سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

دلسردى و یأس درفردگناهکار

گناهکار

خیلی اوقات ما آدم ها خودمان را مستحق می دانیم که درباره نتیجه و سرانجام آدم ها، اینکه عاقبت بخیر می شوند یا نه، بهشتی هستند یا جهنمی به راحتی قضاوت کنیم و حکم نهایی را صادر کنیم و این خیلی می تواند رفتار خطرناکی باشد هم برای خودمان و هم برای دیگرانی که این رفتار را از ما می بینند و به پای دین و اسلام می گذارند ...

باید به دو مساله مهم توجه داشت :

اول اینكه ما مخلوق خدا هستیم و در نهایت هم بسوی خدا باز می گردیم انا لله و انا الیه راجعون

از طرفی هم خداوند باریتعالی در حدیثی قدسی فرموده است : خداوند عزّ و جلّ فرموده است: قالَ اللّه عزّ و جلّ : أنا خَیرُ شَریكٍ ، مَن أشرَكَ معی غَیرِی فی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَم أقبَلْهُ إلاّ ما كانَ لی خالِصا: من بهترین شریك هستم . هر كس در كارى كه مى كند، شریكى براى من قرار دهد، آن كار را نپذیرم، جز عملى كه خالص براى من باشد . » لذا خداوند تنها عمل صالح خالص را می پذیرد .

مطلب بعدی اینكه كسی كه هیچ دینی ندارد و عمل خوب انجام می دهد بالاخره این اعمال خوبش در دنیا اثراتی دارد و ارزشمند است و موجب زندگی بهتر او در دنیا می شود - هرچند در آخرت حسابش با خداست - زیرا هیچ عملی بی تاثیر نیست و لاجرم آثار وضعی خود رادر زندگی ما بجا خواهد گذاشت .

تنها می دانیم كه حسن فعلی و فاعلی یعنی عمل صالح به همراه ایمان بخدا - ایمان حقیقی- موجبات ورود به بهشت را تامین می كند؛ چنانچه می فرماید: ان الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابیین من آمن بالله والیوم الآخر وعمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون

اما اینكه فاعل این عمل حسنه و خیر و خوب، آیا حجت بر او تمام شده در تشخیص حق و دین حق یا خیر ، قضاوتش با ما نیست .

این فرد جهنمی می شود؟

در واقع مساله این است كه اگر بنا باشد به دلیل نداشتن حسن فاعلی ، و اخلاص در عمل، این فرد ، وارد بهشت نشود معنیش این است كه به جهنم وارد می شود و پرسش دقیقا این است كه آیا فردی كه دارای حسن فعلی و اعمال خوب بوده ، اعمالش نادیده گرفته می شود و یكسره وارد جهنم می شود ؟

در پاسخ باید گفت ما تنها می دانیم كه حسن فعلی و فاعلی یعنی عمل صالح به همراه ایمان بخدا - ایمان حقیقی- موجبات ورود به بهشت را تامین می كند؛ چنانچه می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره /62): در حقیقت كسانى كه [به اسلام] ایمان آورده و كسانى كه یهودى شده‏اند و ترسایان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و كار شایسته كرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد.

در توضیح این آیه مرحوم علامه طباطبایی می گویند :در این آیه مسئله ایمان تكرار شده و منظور از ایمان دومی بطوریكه از سیاق استفاده می شود، حقیقت ایمان است و این تكرار می‏فهماند: كه مراد از (الذین آمنوا )، در ابتدائاً ،كسانی هستند كه ایمان ظاهری دارند، و به این نام و سمت شناخته شده‏اند، بنا بر این معنای آیه این می شود : ( این نامها و نامگذاریها كه دارید ، از قبیل مؤمنین ، یهودیان ، مسیحیان ،صابئیان ،اینها نزد خدا هیچ ارزشی ندارد، بلكه تنهاملاك كار و سبب احترام ، و سعادت ،حقیقت ایمان به خدا و روز جزاء و نیز عمل صالح است. " (المیزان ج : 1ص ،293)"

نیز در آیات دیگر هم آمده است كه عمل صالح به همراه ایمان مورد قبول واقع می شود : ... وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ ( 40غافر ): و هر كه كار شایسته كند چه مرد باشد یا زن در حالى كه ایمان داشته باشد در نتیجه آنان داخل بهشت مى‏شوند و در آنجا بى‏حساب روزى مى‏یابند.

... وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (تغابن / 9): ... و هر كس به خدا ایمان آورده و كار شایسته ‏اى كرده باشد بدیهایش را ازاو بسترد و او را در بهشت هایى كه از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درآورد در آنجا بمانند این است همان كامیابى بزرگ.

لذا بر اساس آیات قران كریم شرط پذیرش اعمال صالح ، ایمان است

پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، «بقبول حسن» ( سوره آل‏عمران، آیه 37) و قبول برتر كه در دعا مى‏خوانیم: «وتقبّل باحسن قبولك» (دعاى وداع ماه رمضان).  بنابراین، هركس به مقدار تقوایى كه دارد كارش قبول مى‏شود. 

درجه تقوا در افراد متفاوت است 

قرآن کریم در جایی مى‏ فرماید: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»  (سوره مائده، آیه 27)، تقوا درجاتى دارد. به همین دلیل، كلمه (أتقى‏) یعنى با تقواتر، در جایی دیگر آمده است: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات، آیه 13) و اكثر افراد عادّى و خلافكار هم مرحله ‏اى از تقوى را دارا مى ‏باشند وگرنه هیچ كار خیرى انجام نمى ‏دادند و از هیچ گناهى دست برنمى ‏داشتند. 

ثانیاً: نکته ی دیگر اینکه اگر گفتند دولت فقط فارغ التحصیلان دانشگاه را مى‏پذیرد، مراد آن است كه شرط استخدام رسمى، فارغ التحصیل دانشگاه بودن است، نه اینكه دیگران حقّ هیچ گونه كارى ندارند و یا اگر كارى انجام دهند، پاداششان ضایع مى‏شود. 

ثالثاً: پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، بِقَبُولٍ حَسَنٍ (سوره آل‏عمران، آیه 37) و قبول برتر كه در دعا مى‏خوانیم: «وتقبّل باحسن قبولك» (دعاى وداع ماه رمضان).  بنابراین، هركس به مقدار تقوایى كه دارد كارش قبول مى‏شود. 

کلام آخر

بنابراین اینكه فاعل عمل خوب آیا به دلیل عدم ایمان به خدا افعالش نادیده گرفته می شود و وارد جهنم می شود یا نه، كار ما نیست ... این قضاوت و حسابرسی كار خداوند باریتعالی است كه تشخیص دهد این فرد حجت بر او تمام بوده یانه ؟ آیا جزء كسانی است كه با وجود اتمام حجت خواسته است بر مشی خود برود یا اساساً حجت بر او تمام نشده است؟

دیگر تشخیص و قضاوت در این زمینه كار او (باریتعالی) است: له الحكم والیه ترجعون

منبع : کتاب پرسش و پاسخ؛ حجت الاسلام قرائتی


- نظرات (0)

محوگناهان

گناه

همان گونه كه اعمال صالح و نیكوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیك نیز سبب تكفیر و از بین رفتن گناهان می گردد.

در قرآن و روایات راه ها و مصادیق فراوانی كه موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلكه تبدیل سیئات به حسنات شده است، بیان شده است.

از مجموع آنها این مطلب به دست می آید كه ایمان و عمل صالح و توبه و ترك گناهان كبیره، مطمئن ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است.



خواندن نمازهای مستحبی و نافله مخصوصاً نماز شب

خداوند در قرآن می فرماید: "وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ"‏؛ [هود، 114] در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد.


ایمان و عمل صالح

قرآن كریم می فرماید: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم. [نساء، 31]
پس باید كوشید از طریق ازدیاد معرفت و شناخت خدا و آگاهی از نعمت های مادی و معنوی او و انجام عمل صالح، ایمان را تقویت نمود.
 

