سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فرهنگ قسم خوردن

به رنگ خدا

 از جمله امور شایع در جوامع انسانی مساله قسم خوردن، قسم شنیدن و قسم دادن یکدیگر است که متاسفانه جایگاه آن به درستی شناخته نشده است و بعضا مورد سوء استفاده قرار می گیرد. غافل از اینکه قسم خوردن از فلسفه، احکام شرعی و جزائی، آثار تکوینی و اجتماعی متنابهی برخوردار است.

به همین دلیل برنامه "به رنگ خدا" که اختصاص به بررسی سبک زندگی مومنانه باتوجه به آیات نورانی قرآن کریم دارد در هفته جاری ( ۱۵ الی ۲۰ دی ۹۷) با کارشناسی حجت الاسلام سید عباس حسینی باقرآبادی و با توجه به آیه شریفه ۲۴۴ سوره مبارکه بقره فرهنگ قسم خوردن را از منظر دین و روایات بازگو می کند. 

به رنگ خدا به همت گروه معارف‌،‌ قرآن و اهل بیت علیهم السلام رادیو معارف طراحی و تولید می شود که این برنامه با دو تیم برنامه ساز از شنبه تا پنجشنبه به طور زنده ساعت ۱۷:۰۵ به روی آنتن می رود.
روح الله اسماعیلی تهیه و سردبیری ، حمید سوری اجرا ‌ و سعید رحیمی صدابرداری این برنامه را در این هفته بر عهده دارند.


- نظرات (0)

کوثر بودن،

شهادت حضرت زهرا

الگوگیری از زندگی ائمه و معصومین همواره به عنوان یک دغدغه در بین محبان اهل بیت مطرح بوده است. نگاه‌های متفاوتی به این موضوع وجود دارد، برخی به واسطه جایگاه والای معصومین، این الگوبرداری را عملی سخت و بعضا دست نیافتنی می‌دانند و برخی دیگر با ایجاد شبهه‌ای با اشاره به زندگی معصومین در دورانی متفاوت از نظر تاریخی، برنامه‌های عملی زندگی آنها را برای روزگار کنونی مناسب نمی‌دانند. به همین دلیل در گفتگو با دکتر شیرین سیدنیا، کارشناس مذهبی در امور خانواده و تربیت فرزند به بررسی روش‌های عملی برای الگوبرداری از زندگی ائمه و معصومین پرداخته‌ایم؛

تبیان: با گذشت زمان و تغییراتی که در زندگی انسان‌ها به وجود آمده است، امکان الگوبرداری از زندگی معصومین(ع)، همچون حضرت زهرا(س) چگونه امکان پذیر است؟

برای پیروی از زندگی هرکدام از معصومین(ع)، من‌جمله حضرت زهرا(س) نیاز به درک موقعیت آن زمان و شناخت سبک زندگی ایشان هستنیم که با شناخت آن‌ بتوانیم در مسیر الگو‌گیری از زندگی آن بزرگواران قدم برداریم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند، دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.


الگو‌گرفتن از زندگی حضرت زهرا(س) به این معنا نیست که جزییات زندگی ایشان را بررسی کنیم و بخواهیم آن‌ها را با رفتارهای امروز تطبیق دهیم، چراکه اصلاً ممکن است همانند آن رفتارها در زندگی فردی پیش نیاید، و در مسیر او را به این نتیجه برساند که الگو بودن ائمه برای زندگی‌های امروز منتفی است. کار درست این است که بتوانیم سبکی از زندگی ایشان را دریافت کرده که باگذشت زمان پیروی کردن از آن سبک و سیاق، امکان پذیر باشد.

تبیان: با توجه به تعریفی که برای الگوگیری از زندگی معصومین (ع) فرمودید، بارزترین ویژگی‌هایی که در سبک زندگی حضرت زهرا(س) مشهود بود را معرفی بفرمایید.

بارزترین ویژگی سبک زندگی حضرت زهرا(س) کوثر بودن ایشان است. "کوثر" از نظر لغوی به معنای خیر کثیر، یعنی چیزی که کثرت و خیر آن بی‌نهایت و تا آخرت ادامه دارد، است. در مقابل کوثر "ابتر" قرار می‌گیرد. خداوند در سوره کوثر خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: "من کوثر را به تو دادم و دشمنان تو که این کوثر را ندارند، ابتر هستند."  ابتر یعنی کوتاه،بریده‌ به‌طوری‌که هرچه دارند محدود به همین دنیا بوده و یافته‌هایشان به آخرت کشیده نمی‌شود.

با این نگاه خواهیم دید که همه رفتارهای حضرت زهرا(س) مبنی بر کوثر، خیر کثیربودن ایشان بوده است. کوثری بودن زمانی حاصل است که وصل به خیر بی‌نهایت، یعنی وصل به خداوند باشد. پس مبنای رفتار و اسلوب حضرت زهرا (س) خدایی بوده است. غیر از رضایت خدا در رفتار ایشان نبوده، از فاطمه(س) عیناً همان رفتاری سر می‌زند که خداوند می‌خواهد. مبنای زندگی‌ حضرت اطاعت همه‌جانبه از شریعت خداوندی بوده که توسط پیامبر خدا(ص)، ارائه‌شده است.
نتیجه این اطاعت آن‌گونه می‌شود که حب و بغض قلبی زهرا (س)، مظهر رضایت و غضب الهی می‌شود و این موضوعی است که همه انسان‌ها، اعم از مردان و زنان جامعه می‌توانند از آن الگوبرداری داشته باشند.

چگونه می‌توان کوثری زندگی کرد؟

این‌که رفتار حضرت زهرا(س) بر مبنای اطاعت خداوند بوده و حب و بغض قلبی حضرت با چیزی جز رضایت خداوند قابل سنجش نبود، جنسیت بردار نیست؛ هرکسی می‌توانند از این سبک الگوبرداری داشته باشند. در حیطه عمل در زندگی خود نگاه کنیم. ببینیم هر عملی که می‌خواهیم انجام دهیم، هر فکری می‌خواهیم داشته باشیم و هر حالی که بخواهد در قلب ما بگذرد، در شرایطی که اگر حضرت زهرا (س) کنار ما بودند،  بازهم همین رویه را ادامه می‌دادیم؟ همین می‌تواند حلقه اتصالی بین ما و حضرت زهرا(س) و زمینه‌ای برای کوثری شدن ما باشد.

حق‌مدار بودن، جنسیت‌بردار نیست

بُعد دیگر شخصیت حضرت زهرا(س)، حق‌شناسی ایشان بود. در تمام زوایای زندگی خود نگاه می‌کردند حق با چه کسی و کجاست. تا پای جان از حق پیروی می‌کردند و مدافع حق بودند. این سبک زندگی هم چیزی است که ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، اگر قرار باشد حضرت الگو باشند چه زن و چه مرد می‌توانند ایشان را مبنای رفتاری خود قرار دهند.

تبیان: از چگونگیِ ارتباط حضرت زهرا(س) با پیامبر اکرم(ص) بفرمایید.چگونه می‌شود که یک دختر، مادر پدر خود باشد؟
ایشان به‌واسطه خیر کثیری که در وجودشان جریان دارد، خیلی بیش از یک فرزند معمولی، رفتار می‌کنند. در رابطه با پدر، آن‌چنان کوثری و خدامدارانه برخورد می‌کنند که گویا مادر پدر خود هستند. در ظاهر رابطه دختر و پدری است اما نوع رفتار، فراتر از این رابطه است که البته این معنایی از ظاهر معنای کنیه"ام‌ابیها" می‌باشد. 

آرامش‌دهی یک دختر به پدر

حضرت زهرا(س) باوجود سن کمی که داشتند، چنان منبع مهربانی و عطوفت بودند که بعد از وجود حضرت خدیجه(س)، کسی جز ایشان التیام‌بخش زخم‌ها و مرهم دردهای پدر نبود. چه مهربانی و آرامشی از این بالاتر داریم که دختر خانواده چنین اثرگذاری داشته باشد؟

اوج زیبایی رابطه دختر و پدر

حضرت زهرا (س) رفتار بسیار مؤدبانه و محترمانه با پدر داشتند. ما به عنوان پیروان مکتب فاطمی، باید توجه داشته باشیم که شکل‌گیری این روابط عاطفی در خانواده را بین همه اعضای خانواده داشته باشیم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند؛ دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.

مرد و زن هر دو باید بهترین کمک بر طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.


