سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

برای پولدار شدن اقدام کنید

پولدار شدن

نکته ای که خالی از لطف نیست این جا بگویم آن است که مخالف علم و شنیدن حرف خوب و درست از دیگران حتی دشمن خودمان هم نیستیم چنانچه در آموزه های ما این را به ما یاد داده اند که حرف درست را از هرکسی می گیوید بپذیر ... ببین چه چیزی می گیوند و نگاه نکن چه کسی دارد می گوید و... ولی گاهی اوقات ما مسلمانان به عبارتی لقمه را در دهانمان می چرخانیم و چشممان به دستان غریبگان موفقی است که وقتی سخنان آن ها را بررسی می کنیم می بینیم که همان حرف هایی را می زنند که دین اسلام و کتاب قرآن کریم هزاران سال پیش برای ما آورده است.

یکی از نویسندگان غربی که در این عرصه وارد شده و با زبانی تقریبا نوین حرف هایی برای پولدار شدن و توانگری در این عرصه بیان می کند و مخاطبین جوانی برای خود به همراه داشته خانم کاترین پاندر است.

وی می گوید: چند دهه پیش یک منشی بیوه و بدبخت بودم که یک بچه هم روی دستش مانده بود و باید از راه کار کردن سخت خرج خود و بچه اش را در می آورد. از آن جا بود که به فکر افتادم که شیوه توانگر شدن را بیاموزم. نخست از طریق منشی گری و سپس از طریق کشیشی غیر فرقه ای توانستم به سوی توانگری قدمی بردارم. (چشم دل بگشا، کاترین پاندر، مقدمه ص 7)

وی در سال 1958 در کلیسای بیرمینگهام در ایالات متحده مشغول تعلیم و تدریس شد. حاصل این کلاس ها یک جزوه شد که جهت راهنمایی کسانی که در کسب و کار و تجارت بودند، به رشته تحریر در امد و به عنوان اولین کتابش به نام قانون توانگری به چاپ رسید. (همان ص 8)

وی چنان در تشویق دیگران به پولدار شدن و رفاه داشتن مشهور شده است که موضوع سخنرانی های وی به «باریدن طلا» تغییر نام یافت.

بر آن شده ایم که قسمتی از صحبت های این بانوی مسیحی را با نکات ناب اسلامی خود تطبیق دهیم تا همگان متوجه شویم که ما هر آنچه برای سعادت و موفقیت نیاز داریم را در دست داریم و انقدر در جستجوی آن ها در دستان ادیان و کشورهای دیگر نباشیم.

باید توانگر باشید!

او می گوید: خداوند ما را توانگر می خواهد! زیرا ما خلیفه ی خدا هستیم و توانگری میراث الهی ماست! در كتاب مقدس این وعده ی الهی آمده كه : "همه چیز از آن شماست!"

برای اینکه بتوانید از زندگی خود حداکثر رضایتمندی را داشته باشید، این قانون طلایی را در زندگی خود عملی کنید؛ چرا که در جامعه ای که زندگی می‌کنیم بعضی از افراد که درآمد خوبی دارند و در ظاهر زندگی رو به راهی دارند وقتی صحبت ‌های آن‌ ها را گوش می ‌کنی فکر می ‌کنید جزء طبقه فقیر جامعه هستند این قدر از وضع اقتصادی زندگی خود ناله و شکایت می ‌کنند که ناخودآگاه به فکرت می‌ رسد که اگر بتوانی مقداری به آن ‌ها کمک کنی

بله خداوند انسان را جانشین خود قرار داده ؛ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ... (بقره، 30) و همه عالم را برای این خلیفه خود مسخّر کرده است: «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»؛[جاثیه، 13] او آنچه در آسمان‌ ها و آنچه در زمین است، همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته، در این نشانه‌‏ هایى است براى کسانى که اندیشه می ‌کنند.

و این مسخر شدن عالم برای انسان یک دنیا حرف برای او دارد که قدر خودش را بداند، همه عالم در خدمت او هستند ... از آن ها در راستای رشد و توانگری استفاده کند.

توانگری را از زندگی معنویتان جدا نكنید!

او می گوید: كتاب مقدس، سراسر، سرشار از قوانین توانگری است! فراموش نكنیم كه زندگی معنوی ما از توانگری جدا نیست!

قرآن کریم قبل از صحبت های این بانوی مسیحی در هزاران سال پیش در باب ارتباط معنویت و افزایش روزی و برکت برای ما سخن گفته است:

... وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ... وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ... و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بیرون‏ شدنى قرار مى‏ دهد ... و از جایى كه حسابش را نمى ‏كند به او روزى مى ‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏ خدا فرمانش را به انجام‏ رساننده است به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‏ اى مقرر كرده است. (2 و 3 سوره طلاق)

در جایی دیگر قرآن وعده داد كه اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و بركت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می كند؛ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ: و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعاً بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم ولى تكذیب كردند پس به [كیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم. (96، اعراف)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: الاستغفار یزید فی الرزق؛ استغفار روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار، ج۷۳، ص ۳۱)

در جایی دیگر می فرماید: اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ انهارًا: و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید كه او همواره آمرزنده است. [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد. (نوح: 10-12)

روایات نیز در این رابطه بسیار داریم چنانچه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: الاستغفار یزید فی الرزق؛ استغفار روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار، ج۷۳، ص ۳۱)

کلید برکت در زندگی 

برای اینکه بتوانید از زندگی خود حداکثر رضایتمندی را داشته باشید، این قانون  طلایی را در زندگی خود عملی کنید؛ چرا که در جامعه ای که زندگی می‌کنیم بعضی از افراد که درآمد خوبی دارند و در ظاهر زندگی رو به راهی دارند وقتی صحبت ‌های آن‌ ها را گوش می ‌کنی فکر می ‌کنید جزء طبقه فقیر جامعه هستند این قدر از وضع اقتصادی زندگی خود ناله و شکایت می ‌کنند که ناخودآگاه به فکرت می‌ رسد که اگر بتوانی مقداری به آن ‌ها کمک کنی ...

