سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

این کارها آدم را جهنمی می‌کند !

جهنمی، فقر


او اصرار داشت که به خدای بزرگ ایمان نیاورد (إِنَّهُ کانَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ) و نیز مردم را به اطعام مستمندان تشویق نمی کرد (وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ).


جزء بیستم و نهم قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه ملک آغاز و به پایان سوره مبارکه مرسلات ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.

 

زینت آسمان، زینت زمین، زینت جان

در آیه 5 سوره مُلک، سخن از زینت آسمان است؛ تزیینی که با چراغ‌هایی به نام ستارگان انجام می شود (وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ).

این معنا به شکلی روشن تر در آیه 6/صافات آمده است که می فرماید: همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم (إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْكَوَاكِبِ).

درباره زینت زمین هم در آیه 7/کهف فرمود: ما آنچه را روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم (إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَّهَا)

بنابراین هر آنچه که در این کره خاکی به چشم می آید و زیباییش دل را می نوازد ، زینتی است برای زیبا کردن زمین.

اما هیچ‌کدام از این‌ها زینت و زیبایی انسان نشد؛ یکی مایه زینت آسمان شد و دیگری برای زیبایی زمین.

پس زینت انسان و مایه زیبایی او کدام است؟

سوالی است که در آیه 7/ حجرات به آن پاسخ داده شده است: خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل‌هایتان زینت بخشید (وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِكُمْ). و این یعنی آنچه مایه زینت و زیبایی جان بشر است ایمان به خدا و رسول او و قیامت است؛ نه پوشاک و آرایش ظاهر و مانند آن؛ زیرا بر اساس همین آیات آنچه بیرون جان را زیبایی بخشد ، زینت انسان نیست بلکه زینت دنیاست.    

 

یک اعتراف قابل توجه

آیات 8 و 9 سوره مُلک، گزارشی هستند از یک گفتگو در جهنم بین دوزخیان و مأمور آنجا (خَزَنَتُهَا).

مأمور جهنم از آنها می پرسد مگر برای شما هشدار دهنده ای نیامد [که شما را از این روز و این اوضاع با خبر کند تا رعایت کنید و گرفتار اینجا نشوید.] (أَلَمْ یَأْتِكُمْ نَذِیرٌ)؟

پاسخ می دهند: چرا، بیم دهنده آمد؛ ولی او را انکار کردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نکرده است؛ شما بیم دهندگان کاملاً در گمراهی بزرگی به سر می برید.

بعد از این پاسخ، اعترافی می کنند که بسیار قابل توجه است. آنها می گویند: اگر ما گوش شنوایی داشتیم و سخن آن منادیان حق را می شنیدیم و باور می کردیم و یا عقل خود را برای شناخت حق از باطل و پیروی از آن به کار می گرفتیم؛ هرگز از دوزخیان نبودیم (وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ).

یعنی اگر انسان، اهلِ گوش کردن به سخن حق و پذیرفتن آن باشد و یا عقلی رها از بند شهوت و غضب داشته باشد که او را به حق شناسی و پیروی از آن دعوت کند ، گرفتار دوزخ و عذاب‌های دردآور آن نخواهد شد.

آنچه مایه زینت و زیبایی جان بشر است ایمان به خدا و رسول او و قیامت است؛ نه پوشاک و آرایش ظاهر و مانند آن؛ زیرا بر اساس همین آیات آنچه بیرون جان را زیبایی بخشد ، زینت انسان نیست بلکه زینت دنیاست

کوتاه بیا تا کوتاه بیاییم

آیه 9 سوره قلم به تلاش و کوشش تکذیب گران دین برای به سازش کشاندن پیامبر صلی الله علیه وآله اشاره کرده می فرماید: این تکذیب‌گران دوست دارند تو با نزدیک شدن به دین آنان، به ایشان روی خوش نشان دهی؛ ایشان هم با نزدیک شدن به دین تو، به تو روی خوش نشان دهند.

خلاصه اینکه دوست دارند کمی تو از دینت مایه بگذاری؛ کمی هم آنان از دینشان و هر یک درباره دین دیگری مسامحه کند (وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ).

«یُدهِنُون» از ریشه «دُهن» به معنای روغن و اِدهان و مُداهَنه به معنای روغن مالی و به اصطلاح فارسی ، ماست مالی است که کنایه از نرمی و روی خوش نشان دادن است. [1]

از لحن آیات و از آنچه در تواریخ آمده است به خوبی استفاده می شود که وقتی مشرکان کوردل، سرعت پیشرفت اسلام را مشاهده کردند به فکر افتادند که از طریق دادن امتیازاتی به پیامبر صلی الله علیه وآله امتیازاتی از او بگیرند و به نوعی او را به سازش بکشانند .

