سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چراخدا مردم راآزارمی دهد

صبر در مصیبت، مرگ

صابر کیست؟

خداوند سبحان در آیه 155 سوره بقره در مورد آزمایش انسان سخن به میان آورده و سپس صفات صابران را برمی‌شمرد که:

"وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ *

البته شما را به اندکی ترس و گرسنگی و بینوایی و بیماری و نقصان در محصول می‌آزماییم و شکیبایان را بشارت ده .

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ * کسانی که چون مصیبتی به آنها رسید گفتند: ما از آن خدا هستیم و به او باز می‌گردیم .

أُولَـئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ * صلوات و رحمت پروردگارشان بر آنان باد، که هدایت یافتگانند. (بقره 155- 156- 157)

صبر از بزرگترین ملكات و احوالی است كه قرآن آن را ستوده و مكرر امر بدان نموده است، تا به جایی كه قریب به هفتاد مورد شده، حتی درباره‌اش فرموده: "ان ذلك من عزم الامور"؛ این صبر از كارهای بس مهم است. (لقمان/ آیه 17) و نیز فرموده: "و ما یلقیها الا الذین صبروا و ما یلقیها الا ذو حظ عظیم"؛ این اندرز را نمی‌پذیرد مگر كسانی كه صبر كنند و نمی‌پذیرد، مگر صاحب بهره‌ای عظیم. (فصلت/ آیه 35) و نیز فرموده: "انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب"؛ تنها صابرانند كه بدون حساب اجرشان کامل داده می‌شود.( زمر/ آیه 10)

 

امیرمؤمنان على علیه السلام در تفسیر این جمله مى‌فرماید: این كه ما مى‌گوئیم "انا لله" اعتراف به این حقیقت است كه ما مملوك اوئیم و این كه مى‌گوئیم و "انا الیه راجعون" اقرار به این است كه ما از این جهان خواهیم رفت و جایگاه ما جاى دگر است .

جهان صحنه آزمایش الهى است

بعد از ذكر مسأله شهادت در راه خدا، و زندگى جاوید شهیدان، و همچنین مسأله صبر و شكر كه هر كدام یكى از چهره‌هاى آزمایش‌هاى الهى است، خداوند در این آیه به مسأله آزمایش به طور كلى و چهره‌هاى گوناگون آن اشاره مى‌كند و به عنوان یك امر قطعى و تخلف ناپذیر مى‌فرماید: به طور مسلم ما همه شما را با امورى همچون ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و كمبود میوه‌ها آزمایش مى‌كنیم (و لنبلونكم بشىء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات.)

و از آنجا كه پیروزى در این امتحانات جز در سایه مقاومت و پایدارى ممكن نیست در پایان آیه مى‌فرماید: و بشارت ده صابران و پایداران را. (و بشر الصابرین)

آنها هستند كه از عهده این آزمایش‌هاى سخت به خوبى بر مى‌آیند و بشارت پیروزى متعلق به آنها است، اما سست عهدان بى استقامت از بوته این آزمایش‌ها سیه روى در مى‌آیند.

آیه بعد صابران را معرفى كرده مى‌گوید: آنها كسانى هستند كه هر گاه مصیبتى به آنها رسد مى‌گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‌گردیم. (الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون)

توجه به این واقعیت كه همه از او هستیم این درس را به ما مى‌دهد كه از زوال نعمت‌ها هرگز ناراحت نشویم، چرا كه همه این مواهب بلكه خود ما تعلق به او داریم، یك روز مى‌بخشد و روز دیگر مصلحت مى‌بیند و از ما باز مى‌گیرد و هر دو صلاح ما است .

صفات درونى انسان به تنهائى نمى‌تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى كه در لابلاى اعمال انسان خودنمائى كند، خداوند بندگان را مى‌آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كیفر او گردند.

و توجه به این واقعیت كه ما همه به سوى او باز مى‌گردیم به ما اعلام مى‌كند كه اینجا سراى جاویدان نیست، و زوال نعمت‌ها و كمبود مواهب و یا كثرت وفور آنها همه زودگذر است، و همه اینها وسیله‌اى است براى پیمودن مراحل تكامل توجه به این دو اصل اساسى اثر عمیقى در ایجاد روح استقامت و صبر دارد.

بدیهى است منظور از گفتن جمله انا لله و انا الیه راجعون تنها ذكر زبانى آن نیست، بلكه توجه به حقیقت و روح آن است كه یك دنیا توحید و ایمان در عمق آن نهفته است .

و در آخرین آیه مورد بحث الطاف بزرگ الهى را براى صابران و سخت كوشان كه از عهده این امتحانات بزرگ بر آمده‌اند بازگو مى‌كند و مى‌گوید: اینها كسانى هستند كه لطف و رحمت خدا و درود الهى بر آنها است . (اولئك علیهم صلوات من ربهم و رحمة)

این الطاف و رحمت‌ها آنها را نیرو مى‌بخشد كه در این راه پر خوف و خطر گرفتار اشتباه و انحراف نشوند، لذا در پایان آیه مى‌فرماید: و آنها هستند هدایت یافتگان. (و اولئك هم المهتدون)

و به این ترتیب فشرده‌اى از مساله بزرگ امتحان و هدف نهائى و چهره‌هاى مختلف، و عوامل پیروزى و همچنین نتائج آن را در این چند جمله كوتاه روشن مى‌سازد.

