سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

عیدی امسال مابافاطمه ست

یا فاطمه به حق ابی ها

یافاطمه بحق علی ها

اشفع مرضانا بحق الحسن

امرظهورنا بحق الحسین



- نظرات (0)

همجنس گرایی چه حکمی در قرآن دارد؟


فریاد گناه
بدیهی است که «منظر فقهی» موضوع بحث ما نمی‌باشد، چرا که اولاً تمامی احکام فقهی در قرآن نیامده است، بلکه فرموده است از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله اخذ کنید، مثل احکام رکعات نماز که اصلی‌ترین عبادت و ستون دین است – و دیگر آن که ما نوعاً فقیه و مجتهد نیستیم که بخواهیم با رجوع به قرآن کریم و حتی احادیث و سایر منابع، استنباط و استخراج و بیان احکام نماییم. لذا برای اطلاع از احکام جزایی همجنس‌بازی مردان یا زنان، باید به فقه رجوع کرد. این یک حقه‌ی وهابیت است که رایج کرده‌اند هر حکم فقهی را می‌پرسند در کدام سوره و آیه آمده است؟ چرا که آنان بدون هیچ حجتی به «حسبنا کتاب الله» و ظاهر آیات بسنده کرده‌اند و ما به حکم خداوند متعال در آیات بسیار، تابع «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم» هستیم و تفسیر و تأویل آیات و نیز شرح و بیان احکام را از آنان اخذ می‌کنیم:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً» (النساء، 59)

ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت كنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزى (از امور دین یا دنیا) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید (اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضى به كتاب و سنّت بازگردانید) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید، این (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است.

اما در خصوص منظر دوم، یعنی نگاه به همجنس‌گرایی، مذمّت و نکوهش و منع آن، مباحث بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

الف – نظام خلقت و آرامش

خلقت علیمانه و حکیمانه و بر اساس نظم است. رعایت این نظم در هر امری، موجب آرامش می‌گردد و عدم رعایت آن آرامش (تسکین) و بالتبع رشد در هر زمینه‌ای را مختل می‌سازد. از این رو می‌فرماید: شما را زوج (زن و مرد) آفریدم و برای شما همسری و عشق، محبت و جاذبه فی‌مابین را قرار دادم « لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا» تا با آنها به آرامش دست‌یابید. پس هر گونه جایگزینی و هنجارشکنی در امور و روابط همسری که «زناشویی، همبستری یا جماع» از اهمّ آن است، سبب می‌شود که آرامش فردی [جسمی، روانی، روحی، اخلاقی، ایمانی و ...] به هم بریزد و بالتبع آرامش اجتماعی [اخلاقی، امنیتی، اقتصادی، حتی سیاسی و ...] نیز مختل گردد (چنان چه امروزه در امریکا و اروپا شاهد این ناآرامی فردی و اختلال اجتماعی هستیم):

«زنانی بر امام صادق وارد شدند و زنی از آنان از همجنس بازی زنان سۆال کرد و امام فرمود حد آن حد زنا است. زنی گفت: در قرآن سخنی از (هم جنس بازی زنان) آمده؟ امام فرمود: آری. اصحاب رس به این فساد گرفتار بودند»

«و َمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ» (الرّوم - 22)

ترجمه: و از نشانه‏هاى او این است كه از خودتان (نوع انسان، نه ملک یا جن یا حیوان) همسرانى براى شما آفرید تا در كنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏اندیشند نشانه‏هایى است.

هم جنس‌گرایی، جهالت و اسراف است:

بدیهی است که حرکت در جهت خلاف نظام آفرینش در هر امری و از جمله ارضای غریزه شهوت جنسی، از یک سو «جهالت» است و از سوی دیگر «اسراف».

جهالت است، چون عامل به آن نه تنها راه درست و کامل لذت و ارضای شهوت را نمی‌داند و به خلافی عمل می‌کند که حتی حیوان نمی‌کند، بلکه خلاف طبیعت خود و نظام خلقت حرکت می‌کند – پس این عمل او، صرفاً از روی شهوت نیست، بلکه در اصل از جهالت است:

«أ َئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» (النّمل، 55)

ترجمه: آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید [نه] بلكه شما مردمى جهالت‏پیشه‏اید.

و اسراف است به خاطر آن که «نعمت جنسیت» و نیز حقوق خود، هم جنسان و جنس متفاوت و هم چنین نعمت سلامت و کمال فردی و اجتماعی را ضایع می‌کند.

«إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ» (الأعراف، 81)

ترجمه: همانا شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان مى‏آمیزید، (نه تنها در این امر متجاوز از فطرتید) بلكه شما (در هر كارى) گروهى اسرافكارید.

 

کیفر و استحقاق عذاب

خداوند متعال در قرآن کریم از دو قوم قدرتمند و غنی به نام‌های «قوم لوط» و «اصحاب الرّس» یاد می‌کند. دو قومی که به رغم برخورداری از ثروت و قدرت و آسایش و آرامش در زندگی، از یک سو به بت پرستی و تکذیب نبی خود روی آوردند و از سوی دیگر به عمل شنیع همجنس‌گرایی پرداختند و هر دو قوم با عذاب الهی به طور کلی نابود شدند. در حالی که در هیچ کجا تصریح نشده است که قومی به خاطر رواج «زنا» به طور کلی نابود شده باشد.

