سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نقطه های نورانی امید در قرآن

1.. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم»؛[1] بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌‏اید! از رحمت خداوند ناامید نشوید که خدا همه گناهان را مى‌‏آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

دقت در تعبیرات این آیه نشان مى‌‏دهد که از امیدبخش‏‌ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است که طبق روایتى امام على(علیه السلام) در تمام قرآن آیه‌‏اى وسیع‌تر از این آیه نیست: «ما فى القرآن آیة اوسع من یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا».[2] دلیل آن نیز روشن است؛ زیرا:

1-1. تعبیر به «یا عبادى» (اى بندگان من) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار.

1-2. تعبیر به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگرى است.

1-3. تعبیر به «عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» که نشان مى‌‏دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى‌‏گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان‌گونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش مى‌‏گوید این‌همه بر خود ستم مکن.

1-4. تعبیر به «لا تقنطوا» (مأیوس نشوید) با توجه به این‌که «قنوط» در اصل به معناى مأیوس شدن از خیر است، به تنهایى دلیل بر این است که گنه‌کاران نباید از لطف الهى ناامید شوند.[3]

2. «وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فیها خالِدُونَ»؛[4] به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند، بشارت ده که باغ‌هایى از بهشت براى آنها است که نهرها از زیر درختانش جاری است. هر زمان که میوه‏‌اى از آن، به آنان داده شود، مى‌‏گویند: «این همان است که قبلاً به ما روزى داده شده بود. (ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالی‌تر است.)» و میوه‌‏هایى که براى آنها آورده مى‌‏شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یک‌سانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

خداوند در این آیه کسانى را که ایمان و عمل صالح داشته باشند به چهار نعمت بهشتى مژده مى‌‏دهد. البته حقیقت نعمت‌هاى بهشتى براى ما روشن نیست، ولى براى تفهیم نسبى و ترسیم دورنمایى از آن، در قرآن و احادیث، نعمت‌هاى بهشتى را با نعمت‌هاى این دنیا مقایسه مى‌‏کند و با زبانى که براى ما قابل فهم باشد آنها را مى‌‏آورد.

گناهان آدمى همه به خود او باز مى‌‏گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان‌گونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش مى‌‏گوید این‌همه بر خود ستم مکن

آن چهار نعمتى که خداوند در این آیه به عنوان پاداش ایمان و عمل صالح به ذکر آنها پرداخته، عبارت‌اند از:

2-1. باغ‌هایى که از زیر درختان آن نهرها جارى است: جریان آب علاوه بر این‌که درختان و گل‌ها و گیاهان را سیراب مى‌‏کند، خود یک حالت چشم نواز و با صفایى دارد که به تنهایى براى یک تماشاگر لذت بخش است، در بهشت نیز این لذت وجود دارد.

2-2. میوه‏‌هاى بهشتى: بهشتیان از میوه‌‏هاى گوناگونى استفاده خواهند کرد. یکى از خصوصیات میوه‌‏هاى بهشتى این است که آنها نوع نامرغوب ندارند.

2-3. همسران پاکیزه: در بهشت همسرانى داده خواهد شد که از هر گونه پلیدى و زشتى پاک و پاکیزه‌‏اند و انسان از دیدن آنها و زندگى با آنها لذت زاید الوصفى مى‌‏برد. اینها همان حوریان هستند که ذکر آنها در آیات قرآن آمده است.

2-4. جاودانگى در بهشت: هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقا نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمى‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است.[5]

3. «وَ بَشِّرِ الْمُۆْمِنینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً کَبیراً»؛[6]و مۆمنان را بشارت ده که براى آنان از سوى خدا فضل بزرگى است.

ایمان

کلمه «فضل» به معناى عطا کردن بدون استحقاق گیرنده است. خداوند در جاى دیگر عطاى خود را توصیف کرده و فرموده: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها».[7] همچنین فرموده است: «لَهُمْ ما یَشاۆُنَ فِیها وَ لَدَیْنا مَزِیدٌ».[8]

در این دو آیه بیان کرده که او از ثواب آن‌قدر مى‌‏دهد که یک مقدارش در مقابل عمل قرار مى‌‏گیرد و بیشترش در مقابل عملى قرار نمى‌‏گیرد، و این همان فضل است. گفتنی است که در آیه شریفه هیچ دلیلى وجود ندارد که دلالت کند بر این کند که این اجر زیادى مخصوص آخرت است.[9]

4. «فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فی‏ رَحْمَتِهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبین»؛[10] امّا کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مى‌‏کند، این همان پیروزى بزرگ است.

رحمت الهى مفهوم وسیعى دارد که دنیا و آخرت را در برمى‌‏گیرد، و در آیات قرآن بر معانى زیادى اطلاق شده است. گاه بر مسئله هدایت، گاه نجات از چنگال دشمن، گاه باران پر برکت، گاه به نعمت‌هاى دیگرى؛ مانند نعمت نور و ظلمت، و در موارد بسیارى نیز به بهشت و مواهب خدا در قیامت اطلاق شده است.[11]

5. «وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فی‏ رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاۆُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیر»؛[12] امّا کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏‌اند در باغ‌هاى بهشت‌اند، هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها فراهم است، این است فضل (و بخشش) بزرگ.

هر نعمتى هر چند هم مهم باشد اگر دوام و بقا نداشته باشد، بى‌ارزش است و انسان در عین برخوردارى از آن، غصه از دست دادن آن‌را خواهد خورد و لذت یک نعمت ناپایدار به رنج دورى آن نمى‌‏ارزد. ولى در بهشت نعمت‌ها همیشگى و جاودانه است و این خود لذتى مضاعف است

در این آیه پروردگار مۆمنان را به «روضات»[13] (باغ‌هاى خرم و سرسبز) مژده می‌‌دهد. از این تعبیر به خوبى استفاده مى‏‌شود که باغ‌هاى بهشت متفاوت است، و مۆمنان در بهترین باغ‌هاى بهشت جای دارند، اما فضل الهى در باره مۆمنان به همین جا ختم نمى‌‏شود، آنها چنان مشمول الطاف او هستند که هر چه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها فراهم است: «لَهُمْ ما یَشاۆُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ». و به این ترتیب هیچ موازنه‌‏اى بین «عمل» و «پاداش» آنها وجود ندارد، بلکه پاداششان از هر نظر نامحدود است؛ چرا که جمله «لَهُمْ ما یَشاۆُنَ» گویاى همین حقیقت است.

