سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ویژگی کسانی که مواد آتش زای دوزخ می شوند


دوزخ
تفسیر آیه 166 و 167 بقره

آیات (إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ *َقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّۆُواْ مِنَّا کَذَلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ) ناظر به عالم قبر و قیامت و بیزاری جستن بتها از عبادت کنندگانشان است.

 

ظهور حقیقت اعمال در قیامت

بحث مهمی که در این آیات مطرح بود، یک قِسمش راجع به تجسم اعمال بود و یک قِسم راجع به ابدیّت عذاب و خلود عذاب کافران و منافقان. از آیه مبارکه محل بحث استفاده می‌شود که عمل انسان هرگز از بین نمی‌رود و انسان با خود عمل، جزا داده می‌شود و نحوه جزای عمل هم مشخص است. مجموع بحثهایی که درباره عمل و تجسم عمل و جزای به عمل و اینکه انسان رهن عمل است و اینکه عمل یک واقعیتی دارد، به صورتهایی مصور می‌شود و هم عامل به صورت عمل ظهور می‌کند و هم عمل به صورت جزا ظهور می‌کند.

 

تبیین بخش های دهگانه آیات تجسم عمل در قیامت

مجموع این بحث ها را تقریباً می‌توان در ده طایفه از آیات قرآن کریم خلاصه کرد که مضمون بسیاری از اینها احیاناً مشترک است؛ اما لسان و ظهور اینها یکسان نیست.

 

یکم؛ اصلِ حیات عمل و رۆیت متن عمل در قیامت

طایفه اوُلیٰ آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند بر اینکه عمل زنده است و انسان اصل عمل را بعد از مرگ می‌بیند؛ نظیر همان آیه مبارکه (یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ) یا ( فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ) یا آیه سوره «كهف» که (وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً) یا آیه سوره «آل‌عمران» که (یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً)، (اینها آیات طایفه اولایند) که دلالت می‌کنند بر اصل حیات عمل و اینکه هر انسانی عمل خود را می‌بیند و اینکه عمل چه خیر چه شرّ از نظر سنخ و نوع و چه ریز و چه درشت از نظر صغَر و کبَر (همه و همه) زنده‌اند و انسان متن عمل خود را می‌بیند.

وقتی ظلم ملکه شد (برای آدم)، آتش برای آدم ملکه شد، خود انسان می‌شود مواد سوخت و سوز و اگر خیلی در این راه کهنه‌کار باشد خودش می‌شود مواد آتش‌زا. بین هیزم و کبریتی که آتش‌زاست فرق است؛ بعضیها هستند که ستم و گناه برای آنها آن رسمی شد که خود مواد سوخت و سوز جهنم‌اند؛ یعنی هیزم جهنم‌اند، بعضی‌ها از این مرحله هم تنزل کردند به دَرَک، دَرَکه و مرحله نازل‌تر رفتند خودشان شدند مواد آتش‌زا

دوم؛ «عندالله» جایگاه عمل و عامل خیر

طایفه ثانیه آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند بر اینکه آنچه که انسان به عنوان خیر فرستاد می‌بیند. این طایفه جای یافت را هم مشخص می‌کند. طایفه اوُلیٰ اصل حضور عمل را بازگو می‌کرد، طایفه ثانیه بین خیر و شرّ فرق می‌گذارد، می‌گوید اگر عمل خیر باشد جای این عمل عندالله است و چون عمل از عامل جدا نیست عامل هم جایگاهش عندالله است.

لذا تعبیری که از مۆمنان می‌شود این است که اینها نزد خدا قدم صدق دارند، نزد خدا قعود صدق دارند؛ هم قدم صدق در سوره «یونس» آمده است، هم قعود صدق در سوره «قمر» آمده است که (إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ). این طایفه از آیات که دلالت می‌کند انسان متن عمل خود را نزد خدا می‌بیند.

 

سوم؛ پیوند و همراهی عمل با عامل

طایفه ثالثه آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند به اینکهانسان عمل را به همراه خود می‌آورد و می‌فهمد که همراهان او چه کسانی‌اند و چه چیزی‌اند... یعنی انسان همه آنچه که به همراه خود احضار کرده است می‌فهمد.

معلوم می‌شود انسان یک قافله‌ای را به همراه خود می‌برد؛ منتها اینها بسته‌اند، انسان هم ناسی است و غافل؛ نه آنها باز شده‌اند و نه انسان هشیار است، روز قیامت هم انسان هشیار می‌شود (غفلت برداشته می‌شود) و هم آن بسته‌ها باز می‌شوند که (یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَاباً یَلْقَاهُ مَنشُوراً) ... وقتی خدای سبحان آن خاطرات و عقاید و اخلاق و اعمال را باز بکند: (یَلْقَاهُ مَنشُوراً) انسان آن روز تعجب می‌کند که (یَاوَیْلَتَنَا مَالِ هذَا الْکِتَابِ لاَ یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلاَ کَبِیرَةً إِلاّ أَحْصَاهَا).

بنابراین در آن روز هم انسان هشیار می‌شود [که] (فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءَکَ) و هم آن بسته‌ها باز می‌شود که (یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَاباً یَلْقَاهُ مَنشُوراً)، لذا در این آیه کریمه 14 سوره «تكویر» فرمود: (عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا أَحْضَرَتْ). و در همین مضمون که «انسان آنچه را احضار كرده است می‌بیند» آیات دیگری است، گاهی با این لسان گاهی با لسان دیگر.

 

چهارم؛ دریافت کامل عین عمل در قیامت

طایفه رابعه آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند بر اینکه انسان هر چه انجام داده است به عین آن توفیه می‌شود (که لسان، لسانِ توفیه است): (َوُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ) یا (تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ) و مانند آن .

