سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مصادیق قرآنی از خواست و اراده الهی


خدا

در این مقاله با توجه به آیات قرآن معنای: لطیف بودن پروردگار، مفهوم اراده ی او، و معنای وجه الله را بررسی می کنیم:

معنای لطیف بودن پروردگار

«اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاء وَهُوَ الْقَوِیُّ العَزِیزُ» (شوری/ 19)

توصیف خداوند به «لطیف» بدین جهت است که لطیف از ماده ی «لطف» به معنای هر موضوع دقیق و ظریف و هرگونه حرکت سریع و جسم لطیف است، بنابراین لطیف بودن خداوند اشاره به علم او نسبت به اسرار دقیق و ظریف آفرینش است.

گاه به معنای خلقت اجسام لطیف و کوچک و ذره‌بینی و مافوق ذره‌بینی نیز آمده است.

امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «این كه مى‏گوییم خدا لطیف است، به دلیل آن است كه مخلوقات را لطیف آفریده و از اشیاى لطیف و ظریف آگاه است. آیا آثار صنع او را در گیاهان نمى‏بینى؟ همچنین در موجودات و حیوانات كوچك و حشرات ریز و چیزهایى كه از آن هم كوچك‏تر است. هنگامى كه به این موجودات مى‏نگریم، در مى‏یابیم كه خالق آن‏ها لطیف است.»(اصول کافی/ ج 1/ ص 93؛ نمونه/ ج 5/ ص 386)

 

معنای اراده ی الهی

«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ» (یس/ 82)

آیه شریفه فوق، از آیات برجسته قرآن کریم است که معنای ایجاد را تبیین می‌کند و می‌فرماید: خداوند در ایجاد هر چیزی که اراده‌اش به آن تعلق گیرد، به غیر از ذات مقدس خود، به هیچ سبب دیگری محتاج نیست.

تعبیرات قرآن کریم در این زمینه مختلف است؛ گاهی با تعبیر امر؛ «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا» و گاهی با تعبیر قول؛ «إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَیَكُونُ» (نحل/ 40)

و در جای دیگر تعبیر به قضا کرده است؛ «وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ». (بقره/ 117)

گفتنی است که منظور از کلمه ی امر و قول و قضا در آیات شریفه، بیان کردن شأن الهی در هنگام اراده خلقت است، نه این که خداوند متعال وقتی می‌خواهد چیزی را بیافریند، «كن» می‌گوید، وگرنه تسلسل لازم می‌آید. به دلیل این که خود تلفظ هم چیزی است که بعد از اراده کردن، تلفظ دیگری می‌خواهد، باز آن تلفظ هم چیزی از چیزهاست که محتاج به اراده و تلفظ دیگری است. «1»

اگر خدا بخواهد از یک علت، دو معلول متفاوت به وجود می‌آید. گاهی حضرت موسی عصا را به سنگ می‌زند، چشمهء آب می‌جوشد؛ «أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عیناً». «7» گاهی نیز عصا را به دریا می‌زند، قسمتی از آب دریا خشک می‌شود؛ «أن اضرب بعصاك البحر». ه- اگر خدا بخواهد زن بی‌شوهر بچه‌دار می‌شود؛ «فحملته فانتبذت به مكاناً قصیّاً»

مصداق های قرآنی خواست الهی

الف- اگر خداوند بخواهد اشرف مخلوقات، (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) را با «أوهن البیوت» و تار عنکبوت حفظ می‌کند؛ «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ»«2»

ب- اگر خدا بخواهد فرعون صاحب قدرت را؛ «وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ» «3» به وسیله ی آب که به آن می‌نازید؛ «وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی»، «4» غرق می‌کند؛ «حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ» «5»

ج- اگر خدا بخواهد درخت خشک، میوه‌دار می‌شود؛ «وَهُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْكِ رُطَبًا جَنِیًّا». «6»

د- اگر خدا بخواهد از یک علت، دو معلول متفاوت به وجود می‌آید. گاهی حضرت موسی عصا را به سنگ می‌زند، چشمه ی آب می‌جوشد؛ «أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا» «7» گاهی نیز عصا را به دریا می‌زند، قسمتی از آب دریا خشک می‌شود؛ «أن اضرب بعصاك البحر» «8»

ه- اگر خدا بخواهد زن بی‌شوهر بچه‌دار می‌شود؛ «فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِیًّا» (مریم/ 22)

و- اگر خدا بخواهد کلاغ معلم انسان می‌شود و دفن کردن مرده را به او می‌آموزد؛ «

فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأَرْضِ». (مائده/ 31)

 

معنای وجه اللّه

وجه در لغت به معنای صورت است و گاهی به معنای ذات به کار می‌رود. بنا بر این «وجه‏اللّه» یعنی ذات خدا. پس ذکر کلمهء «وجه» در آیه انفاق و مانند آن متضمّن نوعی تأکید است. زیرا هنگامی که گفته می‌شود «براى ذات خدا»، تأکید آن از «براى خدا» بیشتر است؛ یعنی حتماً برای خدا باشد، نه دیگری.

