سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

توبه موانع قبولی اعمال

توبه

چه چیزهایی باعث می‌شود که عمل قبول نمی‌شود؟ چه چیزی باعث می‌شود که آدم کارهایش قبول نشود؟ در روایات چند تا چیزی است :

یك: گناه

یکی از چیزهایی که باعث می شود عمل انسان قبول نشود گناه است : «لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقینَ» توبه/53 خدا کارتان را قبول نمی‌کند. بعد می‌گوید: «إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقینَ» چون شما فاسق هستید و از مرزهای الهی بیرون می‌روید و گناه می‌کنید چون شما گناهکارید عملتان قبول نمی‌شود .

دو: بی نمازی

قرآن در سوره توبه می‌فرماید: «وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا یَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى‏ وَ لا یُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ» توبه/54 می‌دانی چرا پول خرج کردنشان فایده ندارد؟ برای اینکه اینها با عشق نماز نمی‌خوانند. خیلی کار خوب می‌کند صبح سر وقت می‌رود اداره اما حال ندارد نماز بخواند، نشاط نداشتن در نماز باعث رد عمل است. این متن وحی است.

سه: فرار از جبهه

قرآن می‌فرماید که افرادی هستند «قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقینَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلینَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلیلاً» احزاب/18 آنهایی که حاضر به جبهه نمی‌شوند. هر چه هم کار خوب بکنند، اینها را خدا می‌فرماید: «فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ» احزاب/19 کسی که همه کارهای خیر را می‌کند اما «الْمُعَوِّقینَ مِنْكُمْ» وقتی می‌گوئیم بروید جبهه نمی‌روند اینها را خدا می‌گوید: «فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ» احزاب/19

کسانی که دیدشان دید مادی باشد هیچ حسابی نمی‌کنند به اینکه پاک است و یا ناپاک، حق یا باطل، فقط دنیا. از زاویه‌ی دنیا نگاه می‌کنند و فقط روی دنیا خیز می‌گیرد بعد می‌فرماید : «زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ» یک چیزهایی به آنها می‌دهیم منتها «أُولئِكَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ» هود/16کارهای خیرشان محو می‌شود. «وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ»(آیه 16 هود)

چهارم: اعتراض به قوانین الهی

اگر کسی نسبت به بعضی از احکام خدا نق می‌زند این هم آیه داریم که قبول نمی‎شود. آخر کم کم شامل ما هم می‌شود چون بالاخره کسی نیست که نق نزند. می‌گوید «كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» محمد/9 کراهت دارند به بعضی از قوانین خدا. می‌گویند نمی‌شد این نماز صبح را بیندازند دم ظهر.

«كَرِهُوا» ناراحت هستند از حجاب، ناراحت هستند از نماز صبح، ناراحت هستند از جبهه، «كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ» از قانون خدا ناراحت هستند، «فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» تو که از قانون خدا ناراحت هستی، باقی اعمال خیرت را هم قبول نمی‌کنیم.

پنجم: دنیاطلبی

کم کم شامل ما هم می‌شود افراد دنیا طلب را قرآن می‌فرماید: «مَنْ كانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ» هود/15 کسی که فقط دیدش دید مادی باشد. شغل، پول، کجاست؟ استخدام، پول کجاست؟

کسانی که دیدشان دید مادی باشد هیچ حسابی نمی‌کنند به اینکه پاک است و یا ناپاک، حق یا باطل، فقط دنیا. از زاویه‌ی دنیا نگاه می‌کنند و فقط روی دنیا خیز می‌گیرد بعد می‌فرماید : «زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ» یک چیزهایی به آنها می‌دهیم منتها «أُولئِكَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ» هود/16کارهای خیرشان محو می‌شود. «وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ»(آیه 16 هود)

می‌فرماید: کسی که معیارهایش فقط دنیا باشد آن هم کارهایش درست نیست، حبط می‌شود. دنیا هست، آخرت هم هست. دنیا و آخرت را باید با هم حساب کرد. اگر پنجاه و پنج تا کلمه دنیا در قرآن است پنجاه و پنج تا کلمه آخرت هم در قرآن هست. دنیا و آخرت باید باهم باشد نه فقط دنیا!