دختران ما به‌واسطه جنس لطیف و سن نوجوانی و جوانی، می‌توانند در خانه شادی‌آفرین باشند، به‌گونه‌ای رفتار کنند که وقتی پدر از راه می‌رسد، خوشحال باشد که دختری در منزل دارد. به نحو احسن با ابراز ادب و مهربانی نسبت به پدر، گردوغبار خستگی و  مشغله کار بیرون را از جسم و روح پدر خارج کنند. به استقبال از پدر بروند. روبوسی کردن با پدر، دست نوازش بر سر و روی پدر کشیدن، همه این‌ها در آرامش‌دهی به پدر بسیار مهم و مؤثر است.

ناگفته نماند که دخترخانم‌ها در امور زندگی از مادر الگوبرداری می‌کنند، بنابراین در درجه اول باید مادران الگو باشند، به‌گونه‌ای که روح محبت و تسلیم و ارادت و احترام توسط مادر در خانه جریان پیدا کند.

تبیان: سبک زندگی همسرداری حضرت زهرا(س) چگونه بود و در چه موارد همراه و مطیع همسر بودند؟
مردها نیاز دارند که از سوی اعضای خانواده، مخصوصاً همسرشان حمایت شوند. این حمایت را در زندگی حضرت زهرا(س) نسبت به همسر خود می‌بینیم. ایشان به‌واسطه ویژگی کوثری بودنشان، تا پای جان از امیرالمؤمنین علی(ع) حمایت کردند.

بهترین همراه در طاعت خداوند

اوایل ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین علی(ع)، پیامبر (ص) از امیرالمؤمنین (ع) می‌پرسند: همسرت را چگونه یافتی؟ حضرت علی (ع) می‌فرمایند: "نعم العون علی طاعة الله: بهترین کمک بر طاعت خدا بودند." مسلما کسی که مقید به اطاعت از خداوند است، اطاعت از همسر که خواسته خداوند است هم انجام می دهد.

این نیز الگویی برای زندگی امروز برای همه مردان و زنان است. مرد و زن هر دو باید بهترین کمک در طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.

آن‌وقت شما ببینید خانمی که اسباب غیبت را در منزل فراهم می‌کند، چطور می‌تواند بهترین کمک بر طاعت خداوند برای همسرش باشد؟ خانمی که اسباب دل‌نگرانی، ناراحتی، دلخوری را در زندگی فراهم کرده، یا شرایط را برای توجه به بعد عبادی در خانواده فراهم نمی‌کند، با خواسته‌های ان‌چنانی زندگی را بر شوهر تنگ می‌کند، چگونه می‌تواند زندگی فاطمی داشته باشد؟ او نمی‌تواند بگوید الگوی من فاطمه زهرا (س) است هرچند نماز بخواند و حجاب داشته باشد.

از فرمایشات حضرت زهرا (س) است که می‌فرمایند: خواسته‌ای از علی (ع) نداشتم که او را شرمنده کنم. این خود مهم‌ترین الگو در حیطه همسرداری است. آیا خانم‌های ما این‌چنین هستند؟

 اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست


من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!

ایشان در اوایل زندگی خدمت حضرت رسول‌خدا (ص) رسیدند و سؤال کردند: ما کارها را باید چطور انجام دهیم؟ پیامبر(ص) دستور دادند کارهای داخل منزل با زهرا(س) و کارهای خارج از منزل برای علی(ع) باشد و هر دو این دو بزرگوار از این تقسیم‌کار راضی بودند.

حضرت زهرا (س) اعتراض نکردند و نگفتند که: "من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!" چراکه به‌یقین می‌دانستند که این تقسیم، متناسب با ساختار روحی و جسمی زن و مرد است. آن ظرافتی که جسم زن دارد منزل را می‌طلبد و با مقاومتی که جسم مرد دارد، کارهای بیرون از منزل برای او راحت‌تر است.

اسلام با فعالیت اجتماعی زن مخالفتی ندارد

حضور زن در جامعه مورد مخالفت اسلام نیست. حضرت زهرا(س) در عین این‌که همسرداری و بچه‌داری می‌کردند، کلاس قرآن هم داشتند و به زنان قرآن آموزش می‌دادند.

اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست، وگرنه با ارائه یک نسخه کلی نمی‌توان معیار مشخصی برای همه خانواده‌ها بیان کرد.
اگر زنان مؤمن جامعه رضایت خداوند را در اهداف خود در نظر داشته باشند، آن‌وقت است که هر شغلی را انتخاب نکرده و کنار هرکسی کار نخواهند کرد. وارد محیط‌های مردانه‌ای که آسیب‌های بالایی برای عفاف آنان دارد، نمی شوند.

رازدار اسرار خانواده‌ات باش

نکته دیگری که در همسرداری حضرت زهرا(س) قابل‌توجه بوده، رعایت اسرار خانواده است. در روایت داریم که در حالی که آثار ضعف و گرسنگی در چهره ایشان مشاهده می‌شد، خدمت پدر بزرگوارشان رسیدند اما با رعایت حال همسر و حفظ اسرار خانواده و شوهر، چیزی به پدر خود نگفتند.

چیزی به نام درد و دل کردن در اسلام نداریم

ما چیزی به‌عنوان درد و دل کردن در اسلام نداریم. درد و دل کردن با مادر و خواهر و دوست و... مشکلات را که حل نمی‌کند هیچ، به دنبال آن باب غیبت، ناراحتی و افسردگی باز می‌شود. راه رها شدن از مشکلات و رسیدن به آرامش تنها یک‌چیز است؛ در هر عصر و زمانی امام زمان(ع) مشکل‌گشای آن زمانه است. ما هم که در عصر غیبت به سر می‌بریم همین شیوه را می‌توانیم داشته باشیم. چه کسی است که صادقانه سراغ امام زمانش رفته و با او حرف بزند و جوابی نگیرد؟ همه عالم تحت مدیریت امام زمان (عج) صورت می‌گیرد. امکان ندارد کسی به امام خود رجوع کند و امام پاسخ ندهند.

بدون چشم‌داشت محبت داشتن به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

از حضرت ولی‌عصر بخواهیم که افراد صدیق و کاردان و مؤمنی را در راه ما قرار داده تا با مشورت گرفتن از آن‌ها، مسائل ما حل شود.

زنان مأمن آرامش همسران هستند

در قرآن کریم خداوند می‌فرماید: "و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة؛ برای شما از جنس خودتان زوج‌هایی آفریدیم که مایه آرامش شما هستند و در میان شما مودت و رحمت آفرید."

وقتی پیمان و عقد زوجیت خوانده می‌شود، مودت و رحمت بین زن و شوهر به وجود می‌آید که در کانون آن سکنی و آرامش از طرف زن برای مرد حاصل می‌شود. منتهی در مسیر زندگی خودشان ناجوانمردانه این دوستی را از بین می‌برند. "مودت" به معنی دوست‌داشتن به همراه ابراز محبت است و "رحمت" دوست‌داشتن یک‌طرفه و بدون چشم‌داشت است.

محبت داشتن بدون چشم‌داشت به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

غرور مانع محبت کردن است

خداوند قدرت محبت را در درون همه خانم‌ها قرار داده است. دلیل اینکه شاهد هستیم در انتشار این محبت نسبت به همسران خود کوتاهی می‌کنند،غرور بی‌جا است. این درحالی‌ است که در مقابل شوهر غرور‌داشتن معنایی ندارد.

مصادیق اطاعت‌پذیری از همسر

در فرمایشی از حضرت علی (ع) است که: "فاطمه در هیچ امری قدمی خلاف میل باطنی من برنداشت. هرگاه به رخسارش نگاه می‌کردم تمام غصه‌ها و دردهایم برطرف شده و برای من مرهمی بود." این‌ها همه در حالی بود که حضرت زهرا (س) همسری داشتند که دائماً همراه رسول خدا در جنگ بوده و اداره کل امور خانه و فرزندان برعهده حضرت زهرا (س) بود.

از مصادیق دیگر اطاعت‌پذیری حضرت زهرا (س) از همسر، لحظه شهادت ایشان است. در روزهای آخر حیات شریف حضرت زهرا(س)، خلیفه اول و دوم مرتب می‌آمدند و می‌خواستند با حضرت زهرا (س) ملاقات داشته باشند. در ابتدا حضرت زهرا(س) آن‌ها را راه نمی‌دادند. این دو برای وساطت خدمت حضرت علی (ع) رفته و ایشان را واسطه قراردادند. وقتی امیرالمؤمنین خدمت حضرت زهرا(س) آمدند و خواستند که اجازه این ملاقات را بدهند، حضرت زهرا(س) در جواب ایشان می‌فرمایند: "خانه از آن شما و من همسر شما و در اختیار شما هستم، آنچه خود صلاح می‌دانید عمل کنید!" حضرت در اوج ناراحتی خود را تسلیم همسر خود می‌کنند.