توبه

توبه و انابه و بازگشت از گناهان سبب محو و از بین رفتن همه گناهان كبیره و صغیره می گردد.
آیات 68 و 69 سوره فرقان به مرتكبین برخی گناهان كبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است: مگر كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد

استغفار

یکی از اموری که سبب می شود گناهان محو شود، استغفار از گناه است که در روایات متعدّد به آن اشاره شده است.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: انسان وقتی مرتکب گناهی می شود از صبح گاهان تا هنگام شب به او مهلت می دهند، پس اگر استغفار کرد، عمل او نادیده گرفته می شود. [کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 437، ح 1]
در روایت دیگری می فرمایند: هفت ساعت به او مهلت می دهند، اگر از گناه توبه کرد چیزی برای او نمی نویسند و اگر هفت ساعت گذشت و از گناه پشیمان نشد برایش می نویسند، و در ادامه می فرمایند: شخص مومن گاهی بعد از بیست سال گناهش به یادش می آید، ولی کافر همان لحظه بعد از انجام گناه فراموش می کند [همان، ح 3] و در روایت دیگری از معصوم(علیهم السلام) نقل شده که حضرت فرمود: برای هر دردی دارویی و داروی گناهان استغفار است. [همان، ص 439، ح 8]

توبه
ترك گناهان بزرگ

ترك گناهان بزرگ، سبب از بین رفتن آثار گناهان كوچك شود: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند در مى ‏آوریم. [31، نساء]
 

هر كار خوب و شایسته

هر كار خوب و شایسته و هر فعلی كه مصداق حسنه باشد، عاملی برای از بین رفتن سیئات و بدی ها می باشد: انّ الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكری للذاكریم؛ حسنات، سیئات و گناهان (و آثار آن) را برطرف می سازند. این مطلب تذكر و یادآوری است برای آن هایی كه تذكر پذیرند.
حسنات، مطلق است و شامل همه عبادات و هر كار ارزشمندی كه شرع آن را تأیید و تعیین كرده و به قصد تقرّب به خدا نجام گیرد، می شود.
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید: انّ اللَّه یكفّر بكل حسنةٍ سیئةً؛ با انجام دادن هر حسنه، خداوند، یك گناه و سیئه را می پوشاند و محو می سازد. [شیخ عبد على بن جمعه، نورالثقلین، ج 2، ص 402]

 

طهارت و حضور قلب

پیوسته با طهارت (وضو و غسل و...) بودن و اقامه نمازهای پنجگانه با حضور قلب. سلمان فارسی می گوید: روزی با پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) زیر درختی نشسته بودیم. حضرت شاخه های خشك آن درخت را تكان داد، تمام برگ های آن فرو ریخت. سپس رو به من كرد و فرمود: سوال نكردی چرا این كار را كردم. گفتم: شما بفرمایید، منظورتان چه بوده است.

كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند

فرمود: هنگامی كه مسلمان وضو بگیرد (و مواظب باشد) خوب وضو بگیرد، سپس نمازهای پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو می ریزد، همان گونه كه برگ های این شاخه فرو ریخت. سپس آیه انّ الحسنات یذهبن السیئات را تلاوت كرد.
اساساً آیه مذكور به عنوان تعلیل و بیان سرّ و حكمت وجوب اقامه نماز در سوره هود بعد از امر به اقامه نماز بیان شده است، یعنی نماز به عنوان یكی از مصادیق بارز حسنات، آثار معصیت و تیرگی هایی را كه در دل وجود دارد، از بین می برد.
 


تحمل بیماری

تحمل بیماری، گناهان را نابود می كند. پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: السقم یمحو الذنوب. [محمدی ری شهری- میزان الحکمة- ج4]
 

مصایب

ناراحتی ها، مصایب، مشكلات و همّ و غم ها: پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ساعات المهموم، ساعات الكفّارات. [همان]



- نظرات (0)

لذت یک رابطه ی عاطفی

ارتباط با خدا

دوستی تعریف می کرد که  برادرزاده ای دارد که نماز هایش را یواشکی می خواند .... خانواده اش مذهبی هستند و نماز خوان اما مانده اند که این پسر چرا نمازش را یواشکی و به دور از چشم بقیه می خواند ... بعد از مدتی بررسی و توجه بیشتر، متوجه شدیم او از خواندن نماز خجالت می کشد و حیا می کند و این کار را یک عمل با کلاس (در چشم جوانان و هم ردیفان خودش) نمی بینید و تنها به عنوان یک رفع تکلیف و از ترس خدا و عذاب او این کار را انجام می دهد بدون هیچ لذت بردنی از آن ...