و از آن جالب‌تر تعبیر «عند ربهم» (نزد پروردگارشان) مى‌‏باشد که بیانگر لطف بى‌‏حساب خداوند در باره آنها است. چه موهبتى از این بالاتر که به مقام قرب خدا راه یابند؟ همانگونه که درباره شهداء مى‌‏گوید: «بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»[14] درباره مۆمنان نیز مى‌‏فرماید: «لَهُمْ ما یَشاۆُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ».

6. «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً»؛[15] امّا کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، باغ‌هاى بهشت برین محل پذیرایى آنان خواهد بود.

«فردوس» باغى است که همه نعمت‌ها و تمام مواهب لازم در آن جمع باشد، و به این ترتیب «فردوس» بهترین و برترین باغ‌هاى بهشت است. از آن‌جا که کمال یک نعمت در صورتى خواهد بود که دست زوال به دامن آن دراز نشود، بلافاصله اضافه مى‌‏کند: آنها جاودانه در این باغ‌هاى بهشت خواهند ماند: «خالِدِینَ فِیها».[16]

با این‌که طبع مشکل ‏پسند و تحول ‏طلب انسان دائماً تقاضاى دگرگونى و تنوع و تحول مى‌‏کند، ساکنان فردوس هرگز تقاضاى نقل مکان و تحول از آن نخواهند کرد.[17] 

 

پی نوشت ها:

[1]. زمر، 53.

[2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏8، ص 784، ناصر خسرو، تهران، 1372ش.

[3]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏19، ص 499- 500، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1374ش.

[4]. بقره، 25.

[5]. ر. ک: جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏1، ص 102- 103، بی‌جا، بی‌تا.

[6]. احزاب، 47.

[7]. «هر کس کار نیک انجام ده برابر اجر دارد». انعام، 160.

[8]. هر چه بخواهند در اختیار دارند و بیش از خواستشان نیز نزد ما وجود دارد». ق، 35.

[9]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏16، ص 330، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417ق.

[10]. جاثیه، 30.

[11]. تفسیر نمونه، ج ‏21، ص 282.

[12]. شوری، 22.

[13]. «روضات» جمع «روضة» به معناى محلى است که آب و درخت فراوان دارد؛ لذا به باغ‌‌هاى خرم و سرسبز روضة اطلاق مى‌‏شود.

[14]. آل عمران، 169.

[15]. کهف، 107.

[16]. ر. ک: بهشت های هفت گانه، 1859.


- نظرات (0)

سوخت و ساز جهنم

سوخت و ساز جهنم از چیست؟

یک جائی که بخواهند یک کسی را بسوزانند ، یا چیزی را بسوزانند ، سه عنصر محوری لازم است . مثلاً در کارخانه ذوب آهن وقتی بخواهند یک چیزی را گداخته کنند ، سه چیز لازم است : کوره ، مواد اوّلیه مثل ذغال سنگ ، ماده انفجاری .

اما قرآن این سه بخش و عنصر مهم در جهنم را خیلی شفاف و روشن برای ما ذکر کرده است . فرمود: جهنّم یک جائی است . که فرمود: ما جهنّم را می آوریم، و جیء یومئذ بجهنّم  . 1 معلوم می شود که جهنّم آوردنی است!

خب این جهنم هیزم می خواهد!

 

هیزم جهنم کیست؟

فرمود: آدم های فاسد . " و أمّا القاسطون فکانوا لجهنّم حطباً  .2

قاسط از قسط است ؛ « قسط » یعنی ظلم ، این قاسطین در قبال ناکثین و مارقین . اینها هیزم های جهنم اند . پس معلوم شد که مواد اولیه اش همین افراد ظالم هستند .

در قرآن وقتی از سرنوشت مشرکان ستمگر بحث می کند ، روی سخن را به آنها کرده و آینده ی آنها و معبودهایشان را در دوزخ ترسیم می کند : " شما و آنچه را غیر از خدا مى پرستید آتشگیره جهنمید! ؛ إنکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم". 3

کلمه ی "حصب" به معناى آتش گیره و هیزم است . از خلیل نحوى منقول است که حصب و خصب آن چیزی است که مهیا شده باشد براى افروختن آتش . و اگر مهیا نباشد آن را حصب نمی گویند . پس معنى آن است که ایشان مهیا هستند به سزاى افروختن آتش .

بعضى دیگر گفته اند: اصل این کلمه به معناى به معنى پرتاب کردن است، مخصوصا به قطعات هیزم که در تنور پرتاب مى کنند حصب گفته مى شود .

 حالا این مواد اوّلیه را جمع کردند ، این هیزم ها را جمع کردند  .

 هیزمِ جهنم‌، اعمال‌ مردم‌ است‌. انسان‌ ، معمار و مهندس‌ دوزخ‌ است‌ و ظالمان‌ ، هیزم‌ جهنمند ، ظالمی‌ كه‌ پرچمدار ستم‌ است‌ ، « وَقود » است‌ . پیروان‌ این‌ ظالمین‌ نیز هیزمهای‌ جهنمند . فرعون‌ آتش‌زنه‌ و آتش‌گیرة‌ جهنم‌ و آل‌ فرعون‌ ، هیزم‌ دوزخ‌ هستند . جهنمِ انسان‌ ، سرچشمه‌اش‌ از همین‌ دنیاست‌ . آتش‌ قیامت‌ جدا از نفس‌ انسان‌ و اعمال‌ او نیست
جهنم

تی ان تی و بنزین جهنم کیست؟

فرمود: اینها ائمه کفرند . مثل فرعون ، مثل هیتلر، مثل صدام... اینها که وسیله آتش را در دنیا فراهم می کردند ، اینها را می گویند: « وقود ». وقود یعنی ما توقد به النّار . کبریت را نیز  می گویند : وقود .