خلقت علیمانه و حکیمانه و بر اساس نظم است. رعایت این نظم در هر امری، موجب آرامش می‌گردد و عدم رعایت آن آرامش (تسکین) و بالتبع رشد در هر زمینه‌ای را مختل می‌سازد. از این رو می‌فرماید: شما را زوج (زن و مرد) آفریدم و برای شما همسری و عشق، محبت و جاذبه فی‌مابین را قرار دادم « لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا» تا با آنها به آرامش دست‌یابید

در قوم لوط، همجنس‌گرایی بین مردان رواج یافت و متقابلاً در قوم «رس»، همجنس‌گرایی بین زنان رواج یافت. چنان چه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:

«زنانی بر امام صادق وارد شدند و زنی از آنان از همجنس بازی زنان سۆال کرد و امام فرمود حد آن حد زنا است. زنی گفت: در قرآن سخنی از (هم جنس بازی زنان) آمده؟ امام فرمود: آری. اصحاب رس به این فساد گرفتار بودند». بنا بر این اگر خداوند ما را فقط به قرآن ارجاع داده بود، شما حق داشتید بگویید چون در قرآن در مورد مجازات زنای محصن و محصنه و هم جنس بازی کیفری خاص ذکر نشده، پس کیفر زنای محصن و محصنه، همان کیفر زنا است و هم جنس بازی هم کیفر ندارد و حداکثر باید تنبیه شود.» (من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص 42 - 43)

(دقت شود در این نقل ضمن بیان رذیلت اصحاب الرّس، تصریح شده که منشأ احکام، فقط آیات قرآن کریم نمی‌باشد).

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ ... إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا یَفْسُقُون» (العنکبوت، 28 تا 34)

ترجمه: و [یاد كن] لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت‏شما به كارى زشت مى‏پردازید كه هیچ یك از مردم زمین در آن [كار] بر شما پیشى نگرفته است ... ما بر مردم این شهر به [سزاى] فسقى كه مى‏كردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد.

«وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَیْنَ ذَلِكَ كَثِیرًا» (الفرقان، 38)

ترجمه: و عاد و ثمود و اصحاب رسّ و بسیاری نسل‌ها را كه میان آنها بودند [هلاك كردیم‏].


- نظرات (0)

علل عدم استجابت دعا از نظر قرآن

استجابت

در قرآن کریم، یکی از علل عدم استجابت دعا چنین بیان شده است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ،[غافر/60]، پروردگارتان این دعوت را كرد كه مرا بخوانید تا استجابت كنم بدرستى كسانى كه از عبادت من استكبار مى‏ورزند به زودى با كمال ذلت داخل جهنم خواهند شد»، اما باید به نکات این آیه دقت کرد تا روشن گردد.

خداوند متعال می‌فرماید، دعا کنید، دعا یعنی چه؟ دعا یعنی طلب، پس اگر کسی در زبان چیزی را بخواهد ولی واقعا از ته دل آن را نخواهد، در واقع دعا نکرده است.

خداوند متعال می‌فرماید: از من(نه کس دیگر) طلب کنید، لذا اگر از در ظاهر از خدا بخواهیم ولی امیدمان از دیگران قطع نشده باشد، به این شرط پایبند نبودیم، لذا نباید انتظار اجابت داشته باشیم. البته اگر انسان دنبال واسطه‌ها باشد، ولی برای آن‌ها استقلال قائل نباشد و آن‌ها را از طرف خدا بداند و علاوه بر آن، زیاد از حد هم سراغ اسباب نرود، اشکالی ایجاد نمی‌شود.

قرآن می‌فرماید: من اجابت می‌کنم لکم(یعنی به نفع شما) نه اینکه آنچه خواستید به شما می‌دهم، زیرا این دو با هم فرق دارند، اجابت یعنی اینکه، حرف شما را می‌شنوم و نسبت به آن بی اعتنا نیستم، و آن را بی‌اثر نمی‌گذارم، نه اینکه هر چه بخواهید ‌می‌دهم. مانند پدر که می‌گوید فرزندم هر چه می‌خواهی بخواه، من به نیازهای تو اهمیت می‌دهم، این حرف به این معنا نیست که اگر فرزند چیز مضری هم از پدر بخواهد، پدر به او بدهد.

اگر خدا هرچه خواستیم به ما بدهد در آن ‌صورت باید آنچه به ضرر ما نیز هست بدهد، در حالی که این کار مطابق حکمت و محبت خدا نسبت به ما نیست و او مصلحت ما را بهتر از ما می‌داند، اگرچه ما فکر کنیم بهتر از خدا مصالح خود را تشخیص می‌دهیم، مانند بچه‌ای که بدون توجه بر خواسته غیر معقول خود اصرار می‌ورزد.