قیامت

پنجم؛ چشیدن و تجربه عین عمل در قیامت

طایفه خامسه آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند به اینکه هر کسی عین آنچه که انجام داد آن را می‌آزماید؛ مثل اینکه انسان وقتی غذایی را طبخ کرد دست‌پخت خود را می‌چشد و می‌آزماید؛ یک کشاورز وقتی درخت را به ثمر رساند میوه باغش را می‌آزماید. در قیامت انسان عمل خودش را می‌چشد می‌بیند تلخ است، آن روز است که دادش درمی‌آید؛ یا می‌چشد می‌بیند شیرین است، آن روز است که لذت می‌برد. آیه سی‌ام سوره مبارکه «یونس»، این است: (هُنَالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ)؛ هرچه که قبلاً در سلف گذراند الآن امتحان می‌کند، همان را می‌آزماید؛ همانی که در دنیا شیرین بود الآن می‌سوزاند، چون «حفت النار بالشهوات» و همانی که در دنیا تلخ بود الآن لذت‌بخش است، چون «حفت الجنة بالمكاره».

 

ششم؛ جزا نفس کار و متن عمل

طایفه ششم آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند بر اینکه جزا نفس عمل است، گاهی به صورت حصر که (هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ) یا (إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ)، گاهی بدون حصر که این جزا کارِ خود شماست، جزا وفاقِ کارِ شماست و مانند آن.

 

هفتم؛ کیفیت و چگونگی ارائه عمل به انسان

طایفه سابعه آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند بر اینکه خدا چگونه عمل را به انسان نشان می‌دهد؛ یعنی اینکه فرمود: هر کسی عمل خود را می‌بیند (حاضر می‌بیند) مزه آن را می‌چشد، عین آن توفیه می‌شود، عین آن جزای اوست، عین آن به همراه اوست، چگونه و به چه صورتی درمی‌آید که هم جزاست هم همراه است و هم یا بدمزه است یا خوشمزه است و مانند آن؟

اینها را در سوره مبارکه «سبأ» و همین آیه محل بحث بیان فرمود... آیه 33 سوره «سبأ این‌چنین بود: (وَجَعَلْنَا الأغْلاَلَ فِی أَعْنَاقِ الَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاّ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ) یعنی اگر جزا عین عمل است و هر کسی عمل خود را می؛ نه یعنی آن صورت دنیایی عمل را می‌بیند، وگرنه می‌شود دنیا (دیگر آخرت و قیامت نخواهد بود)؛ مثلاً اگر کسی رشوه خورد این‌چنین نیست که در قیامت ببیند که باز همان مال است و پرونده‌سازی است و رشا و ارتشاست، بلکه آن عمل به حقیقتی درمی‌آید که انسان هیچ تردیدی ندارد، این همان است.

در این کریمه فرمود: ما غل را در گردن کافران می‌گذاریم و هرگز جزا غیر عمل نیست یعنی این عمل به صورت غل گردن‌گیر درمی‌آید (حقیقتِ عمل این است): (وَجَعَلْنَا الأغْلاَلَ فِی أَعْنَاقِ الَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاّ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ) ....

هر کسی عین آنچه که انجام داد آن را می‌آزماید؛ مثل اینکه انسان وقتی غذایی را طبخ کرد دست‌پخت خود را می‌چشد و می‌آزماید؛ یک کشاورز وقتی درخت را به ثمر رساند میوه باغش را می‌آزماید. در قیامت انسان عمل خودش را می‌چشد می‌بیند تلخ است، آن روز است که دادش درمی‌آید؛ یا می‌چشد می‌بیند شیرین است، آن روز است که لذت می‌برد. آیه سی‌ام سوره مبارکه «یونس»، این است: (هُنَالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ)؛ هرچه که قبلاً در سلف گذراند الآن امتحان می‌کند، همان را می‌آزماید

در همین آیه محل بحث (166 تا 167 بقره) که فرمود: ما تبعیت دروغین زمامداران باطل را به صورت تبرّی حسرت‌آمیز درمی‌آوریم، آنگاه فرمود: (کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ). یعنی اگر یک جای قرآن آمده است که (یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ)، نحوه ارائه را هم در سوره «بقره» بیان کرد فرمود: ما عمل را این‌چنین نشان می‌دهیم؛ یعنی تبعیّت کاذب به صورت تبرّی صادق ظهور می‌کند و مسرّت کاذب به صورت حسرت صادق ظهور می‌کند. (کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ) که یا این (حَسَرَاتٍ) حال است یا غیر حال، در هر دو صورت نشانه آن است که مسرّت باطل تحسّر صادق است، عین عمل به صورت حسرت درمی‌آید...

 

هشتم؛ ظاهر و باطن داشتن عمل

طایفه هشتم بازگوکننده آن است که عمل یک ظاهری دارد و یک باطنی که انسان با انس به این طایفه هشتم از آیات، زمینه انس با مسأله تجسم اعمال در او فراهم می‌شود... [از نمونه های این آیات] آیه 10 سوره مبارکه «نساء» است که فرمود: (إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَیٰ ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیراً) یعنی باطن اکل مال مردم آتش است؛ نه مال یتیم آتش باشد (غصب آتش است)، وگرنه آن مال را خود یتیم می‌خورد، چون کسب حلال برای اوست این نور خواهد بود و همین مال را وقتی غاصب در کنار سفره مغصوب‌منه می‌خورد می‌شود نار، این «حرام» است که نار است.

 

نهم؛ صیرورت انسان تبهکار به صورت مواد سوخت و سوز دوزخ

طایفه نهم آیاتی‌اند که دلالت می‌کنند وقتی ظلم ملکه شد (برای آدم)، آتش برای آدم ملکه شد، خود انسان می‌شود مواد سوخت و سوز و اگر خیلی در این راه کهنه‌کار باشد خودش می‌شود مواد آتش‌زا. بین هیزم و کبریتی که آتش‌زاست فرق است؛ بعضی ها هستند که ستم و گناه برای آنها آن رسمی شد که خود مواد سوخت و سوز جهنم‌اند؛ یعنی هیزم جهنم‌اند، بعضی‌ها از این مرحله هم تنزل کردند به دَرَک، دَرَکه و مرحله نازل‌تر رفتند خودشان شدند مواد آتش‌زا.

