سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

حربه ای که با آن سرسخت ترین افراد نرم می شوند

گفتار نرم

- پدر: تو بی خود می کنی که با این دوستان رفت و آمد داری، اصلا نمی خوام با این ها معاشرت داشته باشی.

- فرزند: من دیگه بزرگ شدم ... شما با چه منطقی دوستای منو می خواهی که طر د کنی؟!! مگر من به دوستای شما کار دارم...

- پدر: حرف نزن ... هر چی من میگم بگو چشم ... این دوستان خلافکارن، میگم نمی خوام با این دوستات رفت و آمد داشته باشی ...

- فرزند: به مردم تهمت نزن، من این بچه هارو خیلی دوست دارم ... اینا دوستای من هستند، در موردشون این طوری حرف نزن...

پدر: انگار حرف حساب تو کله ی تو فرو نمی ره و این جر و بحث تا جایی ادامه پیدا می کند که فرزند بدون پذیرش حرف پدر، به حالت قهر مکان را ترک می کند ...

وقتی حرف هایشان را می شنیدم، حرف های پدر را تا حدودی درست می دیدم اما او از مسیر اشتباهی با فرزند وارد مباحثه شده بود ... مباحثه ای که پدر حرف حق را به شکل بدی به فرزند می گفت ... گویا یا فراموش کرده بود و یا نمی دانست ابزار مهم برای جلب مخاطب حتی اگر این مخاطب دشمنت باشد نرمش است ...

زمان پند و اندرز و انتقاد کردن به شکل مستقیم گذشته است، امروز جوانان حوصله تحمل شنیدن اندرزها و انتقادات مستقیم را ندارند ... باید برای اصلاح رفتار ها از روش غیر مستقیم استفاده کرد. اگر می خواهید به شکل غیر مستقیم امر به معروف بکنید، یکی از راه های آن این است که خودتان صالح و با تقوا باشید، خودتان اهل عمل و تقوا باشید. (حماسه حسینی، شهید مطهری، ص 106)

بعد از اینکه  جر و بحث بدون نتیجه با قهر کردن فرزند خاتمه پیدا کرد، پدر جلوی آیینه رفت تا با تیغ تیزی که به دست داشت صورت بتراشد و به تعبیر خودش به صورتش صفایی می داد که با دوستانش بیرون برود و صفا کند... 

- گفتم: صورتت را چرا صابونی می کنی؟

- گفت: موها، با صابون نرم شده و راحت و بی زجر ریشه کن می شوند.

- گفتم: این همان حرفی است خداوند به موسی و برادرش گفت: قولا له قولاً لینا (طه /26)

با فرعون به نرمی سخن بگو و با او نرمش و مدارا پیشه کن! و مدارا و نرمش همان صابونی کردن طرف مقابل است.

و فرعون، صابونی و نرم شد، و همین شد که به جای صدور فرمان قتل موسی، پذیرفت تا با ساحران و در پیش چشم مردم ساحرپرست اعجاز خود را به نمایش نهد، و نهاد، و عجز همگان را بر ملا ساخت.

پدر عزیز، مادر مهربان، اگر می خواهی جوانت حرفت را بپذیرد تنها و تنها راهش نرمش است، مهر و عطوفت است، فرزند تو و جوانان این مملکت در سختی از فرعون که بدتر نیستند؛ خدای بزرگ به حضرت موسی (علیه السلام) به هارون می گوید: (نزد فرعون [که ادعای خدایی کرده است ] بروید و با او به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد یا بترسد.) (طه(20) آیه 44)

همچنین خطاب به پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: (ای پیامبر به خاطر برخورداری از رحمت خداوند، در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند.) (آل عمران(3) آیه 159)

داد و فریاد راه انداختن، بد زبانی کردن، کتک زدن و تند خویی نمودن در برابر گناهکار ، آن هم با جوانی که روحیه اش لطیف است و دنبال استدلال و منطق، با وظیفه ی پدری که باید همراه عشق و محبت باشد سازگار نیست و این گونه رفتار کردن جز نفرت و عکس العمل شدید طرف مقابل نتیجه ای نخواهد داشت.

زمان پند و اندرز و انتقاد کردن به شکل مستقیم گذشته است، امروز جوانان حوصله تحمل شنیدن اندرزها و انتقادات مستقیم را ندارند ... باید برای اصلاح رفتارها از روش غیر مستقیم استفاده کرد. اگر می خواهید به شکل غیر مستقیم امر به معروف بکنید، یکی از راه های آن این است که خودتان صالح و با تقوا باشید، خودتان اهل عمل و تقوا باشید. (حماسه حسینی، شهید مطهری، ص 106)

فرعون به نرمی سخن بگو و با او نرمش و مدارا پیشه کن! و مدارا و نرمش همان صابونی کردن طرف مقابل است.

و فرعون، صابونی و نرم شد، و همین شد که به جای صدور فرمان قتل موسی، پذیرفت تا با ساحران و در پیش چشم مردم ساحرپرست اعجاز خود را به نمایش نهد، و نهاد، و عجز همگان را بر ملا ساخت.