اگر به ادامه آیه شریفه توجه شود، این نکته بدست می‌آید که دعا عبادت است، لذا اگر کسی دعا کند، و بعد از دعا از خدا انتظار و توقع داشته باشد، و خواسته خود را بدون در نظر گرفتن این‌که آیا به مصلحتش است یا نه، طلب کند، از حیطه عبادت و بندگی خارج شده و در واقع دارد خدایی می‌کند و این بسیار ناپسند است.

خداوند متعال می‌فرماید، دعا کنید، دعا یعنی چه؟ دعا یعنی طلب، پس اگر کسی در زبان چیزی را بخواهد ولی واقعا از ته دل آن را نخواهد، در واقع دعا نکرده است

بهترین دعای بندگان

قرآن كریم، گفت و گوى خداوند بزرگ با اهل جهنم و پاسخ آنان را بازگو مى فرماید. خداوند به جهنمیان خطاب مى كند و مى گوید: گروهى از بندگان من دعا مى كردند و مرا مى خواندند، اما شما آنها را مسخره مى كردید، و به آنان پوزخند مى زدید، دعاى آنان این بود:

«ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیرالراحمین» (مۆمنون (23) آیه 109) ؛ پروردگارا ما ایمان آوردیم پس بیامرز ما را و ما را مورد رحمت خود قرار ده، تو بهترین رحم كنندگانى.

خداوند این دعا را به عبادى (بندگان ویژه ) نسبت مى دهد و این دعا و دعاكنندگان را تایید و تصدیق مى كند و از آنان حمایت میكند.

قرآن شریف كه چیزی را فرو گذار نكرده و جامعیت آن بر كسى پوشیده نیست، در تمامى مسائل مربوط به دعا، رهنمودهاى بسیار روشن و جالبی را فرموده و در این جا كه محور سخن درباره لزوم و ضرورت دعاست به دو آیه اشاره می‌شود تا فطرت هاى خفته و آشفته در خواب بیدار شوند و بیش از پیش به این مهم بپردازند.

اگر خدا هرچه خواستیم به ما بدهد در آن‌صورت باید آنچه به ضرر ما نیز هست بدهد، در حالی که این کار مطابق حکمت و محبت خدا نسبت به ما نیست و او مصلحت ما را بهتر از ما می‌داند، اگرچه ما فکر کنیم بهتر از خدا مصالح خود را تشخیص می‌دهیم، مانند بچه‌ای که بدون توجه بر خواسته غیر معقول خود اصرار می‌ورزد

«قُلْ ما یعْبَۆُا بِكُمْ رَبِّى لَوْ لا دُعاۆُكُمْ؛

بگو اگر دعایتان نباشد پروردگار من اعتنایى به شما ندارد.

«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِى سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ»؛

یعنی پروردگارتان گفته: مرا بخوانید تا اجابت‌تان كنم كسانى كه از پرستیدن من كبر می‌ورزند به خوارى به جهنم وارد خواهند شد.

امام محمد باقر علیه السّلام در تفسیر و تبیین این دو آیه چنین فرموده است:

منظور از كلام خداوند كه می‌فرماید: ان الذین یستكبرون... دعاست كه برترین عبادت دعا می‌باشد. و از آن گرامى سۆال شد آیا زیاد قرآن خواندن بهتر است یا زیاد دعا كردن؟

امام علیه السّلام فرمود:

دعا خواندن، آیا نشنیده‌اى كه خداوند متعال می‌فرماید:

«قل ما یعبو ابكم...»

بگو اگر دعایتان نباشد پروردگار من به شما اعتنایى ندارد.




- نظرات (0)

حیا میوه درخت ایمان

ایمان ، اصولاً شرمی است که مؤمن به جهت خوف از پروردگار، از ارتکاب معصیت پرهیز می نماید. امام صادق (ع) می فرماید: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه‏» کسی که حیا ندارد ایمان ندارد . 1

 امام سجاد(ع) فرمود: « از خدا بترس، به سبب قدرتی که بر تو دارد و از او شرم کن، به جهت نزدیکی اش به تو. » 2

 

ارزش و اهمیت حیاء

قرآن كریم در سوره قصص در یك بخش از قصه زندگی حضرت موسی (ع) به ماجرای برخورد آن حضرت و دختران حضرت شعیب را در کمال احترام و سرشار از حیا بیان می کند .3

در این آیه شریفه مشی و راه رفتن توأم با شرم و حیاء ، مورد عنایت قرار گرفته است و این خود بیانگر این نكته است كه شرم و حیاء ، در بینش اسلامی از برجسته ترین صفات و كمالات انسانی ، مخصوصا برای زن ها به حساب می آید. 4 

در تفسیر قمی در ذیل آیه آمده است كه : « شعیب به دخترش گفت : نیروی آن جوان را به خاطر این كه دلو بزرگ را به تنهایی از چاه كشید به من شناساندی ، امانتش را از كجا شناخته ای ، دخترش گفت : از آن جا كه موسی (ع) به من گفت : از پشت سرم بیا ، و راه را بر من بنما ، زیرا من از قومی هستم كه به پشت سر زنان نگاه نمی كنند ، دانستم او از كسانی است كه از پشت سر به زنان نگاه نمی كند و همین ، دلیل بر امین بودنش است.»5

