سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



فرصتی برای آشتی با قرآن

قرآن

عید نوروز نزدیک است. عیدی باستانی برای ایرانیان تا در آن خستگی طول سال را با در کنار هم بودن از تن بدر کنند. هر کس برای گذراندن تعطیلات برنامه هایی دارد. برخی رفتن به سفر را انتخاب می کنند. عده ای ترجیح می دهند به دیدار دوستان و آشنایان خویش روند، برخی تفریحات و گردش های درون شهری را برمی گزینند و هر کس به گونه ای خود را مشغول می سازد. در لا به لای این برنامه های بسیار خوب، می توان فرصتی را برایخودسازی و تربیت نفس خویش قرار داد. بهترین راه برای تربیت نفس نیز تدبر در قرآن و بهره گیری از معارف ناب آن است.

 

تربیت نفس و تدبر در قرآن

پرورش و پیشرفت روحی هر انسانی در گرو آن است که برخی رفتارها و خصائص را ترک کرده و به برخی نیز تمسک جوید. هیچ انسانی نیز از زمان تولد کامل نیست و هر کس به تناسب روحیات و شرایط نیازمند هادی و هدایتگر می باشد.

در این میان، قرآن به عنوان آخرین و کامل ترین کتاب آسمانی، بهترین راه برای رسیدن به کمالات بالای روحی است و راه بهره گیری در این کتاب نیز تدبر در آن است. امری که در قرآن بارها مورد تأکید قرار گرفته و بشر را بدان امر کرده است: "أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا "؛ "آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند یا [مگر] بر دل هایشان قفل هایى نهاده شده است." (محمد/24)
اگر آدمی با چشمانی باز و جویای حقیقت به پیشگاه قرآن قدم گذارد بی شک راه را پیدا کرده و سعادتمند خواهد شد. 
امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: "بر شما باد توجه به قرآن: آنچه را در آن بیابید كه سبب نجات كسى پیش از شما بوده، بپذیرید، و از آنچه سبب هلاك كسان پیش از شما شده دورى گزینید". (صافی، ج 1، ص 10)


استفاده از فرصت ها

متأسفانه مشغله های زندگی و روزمرگی های ایجاد شده برای آدمی، منجر به جدایی روزافزون انسان از خدا شده است. نهایت وقتی که بسیاری از ما برای خواندن خدا می گذارد آن است که نمازهای پنجگانه را به جا آورد.

در این میان خواندن و تدبر در قرآن، بخش بسیار کوچکی از زندگی بسیاری از ما مسلمانان را تشکیل می دهد. بسیاری از ما نمی توانیم حتی قرآن را به شکلی صحیح تلاوت کنیم و این امری بسیار اسف بار برای جامعه ی مسلمین است.
کاش هر یک از ما تلاش می کرد فرصتی را برای خواندن این کتاب ارزشمند به دست آورده و اندکی از معارف آن بهره گیرد. روزهای تعطیل، به ویژهتعطیلات عید نوروز، می تواند فرصت مناسبی برای نیل به این هدف باشد. بی شک در این فرصت چند روزه زمان هایی خالی برای خواندن این کتاب مقدس به دست می آید. لازم نیست این زمان طولانی باشد و بخشی طولانی خوانده شود، خواندن حتی یک آیه و تدبر در آن بسیار ارزشمند خواهد بود.

در اوقات عید می توان زمانی را اختصاص داد و با افراد خانواده کنار هم نشسته آیاتی از قرآن را خوانده، معنی کرده و با در نظر گرفتن مطالب یک کتاب تفسیری، که مورد تأیید باشد، در مورد آیه و مضامین آن با یکدیگر بحث نماییم

در حدیثی از امام صادق علیه السلام درباره اصحاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آمده است كه یكى از ایشان در مدت یك ماه یا كمتر یك بار خواندن قرآن را به پایان مى ‏رسانید. ایشان خطاب به وی فرمودند: "قرآن نباید به شتاب خوانده شود، بلكه لازم است به آهستگى و با توجه خوانده شود، و چون به آیه‏اى برسى كه از بهشت در آن سخن رفته، در آنجا توقف كن و از خداى تعالى خواستار بهشت شو، و چون به آیه‏اى برسى كه در آن از آتش یاد شده، توقّف كن و از آتش به خدا پناه بر". (صافی، ج 1، ص 44)
در اوقات عید می توان زمانی را اختصاص داد و با افراد خانواده کنار هم نشسته آیاتی از قرآن را خوانده، معنی کرده و با در نظر گرفتن مطالب یک کتاب تفسیری، که مورد تأیید باشد، در مورد آیه و مضامین آن با یکدیگر بحث نماییم.