اینگونه افراد که مواد آتش‌زای جهنم‌اند (اینها) گنهکاران عادی نیستند و ظالمین متعارف هم نیستند، آنها که مواد آتش‌زای جهنم‌اند آنها را هم قرآن کریم مشخص کرد؛ فرمود: (کَدَأْبِ آلَ‌فِرْعَوْنَ)...

اینها که در کفر و نفاق جزء مواد سوخت و سوزند، از اینها در سوره مبارکه «جن» یاد کرده است که فرمود: (وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً) آنها که قاسط‌اند (اهل قَسط‌اند) ـ قَسط یعنی جور و ظلم، اهل قِسط نیستند که سهم دیگران را بدهند و بشوند مقسِط و محبوب خدا که (إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ) بلکه اهل قَسط ‌اند و سهم دیگران را هم می‌برند ـ اینها که قاسطین‌اند (اهل قَسط ‌اند)؛ نه اهل قِسط، اینها هیزم جهنم‌اند: (وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً)، و کسانی که از این مرحله تنزل بیشتری کرده‌اند خودشان می‌شوند مواد منفجر؛ فرمود: (فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ).

وقود این مواد منفجر را می‌گویند، آن کبریت را می‌گویند وقود (یعنی آتش‌زا، ما توقد به النار). در سابق این سنگهای چقماق و چخماخ را می‌گفتند وقود، الآن این کبریت را می‌گویند وقود، این مواد منفجره را می‌گویند وقود که «توقد به النار». اینگونه افراد که مواد آتش‌زای جهنم‌اند (اینها) گنهکاران عادی نیستند و ظالمین متعارف هم نیستند، آنها که مواد آتش‌زای جهنم‌اند آنها را هم قرآن کریم مشخص کرد؛ فرمود: (کَدَأْبِ آلَ‌فِرْعَوْنَ)...

 

دهم؛ حشر عامل برابر صورت باطنی عمل

طایفه دهم آیاتی‌اند که از آنها به کمک نقل، (حدیث شریف)، استفاده می‌شود که عمل نه تنها به صورت جزا در می‌آید، بلکه آن قدر قوی است که عامل را هم به صورت خود مصوّر می‌کند (که عامل به صورت عمل در می‌آید)؛ یعنی اگر کسی طمعکار و آزمند بود؛ نه تنها این آز و حرص او به صورت نار ظهور می‌کند، بلکه خود این انسان حریص و آزمند هم به صورت مور در می‌آید؛ اگر کسی بددهن و گزنده و امثال ذلک بود؛ نه تنها این گزِش به صورت شعله ظهور می‌کند، بلکه خود او به صورت عقرب در می‌آید...

منبع: درس تفسیر آیت الله جوادی آملی به نقل از شیعه نیوز


- نظرات (0)

راهی برای دوری از گناهان حتمی


گناه

آیه شماره 12  از سوره مبارکه حجرات

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری گمان‌ها دوری کنید، زیرا بعضی گمان‌ها گناه است. و (در کار دیگران) تجسّس نکنید و بعضی از شما دیگری را غیبت نکند، آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (هرگز) بلکه آن را ناپسند می‌دانید و از خدا پروا کنید، همانا خداوند بسیار توبه‌پذیر مهربان است.

ایمان، تعهّدآور است و باید از یک‌سری افکار و اعمال دوری نماید. «یا ایّها الّذین آمنوا اجتنبوا...» (ایمان، با سوءظن و تجسّس و غیبت سازگار نیست.)

برای دوری از گناهان حتمی، باید از گناهان احتمالی اجتناب کنیم. (بنابراین از آنجایی که برخی گمان‌ها گناه است، باید از بسیاری گمان‌ها، دوری کنیم.) «اجتنبوا كثیراً... انّ بعض الظن اثم»

در جامعه ی ایمانی، اصل بر اعتماد، کرامت و برائت انسان‌ها است. «انّ بعض الظن اثم»

برای جلوگیری از غیبت باید زمینه‌های غیبت را مسدود کرد. (راه ورود به غیبت، اوّل سوء ظن و سپس پیگیری و تجسّس است، لذا قرآن به همان ترتیب نهی کرده است.) «اجتنبوا كثیراً من الظن... لاتجسسوا ولا یغتب»

گناه، گرچه در ظاهر شیرین و دلنشین است، ولی در دید باطنی و ملکوتی، خباثت و تنفّرآور است. «یأكل لحم اخیه میتاً» (باطن غیبت، خوردن گوشت مرده است و درباره هیچ گناهی این نوع تعبیر بکار نرفته است.)

از شیوه‌های تبلیغ و تربیت، استفاده از مثال و تمثیل است. «أیحبّ احدكم...»

در شیوه نهی از منکر، از تعبیرات عاطفی استفاده کنیم. «لایغتب... أیحبّ احدكم ان یأكل لحم اخیه»

همان گونه که مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصی که مورد غیبت قرار گرفته است، چون حاضر نیست، قدرت دفاع ندارد. «میتاً»

غیبت و بدگویی از دیگران حرام است، از هر سنّ و نژاد و مقامی که باشد. «لایغتب...» («احدكم» شامل کوچک و بزرگ، مشهور و گمنام، عالم و جاهل، زن و مرد و... می‌شود.)

مردم با ایمان، برادر و هم‌خون یکدیگرند. «لحم اخیه»

همان گونه که مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصی که مورد غیبت قرار گرفته است، چون حاضر نیست، قدرت دفاع ندارد. «میتاً»

غیبت کردن، نوعی درّندگی است. «یأكل لحم اخیه میتاً»

غیبت، با تقوا سازگاری ندارد. «لایغتب... واتّقوا اللَّه»

تقوا، انسان را به سوی توبه سوق می‌دهد. «واتّقوا اللَّه ان اللّه توّاب»

در اسلام بن‌بست وجود ندارد، با توبه می‌توان گناه گذشته را جبران کرد. «لایغتب... ان اللَّه توّاب رحیم»

عذرپذیری خداوند، همراه با رحمت است. «توّاب رحیم»

توبه پذیری خداوند، جلوه‌ای از رحمت اوست. «توّاب رحیم»


- نظرات (0)

معرفی اهالی بهشت

بهشت

در آیه 23 از سوره مبارکه هود خداوند اصحاب بهشت را معرفی نموده و می‎فرماید:

"إِنَّ الَّذِینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصالِحَاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبهِمْ أُولَئك أَصحَاب الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ آنها كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و در برابر خداوند خاضع و تسلیم بودند، آنها یاران بهشت‎اند، و جاودانه در آن خواهند ماند.