- نظرات (0)

عملی که از ترازوی سنجش محروم است!

حبط

«حبط» یعنی فاسد شدن و هدر رفتن. [1] این واژه به غیر از آیه بالا پانزده بار دیگر در قرآن کریم به کار رفته است که معنای آن در فرهنگ قرآن یا اصطلاح دین: از بین رفتن ثواب یا استحقاق آن یا دیگر آثار عمل نیك به وسیله گناه است. [2]

 

فرآیند حبط عمل چگونه است؟

تمام انسانها از وقتی که به سن تکلیف رسیده و مکلف به انجام دستورات الهی می شوند هرگاه کاری را که دین آن را پسندیده می داند انجام دهند در برابر آن مستحق پاداش الهی خواهند شد. [3] اگر صاحب این عمل توانست آن را از گزند آفات عمل حفظ کند و آن را به عرصه قیامت بیاورد؛ این عمل، امتیاز مثبتی برای او محسوب شده و می تواند به میزان ارزش و اعتباری که در دادگاه عدل و فضل الهی دارد صاحب خود را بهره مند سازد.

قرآن کریم می فرماید: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها [4] و یا مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها [5] ؛ یعنی هر کس کار نیکی را به صحنه قیامت بیاورد پاداش خواهد داشت.

اما اگر عمل نیکی که او در دنیا انجام داد در اثر رفتار ناشایست خودش دچار آسیب جدی شد و از بین رفت دیگر عملی نمی ماند تا در قیامت به سود صاحبش به کار آید. در فرهنگ دین به این از بین رفتن عمل، حبط عمل گفته می شود.

آیات متعددی از قرآن کریم با بیان عوامل حبط عمل به این حقیقت اشاره دارند که آیات زیر از این دسته اند:

217/ بقره، 22/ آل عمران، 5/ مائده، 88/ انعام، 17و68-69/ توبه، 105/ کهف و ...

چه چیزهایی سبب حبط عمل می شوند؟

در آیات قرآن کریم عوامل متعددی برای حبط عمل نام برده شده که این عوامل عبارتند از:

1. قتل انبیاء علیهم السلام و یا مۆمنینی که امر به معروف می کنند. 21-22/ آل عمران

2. رعایت نکرده ادب محضر رسول خدا ص. 2/ حجرات

3. انزجار از آنچه رضایت خداوند در آن است و آن را نازل کرده است. 9،28/ محمد (صلی الله علیه وآله)

4. تبعیت از آنچه رضایت خداوند در آن نیست. 28/ محمد (صلی الله علیه وآله)

5. انکار احکام و عقاید مسلم دینی؛ مانند حقانیت معجزات و وجود آخرت. 147/ اعراف

6. نفاق. 68-69/ توبه

علامه طباطبایی (ره) معتقد است که گناهان دیگری به جز کفر نیز وجود دارند که سبب حبط عمل می شوند. ایشان رعایت نکردن ادب محضر رسول خدا ص را از این گناهان می داند و در تفسیر آیه دو حجرات با اشاره به دو کاری که آیه از آن نهی کرده است یعنی صدا را بر صداى پیغمبر ص بلندتر كردن و نیز بلند سخن گفتن در محضر آن حضرت‏ را از گناهانی می شمرد که به شهادت ظاهر آیه، باعث حبط بعضى از اعمال نیك انسان مى‏شوند

7. شرک. 88/ انعام، 17/ توبه، 65/ زمر

8. کفر. ریشه ای ترین عامل نابودی اعمال که می توان دیگر عوامل را هم به این عامل برگرداند همین کفر و انکار است. اگر کسی در باور خود دچار چنین انحطاط عقیدتی شد به گونه ای که واقع آن انکار خدا و رسولش باشد تمام اعمال نیکی که انجام داده بود و ثوابش بهشت بود نابود شده و هیچ اثری از آن باقی نمی ماند.

