سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

قرآن بدون عترت راهگشا نیست


عترت

قصّه ی ابن ابی العوجاء معروف است. ابن ابی العوجاء آدم کافر، ملحد و زندیقی* بود که به هیچ چیز اعتقاد نداشت. امّا سخنوری قهّار بود با چند نفر از همفکران خود به مسجد الحرام می رفتند و آنجا به مسلمانانی که طواف می کردند، می خندیدند و آن ها را به استهزا می گرفتند. او حتّی خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد و با زبانی تند گفت: «شما تاکی این خرمن را می کوبید». کعبه را (العیاذبالله) به خرمن می چرخند. گفت: تاکی این خرمن را می کوبید و به این سنگ پناهنده می شوید و مثل شترهای رمیده از این کوه به آن کوه جست و خیز می کنید. او به قول امروزی ها، خیلی روشنفکرانه حرف زد. امام (علیه السلام) هم جواب هایی به او داد که فعلاً مجال نقل آن نیست. منظور این است که این آدم کافر ملحدزندیق که به هیچ اعتقاد نداشت، کعبه را هم به مسخره می گرفت. همین آدم با قرآن مأنوس بود. قرآن را حفظ می کرد و بعد آیات قرآن را با هم می سنجید. حتّی چنان به قرآن احاطه داشت و قرآن را نقادی می کرد که جناب هشام بن حکم را سخت در تنگنا قرار داد. جناب هشام از بزرگان اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیه السلام) بود. شخصیّت او خیلی بزرگ بود که امام صادق (علیه السلام) در باره ی ایشان فرموده است:

(مرحبا بناصرتا بیده و لسانه و قلبه)؛

«آفرین بر باور ما که با زبانش، با دستش و با قلبش ما را یاری می کند».

او در علم کلام، یعنی مسائل مربوط به اصول عقاید قهرمان بود بسیاری از کفّار را در مناظراتش به زانو در می آورد؛ ولی در مقابل ابن ابی العوجاء کم می آورد این شخص نزد هشام آمد و گفت: مگر شما نمی گویید قرآن از طرف خداوند حکیم آمده است، پاسخ داد: بله. گفت: آیا حکیم در گفته هایش تناقص گویی می کند؟ گفت: خیر. گفت: آیهء سوّم سورهء نساء با آیه ی 129 همان سوره متناقض است. برای این که در آیه ی سوم چنین آمده است:

(... فائکحوا ما طاب لکم من النساء متنی و ثلاث و رباع فان حقتم الا تعدلوا قواحدة)؛

یعنی؛ شما می توانید تعدّد زوجات داشته باشید. دو تا، سه تا، چهارتا زن دایم بگیرید ولی عدالت را رعایت کنید. اگر نتوانستید رعایت عدالت کنید یکی بیشتر نگیرید. این آیه نشان می دهد که رعایت عدالت بین زنان متعدّد ممکن است. بعد در آیهء 129 چنین آمده است:

امام فرمود: به او بگو آیه ی اول مربوط به نفقه و هزینهء زندگی است؛ یعنی یک مرد می تواند برای تأمین خوراک و پوشاک و مسکن و سایر نیازمندی ها بین دو زن عدالت را رعایت کند. از این نظر است که می فرماید: (... فائکحوا ما طاب لکم...) این، ممکن است. امّا آنجا که فرموده ممکن نیست، مربوط به محبّت قلبی است؛ یعنی برای مرد، ممکن نیست محبّت قلبی خود را میان دو تا زن به طور مساوی رعایت کند. برای اینکه محبّت، عامل خارجی دارد، در اختیار خود انسان نیست

(... لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم...)؛

این آیه می گوید اصلاً ممکن نیست. هر چه هم شما بکوشید و به خود فشار بیاورید نمی توانید میان زن ها عدالت برقرار کنید. می گوید: (لن تستطیعوا) به قول آقایان اهل ادب، لن نقی ابد می کند؛ یعنی، هرگز نمی توانید و ممکن نیست. خوب این دو آیه با هم تناقض دارند. آیهء سوم می گوید: می توانید و چون می توانید: (...فائکحوا ما طاب لکم...) دو تا، سه تا، چهار تا زن بگیرید. ولی این آیه می گوید: نمی توانید منظور از این تناقض چیست؟ هشام در پاسخ ناتوان ماند. واقعاً کدامیک از ما این گونه قرآن می خوانیم که آیات را با هم بسنجیم و به نقّادی بپردازیم. هشام گفت: مدّتی به من مهلت بده، مثلاً یک ماه مهلت می خواهم. گفت: یک ماه که سهل است، ده ماه مهلت می دهم ولی مطمئن باش که نمی توانی جواب بدهی. هشام دید چاره ای نیست، مگر این کار در خانه ی عترت برود.

(فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون)؛

زوج

خدا در کنار قرآن، عترت را قرار داده است. اگر مردم از عترت جدا شوند، قرآن را نخواهند فهمید و برای همین، هشام بار سفر بست و از عراق به حجاز رفت. در آن زمان، سفر با دشواری انجام می شد؛ مثلاً با شتر روزهای زیادی به طول می انجامید. امام صادق (علیه السلام) از آمدن هشام به حجاز تعجّب کرد، چون زمان حجّ نبود. سوال کردند: برای چه به حجاز آمده ای؟ عرض کرد یک مشکل قرآنی برایم پیش آمده است. مشکل را بیان کرد که ابن ابی العوجاء چنین اشکالی کرده که این دو آیه با هم تناقض دارند.

امام فرمود: به او بگو آیه ی اول مربوط به نفقه و هزینهء زندگی است؛ یعنی یک مرد می تواند برای تأمین خوراک و پوشاک و مسکن و سایر نیازمندی ها بین دو زن عدالت را رعایت کند. از این نظر است که می فرماید: (... فائکحوا ما طاب لکم...) این، ممکن است. امّا آنجا که فرموده ممکن نیست، مربوط به محبّت قلبی است؛ یعنی برای مرد، ممکن نیست محبّت قلبی خود را میان دو تا زن به طور مساوی رعایت کند. برای اینکه محبّت، عامل خارجی دارد، در اختیار خود انسان نیست.

خدا در کنار قرآن، عترت را قرار داده است. اگر مردم از عترت جدا شوند، قرآن را نخواهند فهمید

به عنوان مثال مردی که دو زن دارد، یکی پیر، بدقیافه، بد اخلاق و بد زبان است و دیگری جوان، زیبا، خوش اخلاق و خوش بیان در این حال، این مرد بینوا هر چه سعی کند که هر دو را یک اندازه دوست داشته باشد، ممکن نیست. ممکن است میان این زن زیبا و آن زن نازیبا از لحاظ خوراک و پوشاک و مسکن رعایت کمال مساوات و عدالت را بنماید. ولی هرگز نمی تواند در محبّت قلبی میان آن دو مساوات کامل برقرار کند. چون موضوع محبّت در اختیار خود انسان نیست و بستگی به عوامل خارجی دارد آنجاست که می فرماید:

(... لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم...)؛[1]

پس آنجا که فرموده عدالت ممکن است، در بارهء نفقات است و آنجا که فرموده ممکن نیست، منظو، محبت قلبی است و لذا تناقضی بین آن دو آیهء قرآن نیست.

هشام به عراق برگشت و به ابن ابی العوجاء گفت: جواب را آوردم. گفت: به این زودی! وقتی هشام مطلب را بیان کرد، او گفت؛ این سخن مال تو نیست. این از حجاز آمده است. منظور این است که ممکن است یک آدم کافر ملحد زندیقی* که به هیچ چیز اعتقاد ندارد، حافظ قرآن باشد و حتّی نقّاد هم باشد پس نزد خداوند، اینها ملاک شرف و کرامت نیست.[2]

 

پی نوشت ها :

[1] - سوره ی نساء آیه ی 129

[2] - صفیر هدایت (انفال/8)

*- زندیق: بی دین.

منبع: صفیر هدایت؛ سلسله مباحث تفسیری ؛ سید محمد ضیاء آبادی


- نظرات (0)

زمانی که شیطان از ما راضی می شود


عصر شیعه ـ امر به معروف، یعنی سفارش به خوبی ها و نهی از منکر، یعنی باز داشتن از بدی ها. انجام این دو امر مهم نیاز به سن خاصی ندارد زیرا لقمان به فرزندش می گوید: "یا بنی اقم الصلاه و امر بالمعروف..."

امر به معروف نشانه عشق به مکتب، عشق به مردم علاقه به سلامتی جامعه و نشانه آزادی بیان، غیرت دینی، ارتباط دوستانه بین مردم و نشانه فطرت بیدار و نظارت عمومی و حضور در صحنه است.

