سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



شاید......

میان کوچه ی دنیا قدم ها می زنم شاید

دلش بر روزگار من کمی سوزد به رحم آید

ز بی انصافی دنیا دلم هر روز می گیرد

نگو شادی دلم هر شب فقط غمباد می زاید

میان بازی دنیا نمی دانم چرا هر دم

اگر بختم شود قیچی برایم سنگ می آید

به دل امید ماندن نیست باید قید دنیا زد

ببین پایان شب تار است و ظلمت باز می پاید

اگر بودی اگر می شد کنارم لحظه ای باشی

نمی شد ذکر هر روزم ولی ، اما ، اگر ، شاید

تمام واژه ها منفی ست ، نه ، هرگز ، نمی باید

بیا برگرد و افکارم نما حتماً ، بلی ، باید

ببین تکرار  یک حرف است این اشعار ناموزون

کلام آن دم شود موزون که نامت بر زبان آید ...

ساسان مظهری


- نظرات (0)

خداکجاست


يكي از حكماي بزرگ به ديدن يكي از دوستان خود

رفت آن شخص پسر كوچكي داشت كه با وجود

كوچكي سن ، خيلي هوشيار بود . حكيم به آن طفل

فرمود : ” اگر به من بگويي خدا كجاست ، يك عدد

پرتقال به تو خواهم داد .“

پسر با كمال ادب جواب داد : ” من به شما دو دانه

پرتقال ميدهم اگر به من بگوييد خدا كجا نيست .“




- نظرات (0)

مادردیگه..............

رفيق دانشجويي داشتم كه دير به جبهه آمد.

گفتم: دير آمدي!

گفت:رفتم جواب كنكور را بگيرم، كمي دير شد( طوري گفت

جواب كنكور را بگيرم فكر كردم كه رد شده است)

گفتم: قبول نشدي؟

گفت: چرا، قبول شدم( طوري گفت قبول شدم كه با خود گفتم :

حتماً در يك رشته ي درب و داغون قبول شده )

گفتم: چه رشته اي قبول شدي؟

گفت:: پزشكي دانشگاه تهران

گفتم : پس چرا به جبهه آمدي؟

گفت : من اصلاً نمي خواستم به دانشگاه بروم چون در همين

عمليات شهيد مي شوم. در كنكور شركت كردم تامادرم در

فاميلها سر بلند شود و بگويد كه بچه ي من خيلي لايق بود.

در همان عمليات شهيد شد.

( به نقل از يكي از سخنراني هاي اقاي پناهيان)



- نظرات (0)

عشقست حسین



- نظرات (0)

چقدرعاقلی؟؟؟


عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:

ـ از او امید خیر باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد

ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟

فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است

 
تحف العقول،ص443

 


- نظرات (0)