سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

کهنه شدن قران

اگر مطالب قرآن کهنه نمى شود، چگونه مسائلى از قبیل بردگی، جنگ با روش‌هاى قدیمی، ماه‌هاى قمری، نصاب گاو و شتر و ... مطرح شده است؟



پرسش: اگر مطالب قرآن کهنه نمى شود، چگونه مسائلى از قبیل بردگی، جنگ با روش‌هاى قدیمی، ماه‌هاى قمری، نصاب گاو و شتر و ... مطرح شده است؟ آیا این‌ها نشان اختصاص آن به زمان خاص نیست؟
پاسخ:
قرآن کریم و دین مقدس اسلام آمده تا بشر را تا پایان دنیا هدایت نماید و راه سعادت و خوشبختى هر دو جهان را به وی ارائه نماید. از همین رو باطل و کهنگى در قوانین اسلام راه ندارد.
قرآن مى فرماید: «و این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر،‌که هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمى آید، چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است".(1)
امیرمؤمنان علی(ع) دربارة‌ قرآن فرمود: «کتاب خداوند میان شما سخنگویى است که هیچ گاه زبانش از حق گویى خسته نمى شود، و خانه ای است که پایه‌هایش هرگز فرو نمى ریزد،‌و نیرومندى است که یارانش شکست نمى خورند».(2)
با توجه به این که بشر نیازهاى ثابت و متغیر دارد، اسلام بر نیازهاى ثابت انسان، مُهر ثابت زده است،‌ اما نیاز متغیر او را تابع نیاز‌هاى ثابت قرار داده،(3) و این اعجازى است که در ساختمان دین به کار رفته و موجب شده که همواره با پیشرفت زمان و تغییر اوضاع و احوال اجتماعى و فرهنگی، پاسخ گوى پرسش‌ها و نیازهاى روز باشد. با توجه به این ویژگى، فقهاى شیعه در هیچ عصرى با بن بست و مشکلات حل نشدنى فقهى روبه رو نگشته اند. این نکته باتوجه به دو مطلب روشن مى شود:
1.علاوه بر احکام عبادى مثل نماز، روزه، حج و ... که احکام ثابتی هستند،‌اصول ثابت دیگرى نیز هست که نحوة‌ پیاده کردنش بستگى به زمان اجرا دارد و با اقتضاى زمان قابل تغییر است، مثلاً حفظ اسلام اصل ثابت و مسلّمی است، اما چگونه و با چه روشى اسلام حفظ مى شود، بستگى به شرایط زمان دارد. یک وقت شرایط زمان اقتضا مى‌کند که امام با دشمن صلح کند،‌ مانند صلح امام حسن مجتبی(ع) و زمان دیگر حفظ کیان اسلام به قیام و کشته شدن در راه خدا است، مثل نهضت مقدس امام حسین(ع). از همین رو امیرمؤمنان (ع) 25 سال مانند کسی که استخوان در گلو و خار در چشم داشت، براى حفظ اسلام صبر کرد و از حقّ مسلّم خود صرف نظر نمود، ولى هنگامى که به قدرت رسید، محکم ایستاد و در مدت کمتر از پنج سال،‌ سه جنگ داخلى را پاسخگو شد.
برابری و همدردى با مسلمانان اصل ثابت دیگر است که در هر زمان باید انجام گیرد، لیکن زمانى
حمایت‌هاى سیاسى و زمان دیگر همکارى فرهنگى و وقت دیگر کمک‌های مالى به عنوان مواسات اسلامى به حساب مى آید.
استفاده از لباس شهرت حرام است اما این که چه لباسى لباس شهرت است، بستگى به زمان دارد. آمادگى دفاعى براى مسلمانان اصل ثابت است ولى وسایل دفاع مثل شمشیر، سپر،‌ تانک، هواپیماى جنگی، بمب اتم و ... طبق نیاز روز تهیه مى گردد.
