سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



بی نقص ترین سامانه آزمایشی دنیا!

مراحلِ ایمانِ واقعی و خداپسندانه

1- ایمان به وجودِ خالق

2- ایمان به چهار صفتِ اصلیِ خداوند ( یگانگیِ او در خداوندی یا همان توحید - علم و دانش مطلق - قدرتِ مطلق - عدالتِ مطلق)

این آیه یکی از آیاتِ بسیار مهم قرآن کریم است که باعث می شود که انسانِ مومن ، به عدالتِ مطلقِ خداوند هرچه بیشتر ایمان بیاورد تا حدی که دلش کاملاً به آرامش می رسد که خدا هرگز به کسی ظلم نکرده و عدالتش مطلق هست.

یکی از عجایب و شگفتی هایِ  قرآنِ عزیز ، ارتباطِ اطلاعاتِ موجود در آیه های آن است.

هر چه با مهارتِ بیشتری این اطلاعات را کنار هم بچینیم , تصویرِ حقیقتِ این دنیا بیشتر در ذهنِ ما مجسّم می شود. درست مثل قطعات یک پازلِ تصویری که هر چه قطعاتِ درست بیشتری در کنار هم قرار دهیم بیشتر پی می بریم که آن تصویر چیست.

در قرآن آیاتِ زیادی وجود دارد که حاکی از امتحان بودنِ زندگیِ دنیا می باشد. ما باید قوانین این امتحان را درک کنیم تا بتوانیم با بهترین معدل ممکن قبول شویم.

یکی از آیاتی که در موردِ نحوه ی امتحانِ دنیا به ما اطلاعات می دهد, همین آیه ی شریفه لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا است ، مفهوم این آیه بسیار مهم هست.

مفهومش این است که کمیت برایِ خداوند اصلاً ارزش ندارد بلکه درصد و کیفیت ارزش دارد .

مثال:

یک نفر صد ملیارد تومان دارد و ده ملیون برای خدا انفاق می کند و یک نفر یک ملیون دارد و صد هزار تومان انفاق می کند و یک نفر هزار تومن دارد و پانصد تومانش را انفاق می کند.

ببینید وُسعِ این افراد چقدر با هم فرق دارد!!!!

آن فردی که پانصد تومان انفاق کرده شاید بگوید انفاق من در مقابلِ آن فردی که ده ملیون تومان انفاق کرده هیچ است اما حقیقت این است که او از همه نزدِ خدا عزیزتر است چون پنجاه درصدِ اموالش را انفاق کرده اما نفر اول فقط یک هزارم اموالش را انفاق کرده !!!!

این هست معنیِ شگرفِ این آیه ی شریفه.

افرادی که در آخرت اهل بهشت بوده و در آن جاودان می مانند باید دو ویژگی اصلی داشته باشند یکی اینکه به خداوند متعال ایمان داشته و دیگر اینکه در کنار ایمان خود به اعمال صالح نیز روی بیاورند

کسی که این اطلاعات را درک کرده باشد، دلش آرامش عجیبی پیدا می کند ، دیگر هرگز نمی گوید خدایا چرا یکی خیلی ثروت دارد و یکی بسیار کم. چون می داند که مقدارِ ثروت برایِ خداوند اصلاً مهم نیست بلکه این مهمه که هر کس چند درصد از آنچه که دارد را انفاق می کند.

معنیِ دیگرش که بسیار هم مهم هست این است که منظور آیه این است که مجموعه دستورات دینی که خدا وضع کرده انجام آن خارج از وسع و توان انسان نیست نه اینکه اگر به هر دلیل غیر موجهی (غیر موجه دینی) مثل حال نداشتن و ... وسع انسان به انجام واجبات و ترک گناهان نمی‌رسد.

خداوند از هر کس به اندازه ی توانایی اش توقع دارد ، نه بیشتر و نه کمتر.

مثال:

در امتحاناتِ کنکور هر کسی امتیاز بالاتر بیاورد می گویند از همه بهتره (عدالتِ بشری). کاری ندارند کی معلم خصوصی داشته کی تو اتاق مجزّا درس خونده . کی تو زیر زمین درس خونده کی باباش حسابی بهش رسیده و کی روزها کار می کرده و شبها درس می خونده.

کی زیر کولر گازی بوده و کی تو گرمایِ طاقت فرسا درس خونده, کی تو مدرن ترین مدرسه ی خصوصی درس خونده و کی تو محروم ترین روستا تو چادر.

