سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

پنج اثر فاخر آئینی دانلود

یکی از اقدامات تأثیرگذار شورای عالی قرآن در چند سال اخیر، تشکیل گروه ملی مدیحه‌سرایی جهت تولید آثار فاخر است. گروهی متشکل از اساتید و پیشکسوتان مطرح هنر مدیحه‌سرائی کشور از گروه‌های ثقلین اهواز، کوثر اصفهان، قدر تهران و جامعه قاریان مشهد که می‌توان از آن‌ها به عنوان پایه‌گذاران تواشیح کشور یاد نمود. این گروه در سال  1385 که توسط مقام معظم رهبری سال «پیامبر اعظم (ص)» نام‌گذاری شد، تشکیل و  به همین مناسبت و با الهام از فرمایشات معظم له، «گروه ملی پیامبر اعظم (ص)» نام گرفت که اولین اثر خود را تحت عنوان «عام الهادی» در همان سال تقدیم جامعه قرآنی نمود و مورد استقبال گسترده قرار گرفت.

تواشیح

گروه ملی پیامبر اعظم (ص)  تابع  ضرورت‌هایی، به تشخیص و پیشنهاد کارشناسان هنر مدیحه سرایی کشور، زیر نظر شورای عالی قرآن* تشکیل گردید. نظر به این که کنترل و هدایت روند تولید اجرای آثار از حیث متن و آهنگ امری ضروری است، لذا می‌بایست در جهت الگو سازی و مشخص کردن قالب‌هایی اصیل و استاندارد گامی موثر برداشته می‌شد تا ضمن جلوگیری از انحراف ذائقه مردم و تشویق به استماع نغمه‌های اصیل اسلامی، آثاری مستقل و ابداعاتی همراه با اولویت‌بندی موضوعی تولید گردد. این مهم در فرآیند تعریف‌شده در تولید هر اثر، با پیشنهاد موضوع از طرف شورا و تولید اولیه متن و آهنگ توسط مسئول فنی و هنری گروه آقای مهدی دغاغله سپس تایید نهایی شورا و پس از آن تمرین و آماده شدن کار توسط اعضاء گروه انجام می‌شود. از دیگر اهداف تشکیل این گروه می‌توان به تأمین نیاز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران جهت پخش آثار فاخر در این حوزه اشاره نمود.

 

معرفی تولیدات گروه ملی پیامبر اعظم (ص)

1.  اثر «عام الهادی» سال 1385 به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص)  

متن این تواشیح به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص)  عمدتاً توسط استاد حاج عباس حزباوی سروده شد (بخشی از متن از آثار احمد شوقی والازهری است). آهنگ‌سازی آن نیز توسط آقای مهدی دغاغله صورت گرفت. با دکلمه صلوات آغاز می‌شود و در سه مورد تک‌خوانی ابتهال گونه آن، آقایان سعید طوسی، قاسم مقدمی و سید کریم موسوی هنرنمایی کردند. نماهنگ آن در تهران تولید و در ابتدای ماه مبارک رمضان در حضور مقام معظم رهبری اجرا گردید که موجبات اقبال حضار و مسرت حضرت آقا را فراهم کرد. این اثر یک بار در مسابقات بین‌المللی قرآن نیز اجرا شد .

 

عام الهادی

دریافت/پخش

 

2. اثر «عام الانسجام» سال 1386 به مناسبت سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی

متن این تواشیح به مناسبت سال ملی و انسجام اسلامی توسط آقای حزباوری سروده شد و توسط آقای مهدی دغاغله آهنگ سازی گردید. حاوی یک مورد تک‌خوانی است که توسط قاری ممتاز آقای قاسم مقدمی اجرا گردید. این اثر پس از ضبط استودیویی در حضور مقام معظم رهبری اجرا شد.

 

عام الانسجام

دریافت/پخش

 

3. اثر «حب الرسول» سال 1388

متن این تواشیح که در مدح و ثنای حضرت ختمی مرتبت (ص) و توسل به آن حضرت می‌باشد توسط آقای حزباوی سروده و توسط آقای دغاغله آهنگ‌سازی شد حاوی یک مورد تک‌خوانی توسط استاد سعید طوسی است و پس از ضبط استودیویی در حضور مقام معظم رهبری اجرا شد.

 

حب الرسول

دریافت/پخش

 

4. اثر «نجم الهدی» سال 1390

این اثر کاری متفاوت به شمار می‌رود. در آن یکی از مدایح معروف و جذاب، با تغییراتی در ساختار همراه شد که آن را متناسب با ذوق ایرانی نموده و اثر بسیار محسوسی را در مستمعین ایجاد می‌کند. الحان و ملودی‌های اضافه شده لابلای اثر اصلی، همراه با دکلمه ابتدای کار، توسط آقای مهدی دغاغله انجام پذیرفت. تک‌خوانی زیبای آقای سعید طوسی، منطبق با آن چه طه‌الفشنی مبتهل برجسته مصری در اصل این کار اجرا کرده، از نقاط قوت این اثر محسوب می‌شود این اثر ابتدا در اختتامیه مسابقات بین المللی قرآن و پس از آن در حضور رهبر معظم انقلاب اجرا گردید. متن این اثر تلفیقی از اشعار شمس‌الدین الازهری و آقای حزباوی است.

