سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

تجدیدوضو

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید:

خداوند متعال فرموده است:

هر کس محدث شود و وضو نگیرد، بر من جفا کرده است ، و هر کس ‍ محدث شود و وضو گیرد، و دو رکعت نماز نخواند، او نیز بر من ظلم کرده است ، و کسى که دو رکعت را بخواند ولیکن دعا نکند، او هم جفا کرده است ، و آن کس که محدث شود، سپس وضو گیرد و دو رکعت نماز به جاى آرد و دعا کند و در امر دین و دنیایش از من حاجت طلبد، اگر اجابتش نکنم ، من به او جفا کرده ام ، ولى من خدایى ستمکار نیستم .*


*لقاءالله ، ص 182.

برگرفته از کتاب:

پندهاى حکیمانه علامه حسن زاده آملى


- نظرات (0)

درمان با قرآن

وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلمُؤمِنینَ

(وما آنچه از قرآن فرستادیم ، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است )

(سوره الاسراء آیة 82)

حضرت علی (ع)فرمودند: قرآن ظاهرش شگفت آور و نیکو و باطنش ژرف و بی پایان است.

قرآن اقیانوسی است بیکران که رسیدن به اعماقش جز برای ائمّه هدی علیهم السلام میسرنیست وغیرازمعصومین کسی نمی تواند به کُنه وذات قرآن وآیاتش دست رسی پیدا کند.

ولی در عین حال هم قرآن وهم ائمّه معصومین به مردم توصیه می کنند در آیات قرآنی تدبُّر کنند قرآن در این زمینه می فرماید :

کِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِ لَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبرَّوُا آیاتِهِ

( این کتابی است پر برکت که برتو نازل کردهایم تادر آیات آن تدبرکنند )

قرآن برای مراتب تکامل بشر روشهای خاصی دارد آنان که برسر سفره علم وهدایت ائمّه معصومین علیهم السّلام این حاملان قرآن قرار می گیرند می توانند این روشهای خاص قرآن را در زندگی خودپیاده کنند وروح وروان وجسم وجان خود را با قرآن سیراب نمایند.

امیرالمومنین (ع)فرمود:درمان تمام دردها د رقرآن وجوددارد قسم به آن کسی که پیامبر را برانگیخت وخاندا نش را گرامی داشت درمان سوختن، غرق شدن، دزد، گریختن حیوانی از صاحبش، یا گمشده ای، یابنده فراری، همه وهمه درمانش در قرآن است از آن بپرسید، تا ازقرآن جواب دهم.

پیامبر(ص)فرمودند هر کس درمانش را از قرآن کریم نگیرد خداونداورا شفا نمی دهد.

امام صادق (ع)قرمودند هرکس یکصدآیه ازقرآن کریم (از هرجاییکه بخواهد )را تلا وت نماید وبعد ازآن هفت مرتبه یا الله بگوید اگر بر سنگ سخت دعاکند هر آینه شکا فته گردد.

امیرالمومنین علی (ع ) فرمودند هرکسی ازچیزی بترسد بخواند ازهر جای قرآن یکصد آیه و سه مرتبه بگوید اللّهُمَّ اکشِف عنِّی البَلاء ترسش زاِئل گردد

حضرت موسی بن جعفر(ع)فرمود هرکه به یک آیه قرآن اکتقا کند(بگوید یک آیه مرابس است)ازشرق وغرب همان آیه اورا بس است هر گاه با یقین بخواند

قال الباقر علیه السلام :فِی الْقُرْآّنِ شِفاءٌمِنْ کُلِّ داء

( امام باقر علیه السلام :فرمودند درمان هردردی درقرآن کریم وجوددارد.)



- نظرات (0)

سخن گران بها از ثامن الائمّه (ع)

1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نيست‌ ، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پيامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پيغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر كردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پريشان‌ حالى‌ است‌ .(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)

2. پنهان‌ كننده‌ كار نيك‌ ( پاداشش‌ ) برابر هفتاد حسنه‌ است‌ و آشكار كننده‌كار بد سرافكنده‌ است‌ ، و پنهان‌ كننده‌ كار بد آمرزيده‌ است‌ .(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 160)
3. از اخلاق‌ پيامبران‌ ، نظافت‌ و پاكيزگى‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
4. امين‌ به‌ تو خيانت‌ نكرده‌ ( و نمى‌كند ) و ليكن‌ ( تو ) خائن‌ را امين‌ تصور نمودى‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
5. برادر بزرگتر به‌ منزله‌ پدر است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
6. دوست‌ هركس‌ عقل‌ او ، و دشمنش‌ جهل‌ اوست‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
7. دوستى‌ با مردم‌ ، نيمى‌ از عقل‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

8. به‌ درستى‌ كه‌ خداوند ، سر و صدا و تلف‌ كردن‌ مال‌ و پر خواهشى‌ را دوست‌ ندارد . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
9. عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نيست‌ ، مگر اين‌ كه‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اواميد خير باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خير اندك‌ ديگرى‌ را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدايش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدايش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چيست‌ و چيست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چيست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز اين‌ كه‌ بگويد او از من‌ بهتر و پرهيزگارتر است.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
10. از امام‌ رضا (علیه السلام) سؤال‌ شد : سفله‌ كيست‌ ؟ فرمود : آن‌ كه‌ چيزى‌ دارد كه ‌از ( ياد ) خدا بازش‌ دارد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
11. ايمان‌ يك‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا يك‌ درجه‌ بالاتر از ايمان‌است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چيزى‌ بالاتر از يقين‌ داده‌ نشده‌ است‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)

12. اطعام‌ و ميهمانى‌ كردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
13. پيوند خويشاوندى‌ را برقرار كنيد گرچه‌ با جرعه‌ آبى‌ باشد ، و بهترين‌ پيوند خويشاوندى‌ ، خوددارى‌ از آزار خويشاوندان‌ است‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
14. حضرت‌ رضا (علیه السلام) هميشه‌ به‌ اصحاب‌ خود مى‌فرمود : بر شما باد به‌ اسلحه ‌پيامبران‌ ، گفته‌ شد : اسلحه‌ پيامبران‌ چيست‌ ؟ فرمود : دعا (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 214)
15. از نشانه‌هاى‌ دين‌ فهمى‌ ، حلم‌ و علم‌ است‌ ، و خاموشى‌ درى‌ از درهاى‌ حكمت‌است‌ . خاموشى‌ و سكوت‌ ، دوستى‌ آور و راهنماى‌ هر كار خيرى‌ است‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
16. زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد كه‌ در آن‌ عافيت‌ ده‌ جزء است‌ ، كه‌ نه‌ جزء آن‌ دركناره‌گيرى‌ از مردم‌ ، و يك‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
17. از امام‌ رضا (علیه السلام) از حقيقت‌ توكل‌ سؤال‌ شد . فرمود : اين‌ كه‌ جز خدا ازكسى‌ نترسى‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
18. به‌ راستى‌ كه‌ بدترين‌ مردم‌ كسى‌ است‌ كه‌ يارى‌اش‌ را ( از مردم‌ ) باز دارد وتنها بخورد و زير دستش‌ را بزند.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
19. بخيل‌ را آسايشى‌ نيست‌ ، و حسود را خوشى‌ و لذتى‌ نيست‌ ، و زمامدار را وفايى‌ نيست‌ ، و دروغگو را مروت‌ و مردانگى‌ نيست‌ . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
20. كسى‌ دست‌ كسى‌ را نمى‌بوسد ، زيرا بوسيدن‌ دست‌ او مانند نماز خواندن‌ براى‌اوست‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)

