سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مقاومت در عرصه اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی
این ایثار جمعی را ما در ابتدای انقلاب و نیز همزمان باوقوع جنگ تحمیلی هشت ساله به وضوح می‌بینیم. ایثار اسلامی یکی از خصلت‌های مهم جامعه اسلامی است. مهاجران به واسطه ظلم دشمنان مجبور به ترک وطن و ورود به شهر دیگر شدند در حالیکه هیچ چیز از سرمایه خود را به همراه نداشتند. ولی دوستانی از جنس ایمان داشتند که حاضر شدند خالصانه و بدون هیچ گونه چشم‌ داشتی خانه و زندگی و دارایی خود را با آنان تقسیم کنند. این سبک از مقاومت در بستر ایثار را در شعب ابیطالب نیز می‌بینیم جایی که در محاصره تمام عیار اقتصادی به واسطه ایثار توانستند مقاومت کنند تا جایی که دشمن را به شکست کشاندند.
مقاومت بر اعتقادات اسلامی همیشه با وعده پیروزی در قرآن کریم همراه بوده است از جمله اینکه فرمود:« إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏ [احقاف/13] كسانى كه گفتند: «پروردگار ما اللَّه است»، سپس استقامت كردند، نه ترسى براى آنان است و نه اندوهگین مى‏‌شوند».
اعتقاد به "اقتصاد مقاومتی" الآن دیگر اعتقاد راسخ اکثر جامعه ماست زیرا اگر تعدادی نیز راه مذاکره را مناسب می‌دیدند با کارشکنی‌ها و بدعهدی‌های آمریکا و جیره‌خوارانش، الان دیگر بهترین راه را اقدام و عمل در زمینه اقتصاد مقاومتی می‌دانند. همانطور که گفته شد بعد از اعتقاد، استقامت در عمل است که راهگشاست. پس باید تلاش در راه اقتصاد مقاومتی با استقامت همراه باشد تا مطمئن به نتیجه قطعی و پیروزی نهایی بود.مؤمنان این‌گونه هستند؛ "یعنى در پیش روى خود هیچ خطر محتملى ندارند، و هیچ عقابى حتى احتمالى در انتظارشان نیست، و به همین جهت خوف ندارند. و نیز هیچ مكروه قطعى و محققى ندارند و به همین جهت اندوهى نخواهند داشت، چون همیشه خوف جایى پیدا مى‏‌شود كه پاى احتمال خطرى در بین باشد، و اندوه وقتى به دل مى‏‌آید كه خطرى واقع شده باشد".[1]

به عمل کار برآید به سخندانی نیست!
ایمان در جایی که منجر به عمل صالح نشود فایده‌ای ندارد. به عبارت بهتر؛ تنها ایمانی واقعی است که منتهی به عمل نیک گردد. قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید:« یَوْمَ یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً [انعام/158] ! امّا آن روز كه بعضى از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‏‌آوردن افرادى كه قبلًا ایمان نیاورده‌‏اند، یا در ایمانشان عمل نیكى انجام نداده‌‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت!». پایندگی، رشد و قوام هر چه بیشتر دین اسلام ثمره تلاش‌ها و فداکاری‌هاست نه صحبت‌های بدون عمل!
نام‌گذاری این سال با عنوان "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل " در واقع تأکیدی بر اقتصاد مقاومتی است برای الزام همگان بر اجرای اقتصاد مقاومتی؛ چرا که خود اقتصاد مقاومتی سال‌هاست دستور داده شده است امّا چون در عمل، به طور  کامل و صحیح راه آن طی نشده است دوباره امام خامنه‌ای این شعار را برای این سال انتخاب کرده‌اند. گویا تنها راه خروج کشور از این بحران اقتصادی، همین نقشه‌ است همچنان‌که در تجربه این دولت نیز برای بار چندم همین امر ثابت شد. امیر المؤمنین علیه السلام می‌فرمایند:« فبادِروا العَمَلَ ، و خافُوا بَغتَةَ الأجَلِ ؛ فإنَّهُ لا یُرجى مِن رَجعَةِ العُمرِ ما یُرجى مِن رَجعَةِ الرِّزقِ [2] ه سوى عمل بشتابید و از فرا رسیدن ناگهانى مرگ بترسید؛ زیرا آن امیدى كه به بازگشت رزق و روزى هست به بازگشت عمر نیست». لحظه؛ آن چیزی است که فقط با عمل خیر و تلاش و کوشش زنده و جاوید می‌شود نه با فقط سخن گفتن و بی‌توجّهی به کار ملموس و عملیّاتی.

اقتصاد مقاومتی لازمه استقلال
امام على علیه السلام مى‌‏فرماید:«احْتَجْ الى‏ مَنْ شِئْتَ تَكُنْ اسیرَهُ، اسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظیرَهُ، احْسِنْ الى‏ مَنْ شِئْتَ تَكُنْ امیرَهُ [3] محتاج هركه شوى اسیر او خواهى بود؛ بى‌نیاز از هركه گردى با او برابر خواهى شد؛ و هركه را مورد نیكى و احسان خود قرار دهى فرمانرواى او خواهى شد». احتیاج پیدا کردن به هر چیزی به تناسب ضرورتش به همان اندازه فرد یا جامعه را اسیر می‌کند بنابراین باید در همه زمینه‌ها استقلال داشته باشیم. نمود استقلال در بحث اقتصاد، مستلزم توجّه به تولید داخلی است. یعنی برای استقلال اقتصادی باید کاری کنیم که در احتیاجات مادّی بتوانیم خودمان در داخل تولید کنیم تا اسیر قدرت‌های بیرونی به خصوص دشمنان اسلام نگردیم!