در اجرای این مدیحه، نفراتی از گروه‌های فلق اصفهان، فجر تهران و الغدیر قم نیز گروه ملی را همراهی کردند.

 

نجم الهدی

دریافت/پخش

 

تولید مناجات «ندای ایمان»

این کار که متن آن در معاونت پژوهش و آموزش شورا با تلفیق آیه 193سوره مبارکه آل عمران، سه بیت شعر عرفانی از عمان سامانی (شاعر قرن سیزده) و چند فراز از صحیفه سجادیه تنظیم شده، ویژه پیش از اذان و افطار ماه مبارک رمضان تدارک گردید.

این مناجات با اجرای دلنشین استاد سعید طوسی به عنوان تک خوان و همراهی گروه سبحان اصفهان با آهنگ سازی آقای مجتبی مینوتن تولید شد. در رمضان المبارک سال گذشته، این قطعه زیبا از شبکه‌های مختلف صدا و سیما پخش گردید.

این اثر نیز البته این بار توسط گروه‌های منتخب اصفهان (بشارت، فلق و سبحان) در مراسم دیدار قاریان با مقام معظم رهبری (رمضان المبارک 1389) اجرا شد.  

ندای ایمان

دریافت/پخش


- نظرات (0)

کشاورزان کافرند!

(تفسیر تمثیلی قرآن)

کشاورز

کشاورزان کافرند!

 

اشاره:

درسلسله مباحث تفسیری "باران حکمت"، که به صورت روزانه پیشکش حضورتان می شود، برآنیم تا در هر نوبت، کام جانتان را با یک شاخ نبات مثال از مفاهیم بلند سوره بقره شکربار کنیم.

 

تفسیر آیه شریفه: إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یؤْمِنُونَ(البقرة/6)

کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد.

جمله عالم زین سبب گمراه شد

 

نم‏نم باران برای آنهایی که عاشق‏اند و عشقی در سر دارند یک معنای دیگری دارد و لذتی دیگر از آن می‏برند.

نامزدهای عاشق را ندیده‏ای که زیر باران قدم زنان راه درازی را گرفته و آرام آرام راه می‏روند.

پیامبر صلی‏الله علیه‏واله وسلم نیز مانند باران بود، و آنها که عاشق بودند خود را به او رساندند.

کافر از ریشه «کفر» بوده و به معنای پوشیدن است. به شب «اللیله الکافره» می‏گویند، زیرا زمین را با تاریکی خود می‏پوشاند. به کشاورز نیز کافر می‏گویند، زیرا که بذرهای خود را در زیر خاک می‏پوشاند.

زیر باران باید رفت

فکر را، خاطره را زیر یاران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت

ولی آنها که از عشق تهی و بی‏بهره بودند از این باران لطف و سرا پا لطافت فاصله گرفته و دور شدند، بلکه باران بودن او را منکر شده و به جای اینکه بگویند: ما هم یکی شویم مثل او، گفتند: او هم یکی‏ست مثل ما!

همسری با انبیا برداشتند

اولیا را همچو خود پنداشتند

گفته اینک ما بشر ایشان بشر

ما و ایشان بسته خوابیم و خور

غافل از اینکه به قول مولانا ممکن است دو چیز در نگاه اول و به ظاهر یکی نمایند اما در حقیقت فرسنگ‏ها از یکدیگر فاصله داشته و دور می‏باشند.

هر دو گون زنبور خوردند از محل

لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل

هر دونی خوردند از یک آب خور

این یکی خالی و آن  پر از شکر

هر دو گون آهو گیا خوردند و آب

زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب

صد هزاران این چنین اشباء بین

فرقشان هفتاد ساله راه بین

بنابراین مردم دو دسته می‏شوند: دسته اول مردم عاشق و دلباخته که قرآن کریم این جماعت را اهل ایمان یا متقین می‏نامد، و دسته دوم مردم بی‏مهر که هوای پیامبر را در سر ندارند و طبیعتاً طبق مرام او هم رفتار نمی‏کنند، قرآن کریم از این قوم به کافران یاد می‏کند.

کافران ویژگی‏هایی دارند که در این آیه و آیات پس از آن به پاره‏ای از آنها اشاره می‏شود.

بشکن ار مردی هوای نفس کافر کیش را

اگر در دل زمین آب پاک و زلال باشد چه سود؟ آیا روی چنین زمینی به دلیل اینکه درون آن آب است سبز می‏شود؟

اینکه بعضی می‏گویند دلت پاک باشد، مثل این است که بگوییم: دل زمین باید آب داشته باشد. یا مثل این این که بگوییم: شیشه ماشین باید از داخل و درون پاک باشد، حال آنکه بیرون آن نیز باید مثل درونش پاک گردد و گرنه پاکی هر یک بدون دیگری سود چندانی ندارد.

