سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مقدمه تلاوت قرآن و عبادت

آداب تلاوت قرآن کریم

علاوه بر سفارش های مکرر در قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام بر قرائت قرآن کریم ، رعایت «آداب تلاوت قرآن » نیز مورد اشاره و تأکید آن بزرگواران قرار گرفته است .

رعایت این آداب ، قاری قرآن را در فهم بهتر مفاهیم قرآنی و به کارگیری آن در شئون زندگی خود ،یاری می کند .

حضرت امام خمینی رحمة الله احیاگر بزرگ معارف قرآن در عصر حاضر، در این باره می گویند: «مطلوب در قرائت قرآن کریم آن است که در قلوب ،صورت آن نقش بندد و اوامر و نواهی آن تأثیر کند و دعوات آن جایگزین شود، و این مطلوب حاصل نشود مگر آن که آداب قرائت ملحوظ شود»؛ بنابر اهمیت ویژه ی این بحث ، در این جا به معرفی اجمالی برخی از آداب تلاوت قرآن کریم می پردازیم :

طهارت و پاکیزگی

منظور از طهارت ،وضو و غسل است و بهتر است قاری هنگام تلاوت قرآن کریم با وضو باشد. امّا برای کسی که بخواهد با خطوط قرآن تماس داشته باشد ، وضو لازم و واجب است ، زیرا خداوند کریم می فرماید: لا یَمَسُّهُ الّا المُطَهَّرونَ؛ جز پاکان بر آن (قرآن) دست نزنند.

 

مسواک زدن را جدی بگیرید

در کتاب‌های حدیث و تاریخ آمده است که یکی از ویژگی‌های رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آن بود که هنگام عبادت، خصوصاً تلاوت قرآن کریم و نماز شب، دندان‌هایشان را مسواک می‌زدند و مسلمانان را بارها به این کار توصیه کرده‌اند.

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به یارانشان در این باره چنین فرمود: «راه قرآن را پاکیزه نگه دارید، گفته شد: ای رسول خدا(صلی الله علیه وآله) راه قرآن چیست؟ پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند : دهان‌های شماست.پرسیدند با چه چیزی؟ فرمود: با مسواک. (میزان‌الحکمة، ج 8، ص 85 و 86)

 

یک ویژگی اخلاقی پیامبر

یکی از ویژگی‌های اخلاقی پیامبران، پاکیزه نگه داشتن دهان و دندان بوده است. در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مِن أَخلاقِ الأَنبیاءِ السِّواک؛ مسواک زدن یکی از ویژگی های اخلاقی پیامبران است» (بحارالانوار، ج 76، ص 131) در پیامبر ما حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این ویژگی به شکل برجسته مشاهده می‌شود.

حضرت امام صادق علیه السلام نیز در تعریف ترتیل فرمودند : هُوَ اَن تَتَمَکَّثَ وَ تُحَسَّنَ بِهِ صَو تَک؛ ترتیل یعنی این که مکث کنی و با صدای خوش قرآن بخوانی

دعا، قبل و بعد از تلاوت

یکی از مواقع تأثیر و اجابت دعا قبل و بعد از قرائت آیات الهی است.

 

اخلاص

اخلاص در قرائت قرآن کریم به معنای آن است که قاری قرآن ، حالت خلوص نیّت را که معیار قبولی هر عبادتی است ، از ابتدا تا انتهای قرائت خود حفظ نماید و در قرائت ، فقط خشنودی و رضای خداوند متعال را در نظر داشته باشد.

 

استعاذه

استعاذه به معنای پناه بردن به خداوند از وسوسه ها و شرور شیطان است . در آیه ای از قرآن کریم می خوانیم: فإذا قَرَأتَ القُرانَ فَاستَعِذ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الِرَّجِیمِ ؛ پس هنگامی که قرآن می خوانی ، از شر ّشیطان رانده شده، به خدا پناه بر.

با استفاده از همین آیه ی شریفه و این ادب قرائت است که قاریان قرآن کریم تلاوت خویش را با جمله ی «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الَّرجِیمِ »؛ (از شیطان رانده شده به خدا پناه می برم )آغاز می کنند .

البته باید توجّه داشته باشیم که استعاذه ی واقعی ، تنها با گفتن این جمله میسّر نمی شود بلکه قاری قرآن باید با حالت مراقبت ، خود را باتمام وجود در پناه خداوندسبحان قرار داده و از او در این راه یاری طلبد .

 

قرائت با لحن عربی و صدای زیبا

نبیّ مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله در رهنمودی بلیغ ، روش نیکوی قرائت قرآن کریم را این چنین تبیین فرموده اند: اِقرَۆُوا القُرانَ بِلُحُونِ العَرَبِ وَ اَصواتِها؛ قرآن را با لهجه و آهنگ عربی بخوانید.

همچنین  خواندن قرآن کریم با صدای خوش در روایات اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است و علت آن نیز تأثیر شگرف آن بر مستمع و قاری قرآن می باشد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله می فرماید: إنَّ حُسنَ الصَّوتِ زِینَةُ لِلقُرانِ؛ همانا صدای نیکو و زیبا زینت قرآن است.

یکی از ویژگی‌های اخلاقی پیامبران، پاکیزه نگه داشتن دهان و دندان بوده است. در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مِن أَخلاقِ الأَنبیاءِ السِّواک؛ مسواک زدن یکی از ویژگی های اخلاقی پیامبران است» در پیامبر ما حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این ویژگی به شکل برجسته مشاهده می‌شود

سکوت و توجّه به آیات الهی

از دیگر آداب لازمه ی قرائت قرآن، سکوت در هنگام قرائت و شنیدن همراه با توجه به معانی آیات است .

خداوند متعال می فرماید: وَ إِذا قُرِئَ فَاستَمِعُوا لَه وَ اَنصِتُوا لَعَلَّکُم تُرحَمونَ؛ هنگامی که قرآن خوانده می شود به آن گوش فرا دهید و با سکوت و توجّه باشید، شاید که مشمول رحمت خداوند شوید.

 

ترتیل در قرائت قرآن کریم

ترتیل در لغت به معنای بیان عبارت با زیبایی و نظم و ترتیب خاصّ و در اصطلاح عبارت است از خواندن قرآن با تأنّی و بدون شتاب به طوری که حروف و حرکات آشکار و هر کلمه در جای مناسب خود قرار داشته و جمله ها از یکدیگر جدا گردد.

از آنجا که ترتیل در قرائت به توقیر و احترام نزدیک بوده و به فهم بهتر آیات و تّدبر و تأثیر گذاری بیشتر آن کمک می کند، بهترین و صحیح ترین روش برای قرائت قرآن کریم، روش ترتیل می باشد .