2.قوانین اسلام به شکل قضایاى حقیقیه وضع شده ، نه قضایای خارجیه؛ یعنى طبیعت اشیا را در نظر گرفته و روى طبیعت حکمى برده است.(4) هر وقت این طبیعت و موضوع پیدا شد، حکم مى آید و هر وقت موضوع از بین رفت،‌ حکم از بین مى رود، مثلاً مى گوید: غصب، دزدی و شراب حرام است؛ گوشت گوسفند حلال است و اگر مال به حد نصاب تعیین شده برسد، زکات دارد،‌ یا منافع کسب اگر از مخارج سالانه زیاد آمد، خمس دارد و ... در تمام این موارد اسلام از اوّل نگفته این موضوعات باید پیدا شود، بلکه گفته اگر این موضوعات در خارج پیدا شد، حکمش این است. چنانچه موضوع از بین رفت، حکم از بین مى رود.
در مورد بردگى هم مسئله از این قرار است. اسلام نگفته بردگى باید باشد بلکه با توجه به وجود بردگى در زمان ظهور اسلام و صلاح نبودن الغاى مطلق بردگى در آن زمان، اسلام راه آزادى بردگان را آورده است. توضیح این که: اسلام هرگز ابداع کنندة بردگى نبوده است،‌ بلکه در حالى ظهور کرد که نظام برده‌داری سراسر جهان را گرفته بود،‌و با تاروپود جوامع بشرى آمیخته بود،‌ حتى تا حدود صد سال پیش (1890 میلادی) ادامه داشت. اسلام براى آزادى بردگان طرحى را مطرح نمود که بدون این که جامعه را مختل نماید، به تدریج موجب آزادى تمامى بردگان گردد. بنابراین اسلام نگفته حتماً باید بردگى باشد تا با الغاى بردگى گفته شود این قانون اسلام از بین رفت،‌ بلکه با توجه به وجود بردگى در زمان ظهور اسلام و مصلحت نبودن الغاى بردگى در آن زمان،‌ قوانینى وضع کرد که در دراز مدت آزادى بردگان را به ارمغان آورد.
ماه‌هاى قمرى بدین لحاظ مقیاس احکام الهى قرار گرفته که یک مقیاس طبیعى است و در اختیار همگان مى باشد. یکى از امتیازات قوانین اسلام این است که دستورهاى آن معمولاً طبق مقیاس‌هاى طبیعى قرار داده شده،‌ زیرا مقیاس‌هاى طبیعى وسیله‌اى است که در اختیار همگان قرار دارد و گذشت زمان اثرى بر آن نمى گذارد، اما مقیاس‌های غیر طبیعى در اختیار همه نیست،‌ حتى در عصر ما هنوز همة مردم نتوانسته‌اند از مقیاس‌هاى جهانى استفاده کنند.
اسلام مقیاس را گاهى وجب، گاهى گام، گاهى بند انگشتان و گاهى طول قامت انسان و در مورد تعیین وقت، غروب آفتاب و طلوع فجر، گذشتن خورشید از نصف النّهار و رؤیت ماه قرار داده است. درست است که گردش خورشید در برج‌هاى دوازده گانه وسیلة خوبى براى تعیین ماه‌هاى شمسى است ولى این تقویم با این که طبیعى است، به درد همه نمى خورد و تنها دانشمندان نجوم از طریق رصد‌هاى نجومى می توانند بودن خورشید را در فلان برج تشخیص دهند. به همین دلیل دیگران مجبورند به تقویم‌هایى که به وسیلة منجمان تنظیم شده مراجعه کنند،‌ ولى گردش منظم ماه به دور زمین، تقویم روشنى به دست مى دهد که حتى افراد بى سواد و بیابانگرد قادر به تشخیص آن هستند.(5)
از این رو تقویم اسلامى بر اساس تقویم قمرى و گردش ماه است و براى همیشه مسلمانان براى انجام اعمال عبادى که نیازمند به زمان بندى است،‌ از این تقویم استفاده می نمایند. پس این تقویم کهنه نشده است.
در مورد نصاب شتر و گاو و ... باید گفت مسئلة زکات امروز هم مطرح است، زیرا گاو داران و گوسفنداران و کشاورزان زیادى هستند که داراى شرایط پرداخت زکاتند و باید با مراجعه به رسالة مرجع تقلید خود، با مسایل زکات آشنا شوند.
برای آگاهی بیش‌تر به کتاب اسلام و مقتضیات زمان اثر شهید مرتضى مطهرى مراجعه کنید.
پی‌نوشت‌ها:
1. فصلت (41) آیه‌41 و 42.
2. نهج البلاغه (فیض الاسلام) ص 403، خطبه‌ 133.
3. مرتضى مطهری،‌ اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 14و 218.
4. همان،‌ ج 2، ص 16.
5. تفسیر نمونه، ج 2، ‌ص 6، و ج 8، ‌ص 228.



