سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

خداهم توبه میکند؟

توبه

سه معنی از توبه در یک آیه قرآن کریم

توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و در اصطلاح عبارت است از: «رجوع از طبیعت [حیوانی] به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت محجوب به ظلمت و طبیعت شده است.» [چهل حدیث، امام خمینی، ص 231  ? 232] در قرآن هم به معنای « رجوع انسان گناهکار» آمده و هم به معنای «توفیق توبه دادن از طرف خداوند به بنده معصیت کار» و هم به معنای « قبول و پذیرش توبه از جانب خداوند متعال» آمده است.
در نتیجه، می توان گفت: هر توبه انسان، محفوف و پیچیده شده در دو توبه الهی است: یکی توفیق دادن به بنده برای توبه و دیگری پذیرفتن توبه بندگان است و ممکن است هر سه توبه را به معنای لغوی برگشت داد؛ به این معنی که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصی است و توبه اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به سوی بنده است و توبه دوم، رجوع به قبول آن از بنده است. [ر.ک تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 8، ص 173]
در آیه ای از قرآن این سه معنی کنار هم جمع شده است؛ آنجا که فرمود: ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِیمُ؛[ توبه/ 118] «سپس خداوند به آنها برگشت (توفیق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسیار توبه پذیر مهربان است.»

چگونه توبه كند كه به درگاه خداوند پذیرفته شود؟

«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ» (بقره، 37) سپس آدم از جانب پروردگارش، كلماتى دریافت كرد (و با آنها توبه نمود)، پس خداوند توبه او را پذیرفت، همانا او توبه پذیر مهربان است.
به دنبال خروج از آن محیط آرام و پرنعمت، و هبوط به زمین پررنج و زحمت، آدم متوجه خطاى خود و فریب شیطان گردید، لذا از كار خود پشیمان و در فكر توبه شد. امّا چگونه توبه كند كه به درگاه خداوند پذیرفته شود؟
اینجا نیز خداوند آدم را رها نكرد و كلمات و جملاتى را به او آموخت كه با آن توبه كند. این كلمات آن گونه كه در سوره اعراف آیه 23 آمده، چنین بوده است: «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین » خداوندا! ما بر نفس خود ستم كردیم و اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زیانكاران خواهیم بود.
در روایات مى خوانیم كه خداوند نام پنج نفر از نسل آدم را كه قرن ها بعد از او ظاهر خواهند شد به او آموخت تا براى پذیرفته شدنِ توبه اش، آنان را واسطه بخشش و شفیع خود قرار دهد و او چنین كرد: «سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» «خداوند را به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام)، سوگند داد و توبه  اش پذیرفته شد.» (دُرّالمنثور ج 1ص 60)

نکاتی که از آیه توبه می آموزیم

*همچنان كه توفیقِ توبه از خداست، چگونگى انجام توبه و راه آن را نیز باید از خدا دریافت كنیم. این آیه مى فرماید: كلمات و الفاظ توبه را خداوند به آدم آموخت.
* اگر توبه انسان واقعى باشد خداوند توبه او را مى  پذیرد، زیرا او توّاب و توبه پذیر است.
* عذرپذیرىِ خداوند همراه با رحمت و محبت است، نه عتاب و سرزنش و یا منّت گذاردن و آبرو ریختن.
* اگر توبه شكستیم و گناه كردیم از لطف خداوند مأیوس نشویم، زیرا او توّاب یعنى بسیار توبه پذیر است و اگر دوباره توبه كنیم، بار دیگر توبه ما را مى پذیرد.

«توبه»، در لغت به معناى بازگشت مى  باشد. هرگاه این كلمه به انسان نسبت داده شود، منظور بازگشت انسان از گناه است و هرگاه به خداوند نسبت داده شود، به معنى بازگشتِ رحمتِ الهى است. یعنى رحمتى را كه خداوند به خاطر ارتكاب گناه از انسان سلب نموده، به دنبال بازگشت او از گناه به او بازمى گرداند.

نمونه ای از توبه در قرآن

در قرآن داستانهای فراوانی از توبه انبیاء علیهم السلام و غیر آنان بیان و مطرح شده است که ما به جهت استفاده بیشتر و کاربردی تر مطرح کردن توبه، به نمونه ای از توبه غیر معصومان اشاره می کنیم:
توبه غلام وحشی، قاتل حمزه
یکی از مشکل ترین و تلخ ترین حوادث برای رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت فجیع عموی بزرگوارش حضرت حمزه سید الشهداء علیه السلام بود. قاتل حمزه (وحشی) پس از کشتن حمزه، پهلوی او را درید و جگرش را به عنوان هدیه برای هند، همسر ابوسفیان برد. پیامبر با دیدن منظره فجیع شهادت حمزه، سوگند یاد کرد که به تلافی این جنایت، هفتاد نفر از مشرکان را بکشد؛ ولی بعداً نه تنها چنین تلافی نکرد، بلکه همان قاتل را نیز به سوی اسلام دعوت کرد و او را وادار به توبه ساخت.
ابن عباس نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله شخصی را نزد وحشی قاتل عمویش فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند. وحشی به فرستاده پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: به او بگو: تو می گویی آن که مرتکب قتل یا شرک یا زنا شود، در روز قیامت با ذلّت گرفتار عذابی مضاعف خواهد شد و من تمام این کارها و گناهان را مرتکب شده ام، آیا باز هم راه برایم باز است؟ خداوند این آیه را نازل فرمود: [إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُلئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِم حَسَناتٍ]؛[ فرقان/ 70] « مگر آن که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد. پس خدا اعمال زشت ایشان را به اعمال نیک تبدیل می کند.»
وحشی با شنیدن این آیه دوباره به پیامبر صلی الله علیه و آله پیغام داد: توبه و ایمان و عمل صالح شرطهای بسیار مشکلی است و من توان آن را ندارم. پس از مدّتی این آیه نازل شد: [إنَّ اللهَ لایَغفِرُ أن یُشرَکَ بِهِ وَ یَغفِرُ مادُونَ ذلِکَ لِمَن شَاءَ]؛[نساء/ 48] « به راستی که خداوند شرک ورزیدن را نخواهد بخشید، ولی آنچه را کمتر از آن است، برای کسی که بخواهد، خواهد بخشید.»