خداوند سبحان در بیان روش قرائت قرآن کریم به پیامبر خویش می فرماید: ... وَ رَتَّلِ القُرانَ تَرتیلًا ؛ قرآن را شمرده و با تدبر بخوان.

امیر بیان امام علی علیه السلام در بیانی زیبا و دقیق ، ترتیل را این گونه تعریف می فرماید: اَلتَّرتِیلُ تَجویدُ الحُروفِ وَ مَعرِفةُ الوُقُوف؛ ترتیل عبارت است از ادای نیکوی حروف و شناخت محلّ وقف های قرآن .

حضرت امام صادق علیه السلام نیز در تعریف ترتیل فرمودند: هُوَ اَن تَتَمَکَّثَ وَ تُحَسَّنَ بِهِ صَو تَک؛ ترتیل یعنی این که مکث کنی و با صدای خوش قرآن بخوانی .



- نظرات (0)

در 3 زمان برای ورود اجازه بگیرید!

در این مقاله به بررسی موضوع آداب معاشرت عمومی در فرهنگ قرآن می‌پردازیم.

آداب عمومی معاشرت

آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابی چند است که در این جا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:در سوره ی نور چندین آیه هست که کمابیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع می‌شود:

« یا أیُّها الَّذین آمنُوا لا تَدخُلوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِکم حتِّی تستَأنِسُوا و تُسَلِّمُوا علی أهلها ذلکم خیرٌ لکُم لعلَّکم تذکَّرون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به خانه‌هایی که خانه‌های شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید؛ و اگر کسی را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، که آن برای شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.»

 

چگونه به خانه‌ها وارد شویم؟

وارد شدن به خانه دیگران به چند صورت تصور می‌شود:

الف:  شخص علم دارد به این که صاحب خانه راضی است.

ب:  مورد شک است.

ج:  علم دارد به این که صاحب خانه راضی نیست.

روشن است در جایی که انسان، علم به عدم رضایت دارد یا اذن بگیرد ولی جواب رد بشنود نباید وارد بشود: «وَ إن قِیلَ لکم ارجِعوا فارجِعوا» اگر کسی خواست وارد منزل کسی بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنی اجازه ندادند اصرار نکند و برگردد. این برای شما بهتر و برای مصالح جامعه اسلامی مفیدتر است.

صورت دیگر این است که علم دارد به این که طرف راضی است یا قبلا چنین اجازه ای را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحبخانه به دست آورده است، در آن جا هم ورود جایز است منتهی آدابی دارد:

یکی از آدابی که می‌بایست رعایت بکند این است که سر زده وارد نشود. دیده می‌شود که عده ای از دوستان اگر با همدیگر روابطی دارند یا کسانی برای حاجتی – مادی یا معنوی – به کسی مراجعه می‌کنند، چون ممکن است شخص در داخل خانه اش آمادگی برای پذیرش نداشته باشد یا در حالی باشد که نمی‌خواهد کسی او را در آن حال یا به آن صورت ببیند این است که در اسلام تأکید می‌شود که «استیناس» کنید.

کسانی که مملوک شما هستند و در خانه شما کار می‌کنند و همین طور بچه‌هایی که به حد تکلیف نرسیده اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند: پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا

استیناس کردن؛ یعنی انجام دادن کاری که توجه را جلب بکند و در روایت در توضیحش آمده که صدا بزنید یا تنحنح کنید تا خودش را آماده کند. ضمناً دستور می‌دهد که سلام هم بکنید : (حتِّی تستأنِسوا و تُسلِّمُوا علی أهلِها).

اما اگر شخصی خواست وارد اتاق یا خانه ای بشود که کسی در آن نیست و مثلاً در زد و کسی جواب نداد و فهمید که کسی آن جا نیست که از او اجازه بگیرد در این صورت هم وارد نشود: «فَإن لم تَجدوا فیها أحداً فلا تدخلوها حتّی یُؤذنَ لکم» طبعاً وقتی کسی نباشد اذن هم تحقق نمی‌یابد پس شما باید وارد نشوید تا کسی پیدا شود و به شما اذن بدهد.

مواردی هست که رفت و آمد افراد با هم خیلی زیاد است؛ مثلاً اهل یک خانه که در اتاقهای متعددی زندگی می‌کنند رفت و آمد متعارف دارند: بچه‌ها وارد اتاق پدر و مادرشان می‌شوند یا کسانی که در خانه کار می‌کردند، آیا هر دفعه ای که می‌خواهند بیایند لازم است اذن بگیرند یا نه؟

در آیه 58 سوره نور این سؤال را نیز بی پاسخ نگذاشته و می‌فرماید :«یا أیُّها الّذینَ آمنوا لیَستأذنکمُ الَّذین مَلَکت أَیمانُکُم والَّذینَ لم یبلُغُوا الُحُلُمَ مِنکُم ثلاث مرّاتٍ؛ کسانی که مملوک شما هستند و در خانه شما کار می‌کنند و همین طور بچه‌هایی که به حد تکلیف نرسیده اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند: پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا.».

اینها مواقعی است که معمولاً انسان استراحت می‌کند و دلش می‌خواهد تنها باشد؛ و در آیه بعد می‌فرماید:

«و إذا بلغَ الأطفالُ مَنکُمُ الحُلُمَ فلیَستاذِنوا کما استَأذِنُوا کما استَاذَنَ الَّذینَ مِن قبلِهم کذلکَ یبیِّنُ اللهُ لکم آیاتهِ واللهُ علیمٌ حکیمٌ؛ اما اگر بچه‌ها به حد تکلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند؛ یعنی غیر از سه مرتبه ای که گفته شد هر وقت دیگر هم می‌خواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند.».

خوب این مختصری از موضوع رفت وآمد بود که قرآن حکیم پیرامون این موضوع بیان فرموده تا انشاءالله با بکارگیری این دستورات در زندگی مشکلات آداب و معاشرتی در میان مردم رفع شده و مسأله وکدورتی به وجود نیاید.

اجازه

آیا قرآن کریم پیرامون موضوع سلام کردن نیز دستوراتی دارد؟

«فإذا دخلتم بیوتاً فسلِّمُوا علی أنفُسکم تحیَّةٍ مِن عِندِ اللهِ مبارکةً طیِّبةً» وارد خانه که می‌شوید سلام کنید ؛ مفسران فرموده اند که این آیه از مواردی است که همه مؤمنین به منزله یکدیگر حساب شده اند؛ و سلام کردن به دیگران سلام کردن به خودتان تلقی شده است و بعضی گفته اند که از این آیه استفاده می‌شود که اگر کسی هم در خانه نباشد بر خودتان سلام کنید.

