سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

دوستی ممنوع

 چرا که بهتر است با کسانی که به لحاظ معنوی و معرفتی بالاتر از ما هستند معاشرت و مراوده داشته باشیم.

 

دوری از چهار گروه

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: پدرم به من سفارش فرمودند، با چند نفر نه هم نشین باش و نه هیچ راهی را با آنان برو و نه سخنی با آنان بگو: عرض کردم چه کسانی اند؟ فرمود:

1- دروغگو (که دور را نزدیک و نزدیک را دور می نماید)

2- فاسق و گناهکار (تو را به کمتر از لقمه ای می فروشد)

3- احمق (که می خواهد به تو سودی برساند آسیب می رساند)

4- کسی که رابطه اش را با فامیل قطع کرده (که رحمت خدا به او قطع شده) (تحف العقول ص 319)

معاشرت با افراد پست و گناهکار، علاوه بر اینکه بر اخلاق و رفتار ما و فرزندانمان تأثیرات فوق العاده مخربی خواهد داشت، موجب سوءظن و بدبینی و بی اعتمادی دیگران به ما شده و خوبان از ما فاصله خواهند گرفت. چرا که این یک قاعده عقلی و علمی است که جاذبه و دافعه می بایست در یک فرآیند مطلوب و سالم قرار گیرد. خوبی ها را جذب و بدیها را دفع نموده یک سیستم سالم مثل بدن ما آنچه مفید است را جذب آنچه مضر است را دفع می کند.

خانواده هم به مثابه یک سیستم سالم در تعاملات و ارتباطات اجتماعی نباید از این قاعده معقول و منطقی تخلف نماید.

امام باقر(علیه السلام) در این باره می فرماید: "آن کسی که با ناکسان و فرومایگان بیامیزد پست و حقیر خواهد شد." (مستدرک- ج2- ص 64)

امام علی (علیه السلام) تصریح فرموده اند، معاشرت با مردم فاسد بپرهیز چرا که طبع تو، انحرافات و ناپاکی های آنان بطور ناخودآگاه جذب میکند. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 272)

یکی دیگر از مؤلفه های معاشران و هم نشینان ممتاز این است که ثروت، ریاست موقعیت های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، تغییری در رفتار و گفتار آنان در ارتباط با اطرافیان شان ایجاد نکند. افراد ضعیف النفس همواره به رنگ محیط و موقعیت خود درمی آیند. متزلزل و بی ثباتند

و در جای دیگر می فرماید: "از هم نشینی با کسی که تو را به غفلت می کشاند و حریص می گرداند بپرهیز، زیرا که تو را به خواری گرفتار می کند و به هلاکت می افکند." (شرح غررالحکم ج 3 ص 303)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) ضمن تأکید به معیار مذکور تأکید فرموده اند: بیشترین صلاح و دوستی در هم نشینی با خردمندان و عاقلان است. (شرح غررالحکم ج 5 ص 327)

و نیز تأکید فرموده است: دوست همچون وصله لباس توست پس آنرا هم شکل و هم سان خود برگزین.

 

بهترین شاخص معاشرت

در بین تمامی معیارها و مشخصه های دوستان و معاشران، اصلی ترین شاخص این است که محصول و خروجی معاشرت، ایجاد آرامش، دوری از گناه و معصیت، تقویت بهینه شاختی و علمی در بین شما و اعضای خانواده بویژه فرزندان باشد.

معاشرتی که نتیجه آن غیبت و حسادت و ناراحتی و ناآرامی و اضطراب و خودنمایی باشد. نه تنها هدر دادن سرمایه فهم زندگی یعنی عمر و اوقات گرانبها می باشد بلکه آسیب ها و آفت های خانمانسوز و آزاردهنده ای است که پیامدهای تلخ و گزنده آن اگرچه فاصله پس از پایان محالست نمایان می شود ماهها و حتی سال های بعد در رفتار و اخلاق خود، همسر و فرزندان بروز و ظهور یابد.

علی (علیه السلام) تصریح فرموده اند، معاشرت با مردم فاسد بپرهیز چرا که طبع تو، انحرافات و ناپاکی های آنان بطور ناخودآگاه جذب میکند

عدم تغییر حالت

یکی دیگر از مؤلفه های معاشران و هم نشینان ممتاز این است که ثروت، ریاست موقعیت های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، تغییری در رفتار و گفتار آنان در ارتباط با اطرافیان شان ایجاد نکند. افراد ضعیف النفس همواره به رنگ محیط و موقعیت خود درمی آیند. متزلزل و بی ثباتند. با فقر و نداری به ذلت و خواری و با ثروت و موقعیت بالاتر به غرور و خودخواهی می رسند. مثل حوض کوچکی که با دو تا هندوانه که درونش انداخته می شود سرریز می شوند و ظرفیت پذیرش پُست و مال و مقام بالاتر را ندارند.