در روایات مى خوانیم كه خداوند نام پنج نفر از نسل آدم را كه قرن ها بعد از او ظاهر خواهند شد به او آموخت تا براى پذیرفته شدنِ توبه اش، آنان را واسطه بخشش و شفیع خود قرار دهد و او چنین كرد: «سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» «خداوند را به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام)، سوگند داد و توبه اش پذیرفته شد.» (دُرّالمنثور ج 1ص 60)

وحشی در پیام مجدد خود گفت: خداوند در این آیه وعده مغفرت را به کسانی داده است که خود بخواهد و من نمی دانم خدا می خواهد مرا ببخشد یا نه؟ پس از گذشت زمانی آیه ذیل نازل شد: ]قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أسْرَفُوا عَلی أنْفُسِهِم لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ[؛[زمر/ 53] «بگو ای بندگان من که بر خویش اسراف روا داشته اید! از رحمت خداوند نومید نشوید. به راستی که خداوند همه گناهان را می بخشد. همانا او آمرزنده و مهربان است.»
وحشی با شنیدن این آیه گفت: اکنون آری. آن گاه به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله مشرّف شد، اسلام آورد و از گذشته خود توبه کرد و در ادامه زندگی اش فداکاریهایی در راه مبارزه با دشمنان اسلام کرد.» [حیاة الصحابه، کاهلوندی، 140، ج 1، ص 41]


- نظرات (0)

گریه خون باراسمان برحسین

 
گریه، کربلا، باران

ظاهر و باطن قرآن

ظاهر قرآن شاخه است و باطن اصل و ریشه، در عین حال که نازل شده است و ظاهر آن در دست همگان قرار دارد، اصل آن نزد  معلم آن خداوند سبحان قرار دارد. این مرحله اصلی و باطن به منزله ام الکتاب بوده و مرحله فرعی و ظاهر به آن متکی است، چنانچه همگان به آن مقام محجوب راه ندارند زیرا جز پاکان را بدان راه نیست .

شاید کنایه نباشد بلکه واقعاً سختی مصیبت آن روز در آسمان و زمین اثر فیزیکی گذاشته و آثار تغییر در آن ظاهر شده است، چرا که در برخی روایات آمده است آسمان بر احدی گریه نکرد جز بر یحیی بن زکریا و حسین بن علی و گریه ی آنان همان سرخی آسمان بود.

بیان غیر صریح آیات

تأویل و تفسیر باطنی بسیاری از آیات قرآن در بیان اهل بیت و ائمه معصومین وارد شده است. هرچند که در ظاهر در هیچ آیه ای به اسم آنان اشاره نشده است، و علت این مسئله این است که مصلحت در آن می باشد که قرآن به صورت غیر صریح و با اشاره و کنایه مطلب را بیان نماید؛ زیرا احتمال دارد که دامنه مخالفت با مسئله امامت ائمه به مخالفت با قرآن و اصل دین کشیده شود که این به صلاح مسلمانان نخواهد بود و مسئله بعد اینکه اگر آیه به طور صریح از امامت و ولایت صحبت کنند آن آیه را تبدیل یا تحریف نمایند و آنگاه ارزش اسلام به عنوان دین خاتم و قرآن به منزله یک کتاب آسمانی جاودان هتک می گردید .

امام حسین علیه السلام در قرآن

در روایات متعددی آیه 29 سوره دخان بر گریه ی خون بار آسمان و زمین بر امام حسین تطبیق داده شده است : فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالأرْضُ وَمَا کَانُوا مُنْظَرِینَ (دخان، 29)

آیه در مقام بیان است که پس از غرق شدن فرعونیان آسمان و زمین بر آنان گریه نکردند زیرا آنان موجودات خبیثی بودند که گویی هیچ ارتباطی با عالم هستی و جهان بشر نداشتند. هنگامیکه این بیگانگان از عالم طرد شدند کسی جای خالی آنان را احساس نکرد؛ نه در صحنه ی زمین، نه بر پهنه ی آسمان و نه در اعماق قلوب انسانها. به همین دلیل هیچکس قطره ی اشکی بر مرگ آنان فرو نریخت و اما بر خلاف فرعونیان و تبهکاران، در روایات متعددی آمده است که هنگامیکه امام حسین علیه السلام به شهادت رسید آسمان و زمین بر مصیبت او گریه کردند؛ آسمان خون بارید و هر سنگی را که از زمین بر می داشتند زیر آن خون تازه بود. این روایات هم در کتاب های شیعه نقل شده است هم در کتاب های اهل سنت.( اقبال الاعمال: ص545- بحار الأنوار: ج 14-ص182-183- ج45-ص210-211؛ فضایل الخمسة من الصحاح آلسته : ص293)

اگر آیه به طور صریح از امامت و ولایت صحبت کنند آن آیه را تبدیل یا تحریف نمایند و آنگاه ارزش اسلام به عنوان دین خاتم و قرآن به منزله یک کتاب آسمانی جاودان هتک می گردید .

مقصود از گریه آسمان و زمین چیست؟

1.گریه ی آسمان و زمین کنایه از شدت مصیبت روز عاشورا است .

