سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

4 رکن ایمان

ایمان مبتنی بر چهار رکن است:

1- معرفت 2- تصدیق 3- اقرار  4- عمل.

 

1-معرفت

معرفت سطوح مختلفی دارد ، به همین سبب ایمان بر آمده از معرفت نیز می تواند درجات گوناگونی داشته باشد.

2- تصدیق

«صدق» به معنی مطابقت سخن با درون و واقع است، بدین معنا که سخن انسان هم با آنچه در دل دارد و هم با آنچه در عالم واقع وجود دارد یکی باشد 1 به همین دلیل اگر سخن کسی با آنچه در درون دارد و یا با آنچه واقعیت دارد مطابقت نداشته باشد ، او را «دروغگو» می نامند.

با اینکه منافقین خطاب به پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) می گفتند: «تشهد انک الرسول الله»2. و این به ظاهر سخن راستی بوده با این وجود خداوند می فرماید: «وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَكَاذِبُونَ»3 خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغ می گویند.

علت اینکه خداوند منافقان را دروغگو می نامد این است که شهادت آنان به رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) با آنچه در درون داشتند، مطابقت نداشته و آنان صرفاً جهت ظاهر سازی به رسالت پیامبر شهادت می دادند در حالی که در دل ، هرگز رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) را قبول نکرده بودند.

فراتر از سخن که ممکن است از سر صدق و راستی و یا کذب و نفاق به زبان جاری شود، افعال انسان نیز ممکن است چنین باشد، رفتار و افعال صادقانه یا رفتار و افعال منافقانه در عرف و ادبیات رایج ما واژه های آشنایی هستند.

«تصدیق» که یکی‌از ارکان ایمان است. بدین معناست که شناخت ها و معرفت هایی را که انسان در باب مبدا هستی مقصد هستی و هدف هستی به دست آورده ارج بگذارد و آن ها را از سطح شناخت و آگاهی به سطح باور برساند؟ از فضای ذهن به فضای قلب و دل ببرد و نسبت به آن ها تعهد و دلبستگی یابد

گاهی افعال و رفتار کسی چنان جدی ، دقیق و توأم با تلاش و کوشش است که نشان می دهد وی با همه وجود به اهمیت کار خود و درستی راه خود واقف است. چنین شخصی را در عرف، انسان صادق و درستکار به شمار می آورند.

در مقابل گاهی دیده می شود که رفتار و افعال برخی از آدمیان چنان سست ، نامنظم ، کند و توأم با یأس و ناامیدی است که نشان می دهد وی در درون، کار خود را قبول نداشته، به اهمیت و ارزش کار و تلاش خود واقف نگردیده و روزگار را باری به هر جهت سپری می کند؛ یقیناً چنین انسانی را نمی توان صادق و درست کار به شمار آورد.

قرآن کریم چه زیبا این حقیقت را در وصف مومنان راستین به تصویر کشیده و آنان را در وفای به عهدی که با خدای خود بسته اند به نیکی ستوده است: «مِنَ الْمُۆْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»4

از میان مۆمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند. برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین‏] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نكردند.

افزون بر گفتار و افعال ، صدق و کذب گاهی نیز در باب شناخته های آدمی به کار گرفته می شوند بدین معنا که اگر انسان نسبت به آنچه در فضای معرفتی خود بدان شناخت پیدا کرده صادق باشد و برای آن اهمیت قائل باشد ، او را آدمی صادق و درستکار به شمار می آورند، چنانکه برای آدمی که نسبت به شناخت های خود بی توجه باشد و برای آن ها ارزشی قائل نباشد ، وی را انسانی غیرصادق قلمداد می کنند.

علت اینکه خداوند منافقان را دروغگو می نامد این است که شهادت آنان به رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) با آنچه در درون داشتند مطابقت نداشته و آنان صرفاً جهت ظاهر سازی به رسالت پیامبر شهادت می دادند در حالی که در دل هرگز رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) را قبول نکرده بودند

تصدیق آنگاه حاصل می شود که رشته های شناخت و آگاهی در تار و بود وجود آدمی گره بخورد و این گونه به بخشی از وجود او تبدیل شود .

از آنجا که سطح شناخت ها و معارف آدمیان نسبت به مبدأ ، مقصد و هدف هستی دارای مدارج بسیاری است و از سوی دیگر ، رسوخ آگاهی ها و شناخت های این چنینی نیز در وجود آدمیان یکسان نمی باشد ، به همین سبب ایمان آدمیان نیز در یک سطح و درجه قرار ندارد .

تردیدی نیست انسانی که به‌لحاظ معارف و آگاهی های مرتبط با حوزه ایمان به بالاترین درجه شناخت رسیده و چنین شناختی همه وجودش را فرا گرفته و درجانش رسوخ کرده، در بالاترین درجه ایمان قرار دارد، این در حالی است که برخی از آدمیان درجه ایمان قرار دارد.

این در حالی است که برخی از آدمیان صرفاً به بخش کوچکی از معارف و آگاهی های مرتبط با حوزه ایمان دست یافته و همین شناخت نیز به صورت کامل به باور تبدیل نشده ، بی گمان چنین انسانی را نمی توان هم ردیف با چنان انسانی قلمداد کرد.

 

3-اقرار

"قرّ" که ریشه لغوی اقرار است به معنی ثبات و پایداری است. "اقرار" به معنی "اثبات الشیء"است.یعنی چیزی را به مرحله ثبات و پایداری رساندن.

اقرار با قلب انجام می شود،یا با زبان،و یا با هردو.با این وجود اقرار در حوزه ایمان در صورتی رکن شمرده می شود که هم با قلب و هم با زبان به انجام برسد. از این رو اقرار حقیقتی است قلبی و لسانی.