 

نکته مهم

در پایان یادآوری این نکته مهم لازم است که مبادا در ایجاد ارتباط و طراحی معاشرت و انتخاب دوستان و معاشران دچار افراط و تفریط های سلیقه ای شد. به عبارتی دیگر نباید با این تصور که معاشران و هم نشینان ما می بایست در همه زمینه ها با ما همسو و همسال باشند به جذب و دفع اطرافیان خود بپردازیم. و یا از آن طرف با هر کس و در هر جا رابطه دوستی برقرار کنیم. چاره چیست؟ معیار کدام است؟

همانطور که قبلاً اشاره شد معیار و شاخص اصلی در انتخاب معاشران، اعتقادات و شاخص های شرعی و عقلی است نه تمایلات و امیال شخصی و فردی، لذا هر آن کس که در دین و رعایت حلال و حرام خدا قرار گرفت از دوستان و یاران ما و هر آن کس که از این دایره پا فراتر نهاد و بدون توجه به اصول و ارزش های دینی به معاشرت و تعاملات پرداخت و تذکر و امر به معروف و نهی از منکر نیز بسی تأثیر بود، از دایره دوستی خارج می شود. 

احمد رزاقی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 


- نظرات (0)

علت تعقییر قبله

در سال دوم هجرت از سوی خداوند متعال ، دستور آمد مسلمانان از سوی "بیت المقدس" بسوی "کعبه " نماز بگزارند. علت این امر آن بود که ، یهودیان نداشتن قبله دیگری را برای اسلام ، نقص شمرده و به جهانی  بودن اسلام باور نداشتند. مسجد ذو قبلتین (دارای دو قبله ) یادگار آن واقعه مهم است.

شب بود و پیامبر در دل تاریكی رو به آسمان كرده بود و با اندوهی كه در دل داشت گویا  در انتظار وحی از سوی پروردگار بود.

فردای آن شب، پیامبر دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بود كه جبرئیل علیه السلام نازل شد و این آیه را از سوی خداوند آورد كه: 

 

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّمَاء فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (بقره 144) 

 

نگریستنت را به اطراف آسمان می بینیم تو را به سوی قبله‌ای که می‌پسندی می‌گردانیم پس روی به جانب مسجد الحرام کن و هر جا که باشید روی بدان جانب کنید اهل کتاب می‌دانند که این دگرگونی به حق و از جانب پروردگارشان بوده است و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست

 

آنگاه آن حضرت را به سوی مسجد الحرام منتقل كرد ،‌مردم نیز حركت كرده و در پشت آن حضرت قرار گرفتند.

این خبر به سرعت در مدینه پیچید ، تا آنجا كه گروهی در یكی از مساجد مدینه نماز ظهر را خوانده بودند و مشغول نماز عصر بودند كه این خبر به آنها رسید آنها نیز در میانه‌ی نماز عصر از سوی بیت المقدس به سوی مسجد الحرام برگشتند


برگرفته از تفسیر المیزان ، جلد 1

 


- نظرات (0)

دیندارى كافرپسند، همان كفر است

وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ (120)

(اى پیامبر!) هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد تا (آنكه تسلیم خواسته آنان شوى و) از آئین آنان پیروى كنى. بگو: هدایت تنها هدایت الهى است، و اگر از هوى و هوس هاى آنها پیروى كنى، بعد از آنكه علم (وحى الهى) نزد تو آمد، هیچ سرور و یاورى از ناحیه خداوند براى تو نخواهد بود.

بعد از تغییر قبله، ناراحتى یهود از مسلمانان بیشتر شد و احیاناً بعضى از مسلمان‏ها نیز تمایل داشتند قبله همان بیت المقدس باشد تا بتوانند با یهود در الفت و دوستى زندگى كنند، غافل از اینكه رضایت اهل كتاب با حفظ آن حاصل نمى‏شد و انتظار آنان، پیروى از تمام آیین آنها و نه فقط قبله آنان بود.

این آیه در عین اینكه خطاب به پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله است، خطاب به همه مسلمانان در طول تاریخ نیز هست كه هرگز یهود و نصارى از شما راضى نخواهند شد، مگر آنكه تسلیم بى‏چون و چراى آنان شوید و از اصول و ارزش هاى الهى كناره بگیرید.

ولى شما مسلمان‏ها باید با قاطعیّت دست رد به سینه نامحرم بزنید و بدانید تنها راه سعادت، راه وحى است نه پیروى از تمایلات این و آن.

 

تفسیر جمله" و لئن اتبعت اهوائهم"

سۆال: جمله" وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ" ممكن است براى بعضى این سۆال را به وجود آورد كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن مقام عصمت مگر ممكن است از هوس هاى منحرفان یهود پیروى كند؟

در پاسخ مى‏گوئیم: این گونه تعبیرها كه در آیات قرآن كراراً دیده مى‏شود هیچ منافاتى با مقام عصمت انبیاء ندارد، زیرا از یك سو جمله شرطیه است و جمله شرطیه دلیل بر وقوع شرط نیست.