21. به‌ خداوند خوشبين‌ باش‌ ، زيرا هركه‌ به‌ خدا خوشبين‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هركه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندك‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ كردار اندك‌ او خشنود باشد ، و هركه‌ به‌ اندك‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبك‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنيا و دوايش‌ بينا سازد و او را از دنيا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
22. ايمان‌ چهار ركن‌ است‌ : توكل‌ بر خدا ، رضا به‌ قضاى‌ خدا ، تسليم‌ به‌ امرخدا ، واگذاشتن‌ كار به‌ خدا .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
23. از امام‌ رضا درباره‌ بهترين‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نيكى‌كنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ كنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه‌ خشم‌ كنند . درگذرند.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
24. كسى‌ كه‌ فقير مسلمانى‌ را ملاقات‌ نمايد و بر خلاف‌ سلام‌ كردنش‌ بر اغنيا براو سلام‌ كند ، در روز قيامت‌ در حالى‌ خدا را ملاقات‌ نمايد كه‌ بر او خشمگين‌ باشد . (عيون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 2 ، ص‌ 52)
25. از حضرت‌ امام‌ رضا (علیه السلام) درباره‌ خوشى‌ دنيا سؤال‌ شد . فرمود : وسعت‌ منزل‌و زيادى‌ دوستان‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 76 ، ص‌ 152)
26. زمانى‌ كه‌ حاكمان‌ دروغ‌ بگويند ، باران‌ نبارد و چون‌ زمامدار ستم‌ ورزد ،دولت‌ ، خوار گردد ، و اگر زكات‌ اموال‌ داده‌ نشود چهار پاپان‌ از بين‌ روند. (بحار الانوار ، ج‌ 73 ، ص‌ 373)
27. هر كس‌ اندوه‌ و مشكلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نمايد ، خداوند در روز قيامت‌اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد.
(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 268)

28. بعد از انجام‌ واجبات‌ ، كارى‌ بهتر از ايجاد خوشحالى‌ براى‌ مؤمن‌ ، نزدخداوند بزرگ‌ نيست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
29. بر شما باد به‌ ميانه‌روى‌ در فقر و ثروت‌ ، و نيكى‌ كردن‌ چه‌ كم‌ و چه‌ زياد ،زيرا خداوند متعال‌ در روز قيامت‌ يك‌ نصفه‌ خرما را چنان‌ بزرگ‌ نمايد كه‌ مانند كوه‌ احد باشد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
30. به‌ ديدن‌ يكديگر رويد تا يكديگر را دوست‌ داشته‌ باشيد و دست‌ يكديگر رابفشاريد و به‌ هم‌ خشم‌ نگيريد.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
31. بر شما باد راز پوشى‌ در كارهاتان‌ در امور دين‌ و دنيا . روايت‌ شده‌ كه‌" افشاگرى‌ كفر است‌ " و روايت‌ شده‌ " كسى‌ كه‌ افشاى‌ اسرار مى‌كند با قاتل‌ شريك‌ است‌ " و روايت‌ شده‌ كه‌ " هرچه‌ از دشمن‌ پنهان‌ مى‌دارى‌ ، دوست‌ تو هم‌ بر آن‌ آگاهى‌ نيابد " . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
32. آدمى‌ نمى‌تواند از گردابهاى‌ گرفتارى‌ با پيمان‌شكنى‌ رهايى‌ يابد ، و ازچنگال‌ عقوبت‌ رهايى‌ ندارد كسى‌ كه‌ با حيله‌ به‌ ستمگرى‌ مى‌پردازد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
33. با سلطان‌ و زمامدار با ترس‌ و احتياط همراهى‌ كن‌ ، و با دوست‌ با تواضع‌ ،و با دشمن‌ با احتياط ، و با مردم‌ با روى‌ خوش‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)
34. هر كس‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ كم‌ از خدا راضى‌ باشد ، خداوند از عمل‌ كم‌ او راضى‌باشد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)

35. عقل‌ ، عطيه‌ و بخششى‌ است‌ از جانب‌ خدا ، و ادب‌ داشتن‌ ، تحمل‌ يك‌ مشقت‌است‌ ، و هر كس‌ با زحمت‌ ادب‌ را نگهدارد ، قادر بر آن‌ مى‌شود ، اما هر كه‌ به‌ زحمت‌ بخواهد عقل‌ را به‌ دست‌ آورد جز بر جهل‌ او افزوده‌ نمى‌شود.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 342)
36. به‌ راستى‌ كسى‌ كه‌ در پى‌ افزايش‌ رزق‌ و روزى‌ است‌ تا با آن‌ خانواده‌ خود را اداره‌ كند ، پاداشش‌ از مجاهد در راه‌ خدا بيشتر است‌.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 339)
37. پنج‌ چيز است‌ كه‌ در هر كس‌ نباشد اميد چيزى‌ از دنيا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌ : كسى‌ كه‌ در نهادش‌ اعتماد نبينى‌ ، و كسى‌ كه‌ در سرشتش‌ كرم‌ نيابى‌ ، و كسى‌ كه‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبينى‌ ، و كسى‌ كه‌ در نفسش‌ نجابت‌ نيابى‌ ، و) كسى‌ كه‌ از خدايش‌ ترسناك‌ نباشد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
38. هرگز دو گروه‌ با هم‌ روبه‌رو نمى‌شوند ، مگر اين‌كه‌ نصرت‌ و پيروزى‌ با گروهى‌است‌ كه‌ عفو و بخشش‌ بيشترى‌ داشته‌ باشد.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
39. مبادا اعمال‌ نيك‌ و تلاش‌ در عبادت‌ را به‌ اتكاى‌ دوستى‌ آل‌ محمد (علیه السلام) رهاكنيد ، و مبادا دوستى‌ آل‌ محمد (علیه السلام) و تسليم‌ براى‌ آنان‌ را به‌ اتكاى‌ عبادت‌ از دست‌ بدهيد ، زيرا هيچ‌ كدام‌ از اين‌دو به‌ تنهايى‌ پذيرفته‌ نمى‌شود. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
40. عبادت‌ پر روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نيست‌ ، و همانا عبادت‌ پر انديشه‌كردن‌ در امر خداست‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