نتیجه اینکه:
بعد از اینکه از اصل مذاکره هسته‌ای با قدرت‌های دنیا و در رأس آن‌ها آمریکا به طور مستقیم اثر ملموسی عاید مردم مقتدر، مؤمن و مظلوم ایران اسلامی نشد و ایمان همه به سمت راهکار اقتصاد مقاومتی بیشتر و محکم‌تر شد و در سالی که به نام اقدام و عمل در این زمینه مزیّن است، باید تلاشی عملیّاتی و موثّر و نه فقط بر روی کاغذ، برای تقویت تولید داخلی ونیز کاهش تورّم و رفع رکود و بیکاری انجام شود تا جلوه دیگری از برکات انقلاب، این بار در زمینه استقلال و رشد و شکوفایی اقتصادی به جهان عرضه شود و برگ و بار تازه‌ای از درخت تناور انقلاب اسلامی ایران به دست همین مردم انقلابی به دست آید.

پی‌نوشت ها:
[1] ترجمه المیزان، ج‏18، ص 299
[2] نهج البلاغة،  خطبة 114
[3] غررالحكم، چاپ دانشگاه تهران، ج 2/ ص 584



- نظرات (0)

چرامرگ

ضرورت مرگ
در مورد انسان نیز آیات گوناگونی اشاره به محدودیّت زمانی زندگی دنیایی می‌کنند از جمله می‌فرماید:« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُون‏ [اعراف/34] براى هر قوم و جمعیّتى، زمان و سرآمد (معیّنى) است و هنگامى كه سرآمد آن‌ها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخیر مى‏‌كنند، و نه بر آن پیشى مى‌‏گیرند». این آیات به صراحت هر چه تمام از فرصت محدود دنیا می‌گویند.

ضرورت مرگ از نگاه عقل
همچنان‌که می‌دانیم زندگی در این دنیا با محدودیّت‌هایی روبروست و از سویی نیز آمال و آرزوهای انسان بی‌انتهاست لذا حکمت خالق بی‌همتا ایجاب می‌کند برای رساندن مخلوق خود به این آمال و مقاصد، دنیای دیگری بدون محدودیّت قرار داده باشد. حال باید دانست که اجرای عدالت در اغلب موارد به تمام معنا در این دنیا به واسطه محدویّتش ممکن نیست لذا برای رساندن حق به اهل آن و توبیخ ظالم باید همه به مرور وارد یک دنیای دیگر بشوند. واین معنای مرگ است.
توجّه کنیم که زندگی در این دنیا برای همه بالاخره با سختی‌هایی همراه است که بهترین راه درمان آن سختی‌ها مرگ است. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می‌فرمایند:« نِعْمَ الدَّواءُ الأجلُ [2] خوب دارویى است اجل». البتّه منظور در این‌جا مرگی است که خودش انسان را فرا بگیرد نه امثال خودکشی و...!

اهمّیت روح
آن‌چه در مورد انسان اهمّیت دارد حقیقت و باطن اوست. حقیقت انسان همان روح اوست و جسم همچون ابزاری است که در خدمت روح انسان در این دنیا به کارهایی می‌پردازد.  پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:« مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ وَ إِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَار[3] شما براى نابودى آفریده نشده‌‏اید بلكه براى ماندن و باقى بودن بوجود آمده‌‏اید و با مرگ، تغییر مكان می‌دهید و از منزلى به منزل دیگر انتقال مى‌‏یابید». مرگ باعث از بین رفتن جسم می‌شود؛ چون روح از آن جدا می‌شود. اجمالا باید دانست که روح انسان در سه دنیا وارد می‌شود. در این دنیای مادّی اسیر قفس جسم است و در برزخ وارد دنیایی با وسعت بسیار بیشتر می‌شود و اوج گسترش و شکوفایی آن در قیامت است پس با مرگ، روح انسان آزادی بیشتری پیدا می‌کند البتّه به شرطی که با آلودگی در دنیای مادّی این جهان خود را گرفتار و اسیر نکرده باشد.

