

 

18.رفع همّ و غم

ابن بابویه به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق (ع ) روایت کرده است ، که هر کس در هر روز صد مرتبه بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله خداوند تعالى هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها رفع همّ و غم است و هرگز پریشانى نمى بیند. 17

 

19.سفارش على (ع ) به کمیل

على (ع ) خطاب به کمیل بن زیاد مى فرماید: اى کمیل ! هر روز نام خدا را بر زبان جارى کن ، بگو: لا حول و لا قوة الا بالله بر خدا توکل کن ، ما را یاد کن ، نام ما ببر و بر ما درود فرست .

اى کمیل ! به هنگام غذا نام خدایى را که با اسمش هیچ دردى زیان نرساند و نامش براى هر بدى و دردى درمان است به زبان آور.

اى کمیل ! به هنگام هر سختى بگو: لا حول و لا قوة الا بالله تا خدا آن را کفایت کند. و به هنگام نعمت بگو: الحمد لله تا زیاد شود و چون روزى ات دیر رسد، استغفار کن تا خدا گشایش دهد. 18

 

20.ذکر هنگام بیرون آمدن از خانه

پیامبر گرامى اسلام (ص ) در روایتى درباره آداب و اذکار بیرون آمدن از خانه چنین فرمودند: کسى که هنگام خروج از منزل بگوید بسم الله الرحمن الرحیم دو فرشته مى گویند: هدایت شدى . و اگر بگوید لا حول و لا قوة الا بالله مى گویند: حفظ شدى . و اگر بگوید توکلت على الله مى گویند: بى نیاز شدى .

در این هنگام شیطان مى گوید: چگونه مى توانم در بنده اى که هدایت شده ، حفظ گردیده و بى نیاز شده است ، نفوذ کنم. 19

امام رضا (ع ) فرمود: هر کس پس از نماز صبح صد بار بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم بگوید، به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیک تر شده و به راستى که در مدار اسم اعظم قرار گرفته است

21.خروج از خانه

ابوحمزه مى گوید: چون امام باقر (ع ) از خانه بیرون مى شد، مى گفت : بسم الله خرجت ، و على الله توکلت ، و لا حول و لا قوة الا بالله. 20

 

22.براى رفع فقر

از امام صادق (ع ) نقل است که پیامبر (ص ) فرموده اند: هر کس که فقر به او روى آورد، این ذکر را زیاد بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله. 21

دعا به معنای واقعی

23.ذکر بعد از نماز صبح و مغرب

سید بن طاووس به سند معتبر از حضرت رضا (ع ) روایت کرده هر که بعد از نماز صبح صد مرتبه بگوید:" بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم"  بداند که این ذکر به اسم اعظم خدا نزدیک تر است از سیاهى چشم به سفیدى آن ، و امید زیادى است به برآورده شدن حاجتش .

و به سندهاى معتبر از امام صادق (ع ) و امام کاظم (ع ) منقول است که هر کس بعد از نماز صبح و مغرب ، پیش از آن که سخنى بگوید و حرکتى کند، هفت مرتبه این دعا را بخواند، هفتاد نوع بلا از وى دور شود، که کمترین آنها خوره و پیسى و شر شیطان رجیم است. 22

 

24.توسل به امام جواد (ع )

براى شفا یافتن هر مریضى دو رکعت نماز حاجت و توسل به حضرت جواد الائمه (ع) بخواند و بعد یکصد و چهل و شش مرتبه بگوید: ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله . اگر در ساعتى که منسوب به آن حضرت است باشد، بسیار مفید و ساعت آن را هم از نماز عصر تا دو ساعت بعد از آن تشخیص ‍ داده اند که مورد استجابت است. 23

 

25.ذکر براى رفتن حج

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر کس هزار مرتبه لاحول و لا قوة الا بالله بگوید خداوند حج را روزى او گرداند و اگر اجل او نزدیک شده باشد خداوند اجلش را تأخیر اندازد تا حج را به او روزى فرماید. 24

 

26.دورى شیطان

شیخ شهید از حضرت رسول اکرم (ص ) نقل کرده که فرمود: شیطان بر دو قسم است : شیطان جنى ، که با گفتن لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم از شما دور مى شود.

و شیطان انسى ، که آن هم از شما دور مى شود با فرستادن صلوات بر محمد و آل او: اللهم صل على محمد و آل محمد.25

27.رفع گرفتارى

در مکارم الاخلاق است که حضرت رسول (ص ) به على (ع ) فرمودند: هر گاه گرفتارى پیدا کردى ، این دعا را زیاد بخوان :

بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ایاک نعبد و ایاک نستعین. 26

 

28.رفع وسوسه شیطان

از حضرت صادق (ع ) نقل شده که فرموده : براى دفع وسوسه شیطان دست بر سینه خود بکش و بگو: «بسم الله و بالله محمد رسول الله و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ، اللهم امسح عنى ما احذر.»

