سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مدخل‌های اصلی ورودی شیطان

غیبت


در میان دشمنانی که برای افراد در مراحل زندگی وجود دارد، شاید بتوان شیطان را به عنوان اصلی ترین و قوی ترین دشمنان نام برد که خداوند متعال از او به دشمن آشکار نام برده است و فرموده: (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، همگى به اطاعت [خدا] درآیید، و گامهاى شیطان را دنبال مكنید كه او براى شما دشمنى آشكار است (البقرة : 208)


شیطان این دشمن دیرینه انسان که به عزت پروردگار قسم خورده همه ی انسانها را بفریبد، به اذن خداوند در عرصه ابتلاء و آزمایش انسان مهمترین مانع در جهت قرب ربوبی می باشد. شناخت این دشمن و راه های نفوذش در زندگی از اصلی ترین وظایف هر مسلمانی است که متأسفانه مداخله و تدلیس شیطانی غالباً مورد غفلت قرار می گیرد.

در این مقاله به بررسی برخی از کمین گاه ها و راه های ورود شیطان به زندگی انسان می پردازیم ، تا نفوذگاه های شیطان شناخته شود و مقابله با او نیز امکان پذیر گردد.

1ـ چشم

شیطان از شما می خواهد که مدیریت و کنترلی بر چشم های خود نداشته باشید و بی پروا به همه جا نگاه کنید اما هیچ گاه به شما نمی گوید که نگاه حرام مهمترین عامل برای گرفتار شدن آدمی در دام گناه و معصیت و سبب اندوه و حسرت فروان می شود و به همین دلیل خداوند متعال در سوره نور رابطه تنگاتنگی میان حفظ و کنترل چشم و پاکدامنی قرار داده است و فرموده:

«قُلْ لِلْمُۆْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُون: به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه این براى آنان پاكیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه است.»(النور: 30)

2ـ زبان

شیطان از شما می خواهد که هر حرفی را که دوست دارید به زیان بیاورید، اما هیچ گاه به شما نمی گوید که این کار سبب بروز بسیاری از اختلاف ها و دشمنی ها در میان شما می شود و به همین خاطر خداوند متعال دستور می دهد که:

«وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً»

و به بندگانم بگو: آنچه را كه بهتر است بگویند، كه شیطان میانشان را به هم مى‏زند، زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.(الإسراء : 53)

شیطان دهان خود را بر قلب آدمی نهاده، اگر به یاد خدا باشد دور می شود و اگر خدا را فراموش کرده باشد، قلب را در اختیار خود می گیرد

3ـ قلب

در شرح دعای هفدهم صحیفه ی سجادیه در ارتباط با شیطان به این عبارت رسیدیم:

«پروردگارا در قلب های ما مدخل و راه ورودی برای شیطان قرار نده و در آن چه نزد ماست برایش منزل و جایگاهی فراهم نکن.»

آیات بسیاری از قرآن کریم به قلب پرداخته و از جمع بندی آن ها و نیز سخنانی که ائمه معصومین علیهم السلام فرموده اند به این حقیقت می رسیم که خداوند قلب را به عنوان مرکز فرماندهی انسان و پایگاهی برای دریافت پیام ها و دعوت های انبیاء الهی و شکل گیری ایمان قرار داده است .پس هر نوع اختلالی که در آن ایجاد شود سعادت و رستگاری شخص را مورد تهدید قرار خواهد داد.

در آیه 46 سوره حج می فرماید:

آیا در زمین سیر و سیاحت نمی کنند در حالی که برایشان قلب هایی است که به آن تعقل نمایند و گوش هایی که به وسیله ی آن ها بشنوند.

همانا چشم هایشان نابینا نیست ، لکن قلب هایی که در سینه دارند تاریک و کور بوده. (از درک حقایق ناتوان می باشند)

در این آیه ی شریفه هم کاربرد عقل روشن شده و هم آسیبی که آن را تهدید می کند. در واقع کار قلب تعقل بوده و هرگاه در اثر مشکلی از کار بیافتد دیده ها و شنیده ها را نیز به درستی تحلیل نمی کند و لذا انسان با وجود داشتن چشم و گوش از دیدن و شنیدن عاجز می ماند.

قساوت

قلب ها ممکن است دچار بیماری شوند:

«در قلب های آن ها بیماری است و خداوند بر مرض ایشان بیفزود و برای آنان عذاب دردناکی است به سبب آن که تکذیب می کردند.» (بقره/10)

قلب ها ممکن است مستحق آن شوند که خداوند بر ایشان مهر زند:

«خداوند دل های ایشان را مهر نموده و پرده بر گوش و چشم هایشان نهاد و برای آن ها عذاب دردناکی خواهد بود.» (بقره/70)

قلب ها می توانند دچار قساوت گردند:

«پس وای بر فساوت قلب آن ها نسبت به ذکر خدا» (زمر/22)

و ...

