سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ملازمه زکات و نماز در قرآن کریم

«زكات» یكى از احكام الهى و از ضروریات دین مقدس اسلام است كه صدها آیه و حدیث، در مورد آن وارد شده است.

زكات، همسنگ نماز و در 26 مورد در كنار نماز در قرآن كریم مطرح گشته، و نیز در بخشی از احادیث وارد شده است كه نماز، بدون زكات، پذیرفته نخواهد شد.

مسأله زكات، از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است تا جایى كه در برخى از روایات، یكى از اركان پنجگانه اسلام معرفى شده است. مرحوم شیخ حرّ عاملى، در كتاب ارزشمند «وسایل الشیعه» «39» حدیث در این جهت ذكر نموده است.

«زكات»، از دیدگاه قرآنى، ملازم و همراه با خیر و بركت در زندگى انسان است و همانطور که واژه «زكات»، 32 بار در قرآن كریم آمده، واژه «بركت» نیز 32 بار تكرار شده است.

جاى بسى تأسف است كه مسأله زكات با این اهمیتى كه در اسلام دارد، مورد غفلت و فراموشى واقع گشته و مردم به این حكم الهى توجه لازم را ننموده‏اند، گرچه برخى از مردم مبالغ هنگفتى را صرف انفاق و اطعام هاى مستحب مى‏كنند، اما این فریضه الهى را به آسانى ترك مى‏نمایند.

 

همراهی زكات و نماز در 26 آیه از قرآن کریم

در 26 مورد از آیات كریمه قرآن، مسئله زكات همراه نماز ذكر شده كه در نظر ابتدایى ممكن است این سۆال را ایجاد كند كه چگونه از میان آن همه برنامه‏هاى عملى اسلام، تنها روى این دو نقطه انگشت گذارده شده است.

حضرت موسى علیه السّلام به جوانى برخورد كرد كه نمازش را به طرز نیكویى مى‏خواند، فرمود چه نیكو نماز مى‏خواند، پس خداوند وحى نمود آن نماز، نیكو نمى‏باشد و حال اینكه نسبت به پرداخت زكات بخل ورزیده، آن نماز پذیرفته نمى‏شود و من آن را قبول نمى‏كنم تا اینكه زكات خود را بپردازد؛ چون نماز با زكات مقرون مى‏باشد

علتش این است كه اسلام ابعاد مختلفى دارد كه مى‏توان آنها را در سه قسمت خلاصه كرد:

1- رابطه انسان با خدا

2- رابطه انسان با خلق خدا

3- رابطه انسان با خودش

كه قسمت سوم در حقیقت نتیجه‏اى است براى قسمت اول و دوم و دو برنامه نماز و زكات هركدام رمزى است به یكى از دو بعد اول و دوم؛ «نماز» مظهرى است براى هرگونه رابطه با خدا، چراكه این رابطه در نماز از هرعمل دیگرى بهتر مشخص مى‏شود و انفاق و زكات از آنچه خدا روزى دارده با توجه به مفهوم وسیعش كه هرگونه نعمت مادى و معنوى را شامل مى‏شود رمزى است براى پیوند با خلق. به هرحال ایمان در صورتى ریشه‏دار است كه در عمل متجلّى شود و انسان را از یك سو به خدا نزدیك كند و از سوى دیگر به بندگانش.

و در احادیث اسلامى هم مسئله زكات در كنار نماز بیان شده و جالب اینكه آنقدر این دو عبادت به یكدیگر نزدیك هستند كه برخى از روایات شرط قبولى نماز را پرداخت زكات دانسته‏اند و اگر كسى نماز بخواند ولی زكات نپردازد، گویا اصلا نماز را بجا نیاورده است:

1ـ «امام صادق علیه السّلام فرمودند: «راستى خداوند عزّ و جلّ زكات را همانند نماز واجب فرمود، هركس زكات را به دوش كشد و آن را آشكارا به مستحق برساند در این كار بر او عیبى نیست». (فروع كافى، ج 3، ص 498)

2ـ «حضرت على علیه السّلام به هنگام شهادت فرمودند: پسرم! به تو وصیت مى‏كنم كه نماز را در وقتش بر پاى‏دارى و زكات را در محلش به اهل‏ آن برسانى» (بحار الانوار، ج 96، ص 14)

3ـ «امام رضا علیه السّلام فرمودند: راستى خداى عز و جل فرمود كه سه چیز به سه چیز مقرون و نزدیك مى‏باشد: فرمان به نماز و زكات داد پس آنكه نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذیرفته نیست. امر به شكر خود و پدر و مادر فرمود، پس كسى كه شكر پدر و مادر نگوید، سپاس خدا نكرده است. و دستور به پرهیز و تقوا از خدا و صله رحم داد، پس هركس صله رحم نكند از خداى عزّ و جل نترسیده و پرهیز نكرده است». (عیون اخبار الرضا، ص 258)