در نگاه اسلامی نیز از این تفکر و عملکرد نکوهش شده و تذکر داده شده که اگر خواستار زیاد شدن نعمت هستید، شکرگزار باشید؛ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ

در قرآن کریم برکت از اهمیت فراوانی برخوردار است چنانچه در جایی می فرماید: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ : و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان می‌گشودیم. (الأعراف: 96)

قانون برکت می‌گوید: شما ممکن است ثروتمندترین فرد جامعه نباشی اما داشته ‌ها و ثروت اندک تو می ‌تواند با داشته های افراد ثروتمند برابری کند چرا که تو با داشته های خود احساس آرامش و نشاط می‌کنی اما آن‌ها لحظه ای آرامش را درک نمی‌کنند.




- نظرات (0)

بازگو کردن نعمت، شکر نعمت

شکر نعمت

خیلی اوقات وقتی حرف از شکرگزاری نعمت ها پیش می آید، ذهن اکثر آدم به سمت ذکری که نشان از شکرگزاری و حمد خداوند است می رود؛ الحمدلله ، شکراً لله و اذکار این چنینی .. اینکه تسبیحی در دست بگیریم و شروع به گفتن ذکر کنیم، نمی گوییم این کار درستی نیست که این خود در جای خود نشانه ای برای شکرگزار بودن است چنانچه از امام صادق علیه السلام می آموزیم که ذکر "الحمدلله" وسیله خوبی برای شکرگزاری هر نعمت کوچک و بزرگی است، (کافی، جلد دوم، باب شکر) اما باید بدانیم که شکر گزار واقعی بودن تنها به گفتن ذکر الحمد لله و اذکار این چنینی نیست ... شکر عملی بسیار مهم تر است؛ اینکه ما نعمت را درست مصرف کنیم، به جا مصرف کنیم خیلی مهم است، چنانچه بزرگان فرموده اند: «الشکر صرف العبد جمیع ما انعمه الله تعالى فیما خلق لاجله؛ شکر مصرف کردن هر چیزی در جای خودش می باشد»

یکی از ابعاد شکر نعمت که در اکثر مواقع مورد غفلت واقع می شود، بازگو کردن و یادآوری نعمت نه برای فخر فروشی و غرور، بلکه از باب یادآوری و ستایش کردن دهنده نعمت است.

بازگو کردن نعمت، شکر نعمت است

در واقع فراموش نکنیم که بازگو کردن نعمت ها و شمارش آن ها برای خود از مصادیق مهم شکر نعمت است چنانچه در قرآن کریم می فرماید: «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ، وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ، وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ؛ پس یتیم را تحقیر مکن و به دلجویی و نوازش او بپرداز و در دفع نیازهای عاطفی وی بکوش. به مستمندان انفاق کن و نیازهای علمی کسی را که از تو سؤال می کند و نیازهای مالی کسی را که از تو مالی را طلب و درخواست می کند، برطرف ساز. نعمت پروردگارت را بازگو کن و با گفتار و رفتار، شکر آن را به جای آور. (سوره ضحی، آیات 11ـ9)

مصداق دیگری از شکر نعمت که زیر مجموعه ای از همان شکر عملی است، بخشش نعمت به دیگران است که این نیز خود نوعی بازگو کردن نعمت الهی است. از این رو احسان به فقرا و پاسخ دادن به سؤال سؤال کننده و درخواست نماینده، از مصادیق بیان نعمت مال و دانش است؛ چرا که «سائل» گاهی جهت رفع نیاز مالی دست خود را دراز می کند و زمانی در پی یافتن پاسخ به سؤالات ذهنی اش است.

بکاری گیری نعمت در راستای بندگی

علاوه بر شکر زبانی، تشکر عملی نیز ضروری است و به کارگیری نعمت های پروردگار، در راستای بندگی او، بهترین نوع سپاسگزاری می باشد. عبادت و نماز، دعا و روزه و احسان و انفاق در راه خدا از بهترین مصادیق شکر عملی محسوب می شود. همان گونه که پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) درقبال نعمت های پروردگار (اعطای کوثر رسالت، نصرت الهی و پیروزی دین حق) مأموریت می یابند؛ تا با نماز و انفاق و تسبیح و استغفار به شکر عملی پروردگار بپردازند. («انّا اعطیناک الکوثر.فصل لربّک وانحر».«اذا جاء نصرالله و الفتح.و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا. فسبح بحمد ربّک و استغفره.»)

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله)، در برابر اعطای کوثر زهرا دستور می یابد؛ تا از پروردگار خویش تشکر کند و به شکرانه این نعمت بزرگ نماز بخواند و آن را با تعظیم و احترام همراه سازد، به گونه ای که هنگام گفتن تکبیر، دست های خود را تا بنا گوش بالا ببرد و عظمت حق را به نمایش بگذارد.

