سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شاخص های زن قرآنی

قران، زن در قرآن، زنان در قرآن

در این نوشتار به دنبال واکاوی شاخص های قرآنی زن مسلمان هستیم، شاخص های قرآنی که کرامت الهی زن را غنای دو چندان می بخشد و سعادت دو سرا را برای وی به ارمغان می آورد. 

جایگاه و موقعیت زن قرآنی در سه حوزه طلایی

به راستی اگر بخواهیم فاکتورهای قرآنی زن مسلمان و شایسته را در نظام اسلامی مورد بررسی و دقت قرار دهیم می بایست جایگاه و مسئولیت او را در سه حوزه ارتباط با خدا، ارتباط با خانواده و ارتباط با اجتماع مورد بررسی قرار دهیم. در چنین نگاه جامع و عامی است که جایگاه شایسته قرآنی او هویدا و مشخص می شود. 

ویژگی زن شایسته در حوزه  ارتباط با خدا

یک ارتباط زلال با خدا

 در نظام ارزشی اسلام، جایگاه و ارزش زنان از روی رنگ و لعاب های دنیوی و لباس های فاخر و مجلسی مشخص نمی شود، بلکه رنگی دیگر است که به وجود زنان ارزش و غنای آسمانی و عرشی می بخشد، رنگی که به انسان هویت الهی می دهد و فرصت ارتباط و همنشینی با معبود را فراهم می کند. زن در آینه قرآن کریم زمانی می تواند جایگاه شایسته خود را پیدا کند که رابطه معنوی خود را با خدای خود تقویت کرده باشد، خدای متعال در قرآن کریم این ویژگی فاخر زنان شایسته را این چنین بر می شمرد: «وَ الذَّاكِرینَ اللَّهَ كَثیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً؛[احزاب، آیه35] و مردان و زنانى كه خداى را بسیار یاد مى كنند، خداوند براى آنان آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است.»

صالحان و درستكاران، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می باشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غیاب او،"حفظ الغیب" می كنند، یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمی ‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده و با جمله" بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گردیده وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام می ‏دهند

در فرهنگ قرآن ارتباط و ایمان به خدای متعال از چنان اهمیتی برخوردار است که کنیز مؤمن از زن آزاد مشرک برتر معرفی شده است، چرا که ارزش در نظام اسلامی چیزی فراتر از محاسبات و ملاک های مادی است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم؛[بقره، آیه221] كنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد.»

⁠ویژگی زن شایسته در حوزه خانواده

1). زن سکاندار تربیت فرزندان

جایگاه زن در حوزه خانواده جایگاه ممتاز و اثر بخشی است. اهمیت این موضوع به گونه ای است که اگر زن به خوبی نتواند خود را به ویژگی و شاخص های قرآنی زیبنده کند، چه بسا خانواده از مسیر تعالی و بالندگی باز خواهد ایستاد. زمانی که زن در خانواده نقش مادر را ایفا می کند، سکان دار اصلی تربیت فرزندان را برعهده دارد، چرا که بیشترین ارتباط را با اعضای خانواده بر دوش وی است. به همین جهت در مرتبه اول می بایست پایبندی به اصول و ارزش های اسلامی را تقویت کند و در مرتبه بعد زیرمجموعه خود را مورد توجه قرار دهد: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ[تحریم، آیه6] خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید.»

2). برائت از کارهای غیر اخلاقی شوهر فاسد 

امروزه یکی از مشکلات پیشروی بعضی از زنان متأهل، مواجه شدن با شوهران غیر متعهد به آموزه های اسلامی است. کم نیستند زنانی که بعد از ازدواج متوجه می شوند که مردانشان هیچ گونه تعهدی به موازین دینی و اسلامی ندارند، در این چنین فضایی زنان نمونه و قرآنی از اوامر و خواسته های ضد دینی که با موازین اسلامی در تضاد است، اعلام برائت می جویند و پا را از حدود الهی فراتر نمی نهند. این ویژگی قرآنی به خوبی در زندگی آسیه همسر فرعون تجسم یافته است که حضرت باری تعالی او را این چنین به جامعه اسلامی معرفی می نماید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛[تحریم، آیه11] و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!.» 

3). زنان قرآنی، متواضع و راز دار شوهرند

«فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ؛[نساء، آیه34] پس زنان نیك و شایسته [خداى و شوهران خود را] فرمانبردارند و [عفّت خویش و حق شوهران را] در حال غیبت [آنان‏] به نگاهداشت [حقوقى كه‏] خدا [براى آنان قرار داده است‏] نگهدارنده‏اند.»

محققان تفسیر نمونه در ذیل این آیه شریف این چنین بیان داشته اند: «صالحان و درستكاران، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می باشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غیاب او، "حفظ الغیب" می كنند، یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمی ‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده و با جمله "بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گردیده وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام می ‏دهند.»[2]

در فرهنگ قرآن ارتباط و ایمان به خدای متعال از چنان اهمیتی برخوردار است که کنیز مؤمن از زن آزاد مشرک برتر معرفی شده است، چرا که ارزش در نظام اسلامی چیزی فراتر از محاسبات و ملاک های مادی است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم؛[بقره، آیه221] كنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد.»

ویژگی زن شایسته در حوزه ارتباط اجتماعی

زنان شایسته در نگاه قرآنی دارای ویژگی های فراوانی هستند که در این نوشتار بیان همه آنها مقدور نبوده و به پاره ای از آنها تیتر وار اشاره می کنیم.

1). حافظ حریم حیا و عفاف در ارتباط اجتماعی:

حیا همچون پرده عصمت و پاکی است که به انسان اجازه آلودگی و گرفتار شدن در دام پلیدی را نمی دهد، در اندیشه قرآنی یکی از ویژگی های زنان نمونه در ارتباطات اجتماعی حیا و پاکدامنی است، که نمونه ی آن در دختران حضرت شعیب تجلی یافته است: «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاء؛[قصص، آیه25] ناگهان یكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهایت حیا گام برمی ‏داشت.»

