سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

آنان که کور و کر و گنگ اند

کور، کر، گنگ

انسان ها در برابر حق به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند؛ عده ای که به هیچ وجه نمی خواهند حرف حق را بشنوند و اگرچه به ظاهر دارای چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن هستند ولی نه می شنوند و نه می بینند که تعبیر قرآن کریم از چنین انسان هایی این چنین است:
«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ [بقره/18] كرانند- از شنیدن حق- گنگانند- از گفتن حق- كورانند- از دیدن حق-، و [از گمراهى ] باز نمى گردند.»
و باز قرآن از عاقبت این افراد این گونه سخن می گوید: «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ [ملک/10] و می گویند : اگر ما می شنیدیم یا تعقل می کردیم، اهل این آتش سوزنده نمی بودیم.»
اما عده ای دیگر برعکس دسته ی اول، از آنچه خداوند به آنان نعمت داده به خوبی در راه شناخت حق، استفاده کرده تا بتوانند سر منزل مقصود را بدرستی پیدا کنند.

راه هدایت را خود، بسته اند

مسلما برای دسته ی اول هر چه از حق و حقیقت سخن گفته شود و یا نشان داده شود تاثیری در آن ها نمی تواند ایجاد کند، به قول معروف کسی که خوابیده را می توان بیدار نمود ولی کسی که خود را به خواب زده باشد خیر.
قرآن کریم نیز مسلّماً برای دسته ی اول هیچ سودی نمی تواند داشته باشد؛ چرا که خود نمی خواهند.
اما برای دسته ی دوم، این کتاب آسمانی کتابی هدایت گر و سعادت بخش است.
«ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ [بقره/2] این است كتابى كه در [حقانیت ] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است»
اما بهره ای که هر کس از قرآن کریم می تواند بگیرد نیز متفاوت است. هرکس که دارای فهم بیشتر و نگاه عمیق تری به آیات شریفه است، مسلما بهره ی بیشتری نیز خواهد برد.

شاه کلید فهم قرآن

اما راز و شاه کلید این استفاده در چیست و به عبارتی چگونه می توانیم جزء افرادی قرار بگیریم که نهایت استفاده را از این کتاب آسمانی ببریم؟
در اینجا به فرازی از سخنان مقام معظم رهبری اشاره ای  می کنیم: "به نظر من معجزه ی معارف قرآنی را اگر ما اهل دل باشیم «لِمَن کان لَهُ قَلبٌ اَو اَلقی السَّمعَ وَ هُوَ شَهید»؛[قاف/37] اگر اهل دل باشیم، اگر گوش جان را در اختیار قرآن بگذاریم، ما امروز بیشتر می توانیم به معجزیّت قرآن پی ببریم از آنهایی که هزار سال قبل بودند. در این دنیای پیچیده، در این دنیای طوفانی، در این دنیای سرشار از معضلات، این قدرت ها، این پیشرفت علمی  اینجا است که قرآن وقتی وارد میدان می شود، وقتی حرف می زند «اِنَّ هذَا القُرءانَ یَهدی لِلَّتی هِیَ اَقوَمُ»، آدم این را حس می کند که واقعاً  «یَهدی لِلَّتی هِیَ اَقوَمُ وَ یُبَشِّرُ المُومِنینَ» [اسراء/9] (بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب-محفل انس با قرآن- اولین روز ماه رمضان 1395)
همانطور که مشاهده می شود حضرت آقا با استناد به آیه شریفه سوره ق، رمز فهم بیشتر آیات شریفه را برای انسان هایی می دانند که توانسته باشند از حیث معرفتی و معنویتی، صاحب نظر و بصیرت شده باشند.
و اگر چنین شدیم در این دنیایی که سراسر ظلم و تباهی آن را پر کرده، بهتر از قبل می توان نورانیت و طریقیت این کتاب مقدس را به چشم دید.
دنیایی که با وجود ادعای انسانیت و دستیابی به پیشرفت های علمی، در آن کشت و کشتار و جنایات و بهره کشی از مستضعفین به حدی فراتر از دنیای حیوانات رسیده تا آنجا که خود را یکه تاز این دنیای ماده می داند، حال اگر در این تاریکی و ظلمات محض، شخصی که قلب نورانی دارد، به قرآن بنگرد، می تواند با روح و روان خویش هدایت گری و نسخه های شفابخش آن را در یابد.
و این برتری قرآن بر طرق و راه های دیگر، معجزه ای دیگر از این کتاب است که با وجود گذشت بیش از 1400 سال هنوز نه تنها کهنه و قدیمی نشده بلکه صاحب نظر برای هدایت نوع بشر است.
جا دارد در این جا برای جا انداختن بهتر این نکته، به یک معجزه ی علمی قرآن اشاره کنیم تا شاید تلنگری باشد برای کسانی که اینگونه تصور می کنند که قرآن تاریخ انقضایش گذشته است...

