سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

برّنده ترین سلاح شیطان

تذکار مهم:

نوشتار حاضر، گزارشی است صرفا تاریخی و مورد پژوهانه که به تبیین یکی از بیانات گهربار امیر اهل ایمان، علی علیه السلام، می پردازد؛ در همین طلیعه سخن، لازم است که توجه خوانندگان عزیز به خصوص بانوان با فضیلت را بدین نکته مهم معطوف بداریم و آن اینکه که مذمت زن به عنوان شمشیر برّان شیطان؛ جنبه اطلاق و فراگیر نداشته و تنها شرارتهای شیطان از طریق زنان بد طینت و آلوده دامن را در بر می گیرد، چه بسیارند بانوان فرزانه ای که مظهر پاکی و الگوی نسل بشرند و در این بین باید به وجود پاک و مطهر صدیقه طاهره زهرای مرضیه علیهاسلام بر جمیع عالمیان مباهات کرد. و بر این اساس، الگوسازی ایشان بر جمیع انسان ها و به خصوص بانوان واجب است.)

********

امیر المومنین علیه السلام مى فرماید: فتنه و فساد از چند چیز بلند مى شود. یكى از آنها از دوستى بى حد به زنان و علاقه و محبت زیاد به ایشان است. و آن هم شمشیر برانى براى شیطان خواهد بود. كسى كه علاقه و محبت بیش ‍ از حد به زنان داشته باشد، باید بداند كه بهره اى از عیش و زندگى خود نمى برد.(1)

پس برنده ترین سلاحی كه شیطان مى تواند به آسانى با كمك آن به آرزوهایش ‍ برسد، [دوستداری افراطی] زن است و این سلاح، فراوان و همه جا یافت مى شود.

عزیزان را كند كید زنان خوار

به كید زن مبادا كس گرفتار

از خود محورهاى زن بود كه بدن امام حسن مجتبى علیه السلام تیر باران شد و مروان حكم ملعون و مطرود هم، عایشه را خبر مى كند و او هم دستور مى دهد بدن امام را آماج تیر قرار دهند

تاریخ نمونه هایى زیادى دارد كه نشان مى دهد انسانها به خاطر علاقه زیادى كه به زن خود داشته اند سقوط نموده و دین و دنیاى خود را از دست داده اند؛ زیرا وقتى كه انسان دل بستگى زیادى به زن خود داشته باشد عیب هایش را نمى بیند؛ در نتیجه همسرش نیز از او سوء استفاده مى كند. در این جا نمونه هایى از این افراد را مى آوریم كه در پى آن جنایات و كشتارهایى هم رخ داده است .

از محبت و علاقه به زن بود كه حضرت آدم علیه السلام از بهشت بیرون شد، هنگامى كه شیطان از آدم، ناامید گشت سراغ حوا رفت و وى را فریفت.(2)

از علاقه و محبت به زن بود كه قابیل كینه برادر را به دل گرفت و سرانجام او را كشت . در بعضى از روایات آمده : حوریه اى براى هابیل و زن جنیه اى براى قابیل آمد و همین باعث نزاع ایشان شد.(3)

و باز از نااهلى زن بود كه نوح پیغمبر همواره ناسزا و زخم زبان هاى مردم را باید تحمل مى كرد.(4)

از رفتارهاى زن بود كه خانه لوط نبى به خاطر یورش عده اى ناامن مى شود و آن پیغمبر عظیم الشاءن و مظلوم مجبور می شود به آن مردم پست پیشنهاد دهد كه به خانه و مهمانانش حمله نكنند و دخترانش را با اجراى عقد به آنان بسپارد.(5)

و هم چنین از نیرنگ هاى زن بود كه عزیز مصر (یوسف صدیق) را هفت سال در زندان نگاه داشت و از زندگانى اجتماعى محروم كرد.(6)

از دل دادگى به زن بود كه قدار بن سالف به در خواست آن زن ناباب ، شتر صالح پیغمبر را پى كرد كه عذاب نازل شد و تمام قوم هلاك شدند.(7)

از علاقه به زن بود كه بلعم با عورا به دستور عجوزه خود به كوه رفته و حضرت موسى علیه السلام پیامبر بزرگ الهى را نفرین مى كند كه هم موسى و هم قومش چهل سال در بیابان در میان سرما و گرما حیران مى شوند و هم عبادات و اعمال صالحش از بین مى رود. تا جایى كه قرآن او را تشبیه به سگ نموده است .(8)

از محبت و علاقه به زن بود كه باید سر یحیاى پیغمبر از بدن جدا شود و مهریه عروس گردد و براى خون به ناحق ریخته آن حضرت هفتاد هزار نفر از مردم آن زمان به دست (بخت النصر) قتل عام مى شوند و آن هم خون ریخته شود.(9)

نیز از وسوسه زن بود كه جگر حمـزه به دستور (هند) جنایت كار و زناپیشه از پهلویش بیـرون آورده شود و بدنش مثله گردد.(10) و به واسطه زن بود كه در خیبر به پیامبر اسلام (ص) زهر خورانده مى شود و آن زن ناپاك یهودى از روى هوى و هوس یا به دستور عده اى حضرت را مسموم مى كند.(11)

و با پادر میانى زن بود كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى به دستور قطام ، آن زن بد سیرت ، دست به قتل بزرگ مرد تاریخ امیرالمؤمنین علیه السلام زد و آن جنایت بزرگ را مرتكب شد، و امت پیغمبر را بى امام و رهبر نمود.(12)

از خودخواهى هاى زن بود[...]كه جنگ جمل كه حدود سى هزار نفر از امت اسلامى قتل عام شدند و به دنبال آن جنگ صفین و نهروان پیش آمد و عایشه تعزیه گردان آن و آغازگرش بود.

از ناپاكى هاى زن بود كه فرزند بزرگ پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به شهادت رسید، و معاویه مخفیانه زهر هلاهل با مقدارى پول براى زن امام حسن علیه السلام (جعده) ملعونه، دختر اشعث بن قیس، مى فرستد كه آن ناپاك، زهر  را به فرزند فاطمه داد و جگر آن حضرت را پاره پاره كرد.(13)

از خود محورهاى زن بود كه بدن امام حسن مجتبى علیه السلام تیر باران شد و مروان حكم ملعون و مطرود هم، عایشه را خبر مى كند و او هم دستور مى دهد بدن امام را آماج تیر قرار دهند.(14)

از نامباركى زن بود كه باید به امام محمد تقى (ع ) در سن 25 سالگى زهر خورانده شود و ام الفضل دختر مامون عباسى و همسر آن حضرت به دستور عموى خود گرداننده آن مى شود و امام را مسموم نماید.

و هزاران جنایت و قتل و كشتار كه واقع شده و در همه آنها دست خونین زن آشكارا یا پنهانى در آن دیده مى شود كه پرداختن به همه آنها از حوصله این كتاب بیرون و تاریخ همه آنها را ضبط كرده است .