در جای دیگر، قرآن كریم ، افراد و انسان های بی شرم را مورد نكوهش قرار داده می فرماید :« اعمال زشت خود را از مردم پنهان می دارند اما از خدا پنهان نمی دارند.»6

 

اقسام حیاء

شرم و حیاء ، اقسامی دارد و برخی از اقسام آن ، مثبت و ارزنده و برخی از آن ، مذموم و مورد نكوهش است . پیامبر اكرم (ص) می فرماید : « حیاء بر دو نوع است ؛ یك نوع آن ضعف و زبونی و نوع دیگرش ، قوت و ایمان است .»7

حیاهای مورد پسند عبارتند از :

 

حیاء از خداوند

در آیه ??? سوره نساء « یستخفون من الناس و لایستخفون من الله...» ، كسانی را كه از خداوند شرم و حیاء نمی كنند مورد سرزنش و ملامت قرار می دهد و می گوید :« اعمال زشت خود را... از خدا پنهان نمی دارند « و لایستخفون من الله...» ،  بنابراین اولین مصداق از مصادیق حیای مثبت ، شرم و حیا از خدای متعال است و شرم از خداوند هم به این است كه انسان اوامر او را انجام دهد و از اموری كه منع شده است دوری نماید .

در حدیثی كه از ابوذر نقل شده است ، پیامبر (ص) به من فرمود : ای اباذر دوست داری داخل بهشت شوی ؟ گفتم : بلی یا رسول الله . فرمود : پس آمال و آرزوهایت را كم و كوتاه كن ، همیشه به یاد مرگ و مردن باش و از خداوند حیا كن . گفتم : یا رسول الله من از خداوند حیا دارم... فرمود: حیا از خداوند به این است كه قبر و گرفتاری آن را به یاد داشته باشی ، شكم را از خوراكی ها و آشامیدنی های حرام ، حفظ كنی ، چشم و گوش و زبانت را از امور ممنوعه باز بداری ، زیرا كسی كه كرامت آخرت را می خواهد ، زینت های «حرام» دنیا را باید فراموش كند .»8

حضرت علی (ع) می فرماید:  «بهترین شرم و حیاء آن است كه تو خود از نفس خویش حیاء كنی و قدمی به ناروا برنداری.»

حیاء از مردم

نوع دوم از حیای معقول، این است كه انسان ، برخی اعمال زشت و ناپسند را به خاطر این كه در بین جامعه و مردم ، بدنام نشود ترك می كند ، چنانچه قرآن می فرماید : « یستخفون من الناس ؛ اعمال زشت خود را از مردم پنهان می دارند.»9

امام علی (ع) می فرماید : «مَن لَم یَستَخی مِنَ النّاسِ لَم یَستَخیِ مِنَ اللهِ ؛ هر که از مردم شرم نکند از خدا شرم نمی کند .»10

 

حیاء از خود

نوع سوم از انواع شرم و حیای پسندیده این است كه انسان از خود و وجدان خویش ، شرم و حیاء داشته باشد و از ارتكاب اعمال خلاف شرع و قانون در مکان های خلوت خودداری نماید .

حضرت علی (ع) این نوع از حیاء را از بهترین ها معرفی می كند و می فرماید :

 «بهترین شرم و حیاء آن است كه تو خود از نفس خویش حیاء كنی و قدمی به ناروا برنداری .»11

 

جایگاه حیا درروایات

شرم و حیا

حیا در روایات جایگاهی ویژه دارد، به گونه ای که آن را محصول ایمان و حتی عین ایمان شمرده اند . امام صادق (ع) می فرماید: «حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است .»12  و در جای دیگر می فرمایند: «الْحَیَاءُ وَ الْإِیمَانُ مَقْرُونَانِ فِی قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُه ؛ حیا و ایمان در یک رشته و همدوش همدیگرند; چون یکی از آن دو رفت، دیگری هم می رود .»13

بنابراین، حیا ثمره ایمان است. هر چه ایمان انسان بیش تر باشد، حیا بیش تر در رفتارش مشاهده می شود و از ارتکاب کارهای زشت بیش تر احساس شرمندگی می کند . در مقابل، هر چه ایمان انسان ضعیف تر باشد، گستاخی اش برای انجام گناه بیش ترخواهد شد .

 

زمینه های بروز و تجلّی حیا

الف: حیا در کلام

کلام و گفتار هر فردی در حقیقت نشانگر بسیاری از نیات و مقاصد فرد است. این کار فرد برای مطلبی که در نظر دارد، زیباترین گفتار را برمی گزیند بیانگر عفت کلام اوست ..

قرآن کریم می فرماید:

 « قُل لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِیَ أحسَنُ ؛ به بندگان من بگو که به بهترین نحو سخن بگویند »14

 

ب: حیا در پوشش

در فطرت آدمی استفاده از پوشش به صورت امری نهادینه مطرح است و البته در بانوان جلو ه ی بیشتری دارد، نوع پوشش معمولاً بیانگر حالت حیا و عفاف و یا عدم آن است. لذا مسأله پوشش هم در خانواده و هم در جامعه باید جدی گرفته شود.