تبیان: در محور تربیت فرزندان، چه مؤلفه‌هایی از سبک زندگی حضرت زهرا(س) را می‌توان به عنوان الگو معرفی کرد؟
ایشان از همان مبنای خیر کثیری که داشتند، فرزندان خود را تربیت کردند. چیزی از فرزندان خود نخواستند که خود نبوده باشند و این خود اصل اساسی تربیتی است؛ "بچه‌ها آن چیزی می‌شوند که می‌بینند، نه آنچه می‌شنوند." وقتی می‌بینند مادر چگونه است همان می‌شوند.

حضرت برای فرزندان‌شان شوق بندگی و خضوع در برابر خداوند را نهادینه کرده بودند. همین‌که بچه‌ها می‌دیدند مادر چگونه در تنظیم و مدیریت زندگی، برای عبادت برنامه‌ریزی می‌کند و در وقت نماز، این عبادت را بر تمام کارها ارحج می‌داند، تربیت است. مادر که عابد باشد و عبادت را درست انجام دهد، بهترین راه برای پرورش بعد عبادی فرزندان است.

مهم‌ترین مصداق عبادت، نماز است

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.  

بچه‌ها را از فیوضات محروم نکنیم

رفتار دیگری که حضرت در مسیر تربیت عبادی فرزندان به کار می‌بردند این بود که هیچ‌گاه در موضوعات مختلف عبادی بچه‌ها را محروم نمی‌کردند. در موضوعات و مناسبت‌های مختلف، متناسب با سن فرزندان، در مورد آن مناسبت و موضوع خاص به آن‌ها آگاهی می‌دادند. مثلاً در شب‌های قدر و بیدار ماندن و کسب فیوضات در این شب‌ها، برنامه زندگی را به شکلی برنامه‌ریزی می‌کردند که بچه‌ها در طول روز استراحت داشته باشند، شب‌ها غذای سبک تهیه می‌کردند و خلاصه اسباب کسالت و خواب‌آلودگی برای شب‌زنده‌داری را مرتفع می‌ساختند.

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.


 مادری که با چنین برنامه‌ریزی و تدبیری شب احیا فرزند خود را می‌نشاند، با او حرف می‌زند، دست بچه را بالا را می‌گیرد و می‌گوید: "دعا کن، تو پاک هستی و امشب شب دعا است. دعاها در این شب مستجابت می‌شود."در مسیر تربیت، الگویش حضرت زهرا(س) بوده و موفق خواهد بود.

مراقب شخصیت‌سازی‌های فرزندان باشیم

مورد دیگر که حضرت زهرا(س)، در تربیت فرزندان به آن توجه داشتند، توجه به شخصیت‌سازی آن‌ها بود. بسیاری از ابعاد شخصیت اصلی بچه‌ها در شش‌سالگی شکل‌گرفته و نهادینه می‌شود و با توجه به اینکه قسمت اعظم این ساعات را کودک با مادر سپری می‌کند، شخصیت توسط مادر شکل‌گرفته می‌شود.

در زندگی و مسیر تربیتی حضرت زهرا (س) می‌بینیم که ازآنجایی‌که ایشان خود کوثر بودند، فرزندان را کوثری پرورش دادند، یعنی فقط به دنبال اطاعت خداوند بوده، حق مدار بودند و حق مدار پرورش دادند. ظلم‌ستیز بودند و ظلم‌ستیز پرورش دادند. و همه این رفتارها را عملاً  نشان دادند و می‌بینیم که بچه‌ها، امام حسن و حسین و حضرت زینب و ام‌کلثوم، همه این‌ها حق مدار و ظلم‌ستیز هستند. رعایت حق و انصاف را حتی با دشمن خود هم دارند. در جنگیدن هم بی‌انصافی نمی‌کنند. بی‌راهه حرف نمی‌زنند و در همه حال اطاعت از خداوند و رضایت او برایشان در اولویت است.


- نظرات (0)

ازدواج هم‌زمان دو خواهر

ازدواج

پرسش
آیا ازدواج هم‌زمان با دو خواهر قبل از اسلام در ادیان دیگر جایز بوده است؟
پاسخ اجمالی
احکام الهی از امور اعتباری هستند، امّا اعتباریات شرعی برخلاف اعتباریات فردی و شخصی که ممکن است امور وهمی و خیالی باشند، ریشه در امور حقیقی دارند و آثاری بر آن مترتب است.[1] بر این اساس و با توجه به باور شیعه که احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند، اگر در یک زمان حکمی نبود و بعد از مدتی حکمی از طرف خداوند جعل شده، جای هیچ استبعادی نیست.
از آیه شریفه: «و [نیز حرام است بر شما] جمع میان دو خواهر کنید مگر آنچه در گذشته واقع شده، چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است»،[2] استفاده می‌شود که حکم حرمت جمع بین دو خواهر پیش از اسلام نبود.
از امام رضا(ع) پیرامون نام کسی را که دو خواهر را هم‌زمان در عقد خود داشت سؤال شد، و آن‌حضرت فرمود: «یعقوب بن اسحاق که حبار و راحیل را هم‌زمان در نکاح خود داشت و بعداً این کار تحریم شد و خداوند این آیه (نساء، 23) را نازل کرد».[3]
پس در دین اسلام به مقتضاى آیه شریفه، نمی‌توان دو خواهر را در عقد ازدواج با هم جمع کرد.
همچنین شخص نمی‌تواند با دو کنیزى که با یکدیگر خواهرند ارتباط جنسی داشته باشد.
عبارت «إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ» در آیه مورد بحث؛ استثنای منقطع است؛ یعنى «لکن خداوند شما را بر آنچه گذشته است، مؤاخذه نمی‌کند»، پس مقصود این نیست که آنچه پیش از نهى انجام داده‌اید مانعى ندارد و ادامه دهید و در این مطلب خلافى نیست. بلکه منظور این است که همانگونه که بر اساس برخی نقل‌ها یعقوب – بدون آنکه گناهی انجام دهد – همزمان با دو خواهر ازدواج کرده بود، خداوند شما مسلمانان را نیز بر ازدواج‌های همزمانی که قبل از ابلاغ این دستور انجام داده‌اید، مؤاخذه نخواهد کرد.[4]

پی نوشت:
[1]. ر.ک: «حقیقی یا اعتباری بودن تأکید بر دست راست»، سؤال 9851.
[2]. «وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً»؛ نساء، 23.
[3]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج‏ 1، ص 242، ‏تهران، نشر جهان‏، چاپ اول، 1378ق‏.‏
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏5، ص 96، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.


- نظرات (0)

راز طولانی بودن عمر علما

روحانیت
شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است. به طور مثال متوسط عمر ایرانیان 70 سال اعلام شده است که معمولا اگر مانعی مثل بیماری برای علما به وجود نیاید، بیش از این میانگین عمر می‌کنند. باید دانست چه فاکتورهایی در افزایش عمر علما مؤثر است؟ آیا آن‌ها اکسیر خاصی را در اختیار دارند؟ 

با توجه به اینکه همه انسان‌ها به عمر طولانی علاقه‌مندند و دانشمندان به جهت پاسخ به همین کشش ذاتی بشر، سالیان سال درباره فاکتورهای افزایش عمر به تحقیق و پژوهش پرداخته‌اند، بررسی علل و اسباب طولانی شدن عمر اهمیت پیدا می‌کند.

فاکتورهای افزایش عمر در پژوهش‌های علمی 

امروزه پژوهش‌های علمی زیادی درباره فاکتورهای مؤثر در افزایش طول عمر انجام شده است. معمولاً فاکتورها در ارتباط با دو جنبه جسمانی و روانی انسان و به‌صورت سلبی و ایجابی مطرح می‌شوند که البته عوامل افزایش سلامت جسم در این تحقیقات بیشتر به چشم می‌خورد. مثلاً گفته می‌شود اغذیه مقوی، ورزش، خواب به‌موقع و یا پرخوری نکردن، ترک سیگار و الکل در افزایش طول عمر مؤثر است.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

اما فقط سلامت جسم در افزایش عمر کافی نیست و باید روان انسان نیز در آرامش و سلامتی باشد. در این رابطه عواملی ازجمله شاد بودن، ارتباط اجتماعی مناسب، مطالعه و امید به زندگی مطرح شده است.

مثلاً "شیجاکی هینوهارا" پزشک ژاپنی که در سال 1911 متولد شد و تا امروز حدود 105 سال عمر کرده است، مؤلفه‌هایی برای طولانی شدن عمر خودش ذکر می‌کند. او دراین‌باره می‌گوید: "درد و رنج و نگرانی را از یاد ببرید؛ تنها راه فراموشی درد و رنج، در "خوشبختی" نهفته است، باید عمیقاً به این مسئله اندیشید. به مسائل مادی زیاد فکر نکنید، فراموش نکنید که شما در هنگام مرگ چیزی با خود نمی‌برید."