در احادیث اسلامى هم مسئله زكات در كنار نماز بیان شده و جالب اینكه آنقدر این دو عبادت به یكدیگر نزدیك هستند كه برخى از روایات شرط قبولى نماز را پرداخت زكات دانسته‏اند و اگر كسى نماز بخواند ولی زكات نپردازد، گویا اصلا نماز را بجا نیاورده است

4ـ «امام على علیه السّلام فرمودند: ... زكات با نماز، هر دو وسیله تقرب (به سوى خدا) براى اهل اسلام قرار داده شده است».( وسائل الشیعه، ج 6، ص 7)

ابى جعفر علیه السّلام فرمود: خداوند متعال زكات را مقرون به نماز قرار داده لذا در قرآن فرموده: اقیموا الصلوة و اتوا الزكاة ...؛ «پس كسى كه نماز را بر پاى دارد و زكات ندهد گویا نماز را اقامه نكرده است».( وسائل الشیعه ، ج 6، ص 11)

6ـ ابا عبد الله علیه السّلام فرمودند: «چون آیه زكات نازل شد، ... پیامبر منادى را امر كرد كه به مردم بگوید خداوند زكات را بر شما واجب نموده همانطورى كه صلات را بر شما واجب نموده، ... اى مسلمانها زكات اموال خود را بدهید تا نماز شما پذیرفته شود».( وسائل الشیعه ، ج 6، ص 3)

7ـ امام باقر علیه السّلام مى‏فرمایند: «پیامبر صلّى اللّه علیه و اله در مسجد به شخصى فرمود بلند شو، به دیگرى فرمود بلند شو اى فلان! تا اینكه پنج نفر را از مسجد بیرون نمود، فرمود از مسجد خارج شوید، در مسجد ما دیگر نماز نخوانید چون زكات نمى‏دهید». (وسائل، ج 6، ص 12)

8ـ حضرت موسى علیه السّلام به جوانى برخورد كرد كه نمازش را به طرز نیكویى مى‏خواند، فرمود چه نیكو نماز مى‏خواند، پس خداوند وحى نمود آن نماز، نیكو نمى‏باشد و حال اینكه نسبت به پرداخت زكات بخل ورزیده، آن نماز پذیرفته نمى‏شود و من آن را قبول نمى‏كنم تا اینكه زكات خود را بپردازد؛ چون نماز با زكات مقرون مى‏باشد». (جامع احادیث الشیعه، ج 8، ص 6)

منابع:

کتاب زکات در اسلام ـ اکبر دهقان

فروع كافى، ج 3

بحار الانوار، ج 96،

عیون اخبار الرضا، ص 258

وسائل الشیعه، ج 6، ص 7

جامع احادیث الشیعه، ج8



- نظرات (0)

حقوق محرومان در اموال بهشتیان

خداوند در دارایی های توانگران، بجز خمس و زکات، حقوقی دیگر واجب و مقرر کرده است، وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

و آن حق معلوم و معین چیزی است که هر کس وظیفه خود می داند از مالش بپردازد؛ و او باید به اندازه توان و وسعت مالی اش ، آن مقدار را بر خود واجب شمارد و بسته به میل خودش ، هر روز یا هر جمعه یا هرماه بپردازد.

«وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ » [سوره معارج/آیات 25،24]

و همانان كه در اموالشان حقّى معلوم است، براى سائل و محروم.

دو نکته درباره آیه:

«حقِ معین» زکات واجب نیست؛ زیرا این آیه در مکه نازل شده و حکم وجوب زکات در مدینه و در سال دوم هجری قمری وضع شده است.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «خداوند در دارایی های توانگران، بجز خمس و زکات، حقوقی دیگر واجب و مقرر کرده است، فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

و آن حق معلوم و معین چیزی است که هر کس وظیفه خود می داند از مالش بپردازد؛ و او باید به اندازه توان و وسعت مالی اش ، آن مقدار را بر خود واجب شمارد و بسته به میل خودش ، هر روز یا هر جمعه یا هرماه بپردازد.»

 

سائل با محروم فرق دارد

سائل کسی است که حاجت خود را می گوید، اما محروم کسی است که شرم و حیایش مانع می شود که تقاضا کند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «محروم کسی است که برای کسب و کار زحمت می کشد، اما زندگی او پیچیده و سخت است».