افزون بر آن، معمولاً صورت انسان شریف‌ترین قسمت ظاهری بدن اوست. زیرا اعضای مهم بینایی، شنوایی و گویایی در آن قرار گرفته‌اند.

به همین دلیل هنگامی که کلمه «وجه» به کار برده می‌شود، شرافت و اهمیت را می‌رساند. در اینجا هم (به طور کنایه) که در مورد خداوند به کار برده شده است، در واقع نوعی احترام و اهمیت از آن فهیمده می‌شود. بدیهی است که نه خداوند جسم است و نه صورت دارد.(مجمع البیان/ ج 2/ ص 263؛ نمونه/ ج 2/ ص 664)

 

پی نوشت ها:

(1)- المیزان/ ج 17/ ص 114

(2)- توبه/ 40

(3)- فجر/ 10

(4)- زخرف/ 51

(5)- یونس/ 90

(6)- مریم/ 25

(7)- اعراف/ 160

(8)- شعراء/ 63

منابع:

کتاب هزار و یک نکته از قرآن کریم ج 1 / اکبر دهقان

تفسیر مجمع البیان/ ج 2

تفسیر نمونه/ ج 2 / ج 5

اصول کافی/ ج 1

 


- نظرات (0)

هر چه بخواهی از خدا بر در اولیا طلب

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

اهل بیت

خلافت و جانشینی انسان کامل از مهم‌ترین مسائل در معارف دینی و نیز مباحث عرفانی است. این خلافت گاه در مقام ظاهر و تشریع و قانون‌گذاری و حکومت‌داری و گاه در مقام باطن و تکوین است .

بر اساس آموزه‌های اسلامی حق تعالی پس از ختم رسالت، از میان بندگان خود افرادى را به عنوان خلیفه و جانشین انتخاب نمود تا هدایتگر خلق به سوى او باشند. افرادى كه خود انسان كاملند و طریق كمال را به سایر بندگان در قول و فعل نشان مى‏‌دهند.

سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب/ همت خود بلند کن سوی حق ارتقا طلب

پیروی رسول حق دوستی حق آورد / پیروی رسول کن دوستی خدا طلب

شرع سفینه نجات،آل رسول ناخداست/ ساکن این سفینه شو دامن ناخدا طلب(1)

 

 اساس دین برانست و محبت اهل بیت استوار است. امام‏ سجاد علیه‌السلام در مناجات محبین از خداوند، محبت‏ خدا را، محبت دوست‌داران ‏خدا را و محبت هر عملى را كه بنده را به قرب خدا می‌رساند درخواست‏ می‌كند.

انسان می‌تواند به مقام دوستی با اهل بیت برسد و با آنان انس و نزدیکی پیدا کند. انس فرزندى است كه در دامان معرفت و شناخت، تکامل پیدا می‌کند و با حاصل شدن معرفت كشش به سوى محبوب و شكل گرفتن طبق روش او نیز حتمى خواهد بود بنابراین هرگونه انس و ارتباط قلبى مبتنى بر معرفت و شناخت است و محبت بدون معرفت، به دست نمی‌آید، زیرا انسان تا به امری معرفت پیدا نکند، بدان محبت نمی‌ورزد پس ما باید برای انس و الفت گرفتن به اهل بیت علیهم‌السلام در قدم اول شناخت و معرفت خودمان را نسبت به این انسان‌های کامل افزایش دهیم. که هرچه معرفت ما افزون باشد انس و محبت ما هم نسبت به آن حضرات بیشتر می‌شود.

امام علی علیه السلام فرمود: «من احبنا کان معنا یوم القیامة و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه؛ هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد»

یکی از اسباب انس با اهل بیت علیهم‌السلام  عمل كردن به سخنانشان می‌باشد امام على ‏علیه السلام در این زمینه فرمودند: من احبنا فلیعمل بعملنا ولیتجلبب الورع. (2) هر كه ما را دوست‏ بدارد، باید مثل ما عمل كند و پرهیزكارى را همچون ‏جامه و پوشش (جلباب) خود قرار دهد.

هر قدر انس و محبت و ارتباط قلبی با ائمه اطهار علیهم السلام بیشتر باشد، تبعیت،همرنگی و همدلی با آن‌ها نیز بیشتر خواهد شد.

و یکی دیگر ازاموری که باعث محبت و الفت گرفتن با اهل بیت علیهم السلام می‌شود زیارت آنان در حرم‌‏هاى مطهرشان و یاد نمودن آن ذوات مقدسه از راه دور و نزدیك می‌باشد.

براین اساس رسیدن به قله رفیع كمالات معنوی و انسانی بدون دوستی اولیاء الهی ممكن نیست. و انس و تقرب به حق تعالی و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت با عشق و دوستی آل پیامبر صلی الله علیه و آله عجین شده‌ است.