بهشت و جهنم هم اكنون در حال شكل گرفتن و گسترش به وسیله اعمال انسان ها است و پاره ای از اعمال سبب غرس درختان تازه ای در بهشت و یا ایجاد شعله ای از شعله های جهنم می شود .

در حدیثی از ابو ایوب انصاری از پیغمبر اكرم(ص) می خوانیم كه در شب معراج ابراهیم خلیل(ع) بر من عبور كرد و گفت « مر امتك ان یكثروا من غرس الجنه فان ارضها واسعه و تربتها طیبه! قلت: و ما غرس الجنه ؟ قال: لا حول ولا قوه الا بالله ؛ به امتت دستور ده در بهشت زیاد درختكاری كنند چرا كه زمینش گسترده و خاكش پاك و حاصل خیز است ! گفتم : درختكاری بهشت چیست؟ گفت: ذكر لاحول ولا قوه الا بالله است .» 4

 

مهندس‌ دوزخ

در یک نتیجه گیری می توانیم بگوییم که ما در هر لحظه با اعمالمان در حال ساختن قصر ها و منزلگاه های زیبایی در بهشت و یا خدایی نکرده شعله ور کردن آتش جهنم می باشیم .

به عبارت دیگر می توان گفت : هیزمِ جهنم‌، اعمال‌ مردم‌ است‌. انسان‌ ، معمار و مهندس‌ دوزخ‌ است‌ و ظالمان‌ ، هیزم‌ جهنمند ، ظالمی‌ كه‌ پرچمدار ستم‌ است‌ ، « وَقود » است‌ . پیروان‌ این‌ ظالمین‌ نیز هیزمهای‌ جهنمند . فرعون‌ آتش‌زنه‌ و آتش‌گیرة‌ جهنم‌ و آل‌ فرعون‌ ، هیزم‌ دوزخ‌ هستند . جهنمِ انسان‌ ، سرچشمه‌اش‌ از همین‌ دنیاست‌ . آتش‌ قیامت‌ جدا از نفس‌ انسان‌ و اعمال‌ او نیست .

پس مراقب خود باشیم که با اعمالمان هیزم جهنم نشویم .


پی نوشت ها :

1-  فجر / 23

2- جن / 15

3- انبیاء / آیه ی98

4- بحارالانوار / ج 8 / ص 149 (حدیث 83)


گزیده بیانات آیت الله جوادی آملی


- نظرات (0)

سه سوال بهشتی از قرآن

هم از آیات قرآن و هم از روایات به خوبى استفاده مى شود که بهشت دربهائى دارد، ولى این تعدد دربها، نه به خاطر آن است که عده وارد شوندگان به بهشت آن گونه اند که اگر بخواهند از یک درب وارد شوند، تولید زحمت مى کند، و نه از جهت آن است که یک نوع تفاوت گروهى و طبقاتى وجود دارد، که هر گروهى موظفند از یک درب وارد شوند، و نه براى نزدیکى و دورى راه است، و نه به خاطر زیبائى و تنوع به خاطر کثرت دربها!

اصولاً دربهاى بهشت، همانند دربهاى دنیا که در مدخل باغ ها و قصرها و خانه ها مى گذارند، نیست.

بلکه، این درب ها اشاره به اعمال و کارهائى است که سبب ورود به بهشت مى شوند، و لذا، در پاره اى از اخبار مى خوانیم «بهشت درب هائى به نام هاى مختلف دارد، از جمله: دربى دارد که به عنوان باب المجاهدین! (درب مجاهدان) نامیده مى شود، و مجاهدان، مسلح به همان سلاحى که با آن جهاد کرده اند از آن درب وارد بهشت مى شوند، و فرشتگان به آنها خوش آمد مى گویند»!

از امام باقر(علیه السلام) در حدیثى مى خوانیم: «بدانید: بهشت هشت درب دارد که عرض هر دربى از آنهابه اندازه چهل سال راه است»!

این، خود نشان مى دهد که «درب»، در این گونه موارد، مفهومى وسیع تر از آنچه در تعبیرات روزانه گفته مى شود دارد.

و جالب این که در قرآن مى خوانیم: جهنم هفت درب دارد (لَها سَبْعَةُ أَبواب)( حجر، آیه 44) و طبق روایات، بهشت داراى «هشت» درب است، اشاره به این که طرق وصول به سعادت وبهشت جاویدان، از طرق وصول به جهنم بیشتر است، و رحمت خدا، بر غضب او پیشى مى گیرد.( تفسیر نمونه، جلد 10، صفحه 229)

فردوس برترین جاى بهشت است و در آیات قرآن آمده که فردوس منزلگاه افراد با ایمان و صاحبان اعمال صالح است ممکن است در اینجا این سۆال پیش آید که اگر چنین است، مناطق دیگر بهشت نباید ساکنانى داشته باشد; چرا که غیر مۆمن را در بهشت راهى نیست

منظور از «جنّة المأوى» چیست؟

«جَنَّةُ الْمَأْوى» به معنى بهشتى است که محل سکونت است، و در این که این کدام بهشت است؟ در میان مفسران گفتگو است، بعضى آن را همان «بهشت جاویدان» (جَنَّةُ الْخُلْدِ) مى دانند، که در انتظار تمام اهل ایمان و پرهیزگاران است، و محل آن را در آسمان، و آیه 19 سوره «سجده» را شاهد بر آن مى گیرند: فَلَهُمْ جَنّاتُ الْمَأْوى نُزُلاً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ: «براى مۆمنان صالح العمل باغ هاى بهشت است که در آن ساکن مى شوند، و این وسیله پذیرائى از آنهاست در مقابل اعمالى که انجام مى دادند»; چرا که این آیه به قرینه آیه بعد از آن، مسلماً از بهشت جاویدان سخن مى گوید.