بعد از تغییر قبله، ناراحتى یهود از مسلمانان بیشتر شد و احیاناً بعضى از مسلمان‏ها نیز تمایل داشتند قبله همان بیت المقدس باشد تا بتوانند با یهود در الفت و دوستى زندگى كنند، غافل از اینكه رضایت اهل كتاب با حفظ آن حاصل نمى‏شد و انتظار آنان، پیروى از تمام آیین آنها و نه فقط قبله آنان بود

از سوى دیگر معصوم بودن، گناه را بر پیامبران محال نمى‏كند، بلكه پیغمبر و امام با اینكه قدرت بر گناه دارند و اختیار از آنها سلب نشده دامنهایشان هیچگاه آلوده به گناه نمى‏گردد، به تعبیر دیگر آنها قدرت بر گناه دارند ولى ایمان و علم و تقوایشان در حدى است كه هرگز به سراغ گناه نمى‏روند بنابراین هشدارهایى همانند هشدار فوق در مورد آنها كاملا بجاست .

از سوى سوم این خطاب گرچه متوجه پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ولى ممكن است منظور همه مردم باشد.

 

جلب رضایت دشمن، حسابى دارد!!

درست است كه انسان باید با نیروى جاذبه اخلاق دشمنان را به سوى حق دعوت كند، ولى این در مقابل افراد انعطاف ‏پذیر است، اما كسانى هستند كه هرگز تسلیم حرف حق نیستند، نباید در فكر جلب رضایت آنها بود، اینجا است كه اگر ایمان نیاوردند بیهوده نباید وقت صرف آنها كرد.

 

هدایت تنها هدایت الهى است‏!!

از آیه فوق ضمناً این حقیقت استفاده مى‏شود تنها قانونى كه مى‏تواند مایه نجات انسانها گردد قانون و هدایت الهى است، چرا كه علم بشر هر قدر تكامل یابد باز آمیخته به جهل و شك و نارسایى در جهات مختلف است، و هدایتى كه در پرتو چنین علم ناقصى پیدا شود، هدایت مطلق نخواهد بود، تنها كسى مى‏تواند برنامه" هدایت مطلق" را رهبرى كند كه داراى" علم مطلق" و خالى از جهل و نارسایى باشد و او تنها خدا است.

پیروى از تمایلات و هوس هاى مردم، منجر به قطع الطاف الهى مى‏شود. یا لطف خدا، یا هوسهاى مردم. «ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ»

پیام‏های آیه:

1 ـ دشمن، به كم راضى نیست. فقط با سقوط كامل و محو مكتب و متلاشى شدن اهداف شما راضى مى‏شود. «لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ»

2 ـ اگر مسلمانان مشاهده كردند كه كفّار از دین آنان راضى هستند، باید در دیندارى خود تردید نمایند. دیندارى كافرپسند، همان كفر است. «لَنْ تَرْضى‏» ، «حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»

3 ـ جز وحى و هدایت الهى، همه راه‏ها انحرافى است. «قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏»

4 ـ مسئولیّت عالم، بیشتر از جاهل است. «بَعْدَ الَّذِی جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ»

5 ـ رابطه با اهل كتاب نباید به قیمت صرف نظر كردن از اصول تمام شود. جذب دیگران آرى، ولى عقب نشینى از اصول هرگز. «لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ»

6 ـ پیروى از تمایلات و هوس هاى مردم، منجر به قطع الطاف الهى مى‏شود. یا لطف خدا، یا هوسهاى مردم. «ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ»


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

 


- نظرات (0)

بهترین اوقات توبه

در طول ساعات شبانه روز ، ساعات خاصّى به عنوان بهترین ساعات استغفار ، و در طول هفته ، شب و روز خاصّى به عنوان برترین روزها براى طلب آمرزش از خداوند و در طول سال ، ماه هاى خاصّى به عنوان بهترین ماه براى استغفار و عذرخواهى از پروردگار ، یاد شده اند که باید غنیمت شمرده شوند .

اگر این اوقات را دوران طلایى عمر انسان بنامیم ، با توجّه به آثار گرانبهایى که این عمل  مبارک دارد ، سخن گزافى نگفته ایم . بلکه گفتار زیبایى است که ریشه در قرآن و کلمات نورانى پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)دارد . و کسى که طالب کمال و معنویّت و در جستجوى کیمیاى سعادت است باید از این فرصت هاى طلایى ، استفاده کند و دل و جان خویش را بدان مزیّن سازد.

 

سحر هر شب

یکى از اوقاتى که استغفار در آن ، از ارزش والایى برخوردار است و آثار پر بارى را براى دین و دنیاى انسان به ارمغان مى آورد ، وقت سحر است . خداوند در تعریف از بندگان صالح خویش مى فرماید:

«کانُوا قلیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ * وَ بِالأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»(1) ؛ متّقین در دنیا چنین بودند که کمى از شب را مى خوابیدند ، و در سحرگاهان استغفار مى کردند. روش همه انبیا ، اوصیا و اولیاى خدا نیز بر این بوده که استغفار سحرگاه آنان ترک نگردد ،چون نیک در یافته بودند که هر کس به جایى رسیده است از بیدارى ثلث آخر شب و استغفار در سحر بوده است