راغب در مفردات گفته است: كلمه «خبت» به معناى زمین مطمئن و محكم است، و وقتى گفته مى‎شود: «اخبت الرجل» معنایش این است كه تصمیم گرفت به زمینى محكم برود، و یا در آن زمین پیاده شد، نظیر كلمه «اسهل و انجد» كه به معناى «به سرزمین هموار رفت، به بلندى رفت» مى‎باشد، و به تدریج در معناى نرمى و تواضع استعمال شده كه در آیه "و اخبتوا الى ربهم" به همین معنا آمده، و نیز در جمله «و بَشِّر المُخبتین» به معناى تواضع آمده، مى‎فرماید افراد متواضع را كه استكبارى از عبادت خدا ندارند بشارت بده، و نیز در جمله «فَتُخبِت لهُ قُلوبهم» یعنى دل‎هایشان براى او نرم و خاشع مى‎گردد.

كسانی كه از عبادت پروردگارشان تكبر و استنكاف نمی‎ورزند و قلب‎هایشان خاشع است و هرگز ایمانشان متزلزل نمی‎شود و اعمال صالحه انجام می‎دهند، اینها مؤمنان خاص و اهل بصیرت بوده و از اهالی بهشت هستند.

و بنابراین، منظور از «اخبات مؤمنین به سوى خدا»، اطمینان و آرامش یافتنشان به یاد او و تمایل دل‎هایشان به سوى اوست، به طورى كه ایمان درون دلشان متزلزل نگشته، به این سو و آن سو منحرف نشوند و دچار تردید نگردند، همانطور كه زمین محكم این چنین است، و اشیائى را كه بر گرده(دوش) خود دارد نمى‎لغزاند.

كسانی كه از عبادت پروردگارشان تكبر و استنكاف نمی‎ورزند و قلب‎هایشان خاشع است و هرگز ایمانشان متزلزل نمی‎شود و اعمال صالحه انجام می‎دهند، اینها مؤمنان خاص و اهل بصیرت بوده و از اهالی بهشت هستند و در مقابل عقاید حق و اعمال صالح و تواضعشان در برابر حضرت حق، در بهشت خداوند جاودانه خواهند بود. و خدای متعال در این آیات وضعیت این مؤمنان صاحب بصیرت الهی را با افراد كافری كه دیده بصیرت خود را از كف داده‎اند مقایسه می‎نماید.(1)

خداوند در ادامه آیات گذشته كه حال گروهى از منكران وحى الهى را تشریح مى‎كرد، در این آیه، نقطه مقابل آنها، حال مؤمنان راستین را بیان مى‎كند.

در این آیه می‎فرماید: كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و در برابر خداوند خاضع و تسلیم و به وعده‎هاى او مطمئن بودند اصحاب و یاران بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. در این آیه به دو نكته باید توجه داشت:

1- بیان این سه وصف یعنى ایمان و عمل صالح و تسلیم و خضوع در برابر دعوت حق در حقیقت بیان سه واقعیت مرتبط با یكدیگر است، چرا كه عمل صالح میوه درخت ایمان است، ایمانى كه چنین ثمرى نداشته باشد، ایمان سست و بى ارزشى است كه نمى‎توان آن را به حساب آورد، همچنین مساله تسلیم و خضوع و اطمینان به وعده‎هاى پروردگار از آثار ایمان و عمل صالح مى‎باشد، چرا كه اعتقاد صحیح و عمل پاك سرچشمه پیدایش این صفات و ملكات عالى در درون جان انسان است .

در این آیه خداى تعالى ایمان و عمل صالح را مقید كرده به اخبات، و این دلالت دارد بر این كه منظور از این مؤمنین عموم دارندگان ایمان نیست، بلكه طایفه خاصى از مؤمنین است، و آن افراد خاصى از مؤمنین هستند كه اطمینان به خدا دارند و داراى بصیرتى از ناحیه پروردگار خویش‎اند.

2- "اخبتوا" از ماده اخبات از ریشه خبت (بر وزن ثبت) گرفته شده كه به معنى زمین صاف و وسیع است كه انسان به راحتى و با اطمینان مى‎تواند در آن گام بردارد، به همین جهت این ماده در معنى "اطمینان" به كار رفته است، و به معنى خضوع و تسلیم نیز آمده، چرا كه چنین زمینى هم براى گام برداشتن اطمینان‎بخش است، و هم در برابر رهروان خاضع و تسلیم .

بنابراین جمله "اخبتوا الى ربهم"، ممكن است به یكى از سه معنى زیر باشد كه در عین حال جمع هر سه نیز با هم منافاتى ندارد:

1- مؤمنان راستین در برابر خداوند خاضعند.

2- آنها در برابر فرمان پروردگارشان تسلیمند.

3- آنها به وعده‎هاى خداوند اطمینان دارند.

و در هر صورت اشاره به یكى از عالی‎ترین صفات انسانى مؤمنان است كه اثرش در تمام زندگى آنان منعكس است .

در حدیثى از امام صادق علیه السلام آمده است كه یكى از یارانش عرض كرد در میان ما مردى است كه نام او "كلیب" است، هیچ حدیثى از ناحیه شما صادر نمى‎شود مگر این كه او فوراً مى‎گوید من در برابر آن تسلیمم، و لذا ما اسم او را "كلیب تسلیم" گذارده‎ایم .