ولى از آنجا که در جاى دیگر مى خوانیم: وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ: «براى رفتن به سوى مغفرت پروردگار و بهشتى که وسعت آن آسمان ها و زمین است، بر یکدیگر پیشى گیرید»( آل عمران، آیه133.)

قیامت

بعضى، این معنى را بعید شمرده اند; زیرا ظاهر آیه مورد بحث، نشان مى دهد که «جَنَّةُ الْمَأْوى» در آسمان، و غیر از بهشت جاویدان است که وسعتش به اندازه تمام آسمان ها و زمین مى باشد.

لذا گاهى آن را به جایگاه ویژه اى از بهشت تفسیر کرده اند که در کنار «سدرة المنتهى»، و محل خاصان و مخلصان است.

و گاه گفته اند به معنى بهشت برزخى است که ارواح شهداء و مۆمنان، موقتاً به آنجا مى روند.

تفسیر اخیر، از همه مناسب تر به نظر مى رسد، و از امورى که به روشنى بر آن گواهى مى دهد، این است که در بسیارى از روایات «معراج» آمده است که، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) عده اى را در این بهشت، متنعم دید، در حالى که مى دانیم هیچ کس در بهشت جاویدان قبل از روز قیامت وارد نمى شود زیرا آیات قرآن به خوبى دلالت دارد که پرهیزگاران در قیامت، بعد از محاسبه، وارد بهشت مى شوند، نه بلافاصله بعد از مرگ، و ارواح شهداء نیز در بهشت برزخى قرار دارند; زیرا آنها نیز قبل از قیام قیامت وارد بهشت جاویدان نمى شوند.( تفسیر نمونه، جلد 22، صفحه 507)

«جَنَّةُ الْمَأْوى» به معنى بهشتى است که محل سکونت است، و در این که این کدام بهشت است؟ در میان مفسران گفتگو است، بعضى آن را همان «بهشت جاویدان» (جَنَّةُ الْخُلْدِ) مى دانند، که در انتظار تمام اهل ایمان و پرهیزگاران است

فردوس برترین منزلگاه بهشتیان!

فردوس برترین جاى بهشت است و در آیات قرآن آمده که فردوس منزلگاه افراد با ایمان و صاحبان اعمال صالح است ممکن است در اینجا این سۆال پیش آید که اگر چنین است، مناطق دیگر بهشت نباید ساکنانى داشته باشد; چرا که غیر مۆمن را در بهشت راهى نیست.

در پاسخ این سۆال، مى توان گفت: آیه 108 سوره «کهف» که خداوند مى فرماید: «کسانى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند باغ هاى فردوس منزلگاهشان است» (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً)

به هر فردى که ایمان و عمل صالح دارد، اشاره نمى کند، بلکه، درجه والائى از نظر ایمان و عمل صالح را معیار براى دخول در فردوس قرار داده، هر چند ظاهر آیه مطلق است، اما توجه به مفهوم کلمه «فردوس» آن را مقید مى کند.

لذا، در سوره «مۆمنون» که صفات وارثان فردوس را بیان مى کند، حدّ اعلائى از صفات مۆمنان را ذکر کرده که در همه افراد وجود ندارد، و این خود قرینه اى است بر این که: ساکنان فردوس باید داراى صفات ممتازى علاوه بر ایمان و عمل صالح باشند.

و نیز به همین دلیل، در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که مى فرماید: هر وقت از خدا تقاضاى بهشت را مى کنید مخصوصاً تقاضاى فردوس کنید که جامع ترین و کامل ترین منزلگاه هاى بهشت است.

اشاره به این که: همت افراد با ایمان، باید در همه چیز و در همه حال، عالى باشد، حتى در تمناى بهشت به مراحل پائین تر قناعت نکند، هر چند مراحل پائین تر هم غرق نعمت است.

بدیهى است کسى که، چنین تقاضائى از خدا مى کند، لابد، باید خود را براى رسیدن به چنین مقامى آماده کند، لابد باید حداکثر تلاش و کوشش را براى کسب برترین صفات انسانى و انجام صالح ترین اعمال به خرج دهد.

بنابراین، آنها که مى گویند: خدا کند ما به بهشت راه یابیم، هر چند در پائین ترین مراحل آن باشیم، افرادى هستند که از همت والاى مۆمنان راستین بهره کافى ندارند.( تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 614)


سایت رسمی آیت الله مکارم شیرازی


- نظرات (0)

بهشت و جهنم تا کی برقراراست

با مراجعه به آیات قرآن می‎بینیم که در آیات متعددی به ابدی بودن بهشت و جهنم اشاره شده است. از باب نمونه به چند آیه اشاره می‌شود: «بگو آیا عقوبت است یا بهشت جاویدان که پرهیزگاران به آن وعده داده شده‌اند که پاداش و سرانجام آنان است» .[1]

که در اینجا جنه الخلد اشاره صریح بر ابدی بودن بهشت دارد و نیز از آیه شریفه «آنان را که ایمان آورده و کردار شایسته انجام داده‌اند در بهشتی داخل می‌کنند که نهرها از زیر باغ‌های آنها روان و به اذن پروردگارشان در آنجا جاویدان خواهند بود.»[2] و صدها آیه شریفه دیگر که از آنها می‌توان در ابدی بودن بهشت استفاده کرد. در اینجا توجه پرسشگر محترم را به حدیثی از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مورد ابدی بودن بهشت جلب می‌کنم. ابن عباس می‌گوید: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: اگر می‌دانستید خداوند متعال چه چیزهایی در ماه رمضان برای شما آماده کرده است شکر او بسیار می‌گفتید... شب چهارم... در بهشت خلد هفتاد هزار قصر...» تا می‌رسد «روز بیست و هشتم در بهشت خلد و در بهشت جنه المأوی...»[3] تا آخر حدیث آنچه از این حدیث می‌توان استفاده کرد این است که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در دو جا اشاره به بهشت جاویدان فرمودند و این مطلب به ابدی بودن بهشت اشاره دارد و با وجود ابدی بودن بهشت عده‌ای نیز در آن ابدی خواهند بود چرا که از عدل خداوند به دور است عده‌ای که عمری را در اطاعت خداوند بودند و امید به رحمت الهی دارند و با وجود خداوندی حکیم در آن دار الآخره سرگردان یا وارد جهنم شوند.