از این جا معلوم می شود، نماز و عبادت بهترین هدیه و قدردانی است که بنده می تواند در موقع نعمت و شادی به درگاه الهی تقدیم بدارد. احسان و نیکوکاری در راه خدا نیز از مصادیق شکر عملی بوده و موجب زیادی نعمت می شود که گفته اند: «شکر نعمت،نعمتت افزون کند.»

راه های شکرگزاری به توصیه امام صادق(علیه السلام)

1- هنگام استفاده از هر نعمتی توجه کنیم که خدا آن را به ما داده است و نیز "الحمد لله" بگوییم.(کافی، جلد دوم، باب شکر)

2-  از کسی که به ما خوبی می کند و نعمت خدا به واسطه او به ما برسد، تشکر کنیم. (همان)

3- وقتی شخص معلول یا مشکل داری را می بینیم، با یاد سلامتی و آسایش خود خدا را حمد کنیم (البته به شکلی که آن شخص نشنود و رنجیده خاطر نگردد). (همان)

4- وقتی نعمتی به ما می رسد یا یاد نعمتی می افتیم سجده شکر کنیم و اگر موقعیتمان مناسب نیست، صورت را بر دست گذاشته، "الحمد لله" بگوییم.(همان)

منـابـع:

اهمیت شکرگزاری نعمتها از نظر روایات؛ سایت طهور

 آشنایی با قرآن؛ نوشته مرتضی مطهری

تفسیر نمونه؛ ناصر مکارم شیرازی- جلد 10

شکر عملی ؛ مجله بشارت؛ آذر و دی 1386، شماره 62




- نظرات (0)

فضیلت شب جمعه

دعا، نیایش، شب جمعه

در باب اهمیت بعضی از ایام مخصوصاً برای توبه، آمرزش و استجابت دعا در آیات و مخصوصاً روایات سخن ها و آداب گوناگونی گفته شده است. یکی از ایامی که که مورد توجه خاص در دین اسلام شده است شب و روز جمعه می باشد.

در کتاب شریف من لایحضره الفقیه، محمد بن مسلم از حضرت صادق (علیه السلام) نقل نموده است که ایشان در ذیل این فراز آیه قرآن «قال سوف أستغفر لکم ربّی؛[حضرت یعقوب به برادران یوسف] گفت:به زودی برای شما از پروردگار آمرزش می خواهم» (سوره یوسف،ایه 98) فرموده اند: «اخّرهم الی السحر لیلة الجمعة؛ طلب آمرزش را تا سحر جمعه تأخیر انداخت.» (ج 1، ص 422، حدیث 1242)

در برخی روایات دارد كه تا بیست سال و اندی هر شب و سحر جمعه، برای آنان دعا و استغفار می‌كرد.(وسائل الشیعه، ج 5، ص 74، ح 5)

در جایی دیگر در کتاب الدر المنثور از ابى الشیخ و ابن مردویه از ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت كرده كه شخصى از آن جناب پرسید : چرا یعقوب استغفار را تاخیر انداخت؟ فرمود: تاخیر انداخت تا هنگام سحر فرا برسد، چون دعاى سحر مستجاب است. (ترجمه المیزان، ج‏11، ص: 346)

در خانه خدا همیشه باز است

بی شک درِ خانه خداوند هم، همیشه به روی بندگانش باز است و هر گاه او را بخوانند، اجابت می فرماید؛ چرا که خود فرموده است: «ادعونی أستجب لکم؛ مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.» (سوره غافر،آیه 60) بنابراین اگر حضرت یعقوب در هر زمان دیگری برای فرزندانش دعا می کرد، اجابت می شد... اما حتماً زمان سحر آن هم سحر شب جمعه  ویژگی خاصی دارد که مورد تأکید بیشتر واقع شده است.

در کتاب شریف من لایحضره الفقیه، محمد بن مسلم از حضرت صادق (علیه السلام) نقل نموده است که ایشان در ذیل این فراز آیه قرآن «قال سوف أستغفر لکم ربّی؛[حضرت یعقوب به برادران یوسف] گفت:به زودی برای شما از پروردگار آمرزش می خواهم» (سوره یوسف،ایه 98) فرموده اند: «اخّرهم الی السحر لیلة الجمعة؛ طلب آمرزش را تا سحر جمعه تأخیر انداخت.» (ج 1، ص 422، حدیث 1242)

ابو بصیر از امام باقر (علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: به راستی خدای بلندمرتبه، هر شب جمعه از بالای عرش تا صبح ندا می‌دهد:

آیا بنده مؤمنی نیست كه مرا برای دنیا و آخرتش قبل از طلوع فجر بخواند، پس من جوابش دهم؟

آیا بنده مؤمنی نیست كه از گناهانش قبل از طلوع فجر توبه كند من توبه او را بپذیرم؟ آیا بنده مؤمنی نیست كه از نظر روزی در تنگنا باشد و از من درخواست زیادت كند پیش از طلوع فجر، من نیز [بر رزق او] بیفزایم و بر او توسعه دهم؟

آیا عبد مؤمن بیماری كه شفای خود را قبل از طلوع فجر بخواهد، نیست تا شفایش دهم؟

آیا بنده مؤمن زندانی غمناكی نیست كه درخواست آزادی از حبس كند قبل از طلوع فجر، سپس من آزاد و رهایش بنمایم؟