2). پرهیز از عشوه گری در ارتباطات اجتماعی

یکی از راه های نفوذ فرهنگی که کشورهای استعماری از دیر باز از آن استفاده کرده اند، استفاده ابزاری از زنان و کشاندن ایشان به بازار عشوه گری و خودنمایی و تبرج بوده است. اگر زنان در جامعه به تبرج و خودنمایی روی آورند به یقین پایه های اخلاقی آن جامعه رو به تباهی و نیستی خواهد گرایید خطر بزرگی که تبعات جبران ناپذیری برای جامعه در پی خواهد داشت. به همین جهت خدای متعال زنان را از این رویه نامناسب برحذر داشته است. «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى؛[احزاب، آیه33] و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.»

3). حفظ حجاب اسلامی در جامعه

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن»[نور، آیه31]

سخن آخر

در اندیشه اسلامی زن میتواند تجلی اسم جلال و جمال الهی باشد، که از جهت زیبایی هایش، مظهر جمال حق و از جهت دور بودن از دسترس نامحرمان مظهر جلال الهی باشد.[3] 

پی نوشت ها:

[1]. نهج الفصاحه ص472 ح 1520. 

[2]. تفسیر نمونه، ج‏3، ص371. 

[3]. اصغر طاهر زاده،زن آن گونه که باید باشد، ص46. 


- نظرات (0)

کلینک فوق تخصصی قلب در قرآن

هفت سین، عید، سال نو

چند درس آموزنده از دعای تحویل سال:

«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ؛ ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا»

قلبم را بهترین قلب ها قرار ده

در فراز اول دعای تحویل سال، خدای متعال را با ویژگی و خصوصیت «دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا» مورد ندا قرار می دهیم. سؤالی که باید در این فراز از دعا به آن پاسخ داده شود این است که، مراد از قلب چیست و چه جایگاهی در زندگی انسان ایفا می کند؟

در فرهنگ و اصطلاح قرآنی مقصود از قلب همان روح انسانی است که دارای جایگاه خاص و ممتازی در سعادت و شقاوت انسان است. به اذعان محققان و اندیشمندان اسلامی، قلب موجودی است که درک می کند، می اندیشد، مرکز عواطف انسانی، از جمله دوستی و دشمنی است، منشأ و مبدأ صفات و ویژگی های عالی انسانی است، در صورتی که قلب انسان کارکرد و توانایی خود را از دست دهد، می تواند موجب سقوط انسان در دایره شقاوت و هلاکت شود.[1]

انواع و اقسام قلب در فرهنگ قرآن

با دقت و تأمل در آیات الهی می توان برای قلب انواع و اقسام مختلفی را ذکر کرد، که با شناخت انواع و اقسام آن می توانیم در سال نو و بهار طبعیت زیباترین قلب ها را برای خود و دیگران از خدای متعال مسئلت کنیم. 

نوع دیگری از انواع قلب، قلبی است که رنگ و بوی شک و تردید در آن رسوخ کرده، قلبی که در اثر گرایش و تمایل به انحراف و گمراهی ویروس نفاق و ریا کاری در آن قوت گرفته است: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ؛ [بقره، آیه10] در دل هاى آنان یك نوع بیمارى است، خداوند بر بیمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هایى كه می گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست

1- قلب هایی که نمی اندیشند: خدای متعال در قرآن کریم پرده از قلب هایی بر می دارد که نه تنها محل ادراک و فهم نیستند، بلکه به طور کل، کارایی و اثر بخشی خود را در حوزه معرفت بخشی و ارتقای معلومات انسان از دست داده اند: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها[سوره اعراف، آیه179]دل هایى دارند كه به آن [حق را] در نمى‏یابند و چشم هایى دارند كه به آن [حق را] نمى ‏بینند.» طبرسی در مجمع البیان در ذیل این آیه شریف به این مطلب اشاره می کند، که آنها دل هایى دارند كه بر اثر عدم تدبیر، حق را درك نمى‏كنند و چشم هایى دارند كه راه راست را نمى‏بینند، مقصود این است كه آنها از فهمیدن و دیدن و شنیدن اعراض دارند و بواسطه استفاده نكردن از این آلات، مثل كسى هستند كه اینها را ندارند.[2] در سال جدید از خدا طلب می کنیم که قلب های ما را لایق درک و معرفت و شناخت الهی قرار دهد و چشمان ما را، چشمانی بینا و بصیر قرار داده، به طوری که نعمت های فراوان الهی را ببیند و قدردان و شاکر آن نعمت ها باشد. 

2- قلب های زنگار زده از گناه: از جمله زشت ترین و بدترین قلب ها در فرهنگ قرآن، قلب افرادی است که در اثر مجاورت با گناه و رذایل اخلاقی، لایه های چرکین تباهی و گمراهی روی آن حک شده است. «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یَكْسِبُونَ؛[مطففین، آیه 14] چنین نیست كه آنها مى‏‌پندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دل هایشان نشسته است.»، در سال نو از خدای متعال مسئلت می کنیم که زنگار سیاه گناه و سیاه بختی را از درون قلب های ما پاک کند، و اثرات شوم آن را از زندگی ما دور نماید. 

