سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

هم نشینی با فرشتگان


پيامبر و فرشته

آیا راهی برای رسیدن به این آرزو هست؟

آیات نورانی قرآن، پاسخ این سؤال را مثبت می‌دانند، البته با ذکر شرایطی که در ذیل به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

شروط بهره مندی از امدادهای ملائکه:

1- ایمان

در جهان بینی الهی، زندگی انسان‌ها با جهان فرشتگان مرتبط است. ملائکه به فرمان خدا در خدمت مؤمنان قرار می‌گیرند و آنان را یاری می‌کنند. این مطلب از آیه‌ی 124 سوره‌ی آل عمران فهمیده می‌شود که می‌فرماید: «اِذ تَقولُ لِلمؤمنین ألَن یَکفِیَکُم أن یُمِدَّکُم رَبُّکُم به ثلاثه آلافٍ مِنَ الملائکهِ مُنزَلین» در آن هنگام که به مؤمنان می‌گفتی: آیا کافی نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار نفر از فرشت‌گان، که فرود می‌آیند یاری کند؟

البته خداوند متعال در ادامه‌ی آیات متذکر می‌گردد که توجه داشته باشید آمدن فرشتگان به یاری شما، تنها برای تشویق و بشارت و اطمینان خاطر و تقویت روحیه‌ی شماست، وگرنه پیروزی تنها از ناحیه‌ی خداوندی است که بر همه چیز قادر و در همه کار حکیم است.

2- صبر و تقوا

خدایتعالی در آیه‌ی 125 سوره‌ی آل عمران می‌فرماید: «بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ به خمسه آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُسَوِّمِینَ» البته اگر صبر و مقاومت کنید و تقوا داشته باشید، گرچه دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی مخصوص مدد می‌رساند.

چنانکه می‌بینیم در آیه‌ی قبل، برای مؤمنین وعده‌ی امداد سه هزار فرشته را فرمود، و در این آیه می‌فرماید اگر در ایمان خود پیش روید و به مراحل بالای صبر و تقوی برسید، پنج هزار فرشته را به یاریتان خواهم فرستاد. یعنی هر چه پیشروی در کمالات و فضایل انسانی بیشتر، یاری خداوند به واسطه‌ی ملائک هم بیشتر.

3. استقامت بر اعتقادات

در آیه‌ی شریفه‌ی 30 از سوره‌ی فصلت می‌خوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُون» کسانی که می‌گویند پروردگار ما الله است، سپس بر سر گفته‌ی خود می‌ایستند و کم‌ترین انحرافی پیدا نمی‌کنند و آنچه لازمه‌ی آن است در عمل و گفتار نشان می‌دهند، فرشتگان الهی بر آن‌ها نازل می‌شوند که نترسید و غمگین مباشید.

چه تعبیر جامع و جالبی که در حقیقت همه نیکی‌ها و صفات برجسته را در بر دارد. نخست دل به خدا بستن و ایمان محکم به او پیدا کردن، سپس تمام زندگی را به رنگ ایمان در آوردن و در محور آن قرار دادن.

هر چه پیشروی در کمالات و فضایل انسانی بیشتر، یاری خداوند به واسطه‌ی ملائک هم بیشتر

میوه درخت ایمان را برچینیم !

استقامت همچون عمل صالح میوه درخت ایمان است ؛ زیرا ایمان هنگامی که عمق و نفوذ کافی پیدا کند انسان را دعوت به استقامت خواهد کرد. در حقیقت آنچه ایمان را بارور می‌کند و به نتیجه می‌رساند، مقاومت است و گر نه چه بسا مؤمنانی که بد عاقبت شدند. خالق بودن خداوند را بسیاری قبول دارند ولی در تدبیر امور پای دیگران را به میان می‌آورند. مهم آن است که انسان در ربوبیت خداوند مقاومت کند. یعنی هیچ قانون و برنامه‌ای را از غیر خداوند نپذیرد.