با این روش علاوه بر آنکه فرصتی برای با هم بودن و با هم صحبت کردن به دست آورده ایم ـ امری که در خانواده های امروزی بسیار کم رنگ شده است ـ ، فرزندان خویش و سایر افراد خانواده را نیز با قرآن و مضامین آن آشنا می سازیم و فرصتی مغتنم برای رشد و تعالی خود و خانواده هایمان ایجاد کرده ایم.
تعطیلات عید می تواند فرصتی برای شروع این روند در زندگی ما باشد. زمانی برای آشتی با قرآن. اگر این عید را بتوانیم با این روش به پیش بریم سایر ایام سال نیز موفق به انجام آن خواهیم شد. نه هر روز سال، بلکه یک یا دو روز در هفته که تمام افراد خانواده فرصت دارند.
برای جذابیت بخشیدن به این امر برای کودکان می توان از داستان های قرآن آغاز نمود. داستان های حضرت سلیمان(علیه السلام)، قصص پیرامون حضرت موسی(علیه السلام)، ماجراهایی که دربارۀ زندگی حضرت مریم(علیهاالسلام) و فرزندشان حضرت عیسی(علیه السلام) و ... که در قرآن بیان شده سراسر پر نکته بوده و نکات ترتیبی فراوانی را در خود جای داده است و در عین حال برای تمامی گروه های سنی جذابیت های ویژۀ خود را خواهد داشت.

در کتاب آیات قرآن می توان از کتب داستانی مورد اعتماد و فیلم های ساخته شده دربارۀ زندگی این بزرگان نیز بهره گرفت و دیدی نقادانه به آن ها نگاه کرد.

امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: "بر شما باد توجه به قرآن: آنچه را در آن بیابید كه سبب نجات كسى پیش از شما بوده، بپذیرید، و از آنچه سبب هلاك كسان پیش از شما شده دورى گزینید"

راه های فراوانی برای تدبر در قرآن وجود دارد. فقط باید خواست و تلاش نمود. در آن صورت خواهیم دید که خداوند بزرگ خود در این مسیر یاری رسانمان خواهد بود. ان شاءالله.


نتیجه

تدبر در قرآن بهترین وسیله برای رسیدن به کمالات روحی و تربیت نفس است. در قرآن و روایات تأکیدات فراوانی بر این موضوع شده و از مسلمین خواسته اند تأمل در آیات قرآن را در برنامه زندگی خود قرار دهند.

متأسفانه مشکلات جوامع امروزی، که دامنگیر جامعۀ اسلامی نیز شده است، سبب گردیده مسلمانان از قرآن دور بمانند و همین امر مشکلات فراوانی را برایشان به همراه داشته است.

خواندن و تدبر در قرآن زمانی دراز نیاز ندارد بلکه همتی بلند می طلبد که با همراهی اعضای خانواده می تواند میسر گردد.

تعطیلات عید، که افراد بیش از پیش در کنار یکدیگر هستند می تواند فرصتی مغتنم برای رسیدن به این امر باشد.


- نظرات (0)

فرهنگی زیبا به نام صله رحم!

صله رحم

ایام عید و نوروز حال و هوای دیگری دارد. بوی طراوت و شادابی در همه جا پیچیده و شاید اولین شکوفه بر بلندای درختان روییده باشد. دشت ها خود را برای استقبال از گل ها آماده می سازند و کوه ها اشک ریزان نعمات خداوندی می گردند و او را به تمام بزرگی اش شکر می گویند.
ما نیز هر کدام به نحوی به استقبال بهار رفته ایم و به گونه ای این فصل را به خانه هایمان می آوریم ولی در بسیاری از موارد اشتراکاتی داریم که تبدیل به فرهنگی زیبا در جای جای جهان شده است و اگر بگوییم ایران و ایرانی را به این رسومات می شناسند اغراق نکرده ایم فرهنگی رسمی مثل سفره ی هفت سین یا دید و بازدیدی که معمول است.
بعضی از این موارد در دین مبین اسلام نیز مورد تایید و تأکید است و خداوند متعال و ائمه ی اطهار(علیهم السلام) همواره مردم را به آنها رهنمون می ساختند.
شاید عید برای ما بدون این رسومات رنگ و بویی نداشته باشد، دور هم جمع شدن ها، صمیمیت بی انتها، گرمای دست مادری مهربان و لبخند پدری فداکار که از جمع شدن فرزندانش به زیبایی می خندد. ما به عنوان یک انسان و به عنوان یک ایرانی مسلمان به خود می بالیم که این فرهنگ ها با وجودمان آمیخته شده است. 
نکته ی مهم این است که اگر به هر دلیلی این سنت های حسنه در خانواده های ما کم رنگ شد، دوباره آنها را زنده سازیم و نور الهی را در زندگی خویش جاری و ساری سازیم، با توجه به اینکه در آیات و روایات بسیاری به صله ارحام تاکید و توصیه شده است، شایسته ی یک انسان مسلمان ایرانی نیست که این امر بزرگ را به بهانه های واهی ترک کند و خودش را از آثار زیادی که در دنیا و آخرت دارد محروم و بی نصیب سازد.
در آیه 21 سوره ی رعد از کتاب زندگی آمده است: «وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ» 