«تحیَّةً مِن عِندِاللهِ مبارکةً طیِّبةً » این سلام کردن تحیتی است از ناحیه خداوند و هم مبارک و پربرکت است و هم طیب و خوش؛ پربرکت است یعنی آثار خوبی بر آن مترتب می‌شود و طیب است یعنی مردم می‌پسندند و خوششان می‌آید و احساس آرامش می‌کنند.

 

شعار سلامتی را فراموش نکنیم!

سلام که با سلامت، هم خانواده است معنایش نفی خطر یا ملزوم آن است. این شعار اسلامی که به عنوان تحیت ادا می‌شود و در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته، شاید یکی از حکمت‌هایش این باشد که هر انسانی در زندگی دائماً نگرانیها، خوفها و دلواپسی‌هایی دارد و با هر کسی مواجه می‌شود چون احتمال می‌دهد که از ناحیه وی ضرری به او برسد این نگرانی را دارد.

پس اولین چیزی که در هر برخوردی مطلوب است رفع این نگرانی است، یعنی انسان احساس کند که از طرف مقابل ضرری به او نمی‌رسد و هیچ چیز برای انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت می‌رسد به جلب منفعت. این است که در اولین برخورد بهترین چیزی که باید رعایت بشود همین تأمین دادن به طرف است که از ناحیه من به شما ضرری نمی‌رسد.

 

«سلام» نامی از نام‌های خداوند

از این رو در موارد زیادی «سلام» با «آمین» در قرآن کریم تواماً ذکر شده است. می‌دانید یکی از اسم‌های خدای متعال «سلام» است و آن جا که این اسم در قرآن کریم ذکر شده به دنبالش «مؤمن» هم آمده است: (السَّلامُ المؤمن المهیمنُ) (1) خداست که سلامتی را تأمین و خطر را از دیگران رفع می‌کند. «مؤمن» در این جا یعنی کسی که ایجاد امن می‌کند؛ و در روز قیامت به مؤمنین گفته می‌شود: «أدخُلُوها بسلامِ آمنین» (2) با سلام و امن وارد بهشت شوید.

در اسلام تأکید شده که مؤمنان به یکدیگر سلام کنند و پیغمبر اکرم صلی اله علیه وآله حتی به زنان و کودکان هم سلام می‌کردند و روایات زیادی درباره احکام و فضیلت سلام وارد شده است

به هر حال اهمیت موضوع سلام به خاطر این است که به طرف، احساس آرامش و امنیت خاطر می‌دهد و این در زندگی اجتماعی خیلی مهم است.

در قرآن کریم در ضمن داستان‌های انبیا نقل شده که ملائکه به ایشان سلام گفتند؛ مثلاً در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام در چند مورد در قرآن کریم تکرار شده که موقعی که ملائکه برای خراب کردن شهر لوط آمدند اول خدمت حضرت ابراهیم علیه السلام رسیدند و هنگام ملاقات با آن حضرت سلام کردند. یکی آیه 79 سوره هود و دیگری آیه 52 سوره حجر و سومی آیه 25 سوره والذاریات.

 

خداوند بر چه کسانی سلام می‌کند؟

مواردی هست که خدای متعال به بندگانش سلام فرموده است؛ از جمله در آیه 47 سوره طه می‌فرماید: (وَالسّلامُ علی مَنِ اتَّبَعَ الهُدی)؛ و در دو آیه بطور عموم بر همه انبیا سلام فرستاده است: یکی آیه 181 سوره والصافات که می‌فرماید (سلام علی المُرسلینَ) و دیگری هم آیه 59 سوره نمل: (وَسَلامٌ علی عبادهِ الَّذینَ اصطفی).

همچنین سلام‌هایی راجع به اشخاص خاصی بیان شده است: یکی در مورد حضرت یحیی علیه السلام در آیه 15 سوره مریم (وسَلامٌ علیهِ یومَ وُلدَ و یومَ یَموتُ و یومَ یُبعثُ حیّاً) و مشابهش از حضرت عیسی علیه السلام است که خودش می‌فرماید: (وسَلامٌ علیهِ یومَ وُلدَ و یومَ یَموتُ و یومَ یُبعثُ حیّاً) (4).

در چند مورد هم در سوره والصافات بعد از ذکر داستان چند نفر از انبیاء علیه السلام مانند حضرت نوح و حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت هارون و حضرت الیاس برایشان درود می‌فرستد (سوره والصافات: 79، 109، 120، 130) نیز در آیه 48 سوره هود بعد از ذکر فرونشستن طوفان می‌فرماید: «قیلَ یا نُوحُ اهبِط بِسلامٍ منّا و بَرکاتٍ علیکَ».

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

سلام در واژه ی اسلام!

از چیزهایی که اهمیت موضوع سلام و سلامتی را اثبات می‌کند همین است که خود اسلام، «سلام» تلقی شده و برنامه‌های اسلام «سبل السلام» نامیده شده است: (یَهدی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السّلامِ) (5) وقتی قرآن می‌خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان کند می‌فرماید: خدای متعال به وسیله قرآن راههای سلام را به مردم نشان می‌دهد، و یکی از بزرگترین اوصاف قرآن این است که به سوی راههای سلام هدایت می‌کند.

در اسلام تأکید شده که مؤمنان به یکدیگر سلام کنند و پیغمبر اکرم صلی اله علیه وآله حتی به زنان و کودکان هم سلام می‌کردند و روایات زیادی درباره احکام و فضیلت سلام وارد شده است.

 

جواب سلام، جواب تحیّت

جواب سلام یکی از نکته‌هایی که در آداب معاشرت در قرآن کریم مورد تأکید واقع شده جواب تحیت است. آیه 87 سوره نساء می‌فرماید: «وَ إذا حُیِّیتُم بِتَحیَّة فَحَیُّوا بِأَحسنَ منها أو رُدُّوها إنََّ الله کان علی کُلِّ شَیءٍ حسیباً» (6).

کلمه تحیت از ماده حیات است و گویا در اصل به این صورت بوده که به عنوان ادای احترام می‌گفتند: «حیاک الله».

تحیتی که به عنوان شعار اسلامی تعیین شده همان سلام است که مستحب مؤکد ولی جوابش واجب است؛ و جواب هم باید مطابق با تحیت یا کامل تر باشد؛ «و إذا حُیِّیتُم بِتحیَّةٍ فَحیُّوا بِأَحسنَ مِنها أو رُدُّوها» (7).