از علاقه و محبت به زن بود كه قابیل كینه برادر را به دل گرفت و سرانجام او را كشت . در بعضى از روایات آمده : حوریه اى براى هابیل و زن جنیه اى براى قابیل آمد و همین باعث نزاع ایشان شد

واقعا، شیطان شمشیر برانى دارد، و این ما هستیم كه باید از آن بپرهیزیم و دچارش نشویم .

هر فسادى را ببینى در جهان

او زشومى زنان مى دان عیان

چند با آدم بلیس افسانه كرد

تا كه حوا گفت ، بخور آن دم بخورد

یوسف از مكر زلیخاى جوان

ماند در زندان براى امتحان

نوح بر تابه چون بریان ساختى

واهله برتا به سنگ انداختى

لوط را بدهم چنین زن فاجره

خوانده باشى قصه آن كافره

اولین خون در جهان ظلم و داد

در كف قابیل بهر زن فتاد

 

(توضیح: لازم است توجه خوانندگان را به این نکته جلب نمود که مذمت زن در سطور فوق تنها شامل شیطنت های شیطان از طریق زن های ناپاک می باشد و منظور نگارنده، به صورت اطلاق و شمول همگان نمی باشد، چه بسیارند بانوان فرزانه که مظهر پاکی و الگوی نسل بشرند و در این بین باید به وجود پاک و مطهر صدیقه طاهره زهرای مرضیه علیهاسلام بر جمیع عالمیان مباهات کرد. و بر این اساس، الگوسازی ایشان بر جمیع انسان ها و به خصوص بانوان واجب است.) 

______________

1- بحار، ج 103، ص 225.

2- در عنوان (شیطان چگونه آدم و حوا را فریب داد) مفصل بیان شده .

3- تاریخ انبیا، ص 14 و 15.

4- ذیل آیه 10، از سوره تحریم ، تفاسیر.

5- قصص الانبیاء، حالات لوط

6- یوسف (12) آیه 25.

7- تاریخ انبیا، ص 39 و 40.

8- قصص الانبیا.

9- تاریخ جنگ احد.

10- بحارالانوار

11- بحارالانوار

12- كشف الغمه ، ج 1، ص 571.

13- كشف الغمه ، ج 2، ص 163.

14- كشف الغمه ، ج 2،

منبع: شیطان در کمینگاه، صالحی نجف آبادی


- نظرات (0)

افرادوسواسی عبدشیطان هستند

شیطان
خداوند متعال در آیات متعددی انسان را متوجه خطر بزرگ شیطان نموده و از او می‌خواهد تا وسوسه‌های شیطان، او را از راه بندگی و عبودیت بیرون نبرد و از چنین دشمنی که به هیچ کسی رحم نمی‌کند و قربانیانش در هر گوشه و کناری بر خاک هلاکت افتاده‌اند برحذر باشد.

می فرماید: «شیطان برای شما دشمن آشکار و عدوّ مبین است»[1] و «او را دشمن خود قرار دهید»[2] و «کسی که او را به جای من برگزیند چه بد جانشینی را انتخاب کرده است»[3]، «هر کس شیطان را دوست و سرپرست خود قرار دهد، زیان بسیار آشکاری کرده است»[4] و «جهنم وعده گاهش خواهد بود»[5]، «شیطان می خواهد شما را به گمراهی و بیراهه بسیار پرتی بکشاند»[6] و «شما را اهل آتش سوزان عذاب الهی قرار دهد»[7]، «چنانکه گروه فراوانی از پیشینیان شما را به گمراهی کشاند»[8]، «شیطان همنشین بدی است»[9]، «او با فریب و نیرنگ آدمی را به سمت خود کشانده و بعد او را سرگردان رها می کند و به دنبال کار خود می رود.»[10]

 

حدود زمامداری و نفوذ شیطان

از آیات قرآن استفاده می شود که حیطه تأثیرگذاری شیطان محدود به کسانی است که وارد حزب او شوند،[11] یعنی کسانی که به جای خداوند، تحت سرپرستی او و یارانش قرار گیرند[12] و از او تبعیت و پیروی کنند.[13]

وسوسه و تحریک شیطان هرگز آزادی و اختیار را از انسان نمی گیرد، بلکه او یک دعوت کننده بیش نیست[14] و این خود انسان است که با انحراف در عمل و آلوده شدن به کارهای شیطانی[15] زمینه های نامناسب روحی را فراهم کرده و نسبت به حق سخت و غیرخاضع می شود[16]، آنگاه با میل و اراده خویش دعوت شیطان را اجابت می کند و سرپرستی او را به جان می پذیرد[17]، بلکه دریچه های قلب خود را به روی ابلیس می گشاید و به او اذن ورود می دهد. گام های نخستین از طرف خود انسان برداشته می شود و تنها پس از موافقت خود انسان است که شیطان می تواند از مرزهای روح او بگذرد و وی را در پرتگاه گمراهی بر زمین زند.

 

راه های ورودی ولایت شیطان

امروز «وسوسه عملی» که یکی از راههای شیطان برای انحراف بشر است خطر بزرگ بوده و متأسفانه بیشتر افراد به آن مبتلا می باشند .

شیطان دام های فراوانی دارد که انسان باید هوشیار باشد تا در این دام ها و فخرها اسیر نگردد.

شیطان و نیروهای آن سیاست های مرحله به مرحله داشته و ممکن است با یک شبهه شروع و افراد را به سوی بی دینی سوق دهند.

 

وسوسه گام اول انحراف

وسوسه خود دارای سه بعد فکری، عملی و اجتماعی است که در نوع اول در اندیشه های انسان یکسری تفکرات غلط و گمراه کننده خطور می کند و به قدری خطرناک است که اگر کنترل نشود حتی سبب خروج افراد از دین می گردد.

سخن را با حدیثی از امام علی علیه السلام به پایان می بریم، ایشان در حدیثی بیان کردند : مبنی بر این که فتنه های شیطان مشتمل بر سه قسم می باشد ؛ دوستی با زنانی که سبب حرام می شوند؛ شمشیر شیطان هستند، شراب، دام شیطان و پول پرستی تیر شیطان می باشد

وسوسه عملی دومین نوع از وسوسه ها

این نوع در جامعه ما به عنوان وسواس معروف بوده و متأسفانه اکثر افرادی که به آن مبتلا می شوند و شاهد هستیم که این عمل ناشایست در جامعه، برخی معضلات از جمله طلاق و تزلزل خانواده ها را ایجاد کرده است.

 

افراد وسواسی عبد شیطان هستند

مسلمانان باید به خاطر داشته باشند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) با 750 گرم آب وضو می گرفتند اما امروز بسیاری از مردم در طهارت، غسل و نماز خود دچار وسواس شده اند، که این امر خطرناک بوده و ممکن است حتی تا حد سقوط و بیماری های جسمی و روانی پیش برود.

 

وسوسه اجتماعی  

متأسفانه در جامعه امروزی بسیاری از آقایان و خانم ها بی جهت به همسران خود به دیگر افراد جامعه سوء ظن دارند و این یک وسوسه اجتماعی می باشد که دارای خطرات زیادی است.

فقر، خیانت در شراکت و ... مراحل دیگری از انحرافات شیطان است که شیطان پس از گذراندن این مراحل، بشر را تحت ولایت خود درآورده و گمراه می کند .