به عبارتی اقرار که رکن سوم ایمان است صرفاً به معنای گفتن با زبان یا عبور دادن از دل نیست،بلکه به معنای رسوخ دادن،تثبیت کردن و پایدار ساختن معرفت به خدا ، پیامبران الهی و روز جزا در دل و زبان است.

نتیجه چنین اقراری این است که هم درون به نور معرفت الهی منوّر می شود و هم برون،هم قلب  و هم زبان،هم باطن و هم ظاهر.

اقرار با قلب انجام می شود،یا با زبان،و یا با هردو.با این وجود اقرار در حوزه ایمان در صورتی رکن شمرده می شود که هم با قلب و هم با زبان به انجام برسد. از این رو اقرار حقیقتی است قلبی و لسانی.

4- عمل

وقتی انسان ایمان داشته باشد در انجام عملِ مناسب با ایمان، معطّل نشده، بدان اقدام می‌نماید. پس ایمان در عمل انسان اثر مستقیم می‌گذارد. اما این ارتباط یک طرفه نیست، بلکه عمل هم در ایمان اثر می‌گذارد. وقتی انسان بر طبق ایمان خویش عمل کند ایمان او راسخ‌تر و قوی‌تر می‌گردد و بر عکس اگر کسی ایمان به چیزی داشته باشد، اما در اثر عواملی بر خلاف آن عمل کند به تدریج ایمان او ضعیف می‌شود.

این حقیقت در بسیاری از امور روحی و روانی انسان قابل تجربه است. مثلا اگر انسان به کسی علاقه‌مند باشد و مطابق این علاقه عمل کند، بدین معنا که به یاد او باشد، برای او هدیه بفرستد و ... روز به روز این محبت افزایش می‌یابد. اما اگر به هر دلیلی بر عکس عمل نماید به تدریج، آن محبت کم‌رنگ می‌گردد.

اگر این حقیقت را باور کنیم معنای آیاتی همچون این آیات را خواهیم فهمید که می‌فرماید: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاۆُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ؛6 سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جایى رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند!» بنابر این ممکن است انسان روزی مسیر خویش را عوض کند و ایمانش بر باد رود و اصلا اهل تکذیب و تمسخر دین شود!همچنین خدای متعال می‌فرماید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحینَ * فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی‏ قُلُوبِهِمْ إِلى‏ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا یَكْذِبُون‏؛7 بعضى از آن‌ها با خدا پیمان بسته بودند كه اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعاً صدقه خواهیم داد و از صالحان خواهیم بود. امّا هنگامى كه خدا از فضل خود به آن‌ها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچى كردند و روى برتافتند! پس خداوند نفاقی را تا روزى كه خدا را ملاقات كنند، در دل‌هایشان برقرار ساخت، بدین خاطر که از پیمان الهى تخلّف جستند و بدین خاطر كه دروغ مى‏گفتند.»

 

پی نوشت ها:

1- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن/ ذیل واژه صدق.

2 و 3- منافقون/ آیه 1

4- احزاب/ آیه 23

5-راغب اصفهانی،ذیل واژه قرّ

6. روم(30)، 10.

7. توبه(9)، 75-77.

 


- نظرات (0)

اگر زکات ندهیم چه می شود؟

عده‏ای از مردم وارد مسجد شدند. رسول خدا همان‏طور که زیر لب ذکر خدا می‏گفت، نگاهی به آنها انداخت و ناگهان بر آشفت. ایستاد و رو به یکی از آنها گفت: «برخیز!» مردم با تعجب نگاه می‏کردند، رسول خدا رو به فرد دیگری کرد و به او هم گفت: «بلندشو!» تا پنج نفر را فرمان ایستادن داد. همه مانده بودند که پیامبر چه کار با این افراد دارد. رسول خدا نگاهی به جماعت انداخت و فرمود: «از مسجد ما خارج شوید و تا وقتی زکات نمی‏پردازید در آن نماز نخوانید». این جمله برای اصحاب و نزدیکان پیامبر(صلی‏الله علیه واله وسلم) اصلا عجیب نبود چون آنها می‏دانستند نبی اسلام آنهایی که زکات نمی‏دهند را اصلا مسلمان نمی‏داند و معتقد است بر شرکت باقی مانده‏اند. بهانه خوبی است تا در این باره کمی بیشتر اطلاع پیدا کنیم. موافقید؟

پیامبر فرمود: «مالی که زکات آن پرداخت نشده مورد نفرین است و ممکن نیست بنده‏ای زکات مالش را حبس کند اما مال او فزونی واقعی پیدا کند».

- زکات یعنی چه؟

معنی لغوی‏اش می‏شود «خلاصه و برگزیده چیزی» اما از نظر علمی و فقهی معنای دیگری دارد: «چیزی که به حکم شرع به فقیر و مستحق می‏دهند و بر مسلمانان واجب است». زکات بر چیزهایی وضع شده که آدم آنها را با کمک طبیعت به وجود می‏آورد، آن هم با زحمت کم. یعنی انسان این وسط کمتر کار می‏کند و طبیعت جان می‏کند و در نهایت محصول مفت تقدیم این موجود دو پا می‏شود. اسلام هم به آدم می‏گوید چون داری از سخاوت طبیعت استفاده می‏کنی، باید بخشی از آن را در راه‏های دیگر بدهی. این موارد عبارتند از گندم، انگور، خرما، شتر، گاو، بز و گوسفند. البته طلا و نقره و آن چیزی که از تجارت به دست می‏آید هم شامل این موارد می‏شود و برای هر کدام هم حدی وجود دارد.

- فرقش با مالیات چیست؟

نخیر! مالیات اصلاً یک چیز دیگر است. مالیات یک امر متغیر است و در اختیار حکومت‏هاست؛ وضع کردن آن هم از اختیارات حاکم شرعی است. حاکم در هر زمان می‏تواند برای هر چیزی بر طبق مصلحتی که ایجاب می‏کند مالیات وضع کند. پس مالیات هیچ‏ ربطی به زکات ندارد فرق دیگر مالیات و زکات این است که زکات دادن طبق آیه 60 سوره توبه، مخصوص قشر مشخصی از مردم است نه همه آنها.