کلام آخر

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

این شعر برای ما در همه زمان ها صادق بوده و هست. فکر نمی کنیم که ما اشتباه می کنیم، ما بیش از اندازه از این گوش و زبان بیچاره انتظار داریم… ما با دست خود و عمل خود خوب رفتار کنیم تا آنها با چشم خودشان ببینند، یک مقداری هم به این گوش و زبان بیچاره استراحت بدهیم.) (مرتضی مطهری، ده گفتار، ص 6768)

منابع:

کتاب باران حکمت؛ بیانات حجت الاسلام محمدرضا رنجبر- 1385



- نظرات (0)

نعمتی مشترک میان زنان و مردان بهشتی

بهشت ،حورالعین،نعمت

قران کتابی جامع در راستای هدایت و تربیت بشری است و تمامی ابعاد آن در این راستا نقش ویژه ایی ایفا می کنند. یکی از این ابعاد، توجه به وعده(1) و وعیدهایی (2) است که در قرآن آمده که نقش اساسی را در تربیت آدمی و ایجاد انگیزه ی وی دارد. (3)

فلسفه ی اصلی از بیان این وعده های الهی،  ایجاد انگیزه برای تربیت انسان است یعنی خداوند متعال با بیان این دسته از آیات، موجب می شود که آدمی در راستای اصلاح امور خود گام بردارد؛ چرا که خصلت ذاتی انسان به گونه ای است که تا میل به انجام کاری در وجودش نباشد، آن را انجام نمی دهد، بنابراین وعده های الهی انگیزه ای برای ایجاد چنین میلی در انسان می باشد.

نکته ی اولیه و مهمی که در بیان نعمت ها و نقمت های اخروی باید توجه داشت این است که همه این موارد، برای زن و مرد یکسان است و مختص به گروهی خاص نمی باشد؛ چنانچه در آیات شریفه ی قرآن نیز به ان اشاره شده است: « وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (توبه/72) " خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایى از بهشت وعده داده كه از زیر درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند بود، و مسكن‏هاى پاكیزه در این بهشت جاودان دارند، همچنین خشنودى پروردگار كه از همه اینها بالاتر است و این است رستگارى بزرگ".»

از جمله موارد نعمت های بهشتی که پیرامون آن سوالات و ابهاماتی بوجود آمده است، نعمت متنعم شدن از حورالعین است. برخی با توجه به سیاق برخی از آیات اینگونه سوال می کنند، در بهشت به مردان وعده ی حورالعین داده شده، پس زنان چه پاداشی می گیرند؟

برای پاسخ به این سوال و رفع ابهام از این برداشت، لازم است ابتدا واژه شناسی  این کلمه را بیان نماییم:

در کتاب راغب اصفهانی می خوانیم: حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ‏ [الرحمن/ 72]، وَ حُورٌ عِینٌ [الواقعة/ 22]، جمع أَحْوَرَ و حَوْرَاء»( المفردات فی غریب القرآن، ص: 262)  [4]

بنابراین جمع مذکر و جمع مونث هر دو کلمه ی "احور" و "حوراء" کلمه ی "حور" است. که در این صورت بدیهی است که اگر در جمله قرینه ی دیگری برای حمل بر یکی از جنس مذکر و مونث باشد، معنای این کلمه مختص به همان گروه می شود و اگر به طور مطلق بیان شود، هر دو گروه زن و مرد را شامل می شود.

فلسفه ی اصلی از بیان این وعده های الهی،  ایجاد انگیزه برای تربیت انسان است یعنی خداوند متعال با بیان این دسته از آیات، موجب می شود که آدمی در راستای اصلاح امور خود گام بردارد؛ چرا که خصلت ذاتی انسان به گونه ای است که تا میل به انجام کاری در وجودش نباشد، آن را انجام نمی دهد،  بنابراین وعده های الهی انگیزه ای برای ایجاد چنین میلی در انسان می باشد.

و اما کلمه ی العین: عین" (بر وزن چین) جمع" اعین" و" عیناء" به معنى درشت چشم است.» (تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 212)

حال برای اثبات استعمال عام کلمه ی حورالعین، به چند آیه در این رابطه می پردازیم:

الف: وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عینٍ ؛[دخان/54] آنها را با همسرانی درشت و زیبا چشم تزویج گردانیم.»

در اینجا  "ازواج" جمع زوج به معنای همسر(مطلق مرد و زن) است، نه به معنای زوجه که بتوان آن را فقط زن تعریف کرد و اختصاص به مردان داد. در ضمن ضمیر "هم" مختص به جنس خاصی از مردان و زنان نیست و هر دو را شامل می گردد.

ب: «لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ [ نساء/57] برای بهشتیان در آن جا همسرانی پاک و پاکیزه است.»