کسی که تقوا داشته و به شیطان اجازه ورود را ندهد سعادتمند بوده و شیطان هرگز نمی تواند بر او مسلط شود.

سخن را با حدیثی از امام علی علیه السلام به پایان می بریم، ایشان در حدیثی بیان کردند: مبنی بر این که فتنه های شیطان مشتمل بر سه قسم می باشد؛ دوستی با زنانی که سبب حرام می شوند؛ شمشیر شیطان هستند، شراب، دام شیطان و پول پرستی تیر شیطان می باشد.

 

پی نوشت ها :

[1] . زخرف/ 62، یوسف/60، کهف/50، اسراء/ 53 و بقره/ 168.

[2] . فاطر/6.

[3] . کهف/50.

[4] . نساء/ 119.

[5] . حجر/ 43.

[6] . نساء/ 60.

[7] . فاطر/6.

[8] . یس/62.

[9] . نساء/ 38.

[10] . فرقان/29.

[11] . فاطر/ 6.

[12] . حج/ 4، کهف/ 50 و نحل/100.

[13] . زمر/ 85، اسراء/ 63، حجر/ 42 و اعراف/ 18.

[14] . ابراهیم/ 22.

[15] . طه/ 121، مائده/ 90 و آل عمران/ 155.

[16] . حج/ 53.

[17] . حجر/ 42.



- نظرات (0)

پرحسرت ترین هادر قیامت

آیات در آیینه روایات

ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن و ماه نزول آن است. این ماه بهترین فرصت در طول سال است که ما بیش از پیش به واسطه قرائت آیات نورانی آن به معارف بلند و انسان سازش دست پیدا کنیم. لطف خدا در بذل ثواب و بارش رحمت ویژه اش در این ماه، تشویق بی مانندی است که ما را به سوی این کتاب آسمانی سوق می دهد.

آنچه بهره ما از این بزم الهی را دوچندان بلکه چندین برابر می کند دقت در آیات و بالابردن سطح معرفتی خود به کمک این کتاب است و این اوج گیری وقتی به کمال خود می رسد که به کمک و هدایت اهل بیت عصمت و طهارت که معلمان قرآنند صورت پذیرد.

روایت های گهرباری که از آن حضرات به ما رسیده هر یک به مثابه چراغ هدایتی است که ما را در این وادی رهنمون ساخته و دری از درهای معرفت را به روی ما می گشایند و به ما حقایقی را می شناسانند که به تعبیر قرآن کریم اگر نبود قرآن و این علوم وحیانی، هیچگاه بشر نمی توانست به آنها دست پیدا کند.

 

نکته ای بسیار مهم قبل از ارائه روایات:

باید دانست بسیاری از روایتهای تفسیری که در توضیح و بیان آیه ای وارد شده است درصدد بیان تمام معنای آیه نبوده؛ بلکه هدفش بیان مصداق و یا برترین و مهمترین مصادیق آیه است.

برای مثال اگر در تفسیر آیه ای که مربوط به افراد وارسته و بهشتی گفته شود مراد آیه ما اهل بیت هستیم این به معنای حصر معنای آیه در حضرات معصومین ع نیست؛ بلکه منظور، معرفی ایشان به عنوان برترین انسانهای وارسته و اهل بهشت است؛ مگر درمواردی مانند آیه تطهیر (33/احزاب) که ثابت می شود معنای آیه منحصر در اهل بیت علیهم السلام است و شامل دیگری نمی شود. نمونه ای از این بحث تطبیقی در پایان همین نوشته خواهد آمد.

این روایت نمی فرماید که با خواندن حمد بر مرده، او حتما زنده می شود؛ بلکه در مقام بیان اثر فوق العاده این سوره است که اگر خواندید و چنین شد تعجب نکنید

گزیده ای از روایات جزء اول

«سوره حمد»

چهار باری که شیطان ناله کرد

امام صادق علیه السلام فرمود: «رَنَّ إِبْلِیسُ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ ...‏» ابلیس چهار مرتبه با صدای بلند ناله کرد و فریاد کشید. بار اول روزی بود که از درگاه الهی رانده شد. بار دوم وقتی بود که از مقام قرب به زمین فرود آمد. بار سوم زمانی بود که رسول خدا ص به پیامبری مبعوث گردید و چهارمین بار هم وقتی بود که سوره حمد نازل شد.[1]

اگر مرده زنده شد تعجب نکنید

امام صادق علیه السلام قرمود: «لَوْ قُرِئَتِ الْحَمْدُ عَلى‏ مَیِّتٍ سَبْعِینَ مَرَّةً، ثُمَّ رُدَّت‏ فِیهِ الرُّوحُ، مَا كَانَ ذلِكَ عَجَباً»؛ اگر بر مرده ای هفتاد بار سوره حمد را خواندید و او زنده شد تعجب نکنید.[2]

توجه:

این روایت نمی فرماید که با خواندن حمد بر مرده، او حتما زنده می شود؛ بلکه در مقام بیان اثر فوق العاده این سوره است که اگر خواندید و چنین شد تعجب نکنید.

«بسم الله الرحمن الرحیم»

حمد

رفع اندوه و حاجت با بسم الله الرحمن الرحیم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَن حَزَنَهُ أمرٌ تَعاطاهُ فَقالَ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ...»؛ هر كس اندوهى بدو برسد و از روى اخلاص و با توجّه قلبى به خدا، بگوید: «بسم اللّه الرحمن الرحیم»، از دو حال خارج نمى‏شود: یا در همین دنیا به حاجتش مى‏رسد و یا نزد پروردگارش به حساب مى‏آید و در نزد او ذخیره مى‏گردد. و البتّه آنچه نزد خداست، براى اهل ایمان، بهتر و ماندگارتر است.[3]

«اهدنا الصراط المستقیم»

دو چهره صراط

امام صادق علیه السلام درباره معناى صراط فرمود: «هُو الطَّریقُ إلى مَعرِفَةِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ: صِراطٌ فی الدُّنیا و صِراطٌ فی الآخِرَة ...»؛ آن، راه شناخت خداوند عزّ و جلّ است، و دو صراط وجود دارد: صراطى در دنیاست و صراطى در آخرت. صراط دنیا همان امامى است كه اطاعتش واجب است. هر كه در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی هایش پیروى كند از صراط آخرت كه پلى است بر روى دوزخ، بگذرد و هر کس در دنیا او را نشناخت گامهایش بر صراط اخروی لغزیده و به جهنم سقوط خواهد کرد.[4]

توضیح:

منظور از دو صراط، وجود دو راه جدای از هم نیست؛ بلکه منظور وجود دو چهره برای آن است که در دنیا به صورت امام هدایت است و در آخرت معبری برای رسیدن به بهشت.