پی نوشت ها :

1- مجادله، آیه 7.

2- همان، آیه 8.

3- همان، آیه 10.

4- همان، آیه 12.

5- همان، آیه 13.

6- النساء، 86.

7- النساء، 86.


منابع :

سایت حوزه.

کتاب با آداب و معاشرت در دیگران نفوذ کنیم – نوشته محمدرضا قربان زاده.

سایت اندیشه قم.


- نظرات (0)

جای پای قرآن در بیان آداب و معاشرت !

معنى لغوى آداب‏

«آداب » جمع «ادب» به معنی آموختن علوم و دانش‏هاى گوناگون و محاسن اخلاقى است و به علوم و معارف عمومى نیز اطلاق مى‏شود و گاهى در مورد شخص یا شى‏ء خاص بكار مى‏رود؛ مانند آداب درس خواندن ، آداب نماز، آداب قاضى و آداب مسافرت و...1

آداب یعنى: چم و خم ، حُسن معاشرت ، اخلاق حسنه ، فضیلت مردمى. 2

در فرهنگ دینی و اسلامی نیز به ادب و رعایت آداب بسیار سفارش شده به طوری که ؛

پیامبر گرامی اسلام فرمود: " اَكْرِمُوا اولادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُم  ؛فرزندان خودرا محترم بدارید و با آداب خوب و پسندیده با آنان رفتارنمایید ." 3

بهترین آداب كدام است ؟! برای رسیدن به یک دستور علمی و عملی درست ، بهترین و عاقلانه ترین راه مراجعه به یک مرجع محکمی است که بتوان به آن کاملاً اطمینان داشت و آن را از هر نقصی مبرّا دانست و آن چیزی جز تالی تِلو ما انسانها ،یعنی ؛ قرآن مجید است . در کتاب الهی یک سری آدابی را ذکر کرده که وقتی مطالعه می کنیم می بینیم که جز عمل به چنین رفتارهایی  نمی توان زندگی و آداب  درستی داشته باشیم .در زیر به یک سری از این آداب اشاره می کنیم؛

 

ورود به خانه ها

در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مى‏شود : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ  ; اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ، به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید . این براى شما بهتر است ، باشد كه پند گیرید . و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد : «برگردید» ، پس برگردید ، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست .

حقیقتاً اگر ما به این دستوراتی که از جانب خالقمان آورده شده عمل کنیم ، دیگر هیچ نیازی به هیچ قانون و محاکمه و مشاوری نداریم . در مورد رفت و آمد و معاشرت صراحتاَ قرآن سخن می گوید و می فرماید : جایى كه انسان ، علم به عدم رضایت دارد یا اجازه می گیرد ولى جواب رد می شنود نباید وارد بشود: " و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا ؛ اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد " . این براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفیدتر است.

اینجا نکته ی اجتماعی بسیار مهمی را خداوند متذکر می شود که متأسّفانه ما در جامعه بسیار کم می بینیم و آن این است که اگر به شما گفتند بر گردید ، بدون هیچ دلخوری و حرف و حدیثی برگردید . نکات در این آیه عبارت است از :

اول اینکه :صاحب خانه باید در گفتارش در مقابل مهمان صادق باشد و اگر آمادگی کامل را از میهمان دارد ، او را دعوت کند و در یک کلام (تعارف بی جا نکند ) . در حدیثی فرموده شده که اگر حرفی را می زنید ،اما در دل و قلبتان چیز دیگری را می خواهید این نوعی نفاق است و منافق دشمن خداست .

نکته ی دیگر این است که این باید فرهنگ جامعه ی دینی باشد که وقتی صاحب خانه با کمال احترام به کسی که می خواهد به دیدار او بیاید ،بگوید که الان آمادگی پذیرایی از او را ندارد ،مهمان نیز با کمال میل پذیرا باشد و ناراحت نشود و حتی بهترین کار این است که از صداقت او خوشحال شده و از وی بخاطر صداقتش تشکر کند .

نکته ی زیبای دیگری که قرآن می فرماید این است : اگر فردی قبلاً چنین اجازه‏اى را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه اجازه ی ورود را کسب کرده ، در آن‏جا ورود جایز است اما آدابى دارد :

یكى از آدابى كه مى‏بایست رعایت ‏بكند این است كه سرزده وارد نشود . چون ممكن است ‏شخص ، در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذیرش نداشته باشد یا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال یا به آن صورت ببیند ، این است كه در اسلام تأكید مى‏شود كه «استیناس‏» كنید . استیناس كردن ; یعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روایات در توضیحش آمده كه صدا بزنید یا تنحنح بكنید تا خودش را آماده كند . ضمناًً دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنید « حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها » . بعد می فرماید : اما اگر شخصى خواست وارد اتاق یا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نیست ، مثلاً در زد و كسى جواب نداد و فهمید كه كسى آن جا نیست كه از او اجازه بگیرد در این صورت هم وارد نشود:"فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِیلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ؛ طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏یابد پس شما باید وارد نشوید تا كسى پیدا شود و به شما اذن بدهد."

پیامبر گرامی اسلام فرمود: " اَكْرِمُوا اولادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُم؛ فرزندان خودرا محترم بدارید و با آداب خوب و پسندیده با آنان رفتارنمایید

در آیه 58 سوره نور مى‏فرماید :  كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همین طور بچه‏هایى كه به حد تكلیف نرسیده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند ، پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا . اینها مواقعى است كه معمولاً انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد . و در آیه بعد مى‏فرماید ؛‏ اما اگر بچه‏ها به حد تكلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند ; یعنى غیر از سه مرتبه‏اى كه گفته شد هر وقت دیگر هم مى‏خواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند .

 

آداب سلام

سلام

براساس دستور اسلام ، وقتى دو نفر مسلمان به یكدیگر مى‏رسند ، با سلام كردن رعایت ادب را مى‏نمایند . سلام كه با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته ، شاید یكى از حكمتهایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد. پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است ، رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت. این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد .

پس در آداب معاشرت اولین چیزى كه باید تأمین شود سلامت و امنیت است كه اگر این نباشد زندگى اجتماعى هیچ ارزشى ندارد . از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن كریم ذكر شده است . مى‏دانید یكى از اسم هاى خداى متعال « سلام ‏» است و آن جا كه این اسم در قرآن كریم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ  »4  خداست كه سلامتى را تامین و خطر را از دیگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در این جا یعنى كسى كه ایجاد امن مى‏كند. و در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود " ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ  ;  با سلام و امن وارد بهشت‏شوید ".5

 

جواب سلام

یكى از نكته‏هایى كه در آداب معاشرت در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده ، جواب تحیّت است . آیه‏86 سوره نساء مى‏فرماید : " وَ إِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا " . كلمه تحیّت از ماده حیات است و گویا در اصل به این صورت بوده كه به عنوان اداى احترام مى‏گفتند: «حیاك الله». در اسلام بر این تأکید شده است که هرگاه کسی به شما سلام کرد شما جواب آن را بهتر از آن یا حداقل مثل آن پاسخ دهید .

