سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

جای پای قرآن در بیان آداب و معاشرت !

معنى لغوى آداب‏

«آداب » جمع «ادب» به معنی آموختن علوم و دانش‏هاى گوناگون و محاسن اخلاقى است و به علوم و معارف عمومى نیز اطلاق مى‏شود و گاهى در مورد شخص یا شى‏ء خاص بكار مى‏رود؛ مانند آداب درس خواندن ، آداب نماز، آداب قاضى و آداب مسافرت و...1

آداب یعنى: چم و خم ، حُسن معاشرت ، اخلاق حسنه ، فضیلت مردمى. 2

در فرهنگ دینی و اسلامی نیز به ادب و رعایت آداب بسیار سفارش شده به طوری که ؛

پیامبر گرامی اسلام فرمود: " اَكْرِمُوا اولادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُم  ؛فرزندان خودرا محترم بدارید و با آداب خوب و پسندیده با آنان رفتارنمایید ." 3

بهترین آداب كدام است ؟! برای رسیدن به یک دستور علمی و عملی درست ، بهترین و عاقلانه ترین راه مراجعه به یک مرجع محکمی است که بتوان به آن کاملاً اطمینان داشت و آن را از هر نقصی مبرّا دانست و آن چیزی جز تالی تِلو ما انسانها ،یعنی ؛ قرآن مجید است . در کتاب الهی یک سری آدابی را ذکر کرده که وقتی مطالعه می کنیم می بینیم که جز عمل به چنین رفتارهایی  نمی توان زندگی و آداب  درستی داشته باشیم .در زیر به یک سری از این آداب اشاره می کنیم؛

 

ورود به خانه ها

در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مى‏شود : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ  ; اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ، به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید . این براى شما بهتر است ، باشد كه پند گیرید . و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد : «برگردید» ، پس برگردید ، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست .

حقیقتاً اگر ما به این دستوراتی که از جانب خالقمان آورده شده عمل کنیم ، دیگر هیچ نیازی به هیچ قانون و محاکمه و مشاوری نداریم . در مورد رفت و آمد و معاشرت صراحتاَ قرآن سخن می گوید و می فرماید : جایى كه انسان ، علم به عدم رضایت دارد یا اجازه می گیرد ولى جواب رد می شنود نباید وارد بشود: " و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا ؛ اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد " . این براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفیدتر است.

اینجا نکته ی اجتماعی بسیار مهمی را خداوند متذکر می شود که متأسّفانه ما در جامعه بسیار کم می بینیم و آن این است که اگر به شما گفتند بر گردید ، بدون هیچ دلخوری و حرف و حدیثی برگردید . نکات در این آیه عبارت است از :

اول اینکه :صاحب خانه باید در گفتارش در مقابل مهمان صادق باشد و اگر آمادگی کامل را از میهمان دارد ، او را دعوت کند و در یک کلام (تعارف بی جا نکند ) . در حدیثی فرموده شده که اگر حرفی را می زنید ،اما در دل و قلبتان چیز دیگری را می خواهید این نوعی نفاق است و منافق دشمن خداست .

نکته ی دیگر این است که این باید فرهنگ جامعه ی دینی باشد که وقتی صاحب خانه با کمال احترام به کسی که می خواهد به دیدار او بیاید ،بگوید که الان آمادگی پذیرایی از او را ندارد ،مهمان نیز با کمال میل پذیرا باشد و ناراحت نشود و حتی بهترین کار این است که از صداقت او خوشحال شده و از وی بخاطر صداقتش تشکر کند .

نکته ی زیبای دیگری که قرآن می فرماید این است : اگر فردی قبلاً چنین اجازه‏اى را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه اجازه ی ورود را کسب کرده ، در آن‏جا ورود جایز است اما آدابى دارد :

یكى از آدابى كه مى‏بایست رعایت ‏بكند این است كه سرزده وارد نشود . چون ممكن است ‏شخص ، در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذیرش نداشته باشد یا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال یا به آن صورت ببیند ، این است كه در اسلام تأكید مى‏شود كه «استیناس‏» كنید . استیناس كردن ; یعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روایات در توضیحش آمده كه صدا بزنید یا تنحنح بكنید تا خودش را آماده كند . ضمناًً دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنید « حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها » . بعد می فرماید : اما اگر شخصى خواست وارد اتاق یا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نیست ، مثلاً در زد و كسى جواب نداد و فهمید كه كسى آن جا نیست كه از او اجازه بگیرد در این صورت هم وارد نشود:"فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِیلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ؛ طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏یابد پس شما باید وارد نشوید تا كسى پیدا شود و به شما اذن بدهد."

پیامبر گرامی اسلام فرمود: " اَكْرِمُوا اولادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُم؛ فرزندان خودرا محترم بدارید و با آداب خوب و پسندیده با آنان رفتارنمایید

در آیه 58 سوره نور مى‏فرماید :  كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همین طور بچه‏هایى كه به حد تكلیف نرسیده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند ، پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا . اینها مواقعى است كه معمولاً انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد . و در آیه بعد مى‏فرماید ؛‏ اما اگر بچه‏ها به حد تكلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند ; یعنى غیر از سه مرتبه‏اى كه گفته شد هر وقت دیگر هم مى‏خواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند .

 

آداب سلام

سلام

براساس دستور اسلام ، وقتى دو نفر مسلمان به یكدیگر مى‏رسند ، با سلام كردن رعایت ادب را مى‏نمایند . سلام كه با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته ، شاید یكى از حكمتهایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد. پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است ، رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت. این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد .

پس در آداب معاشرت اولین چیزى كه باید تأمین شود سلامت و امنیت است كه اگر این نباشد زندگى اجتماعى هیچ ارزشى ندارد . از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن كریم ذكر شده است . مى‏دانید یكى از اسم هاى خداى متعال « سلام ‏» است و آن جا كه این اسم در قرآن كریم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ  »4  خداست كه سلامتى را تامین و خطر را از دیگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در این جا یعنى كسى كه ایجاد امن مى‏كند. و در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود " ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ  ;  با سلام و امن وارد بهشت‏شوید ".5

 

جواب سلام

یكى از نكته‏هایى كه در آداب معاشرت در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده ، جواب تحیّت است . آیه‏86 سوره نساء مى‏فرماید : " وَ إِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا " . كلمه تحیّت از ماده حیات است و گویا در اصل به این صورت بوده كه به عنوان اداى احترام مى‏گفتند: «حیاك الله». در اسلام بر این تأکید شده است که هرگاه کسی به شما سلام کرد شما جواب آن را بهتر از آن یا حداقل مثل آن پاسخ دهید .