برای همین ، گاه ثروت فراوان و گاه زنان زیبا و گاه پست و مقام برجسته به آن حضرت پیشنهاد می کردند [2] تا به اصطلاح با داده امتیازاتی ، حضرت را وادار به سازش همراه با دست کشیدن از برخی مواضع اصولی کنند.

ولی قرآن کریم، بارها به پیامبر صلی الله علیه و آله هشدار داده که هرگز کم‌ترین انعطافی در برابر این پیشنهادهای انحرافی از خود نشان ندهد و سرسوزنی از مواضع حق خود کوتاه نیاید. [3]

جهنمی شدن

این چیزها آدم را جهنمی می کند

آیات 30 تا 32 سوره حاقه درباره چگونگی عذاب عده ای در قیامت است که به مأموران دوزخ امر می شود: او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید (خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ) آن گاه به دوزخش دراندازید (ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ) سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد زرع است به بند کشید (ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ).

اما این به گیر و به بندها برای کیست و برای چیست؟

آیات بعد پاسخ به این سوالات است. می فرماید: زیرا او اصرار داشت که به خدای بزرگ ایمان نیاورد (إِنَّهُ كَانَ لَا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ ) و نیز مردم را به اطعام مستمندان تشویق نمی کرد (وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِینِ).

از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که عمده اطاعات و عبادات و دستورات شرع را می‌توان در «ارتباط با خالق» و «خدمت به خلق» خلاصه کرد.

بعضی گفته اند: بدترین عقائد «كفر» است و بدترین رذائل اخلاقی «بخل». [4]

آیات 30 تا 32 سوره حاقه درباره چگونگی عذاب عده ای در قیامت است که به مأموران دوزخ امر می شود: او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید (خُذُوهُ فَغُلُّوه) آن گاه به دوزخش دراندازید (ثُمَّ الجَْحِیمَ صَلُّوهُ) سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد زرع است به بند کشید (ثُمَّ فیِ سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُکُوه)

فرصتی که باید غنیمت شمرد

به تعبیر علامه طباطبایی (ره) آیه 6 سوره مزمل برای بیانِ چرایی اختصاص شب برای عبادت (نماز و مناجات‌های شبانه) است و آیه 7 برای بیانِ چرایی اختصاص نیافتن روز به آن کارهاست. [5]

در آیه 6 می فرماید: این دستور عبادت و تلاوت شبانه (آیات 2 تا 4) برای آن است که برنامه (عبادت و تعلیم) شب پابرجاتر و با استقامت تر است (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِیلًا).

این آیه از آیاتی است که با تعبیرات پرمحتوایش ، رساترین سخن را درباره عبادت شبانه و نیایش سحرگاهان و راز و نیاز با محبوب، در ساعاتی که اسباب فراغت خاطر از هر زمان فراهم تر است و همچنین تأثیر آن در تهذیب نفس و پرورش روح و جان انسانی، بیان کرده است و نشان می دهد که روح آدمی در آن ساعات آمادگی خاصی برای نیایش و مناجات و ذکر و فکر دارد.

در آیه 7، می فرماید: این برای آن است که در روز تلاش و کوشش مستمر و فراوانی خواهی داشت (إِنَّ لَكَ فِی اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا)؛ دائماً مشغول هدایت خلق و ابلاغ رسالت پروردگار و حل مشکلات زندگی جمعی و فردی هستی و مجال کافی برای عبادت و نیایش حاصل نمی شود؛ بنابراین عبادت شبانه را جانشین آن کن.

احتمال دیگری که در تفسیر آیه وجود دارد و از جهاتی جالب‌تر و با آیات قبل و بعد هماهنگ تر است این است که می فرماید: چون در طول روز وظائف سنگین و تلاش و کوشش فراوان بر دوش داری، باید با عبادت شبانه، خود را تقویت کنی و آمادگی لازم برای این فعالیت‌های بزرگ و گسترده را از آن قیامِ شب به دست آوری. [6]

یکی از ویژگی های ابرار، خداترسی آنان است که این خدا ترسی به صورت ترس آن‌ها از روزی که خشم خداوند بر بدان آشکار شده و عملی می گردد (یعنی قیامت) بیان شده است

نتیجه خداترسی در قیامت

در آیه 10 سوره انسان یکی از اوصاف مهم ابرار بیان شده است که به زبان حال یا زبان قال می گویند: ما از پروردگارمان ترسانیم از آن روز که عبوس و شدید است (إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا).

منظور از عبوس بودن قیامت، نهایتِ شدت آن برای مجرمین است و واژه «قمطریر» به معنای دشوار و سخت است. [7] بنابراین یکی از ویژگی های ابرار، خداترسی آنان است که این خدا ترسی به صورت ترس آن‌ها از روزی که خشم خداوند بر بدان آشکار شده و عملی می گردد (یعنی قیامت) بیان شده است.