2.شاید کنایه نباشد بلکه واقعاً سختی مصیبت آن روز در آسمان و زمین اثر فیزیکی گذاشته و آثار تغییر در آن ظاهر شده است، چرا که در برخی روایات آمده است آسمان بر احدی گریه نکرد جز بر یحیی بن زکریا و حسین بن علی و گریه ی آنان همان سرخی آسمان بود .

ظاهر روایات این است که این تعبیر ها کنایه نیست و تنها آسمان سرخ نشده بود و واقعاً از آسمان خون بارید و زمین پر از خون شد، ولی به نظر می رسد که این حوادث ملکوتی باشد که در آن روز رخ داد و خون همه جا را فرا گرفت اما برای همه افراد قابل مشاهده نبود بلکه افراد خاصی آن را می دیدند.


پی نوشت:
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی
تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبایی
اقبال الاعمال، ص545
بحارالانوار، ج 14، ص182.183
مقتل الحسین، ج 2، ص 89.90


- نظرات (0)

هدایایی برای اموات

اموات

بهترین هدیه براى اموات

اموات و كسانى كه دستشان از این عالم خاكى كوتاه گشته ، سخت در انتظارند كه هدیه اى براى آن ها از سوى دوستان و بستگانشان فرستاده شود و هیچ هدیه اى شادى بخش تر از طلب آمرزش براى آنان نیست.
استغفار بهترین هدیه و برترین سوغاتى براى مردگان است كه همچون نسیم خنك و دلپذیرى، در صحرایى سوزان و بى آب و علف، بر پیكر خسته انسانى از پا افتاده مى وزد و روحى تازه به او مى بخشد. طلب آمرزش براى گناهانِ اموات به سان آب سرد و گوارایى است كه جگرِ سوخته لب تشنگان را مرهم مى بخشد و جان از دست رفته آنان را به ایشان باز مى گرداند.
خواندن قرآن و اهدای ثواب آن به اموات، پاداش بسیار دارد: خصوصاً در شب های جمعه.
در شب های جمعه به خواندن سوره یاسین، واقعه، جمعه، كهف و اسراء و ... ثواب زیاد دارد. در این زمینه می توانید به مفاتیح الجنان، اعمال شب جمعه مراجعه فرمایید.

در قرآن کریم نیز در باب طلب غفران این چنین آمده است؛ رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَ لِلْمُوْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ: ای پروردگار ما ، مرا و پدر و مادرم و همه مومنان را در روز شمار بیامرز.

توجهتان را به چند نکته در باب این آیه جلب می کنیم:

کلمه ى «والد» تنها به پدر واقعى گفته مى شود، ولى کلمه ى «أب» به غیر پدر از جمله به عمو و پدرزن نیز گفته مى شود. چون والدین ابراهیم مومن بودند، لذا در این آیه حضرت ابراهیم به والدین خود دعا می کند، ولى در آیات دیگر که کلمه ى «أب» بکار رفته و مراد عموى ابراهیم است، به دلیل مشرک بودن او، حضرت از او بیزارى می جوید.
1- تکرار کلمه ى «ربّ» در آغاز دعاهاى حضرت ابراهیم، نشانه تأثیر آن دراستجابت دعا و یا یکى از آداب آن است. «ربّ اجعلنى»
2- در دعا هم به خود توجّه کنید، «واجنبنى، واجعلنى، واغفرلى» و هم به دیگران. «وبنّى، ومن ذریتى، و لوالدى وللمومنین»
3- انسان، هم باید به فکر نسل قبل باشد، «ولوالدىّ وللمومنین » و هم به فکر نسل بعد. «و من ذریّتى»
4- در دعا، بستگان انسان بر دیگران مقدّمند. «ولوالدى و للمومنین»
5- در دعا، به فکر قیامت خود، فرزندان و جامعه باشید. «یوم یقوم الحساب»

در روایات نیز بیان شده که برای اموات از هر چیز بهتر و مفیدتر صدقه، احسان به فقرا، انجام کار نیک و اهدای ثواب آن برای مردگان است.
در روایتی رسول گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) فرمود: "صدقه حرارت قبرها را از بین می برد." (میزان الحكمه، ماده صدقه، شماره 10342)

استغفار بهترین هدیه و برترین سوغاتى براى مردگان است كه همچون نسیم خنك و دلپذیرى ، در صحرایى سوزان و بى آب و علف ، بر پیكر خسته انسانى از پا افتاده مىوزد و روحى تازه به او مى بخشد. طلب آمرزش براى گناهانِ اموات به سان آب سرد و گوارایى است كه جگرِ سوخته لب تشنگان را مرهم مى بخشد و جان از دست رفته آنان را به ایشان باز مى گرداند.

استحباب قرائت قرآن برای اموات

در خصوص اثبات استحباب قرائت قرآن برای اموات دو نوع دلیل می توان بیان کرد: نوع اول روایاتی که به صورت کلی بیان می کند به یاد اموات و گذشتگان باشید و آنها از کارهای نیک شما بهره می برند؛ و روشن است که قرائت قرآن یکی از کارهای نیک و پسندیده است.

