سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

عوامل افزاینده و کاهنده روزی

انسان که در این سیاره زمین زندگی می کند وجه امتیاز او نسبت به دیگر موجودات این کره قوه عاقله و عقل و اندیشه اوست و او با اندیشیدن در می یابد که اصل وجودی برای بقاء کافی نیست بلکه در بقای خود ناگزیر به استمداد از امور دیگر همچون خوردن آشامیدن، پوشیدن ها و مسکن و غیر نیازمند است و این مایه های بقاء همان رزق است.[1] البته رزق در لغت به معنای عطاء دائمی آمده است و باید گفت که کلمه رزق فقط مختص به مادیات نمی شود بلکه رزق اعم است از مادیات و معنویات کما اینکه در دعاهای موجود است مثلاً:اللهم الرزقنا توفیق اطاعه؛ خدا توفیق اطاعت خود را روزی من گردان، و معنویات نیز اعم است از دنیوی و اخروی کما اینکه در قرآن به نبوت نیز رزق اطلاق شده است.[2]

اصلی ترین عامل در کسب روزی برای انسان تلاش و کوشش همت خود اوست چرا که لیس للإنسان إلا ما سعی[3] برای انسان هیچ چیز نیست مگر آنچه که کوشیده و به دست آورده یعنی اگر تلاش نمود و حرکت کرد خداوند نیز در دامان او برکت می نهد و اگر سستی کرد چیزی جز تنگدستی نصیب خود نکرده است و خداوند در جای دیگر می فرماید: هر کس بر وفق کوشش و تلاش جزا می یابد.[4] و در این رهگذر هر کس کمر همت بست و به دنبال کسب روزی رفت چه مادی و چه معنوی سود جست و هر کسی تنبلی کرد جز زیان افسون برای خود فراهم نکرده است و در عین این تلاش برای کسب روزی از معصومین سفارش شده که حتی نباید غم روزی فردا بخوریم رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: لا تهتم برزق غد فان کل غدیأتی برزقه؛[5] خود را به زحمت نینداز برای رزق فردا که هر روز روزی آن روز به همراهش می رسد.

دیگر از عواملی که سبب ازدیاد روزی می شود توکل به خداوند است در تمامی امور زندگی خصوصاً در رزق و روزی چرا که خداوند موجودی را که آفرید و به آن احسن خالقین گفت و او را خلیفه در روی زمین قرار داد هرگز از یاد نمی برد همانطور که روزی پرندگان آسمان و جنبندگان کوچک زیر زمین را از یاد نمی برد

تجارت

یکی دیگر از عوامل زیادتی روزی که در روایات به آن بسیار سفارش شده است تجارت است مثلاً در کتاب شریف وسائل الشیعه فصلی از احادیث آمده است که فقط ما را تشویق به تولید و تجارت می کند که ما از باب نمونه چند مورد را ذکر می کنیم در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده است:تسعه أعشار الرزق فی التجاره؛ نُه دهم از رزق در تجارت است.[6] و حتی این تشویق به جایی رسیده که معصومین آن را سبب زیادی عقل می دانند در حدیثی از امام صادق آمده است که: تجارت عقل را زیاد می کند.[7] و در مقابل احادیثی نیز آمده اند که دلالت بر کراهت ترک تجارت می کند.

 

توکل به خداوند

توكل

دیگر از عواملی که سبب ازدیاد روزی می شود توکل به خداوند است در تمامی امور زندگی خصوصاً در رزق و روزی چرا که خداوند موجودی را که آفرید و به آن احسن خالقین گفت و او را خلیفه در روی زمین قرار داد هرگز از یاد نمی برد همانطور که روزی پرندگان آسمان و جنبندگان کوچک زیر زمین را از یاد نمی برد. و ما نیز در مقابل وظیفه داریم یاد او را از خاطر دور نکنیم که تنها روزی دهنده ما خداوند است نه کسی دیگری، از حضرت رسول نقل شده است که فرمودند: لوانکم تتوکلون علی الله حق توکله لرزقکم کما یرزق الطیر...[8] هر کس از شما توکل کند به خداوند به گونه ای که حق توکل را ادا کند خداوند روزی شما را خواهد داد کما اینکه روزی پرندگان در آسمان را خواهد داد. و حضرت علی ـ علیه السلام ـ نیز در این باره می فرماید: من توکل علی الله سبحانه کفی و استغنی هر کس توکل کند به خداوند تعالی او را کافی است و خداوند او را بی نیاز از هر چیز دیگری کند.

قناعت و میانه روی در اقتصاد و معیشت خانواده نیز نزدیکی از اسباب جلب روزی است یعنی نه افراط نه تفریط در این باره نیز احادیث بسیاری موجود می باشد حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند: کن قنعا تکن غنیاً[9] یعنی قانع باش تا بی نیاز شوی . از دست درازی و استمداد طلبیدن از غیر خداوند و حضرت در جای دیگر می فرماید: هیچ گنجی مانند قناعت نیست.[10]

 

شکر نعمت

دیگر از عواملی که باعث ازدیاد روزی می شود شکر نعمت است چرا که شکر نعمت نعمتت افزون کند و کفر نعمت و ناشکری از کفت بیرون کند حضرت علی ـ علیه السلام ـ در این باره می فرماید: شکر نعمه یضاعفها و یزیدها؛[11] در این مورد نیازی به توضیح بیشتر نیست چرا که امری فطری است و دیگر از عوامل جلب روزی خداوند صدقه و قرض دادن است گذشته از آثار دیگری که دارد خداوند خود ضامن برگشت عوض آن شده است کما اینکه در یکی از آیات می فرماید: .... و ما انفقتم من شی فهو یخلفه و هو خیر الرازقین[12] هر چه در راه خداوند انفاق کنید به شما عوض می بخشد و او بهترین روزی دهندگان است و در جای دیگری می فرمایند: آن کیست که به خداوند قرض نیکو دهد تا خداوند بر او چندین برابر برگرداند و پاداشی با لطف و کرامت به او عطا کند.[13] حضرت علی ـ علیه السلام ـ نیز در این باره می فرمایند: استنزلوا الرزق بالصدقه... [14] و در ادامه این حدیث می فرماید: کسی که به گرفتن عوض یقین و باور داشته باشد در بخشیدن سخی و جوانمرد است. ازدواج نیز بنابر قول پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ یکی دیگر از عواملی است که می توان به وسیله آن از خداوند روزی طلبید حضرت می فرمایند: استنزلوا الرزق باالنکاح؛ به وسیله ازدواج از خداوند روزی بخواهید.[15]

حضرت صادق ـ علیه السلام ـ این دعا را برای طلب روزی فرموده اند: یا الله یا الله یا الله اسئلک به حق من حقه علیک عظیم أن تصلی علی محمد و آل محمد و أن تزرقنی العمل بما علمتنی من معرفته حقک و أن تبسط علی ما خظرت من رزقک

عوامل ایجاد فقر

از عواملی که موجب فقر و تنگذستی می شود اسراف و احتکار است حضرت علی ـ علیه السلام ـ در این باره می فرمایند: سبب الفقر الأسراف؛[16] باعث فقر و تنگدستی اسراف است و درباره احتکار کننده می فرماید: المحتکر محروم مِن نعمه: احتکار کننده از نعمت محروم است.

عواملی که موجب جلب روزی می شوند را می توان به چند دسته تقسیم کرد گروهی از آنها عملی بودند مانند تجارت قناعت و... و گروهی از آنها به صورت ذکر دعا نماز و یا مناجات است که در کتب ادعیه برای طلب روزی و اسباب فقر وارد شده است که در اینجا مجالی برای ذکر تمام آنها نمی باشد و ما برای نمونه چند مورد از آنها را بصورت فهرست وار که فرصتی برای ذکر منبع آنها هم نیست ذکر می کنیم خواجه نصیر طوسی در کتاب خود به نقل از کتاب آداب المتعلمین اثر زر نوجی می گوید: زیاد گفتن لا حول و لا قوه الا بالله و صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد ـ علیهم السلام ـ روزی را زیاد می کند.[17] و خواجه نصیر در همان کتاب خود از کتاب عده الداعی اثر ابن فهد حلی نقل می کند که حضرت صادق ـ علیه السلام ـ این دعا را برای طلب روزی فرموده اند:یا الله یا الله یا الله اسئلک به حق من حقه علیک عظیم أن تصلی علی محمد و آل محمد و أن تزرقنی العمل بما علمتنی من معرفته حقک و أن تبسط علی ما خظرت من رزقک.[18]

نماز
و در مورد نماز برای طلب روزی:

روایت است که مردی نزد رسول خدا آمد و گفت یا رسول الله صاحب عیالم و قرض و وام دارم و حالم سخت است دعایی به من یاد دهید تا به وسیله آن طلب روزی کنم از خداوند حضرت فرمودند وضوی کاملی بگیر و دو رکعت نماز بخوان پس رکوع و سجود آن را تمام به جا آور و سپس بگو یا ماجد یا واحد یا کریم الوجه إلیک بمحمد نبی الرحمه... ادامه این دعا در کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس  قمی موجود است. حال به صورت فهرست وار اسبابی که باعث ازدیاد روزی و فقر می شود را بیان می کنیم.