به هر سخن و یا عملى  كه به عنوان اداى احترام انجام شود تحیّت گفته مى‏شود . ‏

حضور به موقع، نه زودتر و نه دیرتر

مطلب دیگرى كه در قرآن كریم درباره پیغمبر اكرم (ص) مطرح شده این است كه كسانى براى مهمانى به خانه پیغمبر اكرم (ص) مى‏آمدند ; مثلا فرض كنید كه براى ناهار دعوت مى‏شدند اما آنها دو ساعت پیش از ظهر مى‏آمدند آن جا مى‏نشستند تا موقعى كه ناهار بیاورند یا بعد از این كه ناهار مى‏خوردند مى‏نشستند و مشغول صحبت كردن مى‏شدند و پیغمبر اكرم (ص) خجالت مى‏كشیدند از این كه بگویند من كار دارم ، قرآن كریم به چنین كسانى مى‏فرماید كه اگر به خانه پیغمبر دعوت شدید همان موقع غذا بیایید و جلوتر نیایید كه مزاحم بشوید همچنین بعد از خوردن غذا ننشینید. اینها چیزهایى است كه موجب ناراحتى پیغمبر مى‏شود ولى خجالت مى‏كشد كه به شما بگوید اما خدا خجالت نمى‏كشد. در آیه 53 سوره احزاب مى‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا ... » یعنى موقع غذا بروید نه این كه دو ساعت جلوتر بروید و منتظر باشید كه غذا بیاورند . « فاذا طعمتم فانتشروا » و بعد از این كه غذایتان را خوردید آنجا را ترک کنید .

باید بدانیم که نکاتی که در آیات ذکر شد ، اختصاص به زمان پیامبر ندارد و یک درس اجتماعی برای تمام بشریت در هر دوره و زمانی می باشد .

 1 - مجمع‏البحرین والمنجد ، واژه ادب

2 - المصباح المنیر ، واژه ادب

3 - مستدرك الوسائل ، چاپ جدید ، ج‏15 ، ص 168 ،ابواب احكام الأولاد ، باب 63 ، ج 33

4 - حشر ، آیه‏23

5 - حجر ، آیه‏46

 


- نظرات (0)

ورود بی اجازه ممنوع!

 آداب عمومى

آنچه مربوط به عموم افراد است ، آدابى چند است كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنیم: در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مى‏شود : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ، فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِیلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ ; اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ،  به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است ، باشد كه پند گیرید . و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید» ، پس برگردید ، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست .»

 

ورود به خانه‏ها

وارد شدن به خانه دیگران به چند صورت تصور مى‏شود :

 الف - شخص علم دارد به این كه صاحب خانه راضى است .

 ب - مورد شك است.

ج - علم دارد به این كه راضى نیست. روشن است در جایى كه انسان، علم به عدم رضایت دارد یا اذن بگیرد ولى جواب رد بشنود نباید وارد بشود: « و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. این براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفیدتر است .

صورت دیگر این است كه علم دارد به این كه طرف راضى است ‏یا قبلا چنین اجازه‏اى را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه به دست آورده است ، در آن‏جا هم ورود جایز است منتهى آدابى دارد .

 

قبل از ورود، اجازه بگیرید!

یكى از آدابى كه مى‏بایست رعایت‏بكند این است كه سرزده وارد نشود ، اگر دوستانى با همدیگر روابطى دارند یا كسانى براى حاجتى - مادى یا معنوى - به كسى مراجعه مى‏كنند ، چون ممكن است‏شخص در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذیرش نداشته باشد یا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال یا به آن صورت ببیند این است كه در اسلام تاكید مى‏شود كه «استیناس‏» كنید .

استیناس كردن ; یعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روایات در توضیحش آمده كه صدا بزنید یا تنحنح بكنید تا خودش را آماده كند . ضمناً دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنید : «حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا »

 

در خانه و یا اتاق خالی که اجازه ورود ندارید، وارد نشوید!

اگر شخصى خواست وارد اتاق یا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نبود و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهمید كه كسى آن جا نیست كه از او اجازه بگیرد ، در این صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم‏» ، طبعاً وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏یابد پس شما باید وارد نشوید تا كسى پیدا شود و به شما اذن بدهد .

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید،به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است ، باشد كه پند گیرید. و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست

اجازه در سه زمان خاص!

مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خیلى زیاد است; مثلاً اهل یك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مى‏كنند رفت و آمد متعارف دارند : بچه‏ها وارد اتاق پدر و مادرشان مى‏شوند یا كسانى كه در خانه كار مى‏كنند مانند کارگر که در خانه كار مى‏كند ، آیا هر دفعه‏اى كه مى‏خواهند بیایند لازم است اذن بگیرند یا نه؟

در آیه 58 سوره نور مى‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِینَ مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ؛ كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همین طور بچه‏هایى كه به حد تكلیف نرسیده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند: پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا.» اینها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد .

و در آیه بعد مى‏فرماید: «ووَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ؛ اما اگر بچه‏ها به حد تكلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند» به عبارتی غیر از سه مرتبه‏اى كه گفته شد ، هر وقت دیگر هم مى‏خواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند .

 

- آداب غذا خوردن

آداب غذا خوردن

و اما درباره غذاخوردن در خانه دیگران ، مواردى هست كه هر چند اذن صریحى از طرف صاحب خانه نباشد ، جایز است و آنها مواردى است كه معمولاً انسان علم به رضایت طرف دارد و اگر كسى راضى نباشد باید تصریح كند.