کمی فکر کردم و دیدم رابطه عاطفی داشتن و لذت بردن از کاری که انسان انجام می دهد خیلی نکته مهمی است ... یعنی همان طور که انسان ها برای زنده ماندن و داشتن آرامش نیاز به داشتن رابطه عاطفی با دیگران هستند، داشتن رابطه عاطفی با معبود و خالق خود یکی از مهمترین نیازها بوده که نباید مورد غفلت قرار بگیرد. 

اگر این رابطه عاطفی برقرار نشود آن وقت است که رد پایی از حیای منفی در زندگی انسان باز می شود؛ انسان را از دانستن دور می کند و از عمل به خوبی ها باز می دارد. کسی که شرم و حیای منفی دارد، ممکن است هنگام عمل به وظایف دینی در برابر نگاه های سرزنش آمیز دور افتادگان از کاروان بندگی، خود را ببازد و یا در همرنگ شدن  با مردم گناه کار، خود را از زیانکاران بازار دنیا کند.

با برقراری رابطه عاطفی با خدا به مقاماتی می رسید

همه باید با خدای خود درد و دل داشته باشند، با او تضرع و زاری داشته باشند، یک رابطه عاطفی، رابطه خالق و مخلوقی داشته باشند  ... جالب این است که به قول قرآن کریم مقام محمود، مرهون همین رابطه عاطفی با خداست: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» [اسراء / 79]

مقام محمود یعنی مقام عبودیت، یعنی مقامی که در روز قیامت یا در همین دنیا، دیگران غبطه آن مقام را می ‌خورند و واضح است که خیلی ثواب دارد، اما چیزی که باید توجه به آن داشته باشیم، ثوابش نیست. خیلی چیزها ثوابش از این رابطه عاطفی بیشتر است. مثلاً درس خواندن نسبت به نماز شب خواندن، ثواب بیشتری دارد. مطالعه انسان به صورتی که بتواند یک نفر را هدایت کند، خیلی ارزشمند است و از ثواب زیادی برخوردار است. چنانکه قرآن کریم می فرماید: «مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا» [مائده / 32]

رابطه عاطفی داشتن و لذت بردن از کاری که انسان انجام می دهد خیلی نکته مهمی است ... یعنی همان طور که انسان ها برای زنده ماندن و داشتن آرامش نیاز به داشتن رابطه عاطفی با دیگران هستند، داشتن رابطه عاطفی با معبود و خالق خود یکی از مهمترین نیازها بوده که نباید مورد غفلت قرار بگیرد. 

اگر این رابطه عاطفی برقرار نشود آن وقت است که رد پایی از حیای منفی در زندگی انسان باز می شود؛ انسان را از دانستن دور می کند و از عمل به خوبی ها باز می دارد. کسی که شرم و حیای منفی دارد، ممکن است هنگام عمل به وظایف دینی در برابر نگاه های سرزنش آمیز دور افتادگان از کاروان بندگی، خود را ببازد و یا در همرنگ شدن  با مردم گناه کار، خود را از زیانکاران بازار دنیا کند.

ولی مطالعه و درس خواندن و تبلیغ دین، بدون برقراری رابطه عاطفی با خدای متعال، کاربردی نیست و آدم را به جایی نمی ‌رساند. 

داشتن یک رابطه عاطفی، انسان را از گناه مصون می کند

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ»[۱] ؛ چون بندگان من درباره من از تو بپرسند ، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند.

این آیه شریفه در حقیقت می فرماید که عزیزم بیا، عزیزم رابطه عاطفی و محکم با خدای خویش داشته باش، عزیزم به سوی خداوند بازگرد ... وقتی این رابطه بین خالق و مخلوق برقرار می شود، چنین کسی فقط و فقط به خدای خویش و به محبوب خویش توجّه دارد و از این‌ رو گناه و حتّی مکروه و حتّی فکر گناه، در زندگی او نیست؛ زیرا تمام توجّه او به خدا و به برقراری رابطه عاطفی با خدا است.