مرگ و زندگی برای سنجش
قرآن کریم هدف از مرگ و زندگی را نشان دادن برتری انسان‌ها از لحاظ اعمال صالح می‌داند و می‌فرماید:« الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُور[ملک/2] آن كس كه مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید كه كدام یك از شما بهتر عمل مى‏‌كنید، و او شكست‏‌ناپذیر و بخشنده است». "مى‏‌دانیم كه حقیقت مرگ انتقال از جهانى به جهان دیگر است، و این قطعا یك امر وجودى است كه مى‏‌تواند مخلوق باشد و اگر مرگ در اینجا قبل از حیات ذكر شده به خاطر تاثیر عمیقى است كه توجه به مرگ در حسن عمل دارد. گذشته از این‌كه مرگ قبل از زندگى بوده است.منظور از آزمایش خداوند نوعى پرورش است به این معنى كه انسان‌ها را به میدان عمل مى‏‌كشد تا ورزیده و آزموده و پاك و پاكیزه شوند. و لایق قرب خدا گردند".[4] امام صادق علیه السلام در رابطه با آیه فوق و عبارت " أَحْسَنُ عَمَلاً" می‌فرمایند:« لَیْسَ یَعْنِی أَكْثَرَكُمْ عَمَلًا وَ لَكِنْ أَصْوَبَكُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیَةُ اللَّهِ وَ النِّیَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْخَشْیَةُ ثُمَّ قَالَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَكَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ [5] منظور این نیست كدامیك بیشتر عمل مى‏‌كنید، بلكه منظور این است كدامیك صحیح‌تر عمل مى‏‌كنید، و عمل صحیح آن است كه توأم با خداپرستى و نیت پاك باشد، سپس فرمود: نگهدارى عمل از آلودگى سخت‏‌تر است از خود عمل، و عمل خالص صالح، عملى است كه نمى‏‌خواهى احدى جز خدا تو را به خاطر آن بستاید». از آن‌جا که مرگ نابودی نیست بلکه یک انتقال است پس می‌تواند خلق شود و سؤال در مورد این‌که چرا مرگ قرار داده شده است پاسخ داده می‌شود. انسان برای تکامل، نیاز دارد که از مرحله‌ای به مرحله دیگر و از دنیایی به دنیای دیگر منتقل شود و مرگ چیزی جز این انتقال و جابجایی نیست.

نتیجه این‌که؛ مرگ واقعیّتی حتمی است و دلیل وجود آن انتخاب و پاداش به بهترین‌هاست باید بهترین باشیم در این دنیا!

پی‌نوشت:
[1] دهخدا، ماده "أبوعلی سینا"، ص654
[2] شرح غررالحکم ج6 ، ص160 ، ح9905
[3] بحار الأنوار، ج‏58، ص 78
[4] تفسیر نمونه، ج‏24، ص 316
[5] البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص 435



- نظرات (0)

خوف و رجا، برگ برنده معاد باوران

خوف و رجا،

رحمت واسعه ولی با حساب و کتاب
خداوند در سوره حمد می فرماید: «الرَّحْمنِ‏ الرَّحیمِ؛[حمد/3] خداى رحمتگر مهربان (به رحمت و مهر عام در دنیا براى همه، و خاص در آخرت براى مؤمن)» [1]
چنانکه میدانیم خدا یک رحمت گسترده و عام دارد که  هم کافر و هم مسلمان را پوشش می دهد در این دنیا، ولی یک رحمت ویژه دارد برای اهل  ایمان در آخرت، اهل ایمانی که نسبت به امر و نهی خداوند، توجه داشته اند. «الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ‏ الْمَغْفِرَة؛[نجم/32]آنان كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى كنند مگر آنكه كمى (یعنى گناه صغیره‏اى یا تخیل و وسوسه‏اى به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، كه مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است».[2]
کسانی هستند که اهل عبادت پروردگارنبوده و ممکن است گناهانی هم مرتکب شوند (غیبت و دروغ و امثال این)، آنگاه به زعم خود آنها را کوچک جلوه می دهند و سپس نتیجه می گیرند: چون گناه کوچکی است خدا آنرا می بخشد و ....، در حالی که قرآن این پیام را به ما می هد که: اگر اوامر و نواهی خدا را بجا بیاورید (انجام واجبات و ترک محرمات) ، ولی احیانا غفلتی، لغزشی و ... ازشما سر زد؛ آنموقع باید امیدوار به بخشش خدا بود.

باید بین خوف و رجاء بود
امام صادق (علیه السلام) وظیفه یک مسلمان و مخصوصا یک شیعه را اینچنین بیان می کند: «اَرج الله رَجاءَ لایجرّئک عَلی مَعصیتِه و خَف اللهَ خوفاً لا یؤیسُک مِن رَحمته؛[3]به خداوند امیدوار باش، امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرات نبخشد و از خداوند بیم داشته باش بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند».

طبق این حدیث، باید امیدوار به رحمت و بخشش الهی بود ولی این امیدواری باید او را از گناه و معصیت (انجام ندادن واجبات و انجام محرمات) باز دارد، و بیم و ترس او از خدا به قدری نباشد که از رحمتش ناامید شود.
این حدیث، آب پاکی را روی دست کسانی می ریزد که بر روی بخشش و رحمت الهی در قیامت، بدون توجه به وظیفه ی دینی حساب باز کرده اند.