حق معلوم، چیزی است که شخص از مال خود بیرون می‏کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است

امام علی (علیه السلام) درباره مسئولیت توانگران می فرمایند: «همانا خداوند در اموال ثروتمندان به اندازه ای که نیاز تهیدستان را کفایت کند حق واجب فرموده است؛ و اگر تهیدستان گرسنه و برهنه و رنجور شوند، به سبب آن است که ثروتمندان حق آنان را نداده اند؛ و خداوند حق دارد روز قیامت ، ثروتمندان را بازخواست و برای این کار عذابشان کند»؛ و نیز فرمودند: «گناهی بزرگتر از گناه ثروتمندی نیست که نیازمند را از حقش محروم کرده باشد

به هر حال انجام این كار از یك سو اثر اجتماعى دارد، و با فقر و محرومیت مبارزه مى كند، و از سوى دیگر اثر اخلاقى روى كسانى كه به آن عمل مى كنند مى گذارد، و قلب و جانشان را از حرص و بخل و دنیاپرستی مى شوید.

مردی از امام زین‌العابدین علیه السلام درباره «حق معلوم‏» در آیه شریفه سۆال کرد و امام فرمود: «حق معلوم، چیزی است که شخص از مال خود بیرون می‏کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است

آن مرد پرسید: با این مال چه بکند؟ امام فرمود: «با آن صله رحم می‏کند و به ضعیفان کمک می‏نماید و رنج ایشان را برطرف می‏سازد و یا به برادر دینی‏ اش محبت می‏کند و گرفتاری او را برطرف می‏سازد .»

منابع:

تفسیر نمونه، ج 5

روایات از وسائل الشیعه، ج 6

سایت راز ماندگاری



- نظرات (0)

چرا برای روزیمان غصّه می خوریم؟!

معنا و مفهوم رزق

رزق به معنى عطاء و بخشش مستمر است ، و از آنجا که روزى الهى عطاى مستمر او به موجودات است به آن رزق گفته مى شود. البته مفهوم آن تنها در نیازهاى مادى خلاصه نمى شود بلکه هر گونه عطاى مادى و معنوى را شامل مى گردد . بنا بر این هر گونه بهره اى را که خداوند نصیب بندگان مى کند از مواد غذائى و مسکن و پوشاک ، و یا علم و عقل و فهم و ایمان و اخلاص  وفرزند و همسر و خانواده و...به همه اینها رزق گفته مى شود .

قرآن می فرماید : « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ » 1  رازق خداست ، رزّاق مثل خبّاز، حدّاد، بنّا، بقّال، كسی كه صبح تا به شب كارش این است كه نان می‌پزد و با آهن سر و كار دارد و. . . رزّاق یعنی دائماً روزی می‌دهد . «هُوَ الرَّزَّاقُ» ؛ یعنی دائمی است و قدرت هم دارد و به خودی خود قطع نمی شود مگر عاملی سدّ راه آن شود . ما اگر عقیده داشته باشیم كه روزی دهنده (دائمی و با قدرت) خداوند است ، دیگر برای هیچ چیز دروغ نمی‌گوئیم . گاهی ممكن است با دروغ و كلك  در ظاهر پول زیادی هم بدست‌ آید ، ولی چون رزق او نیست ،از دست می‌ رود .

 

دوم: اندازه گیری هم با خداست.

آیات زیادی داریم که خداوند می فرماید : «یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ»2 .شاید بسط رزقی که خداوند فرموده به هر کس بخواهیم آن را بسط می دهیم ، یک بعدش به این معنا باشد که آن رزق حتماً نباید مادی باشد .نوع رزق برای هرکسی فرق می کند و خداوند برای هرکسی یک نوعی از رزق را گسترش می دهد .

 

سوم: خداوند ضامن رزق است

ضامن رزق همه ى موجودات و اختیار رزق فقط به دست خداوند است ، نه به دست انسان خداوند.

« نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا ؛ ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم كردیم .‏3

« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها ؛ هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر اینكه روزى او بر خداست !4

خداوند می‌فرماید حتی موجوداتی كه دست و پا هم ندارند من روزی آنها را می دهم .« وَ كَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها» 5

« وَ فِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ؛ و روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى‏شود ! 6

نوازاد در شكم مادر چطور روزی می‌خورد ، خداوند روزی می‌دهد . یک راننده تاکسی تعریف می کرد یک روز به خودم گفتم امروز زرنگی کنم پول کرایه را افزایش بدهم .مردم مجبورهستند که بدهند .این کار را انجام دادم ،همه هم ناراضی بودند اما چون چاره نداشتند می دادند ، اما غروب باد و طوفانی شد و شیشه ی ماشین هم پایین بود ، باد زد و پولها را برد و نقش زمین شد . وقتی رفتم که پول ها را جمع کردم و شمردم ، دیدم فقط توانستم آن مقداری که حق واقعی ام بوده را جمع کنم و بقیه از بین رفته و باد برده بود .