قلب ، یک  مغز کوچک است

از قدیم اینگونه تصور می شده است که تنها نقطه پردازش اطلاعات در وجود هر انسانی مغز اوست و قلب نیز وسیله ای برای تلمبه یا همان پمپاژ کردن خون به تمام نقاط بدن و حتی مغز است.
اما پژوهش های اخیر این نکته را ثابت کرده که قلب هر انسانی دارای یک مرکز پردازش اطلاعات است که هم می تواند یاد بگیرد و هم به یاد داشته باشد، و حتی در مواردی برخی از اطلاعات را به مغز ارسال می کند. در مواردی نیز اثبات شده که قلب می تواند زودتر از مغز اطلاعات را پردازش کند. طبق گفته ی این دانشمندان قلب مانند مغز از گانگلیون نوعی سلول عصبی است که در خارج از مغزو نخاع وجود دارد و ساخته شده است که دارای دندریت و آکسون است. [1]

حقانیت قرآن

در ادامه این پژوهش آمده که مغز موجود در قلب قادر است با سیگنال هایی که به مغز مخابره می کند، آن را تحث تأثیر خود قرار دهد؛ همچنین میدان مغناطیسی تولیدی توسط مغز قلب، 60 برابر قوی تر از این میدان در مغز است. [2]
حال ببینید که چگونه قرآن کریم در 1400 سال پیش به این نکته اشاره کرده است:
در سوره الحج آیه 46 نوشته شده است: «أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتی  فِی الصُّدُورِ [حج/46] آیا در زمین گردش نکرده اند تا دل هایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش هایى که با آن بشنوند در حقیقت چشم ها کور نیست لیکن دل هایى که در سینه هاست کور است.»
خلاصه آنکه اگر انسان صاحب دارای قلب و عقلی که با آن بیندیشد باشد بهتر و زودتر از گذشته می تواند به حقانیت این کتاب مقدس دست یابد؛ چرا که بسیاری معجزات علمی و اخلاقی قرآن با وجود این پیشرفت ها و ... قابل مشاهده تر است نسبت به قبل.


- نظرات (0)

بهشت شما کجاست

بهشت

بهشت پر از نعمت های فراوان و رنگارنگی است که در عالم آخرت به مومنان اهداء می گردد. نعمت های گوناگونی را که در قرآن بیان شده را در این مقاله برای شما شرح می دهیم.

امنیت

لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ. براى آنان نزد پروردگارشان سراى عافیت است و به [پاداش] آنچه انجام مى دادند او یارشان خواهد بود. (انعام /127)
یکی از بزرگترین نعمت های بهشتیان نعمت امنیت است که از بزرگترین نعمت های معنوی می باشد و نبود آن حتی برای یک لحظه دردناک است این حقیقت را کسانی در می یابند که در بیابان های خطرناک یا در مناطق جنگی که هر آن بیم موشک و بیابان می رود قرار گرفته اند. آب زلال حیات، در آنجا تیره و تار می شود و ساعت ها و دقیقه ها سخت و سنگین می گذرد.
در این حالت می توان حقیقت و عمق تعبیرات قرآنی درباره بهشتیان را لمس کرد. البته بهشتیان حتی در این دنیا نیز گوشه ای از این امنیت و آرامش را در سایه ایمانشان احساس می کنند و با تکیه بر حقیقت توکل و روح رضا و تسلیم در برابر اراده حق حتی در سخت ترین مشکلات از آرامش خاصی برخوردار است.

نه رنج و نه واماندگی

الَّذِی أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلَا یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ (فاطر /35) همان [خدایى] كه ما را به فضل خویش در سراى ابدى جاى داد در اینجا رنجى به ما نمى رسد و در اینجا درماندگى به ما دست نمى دهد
آنجا سرای اقامت است و چنین نیست که انسان تا می خواهد به محیط آن آشنا شود و به آن دل ببندد. بانک کوچ سر داده شود و اینکه درد و مشقت و رنجی ندارد حتی طول مدت نیز باعث ملال و خستگی نمی شود چرا که هر روز نعمت جدید و جلوه تازه ای از نعمت های پروردگار به بهشتیان ارایه می شود.

نهرهای چهارگانه

مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِیهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِی النَّارِ وَسُقُوا مَاء حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ. مثل بهشتى كه به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغى است كه] در آن نهرهایى است از آبى كه [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جوی هایى از شیرى كه مزه اش دگرگون نشود و رودهایى از باده اى كه براى نوشندگان لذتى است و جویبارهایى از انگبین ناب و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان [فراهم] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست [آیا چنین كسى در چنین باغى دل انگیز] مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى شود [تا] روده هایشان را از هم فرو پاشد. (محمد/15)
نهرها و چشمه های گوناگون در بهشت وجود دارد که هر کدام فایده و لذتی دارد که چهار نمونه آن در این آیه است در بهشت چهار نهر جریان دارد آب برای رفع عطش، شیر برای تغذیه، شراب طهور برای نشاط و عسل برای قوت و لذت، البته این نوشیدنی ها با همانند های خود در دنیا بسیار متفاوت هستند.
آب های دنیا پس از مدتی بد بو و بد مزه می شود. شیرهای دنیا پس از مدتی فاسد می گردد. شراب های دنیا تلخ و بد طعم و مستی آور است و عسل های دنیا در بسیاری از موارد با ناخالصی ها آمیخته است، اما نوشیدنی های بهشت از همه این عیوب برکنار است گویی بهشت محیطی است که حتی کوچک ترین آلودگی و ناپسندی در آن وجود ندارد.

حورالعین

در روایتی از پیامبر (صلی الله و علیه و آله) آمده است: در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت های بهشتی هستند، نوری بالای سر آنها آشکار می شود. نور لطف خدا که بر آنها پرتو می افکند. آنگاه این ندا بر می خیزد که سلام به شما بهشتیان، این همان است که در قرآن آمده است: سلام قولا من رب الرحیم. اینجاست که نظر لطف خداوند چنان آنها را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند و همه نعمت های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند . 

كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ.  [آرى] چنین [خواهد بود] و آنها را با حوریان درشت چشم همسر مى گردانیم (دخان/54)
یکی از مهمترین اسباب آرامش و نشاط در زندگی، داشتن همسری مناسب و از هر نظر صاحب کمال است.
همسران مناسب و صاحب کمال و فضیلت و مهربان، تنها مایه لذت جسم نیستند، بلکه اساس لذت روحانی را نیز تشکیل می دهند، بی جهت نیست که قرآن کریم ضمن بیان نعمت های گوناگون بهشتی در آیات متعدد بر این نکته تاکید کرده و درباره آن تعبیرات جالب و حساب شده ای دارد. در چند جای قرآن همسران بهشتی حورالعین نامیده شده اند.
حور جمع حوراء است و احور به معنای کسی است که سیاهی چشمش کاملاً سیاه و سفیدی اش [آرى] چنین [خواهد بود] و آنها را با حوریان درشت  چشم همسر مى  گردانیم.

بهشت تو کجاست؟

به نظر شما بهشت کجاست؟ آیا بهشت شما در میوه های رنگارنگ و خوراکی های متنوع و باغ و بستان و حوری و غلمان تعریف می شود؟
اینها را که در همین دنیا می توانیم بهره مند شویم. مهم تر اینکه وقتی همه اینها برای تو باشد ولی دلت خوش نباشد چه ارزشی دارد. البته شاید بعضی ها به همین لذت ها راضی شوند اما به نظر من بهشت فقط جایی است که محبوب باشد. وجودی که در کنارش تمام غم هایت فراموش می شود صدایش، سخنش و تمام لحظه هایش وجود تو را سبز کند. بهشت فقط کنار محبوب بهشت است.
وجودهای مقدسی که شب عاشورا کنار محبوب بودن را به تمام لذات دنیا ترجیح دادند معنای واقعی بهشت را با تک تک سلول های تنشان درک کرده اند، آری بهشت با محبوب بهشت است نه بی محبوب.

سلامی مخصوص مومنان راستین

خداوند در سوره یس کریمه آیه 58 نعمتی را به زیبایی بیان می کند: سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ. از جانب پروردگار[ى] مهربان [به آنان] سلام گفته مى شود.
بهشتیان به محض ورود به بهشت با سلام و درود خداوند رو به رو می شوند. علی بن ابراهیم در تفسیر این آیه گفته است: این سلام به معنای امان و امنیتی از جانب پروردگار که ویژه مومنان راستین است، بر آنان نازل می شود که در پرتو آن جاودانه خواهند آرمید.
این سلام خوش آمدی است که پروردگار بهشت آفرین به عبد صالح خود می گوید و بندگان در دارالسلام نزد او خواهند بود. در روایتی از پیامبر (صلی الله و علیه و آله) آمده است: در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت های بهشتی هستند، نوری بالای سر آنها آشکار می شود. نور لطف خدا که بر آنها پرتو می افکند. آنگاه این ندا بر می خیزد که سلام به شما بهشتیان، این همان است که در قرآن آمده است: سلام قولا من رب الرحیم. اینجاست که نظر لطف خداوند چنان آنها را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند و همه نعمت های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند. 


منابع :
تفسیر نمونه آیة الله مکارم شیرازی
تفسیر معین محی الدین بهرام محمدیان
تفسیر نور حجة الاسلام و المسلمین قرائتی



- نظرات (0)

برای برگزیده شدن هیچ وقت دیر نیست

کسانی که از شیطان پیروی می کنند، اولا با این پیروی کردن خود را در زمره افراد گمراه ثبت نام می کنند و ثانیاً سکان زندگی خود را به دست شیطان می دهند:

(إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوینَ : در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند)(الحجر: 42)

قیامت

از آن روزی که از درگاه خداوند اخراج شد، چون قسم خورده بود که انسان ها را به گمراهی بکشد ،روز به روز خودش را بیشتر مجهز می کرد تا جایی که دیگر به قول معروف همه فن حریف شده بود:

از هر حرفه ای که در دنیا وجود داشت استفاده می کرد تا به نیت پلید و شوم خودش برسد ، بله روز چهاردهم ماه مبارک رمضان در مورد دشمن قسم خورده تمام انسان ها حرف می زنم، دشمنی به نام شیطان که می توان گفت : دشمنی همه فن حریف است  .

از اینترنت گرفته تا ماهواره و روزنامه و مجله و کتاب و رمان و خلاصه هرچیزی که فکرت برسد را در اختیار گرفته است تا همه انسان ها را گمراه کند:

(قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ: گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت.)(الحجر: 39)

مسیری انحرافی که با قدم گذاشتن در آن سر از نا کجا آباد در می آورید و معلوم نیست که دیگر بتوانید راه اصلی را پیدا کنید :

(كَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرانَ لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا: مانند كسى كه شیطان ها او را در بیابان از راه به در برده‏اند، و حیران [بر جاى مانده‏] است ، براى او یارانى است كه وى را به سوى هدایت مى‏خوانند كه: به سوى ما بیا)(الأنعام: 71)

شما تا به حال در برابر این دشمن همه فن حریف چکار کرده اید؟ تا حالا به این فکر افتاده اید که همه فن حریف شوید؟ به قول معروف در هر رشته ای سری تو سرا در بیارید و برای خودتان کسی باشید؟

کسانی که از شیطان پیروی می کنند، اولا با این پیروی کردن خود را در زمره افراد گمراه ثبت نام می کنند و ثانیاً سکان زندگی خود را به دست شیطان می دهند: إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوینَ : در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند

تا حالا به این فکر کردید که اگر می خواهید برای خودتان کسی باشید،باید همه فن حریف باشید وگرنه دشمنان زیادی از جمله شیطان در کمین هستند تا هر لحظه پشتتان رو به خاک بزنند؟

واقعا هم همینطوره، اگر می خواهید موفق باشید و از پسِ مشکلات بر آیید باید همه فن حریف باشید  وگرنه چاره ای جز قبول شکست ندارید .