آیه بعد نتیجه این خدا ترسی یا ترس از قیامتی که غضب الهی در آن ظاهر می شود را بیان می کند: خداوند متعال ایشان را از شر آن روز حفظ (فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْیَوْمِ) و با بهجت و سرور با ایشان برخورد خواهد کرد (وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا)؛ برای همین است که ایشان در آن روز خوشحال و مسرور خواهند بود (وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ)[8] و یا اینکه تنها آن‌ها هستند که از وحشت آن روز در امان خواهند بود (وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ)[9].

 

پی نوشت ها:

1.   المیزان فی تفسیر القرآن 19/371

2.   تفسیر نمونه 24/384

3.   49/ مائده

4.   به نقل از تفسیر نمونه 24/471

5.   المیزان فی تفسیر القرآن 20/63

6.   برگرفته از تفسیر نمونه 25/ 175-177

7.   المیزان فی تفسیر القرآن 20/128

8.   22/ قیامت

9.   89/ نمل  

امید پیشگر  


- نظرات (0)

آیت الکرسی یک آیه یا بیشتر؟

خداوند متعال در آیه 255 سوره بقره می‎فرماید:

"اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ".

هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانة زنده كه قائم به ذات خویش است، و موجودات قائم به او هستند؛ هیچ‎گاه خواب سبك و سنگین او را فرا نمی‎گیرد؛ (و لحظه‎ای از تدبیر جهان غافل نمی‎ماند)؛ آنچه در آسمان‎ها و آنچه در زمین است از آن او است. كیست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ (بنابراین، شفاعت شفاعت‎كنندگان برای آنها كه شایستة شفاعتند، از مالكیت مطلقه او نمی‎كاهد) آنچه را در پیش روی آنها (بندگان) و پشت سرشان است، می‎داند (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او یكسان است) و كسی از علم او آگاه نمی‎گردد، جز به مقداری كه او بخواهد، (او است كه به همه چیز آگاه است و علم و دانش محدود دیگران پرتوئی از علم بی‎پایان و نامحدود او است)، تخت (حكومت) او آسمان‎ها و زمین را در برگرفته و نگاهداری آن دو او را خسته نمی‎كند، بلندی و مقام و عظمت، مخصوص او است[1].

 

با توجّه به تفاسیر و كتب مختلف و وجود قرائن و شواهد، روشن می‎شود آیةالكرسی منحصر در یك آیه است و فقط شامل آیه 255 سوره بقره است. قرائن و شواهد عبارتند از:

1. با مراجعه به كتب تفسیر در می‎یابیم مفسران فقط همین آیه را به عنوان آیةالكرسی مورد بررسی و تفسیر قرار داده و متعرض آیه‎های بعد نشده اند.

2. شأن نزول آیه‎های بعدی با شأن نزول این آیه متفاوت است، علاوه بر این‎كه برخلاف پیام و محتوای این‎ آیه كه بیان توحید خالص و صفات كمالیه خداوند است، آیه‎های بعدی پیام و محتوای مستقل و جداگانه دیگری را دنبال می‎كنند، و این مسئله موجب تفكیك این آیه از آیات بعدی می‎شود.

3. با توجّه به روایاتی كه در این باره از معصومین ـ علیهم السّلام ـ آمده میان عالمان شیعه انحصار آیة‎الكرسی به همین یك آیه اشتهار یافته از این‎رو علامه مجلسی فرمود:

الف) ... و المشهور انّ آیة الكرسی الی "العلی العظیم"...[2].

ب) ... والأشهر فی آیة الكرسی الی "العلی العظیم"...[3].

ج) هم‎چنین در روایتی كه از حضرت امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در باب فضیلت آیةالكرسی بیان شده[4] آن حضرت آیةالكرسی را از جمله "اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ" شروع و با جمله "الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ" ختم كرده‎اند، كه فقط همین یك آیه را شامل می‎شود.[5].


[1] . بقره/255.

[2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج86، ص 4، روایت 3، باب 38.

[3] . همان ، ج 87، ص 99، روایت 17، باب 4.

[4] . طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ج 2، ص 515.

[5]. با تلخیص از پرتال جامع نور

 


- نظرات (0)

عاقلترین دیوانه

بهلول


هارون الرّشید از بهلول پرسید كه آخرت مرا چطور می‎بینی؟ بهلول گفت: از این آیه می‎توانی جای خود را در آخرت بدانی:

«إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ»[1]

یعنی نیكوكاران در بهشت‎اند و بدكاران در جهنم.