41. كسى‌ كه‌ نعمت‌ دارد بايد كه‌ بر عيالش‌ در هزينه‌ وسعت‌ بخشد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
42. هرچه‌ زيادى‌ است‌ نياز به‌ سخن‌ زيادى‌ هم‌ دارد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
43. كمك‌ تو به‌ ناتوان‌ بهتر از صدقه‌ دادن‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
44. به‌ آن‌ حضرت‌ گفته‌ شد : چگونه‌ صبح‌ كردى‌ ؟ فرمود : با عمر كاسته‌ ، و كردارثبت‌ شده‌ ، و مرگ‌ بر گردن‌ ما و دوزخ‌ دنبال‌ ما است‌ ، و ندانيم‌ با ما چه‌ شود. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
45. سخاوتمند از طعام‌ مردم‌ بخورد تا از طعامش‌ بخورند ، و بخيل‌ از طعام‌ مردم‌نخورد تا از طعامش‌ نخورند. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
46. ما خاندانى‌ باشيم‌ كه‌ وعده‌ خود را وام‌ دانيم‌ چنانچه‌ رسول‌ خدا ( ص‌ )كرد. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
47. هيچ‌ بنده‌ به‌ حقيقت‌ كمال‌ ايمان‌ نرسد تا سه‌ خصلتش‌ باشد : بينايى‌ در دين‌ ، و اندازه‌دارى‌ در معيشت‌ ، و صبر بر بلاها.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 471)
48. به‌ ابى‌ هاشم‌ داود بن‌ قاسم‌ جعفرى‌ فرمود : اى‌ داود ما را بر شما به‌ خاطر رسول‌ خدا ( ص‌ ) حقى‌ است‌ ، و شما را هم‌ بر ما حقى‌ است‌ ، هر كه‌ حق‌ ما را شناخت‌ رعايت‌ او بايد ، و هر كه‌ حق‌ ما را نشناخت‌ حقى‌ ندارد . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 471)
49. با نعمتها خوش‌ همسايه‌ باشيد ، كه‌ گريز پايند ، و از مردمى‌ دور نشوند كه‌ باز آيند.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
50. ابن‌ سكيت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ گفت‌ : امروزه‌ حجت‌ بر مردم‌ چيست‌ ؟ در پاسخ‌فرمود : همان‌ عقل‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ شناخته‌ مى‌شود آن‌ كه‌ راستگو است‌ از طرف‌ خدا و از او باور مى‌كند ، و آن‌ كه‌ دروغگو است‌ و او را دروغ‌ مى‌شمارد ، ابن‌ سكيت‌ گفت‌ : به‌ خدا اين‌ است‌ پاسخ‌ .(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
51. هركس‌ آفريدگار را به‌ آفريده‌هايش‌ تشبيه‌ كند ، مشرك‌ است‌ و هركس‌ به‌خداوند چيزى‌ نسبت‌ دهد كه‌ خدا خود از آن‌ نهى‌ كرده‌ است‌ كافر است‌ .(وسائل‌ الشيعة‌ ، ج‌ 18 ، ص‌ 557)
52. ايمان‌ انجام‌ واجبات‌ و دورى‌ از محرمات‌ است‌ ، ايمان‌ عقيده‌ به‌ دل‌ واقرار به‌ زبان‌ و كردار با اعضاء تن‌ است‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 444)

53. ريان‌ از امام‌ رضا عليه‌ السلام‌ پرسيد : نظرتان‌ راجع‌ به‌ قرآن‌ چيست‌ ؟ امام‌فرمود : قرآن‌ سخن‌ خداست‌ ، فقط از قرآن‌ هدايت‌ بجوييد و سراغ‌ چيز ديگر نرويد كه‌ گمراه‌ مى‌شويد . (بحار الانوار ، ج‌ 92 ، ص‌ 117)
54. امام‌ رضا (علیه السلام) در ضمن‌ تجليل‌ از قرآن‌ و اعجاز آن‌ فرمودند : قرآن‌ ريسمان‌محكم‌ و بهترين‌ راه‌ به‌ بهشت‌ است‌ ، قرآن‌ انسان‌ را از دوزخ‌ نجات‌ مى‌دهد ، قرآن‌ به‌ مرور زمان‌ كهنه‌ نمى‌شود ، سخنى‌ هميشه‌ تازه‌ است‌ زيرا براى‌ زمان‌ خاصى‌ تنظيم‌ نشده‌ است‌ ، قرآن‌ راهنماى‌ همه‌ انسانها و حجت‌ بر آنهاست‌ ، هيچ‌ اشكال‌ و ايرادى‌ به‌ قرآن‌ راه‌ پيدا نمى‌كند ، قرآن‌ از جانب‌ خداوند حكيم‌ فرود آمده‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 92 ، ص‌ 14)
55. سليمان‌ جعفرى‌ از امام‌ رضا (علیه السلام) پرسيد : نظرتان‌ درباره‌ كار كردن‌ براى‌دولت‌ چيست‌ ؟ امام‌ فرمود : اى‌ سليمان‌ هرگونه‌ همكارى‌ با حكومت‌ ( ظ‌الم‌ و غاصب‌ )به‌ منزله‌ كفر به‌ خداست‌ . نگاه‌ كردن‌ به‌ چنين‌ دولتمردانى‌ گناه‌ كبيره‌ است‌ و آدمى‌ را مستحق‌ دوزخ‌ مى‌نمايد . (بحار الانوار ، ج‌ 75 ، ص‌ 374)
56. عبدالسلام‌ هروى‌ مى‌گويد : از امام‌ رضا (علیه السلام) شنيدم‌ مى‌فرمود : خدا رحمت‌كند كسى‌ را كه‌ آرمان‌ ما را زنده‌ كند . گفتم‌ : چگونه‌ اين‌ كار را بكند ؟ فرمود : آموزشهاى‌ ما را ياد بگيرد و به‌ مردم‌ بياموزد .(وسائل‌ الشيعة‌ ، ج‌ 18 ، ص‌ 102)
57. هركس‌ از خود حساب‌ بكشد سود مى‌برد و هركس‌ از خود غافل‌ شود زيان‌مى‌بيند ، و هركس‌ ( از آينده‌اش‌ ) بيم‌ داشته‌ باشد به‌ ايمنى‌ دست‌ مى‌يابد ، و هركس‌ از حوادث‌ دنيا عبرت‌ بگيرد بينش‌ پيدا مى‌كند ، و هركس‌ بينش‌ پيدا كند مسائل‌ را مى‌فهمد و هركس‌ مسائل‌ را بفهمد عالم‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
58. عجب‌ درجاتى‌ دارد : يكى‌ اين‌ كه‌ كردار بد بنده‌ در نظرش‌ خوش‌ جلوه‌ كند وآن‌ را خوب‌ بداند و پندارد كار خوبى‌ كرده‌ . يكى‌ اين‌ كه‌ بنده‌اى‌ به‌ خدا ايمان‌ آورد و منت‌ بر خدا نهد با اين‌ كه‌ خدا را به‌ او منت‌ است‌ در اين‌ باره‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 468)

