سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

رهایی 3 زن از عذاب قبر

خداوند سه زن را از عذاب قبر ايمن دارد و با فاطمه‏ ى زهرا- عليها السّلام- محشور فرمايد:

1.  زنى كه به هنگام تنگدستى شوهر صبر كند

2.  زنى كه با بد اخلاقى شوهر بسازد

3. زنى كه مهرش را (به شوهر بى‏بضاعتش) ببخشد. 

        [تحرير المواعظ العددية ، صفحه 244 ]


- نظرات (0)

داستان ولادت پيامبر

امام صادق عليه السلام در روايتي كه خلاصه آن را مي آوريم مي فرمايند:

 در صبيحه ولادت آنجناب ، هربتي كه بر روي زمين بود، بررو در افتاده بود و ايوان كسري بلرزيد و چهارده كنگره از آن ساقط شد و درياچه ساوه ، آبش فرو رفت و در وادي (سماوه ) آب جاري شد و آتشكده فارس ‍ خاموش شد و حال آنكه هزار سال بود كه خاموش نشده بد و نوري در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و منتشر گرديد تا به مشرق عالم رسيد و سرير هرسلطاني از سلاطين دنيا در آن صبح سرنگون شده بود و در آن روز، هيچ سلطاني نتوانست تكلم كند و تمامي گنگ شده بودند و علم كهنه و سحر سحره باطل شد و هر كاهني كه بود ميان او و همزادش ‍ - كه خبرها به او مي گفت - جدائي افتاد و ابليس در آنوقت صيحه زد و ابالسه خود را جمع كرد ابالسه گفتند: اي سيد ما! چه ترا بفزع در آورده گفت : واي بر شما همانا حادثه عجيبي در زمين واقع شده كه از زمان رفع عيسي (ع ) تا بحال واقع نشده : برويد و بگرديد به بينيد چه واقع شده براي من خبر آريد. برفتند و برگشتند و گفتند: چيزي نيافتيم ابليس ‍ گفت : استعلام اين امر، كار من است ، پس فرو رفت در دنيا و جولاني كرد تا برحرم مكه رسيد: ديد كه اطراف حرم را ملائكه فرو گرفته اند، خواست داخل حرم شود، او را صيحه زدند، برگشت و از طرف كوه (حرا) داخل شد جبرئيل او را صيحه زد كه بر گرد، لعنت خدا بر تو باد گفت : اي جبرئيل ! از تو سئوالي دارم ، بگو كه امشب چه حادثه رو كرده .

فرمود: ولادت محمد صلي الله عليه وآله واقع شده گفت از براي من در او نصيبي هست ؟ فرمود: نه گفت : در امت او، من بهره دارم فرمود: بلي گفت : راضي شدم .[ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏15، ص: 259]

نكته:

يكي از بهترين اعمال روز ولادت پيامبر اكرم "روزه" گرفتن است  و از براي آن ، فضيلت بسيار است و روايت شده كه هر كه اين روز را روزه بدارد، ثواب روزه يكسال براي او، نوشته شود، و روزه ي اين روز، يكي از چهار روز است كه در تمام سال به فضيلت روزه ، ممتاز است .


- نظرات (0)

التبیان فی تفسیر القرآن

این تفسیر گرانسنگ تالیف ابو جعفر محمد بن حسین بن علی بن حسن طو سی، مشهور به شیخ طوسی و ملقٌب به شیخ الطایفه  است. شیخ بزرگ علامه طوسی از بزرگترین علمای امامیه و پیشوا و مقدم آنان است و در علوم و معارف اسلامی بر همگان پیشی جسته و الگو و سرمشق همه کسانی است که پس از او در تمام علوم اسلامی؛ از قبیل فقه، تفسیر، کلام، اصول، رجال و حدیث به تالیف پرداخته اند.

تبیان، تفسیری است جامع و فراگیر که ابعاد متعددی چون لغت، ادب، قرائت، نحو، تفسیر و تاویل، فقه، کلام و... را در برگرفته است. شیخ طوسی در آن تفسیر هیچ بعدی از ابعاد مربوط به تفسیر کلام الهی را رها نکرده و درباره هر یک بحثی کافی و وافی نموده است.

از ارجاعات شیخ در این تفسیر به سایر کتب فقهی و اصولی و کلامیش معلوم می گردد که وی تفسیر خود را بعد از تالیف کتابهای دیگرش نوشته و به همین جهت این کتاب عظمت و غنای علمی بیشتری نسبت به کتابهای دیگر او دارد.