در آیات 217/ بقره، 22/ آل عمران،5/ مائده و چهار آیه دیگر به صراحت از کفر به عنوان عامل حبط عمل نام برده شده است؛ اما می توان گفت شرک، نفاق، تکذیب و نپذیرفتن حکم خدا، همگی ریشه در یک موضوع دارند که آن، کفر درون است.

گناه
محروم از ترازوی اعمال

به بیان ساده تر، کفر و انکار به منزله آتشی است که شخص با انداختن آن به خرمن کارهای نیکی که انجام داده همه را خاکستر کرده و اثری از آن بر جا نمی گذارد. چنین کسی در توشه خود دیگر حسنه ای ندارد که آن را در قیامت به ترازوی سنجش اعمال بسپرد تا به اندازه ارزشی که دارد از آن بهره مند شود. برای همین است که در قیامت برای چنین افرادی ترازو (ابزار سنجش اعمال) قرار داده نمی شود. قرآن کریم در این باره می فرماید:

أُوْلَئكَ الَّذِینَ كَفَرُواْ بَِایَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائهِ فحََبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا ؛ [6]

آنان كسانى هستند كه آیات پروردگارشان و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال‏] را به وسیله او منكر شدند، [و] در نتیجه اعمالشان تباه و بی اثر شده است و روز قیامت میزانى براى [محاسبه اعمال‏] آنان برپا نمى‏كنیم.

دلیل این کار هم روشن است. سنجش اعمال برای مشخص شدن میزان کار نیک یا همان حسنه ایست که افراد توانسته اند آنها را به قیامت برسانند و اگر کسی هیچ کار نیکی نداشت و یا نتوانسته بود آن را به قیامت برساند؛ دیگر معنا ندارد اعمال او را بر میزان اعمال عرضه کنند؛ درست مانند کسی که مشتی براده آهن زنگ زده به زرگر بدهد و از او بخواهد وزن طلای آن را محاسبه کند!

 

گناهان دیگری به جز کفر

علامه طباطبایی (ره) معتقد است که گناهان دیگری به جز کفر نیز وجود دارند که سبب حبط عمل می شوند. ایشان رعایت نکردن ادب محضر رسول خدا ص را از این گناهان می داند و در تفسیر آیه دو حجرات با اشاره به دو کاری که آیه از آن نهی کرده است یعنی صدا را بر صداى پیغمبر ص بلندتر كردن و نیز بلند سخن گفتن در محضر آن حضرت‏ را از گناهانی می شمرد که به شهادت ظاهر آیه، باعث حبط بعضى از اعمال نیك انسان مى‏شوند.[7]

کفر و انکار به منزله آتشی است که شخص با انداختن آن به خرمن کارهای نیکی که انجام داده همه را خاکستر کرده و اثری از آن بر جا نمی گذارد. چنین کسی در توشه خود دیگر حسنه ای ندارد که آن را در قیامت به ترازوی سنجش اعمال بسپرد تا به اندازه ارزشی که دارد از آن بهره مند شود. برای همین است که در قیامت برای چنین افرادی ترازو (ابزار سنجش اعمال) قرار داده نمی شود

آیه شریفه این است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ ؛ اى اهل ایمان! صداى خود را از صداى پیامبر بلندتر نكنید و در برابر او بلند سخن نگویید همان‏گونه كه با یكدیگر بلند سخن مى‏گویید كه در نتیجه، كارهایتان نابود مى‏شود و شما نمى‏دانید.