59. اگر بهشت‌ و جهنمى‌ هم‌ در كار نبود باز لازم‌ بود به‌ خاطر لطف‌ و احسان‌خداوند مردم‌ مط‌يع‌ او باشند و نافرمانى‌ نكنند .(بحار الانوار ، ج‌ 71 ، ص‌ 174)
60. خداوند سه‌ چيز را به‌ سه‌ چيز ديگر مربوط كرده‌ است‌ و به‌ طور جداگانه‌نمى‌پذيرد . نماز را با زكات‌ ذكر كرده‌ است‌ ، هركس‌ نماز بخواند و زكات‌ ندهد نمازش‌ پذيرفته‌ نيست‌ . نيز شكر خود و شكر از والدين‌ را با هم‌ ذكر كرده‌ است‌ . از اين‌ رو هركس‌ از والدين‌ خود قدردانى‌ نكند از خدا قدردانى‌ نكرده‌ است‌ . نيز در قرآن‌ سفارش‌ به‌ تقوا و سفارش‌ به‌ ارحام‌ در كنار هم‌ آمده‌ است‌ . بنابراين‌ اگر كسى‌ به‌ خويشاوندانش‌ رسيدگى‌ و احسان‌ ننمايد ، با تقوا محسوب‌ نمى‌شود .(عيون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)
61. از حرص‌ و حسادت‌ بپرهيز كه‌ اين‌ دو ، امتهاى‌ گذشته‌ را نابود كرد ، وبخيل‌ نباش‌ كه‌ هيچ‌ مؤمن‌ و آزاده‌اى‌ به‌ آفت‌ بخل‌ مبتلا نمى‌شود . بخل‌ مغاير با ايمان‌ است‌ .(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
62. احسان‌ و اطعام‌ به‌ مردم‌ ، و دادرسى‌ از ستمديده‌ ، و رسيدگى‌ به‌ حاجتمندان‌از بالاترين‌ صفات‌ پسنديده‌ است‌.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)

63. با مشروب‌ خوار همنشينى‌ و سلام‌ و عليك‌ نكن‌. (بحار الانوار ، ج‌ 66 ، ص‌ 491)
64. صدقه‌ بده‌ هرچند كم‌ باشد ، زيرا هر كار كوچكى‌ كه‌ صادقانه‌ براى‌ خدا انجام‌شود بزرگ‌ است‌. (وسائل‌ الشيعة‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 87)
65. توبه‌ كار به‌ منزله‌ كسى‌ است‌ كه‌ گناهى‌ نكرده‌ است‌. (بحار الانوار ، ج‌ 6 ، ص‌ 21)
66. بهترين‌ مال‌ آن‌ است‌ كه‌ صرف‌ حفظ آبرو شود. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
67. بهترين‌ تعقل‌ خودشناسى‌ است‌ .(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
68. راستى‌ امامت‌ زمام‌ دين‌ و نظام‌ مسلمين‌ و صلاح‌ دنيا و عزت‌ مؤمنان‌ است‌ ،امام‌ بنياد اسلام‌ نامى‌ ( افزون‌ شو ) و فرع‌ برازنده‌ آن‌ است‌ ، بوسيله‌ امام‌ نماز و زكات‌ و روزه‌ و حج‌ و جهاد درست‌ مى‌شوند و خراج‌ و صدقات‌ فراوان‌ مى‌گردند و حدود و احكام‌ اجراء مى‌شوند و مرز و نواحى‌ محفوظ‌ مى‌ماند . (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 462)
69. به‌ خدا خوش‌ گمان‌ باشيد ، زيرا خداى‌ عزوجل‌ مى‌فرمايد : من‌ نزد گمان‌ بنده‌ مؤمن‌ خويشم‌ ، اگر گمان‌ او خوب‌ است‌ ، رفتار من‌ خوب‌ و اگر بد است‌ ، رفتار من‌ هم‌ بد باشد . (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 116)

70. مرد عابد نباشد ، جز آن‌ كه‌ خويشتن‌ دار باشد ، و چون‌ مردى‌ كه‌ در بنى‌اسرائيل‌ خود را به‌ عبادت‌ وامى‌داشت‌ ، تا پيش‌ از آن‌ ده‌ سال‌ خاموشى‌ نمى‌گزيد ، عابد محسوب‌ نمى‌شد. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 172)

71. تواضع‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ مردم‌ دهى‌ آنچه‌ را مى‌خواهى‌ به‌ تو دهند .(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 189)
72. عيسى‌ بن‌ مريم‌ صلوات‌ الله‌ عليه‌ به‌ حواريين‌ گفت‌ : اى‌ بنى‌ اسرائيل‌ ! برآنچه‌ از دنيا از دست‌ شما رفت‌ افسوس‌ مخوريد ، چنانكه‌ اهل‌ دنيا چون‌ به‌ دنياى‌ خود رسند ، بر دين‌ از دست‌ داده‌ خود افسوس‌ نخورند . (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 205)
73. كسى‌ كه‌ جز به‌ روزى‌ زياد قناعت‌ نكند ، جز عمل‌ بسيار بسش‌ نباشد ، و هركه‌روزى‌ اندك‌ كفايتش‌ كند ، عمل‌ كند هم‌ كافيش‌ باشد. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 207)
74. گاهى‌ ، مردى‌ كه‌ سه‌ سال‌ از عمرش‌ باقى‌ مانده‌ صله‌ رحم‌ مى‌كند و خدا عمرش‌را 30 سال‌ قرار مى‌دهد و خدا هرچه‌ خواهد مى‌كند. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 221)
75. معمر بن‌ خلاد گويد : به‌ امام‌ رضا (علیه السلام) عرض‌ كردم‌ : هرگاه‌ پدر و مادرم‌مذهب‌ حق‌ را نشناسند دعايشان‌ كنم‌ ؟ فرمود : براى‌ آنها دعا كن‌ و از جانب‌ آنها صدقه‌ بده‌ ، و اگر زنده‌ باشند و مذهب‌ حق‌ را نشناسند با آنها مدارا كن‌ ، زيرا رسول‌ خدا ( ص‌ ) فرمود : خدا مرا به‌ رحمت‌ فرستاده‌ نه‌ به‌ بى‌مهرى‌ و نافرمانى‌. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 232)