حال برای اینکه در برابر این دشمن همه فن حریف شما همه فن حریف شوید، راه های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها با فرا رسیدن ما ه مبارک رمضان فراهم می شود و شما به راحتی می توانید بر شیطان غلبه کنید چرا که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است:

(إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛ شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مى‏شود، پس گذرگاه‏هاى او را با گرسنگى، تنگ كنید.) (المحجّة البیضاء: 5/148)

ایمان

آری با روزه گرفتن به راحتی می توانید  همه فن حریف شوید و در نتیجه بر شیطان غلبه کنید و نگذارید او در شما نفوذ کند.

همچنین خداوند در آیات الهی جوانانی را معرفی می کند که اینها اینقدر همه فن حریف هستند که شیطان با آن همه قدرتش در برابر این گروه اظهار عجز می کند . نه اینکه به آنها کاری نداشته باشد، بلکه نمی تواند با آنها کاری داشته باشد و اصلا کاری از دستش بر نمی آید، چون این جوانان خودشان را به جدیدترین امکانات روز که همان ایمان و تقوا و توکل به خداوند متعال باشد مجهز کرده اند و جزء بندگان برگزیده خداوند شده اند و به همین دلیل هرگز ابلیس با آن همه قدرت و امکاناتش نمی تواند آنها را مجذوب زیبایی های ظاهری و امکانات خیالی خود کند  :

(إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ: چرا كه او را بر كسانى كه ایمان آورده‏اند، و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى نیست.)(النحل: 99)

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است: إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مى‏شود، پس گذرگاه‏هاى او را با گرسنگى، تنگ كنید

جایزه ویژه دیگری که خداوند متعال برای این دسته از افراد در نظر گرفته است این است که از آنها برای همیشه و در سختی ها و راحتی ها ،در مشکلات و خوشبختی ها و خلاصه همه جا و همه زمان حمایت می کند و چه یار و یاوری بهتر از خداوند متعال : 

(إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ وَكیلاً: «در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، و حمایتگرى [چون‏] پروردگارت بس است.»)(الإسراء: 65)

اما در مقابل کسانی که از شیطان پیروی می کنند، اولا با این پیروی کردن خود را در زمره افراد گمراه ثبت نام می کنند و ثانیاً سکان زندگی خود را به دست شیطان می دهند:

(إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوینَ: در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند)(الحجر: 42)

و بدیهی است که زندگی که سکان دارش شیطان باشد جز از فحشاء و منکر در آن خبری نخواهد بود:

إِنَّما یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون: [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد، و [وامى‏دارد] تا بر خدا، چیزى را كه نمى‏دانید بربندید.(البقرة: 169)

 .



- نظرات (0)

چند ادعیه ی قرآنی با گل واژه ربنا

دعا

«قرآن» کلام نازل و پایین آمده  ی خداوند است و «دعا»، کلام صاعد و بالا رونده  ی او!
حضرت روح الله    قُدِّسَ  سِرُّه    می  فرماید:
«بعضی از مشایخ ما می  فرمودند که «قرآن، قرآن نازل است؛ آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می رود؛ این قرآن صاعد است»؛ یعنی دعا دست انسان را می  گیرد و می  بردش به بالا؛ آن بالایی که من و شما نمی  توانیم بفهمیم؛ آن  ها که اهلش هستند می  فهمند.» (1)
با این حال خود قرآن نازل، در بردارنده  ی قرآن صاعد است؛ یعنی خداوند متعال دعاهای زیادی را در خود قرآن به سوی ما نازل فرموده، تا دست بندگانش را بگیرد و آن  ها را به سوی ملکوت خدا صعود دهد. بعضی از این دعاهای قرآنی  با گل  واژه  ی «ربَّنا» آغاز می  شوند.
در این مقاله، متناسب با حال و هوای رمضانی  مان، چند نمونه از این «ربناهای قرآنی» را گزینش کرده، برایتان بیان می  کنیم.

اولین آیه: ابزاری برای یک مبارزه سخت

«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرْاً وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِینَ» (آیه  ی 250، سوره  ی بقره)
پروردگارا، صبر و شكیبایى بر ما فرو ریز و قدم هاى ما را ثابت و استوار بدار و ما را بر گروه كافران پیروز فرما!

پشت سر گذاشتن امتحانات و موفقیّت در آن  ها نباید ما را مغرور نكند؛ برای تداوم موفقیت و پیروزی نیز باید از خداوند استمداد نماییم: «ثَبِّت أَقدامَنا»

این آیه، دعای سپاهیان طالوت را در برابر سپاه جالوت و استمداد آن  ها را از خداوند حکایت می  کند. سپاه طالوت به فرماندهی حضرت داوود علیه  السلام درگیر جهاد اصغر بودند و برای از دست ندادن پایداری و استقامت و برای به دست آوردن پیروزی در این جهاد، از خداوند یاری می  طلبیدند. از آن  جایی که عبادت خدا و مبارزه با نفس ، جهاد اکبر است و صبر و استقامتی فزون  تر از جهاد اصغر می  طلبد، مناسب است که در ماه میهمانی خدا که صبح تا شب و شب تا صبحمان باید به عبادت و تقوا بگذرد، این دعا ورد زبان و ذکر دلمان باشد و دائماً از خدا برای پیروزی در این جهاد یاری بطلبیم.
نقل شده است که روزی حضرت پیامبر صلی  الله  علیه  و آله به جابر بن عبد الله فرمود: «ای جابر، این ماه ماه رمضان است و هرکس روزهای این ماه را روزه بگیرد و قسمتی از شب  هایش را به خواندن ادعیه و اذکار بپردازد و شکم و دامن و زبان خود را از گناه نگاه دارد، با خارج شدن از ماه رمضان، از گناهانش نیز خارج می  شود.»
جابر گفت: چه حدیث زیبایی!
حضرت فرمود: و چه شروط سختی! (2)