و این رابطه چقدر لذتبخش است؛ «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ» [سجده / 16و 17]

نمی دانی در دل شب برای اهل نماز شب چه لذتی است: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ» [سجده / 17]، این لذت مربوط به آخرت نیست، چرا که آنجا معلوم است بالاتر از اینها است. آن لذت، لذت رابطه عاطفی و صمیمانه با خداوند مهربان است. و این گونه لذت ها است که مناجات اهل دل، در دل شب، اهل بیت و حتی در مرتبه پایین تر عالمان واقعی را را مدهوش می‌کند. از این جهت اولیای الهی تمام عالم وجود را با دو رکعت نماز در دل شب معاوضه نمی‌کنند و برای این نماز، به همه عالم پشت پا می‌زنند.





- نظرات (0)

رفع اختلافات خانوادگی

رفع اختلاف خانوادگی

با نگاه کردن به خانواده های امروزی و روابط همسران در جامعه و البته خانواده ها، می بینیم چقدر رفتارها با آنچه که قرآن کریم بیان دارد فاصله گرفته ایم ... هدفی که قرآن کریم در آیه 21 سوره روم  از تشکیل خانواده ارائه فرموده است: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه ‏‌هاى او اینكه از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد؛ آرى در این نعمت براى مردمى كه مى ‏‌اندیشند قطعاً نشانه‏‌ هایى است.» (روم،۲۱)

با توجه به آیه شریفه در می ‌یابیم که اصل ازدواج بر اساس محبت و رحمت است و همسران مایه آرامش یکدیگرند.

ولی خوب همان طور که گفتیم الان این یک حقیقتی است که در خانواده ها اختلاف و دعوا بین زن و شوهر وجود دارد که البته تا حدی این اختلافات طبیعی است ولی خوب وقتی از حدش عبور کند نه تنها طبیعی نبوده بلکه مشکل آفرین می باشد و مشکلاتی چون طلاق، فرزندان بزهکار، بچه های طلاق، فرار از خانه، خیانت و ... را به دنبال دارد.

صلح؛ یک راه‌ حل

به این معنا که همسران به گونه‌ای رفتار کنند بین آن‌ ها همواره آشتی برقرار شود؛ خداوند در قرآن سوره نساء آیه ۱۲۸می ‌فرمایند: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» که تأکید آیه بر روی صلح است و سه مرتبه از آن بهره گرفته و در نهایت صلح را بهتر از خیر می ‌داند.

همچنین خداوند در آیه ۴۰ سوره شوری می فرماید که عفو و اغماض از بدى دیگران و آشتى با آنان، سبب برخوردارى از پاداش الهى خواهد شد. پس بکوشیم با پیشدستی از این پاداش های الهی بهره مند شویم و اجازه ندهیم که قهر و خصومت باقی و برقرار باشد.

زن شایسته از نظر قرآن، زنی است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است، مطیع و متواضع است. چنین زنی در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمی دهد.

جایگاه خود در زندگی را بشناسیم

اگر انسان به پرونده های دادگاه ها نظری بیفكند، متوجه می شود كه بیشترِ اختلافات به خاطر توجه نکردن زوجین به وظایف خود و همچنین نداشتن صبر و گذشت است ... خیلی از زن و شوهرها زندگی را یا یک میدان جنگ پنداشته اند که هر که قدرتمندتر است باید با زور آزمایی اش برنده شود یا یک محاکمه و دادگاهی است که تنها مسائل قانونی مطرح است و خارج از آن هیچ انعطافی نمی توان داشت.

از طرفی علت شکل‌ گیری اکثر اختلافات این است که زن و شوهر هر دو بعد از گذراندن مدتی زندگی مشترک جایگاه خود را فراموش می ‌کنند و وظیفه ‌های مربوط به خود را انجام نداده و زمینه ‌ساز بوجود آمدن‌ اختلافات می ‌شود.

قرآن کریم در این رابطه بحث نشوز را مطرح می ‌کند؛ منظور از نشوز سرکشی و طغیان و سرپیچی کردن هر یک از زن و مرد از تکالیف آن‌ هاست که در صورت تحقق نشوز تکالیف هر یک از زن و شوهر در برابر آیات قرآن متفاوت است.