 

عوامل زیادی روزی:

دعا، دعا برای پدر و مادر سحر خیزی، دوری از فحشاء، روبیدن ‌درب خانه، شستن ظرفها، صله ارحام، شستن دست پیش از غذا و بعد از غذا، روشن کردن چراغ پیش از غروب آفتاب، خوردن ریزه های طعام کنار سفره، شانه کردن موی، گرفتن ناخن و شارب روز جمعه انگشتر عقیق و فیروزه و یاقوت در دست کردن، دعا برای مؤمن در خلوت، خواندن آیه الکرسی، سلام کردن قل هو الله احد خواندن بعد از داخل شدن به خانه خواندن سوره واقعه در شب پیش از خواب .

 

 عواملی که باعث فقر می شود:

 انجام گناهان خصوصاً دروغگویی، اظهار فقر در حالی که فقیر نیست، خوابیدن بین مغرب و عشا و بعد از اذان صبح تا طلوع آفتاب، عاق والدین، شانه کردن موی در حال ایستاده، جاروب کردن خانه در شب، برطرف نکردن تار عنکبوت از خانه، ناشسته گذاشتن ظرفهای کثیف در منزل و... که مواردش بسیار است.

در پایان قسمتی از خطبه حضرت علی ـ علیه السلام ـ که درباره روزی فرموده اند نقل می کنیم: روزی ها را مقدر کرد برخی اندک و برخی فراوان دسته ای در تنگی و دسته ای در زندگانی فراخ و آسان، قسمتی کرد به عدالت تا آن را که خواهد بیازماید در زندگانی آسان یا دشوار و بیازماید سپاس و شکیبایی را در توانگر وفادار.

 

پی نوشت ها :

[1] . شرح مناجات شعبانیه محمد گیلانی، نشر سایه چاپ، 73، ص 88.

[2] . سید اکبر قرشی «قاموس القرآن» دارالکتب الاسلامیه، سال 1361، ص 81.

[3] . نجم، 53/39.

[4] . طه 20 -15.

[5] . حکم الظاهره، ص 470 نشر سازمان تبلیغات، 72 علی رضا صابری یزدی.

[6] . وسائل الشیعه، ج17، ح 21845، ص 7، مؤسسه آل البیت.

[7] . وسائل ح2185 ج17.

[8] . حکم الظاهر ص470 ح 4678.

[9] . حکم الظاهره، ص478 ح4732.

[10] . حکم الظاهره، ص 479 ح 4739.

[11] . همان ص 475 ح 4711.

[12] . سبا 39.

[13] . حدید12.

[14] . مقدمه ای بر خدمات اجتماعی محمد زاهدی اصل انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی سال 70 ص 76ـ 75.

[15] . نهج الفصاحه، ص 92.

[16] . حکم الظاهره، ص 492، ح 4829.

[17] . شیوه دین پژوهی، نویسنده خواجه نصیر طوسی، ترجمه باقر غباری، انتشارات بدر سال 73، ص 124.

[18] . قسمتی از خطبه 91 ص 83 و 82 ترجمه شهیدی چاپ 76 انتشارات علمی فرهنگی.


- نظرات (0)

پول هایمان را چگونه خرج کنیم؟

انفاق به معنای اخراج مال از ملك خود است، (مجمع البیان، ج1-2، ص121) ولی در فرهنگ قرآن به هرنوع بذل و بخشش به دیگری از مال و غیرمال چه واجب و غیرواجب اطلاق می شود. (مفردات الفاظ قرآن كریم، راغب اصفهانی)

بنابراین، انسان هر چیزی را از مال و غیرمال از علم و دانش و مهر و محبت به شخص دیگری عطا نماید، انفاق كرده است. خداوند به صراحت از انفاق «مما رزقناهم» سخن به میان آورده است (بقره، آیه3) تا نشان دهد كه انفاق می بایست نسبت به همه نعمت های الهی باشد و اختصاصی به مال ندارد.

 

ویژگی و صفات آنچه که انفاق می کنیم!

درباره ویژگی ها و صفات آن چه انفاق می شود، خداوند در آیات قرآنی پاسخ های دقیق و كاملی ارایه كرده است. در آیه 92 سوره آل عمران می فرماید : آن چه انفاق می شود باید از مصادیق «مما تحبون» باشد، یعنی هر آن چه را دوست می دارید و خود به آن علاقه مند هستید ، از همان چیز انفاق كنید.

بهتر آن است كه انسان از بهترین چیزها و محبوب ترین آن ها انفاق كند، اما اگر نتواند از برترین ها انفاق كند، می بایست دست كم به متوسط آن عمل كند و از آن انفاق كند. خداوند در آیه89 سوره مائده از انفاق و اطعام خوراكی از متوسط و میانگین آن چه خودتان می خورید خبر می دهد و توصیه می كند كه متوسط غذا و خوراكی را كه خود می خورید ، انفاق كنید.

 

به چه کسانی کمک کنیم؟

«لِلفُقَراءِ الّذینَ اُحصِرُوا فی سَبیلِ اللهِ لا یَستَطیعونَ ضَرباً فِی الاَرضِ یَحسَبُهُمُ الجاهِلُ اَغنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعرِفُهُم بِسیماهُم لا یَسئَلونَ النّاسَ اِلحافاً وَ ما تُنفِقونَ مِن خَیرٍ فَاِنَّ اللهَ‌بِهِ عَلیمٌ : [ این صدقات] برای آن [ دسته از ] نیازمندانی است كه در راه خدا فرومانده اند و نمی توانند [ برای تأمین هزینه ی زندگی] در زمین سفر كنند . از شدّت خویشتن داری ، فرد بی اطّلاع ، آنان را توانگرمی پندارد . آن ها را از سیمایشان می شناسی .  با اصرار  ، [ چیزی ] از مـردم نمی خواهنـد . و هـر مالی [ به آنان ] انفاق كنید قطعاً خدا از آن آگاه است . »  (بقره ،273)

در آیه ی شریفه مصرف صدقات ، بهترین مصرفش بیان شده كه همان فقرائی باشد كه به خاطر عوامل و اسبابی ، از راه خدا منع شده اند ، یا دشمنی ، مال آنان را گـرفته وبدون لباس و پوشش مانده اند یا كارهاو گرفتاری های زنـدگی نگذاشته به كار و كسب مشغول شوند و یا خودشان بیمار شده اند و یا كاری انتخاب كرده انـد كه با اشتغال به آن ، دیگر نمی توانند به كار و كسب بپردازند  .

[ این صدقات] برای آن [ دسته از ] نیازمندانی است كه در راه خدا فرومانده اند و نمی توانند [ برای تأمین هزینه ی زندگی] در زمین سفر كنند. از شدّت خویشتن داری، فرد بی اطّلاع ، آنان را توانگرمی پندارد. آن ها را از سیمایشان می شناسی.  با اصرار، [ چیزی ] از مـردم نمی خواهنـد. و هـر مالی [ به آنان ] انفاق كنید قطعاً خدا از آن آگاه است

به چه میزان کمک کنیم؟

قرآن می‌گوید: مسلمان‌های معمولی كسانی هستند كه : «وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ كانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواماً»(فرقان/67) وقتی انفاق می‌كنند هر چه دارند نمی‌دهند. نه كم می ‌دهند و نه زیاد . وقتی می‌خواهیم پول خرج كنیم ، باید میزان و مقدار دستمان باشد و بیهوده خرج نکنیم .

 

عبادت کردن نیز اندازه دارد!

هركاری اندازه دارد. عبادت هم اندازه دارد. ما در روایات داریم : که اگر شب به دعای كمیل رفتی، صبح به دعای ندبه نرو . زن و بچه‌ات هم حق دارند. اینطور نباشد شب دعای كمیل بروی، صبح برای دعای ندبه به بهشت زهرا بروی. ظهر نماز جمعه بروی. عصر به دعای سمات بروی !