حقیقتا این تفسیر گوی سبقت را از تمامی تفاسیر رایج در آن زمان ر بود؛ زیرا بیشتر تفاسیر مرسوم در آن زمان مختصر بودند و فقط به یکی از جوانب تفسیر می پرداختند؛ در حالی که این تفسیر، جامع تمام اقوال و نظریات مفسران قبل از خود بود.

تبیان، تفسیری است جامع و فراگیر که ابعاد متعددی چون لغت، ادب، قرائت، نحو، تفسیر و تاویل، فقه، کلام و... را در برگرفته است.

 

شیخ در مقدمه تفسیر خود می گوید: 

« آنچه مرا به تالیف این کتاب واداشت این است که در بین علمای گذشته و کنونی کسی را نیافتم که کتابی چنان جامع در تفسیر قرآن نوشته باشد که شامل جمیع فنون وفروع معانی آن باشد. تنها عده ای به جمع آوری احادیث و روایات مربوط به تفسیر آیات اقدام نموده اند و در صدد استیعاب ( گردآوری فراگیر احادیث) و توضیح نبوده اند.

در میان آنان برخی بسیار گسترده سخن رانده و به ذکر تنها معانی و مفاهیم و احادیث و اخبار پرداخته اند؛- مانند طبری و همانندان او -  برخی هم تنها به ذکر غرایب قرآ ن و معانی الفاظ بسنده کرده اند. گروهی هم با توجه به توان علمی خویش به طور میانه در این وادی گام نهاده اند و از آنچه بدان معرفت و شناختی نداشته اند سخنی نگفته اند.

من با خواست خداوند، با ایجاز و اختصار به تمامی فنون مربوط به تفسیر قرآن می پردازم. مطالب را نه چندان بسط می دهم که باعث ملال خاطر خواننده شود و نه چندان مختصر می کنم که به علت اختصار، فهم آن بر وی دشوار گردد».

به هر حال، این کتاب، تفسیری متوسط و در عین حال جامع و کامل و شامل همه محاسن تفاسیر گذشته است و مولف، در آن از مطالب طولانی و بیهوده ای که باعث ملال خواننده می شود خودداری ورزیده و آن را در ترتیبی زیبا و نیکو نگاشته است.

روش شیخ طوسی در تفسیر:

وی در تفسیر، همان روش درستی را پیش گرفته است که بیشتر مفسران مورد اعتماد، آن را مبنای کار خود قرار داده اند.

وی ابتدا مقدماتی می آورد که روشنگر شیوه های بیانی قرآنی است.

از ویزگیهای این تفسیر، آن است که شیخ طوسی در آن، مسائل کلامی را با روش ادبی بررسی می نماید و آیه ای از آیات قرآن را که به مسائل اعتقادی پرداخته باشد بدون بحث و بررسی رها نمی کند و به طور گسترده و مفصل به آن

 می پردازد.

همچنین به مسائل مربوط به تفسیر و تاویل، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، شناخت وجوه اعجاز قرآن و احکام و احکام تلاوت و قرائت آن، نزول قرآن به حرف واحد، توضیح درباره حدیث نزول قرآن به حرف واحد، توضیح درباره حدیث نزول قرآن بر هفت حرف، بررسی اسامی قرآن و اسامی سوره ها و آیات وجز آن می پردازد.

اما روش وی در تفسیر بدین صورت است که ابتدا آیه را ذکر می کند و سپس لغات غریب آنرا بررسی و اختلاف قرائت را بیان می کند و پس از آن به بیان و بررسی آراء و اقوال مختلف در مورد تفسیر آیه می پردازد و مفهوم آیه را – با رعایت اجاز لفظ و کمال معنا- بیان می کند.

همچنین اسباب نزول آیه و مسائل کلامی مستفاد از ظاهر آن را ذکر می کند و مسائل مورد اختلاف فقهی و اعتقادی را مورد بررسی قرار می دهد. او همه اینها را همراه با رعایت ادب در گفتار و تعابیر بیان می دارد.

از ویزگیهای این تفسیر، آن است که شیخ طوسی در آن، مسائل کلامی را با روش ادبی بررسی می نماید و آیه ای از آیات قرآن را که به مسائل اعتقادی پرداخته باشد بدون بحث و بررسی رها نمی کند و به طور گسترده و مفصل به آن می پردازد.