ولایت علی علیه السلام مجوز عبور از صراط

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «یَا عَلِیُّ إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ أَقْعُدُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ جَبْرَئِیلُ عَلَى الصِّرَاطِ فَلَمْ یَجُزْ أَحَدٌ إِلَّا مَنْ كَانَ مَعَهُ كِتَابٌ فِیهِ بَرَاءَةٌ بِوَلَایَتِك‏»؛ اى على! چون روز قیامت شود، من و تو و جبرئیل بر صراط مى‏نشینیم و هیچ كس از صراط نخواهد گذشت، مگر این كه جواز ولایت تو را با خود داشته باشد.[5]

امام صادق علیه السلام درباره معناى صراط فرمود: «هُو الطَّریقُ إلى مَعرِفَةِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ: صِراطٌ فی الدُّنیا و صِراطٌ فی الآخِرَة ...»؛آن،راه شناخت خداوند عزّ و جلّ است، و دو صراط وجود دارد: صراطى در دنیاست و صراطى در آخرت.صراط دنیا همان امامى است كه اطاعتش واجب است.هر كه در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی هایش پیروى كند از صراط آخرت كه پلى است بر روى دوزخ،بگذرد و هر کس در دنیا او را نشناخت گامهایش بر صراط اخروی لغزیده و به جهنم سقوط خواهد کرد

«در پایان سوره حمد»

امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خود(جمیل) فرمود: «إِذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَامٍ فَقَرَأَ الْحَمْدَ، وَ فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهَا، فَقُلْ أَنْتَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ لَاتَقُلْ: آمِین‏»؛در نماز جماعت بعد از آنکه امام حمد را به تمام کرد؛ تو «آمین» نگو، بگو «الحمد لله رب العامین»[6]

از سیره عبادی امام رضا علیه السلام آمده است که آن حضرت پس از اتمام سوره حمد می فرمود: «الحمد لله رب العالمین»[7]

«إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ» 20/ بقره

 

حل یک شبهه معروف

از امیرالمومنین علیه السلام سوال شد: «هَلْ یَقْدِرُ رَبُّكَ أَنْ یُدْخِلَ الدُّنْیَا فِی بَیْضَة؟»؛آیا پروردگار تو مى‏تواند دنیا را در داخل تخم مرغى جاى دهد بی آنکه دنیا کوچک و یا تخم مرغ بزرگ شود؟ حضرت در پاسخ فرمود: نسبت عجز به خداوند تبارك و تعالى نمى‏توان داد، اما آنچه از من پرسیدى شدنى نیست.[8]

توضیح:

این خواسته در واقع یک تناقض است ؛ تخم مرغ در عین حال که کوچک است به اندازه دنیا بزرگ هم باشد تا گنجایش آن را داشته باشد. و چون این یک فرض محال است اصلا شیئ نیست تا قدرت خداوند به آن تعلق بگیرد.

«یَا أَیهُّا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُم» 21/ بقره

حلال

برترین عبادتها

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَال‏»؛ عبادت، هفتاد بخش دارد که برترینِ آن، به دنبال حلال بودن است‏.[9]

عابدترین مردم

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «مَنْ عَمِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاس‏»؛ عابدترین مردم کسی است که هر آنچه خدا به او امر کرده است به جا آورد.[10]

توضیح:

بنابراین فرمایش عابدترین مردم کسی نیست که بیشتر نماز می خواند و یا روزه می گیرد بلکه عابدترین مردم کسی است که واجبی از او ترک نشود و حرامی هم از او سر نزند.

«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُم» 44/ بقره

روزه یکی از برترین و بارزترین مصادیق صبر است که در در روایت به عنوان تفسیر صبر به آن اشاره شده است. علامه طباطبایی ره در این باره می نویسد: تفسیر صبر بروزه، از باب جرى یعنى تطبیق كلى بر مصداق است

عاقبت(باطن) گویندگان بی عمل

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَرَرْتُ لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی عَلَى أُنَاسٍ تُقْرَضُ‏ شِفَاهُهُمْ‏ بِمَقَارِیضَ مِنْ نَارٍ فَقُلْتُ مَنْ هَۆُلَاءِ یَا جَبْرَئِیل‏؟ ...»؛ شب معراج به مردمى برخوردم كه لب‏هاى آنان را با قیچى‏هایى از آتش مى‏بُریدند. گفتم: جبرئیل! اینان چه كسانى‏اند؟ گفت: سخنورانى دنیا پرست‏اند كه مردم را به نیكوكارى فرمان مى‏دهند، امّا خودشان را از یاد برده‏اند، در حالى كه قرآن مى‏خوانند. آیا نمى‏اندیشند؟[11]

پُرحسرت‏ترینِ مردم در روز قیامت

امام صادق علیه السلام فرمود: «إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ حَسْرَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ خَالَفَهُ إِلَى غَیْرِهِ»؛ در روز قیامت، پُرحسرت‏ترینِ مردم، كسى است‏ که از کار خوبی تعریف کرده؛ اما خود بر خلاف آن عمل کند.[12]

« وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة » 45/ بقره

یاری جُستن از نماز

امام صادق علیه السلام فرمود: «كان عَلیٌّ علیه‏السلام إذا هالَهُ شَی‏ءٌ فَزِعَ إلَى الصَّلاةِ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَةَ: واستَعینوا بِالصَّبرِ والصَّلاةِ»؛ على علیه‏السلام هرگاه از چیزى بیمناك مى‏گردید، از نماز كمك مى‏جست و سپس این آیه را تلاوت مى‏كرد: «و از شكیبایى و نماز یارى جویید».[13]

یاری جُستن از روزه

امام صادق علیه السلام فرمود: «إِذَا نَزَلَت‏ بِالرَّجُلِ النَّازِلَةُ وَ الشَّدِیدَةُ فَلْیَصُمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ یَعْنِی الصِّیَام‏»؛ هرگاه بلا و سختى دامنگیر كسى شد، روزه بگیرد؛ زیرا خداوند عزّ و جلّ مى‏فرماید: «و از صبر مدَد بگیرید»؛ یعنى از روزه‏.

توضیح:

روزه یکی از برترین و بارزترین مصادیق صبر است که در در روایت به عنوان تفسیر صبر به آن اشاره شده است. علامه طباطبایی ره در این باره می نویسد: تفسیر صبر بروزه، از باب جرى یعنى تطبیق كلى بر مصداق است.[14]

چون روایات فراوان است و مجال اندک پس برای این جزء به همین مقدار اکتفا می کنیم تا فرصت و توفیقی دیگر.

 

پی نوشت ها :

1. خصال، 1/263

2. کافی، 2/623

3. توحید، 232

4. معانی الاخبار، 32

5. معانی الاخبار، 36

6. کافی، 3/313

7. عیون أخبار الرضا علیه السلام، 2/183

8. توحید، 130

9.  کافی 5/78

10. کافی 2/84

11. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1/215

12. کافی، 2/300

13. کافی، 3/480

14. المیزان، 1/153

                                                                                                                                                             



- نظرات (0)

پاداش دو برابر برای چند عمل

قرآن کریم در آیات خود ویژه گی هایی را معرفی می کند که هر فردی با داشتن آنها پاداش و ثواب دوبرابر را ازآن خود خواهد کرد.