«و آنان كه آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده مى ‏پیوندند و از پروردگارشان مى ‏ترسند و از سختى حساب بیم دارند.»

این آیه بر هر صله اى كه خداوند متعال به آن امر فرموده است دلالت و اطلاق دارد، از معروف ترین مصادیق آن صله رحم است که خدای مهربان به آن امر کرده است و ترک آن را 
گناهی بزرگ می شمارد.

به راستی چرا؟ اگر مثلا ما رابطه ی خود را با تمام نزدیکان قطع کنیم خللی به کسی وارد می آید؟

این مهربانی ها را خدا می بیند و در روزی که همه نیازمند ذره ای لطف و مهربانی او هستند، ما را از نعمات بی منتهایش بهره مند می سازد و به سعادت دنیوی و اخروی می رساند. «.... وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا» « .... و از (بریدن و قطع رابطه با) خویشاوندان پروا كنید، كه همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است»

با اندکی تدبر در می یابیم این رفت و آمدها، تاثیرات شگرفی در زندگی فردی و اجتماعی ما خواهد داشت و سطح امید به زندگی را در سطح جامعه افزایش خواهد داد، امیدی که امروز در جای جای جهان کمتر شده است و خیلی ها به دنبال به دست آوردن آن هستند و راه های مختلفی را برای کسب آن امتحان می کنند. 
صله ی رحم باعث ایجاد حس شادابی و دل گرمی می شود، انسان زمانی که می بیند نزدیکان خوبی دارد که با آنها شاد است و آنها با وی مهربان و غمخوار، از درون، خود را دارای پشتوانه می بیند.

از طرف دیگر زمانی که احساس می کند می تواند پشتوانه ای برای نزدیکان خودش باشد و به آنها کمک کند و غمی از غم های ایشان بکاهد، خود بزرگترین جذب انرژی مثبت است و احساسی که از این ارتباطات انسانی رهنمون می گردد سال را سرشار از مهربانی و امید می سازد و خداوند نیز از این پشتیبانی شاد و خوشحال است.
صله ی رحم باعث می شود که کمی نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشیم و مشکلات، کینه و کدورت ها را کنار گذاشته و به فکر آینده باشیم.

خداوند زمانی که می بیند ما نسبت به یکدیگر رحمت، گذشت، دوستی و مهربانی را پیش می گیریم ما را بخشیده و از گناهانمان خواهد گذشت.

چه زیباست زمانی که ما پای بر نفس خودمان می گذاریم و به دیدار فامیلی می رویم که با ما مشکل داشته و شاید حتی در مخیله اش هم نمی گنجیده که ما از او بگذریم، چه حالی به وی دست می دهد؟

چه قدر خوشحال می شود و چه قدر ما در برابر خواسته های  نفسانی مان بزرگ می شویم که فراتر از تمام حساب کتاب های مادی قدم بر می داریم و نشان می دهیم هنوز چیزی به نام انسانیت زنده است و ما می توانیم آن را در وجود خویش پاینده بداریم. 
این مهربانی ها را خدا می بیند و در روزی که همه نیازمند ذره ای لطف و مهربانی او هستند، ما را از نعمات بی منتهایش بهره مند می سازد و به سعادت دنیوی و اخروی می رساند . «.... وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا» «.... و از (بریدن و قطع رابطه با) خویشاوندان پروا كنید، كه همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است (سوره ی نساء آیه ی 1)»


منبع: تفسیر المیزان جلد یازدهم


- نظرات (0)

جهنم نرفتن کار ساده ای است؟

انتقاد

اما در مورد بدی های آدمی، دو نوع بدی پنهان وجود دارد. یک دسته را خود انسان پنهان می کند و یک دسته خود به خود پنهان می شوند. باید نه تنها بدی های خود را پنهان نکرد؛ بلکه آنها را شناخت و سعی در از بین بردن آنها داشت. این عمل راهی سریع برای نرفتن به جهنم است.