و یا  "تحقیقات دانشگاه ییل از یک جامعه آماری متشکل از سه هزار و ۶۳۵ نفر که همگی بالای ۵۰ سال سن داشتند نشان می‌دهد که کتاب‌‌خوان‌ها نسبت به کسانی که کتاب نمی‌خوانند تقریباً دو سال بیشتر عمر کرده‌اند."

تاثیر سبک زندگی دینی بر افزایش عمر

اگر سبک زندگی علما را بررسی کنیم، خواهیم دید پرهیز غذایی مناسب، مطالعه زیاد، دل نبستن به دنیا و... بسیار رعایت می‌شود، ولی این فاکتورها تنها عوامل مؤثر در افزایش عمر آن‌ها نیست.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف رئیس مؤسسه علمی – فرهنگی بهداشت معنوی، درباره تأثیر پایبندی به سبک زندگی دینی در افزایش طول عمر در مصاحبه با تبیان می‌گوید: "برای انسان باید سه لایه جسمی، روانی و روحی در نظر گرفت. جسم که تکلیفش مشخص است، روان، شامل احساسات، افکار و ذهنیات ما می‌شود و روح نیز بعد معنوی وجود ما بوده و هسته اصلی حیات بشر از همین جنبه روحی و معنوی تشکیل‌شده است. یعنی جسم ما تا زمانی زنده است که روح ما باقی باشد و جسم را همراهی کرده و آن را تدبیر کند. دستورات دینی برای هر سه سطح وجودی انسان سازنده است. برای بعد جسمانی،  دین پرهیزکاری‌هایی در مسائل خوردوخوراک، خواب‌وبیداری یا حتی سحر و بین الطلوعین بیدار بودن مطرح ساخته که البته این‌ها از نظر علم پزشکی هم خواصش ثابت شده است.

در حقیقت مسائل اخلاقی بعد روانی انسان را پشتیبانی می‌کنند. مثلاً حسادت نکردن یا چشم به دیگران نداشتن در آرامش روانی مؤثر است؛ چراکه حرص و آزمندی روان ما را به هم می‌ریزد و هیجانات ما را نامنظم می‌کند. برنامه‌های اخلاقی دین روان ما را تا حد زیادی متعادل می‌کند. از همه مهم‌تر بعد روحی، عبادی و ارتباط با خداست که روح ما را تغذیه می‌کند. تجربه‌های معنوی، انس باخدا و نیایش باعث می‌شود که روح انسان قوی و نیرومند باشد و زمانی که روح نیرومند شود جسم را تدبیر می‌کند و با خودش حمل می‌کند، هرچند جسم پیر شده باشد."


دکتر احمد عابدی، استاد عرفان، فلسفه و فقه حوزه و دانشگاه درباره ارتباط تقویت بعد روحانی بشر با افزایش عمر علما به رسانه‌ها می‌گوید: "اگر کسی روحش با نشاط بود، مثلاً ذکر زیاد گفته، نماز شب خوانده، بدنِ چنین فردی، خیلی خوب می‌تواند کار کند. اما اگر کسی روحش کسل بود، مثلاً دعا نمی‌خواند، ذکر نمی‌خواند، چنین کسی این کار ظاهری را هم نمی‌تواند بکند. این‌که می‌بینیم مراجع تقلید زیاد عمر می کنند به همین خاطر است. وقتی‌که روح بانشاط است و باخدا و با معنویت است، بدن را می‌کشد. یعنی روح روی بدن اثر می‌گذارد و درنتیجه بدن، خیلی کار می‌کند. عکسش هم همین‌طوراست."

 

رابطه عقل بشری با دستورالعمل‌های دینی

بنابراین گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

البته برخی از دستورالعمل‌های طول عمر شاید در چارچوب دستاوردهای علمی حال حاضر قابل ارزیابی نباشد، به طور مثال در کتب دینی، "شادکردن دل پدر و مادر" و یا "صله رحم" از عوامل افزایش طول عمر ذکر شده است، اما بدون شک علما و چهره های دینی توجه خاصی به این دستورات داشتند و به آن پایبند بودند.

بنابراین طولانی بودن عمر اندیشمندان دینی، برخاسته از اکسیری خاص یا دستورالعمل پیچیده‌ای نیست، بلکه پایبندی علما به دستورالعمل‌های عقلی و دینی و سبک زندگی سالم چه ازلحاظ جسمی و چه روحی آن‌ها را متمایز از دیگران کرده است. این نوع سبک زندگی ساده و عاری از تعلقات مادی، آرامش را در روح و روان انسان نهادینه می‌کند و آرامش ضامن افزایش طول عمر است.


- نظرات (0)

دردسرهای بعدمرگ


مجالس ترحیم، مجالس ختم، تشریفات ختم،
هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که برگزاری مراسم ترحیم و ختم چقدر هزینه دارد؟ هزینه غسل، سنگ قبر معمولی، مداح و اکو، مسجد، نماز میت، اعلامیه ترحیم،‌ پارچه اعلام همدردی همه از هزینه‌های هنگفتِ مردن است که برای ورثه دردسرهای زیادی دارد. امروزه شاید بتوان گفت که مراسم تدفین از مراسم عروسی پر هزینه تر شده، که این هزینه ها مصیبت خانواده عزادار را دو چندان کرده است.

تسلیت و تعزیت، سنتی عمومی در میان همه ملل جهان است. تسلی دادن به معنای آرامش بخشیدن به شخص مصیبت‌زده است، که باعث کم شدن اندکی از فشار مصیبت و فقدان از دست دادن عزیزی می شود .

مراسم ختم از جمله رسومات پسندیده و حکیمانه در شرع مقدس اسلام است و در منابع دینی سفارش زیادی به شرکت در مراسم تشییع اموات و دلداری به بازماندگان شده است. اما در این زمان، این آیین پسندیده که جهت تسلیت به بستگان متوفی، می باشد؛ تبدیل به غم و اندوه مضاعف، و آلوده به منکراتی شده و از جهاتی از مبانی اسلام فاصله گرفته است. 
 
هزینه های مجلس ترحیم
البته بر این هزینه ها، هزینه پخت و پز برای میهمان هایی که به خیال خود برای تسلی دادن چند روزی را در خانه متوفی سکنی می گزینند اضافه کنید!
بدین ترتیب خانواده‌ی مصیبت زده ی داغدار، هم باید داغ عزیز از دست رفته‌ خود را تحمل کرده و هم چند روزی برای تسلی دهندگان غذا تهیه کنند! که از نظر آموزه‌های اسلام، تحمیل هزینه پذیرایی از مردم بر مصیبت‌زده، از سنت‌های غیرعقلانی است.

آیا غذا خوردن در منزل صاحب مصیبت حرام است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: برخی از فقیهان شیعی به دلیل برخی از روایات، می‌گویند: غذا خوردن در منزل متوفی در سه روز اول فوت متوفی، کراهت دارد و یا حداکثر خوردنش اشکال دارد.

 

رسم ایران قدیم برای شرکت در مجلس ختم

جا دارد به سنت خوبی که در برخی از مناطق کشور مرسوم بوده و شایسته است در همه جا گسترش یابد اشاره کنیم.
رسم قدیم ایران نیز چنین بوده است که تا هفت روز از خانه صاحب عزا دودی بلند نمی شده و بستگان و همسایگان برای آنها غذا می بردند و اجازه می دادند آنها در خلوت و آرامش به دلتنگی و عزاداری خود برسند . 

در این صورت اگر می خواهید طبق رسوم گذشته برخورد کنید و این برخورد را مناسب می دانید یکی از بهترین کارها کمک به صاحبان عزا در پذیرایی و یا ارسال مبلغی به عنوان کمک برای برگزاری مراسم است جالب است بدانید این آیین همچنان در میان اقوام لر و بختیاری ایران مرسوم است.

سابقاً در منطقه گیلان معمول بود که اگر شخصی فوت می کرد؛ به خلاف روش و سنتی که در سایر مناطق ایران متداول است برای مدت یک هفته تمام تسهیلات زندگی را برای بازماندگان متوفی تدارک می‌دیدند تا صاحب عزا مزاحمتی جهت مجالس ترحیم احساس نکند، بدین ترتیب که همسایگان و بستگان متوفی  هر روز شام و ناهار تهیه کرده و به خانه عزادار می‌فرستادند و از تسلیت گویندگان و عزاداران پذیرایی می‌کردند و به صاحبان عزا علاوه بر رنج از دست دادن عزیز خود، رنج پذیرائی از مهمانان که معمولاً کم هم نبودند اضافه نمی‌شد.

بدین‌ترتیب مدت یک هفته در خانه صاحبان عزا و داغدیدگان، به اصطلاح محلی برنجی خیس نمی‌شد و دودی از آشپزخانه آنها بلند نمی شد .