در این آیه شریفه نیز، خداوند این نعمت را با ضمیر "هم"، بیان کرده است. که این ضمیر همچون آیه بالا اختصاصی به مردان ندارد. 

پس تا اینجا ثابت شد که این نعمت هم برای مردان است و هم زنان. ولی جای این سوال هنوز باقیست که چرا با وجود اینکه این نعمت برای زنان نیز ثابت شد اما  در قرآن کریم، توصیف زنان بهشتی، برای مردان بیشتر صورت گرفته؟

برای این بخش از سوال می توانیم پاسخ های زیر را بیان کنیم:

1: خصوصیتی نهفته در زنان

شاید یکی از اصلی ترین دلایل این موضوع، اشاره به خصوصیتی نهفته در زنان باشد. چرا که زنان بر خلاف مردان، که به زیبایی اهمیت می دهند، خواستار مردانگی و قدرتمندی مردان هستند. از این رو به توصیف مردان در این رابطه پرداخته نشده، اگر چه در برخی روایات به این امر پرداخته شده است. [5]  و البته برای مردان نیز چندان بر زیبایی زنان تفصیل داده نشده و اجمالاً به خصوصیات کلی در این رابطه پرداخته شده، همچون: پوشیده بودن زن [6] لطافت و سفیدی [7] دلبسته بودن به شوهر [8] دوشیزه گی [9] [10].

2: اقتضای حال مخاطب:

برخی آیات چون خطابش فقط مردان بوده، این نعمت هم طبیعتا در آن آیات به ایشان اختصاص داده شده است.

جمع مذکر و جمع مونث هر دو کلمه ی "احور" و "حوراء" کلمه ی "حور" است. که در این صورت بدیهی است که اگر در جمله قرینه ی دیگری برای حمل بر یکی از جنس مذکر و مونث باشد، معنای این کلمه مختص به همان گروه می شود و اگر به طور مطلق بیان شود، هر دو گروه زن و مرد را شامل می شود.

3: به جهت قاعده ی تغلیب:

این قاعده در مورد خداوند نیز جاری می شود بطور مثال ما می دانیم که خداوند جنسیتی ندارد که بخواهیم برای او از ضمیر مذکر یا مونث استفاده کنیم، ولی زمانی که بخواهیم برای او از ضمیری استفاده نماییم به جهت این قاعده از ضمیر مذکر استفاده میشود. برخی آیات شریفه در بیان نعمت حورالعین نیز همینگونه است و به جهت این قاعده، که غلبه مذکر بر مونث است (توجه بفرمایید غلبه مذکر بر مونث نه مرد بر زن) از این قاعده استفاده شده است.

خلاصه کلام

1: آیات بیان کننده نعمت های بهشتی و یا جهنمی، مشترک بین زن و مرد است.

2: حور العین هم برای مردان است و هم برای زنان. (که شواهد زیادی در این باب است)

3: اینکه بیشتر به اوصاف زنان بهشتی پرداخته شده، به جهت دلایلی بود که ذکر شد.


پی نوشت ها:

[1]. "وعد" در اصطلاح عبارتست از تعهّد كردن به انجام اَمری، خواه آن امر خیر باشد یا شرّ، و اختصاص پیدا كردن به یكى از آنها بواسطه قرینه، معیّن مى‏شود. مصطفوی،حسن؛ تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب ، 1380 ش، چاپ اول، ج‏3، ص 219 

[2]. وعید بر خلاف کلمه ی "وعد" که در وعده ی خیر و شر بکار میرود، فقط در وعده ی شر استعمال می شود. ابن منظور، محمدبن مکرم؛ لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1414، ج‏3، ص 463

[3]. جهت مطالعه ی بیشتر: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=222818

[4]. ابوالفتوح رازی از مفسرین برجسته شیعی در قرن ششم نیز به این موضوع تصریح کرده است(رک:روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‏18، ص: 282) در فرهنگ ابجدی نیز همین مطلب آمده است(رک:فرهنگ أبجدی عربی-فارسی، متن، ص: 19)

[5]. إن أهل الجنة جرد مرد مكحلین ، مكللین ، مطوقین ، مسورین مختمین ، ناعمین ، محبورین ، مكرمین ، یعطى أحدهم قوة مائة رجل فی الطعام والشراب والشهوة والجماع ، قوة غذائه قوة مائة رجل فی الطعام والشراب ویجد لذة غدائه مقدار أربعین سنة ، ولذة عشائه مقدار أربعین سنة ، قد ألبس الله وجوههم النور وأجسادهم الحریر بیض الألوان ، صفر الحلی ، خضر الثیاب: مردان بهشت جوانانی هستند که بدنشان موی زاید ندارد و سرمه کشیده اند و تاج بر سر دارند و طوق های زینتی بر گردن و دست بندها بر دست و انگشتر های زیبا بر انگشت و چهره ای شاداب و مسرور و با کرامت دارند و هر کدام قوه خوراک و نوشیدن و جماع ده نفر را دارد و چهره اشان نرانی است و بر اندامشان لباس های حریر سفید و زیرهای طلایی و پوشش های سبز است. (مفید ، اختصاص ، ص358)

[6]. رحمن (55) آیه72.