به هر سخن و یا عملى  كه به عنوان اداى احترام انجام شود تحیّت گفته مى‏شود . ‏

حضور به موقع، نه زودتر و نه دیرتر

مطلب دیگرى كه در قرآن كریم درباره پیغمبر اكرم (ص) مطرح شده این است كه كسانى براى مهمانى به خانه پیغمبر اكرم (ص) مى‏آمدند ; مثلا فرض كنید كه براى ناهار دعوت مى‏شدند اما آنها دو ساعت پیش از ظهر مى‏آمدند آن جا مى‏نشستند تا موقعى كه ناهار بیاورند یا بعد از این كه ناهار مى‏خوردند مى‏نشستند و مشغول صحبت كردن مى‏شدند و پیغمبر اكرم (ص) خجالت مى‏كشیدند از این كه بگویند من كار دارم ، قرآن كریم به چنین كسانى مى‏فرماید كه اگر به خانه پیغمبر دعوت شدید همان موقع غذا بیایید و جلوتر نیایید كه مزاحم بشوید همچنین بعد از خوردن غذا ننشینید. اینها چیزهایى است كه موجب ناراحتى پیغمبر مى‏شود ولى خجالت مى‏كشد كه به شما بگوید اما خدا خجالت نمى‏كشد. در آیه 53 سوره احزاب مى‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا ... » یعنى موقع غذا بروید نه این كه دو ساعت جلوتر بروید و منتظر باشید كه غذا بیاورند . « فاذا طعمتم فانتشروا » و بعد از این كه غذایتان را خوردید آنجا را ترک کنید .

باید بدانیم که نکاتی که در آیات ذکر شد ، اختصاص به زمان پیامبر ندارد و یک درس اجتماعی برای تمام بشریت در هر دوره و زمانی می باشد .

 1 - مجمع‏البحرین والمنجد ، واژه ادب

2 - المصباح المنیر ، واژه ادب

3 - مستدرك الوسائل ، چاپ جدید ، ج‏15 ، ص 168 ،ابواب احكام الأولاد ، باب 63 ، ج 33

4 - حشر ، آیه‏23

5 - حجر ، آیه‏46

 


- نظرات (0)

ورود بی اجازه ممنوع!

 آداب عمومى

آنچه مربوط به عموم افراد است ، آدابى چند است كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنیم: در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مى‏شود : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ، فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِیلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ ; اى كسانى كه ایمان آورده‏اید ،  به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است ، باشد كه پند گیرید . و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید» ، پس برگردید ، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست .»

 

ورود به خانه‏ها

وارد شدن به خانه دیگران به چند صورت تصور مى‏شود :

 الف - شخص علم دارد به این كه صاحب خانه راضى است .

 ب - مورد شك است.

ج - علم دارد به این كه راضى نیست. روشن است در جایى كه انسان، علم به عدم رضایت دارد یا اذن بگیرد ولى جواب رد بشنود نباید وارد بشود: « و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. این براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفیدتر است .

صورت دیگر این است كه علم دارد به این كه طرف راضى است ‏یا قبلا چنین اجازه‏اى را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه به دست آورده است ، در آن‏جا هم ورود جایز است منتهى آدابى دارد .

 

قبل از ورود، اجازه بگیرید!

یكى از آدابى كه مى‏بایست رعایت‏بكند این است كه سرزده وارد نشود ، اگر دوستانى با همدیگر روابطى دارند یا كسانى براى حاجتى - مادى یا معنوى - به كسى مراجعه مى‏كنند ، چون ممكن است‏شخص در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذیرش نداشته باشد یا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال یا به آن صورت ببیند این است كه در اسلام تاكید مى‏شود كه «استیناس‏» كنید .

استیناس كردن ; یعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روایات در توضیحش آمده كه صدا بزنید یا تنحنح بكنید تا خودش را آماده كند . ضمناً دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنید : «حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا »

 

در خانه و یا اتاق خالی که اجازه ورود ندارید، وارد نشوید!

اگر شخصى خواست وارد اتاق یا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نبود و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهمید كه كسى آن جا نیست كه از او اجازه بگیرد ، در این صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم‏» ، طبعاً وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏یابد پس شما باید وارد نشوید تا كسى پیدا شود و به شما اذن بدهد .

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید،به خانه‏هایى كه خانه‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است ، باشد كه پند گیرید. و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست

اجازه در سه زمان خاص!

مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خیلى زیاد است; مثلاً اهل یك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مى‏كنند رفت و آمد متعارف دارند : بچه‏ها وارد اتاق پدر و مادرشان مى‏شوند یا كسانى كه در خانه كار مى‏كنند مانند کارگر که در خانه كار مى‏كند ، آیا هر دفعه‏اى كه مى‏خواهند بیایند لازم است اذن بگیرند یا نه؟

در آیه 58 سوره نور مى‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِینَ مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ؛ كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همین طور بچه‏هایى كه به حد تكلیف نرسیده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند: پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا.» اینها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد .

و در آیه بعد مى‏فرماید: «ووَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ؛ اما اگر بچه‏ها به حد تكلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند» به عبارتی غیر از سه مرتبه‏اى كه گفته شد ، هر وقت دیگر هم مى‏خواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند .

 

- آداب غذا خوردن

آداب غذا خوردن

و اما درباره غذاخوردن در خانه دیگران ، مواردى هست كه هر چند اذن صریحى از طرف صاحب خانه نباشد ، جایز است و آنها مواردى است كه معمولاً انسان علم به رضایت طرف دارد و اگر كسى راضى نباشد باید تصریح كند.