3- قلب های  سخت و سنگ شده: یکی دیگر از انواع قلب در فرهنگ قرآن، قلب های قساوت زده و سخت است، قلبی که عطوفت و مهربانی در آن جایگاهی نداشته و  خوی ددمنشانه و حیوانی در آن رسوخ کرده است، قلبی که نیکی کردن به دیگران در او معنا و مفهومی ندارد و همچون سنگ است، بلکه شاید سنگ از او نرم تر باشد. «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُم؛[زمر، آیه22]واى بر آنان كه قلبهایى سخت.»، در آیه دیگر قلب های سخت تر از سنگ این چنین معرفی شده اند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِیَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛[البقرة،آیه74] پس از آن دل های شما چون سنگ سخت گردید، حتی سخت تر از سنگ که از سنگ، گاه جوی ها روان شود، و چون شکافته شود آب از آن بیرون جهد، و گاه از ترس خدا از فراز به نشیب فرو غلتد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست.»، در دعای تحویل سال از سخت و سنگ شدن قلب به خدا پناه می بریم و از او مسئلت می کنیم، اگر روزی قلب مان رنگ قساوت به خود گرفت ما را نجات دهد و با قلب سنگی ما را رها نکند. 

از جمله زیباترین قلب ها، قلب موجوداتی است که در برابر باری تعالی خاشع و تسلیم و آرام شده است، قلبی که در اثر ارتباط با خدا رنگ خدایی به خود گرفته و انسان را تا اوج کمال و سعادت پرواز می دهد

4- قلب بیمار و ویروس زده: نوع دیگری از انواع قلب، قلبی است که رنگ و بوی شک و تردید در آن رسوخ کرده، قلبی که در اثر گرایش و تمایل به انحراف و گمراهی ویروس نفاق و ریا کاری در آن قوت گرفته است: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ؛ [بقره، آیه10] در دل هاى آنان یك نوع بیمارى است، خداوند بر بیمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هایى كه می گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست.»، در آغاز سال نوع به درگاه الهی دعا می کنیم که قلب ما را از هرگونه نفاق، شک و تردید دور نگه داشته  و در  دام گمراهی و شقاوت قرار ندهد. 

5- قلب خاشع  و آرام از ذکر خدا: از جمله زیباترین قلب ها، قلب موجوداتی است که در برابر باری تعالی خاشع و تسلیم و آرام شده است، قلبی که در اثر ارتباط با خدا رنگ خدایی به خود گرفته و انسان را تا اوج کمال و سعادت پرواز می دهد. « الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[رعد، آیه 28] آنها كسانى هستند كه ایمان آورده ‏اند، و دل هایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد!»، خدای متعال در قرآن کریم با زبان شکوه مؤمنانی را مورد خطاب قرار می دهد که قلب های آنها به ذکر الهی خاشع و تسلیم نشده اند: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ [سوره حدید، آیه16] آیا وقت آن نرسیده است كه دل هاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟!»، در سال جدید از خدای متعال خشوع و خضوع در عبادت و بندگی را طلب می کنیم، خشوع و خضوعی که ما را تابع و تسلیم فرمان الهی نماید و از هرگونه استکبار و نافرمانی دور نگه دارد.  

سخن و نیایش پایانی: 

در پایان از خدایی که تدبیر کننده روز و شب است، خدایی که تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعت است، مسئلت می کنیم که قلب و روح ما را  از جمله بهترین قلب ها قرار دهد که در آن رحمت و رأفت الهی سکنا گزیده است: «وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً؛[حدید، آیه27] و در قلب کسانی که از او پیروی می‌کردند رأفت و رحمت نهادیم.»

پی نوشت ها:

[1]. محمد تقی مصباح یزدی، انسان سازی در قرآن، ص 131.  

[2].  ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏10، ص120.


- نظرات (0)

یک مادر نمونه ازمنظرقران

مادر، مادران، روز مادر

غرض از بیان چنین بحثی، ارائه و روشن کردن مسیری است روحانی و متعالی برای تمامی مادران. که هرچه بیشتر نسبت به قبل در رشد و تکامل انسانی خود گام بردارند.

بیانی گذرا از نقش های سه گانه ی زن

جنس زن به حکم طبیعت  و قوانین طبیعی سه نقش عمده را ایفاء می کند. که یکی پس از دیگری مهم تر و جایگاهی ارزشمند و والا را دارد. در بیان این سه نقش (دختری- همسری- مادری) سعی می کنیم در دو مورد اول به طور خلاصه و گذرا، اشاره ای به آیاتی از کلام الهی داشته باشیم و سپس در مورد نقش مادری توضیح کاملی بیان کنیم.

نقش دختری

الف/1: دفاع از منزلت انسانی دختران (اسراء / 31) (تكویر / 8 و 9)

الف/2: تایید حس روانشناسی و شخصیت شناسی دختران (قصص / 26)

الف/3: تایید هوش اطلاعاتی (قصص / 13-11)

نقش همسری

ب/1: تکمیل کننده ی وجود و هستی جنس مرد (نساء / 1)

ب/2: عنصرتکمیلی ادامه دهنده ی نسل بشریت (نساء / 1)

ب/3: مایه آرامش و سکونت همسر (روم / 21)

ب/4: ساتر عیوب و برطرف کننده کمبود و نیاز شوهران (بقره / 187) (بقره / 223)

ب/5: نقش مشاوری همراه (بقره / 233) (طلاق / 6)

نقش مادری

نقش مادری را می توان در دو تقسیم بندی کلی بیان نمود:

الف: خصوصیات عام: «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً .(الاحقاف/15)

ما انسان را نسبت به والدینش به نیكى سفارش كردیم, مادرش او را با محنت و رنج حمل كرد و با مشقت و سختى به دنیا آورد و مدت باردارى و از شیر گرفتن او سى ماه است.»

تمامی اعمال و رفتار والدین جنبه ی تربیتی داشته و از سوی دیگر اشاره به این نکته دارد که  تربیت دینی و بایسته ی چنین فرزندی، چنین نتیجه ایی(فرزند صالح) به دنبال خواهد داشت.

چنانچه در مقابل نیز، برخی قرآن پژوهان شقاوت و گمراهی فرزند حضرت نوح علیه السلام را نتیجه ی تربیت نادرست مادر وی می دانند. چرا که از خانواده حضرت نوح، مادر و پسرش بودند که به نوح ایمان نیاوردند.