- چرا برنج و اسب زکات ندارد؟

یکی از سوال‏هایی که همواره در بحث زکات مطرح می‏شود این است که چرا بین خوراکی‏ها برنج زکات ندارد و بین حیوانات اسب از زکات معاف است؟ پاسخ روشن است؛ در رشد گندم، فکر و عمل آدم کمتر نقش دارد و کار اصلی را طبیعت انجام می‏‏دهد اما به وجود آمدن برنج چون برای انسان زحمت زیادی دارد، مورد زکات قرار نمی‏گیرد. در زمان خلافت علی بن‏ابی‏طالب(علیه‏السلام) حضرت برای اسب هم زکات وضع کردند. فقها هم این قضیه را دو جور استنباط کردند. بعضی‏هایشان گفتند زکات اسب مطلقا مستحب است و امیرالمومنین (علیه السلام) آن را به طور مستحب گرفته‏اند. برخی هم گفتند که وضع اسب و اسب‏سواری طوری بوده که حضرت علی (علیه‏السلام) به حسب مصلحت آن زمان از اختیاراتی که به عنوان امیرالمومنین (علیه‏السلام) داشتند استفاده و زکات اسب را وضع کردند و ممکن است زمان دیگری مشابه زمان ایشان باشد که باز زکات اسب واجب شود.

- چه تاثیری دارد؟

یکی از مهم‏ترین آثار زکات- به عقیده اقتصاددان‏های اسلامی- از بین رفتن فقر و توزیع عادلانه ثروت در جامعه است. اسلام زکات را مهم‏ترین راه برای ریشه کن کردن فقر معرفی کرده تا جایی که آن را به عنوان یکی از پنج ستون دین یعنی روزه و نماز و حج و ولایت آورده است. اما چون متاسفانه این موضوع در جوامع اسلامی- به ویژه جامعه ما- به درستی و آن‏طور که باید به مردم معرفی نشده و جلوه ضعیفی داشته، شهروندان مسلمان متمول زیادی از پرداخت آن شانه خالی می‏کنند و نتیجه‏اش این جامعه‏ای می‏شود که می‏بینید.

نکته دیگر این است که زکات، فقرا را از انزوا و ناامیدی دور می‏کند و باعث برادری و دوستی در بین مسلمانان می‏شود و در نتیجه، آفات اجتماعی فقر را به حداقل ممکن می‏رساند. از این گذشته، انواع بلاها و خطرات را هم از سر ملت دور می‏کند. امام صادق (علیه‏السلام) می‏فرماید: «خداوند به خاطر کسانی از شیعیان ما که زکات می‏دهند، انواع بلاها و خطرات را از سایرین هم دفع می‏کند و اگر همه پرداخت ‏زکات را ترک می‏کردند، نابود می‏شدند».

- اگر ندهیم چه می‏شود؟

هر چقدر پرداخت زکات آثار مثبت دارد، عکسش هم صادق است. یکی از دلایل تلف شدن اموال به واسطه حوادث طبیعی و غیرطبیعی، همین عدم پرداخت زکات است. شوخی که نیست! پیامبر فرمود: «مالی که زکات آن پرداخت نشده مورد نفرین است و ممکن نیست بنده‏ای زکات مالش را حبس کند اما مال او فزونی واقعی پیدا کند». امام صادق (علیه‏السلام) هم فرموده: «هیچ مالی در خشکی و در دریا ضایع و تلف نمی‏شود، مگر به خاطر آنکه زکات آن تضییع شده است». حالا شما بگو این همه آدم زکات نمی‏دهند، صاف صاف هم راه می‏روند از مال‏شان هم هیچی کم نمی‏شود! قرآن جواب می‏دهد: «آنها که کافر شدند و راه طغیان پیش گرفتند تصور نکنند اگر به آنها مهلت می‏دهیم برایشان بهتر است. ما به آنها ملهت می‏دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها عذاب خوار کننده‏ای آماده شده است» و این یعنی همان قانون استدراج که خدا کند بر سر هیچ‏کس نیاید.

کمبود، قحطی و بی‏برکتی، یکی دیگر از آثار زکات ندادن است. پیامبر (صلی‏الله علیه و اله وسلم) فرموده: «هر گاه زکات پرداخت نشود، زمین از برکاتش باز داشته می‏شود. امت من تا مادامی که یکدیگر را دوست بدارند و زکات را بپردازند، در خیر و سعادت به سر می‏برند ولی اگر اینها را انجام ندهند، گرفتار قحطی و خشکسالی می‏شوند».

قرآن هم کنار اینکه از زکات به عنوان حق خدا یاد می‏کند، می‏گوید: «کسی که حق خدا در مالش را نپردازد، سزاوار است که خداوند رحمت خود را از او دریغ کند». خب، وقتی که رحمت خدا از آدم و اموالش دور بشود چه می‏شود؟ امام صادق (علیه‏السلام) جواب می‏دهد:  «کسی که مال خود را در راه حق و اطاعت خدا صرف نکند، دو برابر آن را در راه معصیت خداوند هزینه می‏کند، همچنین کسی که حق خدا (زکات) را نپردازد». نپرداختن زکات یک اثر بد دیگر هم دارد، آن هم عدم قبولی نماز است چون در قرآن همه‏جا نماز و زکات با هم آمده و هر دو به هم پیوسته‏اند. طبق آیات و روایات، قبولی همه اعمال وابسته به قبولی نماز است و قبولی نماز هم وابسته به پرداخت زکات. پس این حدیث نبوی را بخوانید: «کسی که در پرداخت زکات بخل ورزد و آن را ادا نکند، به نمازش امر شده و به او برگردانده می‏شود و مانند لباس کهنه پیچیده و به صورتش زده می‏شود».