در این مورد روایاتی وجود دارد که به بعضی اشاره می شود:
1. از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.» [یزدی، شیخ حسن بن علی، انوار الهدایة، ص 115]
2. حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:«مرده به خاطر طلب رحمت و آمرزشی که برای او می شود شادمان می گردد، همانگونه که زنده بوسیله هدیه ای که به او می دهند، خوشحال می گردد.» [محجة البیضاء، ج 8، ص 292]
دست دوم روایاتی است که آثار قرائت قرآن برای اموات را بیان می کند؛ مانند این روایت: حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «هر که قبر مومنی را زیارت کند و در کنار آن هفت مرتبه إنّا انزلناه بخواند، خداوند او را با صاحب قبر می آمرزد.» [مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج 79، ص 169]

برای اموات از هر چیز بهتر و مفیدتر صدقه ، احسان به فقرا ، انجام کار نیک و اهدای ثواب آن برای مردگان است.
در روایتی رسول گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) فرمود: "صدقه حرارت قبرها را از بین می برد." (میزان الحكمه، ماده صدقه، شماره 10342)

هدایای ما برای اموات چه تأثیری دارد؟

در باب اثرات هدایا و اعمال نیکی که به اموات هدیه می شود، توجه شما را به این داستان جلب می کنیم:
مرحوم محدث زاده نقل کرده است: وقتی که پدرم در نجف اشرف فوت کردند، ما چیزی نداشتیم که برای آن مرحوم احسان و اطعام بدهیم، من و برادرم قرار گذاشتیم که بعدازظهر هر پنجشنبه به نوبت هر کدام یک کاسه با یک کوزه آب سرد برداریم و در صحن حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) به زوار آن حضرت آب بدهیم و ثوابش را نثار پدر کنیم تا بدین وسیله احسانی به پدرمان کرده باشیم. مدتی این کار را انجام دادیم تا اینکه یک شب جمعه پدرم را در خواب دیدم که به سویم می آید ولی زبانش از دهانش آویزان است و رنگش پریده و حال پریشانی دارد، من باعجله از او استقبال کردم و جویای حالش شدم. گفت: فرزندم از تشنگی ناراحتم. عرض کردم: پدر جان الآن می روم و برایت آب می آورم. ایشان فرمود: من از آن آب کوزه صحن حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) می خواهم، در این هنگام بیدار شدم. آن روز که جمعه بود برادرم را ملاقات کردم و پرسیدم دیروز آب به زوار دادی؟ گفت: متأسفانه مسامحه کردم و آب ندادم، من خواب شب گذشته را برایش نقل کردم و او بسیار ناراحت شد. (با اقتباس و ویراست از کتاب شگفتی های برزخ)

در روایتی از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) نقل شده است: مردگانتان را كه در قبرها آرمیده  اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانى هستند و به كارهاى نیك شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام كارى ندارند، شما صدقه و دعائى به آنها هدیه كنید. (الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى ، ص 232)


- نظرات (0)

عجایب سخن گفتن با حیوانات

سخن گفتن با حیوانات

یکی از سوالاتی که ممکن است در رابطه با نعمت های خداوند متعال مطرح شود، غیرطبیعی و عجیب بودن آن هاست. از جمله نعمت هایی که خداوند متعال به یکی از پیامبران بزرگ خود عطا کرده و از آن در قرآن کریم نیز یاد می کند، نعمت گفتگو با حیوانات از جمله مورچه و پرندگان است.  چه توجیه معقولی در این رابطه وجود دارد؟

جایگاه عقل

قرآن کریم در آیات بسیاری، مردم را به تعقّل و تفکّر در آیات خود دعوت می کند. لذا هدف از ذکر بسیاری عجایب و شگفتی ها در قرآن، تشویق و ترغیب انسان ها به تفکّر است. می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُون  [نحل/44] و ما این ذكر [قرآن ] را بر تو نازل كردیم، تا آن چه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شاید اندیشه كنند!». شگفتی ها و عجایب غیرقابل باور مذکور در قرآن، نه تنها منافاتی با عقل سلیم ندارد، بلکه با توجّه به سرنخ هایی که در قرآن و یا در طبیعت و علوم تجربی و... وجود دارد، تعقّل انسانی را به تحرّک و پویایی می کشاند و انسان را در جهت تحقیق و پویایی هر چه بیشتر برای رسیدن به حقایق علمی و هدایت گر، سوق می دهد. مثل این که می فرماید: « یُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخیلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ إِنَّ فی  ذلِكَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ [نحل/11] خداوند با آن (آب باران)، براى شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همه میوه  ها مى  رویاند مسلماً در این، نشانه روشنى براى اندیشمندان است.»

هیچ عقلی امکان صحبت کردن با حیوانات را رد نمی کند و گرچه گفتگوی حضرت سلیمان با مورچه و یا هُدهُد در قرآن ذکر شده است. امّا به این معنی نیست که دیگر امکان این کار وجود ندارد؛ بلکه ائمّه معصومین (علیهم السلام) نیز از این فضیلت و نعمت بزرگ بهره مند بودند و چه بسا با پیشرفت علم، بشر به این قابلیّت ممتاز دست یابد.

دریای علم

دریای علم، بی کران است و تا امروز، تنها قسمت بسیار کمی از آن کشف شده و نادانسته های انسان بسیار بیشتر از دانسته ها هستند. لذا در برخورد با هر قضیّه عجیب و غیرقابل باور باید این نکته را در نظر گرفت که عجیب بودن یک مطلب الزاماً به معنای غیر ممکن بودن آن نیست. چه بسا علمی است که ما نسبت به آن جاهل و غافل هستیم. قرآن کریم می فرماید: «وَ قَالَ یَأَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیر [نمل/16] و گفت: اى مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده». همان طور که واضح است خداوند متعال از گفتگوی با پرندگان به عنوان علم و دانشی نام برده که به حضرت سلیمان علیه السلام آموخته است. در تحقیق دانشمندان و محقّقان علوم جانورشناسی نیز هوش و درک حیوانات مختلف به اثبات رسیده است و در این رابطه هر روز حقایق عجیب و جدیدی نمایان می شود که بیان گر عمق دانش مخفی، درباره حیوانات است.