در این آیه شریفه به سه خصوصیت عمومی مادران اشاره می کند:

- بارداری

- وضع حمل(ولادت)

- شیردهی 

همانطور که می دانید این سه خصوصیت در انسان و حیوان مشترک است و حیوانات نیز در این امور سه گانه با انسان یک مسیر را طی می کنند. 

امــا ذکر این نکته و تلنگر نیز خالی از لطف نیست که برخی از انسان ها در این امور نسبت به حیوانات نیز نقش پست تر و پایین تری را انتخاب کرده اند، تا آنجا که در جامعه ی کنونی خود مشاهده می کنیم؛ برخی از مادران همین که خود را متوجه ضرری در این امور می بیینند دست از وظیفه و رسالت  اصلی خود برداشته و با بیان  بهانه هایی واهی خود را از انجام این رسالت عظیم منصرف می کنند.

 گاه فرزند خود را سقط کرده و یا به جهت بهم نریختن تناسب اندامی خود، فرزند را از شیر دادن محروم می کنند و مثال های دیگری که در این زمینه می توان بیان نمود.

که در اینجا به فرموده ی قرآن چنین انسان هایی در حکم و رده ای پست تر از حیوانات قرار می گیرند: «أولٰئک کالأنعام بل هم أضل  أولٰئک هم الغافلون [اعراف/179] اینان مانند چهارپایانند، بلکه گمراه تر، اینان [از معارف و حقایق الهی] بی خبرند»

خصوصیات و مصادیقی از مادر نمونه:

- نقش تربیت و مربی گری:

از جمله مهمترین وظیفه پیامبران در رسالت خویش، نقش تربیت و مربی گری است.

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» (جمعه / 2) اوست که در بین مردمِ درس نخوانده پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنان بخواند، و [از هر نوع آلودگی] پاکشان سازد و کتاب و معارف استوار و سودمند به آنان بیاموزد، مسلّماً آنان پیش از این در گمراهی آشکاری بودند»

همینطور این وظیفه ی والا بر عهده ی والدین بالاخص مادران نیز قرار دارد. و به این جهت است که قرآن کریم مادران را در قرآن به کرات ستایش می کند، خداوند در سوره ی اسراء این چنین متذکر این خصوصیت ویژه می شود: « وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا  (اسراء/ 24) 

« و در برابرشان از روی رحمت و مهربانی فروتن باش! و [در دعایت] بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آن که مرا در کودکی تربیت کردند مورد مهر و رحمت قرار ده .

از دیگر ویژگی های یک مادر نمونه معرفی شده در قرآن، ارتباط خاص مادر بوسیله مناجات با خداوند است. چنانچه در داستان حضرت مریم، این ارتباط با خدای متعال وی را به مقامی والا می رساند، چنانچه خداوند او را به عنوان صدیقه معرفی کرده و می فرماید:«وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ [تحریم/12] و فرمان های پروردگارش و کتاب های او را تصدیق کرد، و از زمرۀ اطاعت کنندگان [از خواسته های حق] بود »

در این آیه شریفه خداوند متعال بعد از امر به تواضع و فروتنی در مقابل والدین، به فرزندان دستور می دهد، که در مناجات و خلوتگاه های خود، این نقش مهم والدین را برای خود یادآوری کنند و در ازای این نقش پررنگ از خدا متعال برای آنان طلب آمرزش و مغفرت نمایند.

در آیه شریفه دو نکته مهم را یادآور می شود: یکی این که تمامی اعمال و رفتار والدین جنبه ی تربیتی داشته و از سوی دیگر اشاره به این نکته دارد که  تربیت دینی و بایسته ی چنین فرزندی، چنین نتیجه ایی(فرزند صالح) به دنبال خواهد داشت.

چنانچه در مقابل نیز، برخی قرآن پژوهان شقاوت و گمراهی فرزند حضرت نوح علیه السلام را نتیجه ی تربیت نادرست مادر وی می دانند. چرا که از خانواده حضرت نوح، مادر و پسرش بودند که به نوح ایمان نیاوردند.

- ارتباط خاص با خداوند:

از دیگر ویژگی های یک مادر نمونه معرفی شده در قرآن، ارتباط خاص مادر بوسیله مناجات با خداوند است. چنانچه در داستان حضرت مریم، این ارتباط با خدای متعال وی را به مقامی والا می رساند، چنانچه خداوند او را به عنوان صدیقه معرفی کرده و می فرماید:«وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ [تحریم/12] و فرمان های پروردگارش و کتاب های او را تصدیق کرد، و از زمرۀ اطاعت کنندگان [از خواسته های حق] بود »

«و امه صدیقة [مائده/75] مادر مسیح زنِ [درست کردار و] راست گفتاری بود،»

در بیان صدیقین ذکر این نکته خالی از لطف نیست که صدیقین گروهی هستند که با انبیاء و صلحاء و شهداء همراه هستند. 

این ارتباط  ویژه ی حضرت مریم، در آیات دیگر نیز به آن اشاره هایی شده: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿آل عمران/٣٧﴾ هرگاه که زکریا در محراب بر او وارد می شد نزد او نوعی خوراکی می یافت. گفت: ای مریم این از کجا برای تو آمده است؟ او گفت: این از جانب خداست، که خدا به هرکس بخواهد بی شمار روزی دهد»

چنانچه مشاهده می شود این آیه از ارتباط خاص حضرت مریم با خداوند حکایت دارد.

همچنین در آیات دیگری نیز این خصوصیت در همسر ابراهیم خلیل نمودار است. 

«وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ ﴿هود/٧١﴾همسرش که ایستاده بود [از گفت وشنید آنان با ابراهیم] خندید، پس او را به اسحاق، و بعد از اسحاق به یعقوب مژده دادیم !»