 در آیه 61 از همین سوره پس از اشاره به افرادى كه معذوریتهایى دارند ؛ « لَیْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ » مى‏فرماید: « وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُیُوتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُیُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِیقِكُمْ لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا »

 مفسران فرموده‏اند كه منظور از « بیوتكم‏ » بیوت فرزندانتان است ; یعنى خانه فرزندان به منزله خانه خودتان است . از این آیه شریفه استفاده مى‏شود كه خویشاوندان نزدیك براى استفاده از ماكولات در خانه یكدیگر نیازى به اذن گرفتن ندارند ؛ همچنین خانه دوستى كه كلیدش را در اختیار شما گذاشته است ؛ «لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا » وعده‏اى مشغول غذا خوردن باشند یا تنها باشید اما وقتى مى‏خواهید وارد بشوید این آداب را رعایت كنید:

«فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَیِّبَةً » وارد خانه كه مى‏شوید سلام كنید «فسلموا على انفسكم‏»

 

1 - 3 - آداب سلام

سلام كه با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته، شاید یكى از حكمت هایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد . پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت . این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد.

 

" سلام " نام دیگر قرآن کریم

از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن كریم توأماً ذكر شده است. مى‏دانید یكى از اسم هاى خداى متعال « سلام‏ » است و آن جا كه این اسم در قرآن كریم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ »(حشر / 23 ) خداست كه سلامتى را تأمین و خطر را از دیگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در این جا یعنى كسى كه ایجاد امن مى‏كند.

در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود: «ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ ; با سلام و امن وارد بهشت‏شوید.» (حجر / 46 ) به هر حال اهمیت موضوع سلام به خاطر این است كه به طرف، احساس آرامش و امنیت‏خاطر مى‏دهد و این در زندگى اجتماعى خیلى مهم است.

وقتى قرآن مى‏خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان كند مى‏فرماید: خداى متعال به وسیله قرآن راههاى سلام را به مردم نشان مى‏دهد، و یكى از بزرگترین اوصاف قرآن این است كه به سوى راههاى سلام هدایت مى‏كند. در اسلام تاكید شده كه مؤمنان به یكدیگر سلام كنند و پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم حتى به زنان و كودكان هم سلام مى‏كردند و روایات زیادى درباره احكام و فضیلت‏سلام وارد شده است

سلام کردن

سلام ملائکه به انبیاء

در قرآن كریم در ضمن داستانهاى انبیا نقل شده كه ملائكه به ایشان سلام گفتند ; مثلا در داستان حضرت ابراهیم‏علیه السلام در چند مورد در قرآن كریم تكرار شده كه موقعى كه ملائكه براى خراب كردن شهر لوط آمدند اول خدمت‏حضرت ابراهیم‏علیه السلام رسیدند و هنگام ملاقات با آن حضرت سلام كردند  ؛ آیه‏69 سوره هود و دیگرى آیه 52 سوره حجر و سومى آیه‏25 سوره والذاریات.

 

از نام های بهشت ، دارالسلام است !

یكى از نامهاى بهشت «دارالسلام‏» است كه به نوبه خود اهمیت موضوع سلام و سلامتى و امنیت را اثبات مى‏كند. آیاتى داریم كه وقتى مؤمنین وارد بهشت مى‏شوند از طرف ملائكه به ایشان سلام داده مى‏شود و تحیت‏خود مؤمنان هم در هشت‏سلام است: آیه 10 سوره یونس، 46 سوره اعراف، 32 سوره نحل، 24 سوره رعد، 23 سوره ابراهیم،46 سوره حجر،34 سوره ق، 44 سوره احزاب، 75 سوره فرقان، 58 سوره‏یس، 62 سوره مریم و 26 سوره واقعه.

 

اسلام نیز دارای سلام است !

از چیزهایى كه اهمیت موضوع سلام و سلامتى را اثبات مى‏كند همین است كه خود اسلام، «سلام‏» تلقى شده و برنامه‏هاى اسلام «سبل السلام‏» نامیده شده است: « یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ » (مائده / 16 )

 وقتى قرآن مى‏خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان كند مى‏فرماید: خداى متعال به وسیله قرآن راههاى سلام را به مردم نشان مى‏دهد، و یكى از بزرگترین اوصاف قرآن این است كه به سوى راههاى سلام هدایت مى‏كند. در اسلام تاكید شده كه مؤمنان به یكدیگر سلام كنند و پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم حتى به زنان و كودكان هم سلام مى‏كردند و روایات زیادى درباره احكام و فضیلت‏سلام وارد شده است .

 

جواب سلام

یكى از نكته‏هایى كه در آداب معاشرت در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده جواب تحیت است .

آیه‏86 سوره نساء مى‏فرماید: «وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا » كلمه تحیت از ماده حیات است و گویا در اصل به این صورت بوده كه به عنوان اداى احترام مى‏گفتند : «حیاك الله‏» یا «زنده شاید بتوان گفت كه هر كس هر نوع احترامى به كسى بگذارد ولو با دادن هدیه یا گفتن تبریك و تسلیت، و فرستادن نامه، مستحب است كه پاسخ احترامش داده شود.

چنان كه در فارسى گفته مى‏شود یا در شعارها مى‏گویند «زنده‏باد» كم كم توسعه داده شده به هر سخنى كه براى اداى احترام گفته مى‏شود بلكه به عملى هم كه به عنوان اداى احترام انجام شود تحیت گفته مى‏شود. به هر حال، تحیتى كه به عنوان شعار اسلامى تعیین شده ، همان سلام است كه مستحب مؤكد ولى جوابش واجب است ، به طوری که جواب سلام ، باید مطابق با تحیت‏یا كاملتر باشد .

 

نتیجه گیری :

 نتیجه کلی و اساسی این است که برای رسیدن سعادت دنیا و آخرت ، همه چیز را می توان در آیات قرآن جستجو کرد .

 

منبع :

مقاله : آیة الله محمد تقى مصباح یزدى پیرامون  معاشرت در قرآن و اسلام

 


- نظرات (0)

آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع!

آزادی جنسی ممنوع

«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (نور-2) ؛ هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید در اجراى دین خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزى نشوید و باید هنگام كیفر آن دو، گروهى از مؤمنین حاضر و ناظر باشند.

نكته‏ها:

احكام زنا بر اساس شرایط افراد متفاوت است، در این آیه فقط به یك صورت اشاره شده كه اگر مرد یا زن مجردى زنا كند، صد تازیانه مى‏خورد، ولى اگر كسى با داشتن همسر، مرتكب زنا شود، رجم و سنگسار مى‏گردد. چنان كه اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلاً همسرش در زندان است،) و در این صورت مرتكب زنا شود، حكم سنگسار به تازیانه و شلاق تبدیل مى‏شود.