خوف از خدا، سبب نجات
 امام حسین (علیه السلام)، در باره خوف از خدا می فرماید: «لا یَأمَنُ یَومَ القِیامَةِ إِلا مَن خافَ اللهَ فی الدُّنیا؛[4]قیامت در امان نیست، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد».
بدون شک ترس از خدا جز با انجام واجبات و ترک محرمات حاصل نمی شود.  خدای بزرگ، خطاب به پیامبرش می فرماید: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ‏ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛[آل عمران/31] بگو (اى پیغمبر): اگر خدا را دوست مى‏دارید مرا پیروى كنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است».
در این آیه اطاعت از خدا را باعث مغفرت می داند و به می فهماند که عمل صالح باعث در امان ماندن از خوف خدا می شود. «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ‏ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[بقره/288]همانا كسانى كه ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته كرده و نماز را به‏پا داشته و زكات پرداخته‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت».


تفکر و تعقل، راهکاری برای خوف و رجاء
می دانیم که قرآن کریم انسانها را بارها به تفکر دعوت نموده است [7] این تفکر باید در موضوع ما (خوق و رجاء) خود را نشان دهد. اگر انسان رفیقی داشته باشد و برای او هیچ کاری انجام ندهد؛ نباید انتظار قرب و جایگاهی درنزد او داشته باشد. در امور دینی هم باید اینگونه باشد. کما اینکه درروایات از دین به عنوان برادر انسان (از رفیق به انسان نزدیکتر) تعبیر شده است. مولا امیرالمومنین (علیه السلام) به کمیل می فرماید: «یَا كُمَیْلُ، أَخُوكَ دِینُكَ، فَاحْتَطْ لِدِینِكَ‏ بِمَا شِئْتَ؛[8] ای کمیل: دین تو برادر توست تا می توانی نسبت به او جانب احتیاط (مهربانی) را نگه دار»
وقتی که انسان، سعی در راضی نگه داشتن رفیقش ــ بواسطه توجه به کارهای اوــ دارد تا در نزد او جایگاه مطلوبی داشته باشد (رجاء) و ازانجام کاری که باعث دوری از آن جایگاه مطلوب می شود می ترسد (خوف)؛ باید نسبت به دین خود (همچون برادر خود) همین خوف و رجاء را داشته باشد.

سخن آخر
رحمت خداوند وسیع است و همه ی عالم را در بر گرفته، ولی رحمت و بخشایش خاص خدا در آن جهان، تنها شامل مومنان می شود، مومنانی که با انجام عمل صالح، به درگاه خدا تقرب جسته و با خوش بینی بی مورد به بخشندگی خدا، ازانجام تکالیف شرعی سر باز نمی زنند.

پی نوشت ها:
1ــ ترجمه مشکینی ص1
2ــ ترجمه الهی قمشه ای ص527
3ــ جامع الاخبار(شعیری) ص 98
4ــ مناقب (ابن شهر آشوب ) ج 4 ، ص 69
5ــ ترجمه مشکینی ص435
6ــ اصول کافی، ج2، ص 74
7ــ به عنوان نمونه آیات 219 و 266 بقره
8ــ الأمالی (للمفید) / النص / 374


- نظرات (0)

معافیت و مجوز قلابی برای روزه نگرفتن


فقر

معافیت و مجوز قلابی برای روزه نگرفتن

شاید شما هم توی فضای مجازی با بعضی از مجوزهای قلابی برای حرمت شکنی، روزه خواری و روزه نگرفتن افرادی که هیچ منعی برای روزه گرفتن ندارند مواجه شده باشید. بعضی افراد با استدلال های غلط و ناتمام آسمان ریسمون می کنند، یک چیزی رو به چیزی دیگه ربط می دهند، تا اینکه ثابت کنند روزه گرفتن لازم نیست!
یکی از استدلال های این شیادان اینترنتی به این قرار است: «روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد ... زیرا آنان به افطار اطمینان دارند» «گرسنگی کشیدن من و تو کدام گرسنه را سیر می کند؟ دروغ نگفتن و فرو نبردن گرد و خاک غلیظ به حلق، کدام بچه یتیم را لباس می پوشاند؟؟؟ كاش امسال ماه رمضان مردم كشورم بجاى مومن تر شدن "مهربان تر" شوند و بیشتر به نیازمندان كمك كنند، كاش مردم كشورم بدانند، دستانی که کمک می کنند پاک ترند از لبهایی که دعا می کنند...»
در جواب این استدلال های غلط سخن خدای متعال شنیدنی است  که می فرماید: «انْظُرْ كَیْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلا؛ [سوره فرقان، آیه9] ببین چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند، آن گونه كه قدرت پیدا كردن راه را ندارند!».

ابطال مجوز های قلابی و ساختگی برای روزه خواری

نمی توان از کسانی که با عناد و دشمنی به آموزه های اسلامی می نگرند، انتظار داشت که تابع و تسلیم فرامین الهی باشند، از اینرو اگر در این متن پاسخی داده می شود، تنها به جهت روشنگری و دفاع از آموزه های ناب اسلامی است.
آیا واقعاً یک روزه دار واقعی و یک مسلمان متعهد، نسبت به فقرا و نیازمندان احساس مسئولیت و وظیفه ای به خود راه نمی دهند؟! و آیا روزه گرفتن مانع کمک به دیگران می شود؟! آنچه مسلم است این شبهات سست اینترنتی توان رویارویی با آموزه های ناب اسلامی را ندارد.