آیا بنده مؤمنی كه مظلوم واقع شده نیست كه از من درخواست كند تقاص ظلم او را بگیرم، و من یاری‌اش كنم و مظلمه‌های او را پس بگیرم؟

امام باقر (علیه السلام) فرمود: این ندا مرتب تا طلوع فجر ادامه دارد.(وسائل الشیعه، ج 5، ص 73 و 74)

فراهم کردن مقدمات استجابت دعا

اگر بخواهیم از نگاه استجابت دعا به موضوع مورد بحث نگاه کنیم، باید گفت که برای استجابت دعا مقدماتی لازم است که حضرت یعقوب، با توجه به بزرگی گناه فرزندانش و از آنجا که می خواست حتماً دعایش از جانب خداوند مورد پذیرش واقع گردد،سعی نمود، تا شرایط مستجاب شدن دعا را رعایت کند، به همین جهت در همان لحظه ای که فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند؛تا برای آنها از خداوند درخواست بخشش کند، پدر، برایشان دعا نکرد و آن را به آینده موکول کرد و حضرت صادق (علیه السلام) هم فرموده اند: «آینده ای که حضرت یعقوب انتظار آن را کشید، سحرگاه شب جمعه بود.»

در حقیقت می توان گفت که از اوقات استجابت دعا هنگام "سحر" است، آن هم چه بهترین زمان است سحرگاه شب جمعه. به فرموده بزرگان: نیمه های شب از اوقات طلایی برای دعا کردن می باشد چون این اوقات از طرف خدا به آن ارزش داده شده است.

بنابراین،عمل حضرت یعقوب و نقل آن در قرآن کریم و سخن حضرت صادق (علیه السلام) در این مورد و احادیث زیاد دیگری که در حال حاضر مجال ذکر آنها نیست، (برای نمونه ر.ک: من لایحضره الفقیه،1/420 تا 424) نشانگر اهمیت فوق العاده شب جمعه برای مستجاب شدن دعاها و بخشش گناهان بزرگ می باشد.

در جایی دیگر در کتاب الدر المنثور از ابى الشیخ و ابن مردویه از ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت كرده كه شخصى از آن جناب پرسید : چرا یعقوب استغفار را تاخیر انداخت؟ فرمود: تاخیر انداخت تا هنگام سحر فرا برسد، چون دعاى سحر مستجاب است. (ترجمه المیزان، ج‏11، ص: 346)

کلام آخر

چه خوب است از فرصت عمری که داده شده است استفاده کنیم و شب ها و روزهای جمعه را صرف دعا و نیایش و استغفار و هر آنچه که در راستای رضای خدا و محبت او است بکنیم .. تا زمان داریم توبه کنیم و این ایام طلایی را به بطالت و خدایی ناکرده به اسم تعطیلات و خوشگذرانی و جوانی کردن به گناه آلوده نکنیم، با مراسم های عروسی و امثال آن باعث آزار و اذیت دیگران نشویم تا نفرینی به دنبال آن از جانب مردم پشت سر ما نباشد؛ چرا نفرین؛ موجب دوری از رحمت خدا گردیده و پیامدهای بدی در جامعه و در زندگی فردی افراد خواهد داشت؛ چرا که، همان گونه که دعای خیر، در بهبود و پیشروی اوضاع و کارها بسیار مؤثر است، نفرین و دعای بد نیز، بر دگرگونی و آشفتگی اوضاع و ایجاد نابسامانی در امور تأثیر می گذارد.


منابع:

فضایل شب جمعه ؛ مجله بشارت، آذر و دی 1386، شماره 62

عوامل مؤثر در استجابت دعا؛ سایت آرامش جاودان، 15 خرداد 1388

فضائل شب جمعه؛ سایت انهار

فضیلت شب و روز جمعه؛ ستاد اقامه نماز،4 تیر 1391

 


- نظرات (0)

زمان برای عبور و مرورش مجوّز نمی خواهد!

اهمیت زمان

انگار همین چند روز پیش بود که خودمان را برای ورود به سال 95 آماده می کردیم و چه زود می گذر زمان ... و امروز که تقویم را نگاه می کنم می بینم که  امسال هم با تمام تلخی و شیرینی هایش گذشت ... با همه غم و اندوه و نشتطش رو به پایان است و باید به فکر تقویم جدید سال 96 باشیم.

بله زمان، تنها چیزی است که درنگ ندارد و برای عبور و مرور خود مجوز نمی خواهد! حضرت علی (علیه السلام)، در خصوص گذر زمان جمله ای زیبا و حکیمانه فرموده است: وَ قَالَ (علیه السلام) : ... الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ (نهج البلاغه، کلمات قصار، 21) ... فرصت به مانند ابر گذرا مى‏گذرد، پس فرصت‏هاى نیك را غنیمت دانید.

قرآن کریم برای پی بردن ارزش زمان از برخی از اتفاقات راز آلود پس از مرگ پرده برداشته و حال افرادی را حکایت می کند که پس از مرگ، خواهان بازگشت دوباره به دنیا و تدارک فرصتی جدید هستند، که با عدم اجابت پروردگار روبرو می شوند.(سوره مومنون آیات98-99)

ابرها پایداری ندارند، زمان هم این گونه است؛ ثانیه ها از پس ثانیه ها می آیند و می روند؛ روز ها و هفته ها و ماه ها یکی پس از دیگری بدون هیچ مجوزی می آیند و تمام می شوند؛ کودک را جوان می کنند و جوان را پیر و به این وسیله، به زندگی انسان معنا می بخشد.