قرآن، زنا را كارى زشت مى‏داند و از آن نهى مى‏كند. «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏» (اسراء، 32)

ترك زنا را نشانه‏ى بندگان راستین خداوند مى‏شمرد. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ ... وَ لا یَزْنُونَ» (فرقان، 63 تا 68)

و دورى از این گناه را شرط بیعت با پیامبر مى‏داند. «إِذا جاءَكَ ... وَ لا یَزْنِینَ»  (ممتحنه، 12)

 

مفاسد زنا در روایات‏

برخى از مفاسد زنا، در یكى از سخنان حضرت رضا (علیه السلام) عنوان شده، از جمله:

1ـ ارتكاب قتل به وسیله‏ى سقط جنین.

2ـ بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى.

3ـ ترك تربیت فرزندان.

4ـ از بین رفتن موازین ارث.  (بحارالانوار، ج 79، ص 24)

امام على(علیه السلام) ترك زنا را مایه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند. (نهج البلاغه، حكمت 252)

پیامبر اكرم (صلوات اللَّه علیه و آله) فرمود: زنا داراى زیان‏هاى دنیوى و اخروى است:

زیانهای دنیوی: از بین رفتن نورانیّت و زیبایى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.

امّا زیانهای اخروی: درماندگى هنگام حساب قیامت، غضب الهى و جهنّم همیشگى.  (بحارالانوار، ج 77، ص 58)

از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) نقل شده است:

ـ هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى‏شود. (بحارالانوار، ج 73، ص 372)

ـ زنا نكنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر كه به ناموس دیگران تجاوز كند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه كه با دیگران رفتار كنید، با شما رفتار خواهد شد. (بحارالانوار، ج 76، ص 27)

 

از مكافات عمل غافل مشو

 

گندم از گندم بروید جو ز جو
امام على(علیه السلام) ترك زنا را مایه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند

ـ چهار چیز است كه هر یكى از آنها در هر خانه‏اى باشد آن خانه، ویرانه است و بركت ندارد:

1- خیانت         2- دزدى         3- شرابخوارى          4- زنا.  (بحارالانوار، ج 76، ص 19)

ـ زنا، از بزرگ‏ترین گناهان كبیره است. (بحارالانوار، ج 76، ص 19)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر گاه مردم مرتكب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:

1ـ زمانى كه زنا رواج یابد، زلزله خواهد آمد.

2ـ هر گاه مردم زكات نپردازند، چهار پایان به هلاكت مى‏رسند.

3ـ هر گاه قضاوت مسئولان قضایى، ظالمانه باشد، باران نخواهد بارید.

4ـ زمانى كه پیمان شكنى شود، مشركان بر مسلمانان غلبه خواهند كرد. (بحارالانوار، ج 76، ص 21)

 

پیام‏های آیه

آزادی جنسی ممنوع

1ـ آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع است. «الزَّانِیَةُ ... فَاجْلِدُوا» ...

2ـ نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات زنا، از مردان بیشتر است، بر خلاف دزدى كه نقش مردان بیشتر است. به همین دلیل كلمه زانیه قبل از كلمه زانى آمده است. «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی»

3ـ تنبیه بدنى مجرم، براى تأدیب او و حفظ عفت عمومى لازم است. «فَاجْلِدُوا»

4ـ در روابط نامشروع هر دو طرف به یك میزان تنبیه مى‏شوند. «كُلَّ واحِدٍ»

5ـ حدود كیفر باید از طرف خداوند معین شود. «مِائَةَ جَلْدَةٍ»

6ـ در مجازات مجرمین، ترحم و تحت تأثیر عواطف قرار گرفتن، ممنوع است.

 «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

7ـ محبّت و رأفت باید در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

8ـ دین، تنها نماز و روزه نیست حدود الهى نیز از اركان دین است. «فِی دِینِ اللَّهِ»

9ـ صلابت و قاطعیّت در اجراى قوانین، در سایه‏ى ایمان به مبدأ و معاد به دست مى‏آید. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

10ـ اجراى حدود نشانه‏ى ایمان به خداست. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ»

11ـ مجازات باید به گونه‏اى باشد، كه مایه عبرت دیگران شود. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما»

12ـ زناكار، علاوه بر شلاق و شكنجه‏ى جسمى، از نظر روحى نیز باید زجر ببیند. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ» ...

13ـ حضور مردم، اهرمى است براى كنترل قاضى و مجرى. «وَ لْیَشْهَدْ ... طائِفَةٌ»

14ـ از حضور مؤمنان در صحنه، براى نهى از منكر استفاده كنیم. «وَ لْیَشْهَدْ»

15ـ تنها مسلمانان حقّ حضور در مراسم اجراى حدّ الهى را دارند. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» 

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست

*پیش از ورود اجازه بگیرید!!

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (نور27)؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! به خانه‏هایى كه منزل شما نیست پیش از آنكه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام كنید، وارد نشوید. این دستور به نفع شماست شاید پند گیرید.»

معناى «استیناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفته‏ى روایات مى‏تواند با ذكر خدا باشد و یا صداى پا و سلام كردن و امثال آن. (تفسیر نور الثقلین)

اجازه ورود به خانه

شخصى از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) پرسید آیا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟ فرمود:

بله، گفت: در خانه جز او كسى نیست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.

در روایتى دیگر آمده است كه پیامبر (صلوات اللَّه علیه) از ورود مردان به خانه زنانى كه اولیاى آنان حضور ندارند نهى فرمود. (تفسیر نور الثقلین)

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست. (تفسیر كبیر فخر رازى)

پیامبر اكرم (صلوات اللَّه علیه) هر گاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ایستاد بلكه سمت راست یا چپ مى‏ایستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نیفتد. (تفاسیر كبیر و فی ظلال)

آنچه از آیه برداشت می شود:

1ـ اهل ایمان در هر كارى باید از وحى الهى دستور بگیرند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»

2ـ امنیّت و آزادى براى ساكنین خانه باید حفظ شود. «لا تَدْخُلُوا» (وارد شدن به خانه دیگران به صورت سرزده، حرام است.)