توجه روزه داران واقعی به فقرا و مستمندان

این آیه شریف و شأن نزول آن، یکی از بهترین اسناد قرآنی است که اثبات می نماید روزه داران واقعی نه تنها فقرا و نیازمندان را فراموش نمی کنند بلکه آنها را بر خود مقدم می دارند. 

خداوند متعال در قرآن کریم الگوی های برتری را از سخاوتمندی و گشاده دستی برای بشریت مثال می زند. با توجه به اینکه خود نیاز به غذا داشتند با این حال غذای مورد نیاز خود را به نیاز مندان هدیه می دهند: «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى  حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً [آنها به نذر خود وفا مى كنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى دهند!  (و مى گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم!»

شأن نزول آیه:

علامه امینی در کتاب الغدیر در شأن نزول این آیه شریف این چنین نقل می کند: «امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) بیمار شدند. حضرت على ( علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) براى شفاى آن دو نذر كردند كه سه روز روزه بگیرند. در اولین روز، همین كه خواستند افطار كنند، شخص فقیر و مسكینى در خانه را كوبید و اعلام كرد كه من نیازمندم، آنان نان خود را به او داده و با آب افطار نمودند، روز دوم نیز همین كه خواستند افطار كنند، یتیمى اظهار نیاز كرد، باز غذاى خود را به او عطا كردند و با آب افطار كردند. روز سوم نیز همین كه لحظه افطار رسید، شخصى آمد و گفت من اسیر هستم به من كمك كنید، با اینكه نیاز شدیدى به غذا داشتند باز هم غذا را به او دادند. روز بعد كه با رنگ هاى پریده خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله) رسیدند، بشارت یافتند كه آیاتى در فضیلت آن بزرگواران نازل شده كه آنان غذاى خود را خالصانه و عاشقانه به مسكین و یتیم و اسیر دادند و از همه مهم تر آنكه در دل نیز انتظار پاداش و تشكرى نداشتند، آنها نمى خواستند از اعمال خود سندى براى آینده خود درست كنند، هدف آنان جز رضاى خدا نبود: [1]
این آیه شریف و شأن نزول آن، یکی از بهترین اسناد قرآنی است که اثبات می نماید روزه داران واقعی نه تنها فقرا و نیازمندان را فراموش نمی کنند بلکه آنها را بر خود مقدم می دارند. 
علاوه بر این نمونه خاصی که ذکر شد، در قرآن کریم با آیات فراوانی مواجه هستیم که همگی دلالت بر  وظایف مشخص و سنگین افراد در قبال مستمندان و نیازمندان دارد: «یا َأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ؛ [سوره بقره، آیه 267] ای اهل ایمان ! انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته اید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم». نه تنها خدای متعال همگان را به یاری فقرا ، نیازمندان و ایتام ترغیب می نماید هر گونه سستی و کوتاهی نسبت به آنان را با سخت ترین عذاب ها جواب می دهد. «عَنِ الْمُجْرِمینَ، ما سَلَكَكُمْ فی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكین؛ [سوره مدثر، آیات44-41] از مجرمان: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، و اطعام مستمند نمى كردیم»

علت و فلسفه وجوب روزه، کمک به نیازمندان و فقرا

علاوه بر تأکید فراوان آیات قرآن کریم بر دستگیری و کمک به نیازمندان، آموزه های روایی نیز بر این امر اهتمام خاص داشته، وظایف مومنین را در این خصوص روشن نموده است. برای نمونه در روایات، یکی از علل و فلسفه وجوب روزه در اسلام، توجه به نیازمندان و کمک به ایشان معرفی شده است.
«هشام بن حكم از امام صادق (علیه السّلام) درباره علت روزه گرفتن سوال كرد، آن حضرت فرمود: همانا كه خداى عزّ و جلّ روزه را از آنرو واجب ساخت كه غنى و فقیر بوسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنى چنان نبود كه اثر گرسنگى را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنى هر زمان كه چیزى مى خواست بر آن قادر بود، از این رو خداى عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوى برقرار سازد، و رنج گرسنگى و درد را به غنى بچشاند، تا نسبت به  ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد» [2]  
در روایت دیگر نیز در  بحار الانوار از امام فلسفه روزه گرفتن سوال شد: «فِی الْجَوَابِ لِیَجِدَ الْغَنِیُّ مَسَّ الْجُوعِ فَیَمُنَ  عَلَى الْفَقِیر؛ [3] در جواب فرمودند: براى آنكه غنى اثر گرسنگى را بیابد، و از این رو دست احسان و انعام بر فقیر بگشاید».
علاوه بر این، توجه و توصیه ارزشمند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در خطبه شعبانیه حائز اهمیت است؛ چرا که حضرت در آن خطبه ارزشمند وظایف روزه داران را ترسیم می نماید و این وظایف را کمک برای مستمندان بر می شمارد: «واذْکرُوا بِجُوعِکمْ وَ عَطَشِکمْ فِیهِ جُوعَ یوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکمْ وَ مَسَاکینِکمْ؛ [4] و به گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را یاد کنید و بر فقیران و مسکینان خود صدقه دهید» «وَ مَنْ أَکرَمَ فِیهِ یتِیماً أَکرَمَهُ اللَّهُ یوْمَ یلْقَاهُ؛  [5] و کسی که یتیمی را در این ماه گرامی بدارد، خدا او را در روز قیامت گرامی دارد».