اما توجه داشته باشیم که در امتحانِ الهی همه ی این فاکتورها با دقتِ بی نهایت در نظر گرفته می شود.

توقع خداوند از انسانِ عرب زبانِ درس خوانده ای که در مکه زندگی می کند خیلی بیشتر از آن کسی است که در قبیله ی آدمخوارانِ آمازون زندگی می کند و چون خداوند از باطنِ دلها کاملاً آگاه است, کسی نمی تواند بگوید خدایا تو بیشتر از حد از من توقع داری.

سامانه ی آزمایشِ دنیا فوق العاده بی نقص و ماهرانه طراحی و خلق شده ، به طوری که گاهی اوقات, انسانِ مومن پس از اندیشیدن به مکانیزمِ این سامانه ی بسیار پیشرفته , ناخودآگاه به خاک می افتد و با دلِ لرزان و چشم پر از اشک سجده می کند و چیزی به ذهنش نمی رسد جز سبحان الله و تبارک الله ؛ چرا که در مقابلِ این همه عظمت کاری جز خشوع و تسبیح از تنش بر نمی آید!!

باریده بود عشق به صحرای کربلا
من وسعم نمی رسد پس انجام نمی دهم!!

وقتی می‌فرمایند: «لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» به این معنی نیست که بگوییم: من که وسعم نمی‌رسد، پس انجام نمی‌دهم. بلکه «لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» یعنی تا جایی که می‌توانی جلو برو و انجام بده.

بعضی در همان قدم اوّل می‌گویند: من نمی‌توانم و پروردگار عالم خودش فرموده: «لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا »، من هم وسعم نمی‌رسد.

ما باید با این دید نگاه کنیم، نه آن دیدی که اشتباه به ما تفهیم شده. «لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» یعنی جلو برو و انجام بده تا آن‌جایی که دیگر نمی‌توانی. نه این که همان اوّل از آن بار مسئولیت شانه خالی کنیم و بگوییم: ما انسان هستیم و وسعمان نمی‌رسد، در قرآن هم آمده: «لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا»!!!

ما معنی «لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا » را نفهمیدیم. این عبارت یعنی تا آن انتها و تا جایی که جا داری، جلو برو. حتّی تا جان دادن هم باید جلو بروی.

أبی‌عبدالله(علیه الصّلاة و السّلام) در روز عاشورا همین را بیان کرد که پروردگار عالم فرمود: «لا یکلّف اللّه نفساً إلّا وسعها»، پس من باید بروم.

اصحاب أبی‌عبدالله(علیه الصّلاة و السّلام) هم همین را بیان فرمودند که ما در سلام آن‌ها را هم شریک قرار می‌دهیم و صد بار می‌گوییم: «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیهم صلوات المصلّین)».

حرّ تا آن‌جایی که می‌توانست رفت. نایستاد که بگوید: من که نمی‌توانم، او امام معصوم است و بحثش جداست. حبیب بن مظاهر هم تا انتها رفت.

اصلاً ترکیب عاشورا می‌خواهد به ما بگوید پیر و جوان، کوچک و بزرگ و زن و مرد ندارد. علّت آوردن اهل و عیالش در این ماجرا این است که بفرماید ذوالجلال و الاکرام می‌فرماید: زن و مرد هم ندارد، کوچک و بزرگ ندارد. یک جا عبدالله بن حسن در قتلگاه می‌رود، یک جا علی اصغر در دستانش جان می‌دهد. یک جا علی اکبر آن‌گونه شهید می‌شود و ... . از سن‌های مختلف و از زن و مرد همه در آن واقعه حضور داشتند. یک جا دخترهای کوچک و یک جا زن‌های سالخورده و یک جا دختران جوان، همه تازیانه می‌خورند و مورد اهانت و جسارت قرار می‌گیرند. همه هستند، « لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا»

منظور آیه این است که مجموعه دستورات دینی که خدا وضع کرده انجام آن خارج از وسع و توان انسان نیست نه اینکه اگر به هر دلیل غیر موجهی (غیر موجه دینی) مثل حال نداشتن و ... وسع انسان به انجام واجبات و ترک گناهان نمی‌رسد

دو ویژگی اصلی برای جاودانه ماندن در بهشت

الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَا نُکلَّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُوْلَئکَ أَصحْابُ الجْنَّةِ هُمْ فِیهَا خَلِدُون

(به هیچ کس جز اندازه توانش تکلیف نمى‏کنیم. آنان که ایمان آورده‏اند و کارهاى نیکو کرده‏اند اهل بهشتند و در آنجا جاویدانند).