أُوْلَئِكَ یُۆْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَیْنِ بِمَا صَبَرُوا وَیَدْرَۆُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَیْكُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ : آنانند كه به [پاس‏] آنكه صبر كردند و [براى آنكه‏] بدى را با نیكى دفع مى‏نمایند و از آنچه روزى‏شان داده‏ایم انفاق مى‏كنند، دو بار پاداش خواهند یافت.

و چون لغوى بشنوند از آن روى برمى‏تابند و مى‏گویند: «كردارهاى ما از آنِ ما و كردارهاى شما از آنِ شماست. سلام بر شما، جویاى [مصاحبت‏] نادانان نیستیم.» (54-55 قصص)

صبر و ویژگی های صابرین

صبر در مشکلات                 

عبد الله بن مسعود می‌گوید: روزی من و پنج نفر (یا گروه) دیگر از اصحاب به محضر مبارک رسول الله (صلی الله علیه وآله) رسیدیم درحالی که گرسنگی شدیدی بر ما حاکم شده بود و مدت چهار ماه جز آب و شیر و برگ درخت چیز دیگر نخورده بودیم.

عرض کردیم: یا رسول الله، جانمان به لب رسیده تا کی باید گرسنگی را تحمل کنیم. حضرت فرمودند: فکر این نباشید که روزی بخواهید در ناز و نعمت زندگی کنید، بلکه باید صبر داشته باشید و خدا را شکر کنید. حالا در زمان صدر اسلام با آن همه اذیت های قریش و سختی هایی که به آنها وارد می‌شد، چطور تحمل می‌کردند؟ آیا جز این است که یک نیروی الهی مدد رسان آنان بوده است؟!

 

باید شکرخدا بجا آورید

باید شکرخدا بجا آوریم.شکر برای بدست آوردن چیزی که خیلی ارزش دارد.

پیامبر در بیانی می‌فرماید: در مقابل این سختی ها، رضای خداوند نصیب شما می‌شود، نتیجه اسلام، بهشت است.

در تاریخ، حالات مصعب بن عمیر را بخوانید، او یک شخصیت پر توان، پر تحمل ورنج کشیده است. تنها روحانی زمان حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بود. او چقدر پیغمبر خدا را یاری کرد. پیامبر اکرم به جهت امر تبلیغ او را اهل علم تربیت کرده بودند فلذا هر گاه پیغمبر اسلام مردم را بسوی اسلام دعوت می‌کرد، به مصعب می‌فرمود: برو این ها را راهنمایی و نصیحت کن و مصعب نیز با تعهد بالایی که داشت وظیفه را انجام می‌داد. بعضی اوقات مصعب را تهدید می‌کردند، اما او می‌گفت: بیایید تا چند جمله ای از آیات قرآن را برایتان بخوانم. بیایید تا آیات انشراح را بخوانم. آن گاه تلاوت می‌کرد «اَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَک» 

این بزرگواران با استقامتی که داشتند اسلام را عزت داده و سر بلند کردند. خود پیغمبر اسلام (صلی الله علیه وآله) روحیه و صبر عظیمی داشتند ، خیمه به خیمه به اعراب سر می‌زد و به آنها می‌فرمود: آیا دلتان نمی خواهد مسلمان شوید؟ بیایید به سوی خداوند تا رستگار شوید. آن حضرت در این رابطه چقدر رنج می کشید.

کسانی هستند که در عبادت و اطاعت و فرمانبرداری خدا و پرهیز از گناهان صبر می‌کنند. کسانی که دنبال رزق و روزی حلال هستند و در خرج کردن و مصرف نیز متعادلند و همیشه فضیلت علم را بر همه چیز مقدم می‌دارند اینها رستگار شده و نجات یافته اند

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: من قرآن و دیگر کتب آسمانی را که بر پیغمبران پیشین نازل شده قرائت کردم و نیافتم کسی وارد بهشت شود جز صابران و خداوند نعمت صبر را بر ما مرحمت فرماید.

معلوم می‌شود پاداش صبر دو برابر است یعنی خداوند علاوه بر پاداشی که در برابر اصل فضیلت عمل می‌دهد، یک پاداش هم در مقابل صبری که داشته، می‌دهد.

عبدالله بن مسعود می‌گوید: عرض کردیم یا رسول الله صابران کدامند؟

فرمودند: کسانی هستند که در عبادت و اطاعت و فرمانبرداری خدا و پرهیز از گناهان صبر می‌کنند.

کسانی که دنبال رزق و روزی حلال هستند و در خرج کردن و مصرف نیز متعادلند و همیشه فضیلت علم را بر همه چیز مقدم می‌دارند اینها رستگار شده و نجات یافته اند.

ای ابن مسعود، صابران دارای خشوع و فروتنی و وقار و آرامش و اهل تفکر و نرم خویی و عدالتند. آنچه را که می‌دانند ، به دیگران یاد می‌دهند و عبرت می‌گیرند.

دور اندیشند و متقی و نیکوکار و خود را در راه خدا به عسر و حرج می‌اندازند و دوستی و دشمنی آنها فقط برای رضای خداست.

امانت را ادا نموده و عادلند و در حکم کردن نیز عدالت را رعایت می‌کنند. اگر چیزی را خبر دارند شهادت می‌دهند و با اهل حق همکاری دارند. جلوی گناه کار را می‌گیرند و از کسی که به آنها ظلم کرده، گذشت می‌کنند.

ای ابن مسعود صابران کسانی هستند که اگر به بلائی مبتلا شوند، صبورند؛ اگر چیزی به آنها اعطا شود، خدا را شکر می‌گویند.

زمانی که حکم کنند عدالت را پیش می‌گیرند، وقتی حرف می‌زنند، راستگو هستند.

اگر قول می‌دهند یا عهدی می‌بندند، وفا دارند، اگر گناهی از آنها سر بزند، استغفار می‌کنند و هرگاه خدمت و احسانی کنند، خوشحال می‌شوند

«... وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ؛... و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏آمیز و دور از خشونت) گویند.» (سوره فرقان آیه 63) 

«... وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ؛... و چون به لغو و بیهوده‏اى عبور كنند بى‏اعتنا و بزرگوارانه مى‏گذرند.» (سوره فرقان آیه 72) 

هر کس این اوصاف را داشته باشد، دارای سجایای اخلاقی است و از صابران است.  

«وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا ؛ و آنان كه شب را در برابر پروردگارشان در حالى كه سجده كننده و ایستاده‏اند به روز مى‏آورند.» (سوره فرقان آیه 64)

ای ابن مسعود، قسم به خدائی که مرا به حق مبعوث کرد اینها صابران هستند.

صبر

بدی را با خوبی پاسخ دادن

و آن گونه‌اند که سخنان زشت و ناپسندی را که از کفرگرایان می‌شنوند، به سخنان نیکو و پسندیده پاسخ می‌گویند.

به باور پاره‌ای منظور این است که: آنان گفتار و کردار ناپسند را با گفتار و عملکرد پسندیده پاسخ می‌دهند و دفع می‌کنند.

و به باور پاره‌ای دیگر نادانی مردم نادان را با بردباری دفع می‌کنند.