[7]. صافات (37) آیه49.

[8]. همان، آیه48.

[9]. رحمن(55)، آیه74

[10]. می توان از عدم توضیح و تفصیل در این باب، توجه قران به صفت "حیا" را متذکر شد.


- نظرات (0)

راز مصون ماندن آیات قرآن از نابودی

قرآن، قرآن آتش نگرفته، پلاسکو

راز مصون ماندن آیات قرآن از نابودی

1- اراده ی الهی بر حفظ آیات قرآن

خرمن آتش ساختمان پلاسکو به هر اندازه که عظیم و گسترده باشد، از آتش جامعه ای که گرفتار نادانی، جهالت، و کفر شده، قوی‌تر نخواهد بود. در طول تاریخ اسلام، افراد بسیاری سعی داشته اند با تلاش مذبوحانه خود به مصاف با آیات الهی بشتابند، تا اینکه آیات و معانی آن را دستخوش تحریف، تغییر و نابودی قرار دهند، ولی آتش این نیرنگ تنها دامن خودشان را در برگرفته است. افرادی که با داشتن انگیزه، توانایی و ابزار لازم، نتوانستند موجب نابودی و تحریف آیات الهی شوند؛ چرا که خدای متعال خود ضامن صیانت و نگهداری آیات قرآن از هر گونه تحریف و نابودی شده است. «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛[حجر، آیه9] ما قرآن را نازل كردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم!» 

خدای متعال در این آیه شریف با بهره گیری از تأکیدهای فراوان بر حفظ و نگهداری آیات قرآن اشاره می فرماید: 

نکته اول: در ابتدای آیه خدای متعال به جای اینکه از ضمیر مفرد(انی) استفاده کند، از ضمیر جمع (إِنَّا) استفاده کرده است، تا اینکه به این مطلب اشاره کند که خدای متعال با تمام قدرتهای خود برای محافظت قرآن از هرگونه گزند در تمام اعصار استفاده خواهد کرد.

هر چند در حادثه پلاسکو شاهد بودیم که قرآن کریم در زیر خرمن ها آتش سالم بیرون آورده شد، ولی بالاتر از این مطلب، مصون و محفوظ ماندن قرآن کریم در طول قرنها از هرگونه تغییر و تحریف است

نکته دوم: در این آیه شریف هر یک از عبارات: «إنّ»، ضمیرِ «له» و «لامِ» «لَحافِظُونَ»  همگی گویای حتمیّت این محافظت است. علاوه بر آن در ادبیات عرب هرگاه عبارتی در قالب جمله ی اسمیه ارائه می شود نوعی تأکید و استمرار را به همراه دارد، به عبارت دیگر خدای متعال در این آیه شریف برای تبیین محافظت قرآن از هرگونه دخل و تصرف، از جمله اسمی (إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) و از صفت مشبهه‏ای استفاده شده است كه به صیغه اسم‏فاعل (لَحافِظُون) ارائه شد و این در حالی است كه جمله اسمی بر خلاف جمله فعلی بردوام و استمرار دلالت دارد. و همه این مطالب تأکید خدای متعال بر حفظ و نگهداری آیات الهی را به همراه دارد.[جوادی آملی، نزاهت قرآن از تحریف، ص 49]

2-   تلاش و اهتمام پیامبر و صحابه ایشان:

در همان ابتدای نزول قرآن کریم، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) تمام تلاش و همت خود را مبذول داشتند، تا اینکه حافظان و کاتبان قرآن کریم را تربیت نمایند، تا با حفظ شفاهی قرآن و همچنین کتابت آیات قرآن، زمینه هرگونه سوء استفاده و تحریف قرآن را نقش بر آب کنند. در منابع اسلامی نقل شده است، پیامبر اكرم‏(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از دریافت وحی و بدون فوت وقت، كاتبان وحی را فرا می‏خواند و آیات نازل شده توسط آنان نگاشته می‏شد كه در اسناد تاریخی، نام بیش از سی تن از این كاتبان برشمرده شده است.[نزاهت قرآن از تحریف، ص 119] علاوه بر وجود کاتبان وحی، در صدر اسلام، افراد بی شماری نیز مأمور حفظ و ضبط قرآن کریم بوده اند. برای نمونه در جنگ یمامه نقل شده است: هزار و دویست نفر از مسلمین از جمله هفتصد تن از قرّاء قرآن كشته شدند. كتاب «قرآن در اسلام» عدّه آنها را هفتاد تن نقل كرده، ولى جرجى زیدان در تاریخ آداب اللغة العربیّه و تاریخ تمدن اسلام آنها را هفتصد نفر از مجموع 1200 تن نقل كرده است. [قاموس قرآن، ج‏5، ص 278] آمار بالای شهدای قاری و حافظ در جنگ یمامه گویای اهتمام بالای یاران پیامبر بر حفظ آیات الهی دارد.