افرادی که در آخرت اهل بهشت بوده و در آن جاودان می مانند باید دو ویژگی اصلی داشته باشند یکی اینکه به خداوند متعال ایمان داشته و دیگر اینکه در کنار ایمان خود به اعمال صالح نیز روی بیاورند.

لانکلف نفسا الا وسعها یک جمله معترضه است و خداوند می خواهد بفرماید هر چند می گوئیم شرط ورود به بهشت ایمان و عمل صالح است اما بدانید مقدار عمل صالحی که از افراد مورد انتظار است یکسان نیست و هر کس به اندازه توان و قدرتی که دارد باید برای آخرت خویش تلاش کند و خداوند بیش از قدرت افراد از آنها انتظار ندارد.

پس هر کس در کنار ایمان به خداوند متعال به اندازه قدرت و توان خویش برای آخرت تلاش کند او نیز در بهشت سکنی گزیده و جاودان خواهد شد.

خداوند با این بیان می فرماید: خیال نکنید ما در تکلیف بر شما سخت میگیریم ، خودتان هم بر خودتان سخت نگیرید . خیلی از احتیاط ها و وسواس هاست که ما را به سختی انداخته و ما بر خودمان سخت می گیریم .

به عنوان مثال اگر نذر کردیم بر ما واجب می شود اما نذر کردن که واجب نیست. مانند نذرهای سنگینی که از عهده مان خارج است مثلا اگر نماز شب نخواندم فلان کار را انجام بدهم.پس اگر می خواهید قدرت بر انجام تکالیف داشته باشید تکلیف را کم کنید تا بتوانید انجام دهید و این همان لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا است.


- نظرات (0)

پیامبران اولوالعزم چه کسانی هستند

پیامبران اولوالعزم

یکی از مباحث قرآنی که دربارة پیامبران گرانقدر الهی مطرح است، بحث تقسیم پیامبران به اولوا العزم و غیر اولوا العزم است.

معنای اولوا العزم چیست و کدام پیامبران مصداق این مفهوم هستند.

در این نوشتار کوتاه به بررسی اجمالی این موضوع پرداخته و اقوال مفسرین برجستة شیعه و سنی را دربارة آن مطرح می‌نماییم.

امید است که مورد استفادة خوانندگان محترم قرار گیرد.


واژة «اولوا العزم» تنها یک بار در قرآن کریم آمده است، آنجا که می‌فرماید:

«فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لاَ تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلاَغٌ فَهَلْ یُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُون»[1]

پس همان گونه که پیامبرانِ نستوه، صبر کردند، صبر کن و برای آنان شتابزدگی به خرج مده. روزی که آنچه را وعده داده می‌شوند بنگرند، گویی که آنان جز ساعتی از روز را [در دنیا نمانده‌اند [این] ابلاغی است. پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت خواهند یافت؟

این آیة مبارکه منشأ اولی مطرح شدن این بحث در الهیات اسلامی شده است که پیامبران اولوا العزم هستند، لکن بحث جنجالی، معین کردن کسانی است که مصداق این مطلب می‌باشند.

از نظر لغوی معنای اولوا روشن است و به معنای صاحبان می‌باشد. مهم این است که معنای واژه عزم را به دست آوریم.

در کتاب های لغت عرب آمده : «الْعَزْمُ و الْعَزِیمَةُ: عقد القلب علی إمضاء الأمر، یقال: عَزَمْتُ الأمرَ، و عَزَمْتُ علیه، و اعْتَزَمْت[2]» و نیز «و العَزْم‏: الجدّ و الصّبر و منه قوله تعالى‏ فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُواالْعَزْمِ‏[3]» معنای اول عزم، تصمیم و قصد کردن برای انجام کار است و بنابراین معنای اولوا العزم یعنی صاحبان اراده و تصمیم.

معنای دوم آن نیز جدیت و صبر در انجام کار است.

روشن است که هر دو معنا می‌تواند در مورد انبیاء تفسیر شود و آیه را بر اساس آن تفسیر نمود ، لکن همانگونه که خواهد آمد به برکت روایات وارده روشن می‌شود که معنای اول مناسب تر است.