 

ما به زیرکی، عیوب خود را پنهان می کنیم

یکی از مراتب معرفت نفس، معرفت انسان به عیوب خویش است. اگر طبق احادیث، معرفت نفس در راس معارف قرار گرفته است، حتماً بخشی از این معرفت، آگاهی از عیوب خود است.

آنهایی که به عیوب خود بصیر و بینا هستند، اگر دچار لغزشی بشوند، زمین خوردن شان شدید نخواهد بود و در صورت زمین خوردن، راحت تر بلند می شوند. اما آنهایی که نسبت به عیوب خود شناختی ندارند، یک روزی با سر به زمین می خورند و معلوم نیست دیگر بتوانند بلند شوند یا نه. چنین افرادی، حتی این ظرفیت را دارند که جنایت های بزرگی از آنها سر بزند.

وقتی کسی آدم خوبی بوده ولی بعد به جنایات بزرگ دست می زند، معمولاً باید گفت او اصلاً آدم خوبی نبوده است، بلکه از ابتدا آدم بدی بوده ولی بدی هایش پنهان بوده و الان آشکار شده است. گویی پنهان ماندن بدی ها گاهی از اوقات آنها را شدت هم می بخشد و قدرت تخریب آنها را افزایش هم می دهد.

ما انسان ها زرنگیم و به زیرکی، عیوب خود را پنهان می کنیم مثلا با خود می گوییم «الان نان در تواضع کردن است، مگر تو نمی خواهی در نظر مردم بزرگ شوی؟ پس تواضع کن تا بزرگ شوی!» این است که نفس اماره امور زشت را در نظر انسان زیبا می کند.

 

جهنم نرفتن کار ساده ای است

در بیان کلمات حضرت علی(علیه السلام) متوجه این نکته می شویم که سودمندترین معرفت ها، معرفت به عیب های خود است(1) و این نشانه زیرکی هر فرد است که عیب های خود را بداند.

گر چه گناه کردن بسیار زشت و ناپسند است، اما همان طور که در برخی روایات اشاره شده است، می توان گفت نکته مثبتی هم در گناه وجود دارد و آن اینکه گناه، درون انسان را برای او رو می کند و بدی های پنهانش را لو می دهد و همین عجب را در وجود انسان نابود کرده و سبب نجات انسان می شود. اساساً آشکار شدن بدی ها و اینکه انسان بداند چه عیوبی دارد، آن قدر ارزش دارد که گاهی می ارزد یک خطا و لغزش، این آگاهی را به انسان بدهد؛ اما خوشا بحال آنان که آنقدر بصیرت دارند که عیوب خود را بشناسند و مرتکب گناه نیز نشوند

در شب معراج وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از خداوند متعال سوال می کند: «کدام رفتار با ارزش تر است؟» خداوند متعال به کم خوری و حفظ زبان اشاره فرموده و می فرمایند: «پس آنچه را که قبلاً نمی دانست می فهمد، و آنچه را که قبلاً نمی دید، می بیند و اولین چیزی که او را به آن بینا می کنم عیوب نفسش است، تا از عیب جویی مردم روی برگرداند، و او را به دقایق نکات علمی بینا می گردانم تا اینکه شیطان بر او مسلط نگردد.» اینکه بعد از بصیرت به عیوب، از فهم دقایق علم سخن می گوید، باز اهمیت عیب شناسی را معلوم می کند.(2)

امام سجاد(علیه السلام) کاربرد مهم آن دو چشم معروف مومنان را که در قلبشان قرار دارد، بصیرت عیوب باطنی معرفی می فرماید: «اگر خداوند متعال خیر بنده ای را بخواهد چشمانی که در قلبش هست را برایش می گشاید پس با آنها عیب و زشتی را می بیند و چون غیر از این را اراده کند دل را به حال خودش وا می گذارد.»(3) البته این نعمت به کسی که خدا خیرش را بخواهد داده می شود؛ نه به هر کسی و هر که را خدا خیرش نخواهد، اجازه می دهد قلبش معیوب بماند.

درست است که رسیدن به درجات عالی بهشت دشوار است، ولی جهنم نرفتن نیز کار آسانی است. کافی است از بدی های خود خبر داشته باشیم و از ارتکاب آنها بپرهیزیم. این آگاهی از بدی ها برکات متعدد و مهمی در پی دارد و به سهولت می تواند موجب نجات انسان بشود.