جالب است که زمینه ساز چنین نهی ای، دو تن از صحابه مشهور یعنی ابوبکر و عمر بودند که بر اساس برخى روایات، این آیه درباره آن دو كه نزد پیامبر اختلاف نظر یافتند و بر سر یكدیگر فریاد زدند نازل شده است. [8] بخارى مى‏گوید: این دو با این اقدام خود، در آستانه نابودى قرار گرفتند.[9]

 

معنای حبط اعمال در دنیا و آخرت

در بین آیات مربوط به حبط اعمال آیاتی وجود دارد که دنیا و آخرت را عرصه حبط عمل معرفی می کند. مانند آیه 217/ سوره بقره که می فرماید: حَبِطَت اعمالُهُم فِى الدُّنیا والأخِرَةِ . مرحوم طبرسى حبط عمل كافر در دنیا را موجب عدم احترام جان و مال‏ وى مى‏داند و حبط عمل در آخرت را موجب بطلان ثواب و استحقاق پاداش او. [10]

 

پی نوشت:

1. حَبِط: الْعَمَلُ حَبَطاً ... و حُبُوطاً فَسَدَ و هَدَرَ و ... أَحْبَطْتُ الْعَمَلَ و الدَّمَ بالْأَلِفِ أَهْدَرْتُهُ. (مصباح المنیر 2/118)

2. الفروق اللغویه، ص21

3. تعبیر دقیق تر این است که گفته شود خداوند متعال باطن آن عمل که بهشت و نعمتهای آن است را در قیامت به او عرضه خواهد کرد.

4. 160/ انعام

5. 89/ نمل

6. 105/ کهف

7. المیزان 18/308

8.  تفسیر ابن كثیر 4/220 ،  الدرالمنثور7/548 ، تفسیر قرطبى16/20

9.  ابن‏كثیر، ج 4، ص 220؛ صحیح بخارى 8/184

10. مجمع‏البیان 2/721



- نظرات (0)

حبط اعمال صوتی و زیبا

گناه مانع استجابت دعا

آیا همه اعمال نیک با گناه باطل می شود؟

گناهان و نابودی اعمال خوب

حبط اعمال یعنی چه؟

گناه و ثوابهای گذشته


- نظرات (0)

نوشیدنی های بهشت را می شناسید؟!

بهشت

برای زندگی بهتر و ارتقاء کیفیت آن در دنیا نیازمندپول و سرمایه های مادی هستیم . هرچه پول بیشتر باشد آسایش زندگی به مراتب بیشتر است .آنانکه پولدارترند نوع زندگی ، سبک ، بهره گیری از نعمت های مادیشان به مراتب بیشتر و بهتر است .

خوراک و پوشاکشان بستگی به میزان دارآمدشان دارد ، این قانون این دنیاست که رفاه مادی زندگی بسته به میزان سرمایه های مالی دارد هر چقدر جیب پر پول تر باشد امکانات مادی و رفاهی بیشتر است .

نوع خانه و ماشین بستگی به مقدار پول دارد . فرق اصلی دنیا با آخرت در این است اگر در این دنیا پول جیب شما تعیین کننده زندگی دنیایی شماست ، در آخرت عمل شما تعیین کننده است هرچقدر عمل بالاتر و کفه اعمال نیک سنگین تر باشد کیفیت حیات و زندگی و بهره برداری شما از نعمت های مادی و معنوی تغییر می کند اینجا جیب شما باید پر پول باشد .آنجا عمل شما باید وزین باشد .اینجا به قدرپولتان خرج می کنید آنجا به قدر عملتان .

پس سعی کنید توشه آخرت و حساب ذخیره ارزیتان را مداوما چک بفرمایید تا برای رفتن مسکین و بیچاره و فقیر نباشید و گرنه آنجا نه مکانی دارید و نه خوراک و پوشاک مناسبی.

 

خوردنی های بهشتی

قرآن خوردنی های بهشت را به دو قسم تقسیم می کند :1- میوه  2- گوشت

تنوع میوه ها و تاکید براین خوردنی به علت هشدار بر انتخاب این گونه مواد بر گوشت و پروتئین، در دار دنیاست .زیرا میوه و سبزیجات به علت فوائد بسیار زیاد مانند نشاط و سلامتی ، تازگی و طراوت و جوانی و مغذی بودن ارجحیت خاصی بر گوشت دارند و این برتری ویژگی خاص همه میو ه ها است .