امر به معروف و نهی از منکر، سبب تشویق نیکوکاران، آگاه کردن افراد جاهل، هشدار برای جلوگیری از خلاف و ایجاد نوعی انضباط اجتماعی است. قرآن می فرماید: شما مسلمانان بهترین امت هستید، زیرا امر به معروف و نهی از منکر می کنید. (1)

حضرت علی (ع) می فرمایند: امر به معروف و نهی از منکر، مصلحت عامه است. (2)

 چنانکه در حدیث دیگر می خوانیم: کسی که جلوی منکر را نگیرد، مانند کسی است که مجروحی را در جاده رها کند تا بمیرد. (3)

پیامبرانی همچون حضرت داود و حضرت عیسی (ع) به کسانی که نهی از منکر نمی کنند، لعنت فرستاده اند. (4)
 
قیام امام حسین (ع) برای امر به معروف و نهی از منکر بود. "انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر"(5)

در حدیث می خوانیم به واسطه امر به معروف و نهی از منکر، تمام واجبات به پا داشته می شود. (6)

قرآن می فرماید: اگر در مجلسی به آیات الهی توهین می شود، جلسه را به عنوان اعتراض ترک کنید تا مسیر بحث عوش شود. (7)

اگر کسی را به کار خوب دعوت کردیم، در پاداش کارهای خوب او نیز شریک هستیم ولی اگر در برابر فساد، انحراف و گناه ساکت نشستیم، بتدریج فساد رشد می کند و افراد فاسد و مفسد بر مردم حاکم خواهند شد.

سکوت و بی تفاوتی در مقابل گناه، سبب می شود که گناه کردن عادی شود گنهکار جرات پیدا کند، ما سنگدل شویم، شیطان راضی شود و خدا بر ما غضب کند.

امر به معروف و نهی از منکر، دو وظیفه الهی است و توهماتی از این قبیل که گناه دیگران کاری به ما ندارد، آزادی مردم را سلب نکنیم، من اهل ترس و خجالت هستم، با یک گل بهار نمی شود، عیسی به دین خود موسی به دین خود، ما را در یک قبر نمی گذارند، دیگران هستند، من چرا امر به معروف کنم؟

 یا نهی از منکر، دوستان یا مشتریان خود را از دست می دهم و امثال آن نمی توانند تکلیف را از دوش ما بردارند. البته امر به معروف و نهی از منکر باید آگاهانه، دلسوزانه، عاقلانه و حتی المقدور مخفیانه باشد. گاهی باید خودمان بگوییم ولی آنجا که حرف ما اثر ندارد، وظیفه ساقط نمی شود، بلکه باید از دیگران بخواهیم که آنان بگویند. حتی اگر برای مدت کوتاهی می توان جلوی فساد را گرفت، باید گرفت و اگر با تکرار می توان به نتجیه رسید، باید تکرار کرد.

پی نوشت ها:

1-آل عمران، 110
2-نهج البلاغه، حکمت 252
3-کنزالعمال، ج 3، ص 170
4-مائده، 78
5-بحرالانوار، ج44، ص 328
6-کافی، ج 5، ص 55
7-نساء، 140 و انعام، 67.


- نظرات (0)

نامه ازخدابه بنده

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرده‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام

( ضحی 1-2)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی.

(یس 30)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.

(انعام 4)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام

(انبیا 87)

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری.

(یونس 24)

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری

(حج 73)

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .

( احزاب 10)

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن.

(توبه 118)

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی.

(انعام 63-64)

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.

(اسرا 83)

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟

(سوره شرح 2-3)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟

(اعراف 59)

پس کجا می روی؟

(تکویر26)

پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟

(مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟

(انفطار 6)

مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود.

(روم 48)

من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم.

(انعام 60)

من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم.

(قریش 3)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم.

(فجر 28-29)

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم.

(مائده 54)


- نظرات (0)

7 جاشیطان تزدیک توست

در هفت مورد "شيطان" به انسان نزديك مي شود

انسان بايد طوري رفتار كند كه  "شيطان" همواره از او دور شده و

فاصله بگيرد. او بايد مواظب باشد كه به "شيطان" نزديك نشود

ولي گاهي انسان از روي بي اطلاعي يا بي توجهي ممكن است

كاري كند كه " شيطان" به وسيله ان كار خود را به او نزديك كند 

و امكان دارد ضرري هم به او برساند از جمله:


1) بول كردن در قبرستان به خصوص بر روي قبر يا كنار ان اين 

كار توهين و جسارت به اهل قبور است.

2) ادرار كردن در آب ايستاده و راكد چون موجوداتي كه در آب

هستند اذيت مي شوند و يا از بين مي روند حضرت رسول (ص)

فرمود: در آب ايستاده بول نكنيد زيرا براي آب هم اهلي هست

و در اثر بول كردن در آب آن ها اذيت مي شوند.

3) در حال ايستاده بول  كردن و اين نيز براي وجود انسان

طبق نظريه پزشكان زيان آور است.