«اگر خداوند متعال خیر بنده ای را بخواهد چشمانی که در قلبش هست را برایش می گشاید پس با آنها عیب و زشتی را می بیند و چون غیر از این را اراده کند دل را به حال خودش وا می گذارد»

گناه، درون انسان را برای او رو می کند

گر چه گناه کردن بسیار زشت و ناپسند است، اما همان طور که در برخی روایات اشاره شده است، می توان گفت نکته مثبتی هم در گناه وجود دارد و آن اینکه گناه، درون انسان را برای او رو می کند و بدی های پنهانش را لو می دهد و همین عجب را در وجود انسان نابود کرده و سبب نجات انسان می شود. اساساً آشکار شدن بدی ها و اینکه انسان بداند چه عیوبی دارد، آن قدر ارزش دارد که گاهی می ارزد یک خطا و لغزش، این آگاهی را به انسان بدهد؛ اما خوشا بحال آنان که آنقدر بصیرت دارند که عیوب خود را بشناسند و مرتکب گناه نیز نشوند.

نتیجه آن که انسان معمولا متوجه عیوب خود نمی شود و گاهی نیز نمی خواهد که متوجه شود و در عین حال دیگران از بیرون عیوب او را بهتر می بینند و می شناسند. پس «این گونه نیست که هر عیبی در وجود انسان ظاهر باشد»(4) در واقع اگر آب باشد؛ ما شناگران خوبی هستیم؛ چرا که یا زمان نمایان شدن عیوب نرسیده یا موقعیت آن پیش نیامده و یا جرأت بروز آن را نداشته ایم. پس بیاییم زین پس اگر دستمان بواسطه گناهی رو شد؛ عاجزانه به درگاه احدیت روی آوریم و توفیق جبران و ترک همیشگی آن را از خداوند بخواهیم تا درب جهنم برای همیشه برویمان بسته گردد. بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان.

 

پی نوشت ها:

1.غرر الحكم: 1675

 2.  الوافی، ج 26، ص150.

3.التوحید للصدوق، ص 367

4. شرح غررالحکم و دررالکلم ج7، باب العورة (آنچه از نمودنش شرم آید)


- نظرات (0)

تبصره ای بسیار زیبا در قوانین آخرت

چگونه انسانی کامل باشیم؟
هرکس حسنه بیاورد، یعنی چیز دیگری نیاورد، آشغال نیاورد، اگر خوبی بیاورد. جزایش بهتر از آن است که کرده است. اندازه اش را نگفته است.

در آیه 70 سوره مبارکه زمر می فرماید: «وَ وُفِّیَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ» در روز قیامت برای هر کسی هر چه کرده، کاملا پرداخت می شود و برگردانده می شود.

در ادامه می فرماید: «وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا یَفْعَلُونَ» او آگاه تر است. خود من هم آگاه می شوم. به آنچه که کرده ام آگاه می شوم. او به آنچه که آنها کرده اند آگاه تر است.

در آیه 7 سوره مبارکه تحریم می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ای کسانی که کفر ورزیده اید و با کفر از دنیا رفته اید، عذر نخواهید. امروز جای عذرخواهی نیست.

تنها دنیا است که جای عذرخواهی است. وقتی من دارم در کوچه می روم، می توانم با خدا صحبت کنم. می توانم فارسی هم صحبت کنم. لازم نیست عربی صحبت کنم. وقتی لحاف را روی سرت کشیدی، یک لحظاتی طول می کشد تا خوابت ببرد. می توانی آنجا با خدا صحبت کنی. همین عذرخواهی را آنجا بکنید، اما آن طرف که بروی دیگر نمی پذیرند و عذرها شنیده نمی شود. لذا می گویند «لَا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ» امروز عذر نخواهید.

چرا این گونه است؟ «إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ما هر چه کرده اید را به شما جزا می دهیم.

اینجا در این دنیا می گویند که مثلا از چراغ قرمز عبور می کنید و مثلا ده هزار تومان جرمش است. فردا بیست هزار تومان است. پس فردا سی هزار تومان می شود. اما در قیامت این گونه نیست. نه کم می کنند و نه زیاد. عین عمل شما را به شما تحویل می دهند. «إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ببینید می فرماید: مَا كُنتُمْ یعنی آنچه که کرده اید را به شما می دهیم. نه چیز دیگری.

در آیه 51 سوره مبارکه ابراهیم می فرماید: لِیَجْزِیَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ خدای متعال این کارها را می کند تا هرکسی را به آنچه که کرده است جزا بدهد. در ادامه می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ».