 

در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پر تجربه شبیه است كه دانه‌هاى مستعد را در سرزمین‌هاى آماده مى‌پاشد، این دانه‌ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى‌كنند، تدریجا با مشكلات مى‌جنگند و با حوادث پیكار مى‌نمایند در برابر طوفان‌هاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى‌دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید كه بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

چرا خدا مردم را آزمایش مى‌كند؟

در زمینه مسأله آزمایش الهى بحث فراوان است، نخستین سؤالى كه به ذهن مى‌رسد این است كه مگر آزمایش براى این نیست كه اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان جهل و نادانى خود بكاهیم؟ اگر چنین است خداوندى كه علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بى پایانش مى‌داند، چرا امتحان مى‌كند؟ مگر چیزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟!

پاسخ این سؤال مهم را در اینجا باید جستجو كرد كه مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایش‌هاى ما بسیار متفاوت است .

آزمایش‌هاى ما همان است كه در بالا گفته شد یعنى براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى در واقع همان پرورش و تربیت است .

توضیح این كه در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان، آنان را مى‌آزماید، یعنى همانگونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى‌گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى‌دهد تا مقاوم گردد.

این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان، آنان را مى‌آزماید، یعنى همانگونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى‌گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى‌دهد تا مقاوم گردد.

در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پر تجربه شبیه است كه دانه‌هاى مستعد را در سرزمین‌هاى آماده مى‌پاشد، این دانه‌ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى‌كنند، تدریجا با مشكلات مى‌جنگند و با حوادث پیكار مى‌نمایند در برابر طوفان‌هاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى‌دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید كه بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

سربازان را براى این كه از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگ‌هاى مصنوعى مى‌برند و در برابر انواع مشكلات تشنگى، گرسنگى، گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت، قرار مى‌دهند تا ورزیده و آبدیده شوند.

امیر مؤمنان على علیه السلام تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى‌فرماید: گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه‌تر است ولى آنها را امتحان مى‌كند تا كارهاى خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آنها ظاهر گردد.

یعنى صفات درونى انسان به تنهائى نمى‌تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى كه در لابلاى اعمال انسان خودنمائى كند، خداوند بندگان را مى‌آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كیفر او گردند.

اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شكوفا نمى‌شد و درخت وجود انسان، میوه‌هاى اعمال بر شاخسارش نمایان نمى‌گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام .

توجه به این واقعیت كه ما همه به سوى او باز مى‌گردیم به ما اعلام مى‌كند كه اینجا سراى جاویدان نیست، و زوال نعمت‌ها و كمبود مواهب و یا كثرت وفور آنها همه زودگذر است، و همه اینها وسیله‌اى است براى پیمودن مراحل تكامل توجه به این دو اصل اساسى اثر عمیقى در ایجاد روح استقامت و صبر دارد.

آزمایش خدا همگانى است

از آنجا كه نظام حیات در جهان هستى نظام تكامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تكامل را مى‌پیمایند، حتى درختان، استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى‌دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى مى‌بایست آزمایش شوند و استعدادهای خود را شكوفا سازند.

گرچه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشكل، بعضى آسان و قهراً نتایج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش براى همه هست، قرآن مجید به امتحان عمومى انسان‌ها اشاره كرده مى‌فرماید: " أحسب الناس ان یتركوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون"؛ آیا مردم گمان مى‌كنند بدون امتحان رها مى‌شوند، نه هرگز بلكه همگى باید امتحان دهند. (عنكبوت/ آیه1) قرآن نمونه‌هائى از امتحان‌های پیامبران را نیز بازگو كرده است آنجا كه مى‌فرماید: "و اذ ابتلى ابراهیم ربه"؛ خداوند ابراهیم را امتحان كرد. (بقره/ 124)

در جاى دیگر آمده است: هنگامى كه یكى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در كمتر از یك چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر كرد، سلیمان گفت این لطف خدا است براى این كه مرا امتحان كند آیا شكرگزارى مى‌كنم یا كفران؟ (نمل/ 40 )

 

طرق آزمایش

در آیه مورد بحث نمونه‌هائى از امورى كه انسان با آنها امتحان مى‌شود بیان شده، از قبیل: ترس، گرسنگى، زیان‌هاى مالى، و مرگ ... ولى وسائل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست بلكه امور دیگرى نیز در قرآن به عنوان وسیله امتحان آمده است، مانند: فرزندان، پیامبران، و دستورات خداوند، حتى بعضى از خواب‌ها ممكن است از وسائل آزمایش باشد شرها و خیرها نیز از آزمایش‌هاى الهى محسوب مى‌شوند. "و نبلوكم بالشر و الخیر." (انبیاء/ 35)

بنابراین مواردى كه در آیه شمرده شده جنبه انحصارى ندارد، هر چند از نمونه‌هاى روشن و زنده آزمایش‌هاى الهى است . و مى‌دانیم كه مردم در برابر آزمایش‌هاى خداوند به دو گروه تقسیم مى‌شوند: گروهى از عهده امتحانات بر آمده و گروهى که مردود مى‌شوند.