4) با يك كفش  راه رفتن يعني يك پاي  انسان كفش داشته

و يك پا بدون كفش باشد.

5) در حال ايستاده آب اشاميدن روايتي مي گويد: آشاميدن آب

در حال ايستاده مكروه است.

6) شب را تنها خوابيدن در خانه اي كه غير از انسان كس ديگري

در آن نباشد.

7) تنها در آب  رودخانه هاي بزرگ يا سيلاب ها شنا كردن

چون احتمال خطر مي رود كه "شيطان"در اين چند جا با

سرعت خود را به انسان نزديك مي كند و گاهي نيز باعث 

از بين رفتن انسان مي شود.

در حديث ديگري از امام صادق (ع) امده است كه:

اگر كسي اين كارها را كرد و دچار بلا و ناراحتي شد

سرزنش نكند مگر خودش را.


شیطان شناسی



- نظرات (0)

گناهی که زندگی را تیره و تار می‌کند

گناهی که زندگی را تیره و تار می‌کند و مانع استجابت دعا می‌شود.



امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:


گناهی كه نعمت ها را تغییر مى دهد، تجاوز به حقوق دیگران است.


گناهى كه پشیمانى مى آورد، قتل است.


گناهى كه گرفتارى ایجاد مى كند، ظلم است.


گناهى كه آبرو مى بَرد، شرابخوارى است.


گناهى كه جلوى روزى را مى گیرد، زناست.


گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خویشان است.


گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى كند،


نافرمانى از پدر مادر است.



«علل الشرایع، جلد 2، ص 584»


- نظرات (0)

مقدمه تلاوت قرآن و عبادت

آداب تلاوت قرآن کریم

علاوه بر سفارش های مکرر در قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام بر قرائت قرآن کریم ، رعایت «آداب تلاوت قرآن » نیز مورد اشاره و تأکید آن بزرگواران قرار گرفته است .

رعایت این آداب ، قاری قرآن را در فهم بهتر مفاهیم قرآنی و به کارگیری آن در شئون زندگی خود ،یاری می کند .

حضرت امام خمینی رحمة الله احیاگر بزرگ معارف قرآن در عصر حاضر، در این باره می گویند: «مطلوب در قرائت قرآن کریم آن است که در قلوب ،صورت آن نقش بندد و اوامر و نواهی آن تأثیر کند و دعوات آن جایگزین شود، و این مطلوب حاصل نشود مگر آن که آداب قرائت ملحوظ شود»؛ بنابر اهمیت ویژه ی این بحث ، در این جا به معرفی اجمالی برخی از آداب تلاوت قرآن کریم می پردازیم :

طهارت و پاکیزگی

منظور از طهارت ،وضو و غسل است و بهتر است قاری هنگام تلاوت قرآن کریم با وضو باشد. امّا برای کسی که بخواهد با خطوط قرآن تماس داشته باشد ، وضو لازم و واجب است ، زیرا خداوند کریم می فرماید: لا یَمَسُّهُ الّا المُطَهَّرونَ؛ جز پاکان بر آن (قرآن) دست نزنند.

 

مسواک زدن را جدی بگیرید

در کتاب‌های حدیث و تاریخ آمده است که یکی از ویژگی‌های رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آن بود که هنگام عبادت، خصوصاً تلاوت قرآن کریم و نماز شب، دندان‌هایشان را مسواک می‌زدند و مسلمانان را بارها به این کار توصیه کرده‌اند.

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به یارانشان در این باره چنین فرمود: «راه قرآن را پاکیزه نگه دارید، گفته شد: ای رسول خدا(صلی الله علیه وآله) راه قرآن چیست؟ پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند : دهان‌های شماست.پرسیدند با چه چیزی؟ فرمود: با مسواک. (میزان‌الحکمة، ج 8، ص 85 و 86)

 

یک ویژگی اخلاقی پیامبر

یکی از ویژگی‌های اخلاقی پیامبران، پاکیزه نگه داشتن دهان و دندان بوده است. در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مِن أَخلاقِ الأَنبیاءِ السِّواک؛ مسواک زدن یکی از ویژگی های اخلاقی پیامبران است» (بحارالانوار، ج 76، ص 131) در پیامبر ما حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این ویژگی به شکل برجسته مشاهده می‌شود.

حضرت امام صادق علیه السلام نیز در تعریف ترتیل فرمودند : هُوَ اَن تَتَمَکَّثَ وَ تُحَسَّنَ بِهِ صَو تَک؛ ترتیل یعنی این که مکث کنی و با صدای خوش قرآن بخوانی

دعا، قبل و بعد از تلاوت

یکی از مواقع تأثیر و اجابت دعا قبل و بعد از قرائت آیات الهی است.