شاید گفته شود که بالاخره روزی اصل جهنم از بین می‌رود، زیرا سوخت و ساز آن پایان می‌پذیرد و افسرده می‌شود که در پاسخ آیه شریفه «هر وقت بخواهد افسرده و بی‌فروغ شود ما آن را می‌افروزیم و نمی‌گذاریم خاموش گردد

در مورد ابدی بودن جهنم ابتدا به چند آیه شریفه از قرآن مجید که می‌فرمایند: «گوید: اکنون آتش منزلگاه شما است و همیشه در آن خواهید بود»[4] که در اینجا فاعل فعل گوید: ذات اقدس الهی است که این آیه صریح در ابدی بودن و همیشگی بودن آن را می رساند و نیز در آیه‌ای دیگر چنین فرمودند: «پس به کسانی که ستم ورزیدند گفته می‌شود: عذاب جاوید (ابدی) را بچشید».[5]

و در اینجا نیز صدها آیه شریفه وجود دارد که اشاره دارد بر اینکه عده‌ای در جهنم ابدی خواهند بود و این از اقتضاء عدل الهی است زیرا که جهان آخرت منزلی بین بهشت و جهنم نیست و عدل الهی این مطلب را می‌طلبد که افرادی را که عمری در عناد و لجبازی به سرکردند و منکر تمام این واقعیت‌ها بودند را جدا و محلی غیر از محل افراد باتقوا و متقی قرار دهد. در اینجا شاید گفته شود که بالاخره روزی اصل جهنم از بین می‌رود، زیرا سوخت و ساز آن پایان می‌پذیرد و افسرده می‌شود که در پاسخ آیه شریفه «هر وقت بخواهد افسرده و بی‌فروغ شود ما آن را می‌افروزیم و نمی‌گذاریم خاموش گردد».[6] و وانگهی دوزخیان نیز خودشان جهنم کوچکی هستند، آن جا که می‌فرمایند: «آنان ماده آتش‌زای دوزخ هستند».[7]

عذاب جهنم

از این قسمت وارد می‌شویم به بحث خلد بهشتیان و جهنمیان و ابتدا بهشت را که ذات الهی برای افرادی که عمری را در طاعت و عبادت او سپری می‎کنند وعده داده است آنجا که می‎فرماید: «در آن جا برای بهشتیان از همه میوه‎ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست»[8] و «آنچه که انسان بخواهد و چشم‎ها را به شوق و لذّت اندازد مهیاست و انسان در آن جاویدان باشد و «و انتم فیها خالدون»[9] و این همه نعمت برای افرادی که در طاعت الهی سعی کرده است می‎باشد و نیز این مطلب را عقل سلیم قبول دارد که کسی که عمری را در تلاش و زحمت برای رسیدن به رضای خداوند باشد اگر چه شاید در طی عمر خود خطاهایی نیز داشته امّا از کرده خود به سوی خداوند توبه کرده است و رضایت خداوند را جلب کرده و مستحق استفاده از این رحمت الهی می‎باشد و البته در مورد بهشت نمی‌توان در مورد ابدی بودن آن اشکالی وارد نمود که از رحمت بی کران الهی دور نیست که بندگان صالح و شایسته خود را مشمول این رحمت واسعه قرار دهد اصل اشکال و شبهه در مورد خلود ابدی در جهنم می‎باشد که با عقل دنیوی ما سازگاری ندارد که با اندک تأمل در آیات و مطالب بیان شده قابل حل خواهد بود ابتدا ما سراغ قرآن کریم که کتاب آفریننده هر دو جهان است می‎رویم و از باب نمونه و تبرّک به چند آیه تمسک می‎کنیم.

«و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند ماند»[10] در این آیه شریفه به کلمه «خلود» یعنی جاودانگی برخورد می‎کنیم که در بعضی دیگر از آیات کلمه «ابداً» نیز بعد از آن برای تأکید آمده مثل (مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أَبَداً) ؛ ترجمه: هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند قطعاً آتش دوزخ برای اوست و جاودانه در آن خواهد بود. [11] آنچه که از این دو آیه می‎توان استفاده کرد ـ با توجه به معنای کلمه خلود که در کتب لغت به دو بخش تقسیم می‎شود که معنای نخست آن همان جاویدانگی و همیشگی و دائمی بودن است و بخش دوم که به معنای طول عمر و طولانی بودن است[12]ـ اینست که عذاب جهنم برای بعضی از افراد آن که در آیاتی به آنها اشاره می‎کند ابدی و همیشگی است.