3ـ از مواضع تهمت دورى كنید. «لا تَدْخُلُوا ... ذلِكُمْ خَیْرٌ»

4ـ باز بودن در خانه، دلیل جواز براى ورود نیست. «لا تَدْخُلُوا»

5ـ مالكیّت افراد محترم است. «لا تَدْخُلُوا»

6ـ اوّلین برخوردها باید با محبّت همراه باشد. «تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا»

7ـ از هر كارى كه در آن احتمال شكستن حریم حیا و حجاب است دورى كنید. «تَسْتَأْنِسُوا»

8ـ در ورود به خانه دیگران، تحمیل، تكلّف و احساس سنگینى ممنوع است. (كلمه «تَسْتَأْنِسُوا» به جاى «تستأذنوا»، نشانه‏ى انس، صفا و صمیمیّت است)

9ـ وارد شونده باید سلام كند هر كه باشد. «تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» آرى، سلام كردن لازم نیست از كوچكترها به بزرگترها باشد.

10ـ مراعات ادب و حقّ دیگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ»

11ـ دستورات الهى را فراموش نكنیم و به یاد داشته باشیم. «لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»

12ـ آداب و اخلاق دینى، همان نداى فطرت است لكن فطرت بیدار و هشیار. «تَذَكَّرُونَ»

 

منابع:

1- تفسیر نور ج 8

2- تفسیر كبیر فخر رازی

3- نهج البلاغه حكمت 252

4- تفسیر نور الثقلین

5- بحار الانوار ج 76

 


- نظرات (0)

فرزند صالح؛ ذخیره ای برای قیامت

فرزند صالح

قرآن کریم می فرماید کودکان نابالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء. هنگامی که والدین لباسهای معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.

فرزند مایه روشنایی چشم

بعضی از فرزندان و همسران بال انسان هستند و مایه روشنایی چشم: (رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ) (74/ فرقان)و بعضی از فرزندان و همسران بار انسان هستند و دشمن جان محسوب می شوند (إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) (14/ تغابن)

امیر المۆمنین (علیه السلام) می فرماید: از خداوند فرزند خوش صورت و خوش قد و قامت درخواست نکردم بلکه از خداوند فرزندانی را درخواست کردم که مطیع خداوند باشند که از او بترسند که هر گاه به آنها نگاه کردم در حالی که از خدا اطاعت می کنند مایه روشنایی چشم من باشند. (عن أمیر المۆمنین علیه السلام قال ما سألت ربی أولادا نضر الوجه و لا سألته ولدا حسن القامه و لکن سألت ربی أولادا مطیعین لله وجلین منه حتی إذا نظرت إلیه و هو مطیع لله قرت عینی) (بحار الانوار ج 101 ص 98)

 

فرزند را در پناه خداوند قرار دادن

از آنجا که فرزند هر انسانی در معرض خطر و وسوسه شیطان قرار دارد بر پدر و مادر لازم است که فرزند خویش را در پناه خداوند قرار دهند از اینرو همسر عمران وقتی که خداوند مریم (علیه السلام) را به او عنایت کرد گفت من فرزندم مریم و نسل و ذریه او را در پناه خداوند قرار می دهم تا از شر شیطان محفوظ بمانند. (وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِكَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ) (آل عمران 36)

در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید

دعا برای فرزند

در قرآن کریم بیش از بیست نوع دعا از حضرت ابراهیم (علیه السلام) نقل شده است از جمله: دعا برای فرزندش در سه بخش اعتقادی و عملی و اخلاقی بیان گردیده است:

1- اعتقادی

(الف) توحید: (وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ) (ابراهیم 35) یعنی خدایا من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار.

(ب) نبوت: (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِكَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَیُزَكِّیهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِیزُ الحَكِیمُ) (بقره 129) پروردگارا فرزندان مارا شایسته آن گردان که برانگیزی از میان آنان رسولی که بر مردم تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را از هر نا پاکی پاک سازد.

(ج) امامت: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ) (بقره 124)

 خداوند به ابراهیم فرمود من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم و عرض کرد پیشوایی را به فرزندانم نیز عطا فرما خداوند فرمود عهد من هرگز به افراد ستمگر نمی رسد.

 

2- عملی (اقامه نماز):

(رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی) (ابراهیم 40) خدایا مرا و ذریه و فرزندانم را برپا کننده نماز قرار ده.

 

3- اخلاقی (تسلیم):

(ربَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ ...) (بقره 128) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خویش قرار ده و فرزندان ما را نیز تسلیم فرمان خود قرار ده.

رزق
خداوند ضامن رزق فرزند

قرآن کریم در دو آیه به والدین دستور می دهد مبادا به جهت ترس از گرسنگی فرزندان خود را بکشید. (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِیَّاهُمْ) (انعام 151)

از دو آیه فوق استفاده می شود که در جاهلیت مردم نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصب های غلط زنده به گور می کردند بلکه پسران خود را که از سرمایه های بزرگ محسوب می شوند نیز از ترس فقر و تنگدستی به قتل می رسانیدند خداوند آنها را از این کار زشت بر حذر می دارد و می فرماید: رزق آنها و شما بدست ماست و نباید ترس از فقر عامل این جنایت شود.

(متأسفانه این عمل زشت در عصر ما به شکل دیگری مانند سقط جنین انجام می شود.)

فرزند صالح ذخیره قیامت

1- قران کریم در برخی از آیات می فرماید دقت کنید ببینید چه چیزی را برای قیامت می فرستید. (وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) (حشر/ 18)

2- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عملی که انجام می دهید ما ثبت می کنیم. (وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ) (یس/ 12)

3- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر چه را که انسان انجام دهد از عمل خیر می بیند و اگر عمل زشت انجام دهد در قیامت دوست دارد بین او و عملش فاصله زیادی باشد. (یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَۆُوفُ بِالْعِبَادِ ) (آل عمران 30)

4- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عمل خیری که انجام دادید در نزد خداوند می یابید (وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ) (بقره/ 110)

قرآن کریم می فرماید کودکان نا بالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء

5- در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید.

(نِسَآۆُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُۆْمِنِینَ) (بقره/ 223)

 

اجازه فرزند از والدین

قرآن کریم می فرماید کودکان نا بالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء.