مؤمنان مقاوم کسانی هستند که در ادوار مختلف زندگی بر گفته‌ی «ربنا الله» راسخ و محکمند و حتی با به خطر افتادن جان، مال، آبرو و منافع خود یا عزیزانشان از این عقیده دست برنداشته و ایمان و عقیده خود را فدای منافع دنیوی نمی‌کنند ، که البته این مهم در شرایط سخت و حوادث ناگوار زندگی بروز می‌کند و گر نه در حالت عادی که زندگی بر وفق مراد است، همه کس دم از ایمان و اعتقاد به توحید می‌زنند.

امیر مؤمنان علی علیه‌السلام در یکی از خطبه‌های نهج‌البلاغه در این زمینه می‌فرمایند:

و قد قُلتُم ربُنا الله فاستَقیموا علی کتاب و علی مِنهاجِ اَمرِهِ و عَلی الطریقه الصالحه مِن عبادته ثم لاتَمرَقوا منها و لا تَبتَدِعوا فیها و لا تُخالِفوا عَنها ؛شما گفتید پروردگار ما الله است. اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید. بر انجام دستورهای کتاب او، در راهی که فرمان داده و در طریق پرستش شایسته او استقامت به خرج دهید. از دایره فرمانش خارج نشوید. در آئین او بدعت مگذارید و هرگز با آن مخالفت نکنید. (خطبه 176).

از آنجا که آیه قید و شرطی ندارد می‌توان دائمی و مستمر بودن بشارت‌های فرشتگان را در دنیا و آخرت استنباط کرد. مضافاً اینکه کلمه تَتَنَزَلُ فعل مضارع بوده و دلالت بر استمرار دارد و همچنین در ادامه‌ی آیه، ملائکه می‌گویند ما دوستان و اولیاء شما در دنیا و آخرت هستیم و این دلیل بر آن است که مؤمنان این مژده‌ها را به هنگامی که در دنیا زنده‌اند از فرشتگان می‌شنوند اما نه بشارتی با زبان و الفاظ، بلکه بشارت‌هایی که مؤمنان با گوش جان می‌شنوند و در مشکلات و گرفتاری‌ها در اعماق دل احساس می‌کنند و آرامش می‌یابند.

این بشارت‌های فرشتگان الهی است که در روح و جان انسان‌های با ایمان و پر استقامت پرتو افکن می‌شود، در طوفان‌های سخت زندگی به آن‌ها نیرو و توان می‌بخشد و در پرتگاه‌ها و لغزشگاه‌ها به آن‌ها ثبات قدم می‌دهد.

فرشته

4. استغاثه به درگاه الهی

با توجه به آیه‌ی 9 سوره‌ی انفال، یکی دیگر از عواملی که ممکن است امداد ملائکه را در پی داشته باشد، تضرع و استغاثه به سوی خداوند است. «إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفِین» زمانی که از شدت ناراحتی در میدان بدر به خدا پناه بردید و دست حاجت به سوی او دراز کردید و از وی تقاضای کمک کردید، در این هنگام خدا تقاضای شما را پذیرفت و فرمود من شما را با یک هزار نفر از فرشت‌گان که پشت سر هم فرود می‌آیند کمک و یاری می‌کنم ...

و نتیجه اینکه آنچه می‌تواند انسان را به هم‌نشینی ملائک رسانده و از یاری آنان بهره‌مند سازد، ایمان، صبر و تقوا، استقامت بر عقاید و استغاثه به پیشگاه خداوند است.