انسان مومن و متقی کسی است که هم دلش مثل دل زمین آب دارد و هم ظاهرش مثل یک بوستان سبز و خرم است.

ولی انسان کافر کسی است که هم دلش خشک و بی‏آب است و هم ظاهری کویر گونه و بی‏روح دارد و هیچ گل خوبی و نیکی در آن نمی‏روید، بلکه مثل طوفان شن است که خوبی‏ها را هم می‏پوشاند و از همین روست که به او کافر می‏گویند.

کافر از ریشه «کفر» بوده و به معنای پوشیدن است. به شب «اللیله الکافره» می‏گویند، زیرا زمین را با تاریکی خود می‏پوشاند. به کشاورز نیز کافر می‏گویند، زیرا که بذرهای خود را در زیر خاک می‏پوشاند.

به کسی که خدمات و احسان دیگران را نادیده گرفته و از نظر بپوشاند هم نسبت کفران می‏دهند.

کسی که یک روز ماه مبارک رمضان را به عمد روزه خواری کند باید کفاره دهد، یعنی کاری کند که خطای او پوشیده شود.

البته خطا مثل آتش است و همانطور که آتش را با هر چیزی مثل پنبه یا برگ خشک نمی‏شود پوشاند اما با خاکستر پوشیده می‏شود، خطای انسان را نیز با هر چیزی نمی‏شود پوشاند بلکه هر خطایی کفاره‏ای ویژه‏ای دارد، به همین خاطر کسی که روزه خواری می‏کند باید شصت روز، روزه بگیرد و یا ...

بنابراین، اگر به کافر، «کافر» می‏گویند از آنروست که حق و حقیقت را نادیده گرفته و با افکار و اعمال زشت خود، آن را می‏پوشاند که البته این پوشاندن نیز ریشه در هوی و هوس و نفس و نفسانیت وی دارد.

در تو آن مردی نمی‏بینم که کافر بشکنی

بشکن ار مردی هوای نفس کافر کیش را


تالیف: حجت الاسلام محمد رضا رنجبر

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری



- نظرات (0)

کجای قرآنم

می‌گفت : «من کجای قرآنم؟ اگر رطب و یابس، تر و خشکی نیست مگر آنکه ماجرایش در قرآن آمده باشد، پس من کجای کتاب خدایم؟ اصلاً خبری از من هست؟ از من با همه دغدغه‌هایم، امیدها و  آرزوهایم، تنهایی‌هایم، اشک‌های پنهان و خنده های از ته دلم، شب و روزهایم، روزمرگی‌ها و زندگیم. از خود منی که اینجا نشسته هیچ خبری هست اصلاً؟ » می‌گفت کتاب شریف را ورق زده و جایی اسم خودش را ندیده است. راست می‌گفت...



وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی کِتابٍ مُبین

کلیدهای غیب، تنها نزد اوست و جز او، کسی آن‌ها را نمی‌داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد، مگر اینکه از آن آگاه است و نه هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار [در کتاب علم خدا] ثبت است. سوره مبارکه انعام آیه 59

کتاب‌ها می‌نویسند:

ابوالربیع شامی گوید: از امام صادق علیه‌السلام از گفتار خدای عز و جل پرسیدم: «و هیچ برگی نیفتد مگر آنکه آن را (خدا) بداند، و نه دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و نه تر و نه خشکی هست جز آنکه در نامه بیان‌کننده هست ...» فرمود: مقصود از «برگ» (جنین) سقط (شده) است، و مقصود از «دانه» فرزند است، و «تاریکی‌های زمین» رحم‌ها است، و «تر» مردمان زنده است و «خشک» آنان که جانشان گرفته شده (و مرده‌اند)؛ و همه این‌ها در نزد امامی بیان‌کننده (محفوظ) است (و آن‌ها را می‌داند).1

علامت سوال

با تو می‌گویم:  