شراب بهشتی هیچ گونه ارتباطی با شراب آلوده دنیا ندارد . شراب بهشتی شرابی نیست که به صورت تدریجی و مخفیانه در وجود انسان نفوذ و سلسله اعصاب را مختل کند و عقل و هوش را از بین ببرد بلکه شرابی است پاک پاک و پاک کننده و خالی از رنگ های شیطانی ، سفید و شفاف که برای نوشندگانش بسیار لذت بخش است

میوه های بهشتی

موز ، خرما ،انگور ، انار در آیات بسیاری مورد اشاره واقع شده اند.

(انار) فِیهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ  در آن دو میوه و خرما و انار است. (رحمن/68)

(موز)  وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ و درختهاى موز كه میوه‏اش خوشه خوشه روى هم چیده است.  (واقعه/29)

(خرما ) وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِیدٌ و درختان تناور خرما كه خوشه[هاى] روى هم چیده دارند(ق/10) (انگور) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا باغچه‏ها و تاكستانها.(نباء/32)

احادیث زیادی که برای خوردن این میوه ها می باشد به خاطر اثرات معجزه آسا در رشد ،تغذیه، آرامش روان ، اعصاب و اثر درمانی اینهاست .

 

گوشت

قرآن کریم در سوره واقعه گوشت پرندگان را به عنوان غذای لذیذ بهشتی مطرح می کند و می فرماید: هروقت بهشتیان اراده کنند پرنده درحالیکه در آسمان پرواز می کند روی زمین می آید ، بریان شده وبرای بنده مومن آماده می گردد. وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ  *و از گوشت پرنده هر چه بخواهند.(واقعه/21)

شراب
نوشیدنی ها

نوشیدنی ها شادابی و نشاط خاصی به انسان می دهد .در بهشت نیز گرداگرد بهشتیان قدح هایی از شراب طهور را می گردانند .

شرابی که سفید و درخشنده و لذت بخش است و موجب تباهی و فساد عقل نمی شود : یُطَافُ عَلَیْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِینٍ*یُطَافُ عَلَیْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِینٍ *لَا فِیهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا یُنزَفُونَ

با جامى از باده ناب پیرامونشان به گردش درمى‏آیند*با جامى از باده ناب پیرامونشان به گردش درمى‏آیند *نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مى‏افتند.(صافات/ 45/46/47)

 

عسل /شیر / شراب

مثل بهشتى كه به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغى است كه] در آن نهرهایى است از آبى كه [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جوی هایى از شیرى كه مزه‏اش دگرگون نشود و رودهایى از باده‏اى كه براى نوشندگان لذتى است و جویبارهایى از انگبین ناب و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان [فراهم] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست.(محمد /15)

ناگفته پیداست که شراب بهشتی هیچ گونه ارتباطی با شراب آلوده دنیا ندارد . شراب بهشتی شرابی نیست که به صورت تدریجی و مخفیانه در وجود انسان نفوذ و سلسله اعصاب را مختل کند و عقل و هوش را از بین ببرد بلکه شرابی است پاک پاک و پاک کننده و خالی از رنگ های شیطانی ، سفید و شفاف که برای نوشندگانش بسیار لذت بخش است .

تعبیر به انهار در این آیه نشان می دهد که هر کدام آنها یک نهر نیست و چهار نوشیدنی است که در چهار نهر بهشت جریان دارد آب برای رفع عطش ، شیر برای تغذیه ،شراب طهور برای نشاط و عسل برای قوت و لذت .