و اما این مشکلات از آن جا پدید می آید که شیطان به قلوب افراد نفوذ کرده و القائات خود را آغاز می نماید، لکن این نفوذ و داخل شدن شیطان در شرایط خاصی صورت می پذیرد ، یعنی زمانی که فرد مداخل و دروازه های قلب خویش را به روی این دشمن آشکار باز گذاشته باشد:

«تا آن که خداوند القائات شیطان را وسیله ی آزمایش کسانی قرار دهد که به بیماری نفاق و کفر مبتلا گردیده اند و سنگ دل و سرسخت شده اند و البته ستمکاران دچار شقاوتی عمیق و دور از نجات می باشند.» (حج/53)

از جمله عواملی که شیطان را به طمع انداخته و زمینه ی ورودش به قلب را فراهم می کند:

1ـ عادات ناپسند و ارتکاب معاصی می باشد. در روایت هست که:

«اگر قلب ایشان فروتن باشد شیطان به او نزدیک نمی شود و از نشانه های این خصلت چشم فرو بستن و قطع علایق دنیوی است.» (ارشاد القلوب/ج1/ص296)

در قلب های آن ها بیماری است و خداوند بر مرض ایشان بیفزود و برای آنان عذاب دردناکی است به سبب آن که تکذیب می کردند

2ـ عامل دیگر، غفلت از یاد خداست. در روایت آمده:

«بر هر قلبی از قلوب مردم شیطانی هست که هرگاه آن قلب به یاد خدا باشد ، شیطان از وی دور می شود و هرگاه به یاد خدا نباشد، آن شیطان نزدیک شده و او را با وسوسه گمراه می کند.» (ارشاد القلوب/ج1/ص140)

چگونه می توان دریچه ی قلب را بر روی شیطان بست؟

پاسخ این سوال را در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می یابیم:

«شیطان دهان خود را بر قلب آدمی نهاده، اگر به یاد خدا باشد دور می شود و اگر خدا را فراموش کرده باشد، قلب را در اختیار خود می گیرد.» (ترجمه ی بحار ج67 و 68/ج1/ص50)

آری به هر میزان که آدمی بیشتر به یاد خداوند باشد ابلیس نیز کمتر روزنه ای برای ورود به قلب او پیدا می کند.

«ألا بذکرلله تطمئن القلوب» (رعد/28)

در تفسیر علی بن ابراهیم آمده که: «ذکر الله در این آیه امیرالمومنین علی و سایر ائمه علیهم السلام می‌باشند.» (نورالثقلین/ج2/ص510) بی تردید امروز مولای ما امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مصداق اصلی این «ذکر» و یاد خدا بوده و ما همچون همیشه با توسل و تمسک به آن بزرگوار دروازه های قلوبمان را در مقابل نفوذ شیطان محافظت می نماییم.


- نظرات (0)

دوستان و دشمنان شیطان

شیطان

از آنجا که انسان موجودی است ذاتاً طالب کمال نهایی و سعادت ابدی و همیشه در اندیشه شناخت کمال ابدی و نهایی و راه‌های وصول به آن و نیز شناخت موانع نیل به آن و کیفیت برطرف کردن آن‌هاست و نیز از آنجا که شیطان را یکی از موانع مهم در راه نیل به کمال نهایی خود می‌داند، همیشه سعی دارد تا این موجود پلید را به خوبی شناخته، راه‌های مبارزه با او را نیز بشناسد. از این رو در هر جا سخن از شیطان بوده، سۆالات متعددی نیز درباره او مطرح شده است. در این مجال به برخی از این سۆالات پاسخ داده می‌شود.

 

معنای لغوی شیطان

شیطان از ماده «شطن» مأخوذ است، بر وزن «فیعال»، به معنای دور از حق، بعید از رحمت خداوند، هلاک شده، بدخوی، سخت‌دل، سرکش نافرمان است. بدین معنا که شیطان موجودی است که از رحمت و لطف خداوندی دور و متباعد است.

 

شناخت ویژگی‌های شیطان

قرآن کریم برای شناخت این موجود شریر او را با صفاتی چون «رجیم»، «مرید»، «وسوسه‌گر»، «عدو»، «مضل» و «خناس» توصیف نموده است.

«رجیم»: بر وزن «فعیل» به معنای «رجم شده و مطرود» است. منظور از شیطان رجیم، موجودی است که از درگاه الهی دور و مطرود است.

«مرید»: واژه مرید در اصل به معنای سرزمین بلندی است که خالی از هرگونه گیاه باشد. منظور از «مرید» کسی است که از هرگونه خیر و سعادت دور بوده، شخص سرکش، متمرد و ظالم است. این صفت در شیطان همیشگی و مستمر است.

«وسوسه‌گر»: وسوسه به معنای صدایی آراسته ، نجوایی آهسته است. همچنین به معنای خطور افکار زشت درون است و در اصل به معنای صدای زیورآلات زنان و صدای آهسته می‌باشد.

شیطان وسوسه‌های زیادی دارد به گونه‌ای که اگر مقابل یکی از آن‌ها دلیلی بیاوری از دری دیگر وارد می‌شود و وسوسه‌ای تازه مطرح می‌کند و انسان هرگز نمی‌تواند از وسوسه‌های او در امان بماند مگر اینکه به درگاه الهی پناه برد و به قدرت و نیروی او چنگ زند.

«دشمن»: از ویژگی‌های بارز شیطان دشمنی با آدم (علیه السلام) و فرزندان اوست. قرآن کریم بارها او را با لفظ «عدو مبین» معرفی کرده و تأکید دارد که او را دشمن خود بدانیم.

بر اساس آیات قرآن نیز «مخلَصین» در شمار گروهی هستند که شیطان قدرت فریب آنان را ندارد و بزرگ‌ترین دشمن او به حساب می‌آیند: «قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ*إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصین‏». گفت: پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت*مگر بندگان خالص تو از میان آنان را»

دوستان شیطان

«یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُۆْمِنُونَ» ؛ «اى فرزندان آدم، زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند، و لباسشان را از ایشان بركَند، تا عورتهایشان را بر آنان نمایان كند. در حقیقت، او و قبیله‏اش، شما را از آنجا كه آنها را نمى‏بینید، مى‏بینند. ما شیاطین را دوستان كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند.» (اعراف/27)

در این آیه شریفه خداوند فرزندان آدم را مخاطب قرار می‌دهد و آن‌ها را از شر شیطان برحذر می‌دارد و خاطرنشان می‌کند که فرزندان آدم باید از سرگذشت پدر خود، آدم (علیه السلام)، عبرت گیرند و فریب شیطان را نخورند.

