سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

لعن نمودن؛ نمود برائت!

در همین راستا "لعن" یکی از نمودهای نمایش این اعتقاد در انسان است که نسبت به دشمنان الهی با لعن و نفرین ایشان اعتقاد مستحکم خویش را نشان می دهد. براساس آیات قرآن لعن امری پذیرفته شده است و اساسا این آموزه برگرفته از قرآن کریم است که در ادعیه شیعه نیز ظهور و بروز یافته است که از جمله مشهورترین آنها زیارت عاشوراست که لعن دشمنان خدا و دشمنان اولیای الهی را بصورت جدی مد نظر قرار می دهد. این نوشتار می کوشد براساس مستندات قرآنی، ریشه ی این اعتقاد شیعی را نشان دهد.

 

معنای لعن

لعن در لغت به معنای نفرین است و مقصود از آن دور بودن و طلب دور کردن از رحمت الهی است. بدین معنی که وقتی کسی در لسان دینی ملعون نامیده می شود به معنای آن است که او از جوار رحمت الهی دور است و خداوند متعال نسبت به او غضبناک و خشمگین است. نخستین کسی که در خلقت مورد لعن قرار گرفت ابلیس بود که با نافرمانی و تکبر و غرور خویش از جوار رحمت الهی دور گشت.

 

لعن در آیات الهی!

در سوره ی مبارکه ی بنی اسرائیل می فرماید: "و ما جعلنا الرُّویا التی اریناک إلا فتنة للناس و الشجرة الملعونة فی القرآن و نخوفهم فما یزدهم إلا طغیاناً کبیراً،(به یادار) رۆیایی را که به تو نشان دادیم و درخت نفرین شده را که در قرآن ذکر کردیم، فقط برای آزمایش مردم بود و ما آنها را بیم می دهیم اما جز طغیان شدید چیزی به آنها نمی افزاید." (اسراء/60)

اگر مفسدین فی الارض و کسانی را که قطع ارحام می نمایند مورد لعن قرار دهیم ، کاری قرآنی انجام گرفته است که فرهنگ قرآنی و الهی آن را تأیید می نماید. نمونه ی بارز و آشکار این ملعونین در تاریخ اسلام ، بنی امیه و حکومتهای بنی عباس هستند که فساد در دوران خلافت ایشان زبانزد خاص و عام بود و ایشان ید طولایی در قطع ارحام و کشتن مردمان داشتند

مفسرین از شیعه و اهل تسنن از جمله امام ثعلبی و امام فخر رازی و دیگران آورده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در عالم رۆیا دیدند که بنی امیه مانند بوزینگان برمنبر آن حضرت (صلی الله علیه و آله) صعود و نزول می نمایند جبرئیل این آیه ی شریفه را آورده که آنچه ما در خواب به تو نمودیم فتنه وامتحان برای مردم است و درختی که به لعن در قرآن یاد شده یعنی درخت نژاد بنی امیه نیز برای امتحان امت است و با آیات عظیم مردم را از خدا بیم می دهیم ولی آن ها جز طغیان و کفر و انکار شدید چیزی نمی افزایند.

بنابراین براساس آیه ی شریفه و تفاسیر معتبر شیعی و اهل تسنن خداوند متعال نژاد بنی امیه را که رأس ایشان ابوسفیان و معاویه بودند شجره ی ملعونه و درخت لعنت کرده شده می خواند و به این صورت تبریّ از ایشان را که دشمنان خدا بودند نشان می دهد.

 

لعن مفسدین فی الارض!

در سوره ی مبارکه محمد (صلی الله علیه و آله) می فرماید: "فهل عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الأرض و تقطعوا أرحامکم اولئک الذین لعنهم الله فأصمهم و أعمی أبصارهم، البته از شما منافقان می آید که چون منصب امارت و حکومت یابید در زمین فساد کنید و قطع ارحام نمایید آن گروه منافقان مفسد ویاغی کسانی هستند که خداوند آنها را لعن کرده و گوش و چشمشان را کر و کور گردانیده." (محمد (ص) آیات 22و23)

براساس این آیه ی شریفه صریحا مفسدین فی الارض و قاطعین رحم مورد لعنت قرار گرفته اند بنابراین اگر مفسدین فی الارض و کسانی را که قطع ارحام می نمایند مورد لعن قرار دهیم ، کاری قرآنی انجام گرفته است که فرهنگ قرآنی و الهی آن را تأیید می نماید. نمونه ی بارز و آشکار این ملعونین در تاریخ اسلام ، بنی امیه و حکومتهای بنی عباس هستند که فساد در دوران خلافت ایشان زبانزد خاص و عام بود و ایشان ید طولایی در قطع ارحام و کشتن مردمان داشتند و دلایل واضحی براثبات لعن ایشان است!

میلاد حضرت محمد (ص)
آزار دهندگان نفرین شده!

