سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مراتب خداشناسى


س 3 چگونه ممكن است انسان محدود، به خداوند متعال كه نامحدود است علم پيدا كند؟
ج - محدود به اندازه خود به نامحدود علم پيدا مى كند، مانند دريچه اى كه نور به آن مى تابد و به اندازه خود نور مى گيرد.

س 4 با اينكه معلوم ، نامحدود و غير متناهى است ، چگونه محدود به آن علم پيدا مى كند؟
ج - چون وجود محدود، وجود رابطى ، و قائم به حق است ؛ و در واقع علم او، معلوم حق است ، در نتيجه حق به معلوم خود علم پيدا مى كند؛ بر اين پايه ، در واقع نامحدود به نامحدود علم پيدا مى كند و اشكال مرتفع مى شود.

س 5 معناى اين روايت كه عبدالاعلى مولى آل سام از امام صادق عليه السّلام نقل مى كند چيست كه مى فرمايد: انما عرف الله من عرفه بالله ؛ فمن لم يعرفه به فليس يعرفه انما يعرف غيره ؛ ليس بين الخالق و المخلوق شى ء ...(3) تنها كسى كه خدا به خدا بشناسد، او را شناخته است ، بنابراين كسى كه او را به او نشناخته باشد، در واقع او را نشاخته بلكه غير او را شناخته است ، (زيرا) بجز خالق و مخلوق چيزى وجود ندارد.
ج - در روايت ديگر نيز كه حديث فارسى است ، و از عبدالاعلى مولى آل سام نقل كرده ، آمده است : اوحى الله تعالى الى داود عليه السلام : يا داود انى وضعت خمسه فى خمسه ، و الناس يطلبونها فى خمسه غيرها فلا يجدونها... وضعت الراحه فى الجنه و الناس يطلبونها فى الدنيا فلا يجدونها...(4) خداوند متعال به حضرت داوود عليه السّلام وحى نمود: اى داوود، من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم ، ولى مردم آنها را در پنج چيز ديگر مى جويند و نمى يابند. راحتى را در بهشت قرار دادم ، و مردم آن را در دنيا مى جويند لذا نمى يابند...
يعنى راحتى مطلق در راحتى بالله است ، و لذتها در محبت و انس با حق منحصر است .
ولى اكثر مردم از اين فيض محرومند و راحتى را در دنيا جستجو مى كنند.
روايت نخست نيز مى خواهد بفرمايد: انسان پيش از هر چيز خدا را مى بيند، سپس خدا را با آن مى بيند. و در دنيا خدا را بدون مظهر و در كنار موجودات و جداى از آنها نمى شود ديد، و در آخرت نيز معنى ندارد كه ظاهر كه خداست بدون مظهر، و منكشف بدون منكشف منه ديده شود.
بشر نيز كه اشرف مخلوقات است همواره به خدا توجه و محبت دارد او را مى خواهد و مى بيند، منتهى در اين عالم توجه ندارد، و پس از اين عالم براى او، منكشف خواهد شد. چنانكه خداوند سبحان مى فرمايد: لقد كنت فى غفله من هذا، فكشفنا عنك غطاءك ، فبصرك اليوم حديد (ق : 22).
واقعا كه از اين حال ، سخت در غفلت بودى ، ولى ما پرده ات را از جلوى چشمانت برداشتيم و ديده ات امروز تيز است (و خوب مى بينى ).

س 6 معناى اين گفتار امام سجاد عليه السّلام چيست كه مى فرمايد:
بك عرفتك (5) به تو، تو را شناختم .
ج - يعنى معرفت خداوند متعال بالذات است . در بخش توحيد كتاب (بحار الانوار) نيز عبدالاعلى مولى آل سام از امام صادق عليه السّلام نقل مى كند: انما عرف الله من عرفه بالله ، فمن لم يعرفه به فليس يعرفه ؛ فانما يعرف غيره (6) تنها كسى خدا را مى شناسد كه او را به او بشناسد پس هر كس او را به او نشناخته باشد، او را نشناخته است ، بلكه غير او را شناخته است .

س 7 در حديث مناظره حضرت امام صادق عليه السّلام با شخص ملحدى آمده است كه كه حضرت از او مى پرسد: آيا كشتى سوار شده اى ؟ وى جواى مى دهد: آرى حضرت مى فرمايد: هيچ اتفاقى افتاده كه كشتى شما غرق شود؟ عرض مى كند: آرى . حضرت مى فرمايد: در آن وقت آيا قلبت متوجه جايى شده كه تو را از مهلكه نجات دهد؟ مى گويد: بله ، بعد حضرت مى فرمايد: همان خداوند عالميان است .)(7) آيا اين گونه استدلال در قرآن كريم وجود دارد؟
ج - مساله كشتى و دريا در جاهاى متعدد از قرآن كرى (8) ذكر شده است . و اين بيانگر آن است كه وقتى دست انسان از عوامل بيرونى خالى شد و قلبش از تعلق به آنها تهى گشت ، خداوند قادر متعال كافى است كه او را به هر كمالى كه خواست برساند.