وی در مقدمه تفسیر چنین میگوید:

« شنیده ام که گروهی از شیعیان چه در  گذشته و چه در حال حاضر، خواهان کتابی هستند نه چندان مفصل و نه بیش از حد مختصر که شامل همه علوم و فنون قرآنی از قبیل قرائت، معانی، اعراب، سخن از متشابه، پاسخ به ایرادات منکران و مخالفان مانندمجبره، مشبهه، مجسمه (1) و جز آنان و بیان استدلالات علمای گذشته در صحت عقاید و اعتقاداتشان باشد و من به خواست خدا به این کار می پردازم؛ با روش وسبکی موجز و مختصر درهمه فنون قرآنی: نه چنان مفصل که باعث ملال خواننده شود و نه چنان مختصر که فهم معانی را مشکل سازد ».

شیخ در مقدمه تفسیر خود میگوید آنچه مرا به تالیف این کتاب واداشت این است که در بین علمای گذشته و کنونی کسی را نیافتم که کتابی چنان جامع در تفسیر قرآن نوشته باشد که شامل جمیع فنون وفروع معانی آن باشد.

 

اینک نمونه ای از این تفسیر را می آوریم :

مثلا هنگام تفسیر آیه انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون» (2)

می گوید: « بدان که این آیه از دلایل واضح و آشکار بر امامت بلافصل امیر مومنان(ع) بعد از پیامبر (ص) است و وجه دلالت آن این است که در این آیه کاملا مشخص است که ولی به معنای اولی و احق آمده است. همچنین ثابت شده که منظور از « و الذین امنوا » حضرت علی (ع)  است؛ بنابراین چنانچه این دو  اصل ثابت و مشخص باشد خود دلیل امامت اوست ».

سپس می گوید:« منظور از « ولی »  در این آیه، « اولی به امر » است و این معنا از آیه به ذهن متبادر می گردد.

سپس به آیات و اشعار عرب و شواهد دیگر استشهاد می کند وپس از آن می گوید: « انما در اینجا بر حصر دلالت  میکند؛ و اظهار می کند که بیشتر مفسران معتقدند این آیه در شان حضرت علی (ع) نازل شده است.»

 

پی نوشت ها:

1- گروهی از متکلمان که برای خداوند متعال صفاتی جسمانی قائلند.

2- ولی شما، تنهاخدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.( مائده 55:5 )

3- التبیان، ج3، ص549.

4- معرفت، محمد هادی،  تفسیر و مفسران، ج2، صص 249-246، با اندکی تلخیص.

 


- نظرات (0)

مختال فخور کیست؟

خداوند در آخر آیه 36 سوره نساء می‌فرماید که دو گروه مختال و فخور را دوست نمی‌دارد و در آیات بعد آنان را معرفی می‌نماید.

... إِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا * خداوند کسانی را که خیال پرداز و فخرفروش می‌باشند را دوست نمی‌دارد.

الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا * آنان که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وامی‌دارند و مالی را که خدا به آنها داده است پنهان می‌کنند و ما برای کافران عذابی خوارکننده مهیا ساخته‌ایم.

وَالَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَ مَن یَكُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاء قِرِینًا * و نیز کسانی را که اموال خویش برای خودنمایی انفاق می‌کنند و به خدا، و روز قیامت ایمان نمی‌آورند و هر که شیطان، قرین او باشد؛ قرینی بد دارد .(نساء/ 38،37،36)

خودداری كردن از انفاق در راه خدا ناشی از نداشتن ایمان به خدا و روز جزا است، و اگر انسان فكر می‌كند چنین ایمانی دارد، اشتباه كرده، چرا که ایمانش واقعی نیست، بلکه صرفا پوسته‌ای ظاهری است .

خدای متعال در آیات فوق افراد مختال فخور را معرفی می‌کند و چند معیار برای معرفی ایشان را مطرح می‌فرماید.