و از ششمین امام نور نیز آورده‌اند که: اینان اذیت و آزار مردم نادان را با حلم و بردباری و مهر ومدارا از خود دور می‌سازند.

 

انفاق کردن از مال ها

بسیاری از انسان ها گمان می کنند که انفاق فقط به نفع کسی است که مورد انفاق قرار می گیرد در حالیکه بیشترین سود شامل حال کسی می شود که انفاق می کند.

انسان با گذشت از آنچه در اختیار اوست و به آن علاقمند است در حقیقت از صفات رذیله چون حسادت، طمع و... فاصله می گیرد و به خداوند بی نیاز نزدیکتر می شود و می آموزد که بهترین چیزهایی را که در اختیار دارد را بدون هیچ چشم داشتی در اختیار دیگران قرار دهد و این نکته روح خداجویی را در انسان بیدار می کند و انسان را از دلبستگی به دنیا دور می کند. بنابراین انفاق مایه رشد و سعادت آدمی است.

از موارد دیگری که در مورد اهمیت انفاق می توان بیان کرد تأکید فراوان قرآن روی این مسأله است. در آیات زیادی از قرآن به مسأله انفاق سفارش شده است برای مثال در آیه 261 سوره بقره ذکر مسأله انفاق بعد از معاد شاید به این دلیل باشد که یکی از مهمترین اسباب نجات در قیامت انفاق و بخشش است.

صابران دارای خشوع و فروتنی و وقار و آرامش و اهل تفکر و نرم خویی و عدالتند. آنچه را که می‌دانند به دیگران یاد می‌دهند و عبرت می‌گیرند. دور اندیشند و متقی و نیکو کارند وخود را در راه خدا به عسر و حرج می‌اندازند و دوستی و دشمنی آنها فقط برای رضای خداست. امانت را ادا نموده و عادلند و در حکم کردن نیز عدالت را رعایت می‌کنند. اگر چیزی را خبر دارند شهادت می‌دهند وبا اهل حق همکاری دارند. جلوی گناه کار را می‌گیرند و از کسی که به آنها ظلم کرده، گذشت می‌کنند

دوری جستن از سخنان لغو وبیهوده

نهی از سخن لغو و بیهوده

خداوند متعال، اسباب و عوامل دست یابی به علم و دانش و رسیدن به قله های پر ارج دانایی و آگاهی را در اختیار انسان قرار داده و کلام را یکی از راه های انتقال دانش و فضیلت برشمرده است.

پروردگار حکیم، انسان را از گفتاری که هیچ سود و بهره ای برای او ندارد، بر حذر می دارد و در قرآن کریم، آدمیان را از بیهوده گویی نهی می کند، به گونه ای که شنیدن سخنان لغو را عامل باز دارنده آدمی از کمال می شمارد و دوری از بیهوده گویی را نشانه کرامت انسان می داند و می فرماید:

وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَیْكُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ (قصص: 55)

و چون سخن لغوى (مانند مسخره و فحش و غیبت و هتاكى) بشنوند، از آن روى برتابند و (با زبان حال) گویند: عمل‏هاى ما از آن ما و عمل‏هاى شما از آن شما، سلام بر شما، ما نادان‏ها را (به دوستى و رفاقت) نمى‏طلبیم.

این گونه افراد، به سخنان بیهوده و گزاف گوش نمی دهند و ارزش وقت خود و دیگران را به خوبی می دانند و در برابر آن احساس مسئولیت می کنند. اینان از عمر گرانمایه و فرصت های زندگی بهترین استفاده ها را می برند تا حسرت و پشیمانی دامن گیرشان نشود.

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم

                     شطح و طامات به بازار خرافات بریم


منابع:

سایت فارس

سایت حوزه

اندیشه قم

بیانات آیت الله مظاهری

بیانات حجت الاسلام ضیاء آبادی


- نظرات (0)

نشانه پذیرش اعمال

چطور بفهمیم که اعمالمان مقبول خداوند واقع شده است؟
دعا

منظور از قبولی اثر بخشی عمل است و مراد از اثر بخشی این است که انسان را به خداوند نزدیک کند، زیرا هدف کلی دین و انسان در زندگی قرب به خداوند است، بنابراین هر عملی که بتواند انسان را به خداوند نزدیک کند، عملی است که به طور قطع مورد قبول و پذیرش خداوند واقع شده است. معیار کلی این است که اعمال فرد مؤمن بر طبق معیارهای برگرفته از قرآن و سنت معصومین(ع) باشد و اعتبار هر عملی که از انسان سر می زند در هماهنگی با این معیار است.

اگر فردی معیارهای لازم برای اعمال را بشناسد و در هماهنگی اعمال خود با آن معیارها بکوشد، باید امیدوار باشد عملش مورد قبول و رضای خداوند است.

به صورت اجمالی می توان گفت: شرایط قبولى اعمال و اثر بخش بودن آن عبارت است از: الف) نیت خالص، ب) تقوا یعنی انجام واجبات و پرهیز از گناهان، ج) همراهی عمل با ایمان یقینی د) رعایت شرایط صحت شرعی عمل ه) محبت و پیروی از سنت و سیره اهل بیت(ع).

 

توضیح بیشتر:

قبولی اعمال انسان از نگاه آموزه های اخلاقی اسلام برآیند رعایت دو چیز است:

1. حسن فعلی: به معنای صحیح انجام شدن عمل است به گونه ای که خود عمل صلاحیت نزدیک ساختن انسان به خداوند را داشته باشد، زیرا عمل باطل شرعی به هر مقدار که با انگیزه تقرب انجام شود، توان نزدیک ساختن و بالا بردن انسان را ندارد.

2. حسن فاعلی: به معنای عمل به اقتضای ایمان و با انگیزه الهی و قصد قربت انجام شود. قرآن مى‏فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً »؛ هر کسى کار شایسته کند چه مرد و چه زن، در صورتى که مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى حیات مى‏بخشیم، (سوره نحل، آیه 97) . یعنى در رسیدن به حیات طیّب فقط دو چیز نقش دارند: یکى، «حُسن فعلى» به نام عمل صالح(انجام صحیح اعمال) و دیگرى «حُسن فاعلى» به نام مؤمن بودن (یعنی نیت داشتن و برای خدا انجام دادن کار).

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ؛ هر کسى کار شایسته کند چه مرد و چه زن، در صورتى که مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى حیات مى‏بخشیم»

بنابراین نیت و انگیزه عمل مهمترین رکن قبولی اعمال است و در بسیاری از روایات آمده که نیت از خود عمل بهتر است زیرا به عمل ارزش می دهد و در حقیقت بار ارزشی و اثر گذاری عمل را نیت به عهده دارد. حتما بسیار شنیده اید که نیت المومن خیر من عمله. نیت مومن از عملش بهتر است زیرا همین که نیت کرد به خدا نزدیک شود در نفسش نوری از قرب الهی پیدا می شود و نزدیکی صورت می گیرد و حتی گاهی موفق به عمل هم نمی شود ولی همان نیت اثر خود را می گذارد اگر چه اگر موفق به عمل هم بشود نور بیشتری حاصل خواهد شد.