پس از این بیان مطلبی را عنوان می‌کند که موجب هوشیاری و احتیاط بیش‌تر انسان گردد و آن اینکه شیطان و گروه او، شما را می‌بیند از جایی که شما آن‌ها نمی‌بینید.

شیطان دشمنی خطرناک است؛ انسان او را نمی‌بیند ولی او انسان را می‌بیند و با تمام قدرت وسوسه می‌کند و فریب می‌دهد. معلوم است که مقابله با چنین دشمنی دشوار است و مراقبت و هوشیاری بسیاری می‌طلبد.

شیطان

در پایان آیه از رابطه نزدیک میان شیطان و کافران خبر می‌دهد و اینکه خداوند، شیاطین را دوستان کسانی قرار داده که ایمان نیاورده‌اند.

کافران و مجرمان، دوستان شیاطین هستند چون از آن‌ها پیروی می‌کنند و به حرف آن‌ها گوش می‌دهند و از راه خدا بازایستاده‌اند.

پس از این بیان، در چند آیه بعد، مردم را به دو گروه تقسیم می‌کند: گروهی که هدایت یافته‌اند و گروهی که سزاوار گمراهی هستند و گمراهان را دوستان شیطان معرفی می‌کند: فَرِیقًا هَدَى وَفَرِیقًا حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلاَلَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ اللّهِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ؛ [در حالى كه‏] گروهى را هدایت نموده، و گروهى گمراهى بر آنان ثابت شده است، زیرا آنان شیاطین را به جاى خدا، دوستان [خود] گرفته‏اند و مى‏پندارند كه راه‏یافتگانند.»(اعراف/30)

اگر کسی با وجود سابقه فطرت و دعوت پیامبران، راه شیطان را انتخاب نمود، سزاوار گمراهی و بدبختی است و باید هلاک شود؛ زیرا او برخلاف روح هستی و نظام آفرینش و برخلاف فطرت عمل کرده و باطل را بر حق ترجیح داده است.

جالب اینکه افراد گمراه، خود را هدایت‌یافته می‌شمارند. البته این قاعده‌ای کلی است که پیروان ادیان باطل و گمراهان، آنچنان در باطل خود ذوب شده‌اند که خود را هدایت‌شده و برحق می‌دانند و این بدترین حالت برای یک انسان است که گمراه باشد ولی خود را در راه راست بداند و دست به کار زشت زند و گمان کند که کار خوب انجام داده است:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا »؛ «بگو: «آیا شما را از زیانكارترین مردم آگاه گردانم؟» * [آنان‏] كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند.»(کهف/103 و 104)

 

دشمنان شیطان

در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد شده است که حضرت از شیطان پرسیدند که دشمنانت کیانند؟ بعد از ذکر نام پیامبر (صلی الله علیه و آله) از عالم عامل، حامل قرآن، مۆذن، دوستان فقرا و ایتام، شخص مهربان، ناصح، دائم الوضو، بخشنده، خوش خلق، پاکدامن، جوان عابد، پادشاه عادل و دعاکننده به خیر و نیکی به عنوان دشمنان خود نام می‌برد.

بر اساس آیات قرآن نیز «مخلَصین» در شمار گروهی هستند که شیطان قدرت فریب آنان را ندارد و بزرگ‌ترین دشمن او به حساب می‌آیند: «قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ

* إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ؛

گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت * مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.» (حجر/39 و 40)

 

ویژگی‌های فریب و نفوذ شیطان

فریب و نفوذ شیطان دارای پیچیدگی و طراحی‌های عجیب است و در آیات قرآن به چگونگی آن‌ها اشاره شده است:

گام به گام بودن: شیطان به صورت تدریجی و گام به گام انسان را فریب می‌دهد و از همین رو در قرآن تأکید شده که از گام‌های شیطان پیروی نکنید:

«وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ »؛ «اى مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاكیزه را بخورید، و از گامهاى شیطان پیروى مكنید كه او دشمن آشكار شماست.»(بقره/168)

«دشمن»: از ویژگی‌های بارز شیطان دشمنی با آدم (علیه السلام) و فرزندان اوست. قرآن کریم بارها او را با لفظ «عدو مبین» معرفی کرده و تأکید دارد که او را دشمن خود بدانیم

نرم‌افزاری بودن: فریب‌های شیطان اغلب از طریق تصرف در ادراکات، احساسات و تفکر ماست. او هیچ‌گاه نمی‌تواند دست، پا و دیگر اعضای بدن ما را مهار کند و یا دست شخصی را از انجام کار خیر به صورت فیزیکی بگیرد و یا او را به طرف کالا و اجناس در خانه یا بازار ببرد و مجبور به دزدی و یا گرفتن رشوه نماید.

همه‌جانبه بودن: تهاجم شیطان بر انسان همه‌جانبه است و او به طور دائم در اطراف انسان گردش می‌کند تا شاید روزنه نفودی بیابد. انسان باید از جنبه‌های مختلف خود را مواظبت نماید چرا که شیطان با تأکید گفته است:

«ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ »؛ «آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیشترشان را شكرگزار نخواهى یافت.»(اعراف/17)

 


- نظرات (0)

آثار پیروی از شیطان

شیطان پیروی

پیروی از هر فرد و جامعه و گروهی كه انسان را از مسیر اصلی و تكاملی فردی و جمعی باز می‌دارد، به عنوان شیطان معرفی شده است.