قرآن کریم به زمان قسم می خورد

یکی از ابعاد اهمیت زمان را می توان از توجهی که قرآن کریم به آن داشته است بدانیم؛ چنانچه قسم خوردن خداوند در قرآن کریم با عبارت (والعصر) خود نکته اساسی و حکایتی عجیب است. 

در حقیقت این سوگند توجه آدمی را به نعمتی معطوف می دارد که از ارزش والایی برخوردار است. خداوند در پرتو نعمت زمان، قابلیت های نهفته ای را در طول مدت عمر، برای انسان به ودیعه گذارده که مدیریت صحیح آن، نقش مهمی در رشد زندگی انسان دارد چنانچه در زندگی های روزمره امروز هم می توان اهمیت ان را لمس کرد.

این برنامه ریزی و مدیریت کردن زمان آن قدر مهم است که همان طور که گفته شد بارها خداوند در قرآن کریم بدان سوگند یاد نموده (سوره‌های فجر آیات 1-4،شمس آیات 1-4، ضحی آیات 1-2، لیل آیات 1-2، والعصر آیه 1) و انجام عباداتی مانند حج، روزه، نماز، و... را مشروط و منوط به مدیریت زمانی این اعمال، در زمان معین دانسته است. چنانکه آیات شریفه ای که دلالت بر تعیین ساعت نماز و روزه می کنند، وجوب رفتار عبادی را مستلزم انجام در یک بستر زمانی مشخص دانسته است که می باید انسان از نظر زمانی و وقتی آنرا محاسبه نموده و سر وقت، آنرا به انجام رساند. (سوره اسراء، آیه 78)

زمانی که زمان اجلش فرا می رسد

واقعیت مهم زمان را انسان زمانی درک می کند که اجلش فرارسیده، دستش از این دنیا کوتاه و از آن خارج گشت. اینجاست که می فهمد، توقفش در این دنیا عصرگاه یا صبحگاهی بیش نبوده (سوره نازعات، آیه 46) و یا احساس می کند که تنها ساعتی از روز را در دنیا مانده است. (سوره یونس آیه 45)

قرآن کریم برای پی بردن ارزش زمان از برخی از اتفاقات راز آلود پس از مرگ پرده برداشته و حال افرادی را حکایت می کند که پس از مرگ، خواهان بازگشت دوباره به دنیا و تدارک فرصتی جدید هستند، که با عدم اجابت پروردگار روبرو می شوند. (سوره مومنون آیات98-99)

زمان، تنها چیزی است که درنگ ندارد و برای عبور و مرور خود مجوز نمی خواهد! حضرت علی (علیه السلام)، در خصوص گذر زمان جمله ای زیبا و حکیمانه فرموده است: وَ قَالَ (علیه السلام) : ... الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ (نهج البلاغه، کلمات قصار، 21) ... فرصت به مانند ابر گذرا مى‏گذرد، پس فرصت‏هاى نیك را غنیمت دانید.

اینان چون عمر خود را در بی حاصلی و بی خبری سپری کردند، هنگام غروب آفتاب زندگی آرزو می کنند که ای کاش برای زندگی زمان بیشتری در اختیار داشتند. لیکن خداوند هرگز مرگ کسی را آن هنگام که اجلش فرا رسید، به تأخیر نمی اندازد.(سوره منافقون آیات 9 الی 11) این درحالی است که قدر عمر خود را ندانسته و تمام ابزارها و استعدادهای تکاملی خویش را در هنگامه حیات بی بهره گذارده و بدین سان به خویشتن ظلم روا داشتند. (سوره فاطر آیات 36 الی 37)


- نظرات (0)

چهار پناهگاه قرآنی!

پناهگاه قرآنی

تا حالا شده که در زندگی احساس کنید که نیاز دارید به جایی یا کسی پناه ببرید تا در پناه او از خطرات و آسیب ها در امان باشید؟

دلایلی که انسان در زندگی به داشتن پناهگاه نیاز دارد بنا بر مواقع و موضوعات مختلف، متفاوت است ... گاهی ترس و غم و اندوه و مکرها و حیله هایی که با دنیا و زندگی دنیایی عجین است آدمی را به داشتن یک پناهگاه قوی ترغیب می کند و گاهی هم داشتن دنیا و زینت های حلال برای یک زندگی خوب، به انسان انگیزه ای می دهد که به پناهگاه های مختلف پناه ببریم.

و این نیازها را قرآن کریم به عنوان یک نسخه ی شفا بخش و نشان دهنده ی راه سعادت و اهل بیت علیهم السلام برای ما می دانستند و برایمان نسخه هایی ارزنده داده اند که در ادامه با هم مرور می کنیم.

امام صادق (علیه السلام) چنین نقل کرده است: از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند، تعجب می کنم، چرا به چهار چیز پناه نمی برند... در ادامه به بررسی اجمالی این چهار پناه که از لسان قرآن کریم بیان شده است می پردازیم.