«وَ لا تَجْعَلْ یَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِك وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً»(اسراء/29)

در خرج کردن ، عبادت کردن ، محبت کردن و خلاصه در تمامی امور زندگی اعتدال را فراموش نکنیم : «لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا» اسراف نكنند. نه زیادی و نه كم : «وَ كانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواماً»

 

چه زمانی انفاق کنیم؟

خداوند می فرماید : هر زمانی از دست شما برآمد انفاق كنید و همواره در این كار شتاب ورزید و سرعت بگیرید و بكوشید در انجام اعمال خیر و نیك و صالحی چون انفاق پیش دستی كنید و بر دیگران سبقت بگیرید و جزو سابقون گردید. (بقره، آیه 148 و مائده، آیه 48 و نیز آل عمران، آیه 133)

البته انفاق در برخی زمانها سفارش بیشتری شده همچون ماه رمضان، عید غدیر و برخی ایام الله. خداوند در آیه 274 سوره بقره، انفاق شبانه را مورد توجه قرار داده است.

 

با چه هدفی انفاق کنیم؟

قرآن می فرماید : هدف از کمک کردن باید کسب رضای خداوند باشد ؛ «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» (بقره/265) ، «وَ تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (بقره/265)

در ادامه قرآن می فرماید : اگر خواهان این مسأله هستید که خود را بیگانه از خود نپنداری و اثبات کنی که بنی آدم اعضای یکدیگرند و انسانیت خودت را شکوفا کنی ، انفاق کن .

 

چگونه انفاق كنیم؟

خداوند در آیات 262 و 264 سوره بقره می فرماید : اگر انفاق می كنید، بی منت و آزاررسانی این كار را انجام دهید؛ چنان كه در آیه 177 همین سوره از انفاق كنندگان خواسته تا با میل و رغبت به این كار اقدام كنند و همواره مراعات اعتدال را در انفاق داشته باشند. (بقره، آیات 195 و 219 و نیز اسراء، آیه 29 و فرقان، آیات 63 و 67)، چرا كه هرگونه عبور از دایره اعتدال به معنای اسراف است و خداوند اسراف را حتی درباره انفاق نمی پسندد. (فرقان، آیات 63 و 67)

همچنین خداوند از انفاق كنندگان خواسته است تا حیثیت و آبروی دریافت كننده انفاق را حفظ كنند و آبروریزی نكنند. (بقره، آیات 262 و 264 و 267)

اخلاص در انفاق از شرایط اصلی آن است كه در آیاتی از جمله99 سوره توبه، 177 و 261 و 265 سوره بقره به آن توجه داده است.

برای دست یابی به اخلاص و دوری هرگونه منت و اذیت و آزار بهتر آن است كه شخص انفاق را مخفی و نهان بدهد، البته گاه برای تشویق و ترغیب دیگران انفاق آشكار، بهتر و برتر است. از این رو خداوند در آیاتی از جمله ؛ 29 فاطر و 19 و 22 سوره رعد و 274 سوره بقره بر هر دوگونه انفاق به عنوان امری ارزشی توجه می دهد.

انفاق می بایست از مال حلال باشد و هرگونه انفاق از مال و یا روزی غیرحلال مانند دانش دزدی جایز و روا نیست. (بقره، آیات 3 و 254 و 267 و نیز نساء، آیه 39 و انفال، آیه 3 و آیات بسیار دیگر) همچنین از چیزهای طیب و پاك انفاق شود نه از چیزهایی كه خبیث و ناپاك است. (همان)

باید به این نکته نیز توجه کرد که ؛ ارزش كارها بسته به هدف  انجام آن است .

چاقوكش و جراح هر دو شكم پاره می‌كنند. از چاقوكش بیست هزار تومان می‌گیرند ، به جراح بیست هزار تومان می‌دهند. هدف ها هستند که به کارها ارزش می دهد.

بعضی از کارها هدفشان خداوند است ، جز خداوند هم کسی توان جبران آن کار را ندارد .

گاهی افراد کاری را به هدف منافع شخصی خود انجام می دهند .

گاهی آدم پول خرج می کند که بالا برود .

گاه برای چشم وهم چشمی پول خرج می کنند و به قول خودشان انفاق می کنند .

در خرج کردن ، عبادت کردن ، محبت کردن و خلاصه در تمامی امور زندگی اعتدال را فراموش نکنیم : «لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا» اسراف نكنند. نه زیادی و نه كم : «وَ كانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواماً»

خط کش قرآنی برای انفاق کردن

در قرآن بیان می کند که اگر خواهان انفاق کردن می باشید ، خط کش قرآنی را ملاک ومعیاری برای این عمل قرار دهید و با توجه به آن عمل نمایید .

‎آیه ای که خط کشی برای انفاق می باشد این است : «وَ لَسْتُمْ بِآخِذیه» (بقره/267)

این آیه این نکته را یادآور می شود که ؛ چیزی را که به فقیر می‎دهید، فرض کنید فقیر آن را به شما بدهد ، آیا آن را قبول می‎کنید؟

 

فقیر فرستاده ی خداوند است!

پول

حدیث داریم: «إِنَّ الْمِسْكِینَ رَسُولُ اللَّهِ ؛ مسكینی كه نزد تو می آید ویا تو به آن کمک می کنی ، فرستاده‌ی خداست.»(نهج‏البلاغه، حكمت 304)

قرآن می فرماید : «وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ»(توبه/104) وقتی در دست فقیر پول می‌گذارید، قبل از آن كه فقیر پول را بگیرد، خدا می‌گیرد. این صندوق‌هایی كه كمیته امداد برنامه ریزی كرده است، این صندوق‌ها را پر كنیم ؛

                     قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود.

نگوییم آقا این پول اندک من چه دردی را دوا می‌كند؟

                    یك برگ زرد در دریا  ، كشتی صد مورچه است.

همین‌ ذره ذره ها درد های جامعه را درمان خواهند کرد .

 

فواید انفاق کردن

«السخاء یثمر الصفاء ؛ پول خرج كنید تا صفا و محبت زیاد شود.»(غررالحكم، ص‏378)

«السخاء ستر العیوب ؛ كسی كه پول خرج می‌كند ، اگر یك عیب هم داشته باشد، مردم عیبش را نادیده می‌گیرند.»(غررالحكم، ص‏379)

«السخاء یمحص الذنوب و یجلب محبة القلوب ؛ در راه خدا پول خرج كنید، خدا گناهانتان را می‌بخشد ودربین همگاه محبوبیت پیدا خواهید کرد . »(غررالحكم، ص‏378)

 

صدقه‌ی بی پول‌ها چیست؟

گاهی افراد می گویند : ما که پولی نداریم که در راه خدا بدهیم!

در پاسخ به این دوستان عرض می شود که : «أفضل الصدقه اصلاح ذات البین» اگر پول نداری بدهی ، اگر دیدی دو نفر با هم قهر هستند، دعوتشان كن، این دو نفر را با هم آشتی بده.

اگر کسی را که با هم قهر باشند ، پیدا نکردیم ، تکلیف چه می شود ؟

یك لبخند بزن. حدیث داریم : «تبسم الرجل فی وجه اخیه صدقه» اگر به یك مؤمن رسیدی و به او یك لبخند بزنی و او را شاد کردی، خدا ثواب صدقه را به تو می‌دهد.

راهنمایی كردن افراد ، ثواب صدقه را دارد.

اگر تیغی و سنگی و پوست آشغال موزی را از سر راه بندگان خدا برداری ، ثواب صدقه را دارد .

اگر از كسی پول می‌خواهی و طلب داری ، طرف ندارد هر شبی كه به آن مهلت بدهی ، فراوان در نامه اعمال تو صدقه نوشته می شود .

و اگر شاگرد خوبی بودی و دیدی که همشاگردی‌ات ضعیف است ، به او كمك کردی و او را در ضعف هایش تقویت کردی ، برای لحظه لحظه ی زحماتت ، پاداش صدقه در راه خدا دریافت خواهی کرد .


منابع :

سایت حوزه

پایگاه درس هایی از قرآن

سایت اندیشه قم

سایت پرسمان

 


- نظرات (0)

10 شرط لازم برای وام به خدا

قرآن مجید شرایط وام نیکو را در برابر خداوند، یا به تعبیر دیگر، «انفاق ارزشمند» را در آیات مختلف بیان کرده است، و بعضى از مفسّران از جمع آورى آن ده شرط به شرح زیر استفاده کرده اند.