پیامبر اكرم‏(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از دریافت وحی و بدون فوت وقت، كاتبان وحی را فرا می‏خواند و آیات نازل شده توسط آنان نگاشته می‏شد كه در اسناد تاریخی، نام بیش از سی تن از این كاتبان برشمرده شده است

3- تلاش و اهتمام عموم مسلمین بر حفظ قرآن کریم:

علاوه بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) و صحابه ایشان عموم مسلمین حفظ و نگهداری آیات الهی را از جمله وظایف مسلم خود می دانستند از این رو به هیچ کسی اجازه تغییر آن را نمی دادند، بعضی از شواهد تاریخی به خوبی حاکی از اهتمام مسلمین بر حفظ و صیانت از آیات الهی دارد: برای نمونه در بعضی کتب نقل شده است در هنگام کتابت مصحف قرآن در زمان عثمان، عده ای تلاش داشتند تا اینکه حرف «واو» را در آیه: «وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ»[توبه، آیه34] حذف کنند، در این زمان بود که ابی بن کعب به پا خواست و اظهار داشت: یا واو را سر جایش قرار دهید یا  اینکه شمشیر می‌کشم و با شما به جنگ می‌پردازم، وقتی آنها، چهره ی بر افروخته ی ابی بن کعب را دیدند، حرف «واو» را سرجایش گذاشتند.[ نزاهت قرآن از تحریف، ص125، به نقل از الدور المنثور ج3ص232.] این روایت تاریخی به خوبی گویای دغدغه و اهتمام مسلمین بر حفظ و نگهداری آیات الهی از تحریف و تغییر است. 


- نظرات (0)

نمازی که آدمی را عباد الرحمن می کند


سحرخیزی

به عبارت دیگر می توان از سرنوشت و سیر آفرینش انسان این گونه فهمید که انسان تنها آفریده شده و تنها از دنیا می رود و با دانستن این واقعیت، او باید کاری کند که حداقل برای آن لحظات تنهایی اش مونس و رفیقی حقیقی پیدا کرده تا با او همراه باشد : یا انیس من لا انیس له و یا رفیق من لا رفیق له ...

درمان تنهایی انسان تنها خداوند است ... ای رفیق کسی که هیچ رفیقی جز تو ندارد ... کسی که خصلت انسانی خود را درک کند و حقیقت تنهایی خودش را بفهمد راه برای زندگی واقعی و انس با خدا برایش راحت تر است ...

خیلی از ما در زندگی عادی دنیایی خودمان دوستان و رفیقانی داریم و با آن ها هم در ظاهر خیلی معاشرت داریم اما حس تنهایی واقعی را در کوران های مشکلات زندگی و سختی های زندگی به وضوح حس می کنیم ... و بعد از آن این حس تنهایی زمان مرگ است ... آن جا است که اگر در دنیا خداوند را رفیق خود برگزیده باشیم و ارتباط خوبی در دنیا با او برقرار کرده باشیم در لحظات سخت تنهایی آماده خواهیم بود چون می دانیم که رفیقی برای تنهایی داریم و او ما را تنها نمی گذارد...

یکی از بهترین مکان ها برای درک تنهایی واقعی انسان و اینکه بتواند از این تنهایی واقعی، رفیقی برای تنهایی لحظه مرگ داشته باشد، وقت سحر است.

از اهل بیت (علیهم السلام) روایت است كه: آگاه باشید، درودهای خداوند شامل حال اهل سحر و پوزش طلبان سحری است

«سحر» ناب‏ترین لحظه شبانه روز است. جایگاه این وقت شریف، آن‏گاه روشن می‏شود كه سوگندهای خداوند متعال بر این لحظه زمانی را با تعبیرهای گوناگون قدسی در نظر آوریم.1 سوگندهای قرآن، دلیلی است بر عظمت و اهمیت اموری كه به آنها سوگند یاد شده است.

آیات قرآن در موضوع سحر و سحرخیزی، فراخوانی است كه گاه از برتری وقت سحر و شكوه سحرخیزی و نشانه ها و یادگارها و نكات باریك و حقیقت های آن به گونه آشكار و بی پرده یاد كرده و همه را به شب خیزی فراخوانده: یا ایها المزمل، قم الیل الا قلیلا، نصفه او انقص منه قلیلا، او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا ؛ ای جامه به خود پیچیده، شب را جز اندكی بپاخیز، نیمی از شب را یا كمی از آن كم كن، یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان.[1]

استغفار در سحر را غنیمت شماریم

المستغفرین بالاسحار؛ (پرهیزكاران) آمرزش طلبان در سحرگاه.[2]... كانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون؛ و آنان (پرهیزكاران) كمی از شب را به خواب می روند و سحرگاهان آمرزش می طلبند.