 

رمز پیروزى در امتحان

در اینجا سؤال دیگرى پیش مى‌آید و آن این كه: حال كه همه انسان‌ها در یك امتحان گسترده الهى شركت دارند، راه موفقیت در این آزمایش‌ها چیست؟ پاسخ این سؤال را قسمت آخر آیه مورد بحث و آیات دیگر قرآن مى‌دهد:

* نخستین و مهمترین گام براى پیروزى همان است كه در جمله كوتاه و پر معنى "و بشر الصابرین" در آیه فوق آمده است، این جمله با صراحت مى‌گوید: رمز پیروزى در این راه، صبر و پایدارى است و به همین دلیل بشارت پیروزى را تنها به صابران و افراد با استقامت مى‌دهد.

* توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختی‌ها و مشكلاتش و این كه این جهان گذرگاهى بیش نیست عامل دیگرى براى پیروزى محسوب می‌شود كه در جمله "انا لله و انا الیه راجعون" ؛ ما از آن خدا هستیم و به سوى خدا باز مى‌گردیم" آمده است .

اصولا این جمله كه از آن به عنوان كلمه استرجاع یاد مى‌شود، عصاره‌اى است از عالی‌ترین درس‌هاى توحید و انقطاع الى الله و تكیه بر ذات پاك او در همه چیز و در هر زمان، و اگر مى‌بینیم بزرگان اسلام به هنگام بروز مصائب سخت این جمله را با الهام گرفتن از قرآن مجید تكرار مى‌كردند براى این بوده است كه شدت مصیبت آنها را تكان ندهد و در پرتو ایمان به مالكیت خداوند و بازگشت همه موجودات به سوى او، این حوادث را در خود هضم كنند.

امیرمؤمنان على علیه السلام در تفسیر این جمله مى‌فرماید: این كه ما مى‌گوئیم "انا لله" اعتراف به این حقیقت است كه ما مملوك اوئیم و این كه مى‌گوئیم و "انا الیه راجعون" اقرار به این است كه ما از این جهان خواهیم رفت و جایگاه ما جاى دگر است .

توجه به این واقعیت كه همه از خدا هستیم این درس را به ما مى‌دهد كه از زوال نعمت‌ها هرگز ناراحت نشویم، چرا كه همه این مواهب بلكه خود ما تعلق به او داریم، یك روز مى‌بخشد و روز دیگر مصلحت مى‌بیند و از ما باز مى‌گیرد و هر دو صلاح ما است .

* استمداد از نیروى ایمان و الطاف الهى عامل مهم دیگرى است، كسانى هستند كه هر وقت دستخوش حوادث مى‌گردند، اعتدال خود را از دست داده گرفتار اضطراب مى‌شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنى دارند بدون حیرت و سرگردانى، مطمئن و آرام به راه خود ادامه مى‌دهند، خدا نیز روشن‌بینى بیشترى به آنها مى‌دهد كه در انتخاب راه صحیح دچار اشتباه نشوند، چنانكه قرآن مى‌گوید: "و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا"؛ كسانى كه در راه ما به جهاد برخیزند ما آنها را به راه‌هاى خود هدایت مى‌كنیم. (عنكبوت/ 69)

 

آزمایش به وسیله نعمت و بلا

امتحانات الهى همیشه به وسیله حوادث سخت و ناگوار نیست، بلكه گاه خدا بندگانش را با وفور نعمت و كامیابی‌ها آزمایش مى‌كند، چنانكه قرآن مى‌گوید "و نبلوكم بالشر و الخیر فتنة"؛ ما شما را به وسیله بدی‌ها و خوبی‌ها امتحان مى‌كنیم. (انبیاء/ 35)

و در جاى دیگر از قول سلیمان علیه السلام  مى‌خوانیم: "هذا من فضل ربى لیبلونى اء اشكر ام اكفر"؛ این از فضل پروردگار من است او مى‌خواهد مرا آزمایش كند كه من در برابر این نعمت شكرگزارى یا كفران مى‌كنم؟ (سوره نمل/ آیه 40)

توجه به چند نكته دیگر نیز در اینجا ضرورى است یكى این كه لازم نیست همه مردم با همه وسائل آزمایش شوند، بلكه ممكن است امتحان هر گروهى به چیزى باشد، چرا كه تناسب با روحیه‌ها و وضع فردى و اجتماعى مردم در اینجا شرط است .

دیگر این كه ممكن است یك انسان از عهده پاره‌اى از امتحانات به خوبى بر آید در حالى كه در برابر امتحانات دیگر سخت مردود شود.

و نیز ممكن است امتحان فردى، وسیله امتحان دیگرى باشد، مثلا خداوند كسى را با مصیبت فرزند دلبندش مورد آزمایش قرار مى‌دهد، این آزمایش پاى دیگران را هم به میدان امتحان مى‌كشد كه آیا آنها در مقام همدردى بر مى‌آیند و در تخفیف آلام شخص مصیبت زده مى‌كوشند یا نه؟

 

خداوند مى‌فرماید: به طور مسلم ما همه شما را با امورى همچون ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و كمبود میوه‌ها آزمایش مى‌كنیم.