 

انفاق از بهترین قسمت مال انتخاب شود، نه از اموال کم ارزش:

1- «یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنْفِقُواْ مِنْ طَیِّبَاتِ مَاکَسَبْتُمْ وَمِمَّآ أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الاَْرْضِ وَلاَتَیَمَّمُواْ ا لْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِــَاخِذِیهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَمِیدٌ »

اى کسانى که ایمان آورده اید، از اموال پاکیزه اى که به دست آورده اید، یا از زمین براى شما خارج ساخته ایم، انفاق کنید و به سراغ قسمتهاى ناپاک (براى انفاق) نروید، در حالى که خودتان حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر از روى اغماض، و بدانید خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است.

 

از اموالى که مورد نیاز مردم است، باشد، همان گونه که مى فرماید:

2- «وَ یُۆْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ »

آنها دیگران را بر خود مقدّم مى دارند، هر چند خود شدیداً نیازمند باشند.

 

به کسانى انفاق کند که سخت به آن نیازمندند و اولویّت ها را در نظر گیرد:

3- «لِلْفُقَرَآءِ الَّذِینَ أُحْصِرُواْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ »

(انفاق شما مخصوصاً) براى نیازمندانى باشد که در راه خدا در محاصره قرار گرفته اند.

اى کسانى که ایمان آورده اید، از اموال پاکیزه اى که به دست آورده اید، یا از زمین براى شما خارج ساخته ایم، انفاق کنید و به سراغ قسمتهاى ناپاک (براى انفاق) نروید، در حالى که خودتان حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر از روى اغماض، و بدانید خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است.

پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید: اگر مرد در زمان حیات خود یک درهم صدقه بدهد، بهتر از یکصد درهم صدقه در موقع مردنش است

انفاق اگر مکتوم باشد، بهتر است:

4- «و إن تُخْفُوهَا وَتُۆْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ »

هر گاه آنها را مخفى ساخته و به نیازمندان بدهید، براى شما بهتر است.

 

هرگز منّت و آزارى با آن همراه نباشد:

5- «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنّ وَالأَذَى» اى کسانى که ایمان آورده اید، انفاقهاى خود را با منّت و آزار باطل نکنید!

نیت
انفاق باید توأم با اخلاص و پاکى نیّت باشد:

6- یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللهِ » (کسانى که) اموالشان را براى جلب خشنودى خداوند انفاق مى کنند.

آنچه را انفاق مى کند، کوچک و کم اهمّیّت بشمارد، هر چند ظاهراً بزرگ باشد:

7- «وَلاَ تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ »

(به هنگام انفاق) منّت مگذار و آن را بزرگ مشمر !

 

از اموالى باشد که به آن دل بسته است و مورد علاقه او است:

8- «لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ »

انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است. و قبل از هر چیز باید انفاق از اموال حلال باشد، چرا که خداوند فقط آن را مى پذیرد.

هرگز به حقیقت نیکوکارى نمى رسید مگر این که از آنچه دوست دارید، انفاق کنید.

 

هرگز خود را مالک حقیقى تصوّر نکند، بلکه خود را واسطه اى میان خالق و خلق بداند:

9- «وانفقوا ممّا جعلکم مستخلفین فیه» انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است.

 

و قبل از هر چیز باید انفاق از اموال حلال باشد، چرا که خداوند فقط آن را مى پذیرد:

10- «إنّما یتقبّل الله من المتّقین» خداوند تنها از پرهیزگاران قبول مى کند.

در آیه 273 بقره قرآن، بهترین مصارف انفاق این گونه بیان شده: انفاق به کسانی که در راه خدا، محصور شده اند؛ یعنی کسانی که به خاطر اشتغال به جهاد در راه خدا و نبرد با دشمن و یادگیری فنون جنگی یا تحصیل علوم لازم دیگر، از تلاش برای معاش و تأمین هزینه زندگی باز مانده‌اند. سپس برای تأکید می‌افزاید: «همان‌ها که نمی‌توانند سفری کنند» و «کسانی که افراد نادان و بی‌اطلاع، آنها را از شدت عفاف غنی می پندارند. آنها را از چهره هایشان می‌شناسی». نیز در وصف اینان می‌فرماید: آنها چنان بزرگوارند که «هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند»

آداب انفاق کننده

اوّل: وقتی قصد کرد که مالی را در راه خدا انفاق کند، بداند که شیطان از او دور شده است. سریع این عمل را انجام دهد و فرصت را غنیمت شمارد که در تأخیر آن، آفات بسیاری وجود دارد.

دوّم: قبل از درخواست نیازمند، به او انفاق کند و نگذارد که او مجبور به درخواست شود؛ زیرا آنچه بعد از سۆال داده  می‌شود، به قیمت از دست رفتن آبروی فرد است.[ وسایل الشیعه ، ج 6 ، ص 318]

سوّم: اینکه هنگام صدقه دادن، تواضع و فروتنی از خود نشان دهد.

چهارم: صدقات و انفاق خود را در اوقات با فضیلت مثل روز جمعه ، روز عید غدیر ، ماه ذی الحجه یا ماه رمضان بدهد.

پنجم: صدقات واجب را آشکار بدهد که بهتر از پنهان دادن است ، اما صدقات مستحب را پنهان دادن بهتر است.

ششم: آنچه به فقیر می‌دهد، به گونه‌ای باشد که باعث ذلت و خواری شخص فقیر نگردد؛ مثلاً اگر دادن پول نقد به او باعث شرمساری وی می‌شود ، می‌تواند به اندازه آن جنس بدهد و اسم آن را هدیه نام نهد.

هفتم: بعد از صدقه دادن، دست خود را ببوسد؛ چون در واقع با خدا معامله کرده و دست فقیر، دست خداست.

هشتم: وقتی به فقیر چیزی داد، از او طلب دعا کند؛ زیرا دعای فقیر در حق او مستجاب می‌شود.

پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید: اگر مرد در زمان حیات خود یک درهم صدقه بدهد، بهتر از یکصد درهم صدقه در موقع مردنش است.[ جامع احادیث شیعه، ج 8]

انفاق

یکی از سرمایه‌داران مدینه وصیت کرد که انبار خرمای او را پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) به بینوایان انفاق کند. پس از مرگ او، رسول خدا(صلی الله علیه وآله)  تمام خرماها را به بینوایان داد، آن گاه یک عدد خرمای خشکیده و کم مغز برداشت و به مسلمانان فرمود: سوگند به خدا که اگر خود این مرد، این یک دانه خرما را به بدبخت و گرسنه‌ای می‌داد، پاداش آن نزد پروردگار بیش از همه این انبار خرماست که من به دست خود که پیامبر خدا هستم، به فقرا و بینوایان دادم.[ نمونه معارف اسلامی، ص 419]

 

مصرف انفاق

1. مصارف گوناگون را در نظر بگیریم و از آن میان بهترین را انتخاب کنیم.

2. اگر فکر خودمان به جایی نرسید، با دیگران مشورت کنیم و از اندیشه آنان بهره برداریم.

3. پس از این همه، از خداوند بخواهیم که بهترین راه مصرف را به ما نشان بدهد و ما را به آن هدایت کند.

ممکن است با یک غذا کافری را سیر کرد و یا مسلمانی را نجات داد و یا رهبری را نگهداری کرد. توجه به این ظرافت‌ها، بر اثر نورانیت و تفکر و مشورت است.

در آیه 273 بقره قرآن، بهترین مصارف انفاق این گونه بیان شده: انفاق به کسانی که در راه خدا، محصور شده اند؛ یعنی کسانی که به خاطر اشتغال به جهاد در راه خدا و نبرد با دشمن و یادگیری فنون جنگی یا تحصیل علوم لازم دیگر، از تلاش برای معاش و تأمین هزینه زندگی باز مانده‌اند. سپس برای تأکید می‌افزاید: «همان‌ها که نمی‌توانند سفری کنند» و «کسانی که افراد نادان و بی‌اطلاع، آنها را از شدت عفاف غنی می پندارند. آنها را از چهره هایشان می‌شناسی». نیز در وصف اینان می‌فرماید: آنها چنان بزرگوارند که «هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند.»

در تفسیر مجمع البیان از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: هنگام انفاق دو چیز از طرف خداست و دو چیز از ناحیه شیطان. آنچه از جانب خداست، یکی «آمرزش گناهان» و دیگری «وسعت و افزونی اموال» است و آنچه از طرف شیطان است، یکی وعده فقر و تهیدستی و دیگری امر به فحشا است

چه عواملی منجر می شود که انفاق کردن را فراموش کنیم؟

موانع انفاق

1. یک دسته از این موانع همان محبت‌ها و عشق‌ها به ثروت دنیا و دارایی ها و بهره‌های آن است. چرا از ثروتی که با زحمت به دست آورده‌ام، به بینوایان کمک کنم؟ با اینها که رنج نمی کشند و می‌خواهند از رنج‌های من بهره ببرند، چرا همراهی کنم؟

2. عده‌ای این سفسطه و این منطق را دارند که اگر خدا می خواست، خودش به اینها می داد: (أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ)؛ «آیا کسانی را  خوراک بدهیم که اگر  خدا می‌خواست، به آنها می خورانید؟».