این که زن در زندگی چه وظایفی دارد و حدود این وظایف چیست قرآن در یك جمله با معرفی زنان صالح، حد و مرز وظایف آنها را مشخص كرده و می فرماید: فَالصّالِحِاتُ قِانِتِات حِافِظِات لِلْغَیْبِ؛(نساء (4) آیه 34): زنان صالح، در برابرشوهران مطیع و متواضعند و در غیاب آنها حافظ مال و ناموس آنهایند.

زن شایسته از نظر قرآن، زنی است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است، مطیع و متواضع است. چنین زنی در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمی دهد.

قرآن مجید به مردان نیز چنین دستور می دهد: وَعاشِرُوهُنَّ بِالمَعْرُوفِ؛( نساء (4) آیه 19) با زنان، به (خوبى) معاشرت كنید.

حسن معاشرت با زنان، به قدری دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتی هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیری بگذارد: فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛(نساء (4) آیه 18) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزی را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.

تا می توانیم نفع برسانیم

حسن معاشرت با زنان، به قدری دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتی هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیری بگذارد.

قرآن در این باره می فرماید: فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛(نساء (4) آیه 18) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزی را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.

در نظام زندگی اجتماعی و خانوادگى، همه باید نفع برسانند. معروف و پسندیده، در این نظام این است كه هرعضوی همان طور كه نفع می رساند، نفع هم بگیرد و اصالت و استقلال هیچ كس فدای اصالت و استقلال دیگری نشود.

هنگامی كه قرآن از بعضی از سنت های ناپسندیده عربی در مورد زنان، از قبیل به ارث گرفتن آنها و زیر فشار گذاشتن آنها برای آن كه از مهریه خود چشم بپوشند، سخن می گوید، خاطر نشان می فرماید كه: (بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ.) (نساء (4) آیه 19) یعنى، شما زنان و مردان همه اعضای یك پیكرید و همه به یكدیگر نیاز دارید و هیچ یك از شما نمی تواند اصالت و استقلال و فردیت دیگری را فدای اصالت و استقلال و فردیت خود سازد.

کلام آخر

به استناد کلام الهی اگر مشکل بین زوجین حل نشد توصیه تعالیم اسلامی رجوع به مشاور است:  و إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُریدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً خَبیراً (نساء، 35) " قرآن پیشنهاد می دهد فردی از وابستگان زن و فرد دیگری از بستگان شوهرمشکلات خانواده را بررسی کرده و بکوشند تا زندگی زناشویی آنان به حالت تعادل برگردد. 


منابع:

خانواده در قرآن؛ ص 101


- نظرات (0)

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنیم

قرائت قرآن

پوست کجا و مغز کجا؟ لفظ کجا و معنا کجا؟

پوست سیب، پوست گلابی یا پوست خیار خاصیت دارند اما هرگز خاصیت سیب و گلابی و خیار را ندارند، تازه اگر هم خاصیتی دارند از همان سیب و گلابی و خیار است.

حکایت واژه ها و الفاظ قرآنی نسبت به معنا و مفهوم آنها همان حکایت پوست و سیب است.

خواندن واژه ها و الفاظ، هزار البته که نافع و مفید است و سودمند و ثمر بخش، اما واژه ها کجا و معانی آنها کجا!

پوست سیب و خود سیب چیزی شبیه پوست گوسفند و گوشت آن است، با گوشت است که می توان تغذیه کرد و رشد نمود و نیازها بدن را تامین و تضمین نمود و انرژی و نیرو گرفت، اما با پوست نه؟

البته پوست منفعت بسیار خود را دارد، با پوست می توان دف ساخت و با طبل و از آنها صداهایی خوش و طرب انگیز پدید آورد اما این همه تنها گوش را نوازش می دهند بی آنکه برای جان و دل رشدی در پی داشته باشند.

الفاظ قرآن و قرائت قرآن چیزی شبیه همان پوست خواهد بود، که البته می توان با آنها نغماتی دلنشین و آهنگ هایی خوش پدید آورد و می توان با آنها عبدالباسط و با منشاوی و با حصری شد اما سلمان و ابوذر و مقداد نه، زیرا که آهنگ، جان را فربه و نیرومند نخواهد ساخت.

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنید! 