یکی از بهترین اعمالی که در سحرگاه توصیه شده استغفار است و لازمه استغفار سحری، بیداری در پایان شب است و سنت مطهر از آن به نماز شب و استغفار در قنوت نماز وتر تفسیر می كند.[3] در برخی از روایت های دینی آمده است كه مقصود از استغفاركنندگان در دو آیه یاد شده، همان نمازگزاران گاه سحراند.[4] نیز از امام رضا(علیه السلام) نقل است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قنوت نماز وتر، هفتاد مرتبه استغفار می كرد.[5] مقصود از پوزش طلبان در آیه هجده سوره ذاریات، كسانی اند كه در پایان شب، هفتاد مرتبه در قنوت نماز وتر استغفار كرده و از خداوند پوزش می طلبند.[6] از امام صادق (علیه السلام) روایت است كه: هر كس در گاه سحر استغفار كند از اهل این آیه به شمار می آید.[7]

از اهل بیت (علیهم السلام) روایت است كه: آگاه باشید، درودهای خداوند شامل حال اهل سحر و پوزش طلبان سحری است.[8]

دو رکعت نمازی که آدمی عباد الرحمن می کند

و عبادالرحمن ... والذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما؛ و بندگان خدای مهربان... كسانی اند كه شب هنگام برای پروردگارشان سجده و قیام می كنند.[9]

سجده و قیام در شب از ویژگی های عبادالرحمن است و مقصود از بیتوته و سجده و قیام شبانه همان نماز شب است و این ویژگی اختصاصی بدان خاطر است كه اطاعت شبانه سخت تر و پسندیده تر و از ریا دورتر است.

ابن عباس می گوید: هر كس در دل شب دو ركعت یا بیش تر نماز بگزارد از عبادالرحمن به شمار می آید.[10]

امام صادق (علیه السلام) درباره آیه «ان الحسنات یذهبن السیئات؛[11] همانا نیكی ها بدی ها را از میان می برد». فرمود: نماز شب مؤمن، گناه روز او را از بین می برد.[12]

پی نوشت ها:

[1] - سوره مزمل، آیات 1 و 2.

[2] - سوره آل عمران، آیه 17.

[3] - عدة الداعی و نجاح الساعی: احمد بن فهداالحلی، صححه و علق احمد الموحدی القمی، ص 251.

[4] -المصلین وقت السحر.» میزان الحكمة: ج 7، باب 3084، ص 249، ح 14806 و مجمع البیان: ط تهران، 1373، ج 2.

[5] - وسائل الشیعه: ج 4، ح 7 و 9، باب 10 از ابواب قنوت.

[6] - میزان الحكمة: پیشین، ح 14807.

[7] - همان: ح 14808.

[8] - عدة الداعی و نجاح الساعی: پیشین، ص 251.

[9] - سوره فرقان: آیات 63 و 64.

[10] - صلاة اللیل: ص 29.

[11] - سوره هود، آیه 114.

[12] - میزان الحكمة: ج 5، باب 2314، ص 421، حدیث 10462.


- نظرات (0)

دلسردى و یأس درفردگناهکار

گناهکار

خیلی اوقات ما آدم ها خودمان را مستحق می دانیم که درباره نتیجه و سرانجام آدم ها، اینکه عاقبت بخیر می شوند یا نه، بهشتی هستند یا جهنمی به راحتی قضاوت کنیم و حکم نهایی را صادر کنیم و این خیلی می تواند رفتار خطرناکی باشد هم برای خودمان و هم برای دیگرانی که این رفتار را از ما می بینند و به پای دین و اسلام می گذارند ...

باید به دو مساله مهم توجه داشت :

اول اینكه ما مخلوق خدا هستیم و در نهایت هم بسوی خدا باز می گردیم انا لله و انا الیه راجعون

از طرفی هم خداوند باریتعالی در حدیثی قدسی فرموده است : خداوند عزّ و جلّ فرموده است: قالَ اللّه عزّ و جلّ : أنا خَیرُ شَریكٍ ، مَن أشرَكَ معی غَیرِی فی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَم أقبَلْهُ إلاّ ما كانَ لی خالِصا: من بهترین شریك هستم . هر كس در كارى كه مى كند، شریكى براى من قرار دهد، آن كار را نپذیرم، جز عملى كه خالص براى من باشد . » لذا خداوند تنها عمل صالح خالص را می پذیرد .

مطلب بعدی اینكه كسی كه هیچ دینی ندارد و عمل خوب انجام می دهد بالاخره این اعمال خوبش در دنیا اثراتی دارد و ارزشمند است و موجب زندگی بهتر او در دنیا می شود - هرچند در آخرت حسابش با خداست - زیرا هیچ عملی بی تاثیر نیست و لاجرم آثار وضعی خود رادر زندگی ما بجا خواهد گذاشت .

تنها می دانیم كه حسن فعلی و فاعلی یعنی عمل صالح به همراه ایمان بخدا - ایمان حقیقی- موجبات ورود به بهشت را تامین می كند؛ چنانچه می فرماید: ان الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابیین من آمن بالله والیوم الآخر وعمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون

اما اینكه فاعل این عمل حسنه و خیر و خوب، آیا حجت بر او تمام شده در تشخیص حق و دین حق یا خیر ، قضاوتش با ما نیست .