امام فرمود: رحمت خدا بر او باد، سپس اضافه كرد: آیا می‎دانى تسلیم چیست؟ ما ساكت شدیم، فرمود: به خدا سوگند این همان اخبات است كه در كلام خداوند عزوجل "الذین آمنوا و عملوا الصالحات و اخبتوا الى ربهم" آمده است . (2)

بیان این سه وصف یعنى ایمان و عمل صالح و تسلیم و خضوع در برابر دعوت حق در حقیقت بیان سه واقعیت مرتبط با یكدیگر است، چرا كه عمل صالح میوه درخت ایمان است، ایمانى كه چنین ثمرى نداشته باشد، ایمان سست و بى ارزشى است كه نمى‎توان آن را به حساب آورد، همچنین مساله تسلیم و خضوع و اطمینان به وعده‎هاى پروردگار از آثار ایمان و عمل صالح مى‎باشد، چرا كه اعتقاد صحیح و عمل پاك سرچشمه پیدایش این صفات و ملكات عالى در درون جان انسان است .

عده‎ای هم گفته‎اند که وصف "واجتنبوا ربهم" به طایفه خاصى از مؤمنین اشاره دارد. در این آیه خداى تعالى ایمان و عمل صالح را مقید كرده به اخبات، و این دلالت دارد بر این كه منظور از این مؤمنین عموم دارندگان ایمان نیست، بلكه طایفه خاصى از مؤمنین است، و آن افراد خاصى از مؤمنین هستند كه اطمینان به خدا دارند و داراى بصیرتى از ناحیه پروردگار خویش‎اند، و این خصوصیت همان است كه ما در صدر آیات در تفسیر جمله "اَ فَمن كانَ عَلى بَینة مِن رَبهِ ... " آورده و گفتیم: این آیات دو طایفه خاص از مردم را مقایسه مى‎كند، یكى آنهایى كه اهل بصیرت الهى‎اند، و دیگری آنهایى كه چشم بصیرت خود را از دست داده‎اند.(3)

در تفسیر نور دو معنا برای لفظ "اخبتوا" ذکر شده است که: واژه‏ «اَخبتوا» از «خَبْت» گرفته شده، كه هم به معناى تسلیم و خضوع آمده و هم به معناى آرامش و اطمینان به كار رفته است.

در كنار هشدار و تهدید، تشویق آمده است. به دنبال آیات قبل كه سرنوشت اهل افترا را بیان مى‏كرد، این آیه، سیماى اهل حقّ را بیان مى‏كند.

در این آیه دو مورد باید مورد توجه قرار گیرد:

1- به ایمان و عمل صالح خود مغرور نشویم كه تسلیم مطلق بودن، شرط عبودیّت است. «امنوا و عملوا الصالحات و اخبتوا الى ربّهم.»

2- حالات قلبى و معنوى، در پاداش انسان مؤثّر است. «اخبتوا الى ربهم»

(4)

امید که خدواند توفیق دهد که در شمار این افراد، محاسبه گردیم.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- برگرفته از تفسیر اطیب البیان .

2- برگرفته از تفسیر نمونه جلد 9 صفحه 65

3- برگرفته از ترجمه تفسیر المیزان جلد 10 صفحه 287

4- برگرفته از تفسیر نور .


- نظرات (0)

قرآن و بهداشت جنسی


قلب

غریزه جنسی از غرایزی است که خدای متعال درانسان قرار داده است؛ این غریزه، عطیه الهی و امری طبیعی و فطری است.

قرآن کریم، گرایش زن و مرد را به یکدیگر، اقتضای ساختار آدمی و نخستین کالای زیبا و آراسته دنیوی به حساب آورده است: برای مردمان، علاقه به خواستنی های گوناگون از جمله علاقه به زنان و... آراسته شده است.»(آل عمران،14)

در این آیه واژه شهوت به کار رفته و چون این واژه به معنای خواسته شدید است می توان گفت علاقه به زن و فرزند شدید است.

در مجموعه آثار (ج،19) شهید مطهری در مورد غریزه جنسی این گونه می گوید:  

به هر حال از نظر اسلام علاقه جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلکه جزء خوی و خلق انبیاست. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام، طبق آثار و روایات فراوان که رسیده است، محبت و علاقه خود را به زن در کمال صراحت اظهار می‌کرده‌اند و برعکس، روش کسانی را که میل به رهبانیت پیدا می‌کردند سخت تقبیح می‌نمودند.

قابل ذکر است که خدای متعال غرایز انسانی را برای اهدافی در راستای رشد فردی و اجتماعی او در وجودش نهاده است از این رو نیز برای ارضای هر کدام، رهنمود هایی نموده است که طغیان و یا افراط و تفریط در ارضای آنها، علاوه بر عدم دستیابی به اهداف خلقت، موجب عذاب الهی در دنیا و آخرت خواهد شد.

در مورد تجاوز در ارضای غریزه جنسی در سوره فرقان وعده عذاب خلد در جهنم را داده است: و زنا نمی‌کنند و هر کس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید!، عذاب او در قیامت مضاعف می‌گردد، و همیشه با خواری در آن خواهد ماند! (فرقان،68ـ67)

در سوره مۆمنون نیز کسانی را که از غیر راه شرعی ارضای غریزه جنسی خود نماید اورا متجاوز می نامد:  وَ آنها که دامان خود را (از آلوده‌شدن به بی‌عفتی) حفظ می‌کنند، تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره‌گیری از آنان ملامت نمی‌شوند، و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند! (مۆمنون،7ـ5)

آمیزش جنسی با همسرانتان، در شبِ روزهایی که روزه می‌گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید)

در قرآن، کتاب فطرت و زندگی، آیاتی در مورد آثاراستفاده درست و صحیح از غریزه جنسی بیان فرموده است؛ و با دقت و تدبر به این آیات و قیاس با مکاتب دیگر مادی، به اکمل و اتم بودن دستورات اسلام را نسبت به آنها روشن می شود.