س 8 روشن است كه اين حالت اختصاص به مشركين ندارد، مؤ منين نيز هرگاه در وسط دريا كشتى شان متلاشى شد و خواستند غرق شوند، به خداوند متعال پناه مى بردند و پى مى برند كه هيچ پناهگاه و راه نجاتى جز به سوى خداوند نيست .
پس چرا اين دسته از آيات نظر به خصوص مشركين دارد؟
ج - چون روى سخن و استدلال قرآن عليه بت پرستانى است ، كه به اينكه (خداوند، خالق عالم است ) اعتقاد داشتند و براى آنان هيچ جاى ترديد نبود. چنانكه در قرآن مى فرمايد: ولئن ساءلتهم من خلق السموات و الارض ؟ ليقولن الله (لقمان : 25، و زمر: 38).
و اگر از آنها بپرسى : چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ؟ قطعا خواهند گفت : خدا.
بنابراين ، اختلاف اسلام و قرآن با آنان در تدبير نظام عالم است ؛ زيرا آنان اعتقاد داشتند كه جهان توسط بندگان صالح خدا اداره و تدبير مى شود. و هر كدام از آن بندگان بخشى از نظام آفرينش (از قبيل زمين ، آسمان ، صحرا، دريا، كوه ، جنگل ، انسان و انواع حيوانات ) را تدبير مى كنند و به او (رب ) و به مجموع آنان (ارباب ) مى گفتند. با اين همه ، آنان را مخلوق نمى دانستند و در وجود خداوند متعال شكى نداشتند و او را (رب الارباب ) و خداى خدايان مى ناميدند.
بر اين پايه ، اين دسته از آيات قرآن در مقام رد آنان ، و نظر به اثبات ربوبيت خداوند متعال در تمام بخشهاى نظام عالم و پهنه گيتى دارند.

س 9 چگونه مى توان با اين دسته از آيات ، بر ربوبيت خداوند متعال استدلال نمود؟
ج - چون نجات از غرق و هلاكت ، حاجتى است كه اربابان مادى نمى توانند آن را برآورند، لذا از ته دل و صميم قلب مى فهمند كه تنها خداوند متعال چاره ساز و دستگير است لاغير.

س 10 اختلاف نظر عرفا و حكما در وحدت وجود داشت ؟
ج - عرفا مى گويند: وجود تنها وجود حق است و ما بقى موجود بالله و وجودشان بالعرض و المجاز است ، ولى حكما مى گويند: وجود، حقيقت مشككه ذات مراتب است ، بر خلاف عرفا كه مى گويند: غير از حق تعالى اساسا چيزى وجود ندارد.

س 11 نظر عرفا و حكما درباره وجود مطلق و مقيد چيست ؟
ج - عرفا به وجود مقيد قائل نيستند، بلكه مى گويند: حقيقت وجود يك واحد شخصى است و آن وجود حق تعالى مى باشد و غير از حق حقيقتا هيچ چيز وجود ندارد و اشيا وجودشان بالله است ، ولى حكما قايل به طبيعت مطلقه هستند و اينكه هرگاه به ماهيت مقيد شود وجود مقيد ناميده مى شود، و بازگشت عليت و معلوليت به ربط و استقلال است .

س 12 - يكى از حاضران در جلسه : مى خواهم آنچه را كه به آن اعتقاد دارم اظهار نمايم ، بفرماييد آيا درست است يا خير؟ (يك هست داريم و يك نيست . نيست كه چيزى نيست ، پس يك هستى بيش نمى ماند.)
ج - بله ، منتهى با يك مقدمه كوتاه ، و آن اينكه : براى نمونه اين قوطى كبريت (اشاره به كبريت در دست )، يا هست است يا نيست ، يا قائم به هست . و قوطى كبريت نيست كه نيست ، هستى هم نيست ، بلكه با هستى هست است ، يعنى قوطى كبريت و هر موجودى از موجودات ممكنه ، نيست و عدم كه نيست ، و خدا هم نيست ، بلكه وجود آنها از خدا است .

س 13 حقيقت وجود امكانى چيست ؟
ج - وجود امكانى يعنى معلول بما هو معلول ، كه در حقيقت وجود رابط است ، نه محمول نه موضوع و نه نسبت ، و اين نحوه وجود، محتاج است به واجب ، و ماهيت به واجب نمى دهد. انما يقوم بالنسبه او بذى النسبه (تنها به نسبت ، يا به ذى النسبه قائم است ).

س 14 آيا حقيقت عالم عدم است ؟
ج - اينكه حقيقت عالم عدم باشد توجيهش مشكل است ، ظاهرا منظور گوينده از عدم ، عدم اشخاص است ، يعنى با برداشتن خدا ديگر اشخاص نمى مانند و عالم برداشته مى شود.

س 15 آيا توحيد انبياى گذشته عليهم السلام پيش از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم كامل بوده است ؟
ج - انبياى گذشته عليهم السلام توحيد كامل را نداشتند، زيرا آنان توحيد اسلامى را كه از هر چيز حتى از قيد اطلاق ، مطلق است نداشتند(9)

3بحار الانوار، ج 4، ص 160، روايت 6.
4) ر، ك : بحار الانوار، ج 78، ص 453، روايت 21.
5) بحار الانوار، ج 98، ص 82، روايت 2. و نيز ر، ك : بحار الانوار، ج 190، روايت 3، و ج 98، ص 39، روايت 2.
6) بحار الانوار، ج 4، ص 160، روايت 6.
7) ر، ك : بحار الانوار، ج 3، ص 41، روايت 16، و ج 67، ص 137، روايت 7، و ج 92، ص ‍ 232، روايت 14، و ص 240، روايت 47.
8) ر، ك : يونس : عنكبوت ، 65و...
9) براى توضيح بيشتر در اين باره ر. ك : رساله التوحيد از رسائل سبعه توحيديه حضرت استاد قدس ‍ سره ، ص 14



- نظرات (0)

اهميت خداشناسى

س 1 زيربناى دين چيست ؟
ج - تمام امور مربوط به شرع همه فرع توحيدند، توحيد است كه نبوت مى خواهد، و توحيد است كه معاد مى طلبد.