 

اقوال مفسرین:

مفسرین عالی مقام قرآن در ذیل آیة مذکور به این بحث پرداخته‌اند و به طور کلی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

(1) تمام پیامبران اولوالعزم هستند چرا که همه دارای تصمیم راسخ برای تبلیغ دین خود بودند و یا اینکه چون همه اهل صبر بودند.

این نظر از ابن عباس و جبائی و گروهی دیگر نقل شده است.[4] به لحاظ ادبی این نظر معتقد است که کلمه «من» بیانیه است نه تبعیضیه.

چون آنها دارای تصمیم بزرگی چون گسترش دینشان به سراسر جهان بودند لذا به این تعبیر «اولوالعزم» از آنان یاد شده است

(2) گروهی از پیامبران اولوالعزم هستند یعنی «من» در آیه تبعیضیه است. در مجمع البیان، طبرسی این نظر را به اکثر مفسرین نسبت داده است[5]. لکن خود این گروه برای تعیین این افراد دارای اختلاف هستند.

برخی پنج پیامبر دارای شریعت و دین جدید، یعنی نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد علیهم السلام را مصداق آیه می‌دانند. اما برخی- همچون سدی از مفسران برجسته اهل سنت- ابراهیم، موسی، داود، سلیمان، عیسی و محمد (صلی الله علیه و آله) را مصداق اولوالعزم می‌دانند.

برخی آنها را همان 18 نفری می‌دانند که در آیات 83 تا 86 سوره انعام آمده است. از جابر بن عبدالله انصاری- صحابه بزرگ رضوان الله علیه- نقل شده که آنها 313 نفر هستند. حسن بصری، ابراهیم و موسی و داود و عیسی را معرفی کرده است.[6]

 

کلام شیخ طوسی (ره):

مفسر عالیقدر شیعه مرحوم شیخ طوسی- متوفای 460- اقوال مفسرین را به صورت فشرده جمع بندی کرده و می‌نویسد:

«قال قوم: أولوا العزم هم الذین یثبتون على عقد القیام بالواجب و اجتناب المحارم، فعلى هذا الأنبیاء كلهم أولوا العزم، و من قال ذلك جعل (من) هاهنا للتبیین لا للتبعیض. و من قال: إن أولى العزم طائفة من الرسل و هم قوم مخصوصون قال (من) هاهنا للتبعیض و هو الظاهر فی روایات أصحابنا، و أقوال المفسرین، و یریدون بأولی العزم من أتى بشریعة مستأنفة نسخت شریعة من تقدم من الأنبیاء، قالوا و هم خمسة أولهم نوح ثم إبراهیم ثم موسى ثم عیسى ثم محمد صَلى اللَّهُ عَلیه و آله.[7]»

گروهی گفتند اولوالعزم کسانی هستند که بر انجام واجب و اجتناب حرام ایستادگی می‌کنند، بنابر این همه پیامبران اولوا العزم می‌شوند و هر کس که اینطور گفته «من» را برای تبیین گرفته نه تبعیض. و کسانی که گفتند اولواالعزم گروهی از پیامبران هستند «من» را برای تبعیض دانستند و همین نظر مطابق ظاهر روایات ما و اقوال مفسرین است.

مقصود این افراد از اولوالعزم پیامبرانی هستند که شریعت جدیدی آورده‌اند که شریعت انبیای قبل را منسوخ کرده است.

 

روایات مربوطه:

گذشت که روایات ما مصداق اولوا العزم را پنج پیامبر بزرگ الهی: نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد علیهم السلام می‌داند مثلا در روایت معتبر از ابن ابی یعفور از امام صادق (علیه السلام) می‌خوانیم که: «سَادَةُ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ خَمْسَةٌ وَ هُمْ‏ أُولُوا الْعَزْمِ‏ مِنَ الرُّسُلِ‏ وَ عَلَیْهِمْ دَارَتِ الرَّحَى‏ - نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَى وَ عِیسَى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ[8].» یعنی بزرگ پیامبران پنج نفر هستند و آنان پیامبران اولوا العزم می‌باشند که محور خلقت هستند: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد که درود خدا بر او و خاندانش و تمام انبیاء باد.

در برخی از روایات دیگر، علت نامیده شدن این پیامبران به اولوا العزم، رسالت جهانی آنها اعلام شده است

البته دربارة علت نامیده شدن این پیامبران به «اولوا العزم» روایات هم داستان نیستند.