دعا

البته ناگفته نماند کسی که برای رسیدن به بهشت و نجات از آتش جهنم اعمال صالح را انجام می دهد در حقیقت به خدا و معاد ایمان دارد و در حقیقت برای نزدیکی به خدا این کارها را انجام می دهد و مرتبه ای از نیت قرب هم همین است, ولی کسی که تنها برای خوشنودی خدا و جلب محبت الهی و از روی عشق خدا را عبادت می کند از مرتبه ای فراتر قرار دارد و ارزش نیت او افزون تر خواهد بود. نیّت جان عمل است.

اینکه می‏گویند در هنگام عبادت نیّت کنید، به این معنا نیست که مثلاً هنگام خواندن نماز انسان در ذهن خود ترسیم کند که چهار رکعت نماز ظهر بجا می‏آورم «قربه إلی الله». بلکه نیت؛ یعنی قصد؛ یعنی مقصد داشتن، هدف داشتن و در اصطلاح دین نیت به این معنی است که انسان در عبادتش قصد کند که به رنگ خدا در آید ، با پرستش هستی به شکل آن در آید و مظهر وجود و اسماء و صفات آن شود و به خدای متعال نزدیک گردد.

ما در درجه اول با نیت به خدا نزدیک می شویم و در درجه بعد با عمل. نیّت، انبعاث و پرش روح است. انبعاث روحی است که به سمت خدا پرواز می‎کند؛ همان نیتی که از عمل برتر است. از این رو گفته‏اند خدای سبحان را با نیّت های صادق مسئلت کنید. صحت عبادت مشروط به نیّت است که بدون آن عمل باطل خواهد بود و چون نیّت دارای درجاتی است، خود صحت هم مراتب دارد.

از آن جا که مواقف مهم روز قیامت عبارت است از آتش، بهشت و رضوان و از طرفی نفس انسان دارای سه حالت شهوت، غضب و عقل کمال طلب است، لذا عبادت هم سه قسم و عبادت‏کنندگان به سه گروه تقسیم می‏شوند:

 

سه گروه عبادت کنندگان

گروهی خدای سبحان را به جهت ترس از جهنم و آتش عبادت می‏کنند که این عبادت بردگان است. گروه دیگر، خدا را برای رسیدن به بهشت و نعمتهای آن عبادت می‏کنند؛ این عبادت بازرگانان و تجّار است. و گروه سوم خدا را فقط برای محبت و دوستی نسبت به آن ذات متعالی عبادت می‏کنند؛ این بالاترین مرتبه عبادت است که از آن به عبادت احرار تعبیر شده است. (نهج البلاغه، حکمت 237).همه این عبادت ها صحیح است؛ ولی مراتب ثواب و پاداش آن یکسان نیست.

پس نیت که همان قصد قربت است، جان و روح عمل بوده و از خود عمل بالاتر و مهمتر است؛ چون حیات و زندگی عمل به نیت بستگی دارد. و پاداش اعمال، براساس نوع نیت و قصد انسان، مراتبی گوناگون دارد. (آیت الله جوادی آملی، حکمت عبادات )

باید دید یک عمل نیک تا چه مدت ما را از مرتکب گناه شدن حفظ می کند این ملاک خوبی است برای سنجش اعمال مثلا ما الان نماز می خاونیم باید دید بعد از این نماز تا چه مدت گناه نمی کنیم آیا تا نماز بعدی دوام دارد یا نه بلافاصله بعداز نماز ثانیه ای نگذشته که مرتکب گناه میشویم

نشانه های پذیرش اعمال

عملی که مورد قبول خداوند است دارای نشانه هایی است مثل:

دعا و مناجات

1. هرگاه انسان موفق به عمل نیکی شود، انجام این عمل خود زمینه ساز انجام اعمال خیر و نیک دیگری می گردد که در اصطلاح به آن توفیق می گویند، یعنی هر عمل خیری توفیق اعمال خیر دیگری را نصیب انسان می کند.

2. حالت خوش معنوی و احساس صفا و معنویت و رغبت و میل به عبادت و دعا و کشش درونی و باطنی به سوی کارهای خیر و صالح از نشانه های دیگر قبولی اعمال و کسب رضا و خشنودی الهی است.

البته باید توجه داشت اولیای خاص خداوند و بندگان مقرب و برجسته او در عین حال که تمام سعی و کوشش خود را در انجام اعمال خیر و نیک و عمل به وظایف شرعی و الهی خود دارند ولی همواره از خداوند ترسان و بیمناکند و می ترسند عمل آنها مورد قبول خداوند قرار نگیرد.

این حال ویژه آنها است و از معرفت عمیق و جامع آنها سرچشمه می گیرد و به معنای کوتاهی در انجام وظیفه و یا بدگمانی به خداوند و سوء ظن به او و یا تردید در عدالت او نمی باشد، بلکه وقتی انسان عظمت خداوند متعال را بشناسد و نسبت به قدرت و علم و وجود بی کران و غیرمتناهی او شناخت پیدا کرد و از طرفی به کوچکی وحقارت و ضعف و نادانی خود پی برد، اعمال خود را ناقص و ناچیز می دادند و به همین جهت اولیای خداوند و پیشوایان معصوم (ع) به ما آموخته اند که هرگز دلگرم و دلخوش به اعمال خود نباشید و بر آنها تکیه نکنید، بلکه به فضل و لطف و رحمت الهی امیدوار باشید.

3- باید دید یک عمل نیک تا چه مدت ما را از مرتکب گناه شدن حفظ می کند این ملاک خوبی است برای سنجش اعمال مثلا ما الان نماز می خوانیم باید دید بعد از این نماز تا چه مدت گناه نمی کنیم آیا تا نماز بعدی دوام دارد یا نه بلافاصله بعداز نماز ثانیه ای نگذشته که مرتکب گناه میشویم مثلا تا نماز تمام میشود به سراغ غنا و موسیقی مطرب رفته و گوش خود را پر از صداهایی می کنیم که از آن منع شده ایم .  

اگر خداوند بخواهد با عدالت خود اعمال ما را بررسی کند و مورد سنجش قرار داد، امیدی برای قبولی عمل برای کسی باقی نمی ماند، ولی با توجه به فضل و لطف خداوند و تکیه بر آن جای امیدواری برای قبولی اعمال همواره وجود دارد.

وبلاگ  سید مصطفی علم خواه


- نظرات (0)

آیا یهودیان و مسیحیان به بهشت می‌روند؟


یهود

قسمت اول

آیات قرآن کریم تأکید و اصرار دارند بر اینکه شرط ورود به بهشت دو چیز است: یکی ایمان و دیگری عمل صالح؛ مانند آیه 82 سوره بقره که اهل ایمان و عمل صالح را اهل بهشت و جاویدان در آن معرفی می کند:

الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ

آیات الهی این واقعیت را هم بیان می دارند که نه ایمان بی عمل برای انسان مفید خواهد بود و نه عملِ بی نیت الهی.