 

آیا در قرآن به بهداشت جنسی هم اشاره‌ای شده است؟

در قرآن بهداشت جنسی در دو گستره قابل بررسی است:

1. افرادی که با آنان ارتباط برقرار می‌شود، آیات «وَ الَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُون»؛ (مۆمنون، 5؛ معارج، 29) و آنان که شرمگاه خود را نگه می‌دارند. همچنین «الْخَبیثاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثات»؛ (نور، 26) زنان ناپاک از آن مردان ناپاک‌اند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند. می‌تواند ناظر به آن باشد.

2. در ارتباط با مدل روابط جنسی آیه «فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَكُمُ اللَّه»؛ (بقره، 222) و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید. می‌تواند بخشی از آن باشد، اما همان‌گونه که بیان شد قرآن کتابی ناظر به این موضوعات نیست تا تمام جزئیات در آن نگاشته شود، بلکه تنها آیه «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف»؛ (نساء، 19) و با آنان، به طور شایسته رفتار کنید، به صورت کلی نشانگر آن است که رفتار جنسی نیز باید متعارف و معقول باشد.

ازدواج
روابط جنسی و آیات الهی

با تدبر در آیات الهی می توان نکات ذیل را پیرامون روابط جنسی یافت:

1) تمتع و لذت

2) زمان اختصاصی

3) موجب آرامش

4) لباس همسران

5) ثواب اخروی

که به اختصار هر کدام را بررسی خواهیم کرد:

1 ـ تمتع و لذت

و زنانی را که متعه می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید .(نساء،24)

در این آیه خدای متعال کلمه «تمتع» را بیان نموده است؛ این کلمه در کتب لغت به معنای «بهره گیری و انتفاع» است، و این بهره گیری لذت جنسی است که امام صادق (علیه السلام) آن را با لذت ترین نعمت های دنیا وآخرت می دانند و فرمودند: برای مردم در دنیا و آخرت، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست؛ سپس فرمودند: اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام و شراب، لذت نمی برند. (کافی ج 5، ص 320)

2 ـ زمان اختصاصی

قرآن برای بهره گیری همسران از یکدیگر زمان اختصاصی قائل است، و در این وقت خصوصی زن و مرد، می بایستی دیگر افراد خانواده بدون اجازه وارد نشوند: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز عشا این سه وقت خصوصی برای شماست امّا بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید. این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است! (نور،58)

برای مردم در دنیا و آخرت، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست؛ سپس فرمودند: اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام و شراب، لذت نمی برند

3 ـ موجب آرامش

در قرآن علت خلقت زوج (همسر) را به عنوان آرامش بخش یکدیگر بودن بیان فرموده است: از نشانه های او، این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، و بین شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرارداده است؛ در این، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند (روم 21).

در آیه سوره روم خدای متعال علت خلقت زوج (همسر) را کسب آرامش وجلب مودت ورحمت بیان نموده است؛ ولی در آیه 187سوره اعراف ضمن بیان علت خلقت همسر را «کسب آرامش»، این آرامش را از همبستری با زوج خود (فَلَمَّا تَغَشَّئهَا) بیان کرده است: هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنهَْا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیهَْا فَلَمَّا تَغَشَّئهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ او خدایی است که (همه) شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت (اعراف،187)

4 ـ لباس همسران

آمیزش جنسی با همسرانتان، در شبِ روزهایی که روزه می‌گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید)(بقره،187)

در آیه فوق خدا ضمن نَسخ حُکم حُرمت همبستری در ماه رمضان، جواز آن را در شب های ماه رمضان صادر نمودند؛ وسپس تعبیری زیبا نسبت به چگونگی ارتباط زن وشوهر بیان می نماید، که زیباترین ولطیف ترین تشبیه برای ارتباط زن وشوهر می باشد، زن و مرد را لباس یکدیگر بیان می فرماید (هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ)

می توان از سیاق آیه نتیجه گرفت که از نتایج مۆثر و مثبت برقراری روابط جنسی، لباس یکدیگر بودن می باشد؛ وتمامی خواص مطرح شده لباس که در تفاسیر آمده (و ما اینجا به علت اطاله کلام نیاورده ایم)، براثر ارتباط جنسی درست وصحیح زن وشوهر می باشد.

خدای متعال غرایز انسانی را برای اهدافی در راستای رشد فردی واجتماعی او در وجودش نهاده است از این رو نیز برای ارضای هر کدام، رهنمود هایی نموده است که طغیان و یا افراط و تفریط در ارضای آنها، علاوه بر عدم دستیابی به اهداف خلقت، موجب عذاب الهی در دنیا و آخرت خواهد شد

5 ـ ثواب اخروی

زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند پس هر زمان که بخواهید، می‌توانید با آنها آمیزش کنید. و اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مۆمنان، بشارت ده! (بقره،223)

علامه در تفسیر المیزان در ذیل این آیه «وَ قَدِّمُواْ لِأَنفُسِكمُ» علاوه بر فرزند صالح، پیش فرستادن عمل صالح را نیز بیان می کند.

بیانی که از نظر خواننده گذشت این احتمال را تایید می‌کند که مراد از تقدیم برای خود از پیش فرستادن اعمال صالح است، برای روز قیامت، هم چنان که در جایی دیگر فرموده: یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ"(روزی که هر کسی به تماشای آنچه از پیش فرستاده می‌ایستد.) «سوره نبا آیه 41» و نیز فرموده:" وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ، تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً" (و آنچه را از پیش برای خود فرستادید، نزد خدایش می‌یابید، که اگر خیر بود خیرتر شده، و اجری عظیم دارد.) «سوره مزمل آیه 20»

بنابراین آیه در وهله اول منظور از عمل خیر فرستادن، «فرزند صالح» می باشد که با انجام کارهای خیر موجب رشد روحی والدین در زمان حیات و ممات آنها خواهد شد، ولی علاوه بر این با توجه به مطالب علامه طباطبایی، به خوبی می توان نتیجه ثواب و اجر اخروی نیز گرفت.