ابلیس نیز به عنوان نماد كامل دشمنی كه در مسیر تكاملی فرد و جامعه قرار دارد، معرفی شده تا انسان با شناخت درست از دوست و دشمن در مسیر خویش ، ره به گمراهی نبرد.

شیطان می‌كوشد تا از رشد معنوی انسان جلوگیری كند(1) و جامعه انسانی را به تباهی و فساد بكشاند.(2) برای دست‌یابی به این هدف نیز می‌كوشد تا با تزیین (3) و گناه و نابهنجاری اخلاقی و اجتماعی،(4) شبهه‌افكنی(5) و ایجاد انجمن‌های سری توطئه(6) مردم را به سوی اطاعت خود به عنوان كسی كه خواهان خیر و صلاح آن‌هاست، دعوت كند.

هر فرد و جامعه‌ای كه اطاعت شیطان‌های انسانی و جنی را اختیار كند، گرفتار اموری می‌شود كه شناسایی آن، می‌تواند گامی مهم برای شناسایی دوست و دشمن باشد؛ به این معنا كه شیطان، دشمنی است كه خود را به عنوان دوست معرفی می‌كند و امور باطل و نابهنجار را به عنوان كارهای نیك و پسندیده و مفید جلوه می‌دهد. پیروی از شیطان و همراه شدن با او آثار دنیوی و اخروی متعددی برای آدمی به دنبال دارد که در نتیجه آن نه تنها زندگی این دنیایی انسان، بلکه زندگی اخروی او را نیز دچار خسران عظیمی می‌کند.

 

عذاب الهی

«یَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّیْطَانَ إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِیًّا * یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیًّا»؛ «اى پدر من، شیطان را (با اطاعت از او) پرستش مكن، زیرا شیطان، خداى رحمان را همواره نافرمان است * اى پدر من، همانا بیم دارم كه تو را عذابى از جانب خداى رحمان رسد و در نتیجه دوست و یاور شیطان شوى (در دنیا مورد لعن و در آخرت قرین آتش او گردى)».(7)

در این آیه شریفه حضرت ابراهیم(علیه السلام) عمویش را به پیروی از توحید دعوت کرده و وقتی از او جواب مصیبت نمی‌شنود، به آثار این کار اشاره می‌کند و می‌فرماید: « اگر مرا متابعت نکنی و توحید الهی را نپذیری و مشغول پرستش بت‌ها شوی، آثار شوم و بدی متوجه تو می‌شود که تو را به مسیر معصیت و غضب خدا می‌کشاند».

مراد از عبادت شیطان در این آیه، پرستش او نیست؛ بلکه اطاعت نمودن اوامر و وسوسه‌های اوست.(8)

شیطان با دو عامل آن‌ها را به ارتداد می‌کشاند: اعمال ناشایست را در دیدگاهشان زیبا جلوه می‌دهد؛ آن‌ها را به آرزوهای طولانی مشغول می‌کند تا به خیال رسیدن به این آرزوها با اعارض از دین حق، به مخالفان آنان بپیوندند. در حقیقت نه به آرزوی خود می‌رسند و نه آخرت خویش را حفظ می‌کنند و مصداق خسرالدنیا و الاخره می‌شوند

سوق به فحشاء

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یُزَكِّی مَن یَشَاء وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، پیروى از گام‏هاى شیطان نكنید و هر كس از گام‏هاى شیطان پیروى كند مسلّما او دستور كار زشت و ناپسند مى‏دهد. و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هیچ یك از شما هرگز (از فساد عقاید و اخلاق و عمل) پاك نمى‏شد، و لكن خداست كه هر كس را بخواهد (در مراحل كمالات) پاك مى‏كند و خداوند شنوا و داناست.»(9)

نفوذ افکار شیطانی به صورت اندک و تدریجی شروع می‌شود و بدون اکتفا به همان مقدار و یا عدم پیشگیری از همان ابتدای وسوسه‌هایش کار به جاهای باریک و خطرناک کشیده می‌شود. وسوسه‌های شیطان مرحله به مرحله، گام به گام و تدریجی است. او هرگز به انسان پاکدامن را یکباره به آغوش فساد نمی‌کشاند؛ بلکه او را قدم به قدم به سمت آلودگی و گناه و فحشا می‌کشاند ؛

در آغاز معاشرت و دوستی با آلودگان است.

سپس شرکت در مجالس آن‌هاست. آنگاه فکر گناه است. سپس ارتکاب مصادیق مشکوک و شبهه‌ناک است و در نهایت انجام گناه یا شروع به معصیت کوچک است؛ هر چند در گام‌های بعدی گرفتار بدترین گناهان کبیره می‌شود و هیچ باکی ندارد.(10)

رهبر فاسد، پیروانش را هم به فساد می‌کشاند؛ از این رو قرآن به مۆمنان هشدار می‌دهد که از شیطان پیروی نکنید؛ چرا که او شما را جز به فحشا و منکر دعوت نمی‌کند.