- نظرات (0)

ترتیب چینش قران

با توجه به مکی و مدنی بودن سوره‌ها قرآن راچه کسى به این ترتیب در آورده است و این ترتیب بر اساس چیست ؟


مدارک متعدد وزیادى این واقعیت را تأیید مى کنند که قرآن ، به صورتى که اکنون در دست مااست ، در عصر پیامبر(ص) و به فرمان او جمع آورى شده است.
على بن ابراهیم قمى از امام صادق(ع) نقل کرده است که رسول خدا به على فرمود: قرآن درقطعات حریر و کاغذ و امثال آن پراکنده است ، آن را جمع‌آورى کنید؛ سپس اضافه مى کند: على از آن مجلس برخاست و آن را در پارچهء زردرنگى جمع آورى نمود و سپس بر آن مهر زد(1).
گواه دیگر این که دانشمند معروف اهل تسنن درکتاب از على بن ریاح نقل مى کند که :على بن ابیطالب وابى بن کعب ، قرآن رادر زمان رسول خدا جمع آورى کردند.
سومین شاهد جمله‌اى است که نویسندهء معروف اهل سنت درکتابش از زیدبن ثابت آورده است که
مى‌گوید: ما در خدمت پیامبر قرآن را از قطعات پراکنده جمع آورى مى کردیم وهر کدام را طبق راهنمایى پیامبر در محل مناسب خود قرار مى دادیم ، ولى با این حال این نوشته‌هامتفرق بود، پیامبر به على دستور داد که آن را یک جا جمع کند و ما را از ضایع ساختن آن برحذر مى داشت .
سید مرتضى دانشمند بزرگ شیعه مى گوید: قرآن در زمان رسول‌الله به همین صورت کنونى جمع آورى شده بود(2). طبرانى وابن عساکر از چنین نقل مى کنند که شش نفراز انصار، قرآن را در عصر پیامبرجمع آورى کردند.(3)
نیز همو نقل مى کند که از انس بن مالک پرسیدم : چه کسى قرآن را در عصر پیامبر جمع آورى کرد؟گفت : چهار نفر که همه از انصار بودند : 1 ابى بن کعب ؛2 معاذ؛3 زیدبن ثابت ؛ 4ابوزید. امادر مورد ترتیب سوره‌هاى قرآن براساس مکى و مدنى بودن، قرآن پژوهان اعم از اهل سنت یا شیعه براى شناخت سوره‌ها و آیات مکى ومدنى ، سه قاعده یامعیار را ذکر کرده‌اند:
أ) قاعده همگانى یعنى آنچه درمکه وپیرامون آن نازل شده ، مکى است و آن چه درمدینه و پیرامون آن نازل شده مدنى است .
ب ) قاعدهء ناظر به انسان‌ها باشد، یعنى آن چه مربوط به اهل مکه باشد غالباً با «یا أیّها الناس» بوده ومکى است و آن چه خطاب به اهل مدینه باشد غالباً باخطاب مدنى « یا أیها الذین آمنوا» است .
ج ) قاعده زمانى (که محققان آن را جامع و مانع تر شمرده‌اند) این است که آیات و سوره‌هایى که پیش ازهجرت نازل شده ، مکى است و آیات و سوره‌هایى که پس از هجرت فرود آمده ، مدنى است ؛ چه در مکه نازل شده باشد و چه در مدینه یادر سفرها و غزوات . البته بعضى دیگر از علما معیارهاى دیگرى را وضع کرده‌اند.(4)
در قرآن مجید این مسئله اجماعى است که پیامبر آن را به این ترتیب در آورده است ، اما درمورد ترتیب سوره‌هاى قرآن کریم ، اختلاف وجود دارد(5).بعضى مى گویند: ترتیب سوره‌هاى قرآن اجتهادى است ؛ به این معنا که صحابه پیامبر به هنگام جمع آورى قرآن ، مطابق ذوق و سلیقه شخصى خود، ترتیب موجود رادر سوره‌هاى قرآن به وجود آورده‌اند. دلیل اجتهادى بودن ترتیب سوره‌هاى قرآن، اختلاف مصاحف صحابه مى باشد، چون این مصاحف از نظر ترتیب سوره‌ها متفاوت هستند. برخى صحابه سوره‌ها و آیات قرآن رابر حسب نزول آنهامرتب ساختند؛ مانند مصحف على (ع)که در آن سوره‌هاى مکى پیش از سوره‌هاى مدنى قرار دارد، در حالى که مصحف عبدالله بن مسعود از نظر ترتیب سوره‌ها کاملابا ترتیب مصحف على متفاوت است .
در مقابل این نظریه ، بعضى بر این عقیده اند که ترتیب سوره‌هاى قرآن ، توقیفى است ؛به این معنا که صحابه پیامبر هنگام جمع آورى قرآن طبق اشاره پیامبر سوره‌هاى قرآن را مرتب مى کردند. یکى از ادله توقیفى بودن ترتیب موجود در سوره‌هاى قرآن، روایتى است که از ابى بن کعب نقل شده است که: رسول خدا مرا احضار کرد و فرمود: جبرئیل مرا مأمور ساخت که به تو درود و تهنیت گفته و قرآن را بر تو بخوانم ، ابى عرض کرد: پدر ومادرم فداى تو باد، مرا به ثواب وفضیلت قرآن آگاه فرما. رسول خدا ثواب قرائت سوره‌ها را از سوره آغاز و به ترتیب تا آخرین سوره (الناس ) بیان فرمود.(6)
پی‌نوشت‌ها:
1. تفسیر نمونه ، ج 1، ص 9- 8 به نقل از تاریخ القرآن ، ابوعبدالله زنجانى ، ص 44.
2.همان، به نقل از مجمع البیان ، ج اوّل ، ص 15
3 . همان ، ص 10 به نقل از منتخب کنزالعمال، ج 2، ص 52
4. بهاءالدین خرمشاهى ، قرآن کریم ترجمه و واژه‌نامه‌ها، ص 660- 659؛ تاریخ قرآن ، رامیاد، ص 603- 601.
5. سید محمدباقر حجتى ، تاریخ قرآن کریم ، ص 86- 85؛ سفینة البحار، ج 2، ص 421، به نقل از تاریخ قرآن و مجمع البیان ، ج 10، ص 305
6. پژوهشى در تاریخ قرآن کریم ، ص 89؛ ص 67-64