76. هركس‌ به‌ مؤمنى‌ گشايشى‌ دهد ، خدا روز قيامت‌ دلش‌ را گشايش‌ دهد . (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 286)

77. خداى‌ عزوجل‌ به‌ يكى‌ از پيغمبران‌ وحى‌ فرمود كه‌ : هرگاه‌ اطاعت‌ شوم‌ راضى‌گردم‌ و چون‌ راضى‌ شوم‌ بركت‌ دهم‌ و بركت‌ من‌ بى‌پايان‌ است‌ ، هرگاه‌ نافرمانى‌ شوم‌ خشم‌ گيرم‌ و چون‌ خشم‌ گيرم‌ لعنت‌ كنم‌ و لعنت‌ من‌ تا هفت‌ پشت‌ برسد . (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 377)
78. هرگاه‌ مردم‌ به‌ گناهان‌ بى‌سابقه‌ روى‌ آورند به‌ بلاهاى‌ بى‌سابقه‌ گرفتارمى‌شوند . (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 377)
79. مردم‌ از كسى‌ كه‌ با صراحت‌ و صادقانه‌ با آنها رفتار كند خوششان‌ نمى‌آيد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
80. عده‌اى‌ به‌ دنبال‌ ثروت‌ هستند ولى‌ به‌ آن‌ نمى‌رسند و عده‌اى‌ به‌ آن‌ رسيده‌اند ولى‌ قرار نمى‌گيرند و بيشتر مى‌طلبند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
81. وقتى‌ آشكارا حرف‌ حق‌ مى‌شنويد خشمگين‌ نشويد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
82. حريصانه‌ به‌ دنبال‌ قضاى‌ حاجت‌ حاجتمندان‌ باشيد ، هيچ‌ عملى‌ بعد از واجبات‌بالاتر از شاد كردن‌ مسلمان‌ نيست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
83. نادان‌ ، دوستانش‌ را به‌ زحمت‌ مى‌اندازد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
84. مسلمان‌ اگر شاد يا خشمگين‌ شود از مسير حق‌ منحرف‌ نمى‌شود ، و اگر بر دشمن‌مسلط شود بيشتر از حقش‌ مطالبه‌ نمى‌كند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
85. فقط دو گروه‌ راه‌ قناعت‌ پيش‌ مى‌گيرند : عبادت‌ كنندگانى‌ كه‌ در پى‌ پاداش‌آخرتند يا بزرگ‌ منشانى‌ كه‌ تحمل‌ درخواست‌ از مردمان‌ پست‌ را ندارند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
86. مرگ‌ ، آفت‌ آمال‌ و آرزوهاست‌ ، و لطف‌ و احسان‌ به‌ مردم‌ تا ابد براى‌انسان‌ باقى‌ مى‌ماند. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)

87. عاقل‌ ، احسان‌ به‌ مردم‌ را غنيمت‌ مى‌شمارد ، و شخص‌ توانا بايد فرصت‌ راغنيمت‌ شمارد و الا موقعيت‌ از دست‌ مى‌رود. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
88. خسيس‌ بودن‌ آبروى‌ انسان‌ را از بين‌ مى‌برد. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
89. قلب‌ انسان‌ حالت‌ خستگى‌ و نشاط دارد ، وقتى‌ در حال‌ نشاط است‌ مسائل‌ راخوب‌ مى‌فهمد و وقتى‌ خسته‌ است‌ كند ذهن‌ مى‌شود ، بنابراين‌ وقتى‌ نشاط دارد آنرا به‌ كار بگيريد و وقتى‌ خسته‌ است‌ آن‌ را به‌ حال‌ خود بگذاريد.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
90. هر هدفى‌ را از راه‌ آن‌ تعقيب‌ كنيد . هركس‌ اهدافش‌ را از راه‌ طبيعى‌تعقيب‌ كند به‌ لغزش‌ دچار نمى‌شود و بر فرض‌ كه‌ بلغزد چاره‌جويى‌ برايش‌ ممكن‌ است‌ . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)
91. بهترين‌ مال‌ آن‌ است‌ كه‌ خرج‌ آبرو و حيثيت‌ انسان‌ شود .(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 355)
92. خود را با كار مداوم‌ خسته‌ نكنيد و براى‌ خود تفريح‌ و تنوع‌ قرار دهيد ولى‌از كارى‌ كه‌ در آن‌ اسراف‌ باشد يا شما را در اجتماع‌ سبك‌ كند پرهيز كنيد . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
93. تواضع‌ و فروتنى‌ مراتبى‌ دارد ، مرتبه‌اى‌ از آن‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ موقعيت‌خود را بشناسد و بيش‌ از آنچه‌ شايستگى‌ آن‌ را دارد از كسى‌ متوقع‌ نباشد و با مردم‌ به‌ گونه‌اى‌ معاشرت‌ و رفتار نمايد كه‌ دوست‌ دارد با او آنگونه‌ رفتار شود و اگر كسى‌ به‌ او بدى‌ نمود در مقابل‌ خوبى‌ كند ، خشم‌ خود را فرو خورد و گذشت‌ پيشه‌ كند و اهل‌ احسان‌ و نيكى‌ باشد . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 355)

94. بايد لطف‌ و احسان‌ قابل‌ اعتنا باشد . نبايد چيز كم‌ ارزشى‌ را صدقه‌ دهيم‌ . ( در زمانى‌ كه‌ عموم‌ مردم‌ تمكن‌ نسبى‌ دارند نبايد به‌ خرما دادن‌ بسنده‌ كرد . ) (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 354)
95. كسى‌ كه‌ محاسن‌ و امتيازات‌ زيادى‌ داشته‌ باشد مردم‌ از او تعريف‌ مى‌كنند ،و به‌ تعريف‌ خود نياز پيدا نمى‌كند.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)

96. هركس‌ به‌ راهنمايى‌ تو اعتنايى‌ نكرد نگران‌ مباش‌ حوادث‌ روزگار او را ادب‌ خواهد كرد.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)
97. كسى‌ كه‌ در پوشش‌ نصيحت‌ به‌ تو از ديگرى‌ بدگويى‌ مى‌كند ، به‌ عاقبت‌ بدى‌گرفتار خواهد شد.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)
98. هيچ‌ چيزى‌ زيانبارتر از خودپسندى‌ نيست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 348)
99. برنامه‌ آموزش‌ دين‌ داشته‌ باشيد در غير اين‌ صورت‌ باديه‌ نشين‌ و نادان‌محسوب‌ مى‌شويد . (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
100. از فقر انديشه‌ مكن‌ كه‌ خسيس‌ خواهى‌ شد ، و در فكر عمر دراز مباش‌ كه‌ باعث‌ حرص‌ به‌ ماديات‌ است‌ .