داستانی از صبر یک زن

در میان پیروان مكتب انبیاء نمونه‌هاى درخشانى از صبر و پایدارى در صحنه امتحان دیده مى‌شود كه هر كدام الگو و اسوهاى مى‌تواند باشد.

زن مسلمان بادیه نشینى بود به نام ام عقیل كه دو میهمان بر او وارد شد، فرزندش همراه شتران در بادیه بود، در همان لحظه به او خبر دادند كه شتر خشمگین فرزندش را در چاه انداخته و بدرود حیات گفته، زن با ایمان به كسى كه خبر مرگ فرزند را براى او آورده بود گفت از مركب پیاده شو، و به پذیرائى از مهمان‌ها كمك كن، گوسفندى که حاضر داشت به او داد تا آن را ذبح كند و سرانجام غذا آماده شد و به نزد میهمانان گذاشت آنها مى‌خوردند و از صبر و استقامت این زن در شگفت بودند، یكى از حاضران مى‌گوید: هنگامى كه از غذا خوردن فارغ شدیم، زن با ایمان نزد ما آمد و گفت: آیا در میان شما كسى هست كه از قرآن به خوبى آگاه باشد، یكى از حاضران گفت: بله من آگاهم، گفت آیاتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مایه تسلى خاطر من گردد، او مى‌گوید: من این آیات را براى او خواندم "و بشر الصابرین. الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون. اولئك علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون ."

زن خداحافظى كرد سپس رو به قبله ایستاد و چند ركعت نماز گزارد، سپس عرض كرد: اللهم انى فعلت ما امرتنى، فانجز لى ما وعدتنى؛ خداوندا! من آنچه را تو دستور داده بودى انجام دادم، و رشته شكیبائى را رها نساختم، تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده داده‌اى بر من ارزانى دار.

سپس اضافه كرد: اگر بنا بود در این جهان كسى براى كسى بماند ... یكى از حاضران مى‌گوید من فكر كردم مى‌خواهد بگوید فرزندم براى من باقى مى‌ماند، اما دیدم چنین ادامه داد: پیامبر اسلام محمد صلى الله علیه و آله و سلم براى امتش باقى مى‌ماند!


منبع : برگرفته از المیزان نمونه


- نظرات (0)

امتحانات سخت با ذکر لا اله الا الله !!

خیراً باب شده که برخی از این مبلغان منافق و دروغ‌گو، در محافل «ذکر» می‌دهند و برخی از آنان نیز مردم را از زیارت عاشورا و اذکار دیگر، به بهانه‌ها و اراجیف «من درآوردی» پرهیز می‌دهند! که پرهیز دادن از ذکر «لا إله الا الله»، به بهانه‌ی این که ذکر بزرگی است و شما را درگیر امتحانات سخت و مشکلات عدیده می‌نماید نیز یکی از همین ترفندهای شیطانی آنان است. چرا که فرمان پرهیز از این ذکر، فرمان شیطان است و نه اسلام.


لا اله الا الله

متأسفانه جلسات مذهبی بانوان که در قالب هیئت‌های خانگی برگزار می‌گردد، از کنترل کمتری برخوردار است و به همین دلیل سنگر مانور دشمنان اسلام از یک سو و دنیاطلبان سوداگر که از طریق انحراف و فریب اذهان عمومی ارتزاق می‌کنند از سوی دیگر قرار گرفته است و باید اذعان داشت که ساده‌لوحی، بی‌بصیرتی و زودباوری برخی از عوام نیز زمینه‌ را برای جولان، تک‌تازی و چپاول آنان فراهم‌تر نموده است. تا جایی که بسیار مشاهده شده برخی از این بانوان ساده‌لوح، به شکل مرید به گرد مبلغین و مبلغات دروغ‌گو جمع شده و با اهدای تراول، جواهرات، پول نقد و حتی گاهی خانه و ویلا، او را مساعدت، اطاعت و تبعیت می کنند!

اخیراً باب شده که برخی از این مبلغان منافق و دروغ‌گو، در محافل «ذکر» می‌دهند و برخی از آنان نیز مردم را از زیارت عاشورا و اذکار دیگر، به بهانه‌ها و اراجیف «من درآوردی» پرهیز می‌دهند! که پرهیز دادن از ذکر «لا إله الا الله»، به بهانه‌ی این که ذکر بزرگی است و شما را درگیر امتحانات سخت و مشکلات عدیده می‌نماید نیز یکی از همین ترفندهای شیطانی آنان است. چرا که فرمان پرهیز از این ذکر، فرمان شیطان است و نه اسلام.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از همان آغاز بعثت به مردمان هر عصر و نسلی فرمودند: «یا ایها الناس قولوا لا اله الا الله تفلحوا» - بگویید: لا اله الا الله [تا] رستگار شوید. حال عده‌ای (آن هم به نام اسلام و ذکر) مدعی شوند که نگویید «لا اله الا الله» تا به امتحانات سخت دچار نشوید؟!

اساساً همه‌ی دعوت انبیای الهی و امتحان‌های الهی برای این است که مردمان به «لا اله الا الله» پی ببرند و در گفتار و عمل به صورت مکرر و پیوسته متذکر این معنا باشند تا رستگار شوند. لذا این ذکر حلال مشکلات و معضلات در دنیا و آخرت است و نه سبب بروز آنها.