می‌گفت : «من کجای قرآنم؟ اگر رطب و یابس، تر و خشکی نیست مگر آنکه ماجرایش در قرآن آمده باشد، پس من کجای کتاب خدایم؟ اصلاً خبری از من هست؟ از من با همه دغدغه‌هایم، امیدها و آرزوهایم، تنهایی‌هایم، اشک‌های پنهان و خنده های از ته دلم، شب و روزهایم، روزمرگی‌ها و زندگیم. از خود منی که اینجا نشسته هیچ خبری هست اصلاً؟ » می‌گفت کتاب شریف را ورق زده و جایی اسم خودش را ندیده است. راست می‌گفت. خدا، از ما با اسم‌هایمان در کتابش یاد نکرده است. از رسم ما اما بسیار گفته است. گفته است راهی که ما می‌رویم، به کجا می‌رسد. گفته است این رسم زندگی، ما را به کجا می‌برد. از انتهای راه تک تک ما پرده برداشته است. لابه لای کتابش، یکی شبیه هرکدام از ما را گذاشته و پایان راهش را برایمان تعریف کرده است، تا بدانیم آخرش، آخرمان، چه می‌شود. دغدغه های ما که تازه به دو هزار و چهارده میلادی قدم گذاشته‌ایم یا شبیه دغدغه موسی علیه‌السلام است در ماجرای کشتن مردی از مدین، یا شبیه نگرانی مادر مریم سلام الله علیها است و نذر فرزندش برای خدمت خداوند یا شاید هم شبیه نگرانی فرعون باشد از تولد پسری از بنی اسراییل. امید ما یا شبیه امیدواری یعقوب نبی علیه‌السلام است به بازگشت یوسفش، یا امید حضرت زکریا علیه‌السلام به داشتن یحیی علیه‌السلام ... یا امید نمرود است به قدرتی پوشالی. تنهایی‌های ما سخت‌تر از تنهایی تاریک یونس علیه‌السلام در شکم ماهی و در دل دریا نیست، اشک‌های پنهان ما جگر سوز تر از اندوه یعقوب نبی علیه‌السلام در فراق دردانه‌اش نیست. زخمی که می‌خوریم و طعنی که می‌شنویم، سنگین‌تر از نارواهایی نیست که به ساحت مقدس مریم سلام الله علیها روا داشتند. خدا برای روزهای بیماری ما، ایوب نبی علیه‌السلام را مقابلمان گذاشته است. انتهای ماجرای کسی که بت‌هایش را پیش از شکستن بت‌های شهر، شکست؛ برایمان می‌گوید. فرعون و آسیه را کنار هم قرار می‌دهد، برای نشان دادن پایان کار کسانی که غرق نعمتند. قدرت را هم از آن سلیمان نبی علیه‌السلام قرار می‌دهد و هم خبر از قارون و نمرود و جالوت می‌دهد. هابیل و قابیل را دو برادر و در کنار هم قرار می‌دهد و می‌گوید می‌شود هم خون بود اما متفاوت زندگی کرد. آنقدر میان خود امروزم با شخصیت‌های قرآنی شباهت می‌بینم که گاهی گمان می‌کنم، خدا آینه گذاشته است در کتابش برای همه. تا خودشان، زندگی‌شان و پایان راهشان را ببینند.


 1.کتاب التفسیر عیاشی، ج 1، ص 361

 الروضة من الکافی شیخ کلینی ترجمه رسولی محلاتی، ج2، ص 60


- نظرات (0)

بایه فشنگ سه نفر بهشت می رن

حجت الاسلام قرائتی در جبهه

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی بیش از 30 سال است که عمر خود را در راه تربیت و تعلیم مردم کشورمان گذرانده است. ایشان از جمله کسانی هستند که در هنگام 8 سال دفاع مقدس نیز با برپایی کلاسهای درسهایی از قرآن در نقاط مختلف جبهه، به دنبال خدمت رسانی به رزمندگان اسلام بوده است. آنچه در ادامه می‌خوانید و مشاهده می‌کنید قسمتی از سخنان ایشان در تاریخ 8/4/1363 درباره "جنگ و جهاد" و برگزاری این کلاسها در جبهه های نبرد حق علیه باطل است :

حدیث داریم خدا با یک فشنگ سه نفر را به بهشت می‌‌‌برد. «آمن و مقوی به فی سبیل الله و رامین» کسی که برای خدا این فشنگ را ساخته است. کارمندها و کارگرهای مهمات سازی. کسانی که در کارخانه‌های مهمات کار می‌‌‌کنند. کسی که مهمات را بسازد. مکانیک‌هایی که تانک وغیره را تامین می‌‌‌کنند. سازنده به بهشت می‌‌‌رود.

«والمقوی به فی سبیل الله» کسی که این را می‌‌‌خرد و در اختیار رزمنده می‌‌‌گذارد. جبهه را تقویت می‌‌‌کند. با پس اندازش، با گوشواره‌اش، با نان و کشمش و حلوا و خرما و عدس و گوسفندش، با اشک و دعایش، با بچه‌اش، با شستن لباس رزمنده،

«و رامین» و رزمنده‌ای که فشنگ را رها می‌‌‌کند. سازنده، کمک کننده، پرتاب کننده، با یک فشنگ سه نفر به بهشت می‌‌‌روند. سازنده، خریدار که می‌‌‌خرد و در اختیار رزمنده می‌‌‌گذارد. رزمنده‌ای که پرتاب می‌‌‌کند.