پیامبر (صلی‏الله علیه و‏اله وسلم) رحمت در خطبه وداعش هم فرمود: «ای مردم زکات اموالتان را بپردازید زیرا کسی که زکات نپردازد نمازش مورد قبول نخواهد بود و کسی که نمازش مورد قبول نباشد دین ندارد و کسی که دین ندارد، حج و جهاد برایش نیست و از او قبول نمی‏شود».

نبی اسلام آنهایی که زکات نمی‏دهند را اصلا مسلمان نمی‏داند و معتقد است بر شرکت باقی مانده‏اند.

- آیا زکات فقط بر گردن مسلمانان است؟

زکات یک قانون کلی است که در همه ادیان آسمان وجود دارد. حضرت عیسی (علیه‏السلام) به محض اینکه در گهواره به سخن آمد، گفت: «خداوند مرا به نماز و زکات سفارش کرده است». حضرت موسی (علیه‏السلام) هم به بنی‏اسرائیل گفت: «نماز به پا دارید و زکات دهید». خود قرآن درباره حضرت اسماعیل (علیه‏السلام) می‏گوید: «او خانواده‏اش را به نماز و زکات فرمان می‏داد».

علامه طباطبائی در این باره نوشته است: «هر چند قوانین اجتماعی به صورت کاملی که اسلام آورده، سابقه نداشته، لکن اصل آن ابتکار اسلام نبوده است. زیرا فطرت بشر به طور اجمال آن را می‏یافت. لذا در آیین‏های آسمانی قبل از اسلام و قوانین روم قدیم، جسته و گریخته چیزهایی درباره اداره اجتماع دیده می‏شود و می‏توان گفت که هیچ قومی در هیچ عصری نبوده، مگر آنکه در آن حقوقی مالی برای اداره جامعه رعایت می‏شده است. زیرا جامعه هر جور که بود در قیام و رشدش نیازمند هزینه مالی بوده است».

محمد گرشاسبی، مجله آیه


- نظرات (0)

ملازمه زکات و نماز در قرآن کریم

«زكات» یكى از احكام الهى و از ضروریات دین مقدس اسلام است كه صدها آیه و حدیث، در مورد آن وارد شده است.

زكات، همسنگ نماز و در 26 مورد در كنار نماز در قرآن كریم مطرح گشته، و نیز در بخشی از احادیث وارد شده است كه نماز، بدون زكات، پذیرفته نخواهد شد.

مسأله زكات، از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است تا جایى كه در برخى از روایات، یكى از اركان پنجگانه اسلام معرفى شده است. مرحوم شیخ حرّ عاملى، در كتاب ارزشمند «وسایل الشیعه» «39» حدیث در این جهت ذكر نموده است.

«زكات»، از دیدگاه قرآنى، ملازم و همراه با خیر و بركت در زندگى انسان است و همانطور که واژه «زكات»، 32 بار در قرآن كریم آمده، واژه «بركت» نیز 32 بار تكرار شده است.

جاى بسى تأسف است كه مسأله زكات با این اهمیتى كه در اسلام دارد، مورد غفلت و فراموشى واقع گشته و مردم به این حكم الهى توجه لازم را ننموده‏اند، گرچه برخى از مردم مبالغ هنگفتى را صرف انفاق و اطعام هاى مستحب مى‏كنند، اما این فریضه الهى را به آسانى ترك مى‏نمایند.

 

همراهی زكات و نماز در 26 آیه از قرآن کریم

در 26 مورد از آیات كریمه قرآن، مسئله زكات همراه نماز ذكر شده كه در نظر ابتدایى ممكن است این سۆال را ایجاد كند كه چگونه از میان آن همه برنامه‏هاى عملى اسلام، تنها روى این دو نقطه انگشت گذارده شده است.

حضرت موسى علیه السّلام به جوانى برخورد كرد كه نمازش را به طرز نیكویى مى‏خواند، فرمود چه نیكو نماز مى‏خواند، پس خداوند وحى نمود آن نماز، نیكو نمى‏باشد و حال اینكه نسبت به پرداخت زكات بخل ورزیده، آن نماز پذیرفته نمى‏شود و من آن را قبول نمى‏كنم تا اینكه زكات خود را بپردازد؛ چون نماز با زكات مقرون مى‏باشد

علتش این است كه اسلام ابعاد مختلفى دارد كه مى‏توان آنها را در سه قسمت خلاصه كرد:

1- رابطه انسان با خدا

2- رابطه انسان با خلق خدا

3- رابطه انسان با خودش

كه قسمت سوم در حقیقت نتیجه‏اى است براى قسمت اول و دوم و دو برنامه نماز و زكات هركدام رمزى است به یكى از دو بعد اول و دوم؛ «نماز» مظهرى است براى هرگونه رابطه با خدا، چراكه این رابطه در نماز از هرعمل دیگرى بهتر مشخص مى‏شود و انفاق و زكات از آنچه خدا روزى دارده با توجه به مفهوم وسیعش كه هرگونه نعمت مادى و معنوى را شامل مى‏شود رمزى است براى پیوند با خلق. به هرحال ایمان در صورتى ریشه‏دار است كه در عمل متجلّى شود و انسان را از یك سو به خدا نزدیك كند و از سوى دیگر به بندگانش.