در سوره ی مبارکه ی احزاب برگروه دیگری که لعن الهی برآنها جاری شده است اشاره گردیده است که می فرماید: "إن الذین یۆذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و أعد لهم عذاباً مهیناً، آنانکه خدا و رسول را آزار و اذیت می کنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده و برای آنها عذابی خوار کننده مهیا ساخته است." (احزاب/57)

براساس این آیه ی شریفه آزار و اذیت خدا و رسول به وسیله ی عصیان و مخالفت و نافرمانی از اوامر ایشان و نیز آزردن عزیزان پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه با دست و زبان و عمل ، همگی مصداق لعن الهی واقع می شوند. براین اساس همه دشمنان اهل بیت از زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و پس از ایشان تا قیامت و هر کسی که با اعمال و رفتار خود موجبات ناراحتی و اذیت و آزار اهل بیت پیامبر و پیامبر و خدا را فراهم آورد مورد لعن الهی واقع می شود. از سوی دیگر براساس این آیه ی شریفه ایشان نه تنها در آخرت مورد عذاب واقع می شوند بلکه در دنیا نیز از رحمت الهی بـدورند و لعن الهی شامل حالشان می گردد!

همچنین قرآن کریم به صورت صریح از لعن الهی در مورد ظالمین یاد کرده است که البته گروه بزرگی از ظالمین همان آزار دهندگان خدا و رسول هستند.

 

ظالمان ملعونند!

قرآن کریم در سوره ی مۆمن در شرح حال ظالمین در قیامت می فرماید: "یوم لاینفع الظالمین معذرتهم و لهم اللعنة ولهم سوءُ الدّار،در آن روز ستمکاران را عذر خواهی سود ندهد و برای آنها لعن و منزلگاه بدی مهیا است." (مۆمن/52) همچنین در جای دیگر می فرماید: "ألا لعنة الله علی الظالمین، بدانید که لعن خدا برستمکاران است." (هود/18)

بنابراین هر کسی که ستمکار و ظالم باشد مورد لعن الهی قرار می گیرد که براساس تقسیماتی که از ظلم وجود دارد باید توجه نمود که ظالم بنفسه و ظالم به مردم و ظالم نسبت به خدا همگی می توانند مصداق آیه ی شریفه باشند که براین اساس گنهکاران که توبه نکرده باشند و کسانی که حقوق مردم و حقوق الهی را زیر پا می گذارند همگی جزء ظالمانند که تا زمانی که توبه نکرده و به جبران عمل برنخیزند از رحمت الهی بدورند و مورد لعن الهی قرار می گیرند.

وقتی کسی در لسان دینی ملعون نامیده می شود به معنای آن است که او از جوار رحمت الهی دور است و خداوند متعال نسبت به او غضبناک و خشمگین است

لعن الهی نسبت به ظالمان در آیات دیگری نیز مورد تصریح قرار گرفته است: "فأذن مۆذنُ بینهم أن لعنة الله علی الظالمین، منادی در میان آنها ندا کند که لعنت خدا برستمکاران باد." (اعراف/44)

 

قتل عمد و لعن الهی !

از دیگر مواردی که قرآن کریم به صراحت آن را از مصادیق ملعونی و مورد لعن واقع شده برمی شمارد قاتلی است که به عمد مرتکب قتل نفس مۆمن می شود: "و من یقتل مۆمناً متعمداً فجزاءُهُ جهنّم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعدله عذاباً عظیماً، هر کس مۆمنی را عمدا بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن جاوید معذب خواهد بود، خدا براو خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید مهیا سازد." (نسا/93)

بدین ترتیب قاتل مۆمنین خود از جمله ملعونین قرآنی است که به صراحت در مورد لعن او در قرآن سخن رفته است!

 

نتیجه گیری:

لعن و نفرین با مبنایی قرآنی از جمله آموزه های مهم اسلامی است که خود را در فروع اعتقادات و در بحث تبری نشان می دهد. تبلور این آموزه ی اسلامی قرآنی در فرهنگ شیعی به نحو بارز و آشکاری حاکی از اصالت قرآنی آموزه های شیعی دارد که می تواند ایمان فرد را مستحکم و خدشه ناپذیر سازد!


منابع و مآخذ:

1-    شبهای پیشاور - مرحوم سلطان الواعظین شیرازی (ره)

2-    تفسیر المیزان – علامه طباطبایی (ره) – ترجمه آیت الله همدانی

3-    زیارت عاشورا – مفاتیح الجنان

4-    شیعه در اسلام -  علامه طباطبایی (ره)


ادامه مطلب - نظرات (0)

لعن شدگان در قرآن کریم

گروه هایی که در قرآن کریم مورد لعن واقع شده اند عبارت اند از:

1.      کافران (1)

2.      کتمان کنندگان حقایق (2)

3.      آزار دهندگان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) (3)

4.      ستمکاران (4)

5.      فسادگران در زمین (5)

6.      نسبت دهندگان دروغ به خداوند بزرگ (6)

7.      نسبت دهندگان به فحشا ـ زنا (7) و ...

برای نمونه قرآن کریم درباره ابولهب می فرماید: «تَبَّتْ یدا أَبی لَهَبٍ وَ تَب (8)؛ بریده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ براو باد).

درباره همسرش نیز می فرماید: «وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَب‏»(9)؛ و (نیز مرگ و نفرین بر) همسرش، در حالی که هیزم‌کش (دوزخ) است.

ابولهب عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و همسرش”‌‌ ام جمیل”‌‌ که خواهر ابوسفیان بود ، از سخت‌ترین و بد زبان ترین دشمنان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بودند.