 زمانی که جناب جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. پیامبر اکرم از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) خواست که به نزد اسماء، همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند.


آداب و رسوم کنونی برخی شهرهای ایران

از آداب و رسوم مردم شهرستان «اهر» در ختم اموات این است که همسایگان، اهل فامیل و آشنایان، سه روز مخارج عزاداری را تقبّل می کنند و کمک حال فرد صاحب عزا می شوند. زنان نیز برای فرد مصیبت دیده، مواد غذایی از جمله خرما، تخم مرغ و کره و کلّه قند تهیه می کنند و برای صاحب عزا، می آورند.

در کرمان شرکت کنندگان در مجلس هفتم برای صاحبان عزا به رسم احترام و برای کمک در تأمین مخارج مراسم، کله قند و چای می بردند. به نوشته پورکریم ترکمن های اینجه برون یک روز پس از خاکسپاری هدایایی چون کله قند و پارچه و برّه برای صاحبان عزا می بردند.

در کردستان از مهمانان در مسجد و خانه فقط با آب خنک پذیرایی می کنند و دعوت از آنان برای صرف غذا معمول نیست. قبلاً در کردستان مرسوم بود که روز سوم خانواده میت به زنانی که بر سر مزار حضور داشتند، کلوچه می دادند. به نوشته پورکریم ترکمن ها از مهمانان با آبگوشتی به نام «اللّه یُلی» در روز سوم و پنجم پذیرایی می کردند.

در میان کُردها به پیروی از سنّت پیامبر، وابستگان دورتر میّت یا همسایگان او، خانواده متوفی و اقوام نزدیک او را برای صرف غذا دعوت می کنند یا به خانه متوفی غذا می فرستند.


 سنت پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) در مجالس ترحیم

وقتی به تاریخ و فرمایشات پیامبر اکرم و اهل بیت مراجعه می کنیم، سنت غنی اسلام را مخالف این فرهنگ جاافتاده در کشور خود می بینیم!

امام صادق(علیه السلام) در مجلس عزاداری وارد شده و خطاب به آنان اظهار داشتند: پروردگار، مصیبت وارد شده بر شما را جبران فرماید، به جبران صبر و تحملتان، پاداش خوبی به شما دهد و شخص متوفی را نیز در سایه رحمت خویش قرار دهد. سپس از مجلس خارج شدند. (1) 

در این صورت اگر می خواهید طبق رسوم گذشته برخورد کنید و این برخورد را مناسب می دانید یکی از بهترین کارها کمک به صاحبان عزا در پذیرایی و یا ارسال مبلغی به عنوان کمک برای برگزاری مراسم است جالب است بدانید این آیین همچنان در میان اقوام لر و بختیاری ایران مرسوم است.


این روایت بیانگر آن است که باید مراسم ترحیم را به سادگی برگزار کرد و اقوام و دوستان به ابراز همدردی با صاحبان عزا بسنده کنند و نباید اجازه دهند که در کنار آنها بودن به سبب تسلی دادن، صاحب عزا برای پذیرایی از آنها دچار تکلف و دردسر شود، بلکه باید تلاش کنند که در این مدت، این خانواده‌ها حتی دغدغه طعام خویش را نیز نداشته باشند و خود اطرافیان و بستگان متکفل تهیه غذا برای مصیبت زده شوند.

امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگری می‌فرماید: الاکل عند اهل المصیبة من عمل الجاهلیة و السنة البعث الیهم بالطعام؛ غذا خوردن نزد مصیبت زدگان و با خرج آنان، از رفتارهای جاهلیت است و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرستادن غذا برای مصیبت‌زدگان است.(2)    

براساس حدیث فوق، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنیم. پس از شهادت جعفر طیار، پیامبر اکرم دستور داد سه روز به خانه جعفر غذا بفرستند تا خانواده‌اش جز مصیبت از دست دادن جعفر، دغدغه دیگری نداشته باشند. براساس سنت پیامبر، اگر حتی صاحبان عزا دیگران را برای غذا خوردن در خانه متوفی دعوت کنند؛ شایسته نیست بروند. زیرا غذا خوردن نزد اهل مصیبت زده و در منزلشان از اعمال مردم قبل از ظهور اسلام بوده است.

همچنین در حدیثی آمده: زمانی که جناب جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. پیامبر اکرم از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) خواست که به نزد اسماء، همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند.(3)  

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «سزاوار است همسایگان مصیبت دیده، به جای او سه روز اطعام کنند.» اما امروزه وقتی فردی از دنیا می‌رود؛ نه تنها خویشان، خانواده‌ی متوفی را اطعام نمی‌کنند؛ بلکه خانواده‌ی متوفی مجبور هستند سه روز به دیگران غذا بدهند!

 نظر علما و مراجع

در توضیح المسائل مراجع عظام نیز چنین آمده است: بعد از دفن، مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتی دهند ولی اگر مدتی گذشته است که به واسطه سرسلامتی دادن مصیبت، یادشان می‌آید، ترک آن بهتر است و نیز مستحب است تا سه روز برای اهل خانه میت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

اکنون این سؤال پیش می‌آید که: آیا غذا خوردن در منزل صاحب مصیبت حرام است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: برخی از فقیهان شیعی به دلیل برخی از روایات، می‌گویند: غذا خوردن در منزل متوفی در سه روز اول فوت متوفی، کراهت دارد و یا حداکثر خوردنش اشکال دارد.

پی نوشت:
1- وسائل الشیعه، ج 3، ص 218.
2- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182.
3- من لایحضره الفقیه، ج 1 ص 48، سنن سنن الترمذی، ج 3، ص 323.


- نظرات (0)

تبعات فساد اقتصادی

آتش فشان، عذاب
یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورها که تمامی نظام‌های اقتصادی در هر سطح و رتبه‌ای با آن روبه رو هستند، فساد اقتصادی است چرا که به فراخور این مسئله، از یک سو زمینه‌های بروز نظام طبقاتی فراهم می‌شود و از دیگر سو مسائلی همچون ربا، تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه دامن زده می‌شود.

از این جهت سلامت اقتصادی و عدم وقوع فساد در ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام همواره مورد تأکید قرار گرفته است. بر پایه آموزه‌های قرآن، سعادت ابدی انسان تنها در پرتو یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است که این مسئله در آیات مربوط به ماجرای قوم شعیب(ع) تبیین داده شده است. خداوند در آیات 84 و 85 سوره هود در این باره می‌فرماید:

وَ إِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاكُمْ بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛ و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی نکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.

وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید»

«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال حجاز و جنوب شامات که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور اردن به نام معان خوانده می‌شود و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به بیشه تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است. قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت‌پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاست و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم»در آیه بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم»؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهیددر پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین»؛ و در زمین به فساد نکوشید»فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزان‌ها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم. جملة «لَا تَعْثَوْا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ»بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.

مسئله اقتصادی به قدری نزد خداوند اهمیت دارد که ماجرای قوم شعیب(ع) را در برخی دیگر از سوره‌های قرآن می‌بینیم. آیات 176 تا 190 شعراء نیز از جمله آیاتی است که درباره قوم شعیب و فساد اقتصادی آن‌ها خبر می‌دهد. در انتهای این سری از آیات می‌خوانیم قوم شعیب(ع) به علت بی‌اعتنایی به هشدارهای پیامبر خویش دچار عذاب الهی شد. خداوند در آیه189 همین سوره می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فرا گرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود»

وجود این آیات نمایانگر آن است که فساد اقتصادی تأثیرات منفی فراوانی از بُعد مادی و معنوی بر یک جامعه ایجاد می‌کند لذا می‌توان گفت اقتصاد از ارکان اساسی یک جامعه محسوب می‌شود که در صورت تزلزل آن، پایه‌های هر حکومتی با لغزش اساسی مواجه می‌شود و آن را در آستانه نابودی قرار می‌دهد.  