3. ضعف‌ها و نبود ظرفیت‌ها و نبود قدرت روحی. با اینکه یک انبان ذخیره دارد، یک لقمه نمی‌دهد که مبادا زمستان طولانی شود و برف‌ها ببارند و تابستان هم سبزه‌ای نروید و تا سال‌های سال کشتزاری بر دم باد موج نزند و محصولی به دست نیاید.

4. وسوسه های شیطانی. شیطان می‌گوید: تو پیری داری، کوری داری!

در تفسیر مجمع البیان از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: هنگام انفاق دو چیز از طرف خداست و دو چیز از ناحیه شیطان. آنچه از جانب خداست، یکی «آمرزش گناهان» و دیگری «وسعت و افزونی اموال» است و آنچه از طرف شیطان است، یکی وعده فقر و تهیدستی و دیگری امر به فحشا است.

جالب توجه اینکه از امیرمومنان علی(علیه السلام) نقل شده که فرمود: هرگاه در سختی و تنگدستی افتادید، به وسیله انفاق کردن، با خدا معامله کنید[ نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 258] (انفاق کنید تا از تهیدستی نجات یابید)


- نظرات (0)

انفاق های سوزنده و نابود کننده

خداوند متعال در آیه 117 سوره آل عمران مى فرماید: «مَثَلُ ما یُنْفِقُونَ فى هذِهِ الْحَیاةِ الدُّنْیا كَمَثَلِ ریح فیها صِرٌّاَصابَتْ حَرْثَ قَوْم ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ فَاَهْلَكَتْهُ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَ لكِنْ اَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» ؛  آنچه آنها در این زندگى پست دنیوى انفاق مى كنند، همانند باد سوزانى است كه به زراعت قومى كه بر خود ستم كرده و ]در غیر محل و وقت مناسب، كشت نموده اند( بوزد و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نكرده است، بلكه آنها خودشان به خویشتن ستم مى كنند.)

 

دورنماى بحث

در این آیه مثل، خداوند انفاق كافران را به زراعتى تشبیه كرده است كه زمین آن، آباد، سرسبز و قابل زراعت است و در آن بذرى افشانده مى شود و مى روید ولى ناگهان، باد سرد و خشک كننده اى مى وزد و تمام این زراعت را خشک و سیاه مى كند.

 

پیام هاى آیه

1ـ منظور از انفاق در آیه مَثَل

در این كه آیه شریفه چه نوع انفاقى را به باد سوزان تشبیه كرده است، سه احتمال وجود دارد كه به آن اشاره مى شود:

الف - نخست این كه منظور از آن انفاق هایى است كه در غیر راه خداوند مصرف شود مانند انفاق هایى كه ابوسفیان كافر و منافق ـ كه تا آخر عمر هم قلباً مسلمان نشد ـ در راه عظمت بت ها و نابودى اسلام انجام داد.

قرآن مجید مى فرماید چنین انفاق هایى مانند آن زراعتى است و انگیزه انفاق كنندگان نیز ـ كه شرک و بت پرستى بوده است ـ بسان آن باد سوزان است.

ب ـ منظور از آن، انفاق مسلمانان ریاكار است كه ظاهراً مسجد، حسینیّه، بیمارستان، درمانگاه، پل، جادّه، و مانند اینها را مى سازند ولى در واقع انگیزه آنها براى غیر خداست. مثل این كه هدفشان خودنمایى یا جلب رضایت مردم، براى استفاده بیشتر در آینده باشد. انفاق چنین مسلمانانى نیز مانند آن زمین حاصلخیز; و نیّت غیر خالص آنها همانند آن با سوزان است.

ج ـ منظور از آن، انفاق هایى است كه توأم با منّت، ایذا و آزار باشد كه در ظاهر انفاق است ولى در واقع آبروى نیازمندى را ریختن و حیثیّت او را بر باد دادن است. كه در این صورت، انفاق مانند آن زمین زراعتى است و ایذا و اذیّت و منّت نیز آن باد سرد خشک سوزان است كه نه تنها انفاق را باطل مى كند، بلكه ضرر دنیوى نیز مى رساند  زیرا هم مال او از كف رفته است و هم گناهى مرتكب شده كه مجازات دارد.(اگر چه هر سه احتمال با مضمون آیه شریفه سازگار است ولى با توجّه به آیه قبل به نظر مى رسد كه احتمال اوّل صحیح تر باشد چون آیه قبل (آیه 116 سوره آل عمران) كه درباره كفّار صراحت دارد.)

 2ـ از آیه شریفه و بعضى دیگر از آیات قرآن مجید استفاده مى شود كه خداوند منتقم در بسیارى از موارد كه مردم نسبت به نعمت هاى او ناسپاسند و سر از طغیان و نافرمانى درمى آورند، همان نعمت ها را وسیله عذاب آنها قرار مى دهد و نعمت را به نقمت تبدیل مى كند (مرگ در دل زندگى).

خداوند انفاق كافران را به زراعتى تشبیه كرده است كه زمین آن، آباد، سرسبز و قابل زراعت است و در آن بذرى افشانده مى شود و مى روید ولى ناگهان، باد سرد و خشک كننده اى مى وزد و تمام این زراعت را خشک و سیاه مى كند

به عنوان نمونه خداوند قوم نوح را به وسیله باران و طوفان نابوده ساخت، در حالى كه این باران همان دانه هاى حیات بخش و زندگى آفرین و بزرگترین نعمت براى این قوم بود! بارانى كه اگر نباشد و نبارد همه چیز از بین مى رود، وسیله و ابزار عذاب قوم نوح شد آرى نعمت، مصیبت شد!

قرآن مجید در این آیه و آیات دیگر، در صدد بیان فلسفه این حوادث برآمده است كه به چند نمونه از آن اشاره مى گردد:

1ـ بعضى از آیات قرآن مجید، هدف از این حوادث و بلاها را تنبّه و بیدارى انسانهاى غافل مى شناساند. از این رو، خداوند در آیه 41 سوره روم مى فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ اَیْدِى النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِى عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» فساد، در خشكى و دریا به سبب كارهایى كه مردم انجام داده اند، آشكار شده است; خدا مى خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به سوى حق)بازگردند.

بر اساس این آیه، حوادث دردناک براى انسان غافل، لطف الهى محسوب مى شود چه این كه شاید این گونه حوادث انسان گنهكار و غافل را بیدار كرده، به سوى حضرت حق بازگرداند. مثلا از این جهت كه دنیاى امروز مبتلا به فحشا و فساد است، خداوند هم آنها را به مرض خطرناک «ایدز» مبتلا مى كند تا شاید این بشر ناسپاس و فراموش كار با عذاب و حوادث تلخ از خواب غفلت بیدار گردد. و یا از این رو كه دنیاى امروز مبتلا به گناه بزرگ رباخوارى شده است; رباخوارایى كه بعضى كشورهاى جهان سوّم را در آستانه سقوط قرار داده است، خداوند هم آنها را به فاصله طبقاتى، جنگ ها و انقلاب هایى مبتلا مى كند كه باعث از بین رفتن تمدّن هاى بشریّت مى شود، تا شاید این انسان بیدار شود. پس این بلاها كه موجب بیدارى انسان مى شود، در واقع از مواهب الهى است.

2ـ فلسفه دوّمى كه از آیات استفاده مى شود این است كه بعضى از بلاها و حوادث نتیجه عمل خود انسان است و به تعبیر آیه مثل، انسان خود به خویشتن ستم مى كند وگرنه خداوند ستمى را بر انسان روا نمى دارد.

خداوند قوم نوح را به وسیله باران و طوفان نابوده ساخت، در حالى كه این باران همان دانه هاى حیات بخش و زندگى آفرین و بزرگترین نعمت براى این قوم بود! بارانى كه اگر نباشد و نبارد همه چیز از بین مى رود، وسیله و ابزار عذاب قوم نوح شد آرى نعمت، مصیبت شد!

عبرت بگیرید

چندى پیش، مرد محترمى براى حساب سال و پرداخت وجوهات شرعیّه اش نزد من آمد به كارش رسیدگى شد، برگشت.