زمانی که فرشته ها با ابراهیم صحبت می کردند همسر وی نیز حاضر بود و سخن فرشته ها را می شنید و از این رو بود که چنین بیان کرد: «قَالَتْ یَا وَیْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِی شَیْخًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ  [هود/72و73] [همسر ابراهیم] گفت: ای وای! آیا درحالی که پیره زنم، و همسرم که سالخورده است [فرزند] می زایم، همانا این مسئله بسیار عجیب است!(فرشتگان) گفتند: آیا از کار خداوند به شگفت میایی؟ رحمت خداوند و برکاتش برای شما خاندان مقرر است؛ زیرا او ستوده و بزرگوار است »


- نظرات (0)

بعضى دعاها مستجاب نمى‏ شود

استجابت دعا

دعا نه تنها در دین اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلکه در ادیان انبیاى گذشته و نزد پیامبران سلف نیز مسأله ‏ى دعا یک امر حتمى بوده و پیشوایان الهى این مطلب را به مردم گفته و آموخته‏اند، افزون بر این خودشان در موارد متعددى دعا کرده‏اند، که از جمله‏ى آن موارد دعاى حضرت ابراهیم علیه السلام و استجابت آن است که در سوره‏ى ابراهیم علیه السلام، آیه‏ى 37 ذکر گردیده است، و نیز دعاى حضرت موسى علیه السلام و پیامبران دیگر بیان شده است. خداوند در آیات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آیات "بقره، 186" و آیه‏ى "غافر، 60".

گویا دعا کردن و خواندن خدا و خالق، یک نیروی فطری است که مصداق ها و شکل های مختلفی را به خود گرفته است. هر کسی در دینی که باشد ناخود آگاه در شرایطی چیزی از درون به او می گوید که باید به جایی دیگر وصل شود و درخواست داشته باشد.

درست است که از نظر قرآن مال و ثروت، زینت زندگی دنیا برای انسان هاست (آل عمران، آیه ۱۴؛ کهف، آیه ۴۶؛ قصص، آیات ۶۰ و ۷۹؛ احزاب، آیه ۲۸) اما همین موضوع به واسطه رعایت نکردن مسائلی منجر می شود که خسارت هایی را متوجه ما بکند.

در این میان چگونگی دعا و درخواست از خداوند بسیار مهم است، چرا که در هر کاری باید شرایط و مقدمات آن را بدانی تا با عملی کردن آن به نتیجه مطلوب برسی.

در مسأله دعا هم باید آداب و مقدماتش را بدانیم تا نتیجه مطلوب که همان استجابت دعا است ان شالله به خواست خدا محقق شود ... البته باید بگذریم كه دعا به معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته ‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏ كنیم خیر را طلب مى ‏كنیم. 

چگونه دعا کنیم؟

قرآن کریم در رابطه با دعا و چگونگیه آن سفارشاتی را دارد، از آن جمله :

1 دعا و درخواست باید خالصانه باشد. (فادعوا اللّه مخلصین له الدین) (غافر، 14)

2 با ترس و امید همراه باشد. (وادعوه خوفاً وطمعاً) (اعراف، 56)

3 با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. (یدعوننا رغباً و رهباً) (انبیاء، 90)

4 با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. (ادعوا ربكم تضرعاً و خفیة) (اعراف، 55)

5 با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. (اذ نادى ربّه نداء خفیاً) (مریم، 3)

در روایات نیز در این باب بسیار صحبت شده اما نکته ای که در این فرصت می خواهم عرض کنم و نظرم را جلب کرد این روایتی است که می فرماید:«مَن سرّه أن یُستجاب دعائه فَلیطیّب كسبه» (بحار، ج‏90، ص‏373) هركس دوست دارد دعایش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاكیزه و حلال كند.

تأثیرات لقمه حرام را جدی بگیریم

تأثیر لقمه چقدر مهم است که در هر مبحث دینی که وارد می شویم ردپای آن را به وضوح در آیات و روایات می بینیم... آن جایی که بحث پذیرش دین و حق است امام حسین علیه السلام به دشمن می فرمایند که: « فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ ؛ چون شکم‌ های شما از حرام پرشده است، حرف ‌های من در شما اثر نمی گذارد.» (مجموعة ورام (تنبیه الخواطر)، ۱/۱۶)

این جا که بحث استجابت دعا است، مال حرام را مانع استجابت معرفی می کند.

در مسأله دعا هم باید آداب و مقدماتش را بدانیم تا نتیجه مطلوب که همان استجابت دعا است ان شالله به خواست خدا محقق شود ... البته باید بگذریم كه دعا به معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته ‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏ كنیم خیر را طلب مى ‏كنیم. 

درست مثل اینکه اگر به جاى بنزین مخصوص، گازوئیل یا آب در باك هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمى‏گیرد، دعاى كسانى مستجاب مى‏ شود كه در شكم آنان لقمه حرام نباشد. 

درست است که از نظر قرآن مال و ثروت، زینت زندگی دنیا برای انسان هاست (آل عمران، آیه ۱۴؛ کهف، آیه ۴۶؛ قصص، آیات ۶۰ و ۷۹؛ احزاب، آیه ۲۸) اما همین موضوع به واسطه رعایت نکردن مسائلی منجر می شود که خسارت هایی را متوجه ما بکند.