و در احادیث اسلامى هم مسئله زكات در كنار نماز بیان شده و جالب اینكه آنقدر این دو عبادت به یكدیگر نزدیك هستند كه برخى از روایات شرط قبولى نماز را پرداخت زكات دانسته‏اند و اگر كسى نماز بخواند ولی زكات نپردازد، گویا اصلا نماز را بجا نیاورده است:

1ـ «امام صادق علیه السّلام فرمودند: «راستى خداوند عزّ و جلّ زكات را همانند نماز واجب فرمود، هركس زكات را به دوش كشد و آن را آشكارا به مستحق برساند در این كار بر او عیبى نیست». (فروع كافى، ج 3، ص 498)

2ـ «حضرت على علیه السّلام به هنگام شهادت فرمودند: پسرم! به تو وصیت مى‏كنم كه نماز را در وقتش بر پاى‏دارى و زكات را در محلش به اهل‏ آن برسانى» (بحار الانوار، ج 96، ص 14)

3ـ «امام رضا علیه السّلام فرمودند: راستى خداى عز و جل فرمود كه سه چیز به سه چیز مقرون و نزدیك مى‏باشد: فرمان به نماز و زكات داد پس آنكه نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذیرفته نیست. امر به شكر خود و پدر و مادر فرمود، پس كسى كه شكر پدر و مادر نگوید، سپاس خدا نكرده است. و دستور به پرهیز و تقوا از خدا و صله رحم داد، پس هركس صله رحم نكند از خداى عزّ و جل نترسیده و پرهیز نكرده است». (عیون اخبار الرضا، ص 258)

در احادیث اسلامى هم مسئله زكات در كنار نماز بیان شده و جالب اینكه آنقدر این دو عبادت به یكدیگر نزدیك هستند كه برخى از روایات شرط قبولى نماز را پرداخت زكات دانسته‏اند و اگر كسى نماز بخواند ولی زكات نپردازد، گویا اصلا نماز را بجا نیاورده است

4ـ «امام على علیه السّلام فرمودند: ... زكات با نماز، هر دو وسیله تقرب (به سوى خدا) براى اهل اسلام قرار داده شده است».( وسائل الشیعه، ج 6، ص 7)

ابى جعفر علیه السّلام فرمود: خداوند متعال زكات را مقرون به نماز قرار داده لذا در قرآن فرموده: اقیموا الصلوة و اتوا الزكاة ...؛ «پس كسى كه نماز را بر پاى دارد و زكات ندهد گویا نماز را اقامه نكرده است».( وسائل الشیعه ، ج 6، ص 11)

6ـ ابا عبد الله علیه السّلام فرمودند: «چون آیه زكات نازل شد، ... پیامبر منادى را امر كرد كه به مردم بگوید خداوند زكات را بر شما واجب نموده همانطورى كه صلات را بر شما واجب نموده، ... اى مسلمانها زكات اموال خود را بدهید تا نماز شما پذیرفته شود».( وسائل الشیعه ، ج 6، ص 3)

7ـ امام باقر علیه السّلام مى‏فرمایند: «پیامبر صلّى اللّه علیه و اله در مسجد به شخصى فرمود بلند شو، به دیگرى فرمود بلند شو اى فلان! تا اینكه پنج نفر را از مسجد بیرون نمود، فرمود از مسجد خارج شوید، در مسجد ما دیگر نماز نخوانید چون زكات نمى‏دهید». (وسائل، ج 6، ص 12)

8ـ حضرت موسى علیه السّلام به جوانى برخورد كرد كه نمازش را به طرز نیكویى مى‏خواند، فرمود چه نیكو نماز مى‏خواند، پس خداوند وحى نمود آن نماز، نیكو نمى‏باشد و حال اینكه نسبت به پرداخت زكات بخل ورزیده، آن نماز پذیرفته نمى‏شود و من آن را قبول نمى‏كنم تا اینكه زكات خود را بپردازد؛ چون نماز با زكات مقرون مى‏باشد». (جامع احادیث الشیعه، ج 8، ص 6)

منابع:

کتاب زکات در اسلام ـ اکبر دهقان

فروع كافى، ج 3

بحار الانوار، ج 96،

عیون اخبار الرضا، ص 258

وسائل الشیعه، ج 6، ص 7

جامع احادیث الشیعه، ج8



- نظرات (0)

حقوق محرومان در اموال بهشتیان

خداوند در دارایی های توانگران، بجز خمس و زکات، حقوقی دیگر واجب و مقرر کرده است، وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

و آن حق معلوم و معین چیزی است که هر کس وظیفه خود می داند از مالش بپردازد؛ و او باید به اندازه توان و وسعت مالی اش ، آن مقدار را بر خود واجب شمارد و بسته به میل خودش ، هر روز یا هر جمعه یا هرماه بپردازد.

«وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ » [سوره معارج/آیات 25،24]

و همانان كه در اموالشان حقّى معلوم است، براى سائل و محروم.

دو نکته درباره آیه:

«حقِ معین» زکات واجب نیست؛ زیرا این آیه در مکه نازل شده و حکم وجوب زکات در مدینه و در سال دوم هجری قمری وضع شده است.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «خداوند در دارایی های توانگران، بجز خمس و زکات، حقوقی دیگر واجب و مقرر کرده است، فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

و آن حق معلوم و معین چیزی است که هر کس وظیفه خود می داند از مالش بپردازد؛ و او باید به اندازه توان و وسعت مالی اش ، آن مقدار را بر خود واجب شمارد و بسته به میل خودش ، هر روز یا هر جمعه یا هرماه بپردازد.»

 

سائل با محروم فرق دارد

سائل کسی است که حاجت خود را می گوید، اما محروم کسی است که شرم و حیایش مانع می شود که تقاضا کند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «محروم کسی است که برای کسب و کار زحمت می کشد، اما زندگی او پیچیده و سخت است».