در آیه 7 سوره مبارکه تحریم می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ای کسانی که کفر ورزیده اید و با کفر از دنیا رفته اید، عذر نخواهید. امروز جای عذرخواهی نیست

عالم آخرت چه عالمی است؟ 

هرچه ما مطالعه کنیم باز هم نمی فهمیم. یک عالم دیگری است. یک قوانین دیگری آنجا حاکم است. شرایط این جهانی نیست. ببینید مثل می گویم. روز قیامت صد نفر جهنمی دور من هستند. آنها دارند می سوزند و من یک ذره گرما احساس نمی کنم. مگر خودم کرده باشم. اینجا این گونه نیست. خدایی نکرده اگر یک کسی بسوزد، اگر من هم کنارش باشم، من هم می سوزم. این مربوط به این عالم است. آن عالم داستان خودش را دارد.

در آیه 54 سوره مبارکه یس می فرماید: «فَالْیَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا» امروز هیچ کس، هیچ ظلمی نخواهد چشید. هیچ ظلمی. «وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و به آنها جزا داده نمی شود مگر خود آنچه که کرده اند.

می فرماید خود آنچه که کرده اند را جزا می دهیم اما در دنیا همان طور که گفتیم وقتی یک کسی از چراغ قرمز عبور می کند، باید جزای پولی بدهد. ممکن است یک وقتی هم برایش زندان ببرند. جزا غیر از آن کاری است که کرده است. مثلا قدیم دکترها پرهیز می دادند. مثلا من ناپرهیزی می کنم و به عنوان بلایش مریضی می کشم. ناپرهیزی یک کاری است و مریضی یک کار دیگری است. اما اگر سرم را بزنم به دیوار چطور؟ باز ببینید زدن سر به دیوار، با دردش فرق می کند. این عالم این گونه است. آنجا این گونه نیست. همان که کرده ای را می بینی. نه بیشتر و نه کمتر. در آیه 89 سوره مبارکه نمل می فرماید: «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا»

پاداش اعمال

تبصره ای بسیار زیبا در قوانین آخرت

آنهایی که خوبی کرده اند، قرآن در آیه 26 سوره مبارکه شوری می فرماید: «وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ» یکی را ده تا می دهد. این برای همه است. اگر اهل صبر باشد و بلاکش باشد و در بلا صبر کند، آنجا فرموده اند که به غیر حساب جزا می دهند. اگر کسی بر معصیت صبر کرده باشد چطور؟

در صبر این گونه است. صبر است دیگر. صبر بر گناه صبر درجه اول است. «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا» هر کس که حسنه بیاورد. آقا حسنه بیاورد یعنی چه؟ آیات دیگری هم دارد. «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَ هُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» هرکس حسنه بیاورد، یعنی چیز دیگری نیاورد، آشغال نیاورد، اگر خوبی بیاورد. جزایش بهتر از آن است که کرده است. اندازه اش را نگفته است.

 

بزرگترین ترس در قیامت

یک چیزی گفته است که معلوم می شود خیلی مهم است. «وَ هُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» روز قیامت یک فزع دارد. ببینید اگر تمام ترس های عالم را جمع کنند، به اندازه یک ذره آنجا نمی شود. قرآن آنجا را فزع اکبر می نامد. بزرگ ترین ترس.

وقتی آدم در تن است، یک درجه از ترس را می تواند تحمل کند. در برابر بیشتر از آن قلبش می ایستد. شادمانی را تا یک اندازه می تواند تحمل کند. در برابر بیشتر از آن قلبش می ایستد. اما وقتی از تن فارغ بود، یا در آن عالم بود، چون آن عالم هم آدم با تن است اما غیر این عالم است، آنجا هرچه بترسانند، می ترسد. یک وقتی فرمودند که یک کسانی شغلشان ترساندن است. خدا برای آدم پیش نیاورد. یک شغلی دارد که در آن شغل مردم را می ترسانند. گفتند آنها را در قیامت هزار سال در زندان ترس حبس می کنند. در قیامت نه جهنم. نمی دانیم یعنی چه. فرمودند مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ یعنی هرکس خوبی بیاورد.

آنهایی که خوبی کرده اند، قرآن در آیه 26 سوره مبارکه شوری می فرماید: «وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ» یکی را ده تا می دهد

هرکس خوبی بیاورد، یعنی چه؟

شما، من، خب صدتا کار کرده ام. اینها را جبران کنم. وقتی جبران کردی، دیگر همراهت نمی بری دیگر. مثلا کسی چندین سال خمس نمی داده. خب حالا خمس همه این سال ها را حساب کند و بدهد. حل می شود. بعد هم می گوید خدایا غلط کردم. عقلم نمی رسید. نمی دانستم. خدایی نکرده یک وقت اوایل جوانی و نوجوانی نماز درست نمی خواندم. هر کسی انقدر عقل رس نیست که مثلا از چهارده پانزده سالگی بالغ عقلانی باشد. اگر از نظر عقلانی بالغ باشد، خب خودش کارهایش را درست می کند. اما اگر نباشد چه کار کنیم؟ ممکن است چند سال نمازهایش را با وضوی همین طوری گرفته باشد و شاید یک وقت خدایی نکرده غسل هم بلد نبوده. خب چند سال نمازش از دست رفته. خب اگر من قضای نمازها را بخوانم، جبران می شود دیگر.