«این چنین خداوند اعمالشان را به صورت حسرت باری به آنها نشان می‎دهد و هرگز از آتش خارج نخواهد شد.»[13] مرحوم علامه طباطبایی بعد از ذکر این آیه در المیزان می‎فرمایند این دلیلی است بر ضد کسانی که معتقد به انقطاع عذاب دوزخند[14]

 

ادله عقلی جاودانگی است عبارتند از:

1. اثر وضعی عمل: اساس اشکال و شبهه حاصل از این پندار می‎باشد که ما کیفرهای الهی در جهان دیگر را مثل کیفرهای قراردادی این دنیا قرار داده‎ایم یعنی قانون گذار با مدنظر قرار دادن اندازه جرم کیفری را برابر آن مشخص و تعیین کرده و با این دید دنیوی این سؤال در ذهن ایجاد می‎شود که چرا برابری بین عملهای انجام شده با خلود در جهنم نیست در حالی که انسان مثلاً 90سال در این جهان مشغول معصیت و شرک می‌شود جزایش برابر با خلود جهنم است، و عقل دنیوی این نابرابری را در ظاهر نمی‎تواند تفهیم نماید برای پاسخ نکاتی را اشاره می‎کنیم:

الف: از جمله معروف «کیفر به اندازه جرم» حاکی از این مطلب است که هرگز نباید کیفر تمام نافرمانی‎ها و جنایت یکی باشد مثلاً کیفر کسی که دشنام می‎دهد با کیفر کسی که مرتکب قتل می‎شود نباید یکسان باشد .

همه افرادی که وارد جهنم می‎شوند تا ابد در جهنم نمی‎مانند بلکه عده‎ای بعد از طی مدتی که «الله اعلم» براساس روایات و آیات از جهنم آزاد و وارد بهشت می‎شوند و عده‎ای هم که شمار آنها در منابع معرفی شده آمده در آن ابدی خواهند بود

ب: رابطه کیفر با گناه چه در این جهان و چه در جهان آخرت هرگز رابطه زمانی نیست مثلاً یک لحظه هوسرانی و فریب نفس خوردن و نزدیکی با زنی که آلوده به بیماری مثلاً ایدز است یک عمر بدبختی و محرومیت از زندگی را به دنبال دارد یا به هنگام رانندگی یک لحظه چرت بی هنگام برابر است با یک عمر نقص عضو یا فوت. در حالی که نفس عمل چند لحظه طول نمی‎کشد ولی برابر است با یک عمر پشیمانی و مثالی دیگر اینکه ما مثلاً موقع کشت دو نوع تخم در دست داشته باشیم که یکی گل و دیگری خار باشد و ما در یک طرف باغچه تخم گل بپاشیم و در طرف دیگر تخم خار بپاشیم اشعه خورشید و ریزش باران‎های طبیعی، آنها را پرورش می‎دهد در طول فصل برداشت ما از یک طرف باید گل بچینیم و از یک طرف خار. هرگز در اینجا به ذهن ما خطور نمی‎کند که یک لحظه خار کاشتن چرا چنین پی‌آمد ممتد و طولانی را داشته.

هر نوع کیفری خواه کوچک و خواه بزرگ و خواه ممتد و خواه غیر ممتد، هرگز جنبه قراردادی با عمل را ندارد که فرد گناهکار آنرا یک قرار داد ظالمانه تلقی کند بلکه یک رابطه تکوینی و طبیعی است و هر عملی بسان یک علت و یک سبب معلول خاصی را به دنبال دارد و فردی که در تمام عمر خود مشغول معصیت و شرک به ذات الهی باشد و تمام عمر خود را با معاصی طی کرده همین معاصی خود آتش جهنم است که فرد خود آنها را کسب کرده است.

2. همه قبول داریم که صدور قبیح و ظلم از خداوند متعال محال است با توجه به مطلب ذکر شده اگر ابدی بودن جهنم را قبول و باور نداشته باشیم لازمه آن اینست که افراد مؤمن و باتقوا با افرادی که عمری را در فساد گذران کرده‎اند در یک جا «بهشت» با هم جمع شوند و این عمل قبیح است و آن نتیجه می‎دهد که نعوذ بالله از خداوند فعل قبیح سر بزند و ذات الهی از این عمل منزه است در نتیجه جمع این دو افراد با هم محال است و لازمه آن ابدی بودن جهنم می‎باشد و باور کردن ابدی بودن آن است.

امّا نکته‎ای را لازم است در پایان متذکر شویم و آن است که همه افرادی که وارد جهنم می‎شوند تا ابد در جهنم نمی‎مانند بلکه عده‎ای بعد از طی مدتی که «الله اعلم» براساس روایات و آیات از جهنم آزاد و وارد بهشت می‎شوند و عده‎ای هم که شمار آنها در منابع معرفی شده آمده در آن ابدی خواهند بود.

 

پی نوشت ها :

 [1] . فرقان، 15.

[2] . ابراهیم، 23.

[3] . معاد در قرآن، آیت الله جوادی آملی، ج 5، ص 354.

[4] . انعام، 128.

[5] . یونس، 52.

[6] . اسراء، 97.

[7] . بقره.

[8] . سوره محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، ص 15.

[9] . سوره زخرف، ص 17.

[10] . سوره مائده، آیه 37.

[11] . سوره جن، آیه 23.

[12] . پیام قرآن، چ 6، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامی.

[13] . سوره بقره، آیه 167.

[14] . المیزان، ص 408، چ جامعه مدرسین، 215.


- نظرات (0)

بعد از بهشت و جهنم چه می شود؟!‌


بهشت و جهنم
آخر کار انسان کجاست؟

اگر نگاه به آن عالَم نیز نگاه مادی و فیزیکی باشد، قطعاً این سۆال پیش می‌آید که آخرش کجاست؟ یا آخر کار انسان کجاست؟ چرا که عالم ماده محدود است و به بیان امیرالمۆمنین علیه‌السلام: «هر محدودی قابل شمارش است»؛ چنان چه برای طبیعت آخری بیان شده است، چه در علوم قرآنی و چه در علوم تجربی. اما اگر نگاه عاقلانه، حکیمانه و غیر مادی، یعنی معنوی باشد، آخری ندارد، چنان چه هیچ یک از امور غیر مادی آخر ندارند.