ما هرچه داریم از مکتب و حسین داریم. حسین اگر خون نمی‌‌‌داد، مکتب زنده نبود. «وسیوف المقالید الجنة» شمشیر کلید بهشت است

امام صادق(ع) فرمود: «الخیر کله فی سیر» تمام خیرها زیر سایه شمشیر است. «و فتح سیر»، «ولا یقیم الناس الا سیر» خلاصه خون و شمشیر مردم را نگه می‌‌‌دارد. همه خیرات و برکات زیر سایه انقلاب است. اگر نماز جمعه داریم به خاطر خون است. اگر حجاب داریم به خاطر خون است. اگر روحیه قوی است به خاطر خون است. اگر در دنیا مطرح شدیم به خاطر خون است. اگر کتاب‌های شهید مطهری ده هزار تا، ده هزار تا چاپ می‌‌‌شده و حالا صدهزار تا چاپ می‌‌‌شود به خاطر خون است.

حجت الاسلام قرائتی در جبهه

اگر محبوبیات جوان‌ها شعر عشقی بود، حالا محبوبیات آنها چیز دیگری است، به خاطر خون است. اگر در مسجدها پیرمرد بود، حالا در مسجدها جوان است به خاطر خون است. اگر دخترهای دبیرستانی ما همه حجاب دارند به خاطر خون است. اگر کتاب‌های درسی تغییر کرد به خاطر خون است. اگر کتاب‌های دانشجو تغییر کرد به خاطر خون است. اگر برنامه‌های صدا و سیما از رقاصی‌ها و غیره به قال الباقر و قال الصادق رسید، به خاطر خون است. اگر خط ما مثل خط امام شد به خاطر خون است. اگر نمایندگان آمریکا نمایندگان مردم شدند به خاطر خون است. اگر قوانین دادگستری ما اسلامی شد، به خاطر خون است. همه ما اینها را داشتیم، ولی چون اسلحه و خون و انقلاب در ما نبود اینها نبود. ولذا درست است. امام صادق فرمود: تمام خیرها زیر سایه خون است. ما هرچه داریم از مکتب و حسین داریم. حسین اگر خون نمی‌‌‌داد، مکتب زنده نبود. «وسیوف المقالید الجنة» شمشیر کلید بهشت است. «مفاتیح الجنان» یعنی کلید بهشت شمشیر است.

حجت الاسلام قرائتی در جبهه

زمان شاه ما رفتیم در یکی از دبیرستان‌ها سخنرانی کنیم. تا رفتیم سخنرانی کنیم، گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم، بچه‌ها گفتند: ‌ای! آرام که شدند، دوباره رفتم گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم. خلاصه سه ربع هرچه ما رفتیم سخنرانی کنیم اینها سر و صدا کردند، ما حرف نزنیم. گفتم: خیلی خوب من حرف نمی‌‌‌زنم، اما یک قصه برایتان بگویم. گفتم: یک دکتر که به تیمارستان می‌‌‌رود دست دیوانه‌ها را می‌‌‌بیند، می‌‌‌خواهد ببیند درجه تب این دیوانه چقدر است. دست دیوانه را که می‌‌‌گیرد دیوانه می‌‌‌گوید: آهای! دکتر سرش به کار خودش است. چون اگر بخواهد بازی این را ببیند نمی‌‌‌تواند درجه تب را بگیرد. اگر آدم بخواهد اعتراض اینها را حساب کند، حواسش پرت می‌‌‌شود. بهترین نوع جنگ این است که وظیفه‌ای باشد، هل هم ندهند. در راه خدا باشد نه خلق. هوس نباشد. رقابت نباشد. استقامت داشته باشد. همه جانبه باشد. در مقام مال راحت پول بدهد. در مقام جان هم راحت جان بدهد.

حجت الاسلام قرائتی در جبهه

وقتی می‌‌‌گویند: به جبهه برویم، می‌‌‌گوید: آماده! می‌‌‌گوییم: آقا خمس بده. می گه : خمس؟ برو بابا، خودمان هم نداریم. هم مال، هم جان. با بینش باشد. با تقوا باشد. تقوا چسب کارها است. این آیه‌ها و حدیث‌ها خورشیدی برای میوه‌های نرسیده است. در ایران ما میوه‌هایی رسیدند و چند سال هم هست که جبهه را براحتی اداره می‌‌‌کنند. این برای من و تو است که حال نداریم. البته بد نیست که جبهه رفته‌ها هم بدانند و یک خرده توجه و شناختشان بیشتر شود.

 


- نظرات (0)

همجنس بازی ممنوع

 قرآن پهلوی

«همجنس بازی چه حکمی در قرآن دارد؟» را می‌توان به دو مقصود حمل کرد: یکی منظر «فقهی»، یعنی احکام حلال و حرام و مجازات آن چیست؟ و دیگری منظر نگاه و جایگاه. یعنی مثلاً قرآن به این رفتار چه نگاهی دارد و چه فرموده است؟

بدیهی است که «منظر فقهی» موضوع بحث ما نمی‌باشد، چرا که اولاً تمامی احکام فقهی در قرآن نیامده است، بلکه فرموده است از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله اخذ کنید، مثل احکام رکعات نماز که اصلی‌ترین عبادت و ستون دین است و دیگر آن که ما نوعاً فقیه و مجتهد نیستیم که بخواهیم با رجوع به قرآن کریم و حتی احادیث و سایر منابع، استنباط و استخراج و بیان احکام نماییم. لذا برای اطلاع از احکام جزایی همجنس‌بازی مردان یا زنان، باید به فقه رجوع کرد.