س 2 معناى اين روايت چيست كه مى فرمايد: اذا انتهى الكلام الى الله فاءمسكوا، و لاتفكروا فى ذات الله ، و تلكموا دون العرش ، و لاتكلموا فيما فوق العرش (2) هرگاه سخن به خدا رسيد، لب فرو بنديد، و در ذات خدا نينديشيد، و پيرامون زير عرش سخن گوييد، و درباره بالاى عرش سخن نگوييد.
ج - بيان معارف توسط ائمه عليهم السلام در توحيد و معارف در حد اعلى است . و اين اميرالمؤ منين عليه السّلام است كه از متن ذات و توحيد سخن مى گويد كه در كلام اوحدى از مردم نيست ، بنابراين نهى از تكلم در ذات در اين روايت متوجه كسانى است كه نمى توانند ذات راكما هو حقه توصيف نمايند، و توصيف آنها تشبيه و كفر است ؛ بر اين پايه ، اشكال متوجه مستمعين هم نيست ، زيرا پاى منبر حضرت امير عليه السّلام به هنگام خطبه و بيان معارف الهى افراد مختلف بوده اند. و نهى و اشكال فقط متوجه گويندگان غير لايق است .
خداوند متعال مى فرمايد: سبحان الله عما يصفون ، الا عباد الله المخلصين (صافات : 159 و 160)
منزه است خداوند از آنچه آنان توصيف مى كنند، مگر بندگان پاك (به تمام وجود) خدا.


2)مابه : بحار الانوار، ج 3، ص 259، روايت 6، و ص 262، روايت 15، و ص 265،روايت 26.


- نظرات (0)

از نگاه قرآن منافق چه کسی است؟

منافق

منافق همانند موش صحرایی است که برای لانه اش دو راه قرار می دهد و یکی از آن دو را باز می گذارد و از آن رفت و آمد می کند و دیگری را بسته نگه می دارد. هر گاه احساس خطر کند، با سر راه بسته را باز کرده و می گریزد. نام سوراخ مخفی موش « نافقاء » است که کلمه « منافق » نیز از همین واژه گرفته شده است .   

منافق کیست و نفاق به چه معناست؟

نفاق دارای معنای گسترده ای است و هر کس که زبان و عملش هماهنگ نباشد ، سهمی از نفاق دارد . در حدیث می خوانیم: اگر به امانت خیانت کردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده های خود عمل نکردیم ، منافق هستیم؛ گر چه اهل نماز و روزه باشیم.1 تظاهر و ریاکاری نیز نوعی نفاق است.

 

برخی از ویژگی های منافقان در قرآن کریم

منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند ؛ ملاک علاقه شان کامیابی و ملاک غضبشان ، محرومیت است ؛ نسبت به پیشرفت مومنان نگران ، ولی نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می آید شادند.

خداوند بزرگ در سوره هایی از قرآن سیمای منافقان را به تصویر کشیده است .

 

1- دروغ گویی

" و گروهی از مردم کسانی هستند که می گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم . در حالی که مومن نیستند . " 2

 

2- فریبکاری

"منافقان به پندار خود با خداوند و مومنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند ، اما نمی فهمند!" 3

مراد از خدعه منافقان با خدا، یا خدعه و نیرنگ آنان با احکام خدا و دین الهی است که آن را مورد تمسخر و بازیچه قرار می دهند و یا به معنای فریبکاری با پیامبر خداست ؛ زیرا خدعه با رسول خدا به منزله خدعه با خداست که روشن است این گونه فریبکاری در واقع فریب خود است. چنان که اگر پزشک، دستور مصرف دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید که آن را مصرف کردم ، به گمان خودش پزشک را فریب داده ، ولی به راستی خود را فریب داده است .

 

3- بیمار دل

در دلهای منافقان ، بیماری است ، پس خداوند بیماری آنان را بیفزاید. و برای آنان عذابی دردناک است ، به سزای آنکه دروغ می گویند . " 4

در حقیقت منافق ، بیمار است . همان گونه که بیمار، نه سالم است و نه مرده ، منافق نیز نه مؤمن است و نه کافر . بیماری منافق نیز رشد سرطانی دارد .

 

4- فسادگر در زمین

" هر گاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نکنید ، می گویند ؛ همانا ما اصلاح گرهستیم . "5

خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. " امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد

5- بی خرد

" آگاه باشید! آنان خود اهل فسادند ، ولی نمی فهمند. " 6

 

6- تحقیر مومنان

" و چون به آنان گفته شود، شما نیز همان گونه که (سایر) مردم ایمان آورده اند ایمان آورید، (آنها با تکبر و غرور) گویند: آیا ما نیز همانند ساده اندیشان و سبک مغزان ایمان بیاوریم ؟ آگاه باشید ! آنان خود بی خردند ، ولی نمی دانند .»"7

 

7- دو چهره

" و چون با اهل ایمان ملاقات کنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آورده ایم . ولی هر گاه با (همفکران) شیطان صفت خود خلوت کنند ، گویند: ما با شما هستیم ، ما (اهل ایمان را) مسخره می کنیم . "8

 

8- سردرگم

" خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. "9

امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد. 10

چنان آنان را در طغیان و سرکشی خود رها می کند تا سردرگم و غرق شوند.