در روایت امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) آمده است:

«لا إله الاّ الله» و «الله اکبر» بسیار بگویید، زیرا چیزی نزد خدای عزوجل محبوب‌تر از گفتن «لا إله الاّ الله» و «الله اکبر» نیست. (اصول کافی، ج4، ص 268)

در احادیث و روایات نیز مکرر تأکید شده است که هیچ ذکری بالاتر، گرانقدر‌تر و حتی هم طراز با ذکر «لا إله الاّ الله» نیست. دقت شود که فرموده‌اند: هیچ ذکری. و اتفاقاً این ذکر عظیم است که راهنما، مشکل‌گشا، نشاط‌آور و سبب اطمینان قلب از هر «حزن و خوفی»‌ است

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

هر کس در روز صدبار بگوید: «لا إله الاّ الله» در آن روز از نظر عمل بهترین مردم است، مگر (از) کسی که زیادتر گفته باشد. (اصول کافی، ج4، ص 267).

امام صادق (علیه السلام) به ابان بن تغلب می‌فرمایند:

ای ابان! چون به کوفه رفتی این حدیث را [برای مردم] بازگو کن: «من شهد أن لا اله الا الله مخلصاً و جبت له الجنه ...» هر کس از روی اخلاص شهادت دهد به «لا إله الاّ الله» بهشت بر او واجب می‌شود.

ابان گوید: عرض کردم: از هر دسته گروهی نزد من [به دیدنم] می‌آیند، آیا برای همه‌ی آنان این حدیث را روایت کنم؟ فرمود:

آری ای ابان؛ چون روز قیامت شود و خداوند همه‌ی اولین و آخرین را گرد آورد، «لا إله الاّ الله» را از آنها بگیرد، جز آن کس که بر این امر (استوار) باشد. (یعنی کسی که به صورت پیوسته و مستمر، در قول و عمل به صورت خالصانه به ذکر «لا إله الاّ الله» مشغول است.)

پس، کسانی که به نام تبلیغ دین مردم را از ذکر «لا إله الاّ الله» پرهیز می‌دهند، رمال‌های بی‌دین و بلندگوهای شیطان هستند و کسانی که مسلمان و مۆمن هستند، باید از صمیم قلب و باور عقلی و نیز از روی اخلاص با صدای بلند در گفتار و عمل صالح و مخلصانه و به صورت مستمر بگویند: «لا إله الاّ الله»

 

همراهی زبان و قلب برای ذکر لااله الا الله

ذکر «لا إله الاّ الله» ذکری است که اول باید به زبان و بیان گفته شود و بعد به قلب ایمان آورده شود و سپس در عمل و در هر آنی و هر کاری نصب العین قرار گرفته و لحاظ شود تا مبادا انسان در گفتار، گرایش قلبی و اعتقاد و نیز در عمل، لحظه‌ای دچار «إله‌»ها و شرک گردد. حالا آن را از ریشه می‌زنند و می‌گویند: حتی به زبان نگویید(؟!)

در احادیث و روایات نیز مکرر تأکید شده است که هیچ ذکری بالاتر، گرانقدر‌تر و حتی هم طراز با ذکر «لا إله الاّ الله» نیست. دقت شود که فرموده‌اند: هیچ ذکری. و اتفاقاً این ذکر عظیم است که راهنما، مشکل‌گشا، نشاط‌آور و سبب اطمینان قلب از هر «حزن و خوفی»‌ است.

کسانی که به نام تبلیغ دین مردم را از ذکر «لا إله الاّ الله» پرهیز می‌دهند، رمال‌های بی‌دین و بلندگوهای شیطان هستند و کسانی که مسلمان و مۆمن هستند، باید از صمیم قلب و باور عقلی و نیز از روی اخلاص با صدای بلند در گفتار و عمل صالح و مخلصانه و به صورت مستمر بگویند: «لا إله الاّ الله»

لا اله الا الله، علاج وسوسه

امام رضا علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئیل نقل می کند که خداوند می فرماید: «کلمه ی لا اله الا الله » دژ محکم من است. کسی که آن را بگوید، داخل قلعه ی من می شود و کسی که داخل قلعه ی من شد، از عذاب من ایمن خواهد بود.»( بحار الانوار، ج 49، ص 126) آن حضرت شرط اساسی آن را قبول ولایت ائمه علیهم السلام دانسته است.

لا اله الا الله کلام بسیار شریفی است که به واسطه ی آن، در مرحله ی اول، تمام معبودهای ساختگی و دروغین نفی می‌شود (لا اله) و در مرحله ی دوم، مقام و منزلت معبود حقیقی را در خداوند منحصر می کند (الا الله).