این فرد جهنمی می شود؟

در واقع مساله این است كه اگر بنا باشد به دلیل نداشتن حسن فاعلی ، و اخلاص در عمل، این فرد ، وارد بهشت نشود معنیش این است كه به جهنم وارد می شود و پرسش دقیقا این است كه آیا فردی كه دارای حسن فعلی و اعمال خوب بوده ، اعمالش نادیده گرفته می شود و یكسره وارد جهنم می شود ؟

در پاسخ باید گفت ما تنها می دانیم كه حسن فعلی و فاعلی یعنی عمل صالح به همراه ایمان بخدا - ایمان حقیقی- موجبات ورود به بهشت را تامین می كند؛ چنانچه می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره /62): در حقیقت كسانى كه [به اسلام] ایمان آورده و كسانى كه یهودى شده‏اند و ترسایان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و كار شایسته كرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد.

در توضیح این آیه مرحوم علامه طباطبایی می گویند :در این آیه مسئله ایمان تكرار شده و منظور از ایمان دومی بطوریكه از سیاق استفاده می شود، حقیقت ایمان است و این تكرار می‏فهماند: كه مراد از (الذین آمنوا )، در ابتدائاً ،كسانی هستند كه ایمان ظاهری دارند، و به این نام و سمت شناخته شده‏اند، بنا بر این معنای آیه این می شود : ( این نامها و نامگذاریها كه دارید ، از قبیل مؤمنین ، یهودیان ، مسیحیان ،صابئیان ،اینها نزد خدا هیچ ارزشی ندارد، بلكه تنهاملاك كار و سبب احترام ، و سعادت ،حقیقت ایمان به خدا و روز جزاء و نیز عمل صالح است. " (المیزان ج : 1ص ،293)"

نیز در آیات دیگر هم آمده است كه عمل صالح به همراه ایمان مورد قبول واقع می شود : ... وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ ( 40غافر ): و هر كه كار شایسته كند چه مرد باشد یا زن در حالى كه ایمان داشته باشد در نتیجه آنان داخل بهشت مى‏شوند و در آنجا بى‏حساب روزى مى‏یابند.

... وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (تغابن / 9): ... و هر كس به خدا ایمان آورده و كار شایسته ‏اى كرده باشد بدیهایش را ازاو بسترد و او را در بهشت هایى كه از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درآورد در آنجا بمانند این است همان كامیابى بزرگ.

لذا بر اساس آیات قران كریم شرط پذیرش اعمال صالح ، ایمان است

پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، «بقبول حسن» ( سوره آل‏عمران، آیه 37) و قبول برتر كه در دعا مى‏خوانیم: «وتقبّل باحسن قبولك» (دعاى وداع ماه رمضان).  بنابراین، هركس به مقدار تقوایى كه دارد كارش قبول مى‏شود. 

درجه تقوا در افراد متفاوت است 

قرآن کریم در جایی مى‏ فرماید: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»  (سوره مائده، آیه 27)، تقوا درجاتى دارد. به همین دلیل، كلمه (أتقى‏) یعنى با تقواتر، در جایی دیگر آمده است: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات، آیه 13) و اكثر افراد عادّى و خلافكار هم مرحله ‏اى از تقوى را دارا مى ‏باشند وگرنه هیچ كار خیرى انجام نمى ‏دادند و از هیچ گناهى دست برنمى ‏داشتند. 

ثانیاً: نکته ی دیگر اینکه اگر گفتند دولت فقط فارغ التحصیلان دانشگاه را مى‏پذیرد، مراد آن است كه شرط استخدام رسمى، فارغ التحصیل دانشگاه بودن است، نه اینكه دیگران حقّ هیچ گونه كارى ندارند و یا اگر كارى انجام دهند، پاداششان ضایع مى‏شود. 

ثالثاً: پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، بِقَبُولٍ حَسَنٍ (سوره آل‏عمران، آیه 37) و قبول برتر كه در دعا مى‏خوانیم: «وتقبّل باحسن قبولك» (دعاى وداع ماه رمضان).  بنابراین، هركس به مقدار تقوایى كه دارد كارش قبول مى‏شود. 

کلام آخر

بنابراین اینكه فاعل عمل خوب آیا به دلیل عدم ایمان به خدا افعالش نادیده گرفته می شود و وارد جهنم می شود یا نه، كار ما نیست ... این قضاوت و حسابرسی كار خداوند باریتعالی است كه تشخیص دهد این فرد حجت بر او تمام بوده یانه ؟ آیا جزء كسانی است كه با وجود اتمام حجت خواسته است بر مشی خود برود یا اساساً حجت بر او تمام نشده است؟

دیگر تشخیص و قضاوت در این زمینه كار او (باریتعالی) است: له الحكم والیه ترجعون

منبع : کتاب پرسش و پاسخ؛ حجت الاسلام قرائتی


- نظرات (0)

محوگناهان

گناه

همان گونه كه اعمال صالح و نیكوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیك نیز سبب تكفیر و از بین رفتن گناهان می گردد.