امام صادق (علیه السلام) ، در حدیثى نورانى به جایگاه و تعداد استغفار در این ساعت ، اشاره مى کنند ، تا شیعیان و دوستانشان از برکات این ساعات محروم نگردند و از این فیض بزرگ بى بهره نباشند حضرتش مى فرمایند:

إِسْتَغْفِرِاللهَ فِى الوِتْرِ سَبْعینَ مَرَّةً .(2) در ( قنوت ) نماز وتر هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش نما ،استغفار کـن . هنگامى که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) براى مناجات با خدا در این ساعت برمى خاستند در قنوت نماز وتر خود هفتاد مرتبه به خداوند عرض مى کردند: « أَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَ أتُوبُ إِلَیْهِ » .(3) ؛ از پروردگارم طلب آمرزش مى کنم و به سوى او باز مى گردم .

هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند، خداوند او را مى بخشد اگر چه در آن روز بیش از هفتاد هزار گناه کند

بعد از نافله فجر

دوّمین ساعتى که در شبانه روز، براى استغفار و درخواست آمرزش از خداوند تعیین گشته است و از فضایل بالایى برخوردار است، بعد از نافله فجر و قبل از نماز صبح است .

پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) ، استغفارى را براى این ساعت ذکر کرده و برکات فراوانى را براى آن بیان مى نمایند :

کسى که در این ساعت استغفار کند ، خداوند تمام گناهانش را مى آمرزد ، اگر چه گناهانش آسمان ها و زمین هاى هفتگانه را پر کرده باشد و به سنگینى کوه ها و تعداد قطرات باران و به عدد آنچه در دشت و دریا است ، باشد . و به همین اندازه برایش حسنات نوشته مى شود.و هر بنده اى که در شب یا روزى که این استغفار را تلاوت مى کند بمیرد ، داخل بهشت مى گردد ، و هیچ گاه فقیر نمى شود.(1)

دعا
بعد از نماز صبح

سوّمین ساعتى که در طول شبانه روز به استغفار در آن سفارش اکید شده است ، هر روز بعد از نماز صبح است . براى استغفار در این ساعت ، آثار پر بارى ذکر شده است .

امام باقر (علیه السلام) در سخنى زیبا مى فرمایند :

هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند ، خداوند او را مى بخشد اگر چه در آن روز بیش از هفتاد هزار گناه کند!(5)

 

بعد از نماز عصر

چهارمین زمانى که در طول شبانه روز ، براى استغفار و عذرخواهى از خداوند، تعیین شده است و ثواب زیادى براى آن ذکر گردیده است ، بعد از نماز عصر است که داراى برکات فراوانى است .

امام صادق (علیه السلام) در فضیلت استغفار در این ساعت مى فرمایند:

هر کس بعد از نماز عصر ، هفتاد مرتبه استغفار کند و از خدا آمرزش طلبد ، خدا در آن روز هفتصد گناه او را مى آمرزد ، و اگر خودش گناهى نداشته باشد ، گناه پدرش را مى آمرزد ، و اگر پدرش هم گناهى نکرده باشد ، گناه مادرش را مى آمرزد و چنانچه مادرش هم بى گناه باشد ، گناه برادرش را مى بخشد  و اگر برادرش هم گناهى نداشته باشد ، خدا گناه خواهرش را مى بخشد و اگر براى خواهرش هم گناهى نباشد ، گناه سایر اقوام و بستگانش را ، هر کدام که نزدیکتر به او باشند و گناهى داشته باشند مى آمرزد .(6)

کسى که بعداز نافله فجر استغفار کند ، خداوند تمام گناهانش را مى آمرزد ، اگر چه گناهانش آسمان ها و زمین هاى هفتگانه را پر کرده باشد و به سنگینى کوه ها و تعداد قطرات باران و به عدد آنچه در دشت و دریا است، باشد

هنگام خواب

پنجمین وقتى که نسبت به استغفار در آن سفارش شده و از عوامل ریزش گناهان ، همچون افتادن برگ درختان ، شمرده شده است هنگام خواب است .

امام صادق (علیه السلام) در اهمیّت توجّه به خدا و طلب آمرزش از آن ذات مهربان در این ساعت مى فرمایند: اگر کسى هنگامى که براى استراحت و خوابیدن ، به بستر مى رود صد مرتبه بگوید: «لاْ إِلـهَ إِلاَّ اللهَ » خدا خانه اى در بهشت برایش بنا مى کند . و اگر صد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند ، گناهانش مى ریزد همان گونه که برگ هاى درخت مى ریزد .(7)

دعا
بعد از گفتن تسبیح حضرت زهرا (علیها السلام)

ششمین ساعتى که در شبانه روز ، براى استغفار مطلوب دانسته شده و بدان تأکید شده است ، بعد از گفتن تسبیح حضرت زهرا (علیها السلام)است که مایه ریزش گناه و دست یافتن به برکات استغفار است .