حق معلوم، چیزی است که شخص از مال خود بیرون می‏کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است

امام علی (علیه السلام) درباره مسئولیت توانگران می فرمایند: «همانا خداوند در اموال ثروتمندان به اندازه ای که نیاز تهیدستان را کفایت کند حق واجب فرموده است؛ و اگر تهیدستان گرسنه و برهنه و رنجور شوند، به سبب آن است که ثروتمندان حق آنان را نداده اند؛ و خداوند حق دارد روز قیامت ، ثروتمندان را بازخواست و برای این کار عذابشان کند»؛ و نیز فرمودند: «گناهی بزرگتر از گناه ثروتمندی نیست که نیازمند را از حقش محروم کرده باشد

به هر حال انجام این كار از یك سو اثر اجتماعى دارد، و با فقر و محرومیت مبارزه مى كند، و از سوى دیگر اثر اخلاقى روى كسانى كه به آن عمل مى كنند مى گذارد، و قلب و جانشان را از حرص و بخل و دنیاپرستی مى شوید.

مردی از امام زین‌العابدین علیه السلام درباره «حق معلوم‏» در آیه شریفه سۆال کرد و امام فرمود: «حق معلوم، چیزی است که شخص از مال خود بیرون می‏کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است

آن مرد پرسید: با این مال چه بکند؟ امام فرمود: «با آن صله رحم می‏کند و به ضعیفان کمک می‏نماید و رنج ایشان را برطرف می‏سازد و یا به برادر دینی‏ اش محبت می‏کند و گرفتاری او را برطرف می‏سازد .»

منابع:

تفسیر نمونه، ج 5

روایات از وسائل الشیعه، ج 6

سایت راز ماندگاری



- نظرات (0)

چرا برای روزیمان غصّه می خوریم؟!

معنا و مفهوم رزق

رزق به معنى عطاء و بخشش مستمر است ، و از آنجا که روزى الهى عطاى مستمر او به موجودات است به آن رزق گفته مى شود. البته مفهوم آن تنها در نیازهاى مادى خلاصه نمى شود بلکه هر گونه عطاى مادى و معنوى را شامل مى گردد . بنا بر این هر گونه بهره اى را که خداوند نصیب بندگان مى کند از مواد غذائى و مسکن و پوشاک ، و یا علم و عقل و فهم و ایمان و اخلاص  وفرزند و همسر و خانواده و...به همه اینها رزق گفته مى شود .

قرآن می فرماید : « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ » 1  رازق خداست ، رزّاق مثل خبّاز، حدّاد، بنّا، بقّال، كسی كه صبح تا به شب كارش این است كه نان می‌پزد و با آهن سر و كار دارد و. . . رزّاق یعنی دائماً روزی می‌دهد . «هُوَ الرَّزَّاقُ» ؛ یعنی دائمی است و قدرت هم دارد و به خودی خود قطع نمی شود مگر عاملی سدّ راه آن شود . ما اگر عقیده داشته باشیم كه روزی دهنده (دائمی و با قدرت) خداوند است ، دیگر برای هیچ چیز دروغ نمی‌گوئیم . گاهی ممكن است با دروغ و كلك  در ظاهر پول زیادی هم بدست‌ آید ، ولی چون رزق او نیست ،از دست می‌ رود .

 

دوم: اندازه گیری هم با خداست.

آیات زیادی داریم که خداوند می فرماید : «یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ»2 .شاید بسط رزقی که خداوند فرموده به هر کس بخواهیم آن را بسط می دهیم ، یک بعدش به این معنا باشد که آن رزق حتماً نباید مادی باشد .نوع رزق برای هرکسی فرق می کند و خداوند برای هرکسی یک نوعی از رزق را گسترش می دهد .

 

سوم: خداوند ضامن رزق است

ضامن رزق همه ى موجودات و اختیار رزق فقط به دست خداوند است ، نه به دست انسان خداوند.

« نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا ؛ ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم كردیم .‏3

« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها ؛ هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر اینكه روزى او بر خداست !4

خداوند می‌فرماید حتی موجوداتی كه دست و پا هم ندارند من روزی آنها را می دهم .« وَ كَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها» 5

« وَ فِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ؛ و روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى‏شود ! 6

نوازاد در شكم مادر چطور روزی می‌خورد ، خداوند روزی می‌دهد . یک راننده تاکسی تعریف می کرد یک روز به خودم گفتم امروز زرنگی کنم پول کرایه را افزایش بدهم .مردم مجبورهستند که بدهند .این کار را انجام دادم ،همه هم ناراضی بودند اما چون چاره نداشتند می دادند ، اما غروب باد و طوفانی شد و شیشه ی ماشین هم پایین بود ، باد زد و پولها را برد و نقش زمین شد . وقتی رفتم که پول ها را جمع کردم و شمردم ، دیدم فقط توانستم آن مقداری که حق واقعی ام بوده را جمع کنم و بقیه از بین رفته و باد برده بود .

ضامن رزق همه ى موجودات و اختیار رزق فقط به دست خداوند است ، نه به دست انسان خداوند

سوال: چرا رزق كم و زیاد می‌شود؟

وسعت رزق

دعای پدر و مادر بسیار نقش دارد . گاهی اوقات می بینیم یک کسی هر کاری  ،حتی کوچک انجام می دهد برایش خوب و پربرکت می شود وبه قول معروف دست به خاکستر می زند طلا می شود ، اما دیگری  بالعکس ؛ هرچه می دود کمتر به مقصود می رسد .

اینها به خیلی عوامل از قبیل ؛ دعای پدر و مادر یا بالعکس عاق والدین شدن ، وجود یا عدم گناه در زندگی و ... بستگی دارد .

  دادن های زید و بی رویه و بدون حساب و کتاب گاهی  به خاطر این است که ما رارها کرده و می خواهند ظرفیت پر شود ؛

مثل مریضی را که دكتر جواب كرده و می‌گویند هر چه می‌خواهد بخورد كند ، خداوند نیز با بعضی از فاسقان و جنایتکاران وآنهایی که به راه نمی آیند می فرماید : هر چه می‌خواهند مصرف كنند تا پیمانه ی آنها پر شود .7

گاهی دادن ها و یا ندادن ها به خاطر آزمایش هستند .8  گشایش برای بعضی سبب طغیان است .

«وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» 9 . نگوییم چرا خدا به من مثل او نداده ، خوب شاید اگر می داد از خیلی چیزها محروم می شدیم و طغیان می کردیم .

مثل پدری كه به  یکی ازفرزندانش سوئیچ نمی‌دهد می‌گوید چون تو شر هستی با ماشین تصادف می‌كنی ، و به دیگری اجازه می‌دهد چون آرام و با وقار است .

 

داستانی از قرآن

 فردی به خدمت رسول الله (ص) آمد كه برای توسعه ی رزق او دعا کند . حضرت فرمود : صلاح تو نیست . اصرار كرد

 حضرت دعا كرد . اموالش زیاد شد تا برای كنترل آنها  بیرون از مدینه رفت ، تا بالأخره مأمور زكات از طرف حضرت  برای جمع آوری زکات پیش او رفت . او گفت : من زكات نمی ‌دهم . آیه آمد : « وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحینَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ » 10

نگوییم چرا خدا به من مثل او نداده ، خوب شاید اگر می داد از خیلی چیزها محروم می شدیم و طغیان می کردیم

عوامل گشایش روزی :

تقوا

 برای انسان با تقوا از رزق های حساب نشده و بی گمان می آید . گاهی یک  درخت را هر چه آب می‌دهی برگ زرد و یك درخت توی جنگل بدون آبیاری سبز است . بعضی از رزقها دست ماست ، با فرمول و كار و تلاش و بعضی هم دست ما نیست .

گاهی مثل  یوسف در دل چاه می افتد و همه می خواهند که او خار شود وازبین برو اما خدا می خواهد شاه شود و عزیز . همه خواستند یوسف نباشد ام خدا خواست باشدو برق كشی داخل خانه دست ماست ، ولی كارخانه با ما نیست ،ممكن است ما آماده باشیم ولی كارخانه برق را وصل نكند .

پول خرج كردن(سخاوت) رزق را زیاد می‌كند ؛

روایت داریم « اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ » 11 ، « مِفْتَاحُ الرِّزْقِ الصَّدَقَةُ » 12. اگر توسعه می‌خواهی باید سخاوت داشته باشیم . فكر نكنیم اگر ندادیم داریم و اگر دادیم نداریم .

 صله رحم روزی را زیاد می‌كند

مراعات بهداشت، شستن دست قبل از غذا روزی را زیاد می‌كند

نماز شب روزی را زیاد می‌كند

حسن خلق روزی را زیاد می‌كند

امین بودن روزی را زیاد میكند. مردم می‌گویند این دست و چشمش پاك است

 شكر نعمت روزی را زیاد می‌كند .

 بین الطلوعین سراغ كار رفتن روزی را زیاد می‌كند.

 خورده نانهای سر سفره را خوردن روزی را زیاد می‌كند.

 

استغفار 

 نیت بد و گناه روزی را قطع می‌كند

در سوره قلم داستانی را نقل می كند كه چند برادر باغ میوهای داشتند . نیت كردند كه از این میوه ها به احدی ندهند . چون پدرشان هر سال از این میوه ها به فقرا می داد. پدر که مُرد بچه ها گفتند ما نمی د هیم . بعد گفتند : فقرا می فهمند می آیند در باغ ، گفتند خوب سحر می رویم میوه ها را می چینیم . نیت كردند به فقرا ندهند ، وقتی خوابیدند صاعقهای آسمانی آمد « فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِیمِ فَتَنَادَوا مُصْبِحِینَ» 13. قرآن می گوید سحر بلند شدند و دیدند كه باغ آنها خاكستر شده است .

 نیت گناه رزق را كم می كند .

به امید داشتن رزق های وسیع مادی و معنوی...

 

1- ذاریا /58

2- رعد/ 26

3-  زخرف / 32

4- هود / 62

5- عنكبوت / 60

6-  ذاریات / 22

7- آل عمران / 178 

8-  فجر / 15 - 166

9- شورى/27

10- توبه / 76-75

11- كافی / ج‏4 / ص‏10

12- كافی / ج‏4 / ص‏10

13-  قلم /  20-21

 


- نظرات (0)

نسخه قرآن برای افزایش روزی

و دوم بدانیم که کثرت مال، دلیل بر کثرت رزق نیست، چرا که معلوم نیست آن مال قابل استفاده باشد و درست نیز مصرف شود و فایده‌ای هم برساند، شاید فقط اندوخته باشد و یا به جای فایده، ضرر برساند، به آن که دیگر نمی‌توان رزق گفت. «رزق، چیزى است كه مورد انتفاع واقع شود و ربطى به زیادى و كمى مال ندارد - ترجمه المیزان، ج‏3، ص221»

و سوم بدانیم که آن چه حاصل می‌گردد و در راه باطل و حرام مصرف می‌گردد، رزق خدا نیست، بلکه معلول و محصول گناه و ابزاری برای هبوط و هلاکت بیشتر است که انسان برای خود مهیا می‌کند.

حال به چند آیه از قرآن کریم در خصوص «رزق» توجه نماییم:

الف – قبل از هر چیزی دقت و باور کنیم که رزقِ مرزوق با رازق است و رازق نیز همان خالق و ربّ است:

«وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا » (هود، 6)

و هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر [اینكه‏] روزیش بر عهده خداست .

پس دیگران چیزی ندارند که بخواهند رازق خود یا غیر خود باشند، بلکه همه فقیر، عبد و مرزوق هستند، لذا باید رزق را از او (رازق) طلب نمود و دانسته و ندانسته یا عمداً و سهواً، دیگری را در رزاقیت شریک ندانست.