این یک حقه‌ی وهابیت است که رایج کرده‌اند هر حکم فقهی را می‌پرسند در کدام سوره و آیه آمده است؟ چرا که آنان بدون هیچ حجتی به «حسبنا کتاب الله» و ظاهر آیات بسنده کرده‌اند و ما به حکم خداوند متعال در آیات بسیار، تابع «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم» هستیم و تفسیر و تأویل آیات و نیز شرح و بیان احکام را از آنان اخذ می‌کنیم:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً» (النساء، 59)

ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت كنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزى (از امور دین یا دنیا) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید (اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضى به كتاب و سنّت بازگردانید) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید، این (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است.

اما در خصوص منظر دوم، یعنی نگاه به همجنس‌گرایی، مذمّت و نکوهش و منع آن، مباحث بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

الف – نظام خلقت و آرامش

خلقت علیمانه و حکیمانه و بر اساس نظم است. رعایت این نظم در هر امری، موجب آرامش می‌گردد و عدم رعایت آن آرامش (تسکین) و بالتبع رشد در هر زمینه‌ای را مختل می‌سازد. از این رو می‌فرماید: شما را زوج (زن و مرد) آفریدم و برای شما همسری و عشق، محبت و جاذبه فی‌مابین را قرار دادم «لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا» تا با آنها به آرامش دست ‌یابید. پس هر گونه جایگزینی و هنجارشکنی در امور و روابط همسری که «زناشویی، همبستری یا جماع» از اهمّ آن است، سبب می‌شود که آرامش فردی [جسمی، روانی، روحی، اخلاقی، ایمانی و ...] به هم بریزد و بالتبع آرامش اجتماعی [اخلاقی، امنیتی، اقتصادی، حتی سیاسی و ...] نیز مختل گردد (چنان چه امروزه در امریکا و اروپا شاهد این ناآرامی فردی و اختلال اجتماعی هستیم):

خداوند متعال در قرآن کریم از دو قوم قدرتمند و غنی به نام‌های «قوم لوط» و «اصحاب الرّس» یاد می‌کند. دو قومی که به رغم برخورداری از ثروت و قدرت و آسایش و آرامش در زندگی، از یک سو به بت پرستی و تکذیب نبی خود روی آوردند و از سوی دیگر به عمل شنیع همجنس‌گرایی پرداختند و هر دو قوم با عذاب الهی به طور کلی نابود شدند. در حالی که در هیچ کجا تصریح نشده است که قومی به خاطر رواج «زنا» به طور کلی نابود شده باشد

«و َمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»(الرّوم - 22)

ترجمه: و از نشانه‏هاى او این كه از خودتان (نوع انسان، نه ملک یا جن یا حیوان) همسرانى براى شما آفرید تا در كنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏اندیشند نشانه‏هایى است.

 

هم جنس‌گرایی، جهالت و اسراف است:

بدیهی است که حرکت در جهت خلاف نظام آفرینش در هر امری و از جمله ارضای غریزه شهوت جنسی، از یک سو «جهالت» است و از سوی دیگر «اسراف».

جهالت است، چون عامل به آن نه تنها راه درست و کامل لذت و ارضای شهوت را نمی‌داند و به خلافی عمل می‌کند که حتی حیوان نمی‌کند، بلکه خلاف طبیعت خود و نظام خلقت حرکت می‌کند – پس این عمل او، صرفاً از روی شهوت نیست، بلکه در اصل از جهالت است:

«أ َئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» (النّمل، 55)

ترجمه: آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید [نه] بلكه شما مردمى جهالت ‏پیشه‏اید.

و اسراف است به خاطر آن که «نعمت جنسیت» و نیز حقوق خود، هم جنسان و جنس متفاوت و هم چنین نعمت سلامت و کمال فردی و اجتماعی را ضایع می‌کند.

«إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ» (الأعراف،81)

ترجمه: همانا شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان مى‏آمیزید، (نه تنها در این امر متجاوز از فطرتید) بلكه شما (در هر كارى) گروهى اسرافكارید.

 

کیفر و استحقاق عذاب:

خداوند متعال در قرآن کریم از دو قوم قدرتمند و غنی به نام‌های «قوم لوط» و «اصحاب الرّس» یاد می‌کند. دو قومی که به رغم برخورداری از ثروت و قدرت و آسایش و آرامش در زندگی، از یک سو به بت پرستی و تکذیب نبی خود روی آوردند و از سوی دیگر به عمل شنیع همجنس‌گرایی پرداختند و هر دو قوم با عذاب الهی به طور کلی نابود شدند. در حالی که در هیچ کجا تصریح نشده است که قومی به خاطر رواج «زنا» به طور کلی نابود شده باشد.