- نظرات (0)

دلایل عدم تحریف قرآن چیست؟

پیش از پرداختن به پاسخ، لازم است مراد از «تحریف در قرآن» روشن شود. قرآن پژوهان و مفسران برای تحریف تا هفت معنا برشمرده‌اند، اما معنایی که مرکز گفت و گو شده، عبارت است از: پدید آمدن هرگونه زیاده یا کاستی در متن قرآن موجود. تحریف به زیاده، معتقدان چندانی ندارد و تقریباً نظریه‌ای متروک است. بیش‌تر بحث در دایرة تحریف به کاستی و نقصان در قرآن مطرح است که اکثر دانشمندان مسلمان – اعم از شیعه و سنی – با ردّ هرگونه ادعای تحریف این گونه در قرآن، به دلایل زیادی استناد کرده‌اند تا پیراستگی ساحت قرآن مجید را از هرگونه دخل و تصرف به اثبات برسانند. قرآن کریم معجزه جاویدان، و سند رسالت حضرت محمد(ص) است.
این کتاب آسمانی ویژگی‌ها و امتیازاتی دارد، از جمله این که از آغاز نزول تا کنون از تحریف مصون مانده، و قرآن فعلی بدون کم و زیاد همان قرآنی است که بر پیامبر نازل شده، چرا که حافظ و پاسدار قرآن، خدای قادر و توانا است: «إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود».(1)
در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده است. از این جا معلوم می شود که اگر جن و انس و تمام قدرت‌ها بر ایجاد تحریف در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد. از این رو خدا فرمود: «همانا این قرآن، کتابی نفوذ‌ناپذیر است که نه از پیش رو و نه از پس، باطل به آن راه ندارد و از جانب خداوند حکیم و ستودنی نازل گشته است».(2)
دلایل عدم تحریف قرآن
1. گذشته از دلایل قرآن که در بالا نمونه‌هایی از آن اشاره شد، عدم تحریف قرآن دلایل دیگری نیز دارد. از جمله:
1. گواهی تاریخ
بنا به گواهی غیر قابل تردید تاریخ، امکان تحریف و دستکاری قرآن وجود نداشته؛ زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده است. قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی. قرآن کتابی بود که مسلمانانِ همواره در نماز و مسجد و خانه و میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب، از آن استفاده می کردند.
از تواریخ اسلامی استفاده می شود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار می دادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بود و هر فردی را از آغاز عمر با آن آشنا می کردند و هر کس می خواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم می دادند، قرآن مجید بود.
با توجه به این که قرآن به صورت یک مجموعه، با همین شکل فعلی در عصر پیامبر جمع آوری شده بود،(3) و مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می دادند. اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده باشند. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ می خوانیم در یکی از جنگ‌ها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند. در داستان "بئر معونه" (یکی از آبادی‌های نزدیک مدینه) و جنگی که در آن منطقه در زمان حیات پیامبر(ص) اتفاق افتاد، می خوانیم که جمع کثیری از قاریان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشیدند.(4)
از این مطالب روشن می شود که حافظان و قاریان و معلّمان قرآن آن قدر زیاد بودند که تنها در یک جنگ این تعداد شهید شدند، چرا که قرآن فقط قانون اساسی برای مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آن‌ها بود، مخصوصاً در آغاز اسلام که هیچ کتابی جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلّم مخصوص قرآن بود. قرآن یک کتاب متروک در گوشة خانه و یا مسجد که گَرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
حفظ قرآن به عنوان یک سنت و عبادت بزرگ همیشه میان مسلمانان مطرح بوده و هست، نیز بعد از پیدا شدن صنعت چاپ که سبب شد این کتاب به عنوان پرتیراژترین کتاب در کشورهای اسلامی چاپ و نشر گردد، باز حفظ قرآن به عنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد، به طوری که در هر شهر و دیار همیشه جمعی حافظ قرآن بوده و هستند. اکنون در بعضی کشورهای اسلامی مدرسه‌هایی وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجة اوّل حفظ قرآن است. سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر(ص) و به دستور و تأکید آن حضرت در تمام قرون ادامه داشته است. هم چنین سنت قرائت قرآن در شب‌ها و روزهای متعدد و ثواب بسیاری که برای قرائت ذکر شده است. با چنین وضعی اصولاً تحریف قرآن امکان پذیر نبوده است.