گناه
نابودی

«وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَد تَّبَیَّنَ لَكُم مِّن مَّسَاكِنِهِمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِینَ»؛ «و قوم عاد و ثمود را نیز (هلاك نمودیم) و از مسكن‏هاى (ویران شده) آنها (سرنوشت بدشان) براى شما روشن شد، و شیطان عمل‏هاى (زشت) آنان را در نظرشان آراست پس آنها را از راه (خدا) بازداشت در حالى كه پیشتر اهل بصیرت (به توحید و دین) بودند».(11)

این آیه شریفه که درباره قوم عادو ثمود سخن می‌گوید، پایان کار آنان و علت آن را ذکر می‌‌کند که به خاطر لجاجت، شیطان کارهای ناروا و عقاید نادرست را در نظرشان زیبا جلوه داد و در نتیجه آنان از راه حق و پرستش خدا بازداشت؛ در حالی که چشم بینا و عقل و خرد داشتند و پیامبران الهی نیز راه حق را به آنان نشان داده بودند.

 

عدم تسلیم در برابر حق

«إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ»؛ «همانا كسانى (از اهل كتاب) كه پس از آنكه راه هدایت بر آنها روشن شده به پشت سر خود برگشته‏اند (در عقاید سابق خود مانده‏اند) شیطان ( باطل‏ها و گناهان را) در نظر آنها آراسته نموده و در آرزوهاى دور و درازشان افكنده است».(12)

گاهی وسوسه‌های شیطانی چنان مۆثر واقع می‌شود که شخص بعد از دیدن و ایمان به حق، از حق روی می‌گرداند و مرتد می‌شود.

شیطان با دو عامل آن‌ها را به ارتداد می‌کشاند: اعمال ناشایست را در دیدگاهشان زیبا جلوه می‌دهد؛ آن‌ها را به آرزوهای طولانی مشغول می‌کند تا به خیال رسیدن به این آرزوها با اعارض از دین حق، به مخالفان آنان بپیوندند. در حقیقت نه به آروزی خود می‌رسند و نه آخرت خویش را حفظ می‌کنند و مصداق خسرالدنیا و الاخره می‌شوند.

 

کفر

«كَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنكَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ»؛ «(و مثل منافقان) مثل شیطان است كه به انسان گفت: كافر شو و چون كافر شد، گفت: همانا من از تو بیزارم، همانا من از خدایى كه پروردگار جهانیان است مى‏ترسم».(13)

 از جمله کارهای بسیار مهم و در عین حال شیرین و جذاب قرآن، تشبیه نمودن کاری به کاری یا شخصی به شخص دیگر است که با روشنی اصل جریان، مطلب را در اذهان جا می‌اندازد. همه افراد در غالب این تشبیه کردن‌ها و مثل زدن‌ها حقیقت را درک می‌کنند.

بازگشت از توحید به شرک همانند این است که انسان به واسطه وسوسه‌های شیطان از شاهراه سعادت فاصله بگیرد و در بیابان حیرت سرگردان شود. گاهی وسوسه‌های شیطان آن چنان در پیروانش اثر می‌گذارد که در عین وجود راه‌نمایان حقیقت مانند انبیا گویا به هیچ وجه این گونه افراد دلسوز را نمی‌بینند و حرف‌های آنان را نمی‌شنوند

در این آیه کار منافقان و اهداف آنان را نسبت به دوستان خود این‌گونه به کار شیطان نسبت به فریب خوردگان خودش تشبیه می‌کند: مثل کارهای منافقان همانند اعمال شیطان است. آنان بسان شیطان به دوستان خود وعده‌های دروغین می‌دهند که اگر فلان کار را بکنید با یاری ما به نتیجه می‌رسید، اما در مواقع حساس که نیاز واقعی به یاری آن‌ها دارند، آنان اعلام می‌دارند شما از ما نیستید و ما از شما بیزاریم.

 

سرگردانی

«قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُنَا وَلاَ یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ»؛ «بگو: آیا جز خداوند چیزى را بخوانیم (بپرستیم) كه نه سودى به ما مى‏دهد و نه زیانى مى‏رساند، و پس از آنكه خدا ما را هدایت نمود (به دوران جاهلیت) عقبگرد كنیم؟! همانند كسى كه شیطانها (ى جنّى) او را در روى زمین سرگردان كرده‏اند، در حالى كه او را یارانى است كه به سوى هدایتش مى‏خوانند كه بیا به سوى ما (ولى او از شدت تحیّر نمى‏پذیرد) بگو: بى‏تردید هدایت خدا همان هدایت (واقعى) است و ما مأموریم كه تسلیم پروردگار جهانیان باشیم».(14)

بازگشت از توحید به شرک همانند این است که انسان به واسطه وسوسه‌های شیطان از شاهراه سعادت فاصله بگیرد و در بیابان حیرت سرگردان شود.

گاهی وسوسه‌های شیطان آن چنان در پیروانش اثر می‌گذارد که در عین وجود راه‌نمایان حقیقت مانند انبیاء ، گویا به هیچ وجه این گونه افراد دلسوز را نمی‌بینند و حرف‌های آنان را نمی‌شنوند.

 

 

پی‌نوشت ها:

1.     آل‌عمران: 36 و 37

2.     یوسف: 100 و بقره: 208

3.     انعام: 111و 112

4.     آل‌عمران: 155

5.     زخرف: 61و 62

6.     مجادله: 10

7.     مریم: 44 و 45

8.     المیزان، ج 14، ص 16

9.     نور: 21

10.   نمونه، ج 14، ص 412

11.   عنکبوت: 38

12.   محمد: 25

13.   حشر: 16

14.  انعام: 71



- نظرات (0)

شیعه واقعی

امام صادق علیه السلام :

كَذِبَ‏ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شيعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا.

امام صادق علیه السلام فرمود :دروغ مى ‏گويد

كسى كه گمان مى‏ كند شيعه‏ ما است،

ولى به ريسمان غير ما، چنگ زده است.