هارون گفت: پس قرابت من با رسول خدا كجا رفت بهلول گفت:

«فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ»[2

 یعنی در قیامت وقتی كه اسرافیل به صور خود دمید پس آن وقت نسبی در بین نخواهد بود.

یعنی قرابت تو به پیغمبر (ص) بدون عمل به تو نفعی نخواهد بخشید.

هارون گفت: پس شفاعت پیغمبر (ص)‌ چه شد؟ بهلول گفت:

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»[3]

 كیست آن كسی كه شفاعت بكند مگر به اذن خودش.

هارون گریست و اشك چشمش محاسن او را تر كرد و گفت آیا عمل من مرا نجات نمی‎دهد؟ بهلول گفت:

«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»[4]

پس هر كه عمل می‎كند به قدر ذرّه‎ای از نیكی می‎بیند آن را و جزای عمل به همان مقدار به او می‎رسد و هر كه عمل بكند به قدر ذرّه‎ای شرّ و بدی، می‎بیند آن را.

هارون گفت: مقرّر كردم كه مؤنه ترا هر روز مهیّا دارند.

بهلول گفت: آنكه مرا خلق كرده،‌مرا فراموش نخواهد كرد، و از نزد او بیرون شد.[5]


[1] . سورة انفطار، آیات 14 و 15.

[2] . سورة مؤمنون، آیة 140.

[3] . سورة بقره، آیة‌ 275.

[4] . سورة زلزال، آیة 8 و 9.

[5] . بهلول عاقل، میرزا علی آقا صدر.

 


- نظرات (0)

کورش هخامنش در قرآن

کوروش




قرآن‌، داستان ذوالقرنین را در سوره كهف‌، آیات 83 تا 98 بیان كرده و برای او ویژگی‌هایی را بر شمرده است‌.

مفسران در این كه ذوالقرنین كیست‌؟! اختلاف‌نظر دارند; برخی او را اسكندر مقدونی و عده‌ای او را "شین هوانك تی‌" و... دانسته‌اند و هر یك كوشیده‌اند تا این ویژگی‌های قرآنی را به آن‌ها تطبیق دهند; امّا نظری را كه علامه طباطبایی‌;، آیة‌الله مكارم شیرازی‌، و... محتمل‌الصدق می‌دانند، این است كه ذوالقرنین همان كورش كبیر، پادشاه هخامنشی است‌.

قرینه‌هایی كه ایشان برای تأیید نظر خود می‌آورند از این قرار است‌:

1. ذوالقرنین شخصیتی است كه خداوند به او تمكن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت كورش كه بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس كرده است‌، توافق دارد.

2. ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و كورش هم خداشناس و یكتاپرست بوده است و معقول‌ترین تاریخی كه برای ظهور زرتشت یاد می‌شود، بین قرن ششم پیش از میلاد با تاریخ حیات كورش توافق دارد.

3. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.

4. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به جنوب شرقی و (مكران و سیستان‌) و شمال‌شرقی (حدود بلخ‌) انطباق دارد.

5. ذوالقرنین با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن كورش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشی "سكا" كه به عبارتی همان یأجوج و مأجوج هستند، انطباق دارد. در این جا كورش اقوام وحشی را عقب می‌راند و در معبر داریال سدّی با آهن و مس می‌سازد كه هنوز بقایای این سد برپاست‌.(ر.ك‌: داستان‌های قرآن و تاریخ انبیا در المیزان‌، حسین فعال عراقی‌، ج 1، ص 447، نشر سبحان‌، و نیز: مجله بینات‌، ش 14، ص 105.)

بعضی معتقدند نام‌گذاری ذوالقرنین به این نام به خاطر آن است كه او به شرق و غرب عالم كه عرب از آن تعبیر به قرنی‌الشمس (دو شاخ آفتاب‌) می‌كند، رسید.

عده‌ای هم می‌گویند: در دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود و به خاطر آن به ذوالقرنین معروف شد.

برخی نیز عقیده دارند كه او تاج مخصوصی داشت كه دارای دو شاخ بود.

بنابراین مسأله شاخ داشتن ذوالقرنین به احتمالات مذكور تفسیر شده است‌.

 

برای آگاهی بیشتر ر.ك‌: تفسیر المیزان‌، علامه طباطبایی‌;، ج 13، ص 355 ـ 364، مؤسسه اعلمی بیروت / تفسیر نمونه‌، آیة‌الله مكارم شیرازی و دیگران‌، ج 12، ص 150 ـ 532، دارالكتب الاسلامیة‌.