مولوی می‌گوید: هر كه خواهد همنشینی با خدا / او نشیند در كنار اولیاء  

 

برکات دوستی با اهل بیت علیهم السلام

1- حشر با اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت

امام علی علیه السلام فرمود: «من احبنا کان معنا یوم القیامة و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه؛ (3) هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد

2 - بالاترین درجات بهشت

آن بزرگوار فرمود: «ان اهل الجنة ینظرون الی منازل شیعتنا کما ینظر الانسان الی الکواکب؛ (4) اهل بهشت به منازل شیعیان ما (در بالاترین درجات آن) نگاه می کنند همانطوری که انسان به ستارگان می نگرد

بهشت

3- وصول به زیباترین نیکی ها

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: «احسن الحسنات حبنا و اسوء السیئات بغضنا ؛ (5) زیباترین نیکی ها دوستی و زشت ترین بدی ها مخالفت و دشمنی با ما است

4 - رسیدن به مقام شهید

حضرت علی علیه السلام فرمود: «والمیت من شیعتنا صدیق شهید صدق بامرنا و احب فینا و ابغض فینا یرید بذلک الله عز و جل؛ (6) میت شیعه ما صدیق و شهید است چون که امر ما را تصدیق نموده و به خاطر ما دوستی و دشمنی نموده است و از این کار خود، خدای عز و جل را اراده کرده است

5 - چشم روشنی در هنگام مرگ

روزی حارث همدانی به حضور علی علیه السلام آمد. امام علیه السلام از علت آمدن او جویا شد. او گفت: عشق و علاقه به شما مرا به اینجا کشانیده است. حضرت در تایید سخن او فرمود: «به خدا همین طور است. هیچ انگیزه ای جز محبت ما تو را به اینجا نیاورده است.» آن گاه علی علیه السلام به عنوان تشکر از اظهار علاقه این دوست صمیمی خویش، به او فرمود: «بدان که هیچ بنده ای از دوستان ما نمی میرد مگر اینکه در هنگام مردن، مرا آن طوری که دوست دارد می بیند و همچنین از دشمنان و مخالفین ما هم کسی نمی میرد تا اینکه در هنگام مرگ، در حالی که دلش نمی خواهد، مرا می بیند و شرمنده می شود.» (7)

ای که گفتی فمن یمت یرنی

جان فدای کلام دل جویت

کاش روزی هزار مرتبه من

مردمی تا بدیدمی رویت

 

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: «هر کس ما اهل بیت را دوست داشته باشد، ایمان او مفید بوده و اعمالش مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، اما اگر کسی محبت ما اهل بیت را در دل نداشته باشد از ایمان خویش بی بهره بوده و کارهای نیک و اعمال دینی او مقبول نخواهد بود، گرچه روزها روزه گرفته و شب ها به عبادت بپرازد»

6 - دادرسی در سخت ترین لحظات

امام علی علیه السلام در حدیث دیگر به حارث فرمود: «لینفعک حبنا عند ثلاث: عند نزول ملک الموت و عند مسالتک فی قبرک و عند موقفک بین یدی الله؛ (8) [ ای حارث!] دوستی و محبت ما اهل بیت در سه جای مهم و سرنوشت ساز برای تو سود خواهد داد: هنگام نازل شدن فرشته مرگ و موقعی که در قبر مورد سۆال و بازخواست قرار می گیری و زمانی که در روز قیامت در مقابل پروردگار ایستاده باشی

7 - قبولی کارهای نیک

اگر انسان تمام کارهای خیر و اعمال نیک را انجام داده، واجبات الهی را به جای آورد، اما از اهل بیت و ولایت و محبت آنان دور باشد، هیچ یک از اعمال و نیکی های او ثمره ای نخواهد داشت.

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: «هر کس ما اهل بیت را دوست داشته باشد، ایمان او مفید بوده و اعمالش مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، اما اگر کسی محبت ما اهل بیت را در دل نداشته باشد از ایمان خویش بی بهره بوده و کارهای نیک و اعمال دینی او مقبول نخواهد بود، گرچه روزها روزه گرفته و شب ها به عبادت بپرازد.» (9) و در کلام دیگری آن بزرگوار به قنبر فرمود: «ای قنبر! به خدا قسم کسی که در دل یقین به ولایت ما خانواده داشته باشد برای او از عبادت هزار سال بهتر است، اگر بنده ای هزار سال خدا را عبادت کند خداوند عبادت او را نخواهد پذیرفت تا اینکه ولایت ما اهل بیت را قبول داشته باشد.» آنگاه حضرت با تاکید بر اهمیت موضوع ادامه می دهد: «اگر بنده ای هزار سال خداوند را عبادت کند و اعمال نیک هفتاد و دو پیامبر را هم به جا آورد، خداوند از او نخواهد پذیرفت تا اینکه ولایت ما را بپذیرد و گرنه خداوند او را به صورت به جهنم خواهد انداخت.

 

پی نوشت ها :

1. ملا محسن فیض کاشانی

2. تحف العقول ،ص 104

3. امالی صدوق، ص 209، مجلس 37.