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت كنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزى (از امور دین یا دنیا) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید (اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضى به كتاب و سنّت بازگردانید) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید، این (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است

در قوم لوط، همجنس‌گرایی بین مردان رواج یافت و در متقابلاً در قوم «رس»، همجنس‌گرایی بین زنان رواج یافت. چنانچه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:

«زنانی بر امام صادق وارد شدند و زنی از آنان از همجنس بازی زنان سۆال کرد و امام فرمود حد آن حد زنا است. زنی گفت: در قرآن سخنی از (هم جنس بازی زنان) آمده؟ امام فرمود: آری. اصحاب رس به این فساد گرفتار بودند».

بنابراین اگر خداوند ما را فقط به قرآن ارجاع داده بود، شما حق داشتید بگویید چون در قرآن در مورد مجازات زنای محصن و محصنه و هم جنس بازی کیفری خاص ذکر نشده، پس کیفر زنای محصن و محصنه ، همان کیفر زنا است و هم جنس بازی هم کیفر ندارد و حداکثر باید تنبیه شود.» (من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص 42 - 43)

(دقت شود در این نقل ضمن بیان رذیلت اصحاب الرّس، تصریح شده که منشأ احکام، فقط آیات قرآن کریم نمی‌باشد).

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ ... إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا یَفْسُقُون» (العنکبوت، 28 تا 34)

ترجمه: و [یاد كن] لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت‏شما به كارى زشت مى‏پردازید كه هیچ یک از مردم زمین در آن [كار] بر شما پیشى نگرفته است ... ما بر مردم این شهر به [سزاى] فسقى كه مى‏كردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد.

«وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَیْنَ ذَلِكَ كَثِیرًا» (الفرقان، 38)

ترجمه: و عاد و ثمود و اصحاب رسّ و بسیاری نسل‌ها را كه میان آنها بودند [هلاک كردیم‏] .



- نظرات (0)

نماز اهرم است، بار نیست!

نماز

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (بقره ـ 153)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر حوادث سخت زندگی) از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.

مشابه این کلام الهی را در همین سوره (بقره، 45) خواندیم که خداوند به بنی اسرائیل می‌فرمود: در برابر ناملایمات و سختی‌ها، از صبر و نماز کمک بگیرید.

در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده می‌شود تا در برابر حوادث سخت زندگی، از صبر و نماز یاری بجویند. آری، دردهای یکسان، داروی یکسان لازم دارد.

اصولًا انسانِ محدود، در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهی نباشد، متلاشی و منکوب می‌شود. و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختی‌ها، خود را نمی‌بازد و برای او حوادث، بزرگ نمی‌نماید. کسی که نماز را با حضور قلب و با توجّه می‌خواند، به معراج می‌رود. هرچه پرواز معنوی او بیشتر باشد و بالاتر رود، دنیا و مشکلات آن و حتّی خوشی‌های آن کوچکتر می‌شود.

انسان، یا در نعمت بسر می‌برد که باید به آیه قبل عمل کند «فَاذْكُرُونِی»، «اشْكُرُوا لِی» و یا در سختی بسر می‌برد که باید به این آیه عمل کند «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ» خداوند می‌فرماید: خدا با صابران است و نمی‌فرماید: با نمازگزاران است. زیرا نماز نیز نیاز به صبر و پایداری دارد. (تفسیر روح المعانی)

در روایات می‌خوانیم: هرگاه کار سختی برای امام علی علیه السلام پیش می‌آمد حضرت دو رکعت نماز می‌خواند. (تفسیر صافی، ج 1، ص 111)

صبر، مادر همه کمالات است. صبر در جنگ، مایه شجاعت است. صبر در برابر گناه، وسیله تقواست. صبر از دنیا، نشانه زهد است. صبر در شهوت، سبب عفّت است. صبر در عبادت، موجب طاعت، و صبر در شبهات، مایه ی وَرع است. (تفسیر أطیب البیان، ج 2، ص 258)

اگرچه خداوند با هر کس و در هر جایی حضور دارد «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ ما كُنْتُمْ» و لکن همراهی خدا با صابران، معنای خاصّی دارد و آن لطف، محبّت و یاری رسانی خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»

به عکس آنچه بعضی تصور می‌کنند،" صبر" هرگز به معنی تحمل بدبختی ها و تن دادن ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه صبر و شکیبایی به معنی پایداری و استقامت در برابر هر مشکل و هر حادثه است.

لذا بسیاری از علمای اخلاق برای" صبر" سه شاخه ذکر کرده‌اند:

صبر بر اطاعت (مقاومت در برابر مشکلاتی که در راه طاعت وجود دارد).

صبر بر معصیت (ایستادگی در برابر انگیزه‌های گناه و شهوات سرکش و طغیانگر).

و صبر بر مصیبت (پایداری در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگی و شکست روحی و ترک جزع و فزع).