 

9- دین فروش

" آنان کسانی هستند که به بهای (از دست دادن) هدایت ، خریدار ضلالت و گمراهی شدند . اما این داد و ستد ، سودشان نبخشید و راه هدایت نیافتند." 11

 

10- آتش افروز
قرآن سوزی

«" مثل آنان (منافقان) مثل كسی است كه آتشی افروخته ، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت ، خداوند روشنایی و نورشان را برد و آنان را در تاریكی هایی كه (هیچ) نبینند ، رهایشان كرد. " 12

این آیه در مقام تشبیه روحیات و حالات منافقان است . آنان ، آتش می افروزند ، ولی خداوند نورش را می برد و دود و خاكستر و تاریكی اش را برای آنان وا می گذارد ..

منافقان برای آنكه به اهداف خود برسند، آتش افروزی می كنند .

 

11- باطل گرا

" آنان ( از شنیدن حق) كر و ( از گفتن حق) گنگ و (از دیدن حق) كورند ، پس (به سوی حق) باز نمی گردند . " 13

اگر بخواهیم به عمق و معنای عمیق این ویژگی (باطل گرایی) پی ببریم به آیه دیگری از قرآن كریم اشاره می كنیم كه در آن می خوانیم؛

" آنان دل دارند ، ولی نمی فهمند ، چشم دارند ولی نمی بینند ، گوش دارند ولی حق را نمی شنوند ، این گروه همچون چهارپایان ، بلكه از آنها پست تر و گمراه ترند ، ایشان غافل هستند ." 14
منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند

12- ترس و وحشت

" یا چون (گرفتاران در) بارانی تند از آسمان اند كه در آن ، تاریكی ها و رعد و برقی است . آنان از ترس صاعقه ها و بیم مرگ، انگشتان خود را در گوش هایشان قرار می دهند ، و (لی) خداوند بر كافران احاطه دارد . "15

قرآن ، منافق را به شخص در باران مانده ای تشبیه كرده كه مشكلات باران تند ، شب تاریك ، غرش گوش خراش رعد ، نور خیره كننده برق ، و هراس و خوف مرگ ، او را فرا گرفته ، اما او نه برای حفظ خود از باران پناهگاهی دارد و نه برای تاریكی ، نوری و نه گوشی آسوده از رعد و نه روحی آرام از مرگ .

ترس و وحشت همیشه و در همه جا همدم و همراه منافقان است ؛ در همین دنیا نیز دلهره و اضطراب و رسوایی و ذلت دامنگیر منافقان می شود و هر لحظه كه خداوند بزرگ اراده فرماید، اسرار و توطئه های آنها افشا می شود .

 

13- در راه ماندگی

" نزدیك است كه برق آسمان ، نور چشمانشان را برباید ، هر گاه كه (برقی در آن صحرای تاریك و بارانی) برای آنان بدرخشد ، در آن حركت كنند ، ولی همین كه تاریكی ، ایشان را فرا گرفت بایستند . و اگر خداوند بخواهد ، شنوایی و بینایی آنان را (از بین) می برد ، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست ." 16

 

زهرا اجلال- گروه دین و اندیشه تبیان

1- سفینة البحار / ج 2 / ص 605

2 2-9-  بقره/ آیه 8 تا 15

10- 10 - تفسیر نورالثقلین / ج 1 / ص 30

11- بقره/ آیه 16

12- همان / 17

13- همان / 18

14- اعراف/ آیه 179

15- بقره / 19

16-  همان/ 20

منبع: تفسیر قرآن كریم (آیات برگزیده): برگرفته از تفسیر نور / محسن قرائتی

 


- نظرات (0)

دعای ویژه ملائکه برای روزه داران ماه شعبان

ماه شعبان,روزه در ماه شعبان,اعمال ماه شعبان

 

از عبادتهایی که دراین ماه شریف فراوان به آن سفارش شده، روزه است. روزه در این ماه می تواند روزه قضای سالهای گذشته خود انسان یا به نیابت، روزه قضای یکی از عزیزان و بستگانی باشد که از دنیا رفته است یا روزه ای مستحبی باشد که فرد برای رسیدن به اجر الهی آن را می گیرد. در هر صورت، روزه در این ماه از سفارش و ثواب کم نظیری برخوردار است و به هر کدام از این نیتها که باشد آن پاداش ویژه را خواهد داشت. آنچه در ادامه می آید احادیثی است گهربار در مورد ارزش و پاداش روزه ماه شعبان که از کهن ترین منابع روایی استخراج و با دقت خاصی به فارسی روان، ترجمه گردیده است.

 

دعای ویژه ملائکه برای روزه داران پنج شنبه


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: تَتَزَیَّنُ السَّمَاوَاتُ فِی كُلِّ خَمِیسٍ مِنْ شَعْبَانَ در هر پنج شنبه ماه شعبان آسمانها را تزیین می کنند. ملائکه عرضه می دارند: پروردگارا! روزه داران امروز را ببخش و بیامرز و دعای آنها را اجابت کن. (وسائل‏الشیعة 8/104)

 

در ادامه فرمودند: هر کس تنها یک روز از این ماه را روزه بگیرد حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ؛ خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام می کند.(همان، 10/493)

 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، شفیع روزه دار شعبان


امام رضا علیه السلام فرمودند: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُكْثِرُ الصِّیَامَ فِی شَعْبَانَ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه شعبان بسیار روزه می گرفت و اگر همسران آن حضرت روزه قضایی(1) از ماه رمضان گذشته داشتند آن را تا ماه شعبان به تاخیر می انداختند تا مبادا نیاز حضرت را رد کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله مرتب می فرمودند: شعبان ماه من است و برترین ماههای خدا بعد از ماه رمضان است؛ پس هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود. (فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 55، ح33)