منابع:
مقاله «مفهوم‌سازی و سنجش فساد اقتصادی از دیدگاه اسلام»، علی اصغر هادوی‌نیاز
تفسیر نمونه
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی


- نظرات (0)

زندگی مهدوی

مهدویت

ارزش‌ها و بینش‌ها در فرهنگ اسلامی حاکی از آن است که منتظر باید تأثیر عملی و عینی انتظار را در رفتار خود بروز دهد. به دیگر سخن در عین پایبندی به باورهای اسلام رویکردی منتظرانه در رفتار وی به نمایش درآید و حرکت وی در جهت تحقق ظهور منجی باشد. بنابراین نمی‌توان انتظار را تفکری صرف دانست؛ چراکه انتظار عملی است توأم با تلاش و جهاد و چشم‌به‌راهی تنها کاری از پیش نخواهد برد. بشر علاوه بر پیکار روزانه حق و باطل باید خود را نیز برای ظهور آماده کند. لذا اولین قدم برای زندگی مهدوی خودسازی است:

پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمی‌تواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد


شیطان از ابتدای خلقت بشر تاکنون فعال‌ترین دشمن انسان و نمایندگان الهی بوده است؛ لذا از مهم‌ترین وظایف و جلوه‌های رفتاری منتظر جهاد با نفس و تهذیب آن است. پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمی‌تواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد. هرگاه بنده‌ای گناه می‌کند نقطه سیاهی در قلبش خانه می‌کند، اگر توجه کرد آن نقطه سیاه کوچ کرده و می‌رود؛ اما اگر گناه را زیاد کرد سیاهی قلب را فرامی‌گیرد و دیگر رستگاری سراغ آن انسان نمی‌آید.[1]

کسی که منتظر حاکمیت عدل است و آماده جنگ با جنود باطل باید ابتدا در سرزمین خود به برچیده شدن باطل کمک کند و در میدان قلبش با جنود جهل مبارزه کند. آیت‌الله بهجت (ره) فرمودند: «اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب این است: چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید؟ او به همین از ما راضی است».[2]

جاروب کن خانه و پس میهمان طلب

بنابراین اگر فرد بنا دارد سهمی در ظهور داشته باشد باید به تهذیب نفس و محاسبه روزانه آن همت گمارد  چنانچه  امام صادق (ع) خطاب به عبدالله جندب می‌فرمایند: «ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را می‌شناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه دارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آن‌ها یافت، به آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوای نگردد». [3]

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود.


معرفت

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود. شناخت در این امر به دو قسم قابل تقسیم است ظاهری و باطنی. اعتقاد به فضائل و واجبات، ویژگی‌های ایشان و وظایف فرد در مقابل امام از شئونات معرفت مهدوی است چنانچه حدیث معروف نبوی بر این امر صحه می‌گذارد: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» اگر کسی بی آنکه امام زمانش را شناخته باشد بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.[4]

جاهلیت مرز تاریخی و زمانی ندارد، بلکه به معنای عدم قبول ارزش‌های اسلامی است. پس فرقی نمی‌کند در  چه زمانی باشد. بنابراین مرز جاهلیت ارزشی، تشریعی، فکری و عقیدتی است. حال کسی که مرگش جاهلی باشد در واقع زندگی جاهلانه‌ای نیز داشته است. فرد منتظر باید این مرز را درنوردد و در زندگی روزانه‌اش از هر ثانیه و ساعت جهت پیشبرد و بالا رفتن معرفتش استفاده نماید. یک از راه‌های ازدیاد معرفت مطالعه و تأمل و تفکر نسبت به مقام ولایت و دیگر شئون امام است. معرفت حدی ندارد به لطف و تفضل الهی دائم ارتقا خواهد یافت، بنابراین از تلاش در این امر مضایقه نکند.

دعا

خداوند با بشارت‌هایی که به حضرت ابراهیم داد نهایتی را برای نجات بنی‌اسرائیل از زیر بار ظلم به‌وسیله منجی ایشان (حضرت موسی) در نظر گرفته بود که آن 400 سال بعد بود ولی راه دعا و تضرع را هم به آن‌ها آموخت تا اگر از اعمال زشتی که داشته‌اند و بی‌توجهی‌هایی که به حجج الهی داشته‌اند به درگاه خداوند توبه نموده و تضرع نمایند ظهور این مصلح جلو می‌افتد. آن‌ها با این آموزش این کار را کردند و شب‌ها گاه به بیابان‌ها می‌رفتند و گریه و زاری می‌نمودند و مجلس دعا تشکیل دادند و به خاطر همین دعاها و تضرع‌ها خداوند از 170 سال باقی‌مانده آن انتها صرف‌نظر کرد و حضرت موسی را برای نجات آن‌ها رسانید[5] .  

پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهم‌ترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شب‌های خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است


زندگی روزانه منتظر باید سراسر دعا به جان حضرت حجت (عج) و تعجیل در ظهور ایشان باشد و از این امر خسته نشود. چنانچه تکرار و اصرار بر دعا اهمیت ویژه‌ای دارد. مرحوم سید ابن طاووس در جمال الاسبوع می‌نویسد: «پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهم‌ترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شب‌های خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است».

صدقه

توصیه‌ی امام حسن عسگری (ع) به فرزند خویش این بود: «... پسرم ! بر تو باد جاهای نهان و دور، همواره در جاهای دوردست و پنهان زندگی کن که هر یک از دوستان خدا، دشمنی خطرناک و مخالفی مزاحم دارد....» [6]

یکی از دلایل غیبت امام عصر (عج) حفظ جان ایشان است چنانچه سلامتی آن بزرگوار برای ما هدیه الهی است. صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است.

سلامت جسم و روح

یکی از مهم‌ترین منابع هر حکومت، منابع انسانی آن است. چنانچه برخی مکتب‌ها در صورت نداشتن این مقوله حتی با تجهیزات عالی دچار شکست شده‌اند. منتظر واقعی با برنامه‌ریزی صحیح باید هم جسم خود را ساماندهی کند هم روح خود را. آمادگی جسمانی برای سرباز آماده‌باش ازجمله‌ی ضروریات است و رکن مهمی محسوب می‌شود. قوای بدنی قوی ورزیدگی جسمی و نیرومندی لازمه‌ی دفاع از آرمان جهانی حکومت مهدوی است. امام خمینی(ره) در این راستا به جوانان می‌فرماید: «مملکت ما همین‌طور که به علما احتیاج دارد به قدرت شما هم احتیاج دارد. این قدرت حرکتی، با ایمان باشد، وقتی زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانه یک ملت است آنچه پشتوانه  یک ملت است آن افراد با ایمان هستند، ورزشکاران با ایمان هستند». [7]

صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است


علاوه بر تحرک، تغذیه نیز امری مهم و ضروری در تقویت قوای جسمی است آنچه شخص در طول زندگی خود باید مورد اهمیت قرار دهد؛حلال خوردن، پاک خوردن است و اینکه علاوه بر کیفیت به کمیت غذا نیز باید اهمیت دهد خداوند می‌فرماید: «فلینظر الانسان الی طعامه» .[8]

در جهت بسترسازی ظهور، تلاش برای این امر یکی از مهم‌ترین مسائلی است که صرف هزینه برای آن کاری بیهوده نیست دیگر عنصر موردتوجه برای جسم علاوه بر بعد باطنی آن حفظ ظاهر و نوع پوشش است. یک منتظر باید لباسی انتخاب کند که متناسب با فرهنگ انتظار باشد. نه اینکه گزینش او صرفاً تقلیدی بوده و بدون در نظر گرفتن جنسیت، انگشت‌نما شدن و سن و سالش پوشش را انتخاب کند.

پی‌نوشت:
[1] . بحارالانوار/ج70/ ص 327
[2] . امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت/ ص90
[3] . سبک زندگی منظرانه/ ملایی/ ص 122 .
[4] . بحارالانوار/ ج23 / ص 89 .
[5] . وقت معلوم/ گنجی / ص 151 .
[6] . بحارالانوار/ ج 52/ ص 35 .
[7] . صحیفه نور، ج 7؛ ص 48 .
[8] . عبس/ 24


- نظرات (0)

توصیه‌های معلم اخلاق

حاج آقا خوشوقت

می‌گویند عده‌ای از آدم‌ها بعد از فوتشان شناخته می‌شوند. به‌واقع حقیقت این سخن در مورد آیت‌الله خوشوقت مصداق عینی داشت. استادی که تا وقتی پای صحبت‌های او ننشسته باشی، شیرینی ارتباط سالم بین امام و مأموم برایت قابل‌درک نیست.

بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی" داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورد و از تشکیل جمع مریدان به دور بود. 

ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد


استادی که انسان می‌ساخت

آیت‌الله خوشوقت، به‌طور ملموس زندگی خود را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بود که همواره در دسترس مردم قرار داشت. از ایشان نقل‌شده: "من عمداً درجایی می‌نشینم که محل عبور مردم باشد، شاید کسی سؤال یا راهنمایی داشته باشد. یا احیاناً گذری رد شود  و صحبتی را متوجه شود و دوست داشته باشد که گوش کنند.

به تعبیری این استاد اخلاق، "طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ" بود. در همین زمینه یکی از شاگردان ایشان نقل می‌کند: "روزی از استاد پرسیدم شما چرا کتاب نمی‌نویسید؟ استاد در پاسخ به سینه خود اشاره کرده و فرمودند: بهترین نوشتن‌ها این است که بتوانی حرف‌ها را در سینه آدم‌ها ثبت کنی."