اگر روزه ها مشکل داشت، کفاره اش را بدهم و قضایش را بگیرم تا جبران شود. اگر غیبت کسی را کردم، راضی اش کنم. اگر رضایت طلبیدم، خوب جبران می شود و حل می شود، خوب. اگر من همه آنچه که خطا کردم را جبران کردم، خوب است دیگر. دو رکعت نماز خوب هم ببری می گویند کافی است. این خوبی آورده. هیچ بدی ای همراهش نیاورده دیگر. خودش همه بدی هایش را حل کرده و حالا خوبی آورده.

 

هر کس خوبی بیاورد چه می شود؟

فرمودند فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا. در آیه 84 سوره مبارکه قصص می فرماید: «وَمَن جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَا یُجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا یَعْمَلُونَ» هرکس بدی بیاورد، «فَلَا یُجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ» آن کسانی که به سیئات و به بدی عمل کرده اند جزا داده نمی شوند، إِلَّا مَا كَانُوا یَعْمَلُونَ جز همان کاری که کرده اند. همان کار خودشان را به آنها می دهیم.


منبع:

بیانات حجت الاسلام حق شناس در کلاس درس هفتگی ایشان


- نظرات (0)

انتخاب بهترین رنگ برای سال جدید

نیت

 نه زمین دست ماست، نه آسمان، نه حركت كره‌ی زمین به دور خورشید و به دور خودش. نه باران و نه ...

ما بالاجبار آفریده شدیم. یعنی با اختیار خودمان نیامده‌ایم.

هنری که می توانیم با اختیار خودمان داشته باشیم این است که حالا كه اینجا آمدیم بتوانیم از امكانات دنیا استفاده كنیم؛ به تعبیری ما با اختیار خود می توانیم کار خوب و بد بکنیم.

نقش نیّت در ارزش گذاری كارها

هنر ما در دنیا این نیت ما است. نیت‌ها به كارها ارزش می ‌دهد.

حدیث شریفى از پیامبراكرم (صلى الله علیه وآله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند: اِنَّما الاَعمالُ بِالنّیات وَ لِكُلِّ امْرِىء ما نَوى;1 ارزش كارها به نیّت است و هر كس متناسب با نیّت خود بهره خواهد برد. البته، منظور از نیّت این نیست كه انسان انگیزه خود را از انجام اعمال به زبان یا ذهن بیاورد و مثلاً بگوید: من این كار را براى خدا انجام مى دهم، بلكه منظور این است كه انگیزه واقعى انسان از انجام عمل، رضاى خدا و یا رسیدن به پاداش هاى اخروى و یا دست كم، نجات از عذاب الهى باشد. براساس این حدیث اگر انسان كارى را به نیتى غیرالهى انجام دهد پاداشش همان خواهد بود و نزد خدا مزدى نخواهد داشت.

بنابراین آنچه به عمل انسان ارزش انسانی و الهی می دهد، پیوند آن عمل با خداوند و انگیزه الهی و نیت داشتن است.

اگر فرض كنیم كه تمامى مردم سپاسگزار و قدردان كار شما گردند و به آن ارج نهند و هر قدر كه آنان سپاسگزارى كنند، اینها همه زوال پذیر و نابود شدنى است. اگر این جهان خدایى دارد كه ازلى و ابدى است و همه اعمال در نظر اوست و اوست كه «یَعْلَمُ اَلسِّرَّ وَ أَخْفى‏ یَعْلَمُ خائِنَةَ اَلْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی اَلصُّدُورُ» سر، و مخفى ‏تر از سر را مى ‏داند؛ حركت چشم ها و آنچه را كه قلب ها پنهان كرده مى ‏داند؛ چرا آدمى با او معامله نكند و سرمایه عمل را كه بالاترین ارزش آورى انسان است، در نزد او ذخیره ننماید؟
چرا بنا را بر پایه‏اى استوار و خلل ناپذیر بنا نكنیم؟ چرا براى خداوند كار نكنیم و تنها او را طرف حساب خود قرار ندهیم كه نه ناسپاس است و نه بى ‌اطلاع و نه ناتوان از پاداش و جزا؟

آنچه به عمل ما ارزش مى بخشد و آن را به خدا و عالم آخرت مرتبط مى سازد، نیّت قلبى ما است. كوچكى، بزرگى و ظاهر اعمال، نشان دهنده بى ارزشى و یا ارزش آنها نیست

کار آدم خوش نیت سوخت نمی شود

«وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة» (بقره/138)، «صبغ» با (ص) و (غ) یعنی رنگرزی. صباغ یعنی رنگرز. رنگ خدا، رنگ الهی، «صِبْغَةَ اللَّه‏» (بقره/138) یعنی رنگ ‌آمیزی الهی. اگر كسی نیتش خوب باشد، اصلاً شكست ندارد.