- نظرات (0)

ناامیدی و امید احمقانه به خدا؛ راه‌هایی برای نفوذ شیطان

ناامیدی


از آنجا که قرآن برای همه زمانها و همه مردم نازل شده است، به همه حالتهای اساسی انسانی توجه کرده است. حالت یأس و ناامیدی یکی از این حالات است که درباره آن باید از قرآن درس بگیریم .در اینجا می‌خواهیم آن را به عنوان یکی از راه‌های نفوذ شیطان معرفی کنیم. در ادامه می‌خوانیم که نقطه مقابل آن یعنی امید کاذب هم راه دیگری از شیطان برای نفوذ در انسانهاست.


 

در آن هنگام که پیری به سراغ ابراهیم علیه السلام آمده بود و همسرش هم نازا بود، فرشتگان خدا به او مژده پسری بردبار را به او دادند. او بعد از کمی صحبت با فرشتگان گفت:قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ(حجر، 56) گفت: «چه كسى- جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نومید مى‏شود؟»

با این جمله، ابراهیم علیه السلام به خدا گفت که من از رحمت تو هیچ گاه مأیوس نیستم ، هرچند درباره اموری باشد که خیلی احتمالش کم است.

ضالون و ضالین از یک ریشه هستند که معنای آن برای همه ما روشن است زیرا روزانه ده بار در نمازهای خود می گوییم: غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ؛ همواره از راه گمراهان به خدا پناه می‌بریم.

با کنار گذاشتن این آیه و جمله‌ای که ابراهیم علیه السلام فرمود، روشن می‌شود که هر کس که جزو ضالین نباشد ، حتماً به رحمت خدا امید دارد؛ بنابراین ما روزانه در نمازهای خود به خدا اعلام می‌کنیم که به رحمت خدا امید داریم و هرگز از آن قطع امید نکرده‌ایم.

با این حال، رفتار عمومی انسانها به گونه دیگری است. خدا در قرآن به ما گوشزد کرده است که عموم انسانها مراقب حالت امید خود نیستند. به سبب ظاهربینی گاه به رحمت خدا امیدوارند و گاه ناامید:

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَئُوسٌ كَفُورٌ (هود، 9)

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از وى سلب كنیم، قطعاً نومید و ناسپاس خواهد بود.

از اینجا می‌فهمیم که یأس جزو حالات احساسی شایع در میان انسانهاست و بنابراین لازم است درباره آن هرچه بیشتر بدانیم.

اگر بخواهیم در قرآن کریم به دنبال معادل معنایی ناامیدی باشیم، به دو کلمه "یأس" و "قنوط " بر می‌خوریم.

در قرآن می‌خوانیم که انسان همواره از خدا خیر را می‌خواهد و اگر شری به او برسد ناامید می‌شود: لَا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَۆُوسٌ قَنُوطٌ (فصلت، 49)

همانگونه که ناامیدی خطرناک است،‌ امید داشتن بی‌مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرن نام این حالت را "مکر خدا" گذاشته است یعنی عده‌ای از مردم در خوش‌خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالیکه ایمان و اعمال نها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند

در عین اینکه مأیوس بودن از رحمت خدا جزو صفات عمومی انسانهاست، خدا آن را برای بندگان خود حتی بندگان گنهکار خود نمی‌پسندد.

خدا به گنهکارترین افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعی کنند، توبه‌شان را می‌آمرزد به آن حد که هیچ گناهی برایشان باقی نماند.(إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا)

از اینجا واضح می‌شود که امیدوار بودن به رحمت خدا از نشانه‌های ایمان است و همانطور که قبلاً گفتیم تنها گمراهان هستند که از رحمت خدا مأیوس هستند.

از طرف دیگر می‌دانیم که شیطان برای گمراه کردن ما از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌کند. یکی از حربه‌های او همان است که ما را از رحمت خدای مهربانمان ناامید کند. پس از آن دیگر هر کاری از ما ممکن است سر بزند. این در حالی است که اولیای دین هرگز مردم را از رحمت خدا مأیوس نمی‌کرده‌اند حتی برای کسانی که گناهان بزرگی انجام داده باشند.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره گناهان بزرگ به این مضمون نقل شده است که در صورتی که گناهکاری توبه کند و دیگر به سوی گناه باز نگردد و خدا هم از قلبش بشناسد که او دیگر به سوی گناه بر نمی‌گردد، توبه‌اش را قبول می فرماید و گناهش را عفو می کند.(مستدرک الوسائل، ج 12،‌ص131)

علاوه بر اینها که گفتیم، ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند.(کافی، ج1، ص20)

توبه
حمله شیطان از پشت سر

خلاصه آنچه تاکنون گفتیم آن بود که هیچ گاه در رحمت الهی را بر روی خود بسته نبینیم تا شیطان نتواند از راه ناامیدی بر ما نفوذ کند؛ اما شیطان دشمنی کهنه کار است. دشمن بودن او را خدا به ما گوشزد کرده تا از خود در مقابلش مراقبت کنیم.

اگر در صحنه جنگ، دشمنی نتواند از پیش رو نتواند حمله کند، همواره گوشه نظری هم به عقب دارد، ‌شاید بتوانند از پشت بر حریف خود شبیخون بزند. همین مسأله درباره شیطان هم صادق است.

اگر از راه یأس نتواند بر بندگان خدا نفوذ کند، به دنبال نقطه مقابل آن یعنی امید می‌رود؛ شاید از راه امید افراطی بتواند به هدف خود برسد.

منظور ما کسانی هستند که بدون اعمال شایسته، خود را مستحق رحمت خدا می‌دانند. در مقابل، خدا با آنها مکر می‌کند و با آنها به گونه‌ای رفتار می‌کند که خیال ‌کنند مورد رحمت خاص الهی هستند.