ظرفیّت یادگیری

یکی از لوازم یادگیری و دانش اندوزی، مسأله ظرفیّت فهم و حفظِ دانشِ مورد نظر است. به این معنی که برای یادگیری هر علمی نیاز به داشتن ظرفیّت و استعداد برای حفظ آن علم است. در توضیح این مطلب باید اول از همه دانست که سرچشمه همه علوم، خداوند متعال است. از طرفی، همه علوم از جمله علمِ گفتگوی با حیوانات، از نعمت های بزرگ الهی هستند. لذا فرمود:« وَ قَالَ رَبّ ِ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلىَ َّ وَ عَلىَ  وَالِدَى  [نمل/19] و گفت: "پروردگارا! شكر نعمت هایى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به من الهام كن "». نکته دیگر این که؛ همچنان که هر نعمتی برای هر کسی مفید و خیر نیست، هر علمی نیز برای هر کسی به مصلحت نخواهد بود؛ بلکه خداوند به تناسب توانایی و جایگاه هر کسی، علمِ درخور با او را عنایت می کند. به همین جهت، علوم غیرعادّی و بزرگ را تنها به اولیاء خاص خود عنایت می کند که در مسیر درست استفاده شود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد. امیرالمومنین علیه السلام به ابن عبّاس فرمودند:« إِنَّ اللَّهَ عَلَّمَنَا مَنْطِقَ الطَّیْرِ كَمَا عَلَّمَهُ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ مَنْطِقَ كُلِّ دَابَّةٍ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْر [1] خداوند به ما زبان پرنده  ها را آموخته همان طور كه به سلیمان بن داود زبان همه جنبنده  هاى بیابانى و دریائى را آموخت.»

همچنان که هر نعمتی برای هر کسی مفید و خیر نیست، هر علمی نیز برای هر کسی به مصلحت نخواهد بود؛ بلکه خداوند به تناسب توانایی و جایگاه هر کسی، علمِ درخور با او را عنایت می کند. به همین جهت، علوم غیرعادّی و بزرگ را تنها به اولیاء خاص خود عنایت می کند که در مسیر درست استفاده شود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد.

عقل سلیم

استدلال های عقلی اگر بر پایه محکمی بنا نهاده نشود، ممکن است انسان را به نتایج غلط و انحراف ار حقیقت بکشاند. در رابطه با اعتقادات نیز باید ابتدا از توحید که اصل اوّلی اعتقادی است شروع کرد، و بعد از پرداختن به اصول دین به دنبال پیدا کردن استدلال برای بقیه مسائل رفت. لذا پایه گذاری اعتقادات بر مبنای شبهه های فرعی باعث تخریب و تشکیک در عقاید بنیادی خواهد شد. ائمّه اطهار (علیهم السلام) می فرمایند: « فَإِنَّ مَنْ یَبْنِی وَ لَا یَهْدِمُ یَرْتَفِعُ بِنَاوُهُ وَ إِنْ كَانَ یَسِیراً وَ إِنَّ مَنْ یَبْنِی وَ یَهْدِمُ یُوشِكُ أَنْ لَا یَرْتَفِعَ بِنَاوُهُ [2] هر كس ساختمانى بنا مى  كند، آن را خراب نمى  سازد و آن ساختمان بالا مى  رود، ولى اگر كسى مى  سازد و خراب مى  كند ساختمان بالا نخواهد رفت ». با این توضیحات، اصل تحقیق در ارتباط با سوالاتی از این دست، اگر باعث تحکیم اعتقادات اساسی اسلامی باشد بسیار مطلوب است. امّا اگر به جهت فرار از اصول دینی باشد، به مثابه تلاش برای تخریب ساختمان عقیدتی خود است که شالوده اصلی هر انسانی را تشکیل می دهد.

نتیجه این که؛ هیچ عقلی امکان صحبت کردن با حیوانات را رد نمی کند و گرچه گفتگوی حضرت سلیمان با مورچه و یا هُدهُد در قرآن ذکر شده است. امّا به این معنی نیست که دیگر امکان این کار وجود ندارد؛ بلکه ائمّه معصومین (علیهم السلام) نیز از این فضیلت و نعمت بزرگ بهره مند بودند و چه بسا با پیشرفت علم، بشر به این قابلیّت ممتاز دست یابد.

پی نوشت ها:
[1]. علّامه محمّدباقر مجلسی، بحار الأنوار(ط-بیروت)، ج 27، ص264.
[2]. همان، ج 67، ص286.


- نظرات (0)

تفاوت بین علم خدا و علم بشر

در سوره لقمان مى فرماید: «فقط خداوند از داخل رحم ها خبر دارد» در حالى كه امروزه با سونوگرافى و امثال آن مى توان از داخل رحم ها باخبر شد و همچنین «نقش پدر و مادر در تعیین جنسیت» چگونه با این آیه سازگار است؟


علم خدا و علم بشر

علم سونوگرافی امروز، علم خدا را زیر سؤال نمی برد؟

خداوند متعال در پایان سوره ى لقمان مى فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَداً وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»؛ (لقمان/ 34) «آگاهى از زمان قیامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى كند، و آنچه را كه در رحم ها (ى مادران) است مى داند، و هیچ كس نمى داند فردا چه به دست مى آورد، و هیچ كس نمى داند در چه سرزمینى مى میرد؟ خدا عالم و آگاه است!»
مفسرین گفته اند: علم موارد پنجگانه اى كه در این آیه مطرح شده منحصر به خداوند تبارك و تعالى است.