قرآن کریم در داستانی زیبا وقتی از قصه ی حضرت مریم علیه السلام سخن می گوید این حالت اضطراب را به بهترین شکل بیان می کند

امام علی (ع) می فرماید: «لا یَستَحَیِنَّ اَحَدُ [مِنکُم] اِذا سُئِل عَمّا لا یَعلَمُ اَن یَقُولَ : لا اَعلَمُ ؛کسی از [شمایان] شرم مدارد که چون از چیزی که نمی داند پرسیده شود ، بگوید نمی دانم»

ج : حیا در رفتار

نوع دیگر شرم و حیا حیایی است که در رفتار فرد تجلی می کند. رفتار آدمی باید به گونه ای باشد که سراسر بر اساس شرم و حیا باشد و این ارزشی است که قرآن با صراحت از آن یاد می کند .

در داستان دختران حضرت شعیب وقتی می خواهند که حضرت موسی (ع) را به طرف خانه پدر راهنمایی کنند، با شرم و آزرم راه می روند .15

 

حیا در موارد زیر به طور کلی مذموم است؛

الف: حیا در بیان حق

در بیان سحن حق نباید شرم وجود داشته باشد. یکی از علل ترک شدن امر به معروف و نهی از منکر حیا کردن بی جاست .

امام علی (ع) می فرماید : «مَن استَحیا مِنَ القَولِ الحَقِّ فَهُوَاَحمَقُ ؛ هر که از بیان کلام حق حیا کند کم اندیش است .»16

 

ب: حیا در بیان احکام شریعت

احکام شریعت گاهی به مواردی مربوط می شود که انسان از گفتن و یا سؤال کردن درباره ی آن شرم دارد. این نوع شرم موجب می شود که احکام خدا اجرا نگردد. 

 

ج : حیا در آموختن علم

بسیاری افراد از گفتن کلمه « نمی دانم » خجالت می کشند . نکته ی مهم آن است که در مقام علم آموزی شرم و حیا معنا پیدا نمی کند . 

امام علی (ع) می فرماید: «لا یَستَحَیِنَّ اَحَدُ [مِنکُم] اِذا سُئِل عَمّا لا یَعلَمُ اَن یَقُولَ : لا اَعلَمُ ؛کسی از [شمایان] شرم مدارد که چون از چیزی که نمی داند پرسیده شود ، بگوید نمی دانم . »17

 

د : حیا در مقام عذرخواهی

به هنگام عذرخواهی نباید خجالت کشید، اگر فعل نامناسبی از فردی سربزند نباید از عذرخواهی کردن احساس شرمندگی کند. اگرچه عذرخواهی بسیار سخت است، آنسان باید بداند که نه تنها با عذرخواهی خوار نمی شود بلکه باعث بزرگی او خواهد شد. پس با توجه به ابعاد گسترده ی حیا ، آن را شناخته و در مواقع صحیح از آن بهره ببریم


منابع :

1- کافی / ج 3 /ص 165

2- بحارالانوار / ج 71 / ص 336

3- قصص / 23

4- همان / 24

5- تفسیر قمی ذیل آیه ی 24 و 25 قصص

6- نساء / 108

7- بحارالانوار / ج 12 / ص 152

8- مشکاة الانوار / ج 13

9- نساء / 108

10- بحارالانوار / ج 12 / ص 120

11- همان / ج13 / ص 165

12- کافی / ج 3 /ص 165

13- همان

14- بقره / 156

15- قصص / 24

16- نهج البلاغه / حکمت 25

17- همان / حکمت 53


- نظرات (0)

هم نشینی با فرشتگان


پيامبر و فرشته

آیا راهی برای رسیدن به این آرزو هست؟

آیات نورانی قرآن، پاسخ این سؤال را مثبت می‌دانند، البته با ذکر شرایطی که در ذیل به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

شروط بهره مندی از امدادهای ملائکه:

1- ایمان

در جهان بینی الهی، زندگی انسان‌ها با جهان فرشتگان مرتبط است. ملائکه به فرمان خدا در خدمت مؤمنان قرار می‌گیرند و آنان را یاری می‌کنند. این مطلب از آیه‌ی 124 سوره‌ی آل عمران فهمیده می‌شود که می‌فرماید: «اِذ تَقولُ لِلمؤمنین ألَن یَکفِیَکُم أن یُمِدَّکُم رَبُّکُم به ثلاثه آلافٍ مِنَ الملائکهِ مُنزَلین» در آن هنگام که به مؤمنان می‌گفتی: آیا کافی نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار نفر از فرشت‌گان، که فرود می‌آیند یاری کند؟

البته خداوند متعال در ادامه‌ی آیات متذکر می‌گردد که توجه داشته باشید آمدن فرشتگان به یاری شما، تنها برای تشویق و بشارت و اطمینان خاطر و تقویت روحیه‌ی شماست، وگرنه پیروزی تنها از ناحیه‌ی خداوندی است که بر همه چیز قادر و در همه کار حکیم است.