"مختال" به معنای كسی است كه دستخوش خیالات خود شده، و خیالش او را در نظر خودش شخصی بسیار بزرگ جلوه داده، در نتیجه دچار كبر گشته، و از راه درست گمراه شده است. اسب را هم اگر خیل می‌خوانند برای همین است كه در راه رفتنش تبختر می‌كند.(یعنی با ناز و غرور راه می‌رود)

"فخور" به معنای كسی است كه زیاد افتخار می‌كند، و این دو صفت یعنی اختیال – خیال‌زدگی - و كثرت فخر از لوازم علاقمندی به مال و جاه، و افراط در حبّ آن دو است، و اگر فرموده: خدا مختال و فخور را دوست نمی‌دارد، برای همین است كه این دو گروه، خدا را دوست نمی‌دارند، زیرا قلبشان وابسته به غیر او است، و اگر خدای تعالی فرموده: "آنهایی كه بخل می‌ورزند ..."، "و آنهایی كه اموال خود را به داعی خودنمایی انفاق می‌كنند..." و با این تفسیر روشن می‌سازد كه دو طایفه مذكور در معرض آن دو صفت نامبرده‌اند - یعنی صفت خیلاء و فخر - ، طایفه اول كه بخل می‌ورزد دلش متعلق به مال است، و طایفه دوم دلش متعلق به جاه است. هر چند كه بین جاه و مال تا اندازه‌ای ملازمه و همراهی هست. در این آیه می‌فرماید: "خدای تعالی كسانی را كه بخل می‌ورزند و مردم را به بخل ورزیدن تشویق می‌كنند، و چه و چه می‌كنند، دوست نمی‌دارد."

"مختال" به معنای كسی است كه دستخوش خیالات خود شده، و خیالش او را در نظر خودش شخصی بسیار بزرگ جلوه داده، در نتیجه دچار كبر گشته، و از راه درست گمراه شده است. اسب را هم اگر خیل می‌خوانند برای همین است كه در راه رفتنش تبختر می‌كند.(یعنی با ناز و غرور راه می‌رود)

خداوند این دو صفت یعنی اختیال و فخر را سبب و مقدمه برای انجام کارهای دیگر می‌داند که در آیات بعد می‌فرماید. وقتی این دو صفت، حاكم بر دل‌های افراد شد، دیگر خدا را دوست نمی‌دارند و علت دوست نداشتن خدا هم همین دو صفت است. الذین یبخلون و یامرون الناس بالبخل ... در این جمله منظور این نیست كه فقط با زبان به مردم می‌گویند بخل بورزید، بلكه با اعمال خود مردم را به بخل وادار می‌سازند، حال چه با زبان دعوت بكنند، و یا سكوت نمایند، چون این طایفه همواره دارای ثروت و اموالند، و طبیعتا مردم به كاخ و زندگی آنها تقرب می‌جویند، و از دیدن زرق و برق زندگی آنها حالت خضوع و دلدادگی پیدا می‌كنند، چون طمع طبیعت بشر است. پس عمل افراد بخیل خود دعوت كننده مردم به بخل است، به بخل امر می‌كند، و از انفاق منع می‌نماید، و مثل این است كه با زبان امر و منع كنند.

و اما این كه فرمود: "آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده را كتمان می‌كنند" از این بابت است كه افراد بخیل وقتی به مواردی كه جای انفاق است برمی‌خورند تظاهر به فقر می‌كنند چون از درخواست مردم و طلب كمكشان سخت ناراحت می‌شوند، و از سوی دیگر می‌ترسند اگر از دادن مال، خودداری كنند، مردم خونشان را بریزند، و یا آرامش زندگیشان را سلب كنند، برای این كه مردم متوجه ثروت و اموال آنان نشوند، لباس پاره می‌پوشند، و غذای نامطلوب می‌خورند. و مراد از كلمه "كافرین"، معنای لغوی آن است، كه همان پوشاندن است. چون افراد بخیل نعمتی را كه خدا به آنان داده، می‌پوشانند. معنای معروف كفر - بی‌دینی - نیز از همین معنای لغوی گرفته شده، چون كفار حق را می‌پوشانند.

در آیه دیگر می‌فرماید: اگر آن افراد انفاق می‌كنند به منظور خودنمایی به مردم این کار را می‌کنند و در این آیه شریفه دلالت بر این معنا است كه ریا در انفاق - و یا در هر كاری دیگر - شرك به خدا است، و ریاكاری كشف می‌كند از این كه ریاكار ایمانی به خدا ندارد، زیرا اعتمادش به دیدگاه مردم، و خوشایند آنان از عمل اوست. از جهت عمل نیز شرک هست، برای این كه ریاكار از عمل خود ثواب آخرت را نمی‌خواهد، بلكه تنها انفاق را برای سود دنیایش می‌خواهد. خداوند می‌فرماید كه ریاكار که از نشانه‌های فرد مختال فخور است؛ همنشین شیطان است، و چه همنشین بدی است .