 

شراب کافوری

شرابی آرامش بخش است که ابرار در دنیا نیز این شراب را می نوشند و آن همان آرامش خاصی است که از دل به خدا بستن حاصل می شود.به یقین ابرار و نیكان از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است.(دهر/5)

آرامش
شراب زنجبیلی

شراب تندی که عشق آفرین است و حرکت به سوی محبوب را سرعت می بخشد .شراب کافوری را نیکوکاران خود می نوشند اما شراب زنجبیلی را به آنها می نوشانند . این شراب از چشمه رنجبیل به ابرار داده می شود و در آنجا از جامى كه آمیزه زنجبیل دارد به آنان مى‏نوشانند . (دهر /17)

 

شراب طهور

طهور به معنای چیزی است که هم پاک است و هم پاک کننده و ساقی آن خداوند است . این شراب جسم و روح را پاک نموده و چنان نورانیت و نشاطی می بخشد که قابل توصیف نیست . این شراب پرده های غفلت را می درد و حجاب ها را از بین می برد و انسان را شایسته حضور دائم در جوار قرب الهی می کند .

شراب طهور با دست ساقی داده می شود و انسان را از ما سوی الله خالی کرده ، غرق در جمال و جلال الهی می کند .

می صاف سر بسته ای که مقربان درگاه الهی از آن می نوشند .این شراب ناب و بی غش که در ظرف های سر بسته و مهر شده قرار دارد و مهر آن از مشک است و مشتاقان چنین شرابی در ربودن آن به رقابت می پردازند [باده‏اى كه] مهر آن مشك است و در این [نعمتها] مشتاقان باید بر یكدیگر پیشى گیرند و تركیبش از [چشمه] تسنیم است

گویی همان گونه که دنیا مزرعه آخرت و زمینه ساز نعمت نعمت های اخروی است نوشیدن و نوشاندن این سه نوع شراب هم از دار دنیا آغاز شده و حالات مختلف سالک را در سیر و سلوک نشان می دهد و ظهور تام آن در دار آخرت است . زیرا یک گروه از سالکان وقتی تخت تاثیر جاذبه های الهی قرارا می گیرند . چنان تند حرکت می کنند که حتی نیم نگاهی به پشت سر خود نمی اندارند .

این رهروان را باید با شراب کافوری آرام کرد گروه دوم در سیر به سوی حق ، حرکتی آهسته دارند گویی نمی دانند که راهی طولانی در پیش دارند به همین جهت به کام آنان شرابی زنجبیلی می ریزند که تند و عشق انگیز است و حرکت را تسریع می کتد و در کام هردو گروه بعد از سلوک راه حق شراب طهور می ریزند که تعلقات را می سوزاند و سالک را به مرحله ای از قرب می برد که جایی برای غیر حق نمی ماند .

 

چشمه تسنیم

می صاف سر بسته ای که مقربان درگاه الهی از آن می نوشند .این شراب ناب و بی غش که در ظرف های سر بسته و مهر شده قرار دارد و مهر آن از مشک است و مشتاقان چنین شرابی در ربودن آن به رقابت می پردازند.

[باده‏اى كه] مهر آن مشك است و در این [نعمتها] مشتاقان باید بر یكدیگر پیشى گیرند و تركیبش از [چشمه] تسنیم است (مطففین 26/27/28/)


- نظرات (0)

منع از شیطان پرستی در قرآن!

شیطان‌پرستی
شایسته است منظر قرآن کریم را درباره حقیقت آن‏که موجودی عجیب و در عین حال از حواس ما غایب است ولی تصرفات عجیبی در عالم انسانیت دارد، جویا شویم.

چرا نباید در صدد شناخت ‏شیطان برآییم؟ چرا در شناخت این دشمن خانگی و درونی خود بی‏اعتناییم؟ دشمنی که از روز پیدایش بشر تا آنگاه که دست او از دامان هستی کوتاه شود به دنبال اوست!

دشمنی که در عین حال که از آشکار همه باخبر است، از نهان آنان نیز اطلاع دارد و حتی از نهفته‏ترین افکاری که در زوایای ذهن و فکر آدمی جا دارد باخبر است. علاوه بر این ‏که با خبر است، در پی دسیسه و گمراه ساختن صاحب آن نیز هست.