1- حسبنا الله و نعم الوکیل

در مورد قدرت توکل، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: تعجّب می‌کنم از کسى که می‌ترسد؛ چرا به گفته‌ى خداوند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» پناه نمی‌برد؟! (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 392)

کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف «حسبی الله»، «حسبک الله» و «حسبنا الله» به کار رفته است، به معنای کافی بودن است؛ یعنی خداوند برای حمایت انسان کافی است. مسلمانان واقعى، بدون هیچ ترس و هراسى، با آرامش خاطر و با توکّل به خداوند، در مقابل دشمنان و در مقابل ناملایمات ایستادگی می‌کنند. (قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 2، ص 201)

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: وقتی بنده‌ای می‌گوید: ماشاء الله لاحول و لاقوة الا بالله» خداوند به ملائكه می‌گوید: بنده من تسلیم است، پس او را كمك كنید و او را دریابید و حاجت او را برآورده سازید

بنابر این: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیرُ»؛ یعنی خداوند ما را کفایت می کند، و چه وکیل خوبی، چه سرپرست خوبی و چه یاور خوبی.

می توان هم این گونه معنا کرد: خداوند ما را کفایت می کند، او بهترین وکیل و بهترین سرپرست و بهترین یاور است.

2- دعای یونس علیه السلام

در شگفتم از کسی که از غم در هراس است، چرا به دعای یونس (علیه السلام) پناه نمی برد، آنجا که خداوند عزّوجل از قول او فرمود: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین؛ جز تو خدایی نیست، تو از اینکه مورد اعتراض باشی،منزّهی. به راستی که من از ستمکاران بودم.» (سوره انبیاء، آیه 87): زیرا خداوند، به دنبال این آیه فرموده است: «یونس این گونه به خدا پناه برد، ما او را از غم رهایی دادیم و این گونه، مؤمنین را از غم نجات می دهیم.»

این ذکر دارای اجزایی است که مجموعه ای از ذکرها را در خود جای داده است و هر یک از آنها جداگانه و مستقل دارای اثر و ثوابی مخصوص می باشد و آنها عبارتند از:

1ـ یاد توحید «لا اله الا انت». 2ـ تسبیح خداوند «سبحانک». 3ـ توبه و اقرار به گناهان «انی کنت من الظالمین». 4ـ ابراز نیاز، دعا و درخواست کمک و نجات از خداوند.

کسی که این ذکر شریف را به زبان می آورد، مجموع اعمال یاد شده را انجام می دهد.

3- و افوض امری الی الله انّ الله بصیر بالعباد

در تعجبم از شخصی که درباره اش مکر و حیله شده است، چرا به این گفتار خداوند پناه نمی برد که فرمود:«و افوض امری الی الله انّ الله بصیر بالعباد؛ کار خود را به خدا واگذار می کنم،بی شک او نسبت به بندگان بیناست.» (سوره مؤمن، آیه 44)؛ زیرا خداوند درباره گوینده این سخن فرمود:«فوقاه الله سیئات ما مکروا؛خداوند از بدی هایی که درباره اش اندیشیده بودند،او را نگه داشت.»

«تفویض»، واگذار کردن کارها به خداست و این حالت بالاتر از توکّل است. چون در وکالت، موکّل می تواند بر کار وکیل نظارت کند، ولی در تفویض همه ی کارها را به خدا می سپاریم. (تفسیر نمونه) 

البتّه تفویض و سپردن کارها به خدا که شعار مؤمن آل فرعون در قرآن کریم نیز بود، بعد از بکار بردن تمام تلاش خود در راه نجات موسی از قتل و بیدار کردن و هشدار دادن و تبلیغ کردن بود. این گونه تفویض است که انواع حمایت های الهی را به دنبال دارد. 

البته نه اینکه تنها در هنگام مکر و حیله به خداوند پناه آوریم. بلکه همیشه باید خودمان را به خدا بسپاریم و در همه امور متوجه ذات پاک احدیت باشیم تا خودش ما رو به راه راست منحرف کند.

کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف «حسبی الله»، «حسبک الله» و «حسبنا الله» به کار رفته است، به معنای کافی بودن است؛ یعنی خداوند برای حمایت انسان کافی است. مسلمانان واقعى، بدون هیچ ترس و هراسى، با آرامش خاطر و با توکّل به خداوند، در مقابل دشمنان و در مقابل ناملایمات ایستادگی می‌کنند

4- ما شاء الله لا قوة الا بالله

و در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را می خواهد که چرا پناه نمی برد به آیه «ما شاء الله لا قوة الا بالله.» (سوره کهف، آیه 39) ( الخصال، مرحوم صدوق، ص 218)

واژة «حول» در لغت به معنای حركت و جنبش و كلمة «قوّة» به مفهوم استطاعت و توانایی است، بنابراین معنای عبارت فوق چنین است: هیچ حركت و استطاعتی جز به مشیت خداوند بزرگ نیست. (ابن منظور، لسان العرب، ج3، ص403؛ و علی اكبر، دهخدا، لغت نامة، ج6)

در تفسیر مفهوم فوق باید گفت: تمام افعال انسان ها با قدرت الهی بوجود می آید اگرچه به لحاظ اینكه انسان ها در انجام آن برخوردار از اراده و اختیار هستند، به عنوان كارهای بشری بشمار می روند، اما حقیقت این است كه توانایی بشر در انجام كارهای خود، تنها از جانب خدای قادر متعال است.