حروف این کلمه ی توحیدی به گونه ای چینش شده است که در گفتن آن به حرکت لب ها نیازی نیست و این از امتیازات مهم این ذکر است و عنایتی است از طرف خداوند به بندگانش، به سبب تحقق اخلاص در این ذکر توحیدی. امام صادق علیه‌السلام مرتبه ی بالاتر اخلاص در این کلمه را چنین بیان می کند: «کسی که" لا اله الا الله" بگوید، داخل بهشت می‌شود و اخلاص در آن، این است که" لا اله الا الله" مانع او از ارتکاب محرمات الهی شود.»( بحار الانوار، ج 8، ص 359)

امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که صد مرتبه" لا اله الا الله" بگوید، در آن روز [که این ذکر را می گوید] از نظر عمل، افضل از همه ی مردم است، مگر از کسی که زیادتر گفته باشد.»( وسائل الشیعه ی، ج 7، ص 183)

خواندن هزار مرتبه "لا اله الا الله" سبب نجات از گرفتاری ها و رهایی از قید و بندها است(هزار و یک ختم، ص 33) و مداومت بر آن، علاج وسوسه است. مرحوم آیت الله کشمیری برای نفی خواطر و درمان حدیث نفس ذکر" لا اله الا الله" را سفارش می کرد.(صداقت، روح و ریحان، ص 89؛ صداقت، صحبت جانان، ص 121)

 

فرآوری : زهرا اجلال             

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع :

سایت ایکس شبهه

سایت فارس

سایت شیعه نیوز



- نظرات (0)

منظور ازسخت شدن امتحانات اللهی


راز خلقت انسان در این عالم، فراهم کردن زمینه انتخاب برای امور مختلف است؛ چیزی که در فرهنگ دینی امتحان نامیده می‌شود: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاه لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»[1]: (آن که مرگ و زندگی را بیافرید، تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده.)


خداوند می‌توانست همه انسان‌ها را در بهشت بیافریند و این مسئله برای او مقدور بود و هیچ‌کس هم نمی‌گفت چرا چنین کرده است. این‌که انسان و این عالم را با این هزینه سنگین آفرید، برای این بود که مخلوقاتی به ‌وجود آورد که با انتخاب خود مسیرشان را مشخص کنند؛ آمدن انبیاء و اولیای الهی، تحمل رنج و سختی دوری از وطن و تحمل زندان‌ها و در نهایت شهادت، به‌جود آمدن حادثه کربلا و از دست دادن شهیدانی که ارزش یک تار مویشان از همه عالم بیشتر است، همه و همه برای تحقق این هدف بود.

خداوند ملائکه را در مسیر خیر آفرید؛ حیوانات را خلق کرد که هیچ تکلیفی ندارند و تابع شرایط طبیعی هستند؛ اما در این میان، جای موجودی که مسئولیت داشته باشد و بتواند با انتخاب  خود نتیجه خوب یا بد کار خود را تعیین کند، خالی بود : «فَمَنْ شاءَ فَلْیُۆمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْیَكْفُرْ»[2]: (هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمی خواهد راه کفر پیش گیرد.)

آنگونه که از قرآن استفاده می‌شود، چنین موجودی می‌تواند با اراده و اختیار خود جانشین یا نماینده خدا روی زمین باشد. شاید رازی که خداوند در جواب پرسش ملائکه بیان کرد، همین مسئله باشد؛ وقتی ملائکه به خداوند گفتند: «أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَیَسْفِكُ الدِّماءَ»[3]: (آیا کسی را می آفرینی که در آنجا فساد کند و خون ها بریزد.)

و خداوند در جواب فرمود: «قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»[4]: (گفت: آنچه من می دانم شما نمی دانید.)

راز همین بود که در میان انبوه مشکلات، عده‌ای راه صحیح را می‌شناسند و به خدا نزدیک می‌شوند؛ آن‌گاه ملائکه خادم این افراد می‌شوند. چون ملائکه از مسئله انتخاب، آگاهی نداشتند و نمی‌دانستند نتیجه آن چه می‌شود و این چه فضیلتی است، خدا فرمود: «قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»

دخالت در امور سیاسی، نه تنها نقص نیست، بزرگترین تکلیف، و مانند نماز واجب است. این هنر امام بود و در عالم تشیع هیچ‌کس را سراغ ندارم که می‌توانست چنین کاری انجام دهد. این عنایتی بود که خداوند به دلیل اخلاص امام به ایشان داشت؛ ولی این پایان کار نیست و عرصه جدیدی برای امتحان پیش آمده است

سخت‌تر بودن انتخاب‌های اجتماعی در برابر انتخاب‌های فردی

ما نیز باید به‌ طور دائم به مسائل فردی خود توجه داشته باشیم و بدانیم که بر سر چند راهی‌ها، کدام مسیر را انتخاب کنیم .

یعنی در زندگی خود با امتحان‌های فردی مواجه‌ایم؛ شاید هر یک از ما در هر لحظه ده‌ها امتحان داشته باشیم؛ ما به‌طور دائم در نگاه کردن، شنیدن، سخن گفتن و دیگر امور زندگی‌مان بر سر چندراهی‌ها قرار داریم که باید از میان آن‌ها مسیر درست را انتخاب کنیم؛ «لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»[5]: (تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده.)

اینها مربوط به مسائل فردی است؛ اما اگر این مسائل در کنار مسائل اجتماعی قرار گیرد، در برابر آن‌ها رنگ می‌بازد؛ زیرا هر انتخابی در فعالیت‌های اجتماعی، چه‌بسا هزاران یا میلیون‌ها انسان را به سمت جهنم یا بهشت سوق دهد.