ابولهب با سنگ به پشت پای پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌زد به گونه‌ای که خون از پاهای مبارکش جاری بود، و فریاد می‌زد:”‌‌ ای مردم! این دروغ گو است، او را تصدیق نکنید”‌‌ و همسرش بوته‌های خار را بر دوش می‌کشید، و بر سر راه پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌ریخت تا پاهای مبارک آن حضرت (صلی الله علیه و آله) آزرده شود.(10)

قرآن کریم درباره یهود که گفتند:”‌‌ عزیر”‌‌ پسر خدا است! و نصاری که گفتند «مسیح» پسر خدا است! می فرماید: «…قاتَلَهُمُ اللَّه…‏»(11) خدا آنها را بکشد و لعنت خدا بر آنها باد، چگونه دروغ می‌گویند و حقایق را تحریف می کنند؟

 

یاران پیامبر بر کافران سختگیرند

درست است که دین اسلام، دین رحمت و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، پیامبر رحمت و صلح و دوستی است که با اخلاق و منش خود قلوب بسیاری از مردم دنیا را به دین اسلام جلب کرد: “فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک...”‌‌،(12) اما همین پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در مقابل سران استکبار زمانش از خود، نرمش نشان نداد: “مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم…”‌‌؛(13) محمد (صلی الله علیه و آله) پیامبر خدا و کسانی که با او هستند، بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان.

مجموع این مطالب، روشن شد که شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل و سایر مستکبران و ظالمان عالم، شعاری است که ریشهء قرآنی دارد و مورد سفارش مکتب اسلام می باشد، و نفرینی به جا است که به مستحقین واقعی آن؛ یعنی سیاست مداران و سردمداران ظالم آن کشورها می رسد و قطعاً تودهء مردمی که در این سیاست ها دخالتی ندارند و بلکه مخالفت هم می کنند، مورد نظر نیستند

کسانی که خود را حاکم مطلق دنیا می دانند و به خود اجازه می دهند در هر کشوری پایگاه نظامی داشته باشند و نیرو پیاده کنند، و در تمام مناطق دنیا هر جا ظلم و ستمی می شود ردّ پای آنان وجود دارد و هیچ گاه و هیچ جا حمایت از ملت مظلومی در کارنامه آنها یافت نمی شود، طبیعی است که فریاد ملت های مظلوم، مرگ و نابودی این نوع حکومت ها است!

 

ریشهء قرآنی مرگ بر آمریکا و اسرائیل

دانستیم لعن و نفرین و مرگ نسبت به مستحقین آن؛ مانند دشمنان دین خدا، از شاخصه های مکتب جامع اسلام می باشد که در کنار درود و سلام به اهل آن، مورد تأکید قرار گرفته و در هر زمان و مکانی، مصادیقی خواهد داشت.

امروزه از مصادیق بارز دشمنان دین خدا و مستکبران و ظالمان، آمریکا و اسرائیل می باشند؛ به همین جهت شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل، شعار قرآنی ملت ایران و ملل مسلمان جهان است که حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) آن را در ملت ایران و ملل مسلمان زنده کرد.

شعار مرگ بر آمریکا از زمانی در ایران شروع شد که آمریکا پس از سقوط رژیم پهلوی، نه تنها از حمایت وی دست برنداشت و حق ملت ایران را در استقلال، تعیین سرنوشت خویش و… به رسمیت نشناخت، بلکه پس از پیروزی ملت ایران بر آن رژیم، همچنان به مخالفت های خویش با این مردم ادامه داد؛ بلوکه کردن اموال ایران، پناه دادن به محمدرضا پهلوی، تحریک گروه های ضد انقلاب، ایجاد غائله در مناطق مخلتف کشور، تحمیل جنگ هشت ساله به وسیله ی صدام، تحریم ملت ایران، ممانعت از دست یابی ایران به تکنولوژی هسته ای و …، گوشه هایی از دشمنی آمریکا با ملت ایران بوده و هست.

فراتر از ایران و کشورهای اسلامی، امروزه در سراسر دنیا بر علیه سیاست های استکباری آمریکا و اسرائیل، راهپیمایی ها، تجمعات و… برگزار می شود که در آنها علاوه بر شعار، پرچم آمریکا و اسرائیل و آدمک رئیس جمهور آنها را به آتش می کشند و این گونه اعتراض خود را به گوش مردم دنیا می رسانند.

کسانی که خود را حاکم مطلق دنیا می دانند و به خود اجازه می دهند در هر کشوری پایگاه نظامی داشته باشند و نیرو پیاده کنند، و در تمام مناطق دنیا هر جا ظلم و ستمی می شود ردّ پای آنان وجود دارد و هیچ گاه و هیچ جا حمایت از ملت مظلومی در کارنامه آنها یافت نمی شود، طبیعی است که فریاد ملت های مظلوم، مرگ و نابودی این نوع حکومت ها است!

نکته ای که باید توجه شود این است که در این نوع اعتراضات و شعارها، مردم آمریکا و مقدسات آنها مورد نظر نیست. مسئولان بلند پایه ایران نیز بارها اعلام نمودند که در این شعارها مردم آمریکا مورد نظر نیستند، بلکه مخاطب، مسئولان سیاست های خارجی آمریکا هستند که در طول چند دهه با دخالت های مستقیم و ضربات جبران ناپذیر به ملت ایران، دشمنی خود را با این مردم به اثبات رساندند.