چنانکه می‌دانیم از اسماء مبارکه حضرت زهرا سلام الله علی‌ها محدِثه و محدَثه بود. به این معنی که هم ایشان با ملائکه سخن می‌گفتند و هم ملائکه با ایشان. شاید سرّ رسیدن حضرت به این مقام والا این است که ایشان تمام شروط مذکور را در حد اعلی داشتند. آن گاه که در سن کودکی، آزار و اذیت‌های قوم را بر پدر بزرگوارشان نظاره کرده و می‌دیدند که به جرم سر دادن ندای توحید، شکمبه گوسفند بر سر ایشان می‌ریختند، بر ایمان خود مقاوم‌تر شده و بدون کم‌ترین شکایتی پا به پای پدر، با گام‌هایی استوار در مسیر توحید قدم بر می‌داشتند.

و نیز آن هنگام که همسر گرامیشان را به زور به مسجد بردند علیرغم رنج و عذاب‌هایی که بر خود ایشان وارد آمد ذره‌ای در ایمان، استقامت و تقوای آن بزرگوار خلل ایجاد نگردید و از این رو در طول عمر هم‌نشین و هم صحبت ملائکه الهی بودند.

باشد که ما نیز بتوانیم ذره‌ای ره رو راه آن بانو باشیم


- نظرات (0)

با خبر باش که سر می شکند دیوارش

رحمت

ماه های پررحمت خدا می آیند و چون برق و باد می گذرند. اما براستی ما چقدر از زمان های خود استفاده می کنیم و چقدر قدر لحظاتمان را می دانیم؟ واقعاً چقدر توانسته ایم با بهره برداری صحیح از فرصت ها خود را از لحاظ معنوی به مراتب کمال برسانیم و حقیقت ایمان و توحید را بدست آوریم؟ چقدر ایام الله و روزهای خوب خدا را ارج نهادیم و طعم واقعی لااله الاالله را چشیدیم؟! آیا توحید را لمس کرده ایم؟! آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که معتقدند بسیاری از آدم ها از اعمال عبادی خود بهره ای نمی برند! براستی آیا اکثر مردم از اعمال و رفتارهای عبادی خود بهره ای نمی برند؟! اگر چنین است، چرا؟! گره این معما کجاست؟!

 

تنها برای خدا!

ما مکلّفیم اعمال و رفتارهای عبادی را به خوبی و به نحو صحیح انجام دهیم. آن هم تنها برای خدا. چون او از ما خواسته و به ما راه را نشان داده که برای رسیدن به او و رشد و کمال معنوی خود، تنها او را بپرستیم و تنها در مسیر او گام برداریم. همچنانکه می فرماید: قولوا لااله الاالله تفلحوا؛ بگویید خدایی جز خدای یگانه نیست تا رستگار شوید. گفتن تنها به زبان نیست بلکه پذیرش این موضوع باید در قلب انسان اتفاق بیفتد و در عمل پیاده شود و سراسر زندگی را از یاد الهی پر نماید و تنها در این صورت است که رستگاری و فلاح اخروی نصیب آدمی می شود. در حالی که مشرکان و کسانی که از یاد و نام الهی رویگردانند در برابر این امر سرکشی و طغیان می کنند. قرآن کریم می فرماید: إنّهم کانوا إذا قیل لهم لااله الاالله یستکبرون و یقولون أإنّا لتارکوا الهتنا لشاعر مجنون؛ آنها (مشرکان) چنین بودند که وقتی به آنها گفته می شود لااله الاالله، جز خدای یگانه معبودی نیست ، استکبار و گردنکشی می کردند و می گفتند: آیا ما به گفتار یک آدم خیالباف دیوانه دست از معبودهای خود برداریم؟ (صافات/36-35)

این موضوع نشان می دهد لااله الاالله مبارزه ی پیامبرگونه با تمام شئون زندگی مشرکانه است که باید تمام ابعاد زندگی از افکار و عقاید و اخلاق و اعمال دگرگون شود و رنگ الهی به خود بگیرد.

 

ما در کجا ایستاده ایم؟

حال ما با لااله الاالله چگونه رفتار می کنیم؟ آیا ما بتها را از فضای زندگی بیرون ریخته و الله را جای آن قرار داده ایم؟ جدّاً ما خدا را معبود خود گرفته ایم یا هوی را؟! اگر انصاف داشته باشیم باید اعتراف کنیم که ما در بت خانه زندگی می کنیم! و می گوییم لااله الاالله.