هنگامی که والدین لباس های معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِینَ مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَكُم مِّنَ الظَّهِیرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَیْسَ عَلَیْكُمْ وَلَا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ

وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ) (نور/ 58 و 59)

منابع:

یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم پیرامون تربیت فرزند ـ اکبر دهقان

بحار الانوار ج 101

 


- نظرات (0)

بهترین عبادت برای امت پیامبر

تلاوت قرآن

قرآن برترین و بهترین هدیه الهی به بندگان است؛ زیرا گوش‌نوازترین کلام، کلام الهی است.

پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «بهترین عبادت امت من، خواندن قرآن است» اما باید توجه کرد که تلاوت قرآن اگر چه یک ارزش است هدف نهایی نیست، بلکه وسیله‌ای برای شناخت معارف الهی و دستورات حق تعالی و سپس عمل به آن‌ها است.

پس قرآن منحصر در تلاوت آن نیست، بلکه باید از مرحله تلاوت به مرحله عمل به آن رسید.

رابطه بین تلاوت و عمل، آدابی است که برای آن شمرده‌اند:

الف ـ آداب ظاهری تلاوت قرآن مجید

1 ـ در همه احوال و حالات ایستاده، نشسته و خوابیده، می‌توان قرآن خواند، (الّذینَ یَذْکُرونَ اللّهَ قیاما و قُعُودا و عَلی جُنوبِهم) ولکن بیشتر فضیلت را حالت ایستاده، سپس نشسته و پس از آن خوابیده دارد.

2 ـ مقدار تلاوت قرآن بستگی به توانایی قاری دارد ولی در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:

«قرآن، پیمان خدا با بندگان خویش است، پس لازم است انسان مسلمان به پیمان خود عمل كند و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند.» و قرآن مجید می‌فرماید: «فَاقْرَوُا الْقُرآنَ ما تَیَسَّروا؛» یعنی هر چقدر می‌توانید قرآن بخوانید.

3 ـ یکی از مستحبات سفارش شده، حزین خواندن قرآن است؛ چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قرآن را تلاوت كنید و گریه كنید و حالت گریه به خود بگیرید.»

امام صادق (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «قرآن با اندوه نازل شده است، پس آن را با صدای حزین بخوانید.»

4 ـ در وقت شروع جمله استعاذه به زبان آورد؛ یعنی بگوید: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ» و پس از آن تسمیه یعنی «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» بگوید، مگر هنگامی که در شروع آیات انتخابی آیه عذاب باشد.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «درب‏های گناه را با استعاذه ببندید و درب‏های اطاعت را با تسمیه بگشایید.»

5 ـ سفارش شده است که قرآن را با صوت زیبا تلاوت کنید.

6 ـ از روی قرآن، تلاوت نمائید، زیرا نگاه به آیات و یا شنیدن آن‌ها با گوش باعث تأثیر بر چشم و گوش و سپس بر دل می‌شود؛ همچنین باعث شفای چشم می‌شود؛ پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمودند:

«درد چشم داشتم، به جبرئیل شكایت كردم به من گفت: همیشه در قرآن نظر فرما.»

مقدار تلاوت قرآن بستگی به توانایی قاری دارد ولی در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «قرآن، پیمان خدا با بندگان خویش است، پس لازم است انسان مسلمان به پیمان خود عمل كند و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند.» و قرآن مجید می‌فرماید: «فَاقْرَوُا الْقُرآنَ ما تَیَسَّروا؛» یعنی هر چقدر می‌توانید قرآن بخوانید

ب ـ آداب باطنی تلاوت قرآن

آنچه در تلاوت قرآن اهمیت بسیاری دارد، عمل به آن است؛ پس فهم آن و آداب باطنی تلاوت بر آداب ظاهری برتری دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1 ـ آگاهی از عظمت کلام و متکلم: انسان باید به این مسئله توجه کند که قرآن کلامی است که از عرش اعلی به فرش ادنی و در سطح فهم مردم نازل شده و در قالب کلمات، حروف و اصوات به بشر ارائه گردیده است.

دیگر اینکه گویند این سخنان کسی هست که تمام هستی از اوست، کسی که آفرینش دنیا و آخرت همه در قدرت اوست؛ بنا بر این نباید این کتاب را با کتاب‌های نویسندگان دیگر مقایسه کند و یا به آن بی اعتنا یا کم توجه باشد.

2 ـ تدبر و اندیشه: قاری و شنونده قرآن، هر دو باید توجه داشته باشند که منظور حق تعالی از کلمات و جملات قرائت شده چیست؛ پس دستور قرآن این است که صاحبان اندیشه در معانی آن تفکر کنند.

خداوند متعال می‌فرماید: «قرآن كتاب مباركی است كه آن را نازل كردیم تا مردم در آیاتِ آن تدبر كنند و بر صاحبان اندیشه متذكر باشند.» (سوره ص، آیه 29: «كتابٌ انزلناه الیكَ مُباركٌ لِیَدَّبَّروُا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَكَّرَ اُولو الْاَلباب»)

پس از تدبر سعی کند مفهوم آیه را عملی سازد و آن را برنامه زندگی خود قرار دهد.

3 ـ تأثیر: تلاوت کننده و یا شنونده قران باید همواره خویش را مورد خطاب آیات قرآن بداند و در تمام امر و نهی و حکایات قرآنی، خود را مخاطب بداند تا در فضای معنوی کلام الهی قرار و در پرتو آن پند بگیرد. قرآن می‌فرماید: «ما قرآن را برای پند گرفتن آسان ساختیم. پس آیا پند گیرنده‏ای هست؟» (سوره قمر، 22: «وَ لَقَدْ سَیَّرْنَا الْقرآنَ لِلذّكر فَهلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»)

پس اگر در هنگام تلاوت و یا شنیدن آیاتِ عذاب، احساسِ وحشت و ترس و هنگام قرائت و یا شنیدن آیاتِ مغفرت و رحمت، نشاط و شادابی به فرد دست داد، معلوم است که کلام الهی در او اثر گذاشته است.

نتیجه آدابِ ظاهری و باطنی تلاوت قرآن این است که فرد پس از تلاوت، تفکر و اندیشه و تدبر در قرآن به آن عمل نماید.

تلاوت
فضیلت، آثار و فواید تلاوت قرآن کریم

درجات بهشت بر اساس تعداد آیات قرآن تقسیم شده است و هر کس هر مقدار که با قرآن آشنا باشد درجات بهشت را طی می‌کند.