- نظرات (0)

مراحل خانه تکانی دل و روح ما در نوروز!


خانه تکانی

خانه ما با گرد و غبار و دود و خاک آلوده می شود و دل ما با گناه و معصیت و کمتر کسی پیدا می شود که در طول زندگی در برابر گناه و نافرمانی، مصونیت داشته باشد بلکه نوع افراد به عللی ، کم و بیش به گناه آلوده می شوند مصونیت و بیمه شدن افراد در برابر گناه و آلودگی به مقدار خویشتن داری آنان در برابر هوس بستگی دارد.

گروهی که از تمالک نفسانی و خویشتن داری قوی و نیرومندی برخوردارند ، کمتر به گناه آلوده می شوند و گاهی در پرتو قدرت خویشتن داری که به پایه عصمت رسیده ، در برابر گناه، بیمه می گردند ولی گروهی که خویشتن داری آنان ضعیف و ناتوان است و مانند بید لب جویبار، از هر سو بادی می آید به آن سو متمایل می شوند کمی در مسجد در کنار کعبه مشغول نماز و طوافند و کمی در گناه غوطه ورند ، از طهارت و پاکی سهم کم تری خواهند داشت و پشت آنان از بار گران گناه سنگین خواهد بود.(69 فرقان)

 

امید به بهبودی

بزرگ ترین نعمت برای یک بیمار موضوع امید به بهبودی اوست و اگر بیمار از بهبودی خود مأیوس و نومید گردید ، چه بسا با اجل زودرسی از بین برود و قبل از اجل جان بسپارد در صورتی که امید به بهبودی در روح و روان او انبساطی پدید آورده و قوای درونی را برای راندن بیماری آماده می سازد.

به سبب اهمیتی که توبه در پاک سازی محیط و سعادت افراد انسان دارد 85 بار در قرآن وارد شده است قرآن گروه شرک را به عذابی شدید تهدید می کند

فرد گنهکار، یک بیمار روحی است، اگر از مغفرت و آمرزش خدا مأیوس گردد و در زندگی آینده هیچ نوع روزنه امیدی را مشاهده نکند ، هرگز به فکر اصلاح و پاکی خویش نمی افتد و نه تنها از گناهان دیرینه خویش ابراز ندامت نکرده و دست برنمی دارد ، بلکه روز به روز پشت او از بار سنگین گناه سنگین تر و پرونده زندگی او سیاه تر می گردد.

یکی از نعمت های بزرگ الهی نسبت به بندگان خود این است که راه بازگشت را به روی بندگان خود بازگذارد و خود را توّاب و توبه پذیر معرفی کرده است. (70/ فرقان)

 

نوید توبه

از نظر روانی نوید توبه بزرگ ترین عامل برای پاکسازی روح از هر نوع آلودگی در آینده زندگی است و اگر چنین نویدی در کار نبود هیچ فردی به فکر پاکی در ادامه زندگی نمی افتاد همه افراد از یک منطق عامیانه "آب که از سر برفت چه یک نی و چه صد نی" پیروی نموده و روز به روز هم پرونده آنان قطورتر می شود.

به سبب اهمیتی که توبه در پاک سازی محیط و سعادت انسان دارد ،

85 بار در قرآن وارد شده است قرآن گروه شرک را به عذابی شدید تهدید می کند.(69 ، فرقان)

ولی بلافاصله روح رجا و امید را در کالبد آنان دمیده و نوید می دهد که با انجام دادن سه عمل می توانند محیط زندگی را پاک سازند و آثار گناهان پیشین را محو و نابود سازند.

إِلَّا مَن تَابَ "به سعی خدا بازگردد و از کارهای زشت خویش در گذشته جدا پشیمان شود.

بزرگ ترین نعمت برای یک بیمار موضوع امید به بهبودی اوست و اگر بیمار از بهبودی خود مأیوس و نومید گردید چه بسا با اجل زودرسی از بین برود و قبل از اجل جان بسپارد در صورتی که امیدبه بهبودی در روح و روان او انبساطی پدید آورده و قوای درونی را برای راندن بیماری آماده می سازد

و آمَنَ "دست از شرک بردارد و به خدای یگانه ایمان بیاورد

وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا . کارهای نیک انجام دهد و تمام وظایف فردی و اجتماعی خویش را به جا آورد.

 

درخت ایمان

ایمان درختی است که در سرزمین دل می روید و عمل نیک، میوه های شیرین این شجره است. توبه از گناه که حاکی از یک نوع شایستگی خاص برای رحمت حق است، سبب می شود که درهای مغفرت و آمرزش به روی انسان بازگردد و در نتیجه برگ های سیاه پرونده فرد توبه کار حذف گردیده و به حکم، عمل صالحا که تنها حسنات و کارهای نیک او در آن جا ثبت شود.

به معنای دیگر، پرونده این شخص را تنها برگ های سیاه که حاکی از آلودگی او بود تشکیل می داد ولی وقتی به سوی خدا بازگشت و به خدای یگانه ایمان آورد و اعمال نیک انجام داد ، برگ های سفید و زرینی در کنار برگ های سیاه قرار می گیرد ولی چون نتیجه توبه، پاک سازی محیط روح و نادیده گرفتن قسمت های سیاه پرونده زندگی است ، قطعاً اوراق سیاه از آن حذف می گردد و تنها برگ های زرین به جا می ماند؛ فَأُوْلَئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا


- نظرات (0)

صفتی که برای زن کفر است و برای مرد ایمان

غیرت و  حمیت صفتی است که در مرتبه بسیار بالا قرار دارد ؛انسان غیور مورد علاقه و محبت پروردگار است زیرا که در برابر فحشاء و بی بندباری زن و فرزند و جامعه بی تفاوت نمی باشد.

غیرت یکی از صفات و ویژگی‌های طبیعی انسان است. هر کس به صورت غریزی و فطری از آن برخوردار است.