4. بحارالانوار، ج 8، ص 148.

5. غررالحکم با ترجمه آقا جمال، ج 2، ص 480.

6. تاویل الآیات الظاهرة، ص 642.

7. اعلام الدین دیلمی، ص 448.

8. همان، ص 461.

9.  بصائر الدرجات، ص 364.


- نظرات (0)

ثمر محبت به اهل بیت(علیهم السلام)

اهل بیت
دین جز محبّت نیست

سعید بن یسار گفت: امام صادق علیه السّلام بمن فرمود: مگر دین بجز محبت و دوستى است؟ خداى عزّ و جلّ- مى‏فرماید: بگو اگر شما دوستدار خدائید، پیرو من باشید تا خداوند شما را دوست بدارد ( آل عمران 31 ) (الخصال/ترجمه فهرى/ ج‏1) خداوند متعال مى‏فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ (شوری 23) و امیرالمۆمنین سرور ذوى القربى است. (كشف الیقین/ ترجمه آژیر)  و دین جز دوستی خدا و محبت اهل بیت، چیز دیگری نیست و این دوست داشتن امری فراتر از یک احساس است.

 رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: خدا را دوست دارید به خاطر نعمت‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم.(علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى  ج‏1 ) رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: كسى كه مى‏خواهد به ریسمان محكم خدا كه حضرتش در قرآن از آن یاد كرده چنگ بزند باید على بن ابى طالب علیه السّلام و حسن و حسین علیهماالسّلام را دوست بدارد چه آنكه خداوند متعال از فوق عرش این دو را دوست دارد.(كامل الزیارات/ترجمه ذهنى تهرانى)     

 

محبت به اهل بیت به چه معناست؟

امام صادق علیه السّلام فرمود: دوستان ما سه گروهند: گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏كنند و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن. و اینان دوستان درجه یك ما هستند، اینان آب زلال و گوارا نوشیدند و به تأویل قرآن پى بردند و از فصل خطاب و سبب اسباب اطلاع حاصل كردند. و اینان گروه طراز اول هستند، فقر و نیازمندى و بلاهاى گوناگون سریعتر از تاختن اسب بر سر ایشان بتازد، سختى و تنگدستى آنان را فراگیرد و لرزان شوند و دچار فتنه گردند و زخمى و به خون خود غلطان در هر سرزمین دورى پراكنده شوند. به بركت وجود آنان خداوند بیمار را شفا دهد و فقیر را توانگر كند و به بركت آنان شما یارى شوید و باران بر شما ببارد و روزى نصیبتان گردد، آنان از نظر تعداد كم هستند ولى به منزلت و اهمیّت نزد خدا، بزرگ باشند.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: خدا را دوست دارید به خاطر نعمت‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم

گروه دوم كه مرتبه پایین‏اند، ما را در عیان دوست دارند و شیوه پادشاهان را در پیش گرفته‏اند. زبانشان با ماست و شمشیرشان علیه ماست. گروه سوم كه مرتبه میانه به شمار مى‏آیند، ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏نمایند. به جان خودم سوگند! اگر ما را [صادقانه‏] در باطن دوست مى‏داشتند بدون اینكه آن را آشكار اظهار نمایند، در شمار روزه داران روز و نمازگزاران شب بودند و اثر عبادت را در رخسارشان مى‏دیدى و آنان اهل مسالمت و فرمانبردارى‏اند.

آن مرد عرض كرد: [با این توضیحات‏] من در شمار دوستداران شما در عیان و نهان هستم. امام صادق علیه السّلام فرمود: دوستداران ما كه هم در نهان ما را دوست دارند و هم در عیان ویژگی هایى دارند كه به وسیله آنها شناسایى مى‏شوند. آن مرد عرض كرد: آن نشانه‏ها چیست؟ امام علیه السّلام فرمود: چند نشانه است: نخست آن كه یكتاپرستى را به خوبى فهمیده‏اند و به دانش یكتاپرستى به طور كامل دست یافته‏اند و پس از آن به ذات و صفات او ایمان دارند، سپس حدود ایمان و حقایق و شروط و تأویل آن را به دست آورده‏اند. (تحف العقول/ترجمه حسن زاده) و این است محبت حقیقی و راستین به اهل بیت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نه صرف احساسی زودگذر و ناپایدار.   