2- صبر و تقوا

خدایتعالی در آیه‌ی 125 سوره‌ی آل عمران می‌فرماید: «بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ به خمسه آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُسَوِّمِینَ» البته اگر صبر و مقاومت کنید و تقوا داشته باشید، گرچه دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی مخصوص مدد می‌رساند.

چنانکه می‌بینیم در آیه‌ی قبل، برای مؤمنین وعده‌ی امداد سه هزار فرشته را فرمود، و در این آیه می‌فرماید اگر در ایمان خود پیش روید و به مراحل بالای صبر و تقوی برسید، پنج هزار فرشته را به یاریتان خواهم فرستاد. یعنی هر چه پیشروی در کمالات و فضایل انسانی بیشتر، یاری خداوند به واسطه‌ی ملائک هم بیشتر.

3. استقامت بر اعتقادات

در آیه‌ی شریفه‌ی 30 از سوره‌ی فصلت می‌خوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُون» کسانی که می‌گویند پروردگار ما الله است، سپس بر سر گفته‌ی خود می‌ایستند و کم‌ترین انحرافی پیدا نمی‌کنند و آنچه لازمه‌ی آن است در عمل و گفتار نشان می‌دهند، فرشتگان الهی بر آن‌ها نازل می‌شوند که نترسید و غمگین مباشید.

چه تعبیر جامع و جالبی که در حقیقت همه نیکی‌ها و صفات برجسته را در بر دارد. نخست دل به خدا بستن و ایمان محکم به او پیدا کردن، سپس تمام زندگی را به رنگ ایمان در آوردن و در محور آن قرار دادن.

هر چه پیشروی در کمالات و فضایل انسانی بیشتر، یاری خداوند به واسطه‌ی ملائک هم بیشتر

میوه درخت ایمان را برچینیم !

استقامت همچون عمل صالح میوه درخت ایمان است ؛ زیرا ایمان هنگامی که عمق و نفوذ کافی پیدا کند انسان را دعوت به استقامت خواهد کرد. در حقیقت آنچه ایمان را بارور می‌کند و به نتیجه می‌رساند، مقاومت است و گر نه چه بسا مؤمنانی که بد عاقبت شدند. خالق بودن خداوند را بسیاری قبول دارند ولی در تدبیر امور پای دیگران را به میان می‌آورند. مهم آن است که انسان در ربوبیت خداوند مقاومت کند. یعنی هیچ قانون و برنامه‌ای را از غیر خداوند نپذیرد.

مؤمنان مقاوم کسانی هستند که در ادوار مختلف زندگی بر گفته‌ی «ربنا الله» راسخ و محکمند و حتی با به خطر افتادن جان، مال، آبرو و منافع خود یا عزیزانشان از این عقیده دست برنداشته و ایمان و عقیده خود را فدای منافع دنیوی نمی‌کنند ، که البته این مهم در شرایط سخت و حوادث ناگوار زندگی بروز می‌کند و گر نه در حالت عادی که زندگی بر وفق مراد است، همه کس دم از ایمان و اعتقاد به توحید می‌زنند.

امیر مؤمنان علی علیه‌السلام در یکی از خطبه‌های نهج‌البلاغه در این زمینه می‌فرمایند:

و قد قُلتُم ربُنا الله فاستَقیموا علی کتاب و علی مِنهاجِ اَمرِهِ و عَلی الطریقه الصالحه مِن عبادته ثم لاتَمرَقوا منها و لا تَبتَدِعوا فیها و لا تُخالِفوا عَنها ؛شما گفتید پروردگار ما الله است. اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید. بر انجام دستورهای کتاب او، در راهی که فرمان داده و در طریق پرستش شایسته او استقامت به خرج دهید. از دایره فرمانش خارج نشوید. در آئین او بدعت مگذارید و هرگز با آن مخالفت نکنید. (خطبه 176).

از آنجا که آیه قید و شرطی ندارد می‌توان دائمی و مستمر بودن بشارت‌های فرشتگان را در دنیا و آخرت استنباط کرد. مضافاً اینکه کلمه تَتَنَزَلُ فعل مضارع بوده و دلالت بر استمرار دارد و همچنین در ادامه‌ی آیه، ملائکه می‌گویند ما دوستان و اولیاء شما در دنیا و آخرت هستیم و این دلیل بر آن است که مؤمنان این مژده‌ها را به هنگامی که در دنیا زنده‌اند از فرشتگان می‌شنوند اما نه بشارتی با زبان و الفاظ، بلکه بشارت‌هایی که مؤمنان با گوش جان می‌شنوند و در مشکلات و گرفتاری‌ها در اعماق دل احساس می‌کنند و آرامش می‌یابند.

این بشارت‌های فرشتگان الهی است که در روح و جان انسان‌های با ایمان و پر استقامت پرتو افکن می‌شود، در طوفان‌های سخت زندگی به آن‌ها نیرو و توان می‌بخشد و در پرتگاه‌ها و لغزشگاه‌ها به آن‌ها ثبات قدم می‌دهد.