ارتباط باجوانان بعد از هر وعده نماز‌جماعت

این عالم برجسته با جوانان بسیار جذاب و دلنشین ارتباط برقرار می‌کرد، به‌طوری‌که چنین برخوردی را از کمتر امام جماعتی شاهد بودیم. ایشان معتقد بود مهم‌ترین وظیفه در مسیر زندگی، تربیت انسان‌های مستعد و بلندهمت است و جوانان را یکی از این مصادیق دانسته و برای این امر از هر فرصتی استفاده می‌کرد؛ در منزلشان نشست‌هایی با جوانان ترتیب داده می‌شد، بعد از هرسه وعده نماز‌جماعت، در مسجد نشسته و جوانان به گرد ایشان حلقه می‌زدند و ایشان هم با سعه‌صدر پاسخ‌گوی سؤالات و پرسش‌های آنان بود.

 بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی " داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورده نه بااشرافی‌گری، فخرفروشی و جمع کردن خواص به دور خود.


اهتمام به حضور کودکان در مسجد

توجه به جوانان، ایشان را از دیگر اقشار مردمی غافل نمی‌کرد. حتی به  حضور کودکان و رفت‌وآمد آن‌ها در مسجد بسیار اهمیت می‌داد. یکی از نمازگزارانی که به‌طور مستمر در نمازهای حاج‌آقا خوشوقت شرکت داشت در مصاحبه به "تسنیم" می‌گوید: "آیت‌الله خوشوقت اعتقاد داشتند که کودکان باید در مسجد حضورداشته باشند ولو برای بازی کردن، تا در بستر همین بازی در محیط مسجد با خانه خدا انس گرفته و بتوانند در کنار این شادی با ثقلین که قرآن و اهل‌بیت است ارتباط برقرار کنند."

این استاد اخلاق حتی نسبت به بانوانی که پای منبر ایشان حضور پیدا می‌کردند، سخت‌گیر نبود.
نویسنده به عینه شاهد این ماجرا بوده که: وی به همهمه‌های رایج در میان خانم‌ها حساسیت نشان نمی‌داد و حرف خود را قطع نمی‌کرد. همین برخورد موجب شد خود خانم‌ها عادت به صحبت کردن میان سخنرانی را ترک کرده و به این امر اهتمام جدی پیدا کردند تا جایی‌که اگر کسی می‌خواست شلوغی ایجاد کند، به او تذکر می‌دادند.

آیت‌الله خوشوقت کم‌حرف و خود نگهدار بود

این مرد بزرگ، در روزگاری هم‌صحبت و هم‌نشین بزرگانی چون علامه طباطبایی صاحب "المیزان" در حوزه اخلاق و عرفان بود، ولی به‌قدری معمولی و ساده زندگی می‌کرد که اگر کسی از لایه‌های درونی شخصیت ایشان آگاه نبود، متوجه مقام علمی و معرفتی ایشان نمی‌شد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقا‌تهرانی در گفتگو با "باشگاه خبرنگاران جوان" ارتباط مقام علمی و سبک زندگی این امام جماعت را این‌چنین تبیین می‌کند: "ایشان از تمامی علومی که آموخته بودند بارور شده و آن‌ها را در زندگی جاری ساخته بود. آموختن آیات الهی یک‌چیز است و تجلی این باورها در وجود افراد وزندگی شخص امر دیگری است. ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد."

تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند.  در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید.


مشی سیاسی حاج‌آقا خوشوقت

بسیاری از کسانی که در نمازها و جلسات پرسش‌و‌پاسخ حاج‌آقا خوشوقت شرکت می‌کردند اذعان دارند که وی مسائل شرعی را در هر‌زمینه و مسأله‌ای پاسخ می‌داد اما در مورد مسائل سیاسی و موضوعات مربوط به نظام و انقلاب، همگان را به فرمان مقام‌معظم‌رهبری ارجاع داده و می‌فرمودند: "گوش به فرمان آقا باشید، ببینید نظر رهبری در این‌رابطه چیست." به کرّات در درس‌های اخلاق خود می‌گفتند: "اگر همه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادند تمام مشکلات مملکت ما حل می‌شد و همیشه مدافع ولایت فقیه و رهبری بودند."

حجت‌الاسلام حسینی، یکی از ملازمان و همراهان همیشگی حاج‌آقا خوشوقت در این رابطه می‌گوید: "حاج‌آقا همیشه در مباحث سیاسی تأکید داشتند که نگاه کنید رهبری در این زمینه چه فرموده‌اند. کوچکترین اجتهادی در این مسائل نمی‌کرد. علی‌الخصوص در برابر نظرات مقام‌معظم‌رهبری یکبار هم ندیدم اجتهاد کنند یا نظری فوق نظر آقا بدهند. یک وقتی به مزاح از ایشان سؤال شد حاج آقا اگر کسی در برابر نظر رهبری حرفی زد چه کنیم؟ ایشان با لبخند فرمود: موقع نماز یک قدم جلوتر از او بایستید!"

این ارتباط و توجه میان آیت‌الله خوشوقت و مقام‌معظم‌رهبری دو‌سویه بود. رهبری نیز نسبت به حاج‌آقا‌خوشوقت ارادت و توجه خاصی داشتند. آیت‌الله صدیقی در مستندی به مناسبت ارتحال حاج‌آقا خوشوقت، خاطره‌ای را نقل می‌کنند: "به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبرمعظم‌انقلاب رسیدیم. حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند. بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید."

دستورالعملی برای رفع گرفتاری‌ها و مشکلات

در گفتگویی که مردم و جوانان با حاج‌آقا خوشوقت داشتند، از ایشان مکرّر می‌خواستند برای رفع مشکلات،گرفتاری‌ها و جلوگیری از لغزش‌ها، ذکر و دستورالعملی را معرفی کنند. این استاد اخلاق در پاسخ به همه آن‌ها می‌گفتند: "منبع اخلاق در اسلام دو چیز است: قرآن و اهل‌بیت. راهکار اساسی در رفع مشکلات و جلوگیری از لغزش‌ها هم تقوا و ترک گناه است. ذکر به تنهایی حلّال مشکلات نیست. خیلی‌ها در حال گناه، ذکر می‌گویند، این ذکر هیچ‌فایده‌ای ندارد. در اصل انسان باید تقوا داشته باشد."

در کنار تأکیدات حاج‌آقا خوشوقت بر تقوا و ترک‌گناه، صحبت‌های حجت‌الاسلام‌طارمی در رابطه با توجه حاج آقا بر ذکر صلوات، خالی از لطف نیست.


- نظرات (0)

چشم‌زخم خرافات

چشم زخم

یکی از نیروهای موجود در عالم، نیرویی است که در چشم‌­های بعضی افراد وجود دارد، به‌گونه‌ای که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند، ممکن است آن را از بین ببرد یا در‌هم بشکند یا بیماری و خللی در آن وارد کند.[1] این مسئله از نظر عقلی امر محالی نیست چه این­که بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم­‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست می­‌توان آن را پرورش داد؛ خواب مغناطیسی نیز از طریق همین نیروی چشم است.[2]

حواسمان باشد تا جایی که امکان دارد و تحت کنترل ماست، نعمت­‌ها، خوشی­‌ها، امکانات، زیبایی­‌ها و داشته­‌های خود را بیش‌تر و پررنگ‌تر ازآنچه که هست در نظر دیگران جلوه نکند؛ مخصوصاً نعمت­‌هایی که در حالت عادی زیاد در معرض مشاهده نیستند. زیاد تعریف نکنیم زیاد در معرض دید نگذاریم؛ لازم نیست به وسواس بیفتیم؛ فقط معمولی باشیم.


در قرآن و روایات اهل‌بیت عصمت (ع) نیز از مسئله‌­ی چشم‌زخم سخنانی به میان آمده که اصل وجود آن را تأیید می­‌کند.
قرآن کریم وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) را در معرض خطر چشم‌زخم کافران می‌­بیند. زیبایی شگفت‌انگیز قرآن و شنیدن آن کلمات نورانی و اعجازآور از زبان پیامبری امّی، اعجاب دشمنان سرسخت اسلام را هم برمی‌­انگیخت و به بیان قرآن، نزدیک بود که پیامبر را با چشم‌زخم خود هلاک کنند.[3] امیرمؤمنان (ع) هم به‌صراحت چشم‌زخم را امری حقیقی دانسته و توسل به دعا را برای دفع آن نافع می‌­شمارد.[4]

برای دفع چشم‌زخم چه کنیم؟

پس از اثبات اصل وجود چشم‌زخم، مهم آن است که در برابر آن چه باید کرد؟ راه پیشگیری و راهکار خنثی کردن اثر آن چیست؟

خوب است چند نکته را یادآوری کنیم:
1- بعضی­‌ها تا سخن از اموری ماورائی به میان می‌­آید ترس، نگرانی و دلهره خواب و خوراکشان را می­‌گیرد، اما حقیقت آن است که مدیریت همه­‌ی امور عالم در دست خدای مهربان و قدرتمند است که هم می­‌داند و هم می­‌تواند. داشتن این بینش و تقویت کردن، تکرار و تلقین آن به قلب، مهم­ترین کاری است که در مقابله با چشم‌زخم و هر خطر دیگری باید انجام دهیم. باید ماهیچه­‌های ایمانمان را به‌قدری تقویت کنیم که حتی اگر گزندی به ما رسید، زود خوب شویم.