از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏كند كه فرمود: محبت من و خاندانم در هفت جا كه هراس آنها بزرگ است، سود مى‏دهد: موقع مردن و در قبر و در هنگام برخاستن از قبر و هنگام گرفتن نامه اعمال و نزد حساب و نزد میزان و نزد صراط

ثمر محبت به اهل بیت (علیهم السلام )

مردى خدمت پیامبر صلى اللَّه علیه و آله آمد و عرض كرد: آیا محبّت على براى من نفعى دارد؟! فرمود: واى بر تو! هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته، و هر كس خدا را دوست بدارد خدا او را عذاب نمى‏كند. (أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم ) 

اسحاق بن عمّار نقل كرده مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: معنى آیه شریفه (آیه 245 از سوره بقره) «كیست آنكه به خدا وام دهد، وام نیكوئى، پس خداوند آن را براى او چندین برابر كند» چیست؟ فرمود: اظهار محبّت و نیكى كردن به امام است. (پاداش نیكیها و كیفر گناهان/ترجمه ثواب الأعمال) 

حضرت على بن الحسین(علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏كند كه فرمود: محبت من و خاندانم در هفت جا كه هراس آنها بزرگ است، سود مى‏دهد: موقع مردن و در قبر و در هنگام برخاستن از قبر و هنگام گرفتن نامه اعمال و نزد حساب و نزد میزان و نزد صراط. (الخصال/ترجمه جعفرى/ج‏2)

 رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روزى به یكى از اصحابشان فرمودند: اى بنده خدا حب و بغض در راه خدا داشته باش و براى خدا محبّت و دشمنى نما چه آن كه به ولایت حقّ تعالى نخواهى رسید مگر به همین و اساسا احدى طعم و مزه ایمان را نمى‏چشد مگر چنین باشد اگر چه نماز و روزه‏اش بسیار باشد و اكثر دوستى‏هاى مردم با هم دنیایى است، به خاطر دنیا و شئون آن با هم مودّت ورزیده و یک دیگر را مبغوض مى‏دارند و به طور قطع چنین حبّ و بغضى آنها را از محبّت و دوستى در راه خدا بى‏نیاز نمى‏كند. مخاطب به حضرت عرض كرد: چگونه بدانم كه دوستى و دشمنى من در راه خداى عزّ و جلّ مى‏باشد و اساسا ولىّ خدا كیست تا دوستش داشته و دشمن خدا كیست تا دشمنش بدارم؟ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله اشاره به على علیه السّلام نموده و فرمودند: آیا او را مى‏بینى؟ مخاطب عرض كرد: آرى. حضرت فرمودند: او ولى خدا است پس دوستش بدار و دشمنش دشمن خدا است پس او را دشمن بدار. سپس فرمودند: دوستش را دوست بدار اگر چه قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمنش را دشمن بدار اگر چه پدر و فرزندت باشد.(علل الشرائع/ترجمه ذهنى تهرانى/ج‏1) و این گونه است که می بایست  مهر و محبتی را در دل راه داد تا ارزش این ودیعه بزرگ الهی را نزد انسان داشته باشد و چه محبتی بالاتر از محبت خدا و دوستدارانش.

منابع:

1.علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى /   ج‏1  

2.الخصال / ترجمه جعفرى /   ج‏2

3.پاداش نیكیها و كیفر گناهان / ترجمه ثواب الأعمال

4. أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم

5. تحف العقول / ترجمه حسن زاده

6.كامل الزیارات / ترجمه ذهنى تهرانى

7. كشف الیقین / ترجمه آژیر

8. الخصال / ترجمه فهرى  /  ج‏1  

 




- نظرات (0)

چرا قبله تغییر كرد؟!

در سال دوم هجرت از سوی خداوند متعال ، دستور آمد مسلمانان از سوی "بیت المقدس" بسوی "کعبه " نماز بگزارند. علت این امر آن بود که ، یهودیان نداشتن قبله دیگری را برای اسلام ، نقص شمرده و به جهانی  بودن اسلام باور نداشتند. مسجد ذو قبلتین (دارای دو قبله ) یادگار آن واقعه مهم است.

شب بود و پیامبر در دل تاریكی رو به آسمان كرده بود و با اندوهی كه در دل داشت گویا  در انتظار وحی از سوی پروردگار بود.

فردای آن شب، پیامبر دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بود كه جبرئیل علیه السلام نازل شد و این آیه را از سوی خداوند آورد كه: 

 

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّمَاء فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ (بقره 144) 

 

نگریستنت را به اطراف آسمان می بینیم تو را به سوی قبله‌ای که می‌پسندی می‌گردانیم پس روی به جانب مسجد الحرام کن و هر جا که باشید روی بدان جانب کنید اهل کتاب می‌دانند که این دگرگونی به حق و از جانب پروردگارشان بوده است و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست

 

آنگاه آن حضرت را به سوی مسجد الحرام منتقل كرد ،‌مردم نیز حركت كرده و در پشت آن حضرت قرار گرفتند.

این خبر به سرعت در مدینه پیچید ، تا آنجا كه گروهی در یكی از مساجد مدینه نماز ظهر را خوانده بودند و مشغول نماز عصر بودند كه این خبر به آنها رسید آنها نیز در میانه‌ی نماز عصر از سوی بیت المقدس به سوی مسجد الحرام برگشتند.

برگرفته از تفسیر المیزان ، جلد 1

 


- نظرات (0)

اکسیر زندگی چیست

هر چیزی در این عالم در حال حرکت است و در راه و رویش خود به سوی غایت و تعالی پیش می رود و برنامه ای از آغاز تا انجام دارد و همواره با قاعده ای درست و استوار به سوی یک هدف می رود.        