علم خداوند در معرض سهو و خطا نمى باشد ولى انسان ها گاهى مرتكب سهو و خطا و اشتباه مى شوند.( گاهى خبر داده اند فرزند داخل رحم، دختر یا پسر است ولى وقتى به دنیا آمده برعكس بوده و یا گاهى خبر مى  دهند كه باران مى بارد ولى نمى بارد یا برعكس)

حال پرسش این است كه علم به رستاخیز و آینده ى افراد و مرگ انسان ها و ساعت دقیقش مخصوص خداوند است ولى امروزه جنس جنین دختر و پسر بودن را مى توان باخبر شد و یا در مورد بارش باران در علم هواشناسى پیش بینى هاى نسبتاً خوبى داریم. بنابراین بین یافته هاى علوم تجربى و این آیه ى شریفه در حقیقت توهم تعارض است كه براى رفع توهم نظر شما را به مطالب زیر جلب مى كنیم:
براى آیه ى شریفه ى مورد بحث مفسرین دو تفسیر ذكر كرده اند:
تفسیر اول: مقصود این باشد كه این علوم مخصوص خداست، اما جزئیات آن مراد است؛ به عبارت دیگر جزئیات بارش باران مانند مكان و زمان دقیق آن، و همچنین اگر بیان می فرماید که او به آنچه در شکم مادران است، آگاه می باشد، این تنها بدان معنی نیست که او فقط جنسیت آنان را می داند که با به وجود آمدن دانش سونوگرافی بخواهیم دانش خدا را چیزی همانند دانش بشری جلوه دهیم! بلکه او؛ به فرموده امام علی (علیه السلام)؛ علاوه بر آنکه جنسیت جنین ها را می داند، آگاه است که آیا آنها زیبایند یا زشت؟ سخاوتمندند یا خسیس؟ شقاوتمندند یا سعادتمند؟ هیزم جهنم اند یا رفیق پیامبران در بهشت[نهج البلاغه، بخشی از خطبه 128]؟ و نیز خداوند از ابتدا، دقیقا می داند که جنین، تا چه زمانی در شکم مادر باقی می ماند. آیا قبل از نه ماه، به هر دلیلی سقط شده و یا نارس به دنیا می آید؟ آیا در مدت مقرر پا به جهان می گذارد؟ و یا مدت بیشتری در شکم مادر باقی می ماند[رعد، 8 (للَّهُ یَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثَى وَمَا تَغِیضُ الأرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَکُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ)]!

ممكن است ما با سونوگرافى به صورت كلى اطلاع پیدا كنیم دختر است یا پسر و حتى برخى از متخصصان بتوانند تشخیص دهند كه حدوداً چند روز دیگر به دنیا مى آید، ولى جزئیات دقیق در مورد خصوصیات جسمى و روحى و امثال آن از دسترس بشر خارج است ولى خداوند تمام این جزئیات را مى داند.

آیا هیچ پزشک متخصصی می تواند چنین ادعایی داشته باشد و آیا بشر هیچ گاه می تواند به این حد از دانش دست یابد؟!
 شاید بشر بتواندتا حدی وضعیت آب و هوایی را پیش بینی نموده و یا حتی با بارور نمودن ابرها، قطراتی از باران را جابجا نماید، اما آیا او می تواند مانع برخورد سیاره زمین با سایر اجرام آسمانی شده و یا مراقب منحرف نشدن کره خاکی از مسیر تعیین شده خود باشد؟!
بنابراین، باید با هر پیشرفت جدیدی در دانش، به این باور درست نیز دست یابیم که نایافته های بسیار دیگری وجود دارد که تا رسیدن به آن، باید راه درازی را بپیمائیم و همین امر را دلیل توقف ناپذیری علم و دانش بدانیم و هر یافته جدیدی، ما را بیشتر به وجود قدرتی که این نظم را به وجود آورده، رهنمون گردد، نه اینکه با داشتن دانشی محدود، خود را از خداوند بی نیاز تلقی نماییم.
بنابر این ممكن است ما با سونوگرافى به صورت كلى اطلاع پیدا كنیم دختر است یا پسر و حتى برخى از متخصصان بتوانند تشخیص دهند كه حدوداً چند روز دیگر به دنیا مى آید، ولى جزئیات دقیق در مورد خصوصیات جسمى و روحى و امثال آن از دسترس بشر خارج است ولى خداوند تمام این جزئیات را مى داند.
تفسیر دوم: این كه عبارت «وَیَعْلَمُ مَا فِی الأَرْحَامِ» و جمله قبل از آن «وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ» دو جمله  ى معترضه است.
بنابراین تفسیر، علم به نزول باران و خصوصیات آن مخصوص پروردگار نیست و انحصار آن از آیه استفاده نمى شود. و معناى جمله «وَیَعْلَمُ مَا فِی الأَرْحَامِ» هم این است كه خدا آنچه را كه در رحم مادران است مى  داند ولى از آنجا كه این دو جمله معترضه است سیاق انحصار علم امور مذكور به  خدا، شامل این قسمت آیه نمى شود. (لقمان/ 34) و دیگران هم مى توانند از داخل رحم ها و نزول باران اطلاع یابند.
اگر ما تفسیر دوم را در آیه بپذیریم دیگر این آیه درصدد بیان این نكته نمى باشد، كه فقط خداوند مى  داند كه فرزند در رحم مذكر است یا مونث؛ بلكه آیه مى فرماید: «خداوند به این مسئله علم دارد و این، علم دیگران را نفى نمى كند. بلكه انسان ها نیز مى توانند با كاوش در زمینه هاى مختلف در روابط با پدیده  ها و واكنش هاى شیمائى كرموزوم ها و سلول هاى جنین، تاثیر غذاها و داروها، به جنس جنین پى ببرند و مقدماتى را براى این كار فراهم كنند كه بچه پسر یا دختر شود و حتى مى تواند این مساله قبل از انعقاد نطفه یا بعد از انعقاد نطفه اتفاق بیفتد و آیات تعارضى با یافته هاى علوم پزشكى نخواهد داشت.