مثلاً شیخ کلینی در کافی از سماعه روایت می‌کند که امام صادق در پاسخ او که چرا این پیامبران اولوا العزم نامیده شده‌اند فرمودند: چون هر یک از آنان به قصد-عزم- کنار زدن شریعت پیامبر قبل مبعوث شد، لذا به آنها اولوا العزم یعنی صاحبان تصمیم گفته شده «لِأَنَّ نُوحاً بُعِثَ بِكِتَابٍ وَ شَرِیعَةٍ وَ كُلُّ مَنْ جَاءَ بَعْدَ نُوحٍ أَخَذَ بِكِتَابِ نُوحٍ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام بِالصُّحُفِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْكِ كِتَابِ نُوحٍ لَا كُفْراً بِهِ فَكُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام أَخَذَ بِشَرِیعَةِ إِبْرَاهِیمَ وَ مِنْهَاجِهِ وَ بِالصُّحُفِ حَتَّى جَاءَ مُوسَى بِالتَّوْرَاةِ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْكِ الصُّحُفِ وَ كُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ مُوسَى علیه السلام أَخَذَ بِالتَّوْرَاةِ وَ شَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ الْمَسِیحُ علیه السلام بِالْإِنْجِیلِ وَ بِعَزِیمَةِ تَرْكِ شَرِیعَةِ مُوسَى وَ مِنْهَاجِهِ فَكُلُّ نَبِیٍّ جَاءَ بَعْدَ الْمَسِیحِ أَخَذَ بِشَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ حَتَّى جَاءَ مُحَمَّدٌ صلی الله و علیه وآله فَجَاءَ بِالْقُرْآنِ وَ بِشَرِیعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ فَحَلَالُهُ حَلَالٌ إِلَى‏یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَهَۆُلَاءِ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل.»[9]

اما در برخی از روایات دیگر، علت نامیده شدن این پیامبران به اولوا العزم، رسالت جهانی آنها اعلام شده است. از جمله ابن قولویه از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:

«قُلْنَا لَهُ مَا مَعْنَى أُولِی الْعَزْمِ قَالَ بُعِثُوا إِلَى شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا جِنِّهَا وَ إِنْسِهَا.[10]»

یعنی چون آنها دارای تصمیم بزرگی چون گسترش دینشان به سراسر جهان بودند لذا به این تعبیر «اولواا لعزم» از آنان یاد شده است.

هر دو وجه نامگذاری هم می‌تواند صحیح باشد و با هم منافاتی ندارد.[11]

 

پی نوشت ها:

[1] - احقاف/35 ترجمه آیه از مرحوم فولادومند است.

[2] راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن - بیروت، چاپ: اول/565

[3] ابن اثیر جزرى، مبارك بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر - قم، چاپ: چهارم، 1367.ج3/231

[4] - الجامع لاحکام القرآن16/142- مجمع البیان9/163

[5] - همان

[6] - برای دیدن اقوال به تفاسیر معروف همچون مجمع البیان، الجامع لاحکام القرآن و... رجوع شود.

[7] - تفسیر تبیان9/287

[8] - الکافی1/175 تعبیر « علیهم دارت الرحی» تعبیر بسیار سنگینی است که دلالت بر نهایت منزلت این پیامبران الهی دارد.

شیخ صدوق در کتاب خصال در بابی که به عنوان اولوا العزم پنج نفرند، نگاشته است روایتی مشابه نقل می کند و نام همین پنج بزرگوار را ذکر می‌نماید.

[9] - الکافی2/17 باب الشرایع

[10] - کامل الزیارات/ الباب الثانی و السبعون ثواب زیارة الحسین‏ع فی النصف من شعبان، حدیث دوم

[11] - البته روایت اول با اینکه دارای سند معتبر است لکن دو نکته در مورد آن قابل تامل  و بررسی است:

یکی اینکه پیامبر اول یعنی نوح که اولین شریعت را آورده، قصد منسوخ کردن شریعت قبل را نداشته است بنابراین چگونه در زمره اولوالعزم قرار گرفته است؟

دوم اینکه آنگونه که معروف است عیسی(علیه اسلام) شریعت جدیدی نیاورده است و در واقع همان شریعت موسی را تایید و یک سری مباحث اخلاقی به آن اضافه کرده است.