نکات:

1. دعا باید همراه با حرکت باشد؛ نه این  که دعا به جای حرکت باشد. در ابتدای آیه می  فرماید: «بَرَزُوا لِجالُوتَ؛ به سوی جالوت حرکت کردند»، سپس می  فرماید: دعا کردند و گفتند: «رَبَّنا أَفْرِغْ...»
2. صبر و پیروزى، ملازم یكدیگرند و به  خواست الهی، صبر همیشه مایه  ی ظفر است: «صَبْراً» -> «اُنصُرنا»
3. در سختی  ها ، انسان به صبرِ بسیار محتاج است. «أَفرِغ» به معناى «نزول فراوان» است. كلمه «صَبْراً» نیز در قالب نكره آمده است كه نشانه  ى صبر بزرگ است.
4. پشت سر گذاشتن امتحانات و موفقیّت در آن  ها نباید ما را مغرور نكند؛ برای تداوم موفقیت و پیروزی نیز باید از خداوند استمداد نماییم: «ثَبِّت أَقدامَنا».
5. وظیفه  ی انسان، حركت و تلاش و دعا و توکل است؛ امّا پیروزى به دست خدا است: «وَ انْصُرْنا»

آیه ی دوم: درخواست رحمت از خداوند

«رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا» (آیه ی 10، سوره ی کهف)
پروردگارا، از سوى خود رحمتى به ما عطا كن و براى ما رشد و توسعه ای در كارمان فراهم ساز!
این آیه مربوط به اصحاب کهف است که بعد از آن  که از طاغوت و شرک و کفر و گمراهی به غار پناه بردند (اِذ أَوَى الفِتیَةُ إِلَى الكَهفِ)، از خدایشان طلب لطف و رحمت کردند و درخواست کردند که زمینه  ی رشد و تربیت الهی را برایشان فراهم کند.
ما نیز که از گناه و غفلت و روزمرگی به روزه و ماه رمضان پناه برده  ایم، از خدا بخواهیم که به حالمان رحم کند و ما را در مسیر پرفراز و نشیب تربیت و رشد الهی، بالا ببرد و به شکوفایی برساند.
در این آیه نیز بر «دعا همراه با حرکت» به  جای «دعا به جای حرکت» تأکید شده است. چنین نیست که اصحاب کهف بنشینند و دعا کنند و هیچ حرکتی انجام ندهند؛ بلکه همان  طور که دستانشان را به دعا بلند کردند (فقالوا ربنا...)، پاهایشان را نیز به سوی غار حرکت دادند (اوی الفتیة الی الکهف)

آیه  ی سوم: خطر و انحراف در راه است

مهم ترین نکته ی این آیه این است که انسان هرگز نباید خود را از الطاف و عنایات ربانی بی  نیاز بداند و حتی بعد از هدایت و قرار گرفتن در مسیر رشد و سعادت، از گمراهی و انحراف بترسد و دائماً پناه  جوی دستان پرمهر پروردگار باشد

«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً  إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ» (آیه ی 8، سوره ی آل عمران)
پروردگارا، پس از آن  كه ما را هدایت كردى، دل  هاى ما را به باطل مایل مگردان و از سوى خود ما را رحمتى ببخش! به  راستى كه تو خود بسیار بخشنده اى!
در این دعای زیبا، بعد از این  که به نعمت هدایت رسیدیم، از خدا می  خواهیم که این نعمت را از ما نگیرد و ما را از خطر گمراهی و انحراف از راه هدایت حفظ کند.
حال که به میهمانی خدا راه یافته  ایم و توفیق نماز و روزه و مناجات و تقوا نصیبمان شده است، از خدا بخواهیم که ما را در این راه یاری کند و این توفیق  های زیبا را از ما نگیرد و این مهمانی آغازی باشد برای محرم شدن همیشگی  مان در انجمن مومنان و کرّوبیان!
مهم ترین نکته ی این آیه این است که انسان هرگز نباید خود را از الطاف و عنایات ربانی بی  نیاز بداند و حتی بعد از هدایت و قرار گرفتن در مسیر رشد و سعادت، از گمراهی و انحراف بترسد و دائماً پناه  جوی دستان پرمهر پروردگار باشد.

آیه آخر: مقدمه ای برای رسیدن به مغفرت و رحمت الهی

«رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمنَا وَ أَنتَ خَیرُ الرَّاحِمِینَ» (آیه  ی 109، سوره  ی مومنون)
پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را ببخش و بر ما رحم كن که تو بهترین رحم كنندگانى!
خدای مهربان، ممنونیم از تو که ما را به مهمانی باشکوه رمضانت دعوت کردی و ما را توفیق حضور در این مراسم پرفیض عبادت و تقوا و خودسازی عنایت کردی! به تو و دین و آیین محمدی و علوی تو ایمان آورده  ایم و دعوتت را لبیک گفته  ایم؛ حال که آمده  ایم، ما را در باران مغفرتت شست  و شو ده و گرد و غبار و چرک گناه و غفلت را از گوهر جان ما پاک کن و ما را در آغوش رحمت خود جای ده که تو مهربان  ترینی!
خدایا، همان  طور که ایمانمان را با مغفرت و رحمت بی  کرانت پاداش می  دهی؛ گرسنگی و تشنگی و بی  حالی و خویشتن  داری سی روزه  ی رمضانمان را هم با الطاف ربانی  ات در عید فطر پاداش ده و هم  چنین، درد و رنج و سختی  های دنیایمان را با شادی و لذت و سعادت بهشت و رضوانت پاداش ده!
از این آیه به دست می آید که ایمان مقدمه  ی رسیدن به مغفرت و رحمت خداوند است و هرچه ایمانمان بیش  تر باشد، رحمت بیش  تری شامل حالمان می  شود: رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا
 