سپس دست خود را بر شکم مى کشى و این ذکر را سه مرتبه تکرار مى کنى که ان شاءالله برطرف مى شود. 27

 

29.دفع هفتاد بلا

جمیل گوید، شنیدم که امام صادق (ع ) مى فرمود: هرکس هفتاد بار بگوید:

ما شاءالله لا حول و لا قوة الا بالله هفتاد نوع بلا از او بگردد که آسان تر از همه ، خنق و خفه شدن باشد. گفتم : قربانت ! خنق چیست ؟ فرمود: مقصود این است که دچار دیوانگى نشود تا خفه گردد. 28

 

30.درمان دردها

از امام صادق (ع ) نقل شده که فرمود: هر دردمند دست خود را به موضع درد بگذارد و بگوید: «بسم الله و بالله و محمد رسول الله صلى الله علیه و آله و لا حول و لا قوة الا بالله اللهم امسح عنى ما اجد» ؛ (به نام مقدس ‍ خدا و مقام رسول خدا حضرت محمد (ص ) استعانت و کمک مى جویم چون غیر از قدرت خدا هیچ قدرتى را موثر نمى دانم ، خدایا دردى را که در وجودم احساس مى کنم برطرف فرما.) پس با دست راست موضع درد را سه مرتبه مسح کند.29


1- ثواب الاعمال ، ص 349.

2- مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 396.

3- فرهنگ جامع امام حسین ، ص 578.

4- کنز العمال ، ج 1، ص 544.

5- ثواب الاعمال ، ص 349.

6- مستدرک الوسایل ، ج 1، ص 395.

7- مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 396.

8- مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 396.

9- اصول کافى ، ج 6، ص 195.

10- مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 396.

11- اصول کافى ، ج 6، ص 249.

12- سفینة البحار، ج 1، ص 661.

13- اصول کافى ، ج 6، ص 193.

14- اصول کافى ، ص 187.

15- زینب کبرى ، فیض الاسلام ، ص 222،

16- معانى الاخبار، ص 32.

17- مفاتیح الجنان ، ص 1070.

18- تحف العقول ، ص 182.

19- ثواب الاعمال ، ص 349

20- اصول کافى ، ج 6،ص 227.

21- بحارالانوار،ج 5ص 249.

22- امید درماندگان ،ج 2، ص 48 و49.

23- داروخانه معنوى ، ص 48.

24- داروخانه معنوى ، ص 78.

25- امید درماندگان ، ج 2، ص 223و 234.

 


- نظرات (0)

اذکاری که از آیات قرآن گرفته شده است!!

ذکر


در آموزه‌های دینی، به «سبحان الله» گفتن، «تسبیح» می‌‌گویند. تسبیح به معنای منزه، مبرا، پاک و مقدس دانستن خداوند است از هر نقص، عیب، نیاز، شریک و هر چیزی که سزاوار خداوند نیست.[1]

تسبیح در لغت هم خانواده سبح، یسبح، سبحاً و سباحه (السبح: المر السریع فی الما و فی الهواء) رفتن سریع در آب و هوا(مفردات راغب) سابح به معنی شناگر سریع و به نحو خاص می‌باشد كه در قرآن كریم درباره پیامبر صلی الله علیه و آله: و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت. (مزمل/7)، فرشتگان: و سوگند به فرشتگانی كه در اجرای فرامین الهی با سرعت در حركتند. (نازعات/3)، خورشید و زمین: نه خورشید را سزاست كه به ماه رسد و نه شب را كه بر روز پیشی گیرد و هركدام در مسیر خود شناورند، (یس/40)، بكار رفته‌اند.

در اصطلاح به معنای سبحه: دانه‌های به نخ كشیده شده، تسبیح وسیله ذكر(فرهنگ عمید)

و در معنا از ریشه سبح، یسبح، تسبیح به معنای منزه داشتن خداوند از هر نقص و كاستی می‌باشد (نمل/8، اسری/108) كه در قرآن در موارد زیر به آن اشاره رفته است:

تسبیح(سبحان الله) عبارت است از پاك و منزه دانستن خداوند از هر نقص و عیب.

توضیح: در معناى تسبیح سه امر وجود دارد كه بدون تحقق هر یك معناى حقیقى تسبیح حاصل نمى‏شود: 1- نفى هر نقصى از خداوند، 2- علم و شعور تسبیح گوینده، 3- قولى بودن تسبیح. نسبت به تحقق امر اول در موجودات عالم بحثى نیست. هر مخلوقى در این عالم با زبان فقر و احتیاج خود، خبر از خالق سبحان مى‏دهد و این همان معناى تسبیح تكوینى است (هر مخلوقى در این جهان به عنوان این كه معلول است، خبر از خالق و علت خود مى‏دهد و از آن جا كه موجود ناقص و نیازمندى است، خبر از كمال و بى‏نیازى علت خود مى‏دهد. 