محمّد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

هر کس تسبیح حضرت فاطمه (علیها السلام) را گوید و سپس استغفار کند ، تمام گناهانش آمرزیده مى شود . این تسبیح در زبان صد تسبیح ، و در میزان هزار تسبیح به حساب مى آید ، شیطان را دور مى سازد و خداى رحمان را خشنود مى کند.(8)

 

بعد از نماز واجب

هفتمین موردى که به استغفار در آن سفارش شده است و عامل ریزش همه گناهان به حساب آمده ، بعد از هر نماز واجب است.

امام باقر (علیه السلام) مى فرمایند:

هر کس بعد از نماز واجب ، قبل از آن که از حال نماز خارج شده و پایش را تکان دهد سه مرتبه بگوید:

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِکرامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ ».(9) خداوند همه گناهانش را مى بخشد ، اگر چه به اندازه کف دریا باشد.

انبیاى عظام الهى (علیهم السلام) با این که داراى مقام استجابت دعا بودند ولى اگر از آن ها تقاضاى دعایى مى شد به شب جمعه و سحر آن موکول مى کردند

سحر شب جمعه

علاوه بر ساعات شبانه روز ، در طول هفته نیز به استغفار در شب و روز خاصّى سفارش و تأکید شده است که شایسته دقّت و بهره جستن هستند. مهمترین شبى که در طول هفته به استغفار در آن سفارش شده است ، شب جمعه و مخصوصاً سحر آن است .

صرف نظر از آیات و روایاتى که براى بیدارى در ثلث آخر شب و استغفار در سحر آثار پر بارى نقل مى کند و بیانگر مواظبت تامِّ انبیا ، اوصیا و اولیاى خدا ، نسبت به استغفار در سحرگاهان است در روایات براى شب جمعه و بیدارى در سحر آن ، ارزش و بهاى مضاعفى ذکر شده است و تأکید بیش از حدّى ، نسبت به بیدارى و مناجات با حقّو طلب آمرزش از خداوند ، در این شب دیده مى شود.(10)

انبیاى عظام الهى (علیهم السلام) با این که داراى مقام استجابت دعا بودند ولى اگر از آنها تقاضاى دعایى مى شد به شب جمعه و سحر آن موکول مى کردند .

عبادت، دعا، سنا، حمد، ستایش
صبح جمعه ، قبل از نماز صبح

دوّمین زمانى که در طول هفته ، براى استغفار در آن ثواب خاصّى در نظر گرفته شده است و برکاتى را متوجّه انسان مى سازد ، روز جمعه بعد از دو رکعت نافله فجر و قبل از نماز صبح است .

ابى حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم مى فرمودند:

هر کس بعد از دو رکعت نافله اى که قبل از نماز صبح در روز جمعه مى خواند، صد مرتبه بگوید: سُبْحانَ رَبّى وَ بِحَمْدِهِ وَ أَسْتَغْفِرُ رَبّى وَ أتُوبُ إِلَیْهِ . خداوند منزلى در بهشت ، براى او بنا مى کند.

 

عصر جمعه

سوّمین وقتى که در طول هفته از ارزش خاصّى برخوردار است و به استغفار در آن سفارش اکید شده است ، عصر جمعه است. از روایات زیادى استفاده مى شود که روز جمعه همچون شب جمعه ، داراى فضیلت و شرافت است و امامان معصوم (علیهم السلام) شیعیان خویش را به دعاى در ساعات آن دعوت کرده اند و یکى از اوقات استجابت دعا ، عصر جمعه شمرده شده است .

 

پی نوشت :

1 ـ سوره الذّاریات ، آیه 17 ـ 18 .

2 ـ کافى ، ج 3 ، ص 450 ; من لایحضر الفقیه ، ج 6 ، ص 489 .

3 ـ مستدرک الوسائل ، ج 6 ، ص 361 .

4 ـ بحارالأنوار ، ج 84 ، ص 326 .

5 ـ بحارالأنوار ، ج 80 ، ص 111 .

6 ـ وسائل الشّیعه ، ج 6 ، ص 482 .

7 ـ وسائل الشّیعه ، ج 6 ، ص 449 .

8 ـ وسائل الشّیعه ، ج 6 ، ص 442 .

9 ـ کافى ، ج 2 ، ص 521 .

10 ـ بحارالأنوار، ج 87 ، ص 18 .

 



- نظرات (0)

مقام امامت؛ وراثت یا لیاقت؟!

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (بقره 124)

و (به خاطر بیاور) هنگامى كه پروردگارِ ابراهیم، او را با حوادث گوناگونى آزمایش كرد و او به خوبى از عهده آزمایش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من نیز (امامانى قرار بده)، خداوند فرمود: پیمان من به ستمكاران نمى‏رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شایسته این مقامند.)

حضرت ابراهیم علیه السلام در بین انبیاء، جایگاه و منزلت خاصّى دارد. نام آن بزرگ مرد، 69 مرتبه و در 25 سوره قرآن آمده و از او همانند پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله به عنوان اسوه و نمونه براى بشریّت یاد شده است.