در قرآن و روایات راه ها و مصادیق فراوانی كه موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلكه تبدیل سیئات به حسنات شده است، بیان شده است.

از مجموع آنها این مطلب به دست می آید كه ایمان و عمل صالح و توبه و ترك گناهان كبیره، مطمئن ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است.



خواندن نمازهای مستحبی و نافله مخصوصاً نماز شب

خداوند در قرآن می فرماید: "وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ"‏؛ [هود، 114] در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد.


ایمان و عمل صالح

قرآن كریم می فرماید: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم. [نساء، 31]
پس باید كوشید از طریق ازدیاد معرفت و شناخت خدا و آگاهی از نعمت های مادی و معنوی او و انجام عمل صالح، ایمان را تقویت نمود.
 

توبه

توبه و انابه و بازگشت از گناهان سبب محو و از بین رفتن همه گناهان كبیره و صغیره می گردد.
آیات 68 و 69 سوره فرقان به مرتكبین برخی گناهان كبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است: مگر كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد

استغفار

یکی از اموری که سبب می شود گناهان محو شود، استغفار از گناه است که در روایات متعدّد به آن اشاره شده است.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: انسان وقتی مرتکب گناهی می شود از صبح گاهان تا هنگام شب به او مهلت می دهند، پس اگر استغفار کرد، عمل او نادیده گرفته می شود. [کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 437، ح 1]
در روایت دیگری می فرمایند: هفت ساعت به او مهلت می دهند، اگر از گناه توبه کرد چیزی برای او نمی نویسند و اگر هفت ساعت گذشت و از گناه پشیمان نشد برایش می نویسند، و در ادامه می فرمایند: شخص مومن گاهی بعد از بیست سال گناهش به یادش می آید، ولی کافر همان لحظه بعد از انجام گناه فراموش می کند [همان، ح 3] و در روایت دیگری از معصوم(علیهم السلام) نقل شده که حضرت فرمود: برای هر دردی دارویی و داروی گناهان استغفار است. [همان، ص 439، ح 8]

توبه
ترك گناهان بزرگ

ترك گناهان بزرگ، سبب از بین رفتن آثار گناهان كوچك شود: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند در مى ‏آوریم. [31، نساء]
 

هر كار خوب و شایسته

هر كار خوب و شایسته و هر فعلی كه مصداق حسنه باشد، عاملی برای از بین رفتن سیئات و بدی ها می باشد: انّ الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكری للذاكریم؛ حسنات، سیئات و گناهان (و آثار آن) را برطرف می سازند. این مطلب تذكر و یادآوری است برای آن هایی كه تذكر پذیرند.
حسنات، مطلق است و شامل همه عبادات و هر كار ارزشمندی كه شرع آن را تأیید و تعیین كرده و به قصد تقرّب به خدا نجام گیرد، می شود.
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید: انّ اللَّه یكفّر بكل حسنةٍ سیئةً؛ با انجام دادن هر حسنه، خداوند، یك گناه و سیئه را می پوشاند و محو می سازد. [شیخ عبد على بن جمعه، نورالثقلین، ج 2، ص 402]

 

طهارت و حضور قلب

پیوسته با طهارت (وضو و غسل و...) بودن و اقامه نمازهای پنجگانه با حضور قلب. سلمان فارسی می گوید: روزی با پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) زیر درختی نشسته بودیم. حضرت شاخه های خشك آن درخت را تكان داد، تمام برگ های آن فرو ریخت. سپس رو به من كرد و فرمود: سوال نكردی چرا این كار را كردم. گفتم: شما بفرمایید، منظورتان چه بوده است.

كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند

فرمود: هنگامی كه مسلمان وضو بگیرد (و مواظب باشد) خوب وضو بگیرد، سپس نمازهای پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو می ریزد، همان گونه كه برگ های این شاخه فرو ریخت. سپس آیه انّ الحسنات یذهبن السیئات را تلاوت كرد.
اساساً آیه مذكور به عنوان تعلیل و بیان سرّ و حكمت وجوب اقامه نماز در سوره هود بعد از امر به اقامه نماز بیان شده است، یعنی نماز به عنوان یكی از مصادیق بارز حسنات، آثار معصیت و تیرگی هایی را كه در دل وجود دارد، از بین می برد.
 


تحمل بیماری

تحمل بیماری، گناهان را نابود می كند. پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: السقم یمحو الذنوب. [محمدی ری شهری- میزان الحکمة- ج4]
 

مصایب

ناراحتی ها، مصایب، مشكلات و همّ و غم ها: پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ساعات المهموم، ساعات الكفّارات. [همان]



- نظرات (0)