 

اخلاص

اخلاص در قرائت قرآن کریم به معنای آن است که قاری قرآن ، حالت خلوص نیّت را که معیار قبولی هر عبادتی است ، از ابتدا تا انتهای قرائت خود حفظ نماید و در قرائت ، فقط خشنودی و رضای خداوند متعال را در نظر داشته باشد.

 

استعاذه

استعاذه به معنای پناه بردن به خداوند از وسوسه ها و شرور شیطان است . در آیه ای از قرآن کریم می خوانیم: فإذا قَرَأتَ القُرانَ فَاستَعِذ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الِرَّجِیمِ ؛ پس هنگامی که قرآن می خوانی ، از شر ّشیطان رانده شده، به خدا پناه بر.

با استفاده از همین آیه ی شریفه و این ادب قرائت است که قاریان قرآن کریم تلاوت خویش را با جمله ی «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الَّرجِیمِ »؛ (از شیطان رانده شده به خدا پناه می برم )آغاز می کنند .

البته باید توجّه داشته باشیم که استعاذه ی واقعی ، تنها با گفتن این جمله میسّر نمی شود بلکه قاری قرآن باید با حالت مراقبت ، خود را باتمام وجود در پناه خداوندسبحان قرار داده و از او در این راه یاری طلبد .

 

قرائت با لحن عربی و صدای زیبا

نبیّ مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله در رهنمودی بلیغ ، روش نیکوی قرائت قرآن کریم را این چنین تبیین فرموده اند: اِقرَۆُوا القُرانَ بِلُحُونِ العَرَبِ وَ اَصواتِها؛ قرآن را با لهجه و آهنگ عربی بخوانید.

همچنین  خواندن قرآن کریم با صدای خوش در روایات اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است و علت آن نیز تأثیر شگرف آن بر مستمع و قاری قرآن می باشد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله می فرماید: إنَّ حُسنَ الصَّوتِ زِینَةُ لِلقُرانِ؛ همانا صدای نیکو و زیبا زینت قرآن است.

یکی از ویژگی‌های اخلاقی پیامبران، پاکیزه نگه داشتن دهان و دندان بوده است. در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مِن أَخلاقِ الأَنبیاءِ السِّواک؛ مسواک زدن یکی از ویژگی های اخلاقی پیامبران است» در پیامبر ما حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این ویژگی به شکل برجسته مشاهده می‌شود

سکوت و توجّه به آیات الهی

از دیگر آداب لازمه ی قرائت قرآن، سکوت در هنگام قرائت و شنیدن همراه با توجه به معانی آیات است .

خداوند متعال می فرماید: وَ إِذا قُرِئَ فَاستَمِعُوا لَه وَ اَنصِتُوا لَعَلَّکُم تُرحَمونَ؛ هنگامی که قرآن خوانده می شود به آن گوش فرا دهید و با سکوت و توجّه باشید، شاید که مشمول رحمت خداوند شوید.

 

ترتیل در قرائت قرآن کریم

ترتیل در لغت به معنای بیان عبارت با زیبایی و نظم و ترتیب خاصّ و در اصطلاح عبارت است از خواندن قرآن با تأنّی و بدون شتاب به طوری که حروف و حرکات آشکار و هر کلمه در جای مناسب خود قرار داشته و جمله ها از یکدیگر جدا گردد.

از آنجا که ترتیل در قرائت به توقیر و احترام نزدیک بوده و به فهم بهتر آیات و تّدبر و تأثیر گذاری بیشتر آن کمک می کند، بهترین و صحیح ترین روش برای قرائت قرآن کریم، روش ترتیل می باشد .

خداوند سبحان در بیان روش قرائت قرآن کریم به پیامبر خویش می فرماید: ... وَ رَتَّلِ القُرانَ تَرتیلًا ؛ قرآن را شمرده و با تدبر بخوان.

امیر بیان امام علی علیه السلام در بیانی زیبا و دقیق ، ترتیل را این گونه تعریف می فرماید: اَلتَّرتِیلُ تَجویدُ الحُروفِ وَ مَعرِفةُ الوُقُوف؛ ترتیل عبارت است از ادای نیکوی حروف و شناخت محلّ وقف های قرآن .

حضرت امام صادق علیه السلام نیز در تعریف ترتیل فرمودند: هُوَ اَن تَتَمَکَّثَ وَ تُحَسَّنَ بِهِ صَو تَک؛ ترتیل یعنی این که مکث کنی و با صدای خوش قرآن بخوانی .



- نظرات (0)