 

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام فرمودند: مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛ هر کس سه روز از شعبان را روزه بگیرد بهشت بر او واجب شده و رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت شفیع او خواهد بود. (فضائل‏الأشهرالثلاثة ص 61 ح42)

 

باز در روایت دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: شَعْبَانُ شَهْرِی وَ شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ؛ شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خداست. هر کس روزی از ماه مرا روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود و هر کس دو روز آن را روزه بگیرد گناهان گذشته او بخشیده می شود و اگر کسی سه روز آن را روزه گرفت به او گفته می شود اعمال خودت را از سر گیر. (الأمالی‏للصدوق، ص 19، مجلس6، ح 1)

 

روزه شعبان، روزه پیامبران و پیروان آنها


امام باقر علیه السلام فرمودند: إِنَّ صَوْمَ شَعْبَانَ صَوْمُ النَّبِیِّینَ وَ صَوْمُ أَتْبَاعِ النَّبِیِّینَ؛ روزه شعبان، روزه پیامبران و پیروان آنهاست. پس هر کس در ماه شعبان روزه بگیرد پس به این ندای رسول خدا صلی الله علیه و آله لبیک گفته که فرمودند: خداوند رحمت کند کسی را که مرا در ماهم یاری کند. (المقنعة ص 37)

 

چهل حاجتی که از روزه دار دوشنبه و پنج شنبه برآورده می شود


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ صَامَ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ الْخَمِیسِ مِنْ شَعْبَانَ؛ هر کس روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد؛ بیست حاجت دنیایی و بیست نیاز آخرتی او برآوره می شود. (إقبال‏الأعمال ص68)

 

رحمت، آمرزش و لطف ویژه الهی بر روزه داران شعبان


امام رضا علیه السلام فرمودند: مَنْ صَامَ أَوَّلَ یَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الرَّحْمَةُ هر کس روز اول شعبان را روزه بگیرد رحمت الهی برایش حتمی می شود و هر کس دو روز از ماه شعبان را روزه بگیرد، به طور قطع در روز قیامت، رحمت، آمرزش و کرم الهی شامل حال او خواهد شد.(فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 5، ح31)

 

رو به راه شدن وضع معیشتی و محفوظ ماندن از شر دشمنان به برکت روزه شعبان


امام صادق علیه السلام فرمودند: صِیَامُ شَعْبَانَ ذُخْرٌ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ روزه شعبان، اندوخته ایست برای روز قیامت. اگر بنده ای در ماه شعبان زیاد روزه بگیرد به طور قطع خداوند متعال وضع معیشتی او را رو به راه کرده و او را از شر دشمنانش حفظ می کند. آنگاه فرمودند: کمترین پاداشی که نصیب روزه دار یک روزه شعبان می شود این است که بهشت بر او واجب می شود. (الأمالی‏للصدوق، ص16، مجلس5، ح1)

 

توصیه جدی امام صادق علیه السلام به شیعیان در مورد روزه شعبان


زید شَحّام می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا کسی از نیاکان شما در ماه شعبان روزه می گرفت؟ فرمودند: نَعَمْ كَانَ آبَائِی یَصُومُونَهُ وَ أَنَا أَصُومُهُ وَ آمُرُ شِیعَتِی بِصَوْمِهِ بله؛ در این ماه هم پدران من روزه می گرفتند هم من روزه می گیرم و هم به شیعیانم توصیه می کنم که از روزه این ماه غفلت نکنند. هر کس از شما شیعیان روزه های ماه شعبان خود را به ماه رمضان ختم کند قطعا خدا دو بهشت به او می دهد و هر شب به هنگام افطار فرشته ای از عرش او را ندا می دهد که تو پاک شدی؛ بهشت گوارای تو باد و تو را همین بس که رسول خدا صلی الله علیه و آله را بعد رحلتش شادمان کردی. (المقنعة، ص37)

 

روزه شعبان، داروی وسوسه های درونی و آشفتگی های روحی


امام صادق علیه السلام فرمود امیرالمومنین علیه السلام در جلسه ای با اصحابش برای آبادی دین و دنیای مومن چهارصد نکته به آنها آموختند که یکی از آن نکات این است صَوْمُ شَعْبَانَ یَذْهَبُ بِوَسْوَاسِ الصَّدْرِ وَ بَلَابِلِ الْقَلْبِ؛ روزه ماه شعبان وسوسه های درونی و پریشانی خاطر و آشفتگی های قلبی را از بین می برد.(الخصال 2/611)

 

منبع:rasekhoon.net

 

پي نوشت ها :

1.کسی که روزه قضا بر عهده اوست نمی تواند روزه مستحبی بگیرد.

2.تعبیر «دو بهشت»، تعبیری است که در سوره الرحمن آیات 46 آمده است: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است. در اینکه این دو بهشت چه هستند مفسران قرآن کریم سخنها گفته اند اما نظری را که علامه طباطبایی ره آن را می پسندد این نظر است که: یك بهشت را به خاطر استحقاقى كه شخص بهشتی دارد به او مى‏دهند، و یك بهشت دیگر را فقط به عنوان تفضل ارزانیش مى‏دارند. (المیزان، 19/109)


- نظرات (0)

اف نگو

یک سنگ‌ریزه اگر در جوراب یا کفشت باشد تو را از رفتن و از حرکت باز می‌دارد.