پس از چندى دوباره همراه دوستش با كوله بارى از غم و اندوه بازگشت!

به شدّت گریه مى كرد، گویا تمام جهان در نظرش تیره و تار شده بود، علّت ناراحتى را جویا شدم، گفت: آقا! بچّه هایم پس از عمرى زحمت و خدمت به آنها، ثروتم را تصاحب كردند و همه داراییم را به یغما برده، مرا از خانه ام بیرون كردند! اكنون هر روز در خانه یكى از بستگان به سر مى برم. سپس به دوستش اشاره كرد و گفت: او راه درست را انتخاب كرد چون از اوّل فرزندانش را خوب تربیت كرد در تعلیم احكام اسلامى به آنها كوشید آنها را به مسجد و حسینیّه برد. اكنون هم داراى فرزندانى مؤمن و دیندار هست كه فرزندان عصاى دست پدرند و در احترام به پدر و مادر، بسیار كوشا هستند ولى من بر اثر اصرار همسرم قبل از این كه دین و ایمان آنها را محكم كنم، آنها را به خارج فرستادم تا علم و دانش آنها بیشتر و معرفت آنها كامل تر گردد ولى اكنون برگشته اند و عاطفه و رحم را به دست فراموشى سپرده اند و تنها به پول و منافع مادّى مى اندیشند. (وَ ما ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَ لَكِنْ اَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ) ؛

لطف و رحمت خداوند نسبت به بندگانش، بسان باران است كه بر همه زمین ها جارى مى شود، ولى در یك زمین گل و گیاه مى روید و در زمین دیگر، خار و خاشاك. اشكالى بر باران نیست، بلكه اشكال از خود زمین است. انوار هدایت الهى نیز هیچ كاستى و نقصى ندارد، بلكه اشكال و نقص از قلوب ما انسانهاست.

 یكى دیگر از فلسفه هاى بلاها، عكس العمل افعال و كارهاى خود انسان است. البتّه فلسفه هاى دیگر نیز وجود دارد كه به همین دو مورد بسنده مى گردد.(بیانات آیت الله مکارم شیرازی)

منبع : مثال های زیبای قرآن ،آیت الله مکارم شیرازی



- نظرات (0)

عامل نجات جوامع از فسادهای کشنده

هر علمی جز علوم اهل‌بیت، اگرچه معرفتی در درون داشته باشد، به منزله‌ی آب شور است و بر تشنگی می‌افزاید و هیچ فایده‌ای جز هلاکت ندارد.

اگر امروزه علم و مسیر آن، صحیح بوده است، چرا جامعه روز به روز به قهقرا حرکت می‌کند؟! چرا اختلاف فراوان رفاهی و درآمدی طبقاتی با چنین فقر موحش، نه تنها در قاره‌های مختلف بلکه در داخل کشورها و شهرها با وجود ارائه آخرین روش و الگوی رشد و برنامه‌های توسعه، همچنان گسترده است و نابرابری‌های فزاینده ثروت رفع نشده است؟!

با اینکه که دانشمندان و مکتب‌های اقتصادی جهان به فکر چاره و حل مشکل بزرگ اجتماعی، فاصله‌ی طبقاتی بوده‌ و هر کدام راهی را انتخاب کرده‌اند، کمونیسم از راه القای مالکیت فردی و سرمایه داری از راه گرفتن مالیات‌های سنگین و تشکیل مۆسسات عام المنفعه که به تشریفات بیشتر شبیه است تا به حل فاصله طبقاتی به گمان خود به مبارزه با آن برخاسته‌اند، ولی هیچ کدام نتوانسته‌اند گام مۆثری در این راه بردارند؛ زیرا حل این مشکل با روح مادی‌گری که بر جهان حکومت می‌کند، ممکن نیست.

اسلام برای از بین بردن اختلاف طبقاتی غیر عادلانه‌ای که در اثر بی‌عدالتی‌های اجتماعی در میان طبقه غنی و ضعیف پیدا شده، برنامه‌ی وسیعی در نظر گرفته است که تحریم رباخواری به طور مطلق، وجوب پرداخت مالیات‌های اسلامی از قبیل زکات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشویق به انفاق، وقف و قرض‌الحسنه قسمتی از این برنامه را تشکیل می‌دهد و از همه مهم تر زنده کردن روح ایمان و برادری در میان مسلمانان است.

قرآن کریم می‌فرماید: «و در راه خدا، انفاق کنید و با ترک انفاق خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید که خداوند، نیکوکاران را دوست می‌دارد».[1]

این آیه بیانگر این حقیقت اجتماعی است که انفاق به طور کلی سبب نجات جامعه‌ها از مفاسد کشنده است؛ زیرا هرگاه مسئله‌ی انفاق به فراموشی سپرده و ثروت‌ها در دست گروهی معدود جمع شود و در برابر آنها اکثریتی محروم و بینوا وجود داشته باشد، هرگز آن جامعه به سعادت واقعی نخواهد رسید و دیری نخواهد گذشت که انفجار عظیمی در جامعه به وجود می‌آید که نفوس و اموال ثروتمندان هم در آتش آن خواهد سوخت و از اینجا رابطه مسئله انفاق و پیشگیری از هلاکت روشن می‌شود. بنابراین انفاق، قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد، به نفع ثروتمندان است؛ زیرا تعدیل ثروت حافظ ثروت است. امیرمۆمنان علی علیه السلام فرموده‌اند:«حصّنوا أموالکم بالزّکاة؛[2]اموال خویش را با دادن زکات حفظ کنید».

ارزش انفاق بر اساس هدف‌ها و دیدهایی است که انفاق کننده به آن رسیده و با آن کار می‌کند. کسی که با انفاقش، بدن‌ها و مغزها و دل‌ها و روحیه‌ها را سرشار و بارور می‌کند و روشنفکری‌ها، روشندلی‌ها، سازندگی‌ها، همبستگی‌ها و یگانگی‌ها را به ارمغان می‌آورد، با دیگران برابر نیست. «آیا آنها که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند، برابرند؟»

«آیا چیزی هست که تو مالک آن باشی؟ اگر گمان می کنی آنچه داری، تو مالک واقعی‌اش هستی، اشتباه بزرگی کرده‌ای، و اگر می‌دانی آنچه داری، مالک واقعی آن نیستی، چرا از آن نمی‌بخشی؟ و حق خدا و مردم را نمی‌پردازی تا از وبال و گرفتاری آن روزی که مال و فرزندان به حال کسی نفعی ندارند و جز برای کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا رفته در امان باشی؟»[3]

پیامبر عالیقدر اسلام در مقام مقایسه میان فقر و غنا و اینکه کدام یک برای سعادت انسان بهتر است، می‌فرماید:

«تهیدستی از ثروت بهتر است، مگر ثروت ثروتمندی که از مال خود، قرض اشخاص پریشان حال و مقروض را ادا کند و آنان را از زیر بار قرض و فشار زندگی نجات دهد و به مسلمانان بی‌بضاعت و گرفتار کمک کند».[4]

قطعاً آنچه بر پایه محکمی استوار نباشد، دوام نخواهد آورد، فرو خواهد ریخت و درهم خواهد شکست. از این رو، انفاق و بخشش و بالاتر از آن ایثار، به زیر بناهای محکمی نیازمند هستند. مادام که این پایه ها استوار نباشند، انفاق شکل نخواهد گرفت و رشد نخواهد کرد. بنابراین درمورد انفاق باید از ارزش، انگیزه، اندازه، شکل و روش، مصرف‌ها، مانع‌ها، وسعت و گستردگی آن گفتگو و بحث شود.

انفاق

ارزش هر چیز، وابسته به سودها و نتیجه‌هایی است که به دنبال می‌آورد. انفاقی که با سازندگی و همبستگی و یگانگی همراه باشد، انفاق ارزشمندی است و اگر، فقط صرف پر کردن شکم‌ها شود و یا نمایش دارائی‌ها باشد، نه تنها ارزشی ندارد، که ضد ارزش است.

ارزش انفاق بر اساس هدف‌ها و دیدهایی است که انفاق کننده به آن رسیده و با آن کار می‌کند. کسی که با انفاقش، بدن‌ها و مغزها و دل‌ها و روحیه‌ها را سرشار و بارور می‌کند و روشنفکری‌ها، روشندلی‌ها، سازندگی‌ها، همبستگی‌ها و یگانگی‌ها را به ارمغان می‌آورد، با دیگران برابر نیست. «آیا آنها که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند، برابرند؟»[5]

ارزش و اهمیت انفاق به اندازه‌ای است که در قرآن مجید، در بیش از هشتاد آیه بدان پرداخته شده است. قرآن وقتی سیمای پرهیزکاران را بیان می‌کند، یکی از اوصاف نیک آنان را انفاق کردن ذکر کرده؛ تا آنجا که در اولین آیات قرآن، خدواند انفاق را از صفات بارز متقین بیان می‌کند : «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ.»[6]

در روایات اسلامی، بر این مسئله تأکید بسیار شده و در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وارد شده که: «الصدقة تکسر ظهر الشیطان [7]؛ صدقه کمر شیطان را می‌شکند».