فرشته

4. استغاثه به درگاه الهی

با توجه به آیه‌ی 9 سوره‌ی انفال، یکی دیگر از عواملی که ممکن است امداد ملائکه را در پی داشته باشد، تضرع و استغاثه به سوی خداوند است. «إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفِین» زمانی که از شدت ناراحتی در میدان بدر به خدا پناه بردید و دست حاجت به سوی او دراز کردید و از وی تقاضای کمک کردید، در این هنگام خدا تقاضای شما را پذیرفت و فرمود من شما را با یک هزار نفر از فرشت‌گان که پشت سر هم فرود می‌آیند کمک و یاری می‌کنم ...

و نتیجه اینکه آنچه می‌تواند انسان را به هم‌نشینی ملائک رسانده و از یاری آنان بهره‌مند سازد، ایمان، صبر و تقوا، استقامت بر عقاید و استغاثه به پیشگاه خداوند است.

چنانکه می‌دانیم از اسماء مبارکه حضرت زهرا سلام الله علی‌ها محدِثه و محدَثه بود. به این معنی که هم ایشان با ملائکه سخن می‌گفتند و هم ملائکه با ایشان. شاید سرّ رسیدن حضرت به این مقام والا این است که ایشان تمام شروط مذکور را در حد اعلی داشتند. آن گاه که در سن کودکی، آزار و اذیت‌های قوم را بر پدر بزرگوارشان نظاره کرده و می‌دیدند که به جرم سر دادن ندای توحید، شکمبه گوسفند بر سر ایشان می‌ریختند، بر ایمان خود مقاوم‌تر شده و بدون کم‌ترین شکایتی پا به پای پدر، با گام‌هایی استوار در مسیر توحید قدم بر می‌داشتند.

و نیز آن هنگام که همسر گرامیشان را به زور به مسجد بردند علیرغم رنج و عذاب‌هایی که بر خود ایشان وارد آمد ذره‌ای در ایمان، استقامت و تقوای آن بزرگوار خلل ایجاد نگردید و از این رو در طول عمر هم‌نشین و هم صحبت ملائکه الهی بودند.

باشد که ما نیز بتوانیم ذره‌ای ره رو راه آن بانو باشیم


- نظرات (0)

با خبر باش که سر می شکند دیوارش

رحمت

ماه های پررحمت خدا می آیند و چون برق و باد می گذرند. اما براستی ما چقدر از زمان های خود استفاده می کنیم و چقدر قدر لحظاتمان را می دانیم؟ واقعاً چقدر توانسته ایم با بهره برداری صحیح از فرصت ها خود را از لحاظ معنوی به مراتب کمال برسانیم و حقیقت ایمان و توحید را بدست آوریم؟ چقدر ایام الله و روزهای خوب خدا را ارج نهادیم و طعم واقعی لااله الاالله را چشیدیم؟! آیا توحید را لمس کرده ایم؟! آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که معتقدند بسیاری از آدم ها از اعمال عبادی خود بهره ای نمی برند! براستی آیا اکثر مردم از اعمال و رفتارهای عبادی خود بهره ای نمی برند؟! اگر چنین است، چرا؟! گره این معما کجاست؟!

 

تنها برای خدا!

ما مکلّفیم اعمال و رفتارهای عبادی را به خوبی و به نحو صحیح انجام دهیم. آن هم تنها برای خدا. چون او از ما خواسته و به ما راه را نشان داده که برای رسیدن به او و رشد و کمال معنوی خود، تنها او را بپرستیم و تنها در مسیر او گام برداریم. همچنانکه می فرماید: قولوا لااله الاالله تفلحوا؛ بگویید خدایی جز خدای یگانه نیست تا رستگار شوید. گفتن تنها به زبان نیست بلکه پذیرش این موضوع باید در قلب انسان اتفاق بیفتد و در عمل پیاده شود و سراسر زندگی را از یاد الهی پر نماید و تنها در این صورت است که رستگاری و فلاح اخروی نصیب آدمی می شود. در حالی که مشرکان و کسانی که از یاد و نام الهی رویگردانند در برابر این امر سرکشی و طغیان می کنند. قرآن کریم می فرماید: إنّهم کانوا إذا قیل لهم لااله الاالله یستکبرون و یقولون أإنّا لتارکوا الهتنا لشاعر مجنون؛ آنها (مشرکان) چنین بودند که وقتی به آنها گفته می شود لااله الاالله، جز خدای یگانه معبودی نیست ، استکبار و گردنکشی می کردند و می گفتند: آیا ما به گفتار یک آدم خیالباف دیوانه دست از معبودهای خود برداریم؟ (صافات/36-35)

این موضوع نشان می دهد لااله الاالله مبارزه ی پیامبرگونه با تمام شئون زندگی مشرکانه است که باید تمام ابعاد زندگی از افکار و عقاید و اخلاق و اعمال دگرگون شود و رنگ الهی به خود بگیرد.

 

ما در کجا ایستاده ایم؟

حال ما با لااله الاالله چگونه رفتار می کنیم؟ آیا ما بتها را از فضای زندگی بیرون ریخته و الله را جای آن قرار داده ایم؟ جدّاً ما خدا را معبود خود گرفته ایم یا هوی را؟! اگر انصاف داشته باشیم باید اعتراف کنیم که ما در بت خانه زندگی می کنیم! و می گوییم لااله الاالله.