بعضی چیزها ریز است ناچیز است.

اما انسان را از حرکت در راه خدا و به سمت خوبی‌ها باز می‌دارد

و یکی از آن‌ها نامهربانی نسبت به پدر و مادر است،

هر چند کم باشد و در حد گفتن اُف باشد.

به همین خاطر در قرآن کریم آمده است:




«لا تَقُل لَهُما اُفٍّ»

به پدر و مادر خود اُف هم نگو.





استادرنجبر


- نظرات (0)

دوستی علی

علامه شمس الدین جزری (شافعی ) می گوید که عباده بن ثامت می گوید:

ما فرزندان خود را با
دوستی علی بی ابی طالب می آزمودیم
واگر یکی از آنان علی بن ابی طالب را دوست نمی داشت
پی می بردیم که نامشروع است....

             
                                          مناقب سیدنا علی بن ابی طالب کرم الله وجهه / صفحه 57 و 58


- نظرات (0)

حق از ديدگاه امير المومنين عليه السلام


ادای حقوق دیگران از اهمیت خاصی برخوردار است و در تمام شئون اجتماعی مسلمانان نمود و جایگاه ویژه دارد، حضرت علی(ع) از جمله شخصیتهایی است که به این موضوع به شایستگی اهمیت داده و رویکرد خاصی نسبت به حقوق مختلف داشت .

علمای اسلام اعتقاد دارند که هیچ مسأله ای بعد از توحید به اهمیت حق و عدل نمی رسد همانطور که مسئله توحید در تمام اعتقادات دینی و اخلاقی مسلمانان ریشه دارد، مرور دیدگاههای حضرت علی(ع) در این زمینه، ارزشمند و سازنده است :

حق الناس

حضرت علی در اهمیت حقوق مردم می فرماید: سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان (خار سه شعبه و گزنده) به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان خدا ستم نموده و به ناحق چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم .
بسیارند کسانی که ادعای دینداری می کنند ولی بی میل نیستند که از راه های نامشروع و تعدی به حقوق مردم، به مطلوب خود دست یابند. چنانکه بعضی از این افراد، به آن امام بزرگوار پیشنهاد می کردند حال که حکومت اسلامی به دست شما رسیده چه اشکال دارد که از هر راهی به اهداف خود دست یابید؟! ولی آن حضرت در جواب آنها می فرماید: به خدا قسم تا عمر دارم و تا شب و روز از پی هم می آیند و ستارگان یکی پس از دیگری طلوع و غروب می کنند هرگز چنین کاری نخواهم کرد.

احترام به حقوق مردم

حضرت علی در سال 36 هجری حکومت اسلام را به دست گرفت. در نهج البلاغه آمده است که آن حضرت به مأمور جمع آوری مالیات در مورد مراعات حقوق مردم اینگونه سفارش فرموده است: در مسیر راه، هیچ مسلمانی را نترسان یا با زور و قلدری از زمین او عبور نکن. و افزون تر از حقوق الهی از او مگیر، و هر گاه به قبیله ای رسیدی در کنار آبشان فرود آی و وارد خانه کسی از آنها مشو... تا آنجا که فرمود: پس به آنها سلام کن و در سلام و مهربانی کوتاهی نکن سپس می گویی ای بندگان خدا مرا ولی خدا و جانشین او به سوی شما فرستاده، تا حق خدا را که در اموال شما است تحویل گیرم، آیا در اموال شما حقی است که به نماینده ی او بپردازید؟
اگر کسی گفت: نه، دیگر به او مراجعه نکن، و اگر کسی پاسخ داد آری، همراهش برو بدون اینکه او را بترسانی، یا تهدید کنی...

حقوق دوستان

گاهی پیش می آید که دو نفر دوست که سالها با هم در کمال صمیمیت و مهربانی زیسته‌اند و تحمل یکدیگر را در گرفتاری ها داشته اند ولی به خاطر اندک چیزی با یکدیگر قهر نموده و از هم جدا شده اند .
امیرالمؤمنین درباره ی ایجاد رابطه بین دو دوست، با بیان گهربار خود به فرزندش امام مجتبی می فرماید: چون برادرت از تو جدا شود تو پیوند دوستی را برقرار کن، اگر او روی برگرداند تو مهربانی کن، و چون بخل ورزید تو بخشنده باش، هنگامی که او دوری می گزیند تو نزدیک شو و چون او سخت می گیرد تو آسان گیر... چنانچه گویی بنده او هستی، و مثل این که او صاحب نعمت تو باشد.

رعایت حقوق و حدود دوستی

حضرت امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: خداوند سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم قرار داده است، پس هر کس که برای ادای حقوق بندگان خدا قیام کند، در حقیقت، این عمل، او را به ادای حقوق الهی می کشاند.
به همین دلیل حضرت علی بعد از آن رهنمود بسیار زیبا به فرزند ارجمندش، امام مجتبی در رعایت حقوق دوستان، برای اینکه حدود و مرز محبتها را نسبت به برادران دینی و دوستان معین کند بلافاصله به دنبال آن سخنان، می فرماید: مبادا دستورات یاد شده را با انسان هایی که سزاوار آن نیستند انجام دهی، یا دوستی و گذشت را در غیر موضعش به کار ببری ...

حقوق برادری

آن حضرت در شناخت دقیق حقوق برادری می فرماید: دوست، دوست نمی شود مگر آن که حقوق برادرش را در سه جا محفوظ نگه دارد: در فقر و گرفتاری و در نبود او، و همچنین بعد از وفات او.