 در آیه 61 از همین سوره پس از اشاره به افرادى كه معذوریتهایى دارند ؛ « لَیْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ » مى‏فرماید: « وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُیُوتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُیُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِیقِكُمْ لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا »

 مفسران فرموده‏اند كه منظور از « بیوتكم‏ » بیوت فرزندانتان است ; یعنى خانه فرزندان به منزله خانه خودتان است . از این آیه شریفه استفاده مى‏شود كه خویشاوندان نزدیك براى استفاده از ماكولات در خانه یكدیگر نیازى به اذن گرفتن ندارند ؛ همچنین خانه دوستى كه كلیدش را در اختیار شما گذاشته است ؛ «لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا » وعده‏اى مشغول غذا خوردن باشند یا تنها باشید اما وقتى مى‏خواهید وارد بشوید این آداب را رعایت كنید:

«فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَیِّبَةً » وارد خانه كه مى‏شوید سلام كنید «فسلموا على انفسكم‏»

 

1 - 3 - آداب سلام

سلام كه با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى كه به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن كریم مورد تاكید قرار گرفته، شاید یكى از حكمت هایش این باشد كه هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر كسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد كه از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد . پس اولین چیزى كه در هر برخوردى مطلوب است رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس كند كه از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت . این است كه در اولین برخورد بهترین چیزى كه باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است كه از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد.

 

" سلام " نام دیگر قرآن کریم

از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن كریم توأماً ذكر شده است. مى‏دانید یكى از اسم هاى خداى متعال « سلام‏ » است و آن جا كه این اسم در قرآن كریم ذكر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ »(حشر / 23 ) خداست كه سلامتى را تأمین و خطر را از دیگران رفع مى‏كند. «مؤمن‏» در این جا یعنى كسى كه ایجاد امن مى‏كند.

در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود: «ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ ; با سلام و امن وارد بهشت‏شوید.» (حجر / 46 ) به هر حال اهمیت موضوع سلام به خاطر این است كه به طرف، احساس آرامش و امنیت‏خاطر مى‏دهد و این در زندگى اجتماعى خیلى مهم است.

وقتى قرآن مى‏خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان كند مى‏فرماید: خداى متعال به وسیله قرآن راههاى سلام را به مردم نشان مى‏دهد، و یكى از بزرگترین اوصاف قرآن این است كه به سوى راههاى سلام هدایت مى‏كند. در اسلام تاكید شده كه مؤمنان به یكدیگر سلام كنند و پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم حتى به زنان و كودكان هم سلام مى‏كردند و روایات زیادى درباره احكام و فضیلت‏سلام وارد شده است

سلام کردن

سلام ملائکه به انبیاء

در قرآن كریم در ضمن داستانهاى انبیا نقل شده كه ملائكه به ایشان سلام گفتند ; مثلا در داستان حضرت ابراهیم‏علیه السلام در چند مورد در قرآن كریم تكرار شده كه موقعى كه ملائكه براى خراب كردن شهر لوط آمدند اول خدمت‏حضرت ابراهیم‏علیه السلام رسیدند و هنگام ملاقات با آن حضرت سلام كردند  ؛ آیه‏69 سوره هود و دیگرى آیه 52 سوره حجر و سومى آیه‏25 سوره والذاریات.

 

از نام های بهشت ، دارالسلام است !

یكى از نامهاى بهشت «دارالسلام‏» است كه به نوبه خود اهمیت موضوع سلام و سلامتى و امنیت را اثبات مى‏كند. آیاتى داریم كه وقتى مؤمنین وارد بهشت مى‏شوند از طرف ملائكه به ایشان سلام داده مى‏شود و تحیت‏خود مؤمنان هم در هشت‏سلام است: آیه 10 سوره یونس، 46 سوره اعراف، 32 سوره نحل، 24 سوره رعد، 23 سوره ابراهیم،46 سوره حجر،34 سوره ق، 44 سوره احزاب، 75 سوره فرقان، 58 سوره‏یس، 62 سوره مریم و 26 سوره واقعه.

 

اسلام نیز دارای سلام است !

از چیزهایى كه اهمیت موضوع سلام و سلامتى را اثبات مى‏كند همین است كه خود اسلام، «سلام‏» تلقى شده و برنامه‏هاى اسلام «سبل السلام‏» نامیده شده است: « یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ » (مائده / 16 )

 وقتى قرآن مى‏خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان كند مى‏فرماید: خداى متعال به وسیله قرآن راههاى سلام را به مردم نشان مى‏دهد، و یكى از بزرگترین اوصاف قرآن این است كه به سوى راههاى سلام هدایت مى‏كند. در اسلام تاكید شده كه مؤمنان به یكدیگر سلام كنند و پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم حتى به زنان و كودكان هم سلام مى‏كردند و روایات زیادى درباره احكام و فضیلت‏سلام وارد شده است .

 

جواب سلام

یكى از نكته‏هایى كه در آداب معاشرت در قرآن كریم مورد تاكید واقع شده جواب تحیت است .

آیه‏86 سوره نساء مى‏فرماید: «وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا » كلمه تحیت از ماده حیات است و گویا در اصل به این صورت بوده كه به عنوان اداى احترام مى‏گفتند : «حیاك الله‏» یا «زنده شاید بتوان گفت كه هر كس هر نوع احترامى به كسى بگذارد ولو با دادن هدیه یا گفتن تبریك و تسلیت، و فرستادن نامه، مستحب است كه پاسخ احترامش داده شود.

چنان كه در فارسى گفته مى‏شود یا در شعارها مى‏گویند «زنده‏باد» كم كم توسعه داده شده به هر سخنى كه براى اداى احترام گفته مى‏شود بلكه به عملى هم كه به عنوان اداى احترام انجام شود تحیت گفته مى‏شود. به هر حال، تحیتى كه به عنوان شعار اسلامى تعیین شده ، همان سلام است كه مستحب مؤكد ولى جوابش واجب است ، به طوری که جواب سلام ، باید مطابق با تحیت‏یا كاملتر باشد .

 

نتیجه گیری :

 نتیجه کلی و اساسی این است که برای رسیدن سعادت دنیا و آخرت ، همه چیز را می توان در آیات قرآن جستجو کرد .

 

منبع :

مقاله : آیة الله محمد تقى مصباح یزدى پیرامون  معاشرت در قرآن و اسلام

 


- نظرات (0)

آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع!

آزادی جنسی ممنوع

«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (نور-2) ؛ هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید در اجراى دین خدا نسبت به آن دو گرفتار دلسوزى نشوید و باید هنگام كیفر آن دو، گروهى از مؤمنین حاضر و ناظر باشند.

نكته‏ها:

احكام زنا بر اساس شرایط افراد متفاوت است، در این آیه فقط به یك صورت اشاره شده كه اگر مرد یا زن مجردى زنا كند، صد تازیانه مى‏خورد، ولى اگر كسى با داشتن همسر، مرتكب زنا شود، رجم و سنگسار مى‏گردد. چنان كه اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلاً همسرش در زندان است،) و در این صورت مرتكب زنا شود، حكم سنگسار به تازیانه و شلاق تبدیل مى‏شود.