امام صادق ـ علیه السلام ـ در بیانی فرمود: وقتی بنده ‌ای می‌گوید: ماشاء الله لاحول و لاقوة الا بالله» خداوند به ملائكه می‌گوید: بنده من تسلیم است، پس او را كمك كنید و او را دریابید و حاجت او را برآورده سازید. (طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی، ‌ج12، ص30)

از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ روایت شده است كه وقتی بنده ‌ای گفت: «لاحول ولاقوة الا بالله» همانا سرنوشت خود را به خدا واگذار كرده است بنابراین بر خداوند است كه او را كفایت نماید (و همه نیازهای او را برآورده سازد) (حرعاملی، وسایل الشیعه، ج7، ص218)


منابع:

چهار پناهگاه قرآنی ؛ مجله بشارت آذر و دی 1386، شماره 62

معنای «حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر»؛ سایت وارث به نقل از اسلام کوئیست؛ 23/01/1393

معنای «حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر»؛ سایت گفتگوی دینی؛ 29 دی 1392

تفسیر سوره غافر؛ سایت غدیر

معنی و تفسیر جملة «لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»؛ سایت اندیشه قم

 


- نظرات (0)

چهار کلید طلایی برای موفقیت

کلید، دست، کلیدها

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ‌ای در دیدار پر شور هزاران نفر از مردم آذربایجان با اشاره به آیه 60 سوره انفال به این مطلب اشاره داشتند که این آیه شریف تنها ناظر به تقویت قوه نظامی نیست، بلکه به این مطلب نیز اشاره دارد که هرچه می توانید، درون خودتان را قوی کنید. معنای این استحکامِ ساختِ داخلیِ کشور که بنده مکرّر می گویم، این است، از لحاظ علمی خودتان را قوی کنید، از لحاظ فنّاوری خودتان را قوی کنید، از لحاظ تولید داخلی قوی کنید، از لحاظ نفوذ در بازارهای خارجی خودتان را قوی کنید، از لحاظ کشف ظرفیّت های فراوانی که در این کشور هست و هنوز استفاده نشده است، خودتان را قوی کنید و این ظرفیّت ها را به کار بگیرید.[1] در این نوشتار سعی داریم جنبه های مختلف آیه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» را مورد واکاوی قرار دهیم. 

فرهنگ غربی و غیر اسلامی همواره سعی دارد با تبلیغات و نشان دادن هیمنه و شوکت خود بلاد اسلامی را مجذوب خود نماید، ولی این مسلمانان فهیم هستند که هیچ گاه فریب ظاهر سازی و قوت و زیبایی های پوشالی آنان را نمی خورد و پابند آرمان های ارزشی و دینی خود هستند، خدای متعال با عبارتی زیبا همگان را از تحرکات اجانب این چنین باخبر می سازد: «لا یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذینَ كَفَرُوا فِی الْبِلادِ، مَتاعٌ قَلیلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ ؛مبادا رفت و آمد [و جنب و جوش‏] كافران در شهرها تو را دستخوش فریب كند. [این‏] كالاى ناچیز [و برخوردارىِ اندكى‏] است سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد قرارگاهى است.»

کلید اول: تقویت نیروی تقوا و بصیرت

همان طور که از بیان شیوا و روشن گرانه رهبری به دست می آید، آیه 60 سوره مبارکه انفال دارای جوانب مختلف و فراوانی است، به همین جهت نباید توجه به یک جنبه افراد را از جنبه های دیگر این آیه غافل سازد.

یکی از برداشت هایی که می شود از آیه داشت، این است که، افراد تا می توانند خود را به قوه تقوا و بصیرت مجهز کنند، اهمیت این شاخص زمانی روشن می شود که بدانیم حتی اگر صاحب قدرت نظامی برتر منطقه باشیم، ولی اگر از نیرو و توان تقوا و بصیرت، بهره ای نداشته باشیم به قلّه های پیشرفت و شکوفایی دست نخواهیم یافت، چه بسیار کشورهای قدرتمندی که با داشتن قدرت و توانایی نظامی به خاطر فقدان عناصری همچون بی تقوایی و بی بصیرتی با شکست سنگین مواجه شده اند.

نمونه بارز آن را می توان در سال های نه چندان دور رژیم ستم شاهی مشاهده کرد، رژیم شاهنشاهی با وجود داشتن ارتشی قدرتمند، نتوانست با آوردن تانک و ادوات نظامی در برابر اقتدار ملت ایستادگی کند؛ چرا که سران آن نظام فاقد تقوا و بصیرت کافی بودند. در نظام اسلامی نیز کسانی که مسئولیت های مختلف اجرایی و قانونگذاری را در کشور برعهده دارند، بدون داشتن تقوای الهی نمی توانند به اهداف الهی نظام، دست یابند و از طرفی بی بصیرتی شان می تواند کشور را تسلیم ابرقدرت های دنیا کند. در اهمیت و تأثیر تقوا ورزی و پیدا کردن راه رشد و سعادت خدای متعال می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُون؛[حدید،آیه28] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! تقواى الهى پیشه كنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در میان مردم و در مسیر زندگى خود) راه بروید.» 

کلید دوم: تقویت نیرو و توان علمی کشور

در دنیای مدرن و رو به پیشرفت امروزی، دور ماندن از توان و قدرت علمی و فناوری روز دنیا، نوعی شکست و ضعف در برابر کشورهای استعماری است. بر اساس روایات اسلامی کسانی که دارای توان و قدرت علمی هستند، سلطنت و قدرت می یابند، و کسانی که از آن بهره ای ندارند مورد هجمه و حمله ابرقدرت ها قرار خواهند داشت: «العِلمُ سُلطانٌ ، مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ، ومَن لَم یَجِدهُ صیلَ عَلَیهِ؛[2] امام علی(علیه‌ السلام) فرمودند: دانش، سلطنت و قدرت است، هر كه آن را بیابد با آن یورش برد و هر كه آن را از دست بدهد بر او یورش برند.»