برای تلاوت قرآن کریم فضایل، آثار و فوائد دنیایی و آخرتی فراوانی بیان شده است: باروری ایمان، صفای دل، تخفیف گناهان، عبادت برتر، برخورداری از ثواب فرشتگان و پیامبران، هم‌نشینی با فرشتگان، پیمودن درجات کمال و ترقی در بهشت، درمان بیماری‌های روحی، رفع غم و اندوه، روشنایی دیدگان، مونس تنهایی، عمر با برکت، استجابت دعا، صفای خانه، رفع عذاب از پدر و مادر و...‌.

شایان توجه است که پیمودن مراتب کمال قرائت، همچون رسیدن به مرحله تدبّر و عمل، مستوجب کمال ثواب و رضای الهی و دریافت خیرات بیشتر و بهتر می‌شود.

 

اهمیت و فضیلت قرائت قرآن تا چه اندازه است؟

برای قرائت قرآن، در کلمات گهربار پیشوایان معصوم (علیهم السلام) فضایل و آثاری بیان شده که موجب رشد و پرورش روح و روان آدمی می‌شود. همین فضائل و آثار باعث‌ گردیده که تلاوت و قرائت قرآن از اهمیت بسیاری برخوردار باشد. اکنون به برخی از این فضایل و آثار اشاره می‌کنیم:

1. سعادت‌مندی: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «اگر زندگى سعادتمندان و مرگ شهدا و نجات در روز جزا و امنیت در روز هراس و نور در روز ظلمت و سایبان در روز حرارتِ شدید و سیراب شدن در روز عطش و ارزش و سنگینى در روز سبكى اعمال را مى‌خواهى، پس قرآن را مطالعه كن، چرا كه قرآن یادآور خداى رحمان و حافظ از شیطان و عامل برترى در ترازوى اعمال است». [1]

در حدیث دیگر می‌فرماید: «هر كس قرآن بخواند، گویى به مرتبه پیامبرى رسیده است، جز آن كه بر او وحى نمى‌شود!». [2]

2. باروری ایمان: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «بارورى و رشد ایمان با قرآن خواندن به دست مى‌آید». [3]

3. استجابت دعا: امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: «هر كس قرآن بخواند ـ بلافاصله یا با كمى تأخیر ـ دعایش مستجاب خواهد‌ شد». [4]

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «خواندن قرآن از روى مصحف، عذاب پدر و مادر را سبك مى‌كند، گرچه كافر باشند»

4. نورانیت و افزودن خیر و برکت خانه: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خانه‌هایتان را با تلاوت ‌قرآن نورانى كنید و آن‌ها را همچون یهود و نصارا ـ كه نماز و عبادت را در خانه‌ها تعطیل كرده، تنها در كنیسه و كلیسا انجام مى‌دهند ـ به گورستان تبدیل نكنید. هنگامى‌كه در خانه‌اى زیاد قرآن خوانده شود، خیر و بركت آن فزونى یابد و اهل خانه مدت‌ها از آن لذت خواهند برد و همانگونه كه ستارگان براى زمینیان مى‌درخشند، [این خانه] نیز براى آسمانیان مى‌درخشد». [5]

5. غفران گناهانِ پدر و مادر: امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «خواندن قرآن از روى مصحف، عذاب پدر و مادر را سبك مى‌كند، گرچه كافر باشند». [6]

6. افزایش مدّت بینایی: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر كس قرآن را از رو [با نگریستن بر آیات] بخواند، از بینایى‌اش براى مدت طولانى لذت خواهد برد». [7]

7. آمیخته شدن قرآن با گوشت و خون قاری: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر جوان مۆمنى كه قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته خواهد شد». [8]

8. صفای دل: پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بدون شك این دل‌ها زنگار مى‌گیرند; هم‌چنان كه آهن زنگ مى‌زند. عرض شد: صیقل آن به چیست؟ فرمود: قرائت قرآن». [9]

9. بهترین عبادت: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بهترین عبادتِ امتِ من، تلاوت قرآن است». [10]

10. بخشش گناهان: نوشته شدن حسنه و پاک شدن گناهان. [11]

 

پی نوشت ها:

[1]. میزان الحکمه، ج8، ص74.

[2]. همان، ص82.

[3]. غررالحکم و دررالکلم، ص112.

[4]. بحارالانوار، ج89، ص204.

[5]. همان، ص200.

[6]. الکافی، ج2، ص613.

[7]. بحارالانوار، ج89، ص202.

[8]. الکافی، ج2، ص603.

[9]. قطب الدین راوندی، الدعوات، ص237; متقی هندی، کنز العمال، ج1، ص545.

[10]. وسائل‌الشیعه، ج6، ص168.

[11]. الکافی، ج2، ص611.

منابع:

سایت معارف قرآن

سایت صلاة

بحارالانوار، ج89

الکافی، ج2

غررالحکم و دررالکلم

 


- نظرات (0)

عاقبت دوستی با بدکاران لاابالی

همان گونه که دوست خوب، آدمی را به سوی کمال رهنمون می شود و سعادت را برایش رقم می زند، دوست بد هم آدمی را به انحراف می کشاند و به جای اینکه پله پله او را به سوی کمال سوق دهد، پله پله به سقوط تباهی می کشاند. امام علی علیه السلام که مسیر پر خطر جاده کمال را به خوبی می شناسد و با تمام گردنه ها و دره های آن آشنایی کامل دارد، خطر کمین ها، گردنه ها، پرتگاه ها و غارتگران را هشدار می دهد تا انسان ها از رهگذر دوست ناباب، به این پرتگاه ها نیفتند و در اثر غفلت به سقوط کشیده نشوند.

دوستی و دوست یابی، ضرورتی اجتماعی است و به همین دلیل، اهداف و شرایطی نیز دارد. از نگاه نهج البلاغه، نمی توان با هر کسی دوست شد؛ کسانی مانند اشرار، افراد فرومایه، دنیاطلب، دروغگو، پست، چاپلوس، بخیل، فاسد، عیب جو، سخن چین، احمق، نادان و منافق، شایستگی دوستی را ندارند.

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه ویژگی ها و مشخصات دوست بد و ناپسند را بر می شمارد، آنها را معرفی می کند و خطر هم نشینی با آنها را گوشزد می نماید.