سخن آخر:

هدف از بیان این آیات و روایات بیان این مطلب بود، که آموزه های اسلامی همگان را متوجه مسئولیت و وظیفه خطیر آنان در قبال مستمندان و فقیران متوجه می سازد، از اینرو یک شخص مومن و روزه دار بر اساس این ادله روایی و قرآنی هیچ گاه از خود سلب مسئولیت نمی نمایند و نه تنها در ایام روزه بلکه در طول سال به اندازه توان خود دستگیر این قشر آسیب پذیر اجتماع می باشد.

پی نوشت ها:
[1]. الغدیر، ج 3، ص 111.
[2]. من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص73، ح1766.
[3]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 93، ص369،
[4]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص295.
[5]. همان.


- نظرات (0)

نقش سه شب طلایی در سر نوشت انسان

شب
 قدر

جایگاه و اهمیت شب قدر

جایگاه و اهمیت شب قدر تا آنجایی است که در روایتی از امام صادق (علیه السلام) شب قدر قلب این ماه معرفی شده است. «قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَیْلَةُ الْقَدْر؛ [1] قلب ماه رمضان شب قدر است».
اهمیت و ارزش قلب در هر چیزی برای انسان روشن است، قلب منبع حیات و نشاط است. کسی که خواهان بهره وری هر چه بیشتر از ضیافت الهی را در سر دارد، به خوبی می داند که باید توجه خاصی به قلب ماه خدا داشته باشد، ماه با برکت و ارزشمند که خدای متعال آن را برتر از هزار ماه معرفی فرموده است. «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ [سوره قدر ،آیه 3] شب قدر بهتر از هزار ماه است!». 
شب قدر تنها مختص به زمینیان نیست، چرا که در این ضیافت با شکوهی ملائکه الهی نیز چشم طمع و امید به برکات با فراوان آن دارند. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر؛ [سوره قدر، آیه 4] فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر كارى نازل مى شوند».

در شب قدر خدای متعال به علم خود می داند که هر چیزی در زمان و مکان خاص خود به چه صورت و با توجه به کدام شرایط و علل تحقق می یابد.  و می داند که فلان انسان با اختیار خود کدام کار را انجام می دهد

در اهمیت و ارزش این شب اینکه، گویا خدا آب پاکی را روی دستانمان ریخته و به ما فهمانیده است که یارای درک و فهم ارزش آن را، انسانهای خاکی و اسیر امیال نفسانی ندارند، «وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ؛ [سوره قدر، آیه 2] و تو چه مى دانى شب قدر چیست؟!» در واقع حقیقت شب قدر را می بایست از منبع فیض الهی جستجو کرد؛ چرا که دست یافتن به حقیقت شب قدر ارتباط مستقیمی با شناخت و معرفت ذوات مقدسه دارد. کما اینکه در روایتی از امام صادق (علیه السلام) این چنین نقل شده است. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ  اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ [2] امام صادق علیه السّلام در تفسیر سوره قدر فرماید: در آیه: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» منظور از «اللیلة» فاطمه علیها السّلام، و منظور از «القدر» خداوند است، پس هر كه فاطمه را به واقع بشناسد لیلة القدر را درك كرده است، و همانا او را فاطمه نامیدند چون مردمان از كسب معرفت واقعى نسبت به وى عاجز هستند.»

شب سرنوشت ساز

از امام صادق (علیه السلام) در خصوص اهمیت شب قدر و شب بیست و سوم این چنین نقل شده است. در آن شب هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد، و در آن شب، بلاها، مرگ ها، اجل ها، روزی ها، حوادث و مقدرات، ثبت می شود،  نیز همه آنچه خداوند متعال در آن شب تا سال آینده پدید می آورد

سخن گفتن و قلم فرسایی در خصوص عظمت و جایگاه شب قدر کاری نیست که بتوان به راحتی در خصوص آن چیزی نگاشت، ناگزیر بهترین کار تمسک به آیات الهی است. خداوند متعال در سوره دخان در معرفی شب قدر می فرماید: «حم، وَ الْكِتابِ الْمُبینِ، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی  لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرینَ، فیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ؛ [سوره دخان، آیات 4-1] حم، سوگند به این كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم ما همواره انذاركننده بوده ایم! در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبیر و جدا مى گردد».
مفسرین آیات کریم در ذیل این آیه شریف این چنین بیان داشته اند: شب قدر بطورى كه از آیه «فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ» برمى آید، شبى است كه امور از مرحله احكام و ابهام به مرحله تفصیل بیرون مى آیند. و از جمله امور یكى هم قرآن كریم است، كه در شب قدر از مرحله احكام در آمده، و نازل مى شود، (یعنى در خور فهم بشر مى گردد). از ظاهر جمله" فِیها یُفْرَقُ" استمرار فهمیده مى شود.
به عبارت ساده تر: از آن استفاده مى شود كه همه امور حكیمه همه  ساله از یكدیگر جدا مى شود. پس مراد از امور حكیمه باید امور تكوینى باشد كه در هر شب قدر بعد از احكام، تفریق و تقسیم مى شود. [3]
شب قدر شبى است كه هر امرى از امور بر طبق حكمت الهیه تفصیل و تبیین مى شود" (فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ). تعبیر به « یفرق» اشاره به این است كه همه امور و مسائل سرنوشت ساز در آن شب مقدر مى شود، و تعبیر به «حكیم» بیانگر استحكام این تقدیر الهى و تغییر ناپذیرى و حكیمانه بودن آن است، منتها این صفت در قرآن معمولاً براى خدا ذكر مى شود ولى توصیف امور دیگر به آن از باب تاكید است. این بیان هماهنگ با روایات بسیارى است كه مى گوید در شب قدر مقدرات یك سال همه انسانها تعیین مى گردد، و ارزاق، و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن شب تفریق و تبیین مى شود.[4]