انسان می‌تواند با استناد به آیات قرآن کریم و یا تجربیات عملی بگوید که آخر خورشید خاموش شدن است و یا آخر زمین متلاشی شدن در فضاست، اما در معنویات چنین نمی‌باشد؛ آخر علم کجاست؟ آخر زیبایی کجاست؟ آخر قدرت کجاست؟ آخر ثروت و غنا کجاست و ...؟

بدیهی است که حدّی ندارند، چرا که اینها همه کمالات هستند و تجلی آن هستی محض.  «کمال حقیقی» همان الله جلّ جلاله می‌باشد که محدود به حدّی نیست. لذا سیر تکاملی بشر نیز چون «انّا الیه راجعون» است، حدّی ندارد که بدان متوقف شده و بگوید این آخرش است. هر چه رشد کند، هر چه بیشتر وجودش تجلی کمالات گردد، باز به پایان یا آخر نمی‌رسد. چنان چه هیچ کس نمی‌تواند در این عالم (یا حتی عالم دیگر) به آخر علم یا ثروت و غنا برسد و اگر تمامی علوم و سرمایه‌ها را نیز یک جا جمع کنند و به کسی بدهند، باز هم جای بیشتر شدن دارد و آخرش نیست. پس فرض آخر و پایان، یک خطای تصور ذهنی است و نه یک ضرورت عقلی.

 

آیا یک جا ماندن بی‌میلی (زدگی) نمی‌آورد؟

البته که یک جا ماندن، بی‌میلی و زدگی می‌آورد. آن هم برای انسانی که به قول شما، میل به بی‌نهایت دارد. اما دقت شود که یک جا ماندن یعنی «سکون»، که عاقبت موجب فساد نیز می‌شود (همان دلزدگی خود نوعی فساد در شوق است)، اما در بهشت سکونی نیست که خستگی و دلزدگی بیاورد، بلکه «ثبات» است و معنای این دو خیلی با هم فرق دارد.

انسان از این که مثلاً ده ساعت روی یک صندلی بنشیند و به یک منظره نگاه کند، خسته و دلزده می‌شود، اما هیچ‌گاه از ثبات وجودی خود یا ثبات عقل و ایمانی خود، خسته و دلزده نمی‌شود.

هم بهشت طبقات و درجات دارد و هم جهنم. اما تفاوت‌ سیر در این طبقات و درجات در این است که کسی که وارد بهشت شد، هیچگاه از آن اخراج یا خارج نمی‌شود، اما دلیلی نیست که هیچ کس در هیچ شرایطی از جهنم خارج نگردد

متأسفانه، اغلب ما مردم (مسلمان یا اهل کتاب و معتقد به بهشت و جهنم)، نه جهنم را درست شناخته‌ایم و نه بهشت را؛ لذا گمان می‌کنیم که بهشت یعنی کاخی در وسط یک جنگل سبز و مملو از انواع و اقسام خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، لباس‌ها و تجویزها و سایر لذاتی که برای بدن بهشتی است.

شباهت‌هایی بین این عالم و آن عالم هست و البته تفاوت‌هایی هم وجود دارد. اما همین شباهت‌ها سبب می‌شود تا شناخت و درک عالم دیگر برای ما در این عالم، ممکن و میسر گردد؛ چه زیبا سرود میرفندرسکی:

چرخ با این اختران، نقض و خوش و زیباستی                   صورتی در زیر دارد، آن چه در بالاستی

صورت زیرین اگر با نردبان معرفت                         بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی

 

در این عالم انسان هم لذت مادی دارد و هم لذت معنوی، این دو از هم جدا هستند، هر چند که در امتداد یک دیگر باشند و یا در یک دیگر تأثیر بگذارند. به عنوان مثال: تناول یک غذای خوب و خوش مزّه، بسیار لذت (مادی) دارد، اما به هیچ وجه با لذت «لقای محبوب»، هم سنخ و قابل قیاس نیست، و اگر آن غذای خوب در کنار یار میل شود، لذتش چند برابر شده و دیگر قابل توصیف نمی‌باشد.

بهشت نیز همین‌طور است. لذت اکله، اشربه، حور و قصور یک لذت است، اما لذت لقاء الله، وصال محبوب و قرار گرفتن در «عند ملیک مقتدر»، یک لذت دیگر است.

دقت شود که نعمات بهشتی، سفره‌ی محبوب است برای عاشق از سفر رسیده، نه این که هدف و مقصود و محبوب همان باشد.

پس، بهشت یک جا ماندن، یک جا ساکن شدن، مدتی طویل خوردن و آشامیدن و تزویج نیست که دلزدگی بیاورد، بلکه ثباتِ بدون تزلزل، بدون دغدغه، بدون خطر، بدون احتمالات و ...، در مسیر رشد و کمال همیشگی است که بسیار لذت بخش، شورآفرین و شوق‌آور می‌باشد و این سیرِ کمالی، پایانی ندارد.

بهشت
آیا جهنمی، اهل بهشت می‌شود؟

هم بهشت طبقات و درجات دارد و هم جهنم. اما تفاوت‌ سیر در این طبقات و درجات در این است که کسی که وارد بهشت شد، هیچگاه از آن اخراج یا خارج نمی‌شود، اما دلیلی نیست که هیچ کس در هیچ شرایطی از جهنم خارج نگردد.

بدیهی است که انسان دارای باورهای اعتقادی و نیز رفتارهای عملی می‌باشد. پس هر کدام ثواب یا عقاب مخصوص خود را دارند. از این رو کسانی که در زندگی دنیوی اعتقادی به پروردگار عالم، مبدأ و معاد، نبوت و ولایت نداشتند، در این دنیا سیر قهقرایی طی کرده‌اند و خداوند متعال برای آنان «خلود = جاودانگی» در جهنم را وعید داده است، اما اگر کسانی اعتقادات درستی داشته‌اند، ولی در عمل درگیر گناهانی شده بوده‌اند که هر چند آنها را به کفر نکشانده است، اما با عذاب‌های مرگ، قبر، برزخ پاک نشده و یا قابل شفاعت نیز نگردیده‌اند چه؟ از یک سو به خاطر اعتقادات‌شان لایق بهشت می‌باشند و از سوی دیگر به خاطر کردارشان لایق جهنم می‌گردند.