منبع: موسسه جهانی سبطین



- نظرات (0)

خدای من!


خدای من!
دلها کجا بی یاد تو آرام می شود و قلبها کجا بی گرمای نفس تو مطمئن؟

خدای من!
چه دلهای سرگشته که شیفته تو گشت و چه قلبها که بی تاب و دیوانه تو شد و چه عقلها که معرفت تو را گرد هم آمد و راه به جایی نبرد.

خدای من!
دلها کجا بی یاد تو آرام می شود و قلبها کجا بی گرمای نفس تو مطمئن؟

خدای من!
این جانهای بی قرار جز لحظه دیدار آرام و قرار نمی گیرند.

خدایا!
تو منزه هر مکانی و عبود هر زمانی و موجود در هر لحظه و آنی، تو منادی هر زبانی و معظم هر دل و جانی!



- نظرات (0)

الا به ذکر الله تطمئن القلوب

آرام جان
بگذار بی قرارت باشم!

بی قرار تو ! تنهای تنها تو

بی قراری برای غیر تو خُســــــــــــران است

برای چیزهایی که زیادشان هم، کم است

عمرشان کم و ماندگاری و اثرشان محدود

بگذار بفهمم، آنچه نپاید دلبستگی را نشاید


بگذار بفهمم، دل آدمی تنها با توست که آرام می گیرد!

الا به ذکر الله تطمئن القلوب


- نظرات (0)

الهی شکرت

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی،
خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی،
عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی،

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی،
و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی،

و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم
و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...

تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم،
و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم،و جز در سایه توکل به تو،

آرامش و امنیت احساس نکنم...
خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.

الهی شکرت


- نظرات (0)

ترک گناه


در آیه 32 سوره مائده اومده که:"هر كس كسى را  در زمین بكشد چنان است كه گویى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گویى تمام مردم را زنده داشته است" از این آیه میشه یه برداشت دیگه ای کرد که هرکس کسی را از گناه و آلودگی های دنیایی نجات داد یا به بیان دیگر اگر کسی دست یک نفر را از فساد جامعه بکشد بیرون انگار دست همه مردم را گرفته است .ولی این کار از دست همه بر نمی آید پس قبل از این کار خودمون باید از گناه بیرون بیام اینجا یه حدیث از امام رضا -علیه السلام- هست که می فر مایند:"ایمان یعنی انجام واجبات و ترک گناهان" پس چرا در زمینه ترک گناه اینقدر ضعیفیم؟؟ در جواب باید بگوییم ترک گناه در دو اصل کلی می باشد :1-برای بهشت رفتن و رهایی از عذاب 2-برای خود خدا . امام  خمینی _رحمة الله علیه-گفته که:"اگر وقت کردید سری به خودتان هم بزنید"پس یه سری به خودت بزن.گناه یه درده پس هرکس می خواد این دردها را درمان کند در مانش در خودش است به قول یه اخوندی:"یه جور باش ، یه رنگ باش" اگر حسین را قبول داری پس  دَرِ خونه یزید چیکار میکنی؟


- نظرات (0)

سوره حمد

نامهاى این سوره: این سورۀ مباركه از جمله معدود سوره‌هاى قرآنى است كه نامهاى متعددى دارد و با استقرایى كه به عمل آمد، معلوم شد كه این سوره چهارده نام دارد كه بعضى از آنها معروف و بعضى دیگر غیر معروف است. اكنون ما این نامها را با ذكر علت نامگذارى بیان مى‌كنیم:

 ١ -سورۀ حمد، به سبب اینكه اولین كلمه این سوره، كلمۀ حمد مى‌باشد.

 ٢ -سورۀ فاتحة الكتاب، به دلیل اینكه قرآن كریم كه یكصد و چهارده سوره دارد با این سوره آغاز مى‌شود و نیز به طوریكه خواهیم گفت این سوره نخستین سورۀ كاملى است كه بر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نازل شده است.

 ٣ -سورۀ‌ام الكتاب یا أم القرآن، این نامگذارى از آن جهت است كه این سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى است كه در قرآن آمده و مى‌توان آنرا فشرده و خلاصه‌اى از معارف قرآن دانست بگونه‌اى كه در تفسیر سوره خواهیم دید.

 ۴ -سورۀ سبع مثانى، این اسم به معناى «هفت تاى دو به دو» مى‌باشد و این نامگذارى به این جهت است كه اولا این سوره هفت آیه است و ثانیاً در هر نماز دو بار خوانده مى‌شود. البته وجوه دیگرى هم ذكر كرده‌اند كه ما از نقل آنها خوددارى كردیم.

 ۵ -سورۀ كنز، زیرا كنز به معناى گنجینه است و این سوره گنجینۀ معارف قرآنى است.

 ۶ -سورۀ وافیة، شاید علت نامگذارى آن باشد كه این سوره مباركه وافى به معارف قرآنى است.

 ٧ -سورۀ كافیة، زیرا این سوره در نماز از سوره‌هاى دیگر كفایت مى‌كند و مى‌تواند جایگزین آنها بشود ولى سوره‌هاى دیگر نمى‌توانند جایگزین این سوره در نماز باشند.

 ٨ -سورۀ شافیة، زیرا این سوره مباركه شفا دهنده امراض روحى است. البته تمام قرآن چنین حالت را دارد ولى از آنجا كه این سوره فشرده‌اى از همه قرآن است، به این نام نامیده شد.

 ٩ -سورۀ شفاء، علت این نامگذارى همانست كه در نام قبلى بیان شد.

 ١٠ -سورۀ صلاة، بدانجهت كه باید در نمازهاى واجب و مستحب خوانده شود.

 ١١ -سورۀ اساس، چون در اول قرآن آمده و لذا پایه و اساس قرآن است.

 ١٢ -سورۀ سؤال، زیرا كسى كه این سوره را مى‌خواند، از خداوند درخواست عبودیت و كمك و هدایت مى‌كند.

 ١٣ -سورۀ شكر، زیرا در این سوره از رحمت الهى و ربوبیت او صحبت مى‌شود و بیان همین معنى نوعى شكر و سپاسگزارى به درگاه خداوند است.

 ١۴ -سورۀ دعا، چون این سوره مشتمل است بر دعایى است كه خواننده سوره در حق خود مى‌كند.