2. وجود کاتبان وحی: علاوه بر همه، پدیدة نویسندگان وحی نباید فراموش شود، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر آن‌ها را یادداشت می کردند. شمار حافظان را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
بنا به نقل ابوعبدالله زنجانی در کتاب "تاریخ قرآن" پیامبر(ص) نویسندگان متعددی داشت که وحی را یادداشت می کردند و آن‌ها چهل و سه نفر بودند که بیش از همه "زیدبن ثابت" و امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) در امر کتابت قرآن ملازم پیامبر در این رابطه بودند".(5)
آنها در برخی موارد آنچه را که نوشته بودند، برای پیامبر می‌خواندند تا هر گونه اشتباه احتمالی رفع شود. کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است تحریف شود؟
3. دعوت همة پیشوایان اسلام به قرآن موجود:
بررسی کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان می دهد که ایشان از آغاز اسلام، مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت می کردند، و این ثابت می‌کند که کتاب آسمانی به صورت یک مجموعه دست نخورده در همة قرون، از جمله قرون نخستین اسلام موجود بوده است.
مولای متقیان علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت هیچ اشاره ای به کم یا زیاد شدن قرآن نفرمود؛ نه تنها این کار را نکرد،‌ بلکه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر کم و زیادی در قرآن پیش آمده بود،مسلّماً آن حضرت قرآن اصلی را بر مردم عرضه می نمود.
4. خاتمیت:
پس از قبول خاتمیت پیامبر(ص) و این که اسلام آخرین آیین الهی است، و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر را پاسداری نکند؟ (8)
چون یکی از دلایل نبوت‌های تازه، تحریف کتاب آسمانی بوده است و اگر تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح می آمد، در حالی پیامبر اسلام، خاتم پیامبران شناخته شده است.
با توجه به این دلایل و دلایل دیگر که در کتاب‌های علوم قرآنی نوشته شده است،(9) علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده‌اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و نخواهد شد.
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: «یکی از ضروریات تاریخ اسلام این است که در 14 قرن قبل، محمد(ص) مبعوث به نبوت شده، کتابی آورده که آن را قرآن نامیده، در طول حیاتش مردم را به آن شریعت دعوت کرده، نیز از مسلّمات تاریخ است که با همین قرآن تحدّی کرده و آن را معجزه نبوت خود خوانده، نیز هیچ حرفی نیست که قرآن موجود همان قرآنی است که او آورده و برای بیشتر مردم معاصر خودش قرائت کرده است».(10)
امام خمینی(ره) می فرماید: «هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد. اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود، یا اخباری جعلی بوده که نشانه‌های جعل از سر و روی آن می بارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد».(11)
تحریف آن به معنای افزودن چیزی بر قرآن، میان مسلمانان هیج گوینده‌ای ندارد، اما تحریف به معنای کاستن از آیات، تنها برخی از علما بدان معتقد بودند. این را هم علمای شیعه و سنی جواب قاطع داده اند، تا جایی که مرحوم شیخ صدوق عقیده بر «مصونیت قرآن از تحریف» را از اصول شیعه دانسته و می فرماید: «اعتقاد ما این است: قرآنی که خدا بر حضرت محمد(ص) نازل فرمود، همان است که در یک مجلد و در دسترس همة مردم قرار دارد. هر کس به ما نسبت دهد که می‌گوییم قرآن بیش از این است، مسلّماً دروغگو می باشد».
پی نوشت‌ها :
1. حجر (7) آیه 9.
2. فصلت (41) آیه41 و 42.
3. تفسیر نمونه، ج1، ص 8 - 10؛ قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص 28.
4. تفسیر نمونه، ج11، ص 23.
5. ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ص 24.
6. تفسیر نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
7. قرآن هرگز تحریف شده؛ آیت الله خویی، بیان، ج 1، ص 305.
8. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان (ترجمه) ج 12، ص 150.
9. محمد‌هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص 69 (حاشیه حضرت امام بر کفایة الاصول، بحث حجت ظواهر.
10. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج1، ص 99.
11. باب حادی عشر (اعتقادات صدوق)، ص 93.