باید با هر پیشرفت جدیدی در دانش، به این باور درست نیز دست یابیم که نایافته های بسیار دیگری وجود دارد که تا رسیدن به آن، باید راه درازی را بپیمائیم و همین امر را دلیل توقف ناپذیری علم و دانش بدانیم و هر یافته جدیدی، ما را بیشتر به وجود قدرتی که این نظم را به وجود آورده، رهنمون گردد، نه اینکه با داشتن دانشی محدود، خود را از خداوند بی نیاز تلقی نماییم.

تفاوت بین علم خدا و علم بشر

دكتر «دَیّاب» در كتاب «طب در قرآن» بنابر فرضى كه تفسیر اول را در آیه بپذیریم چند تفاوت بین علم خدا و علم بشر بر مى شمارد و مى گوید:
1. علم خداوند معمولًا نیاز به واسطه ندارد اما بشر نیاز به دستگاه و واسطه دارد.
2. علم خداوند در معرض سهو و خطا نمى باشد ولى انسان ها گاهى مرتكب سهو و خطا و اشتباه مى شوند. (گاهى خبر داده اند فرزند داخل رحم، دختر یا پسر است ولى وقتى به دنیا آمده برعكس بوده و یا گاهى خبر مى دهند كه باران مى بارد ولى نمى بارد یا برعكس)
3. خداوند تمام خصوصیات جنین را مى داند ولى ما برخى از آن را مى دانیم.

جمع بندى

براى آیه ى شریفه مورد بحث دو تفسیر ارائه شده:
1. مقصود از علم خداوند به جنین علم به جزئیات جنین مى باشد (ویژگى هاى جسمى، روحى و استعدادها و ...) و همچنین منظور از علم خداوند به نزول باران، علم به جزئیات آن مى باشد (زمان و مكان دقیق باران و مقدار دقیق آن و ...)
2. عبارت «وَیَعْلَمُ مَا فِی الأَرْحَامِ» و «ینزل الغیث» دو جمله معترضه مى باشند بنابراین تفسیر علم به «آنچه در رحم ها مى باشد» و علم به «نزول باران» مخصوص خداوند نیست بلكه دیگران نیز مى توانند از آن مطلع شوند.

اگر بیان می فرماید که او به آنچه در شکم مادران است، آگاه می باشد، این تنها بدان معنی نیست که او فقط جنسیت آنان را می داند که با به وجود آمدن دانش سونوگرافی بخواهیم دانش خدا را چیزی همانند دانش بشری جلوه دهیم! بلکه او؛ به فرموده امام علی (علیه السلام)؛ علاوه بر آنکه جنسیت جنین ها را می داند، آگاه است که آیا آنها زیبایند یا زشت؟ سخاوتمندند یا خسیس؟ شقاوتمندند یا سعادتمند؟ هیزم جهنم اند یا رفیق پیامبران در بهشت؟[نهج البلاغه، بخشی از خطبه 128]

بنابر این:
دانش خداوند و دانش بشری با هم منافاتی ندارند، بلکه خداوند بر همه چیز با تمام جزئیاتش؛ و حتی بدون در نظر گرفتن موقعیت زمانی؛ آگاه بوده، اما دانش بشری، تنها منحصر به برخی از امور، آن هم به طور محدود است. البته این دانش، همواره در راه پیشرفت و تکامل است، اما با این وجود و با مقایسه با نادانسته ها، به هیچ عنوان نمی تواند همانند دانش خداوندی ارزیابی گردد. و آیه ای که در مورد خلقت انسان بیان نموده، با دانش جدید بشری ناهمخوان نیست. حتی اعلام این نکته توسط قرآن که در مراحل تکون جنین، پیدایش استخوان بر روئیدن گوشت تقدم دارد، از اعجاز علمی قرآن شمرده شده است.
هر كدام از این دو تفسیر را كه بپذیریم در مى یابیم كه آیه با یافته هاى علمى تعارض ندارد و در حقیقت توهم تعارض شده بود كه با اندكى دقت رفع توهم مى شود.

منابع:
کتاب پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ج 2



- نظرات (0)

شاه کلید آیت الله نخودکی به یک جوان!


شاه کلید

بهترین وسیله برای رسیدن به قرب خدا

خداوند متعال در قرآن می فرماید: وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ (انعام/92) : و آنان همواره بر نمازشان محافظت می کنند. در روایتی امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است. (تحت العقول، ص 455)
بعضی از دستور العمل هایی در دین است که فوق العاده سریع تأثیر دارد و خیلی زود آدمی را به خدا می رساند. خود خداوند هم روی مواردی دست گذاشته و فرموده است که ایها الناس این موارد شما را جهشی به هدف و مقصود نهایی می رساند.
مثلا نماز را نگاه کنید؛ یک سری تأکیدات خاصی روی آن شده است؛ نماز ستون دین است؛ الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم (میزان الحکمه، ج 5، ص 370) أول ما یحاسب العبد الصلاة فإن قبلت قبل ما سواها و إن ردت رد ما سواها (فلاح  السائل ص 127): اگر نماز را قبول بکنند بقیه اعمال را هم قبول می کنند و اگر نماز را رد بکنند بقیه اعمال را هم رد می کنند.