سه شب طلایی و سر نوشت ساز

 امام صادق علیه السّلام در تفسیر سوره قدر فرماید: در آیه: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» منظور از «اللیلة» فاطمه علیها السّلام، و منظور از «القدر» خداوند است، پس هر كه فاطمه را به واقع بشناسد لیلة القدر را درك كرده است، و همانا او را فاطمه نامیدند چون مردمان از كسب معرفت واقعى نسبت به وى عاجز هستند.»

از امام صادق (علیه السلام) در خصوص نقش سه شب سر نوشت ساز در زندگی افراد این چنین نقل شده است که فرمودند: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام التَّقْدِیرُ فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ وَ الْإِمْضَاءُ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ؛ [6] ابو عبد اللَّه صادق (علیه السلام) گفت: برآورد و آمار، در شب نوزدهم صورت مى گیرد و در شب بیست و یكم به ثبت مى رسد و در شب بیست و سوم إمضاء مى شود». از امام صادق (علیه السلام) در خصوص اهمیت شب قدر و شب بیست و سوم این چنین نقل شده است. در آن شب هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد، و در آن شب، بلاها، مرگ ها، اجل ها، روزی ها، حوادث و مقدرات، ثبت می شود، نیز همه آنچه خداوند متعال در آن شب تا سال آینده پدید می آورد. [7]

اختیار انسان و شب قدر

شاید در خصوص شب قدر این سوال مطرح شود، اگر در شب قدر مقدرات معین می گردد، پس تلاش و اختیار انسان چه معنایی می تواند داشته باشد؟ به عبارت دیگر نقش انسان در تقدیر و سرنوشتش چیست؟ آیا او محکوم به جبر است؟
وقتی در روایات و منابع تفسیری گفته می شود که در شب قدر مقدارت و سر نوشت انسان رقم می خورد به هیچ وجه به این معنا نیست که انسان در این میان نقش و مسئولیتی ندارد، چرا که بر اساس آیات الهی خدای متعال حال و تقدیر هیچ انسان را تغییر نمی دهد مگر اینکه او در سر نوشت خود دخیل و صاحب اختیار است کما اینکه خدای متعال در این خصوص می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم؛ [سوره رعد، آیه 11] (امّا) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتى) را تغییر نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!».

شب قدر تنها مختص به زمینیان نیست، چرا که در این ضیافت با شکوهی ملائکه الهی نیز چشم طمع و امید به برکات  با فراوان آن دارند. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْر؛ [سوره قدر، آیه4] فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر كارى نازل مى شوند».

علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریف می فرماید: «خداوند چنین حكم رانده و حكمش را حتمى كرده كه نعمتها و موهبت هایى كه به انسان مى دهد مربوط به حالات نفسانى خود انسان باشد، كه اگر آن حالات موافق با فطرتش جریان یافت آن نعمت ها و موهبتها هم جریان داشته باشد، مثلاً اگر مردمى بخاطر استقامت فطرتشان به خدا ایمان آورده و عمل صالح كردند، به دنبال آن نعمت هاى دنیا و آخرت بسویشان سرازیر شود، هم چنان كه فرمود: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى  آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا» [8] و مادامى كه آن حالت در دلهاى ایشان دوام داشته باشد این وضع هم از ناحیه خدا دوام یابد، و هر وقت كه ایشان حال خود را تغییر دادند خداوند هم وضع رفتار خود را عوض كند و نعمت را به نقمت مبدل سازد».

نتیجه و جمع بندی:

رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر ارتباط مستقیمی با اخلاق و رفتار اختیاری هر شخص دارد. کما اینکه خداوند متعال درخصوص مصیبت های که دامن گیر بندگان می شود می فرماید: «وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك؛ [سوره نساء، آیه 79] و هر بدیى كه به تو رسد از خود توست».
در واقع «امورى كه انسان از آن تنفر دارد از قبیل: مرض و ذلت و فقر و مسكنت و فتنه و ناامنى، همه و همه منشأش خود انسان ها هستند نه خداى سبحان» [9] قدر؛ یعنی پیوند و شکل گیری هر پدیده و حادثه با سلسله علل خود.
به بیان دیگر در شب قدر خدای متعال به علم خود می داند که هر چیزی در زمان و مکان خاص خود به چه صورت و با توجه به کدام شرایط و علل تحقق می یابد.  و می داند که فلان انسان با اختیار خود کدام کار را انجام می دهد. [10]