اسلام برای از بین بردن اختلاف طبقاتی غیر عادلانه‌ای که در اثر بی‌عدالتی‌های اجتماعی در میان طبقه غنی و ضعیف پیدا شده، برنامه‌ی وسیعی در نظر گرفته است که تحریم رباخواری به طور مطلق، وجوب پرداخت مالیات‌های اسلامی از قبیل زکات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشویق به انفاق، وقف و قرض‌الحسنه قسمتی از این برنامه را تشکیل می‌دهد و از همه مهم تر زنده کردن روح ایمان و برادری در میان مسلمانان است

خداوند می‌فرماید چیزی را که شما انفاق می‌کنید، من عوض آن را می‌دهم:

«و هر چیزی را که در راه او انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد و او بهترین روزی دهندگان است».[8]

پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمی‌دانند ، بلکه غنیمت می‌شمارند، ولی کسانی که از معارف قرآن بهره‌ای ندارند و از سویی به دنیا علاقمند هستند، انفاق کردن را غرامت می‌دانند.

برای اینکه اهمیت مسئله‌ی انفاق روشن شود ، خدای سبحان برای تشویق انسان‌ها فرمود که من شخصاً صدقه را می‌گیرم؛ هم‌چنان که در بخش زکات ، به رسولش امر کرد که از اموالشان صدقه بگیر تا مالشان پاک گردد و شخص نیز پاک شود[9]  چون تا زمانی که اشخاص پاک نشوند، نمی‌توانند از قرآن بهره‌ بگیرند: «آیا نمی‌دانند که تنها خداوند، توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد و خداوند، توبه پذیر و مهربان است».[10] وقتی که مۆمن صدقه می‌دهد، درمرحله اول به دست خدا می‌رسد و روایات در این زمینه بسیار است.

با این دیدها و هدف‌ها و دانش‌ها و بینش‌هاست که انفاق ضریب می‌گیرد، بهره‌هایی زیاد، از کارهای کم، سر می‌کشد، که عمل با این دیدها و این نیت‌ها رقم می‌خورد. 

این انفاق در این شکل و وسعت، نیازمند زیربنا و اساس و انگیزه نیرومندی است که بتواند این همه بار را تحمل کند و بر سر بگیرد.و این فرهنگ قرآنی باید در میان همه مسلمانان زنده شود که حتی برای انفاق، بهترین را انتخاب کنند. 

 

پی نوشت ها:

[1]:«وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ».[بقره/ 195.]

[2]: [ نهج البلاغه، حکمت 146.]

[3]:«کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ ؛وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کَریمٍ؛ وَ نَعْمَةٍ کانُوا فیها فاکِهینَ».[دخان/ 25 – 27.]

[4]:[ بحارالانوار، ج72، ص56.]

[5]: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ».[زمر/ 9 .]

[6]:«الَّذِینَ یُۆْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»[ بقره/ 2.]

[7]:[سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمی، ج2، ص24.[

[8]:«وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ».[سباء / 39.]

[9]:«خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ».[ توبه/103.]

[10]:«أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ».[ توبه/104.]

منبع: سایت رهروان ولایت


- نظرات (0)

جوانان جویای اخلاص بخوانند !

در دل ما انسان ها آرزوهای طول و درازی وجود دارد که رسیدن به آن ها را نهایت خوشبختی و آرامش می دانیم یکی به دنبال مدرک است یکی به دنبال شهرت دیگری به دنبال ثروت و ...اما بین همه ما آدم ها یک خواست مشترک هست که در بعضی قوی تر و در سایرین نهفته و ناپیدا تر است اما بالخره هست و نمی توان کتمانش کرد و آن هم میل به معنویت و آرزوی رسیدن به کمالات معنوی و قرب به خدای عام تاب است . ما شاید بنشینیم و برای رسیدن به آرزوهایمان خیلی نقشه بکشیم اما برای رسیدن به خدا نقشه ای نداریم چون نوعش با سایر خواست ها فرق می کند شاید شما هم بارها و بارها آرزو کرده باشید ای کاش من مثل آقا امام حسن علیه السلام بودم و در بهت باشیم که چطور یک انسان می تواند اینقدر دست از دنیا شسته باشد ،یا ای کاش می شد مثلآیت الله بهجت (ره) علامه طبااطبایی (ره) امام خمینی(ره)و ...در حسرت اینکه بتوانیم چون ایشان باشیم می مانیم و آه از نهادمان بر می خیزد و حاضر نیستیم قدمی از قدم بر داریم . به راستی چه می شد که یک انسان محبوب و مقرب خدا می بود؟ آقای قرهی استاد بزرگوار اخلاق به زیبایی این مباحث را مطرح کرده اند .

 

چه می‌شود مخلِصین عالم مخلَص می‌شوند؟

مولی‌الموالی(علیه السلام) می‌فرمایند: دلیل این است که گناه نمی‌کنند. وقتی جدی چشم، دست، زبان و یک‌یک اعضاء و جوارح گناه نکردند و بالجد از گناه دور شدند، آن موقع است که انسان لذت عبادت مخلصین را می‌چشد.

اگر خواستید امتحان کنید چه کسانی به مقام اخلاص رسیدند؛ یعنی کارشان فقط و فقط برای خداست، ببینید چقدر نسبت به مراقبه‌ این که گناه نکنند، جدی هستند. هر چقدر آن‌ها نسبت به این مطالب جدی شدند، بدانید طبعاً نسبت به مقام اخلاص نزدیکترند. این حال مخلصین عالم است

اصلاً کسی که می‌خواهد دیگری عملش را ببیند، به تعبیر آن مرد عظیم‌الشأن و الهی، سلطان‌العارفین، آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی غرق در گناه است؛ چون گناه یعنی آن چیزی که غیر از خدا باشد.

مولی‌الموالی(علیه السلام) می‌فرمایند: مخلصین عالم به این خاطر به مقام اخلاص رسیده‌اند که مراقبه کردند و اجتناب از گناه داشتند. دیدید پیش هر کدام از این بزرگان و اولیاء الهی که انسان می‌رود و می‌گوید: آقا چه کنم راه را سریع طی کنم؟ همه یک چیز می‌گویند و آن این که گناه نکنید. گاه انسان متعجب می‌شود، می‌گوید: بله، گناه نکنم، اما یک راه دیگری را به من نشان دهید! امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: راه دیگری ندارد، تنها راه همین است!

اگر می‌خواهی به اخلاص برسی، جزء مخلصین عالم شوی و برسی به آن مقامی که سر خداست - وقتی خدا سر قرار داده، معلوم است که به همه این مقام را نمی‌دهد. دیگر بالاتر از این نعمت که قلب کسی مرکز اخلاص شود، نعمتی نیست که خدا به بنده‌اش بدهد - راهش فقط و فقط دوری از گناه است «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی».

اگر انسان قرب الی الله می‌خواهد، باید دوری از گناه داشته باشد. اگر اخلاص می‌خواهد، با دوری از گناه است؛ یعنی کلید واژه‌ همه مطالبی که می‌تواند انسان را به اوج برساند، همین است. لذا نباید از این مقوله به شوخی بگذریم.

 

محک اخلاص

نخستین گام برای تهذیب نفس

خدا حاج اسماعیل آقای دولابی را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: اگر خواستید امتحان کنید چه کسانی به مقام اخلاص رسیدند؛ یعنی کارشان فقط و فقط برای خداست، ببینید چقدر نسبت به مراقبه‌ این که گناه نکنند، جدی هستند. هر چقدر آن‌ها نسبت به این مطالب جدی شدند، بدانید طبعاً نسبت به مقام اخلاص نزدیکترند. این حال مخلصین عالم است!

پس راه رسیدن به اخلاص، این سر الهی از دیدگاه مولی‌الموالی(علیه السلام) این است: گناه نکن، به اخلاص می‌رسی!