پی نوشت ها:
1. صحیفه ی امام، ج 13، ص 32
2. فروع کافی، ج 4، ص 87، باب ادب الصائم، ح


- نظرات (0)

چرا جهنمی شدی

چرا جهنمی شدی؟
قابل توجه بی اعتنایان به حقوق فقرا
امام صادق (علیه السلام) در باره کسیکه توانایی دارد ولی از دیگران (فقرا) دستگیری نمی کند؛ مى‏فرماید: «مَلعونٌ مَلعونٌ مَن وَهَبَ اللَّهُ لَهُ مَالًا فَلمْ یَتَصَدَّقْ مِنهُ بِشَى‏ءٍ؛[1]ملعون است، ملعون است كسى كه خدا مالى به او بخشیده و او چیزى از آن را صدقه نداده است».
می دانیم که اسلام برای کمک به مستمندان جامعه تمهیداتی درنظر گرفته است، درصورت عدم توجه و اهمال کاری در این زمینه، عواقب ناگواری در انتظار شخص خواهد بود. رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بخشش مومن را ــ به نیازمندان ــ همچون سایبانی بر سر مومن می داندکه او را از عذاب قیامت حفظ می کند: «أرضُ القِیامَةِ نارٌ مَا خَلَا ظِلَّ المُؤمِنِ: فَإنَّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ؛[2]‏زمین قیامت یك پارچه آتش است، مگر سایبان مؤمن، زیرا صدقه‏ى مؤمن او را در سایه‏ى خود مى‏پوشاند».

توجه نداشتن به فقرا، عامل جهنمی شدن
در سوره مدثر، سبب افتادن اهل جهنم در جهنم را چند عامل می داند، دو عامل از آنها عبارتند از: بپا نداشتن نماز و دیگری کمک نکردن به مستمندان، «مَا سَلَكَكمُ‏ فىِ سَقَرَ ـــــ قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ ـــــــ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ؛[مدثر/42و 43و44]چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» مى‏گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم، ومستمندان را اطعام نمى‏كردیم».
کسانی که در آخرت بواسطه عدم اطعام فقرا گرفتار عذاب می شوند؛ غالبا اینچنین زبان حالی دارند: «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذینَ كَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ‏ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ؛[آل یاسین/47]و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنید!»، كافران به مؤمنان مى‏گویند: «آیا ما كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكارید»! [3]
انسان موجودیست که به محض دارا شدن و توانمند شدن طغیان نموده [4] و در برابر خدا موضع می گیرد و چه بسا عذابهای قیامت در مورد کمک نکردن به فقرا را مورد تخریب قرار دهد. قارون زمام موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) اینچنین بود.

قارون و عدم توجه به فقرا
قارون، ثروتمندی بود و کمک به دیگران و فقیران نمی کرد. به او گفته شد: «وَ ابْتَغِ فِیمَا ءَاتَئكَ اللَّهُ الدَّارَ الاَخِرَةَ وَ لَا تَنسَ نَصِیبَكَ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ وَ لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فىِ الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یحُبُّ الْمُفْسِدِینَ،[قصص/77] و در آنچه خداوند به تو داده خانه آخرت را بطلب، و سهم خود را از (عمر و مال) دنیا فراموش مكن (و تحصیل آخرت كن) و (به دیگران) نیكى كن همان‏گونه كه خدا به تو نیكى كرده، و در روى زمین در جستجوى فساد مباش، زیرا خداوند فسادانگیزان را دوست ندارد». [5]
اما او جواب سربالایی به این درخواست  ارائه نمود و چنانکه می دانیم با همه گنجش در زمین فرو رفت و عبرتی شد برای کسانیکه به مستمندان و فقرا کمک نمی کنند. «وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْاْ مَكاَنَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْكَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَیْكَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْكَافِرُونَ؛[قصص/82]و كسانى كه دیروز آرزوى جایگاه (مالى و مقامى) او را مى‏كردند چنان شدند كه مى‏گفتند: اى واى، گویى خداست كه روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گسترش مى‏دهد و تنگ مى‏گیرد! اگر نه این بود كه خدا بر ما منت نهاد (و ما را مثل قارون نكرد) ما را نیز به زمین فرو مى‏برد. اى واى، گویى كافران رستگار نمى‏شوند! [6]
عذاب قارون ـــ که از انفاق مال خود به فقیران سرباز می زد ـــــ در این دنیا این شد که با همه گنج و ابهت ظاهریش در زمین فرو رود. در آن دنیا هم عذابی همیشگی در انتظار اوست.