- نظرات (0)

سخنان امام علی


ـ اى كسیكه غیر از تو مرا پناه دهنده‏اى نیست،از عذاب و عقوبت تو بعفو و بخشش تو پناه مى‏برم.
ـ من آن بنده‏اى هستم كه بتمام گناهانم اقرار میكنم،و تو هم خداى بزرگ و بى نیاز و آمرزنده‏اى .
ـ پس اگر مرا عقوبت فرمائى گناه از من است (و تو عادلى) و اگر بیامرزى در اینصورت تو (بآمرزیدن) سزاوارترى.
ـ اگر روزى دچار سختى و مشكلات شدى بى‏تابى مكن كه در یك دوران طولانى در فراخى بوده‏اى .
ـ از لطف خداوند مأیوس مباش كه یأس (از رحمت خدا) كفر است،شاید خداوند ترا باندك زمانى بى‏نیاز كند.
ـ به پروردگار خود گمان بد مبر زیرا كه خداوند (مهربان) بنیكوئى كردن سزاوارتر است.
ـ سختى را دیدى كه بدنبال آن فراخى است و قول خدا راست‏تر از هر قولى است (اشاره است بایه شریفه ان مع العسر یسرا و آیه و من اصدق من الله قیلا) .
ـ چهار نفر را من در میان مردم تشخیص داده‏ام كه احوال آنها واضح وآشكار است. (بطور كلى مردم چهار نوعند) .
ـ یكى از آنها امور دنیایش بسختى و تنگى است ولى بدنبال آن آخرت نیكوئى دارد.
ـ و یكى هم دنیایش پسندیده است (دنیا را بخوشى و راحتى میگذراند) ولى پس از آن دیگر آخرتى براى او نخواهد بود. (آخرتش خراب است.)
ـ و یكى هم بر هر دو موفق و فائز گشته و او دنیا را با آخرت جمع كرده است.
ـ و یكى هم از میان آنها تبهكارى است كه نه دنیا دارد نه آخرت.
ـ نفس را (از آلایش) نگاهدار و وادارش كن بر آنچه او را زینت دهد تا بسلامت زندگى كنى و در باره تو نیكو گویند.
ـ اگر امروز روزى بر تو تنگ شده تا فردا صبر كن كه شاید نكبت‏ها و گرفتاریهاى روزگار از تو بر طرف شوند.
ـ شخص غنى النفس عزیز است اگر چه مالش هم كم باشد و توانگر (بوسیله مال) بى نیاز است (اما) خوار و ذلیل است.
ـ در دوستى شخص متلون خیرى نیست چون بهر طرف كه باد میوزد او هم بدان طرف میل میكند.
ـ (چنین شخصى) موقعى بخشنده است كه تو از گرفتن مال او بى نیاز باشى ولى موقع برداشتن بار فقر از دوش تو بخیل است.
ـ پس چقدر زیادند دوستان موقعى كه آنها را میشمارى و لكن آنان در موقع‏گرفتاریها و حوادث كم‏اند.
ـ هر كسیكه سرشت‏هاى او شریف و عزیز باشد باداب فاضله و نیكو آراسته میگردد.
ـ و كسیكه حرص و طمعش از دنیا كم باشد لباسهاى امن و امان را مى‏پوشد.
ـ پس اگر روزگار بتو حیله و غدر كند صبر كن و باستعانت از خداوند خوى و روش نیكو داشته باش.
ـ و در خانه ذلت و خوارى ساكن مباش كه ذلت قرین و همراه پستى و كوچكى است.
ـ و اگر صاحب كرمى ترا عطاى نیكو كند پس با زبان خوش و شیرین از او سپاسگزارى كن.
ـ چه بسا براى خدا لطف پوشیده‏اى است كه مخفى بودن آن از فهم شخص زیرك پوشیده است.
ـ و چه بسا گشایشى كه پس از سختى میآید و گرفتگى و اندوه را از دل محزون بر طرف میكند .
ـ اگر روزى راه چاره جوئیها بر تو تنگ گردید پس بخداى یگانه و بلند مرتبه اعتماد كن.
ـ به پیغمبر صلى الله علیه و آله متوسل شو كه هر كار سخت و بزرگ موقعیكه به پیغمبر توسل جسته شود آسان گردد.
ـ موقعیكه امر بزرگى پیشامد میكند بى تابى مكن چه بسا كه خداوند را لطفهاى پوشیده‏اى باشد.
ـ خود را گرسنه نگهدار زیرا كه گرسنگى از عمل پرهیزكارى است و آنكه گرسنگى طولانى كشد بزودى روزى سیر گردد.
ـ و از گناهان كوچك دورى گزین و مرتكب آنها مباش زیرا گناهان كوچك روزى جمع شوند (و گناه بزرگ گردند) .
 


- نظرات (0)

خصوصیات نماز

نماز چه خصوصیتی دارد که در قیامت اوّل ازآن سؤال می شود؟


در چندین آیه قرآن، مهم‏ترین مسأله (پس از شناخت خداوند و ایمان به او) برپا داشتن نماز شمرده شده است‏. (1) برخى از احادیث بر این نکته تأکید ورزیده‏اند که نماز اساس و پایه اصلى دین و ایمان است؛ پایه‏اى مرکزى که در وسط خیمه قرار مى‏گیرد و اگر برداشته شود، خیمه فرو مى‏ریزد. (2)