ایام، ایام نوروز است. نیت این است كه صله رحم برویم. می‌رویم در خانه‌ی عمه، عمو، خاله، دایی، خواهر، برادر، بستگان.

تا در خانه آنها می رویم می بینیم نیستند، نگوییم کاش نیامده بودیم، وقتمان هدر رفت! نه! این نیت شما به عنوان کار نیک ثبت می شود و از بین نمی رود.

می‌رویم مسجد به نیت نماز جماعت، آقای جماعت نمی آید.

نیت می کنیم به فقیر پول دهیم می بینیم در جیبمان پول نداریم ؛ همه ی این ها از بین نمی روند.

چنانچه در روایتی زیبا داریم که به مردم کمک کنید؛ «قُضِیَتْ أَمْ لَمْ تُقْض‏» (بحارالانوار/ج71/ص329) چه مشكلش را حل بكنی، چه مشكلش را حل نكنی، ثوابش را داری. چون نیت كردی مشكل را حل كنی. 


چه كنیم در زندگی ما باختن نباشد؟

هر كس می‌ خواهد در زندگی‌اش باخت نباشد، نیتش را خالص كند. اگر برای خدا باشد، باختن در آن نیست. شما برای خدا خواستی صله رحم كنی. برای خدا خواستی صدقه بدهی. برای خدا مسجد رفتی. حالا پول در جیبت نبود. آقا در مسجد نبود. خاله در خانه‌اش نبود، باشد و نباشد مهم نیست. آدم مخلص هیچ وقت ار کارش پشیمان نمی شود.

 

اخلاص در نیّت، مانع بخل و حسادت

مخلص قهر نمی‌كند. در زندگی مخلص باختن وجود ندارد. مخلص همیشه در هر شرایطی راضی است. تسلیم محض است.

«صِبْغَةَ اللَّه‏» رنگ خدایی در زندگی فرد مخلص پررنگ است.

در روایتی زیبا داریم که به مردم کمک کنید؛ «قُضِیَتْ أَمْ لَمْ تُقْض‏» چه مشكلش را حل بكنی، چه مشكلش را حل نكنی، ثوابش را داری. چون نیت كردی مشكل را حل كنی

مخلص همه چیزها را خوب می ‌بیند. دل به خدا بسته، می‌گوید: لابد خدا اینطور می‌خواهد. تسلیم خداست. راضی است به قضا و قدر

فرد مخلص نه گیر می دهد و نه زندگی خودش را گیر مسائل مختلف می کند؛ نمی گوید من بزرگترم او اول باید سلام می کرد! نمی گوید او دیدن من باید بیاید نه من! نمی گوید چون برای من هدیه نیاورد من هم نمی برم!

نمی گوید چرا من را دعوت نکرد، نمی گوید چرا جلوی پای من بلند نشد و ...

«صِبْغَةَ اللَّه‏» رنگ خدایی، اگر نیت خدا باشد... دیگر منتظر تعریف و تمجید از دیگران نیستیم و فقط و فقط کار را بریا خدا می کنیم و بس.

 

نتیجه بحث:

بنابراین آنچه به عمل ما ارزش مى بخشد و آن را به خدا و عالم آخرت مرتبط مى سازد، نیّت قلبى ما است. كوچكى، بزرگى و ظاهر اعمال، نشان دهنده بى ارزشى و یا ارزش آنها نیست; به بیان دیگر، ارزش كارها به كمیّت آنها نیست. در ظاهر قضیه، هیچ تفاوتى، مثلاً، بین خرج كردن پول در راه حلال و مصرف آن در راه حرام وجود ندارد، آنچه كه موجب جدایى آنها از یكدیگر مى شود، نیّت انسان است. انگیزه و نیت است كه ارزش اعمال انسان را مشخص مى كند.

به امید آنکه در این ایام نوروز و همه ی ایام زندگی رنگ خدایی را بر زندگی های خود زده و سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خانواده و جامعه ی خود کنیم.

بیانات حجت الاسلام قرائتی

- نظرات (0)