- نظرات (0)

زینانبارترین معامله

آية الله جوادي آملي




قرآن زیانبارترین معامله را آن دانسته كه انسان گمراهی بخرد و راه راست و هدایت را بفروشد. خداوند چنین انسانی را در گمراهی رها می‌سازد، به گونه‌ای كه حالت سرگشتگی بر آنان چیره شود:

«الله یستهزی بهم و یمدّهم فی طغیانهم یعمهون أولئك الّذین اشتروُا الضّلالة بالهدی فما ربحت تجارتُهم و ما كانوا مهتدین»(1)؛ خداوند در قیامت آنان را به استهزا گیرد و در گمراهی چنان رها كند كه در بیابان جهل و گمراهی حیران و سرگردان باشند؛ زیرا ایشان به جای راه راست، گمراهی را خریدند و تجارتشان سود نخواهد كرد و راه راست نیافتند.

بدمعامله‌ای است كه انسان جان خویش را بفروشد و در مقابل آن كفر و سركشی بخرد؛ یعنی كژراهه رفتن و به دوزخ افتادن را انتخاب كند: «بئسما اشتروا به أنفسهم أن یكفروا بما أنزل الله بغیاً أن ینزّل الله من فضله علی من یشاء من عباده فباءو بغضبٍ علی غضبٍ و للكافرین عذاب مهین»(2)؛ بدمعامله‌ای با خود كردند كه به آنچه خدا نازل كرده كافر شده، راه ستمگری در پیش گرفتند، كه چرا خداوند به فضل خویش برخی از بندگان خود را مخصوص گرداند. آنان خشمی تازه از خداوند را افزون بر خشم پیشین الهی برای خود خواستند و در جایگاه غضب خدا قرار دارند و كافران عذابی خواركننده خواهند داشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ سوره بقره، آیات 15 ـ 16.

2ـ سوره بقره، آیه 9 .

برگرفته از كتاب معاد در قرآن، آیة الله جوادی آملی، صص 85 ـ 86 .

 


- نظرات (0)

مناسب خوانی آیات قرآن

خواندن آیات قرآن، در همه اوقات امری ستوده و قابل ارزش است، اما در برخی مواقع و مناسبتها خواندن بعضی از آیات از جانب بزرگان دین و یا بر‌اساس آیات قرآن سفارش شده است. آنها عبارتند از:‌

1ـ هنگام سوارشدن بر كشتی، مستحب است خوانده شود:‌«[وَقالَ ارْكَبُوا فیها] بِسْمِ‌اللّهِ مَجْریها ومَرْسیها [اِنَّ رَبّی لَغَفُور رَحیم]؛ [و گفت بر آن سوار شوید]، كه روانه شدن و لنگر انداختنش به نام خداست، [كه پروردگار من آمرزگار مهربان است]» هود(11)، آیه41.

2ـ هنگام سوارشدن بر مركب، مستحب است بخوانند: «سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَما‌كُنّا لَهُ مُقْرِنینَ وَاِنّا اِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبوُن؛ پاكا كسی كه این را رام ما ساخت و ما بر آن توانا نبودیم. و ما به [درگاه] پروردگارمان روی می‌آوریم» زخرف(43)، آیه 13 و14.

3ـ مستحب است به هنگام وارد شدن به هر منزل، بخوانند: «رَبِّ اَنْزِلْنی مَنْزَلا مُبارَكاً وَاَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلین؛ پروردگارا مرا به منزلی مبارك فرود آور و تو بهترین میزبانانی» مؤمنون(23)، آیه29.

4ـ هنگام شروع قرائت قرآن خوانده شود: «رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُوُلَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدین؛ پروردگارا به آنچه نازل كرده‌ای ایمان آوردیم و از پیامبرت پیروی كردیم، پس ما را در زمره گواهان بنویس» آل‌عمران(3)، آیه53.

5ـ هنگام مواجهه با دشمن، سفارش شده است بخوانند:‌«رَبَّنا افْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَثَبِّتْ اَقْدامَنا وَانْصُرنا عَلَی الْقوم الكافرین؛ پروردگارا بر ما [باران] صبر فرو ریز و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر خدا نشناسان پیروز گردان» نیز از آیاتی كه برای گریز از تیررس دشمن سفارش شده، این است: «واجْعَلْنا مِنْ بَینِ اَیدیهِمْ سَدّاً و مِنْ خَلْفِهِم سَدّاً فَاَغْشَیناهُمْ فَهُمْ لایبْصِروُن؛ و در پیشاپیش آنان سدّی و در پشتشان هم سدّی نهاده‌ایم و بر [دیدگان] آنان پرده‌ای افكنده‌ایم، لذا نمی‌توانند دید» یس(36)، آیه9.