راهکاری برای کمک به فقیران
در آیه 77 قصص به نکته ای اشاره شده است که انسان را در مسیر انفاق به دیگران کمک می کند. آیه می گوید: به قارون گفته شد همچنانکه خدا به تو احسان نموده، تو هم به دیگران احسان کن (وَ أَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ)، کسی که ایمان درست و حسابی به خدا داشته باشد، هر چه را برای خودش میخواهد برای دیگری هم آن را می خواهد، از اینرو اگر خداوند به او احسانی نموده، به دیگران (مخصوصا فقیران) احسان می کند، وگرنه از عذاب آخرت ایمن نیست:امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید: «ما مِنْ مُؤمنٍ یَخذُلُ أخاهُ و هُو یَقْدِرُ علی نُصرتِهِ إلاّ خَذَلَهُ اللهُ فی الدّنیا و الآخِرَةِ؛[7]هرگاه مؤمنی بتواند برادر خود را یاری رساند اما كمكش نكند، خداوند در دنیا و آخرت او را تنها گذارد».
این حدیث حال و روز کسانی را بیان می کند که همچون قارون ــ که می توانست به فقیران کمک کند و این کار را انجام نداد ــ به دیگران و مستمندان توجه ندارند، و هم در این دنیا گرفتار می شوند (بی برکتی مال، خرج کردن مال درراه گناهان و ...) و هم در آخرت که عذابش همیشگی و دردناک است.

سخن آخر
اطعام نکردن به فقیران، یکی از عوامل افتادن بعضی انسانها به جهنم است. قارون کسی بود که بر اثر غرو ناشی از مال دنیا و کمک نکردن به دیگران (فقیران)، عاقبت ناگواری پیدا کرد.

پی نوشتها:
1- وسائل الشیعه: 16/ 280، باب 41، حدیث 21555؛ بحار الانوار: 93/ 133، باب 14، حدیث 67
2ــ (13)- كافى: 4/ 3، باب فضل الصدقة، حدیث 6؛ ثواب الاعمال: 140؛ بحار الانوار: 7/ 291، باب 15،
3ــ ترجمه مکارم، ص443
4ــ آیات 6 و 7 سوره علق
5ــ ترجمه مشکینی ص364
6ــ همان ص395
7ــ بحار الانوار، ج 74، ص 311
- نظرات (0)

همگانی ترین استغفار

استغفار

بیماری را باید قبل از اینکه کار از کار بگذرد و درمانش سخت و یا ناممکن شود مداوا نمود. هر درد و مرضی نیز ، علاج و درمانی داشته و هر دارویی هم، خاصیت خودش را دارد.

بیماری هر چه خطرناک ‌تر و عوارض آن بیشتر و کشنده ‌تر باشد، دارو و درمانش نیز ارزشمندتر می‌گردد.
یکی از بدترین دردها و بیماری ها گناه است که هم بسیار خطرناک و متعفن است و هم، عوارضش بسیار زیاد و هلاک کننده است.

دردِ گناه، چراغ عقل را کم سو و رفته رفته خاموش می‌کند تا جایی که صاحبش کوردل شود و راه را از چاه تشخیص ندهد و نتواند مسیرش را از جاده هلاکت به سوی بزرگراه سرسبز زندگی تغییر دهد.

مرض گناه چون با فطرت پاک انسان همخوانی ندارد، باعث می‌ شود که بیماران این دردِ وحشتناک، روز به روز حالشان وخیم‌ تر شده و در تضاد میان زلالی فطرت و لجنزار متعفن گناه، سلامت روحی و روانی خود را نیز از دست دهند.

البته این تنها آثار سوء دنیایی این بیماری است. این درد گریبانگیر هرکس شود، رهایش نمی‌ کند و آخرتش را هم خراب نموده و او را گرفتار عذاب‌ ها و سختی ‌های طاقت ‌فرسای  آخرت می‌ کند. گرفتاری ‌های آن دنیا هم که با سختی ‌های این دنیا اصلاً قابل قیاس نیستند و به مراتب سخت‌ تر و سنگین ‌تر است. 

برای همین باید از این درد به خدا پناه بُرد و برای درمان آن عجله نمود و بهترین دارو و درمان را برای آن به کار گرفت. نسخه علاج این درد را نیز طبیب دل‌ ها، پیامبر رحمت صلّی‌الله ‌علیه‌ و آله برای بشریت پیچیده و فرمودند:

لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءٌ وَ دَوَاءُ الذُّنُوبِ الِاسْتِغْفَارُ؛  هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است. (وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج16، ص68)
استغفار و طلب آمرزش، ابر رحمتی است که بر سر هر کس ببارد هم گناهانش را پاک نموده و هم نشاط و سر زندگی را برای او به ارمغان می ‌آورد، از این رو همه به آن نیازمندند.

هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است

استغفار دارویی است که هم آثار مخرب گناه را در زندگی دنیایی انسان از بین می ‌برد و هم عواقب و عوارض اُخروی آن را نابود می‌ سازد.
حال که اینگونه است باید از دیگران هم طلب یاری نمود. باید کاری کرد که دیگران هم برای انسان طلب آمرزش نمایند. چرا که طلب استغفار دیگران، به هدف اجابت نزدیک تر و در نتیجه امید به عفو و بخشش نیز بیشتر می‌ گردد.

اما چگونه می ‌توان طلب آمرزش دیگران را به سوی خود جلب نمود؟ برای این کار راه‌ های زیادی به ذهن می ‌رسد. اما پیامبر اکرم صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله راهی فراگیر و همگانی را بیان نموده و فرمود:
برای معلم قرآن تمام موجودات حتی ماهیان دریا، طلب آمرزش می کند. (مستدرک الوسائل، ج 1، ص 288)

چنانچه در قرآن کریم در آیه 164 سوره مبارکه «آل‌ عمران» آمده است که : به یقین خدا بر مومنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند»، که این آیه مبین مقام معلم قرآن است.
خداوند متعال در آیه دوم سوره مبارکه «جمعه» می‌فرماید که: اوست آن کس که در میان بی‌سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد و [آنان] قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند».