در برخى از آیات، آن بزرگوار در ردیف اخیار، صالحان، قانتان، صدّیقان، صابران و وفاكنندگان شمرده شده است.

در بزرگداشت این پیامبر بزرگ، خداوند تعابیر خاصّى بكار برده و حتّى یكى از اسرار حج را یادآورى و زنده نگهداشتن ایثارگرى‏ها و از خودگذشتگى‏هاى حضرت ابراهیم علیه السلام گفته‏اند.

آن مرد الهى، در عرصه‏هاى گوناگون با انحراف و شرك مبارزه كرد برهان و استدلال او در مقابل ستاره‏پرستان و ماه‏پرستان، مبارزه عملى او با بت‏پرستان، احتجاج او در برابر نمرود و سربلندى او در آزمایشات دیگر، از او انسانى اسوه و نمونه ساخت كه خداوند او را به مقام امامت نصب نمود.

در قرآن حدود بیست مرتبه مسئله آزمایش و امتحان مطرح شده و از سنّت هاى الهى است.

 

هدف آزمایش

آزمایش براى آگاه شدن خداوند نیست، زیرا او از پیش همه چیز را مى‏داند، این آزمایش‏ها براى ظهور و بروز استعدادهاى نهفته و تلاش و عمل انسان‏هاست. اگر انسان كارى نكند، استحقاق پاداش نخواهد یافت.

 

ابزار آزمایش

تلخى‏ها و شیرینى‏هاى زندگى، همه ابزار امتحان هستند. گاهى افرادى با شدائد و مصائب آزمایش مى‏شوند و برخى دیگر با رفاه، و ناگزیر همه مردم حتّى انبیاء مورد امتحان قرار مى‏گیرند. این امتحانات و آزمایش‏ها براى رشد و پرورش مردم است.

ابراهیم علیه السلام در هر آزمایشى كه موفّق مى‏شد، به مقامى مى‏رسید:

در مرحله نخستین، عبد اللّه شد. سپس به مقام نبى اللّهى رسید. و پس از آن رسول اللَّه، خلیل اللَّه و در نهایت به مقام امامت و رهبرى مردم منصوب گردید. (كافى، ج 1 ص 175)

افرادى كه رنگ ستم به خود گرفته‏اند و در زندگى آنها نقطه تاریكى از ظلم- اعم از ظلم به خویشتن یا ظلم به دیگران- و حتى یك لحظه بت پرستى وجود داشته باشد، قابلیت امامت را ندارند و به اصطلاح امام باید در تمام عمر خود معصوم باشد

مراد از «بِكَلِماتٍ» در آیه، امتحانات سنگین است كه حضرت ابراهیم از همه‏ى آنها پیروز بیرون آمد. نه عمو، نه همسر و نه فرزند هیچ كدام نتوانستند مانع او در راه انجام وظیفه شوند. با آنكه ابراهیم تحت سرپرستى عمویش آزر بود، امّا با بت‏پرستى او و جامعه‏اش به مبارزه برخاست و بت‏شكن بزرگ تاریخ گردید و آن گاه كه از سوى خدا مأموریّت یافت، همسر و فرزندش را در صحراى مكه ساكن نموده و براى تبلیغ به نقطه‏اى دیگر برود، بى‏هیچ دلبستگى، آنها را به خدا سپرد و رفت. همچنین فرمان ذبح فرزندش اسماعیل آمد، رضاى خدا را بر هواى دل ترجیح داد و كارد بر گلوى فرزند نهاد. امّا ندا آمد كه قصد ما كشتن اسماعیل نبود، بلكه امتحان ابراهیم بود.

حضرت ابراهیم علیه السلام، مقام امامت را براى نسل خود نیز درخواست نمود، پاسخ آمد كه این مقام عهدى است الهى كه به هر كس لایق باشد عطا مى‏شود. در میان نسل تو نیز كسانى كه شایستگى داشته باشند، به این مقام خواهند رسید. چنان كه پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله از نسل ابراهیم علیه السلام است و به این مقام رسید، ولى كسانى كه دچار كوچكترین گناه و ستمى شده باشند، لیاقت این مقام را ندارند.

ابراهیم علیه السلام تنها پیامبرى است كه مشركان و یهود و نصارى، همه خود را پیرو و در راه او مى‏دانند. در این آیه ضمن تجلیل از ابراهیم علیه السلام، به طور غیر مستقیم به همه مى‏فهماند كه اگر به راستى او را قبول دارید، دست از شرك برداشته و همانند او تسلیم محض اوامر الهى باشید.

این آیه یكى از آیاتى است كه پشتوانه فكرى و اعتقادى شیعه قرار گرفته است كه امام باید معصوم باشد و كسى كه لقب ظالم بر او صدق كند، به مقام امامت نخواهد رسید.

این آیه، مقام امامت را «عَهْدِی» گفته است، پس آیه «وَأَوْفُواْ بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» (بقره ، 40) یعنى اگر شما به امامى كه من تعیین كردم وفادار بودید و اطاعت كردید من نیز به نصرت و یارى كه قول داده‏ام وفا خواهم كرد.