مثلا دانه ی تخم نارنج چون در زمین پنهان شود ، کم کم از دو سوی می تند ؛ هم در زمین ریشه می دواند و هم از زمین سر در می آورد و در فضا می بالد . اکنون می پرسیم که اگر آن زمین خشک باشد ، باز آن دانه ی تخم نارنج ریشه و جوانه می زند؟

می بینیم که چنین نیست پس آب در روییدن آن دانه سهمی دارد و اگر آن دانه را در آب تنها بگذاریم آیا سبز می شود؟ باز می بینیم که چنین نیست بلکه تباه می شود. پس خاک در روییدن آن دانه با آن شریک است. و اگر آب و خاک باشد و بدان نور نرسد سرسبز می شود؟ نه. پس نور هم در روییدن آن باید باشد. پس آب، خاک، هوا،نور باید باشد تا دانه رشد کند و به نهایت کمالش برسد.

باور دارید که آن دانه ی تخم نارنج غذا گرفت تا بالید و بزرگ شد. پس آن چیزهایی که در رشد و بالیدن و بار دادن آن دخیل اند، غذای دل می شوند .

حال سۆال می کنم آیا انسان برای بالیدن و رستن و بار دادن به غذا نیاز نیاز ندارد؟ جواب درست است. آری. بعد جسمانی انسان به غذا و آب نیازدارد.

حال بعد روحانی او به غذا نیاز ندارد؟ تا رشد کند، بالیدن و بار دادن بیابد و مانند گیاه قائم و ایستاده سر از خاک در آورد؟

 

نماز رشد دهنده

همچنانکه اگر خاک و آب و هوا به گیاه نرسد سر از خاک در نمی آورد و رشد نمی کند و به کمال نمی رسد،اگر به بعد جسمانی و روحانی انسان غذا نرسد مانند میوه کال می شود و رشد و بالندگی ندارد. حرکت و رشد استکمالی انسان به سوی خدا، رشد و بالندگی اوست. مسیر از انا لله و انا الیه راجعون. برای گروهی بسیار ساده و راحت است و برای گروهی بسیار سخت و جانفرسا است.

مسیر تاریک دنیا را عده ای سینه خیز می روند. عده ای بر دو پای خود افتان و خیزان، گروهی بر چهار پا می روند .

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَى رِجْلَیْنِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَى أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

و خداست که هر جنبنده‌ای را [ابتدا] از آبی آفرید پس پاره‌ای از آنها بر روی شکم راه می‌روند و پاره‌ای از آنها بر روی دو پا و بعضی از آنها بر روی چهار [پا] راه می‌روند خدا هر چه بخواهد می‌آفریند در حقیقت‌خدا بر هر چیزی تواناست (45/نور)

گناهان کبیره و صغیره بیماریهای فراوانی را بر جسم عارض می کنند و پنج نوبت نماز یومیه نوعی شستشو و طهارت برای روح می آورد و آلودگی های آنان با اقامه نماز برطرف می گردد

مسیر تاریک است و ما نیاز داریم این مسیر را در سلامت کامل روحی و جسمی طی کنیم. گاهی با اعمال خود چراغی روشن می کنیم و نور اطرافمان را نورانی می کند اما همینکه سرگرم دنیا می شویم و غفلت تمام وجودمان را می گیرد.

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لاَّ یُبْصِرُونَ

مثل آنان همچون مثل کسانی است که آتشی افروختند و چون پیرامون آنان را روشنایی داد خدا نورشان را برد و در میان تاریکیهایی که نمی‌بینند رهایشان کرد (17/بقره)

نماز

مانند کسی می شویم که نور اطرافمان خاموش می شود و در تاریکی مطلق نمی توانیم راه را پیدا کنیم و زمانی که مشکلات دنیا بر سرمان فرود می آید چونان گمشده ای هستیم که در تاریکی مطلق راه را از چاه تمیز نمی دهیم.

آیه ی 45 سوره ی نور اشاره به گونه های جانوران و حیوانات ندارد ، بلکه به نوع حرکت انسانها در این دنیا می پردازد.

آنان که از نوع زندگی حیوانی پا را فراتر نگذاشته اند، تمام هم و غم زندگیشان خوردن و خوابیدن و شهوترانی است . اینان مسیر حرکتی انسانی را یا می خزند یا چهار دست و پا طی می کنند و یا در حالت افتان و خیزان می روند ؛ به همین علت با این سرعت کم به مقصد نمی رسند .

سؤال این است که چه کنیم تا ایستاده و قائم مسیر را طی کنیم ؟ نور و روشنایی لازم را از کجا بیاوریم؟ و راه را چگونه تشخیص دهیم.