به جرأت می توان گفت بخشی از مردم آمریکا نیز در این سیاست های تجاوزکارانه حاکمان آمریکا با آنان هم رأی و نظر نیستند؛ نمونه آن، اعتراضات خود مردم آمریکا به این نوع سیاست ها است.

مردم آمریکا از سیاست های غلط حاکمان خود و از تجاوزات آنها و به خاک و خون کشیدن مردم بی دفاع در دورترین نقاط عالم و از حمایت  آنها از صهیونیست ها ناراحت می شوند. 

از مجموع این مطالب، روشن شد که شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل و سایر مستکبران و ظالمان عالم، شعاری است که ریشه ی قرآنی دارد و مورد سفارش مکتب اسلام می باشد، و نفرینی به جا است که به مستحقین واقعی آن؛ یعنی سیاست مداران و سردمداران ظالم آن کشورها می رسد و قطعاً توده ی مردمی که در این سیاست ها دخالتی ندارند و بلکه مخالفت هم می کنند، مورد نظر نیستند.

 

پی نوشت ها:

1.  سوره ی مبارکه ی احزاب آیه 64.

2.  سوره ی مبارکه ی بقره، آیه 159.

3.  سوره ی مبارکه ی احزاب، آیه.

4.  سوره ی مبارکه ی مائده، آیه 78.

5.  سوره ی مبارکه ی محمد (صلی الله علیه و آله)، آیات 22 و 23.

6.  سوره ی مبارکه ی هود آیه 18.

7.  سوره ی مبارکه ی نور آیه 23.

8.  سوره ی مبارکه ی مسد، آیه 1.

9.  همان، آیه 4.

10. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج11، ص 417 و 421. 

11. سوره ی مبارکه ی توبه، آیه 30.

12. سوره ی مبارکه ی آل عمران، آیه 159.

13. سوره ی مبارکه ی فتح، آیه 29.

منبع: برگرفته از سایت اسلام پدیا با دخل و تصرف

 



- نظرات (0)

مصادیق قرآنی از خواست و اراده الهی


خدا

در این مقاله با توجه به آیات قرآن معنای: لطیف بودن پروردگار، مفهوم اراده ی او، و معنای وجه الله را بررسی می کنیم:

معنای لطیف بودن پروردگار

«اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاء وَهُوَ الْقَوِیُّ العَزِیزُ» (شوری/ 19)

توصیف خداوند به «لطیف» بدین جهت است که لطیف از ماده ی «لطف» به معنای هر موضوع دقیق و ظریف و هرگونه حرکت سریع و جسم لطیف است، بنابراین لطیف بودن خداوند اشاره به علم او نسبت به اسرار دقیق و ظریف آفرینش است.

گاه به معنای خلقت اجسام لطیف و کوچک و ذره‌بینی و مافوق ذره‌بینی نیز آمده است.

امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «این كه مى‏گوییم خدا لطیف است، به دلیل آن است كه مخلوقات را لطیف آفریده و از اشیاى لطیف و ظریف آگاه است. آیا آثار صنع او را در گیاهان نمى‏بینى؟ همچنین در موجودات و حیوانات كوچك و حشرات ریز و چیزهایى كه از آن هم كوچك‏تر است. هنگامى كه به این موجودات مى‏نگریم، در مى‏یابیم كه خالق آن‏ها لطیف است.»(اصول کافی/ ج 1/ ص 93؛ نمونه/ ج 5/ ص 386)

 

معنای اراده ی الهی

«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ» (یس/ 82)

آیه شریفه فوق، از آیات برجسته قرآن کریم است که معنای ایجاد را تبیین می‌کند و می‌فرماید: خداوند در ایجاد هر چیزی که اراده‌اش به آن تعلق گیرد، به غیر از ذات مقدس خود، به هیچ سبب دیگری محتاج نیست.

تعبیرات قرآن کریم در این زمینه مختلف است؛ گاهی با تعبیر امر؛ «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا» و گاهی با تعبیر قول؛ «إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَیَكُونُ» (نحل/ 40)

و در جای دیگر تعبیر به قضا کرده است؛ «وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ». (بقره/ 117)

گفتنی است که منظور از کلمه ی امر و قول و قضا در آیات شریفه، بیان کردن شأن الهی در هنگام اراده خلقت است، نه این که خداوند متعال وقتی می‌خواهد چیزی را بیافریند، «كن» می‌گوید، وگرنه تسلسل لازم می‌آید. به دلیل این که خود تلفظ هم چیزی است که بعد از اراده کردن، تلفظ دیگری می‌خواهد، باز آن تلفظ هم چیزی از چیزهاست که محتاج به اراده و تلفظ دیگری است. «1»

اگر خدا بخواهد از یک علت، دو معلول متفاوت به وجود می‌آید. گاهی حضرت موسی عصا را به سنگ می‌زند، چشمهء آب می‌جوشد؛ «أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عیناً». «7» گاهی نیز عصا را به دریا می‌زند، قسمتی از آب دریا خشک می‌شود؛ «أن اضرب بعصاك البحر». ه- اگر خدا بخواهد زن بی‌شوهر بچه‌دار می‌شود؛ «فحملته فانتبذت به مكاناً قصیّاً»