امکانات مادی و حالت های خوش روانیشان را نشانه‌ لطف ویژه خدا می‌گیرند؛ اما همه اینها برای این است که به شکل خطرناکی تحت قانون فریب الهی قرار گرفته‌اند و سرانجامشان بسیار وخیم خواهد بود.

ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند

به عبارت دیگر همانگونه که ناامیدی خطرناک است،‌ امید داشتن بی‌مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرآن نام این حالت را  "مکر خدا" گذاشته است .

به عبارتی عده‌ای از مردم در خوش‌ خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالی که ایمان و اعمال آنها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرآن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند.

به عبارت دیگر آنها که سرمایه‌های حقیقی خود را می‌بازند همانها هستند که نسبت به مکر خدا احساس امنیت می‌کنند؛ غافل از اینکه مشمول مکر خدا هستند. بعدها متوجه می‌شوند که سرمایه‌های خود را در ازای دریافت هیچ بهایی از دست داده‌اند.

 

دین شناسان واقعی را بشناسیم

از اینجا معلوم می‌شود که راه درست زندگی نه آن است که دچار ناامیدی از رحمت خدا شویم و نه آنکه امیدمان به خدا از نوع امیدهای کاذب باشد. ماندن در حالت میانه همانی است که مورد رضایت خداست.

راه مبلغان دین هم در اینجا باریک و ظریف است. دین شناسان واقعی کسانی هستند که مراقبند با گفتار خود مردم را در همین حالت میانه نگهدارند.

این نوشته را با کلامی از امیرالمومنین در معرفی دین شناسان به انتها می‌رسانیم:

دین شناس واقعی کسی است که مردم را از رحمت خدا و قدرت خدا ناامید نکند و نیز به آنان درباره مکر خدا احساس امنیت کاذب نبخشد.

الْفَقِیهُ كُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ (نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، شماره 90)



- نظرات (0)

چهره دیگر دنیا؛ امان از دست شیطان

آرمگدون-اتش-شیطان


شیطان با سرگرم كردن انسان به زرق و برق های فریبنده دنیا، آدمی را از یاد حق باز می‏دارد. به همین دلیل خداوند، رسولش را از این ترفند شیطان باخبر ساخته و به او می فرماید : وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَأَبْقَى (سوره طه، آیه131) و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان كه‏] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.


 

شیطان و چهره دیگر دنیا

دنیا دو چهره زشت و زیبا دارد. اگر كسی دنیا را به چشم ابزار و وسیله بنگرد، دنیا بیدارش می‏كند؛ ولی اگر به دنیا چشم بدوزد و آن را هدف بداند، وی را كور می‏سازد. دنیا خود، دو روی زشت و زیبای خود را نشان می دهد. ولی وسوسه‏های شیطان، انسان را تحریك می‏كند تا او بُعد اندوه بار دنیا را ندیده و تنها چهره نشاط آورش را ‏ببیند و فریب بخورد.

 

دو چهره زیبا و زشت دنیا

دنیا پرده از دو روی زیبا و زشتش بر می دارد. اگر باغ و بوستان و قصرها را نشان می‏دهد، بیمارستان و مرگ و گورستان را نیز نشان می‏دهد. اگر جوانی و فربهی و تنومندی و خوشحالی را ارایه می‏كند، فرتوتی و سالمندی و نگرانی را نیز ارایه می‏دهد، هم نشانه‏های نشاط را می‏نمایاند و هم علامت‏های اندوه‏ را.

دنیا وعید می‏دهد و به آن عمل می‏كند. زنگ خطر می‏زند كه چهل سالگی پایان لذایذ است، اگر هم آینده خوبی باشد، تازه مانند گذشته است.

دنیا تهدید می‏كند كه همراه با بالارفتن سن همه نِعَم الهی را از تو باز پس می‏گیرم، دیدی كه گرفته شد؟! می‏گوید كه تمام توان‏ها به ناتوانی، تمام تذكرها به فراموشی، تمام شهرت‏ها به خاموشی و انزوا ختم می‏شود، دیدی كه شد؟!

 

امان از دست شیطان

یکی از ترفندهای شیطان برای فریب انسان ها، بد را خوب جلوه دادن است. شیطان از ما می خواهد تا فقط روی زیبای دنیا را ببینیم.

او دوست دارد که دنیا هدف ، فکر و ذکرمان باشد. شیطان با سرگرم كردن انسان به زرق و برق های فریبنده دنیا، آدمی را از یاد حق باز می‏دارد. به همین دلیل خداوند، رسولش را از این ترفند شیطان باخبر ساخته و به او می فرماید: وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَأَبْقَى (سوره طه، آیه131) و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان كه‏] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.

 

دین‌دار واقعی، کسی است که قیامت را باور داشته و در عمل هم تابع دستورات دین باشد. چنین کسی هیچ وقت فریب شیطان را نمی خورد و مغرور نمی‌شود. زیرا او هر کاری که انجام می دهد؛ خداوند متعال را حاضر و ناظر اعمالش می بیند

ابزارهای فریب شیطان

شیطان به صورت های زیر ما را فریفته صورت به ظاهر زیبای دنیا می سازد:

1.آرزوهای طول و دراز

اندیشه و خیال، مهمترین شیوه تسلّط شیطان بر انسان است. شیطان خیالاتی را برای انسان مطرح می‏كند و چیزهایی را، در نظر انسان زینت می‏دهد كه زینت زمین است: (... لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ ... (سوره حجر، آیه 39): من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم .) نه زیور قلب و جان انسان.