برای اینکه دچار بیماری های راشیتیسم و یا پوکی استخوان نشویم باید کلسیم و ویتامین D لازم را به بدن برسانیم. آیا بدون اینکه غذای سالم و کافی به بدن برسد، می شود انتظار داشت سلامت کامل داشته باشیم؟

پس برای اینکه روحمان استوار باشد و در سختی ها ی زندگی در مشکلات در مسیر هدایت و کمال قائم باشیم و بر دو پای خود ایستاده مسیر را طی کنیم، نیاز به منجی داریم که تغذیه شویم و ما را قائم نگه دارد. به معنایی دیگر ویتامینی می خواهیم که سستی، کجی، انحراف را از روح و اخلاق ما برطرف سازد.

 

نماز، نماز، نماز

در تمام آیات قرآن با فعل اقامو امر به نماز شده است:

اقامو الصلاة. نماز را بر پا دارید.

نماز اکسیری در درون خود دارد. قوم، قیام، قائم همه هم خانواده هستند. یعنی بر پا داشتن نماز اکسیری دارد که باعث قیام، استواری و قائم بودن انسان می شود و به معنایی خداوند به انسان می فرماید: اقم الصلاة لذکری.

هر چقدر روح قویتر و شاداب تر جسم نیز به تبعیت از آن قویتر می باشد. غدای جسم از نوع خود جسم است که مادی است و غذای روح از نوع مجردات است نماز غذای روح می باشد و در صورت عدم تغذیه روح ضعیف، بیمار و افسرده می گردد

یعنی قیام تو وابسته به قیام من است یعنی هر چه نماز بخوانی و اتصال به من داشته باشی، باعث می شود تو استوار تر، پایدار تر باشی.

همچنانکه اگر غذا به بدن نرسد، ضعیف و بیمار می گردد ، روح نیز چنان است در صورت عدم تغذیه صحیح و درست، بیماری روح حاصل می شود. تمام ضعف ها، سستی ها،انحرافات، وابستگی های نادرست، افسردگی، اضطراب ها به بیماری روح و ضعف آن بر می گردد.

آنانکه نسبت به نماز شان مراقب هستند و نماز را سر وقت بر پا می دارند، آنانکه علاوه بر مراقبت بر نماز سر وقت، اثر و برکت این عملشان در تمامی لحظات رندگیشان جریان دارد و بالواقع گویی همیشه در حال نماز و اتصال با خدا هستند،  راه زندگی را در روشنایی مطلق در حال ایستاده و سلامت کامل و قائم طی می کنند.

شما اگر روحتان بیمار باشد ، این ضعف و بیماری تأثیر زیادی در نوع زندگی، پیشرفت و موفقیت دارد.

پس هر چقدر روح قوی تر و شاداب تر ، جسم نیز به تبعیت از آن قوی تر می باشد. غدای جسم از نوع خود جسم است که مادی است و غذای روح از نوع مجردات است .

نماز غذای روح می باشد و در صورت عدم تغذیه ، روح ضعیف، بیمار و افسرده می گردد.

گناهان کبیره و صغیره بیماری های فراوانی را بر روح عارض می کنند و پنج نوبت نماز یومیه نوعی شستشو و طهارت برای روح می آورد و آلودگی های آنان با اقامه نماز برطرف می گردد.


منبع: تفسیر المیزان – علامه محمد حسین طباطبایی



- نظرات (0)

ماجز کدام دسته هستیم

قرآن از زمان نزول بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله و علیه وآله) قصد دارد سبک زندگی واقعی را به بشر تعلیم دهد .

با فرهنگ دنیایی تقسیم بندی گروه های انسانی با معیار های دنیایی سنجیده می شود. اما از نگاه قرآن انسان ها در گرایش به حق این گونه معرفی می شوند.

گروه اول: گذشته آن ها خوب و عاقبت آن ها هم خوب است.

پیامبران الهی از این گروه هستند که خدای تعالی بر زندگی درخشان آن ها از آغاز تا پایان درود می فرستد .

قرآن کریم درباره حضرت یحیی (علیه السلام) چنین می فرماید:                                       

وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا

و درود بر او روزی که زاده شد و روزی که می‌میرد و روزی که زنده برانگیخته می‌شود. (مریم /15)

و درباره حضرت عیسی می فرماید:

وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا

و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم. (مریم /33)

هدف از خلقت انسان، طهارت روح و رسیدن به مقام خلیفة الهی است که جز با ترک گناه و انجام واجبات حاصل نمی شود.

این مهمترین رمز سعادت و عاقبت به خیری است و همه پیامبران و انبیاء و ائمه معصومین (علیهم السلام) انسان هایی هستند که در طهارت محض بسر می برند.

آیه ی تطهیر که در شأن اهل بیت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) است هر پلیدی را از این خاندان دور می داند، این است:

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا

خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. (الاحزاب 33)

به هیچ چیزی اعتمادی نیست، نه به ایمان، زیبایی، تحصیلات، خانواده خوب، نماز سر وقت، نماز شب همه و همه به اذن الهی و توفیق الهی است و خداوند اگر ما را لحظه ای رها کند و ما را به خودمان واگذارد، به دره نیستی پرت می شویم

گروه دوم: کسانی هستند که گذشته آن ها بد و عاقبت آن ها هم بد است.