مصداق های قرآنی خواست الهی

الف- اگر خداوند بخواهد اشرف مخلوقات، (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) را با «أوهن البیوت» و تار عنکبوت حفظ می‌کند؛ «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ»«2»

ب- اگر خدا بخواهد فرعون صاحب قدرت را؛ «وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ» «3» به وسیله ی آب که به آن می‌نازید؛ «وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی»، «4» غرق می‌کند؛ «حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ» «5»

ج- اگر خدا بخواهد درخت خشک، میوه‌دار می‌شود؛ «وَهُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْكِ رُطَبًا جَنِیًّا». «6»

د- اگر خدا بخواهد از یک علت، دو معلول متفاوت به وجود می‌آید. گاهی حضرت موسی عصا را به سنگ می‌زند، چشمه ی آب می‌جوشد؛ «أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا» «7» گاهی نیز عصا را به دریا می‌زند، قسمتی از آب دریا خشک می‌شود؛ «أن اضرب بعصاك البحر» «8»

ه- اگر خدا بخواهد زن بی‌شوهر بچه‌دار می‌شود؛ «فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِیًّا» (مریم/ 22)

و- اگر خدا بخواهد کلاغ معلم انسان می‌شود و دفن کردن مرده را به او می‌آموزد؛ «

فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأَرْضِ». (مائده/ 31)

 

معنای وجه اللّه

وجه در لغت به معنای صورت است و گاهی به معنای ذات به کار می‌رود. بنا بر این «وجه‏اللّه» یعنی ذات خدا. پس ذکر کلمهء «وجه» در آیه انفاق و مانند آن متضمّن نوعی تأکید است. زیرا هنگامی که گفته می‌شود «براى ذات خدا»، تأکید آن از «براى خدا» بیشتر است؛ یعنی حتماً برای خدا باشد، نه دیگری.

افزون بر آن، معمولاً صورت انسان شریف‌ترین قسمت ظاهری بدن اوست. زیرا اعضای مهم بینایی، شنوایی و گویایی در آن قرار گرفته‌اند.

به همین دلیل هنگامی که کلمه «وجه» به کار برده می‌شود، شرافت و اهمیت را می‌رساند. در اینجا هم (به طور کنایه) که در مورد خداوند به کار برده شده است، در واقع نوعی احترام و اهمیت از آن فهیمده می‌شود. بدیهی است که نه خداوند جسم است و نه صورت دارد.(مجمع البیان/ ج 2/ ص 263؛ نمونه/ ج 2/ ص 664)

 

پی نوشت ها:

(1)- المیزان/ ج 17/ ص 114

(2)- توبه/ 40

(3)- فجر/ 10

(4)- زخرف/ 51

(5)- یونس/ 90

(6)- مریم/ 25

(7)- اعراف/ 160

(8)- شعراء/ 63

منابع:

کتاب هزار و یک نکته از قرآن کریم ج 1 / اکبر دهقان

تفسیر مجمع البیان/ ج 2

تفسیر نمونه/ ج 2 / ج 5

اصول کافی/ ج 1

 


- نظرات (0)

هر چه بخواهی از خدا بر در اولیا طلب

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

اهل بیت

خلافت و جانشینی انسان کامل از مهم‌ترین مسائل در معارف دینی و نیز مباحث عرفانی است. این خلافت گاه در مقام ظاهر و تشریع و قانون‌گذاری و حکومت‌داری و گاه در مقام باطن و تکوین است .

بر اساس آموزه‌های اسلامی حق تعالی پس از ختم رسالت، از میان بندگان خود افرادى را به عنوان خلیفه و جانشین انتخاب نمود تا هدایتگر خلق به سوى او باشند. افرادى كه خود انسان كاملند و طریق كمال را به سایر بندگان در قول و فعل نشان مى‏‌دهند.

سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب/ همت خود بلند کن سوی حق ارتقا طلب

پیروی رسول حق دوستی حق آورد / پیروی رسول کن دوستی خدا طلب

شرع سفینه نجات،آل رسول ناخداست/ ساکن این سفینه شو دامن ناخدا طلب(1)

 

 اساس دین برانست و محبت اهل بیت استوار است. امام‏ سجاد علیه‌السلام در مناجات محبین از خداوند، محبت‏ خدا را، محبت دوست‌داران ‏خدا را و محبت هر عملى را كه بنده را به قرب خدا می‌رساند درخواست‏ می‌كند.

انسان می‌تواند به مقام دوستی با اهل بیت برسد و با آنان انس و نزدیکی پیدا کند. انس فرزندى است كه در دامان معرفت و شناخت، تکامل پیدا می‌کند و با حاصل شدن معرفت كشش به سوى محبوب و شكل گرفتن طبق روش او نیز حتمى خواهد بود بنابراین هرگونه انس و ارتباط قلبى مبتنى بر معرفت و شناخت است و محبت بدون معرفت، به دست نمی‌آید، زیرا انسان تا به امری معرفت پیدا نکند، بدان محبت نمی‌ورزد پس ما باید برای انس و الفت گرفتن به اهل بیت علیهم‌السلام در قدم اول شناخت و معرفت خودمان را نسبت به این انسان‌های کامل افزایش دهیم. که هرچه معرفت ما افزون باشد انس و محبت ما هم نسبت به آن حضرات بیشتر می‌شود.