امامت
امام از سوى خدا تعیین مى‏شود!!

از آیه مورد بحث، استفاده مى‏شود كه امام (رهبر معصوم همه جانبه مردم) باید از طرف خدا تعیین گردد، زیرا:

اولاً- امامت یك نوع عهد و پیمان الهى است و بدیهى است چنین كسى را باید خداوند تعیین كند كه او طرف پیمان است.

ثانیا- افرادى كه رنگ ستم به خود گرفته‏اند و در زندگى آنها نقطه تاریكى از ظلم- اعم از ظلم به خویشتن یا ظلم به دیگران- و حتى یك لحظه بت پرستى وجود داشته باشد، قابلیت امامت را ندارند و به اصطلاح امام باید در تمام عمر خود معصوم باشد.

آیا كسى جز خدا مى‏تواند از وجود این صفت آگاه گردد؟

و اگر با این معیار بخواهیم جانشین پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را تعیین كنیم كسى جز امیر مۆمنان على (علیه السلام) نمى‏تواند باشد.

جالب اینكه نویسنده" المنار" از قول ابى حنیفه نقل مى‏كند كه او معتقد بود، خلافت منحصرا شایسته علویان است و به همین دلیل شورش بر ضد حكومت وقت (منصور عباسى) را مجاز مى‏دانست و به همین دلیل او حاضر نشد منصب قضاوت را در حكومت خلفاى بنى عباس بپذیرد.

نویسنده المنار سپس اضافه مى‏كند كه" ائمه اربعه اهل سنت" همه با حكومت هاى زمان خود مخالف بودند و آنها را لایق زعامت مسلمین نمى‏دانستند، چرا كه افرادى ظالم و ستمگر بودند. (المنار جلد اول صفحه 457- 458)

آزمایش براى آگاه شدن خداوند نیست، زیرا او از پیش همه چیز را مى‏داند، این آزمایش‏ها براى ظهور و بروز استعدادهاى نهفته و تلاش و عمل انسان‏هاست. اگر انسان كارى نكند، استحقاق پاداش نخواهد یافت

ولى عجیب است كه در عصر ما بسیارى از علماى اهل تسنن، حكومت هاى ظالم و جبار و خودكامه را كه ارتباطشان با دشمنان اسلام، مسلم و قطعى است و ظلم و فسادشان بر كسى پوشیده نیست، تایید و تقویت مى‏كنند و آنها را " اولوا الامر" و" واجب الاطاعه" نیز مى‏شمرند.

 

پیام‏های آیه:

1 ـ پیامبران نیز مورد آزمایش الهى قرار مى‏گیرند. «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ»

2 ـ براى منصوب كردن افراد به مقامات، گزینش و آزمایش لازم است. «إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ» ، «بِكَلِماتٍ»

3 ـ منشأ امامت وراثت نیست، لیاقت است كه با پیروزى در امتحانات الهى ثابت مى‏گردد. «فَأَتَمَّهُنَّ»

4 ـ پست‏ها و مسئولیّت‏ها باید تدریجاً و پس از موفّقیّت در هر مرحله به افراد واگذار شود. «فَأَتَمَّهُنَّ»

5 ـ امامت، مقامى رفیع و از مناصب الهى است. امام باید حتماً از طرف خداوند منصوب شود. «إِنِّی جاعِلُكَ»

6 ـ امامت، عهد الهى است و همیشه باید این عهد میان خدا و مردم باشد. «عَهْدِی»

7 ـ از اهمّ شرایط رهبرى، عدالت و حسن سابقه است. هر كس سابقه شرك و ظلم‏ داشته باشد، لایق امامت نیست. «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (در تفسیر أطیب البیان به نقل از امالى طوسى آورده است: ابن مسعود از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نقل مى‏كند كه خداوند فرمود: «من سجد لصنم دونى، لا اجعله اماماً» «انا و علىّ بن ابى طالب لم یسجد احدنا لصنم قطّ» یعنى هر كس براى بتى سجده كند من او را امام و رهبر قرار نمى‏دهم» «و من و على بن ابى طالب، هیچ كدام از ما هرگز به بت سجده نكرده است.)


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

تفسیر المنار ج 1

کافی ج 1

 


- نظرات (0)

راهی برای بخشیده شدن گناهان!

عوامل بخشش گناهان را بشناسید

در آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام)، امور و عوامل مختلفی ذکر شده اند که موجب آمرزش گناهان و محو اثر آنها می شوند.

برخی از این عوامل در تحت اختیار و اراده شخص می باشند و برخی نیز از تحت اراده او خارج بوده و غیر اختیاری می باشند.

شکی نیست که اجمالاً کارهای شایسته و ناشایست (" حسنات" و" سیئات") روی یکدیگر اثر متقابل دارند، و ما حتی نمونه های این موضوع را در زندگی روزمره خود می یابیم، گاه می شود که انسان سالیان دراز زحمت می کشد، و با تحمل مشقت فراوان سرمایه ای می اندوزد، اما با یک ندانم کاری یا هوسبازی، یا بی مبالاتی آن را از دست می دهد، این چیزی جز نابود کردن حسنات مادی سابق نیست که در قرآن از آن تعبیر به" حبط" شده است.