قرآن، زنا را كارى زشت مى‏داند و از آن نهى مى‏كند. «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏» (اسراء، 32)

ترك زنا را نشانه‏ى بندگان راستین خداوند مى‏شمرد. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ ... وَ لا یَزْنُونَ» (فرقان، 63 تا 68)

و دورى از این گناه را شرط بیعت با پیامبر مى‏داند. «إِذا جاءَكَ ... وَ لا یَزْنِینَ»  (ممتحنه، 12)

 

مفاسد زنا در روایات‏

برخى از مفاسد زنا، در یكى از سخنان حضرت رضا (علیه السلام) عنوان شده، از جمله:

1ـ ارتكاب قتل به وسیله‏ى سقط جنین.

2ـ بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى.

3ـ ترك تربیت فرزندان.

4ـ از بین رفتن موازین ارث.  (بحارالانوار، ج 79، ص 24)

امام على(علیه السلام) ترك زنا را مایه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند. (نهج البلاغه، حكمت 252)

پیامبر اكرم (صلوات اللَّه علیه و آله) فرمود: زنا داراى زیان‏هاى دنیوى و اخروى است:

زیانهای دنیوی: از بین رفتن نورانیّت و زیبایى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.

امّا زیانهای اخروی: درماندگى هنگام حساب قیامت، غضب الهى و جهنّم همیشگى.  (بحارالانوار، ج 77، ص 58)

از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) نقل شده است:

ـ هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى‏شود. (بحارالانوار، ج 73، ص 372)

ـ زنا نكنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر كه به ناموس دیگران تجاوز كند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه كه با دیگران رفتار كنید، با شما رفتار خواهد شد. (بحارالانوار، ج 76، ص 27)

 

از مكافات عمل غافل مشو

 

گندم از گندم بروید جو ز جو
امام على(علیه السلام) ترك زنا را مایه‏ى استحكام خانواده و ترك لواط را عامل حفظ نسل مى‏داند

ـ چهار چیز است كه هر یكى از آنها در هر خانه‏اى باشد آن خانه، ویرانه است و بركت ندارد:

1- خیانت         2- دزدى         3- شرابخوارى          4- زنا.  (بحارالانوار، ج 76، ص 19)

ـ زنا، از بزرگ‏ترین گناهان كبیره است. (بحارالانوار، ج 76، ص 19)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر گاه مردم مرتكب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:

1ـ زمانى كه زنا رواج یابد، زلزله خواهد آمد.

2ـ هر گاه مردم زكات نپردازند، چهار پایان به هلاكت مى‏رسند.

3ـ هر گاه قضاوت مسئولان قضایى، ظالمانه باشد، باران نخواهد بارید.

4ـ زمانى كه پیمان شكنى شود، مشركان بر مسلمانان غلبه خواهند كرد. (بحارالانوار، ج 76، ص 21)

 

پیام‏های آیه

آزادی جنسی ممنوع

1ـ آزادى جنسى و روابط نامشروع، ممنوع است. «الزَّانِیَةُ ... فَاجْلِدُوا» ...

2ـ نقش زنان در ایجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدّمات زنا، از مردان بیشتر است، بر خلاف دزدى كه نقش مردان بیشتر است. به همین دلیل كلمه زانیه قبل از كلمه زانى آمده است. «الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی»

3ـ تنبیه بدنى مجرم، براى تأدیب او و حفظ عفت عمومى لازم است. «فَاجْلِدُوا»

4ـ در روابط نامشروع هر دو طرف به یك میزان تنبیه مى‏شوند. «كُلَّ واحِدٍ»

5ـ حدود كیفر باید از طرف خداوند معین شود. «مِائَةَ جَلْدَةٍ»

6ـ در مجازات مجرمین، ترحم و تحت تأثیر عواطف قرار گرفتن، ممنوع است.

 «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

7ـ محبّت و رأفت باید در مدار شرع باشد. «لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ»

8ـ دین، تنها نماز و روزه نیست حدود الهى نیز از اركان دین است. «فِی دِینِ اللَّهِ»

9ـ صلابت و قاطعیّت در اجراى قوانین، در سایه‏ى ایمان به مبدأ و معاد به دست مى‏آید. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»

10ـ اجراى حدود نشانه‏ى ایمان به خداست. «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ»

11ـ مجازات باید به گونه‏اى باشد، كه مایه عبرت دیگران شود. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما»

12ـ زناكار، علاوه بر شلاق و شكنجه‏ى جسمى، از نظر روحى نیز باید زجر ببیند. «وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ» ...

13ـ حضور مردم، اهرمى است براى كنترل قاضى و مجرى. «وَ لْیَشْهَدْ ... طائِفَةٌ»

14ـ از حضور مؤمنان در صحنه، براى نهى از منكر استفاده كنیم. «وَ لْیَشْهَدْ»

15ـ تنها مسلمانان حقّ حضور در مراسم اجراى حدّ الهى را دارند. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» 

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست

*پیش از ورود اجازه بگیرید!!

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (نور27)؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! به خانه‏هایى كه منزل شما نیست پیش از آنكه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام كنید، وارد نشوید. این دستور به نفع شماست شاید پند گیرید.»

معناى «استیناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفته‏ى روایات مى‏تواند با ذكر خدا باشد و یا صداى پا و سلام كردن و امثال آن. (تفسیر نور الثقلین)

اجازه ورود به خانه

شخصى از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) پرسید آیا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟ فرمود:

بله، گفت: در خانه جز او كسى نیست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.

در روایتى دیگر آمده است كه پیامبر (صلوات اللَّه علیه) از ورود مردان به خانه زنانى كه اولیاى آنان حضور ندارند نهى فرمود. (تفسیر نور الثقلین)

در روایات مى‏خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى‏تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) و براى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست. (تفسیر كبیر فخر رازى)

پیامبر اكرم (صلوات اللَّه علیه) هر گاه مى‏خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى‏ایستاد بلكه سمت راست یا چپ مى‏ایستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نیفتد. (تفاسیر كبیر و فی ظلال)

آنچه از آیه برداشت می شود:

1ـ اهل ایمان در هر كارى باید از وحى الهى دستور بگیرند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»

2ـ امنیّت و آزادى براى ساكنین خانه باید حفظ شود. «لا تَدْخُلُوا» (وارد شدن به خانه دیگران به صورت سرزده، حرام است.)