این آیه نیز می‌گوید که از جمله مهم‌ترین وظایف پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) تعلیم قرآن بوده است.

با استناد به این دو آیه می ‌توان ارزش و جایگاه معلم قرآن را متوجه شد.

استغفار

آموزش و یاد دادن قرآن کریم، آنقدر فضیلت و ارزش دارد که تمام موجودات عالم برای انسان طلب استغفار می‌کنند. نه تنها انسان ‌ها که حتی ماهیان دریا نیز به معلم قرآن عشق ورزیده و برای او از خداوند مهربان طلب رحمت و مغفرت می ‌نمایند.

در روز قیامت، در میان صف اولین و آخرین، معلم قرآن در صف اولین است، یعنى با ارزش‏ ترین انسان ‏هاى امت، كسى است كه عنوان معلمى دارد.

وقت زیادى لازم ندارد، جلسه قرآن نیز زیاد است. قرآن را یاد بگیریم چون یادگرفتن قرآن آسان است. آسان بودن فرا گرفتن قرآن نیز از جانب خدا قرار داده شده است:

من قرآن را آسان قرار دادم تا با چند جلسه آن را بتوانید یاد بگیرید.(قمر (54): 17)

امیرالمومنین علیه السلام مى‏ فرماید: از زمانى كه قرآن نازل گردید پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ما مرتب جلسه مى ‏گذاشت و آیه ‏ها را به ما یاد مى ‏داد، معنى آنها را مى ‏فرمود و از ما مى ‏خواست كه عمل كنیم.

وقتی كه معلم قرآن از دنیا برود، تمام برزخ و قیامتش غرق در نور است. به قدرى معلم قرآن ارزش دارد كه امیرالمومنین علیه السلام مى ‏فرماید:

اهل قرآن، (معلم، دانش‏ آموز كلاس قرآن و عمل كننده قرآن)، اهل خدا و عبد ویژه خدا هستند. (غرر الحكم: 111، حكمت 1987)

این فرصتى است كه ما مى ‏توانیم از حرف زدن، بیان و گفتار، مقدارى را خرج كتاب خدا كنیم،

حال که معلم کلام خدا بودن اینقدر ارزشمند است، باید فرصت را غنیمت شمرد و از این موقعیت بیشترین استفاده را نمود.

معلمی که تنها به شغل و عنوان نیست، هرکسی می ‌تواند معلم قرآن شود و از این استغفار همگانی بهره ببرد.

کلام را با داستانی از اسلام در باب اهمیت معلم قرآن به پایان می بریم:

عبد الرحمن سُلـّمی در مدینه معلم قرآن بود و به کودکان قرآن می ‌آموخت. امام حسین (علیه السلام) یکی از فرزندان خویش را پیش او فرستاد تا قرآن بیاموزد.(یقیناً این فرزند، امام سجاد (علیه السلام) نبوده است، چرا که امامان احتیاجی به معلم بشری ندارند.)

امیرالمومنین علیه السلام مى‏ فرماید:

از زمانى كه قرآن نازل گردید پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ما مرتب جلسه مى ‏گذاشت و آیه ‏ها را به ما یاد مى ‏داد، معنى آنها را مى ‏فرمود و از ما مى ‏خواست كه عمل كنیم.

معلم، قرائت سوره حمد را به کودک آموخت. هنگامی که کودک به نزد سیدالشهدا (علیه السلام) آمد و سوره حمد را که آموخته بود، برای پدر قرائت نمود، امام (علیه السلام) معلم را احضار کرد و دستور داد تا در حضور جمعیت، هزار دینار (سکه طلا) و هزار حُـلـّه (پارچه گرانبها) به عنوان جایزه به او دادند. اما امام حسین (علیه السلام) به این دو جایزه کلان اکتفا نکرد و آنگونه که نقل گردیده است، دستور داد تا دهان معلم را پر از درّ و جواهر کردند.

بدین سان سید الشهدا (علیه السلام) خواست تا به مردم بیاموزد این دهان و زبانی که تعلیم قرآن نموده است، سزاوار آن است که پر از در و جواهر گردد. 

به هر حال، این سه رقم جایزه گرانبهای امام حسین (علیه السلام) به معلم قرآن برای تعلیم یک سوره حمد، در مدینه مورد توجه همگان قرار گرفت. مردم تعجب کنان می‌پرسیدند: آیا تعلیم یک سوره حمد، این همه جایزه دارد؟

امام حسین (علیه السلام) در پاسخ این ابهام، کلامی فرموده است که اهمیت و ارزش آن برای معلمین قرآن از آن سه جایزه به مراتب بیشتر است.

امام (علیه السلام) فرمود: "این چیزی که من به او دادم کجا و آن چیزی که او به طفل من عطا کرده کجا؟"

آن حضرت از کار معلم تعبیر به "عطا" فرموده و بخشش خویش را در کنار آن عطا، مساله غیر قابل ارزشی به حساب آورده است. (برگرفته از جزوه : "حسین راهنمای بشر، حق پرستان را پدر"، تألیف: آیت الله سید محمد ضیاء آبادی)

بیانات کتاب مرگ و فرصت ها، نوشته حجت الاسلام انصاریان، ص: 231

جزوه : "حسین راهنمای بشر، حق پرستان را پدر"، تألیف: آیت الله سید محمد ضیاء آبادی


- نظرات (0)