- نظرات (0)

نرم افزار رایانه و موبایل ویژه رمضان


 نرم افزار رمضان الکریم



این نرم افزار قرآنی به مناسبت ماه مبارک رمضان ساخته شده است .


ویژگی های نرم افزار:

منبعی تقریبا کامل ازاعمال و ادعیه ماه رمضان
دارای تقویم رمضان به همراه دعاهای هر روز ماه مبارک
استفاده از صوت بک گراند
دارای ویژه نامه های مرتبط با ماه
قابلیت پخش ادعیه و نواهای مرتبط با ماه رمضان از طریق اتصال به اینترنت
تفکیک اعمال هر روز و هر شب ماه رمضان
 
برای دانلود نرم افزار نرم افزار رمضان الکریم کلیک کنید



نرم افزار iRamazan



نرم افزار ویژه ماه مبارک رمضان یعنی همان iRamazan برنامه ای کامل برای ماه مبارک رمضان می باشد. این نرم افزار فوق العاده برای شما امکان به همراه داشتن ادعیه ها، اعمال، مناسبت ها و مشاور تغذیه را در این ماه مبارک فراهم می کند.


ویژگی ها برنامه iRamazan :


بخش ادعیه شامل دعاهای عهد،  دعای سحر، دعای افطار، دعای روزانه و دعای یاعلی یا عظیم بهمراه ترجمه فارسی و قرائت

بخش اعمال شامل اعمال مشترک شب های قدر، اعمال شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم
مشاوره تغذیه شامل برنامه غذایی سحری، افطار و شام، چای و نوشیدنی، برنامه هفتگی غذایی و توصیه های تغذیه ای

برای دانلود نرم افزار iRamazan کلیک کنید



- نظرات (0)

فایل های صوتی عید فطر





خطبه های نماز عید سعید فطر

مقام معظم رهبر

فایل های پیوست شده











سخنراني استاد مهندس مهدي طيّب

پيرامون مراقبات و مستحبات

و سوالات در مورد عید فطر

فایل های پیوست شده







آهنگ «عید مبارک»

از آلبوم «امت من»

با صدای

«سامی یوسف»


فایل های پیوست شده







- نظرات (0)

عید فطر مبارک



گذشت، ماه خدا و رسید، عید صیام
به هر دو باد، درود و به هر دو باد، سلام

هزار شکر که عید صیام کرد، طلوع
هزار حیف که ماه صیام گشت، تمام

چه دیر ماه خدا آمد و چه زود گذشت
چو آفتاب که یک لحظه می‌پرد از بام

مه نیاز و نماز و دعا و استغفار
مهی که بوی خدا می‌رسید از آن به مشام


مه مبارک جوشن‌کبیر، رفت ز دست
مه دعای سحر، ماه سجده، ماه قیام

به افتتاح و ابوحمزه، دعای مجیر
گرفته بود دل دوستان حق آرام


سلام باد به شب‌های قدر و اعمالش
که با خدا همه شب انس داشتیم مدام

سلام باد بر آن لحظه‌های شیرینی
که می‌شد از همه سو عفو کبریا اعلام

گناهکار! ز عفو خدا مشو نومید
که ناامیدی از رحمت خداست حرام

به عید فطر بگیر از خدای خود عیدی
که میهمان خدا را خدا کند اکرام


مه مبارک ما بیشتر مبارک شد
ز مقدم حسن، آن نور چشم خیرالانام

امام دوم، فرزند اول زهرا
که بود شانۀ پیغمبر خداش مقام


به روزه‌خوار بگو خون دل خورد دائم
به روزه‌دار گواراست عید ماه صیام

خوشا کسی که به مهر علی و اولادش
گرفت روزه و گسترد سفرۀ اطعام


علی، ولی خدا، نفس مصطفی، حیدر
که حب او همه دین است و مهر او اسلام

خجسته نام خوشش حسن مطلع قرآن
حدیث مدحش در لوح گشته حسن ختام


وضو بگیر و بخوان داستان ردالشمس
که آفتاب، به دست علی سپرده زمام

بگو به خصم علی روزه و نماز، تو را
شرار آتش خشم خدا شود در کام


به روز حشر که داغ عطش به هر جگر است
خوشا کسی که ز دست علی بگیرد جام

مرام میثم تمار خوش بود «میثم»
که در ثنای علی یافت عمر او اتمام


شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار



- نظرات (0)