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُۆْمِنُونَ

در حقیقت کسانی که کفر ورزیدند چه بیمشان دهی چه بیمشان ندهی برایشان یکسان است [آنها] نخواهند گروید.

خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ

خداوند بر دل های آنان و بر شنوایی ایشان مُهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‌ای است و آنان را عذابی دردناک است. (البقره 6 – 7)

این ها افرادی هستند که هوای نفس و خواهش های دل، آنان را به دره و پرتگاه نیستی کشانده. لذت دنیا و دنیاپرستی را با همه تلخی ها و سختی ها به جان می خرند و ذره ای به توبه و بازگشت نمی اندیشند .

آنچنان گناهان آن ها را احاطه کرده که جزئی از شخصیت و وجودشان شده است و حرف حق را نمی شنوند.        

                                                                                                                

گروه سوم: کسانی هستند که گذشته آن ها بد، اما عاقبتشان خوب است.

دسته سوم انسان هایی هستند که هنوز نور ایمان در قلبشان خاموش نشده و این نور ، راه هدایت را برایشان باز می کند.

در مسیر زندگی مانند دسته دوم نیستند که خداوند بر قلبشان مهر زده باشد و به قولی هنوز امید هدایتشان می رود.

عمل صالح، نیت خیر، احترام به پدر و مادر، انصاف، مروت و مردانگی در رفتار آنان، روزی جرقه ای می شود و آنان را به راه و مسیر اصلی باز می گرداند.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

حضرت موسی

ساحران دربار فرعون که به طمع پاداش گرفتن از فرعون گرد آمدند و گفتند:

إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِینَ

یعنی اگر بر موسی چیره شویم پاداشی داریم. اما پس از دیدن معجزه موسی به او گرویدند و از جان گذشتند.

وَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ : و ساحران به سجده درافتادند

قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِینَ : [و] گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم

رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ : پروردگار موسی و هارون

قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَـذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

فرعون گفت: آیا پیش از آنکه به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید قطعا این نیرنگی است که در شهر به راه انداخته‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید پس به زودی خواهید دانست .

لأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِینَ

دستها و پاهایتان را یکی از چپ و یکی از راست خواهم برید سپس همه شما را به دار خواهم آویخت.

قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ

گفتند ما به سوی پروردگارمان بازخواهیم گشت (اعراف 125 الی 120)

و آخرین و بالاترین آرزوی آن ها این بود که خداوندا ما را مسلمان بمیران.

دسته سوم انسان هایی هستند که هنوز نور ایمان در قلبشان خاموش نشده و این نور راه هدایت را برایشان باز می کند. در مسیر زندگی مانند دسته دوم نیستند که خداوند بر قلبشان مهر زده باشد و به قولی هنوز امید هدایتشان می رود. عمل صالح، نیت خیر، احترام به پدر و مادر، انصاف، مروت و مردانگی، روزی جرقه ای می شود و آنان را به راه و مسیر اصلی باز می گرداند

گروه چهارم: گذشته خوب اما عاقبت بد دارند.

شاید به نوعی بدترین دسته هستند؛ کسانی که گذشته خوب دارند اما عاقبت بد.

قارون نمونه کسی است که با خواری و ذلت از دنیا رفت و مورد خشم و غضب خدا قرار گرفت .

او از بستگان نزدیک موسی (علیه السلام) بود و اطلاعات و معلومات زیادی از تورت داشت. نخست در صف مومنان بود ولی غرور و ثروت او را به آغوش کفر کشید و به قعر زمین فرستاد.

در تاریخ می خوانیم که او از یک سو نماینده فرعون در بنی اسرائیل بود و از سوی دیگر، خزانه دار گنج های فرعون.

فرعون برای اینکه بنی اسرائیل را استثمار کند منافق حیله باز و بی رحمی از میان بنی اسرائیل برگزید تا به نفع فرعون عمل کند .

بعد از نابودی فرعون و غرق شدن او ثروت در دست قارون ماند و موسی (علیه السلام) نتوانست این ثروت را پس بگیرد.

فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ

آنگاه [قارون] را با خانه‌اش در زمین فرو بردیم و گروهی نداشت که در برابر [عذاب] خدا او را یاری کنند و [خود نیز] نتوانست از خود دفاع کند. (81/قصص)

یقیناً زیباترین و بهترین دعا این است که خدایا ما را عاقبت به خیر بمیران.

در قرآن می خوانیم.

ربَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

[می‌گویند] پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردی دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری. (8/آل عمران)

آری خدایا ما را لحظه ای به خودمان وا مگذار. به هیچ چیزی اعتمادی نیست، نه به ایمان، زیبایی، تحصیلات، خانواده خوب، نماز سر وقت، نماز شب همه و همه به اذن الهی و توفیق الهی است و خداوند اگر ما را لحظه ای رها کند و ما را به خودمان واگذارد، به دره نیستی پرت می شویم.



- نظرات (0)