ما فرزندان آدم، شدیداً در معرض خطر انحراف از سوی «ابلیس‏» آن مکار پلید قرار گرفته‏ایم; همان دشمن غدار حیله‏گری که ابتدا بر حسب نقل قرآن کریم به والدین نخستین ما، آدم و حوا علیهما السلام وعده نصح و خیرخواهی داد و سوگند وفاداری یاد کرد: ((وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ)).

و برای آن دو قسم خورد که من از خیرخواهان و نصیحت‏کنندگان شمایم، اما با این همه، آن خیانت درباره آن‏ها روا داشت که سبب خروجشان از بهشت و هبوطشان به زمین و مبتلا شدنشان به زندگی پرمحنت ارضی گردید. حال، همان شیاد پر مکر و فریب با فرزندان بنی‏آدم نیز همان می‏کند.

چون ما را با کمال صراحت و شدت، تهدید به خیانت و راهزنی نموده که «لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ»، و به یقین در سر راه مستقیم تو، برای گمراه‏سازی آنان می‏نشینم. و اکیدا سوگند بر «اغواء» بنی‏آدم یاد کرده است که « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ » به عزتت ‏سوگند، همه آن‏ها را اغواء خواهم کرد و به گمراهی خواهم کشانید.

آری آنجا که وعده «امانت‏» داده بود، آن‏گونه خیانت کرد، پس اینجا که صریحاً وعده «خیانت‏» داده است چه خواهد کرد؟

لذا بر هر صاحب عقل و شعوری لازم و واجب است که بنابر فرمایش خداوند که می‏فرماید: «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» به درستی که شیطان دشمن شماست پس شما نیز او را به عنوان دشمن در نظر آورید. به شناخت این دشمن و دام‏های آن اقدام کرده و با دست توسل به دامان پاک اهل‏بیت پیامبرصلی الله علیه وآله زمینه وصول خود را به زمره مخلصین هموار و فراهم سازد. و از آنجا که شناخت و معرفت، زمینه‏ای لازم برای رسیدن به این مقصود است.

شیطان آنچنان مخفی و پنهان در انسان نفوذ می‏کند که انسان فکر می‏کند این خود اوست که چنین تصمیمی را گرفته است و دشمنی را احساس نمی‏کند

هشدارهای قرآن به انسان در مورد شیطان

قرآن در آیات متعددی از شیطان به عنوان دشمن آشکار انسان معرفی نموده و می‏فرماید: إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ؛ «شیطان دشمن آشکار انسان است.» و در هشداری دیگر می‏فرماید، بنی آدم شیطان شما را فریب ندهد آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد.

قرآن در هشدار دیگری می‏فرماید: «هر کس شیطان را به جای خداوند به عنوان ولی و سرپرست خود انتخاب کند زیان آشکاری کرده است.»

و درباره پیروان شیطان می‏فرماید: «هر آینه جهنم را از تو و بندگانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد.»

در اینجا یک سۆال مطرح می‏شود و آن اینکه با توجه به این همه هشدارهای قرآنی و انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام و پیامدهایی که پیروی از شیطان دارد چرا انسان‏ها به این هشدارها بی توجه هستند؟

در پاسخ باید بگوییم که چند عامل موجب این بی‏توجهی شده است:

1- شیطان آنچنان مخفی و پنهان در انسان نفوذ می‏کند که انسان فکر می‏کند این خود اوست که چنین تصمیمی را گرفته است و دشمنی را احساس نمی‏کند.

2- راه شیطان راه آسان و همواری است. حضرت علی علیه السلام می‏فرماید: «بدانید که شیطان راه خود را آسان و هموار می‏سازد تا به راحتی و آسانی به دنبال او بروید و از او پیروی کنید.»