به هنگام شادی و پوشیدن لباس نو، مستحب است بخواند:‌«رَبِّ اَوْزِعْنی اَنْ اَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتی اَنْعَمْتَ عَلَی وَعَلی والِدَی وَان اَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ

6ـ هنگام صدقه دادن مستحب است بخوانند:‌«رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا اِنَّكَ اَنْتَ السَّمیع الْعَلیمُ؛ پروردگارا از ما بپذیر كه تویی شنوای دانا» بقره(2)، آیه127.

7ـ هنگام دیدن آسمان و ستارگان، مستحب است خوانده شود:‌«اِنَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَالاَرْض… رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّار؛ در آفرینش آسمانها و زمین… پاكا كه تویی، ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار» آل‌عمران(3)، آیه191. و همچنین بخوانند: «تَبارَكَ الَّذی جَعَلَ فِی السَّماءِ بُرُوجَاً وَجَعَلَ فیها سِراجاً وَقَمَراً مُنیراً؛ بزرگا كسی كه در آسمان بُرجهایی آفریده است و در آنها چراغی و ماهی تابان قرار داده است» فرقان(25)، آیه61.

8ـ آنگاه كه انسان مرتكب گناهی می‌شود، مستحب است بخواند:‌«رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَاِنْ لَمْ تَغْفِرْلَنا وَتَََرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین؛ پروردگارا بر خود ستم كرده‌ایم و اگر بر ما نبخشایی و رحمت نیاوری بی‌شك از زیانكاران خواهیم بود» اعراف(7)، آیه23.

9ـ آنگاه كه انسان دچار سهو و فراموشی گردد، مستحب است بخواند:‌«رَبَّنا لاتُؤاخِذْنا اِنْ نَسینا اَوْ اَخْطأنا رَبَّنا وَلاتَحْمِلْ عَلَینا اِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا؛ خدایا اگر [فرمانی را]‌فراموش یا خطایی كردیم بر ما مگیر؛ پروردگارا بار گرانی بر عهده ما مگذار، چنانكه بر عهده پیشینیان ما گذارده‌ای» بقره(2)، آیه286.

10ـ آنگاه كه از گذشتگان یاد كنند، مستحب است بخواند:‌«رَبَّنا اغْفِرْلَنا وَلأِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالْایمانِ ولاتَجْعَلْ فی قُلُوبِنا غِلّاً لِلَّذینَ آمَنوُا؛ پروردگارا ما و برادرانمان را كه در ایمان بر ما سبقت دارند، بیامرز و در دلهای ما نسبت به مؤمنان كینه‌ای مگذار» حشر(59)، آیه10.

11ـ به هنگام داخل شدن به شهری یا خانه‌ای، مستحب است خوانده شود:‌«رَبِّ اَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَاَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیراً؛ پروردگارا مرا به درستی [به مدینه] درون آور، و به درستی [از مكه] بیرون بَر و برای من از سوی خویش سلطه‌ای نیرومند [بر دشمنان] قرار بده» اسراء(17)، آیه80.

12ـ به هنگام شادی و پوشیدن لباس نو، مستحب است بخواند:‌«رَبِّ اَوْزِعْنی اَنْ اَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتی اَنْعَمْتَ عَلَی وَعَلی والِدَی وَان اَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ…؛ پروردگارا به من الهام كن [و توفیق ده] كه بر نعمتت كه بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتی، سپاس گزارم و كار نیك كنم كه آن را بپسندی…» نمل(27)، آیه19.

13ـ به هنگام سختی و رنج مستحب است خوانده شود:‌«رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ اِنّا مُؤمِنُونَ. پروردگارا این بلا را از ما بگردان كه ما مؤمن هستیم» دخان (44)، آیه 12.

آنگاه كه انسان دچار سهو و فراموشی گردد، مستحب است بخواند:‌«رَبَّنا لاتُؤاخِذْنا اِنْ نَسینا اَوْ اَخْطأنا رَبَّنا وَلاتَحْمِلْ عَلَینا اِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا

14ـ به هنگام وسوسه و یا دچار وسواس شدن، مستحب است بخواند: «اعوذُ بِك مِن هَمزات الشیاطین و اعوذُ بِك رَبِّ اَنْ یحْضُرُون؛ پروردگارا از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌آورم و پناه بر تو پروردگارا از اینكه آنان نزد من حاضر شوند» مؤمنون(23)، آیه97 و98.

15ـ آنگاه كه انسان فرزندش را می‌بیند، مستحب است بخواند:‌«اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی وَهَبَ لی عَلَی الْكِبَر اِسْماعیلَ وَ اِسْحاقَ اِنَّ رَبّی لَسَمیعُ الدُّعاء؛ سپاس خداوندی را كه با وجود پیری به من اسماعیل و اسحاق را ارزانی داشت؛‌چرا كه پروردگارم شنوای دعاست» ابراهیم(14)، آیه39.