برای مثال، به‌ وسیله یک‌ نفر، با یک بمب اتمی صدها هزار نفر کشته می‌شوند؛ یا اینکه چه‌بسا با اقدام یک ‌نفر، عده زیادی نجات پیدا کنند. گاهی انسان برای انتخاب یک چیز از قرعه‌کشی و روش شیر و خط استفاده می‌کند؛ این انتخاب کور است؛ برای این‌ که انتخاب آگاهانه باشد، فرد باید بداند تصمیم‌های او چه آثاری دارد و نتایج آن چیست؛ یعنی با محاسبه و دقت انتخاب کند؛ این ویژگی انسان است. انتخاب کور فایده‌ای ندارد.

 

سخت‌شدن امتحان‌های الهی همزمان با رشد انسان‌ها و جامعه

از ابتدا که ما به تکلیف می‌رسیم و باید انتخاب کنیم، همه چیز برایمان روشن نیست. کودک وقتی بزرگ می‌شود، به ‌تدریج شعور، تجربه و آگاهی از دین و مسائل اجتماعی پیدا می‌کند و می‌فهمد باید چه کاری انجام دهد یا ندهد؛‌ کجا اشتباه داشته و کجا درست عمل کرده است.

امتحان

ما در دهه اول انقلاب امتحان خود را دادیم؛ برای رفتن به مراحل بالاتر، باید امتحان‌های سخت‌تری بدهیم. البته در این میان چه‌بسا گاهی دچار تنزل شویم یا در همان مرحله بمانیم.

امتحان‌های الهی این‌گونه است که وقتی انسان مردود شد، در همان مرحله باقی نمی‌ماند، بلکه تنزل و سقوط می کند؛ یعنی انسان نمره منفی و زیر صفر می‌گیرد. بنابراین، نباید امید داشته باشیم که هر روز، اوضاع آرام‌تر، شرایط روشن‌تر و مشکلات کمتر باشد.

عمر سعد در شب عاشورا، از شب تا صبح خواب نمی‌رفت و با خود فکر می‌کرد که چه کند! آیا جنگ با امام حسین ‌علیه‌السلام را قبول کند یا نکند ؟! اینکه کسی که چندین سال در دارالاسلام زندگی کرده و پای منبر امیرالمۆمنین علیه‌السلام بزرگ شده، این‌گونه متحیر بماند که چه کند، نشان‌دهنده سختی امتحان است.

 

سختی شناخت تکلیف در امتحان‌ها

از این‌جا باید حدس بزنیم که از این به بعد نیز هر روز امتحان‌ها سخت‌تر خواهد بود. سختی بدان معنا نیست که تعداد کشته‌های بیشتری بدهیم یا پول بیشتری خرج کنیم؛ بلکه تشخیص تکلیف مشکل‌تر است. بنابراین، باید بصیرت، فهم، شعور و تجربه خود را زیاد کنیم. امتیاز کسانی که در دوره‌های بعد پذیرفته می‌شوند این است که درکشان بالاتر می‌رود.‌

مرحله بعد از درک هم ایمان است و به آنچه درک می‌کنند عمل می‌کنند. اما اولین قدم برای ترقی، بالاتر رفتن فهم است. بر این اساس، باید منتظر باشیم که هر روز با دشواری‌های جدید و بیشتری مواجه شویم.

بارالها چشمان ما را به نور ایمان منور کن تا حقایق را آن چنان که هست ببینیم. بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجل فرجهم.

منبع: سخنان آیت‌الله مصباح یزدی در جمع شورای اصناف (13/10/1392)

پی نوشت ها:

[1]. سوره ملک / 2.

[2]. سوره اسراء / 29.

[3]. سوره بقره/ 30.

[4]. همان.

[5]. سوره ملک / 2
- نظرات (0)

اللهی

الهی، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده!

الهی، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهی، «یا مَن یَعفو عن الکثیر و یُعطی الکثیرَ بالقَلیل»،

از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده!

الهی، سالیانی می‌پنداشتم که ما حافظ دین توایم،

و اينک فهميدم که اين دين توست که حافظ ماست

« اللهم استغفرک » « اللهم أحمدک »!




- نظرات (0)

ویژه نامه رجب




دانلود ویژه نامه ماه رجب


- نظرات (0)

یواشکی

«انفاق‏» از جمله عبادتهایى است كه احتمال خودنمایى و ریا در آن بسیار است. در مساله انفاق، انسان علاوه بر این‏كه باید ثواب عمل را در نظر داشته باشد، باید به گونه‏اى عمل كند تا به آبروى شخصى كه قرار است‏به او انفاق شود لطمه‏اى وارد نگردد. انسانهاى داراى عزت نفس، از این‏كه در جلو چشم دیگران به آنها انفاق شود، ناراحت مى‏شوند.