در زندگی های امروزمان به واقع کتاب الهی قرآن کمرنگ شده است و کمرنگ بودنش نه از باب وجود خارجی و استفاده ابزاری بلکه از لحاظ معنایی؛ بدین گونه که این کتاب الهی را به عنوان کاتالوگ زندگی قرار دهیم و مو به مو در خط مشی زندگی از آن بهره ببریم.

قرآن کریم شده زینتی برای زندگی هایمان که هر چه گران تر خریده باشیم و جلد زیباتری داشته باشد، گویا ارزشش بیشتر است ... و آخر آخر توجهمان به قرآن کجا می شود؟! وقتی عزیزی از دست می رود برای شادی روحش سوره ای از آن می خوانیم یا برای شروع زندگیمان، روی همان کتاب قرآن گران قیمتی که باز آن هم به عنوان نمادین در مهریه ی عروس خانم به تعبیر خود "من باب تبرک" گذاشته شده که خریده شود، لحظه ی خواندن خطبه عقد نگاهی می اندازیم و بعد آن را می بندیمش و خدا می داند در طول زندگی چقدر از آن استفاده می کنیم ... خوش بینانه اش این است که زیاد قرائتش کنیم اما تلاوت را نمی دانم ...

در حقیقت تلاوت در زبان عرب به معنای چیزی در کنار چیزی قرار دادن است؛ یعنی کسی که الفاظ قرآن را مرور می کند باید چیزی در کنار آن قرار دهد و آن توجه به معناست، و گرنه مثل کسی می ماند که تنها پیاله های خالی از یک نوشیدنی را سر کشد!  

خیلی از کلمات روزمره ای را که استفاده می کنیم، به جاى هم دیگر به كار رفته و ما آنها را «هم معنا» مى‌ دانیم، هر چند با دقت و با مراجعه به كتاب‌هاى لغت در مى ‌یابیم كه بین آنها تفاوت وجود دارد؛ مثلا ما «خواندن» و «مطالعه كردن» را هم معنا مى ‌دانیم، در حالى كه این دو با هم تفاوت مى‌ كنند. قرائت و تلاوت هم همین گونه است كه در بسیارى از موارد به جاى یك دیگر به كار مى ‌روند، ولى با دقت مى ‌فهمیم بین آن ‌ها تفاوت وجود دارد.

قرائت از ریشه «قَرَءَ» به معنی «جمع كردن و به هم پیوستن» می ‎باشد و مقصود از آن در سخن، «جمع و پیوستنِ حروف و كلمات» می ‎باشد كه با به هم پیوستنِ حروف، كلماتِ با معنی و با پیوستنِ كلمات و حروف با هم، جملاتِ مفید ساخته می‎شود.

قرائت در لغت به معناى خواندن است و استادان تجوید معتقدند: قرائت تنها به خواندن صورت ظاهر آیات گفته مى ‌شود، ولى تلاوت هم به خواندن ظاهر آیات ـ بدون توجه به معناى آن ـ گفته مى‌شود و هم به خواندن آیات با توجه به معناى كلمات و مفاهیم كلام الهى و امر و نهى ‌هاى قرآن؛ به گونه‌اى كه گویا خداوند با تلاوت كننده قرآن سخن مى‌ گوید و آیات بر او نازل مى‌ شود. [مفردات راغب، ص 71ـ72]

در حقیقت تلاوت در زبان عرب به معنای چیزی در کنار چیزی قرار دادن است؛ یعنی کسی که الفاظ قرآن را مرور می کند باید چیزی در کنار آن قرار دهد و آن توجه به معناست، و گرنه مثل کسی می ماند که تنها پیاله های خالی از یک نوشیدنی را سر کشد! 


- نظرات (0)

آدم خوبی بودکه؟؟؟؟؟؟؟

عاقبت بخیری

ظاهرش که اصلاً توصیف نشدنی بود ... نوع حرف زدنش حتی حالت جویدن آدامس در دهانش ... نوع نشستن ، راه رفتن و حتی نگاه کردنش به دیگران ... در همین چند دقیقه ای که با هم حرف زدیم همه کلامش مملو بود از تمسخر، فحش، عیب جویی، غیبت، تهمت و... 

تلفنش زنگ می زند ... بدون اینکه من بخواهم می زند روی آیفون و یواش بهم می گوید ببین طرفو چه جوری سرکارش میذارم ...  