امام علی علیه السلام فرمود: «من احبنا کان معنا یوم القیامة و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه؛ هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد»

یکی از اسباب انس با اهل بیت علیهم‌السلام  عمل كردن به سخنانشان می‌باشد امام على ‏علیه السلام در این زمینه فرمودند: من احبنا فلیعمل بعملنا ولیتجلبب الورع. (2) هر كه ما را دوست‏ بدارد، باید مثل ما عمل كند و پرهیزكارى را همچون ‏جامه و پوشش (جلباب) خود قرار دهد.

هر قدر انس و محبت و ارتباط قلبی با ائمه اطهار علیهم السلام بیشتر باشد، تبعیت،همرنگی و همدلی با آن‌ها نیز بیشتر خواهد شد.

و یکی دیگر ازاموری که باعث محبت و الفت گرفتن با اهل بیت علیهم السلام می‌شود زیارت آنان در حرم‌‏هاى مطهرشان و یاد نمودن آن ذوات مقدسه از راه دور و نزدیك می‌باشد.

براین اساس رسیدن به قله رفیع كمالات معنوی و انسانی بدون دوستی اولیاء الهی ممكن نیست. و انس و تقرب به حق تعالی و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت با عشق و دوستی آل پیامبر صلی الله علیه و آله عجین شده‌ است.

مولوی می‌گوید: هر كه خواهد همنشینی با خدا / او نشیند در كنار اولیاء  

 

برکات دوستی با اهل بیت علیهم السلام

1- حشر با اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت

امام علی علیه السلام فرمود: «من احبنا کان معنا یوم القیامة و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه؛ (3) هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد

2 - بالاترین درجات بهشت

آن بزرگوار فرمود: «ان اهل الجنة ینظرون الی منازل شیعتنا کما ینظر الانسان الی الکواکب؛ (4) اهل بهشت به منازل شیعیان ما (در بالاترین درجات آن) نگاه می کنند همانطوری که انسان به ستارگان می نگرد

بهشت

3- وصول به زیباترین نیکی ها

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: «احسن الحسنات حبنا و اسوء السیئات بغضنا ؛ (5) زیباترین نیکی ها دوستی و زشت ترین بدی ها مخالفت و دشمنی با ما است

4 - رسیدن به مقام شهید

حضرت علی علیه السلام فرمود: «والمیت من شیعتنا صدیق شهید صدق بامرنا و احب فینا و ابغض فینا یرید بذلک الله عز و جل؛ (6) میت شیعه ما صدیق و شهید است چون که امر ما را تصدیق نموده و به خاطر ما دوستی و دشمنی نموده است و از این کار خود، خدای عز و جل را اراده کرده است

5 - چشم روشنی در هنگام مرگ

روزی حارث همدانی به حضور علی علیه السلام آمد. امام علیه السلام از علت آمدن او جویا شد. او گفت: عشق و علاقه به شما مرا به اینجا کشانیده است. حضرت در تایید سخن او فرمود: «به خدا همین طور است. هیچ انگیزه ای جز محبت ما تو را به اینجا نیاورده است.» آن گاه علی علیه السلام به عنوان تشکر از اظهار علاقه این دوست صمیمی خویش، به او فرمود: «بدان که هیچ بنده ای از دوستان ما نمی میرد مگر اینکه در هنگام مردن، مرا آن طوری که دوست دارد می بیند و همچنین از دشمنان و مخالفین ما هم کسی نمی میرد تا اینکه در هنگام مرگ، در حالی که دلش نمی خواهد، مرا می بیند و شرمنده می شود.» (7)

ای که گفتی فمن یمت یرنی

جان فدای کلام دل جویت

کاش روزی هزار مرتبه من

مردمی تا بدیدمی رویت

 

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: «هر کس ما اهل بیت را دوست داشته باشد، ایمان او مفید بوده و اعمالش مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، اما اگر کسی محبت ما اهل بیت را در دل نداشته باشد از ایمان خویش بی بهره بوده و کارهای نیک و اعمال دینی او مقبول نخواهد بود، گرچه روزها روزه گرفته و شب ها به عبادت بپرازد»

6 - دادرسی در سخت ترین لحظات

امام علی علیه السلام در حدیث دیگر به حارث فرمود: «لینفعک حبنا عند ثلاث: عند نزول ملک الموت و عند مسالتک فی قبرک و عند موقفک بین یدی الله؛ (8) [ ای حارث!] دوستی و محبت ما اهل بیت در سه جای مهم و سرنوشت ساز برای تو سود خواهد داد: هنگام نازل شدن فرشته مرگ و موقعی که در قبر مورد سۆال و بازخواست قرار می گیری و زمانی که در روز قیامت در مقابل پروردگار ایستاده باشی

7 - قبولی کارهای نیک

اگر انسان تمام کارهای خیر و اعمال نیک را انجام داده، واجبات الهی را به جای آورد، اما از اهل بیت و ولایت و محبت آنان دور باشد، هیچ یک از اعمال و نیکی های او ثمره ای نخواهد داشت.