3- فوری نبودن نتایج پیروی از آن دشمن خطرناک. یعنی اغلب نتایج بنیان کن پیروی از نفس اماره و شیطان، چنان فوری نیست که انسان با چشیدن طعم تلخ آن در برابرش مقاومت ورزد.

4- لذت گرایی افراطی که قوای مقاومت را از انسان می‏گیرد.

5- تنوع و انعطاف پذیری شگفت انگیزی که در شیطان نیز یکی از عوامل تاثیرپذیر انسان از برنامه‏های شیطان است.

بر هر صاحب عقل و شعوری لازم و واجب است که بنابر فرمایش خداوند که می‏فرماید: «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا» به درستی که شیطان دشمن شماست پس شما نیز او را به عنوان دشمن در نظر آورید. به شناخت این دشمن و دام‏های آن اقدام کرده و با دست توسل به دامان پاک اهل‏بیت پیامبرصلی الله علیه وآله زمینه وصول خود را به زمره مخلصین هموار و فراهم سازد

منع از شیطان پرستی در قرآن

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ  (60)

وَأَنْ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ  (61)

اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید زیرا وى دشمن آشکار شماست (60)

و اینکه مرا بپرستید این است راه راست (62/یاسین)

مگر من فقط شیطان را می پرستم (به اون معناش) پس خانه، زن و بچه، میز، پول و ... چه می شود؟! چرا خداوند فقط به شیطان اشاره کرده است؟

شاید یک دلیلش این باشد: هر چیزی که تو را از پرستش خدا باز دارد شیطان است ! حالا می خواهد این چیز همسرت باشد، فرزندت یا میزت یا نه حتی انگشترت!!

بعدش نوبت ولایته: خداوند می توانست به اول آیه 61 بسنده کند که فقط مرا بپرستید و آیه تمام شود ، اما اشاره می فرماید که اگر مرا بپرستید در راه مستقیم من هستید.

در روایتی نیز بیان شده است که رسول الله (صلی الله علیه وآله) فرمودند: یا علی (علیه السلام) انت صراط المستقیم.

منابع:

سایت ایده ها

ینابیع الموده/القندوزی:495

شواهد التنزیل/الحسکانی: ج 1 ص 58

تفسیر المیزان ج 1

 



- نظرات (0)

اهميت خداشناسى

س 1 زيربناى دين چيست ؟
ج - تمام امور مربوط به شرع همه فرع توحيدند، توحيد است كه نبوت مى خواهد، و توحيد است كه معاد مى طلبد.

س 2 معناى اين روايت چيست كه مى فرمايد: اذا انتهى الكلام الى الله فاءمسكوا، و لاتفكروا فى ذات الله ، و تلكموا دون العرش ، و لاتكلموا فيما فوق العرش (2) هرگاه سخن به خدا رسيد، لب فرو بنديد، و در ذات خدا نينديشيد، و پيرامون زير عرش سخن گوييد، و درباره بالاى عرش سخن نگوييد.
ج - بيان معارف توسط ائمه عليهم السلام در توحيد و معارف در حد اعلى است . و اين اميرالمؤ منين عليه السّلام است كه از متن ذات و توحيد سخن مى گويد كه در كلام اوحدى از مردم نيست ، بنابراين نهى از تكلم در ذات در اين روايت متوجه كسانى است كه نمى توانند ذات راكما هو حقه توصيف نمايند، و توصيف آنها تشبيه و كفر است ؛ بر اين پايه ، اشكال متوجه مستمعين هم نيست ، زيرا پاى منبر حضرت امير عليه السّلام به هنگام خطبه و بيان معارف الهى افراد مختلف بوده اند. و نهى و اشكال فقط متوجه گويندگان غير لايق است .
خداوند متعال مى فرمايد: سبحان الله عما يصفون ، الا عباد الله المخلصين (صافات : 159 و 160)

منزه است خداوند از آنچه آنان توصيف مى كنند، مگر بندگان پاك (به تمام وجود) خدا.


دانلود 665 پرسش (خداشناسی)


- نظرات (0)