از تعجب هاج و مبهوت دهانم باز مانده بود ... همان طور که داشت با قهقه هایش خیلی کریه و چندش آور طرف را به قول خودش سر کار می گذاشت و با او قرار می گذاشت، یک مرتبه ذهنم به دوران دبیرستان برگشت ... با خودم مرور کردم و دیدم چیزی جز رفتارهای خطای به ظاهر کوچکی چون "کارای من همش درسته" " من از همه بهترم" " نه بابا ، اینو که خدا می بخشه" " تو انجام بده گناهش پای من" " انقدر مردم کارای بدتری می کنند که رفتار من جلوی رفتار اون ها هیچه" و امثال این ها که در بین حرف های روزمره زیاد می شنویم و من هم در دوران خودمان از این دوست زیاد می شنیدم موجب نمی شود دختری در کمال پاکی فطری این گونه فطرتش غبار آلود شود و این طور رفتارهای گستاخانه داشته باشد ...

این رفتارها درست مثل این است که کسی که دست به کارهای به ظاهر جزئی می زند، مثلاً سیگار می کشد، یک دفعه مواجه با یک خطر کلّی می شود که آثار همان سیگارهای جزئی است مانند تنگی نفس و از کار افتادن قلب، بیمارستان، و خیلی اوقات مرگ ...

این ظلم اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها که می تواند بی ارتباط با موضوعمان نباشد ظلم به نفس و خود است چرا که سوء عاقبت و بد عاقبتی ظلمی است که خودمان با رفتارهایمان آن را ایجاد می کنیم... پس مراقب باشیم

بعد از اینکه خواستم ازش جدا شوم و داشتیم صحبت می کردیم تا خداحافظی کنیم برگشت بهم گفت از این شکل و قیافه بیرون بیا و لذت زیبایی هاتو ببر... حجاب و پوششو این حرف ها را این آخوندها از خودشان در آوردن و من هیچ کدامش را قبول ندارم ...

بماند که حالا من چگونه پاسخش را دادم ولی به واقع پاسخ یکی از سؤالات مهم ذهنم را امروز پیدا کرده بودم؛ اینکه چرا بعضی ها بد عاقبت می شوند، آدم خوبی بود اما چه شد که این طور شد؟

قرآن کریم چه زیبا می فرماید: کسانی که پی در پی کار بد انجام می دهند (و به فکر توبه و جبران نیستند) سرانجام آیات الهی را تکذیب می کنند و حقّ را به تمسخر می گیرند: «ثمّ کان عاقبة الّذین أساوا السّوی أن کذبوا بآیات الله و کانوا بها بیستهزون» (سوره روم، آیه 10) و به عذاب الهی گرفتار می شوند: «کان عاقبة الّذین من قبلهم دمر الله علیهم» (سوره محمّد، آیه 10)

این جا است که جایش هست این آیه قرآن کریم را مدام بر لب داشته باشیم که رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (اعراف / 47)

این ظلم اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها که می تواند بی ارتباط با موضوعمان نباشد ظلم به نفس و خود است چرا که سوء عاقبت و بد عاقبتی ظلمی است که خودمان با رفتارهایمان آن را ایجاد می کنیم... پس مراقب باشیم.

کلام آخر

بد شدن مراحلی دارد ... اول با یه گناه پرده حرمت ها پاره می شود ... بعد کم کم زمینه های گناه های بعدی فراهم می شود ... گناهان آدمی را احاطه می کند و گناه کردن عادی می شود وآدمی به جایی می رسد که همه چیز را انکار می کند حتی خدا و پیامبر و قرآن و همه حقیقت ها را ...

مراقب رفتارهایمان باشیم... مراقبت عاقبت هایمان باشیم ... ما میان عاقبت بخیری و عاقبت به شری مختاریم ... عاقبت هایمان را خودمان با رفتارهایمان می سازیم ... خدایی ناکرده اگر دچار گناه شدیم سریع توبه کنیم و برگردیم که ان شاء الله کارمان به جاهای باریک و سخت کشیده نشود و سرانجام بد عاقبت نشویم ...


بیانات حجت الاسلام قرائتی؛ کتاب پرسش و پاسخ ایشان

 


- نظرات (0)