خدای متعال نیز در قرآن کریم درجات عالی و رفیع را از آن اهل علم و دانش معرفی می فرماید: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات؛[مجادله، آیه11] خداوند كسانى را كه ایمان آورده ‏اند و كسانى را كه علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى‏بخشد.»

مقام معظم رهبری در یکی از رهنمودهای ارزشمند خود در خصوص اهمیت توان علمی می فرمایند: «کسی که این قدرت را پیدا کند، دست برتر را دارد و آن کسی که نتواند قدرت علمی را به دست بیاورد، زیر دست باقی می ماند و دیگران بر او دست برتر را خواهند داشت. علم و فناوری یک چنین خصوصیتی دارد. امروز حرکت کشور در جهت به دست آوردن دانش و فناوری در بسیاری از رشته ‌ها، بخصوص در رشته‌ های بسیار نو و برترِ کشور مشهود است.[3]

کلید سوم: تقویت نیرو و توان اقتصادی کشور

از جمله نیرو و لوازمی که نظام اسلامی می بایست خود را به آن مجهز نمایند، تقویت بنیه و توان اقتصادی است. اقتصاد بنیان زندگی را شکل می دهد و در ترقی و انحطاط جامعه نقش بسزایی دارد؛ به همین جهت تلاش در جهت تقویت و امنیت اقتصادی امری لازم و ضروری است.[4] چه بسا بتوان اهمیت توجه به این امور را به خوبی از آیات الهی بدست آورد؛ چرا که قرآن در نگرش جامع قرآنی افزون بر زندگی معنوی، به زندگی مادی نیز توجه و اهتمام خاص شده است: «وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا؛[قصص، آیه77] و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنیا فراموش مكن.»

راهکارهای دست یابی به پیشرفت مادی در کلام رهبری

معظم له در سخنانی، پیشرفت کشور را در درجه‏ی اول، متوقف بر دو عنصر معرفی می کنند: یک عنصر، عنصر علم است؛ یک عنصر، عنصر تولید است. اگر علم نباشد، تولید هم صدمه می‏بیند؛ کشور با علم پیش می‏رود. اگر علم باشد، امّا بر اساس این علم و بر بنیاد دانش، تولید تحول و تکامل و افزایش پیدا نکند، باز کشور درجا می ‏زند. عیب کار ما در دوران حکومت طواغیت این بود که نه علم داشتیم، و چون علم نبود، نه تولید متکی بر پایه ‏ی علم و پیشرونده و رشد یابنده داشتیم.[5]

در اهمیت و تأثیر تقوا ورزی و پیدا کردن راه رشد و سعادت خدای متعال می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُون؛[حدید،آیه28] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! تقواى الهى پیشه كنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در میان مردم و در مسیر زندگى خود) راه بروید.»

 

کلید چهارم: تقویت نیرو و توان فرهنگی کشور 

فرهنگ اسلامی از جمله اموری است که همواره مورد هجمه و فتنه معاندان بوده است. به جرأت می توان گفت در طول تاریخ نظام اسلامی دشمنان بیشترین هزینه و تلاش را در جهت اضمحلال فرهنگ اسلامی در جامعه به کار گرفته اند. به واقع اگر فرهنگ دینی و ارزش های اسلامی در جامعه رو به انحطاط رود همه دستاوردهای نظام اسلامی (نظامی، اقتصادی، علمی) دست خوش سستی و تباهی خواهد شد و زمینه تسلط و نفوذ نظامی، اقتصادی، و امنیتی دشمنان را بر این سرزمین هموار خواهد ساخت.

فرهنگ غربی و غیر اسلامی همواره سعی دارد با تبلیغات و نشان دادن هیمنه و شوکت خود بلاد اسلامی را مجذوب خود نماید، ولی این مسلمانان فهیم هستند که هیچ گاه فریب ظاهر سازی و قوت و زیبایی های پوشالی آنان را نمی خورد و پابند آرمان های ارزشی و دینی خود هستند، خدای متعال با عبارتی زیبا همگان را از تحرکات اجانب این چنین باخبر می سازد: «لا یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذینَ كَفَرُوا فِی الْبِلادِ، مَتاعٌ قَلیلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ ؛مبادا رفت و آمد [و جنب و جوش‏] كافران در شهرها تو را دستخوش فریب كند. [این‏] كالاى ناچیز [و برخوردارىِ اندكى‏] است سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد قرارگاهى است.»

سخن آخر

برای قطع نفوذ و تسلط دشمن بر کیان اسلامی، در کنار تقویت قوه نظامی و تسلیحاتی، توجه به توانمند سازی نیروی داخلی از جهت فرهنگی، دینی و مذهبی، همچنین اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار است.


پی نوشت ها: 

[1]. دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب:  27/11/۱۳۹۵. 

[2]. شرح‏ نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۱۹. 

[3]. بیانات رهبری در حرم مطهر رضوی در آغاز سال ۹۰. 

[4]. فرهنگ روابط اجتماعی، در آموزه های اسلامی، گروه پژوهشی، علو قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ج1، ص 363. 

[5]. بیانات رهبری در دیدار کارگران نمونه سراسر کشور: 8/2/۱۳۸۹. 


- نظرات (0)