و گاه به عکس، انسان مرتکب اشتباهات فراوانی می شود، و بار خسارت های سنگینی را بر اثر آنها بدوش می کشد، اما با یک عمل عاقلانه و حساب شده، و یا مجاهده شجاعانه، همه آنها را جبران می نماید.

بعضی از اطاعت ها و اعمال نیک هست، که اثر گناهان را هم در دنیا محو می کند و هم در آخرت، مانند اسلام آوردن و توبه.

نیز بعضی از کارهای نیک است که اثر بعضی از گناهان را از بین می برد مانند نمازهای واجب که باعث محو سیئات می گردد. و نیز مانند اجتناب از گناهان کبیره که موجب آمرزش گناهان کوچک می شود.

اکنون به برخی از عوامل آمرزش و محو اثر گناهان که در قرآن آمده اشاره می کنیم:

1 ـ توبه واقعی و استغفار و جبران و اصلاح گذشته.

مهم ترین عامل اختیاری که موجب آمرزش گناهان و محو اثر آنها در دنیا و آخرت می شود، توبه به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و هر گناهی که از آن توبه شود (توبه ای کامل و همراه با شرایط توبه)، آمرزیده می شود.

قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده و آن را واجب شمرده است:

«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »: و همگی به سوی خدا باز گردید ای مۆمنان تا رستگار شوید (نور،31)

در این آیه در کنار بیان ثمره مهم توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است.

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر که نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا که آن گناهان را ریشه کن می کند

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن یُكَفِّرَ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»: ای کسانی که ایمان آورده اید! به سوی خدا توبه کنید! توبه ای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند (نحریم، 8)

این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی بر همه مۆمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است و قرآن کریم می فرماید که خداوند توبه بندگانش را می پذیرد:«أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»: آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟» (توبه، 104)

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»: بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید (زمر، 53).

توبه

«إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَیَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ» (بقره، 160)

البته توبه ی کتمان حق، بیان کردن آن و توبه ی ترک نماز، قضای آن و توبه تلف‌کردن مال مردم، پرداخت آن است.

2 ـ ترک گناهان کبیره سبب بخشایش سایر گناهان است. 

«إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا» (نساء، 31)

3 ـ انجام دادن کارهای نیک.

 «انّ الحَسَنات یُذهِبنَ السیّئات».

به چند نمونه از این کارهای نیک اشاره می کنیم:

الف) دادن قرض الحسنه

خداوند در قرآن کریم می فرماید: "إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِیمٌ ": اگر به خداوند قرض الحسنه دهید آن را برای شما مضاعف می کند و شما را می آمرزد" (تغابن- 17)

ب) صلوات فرستادن بر محمد و آل او

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر که نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا که آن گناهان را ریشه کن می کند.

قرآن ابتدا می‌فرماید: «و لیعفوا و لیصفحوا» سپس می‌فرماید: «الا تُحبّون أن یغفر اللّه لكم» مردم باید از خطای یکدیگر بگذرند، کدورت‌ها را کنار بزنند، آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشاید؟

ج) خوش اخلاقی

امام صادق (علیه السلام): همانا خوش خویی گناه را می گدازد، همچنان که آفتاب یخ را و بدخویی کردار را تباه می سازد، همچنان که سرکه عسل را.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): چهار چیز است که هرکس داشته باشد، اگر سر تا پا غرق گناه باشد، خداوند آن گناهان را به حسنه و نیکی تبدیل می کند: راستی، شرم، خوشخویی و سپاسگزاری.

4 ـ نماز جماعت

در حدیث می‌خوانیم: شخصی پس از نماز، خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت: من خلافکارم! مرا حدّ زده و تنبیه کنید! حضرت فرمود: چون در نماز جماعت شرکت کرده‌ای خدا تو را می‌بخشد؛ (البته حساب مال مردم جداست.)

5 ـ پاک کردن مال از حرام

از امام صادق علیه السلام سۆال شد: شخصی از راه طاغوت دارایی و درآمدی را به دست آورده و به فقرا کمک می‌کند و آیه «انّ الحَسَنات یُذهِبنَ السیّئات» (هود، 114) را دستاویز قرار می‌دهد.

حضرت فرمود: «انّ الخطیئة لا تكفر الخطیئة» (تفسیر نور، ج 5، ص 391، به نقل از تفسیر کنز الدقائق) با گناه نمی‌توان گناهی را پوشاند. آنچه را به دست آورده، مال حرام است و تصرّف در مال حرام- به هر شکل- حرام است.

6 ـ گذشت از خطاها مردم

قرآن ابتدا می‌فرماید: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا» سپس می‌فرماید: «أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (نور، 22) مردم باید از خطای یکدیگر بگذرند، کدورت‌ها را کنار بزنند، آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشاید؟


- نظرات (0)