حقوق متقابل پدر و مادر

آن امام بزرگوار در نهج البلاغه می فرماید: همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند، حقی است. حق پدر بر فرزند، این است که پدرش را در تمام دستوراتش به غیر از معصیت خدا اطاعت نماید. و حق فرزند بر پدر این است که: نام نیکو برای او بگذارد، خوب تربیتش کند، و به او قرآن بیاموزد.

حقوق متقابل امام و امت

امام در رابطه با حقوق متقابل امام و امت اینگونه خطاب می کند و می فرماید: ای مردم مرا بر شما حقی است و شما را نیز بر من حقی واجب شده است. اما حق شما بر من آن است که خیر خواه شما باشم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
و اما حق من بر شما این است که در بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید و هر گاه شما را فرا خواندم اجابت کنید و چون شما را فرمان دادم اطاعت کنید.

بزرگی حق الناس

در اهمیت و بزرگی حق مردم و مقدم بودن حق الناس بر خدا همین بس که خداوند تعالی خودش حقوق بندگانش را بر حقوق خویش مقدم شمرده چنانکه حضرت امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: خداوند سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم قرار داده است، پس هر کس که برای ادای حقوق بندگان خدا قیام کند، در حقیقت، این عمل، او را به ادای حقوق الهی می کشاند.

بزرگی حق خدا از نگاه رسول

حق خدا بر بندگانش بزرگ تر از آن است که ادا شود، چنانچه رسول اکرم فرمود: همانا حقوق خداوند تعالی بزرگتر از آن است که بندگان او بتوانند ادا نمایند، و نعمتهای او بیشتر از آن است که بندگان او بتوانند شمارش کنند، ولیکن صبح و شام توبه کنید و به سوی او بازگشت نمایید.

حقوق متقابل رهبر و مردم

حضرت علی در رابطه با حقوق مردم با رهبر چنین می فرماید: آگاه باشید حق شما بر من آن است که جز اسرار جنگی هیچ رازی را از شما پنهان ندارم و کاری را جز حکم شرع بدون مشورت شما انجام ندهم و در پرداخت حق شما کوتاهی نورزیده، و در وقت تعیین شده، به شما بپردازم، و با همه ی شما به گونه ای مساوی رفتار کنم. پس من وقتی مسئولیتهای یاد شده را درست انجام دادم بر خداست که نعمتهای خود را بر شما ارزانی دارد، و وظیفه ی شما هم فرمانداری از رهبر شما است تا آنجا که فرمود: خوارترین افراد نزد من، انسان کج رفتار است که او را به سختی کیفر خواهم داد .

سفارش امام به مالک اشتر در رعایت حقوق مردم

مالک اشتر از یاران بسیار با وفای حضرت علی بود که در لیاقت و شجاعت و ایمان و تقوا مشهور بود. امام در سال 38 هنگامی که او را به فرمانبرداری مصر برگزید منشوری را برای او نوشت که از زیباترین نامه های آن حضرت در نهج البلاغه محسوب می شود و به "فرمان مالک" معروف است. در این نامه که دارای معانی بسیار ژرف و عمیق است آنچه زمامداران اسلام باید بدانند و با عمل و مراعات آن کشورداری و دینداری و مردم داری کنند در این نامه مکتوب است:
" دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو در حق، میانه ترین و در عدل، فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم ،گسترده ترین باشد، که همانا خشم عمومی مردم، خشنودی خواص (نزدیکان) را از بین می برد، اما خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر می کند. خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند، زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر، و در خواسته هایشان پافشارتر، و در عطا و بخشش کم سپاس تر، و به هنگام منع خواسته ها، دیر عذر پذیرتر، و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند، در صورتی که ستون های استوار دین، و اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیره دفاعی ،عموم مردم می باشند."

سفارش امام در رعایت حق و عدل در قصاص

در نهج البلاغه می خوانیم که امام علی پس از ضربت خوردن با شمشیر ابن ملجم مرادی لعنه الله علیه در سال چهل هجری ضمن وصیت هایی که به فرزندانش امام حسن و امام حسین فرموده در پایان وصیت در مورد قصاص، این سفارش اکید را به یادگار گذاشته است: ای فرزندان عبدالمطلب مبادا پس از من دست به خون مسلمین فرو برید (و دست به کشتار بزنید و بدین بهانه تصفیه حساب ها را به میان بکشید) و حرفتان این باشد که بگویید امیرالمؤمنین کشته شده است. بدانید جز قاتل من نباید کسی دیگر کشته شود آن هم درست بنگرید! اگر من از یک ضربت او که بر من وارد کرده، از دنیا رفتم شما هم او را تنها یک ضربت بزنید. مبادا دست و پای آن مرد را ببرید و او را مثله نمائید زیرا من از رسول خدا(ص) شنیده ام که فرمود: " از جدا کردن اعضای مرده بپرهیزید، هر چند سگ هار باشد."

رعایت حقوق حیوانات

امام علی در نامه ی 25 نهج البلاغه درباره حمایت از حقوق حیوانات فرموده اند: "حق نداری حیوانی را بترسانی یا مورد اذیت و آزار قرار دهی..."