آیا اکثر مردم از اعمال و رفتارهای عبادی خود بهره ای نمی برند؟! اگر چنین است، چرا؟! گره این معما کجاست؟!

نفس امّاره بت است که در خانه ی قلب ما قرار گرفته و در تمام نواحی وجود ما فرمانروایی می کند! افرأیت من اتّخذ الهه هواه؛ آیا دیده ای آن کس را که هوای نفس خود را معبود خود قرار داده (و از آن تبعیت می کند.) (جاثیه/23)

آنچنان این محبوبهای دنیوی از مال و مقام و مسکن و مرکب و همسر و فرزند ، معبودهای ما شده اند و در اعماق جان ما نشسته اند که به این سادگی ها امکان ندارد آنها را از سرزمین قلب خود ریشه کن کنیم و جداً بگوییم: لااله الاالله.

 

خانه تکانی دیر نشود!

جایگزین کردن خدا در دل و جان آدمی خانه تکانی روح می خواهد و جاروب کردن خانه دل از هر چه غیرخداست را می طلبد و این کاری دشوار و مشکل است.

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری                باخبر باش که سر می شکند دیوارش

 

اما با همه دشواری راهی است که معصومین و اولیای الهی آن را پیموده اند. پس راهی پیمودنی است و باید پا در راه گذاشت. مهمترین و شاید بهترین علامت توحید و صادق بودن در راه لااله الاالله ، همان فرموده قرآن کریم است که اگر انسان بکوشد آن را در خود ایجاد و تقویت نماید، اندک اندک طعم شیرین لااله الاالله را حس خواهد کرد!

عبادت
چه باید کرد؟

قرآن کریم می فرماید: لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم؛  بر آن چه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید. (حدید/23)

بر اساس این آیه شریفه علامت لااله الاالله این است که به خاطر از دست رفته از امور دنیوی غمگین نشوید و برای بدست آمده های مادّی خوشحال نگردید.

زیرا دنیا و آنچه در آن است در نظر انسان موحد و لااله الاالله گوی که دل داده به خداست، ارزشی ندارد تا به خاطر آمدن و رفتن آن شاد و یا اندوهناک گردد. رضا و خشنودی موحّد واقعی جز رضا و خشنودی الهی نیست و جز خشم و نارضایتی الهی چیزی او را غمگین نمی گرداند. در غیر این صورت در عمق جان خود ، شریکی برای خدا قرارداده است: :و ما یۆمن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون؛ اکثر اینان که ایمان به الله دارند (در باطن جانشان) مشرکند! (یوسف/106)

آیا ما بتها را از فضای زندگی بیرون ریخته و الله را جای آن قرار داده ایم؟ جدّاً ما خدا را معبود خود گرفته ایم یا هوی را؟! اگر انصاف داشته باشیم باید اعتراف کنیم که ما در بت خانه زندگی می کنیم! و می گوییم لااله الاالله

باید در این آیات اندیشید و خود را به آنها عرضه کرد و با آنها سنجید ، تا بفهمیم که ما به راستی موحّدیم یا نه؟ آیا مبتلا به بیماری شرک شده ایم و خود غافلیم!

 

اعمال ما کجا و قرآن کجا!

بر اساس آنچه قرآن و روایات اسلامی به ما می آموزد اعمال عبادی ما تنها در صورتی برای ما بهره و ارزشی خواهند داشت که از سر توحید و لااله الاالله واقعی باشند وگرنه بهره ای برای ما نخواهند داشت. آیا ما با از دست دادن مال و مقام دنیا غمگین نمی شویم و با بدست آمدن آن خوشحال و راضی نمی گردیم؟ آیا می توانیم مطمئن باشیم موحّد واقعی هستیم تا اعمال عبادی ما مورد استفاده و بهره ما در آخرت قرار گیرند؟ آیا ختم قرآن کردن و جوشن کبیر خواندن و افطار و سحری خوردن در ماه رمضان به تنهائی ما را کفایت می کند و آیا باید به همانها دل خوش باشیم؟!

مبادا از آن گروههایی باشیم که در مورد آنها فرمودند: کم من صائم لیس له من صیامه إلاّ الجوع و الظّمأ و کم من قائم لیس له من قیامه الاّ السّر و العناء؛ چه بسیارند روزه داری که از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی نتیجه ای نگرفته و چه بسیار شب زنده داری که جز بیدار ماندن و به رنج افکندن بدن از شب زنده داری اش بهره ای نبرده است.

آیا با این وضع و حال می توانیم بگوییم لااله الاالله، یعنی جز او معبودی ندارم و جز او معبودی نمی شناسم؟ قضاوت باشد در صحنه وجدانمان


منابع و مأخذ:

1- صفیر هدایت- سید محمد ضیاءآبادی- شماره 25

2- نهج البلاغه- ترجمه فیض الاسلام- خطبه 145

3- تفسیر المیزان- علامه طباطبایی- تفاسیر سور حدید و یوسف

4- صفیر سعادت- سیدمحمدضیاء آبادی


- نظرات (0)