16ـ آیه‌ای كه به هنگام برطرف شدن (اكتشاف) بلا خوانده می‌شود:‌«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی اَذْهَبَ عَنّا الْحزنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفوُر شَـكُور؛ سپاس خداوندی را كه اندوه را زدود، بیگمان پروردگار ما آمرزگار قدردان است» فاطر(35)، آیه34.

17ـ آیه‌ای كه به هنگام دیدن شخص مبتلی(مریض)، خوانده می‌شود:‌«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی فَضَّلَنا عَلی كَثیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنین؛ سپاس خداوند را كه ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد»‌نمل(27)، آیه15. و نیز دعایی است كه مستحب است زیر زبان و آرام بگوید:‌«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی عافانی مِنْ ما ابتلاك بِهِ وَلَوْ‌شاءَ فَعَل».

18ـ هنگام نظر در آینه بخواند:‌«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی خَلَقَنی فَأَحْسَن خلقی وَصَوَّرَنی فَاَحْسَنَ صُورَتی، وَتَبارَكَ اللّهُ اَحْسَن الْخالِقین».

19ـ هنگام دیدن پدر و مادر بخواند: «رَبِّ اغْفِرْلی وَلِوالِدَی و لِمَنْ دَخَلَ بَیتی مُؤْمِناً وَلِلْمُؤمِنینَ وَالْمُؤْمِنات…؛ پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر كس را كه مؤمن به خانه من در آید و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز…» نوح(71)، آیه28.

20ـ به هنگام رعد و برق مستحب است خوانده شود:‌«هُوَ الَّذی یریكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً و ینْشِیءُ السَّحابَ الثِّقال وَیسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خیفَتِهِ وَ یرْسِلُ الصَّواعِقَ فَیصیبُ بِها مَنْ یشاء…؛ او كسی است كه برق را كه مایه بیم و امید است به شما می‌نمایاند، و ابرهای گرانبار پدید می‌آورد و رعد به سپاس او، و فرشتگان از خوف و خشیت او تسبیح می‌گویند و صاعقه‌ها را می‌فرستد، كه به هر كس كه او بخواهد برمی‌خورد…» رعد(13)، آیه12 و13.

به هنگام وسوسه و یا دچار وسواس شدن، مستحب است بخواند: «اعوذُ بِك مِن هَمزات الشیاطین و اعوذُ بِك رَبِّ اَنْ یحْضُرُون

21ـ هنگام آتش روشن كردن و یا داخل حمام شدن، مستحب است بخواند:‌«ربَّنا اِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَیتَهُ وَ ما‌ لِلظّالِمینَ مِنْ اَنْصار؛ پروردگارا هر كس را كه به دوزخ در آوری، خوار و رسوایش ساخته‌ای و ستمكاران یاورانی ندارند» آل‌عمران(3)، آیه192. و همچنین بخواند: «…رَبَّنا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ اِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً؛ پروردگارا از ما عذاب جهنم را بگردان، چرا كه عذاب آن سخت و سنگین است» فرقان(25)، آیه65.

22ـ آنگاه كه انسان مورد تهمت قرار می‌گیرد، مستحب است بخواند:‌«رَبَّنا اِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفی وَما نُعْلِنُ وَمایخْفی عَلَی اللّهِ مِنْ شَیءٍ فِی الاَرْضِ وَلا‌فِی السَّماءِ. پروردگارا تو آنچه پنهان و آنچه آشكار می‌داریم می‌دانی؛‌و هیچ چیز در زمین و در آسمان بر خداوند پنهان نیست» ابراهیم(14)، آیه38.

23ـ به هنگام پدید آمدن خطرهای ناگوار و بدعتهای پدید‌آمده در دین، مستحب است بخواند:‌«رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ‌هَدَیتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّاب؛ پروردگارا، پس از آنكه هدایتمان كردی، دلهای ما را مگردان،و رحمتی از سوی خویش به ما ارزانی‌دار كه تو بخشنده‌ای» آل‌عمران(3)، آیه8.

24ـ و آنگاه كه خبر درگذشت كسی را به انسان می‌دهند، مستحب است بگوید:‌انالله وانا الیه راجعون.