مشکل از آنجا شروع می شود که انسان به خطا و اشتباه ، گمان می کند که تأمین و تحصیل نیازهای مادی و جمع آوری و تکاثر مال ، هدف اصلی است و تمام همت و تلاش خود را مصروف تحصیل و تأمین آن می کند. این گونه است که مسیر نادرستی را برمی گزیند تا اموال بیشتری را کسب کند. برخی از مردم نه تنها تمام همت خویش را برای تحصیل مال می گذارنند، بلکه به راه های حلال و مشروع بسنده نمی کنند و با سوگند دروغ، (بقره، آیه ۱۸۸) پرداخت مال رشوه به قضات به منظور دست یابی به اموال دیگران،(همان) تجاوز به اموال یتیمان، تصرف ناحق در اموال دیگران (نساء، آیات ۲۹ و ۳۰) و مانند آن در صدد برمی آیند تا مال بیشتری گرد آورده و در اختیار داشته باشند. بنابراین گرایش انسان به مال و تحصیل آن امری طبیعی است؛ زیرا انسان می خواهد به نیازهای مادی و دنیوی خود از جمله تغذیه و آسایش پاسخ دهد و از امنیت غذایی و سرپناه و جسم و جان برخوردار گردد. اما تصویر نادرست از هستی و اهداف و فلسفه آفرینش موجب می شود تا برخی ها به جنبه مادی زندگی، اصالت بخشند و زندگی را در همین محدوده دنیای فانی و مدت کوتاه عمر خلاصه کنند و بر همین اساس گرفتار احساس کاذب جاودانگی در سایه مال و ثروت می شوند و آن را مایه جاودانه شدن خود می شمارند. (همزه، آیات ۱ تا ۴) از این رو گرفتار جمع آوری و تکاثر مال می شوند و تا لحظه مرگ نیز از کسب و تحصیل آن دست بر نمی دارند. (تکاثر، آیات ۱ و ۲)

منابع:

دو شرط مهم در اجابت دعا ؛ سایت قرآن پویان، 9 فروردین 1391

در چه شرایطى دعا حتماً مستجاب مى ‏شود؟؛ سایت اسلام کوئست، 21 آبان 1391

تأثیر لقمة حرام در کربلا، سایت در مسیر بندگی، 7 آبان 1393

 آثار شوم مال و لقمه حرام ؛ سایت سازمان تبلیغات اسلامی

پرسش‌ های مهم، پاسخ ‌های كوتاه؛ سایت درس هایی از قرآن

 



- نظرات (0)

معامله ای که فقط سود دارد و ضرر ندارد

معامله با خدا، انفاق، نیکوکاری

انفاق معامله ای از جنسِ بُرد بُرد

براستی که انفاق، بالندگی و رویش را به همراه دارد. اگر با دقت بنگریم، در‌می‌یابیم که پیشه‌ی‌ تمام هستی از دریا و صحرا، از کوه و دشت و پرنده و چرنده، بخشش و گشاده دستی است. اگر بذل‌های بی دریغ موجودات عالم به یکدیگر نمی بود گویی چوبی لای چرخ هستی رفته و آن را از حرکت باز می داشت. 

و خوب معامله ایست، معامله ی منفقانه. معامله اش دو سَر بُرد است؛ چه نگاهی اخروی به آن داشته باشیم و چه دنیوی، چه امور معنوی هدفمان باشد و چه امور مادّی. از نظر معنوی، روح گذشت و بخشش و فداکاری و نوع دوستی و برادری را در انفاق کننده پرورش می دهد و وسیله‌ ای برای تکامل روحی و پرورش شخصیت اوست. و اما از نظر مادی امنیت اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را در جامعه تضمین می کند. از نا‌رضایتی ها در جامعه کاسته و بذر آشوب و اعتراض و... را عقیم می کند. انفاق فاصله‌ی طبقاتی را کم می کند و خطراتی را که از این رهگذر متوجه افراد اجتماع می شود را از میان می برد، انفاق آتش خشم و شعله های سوزان طبقات محروم را فرو می نشاند و روح انتقام و کینه توزی را از آنها می‌گیرد (تفسیر نمونه، ج2، ص354). پس با هر دو نگاه (معنوی و مادی) به نفع فرد و جامعه خواهد بود.

خداوند با جمله ‌ی «و ما تنفقوا من خیر فَلِاَنفُسِکُم» «که منافع انفاق به خود شما بر می گردد» (بقره: 272) یکی از اهداف متعالیِ انفاق‌ کردن را نشانه می رود و به این وسیله انفاق کنندگان را تشویق به این عمل انسانی می نماید، مسلماً انسان هنگامی که بداند نتیجه‌ی کار او به خود او باز می گردد، بیشتر به آن کار علاقمند خواهد شد. (تفسیر نمونه، ج2، ص353)

رنگ و لعابی از نوع احسان!   

خداوند در قرآن به تازه مسلمانان و مخالفان اسلام درباره ی تغییر قبله می‌گوید: نیکی تنها به این نیست که (به هنگام نماز) صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید ( و تمام گفتگوی شما از مساله ی قبله و تغییر قبله باشد و همه ی وقت خود را مصروف آن سازید) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسانی هستند که.... مال خود را با علاقه ای که به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق کنند...(بقره/ 177). اما دریغ و چه بسیار افسوس که بسیاری از ما مومنین دقیقاً خلاف این آیه را عمل می کنیم و از آنچه بذل می کنیم و می بخشیم که نه تنها مورد علاقه ی ما نیست بلکه برای این که از شر آن خلاص شویم، رنگ و لعاب بذل را به آن داده و خود را جزء منفقین به حساب می آوریم.

دو راهیِ انفاق و .....

رسیدن به مقام نیکوکاران واقعی، شرایط زیادی دارد که یکی از آنها انفاق کردن از اموالی است که مورد علاقه ی انسان است، زیرا عشق و علاقه ی واقعی به خدا، و احترام به اصول انسانیت و اخلاق، آن گاه روشن می شود که انسان بر سر دوراهی قرار گیرد، در یک طرف مال و ثروت یا مقام منصبی قرار داشته باشد که مورد علاقه ی شدید اوست، و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطفِ انسانی و نیکوکاری، اگر از اولی بخاطر دومی صرف نظر کرد معلوم می شود که در عشق و علاقه ی خود صادق است، و اگر تنها در این راه از موضوعات جزیی حاضر بود صرف نظر کند، معلوم می شود عشق و علاقه ی معنوی او نیز به همان پایه است و این مقیاسی است برای سنجش ایمان و شخصیت.( تفسیر نمونه، ج4، ص 3)

حواسمان به چه کسانی باشد؟

نیازمندان دو گروهند: گروهی آشکارا ابراز نیازمندی می کنند و از این کار احساس شرمندگی ندارد. اما گروهی از مومنین و حتی غیر مومنین هستند که در عین حالی که نیازمندند آنچنان رفتارشان در برخوردها  خویشتندارانه و بزرگ‌منشانه است که حتی حاضر نیستند کسی بفهمد که آنها نیازمندند و به اصطلاح، صورت خود را با سیلی به هر طریقی که باشد سرخ نگه می دارند. پس باید کمی بیشتر دقت کرد. 