غیرت عبارت است از تنفر طبیعی انسان از مشارکت دیگران در چیزی که محبوب او است.(1) وجود این صفت باعث آن می‌شود که آدمی از آنچه که دوست می‌دارد و یا وظیفه محافظت از آن بدو سپرده شده است، نگاهبانی نماید.

غیرت

قال علی علیه السلام : غَیْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ وَغْیْرَةُ الرَّجُلِ إیمَانٌ.(2) غیرت زن كفر است، و غیرت مرد ایمان.

شاید در نگاه اول، نتوان دریافت که مراد آن حضرت از بیان این کلمات چه بوده و تصور نمود که چنین کلامی، نشانگر دیدگاه تبعیض آمیز اسلام و پیشوایان دینی نسبت به زنان می باشد، اما با کمی دقت، چنین تصوری از بین خواهد رفت.

با بررسی سخن عرب زبانان، به این نکته پی خواهیم برد که آنان واژه "غیرت" را در مواردی به کار می گیرند که حساسیت و عکس العمل شدیدی نسبت به موضوعی پدید آید.ضمناً باید توجه کرد که ایمان و كفر به دو مرحله اعتقادی و عملی تقسیم می شود ، ممكن است فردی به لحاظ اعتقادی ، مطلبی را پذیرفته باشد اما به جهت عملی به لوازم آن پایبند نباشد لذا در اینجا دچار كفر عملی خواهد شد كه این كفر به معنی كفر اعتقادی نیست اما انسان مومن و مسلمان ملزم است كه میان اعتقاد و عمل، ملازمه ایجاد كند. منظور از «کفر» در روایاتی مانند این حدیث «غیرت زن کفر است» کفر عملی می باشد.

در روایات اسلامی آمده است که خدای تعالی دارای صفت غیرت است . انسان‌های غیور را دوست دارد. به دلیل وجود همین صفت بود که کارهای زشت را حرام نموده است.«قال الصادق(علیه السلام): ان الله غیور یحب کل غیور و من غیرته حرم الفواحش ظاهرها و باطنها».(3)

قال علی علیه السلام :"وَإِیَّاكَ وَالتَّغایُرَفِی غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَةٍ، فَإِنَّ ذلِكَ یَدْعُوالصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ، وَالْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیَبِ"(4) بر حذر باش از اینكه در غیر جائیكه باید غیرت به‏خرج داد اظهار غیرت كنى،(كه نشانه سوء ظن تو نسبت‏به او باشد)زیرا اظهار بى اعتمادى و سوء ظن،زنان را به ناپاكى،و بی گناهان را به آلودگى‏ سوق مى‏دهد.

غیرت صفتی است که مردها لازم است تحصیل کنند تا نسل ها حفظ شود. اما زنان بالفطره به حفظ نسل علاقه دارند. احتیاج به پاسبانی به نام غیرت ندارند. امام علی (علیه السلام) نه غیرت صحیح بانوان را مورد انتقاد قرار داده و نه بر غیرت نادرست مردان، مهر تأیید می نهد

امام علی (علیه السلام) در این سخنان، به نکته روان شناسی مهمی اشاره کرده و حساسیت های بی مورد برخی مردان را که به بهانه غیرت ورزی، همسران خود را از هرگونه فعالیت اجتماعی باز می دارند، مورد انتقاد قرار داده است.

وقال علی علیه السلام : " قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَصِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَشَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ،عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ"(5) اندازه هر كس به اندازه همت او است.و صداقت هر كس به اندازه‏شخصیت او است.و شجاعت هر كس به اندازه زهد و بى‏اعتنائى او(بارزشهاى‏مادى)است.و عفت هر كس به اندازه غیرت او است.

غیرت دینی خود نعمت ارزشمندی است که نصیب همه کس نشود، بسیاری از اشخاص هستند که اگر به ناموس و مقدسات مذهبشان هتاکی شود کوچکترین عکس العملی از خود نشان نمی دهند و مانند مردگان بی حرکت و بدون احساس از کنار آن می گذرند.

 

انواع غیرت

غیرت بر دو قسم است:

1-غیرت در مورد دین و دینداری؛ 2- غیرت نسبت به ناموس.

غیرت درباره دینداری این است که انسان در برابر اهانت به دین و یا عمل نشدن به دستورهای دین دلسوزی کند. نسبت به آن بی اعتنا نباشد. برای حفظ ارزش‌های اسلامی و رشد و گسترش آن در جامعه بشری کوشش نماید. امر به معروف و نهی از منکر را که از وظایف مهم اسلامی است،‌ ترک نکند.در تاریخ گذشته خاصه در زندگانی شیعیان و دوستداران مکتب اهل بیت علیهم السلام غیرت دینی را به خوبی می توان مشاهده کرد که اکثراً به جرم غیرت نسبت به معتقدات و مقدسات خود در حبس ها و شکنجه ها به سر می بردند و یاسر به دار می شدند.

غیرت در مورد ناموس به این است که بر محافظت زن و دختر و خواهران خود بکوشد؛ از بیرون رفتن بی جهت آنان جلوگیری کند؛ از مناظر شهوت آلود منع کند؛ از پوشیدن لباس نازک و تن نما آنان را بر حذر دارد؛ آنان را از گفتگو با نامحرمان منع کند. همواره سفارش به تقوا و حفظ حجاب نماید، تا آبروی خانوادگی و اجتماعی ‌آنان محفوظ بماند.

 

کلام آخر:

غیرت صفتی است که مردها لازم است تحصیل کنند تا نسل ها حفظ شود. اما زنان بالفطره به حفظ نسل علاقه دارند. احتیاج به پاسبانی به نام غیرت ندارند. امام علی (علیه السلام) نه غیرت صحیح بانوان را مورد انتقاد قرار داده و نه بر غیرت نادرست مردان، مهر تأیید می نهد.

 

پی نوشت ها:

1-مجمع البحرین، ج3، ص346.

2-نهج البلاغه ،حکمت 124

3- میزان الحکمه ح15263.

4-نهج البلاغه،نامه 31

5-همان،حکمت 47


- نظرات (0)