مرحوم علامه حلّی، برای خروج مۆمنین گناهکار جهنمی و ورودشان به بهشت دو دلیل اقامه می‌نماید:

1. انسانی که هم ایمان و عمل صالح دارد و هم گناه، به خاطر ایمان و عمل خویش مستحق پاداش است و به خاطر انجام گناهش مستحق عذاب است و در نتیجه اگر اول وارد بهشت شود برای دریافت پاداش اعمال و بعد جهنم رود درست نیست.

به اتفاق مسلمین کسی از بهشت آخرتی خارج نمی‌شود و اگر برعکس شود که اول جهنم رود و بعد از مدتی وارد بهشت شود این مشکلی ندارد و مورد نظر ما می‌باشد، صورت سوم این است که عذاب و پاداش با هم باشند که این امکان ندارد و محال است، تنها راه همان راه دوم است.

2. دلیل دوم این است که بر خداوند قبیح است که بنده خود را به خاطر یک خطا و یا چند خطا که از او سر زده، با این که ایمان و عمل صالح دارد برای همیشه در جهنم نگهدارد و با کسی که در تمام عمر مشرک و کافر بوده است یکجا عذاب نماید و امر قبیح و زشت نسبت به خداوند محال است و از او صادر نمی‌شود.(کشف المراد، همان، ص 414).

در نتیجه ممکن است اگر شیعه از گناه خویش توبه نکند و شفاعت و دستگیری او را نکند مدتی در جهنم بماند و بعد از پاک شدن نجات یابد.

* در قرآن کریم، برای 13 جرم و معصیت (که کفر و شرک در رأس آنها قرار داده است)، خلود در جهنم تصریح شده است:

1. کافران (آل عمران116) - 2. مشرکان (نحل29) - 3. منافقان (مجادله17) - 4. مرتدان (آل عمران86-88) - 5. تکذیب کنندگان آیات الهی (اعراف36) - 6. دشمنان خدا و پیامبر(ص) (توبه63)

7. ظالمان و ستمگران (شوری45) - 8. اشقیاء (هود106-107) - 9. آنها که غرق در گناهند (بقره81) - 10. قاتل مومن (نساء 93) - 11. رباخواران (بقره 275) - 12. سبک اعمالان (مومنون102-103) - 13. گنهکاران به طور عام (جن23).

متأسفانه، اغلب ما مردم (مسلمان یا اهل کتاب و معتقد به بهشت و جهنم)، نه جهنم را درست شناخته‌ایم و نه بهشت را؛ لذا گمان می‌کنیم که بهشت یعنی کاخی در وسط یک جنگل سبز و مملو از انواع و اقسام خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، لباس‌ها و تجویزها و سایر لذاتی که برای بدن بهشتی است

اما از سوی دیگر می‌فرماید که خداوند متعال به غیر از شرک، هر گناهی را که بخواهد می‌بخشد و او عادل است، به هیچ کس، اندک ظلمی نمی‌شود:

«إنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَكَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یشَاءُ وَمَن یشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا * أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ یزَكِّی مَن یشَاءُ وَلاَ یظْلَمُونَ فَتِیلًا» (النساء، 48 و 49)

ترجمه: مسلماً خدا این را كه به او شرك ورزیده شود نمى‏بخشاید و غیر از آن را براى هر كه بخواهد مى‏بخشاید و هر كس به خدا شرك ورزد به یقین گناهى بزرگ بربافته است * آیا به كسانى كه خویشتن را پاك مى‏شمارند ننگریسته‏اى [چنین نیست] بلكه خداست كه هر كه را بخواهد پاك مى‏گرداند و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى‏بینند».

براساس روایتی كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، انسان‏ها در قیامت سه دسته‏اند : یك دسته انسان‏هایی‏اند كه در عالم حشر در آن هنگام كه مردم درگیر مواقف و عوالم حشرند، تحت سایه خداوند و در جوار قرب حقند و نیاز به طی آن عوالم و مواقف ندارند چون آن مراحل را در این دنیا پشت سر گذاشتند.

گروهی دیگر انسان‏هایی‏اند كه باید از حساب و عذاب بگذرند كه از جمله آن جهنم موقت است تا پس از پس تطهیر و تسویه در عالم قیامت به خدا برسند و عده‏ای دیگر انسان‏هایی‏اند كه چون مجموع وجودشان رو به غیر خدا داشته و در حال فرار از خدا بوده‏اند به قعر جهنم فرو خواهند رفت، (بحارالانوار، ج 7، ص 183، روایت 31).

بنابراین عده‏ای مستقیم وارد بهشت و بهشت‏ها می‏شوند، عده‏ای پس از گذر از مواقف‏ها و از جمله جهنم موقت وارد بهشت می‏گردند و عده‏ای نیز در جهنم جاودانه خواهند بود.

  • به بیانی دیگر: همه كسانی كه وارد جهنم می‏شوند برای همیشه در جهنم نخواهند بود و تنها عده‌ی خاصی مانند كافران برای همیشه در جهنم خواهند بود، (ر.ك: آیت‌الله مكارم شیرازی، پیام قرآن، ج 6، ص 483، دار الكتب الاسلامیه).


- نظرات (0)

رمز نجات از فتنه هاي آخرالزمان

شيخ صدوق روايت كرده از عبد الله بن سنان كه گفت :

حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: در آينده شبهات به سوي شما هجوم مي آورند [ و گناهان زياد مي شود‌(مانند گناهان چشم و گوش و زبان و ...)] و شما بدون نشانه و راهنما و پيشواى هدايت كننده مي مانيد  و نجات نمى‏يابد در آن شبهه مگر كسى كه بخواند دعاى غريق را

گفتم :چگونه است دعاى غريق

فرمود : مى‏گويى

 يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ

منبع :مفاتيح الجنان ؛ بعد از زيارت وارث و قبل از زيارت حضرت عباس

 


- نظرات (0)