ب – سپس باور کنیم که خداوند غنی و کریم، ما را خلق نکرده است که یک عمر برای یافتن رزق برای تأمین معاش دنیا بدویم، آن را خودش بر عهده گرفته است، بلکه فرمود شما را برای عبادت (بندگی) خلق کردم تا رشد کنید و خلیفة‌الله شوید و مقرب درگاهم گردید، من که نگفتم بدوید برای من ناب و آب و رزق بیاورید، گفتم ایمان و اخلاص و عمل صالح بیاورید که به نفع خودتان است:

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ، ما أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ، إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ» (الذاریات، 58)

ترجمه: من جن و انس را نیافریدم مگر براى اینكه عبادتم كنند، نه مى‏خواهم مرا روزى دهند، و نه طعامم دهند، چون كه خدا رزاق و داراى نیرویى متین است.

سبب گشایش و افزایش رزق در یک کلمه و معنا خلاصه می‌شود که آن «عبادت» و بندگی با خلوصِ باریتعالی است که در مصادیق متفاوتی تجلی دارد که از آن جمله است: کسب معرفت، ایمان، اخلاص، نماز، تلاوت قرآن کریم، دعا، پرهیز از گناه، استغفار، توبه، صله ارحام، انفاق و صدقه، کار و تلاش در هر عرصه و صنفی برای خدا نه برای نان، امر به معروف (از جمله نماز) و نهی از منکر (معصیت خدا) و ...

پس سعی و تلاش در بندگی، قدر و اندازه و ظرفیت انسان را برای اخذ و کسب رزق خدا افزایش می‌دهد. لذا اگر فرمود کار و تلاش کنید و برای انسان چیزی به جز تلاش او نیست، یعنی کار برای کسب رزق و روزی و افزایش ظرفیت و نقش‌آفرینی در چرخه حیات، لازمه رشد انسان است.

ج – پس اصل و تکلیف عبادت و بندگی است و اعلاءترین تجلی عبادت، همانا نماز است. فرمود:

«إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی» (طه، 14)

ترجمه: منم الله، (خدایى كه) جز من خدایى نیست پس مرا پرستش كن و به یاد من نماز برپا دار.

از این رو فرمود که برو اهل خود (خانواده، نزدیکان، آشنایان و ...) را به نماز امر کن، من که از تو رزق و روزی نخواستم که بی‌توجه به بندگی و نماز، همه عمرت را صرف آن کنی، بلکه رزق را من می‌دهم، تو دنبال بندگی برو:

«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى» (طه، 132)

ترجمه: و کسان خود را به نماز امر كن و خود (نیز) با همه نیرو بر (مراعات) آن شكیبایى كن، ما از تو هیچ روزى نمى‏طلبیم (تا توانش را نداشته باشى)، این ماییم كه تو را روزى مى‏دهیم، و عاقبت (نیك) از آن تقواست.

رزق

پس نماز سبب افزایش توان و ظرفیت اخذ فضل و رحمت الهی و فراوانی رزق و روزی می‌شود.

د – با توجه به نکات فوق، معلوم می‌شود که اگر رزق و روزی ما کم است و دچار گرفتاری می‌شویم، در حالی که خدای غنی، کریم، منّان و رزاق، روزی دهنده است، لابد ما مشکلی برای اخذ رحمت و نعمت بیکران الهی داریم. باورها و کارهایی داریم که خوب نیست، سوء است، فحشاء (زشت کاری) است و این امور مانع گشایش و افزایش رزق (معنوی و مادی) و بالتبع بروز مشکلات در زندگی می‌گردد و بدترین گناه همان فراموش کردن خدا و ترک ذکر خدا (که بیان شد در نماز متبلور است) می‌باشد، لذا فرمود:

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» (طه، 124)

ترجمه:و هر كس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏كنیم.

ه – حال که باورهای غلط و مشرکانه، اعمال زشت و گناهان، سبب تنگی و گرفتاری معیشت می‌شود، معلوم است که استغفار (طلب بخشش) و توبه (بازگشت از گناه)، که آن نیز مصداقی برای عبادت است، سبب گشایش، افزایش و برکت رزق (دنیوی و اخروی) می‌گردد – لذا فرموده‌اند که هر گاه دچار گرفتاری یا تنگی رزق شدید، زیاد استغفار کنید و خداوند متعال وعده فرمود:

سعی و تلاش در بندگی، قدر و اندازه و ظرفیت انسان را برای اخذ و کسب رزق خدا افزایش می‌دهد. لذا اگر فرمود کار و تلاش کنید و برای انسان چیزی به جز تلاش او نیست، یعنی کار برای کسب رزق و روزی و افزایش ظرفیت و نقش‌آفرینی در چرخه حیات، لازمه رشد انسان است

«وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَیُۆْتِ كُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ كَبِیرٍ» (هود، 3)

ترجمه: و اینكه از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوى او بازگردید تا شما را با بهره خوشى (از زندگى) تا مدّتى معین (در نهایت مرگ) برخوردار نماید و به هر صاحب فضلى فضل او را (پاداش دنیوى و اخروى كمالات هر صاحب كمالى را به تناسب كمالش) عطا نماید. و اگر روى بر تابید، بى‏تردید من بر شما از عذاب روزى بزرگ بیم دارم.

 

نتیجه:

پس سبب گشایش و افزایش رزق در یک کلمه و معنا خلاصه می‌شود که آن «عبادت» و بندگی با خلوصِ باریتعالی است که در مصادیق متفاوتی تجلی دارد که از آن جمله است: کسب معرفت، ایمان، اخلاص، نماز، تلاوت قرآن کریم، دعا، پرهیز از گناه، استغفار، توبه، صله ارحام، انفاق و صدقه، کار و تلاش در هر عرصه و صنفی برای خدا نه برای نان، امر به معروف (از جمله نماز) و نهی از منکر (معصیت خدا) و ... .

پس با معرفت، اخلاص و لذت تمام بندگی کنیم، او خود رازقی غنی، جواد و کریم است.


- نظرات (0)