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: «هر کس ما اهل بیت را دوست داشته باشد، ایمان او مفید بوده و اعمالش مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، اما اگر کسی محبت ما اهل بیت را در دل نداشته باشد از ایمان خویش بی بهره بوده و کارهای نیک و اعمال دینی او مقبول نخواهد بود، گرچه روزها روزه گرفته و شب ها به عبادت بپرازد.» (9) و در کلام دیگری آن بزرگوار به قنبر فرمود: «ای قنبر! به خدا قسم کسی که در دل یقین به ولایت ما خانواده داشته باشد برای او از عبادت هزار سال بهتر است، اگر بنده ای هزار سال خدا را عبادت کند خداوند عبادت او را نخواهد پذیرفت تا اینکه ولایت ما اهل بیت را قبول داشته باشد.» آنگاه حضرت با تاکید بر اهمیت موضوع ادامه می دهد: «اگر بنده ای هزار سال خداوند را عبادت کند و اعمال نیک هفتاد و دو پیامبر را هم به جا آورد، خداوند از او نخواهد پذیرفت تا اینکه ولایت ما را بپذیرد و گرنه خداوند او را به صورت به جهنم خواهد انداخت.

 

پی نوشت ها :

1. ملا محسن فیض کاشانی

2. تحف العقول ،ص 104

3. امالی صدوق، ص 209، مجلس 37.

4. بحارالانوار، ج 8، ص 148.

5. غررالحکم با ترجمه آقا جمال، ج 2، ص 480.

6. تاویل الآیات الظاهرة، ص 642.

7. اعلام الدین دیلمی، ص 448.

8. همان، ص 461.

9.  بصائر الدرجات، ص 364.


- نظرات (0)

ثمر محبت به اهل بیت(علیهم السلام)

اهل بیت
دین جز محبّت نیست

سعید بن یسار گفت: امام صادق علیه السّلام بمن فرمود: مگر دین بجز محبت و دوستى است؟ خداى عزّ و جلّ- مى‏فرماید: بگو اگر شما دوستدار خدائید، پیرو من باشید تا خداوند شما را دوست بدارد ( آل عمران 31 ) (الخصال/ترجمه فهرى/ ج‏1) خداوند متعال مى‏فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ (شوری 23) و امیرالمۆمنین سرور ذوى القربى است. (كشف الیقین/ ترجمه آژیر)  و دین جز دوستی خدا و محبت اهل بیت، چیز دیگری نیست و این دوست داشتن امری فراتر از یک احساس است.

 رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: خدا را دوست دارید به خاطر نعمت‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم.(علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى  ج‏1 ) رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: كسى كه مى‏خواهد به ریسمان محكم خدا كه حضرتش در قرآن از آن یاد كرده چنگ بزند باید على بن ابى طالب علیه السّلام و حسن و حسین علیهماالسّلام را دوست بدارد چه آنكه خداوند متعال از فوق عرش این دو را دوست دارد.(كامل الزیارات/ترجمه ذهنى تهرانى)     

 

محبت به اهل بیت به چه معناست؟

امام صادق علیه السّلام فرمود: دوستان ما سه گروهند: گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏كنند و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن. و اینان دوستان درجه یك ما هستند، اینان آب زلال و گوارا نوشیدند و به تأویل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل كردند. و اینان گروه طراز اول هستند، فقر و نیازمندى و بلاهاى گوناگون سریعتر از تاختن اسب بر سر ایشان بتازد، سختى و تنگدستى آنان را فراگیرد و لرزان شوند و دچار فتنه گردند و زخمى و به خون خود غلطان در هر سرزمین دورى پراكنده شوند. به بركت وجود آنان خداوند بیمار را شفا دهد و فقیر را توانگر كند و به بركت آنان شما یارى شوید و باران بر شما ببارد و روزى نصیبتان گردد، آنان از نظر تعداد كم هستند ولى به منزلت و اهمیّت نزد خدا، بزرگ باشند.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: خدا را دوست دارید به خاطر نعمت‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم

گروه دوم كه مرتبه پایین‏اند، ما را در عیان دوست دارند و شیوه پادشاهان را در پیش گرفته‏اند. زبانشان با ماست و شمشیرشان علیه ماست. گروه سوم كه مرتبه میانه به شمار مى‏آیند، ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏نمایند. به جان خودم سوگند! اگر ما را [صادقانه‏] در باطن دوست مى‏داشتند بدون اینكه آن را آشكار اظهار نمایند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مى‏دیدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارى‏اند.

آن مرد عرض كرد: [با این توضیحات‏] من در شمار دوستداران شما در عیان و نهان هستم. امام صادق علیه السّلام فرمود: دوستداران ما كه هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عیان ویژگی هایى دارند كه به وسیله آنها شناسایى مى‏شوند. آن مرد عرض كرد: آن نشانه‏ها چیست؟ امام علیه السّلام فرمود: چند نشانه است: نخست آن كه یكتاپرستى را به خوبى فهمیده‏اند و به دانش یكتاپرستى به طور كامل دست یافته‏اند و پس از آن به ذات و صفات او ایمان دارند، سپس حدود ایمان و حقایق و شروط و تأویل آن را به دست آورده‏اند. (تحف العقول/ترجمه حسن زاده) و این است محبت حقیقی و راستین به اهل بیت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نه صرف احساسی زودگذر و ناپایدار.   