- نظرات (0)

دانستنيهايي از قرآن


# - براساس آيه 30 سوره توبه ، يهوديان ، (عزير) و مسيحيان (مسيح) را فرزندان خدا مي نامند .

# - در قرآن وقتي صحبت از مومنين مي شود همه جا بي درنگ به عمل صالح آنها توجه ميشود.

# - هر سوره اي كه سجده در آن باشد مكي است .

# - قرآن كريم 3 موضوع را براي تفكر مفيد و سودمند ارائه مي دهد :

1- طبيعت 2 - تاريخ 3 - ضمير انسان .

# - كلمه ( رسوله ) هنگامي كه در قرآن مجيد بطور مطلق گفته مي شود منظور پيامبر

اسلام است و لفظ ( رسوله ) 84 مرتبه در قرآن مجيد تكرار شده است .

# - شيطان در قرآن به معني هر موجود سركش و طغيانگر و موذي است لذا در قرآن كريم

به انسانهاي پست و خبيث و طغيانگر نيز كلمه شيطان اطلاق شده است .

اما ابليس اسم خاص براي شيطان است كه در برابر آدم (ع) قرار گرفت و در حقيقت رئيس

همه شياطين است ، بنابراين شيطان ( اسم جنس ) و ابليس ( اسم خاص يا علم ) است .

# - مسئله زوجيت گياهان در قرآن مجيد در 4 مورد قرآن آمده است ( شعرا - 7 ) ( رعد - 3 )

( لقمان - 10 ) ( ق - 7 ) .

# قرآن كريم به زمان فاصله ميان حضرت عيسي (ع) و پيامبر اسلام (ص) را كه در ميان اين

دو رسولاني وجود نداشته است به دوران ( فترت ) ياد كرده است كه در آيه 19سوره مائده

از آن ياد مي كنند .

# - در قرآن كريم 1641 آيه يعني بيش از ربع آيات قرآن در باره معاد است .

# - نام حضرت مهدي (عج) در سوره هود آيه 86 با اصطلاح ( بقية الله ) آمده است .



- نظرات (0)

چند نکته روانشناسی در قرآن



1.       از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن، کافر و منافق ; (آیات 2 تا 20 سوره بقره)

2.       شخصیت های مؤمن، خود دارای سه درجه شخصیتی می باشند ; آنان که به خود ظلم می کنند، آنان که میانه رو هستند و آنان که پیشتازانند; (فاطر/32)

3.       مشخصه بارز شخصیت کافر آن است که دل و اندیشه اش را قفل کرده است و راهی برای نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتی نگذاشته است و به همین دلیل، از درک حقایق عاجز است .

4.       خصوصیت بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگی ریشه ای در ظاهر و باطن است; به همین دلیل، مبتلا به شک و تردید و عدم قدرت تصمیم گیری و ناتوانی در قضاوت می شود; (بقره/8 تا 20 و منافقون)

5.       در قرآن کریم، در آیات فراوانی از اندوه، علل ایجاد کننده آن و راه های برطرف ساختن آن سخن رفته است . گاهی اندوه فراق را با دیدار و گاهی اندوه فقر را با بشارت و گاهی اندوه رسول خدا (ص) را به دلداری حضرت حق، درمان نموده است .

6.       در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است ; ترس پسندیده و ترس ناپسند ; ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست که منجر به اصلاح رفتار می شود; (انفال/2) و ترس ناپسند، اضطرابی شدید با علت مشخصی است که تسلط بر نفس را از بین می برد و باید با آن مبارزه شود; (احزاب/10 و 11)

7.       از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد; خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار ; خشم متعادل، راهی برای رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان کرد . قرآن کریم با توصیه به صبر و پاسخ گویی با عمل نیک و با وعده بهشت و پاداش اخروی، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآوری قدرت و خشم خداوند و ... به درمان بیماری سلامتی سوز خشم و عصبانیت پرداخته است . که به ترتیب در سوره شوری، آیه 43، فصلت، آیه 34، آل عمران ، آیات 133 و 143، شوری، آیات 36 و 37 و نور، آیه 22 بیان شده است .

8.       در قرآن به سه نوع از مکانیسم های دفاعی - روانی اشاره شده است که عبارتند از: فرافکنی (منافقون/4)، دلیل تراشی (بقره/11 و 12) و واکنش سازی (بقره/204 و 205 و منافقون/4)

9.       در فرهنگ قرآن یکی از راه های مؤثر و اساسی روان درمانی، استفاده از مواعظ و اندرزهای قرآنی است; (یونس/57)

10.    در روش روان درمانی قرآنی، ایمان، تولید امنیت درونی و آرامش می نماید; (انعام/82 و رعد/28)

11.    یاد خدا، آرام بخش دلهاست ; (رعد/)

دکتر مژده پور حسینی.برگرفته از سایت حوزه


- نظرات (0)

پيش بينی آلوده شدن محيط

«از کارهای مردم در دريا و خشکی فساد ايجاد خواهد شد».

در زبان عربی وقـتی بخواهـنـد اتـفـاق افـتـادن قـطـعی و محـتـوم کاری در آينده را بيان کنند از جمله از فعـل گذشته استفاده می کنند (که گوئی اتفاق افتاده است). به اين خاطر اين آيه مـسـئـلـه ای مربوط به آينده را با فعـل گذشته بيان نموده است.

نکته آيه: عملکردهای انسان در آينده (يعنی در زمان ما و آيندگان) در دريا و خشکی آلودگی ايجاد خواهد کرد:

اين پيش بينی قـرآن فعلاً تحقـق پيدا کرده است. و آلودگی محيط چيزی است که هـمـه با آن آشـنـائی داريم.


- نظرات (0)