امام علیّ علیه السلام می فرماید: صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقتِها المُوَقَّتِ لَها، ولا تُعَجِّل وَقتَها لِفَراغٍ، ولا تُوَخِّرها عَن وَقتِها لِاشتِغالٍ، واعلَم أنَّ كُلَّ شَی ءٍ مِن عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ؛ نماز را در وقت مقرّرش بخوان و به دلیل بیكار بودن، آن را جلو نینداز، و به دلیل اشتغال به كارى، آن را به تأخیر نیفكن و بدان كه همه كارهایت تابع نماز توست. (نهج البلاغة: نامه 27)

چرا آنقدر روی نماز تأکید شده است؟

در دین مهره کلیدی نماز است. اگر عمر حضرت نوح را هم داشته باشیم و گره ها و بدی ها و رذیله ها را در این مدت طولانی لیست کنیم و بخواهیم برطرف کنیم نمی توانیم، چرا که ما خودمان هم نمی دانیم گره ها و قفل هایمان کجا است و تازه اگر هم بفهمیم، عاملی برای رفع این گیرها را نمی دانیم اما خداوند هم می داند گیر و گره ها کجا است و هم کلید باز شدن آن ها را می داند.
خداوند دست روی نماز می گذارد و می گوید من یک کلید می دهم که با این کلید ده ها گره باز می شود، ده ها گیر و مشکل بر طرف می شود ... می فرماید تو یک نماز بخوان؛ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ (عنکبوت؛ 45) شما نماز را خوب و پاکیزه بخوان، همین نماز آلودگی هایت را به مرور بر طرف می کند.
فردی خدمت رسول خدا آمد و گفت: جوانی هست که چشم چران است، چه جوری درستش کنیم؟ حضرت سوال کردند: آیا این جوان نماز شرکت می کند و نماز می خواند؟ عرضه داشت: بله. پیامبر فرمود: بالاخره درست می شود... به خصوص نماز اول وقت.
امام علیّ علیه السلام می فرماید: صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقتِها المُوَقَّتِ لَها، ولا تُعَجِّل وَقتَها لِفَراغٍ، ولا تُوَخِّرها عَن وَقتِها لِاشتِغالٍ، واعلَم أنَّ كُلَّ شَی ءٍ مِن عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ؛ نماز را در وقت مقرّرش بخوان و به دلیل بیكار بودن، آن را جلو نینداز، و به دلیل اشتغال به كارى، آن را به تأخیر نیفكن و بدان كه همه كارهایت تابع نماز توست. (نهج البلاغة: نامه 27)

می خواهی آرامش داشته باشی؟

شیطان دشمن قسم خورده است؛ از پیش رو می آید، از پشت سر می آید، از دست راست و چپ می آید؛ از 4 سمت به ما حمله می کند، چگونه در برابر این دشمن قسم خورده بایستیم؟ قرآن پاسخ می دهد؛ ... أَلابِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد، 28) با ذکر الله قلب آرامش پیدا می کند؛ امروزه خیلی ها استرس داریم، خیلی ها نگران هستیم، دلشوره داریم، مضطربیم، اگر می خواهید این استرس ها و دغدغه هایتان برطرف شود؛ أَلابِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ... بالاترین ذکرها نماز است، این نماز از تمام شیاطین تو را حفظ می کند، در روایت است که مَا أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّیطَانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیطَان (بحارالأنوار، ج 53، ص 182، ح 11؛ وسائل الشیعة، ج 4، ص 236، ح 5023) هیچ چیز به مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی ساید، پس نماز بگذار و بینی ابلیس را به خاک بمال.

مراقب نمازهایمان باشیم

نماز خطورات شیطانی را از بین می بیند. نسخه اصلی در نماز است؛ دنبال بخت گشایی ها، حرزهای بی سند برای رزق و روزی، حرزهای شیطانی برای رفع مشکلات و گره های زندگی نباشیم ... نسخه و کلید اصلی را از مرحوم نخودکی به یادگار داشته باشید ...
نقل است، جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم!
قفل اوّل: این است که دوست دارم تا جوانم بروم مکه؛ مرحوم حاج شیخ فرمود: برای قفل اوّل، نمازت را اوّل وقت بخوان.
قفل دوم: اینکه می خوام تا جوانم ازدواج کنم، زن خوب می خوام، اولاد صالح می خوام؛ مرحوم حاج شیخ فرمود: برای قفل دوم، نمازت را اوّل وقت بخوان.
قفل سوم: می خوام رزقم زیاد باشه، با برکت باشه چه کنم؟ مرحوم حاج شیخ فرمود: برای قفل اوّل، نمازت را اوّل وقت بخوان، برای قفل دوم نمازت را اوّل وقت بخوان و برای قفل سوم هم نمازت را اوّل وقت بخوان! جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!
آقا من سه حاجت جداگانه داشتم، برای هر سه تا یکی کلید می دهید؟
آیت الله نخودکی فرمود: نماز اوّل وقت «شاه کلید» است. (با اقتباس و ویراست از بیانات حجت الاسلام مومنی)

امروزه خیلی ها استرس داریم، خیلی ها نگران هستیم، دلشوره داریم، مضطربیم، اگر می خواهید این استرس ها و دغدغه هایتان برطرف شود؛ أَلابِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ... بالاترین ذکرها نماز است، این نماز از تمام شیاطین تو را حفظ می کند، در روایت است که مَا أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّیطَانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیطَان؛ هیچ چیز به مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی ساید، پس نماز بگذار و بینی ابلیس را به خاک بمال

اربعین گرفتنی که هباء منثورا می شود

مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی بر خواندن نمازهای روزانه در اوّل وقت، تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف روشن ضمیر می گفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت بپردازد امّا یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» خواهد شد.

اگر می خواهی دلت را از گناه حفظ کنی

قرآن کریم می فرماید: وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلا عَلَى الْخَاشِعِینَ ?45، بقره) اگر می خواهی به نفست مسلط باشی، دلت و قلبت به گناه نرود، چشمت گناه نکند و هرز نرود، نماز اول وقت خوان باشید؛ دل محکم خواهد شد.

منابع:
بیانات حجت الاسلام عالی؛ در برنامه سمت خدا
بیانات حجت الاسلام مومنی؛ در سخنرانی ایام محرم 95



- نظرات (0)