خداوند در آیه دیگر می‌فرماید: خودداری كردن از انفاق در راه خدا ناشی از نداشتن ایمان به خدا و روز جزا است، و اگر انسان فكر می‌كند چنین ایمانی دارد، اشتباه كرده، چرا که ایمانش واقعی نیست، بلکه صرفا پوسته‌ای ظاهری است .

 

برگرفته از تفسیر المیزان


- نظرات (0)

سوره نور

سوره نور صدو دومین سوره ای است که بر پیامبر نازل شد و در ترتیب کنونی قرآن بیست و چهارمین سوره است.

یکی از زیباترین و ژرف ترین آیات قرآنی به نام نور، در این سوره جای دارد و از این رو این سوره به نور نامبردار است و به قولی؛ چون با بیان آداب، فضایل و تشریع احکام و قواعد، راه زندگانی اجتماعی را برای مردم روشن می سازد، به نور موسوم گشته است.

سوره نور 64 آیه، 1316 واژه و 5680 حرف دارد و در شمار سوره های مدنی است.

سوره با اعلانی قوی درباره تکالیف، حدود، آداب و اخلاق آغاز می شود. سپس حد زنا، حکم زانی، حد اتهام زنا به دیگران و حکم اتهام شوهر به زن مطرح می گردد. آنگاه داستان افک، که ماجرای سوء ظن به یکی از همسران پیامبر (ص) و تبرئه اوست، ذکر می شود، سپس پاره ای از آداب به عنوان راههای پیشگیری از گناه و گمراهی بیان می شود،آدابی نظیر: اجازه گرفتن از اهل خانه برای ورود به خانه، امر به چشم فرو بستن از نامحرم و از مواضع حرام، نهی از ظاهر کردن زینت و مواضع آرایش برای نامحرم و تشویق به ازدواج درآوردن عزب ها. آدابی که افراد جامعه می باید نسبت به رسول خدا(ص) رعایت کنند،از دیگر مسائل مطرح شده در این سوره است. سرانجام،در پایان متذکر می شود که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست و اوبر همه چیز آگاه است.


- نظرات (0)

سوره غافر

سوره غافر چهلمین سوره قرآن و در نزول، شصتمین سوره است. از آن رو به غافر نامبردار است که این واژه در آن ذکر شده است. عناوین دیگر سوره عبارتست از: مؤمن (به سبب ذکر داستان مؤمن آل فرعون در آن) طول و حم اولی(زیرا اولین سوره از هفت سوره ای است که با حم آغاز شده و به حوامیم معروفند) .

این سوره 85 آیه، 1199 واژه و 4780 حرف دارد. در مکه نازل شده ولی بعضی، آیات 56 و 57 را استثناء کرده اند.

روح جاری در پیکره این سوره، پیکارمیان حق و باطل، ایمان و کفر، دعوت و تکذیب آن و مسأله بلند پروازیها و تکبر و استبداد نا به حق در زمین و نتیجه آن، یعنی:ابتلا به کیفر الهی،است. این سوره صولت ستمکاران و طاغوتی ها را با ذکر عذابی که امتهای گذشته به علت تکذیب حق بدان مبتلا گشتند، درهم می شکند. آنگاه با ارائه بخشهایی از داستان موسی با فرعون،هامان و قارون، موضع طغیانگران را در برابر دعوت حق به تصویر می کشد.در این سوره، سخن از مردی مؤمن از خاندان فرعون است که ایمانش را پنهان داشته و در دفاع از موسی، ادله و براهین حق را بر فرعون عرضه می کند و آنان را از عذاب قیامت برحذر می دارد.

پس از آن که خداوند از خوار کردن کافران و یاری نمودن انبیاء و مؤمنان در دنیا و آخرت سخن می گوید، رسولش را به صبربر آزارهای قوم امر می فرماید. سپس نشانه هایی که در جهان هستی بر وحدانیت و قدرت خدا دلالت دارد، ذکر می کند و سوره را با عبرت گیری از شکست و عذاب ظالمان و بیان این که ایمان پس از مرگ سودی ندارد به پایان می برد.


- نظرات (0)