از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏كند كه فرمود: محبت من و خاندانم در هفت جا كه هراس آنها بزرگ است، سود مى‏دهد: موقع مردن و در قبر و در هنگام برخاستن از قبر و هنگام گرفتن نامه اعمال و نزد حساب و نزد میزان و نزد صراط

ثمر محبت به اهل بیت (علیهم السلام )

مردى خدمت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله آمد و عرض كرد: آیا محبّت على براى من نفعى دارد؟! فرمود: واى بر تو! هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته، و هر كس خدا را دوست بدارد خدا او را عذاب نمى‏كند. (أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم ) 

اسحاق بن عمّار نقل كرده مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: معنى آیه شریفه (آیه 245 از سوره بقره) «كیست آنكه به خدا وام دهد، وام نیكوئى، پس خداوند آن را براى او چندین برابر كند» چیست؟ فرمود: اظهار محبّت و نیكى كردن به امام است. (پاداش نیكیها و كیفر گناهان/ترجمه ثواب الأعمال) 

حضرت على بن الحسین(علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏كند كه فرمود: محبت من و خاندانم در هفت جا كه هراس آنها بزرگ است، سود مى‏دهد: موقع مردن و در قبر و در هنگام برخاستن از قبر و هنگام گرفتن نامه اعمال و نزد حساب و نزد میزان و نزد صراط. (الخصال/ترجمه جعفرى/ج‏2)

 رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روزى به یكى از اصحابشان فرمودند: اى بنده خدا حب و بغض در راه خدا داشته باش و براى خدا محبّت و دشمنى نما چه آن كه به ولایت حقّ تعالى نخواهى رسید مگر به همین و اساسا احدى طعم و مزه ایمان را نمى‏چشد مگر چنین باشد اگر چه نماز و روزه‏اش بسیار باشد و اكثر دوستى‏هاى مردم با هم دنیایى است، به خاطر دنیا و شئون آن با هم مودّت ورزیده و یک دیگر را مبغوض مى‏دارند و به طور قطع چنین حبّ و بغضى آنها را از محبّت و دوستى در راه خدا بى‏نیاز نمى‏كند. مخاطب به حضرت عرض كرد: چگونه بدانم كه دوستى و دشمنى من در راه خداى عزّ و جلّ مى‏باشد و اساسا ولىّ خدا كیست تا دوستش داشته و دشمن خدا كیست تا دشمنش بدارم؟ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله اشاره به على علیه السّلام نموده و فرمودند: آیا او را مى‏بینى؟ مخاطب عرض كرد: آرى. حضرت فرمودند: او ولى خدا است پس دوستش بدار و دشمنش دشمن خدا است پس او را دشمن بدار. سپس فرمودند: دوستش را دوست بدار اگر چه قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمنش را دشمن بدار اگر چه پدر و فرزندت باشد.(علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى/ج‏1) و این گونه است که می بایست  مهر و محبتی را در دل راه داد تا ارزش این ودیعه بزرگ الهی را نزد انسان داشته باشد و چه محبتی بالاتر از محبت خدا و دوستدارانش.

منابع:

1.علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى /   ج‏1  

2.الخصال / ترجمه جعفرى /   ج‏2

3.پاداش نیكیها و كیفر گناهان / ترجمه ثواب الأعمال

4. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم

5. تحف العقول / ترجمه حسن زاده

6.كامل الزیارات / ترجمه ذهنى تهرانى

7. كشف الیقین / ترجمه آژیر

8. الخصال / ترجمه فهرى  /  ج‏1  

 




- نظرات (0)

چرا قبله تغییر كرد؟!

در سال دوم هجرت از سوی خداوند متعال ، دستور آمد مسلمانان از سوی "بیت المقدس" بسوی "کعبه " نماز بگزارند. علت این امر آن بود که ، یهودیان نداشتن قبله دیگری را برای اسلام ، نقص شمرده و به جهانی  بودن اسلام باور نداشتند. مسجد ذو قبلتین (دارای دو قبله ) یادگار آن واقعه مهم است.

شب بود و پیامبر در دل تاریكی رو به آسمان كرده بود و با اندوهی كه در دل داشت گویا  در انتظار وحی از سوی پروردگار بود.

فردای آن شب، پیامبر دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بود كه جبرئیل علیه السلام نازل شد و این آیه را از سوی خداوند آورد كه: 

 

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّمَاء فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (بقره 144) 

 

نگریستنت را به اطراف آسمان می بینیم تو را به سوی قبله‌ای که می‌پسندی می‌گردانیم پس روی به جانب مسجد الحرام کن و هر جا که باشید روی بدان جانب کنید اهل کتاب می‌دانند که این دگرگونی به حق و از جانب پروردگارشان بوده است و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست

 

آنگاه آن حضرت را به سوی مسجد الحرام منتقل كرد ،‌مردم نیز حركت كرده و در پشت آن حضرت قرار گرفتند.

این خبر به سرعت در مدینه پیچید ، تا آنجا كه گروهی در یكی از مساجد مدینه نماز ظهر را خوانده بودند و مشغول نماز عصر بودند كه این خبر به آنها رسید آنها نیز در میانه‌ی نماز عصر از سوی بیت المقدس به سوی مسجد الحرام برگشتند.

برگرفته از تفسیر المیزان ، جلد 1

 


- نظرات (0)