خطاب خداوند در قرآن این ‌گونه است: «انفاق شما باید نسبت به کسانی باشد که از شدت خویشتنداری، افرادِ ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند؛ اما آنها را از چهره هایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند» (بقره/273)

آنچه بکارم قطعاً خودم برداشت خواهم کرد

اگر من دست اهل خانه ای که در زمستانِ سختِ نداری و خشونتِ طاقت فرسای فقر گرفتار شده و از فَرط خویشتنداری دست نیاز به سوی کسی جز خداوند متعال دراز نمی کند را بگیرم و او را از این وضعیت که به سبب امتحان الهی درگیر آن شده است نجات دهم، مطمئناً اولین کسی خواهم بود که از این انفاق کریمانه سود خواهم برد و اولین صندوقچه، صندوقچه‌ی اعمال خودم خواهد بود که از طلای ناب انفاق و نیکی به دیگران پر خواهد شد.

خطاب خداوند در قرآن این‌گونه است: «انفاق شما باید نسبت به کسانی باشد که از شدت خویشتنداری، افرادِ ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند؛ اما آنها را از چهره هایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند» (بقره/273)

خداوند با جمله ‌ی «و ما تنفقوا من خیر فَلِاَنفُسِکُم» «که منافع انفاق به خود شما بر می گردد» (بقره: 272) یکی از اهداف متعالیِ انفاق‌ کردن را نشانه می رود و به این وسیله انفاق کنندگان را تشویق به این عمل انسانی می نماید، مسلماً انسان هنگامی که بداند نتیجه‌ی کار او به خود او باز می گردد، بیشتر به آن کار علاقمند خواهد شد. (تفسیر نمونه، ج2، ص353)

کلام آخر

بهار طبیعت نزدیک است و شکوفه های بهاری در حال جوانه زدن. جشن نیکوکاری فرصتی است برای اینکه حواسمان به اطرافمان باشد، به صورت هایی که با سیلی سرخ نگه داشته شده اما دست نیاز به سوی کسی دراز نمی کند. بکوشیم شکوفه‌ی لبخند و مهربانی و نوع دوستی را در طبق اخلاص گذاشته و برای هم نوعانمان به ارمغان ببریم که امیر المومنین فرمود: همه‌ ی نیکی‌ها را نگاه کردم، پس ندیدم نیکی و احسانی برتر از ترحّم و مهربانی. (مواعظ العددیه، ص 263)


- نظرات (0)

هر کی اهل نماز و روزه است بهشتیه

بهشتی شدن

یکی از موضوعات جذاب و ضروری به اذعان خیلی از عزیزان و جوانان، موضوع عوامل بهشتی شدن است. در شروع بحث این موضوع را می خواهیم یادآوری کنیم که ما نباید رحمت خدا را دست کم بگیریم و باید به او عاقلانه و عاشقانه امیدوار بود؛ عاقلانه از آن باب که این گونه نباشد که من فکر کنم می توانم هر گناه و خطایی را عمداً مرتکب شویم و بعد بگوییم خدا مهربان است، خدا رحیم است ... از طرفی باید عاشقانه به او امیدوار بود از این باب که منی که می دانم گناهکارم، الان پشیمانم و توبه می کنم ، به رحمت او حسن ظن داشته باشیم و عاشقانه به عنوان یه عبد گناهکار از او عذرخواهی کنیم درست مثل فرزند خطاکاری که پدر و مادر را دوست دارد اما گاهی خطا و سرپیچی می کند ولی در نهایت عاشقانه با آن ها ارتباط دارند و عذرخواهی هم دارند...

عده ای بیان می کنند که آیا وقتی به نماز و روزه توجه بکنیم و بر انجام آن ها مقید باشیم بهشتی می شویم؟ پاسخ عرض می کنیم که هركس نمازوروزه هایش را برای رضای خدا می گیرد وبه آنچه كه لازمه دینداری است عمل كند انشاالله اهل بهشت است!

برای بهشتی شدن باید تلاش كرد

 

در ادامه به تعدادی از فاکتورهایی که برای بهشتی شدن مطرح شده اشاره می کنیم.

باید عاشقانه به او امیدوار بود از این باب که منی که می دانم گناهکارم، الان پشیمانم و توبه می کنم ، به رحمت او حسن ظن داشته باشیم و عاشقانه به عنوان یه عبد گناهکار از او عذرخواهی کنیم درست مثل فرزند خطاکاری که پدر و مادر را دوست دارد اما گاهی خطا و سرپیچی می کند ولی در نهایت عاشقانه با آن ها ارتباط دارند و عذرخواهی هم دارند...

 

ایمان و عمل صالح:

تا کسی دوره ایمان و عمل صالح را طی نکند و در آزمونش قبول نشود به بهشت نمی رود؛ «وَ بَشِّر الَّذِین امَنوا وعَمِلوا الصّالِحات أَنَّ لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار» (بقره/25) [به آنان كه ایمان آورده و كردار شایسته دارند مژده بده كه همانا برایشان باغ هایی است كه زیر آنها نهرها جاری است]

«وَالَّذِین امَنوا وعَمِلوا الصّالِحات أوُلئِك أَصحاب الجَنه هُم فیها خالِدون» (بقره/82) چنین كسانی اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.