کمتر موضوعی را در قرآن می‌توان یافت که مانند" صبر" تکرار و مورد تأکید قرار گرفته باشد، در قرآن مجید در حدود هفتاد مورد از "صبر"، سخن به میان آمده که بیش از ده مورد از آن به شخص پیامبر صلی الله و علیه وآله اختصاص دارد.

تاریخ مردان بزرگ گواهی می‌دهد که یکی از عوامل مهم یا مهمترین عامل پیروزی آنان استقامت و شکیبایی بوده است، افرادی که از این صفت بی‌بهره‌اند در گرفتاری ها بسیار زود از پا در می‌آیند و می‌توان گفت نقشی را که این عامل در پیشرفت افراد و جامعه‌ها ایفا می‌کند، نه فراهم بودن امکانات دارد و نه استعداد و هوش و مانند آن.

به همین دلیل در قرآن مجید روی این موضوع با مۆکدترین بیان تکیه شده است، آنجا که می‌گوید: إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ:" صابران پاداش خود را بی‌حساب می‌گیرند" (زمر- 10).

و در مورد دیگر بعد از ذکر" صبر در برابر حوادث" می‌خوانیم: إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ:" این کار از محکمترین کارها است" (لقمان- 17).

صبر

اصولاً ویژگی استقامت و پایمردی، این است که فضائل دیگر بدون آن ارج و بهایی نخواهد داشت که پشتوانه همه آنها صبر است و لذا در "نهج البلاغه" در" کلمات قصار" می‌خوانیم:

و علیکم بالصبر، فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد، و لا خیر فی جسد لا راس معه، و لا فی ایمان لا صبر معه:

" بر شما باد به صبر و استقامت که صبر در برابر ایمان همچون سر است در مقابل تن، تن بی‌سر فایده‌ای ندارد، همچنین ایمان بدون صبر ناپایدار و بی‌نتیجه است" (نهج البلاغه کلمات قصار شماره 82)

در روایات اسلامی عالیترین صبر را آن دانسته‌اند که به هنگام فراهم آمدن وسائل عصیان و گناه انسان مقاومت کند و از لذت گناه چشم بپوشد.

در آیه مورد بحث مخصوصاً به مسلمانان انقلابی نخستین که دشمنان نیرومند و خونخوار و بی‌رحم از هر سو آنها را احاطه کرده بودند، دستور داده شده است که در برابر حوادث مختلف از قدرت صبر و پایمردی کمک بگیرند، که نتیجه آن استقلال شخصیت و اتکاء به خویشتن و خود یاری در پناه ایمان به خدا است و تاریخ اسلام این حقیقت را به خوبی نشان می‌دهد که همین اصل اساسی پایه اصلی همه پیروزیها بود.

موضوع دیگری که در آیه بالا به عنوان یک تکیه گاه مهم در کنار صبر، معرفی شده" صلوة" (نماز) است، لذا در احادیث اسلامی می‌خوانیم: کان علی (علیه السلام) اذا اهاله امر فزع قام الی الصلاة ثم تلی هذه الایة اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ...:

صبر در جنگ، مایه شجاعت است. صبر در برابر گناه، وسیله تقواست. صبر از دنیا، نشانه زهد است. صبر در شهوت، سبب عفّت است. صبر در عبادت، موجب طاعت، و صبر در شبهات، مایهء وَرع است

همانطور که گفتیم " هنگامی که علی (علیه السلام) با مشکلی روبرو می‌شد به نماز برمی‌خاست و پس از نماز به دنبال حل مشکل می‌رفت و این آیه را تلاوت می‌فرمود:" اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ..."

از این موضوع هرگز نباید تعجب کرد، زیرا هنگامی که انسان در برابر حوادث سخت و مشکلات طاقت‌فرسا قرار می‌گیرد، و نیروی خود را برای مقابله با آنها ناچیز می‌بیند، نیاز به تکیه گاهی دارد که از هر جهت نامحدود و بی انتها باشد، نماز او را با چنین مبدئی مربوط می‌سازد، و با اتکاء بر او می‌تواند با روحی مطمئن و آرام امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند.

بنابراین آیه فوق در حقیقت به دو اصل توصیه می‌کند یکی اتکای به خداوند که نماز مظهر آن است و دیگری مساله خود یاری و اتکای به نفس که به عنوان صبر از آن یاد شده است.

 

پیام‌های آیه:

1 ـ ایمان اگر همراه با عمل و توکّل و صبر و عبادت باشد، کاربرد بیشتری خواهد داشت. «الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ»

2 ـ نماز اهرم است، بار نیست. «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»

3 ـ صبر و نماز، وسیلهء جلب حمایت‌های الهی هستند. «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»

4 ـ اگرچه خداوند با هر کس و در هر جایی حضور دارد «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ ما كُنْتُمْ» و لکن همراهی خدا با صابران، معنای خاصّی دارد و آن لطف، محبّت و یاری رسانی خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»

منابع:

تفسیر صافی، ج 1

تفسیر أطیب البیان، ج 2

تفسیر روح المعانی

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

نهج البلاغه کلمات قصار شماره 82

 



- نظرات (0)