زینت جان انسان، ایمان به خدای سبحان است: (... وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِكُمْ ... (سوره حجرات، آیه 7): لیكن خدا ایمان را براى شما دوست‏داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست .) نه خانه و باغ و امكاناتی كه زینت زمین محسوب می‏شود.

(إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا (سوره کهف، آیه 7): در حقیقت، ما آنچه را كه بر زمین است، زیورى براى آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم كه كدام یك از ایشان نیكوكارترند.)

اگر كسی خانه خوبی ساخت؛ زمین را مزیّن كرده است؛ نه خود را. شیطان از طریق آرزوهای طول و دراز، زینت های زمین را زینت انسان وانمود می کند.

غرور

2.غرور

قرآن، زندگى دنیا را عامل غرور و فریب مى داند و به انسان هشدار مى دهد تا متاع و زرق و برق هاى فریبنده این جهان او را مغرور نسازد. از این رو فرمود: ... وَلَا یَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (سوره لقمان، آیه 33): زنهار تا این زندگى دنیا شما را نفریبد، و زنهار تا شیطان شما را مغرور نسازد.

از سوی دیگر شیطان، انسان را به عفو و رحمت الهى مغرور مى كند و با دادن امید توبه و رحمت خداوند، راه گناه را به روی آدمی می گشاید.

برخی از فریب های شیطانی از این قرارند:

شیعه که جهنم نمی رود:

این سخن درست است. اما شیعه واقعی کیست؟

عمر‌بن حنظله نقل می‌کند:‌ لَیْسَ مِنْ شیعتنا مَنْ قَالَ بِلِسَانِهِ وَ خَالَفَنَا فِی أعْمَالِنَا وَ آثَارِنَا؛ کسی که با زبان بگوید من شیعه‌ام، ولی در عمل با ما مخالفت نماید، شیعه ما نیست.» مثلاً‌ کسی که با زبان می‌گوید من شیعه‌ هستم، ولی وقتی رفتارش را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم از شیعه بودن خبر نمی‌دهد، یعنی عملش مثل عمل ائمه نیست، شیعه نیست. «وَ لَکِنْ شِیعَتُنَا مَنْ وَافَقَنَا بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ اتَّبَعَ آثَارَنَا وَ عَمِلَ بِأعْمَالِنَا أولَئِکَ شِیعَتَنَا؛ شیعه ما کسی است که هم لفظاً، هم قلباً و هم عملاً موافق با ما بوده و از دستورات ما اطاعت نماید

 

در قیامت شفاعت می‌شویم:

یکی دیگر از راه‌های فریب شیطان که در صحبت‌های عده‌ای هم دیده می‌شود، این است که اگر من از دنیا بروم، در آخرت شفاعت شامل حالم می‌شود. اما نمی دانند که پیغمبران شفاعت نمی‌کنند، مگر برای کسی که خدا از او راضی باشد.

یکی دیگر از راه‌های فریب شیطان که در صحبت‌های عده‌ای هم دیده می‌شود، این است که اگر من از دنیا بروم، در آخرت شفاعت شامل حالم می‌شود. اما نمی دانند که پیغمبران شفاعت نمی‌کنند، مگر برای کسی که خدا از او راضی باشد

ابن‌خالد می‌گوید:‌ به امام هشتم(علیه السلام) عرض کردم: قُلْتُ لِلرِّضَا عَلَیهِ‌السَّلامُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! فَمَا مَعْنَی قَوْلِ اللَّه عَزَّوَجَلَّ وَ لَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی؛ ای پسر پیغمبر! این آیه یعنی چه؟ وَ لَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی، حضرت فرمود: «قَالَ لَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی اللهُ دیِنَهُ؛ انبیا در روز قیامت جز کسی را که خدا از دینش راضی است، شفاعت نمی‌کنند.

دین‌دار واقعی، کسی است که قیامت را باور داشته و در عمل هم تابع دستورات دین باشد. چنین کسی هیچ وقت فریب شیطان را نمی خورد و مغرور نمی‌شود. زیرا او هر کاری که انجام می دهد؛ خداوند متعال را حاضر و ناظر اعمالش می بیند.

 

برای شناختن دنیا، صفحه دیگرش را نیز ورقی بزن

قرآن كریم صحنه گفتگوى فریب خوردگان شیطان با مۆمنان را در قیامت این گونه به تصویر مى كشد: (

وْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ) (یُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِیُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ) (سوره حدید، آیات 13 و 14)

آن روز، مردان و زنان منافق به كسانى كه ایمان آورده‏اند مى‏گویند: «ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندكى‏] برگیریم.» گفته مى‏شود: «بازپس برگردید و نورى درخواست كنید.» آن گاه میان آنها دیوارى زده مى‏شود كه آن را دروازه‏اى است: باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد.

[دو رویان،] آنان را ندا درمى‏دهند: «آیا ما با شما نبودیم؟» مى‏گویند: «چرا، ولى شما خودتان را در بلا افكندید و امروز و فردا كردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غرّه كرد تا فرمان خدا آمد و [شیطانِ‏] مغروركننده، شما را درباره خدا بفریفت.

بار الها، شیطان از همه سو مرا در بر گرفته و فکر و ذکر مرا از یاد تو خالی کرده است. من آمده ام. سرافکنده ونالان، با کوله باری از گناه؛ مرا از شرّ او نجات بده. بحقّ محمّدٍ و آله الطّاهرین صلوات الله علیهم اجمعین. اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّد و عجّل فی فرج مولانا صاحب الزّمان.



- نظرات (0)