- نظرات (0)

((آنان برادران شیطان اند))

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْهر كس در دنیا برادر یا برادرانى دارد، و اگر احیانا برادرى نداشته باشد براى خود بر مى گزیند تا تنها باشد.
 شیطان هم براى خود برادرانى برگزیده است . آنها كسانى هستند كه حق خویشان و هموطنان و بیچارگان و درماندگان را پایمال مى كنند
 و به آنها نمى پردازند. اسراف و تبذیر مى كنند مال خود را در راه غیر صحیح و فساد مصرف مى نمایند، یا بدون انگیزه دارایى خود را ریخت و پاش مى نمایند و به مصرف صحیح و عقلانى نمى رسانند. چنین افرادى برادران شیطان اند. قرآن درباره آنها چنین مى فرماید:
 كسانى را كه انتخاب مى نماید باید با او هم فكر و هم عقیده باشند.
ان المبذرین كانوا اخوان الشیاطین و كان الشیطان لربه كفورا
((به درستى كه تبذیر كنندگان برادران شیطان اند و شیطان هم نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس كرد)).(159)
این كه شیطان نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس كرد روشن است ؛ زیرا خداوند نیرو و توان ، هوش و استعداد فوق العاده اى به او عنایت كرده ،
ولى او همه نیروها را در راه نادرست ؛ یعنى در راه اغوا و گمراهى مردم مصرف كرد.
به این خاطر تبذیر كنندگان برادران شیطان اند كه از نعمت هاى خدا، ناسپاسى كرده و در راه ناصواب صرف مى نمایند.
 بى شك اسراف یكى از ناپسندترین اعمال از دیدگاه قرآن و اسلام است . نعمت ها و مواهب كره زمین ، براى ساكنانش كافى است ؛
در صورتى كه بیهوده به هدر داده نشوند، بلكه به صورت صحیح و معقول ، دور از هر گونه افراط و تفریط مورد بهره بردارى قرار گیرند؛
 و گرنه این نعمت ها آن قدر زیاد نیست كه اگر در راه نادرست استفاده شود، هم چنان باقى بمانند و كم نشوند.
 چه بسا اسراف و تبذیر در منطقه اى ، باعث محرومیت منطقه دیگرى شود، یا اسراف و تبذیر انسان هاى امروز،
باعث محرومیت نسل هاى آینده گردد.
قرآن در آیات فراوانى شدیدا اسراف گران را به شدت محكوم كرده است . به چند نمونه از آنها اشاره مى شود تا هشدارى براى مسرفین باشد:
1. در جایى مى گوید: ((اسراف نكنید كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد)).(160)
2. مى فرماید: ((مسرفان از اصحاب دوزخ و جهنم اند)).(161)
3. مى گوید: ((از مسرفان اطاعت نكنید و فرمان نبرید)).(162)
4. آیه دیگرى مى فرماید: ((مجازات و عذاب الهى در انتظار مسرفان است )).(163)
5. مى فرماید: ((اسراف یك روش فرعونى و طاغوتى است )).(164)
6. و نیز چنین گفته : ((خداوند مسرفان دروغ گو را هدایت نمى كند)).(165)
7. باز مى فرماید: ((ما افراد اسراف كننده را هلاك مى كنیم )).(166)
از این آیات به دست مى آید كه اسراف و تبذیر بدترین اعمال مى باشد، و شیطان از مسرفان زیان كار خوشحال است تا آن جا كه
 مى فرماید: ((آنان برادران شیطان اند))