بی فایده بودن ایمانِ بی عمل را در آیه 158 سوره انعام آمده است:

یَوْمَ یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً

روزى كه برخى از نشانه‏هاى پروردگارت به ظهور آید، ایمان آوردن كسى كه پیش از این ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایسته‏اى انجام نداده سودى نخواهد داشت.

و اینکه عمل بی نیت الهی در آخرت بهره ای از پاداش الهی نخواهد داشت حقیقتی است که آیات 15 و 16 سوره هود علیه السلام از آن پرده بر می دارد:

مَنْ كانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ

كسانى كه زندگى دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور كامل در [همین‏] دنیا به آنان مى‏دهیم و در آن چیزى از آنان كاسته نخواهد شد.

أُوْلَئكَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ  وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُواْ یَعْمَلُون

اینان كسانى هستند كه در آخرت، سهمى جز آتش براى آنان نیست و آنچه [در دنیا از كار خیر] كرده اند، در آخرت تباه و بى اثر مى شود و آنچه همواره [برای غیر خدا‏] انجام مى دادند، باطل است.

 

کدام ایمان؟ کدام عمل؟

حال که ضرورت داشتن ایمان و عمل صالح برای جلب رضای خداوندی و ورود به بهشت اثبات شد این سوال مطرح می شود که کدام ایمان و عقیده و کدام عمل شایسته این هدف را تأمین می کند و انسان را به سر منزل مقصود می رساند؟ 

اسلامی مورد قبول و رضایت من است که مُهر «غدیر» پای آن باشد

کدام ایمان نجات بخش است؟

از آیات قرآن کریم به دست می آید تنها عقیده و باوری نجات بخش است که مقبول درگاه الهی باشد و آن نیست جز باور به معارف دین اسلام است.

إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ (آل عمران/19)

بی تردید دینِ [واقعى كه همه پیامبران، مُبلّغ آن بودند] نزد خدا اسلام است.

اسلام در اینجا  عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى كه از پروردگار عالم در مورد عقاید و اعمال و یا در مورد معارف و احكام صادر مى‏شود.[1]

و نیز می فرماید:

وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ (آل عمران/85)

و هركه جز اسلام، دینى طلب كند، هرگز از او پذیرفته نمى‏شود و او در آخرت از زیانكاران خواهد بود.

بنابراین هر مکتب و عقیده ای که در آن سخنی از فرامین الهی نباشد و تسلیم بودن محض در برابر تمام آنچه او فرموده است معنی نداشته باشد ، مکتبی نیست که انسان با باور به آموزه های آن بتواند به قرب الهی و بهشت جاویدان دست پیدا کند.

با این قید، تمام ادیان و مکاتب غیر الهی یکسره باطل اعلام شده و کنار گذاشته می شوند؛ می ماند ادیان الهی. در بین ادیان الهی هم، قرآن کریم فقط اسلام به معنای دین خاتم را برگزیده و بقیه را با صراحتِ تمام مردود اعلام کرده است. این بیانیه سه بار در قرآن کریم دیده می شود:

در آیات 33 سوره توبه، 28 سوره فتح و 9 سوره صف که فرمود:

هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ

اوست كه پیامبرش را به همراه هدایت الهی و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان چیره گرداند.

در این آیات مراد از «دین حق»، دین اسلام و عقاید و احكام آن است كه با واقع و حق انطباق دارد. بنابراین معنای آیه این می شود: خدا آن كسى است كه رسول خود محمد (صلی الله علیه و آله) را با هدایت- و یا با آیات و معجزات- و با دینى كه با فطرت و حقیقت آفرینش منطبق است، فرستاد تا آن را بر سایر ادیان غلبه دهد.[2]

بر اساس این آیات، ایمان به غیر دین اسلام در درگاه الهی مردود است و پذیرفته نخواهد بود. برای همین قرآن کریم، اهل کتاب را به دست برداشتن از دین سابق دعوت می کند و از آنها می خواهد تا به دین اسلام ایمان بیاورند:

وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُۆْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ (آل عمران /110)

اگر اهل كتاب (یهود و نصارى) ایمان بیاورند به سود خودشان است؛ اما متاسفانه تنها اقلیتى از آنها پشت پا به تعصبهاى جاهلانه زده‏ و اسلام را با آغوش باز پذیرفته اند؛ در حالى كه اكثریت آنها از تحت فرمان پروردگار خارج شده و حتى بشاراتى كه در باره پیامبر صلی الله علیه و آله در كتب آنها بوده نادیده انگاشته و بر كفر و عصبیت خود هم چنان باقى مانده اند. [3]

و یا در آیه 65 سوره مائده آنها را به شرطی اهل بهشت و رستگاری می داند که به اسلام ایمان بیاورند و مسلمان شوند:

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعیمِ

اگر اهل كتاب ایمان بیاورند و پرهیزگارى پیشه كنند، از گناهان گذشته آنها درمی گذریم و آنها را در باغ هاى بهشت كه كانون انواع نعمت ها است وارد مى‏كنیم.

خداوند متعال کار را به اینجا خاتمه نداده و سخن از اسلامی به میان می آورد که مورد رضایت اوست ؛ چرا که می دانسته همین اسلامی که تا قیامت بشر را به آن فراخوانده ، خود به فرق و مذاهب متعدد تقسیم خواهد شد؛ برای همین فرمود:

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً. (مائده/3)

یعنی اسلامی مورد قبول و رضایت من است که مُهر «غدیر» پای آن باشد.

ایمان به غیر دین اسلام در درگاه الهی مردود است و پذیرفته نخواهد بود. برای همین قرآن کریم، اهل کتاب را به دست برداشتن از دین سابق دعوت می کند و از آنها می خواهد تا به دین اسلام ایمان بیاورند

کدام عمل نجات بخش است؟

با توجه به آیات 15 و 16 سوره مبارکه هود علیه السلام و نیز آیاتی که عمل صالح را شرط ورود به بهشت می دانند (در بالا گذشت) این نتیجه به دست می آید:

عملی نجات بخش است و بهشت جاویدان را در پی خواهد داشت که دارای این دو عنصر باشد: حُسن فعلی و حُسن فاعلی؛ یعنی هم عمل، عملی باشد که در فرهنگ دینی مقبول است و هم کننده کار آن را با نیت الهی و قصد قربت انجام داده باشد.

بنابراین دو دسته کار است که بی تردید در قیامت بهشت و ثوابی نخواهد داشت:

1ـ کاری که در فرهنگ دینی معصیت است و گناه محسوب می شود (حُسن فعلی نداشته باشد) هر چند فاعل آن مۆمن باشد؛ مانند سرقت اموال ثروتمندان برای کمک به نیازمندان با نیت قربة الی الله.

2ـ کاری که در فرهنگ دینی پسندیده است؛ ولی فاعلش آن را برای جلب رضای الهی و نیل به ثواب اخروی انجام نداده است (حُسن فاعلی نداشته باشد)؛ مانند ساخت بیمارستان با نیت کسب شهرت.

 

پی نوشت:

1.     المیزان 3/121

2.     المیزان 9/247

3.     تفسیر نمونه 3/49

 


- نظرات (0)