آیا اکثر مردم از اعمال و رفتارهای عبادی خود بهره ای نمی برند؟! اگر چنین است، چرا؟! گره این معما کجاست؟!

نفس امّاره بت است که در خانه ی قلب ما قرار گرفته و در تمام نواحی وجود ما فرمانروایی می کند! افرأیت من اتّخذ الهه هواه؛ آیا دیده ای آن کس را که هوای نفس خود را معبود خود قرار داده (و از آن تبعیت می کند.) (جاثیه/23)

آنچنان این محبوبهای دنیوی از مال و مقام و مسکن و مرکب و همسر و فرزند ، معبودهای ما شده اند و در اعماق جان ما نشسته اند که به این سادگی ها امکان ندارد آنها را از سرزمین قلب خود ریشه کن کنیم و جداً بگوییم: لااله الاالله.

 

خانه تکانی دیر نشود!

جایگزین کردن خدا در دل و جان آدمی خانه تکانی روح می خواهد و جاروب کردن خانه دل از هر چه غیرخداست را می طلبد و این کاری دشوار و مشکل است.

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری                باخبر باش که سر می شکند دیوارش

 

اما با همه دشواری راهی است که معصومین و اولیای الهی آن را پیموده اند. پس راهی پیمودنی است و باید پا در راه گذاشت. مهمترین و شاید بهترین علامت توحید و صادق بودن در راه لااله الاالله ، همان فرموده قرآن کریم است که اگر انسان بکوشد آن را در خود ایجاد و تقویت نماید، اندک اندک طعم شیرین لااله الاالله را حس خواهد کرد!

عبادت
چه باید کرد؟

قرآن کریم می فرماید: لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم؛  بر آن چه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید. (حدید/23)

بر اساس این آیه شریفه علامت لااله الاالله این است که به خاطر از دست رفته از امور دنیوی غمگین نشوید و برای بدست آمده های مادّی خوشحال نگردید.

زیرا دنیا و آنچه در آن است در نظر انسان موحد و لااله الاالله گوی که دل داده به خداست، ارزشی ندارد تا به خاطر آمدن و رفتن آن شاد و یا اندوهناک گردد. رضا و خشنودی موحّد واقعی جز رضا و خشنودی الهی نیست و جز خشم و نارضایتی الهی چیزی او را غمگین نمی گرداند. در غیر این صورت در عمق جان خود ، شریکی برای خدا قرارداده است: :و ما یۆمن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون؛ اکثر اینان که ایمان به الله دارند (در باطن جانشان) مشرکند! (یوسف/106)

آیا ما بتها را از فضای زندگی بیرون ریخته و الله را جای آن قرار داده ایم؟ جدّاً ما خدا را معبود خود گرفته ایم یا هوی را؟! اگر انصاف داشته باشیم باید اعتراف کنیم که ما در بت خانه زندگی می کنیم! و می گوییم لااله الاالله

باید در این آیات اندیشید و خود را به آنها عرضه کرد و با آنها سنجید ، تا بفهمیم که ما به راستی موحّدیم یا نه؟ آیا مبتلا به بیماری شرک شده ایم و خود غافلیم!

 

اعمال ما کجا و قرآن کجا!

بر اساس آنچه قرآن و روایات اسلامی به ما می آموزد اعمال عبادی ما تنها در صورتی برای ما بهره و ارزشی خواهند داشت که از سر توحید و لااله الاالله واقعی باشند وگرنه بهره ای برای ما نخواهند داشت. آیا ما با از دست دادن مال و مقام دنیا غمگین نمی شویم و با بدست آمدن آن خوشحال و راضی نمی گردیم؟ آیا می توانیم مطمئن باشیم موحّد واقعی هستیم تا اعمال عبادی ما مورد استفاده و بهره ما در آخرت قرار گیرند؟ آیا ختم قرآن کردن و جوشن کبیر خواندن و افطار و سحری خوردن در ماه رمضان به تنهائی ما را کفایت می کند و آیا باید به همانها دل خوش باشیم؟!