3ـ از مواضع تهمت دورى كنید. «لا تَدْخُلُوا ... ذلِكُمْ خَیْرٌ»

4ـ باز بودن در خانه، دلیل جواز براى ورود نیست. «لا تَدْخُلُوا»

5ـ مالكیّت افراد محترم است. «لا تَدْخُلُوا»

6ـ اوّلین برخوردها باید با محبّت همراه باشد. «تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا»

7ـ از هر كارى كه در آن احتمال شكستن حریم حیا و حجاب است دورى كنید. «تَسْتَأْنِسُوا»

8ـ در ورود به خانه دیگران، تحمیل، تكلّف و احساس سنگینى ممنوع است. (كلمه «تَسْتَأْنِسُوا» به جاى «تستأذنوا»، نشانه‏ى انس، صفا و صمیمیّت است)

9ـ وارد شونده باید سلام كند هر كه باشد. «تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» آرى، سلام كردن لازم نیست از كوچكترها به بزرگترها باشد.

10ـ مراعات ادب و حقّ دیگران، سرچشمه‏ى سعادت بشر است. «ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ»

11ـ دستورات الهى را فراموش نكنیم و به یاد داشته باشیم. «لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»

12ـ آداب و اخلاق دینى، همان نداى فطرت است لكن فطرت بیدار و هشیار. «تَذَكَّرُونَ»

 

منابع:

1- تفسیر نور ج 8

2- تفسیر كبیر فخر رازی

3- نهج البلاغه حكمت 252

4- تفسیر نور الثقلین

5- بحار الانوار ج 76

 


- نظرات (0)

فرزند صالح؛ ذخیره ای برای قیامت

فرزند صالح

قرآن کریم می فرماید کودکان نابالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء. هنگامی که والدین لباسهای معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.

فرزند مایه روشنایی چشم

بعضی از فرزندان و همسران بال انسان هستند و مایه روشنایی چشم: (رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ) (74/ فرقان)و بعضی از فرزندان و همسران بار انسان هستند و دشمن جان محسوب می شوند (إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) (14/ تغابن)

امیر المۆمنین (علیه السلام) می فرماید: از خداوند فرزند خوش صورت و خوش قد و قامت درخواست نکردم بلکه از خداوند فرزندانی را درخواست کردم که مطیع خداوند باشند که از او بترسند که هر گاه به آنها نگاه کردم در حالی که از خدا اطاعت می کنند مایه روشنایی چشم من باشند. (عن أمیر المۆمنین علیه السلام قال ما سألت ربی أولادا نضر الوجه و لا سألته ولدا حسن القامه و لکن سألت ربی أولادا مطیعین لله وجلین منه حتی إذا نظرت إلیه و هو مطیع لله قرت عینی) (بحار الانوار ج 101 ص 98)

 

فرزند را در پناه خداوند قرار دادن

از آنجا که فرزند هر انسانی در معرض خطر و وسوسه شیطان قرار دارد بر پدر و مادر لازم است که فرزند خویش را در پناه خداوند قرار دهند از اینرو همسر عمران وقتی که خداوند مریم (علیه السلام) را به او عنایت کرد گفت من فرزندم مریم و نسل و ذریه او را در پناه خداوند قرار می دهم تا از شر شیطان محفوظ بمانند. (وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِكَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ) (آل عمران 36)

در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید

دعا برای فرزند

در قرآن کریم بیش از بیست نوع دعا از حضرت ابراهیم (علیه السلام) نقل شده است از جمله: دعا برای فرزندش در سه بخش اعتقادی و عملی و اخلاقی بیان گردیده است:

1- اعتقادی

(الف) توحید: (وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ) (ابراهیم 35) یعنی خدایا من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار.

(ب) نبوت: (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِكَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَیُزَكِّیهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِیزُ الحَكِیمُ) (بقره 129) پروردگارا فرزندان مارا شایسته آن گردان که برانگیزی از میان آنان رسولی که بر مردم تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را از هر نا پاکی پاک سازد.

(ج) امامت: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ) (بقره 124)

 خداوند به ابراهیم فرمود من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم و عرض کرد پیشوایی را به فرزندانم نیز عطا فرما خداوند فرمود عهد من هرگز به افراد ستمگر نمی رسد.

 

2- عملی (اقامه نماز):

(رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی) (ابراهیم 40) خدایا مرا و ذریه و فرزندانم را برپا کننده نماز قرار ده.

 

3- اخلاقی (تسلیم):

(ربَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ ...) (بقره 128) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خویش قرار ده و فرزندان ما را نیز تسلیم فرمان خود قرار ده.

رزق
خداوند ضامن رزق فرزند

قرآن کریم در دو آیه به والدین دستور می دهد مبادا به جهت ترس از گرسنگی فرزندان خود را بکشید. (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِیَّاهُمْ) (انعام 151)

از دو آیه فوق استفاده می شود که در جاهلیت مردم نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصب های غلط زنده به گور می کردند بلکه پسران خود را که از سرمایه های بزرگ محسوب می شوند نیز از ترس فقر و تنگدستی به قتل می رسانیدند خداوند آنها را از این کار زشت بر حذر می دارد و می فرماید: رزق آنها و شما بدست ماست و نباید ترس از فقر عامل این جنایت شود.

(متأسفانه این عمل زشت در عصر ما به شکل دیگری مانند سقط جنین انجام می شود.)

فرزند صالح ذخیره قیامت

1- قران کریم در برخی از آیات می فرماید دقت کنید ببینید چه چیزی را برای قیامت می فرستید. (وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) (حشر/ 18)

2- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عملی که انجام می دهید ما ثبت می کنیم. (وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ) (یس/ 12)

3- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر چه را که انسان انجام دهد از عمل خیر می بیند و اگر عمل زشت انجام دهد در قیامت دوست دارد بین او و عملش فاصله زیادی باشد. (یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَۆُوفُ بِالْعِبَادِ ) (آل عمران 30)

4- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عمل خیری که انجام دادید در نزد خداوند می یابید (وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ) (بقره/ 110)

قرآن کریم می فرماید کودکان نا بالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء

5- در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید.

(نِسَآۆُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُۆْمِنِینَ) (بقره/ 223)

 

اجازه فرزند از والدین

قرآن کریم می فرماید کودکان نا بالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء.

هنگامی که والدین لباس های معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِینَ مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَكُم مِّنَ الظَّهِیرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَیْسَ عَلَیْكُمْ وَلَا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ

وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ) (نور/ 58 و 59)

منابع:

یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم پیرامون تربیت فرزند ـ اکبر دهقان

بحار الانوار ج 101

 


- نظرات (0)