سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



پرسش های مهدوی



پرسش مهدوی: برای چه امام زمان (عج) غایب است ؟

پاسخ: بیان علت حقیقی و اصلی غیبت امری دشوار و شاید دور از دسترس باشد.
درباره غیبت می‌توان، هم نگاه تاریخی داشت و هم نگاه روایی:
یك. نگاه تاریخی: وقتی به تاریخ صدر اسلام و حتی قبل از آن می‌نگریم، به خوبی می‌‌بینیم كه جبهه كفر و باطل برای مقابله با جبهه حق و نابودی آن، از هیچ اقدامی فروگذاری نكرده و در این راه حتی از كشتن پیشوایان دین نیز ابایی نداشته است. آنان به خوبی می‌دانستند ادامه حكومت دنیایی و سیطره بر مردم و كسب منافع نامشروع، زمانی امكان پذیر خواهد بود كه پیشوایان دین و هادیان حق را از سر راه خود بردارند لذا شهادت ائمه(ع) در دستور كار خلفای جور قرار گرفت. آنچه وحشت و اضطراب حاكمان خودكامه را بیشتر می‌كرد، وعده ظهور حضرت مهدی(عج) به عنوان منجی و مصلح بود. از این رو خلفای معاصر امام حسن عسكری(ع) ایشان را به شدت تحت نظر داشتند تا وقتی فرزند ایشان به دنیا می‌آید، او را در همان ابتدای زندگی به شهادت برسانند. بنابراین بسیار طبیعی است كه خداوند آخرین حجت خود را در پرده غیبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زمانی كه مردم آمادگی ظهور داشتند ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد نماید.
دو. نگاه روایی: در روایات به علت و حكمت‌های متعددی اشاره شده است؛ از جمله:
الف. غیبت سری از اسرار الهی: پیامبر(ص) فرمود: «ان هذا لامر من امر الله و سر من سر الله» ؛ «این امر الهی و سری از اسرار خداوند است». (بحار الانوار ، ج 51، ص73).
ب. آزمایش مردم: امام علی(ع) فرمود: «به خدا قسم من و دو فرزندم شهید می‌شویم. خداوند در آخر الزمان مردی از فرزندانم را به خون خواهی ما بر خواهد انگیخت و او مدتی غایب می‌شود تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند تا جایی كه افراد نادان می‌گویند: خداوند دیگر به آل محمد كاری ندارد». (غیبت نعمامی، ب10).
ج. ستم پیشه بودن انسان‌ها : امیر مؤمنان(ع) فرمود: «زمین از حجت خدا خالی نمی‌ماند، ولی خداوند به دلیل ستم پیشه بودن و زیاده‌روی انسان‌ها، آنان را از وجود [ظاهری] حجت خود محروم می‌سازد»(غیبت نعمانی، ب10).
د. حفظ جان امام: امام باقر(ع) فرمود: «برای قائم ما قبل از آنكه به پا خیزد غیبتی است. راوی پرسید چرا، حضرت فرمود: می‌ترسد[از قتل]».
برخی بر اساس روایت اول می‌گویند: «علت اصلی غیبت، روشن نیست و آنچه از علت‌ها گفته شده(مانند حفظ جان) از آثار غیبت است، نه علت اصلی(فصلنامه انتظار، ش4، مقاله استاد طبسی).
برخی دیگر با توجه به تاریخ و روایات، علت اصلی غیبت را حفظ جان و بقیه موارد را از آثار آن می‌دانند.
پس غیبت امری است كه سیر حركت انسان‌ها، آن را ناگزیر كرده و در این فرایند باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود تا جامعه شیعه، با كمترین مشكل بتواند پذیرای آن باشد. از این رو امامان(ع) از یك سو راه‌های فهم احكام را به شاگردان می‌آموختند تا بتوانند احكام دین را در حد توان از منابع شرع استنباط و استخراج كنند و مردم را نیز به آموختن از علما و رجوع به آنها فرا می‌خواندند و از سوی دیگر با برقراری نهاد وكالت، مردم را به رجوع به وكیلان دعوت كردند. در همین راستا از زمان امام هادی و عسكری(ع) ارتباط مستقیم را كمتر كردند و در مواردی از پشت پرده جواب سؤالات را می‌دادند تا مردم به ندیدن امام عادت كنند. به دنبال آن غیبت كوتاه مدتی(صغری)، پیش بینی شد تا مردم به واسطه نواب خاص، برخی مسائل مورد نیاز را بپرسند و در ضمن رجوع دائمی به نایبان را فرا بگیرند. (ر.ك. غیبة طوسی؛ تاریخ عصر غیبتع پورسید آقایی، اصول عقاید، مصباح؛ دادگستر جهان . امینی).




- نظرات (0)

خداباماست

کمی بهترببین ................

اگر ذره بین نگاه قوی باشد ،

در تمام صفحه های ورق خورده زندگی اثر انگشت خدا دیده میشود !

ستارِ عیوب من الهی العفو غفارِ ذنوب من الهی العفو


- نظرات (0)

ازمانیست.........

داشتم جایی میرفتم .............

نزدیکای میدان ولیعصربودم ..........

که دیدم چندتا خانم ....................

با شکل و شمائلی نامتعارف و زننده .............

ازکنارم رد شدن ...............

یکیشون سری به قیافه چادریم تکون داد ورفت .........

تو گیرو دار نوع آرایش و لباسشون بودم که............

حدیثی به یادم آمد که ازحضرت علی (علیه السلام) میفرمایند .................

کسی که  پوشش و آرایش خود را شبیه غیر مسلمان کند از ما نیست.

(کنز العمال، ج1، ص219)

دلم لرزید از یادآوری و تودلم گفتم ..............

خدایا خودت مهرومحبت اهل بیت رو تو دلمون بیشترکن .......

ونگذار به دستوراتشون بی توجه باشیم..............



- نظرات (0)

آقامون یارمیخواد

مدتی پیش رفته بودم هیئت

حین سینه زنی هی میگفتن ماسگ توایم یاحسین.............

ذهنم عجیب مشغول شده بودومیدونستم جایی یه مطلبی

درباره امام حسین و خواب سگ دیدن ایشون افتادم ...........

گشتم وبه حدیثی ازایشون رسیدم .......................

بدندیدم اینجاهم بگذارم ...........................

رفیق عزیزم...............................

اقامون امام حسین (ع)سگ نمی خوان...............

مردباش و یارویاورمولاباش ............................

بدون اقامون رو سگان زمانه کشتن.................



- نظرات (0)

خاطره رمضانی

ماه مبارک رمضان بود که مسعود به منزل آمد و از من خواست به تعداد چهل نفر غذای افطاری درست کنم.

من هم اجابت کردم و او ساعتی پیش از افطار آمد و غذاها را برد.

نزدیک ساعت 11 شب که برگشت به آشپزخانه رفت و شروع به خوردن غذا کرد، تعجب کردم

ولی از او چیزی نپرسیدم تا آنکه پس از شهادتش، روزی طلبه شهید علی قلم بر نقل کرد

که یک شب در ماه رمضان به همراه مسعود برای تعدادی از فقرا افطاری برده اند.

آنجا بود که متوجه شدم، فرزندم مسعود که در آن زمان نوجوانی پانزده ساله بود،

آن غذای افطاری را به مستمندان داده و خود در حالی که روزه بوده،

لب به آنها نزده و خود، گرسنه به منزل برگشته بود.

(نقل از:مادر شهید مسعود گرگ زاده)

*ماه وصال ...ضیافت نور (ویزه نامه ماه مبارک رمضان )*


- نظرات (0)