انسان اگر بتواند به گونه‏اى انفاق كند كه حتى‏الامكان انفاق‏شونده او را نشناسد خیلى بهتر است.هر قدر انسان در این كار مراقب حفظ آبروى افراد باشد، اجرش به مراتب بیشتر خواهد بود.گاهى یك عبادت بسیار كوچك، آن‏قدر ثواب پیدا مى‏كند كه انس و جن از شمردن آن عاجز مى‏مانند.این به دلیل رعایت آداب و جهات حسن عبادت و نیز اخلاصى است كه در آن به كار رفته است. یك عمل فیزیكى و یا حركت مادى به خودى خود نمى‏تواند ارزش بیافریند، بلكه غیر از حُسن فعلى، حُسن فاعلى هم باید در كار باشد، یعنى نه تنها خود كار باید خوب باشد، بلكه باید نیت ‏خوبى هم براى انجام آن وجود داشته باشد. قرآن كریم در این‏باره مى‏فرماید: «مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»(بقره: 261); مثل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند، به مانند دانه‏اى است كه از یك دانه هفت‏خوشه بروید، در هر خوشه صد دانه باشد - كه یك دانه هفت صد شود. البته، این ارزش و ثواب به شرطى است كه فقط براى خدا و به تعبیر قرآن «یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ » (روم: 38) و «ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ» (بقره: 207) باشد.

انسان ممكن است عملى را به درستى انجام دهد، اما با انجام كار نادرستى، ارزش آن را از بین ببرد، مانند آتشى كه محصولى را بسوزاند: «إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ » (بقره: 266) .از جمله كارهایى كه موجب از بین رفتن اعمال خوب انسان مى‏گردد، منت‏گذارى است. قرآن كریم در این‏باره مى‏فرماید: «لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى» (بقره: 264) ، صدقات خود را به سبب منت و آزار تباه نسازید.

انسان اگر بتواند به گونه‏اى انفاق كند كه حتى‏الامكان انفاق‏شونده او را نشناسد خیلى بهتر است.هر قدر انسان در این كار مراقب حفظ آبروى افراد باشد، اجرش به مراتب بیشتر خواهد بود.

تاكید قرآن نسبت ‏به خلوص در انفاق، به مراتب بیش‏تر از تاكید بر اخلاص در نماز است. البته، تردیدى نیست كه ریا در نماز موجب بطلان آن خواهد شد، اما كمتر آیه‏اى در قرآن وجود دارد كه به اخلاص در نماز سفارش كرده باشد.

امام صادق علیه السلام در این فراز از سفارشهاى خود به عبدالله بن جُندب مى‏فرمایند: جلوى چشم مردم انفاق مكن تا ایشان تو را ستایش كنند، اگر چنین كنى، در واقع، اجر خودت را دریافت كرده‏اى (یعنى دیگر اجرى نزد خدا نخواهى داشت)

انفاق

، چنان باش كه وقتى با دست راستت انفاق مى‏كنى دست چپت آگاه نشود، براى صدقه پنهانى (كه عدم اطلاع مردم از آن در دنیا هیچ ضررى به تو نمى‏رساند) بهترین پاداش را در روز قیامت پیش چشم همه خلایق به تو خواهند داد.البته، انسان نباید به این دلیل كه شاید عملش آمیخته با ریا باشد به طور كلى سراغ كارهاى خیر و از جمله انفاق نرود. این كار ممكن است از دسایس شیطان باشد تا ما را از انجام اعمال نیك باز دارد.به هر حال، انسان با بخشیدن چیزهاى مورد علاقه خود به دیگران مرتبه‏اى از مبارزه با نفس را، كه موجب پاك شدن از برخى آلودگى‏ها مى‏شود، پشت‏سر مى‏گذارد و شاید هیچ چیزى به اندازه بخل ورزیدن، عملى ناشایست نباشد.

خداوند در قرآن مى‏فرماید: «وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (حشر: 9) ، و هر كس خود را از خوى بخل و حرص دنیا نگاه دارد، آنان به حقیقت رستگاران عالمند. سخاوتمندان، هرچند كه ثروت خود را در راه خدا مصرف نكرده باشند، نسبت‏ به بخیلان به بهشت نزدیكترند.

نكته دیگر این‏كه، گاهى انجام كار خیر به شكل علنى، البته در صورتى كه انسان بتواند بر نفس خود مسلط باشد، بركات و ثواب فراوانى دارد. وقتى انسان كار خیرى را به صورت علنى انجام مى‏دهد، دیگران هم انگیزه و رغبت پیدا مى‏كنند كه مشابه آن را انجام دهند. اگر بنا باشد كه هیچ كار خیرى در جلو چشم دیگران انجام نشود، مردم جامعه، به خصوص كودكان و نوجوانها، به اهمیت كار خیر پى نمى‏برند. قرآن كریم مى‏فرماید: «لَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ » (بقره: 274) ، كسانى كه مال خود را انفاق كنند در شب و روز، نهان و آشكار، آنان را پاداش نیكو نزد پروردگارشان خواهد بود، هرگز از حادثه آینده، بیمناك و از امور گذشته اندوهگین نخواهند گشت. اثر دیگرى كه انجام علنى اعمال نیك خواهد داشت این است كه جلو بسیارى از سوء ظنها را مى‏گیرد، مثلا اگر كسى مخفیانه خمس و زكات بپردازد، ممكن است موجب بدگمانى مردم شود و آن‏ها فكر كنند آن شخص واجبات دینى‏اش را انجام نمى‏دهد.   ادامه دارد...

 

حضرت آیت الله محمدتقى مصباح یزدی




- نظرات (0)