ذکر «سبحان الله» به صورت مکرر در قرآن آمده است؛ لذا هر ذکری که با واژه‌های «سبحان» و «سبحانه»، «سبحانک»، «سَبِّحْ» و ... در قرآن وجود دارد می‌تواند به عنوان تسبیح در نظر گرفته شود.

قرآن كریم درباره این معنی از تسبیح می فرماید:

الإسراء : 44 «...َ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلیماً غَفُوراً ؛و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید او بردبار و آمرزنده است. »امر دوم (شعور و آگاهى) نیز از دیدگاه قرآن در همه موجودات هست. البته این بدان معنا نیست كه علم همه موجودات، یكسان و از یك نوع است. خداوند درباره اعضاى بدن انسان مى‏گوید:

فصلت، ایه 21 و 22

«حَتَّى إِذا ما جاۆُها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اَللَّهُ اَلَّذِی أَنْطَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ تا چون بدان رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏كرده‏اند، بر ضدشان گواهى دهند و به پوست بدن خود مى‏گویند: چرا بر ضد ما شهادت دادید؟ مى‏گویند: همان خدایى كه هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى‏شوید»

ذکر «سبحان الله» به صورت مکرر در قرآن آمده است؛ لذا هر ذکری که با واژه‌های «سبحان» و «سبحانه»، «سبحانک»، «سَبِّحْ» و ... در قرآن وجود دارد می‌تواند به عنوان تسبیح در نظر گرفته شود، مانند:

1. «سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یَصِفُون»؛[2] او منزه و فراتر است از آنچه وصفش مى‏‌کنند.

2. «إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ»؛[3] هیچ خدایى جز او نیست. منزه است از آنچه شریکش مى‏‌‌سازند.3. «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ»؛[4]منزّه است خداوند از آنچه توصیف مى‏‌کنند.

4. «سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا»؛[5] منزهى تو (از هر عیب و نقص)، تویى تنها دوست و سرپرست و یاور ما.

5. «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها...»؛[6] و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور.6

«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى»؛[7] منزّه شمار نام پروردگار بلند مرتبه‌‏ات را.

 

جهت مطالعه بیشتر:

کتاب ذكرهاى مستحبى مۆلف :عباس عزیزى 

مرکز مشاوره سایت پرسمان

مقاله : پژوهشی درباره تسبیح در قرآن ،‌ علی اصغر منتظری 

 

پی نوشت ها:

[1]. «التسبیح: هو التنزیه عن الشریک و العجز و النقص‏....». ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج1، ص 19، دار احیاء الترلث العربی، بیروت، 1422ق.

[2]. انعام، 100.

[3]. توبه، 31.

[4]. صافات، 159.

[5]. سبá 41.

[6]. طه، 130.

[7]. اعلی، 1.


- نظرات (0)

شریعت حضرت ادم

س )- آيا حضرت آدم عليه السّلام داراى دين و شريعت بود؟


ج )- خير، دين و شريعت از زمان حضرت نوح عليه السّلام شروع شده است ، چنانكه آيه شريفه زير بيانگر آن است . خداوند سبحان مى فرمايد: شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا، والذى او حينا اليك ، و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى . (شورى : 13).
خداوند، تمام اديان و شريعتها را كه به حضرت نوح سفارش ، و به شما (پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ) وحى ، و به حضرت ابراهيم ، موسى و عيسى سفارش نموده ، همگى را براى شما (پيروان دين اسلام ) تشريع نموده است .
زيرا آيه در مقام امتنان به اين امت است و بيانگر آن است كه شريعت محمديه صلى اللّه عليه و آله و سلم جامع تمام شرايع گذشته است ، و اينكه شرايع الهى كه توسط وحى به مردم رسيد. عبارت است از شريعت حضرت نوح ، حضرت ابراهيم ، حضرت موسى ، حضرت عيسى عليهم السلام و حضرت محمد است . و از شريعت ديگرى هم مى بود ذكر مى شد تا جامعيت اين دين نسبت به آن نيز ثابت شود؛ و لازمه اين معنى آن است كه پيش از شريعت حضرت نوح عليه السّلام هيچ شريعتى (به معنى قوانين حاكم بر جامعه انسانى كه رافع اختلافات امور اجتماعى آنها باشد) نبوده است ؛ زيرا اولين شريعت در اين آيه شريفه (ما وصى به نوحا) است كه مقصود از آن همان شريعت حضرت نوح مى باشد.


- نظرات (0)