برخى از اعمال چون امر به معروف و نهى از منکر و جهاد در راه خدا آثار بسیار دارند و بر آن‏ها تأکید فراوان شده است؛ اما اگر نیک بنگریم در مى‏یابیم همه آن‏ها بسان طناب‏ها یا چوبک‏هاى اطراف خیمه‏اند. البته براى برپا ماندن خیمه به همه این طناب‏ها و چوبک‏ها نیاز است؛ اما آنچه انگیزه کارهاى نیک را تقویت مى‏کند و به امر به معروف و جهاد و... جهت مى‏دهد یاد خدا است که بهترین قالب آن نماز است.
قرآن کریم در سوره مؤمنون و معارج به ترتیب شش و هشت ویژگى انسان‏هاى شایسته را برشمرده ، در آغاز و انجام آن‏ها نماز را مطرح فرموده است. از نماز شروع و به نماز ختم مى‏گردد. این آغاز و پایان نشان مى‏دهد میان تمام این اوصاف، توجه به نماز برترین و مهم‌ترین آن‏ها است؛ چرا که نماز مهم‏ترین رابطه مخلوق با خالق و برترین مکتب تربیت است‏. (3)
عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان‌ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش
داشته‌اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد و خداوند تنها موجودی است که لائق پرستش است.
اهل عرفان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با یاری‌خواهی و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است. هر کدام از مکتب‌ها و آیین‌ها گونه‌هایی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید:
«کلّ قدعلم صلوته و تسبیحه؛ تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند».(4) در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛ (5) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
جمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان وشبان
ما سمیعیم و بصیریم وهُشُیم با شما نامحرمان ما خاموشیم
گر شما سوی جمادی می‌روید محرم جان جمادان کی شوید؟!
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ راهکاری سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند راهی برای رشد و ارتقای انسان‌ها پدید آورد؟
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت کردند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر زنده بماند و این ازطریق نماز امکان پذیر است». (6) علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین است. هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواستة خداوند و معبود اوست. اصولاً هدف اصلی از خلقت انسان، بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. معارف بلند اسلامی هم در آن وجود دارد، نیز تسبیح و تقدیس لفظی است و تقدیس عملی هم می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و دعا و تکبیر و سلام و همة زیبایی‌ها در نماز است. اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر». (7) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. چنان‌که اذان با محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است.» (8) در آیات قرآن و احادیث معصومین به بخشى از آثار و حکمت‏هاى نماز و عبادت پرداخته شده است که به برخى اشاره می شود:
1 - قرب معنوى :
یکى از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل مى‏دهد و در یکى از آیات قرآن هدف آفرینش انسان «عبادت» بیان شده است (9) که حکایتگر بُعد معنوى نماز و اهمیت آن است، امام على(ع) فرمود: «الصلوة قربان کل تقى (10)؛ نماز وسیله تقرب هر پرهیزکارى به خداوند است». در برخى از روایات از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوى آن مى‏باشد.
2 - یاد خدا و آرامش روانى :
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى (11)؛ نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى».
روح و هدف و مقدمه و نتیجه نماز یاد خدا و «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است. (12) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد.
نماز به عنوان ذکر خدا به نماز گزار آرامش مى‏دهد: «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب (13)؛ آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
3 - عامل باز دارنده از گناه:
یکى از آثار مهم نماز جلوگیری از گناه است: «إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنکر».(14)
نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا (نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد) مى‏اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مى‏ایستد و تکبیر مى‏گوید، خدا را از همه چیز بالاتر مى‏شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانى، جنبشى به سوى حق و حرکت به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى‏شود... (15)
4 - گناه زدایى:
یکى از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایى است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است (16). پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر کنار خانة یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مى‏ماند؟ در پاسخ عرض کردند،نه. حضرت فرمود:
«نماز درست هماننداین آب جارى است. هر زمان که انسان نماز مى‏خواند، گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است، از بین مى‏رود.» (17)
5 - غفلت زدایى‏:
انسان در زندگى با توجه به «عوامل غافل کننده» به تذکر و یادآورى نیاز دارد. باید وسیله‏اى او را در فاصله‏هاى مختلف زمانى به مبدأ هستى توجه دهد، هدف آفرینش را به یادش آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بى‏خبرى بازش دارد. این وظیفه مهم به عهده نماز است‏ (18)؛ به عبارت دیگر، انسان موجودى دو بُعدى است و خداوند هستى‏بخش او را مرکّب از جسم و روح آفریده است. همان‏گونه که وى از ابتداى خلقت جسم و ماده خویش تا پایان زندگانى در دنیا به بخشش و توجه خالق خویش نیاز دارد، در زندگانى روحانى نیز (از هنگامى که درک و شعورش کامل شد تا پایان زندگانى) به فیض‏بخشى از سوى مبدأ پیدایش خویش نیازمند است تا قلبش نمیرد ؛ و این مقصود جز از راه ارتباط با آفریدگار حاصل نخواهد شد؛ چنان که آیات بسیارى بر آن تأکید ورزید. بهترین راه ارتباط با او نماز است. از این رو، در نخستین دستورها به موسى(ع) آمده است: «نماز را برپادار تا به یاد من باشى». (19)
این که در این آیه «ذکر» و یاد خدا را مخصوص نماز کرده بدان سبب است که نماز برترین عملى است که فروتنى و بندگى در آن نمودار مى‏شود؛ در نماز «یاد خداوند» تجسم پیدا مى‏کند. (20)
بزرگ‏ترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏شود، مرتباً به انسان اخطار مى‏کند و هشدار مى‏دهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان مى‏سازد... نعمت بزرگى است که انسان وسیله‏اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید. (21)
6 - تکبر زدایى‏:
یکى از راه‌های مهم تکبر زدایى نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مى‏گذارد و خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مى‏بیند، از این رو پرده‏هاى غرور و خودخواهى را کنار مى‏زند. على(ع) پس از بیان فلسفه عبادت، یکى از آثار نماز را تکبر زدایى می داند:
«خداوند ایمان را براى پاکسازى انسان‌ها از شرک و نماز را براى پاکسازى از کبر واجب کرده است »(22).
7 - پرورش فضائل اخلاقى :
نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزایش مى‏دهد و نتیجة آن پرورش فضایل اخلاقى است. انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و طبیعت بیرون مى‏برد و به ملکوت آسمان‏ها دعوت مى‏کند و با فرشتگان همصدا مى‏شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى‏داند.
8 - همگرایى :
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار فردی نماز محسوب مى‏شوند، یکى از آثار مهم اجتماعى و سیاسى نماز، همگرایى است. برگزارى نماز جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش مى‏گذارد زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و به اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان آگاهى پیدا مى‏کنند .(23)
9 - نفى طاغوت و ایستادگى در مقابل ستم‏:
انسانى که فقط خداوند را عبادت نماید، در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، براى او حقیر و کوچک مى‏شود و در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمى‏آورد و با طاغوت کنار نمى‏آید. خداوند این مسئله را یکى از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته: «و در میان هر امتى، پیامبرى را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.»(25)
پى نوشت‏ها:
1. بقره(2) آیه3؛ نساء(4) آیه 162؛ توبه(9) آیه 18.
2- بحار الانوار، ج82، ص 218 و 223 و 227.
3- تفسیر نمونه، ج 25، ص 30 و ج 14، ص 201.
4- نور (24) آیه 41.
5- اسراء (17) آیه 44.
6- علل الشرایع، ج 2، ص 10.
7 - عنکبوت (29) آیه 45.
8- بحارالانوار، ج 73، ص 141
9- - ذاریات(51)، آیه 56.
10- نهج البلاغه،فیض الاسلام، کلمات قصار، جمله 131
11 - طه(20)، آیه 14.
12 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 289.
13 - رعد(13)، آیه 28.
14- عنکبوت (29)، آیه 45.
15 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
16 - همان، ص 290.
17 - وسایل الشیعه، ج 3، ص 7.
18. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، ج 13، ص 174.
19. سوره طه(20) آیه 14.
20. المیزان فى تفسیرالقرآن، علامه طباطبایى، ج 16، ص 140.
21 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
22 - نهج البلاغه، کلمات قصار 244.
23 - جمعه (62) آیه‏ 9؛ تفسیر نمونه، ج 24، ص 125 به بعد.
24 - وسایل الشیعه، ج 5، ص 7.

25 - نحل (16) آیه 36.

pasokhgoo.ir/



- نظرات (0)