2- موضوع دیگری که باید در موردش دقت بیشتری به خرج دهیم، ملاحظه در مورد اظهار نعمت­‌ها و نکات مثبت زندگی در برابر چشمان دیگران است. باید حواسمان باشد تا جایی که امکان دارد و تحت کنترل ماست، نعمت­‌ها، خوشی­‌ها، امکانات، زیبایی­‌ها و داشته­‌هایمان بیش‌تر و پررنگ‌تر از آنچه که هست، در نظر دیگران جلوه نکند؛ مخصوصاً نعمت­‌هایی که در حالت عادی زیاد در معرض مشاهده نیستند. زیاد تعریف نکنیم و داشته‌هایمان را در معرض دید نگذاریم؛ لازم نیست به وسواس بیفتیم؛ فقط معمولی باشیم. عبارتی در قرآن هست که این نکته را رهنمود می‌­دهد: «وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ» [5] این عبارت قسمتی از آیه‌­ی مربوط به حجاب در سوره‌­ی مبارکه­‌ی نور است. اشاره دارد که در محیطی که نامحرم حضور دارد، نباید به‌گونه‌ای راه بروید که زینت­‌های پنهان شما دانسته شود.

در موضوع مورد بحث ما هم خوب است طبق فرمایش قرآن، در ارتباطات، تعاملات و رفت‌وآمدهایمان، به‌گونه‌ای عمل کنیم که زینت­‌های مادی و معنوی زندگی­مان زیاد جلوه نکند. چون علاوه بر اینکه ممکن است غبطه و حسرت دلی را برانگیزد، نمی‌­دانیم کدام چشم محرم و کدام نامحرم نعمت­‌های ماست، معمولی زندگی کنیم.

3- علاوه بر مراقبتی که گفته شد در رفتار و مشی برنامه روزمره داشته باشیم، دعاهایی برای محافظت از چشم‌زخم و دیگر بلایا گفته‌شده که در بیان امیرالمؤمنین(ع) هم آمده که این دعاها (درصورتی‌که از منبع درستی دریافت شوند) حق هستند و اثر دارند. این دعاها به‌اصطلاح تعویذ یا حرز نامیده می‌­شوند. در کتاب مفاتیح‌الجنان نمونه‌­هایی ذکرشده است که همه سند روایی دارند. ازجمله انس روایت می­‌کند از حضرت رسول اکرم (ص) که فرمودند: هرکس این دعا[6] را در هر صبح و شام بخواند، خداوند چهار فرشته را موکل کند که او را از پیش رو، پشت سر، از طرف راست و از طرف چپ حفظ  می­‌کنند و در امان خداوند عزوجل باشد و اگر خلایق جن و انس سعی کنند که به او ضرر برسانند، نتوانند.[7]

اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: "ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم"


دعاهای دیگری در کتاب شریف مفاتیح منسوب به نام مبارک ائمه­‌ی اطهار هست با عناوین "حرز". دعاهای دیگری روایت‌شده که اهل‌بیت نوشته­ بودند و برای محافظت، همراه خود داشتند.

از امام صادق(ع) روایت‌شده که اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: «ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم» و واردشده که هرگاه کسی خود را به هیئت نیکو آراسته کرد، وقتی از منزل بیرون می­‌رود دو سوره­‌ی ناس و فلق را بخواند تا به اذن خدا چیزی به او ضرر نرساند.[8]

4- اعمال و دعاهایی که برای حفاظت از چشم‌زخم و دیگر بلایا واردشده، بیش از آن چیزی است که ما در نکته­‌ی قبل ذکر کردیم. نمونه‌­هایی را آوردیم تا مخاطبان گرامی را به یکی از منابع معتبر و مطمئن یعنی کتاب شریف مفاتیح‌الجنان که در دسترس هست، ارجاع دهیم و یادآور شویم که دسترسی به چنین منابع معتبری، آسان و کم‌هزینه میسّر است.

لازم نیست به سراغ افراد خاص با دم‌ودستگاه‌های عجیب‌وغریب برویم و هزینه کنیم. بسیاری از این افراد، سواد دینی نداشته و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، پول مردم را هدر می‌­دهند. بماند که ممکن است آثار بسیار بد مادی و معنوی در زندگی مراجعانشان بگذارند.

پی‌نوشت:
[1] -  ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24، ص426
[2] - همان، ص 427
[3] - سوره قلم، 51
[4] - "العین حق و الرقی حق" نهج‌البلاغه، حکمت 400
[5] - سوره نور، 31
[6] - دعا با این عبارات آغاز می­شود: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله خیرالأسماء
[7] - شیخ عباس قمی، کلیات مفاتیح‌الجنان، انتشارات اکرام، ص 1201
[8] - همان، ص 1140


- نظرات (0)

فضیلت سوره حمد

سوره حمد

آیت‌الله «سیدجلال مجدهاشمی» شامگاه چهارشنبه (19دی) در مسجد جامع غدیر درباره اهمیت سوره حمد، گفت: سوره حمد نخستین سوره در ابتدای قرآن است که فضایل بسیار عجیبی دارد.

استاد حوزه علمیه افزود: گاهی در روایات چنان فضایلی برای سوره حمد نقل شده که تصور می‌شود با همه قرآن مساوی یا حتی برتر از آن است. در روایتی آمده است که خداوند فرموده برخی کلمات را بر برخی ترجیح داده است و این درباره سوره حمد است که کل قرآن یک طرف و این سوره طرف دیگر قرار می‌گیرد.

آیت‎الله مجدهاشمی بیان کرد: خداوند در قرآن کریم دو جا در خطاب به پیامبر(ص) از کلمه عطا کردم استفاده کرده یکی در سوره کوثر و دیگری در آیه 87 سوره حجر درباره سوره حمد است، و این نشان از ارزش و اهیمت این سوره دارد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه قرآن عظمت زیادی دارد اما سوره حمد فراتر از آن عظت خاصی دارد، عنوان کرد: بسیاری از آیات قرآن کریم پیش از سوره حمد نازل شده اما پیامبر(ص) به علت عظمت و قداست این سوره فرمودند که آن در ابتدای قرآن نوشته شود.

وی ادامه داد: در آیات دیگر قرآن خداوند با بندگان صحبت می‌کند اما در سوره حمد خداوند به بندگان خود یاد داده که چگونه با او صحبت کنند.

آیت‌الله هاشمی مجد با بیان اینکه برای هر چیزی اساسی است و اساس قرآن سوره حمد است، اظهار کرد: در روایتی از ائمه معصومین(ع) آمده است که اگر سوره حمد را بر یک مرده خواندید و او زنده شد تعجب نکنید، خواندن هیچ سوره‌ای از قرآن کریم بر انسان واجب نیست اما خواندن سوره حمد در شبانه روز حداقل یک بار بر هر انسانی واجب است.

استاد حوزه علمیه با اشاره به فضیلت دیگر سوره حمد، بیان کرد: در روایت آمده که همه ادیان آسمانی در قرآن خلاصه شده، همه قرآن در سوره حمد، همه سوره حمد در بسم‌الله الرحمن الرحیم، همه بسم الله الرحمن الرحیم دربای بسم‌الله و همه بسم‌الله در نقطه زیر آن خلاصه شده که این نقطه محبت امیرمومنان امام علی(ع) است، در واقع این روایت چنین بیان می‌کند که هر چه خوبی به بشر عطا شده باشد در وجود امیرمومنان امام علی(ع) است.

وی افزود: پیامبر(ص) در شان امیرمومنان امام علی(ع) فرمودند که ای علی تو هضم در ذات خدا هستی؛ دشمنی با امیرمومنان امام علی(ع) نشانه حرامزادگی شخص است، مظلوم اول عالم بشریت امیرمومنان امام علی(ع) و مظلوم آخر فرزند ایشان امام زمان(عج) است ما شیعیان نباید اجازه دهیم که امام ما در مظلومیت و غرب باقی بماند.


- نظرات (0)