پی نوشت ها:
[1]. الكافی: ج 4، ص66، ح1.
[2]. تفسیر فرات الكوفی: ص581.
[3]. ترجمه المیزان: ج 18، ص200.
[4]. تفسیر نمونه: ج 21، ص152.
[5]. تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان)، ج 3، ص58، ح2.
[6]. الكافی (ط - الإسلامیة)، ج 4، ص159، ح9.
[7]. بحار الانوار: ج97، 4، ح5.
[8]. سوره اعراف، آیه 96.
[9]. ترجمه المیزان: ج 5، ص9.
[10]. پرسش و پاسخ های دانشجویی(ویژه ماه مبارک رمضان)، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دردانشگاه: ص79.


- نظرات (0)

ذکری برای رسیدن به آرامش

ارامش

اضطراب و نگرانی یكی از بزرگترین بلاهای زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی كاملاً محسوس است.
و بر عکس آن، آرامش یكی از گمشده های مهم بشر بود و به هر دری می زند تا آن را پیدا كند و اگر تلاش و كوشش انسان ها را در طول تاریخ برای پیدا كردن آرامش از طرق صحیح و كاذب جمع آوری كنیم خود كتاب بسیار قطوری را تشكیل می  دهد.
آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان ها دارد و چیزی نیست كه بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاكنون كتاب های زیادی نوشته شده كه موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش است.
تاریخ بشر مملوّ است از صحنه  های غم انگیزی كه انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیاد ها داده است.

اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید

ولی قرآن با یك جمله كوتاه و پر مغز مطمئن  ترین و نزدیك  ترین راه را نشان داده و می فرماید: ... ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب: ... آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد. (رعد، 28) (تفسیر نمونه، ج 10، ص 210)
این نکته را هم باید در کنار این آیه در نظر داشت که: دلی که از دغدغه های دنیایی خالی نشود، آن گونه که باید، نمی تواند با یاد خدا آرام باشد.
چنانچه در روایتی از رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) می خوانیم: فَإِنَّهُ مَن أقبَلَ إلَى اللهِ بِقَلبِهِ جَعَلَ اللهُ قُلوبَ العِبادِ مُنقادَةً إلَیهِ بِالمَوَدَّةِ وَالرَّحمَةِ: اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید.

این ذکر که باعث آرامش می شود یعنی چه؟

منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند ... این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است. (نمونه، ج 10، ص 215)
آن چنان كه نوش دارو مایه راحتی و آرامش مار گزیده است و پس از به كار بردن آن احساس نشاء سلامتی و عافیت می كند، نفس نیز از یاد خدا این احساس را می نماید.

مصادیقی از ذکر خدا

منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند ... این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است

در حدیث می خوانیم كه از وصایایی كه پیامبر  صلّی الله علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود این بود: ای علی سه كار است كه این امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نیست) 1- مواسات با برادران دینی در مال، 2 ـ و حق مردم را از خویشتن دادن، 3 ـ  و یاد خدا در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نیست بلكه یاد خدا آن است كه هنگامی كه انسان در برابر حرامی قرار می گیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید.
در حدیث دیگری می خوانیم علی علیه السّلام فرمود: ذكر دو گونه است یاد خدا كردن به هنگام مصیبت (و شكیبائی و استقامت ورزیدن) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرمات یاد كند و میان او و حرام سدی ایجاد نماید. (تفسیر نمونه ج 10، ص 216)
صاحب مجمع البیان نیز برای ذكر معنائی دارد: خداوند تعالی یك جا ذكر را مایه اطمینان قلب دانسته و در جایی دیگر باعث وجل و ترس قلب خوانده، این بدان جهت است كه مقصود از ذكر در اولی به یاد آوردن ثواب ها و نعمت های اوست كه به شمار نمی  آید ... آدمی وقتی به یاد نعمت های او می  افتد دلش آرام می  گیرد.
مقصود از ذكر در آنجا كه باعث ترس و اضطراب قلب می شود به یاد آوردن عقاب خدا و انتقام اوست كه به یاد هر كه بیاید آرامش را از او سلب می  كند. (المیزان، ج 11، ص 545)

ذکری برای رسیدن به آرامش

گفتیم به طور كلی یاد خداوند به هر شكل و صورتی موجب آرامش قلب است، در این میان بیان شده است که گفتن ذكر «ما شاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوَّةَ إلّا باللهِ العَلِیِّ العَظیم» در ایجاد آرامش نیز نقش موثری دارد .
میرزا احمد آشتیانی (ره) در كتاب هدیه احمدی آورده اند: علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان فرمودند: جهت آرامش پیدا كردن دست روی سینه بگذارید و در حالت نشسته و ایستاده چند مرتبه ایه 28 سوره رعد را بخوانید: «الذّینَ امَنوا وتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بذِكرِ اللهِ اَلا بذِكرِ الله تَطمَئِنُ القلوب» ... در ایجاد ارامش بسیارموثر است .


- نظرات (0)