مبادا از آن گروههایی باشیم که در مورد آنها فرمودند: کم من صائم لیس له من صیامه إلاّ الجوع و الظّمأ و کم من قائم لیس له من قیامه الاّ السّر و العناء؛ چه بسیارند روزه داری که از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی نتیجه ای نگرفته و چه بسیار شب زنده داری که جز بیدار ماندن و به رنج افکندن بدن از شب زنده داری اش بهره ای نبرده است.

آیا با این وضع و حال می توانیم بگوییم لااله الاالله، یعنی جز او معبودی ندارم و جز او معبودی نمی شناسم؟ قضاوت باشد در صحنه وجدانمان


منابع و مأخذ:

1- صفیر هدایت- سید محمد ضیاءآبادی- شماره 25

2- نهج البلاغه- ترجمه فیض الاسلام- خطبه 145

3- تفسیر المیزان- علامه طباطبایی- تفاسیر سور حدید و یوسف

4- صفیر سعادت- سیدمحمدضیاء آبادی


- نظرات (0)

به کدام سو

إن النفس لامّارة بالسّوء إلّا ما رحم ربّي . . .


لطافت گلبرگ ها و رايحه روح فزاي آنها، او را به سمت خود مي کشاند .

همو که عاشق اين زيبايي هاست و اصلاً فلسفه زنده بودنش به بودن اين زيبايي هاست.

آنچنان غرق در مشاهده اين زيبايي ها گشته که ديوانه وار در پي آن به کوه و دشت مي زند،

برايش هيچ فرقي نمي کند که گمشده اش را نزديکتر بيابد يا دورتر!!

کامش با يک طعم انس عجيبي پيدا کرده است، طوري که تصميم گرفته خود کانون اين طعم باشد،


او با زيبايي ها سنخيّت پيدا کرده . . .

در اين ميان کسي هم هست که ...

خوابگهش فاضلاب ها و مزبله هاست

طعامش تعفّن و پليدي هاست

او با تعفّن سنخيّت پيدا کرده . . . .


حال ببينيد در فضاي مجازي به کدام سو ميرويم، زنبور عسليم يا . . . ،





- نظرات (0)

به کدام سو

إن النفس لامّارة بالسّوء إلّا ما رحم ربّي . . .


لطافت گلبرگ ها و رايحه روح فزاي آنها، او را به سمت خود مي کشاند .

همو که عاشق اين زيبايي هاست و اصلاً فلسفه زنده بودنش به بودن اين زيبايي هاست.

آنچنان غرق در مشاهده اين زيبايي ها گشته که ديوانه وار در پي آن به کوه و دشت مي زند،

برايش هيچ فرقي نمي کند که گمشده اش را نزديکتر بيابد يا دورتر!!

کامش با يک طعم انس عجيبي پيدا کرده است، طوري که تصميم گرفته خود کانون اين طعم باشد،

او با زيبايي ها سنخيّت پيدا کرده . . .





در اين ميان کسي هم هست که ...

خوابگهش فاضلاب ها و مزبله هاست

طعامش تعفّن و پليدي هاست

او با تعفّن سنخيّت پيدا کرده . . . .


حال ببينيد در فضاي مجازي به کدام سو ميرويم، زنبور عسليم يا . . . ،



- نظرات (0)

چهار شنبه سوری و ترقه بازی از دیدگاه علما و مراجع

حضرت آیت الله خامنه ای:

چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبنای عقلایی ندارد.(مجموعه استفتائات)

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره):

در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است  و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

حضرت آیت الله بهجت(ره):

این کارها مشروعیت ندارد.