و یادمان نرود که این دو؛ ایمان و عمل صالح همچون دو بال هستند که همیشه برای صعود و رسیدن به هدف باید با هم حرکت کنند ... مثلا اگر عزیزی در عزاداری اهل بیت حضور پیدا کند، سینه بزند، خرجی دهد، اشک های فراوان بریزد اما عمل واجبش؛ در نماز و روزه و خمسش کوتاهی کند، آن اعمل جای واجباتش را نمی گیرد.

تقوا :

بیشترین كرامت و صفتی كه پیام و مژده بهشت را به همراه دارد تقوای الهی است و آیات فراوانی در این باره نازل شده است؛

«لِلَّذین اتَّقوا عِندَ رَبِّهم جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و أَزواج مُطهَّره و رِضوان مِن الله والله بَصیر بِالعِباد» (آل عمران/15) [برای آنان كه تقوا پیشه كنند نزد خدا باغ های بهشتی است كه زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید همراه همسران پاكیزه و آراسته خواهند بود و از همه خوش تر خشنودی خداوند است كه شامل حال آنان شده است و خداوند به حال بندگان بیناست.]

«وَلَو أَنَّ أَهل الكِتاب امَنوا و اتَّقوا لِكُفرِنا عَنهُم سَیِّئاتِهم ولَأَدخُلناهُم جَنات النَعیم» (مائده/65) [اگر اهل كتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه سازند ما از گناهشان در می گذریم و به باغ های بهشت پرنعمت داخل می سازیم.]

پیروی از خدا و رسول (صلی الله و علیه وآله) :

«وَمَنْ یُطِعِ الله و رَسوُله یُدخِله جَنّات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و ذلِك الفَوز العَظیم و مَن یَعص الله ورَسوُله و یَتَعدَّ حُدودَه یُدْخِله ناراً خالِدا فیها ولَهُ عَذاب مُهین» (نساء/133 ـ 14) [هر كس پیرو فرمان خدا و رسول خدا باشد وی را در بهشت هایی درآورد كه زیر درختانش نهرها جاری و آنجا جایگاه همیشگی فرمانبرداران خواهد بود. این است سعادت و پیروزی بزرگ و بدیهی است هر كس نافرمانی خدا و رسول كند و از حدود احكام خداوند تجاوز كند او را به آتشی درافكند كه همیشه در آن معذب است، و برای او عذاب خوار كننده و ذلت دهنده خواهد بود.]

راست كرداری و راست گفتاری از صفات پسندیده، برجسته و بدون شك از اسباب ورود به بهشت است. خدای سبحان در این باره می فرماید: «هذا یَوم یَنْفع الصّادِقین صِدْقُهم لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِها الأَنهار خالِدین فیها رَضی الله عَنهُم و رَضوا عَنه ذلِك الفَوز العَظیم» (مائده/119) [این روزی است كه راست گویان را راستی سود می بخشد.

«وَ مَن یُطع الله ورَسوُله یُدخِله جَنات تَجری مِن تحتها الأنهار ومَن یَتَولَّ یُعذِّبَه عَذابا أَلیما» (فتح/17) [كسی كه فرمانبردار خدا و پیامبرش باشد، خداوند او را در بهشتی داخل گرداند كه از زیر درختان باغ های آن نهرها جاری است و كسی كه از فرمان و دستور خدا رو گرداند او را به عذاب دردناكی شكنجه دهد.]

راست گفتاری :

راستی، راست كرداری و راست گفتاری از صفات پسندیده، برجسته و بدون شك از اسباب ورود به بهشت است. خدای سبحان در این باره می فرماید: «هذا یَوم یَنْفع الصّادِقین صِدْقُهم لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِها الأَنهار خالِدین فیها رَضی الله عَنهُم و رَضوا عَنه ذلِك الفَوز العَظیم» (مائده/119) [این روزی است كه راست گویان را راستی سود می بخشد. برای آنان بهشت هایی است كه از زیر درختانش نهرها جاری است و در آن به نعمت ابدی متنعمند. خداوند از آنان خشنود و آنان هم از خداوند خرسندند. این است پیروزی و سعادت بزرگ.]

انفاق در راه خدا و نیکوکاری:

«اَلَّذِین یُنفِقون فِی السَّراء والضَّراء والكاظِمینَ الغَیظ والعافینَ عَنِ النّاس والله‌ یُحب المُحسِنین أوُلئِك جَزاؤهُم مَغفره مِنْ رَبِّهم و جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها وَنِعْمَ أَجر العامِلین» (آل عمران/134 ـ 136) [پرهیزكاران و نیكوكاران كسانی هستند كه در حال وسعت و تنگدستی مال خود را به تهی دستان انفاق می كنند، خشم و غضب فرو می نشانند و از بدی مردم در می گذرند. چنین مردم با تقوا و نیكوكاری را خداوند دوست می دارد؛ زیرا او دوست دار نیكوكاران است... پاداش كردار آنان آمرزش پروردگار و بهشتی است كه از زیر درختان انبوه آن نهرها جاری است و ایشان در بهشت جاوید جاودانه خواهند بود، كه چه نیكوست پاداش نیكوكاران.]

«فَأَثابَهُم الله بِما قالوا جَنّات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و ذلِك جَزاء المُحسِنین» (مائده/85) [خداوند در برابر آنچه گفتند پاداش نیكو به آنان داد، آن پاداش بهشتی است كه از زیر درختانش نهرها جاری است. در آن بهشت زندگانی جاوید خواهند داشت و این پاداش نیكوكاران است.]

منابع:

تفسیر موضوعی قرآن، آیة الله جوادی آملی، ج 5 (معاد در قرآن)



- نظرات (0)