- نظرات (0)

4 گناه نحس

به گزارش سرویس فرهنگی جهان استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.

منبع: تبیان



- نظرات (0)

حروف ابجد


در كتاب انوار نعمانیه مرحوم جزائرى روایتى از حضرت رسول (ص ) نقل شده كه حضرت رسول فرموده : (( تعلموا تفسیر الابجد فان فیها الاعاجیب ویل لعالم جهلها: )) حروف ابجد و تفسیر و توضیح آن را یاد بگیرید، زیرا كه در معانى آن چیزهاى عجیب وغریب است واى بر عالمى كه آن را نداند(1)
توضیح تشریح حروف ابجد:
1- ا
2- ب
3- ج
4- د
5- ه‍
6- و
7- ز
8- ح
9- ط
10- ى
20- ك
30- ل
40- م
50- ن
60- س
70- ع
80- ف
90- ص
100- ق
200- ر
300- ش
400- ت
500- ث
600- خ
700- ذ
800- ض
900- ظ
1000- غ

عمر پیامبر اسلام به حروف ابجد

عمر پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله : س به حروف ابجد 60و ج به حروف ابجد 3است پس عمر شریف آن حضرت 63 سال است . نبوتش 23 سال (ك : 20، ج : 3) در مكه (یا) یعنى 11 سال و در مدینه (ط) یعنى 9 و (ج ) یعنى 3 سال كه جمع آنها 12 سال مى شود یعنى در مدینه 12 سال البته در هنگام رسالتش زندگى كرده است .


1-ثمرات الحیاة ، ج 1، ص 140.


- نظرات (0)

دستوراتی برای نابودی شیطان !!


پيامبر صلى لله عليه و آله : اَلا اُخبِرُكُم بِشَى ءٍ اِن اَنتُم فَعَلتُموهُ تَباعَدَ الشَّيطانُ مِنـكُم كَما تَباعَدَ المَشرِقُ مِنَ المَغرِبِ؟
قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّومُ يُسَوِّدُ وَجهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـكسِرُ ظَهرَهُ وَ الحُبُّ فِى اللّه وَ المُوازَرَةُ عَلَى العَمَلِ الصّالِحِ يَقطَعانِ دابِرَهُ وَ الستِغفارُ يَقطَعُ وَ تينَهُ ؛

پيامبر صلى لله عليه و آله فرمود : آيا شما را از چيزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنيد، شيطان از شما دور شود، چندان كه مشرق از مغرب دور است؟
عرض كردند: چرا. فرمودند: روزه روى شيطان را سياه مى كند، صدقه پشت او را مى شكند،

دوست داشتن براى خدا و هميارى در كار نيك، ريشه او را مى كند و استغفار شاهرگش را مى زند.
ميراث حديث شيعه ، ج 2، ص 20، ح 18



- نظرات (0)

الغوث الغوث

الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب

ای آنکه هر که به درگاهت دعا کند اجابت می کنی...


ای آنکه هر کس اطاعتت کند او را دوست می داری...


ای آنکه هر که را دوست داری به او نزدیک هستی...


ای آنکه هر کس از تو محافظت طلبد، او را حفظ و مراقبت می کنی...


ای آنکه در حق کسی که به تو امیدوار است، کرم میفرمایی...


ای آنکه درباره کسی که نافرمانیت کند، حلم می کنی...


ای آنکه در عین عظمت و بزرگی، رئوف و مهربانی...


ای آنکه در انجام حکمتت بزرگواری...


ای آنکه لطف و احسانت قدیم است...