 

منبع: محسن معینی، مجله بشارت، شماره 4




- نظرات (0)

محکمترین دستگیره ایمان

ارتباط  ایمان و درمان

تا آخر،هیچ یك از شاگردان نتوانست‏به سؤالى كه معلم عالیقدر طرح كرده بود جواب درستى بدهد.هر كس جوابى داد و هیچ كدام مورد پسند واقع نشد.سؤالى كه رسول اكرم در میان اصحاب خود طرح كرد این بود:

«در میان دستگیره‏هاى ایمان كدام یك از همه محكمتر است؟»

یكى از اصحاب: نماز

رسول اكرم: نه

دیگرى:زكات

رسول اكرم:نه

سومى:روزه

رسول اكرم:نه

چهارمى:حج و عمره

رسول اكرم:نه

پنجمى:جهاد

رسول اكرم:نه

عاقبت جوابى كه مورد قبول واقع شود از میان جمع حاضر داده نشد،خود حضرت فرمود:

«تمام اینهایى كه نام بردید كارهاى بزرگ و با فضیلتى است،ولى هیچ كدام از اینها آنكه من پرسیدم نیست.محكمترین دستگیره‏هاى ایمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.» *

* كافى،جلد 2،باب الحب فى الله و البغض فى الله،صفحه 25،و وسائل،جلد 2،چاپ امیر بهادر،صفحه‏497.

برگرفته از:

داستان راستان، تالیف شهید مطهری


- نظرات (0)

رنگ و بوی امام زمان درزندگی ما

زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟! چقدر از امام زمان(عج) دور هستیم؟ آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟


امام زمان

آیت الله بهجت(ره) فرمود: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! ""

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. "اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(۱)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند."

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یا مولای هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(۲)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟ 

امام زمان

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟

آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(۳)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

پی نوشت

اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح۳۱ 

۲-مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(علیه السلام) 

۳- حضرت ولی عصر(علیه السلام) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج۲، ص۴۶۶



- نظرات (0)

فرزند دختر در قرآن

واثله بن اشفع روایت مى کند که حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: ((خجستگى و میمنت زن در این است که اوّل دختر بزاید بعد از آن پسر، مگر نمى بینید که حق تعالى در باب نعمت و منّت ابتداء دختر را ذکر فرموده بعد پسر را، آنجا که مى فرماید: (یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ اِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورْ.)(1) : خداوند متعال، به هرکس بخواهد، دختر مى بخشد و هرکه را که بخواهد فرزند پسر عطا مى کند.))(2)

پاورقی:

1- شورى / 49.
2- همان ، 23.


برگرفته از:

کتاب جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نکته ها


- نظرات (0)

اگر ما دعوت حضور او را نپذیریم

شخصى از آیت الله بهجت پرسید: در روایت است که «اوّل الوقت رضوان الله و آخر الوقت غفران الله و ملعون من اخره الصلاة.» آیا این شخص گناه کرده که لایق غفران یا لعنت است؟
استاد فرمود: باید درباره ى جایى باشد که شخص قصد توهین نسبت به اوّل وقت خواندن نماز داشته باشد که در این صورت، توسعه هم براى وى روا نیست.
شخصى از سلطانى، براى حلّ مشکل خود وقت مى خواهد تا به حضورش برسد به او وقت مى دهند و وى اذن حضور مى یابد، در عین حال، چه تشریفات و موانعى براى رسیدن او به حضور سلطان پیش مى آید تا به خدمتش برسد. خداوند ما را در اوّل وقت دعوت فرموده، بدون هیچ مانعى امّا اگر ما دعوت حضور او را نپذیریم، ما چه هستیم؟!
استاد در این جا حکایت استاندار مشهد را که در روز عید غدیر، در مجلسى که به مناسبت آن روز تشکیل شده بوده نقل فرمود: که استاندار گفته است: من در کنار یکى از علماى اهل تسنن به نام مردوخ نشسته بودم، سخن گوى مجلس، جریان تیرى را که به پاى امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ رفته بود و به دستور امام حسن ـ علیه السّلام ـ در حال نماز درآوردند، نقل کرد. مردوخ به من گفت: چه افسانه هایى مى گویند، مگر مى شود؟! من ناراحت شدم امّا جوابى نداشتم، از طرفى آبروى شیعه در خطر بود که دیگران هم این سخن را در آن مجلس مى شنیدند. فورى کلامى به من الهام شد که من مى دانم از من نبود، گفتم: قرآن مى فرماید: (فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَ قُلْنَ حَـشَ لِلَّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا)1 ; (پس چون ]زنان[ او را دیدند، وى را بس شگرف یافتند و ]از شدت هیجان [دست هاى خود را بریدند و گفتند: منزّه است خدا، این بشر نیست، این جز فرشته اى بزرگوار نیست.) چه شد که زنان دست هاى خود را بریدند و نفهمیدند؟ مردوخ هیچ نگفت! سپس استاد بهجت فرمود: در مقابل مشاهده ى جمال مطلق، اگر کسى چنین باشد، چه مانعى دارد؟

([1]) سوره ى یوسف، آیه ى 31.


برگرفته از:

مرکز تنظیم و نشر آثار آیت الله العظمی بهجت(ره)


- نظرات (0)