حضرت آیت الله خامنه ای:

چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبنای عقلایی ندارد

حضرت آیت الله تبریزی(ره):

هیچ یک ا زاین امور رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا غافل کردن از آخرت است و این که تصور می کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می دارد تصوری باطل است، آنچه مردم را به عزت می رساند و به حفظ وطن وا می دارد ایمان است و بس.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:

اشکال دارد.

حضرت آیت الله سیستانی:

اموری که به جامعه ضرر می زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه خرید و فروش آن جایز نیست.  

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

 این کارها شایسته مسلمان نیست.

چهار شنبه سوری و فتوای علمای اسلام


- نظرات (0)

چهارشنبه سوری یا عاقبت سوزی


چهارشنبه سوری
باز هم آخرین سه شنبه سال و آتشهایی که در غروب و شامگاه آن به پا می شود. بی شک روا نیست که برای مردم فهیم ایران از خطر آتش بگوییم و از لطمات انفجار یا به آنها توصیه هایی کنیم که معمولا به کودکان می‌شود؛ اما چه کنیم که با وجود تذکرات و هشدارهای امنیتی و پزشکی که هر ساله تکرار می شود و پخش صحنه های دلخراشی که در اثر بی توجهی به این توصیه ها رخ داده است؛ باز شاهد آنیم که هر ساله عده ای به طرز فجیعی می سوزند و عده ای دچار نقص عضو می شوند و تعدادی هم متأسفانه به سال جدید نرسیده و سورشان به سوگ تبدل می شود.

به نظر می رسد بی توجهی به عواقب کار و تنها به فکر شور و لذت آنی بودن به اضافه اینکه همه هم مدعی اند کارشان بی خطر است و تدابیر لازم را اندیشیده اند؛ سبب می شود که این قصه پر غصه هر ساله تکرار شود.

این نوشته برای آن دسته از عزیزان است که در چهارشنبه سوری به دنبال سور و سُرُور می گردند و با تمام این بحثها و هشداها؛ همچنان اصرار دارند که از روی شعله های آتشی که به پا کرده اند پرش کنند و از صدای انفجاری که تولید می کنند لذت(!) برند و مطمئن هم هستند که تمام جوانب کار را دیده اند و کارشان کاملا بی خطر است.

به این دسته از عزیزان که شاید بتوان گفت اکثر قریب به اتفاق صحنه گردانی های آن شب را همین ها بر عهده دارند عرض می شود:

مسائل امنیتی و رعایتی آن شب تنها به همین موارد ختم نشده و اموری کلان همچنان باقی است؛ امور مهمی که متاسفانه به ذهن نیامده و یا توجهی به آنها نمی شود.

با خود بیندیشیم که اگر با شعله و صدای انفجاری که ما باعث آن بودیم کودکی ترسید و پیری رنجید ؛ تکلیف چیست؟ اشک کودک و آه مادر را چگونه می توان جبران کرد و غم از دل آن پدر و مادر پیر چطور می شود زدود؟

اگر دلی را شاد کردیم و لبخندی بر لب نشاندیم این کار ما گم نخواهد شد و دیر یا زود اثر آن را خواهیم دید ؛ اما اگر به اسم تفریح و شادی و رسم و آیین، دلی را لرزاندیم و اشکی را در آوردیم و ترساندیم و صدمه زدیم ؛ منتظر باشیم که زده را بخوریم و یادمان نرود که خدا در کمین است ؛ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ

آن که معتقد به قیامت و روز جزاست به یاد داشته باشد که:

«مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَه‏»؛ هر كس به اندازه ذره‏اى بدی كرده باشد، آن را مى‏بیند.(1) زیرا قاضی آن روز همان خدایی است که «لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ» در آسمانها و در زمین همسنگ ذره‏اى از او پوشیده و پنهان نیست. (2)

سلب امنیت و آرامش مردم به بهانه لذت و سُرُور نه تنها روا نیست ؛ بلکه مصداق ظلم و تضییع حق الناس است. مردم حق دارند آرامش داشته باشند و در سلامت به سر برند. نادیده گرفتن این حق و تعدی به حقوق آنها یعنی ظلم به آنها و ظلم به دیگران هم گناهی نیست که تنها با استغفار زبانی و ندامت درونی فیصله یابد.