ای آنکه به هرکس اراده و اشتیاق تو دارد، آگاهی...


ای خدایی که جز تو خدایی نیست...


به تو پناه آوردم... به تو پناه آوردم...


...ما را از آتش قهرت آزاد کن ای پروردگار من...




- نظرات (0)

برتراز انبیا

آورده اند که در آن وقت که شاه مردان را ضربت زده بودند، صعصعه بن صوحان پیش وى آمد و گفت: یا امیر المومنین! مدتى است که مسائلى چند در خاطر من مى گردد. من خواستم که از حضرتت سوال کنم، هیبت تو مرا مانع شد. اگر اجازت فرمایى بپرسم؟ گفت: بپرس. گفت: یا امیر! تو فاضلترى، یا آدم؟ گفت: یا صعصعه ! تزکیه امرء نفسه قبیح.(1) یعنى: قبیح است که مرد خود را بستاند اما چون مى پرسى، (مى گویم ) آدم را از یک چیز نهى کردند، وى بدان نزدیک شد (و بخورد) و بسیار چیزها بر من مباح کردند و من آن نکردم و گرد آن نگشتم و بدان نزدیک نشدم.
گفت: تو فاضلترى، یا نوح؟ گفت: نوح بر قوم خود دعاى بد کرد و من نکردم؛ و پسر نوح کافر بود و پسران من سیدان جوانان اهل بهشتند.
گفت: تو فاضلترى، یا ابراهیم؟ گفت: ابراهیم گفت: رب ارنى کیف تحیى الموتى (2) و من گفتم: لو کشف بى الغطاء ما ازددت یقینا .(3)
گفت: تو فاضلترى، یا موسى؟ گفت: حق تعالى وى را به رسالت فرستاد پیش فرعون، گفت: من مى ترسم که مرا بکشند - که من یکى را از ایشان کشته ام . برادرم هارون را با من بفرست. و چون رسول صلى الله علیه و آله و سلم مرا فرمود که سوره برائت بر اهل مکه خوانم - و من صنادید(4) قریش را کشته بودم - نترسیدم و برفتم و بر ایشان خواندم و تهدید و عیدشان (5) کردم.
گفت: تو فاضلترى، یا عیسى؟ گفت: مریم در بیت المقدس بود، چون وضع حملش شد، آواز آمد که برون رو که این خانه عبادت است نه خانه ولادت، و مادر مرا چون وضع حمل شد برون کعبه، آواز آمد که به اندرون کعبه آى و من در اندرون کعبه در وجودم آمدم. گفت: راست گفتى یا امیر المومنین.

1- الانوار النعمانیه ، 1/ 28.
2- (خدایا! به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده مى کنى ؟) سوره بقره ، آیه 260
3- یعنى : (اگر حجابها برایم برداشته شوند یقینم (ذره اى) افزایش نمى یابد). غرر الحکم، 5/108.
4- جمع صندید، مرد شجاع و دلاور.
5- وعده بد؛ بیم دادن .


برگرفته از:

کتاب داستان عارفان



- نظرات (0)

آنچه پشت را مى شكند


امام باقر(علیه السلام) فرمود:

ثَلاثُ قاصِماتُ الظَّهْرِ: رَجُلٌ إسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَنَسِىَ ذنُوبَهُ وأَعَجَبَ بِرَأیِهِ(1)

ترجمه

سه چیز پشت آدمى را مى شكند: كسى كه عمل نیك خود را بزرگ بشمرد و كسى كه گناهان خویش را فراموش كند و آن كس كه استبداد رأى داشته باشد.

 

شرح كوتاه

   كسانى كه اعمال خود را بزرگ مى شمرند، مسلّماً به همان قانع مى شوند و همین طرز فكر سدى در برابر تكامل و پیشرفت آنها ایجاد مى كند.

   و آنها كه گناه خویش را فراموش كنند، به جاى جبران آنها هر روز آلوده گناه تازه اى مى شوند و یكباره سقوط خواهند كرد.

   و آنها كه تنها به فكر خود تكیه مى كنند، از پشتوانه افكار عمومى و عقول دانش هاى فراوان دیگران محروم مى مانند، لغزش ها پشت سر هم دامن آنها را مى گیرد و بالاخره پشت آنها در زیر بار انبوه مشكلات خواهد شكست.
1. وسایل الشیعه، جلد 1، صفحه 73.



- نظرات (0)