چه زمانی انسان به کمال اخلاص می‌رسد و مقام مخلَصین عالم را پیدا می کند؟ - إن شاءالله عرض می‌کنیم که اگر کسی به مقام اخلاص رسید، چه خصوصیاتی برای او به‌وجود می‌آید. یکی این است که روایات ما می‌فرمایند: آسمان‌ها بر او سجده می‌کنند «وَ السمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِیَدِ الْمُخْلِص» - در فرمایش دیگری، حبیب خدا، طبیب دل‌ها، محمد مصطفی(ص) می‌فرمایند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اِجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ» (میزان الحكمه، ج 3، صفحه 63) ؛ دوری كردن از كارهای حرام كمال اخلاص است.

یعنی مقام اخلاص به ذکر و دعا نیست. فقط به این است که انسان گناه نکند و دوری از محارم داشته باشد. در این صورت است که پروردگار عالم آن سر الهی خودش یعنی اخلاص را به او مرحمت می‌کند.

 پروردگار عالم، اخلاص را به عنوان سر گفته و چیز دیگری را به عنوان سر بیان نفرموده است. مگر آن سر عظمای حضرت حق را اگر بنا بود سر را به همه بدهند که دیگر سر نمی‌شد. به چه کسی می‌دهند؟ به آن کسی که گناه نکند و از محارم دور باشد. آن‌وقت ببیند که چقدر ذوالجلال والاکرام درب‌ها را برای او باز می‌کند.

 

باز شدن ابواب گناه!

آیت‌الله مولوی قندهاری تعبیر بسیار عالی را داشتند. ایشان می‌فرمودند: به نظر می‌رسد اتفاقاً گاهی برای انسانی که می‌خواهد به سمت پروردگار عالم برود و قرب الهی را بگیرد، ابواب ذنب، معاصی و محارم (حرام‌ها) بیشتر باز می‌شوند. این‌جاست که شما باید مراقبه و اجتناب کنید. اجتناب یعنی راه باز است، راحت هم می‌توانید گناه کنید.

آشیخ رجبعلی خیاط راحت می‌توانست گناه کند. منزل خالی بود، اما خودش می‌گوید: وقتی آن دختر به من اعلان کرد، وحشت کردم و از منزل فرار کردم.

اگر بنا بود سر را به همه بدهند که دیگر سر نمی‌شد. به چه کسی می‌دهند؟ به آن کسی که گناه نکند و از محارم دور باشد. آن‌وقت ببیند که چقدر ذوالجلال والاکرام درب‌ها را برای او باز می‌کند

ابن‌سیرین جوانی بود که خدا جمال زیبا به او داده بود، ولی مقاومت کرد. شاگرد بزاز بود. آن‌قدر شهوت بر آن زن غلبه کرده بود که هر روز می‌رفت، پارچه می‌خرید و هر بار شعله شهوت او زیادتر می‌شد. یک روز رفت، چند طاقه پارچه ‌خرید - شیطان هم حمایت و کمکش ‌کرد - گفت: من نمی‌توانم بیاورم، بده شاگردت بیاورد. خودش به منزل رفت تا خود را مهیا کند.

ابن‌سیرین آمد، درب را زد، زن ‌گفت: پارچه‌ها را داخل بیاور. همین که داخل آمد، زن درب را بست و خود را در مقابل ابن سیرین با بی‌حیایی برهنه کرد و اعلان کرد که اگر با من نباشی فریاد می‌زنم که این می‌خواست با من عمل منافی عفت انجام دهد.

راز توکل در یک حکایت

ابن‌سیرین چه کند؟! گناه جلوی او ظاهر شده است. این‌جاست که «اجْتِنَابُ الْمَعَاصِی» معنا می‌دهد. او توکل به خدا کرد و از پروردگار عالم یاری ‌خواست و به ظاهر اعلان کرد که من میروم تا آماده شوم. به بیت‌الخلاء رفت، در آنجا از آن کثافات بر‌‌داشت – چون در قدیم چاهی نبود و آن‌ها را برای کود حیوانی بر می‌داشتند- و به سر و صورت و لباس خود مالید. وقتی بیرون ‌آمد، زن دید آن جمال زیبا به کثافات انسانی متعفن شده است، در را باز ‌کرد و گفت: برو گمشو بیرون!

ابن‌سیرین می‌توانست به دامن گناه برود و بگوید: خدا! من دیگر چاره ای نداشتم، او می‌خواست داد بزند و بعد هم به ظاهر اظهار توبه کند، اما این کار را نکرد. اجتناب از معاصی یعنی این که جلوی او گناه آماده بود، اما او از آن دوری کرد.

آن مرد الهی و عظیم‌الشأن، آیت‌الله العظمی ادیب فرموده بودند: ایشان از گناه اجتناب کرد و رفت با یک درهم یا دیناری خود را شست و تمام شد، اما در مقابل، پروردگار عالم به او چه‌ها که نداد! طوری شد که ابن‌سیرین هر‌جا می‌رفت بدون این که عطر بزند، بدنش بوی عطر می‌داد. تعبیر خواب پیدا کرد، ریاضی‌دان شد. یک شاگرد بزاز از گناه اجتناب کرد، خدا مقامی به او مرحمت کرد که همان مقام مخلصین است.

 

سرعت جوان در رسیدن به اخلاص

جوان‌های عزیز! فرزندان عزیزم! شما راحت‌تر می‌توانید، چون طبیعی است گناه سراغ شما بیشتر می‌آید. گرچه سراغ همه می‌آید، اما بیشتر سراغ جوان می‌آید. اگر جوان اراده قوی داشت و به گناه نه گفت، چنان پروردگار عالم او را بالا می‌برد که اصلاً نمی‌شود حساب کرد.

آیت‌الله العظمی ادیب که یکی دو تا جوان را انتخاب کرده بود تا آنها را تربیت کند، به آیت‌الله العظمی دزفولی فرموده بودند: من می‌خواهم این‌ها طوری شوند که منِ احمد در مقابل این‌ها شاگردی کنم. آیت‌الله دزفولی تعجب کرده بودند، فرموده بودند: چطور؟

آیت الله حق شناس استاد بزرگ اخلاق خطاب به جوانان فرمودند : جوان های عزیز باید سعی کنند دست از گناهان بر دارند و البته سخت است لذا قدری تحمل بفرمایید امدادهای غیبی خدا بزودی از راه می رسند نباید نا امید شد هر جا هم خطا کردند تلاش خود را از سر بگیرند نه اینکه بگویند سعی کردیم و نشد این نا امیدی کار شیطان است

فرموده بودند: چون جوان در رسیدن به این مطالب سرعت می‌گیرد اما همانطور که پیر در جسم پیر شده و نمی‌تواند خیلی حرکت کند، در آن حالت روحی هم دیگر نمی‌تواند آن سرعت را داشته باشد، مگر آن که کسی در جوانی یاد گرفته باشد، که چنین کسی در پیری هم این سرعت را دارد.

اگر انسان از جوانی اخلاص و دوری از گناه را تمرین کند، چه اوجی می‌گیرد! اگر راه اخلاص «اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ» و «اجْتِنَابِ الْمَعَاصِی» است، راه دیگرش این است که پیامبر(ص) می‌فرمایند: جوان می‌تواند سرعت بگیرد.

پس گفتیم: اینطور نیست که گناهی نباشد، اتفاقاً گناهان جلوی پای انسان قرار می گیرند، اما اگر از همان اول کنترل کردی و اجتناب از معاصی داشتی و محکم جواب نه دادی، برنده می‌شوی و راه رسیدن به اخلاص همین‌ است.

آیت الله حق شناس استاد بزرگ اخلاق خطاب به جوانان فرمودند : جوان های عزیز باید سعی کنند دست از گناهان بر دارند و البته سخت است لذا قدری تحمل بفرمایید امدادهای غیبی خدا بزودی از راه می رسند نباید نا امید شد هر جا هم خطا کردند تلاش خود را از سر بگیرند نه اینکه بگویند سعی کردیم و نشد این نا امیدی کار شیطان است.

 

تداوم و استمرار اخلاص

یکی از مشکل ترین کارها، تداوم اخلاص در اعمالی است که انسان برای خداوند انجام می دهد. احیاناً، اخلاص در عمل و استمرار بر آن، مشکل تر از انجام اصل عمل است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ”باقی ماندن بر عمل خالصانه، سخت تر از اصل انجام عمل است”‌. (کلینی، کافی، ج 2، ص 16,)

گاهی ما عملی خیری را با نیت خالص انجام می دهیم اما ممکن است با منت گذاشتن با بازگو کردن آن عمل برای خوشامد دیگران و تأییدیه گرفتن از آنان و یا نعوذ بالله عمل خود را تباه می کنیم این است که می گویند نگه داشتن عمل از انجام آن سخت تر است .


- نظرات (0)