 

کوته فکران بد کار :

افراد جاهل که کوته فکر و دارای اندیشه ای سست هستند، حتی اگر از نظر رفتاری انسان های شایسته ای هم باشند، اما با هم لایق دوستی نیستند؛ زیرا هم نشینی با این افراد آدمی را به ورطه جهالت و نابودی می کشاند. امام علی علیه السلام فرموده است: از همنشینی با کسی بپرهیز که اندیشه اش سست و ضعیف و کارش زشت  ناپسند است 1و در سخن دیگری فرموده است: از دوستی با بد کار بپرهیز که تو را به اندک چیزی می فروشد.2

 

فاسقان گنهکار

افراد لاابالی و تبهکار که اهل معصیت و خلاف اند، دیگران را نیز همراه خود به سوی گناه می کشانند؛ زیرا همواره به دنبال این هستند که برای خود شریک جرمی بتراشند. انسان همان گونه که از بیمارانی که به بیماری های واگیردار پرهیز می کند، باید از این گونه افراد نیز پرهیز نماید؛ زیرا آلودگی افراد فاسق و فاجر دامن آدمی را هم می گیرد و سبب بدنامی و آلودگی او به گناه و ناپاکی می شود. امام علی علیه السلام خطر دوستی با این افراد را هشدار داده و فرموده است: از مصاحبت و دوستی با فاسقان بپرهیز؛ چرا که بدی به بدی می پیوندد.3 در کلام دیگری نیز فرموده است: از دوستی با فاجر حذر کن؛ چون تو را به بهای اندک می فروشد.4

وقنی آدمی از دوستی با افراد نابخرد و نادان پرهیز کند، خود به خود به سوی دوستی با خردمندان جذب می شود. هم چنانکه امام علیه السلام فرموده است: گسستن از نادان، برابر پیوند با خردمند است>

احمق

انسان نابخردی که کارهایش عاقلانه نیست، احمق است؛ حرف های سفیهانه می زند و درک و شعور ندارد. امام علیه السلام دوستی با این افراد هم را منع کرده و از آن بر حذر داشته است: از دوستی با احمق و نادان بر حذر باش؛ چرا که او می خواهد به تو سود برساند، اما [ به خاطر حماقتش] به تو زیان می رساند.5 امام در سخن دیگری از این افراد این گونه یاد کرده است: با بی خرد و احمق همنشین مباش؛ چرا که کار خودش را در نظر تو زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو هم مانند او باشی.6

وقنی آدمی از دوستی با افراد نابخرد و نادان پرهیز کند، خود به خود به سوی دوستی با خردمندان جذب می شود. هم چنانکه امام علیه السلام فرموده است: گسستن از نادان، برابر پیوند با خردمند است>.7

خسیس

بخیل

فرد تنگ نظر و بخیل همیشه از خیر رسانی به دیگران دریغ می کند و بهره ای به مردم نمی رساند. بنابراین دوستی با آنان سود و فایده ای ندارد؛ بلکه زیان آور است. امام در سخنی، دوستی با آنان را منع می کند و می فرماید: از دوستی با بخیل بپرهیز؛ چون او در سخت ترین شرایط نیازمندی تو، از کمک رسانی به تو دریغ می ورزد.8

 

دروغگو

امام علیه السلام دوستی با فرد دروغگو را نیز نامناسب دانسته و ما را از آن بر حذر داشته است؛ زیرا کسی که از دیگران نزد آدمی دروغ می گوید، از آدمی نیز نزد دیگران دروغ می گوید. به فرد دروغگو نمی توان اعتنا کرد؛ زیرا نه گفتارش پایه و اساسی دارد و نه رفتارش. به تعبیر امام او فردی فریبکار است: از دوستی با دروغگو پرهیز کن؛ چرا که او مانند سراب (آب نما) است. دور را در نظر تو نزدیک جلوه می دهد و نزدیک را در نظرت دور نشان می دهد.9

 

متهم

وقتی آدمی با فردی که متهم به کفر، نفاق، فساد اخلاق، بی دین، ناتوان و ... نشست و برخاست می کند و با او رابطه دوستی برقرار می کند، به دیگران اجازه داده است که او را به همنشینانش نسبت دهند. هم چنانکه امام علیه السلام فرموده است: «دوست را با دوستش می سنجند.10 بنابراین باید از دوستی با این افراد پرهیز کرد.» خیری در یاور خوار و خوار کننده و در دوست متهم و مورد بدگمانی نیست.11

یکی از ویژگی های دوست خوب، همدردی و غمخواری او و کمک به دوستش در شرایط دشوار و نیاز به مساعدت است. کسانی که در گرفتاری ها به فکر دوستان خود نیستند، شایسته دوستی نمی باشند. امام علیه السلام این افراد را دشمن دانسته و فرموده است: کسی که به فکر تو نیست و به تو اهمیتی نمی دهد، او دشمن توست

دشمنِ دوست

دوستان دوست، دوست آدمی هستند و دشمنانش، دشمن آدمی. امام علیه السلام فرموده است: دوستان تو سه گروه اند، دشمنانت نیز سه گروه. دوستان تو عبارت اند از: دوست خودت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ و دشمنان تو عبارت اند از: دشمن خودت، دشمن دوستت، دوست دشمنت.12

بنابراین دشمن دوست انسان هم دشمن او به شمار می رود که از دوستی با او باید پرهیز کرد. امام دلیل آن را این چنین بر شمرده است:دشمن دوستت را دوست نگیر که با این کار، با دوستت دشکنی می کنی.13

 

افراد بی خیال

یکی از ویژگی های دوست خوب، همدردی و غمخواری او و کمک به دوستش در شرایط دشوار و نیاز به مساعدت است. کسانی که در گرفتاری ها به فکر دوستان خود نیستند، شایسته دوستی نمی باشند. امام علیه السلام این افراد را دشمن دانسته و فرموده است: کسی که به فکر تو نیست و به تو اهمیتی نمی دهد، او دشمن توست . 14

 پی نوشت ها :

1. نهج البلاغه، نامه 69.

2. همان،  حکمت 38.

3. همان، نامه 69.

4. همان، حکمت 38.

5. همان، حکمت 293.

6. همان، نامه 31.

7. همان، حکمت 38.

8. همان.

9. همان، نامه 69.

10. همان، نامه 31.

11. همان، حکمت 295.

12. همان، نامه 31.

13. همان.



- نظرات (0)