امام باقر علیه السلام در مورد ظلم به دیگران به این نکته اشاره دارد که خداوند از این ظلم نمی گذرد [تا اینکه صاحب حق؛ راضی شود] (3)

 و بالاخره ، دیر یا زود ، آتش ظلم ، دامن ظالم را می گیرد. امام صادق علیه السلام فرمود: « مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی مَالِهِ أَوْ فِی وُلْدِه‏» ؛ هر كس ستمی به دیگری کند به همان ستم ، گرفتار می شود ؛ یا خودش یا دارائیش یا فرزندش‏.

چهارشنبه سوری با این نگاه و با توجه به وقایعی که در آن رخ می دهد ؛ شبی است که در آن ، آتش ظلم زبانه می کشد. تمام اشتباه ما این است که فکر می کنیم این کارها ، ظلم نیست و ظلم یعنی کشتار کودکان غزه و چپاول سه هزار میلیارد تومان از اموال مردم و مانند آن؛ در حالی که لرزاندن دل کودکی هم ظلم است. جوانی که با منفجر کردن نارنجک و یا حتی ترقه ای کودکی را چنان می ترساند که او به آغوش مادر پناهنده شده و بلند گریه می کند و خود مستانه می خندد هم ظالم است و باید منتظر عواقب کار خود باشد.

سلب امنیت و آرامش مردم به بهانه لذت و سُرُور نه تنها روا نیست ؛ بلکه مصداق ظلم و تضییع حق الناس است. مردم حق دارند آرامش داشته باشند و در سلامت به سر برند. نادیده گرفتن این حق و تعدی به حقوق آنها یعنی ظلم به آنها و ظلم به دیگران هم گناهی نیست که تنها با استغفار زبانی و ندامت درونی فیصله یابد

تفریح و شادی در اسلام حرام نیست به شرط اینکه حرامی در آن نباشد و الا حرام است و ممنوع؛ مانند اینکه عده ای بخواهند با تمسخر یک نفر، بخندند و شادی کنند.

به عزیزانی هم که چندان با فضای آیات و روایات مانوس نیستند توصیه می کنیم به این تک بیت مولوی توجه کرده و در آن اندیشه کنند:

                       این جهان کوه است و فعل ما ندا                          سوی ما آید نداها را صدا (4)

احتمالا شما هم تجربه حضور در کوهستان را داشته اید و از تکرار فریادهایتان در بین کوه ها لذت برده اید. مولوی همین حالت را به تصویر کشیده و می گوید افعال و رفتار ما در این دنیا مانند فریاد در آن کوهستان است اگر شما به کوه بد گفتید دیر یا زود همان را که گفته اید خواهید شنید و اگر برای او زیباترین کلمات را بر زبان راندید همانها را گوشتان خواهد شنید.

اعمال و رفتار ما در دنیا نیز اینگونه است اگر دلی را شاد کردیم و لبخندی بر لب نشاندیم این کار ما گم نخواهد شد و دیر یا زود اثر آن را خواهیم دید ؛ اما اگر به اسم تفریح و شادی و رسم و آیین، دلی را لرزاندیم و اشکی را در آوردیم و ترساندیم و صدمه زدیم ؛ منتظر باشیم که زده را بخوریم و یادمان نرود که خدا در کمین است ؛ «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » .(5)

پی نوشت ها

1. آیه 8 سوره زلزله

2.آیه 3 سوره سبأ

3. کافی ج2 ص330 ح1

4.مثنوی دفتر اول ص14

5.آیه 14 سوره فجر 


- نظرات (0)