ضامن رزق همه ى موجودات و اختیار رزق فقط به دست خداوند است ، نه به دست انسان خداوند

سوال: چرا رزق كم و زیاد می‌شود؟

وسعت رزق

دعای پدر و مادر بسیار نقش دارد . گاهی اوقات می بینیم یک کسی هر کاری  ،حتی کوچک انجام می دهد برایش خوب و پربرکت می شود وبه قول معروف دست به خاکستر می زند طلا می شود ، اما دیگری  بالعکس ؛ هرچه می دود کمتر به مقصود می رسد .

اینها به خیلی عوامل از قبیل ؛ دعای پدر و مادر یا بالعکس عاق والدین شدن ، وجود یا عدم گناه در زندگی و ... بستگی دارد .

  دادن های زید و بی رویه و بدون حساب و کتاب گاهی  به خاطر این است که ما رارها کرده و می خواهند ظرفیت پر شود ؛

مثل مریضی را که دكتر جواب كرده و می‌گویند هر چه می‌خواهد بخورد كند ، خداوند نیز با بعضی از فاسقان و جنایتکاران وآنهایی که به راه نمی آیند می فرماید : هر چه می‌خواهند مصرف كنند تا پیمانه ی آنها پر شود .7

گاهی دادن ها و یا ندادن ها به خاطر آزمایش هستند .8  گشایش برای بعضی سبب طغیان است .

«وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ» 9 . نگوییم چرا خدا به من مثل او نداده ، خوب شاید اگر می داد از خیلی چیزها محروم می شدیم و طغیان می کردیم .

مثل پدری كه به  یکی ازفرزندانش سوئیچ نمی‌دهد می‌گوید چون تو شر هستی با ماشین تصادف می‌كنی ، و به دیگری اجازه می‌دهد چون آرام و با وقار است .

 

داستانی از قرآن

 فردی به خدمت رسول الله (ص) آمد كه برای توسعه ی رزق او دعا کند . حضرت فرمود : صلاح تو نیست . اصرار كرد

 حضرت دعا كرد . اموالش زیاد شد تا برای كنترل آنها  بیرون از مدینه رفت ، تا بالأخره مأمور زكات از طرف حضرت  برای جمع آوری زکات پیش او رفت . او گفت : من زكات نمی ‌دهم . آیه آمد : « وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحینَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ » 10

نگوییم چرا خدا به من مثل او نداده ، خوب شاید اگر می داد از خیلی چیزها محروم می شدیم و طغیان می کردیم

عوامل گشایش روزی :

تقوا

 برای انسان با تقوا از رزق های حساب نشده و بی گمان می آید . گاهی یک  درخت را هر چه آب می‌دهی برگ زرد و یك درخت توی جنگل بدون آبیاری سبز است . بعضی از رزقها دست ماست ، با فرمول و كار و تلاش و بعضی هم دست ما نیست .

گاهی مثل  یوسف در دل چاه می افتد و همه می خواهند که او خار شود وازبین برو اما خدا می خواهد شاه شود و عزیز . همه خواستند یوسف نباشد ام خدا خواست باشدو برق كشی داخل خانه دست ماست ، ولی كارخانه با ما نیست ،ممكن است ما آماده باشیم ولی كارخانه برق را وصل نكند .

پول خرج كردن(سخاوت) رزق را زیاد می‌كند ؛

روایت داریم « اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ » 11 ، « مِفْتَاحُ الرِّزْقِ الصَّدَقَةُ » 12. اگر توسعه می‌خواهی باید سخاوت داشته باشیم . فكر نكنیم اگر ندادیم داریم و اگر دادیم نداریم .

 صله رحم روزی را زیاد می‌كند

مراعات بهداشت، شستن دست قبل از غذا روزی را زیاد می‌كند

نماز شب روزی را زیاد می‌كند

حسن خلق روزی را زیاد می‌كند

امین بودن روزی را زیاد میكند. مردم می‌گویند این دست و چشمش پاك است

 شكر نعمت روزی را زیاد می‌كند .

 بین الطلوعین سراغ كار رفتن روزی را زیاد می‌كند.

 خورده نانهای سر سفره را خوردن روزی را زیاد می‌كند.

 

استغفار 

 نیت بد و گناه روزی را قطع می‌كند

در سوره قلم داستانی را نقل می كند كه چند برادر باغ میوهای داشتند . نیت كردند كه از این میوه ها به احدی ندهند . چون پدرشان هر سال از این میوه ها به فقرا می داد. پدر که مُرد بچه ها گفتند ما نمی د هیم . بعد گفتند : فقرا می فهمند می آیند در باغ ، گفتند خوب سحر می رویم میوه ها را می چینیم . نیت كردند به فقرا ندهند ، وقتی خوابیدند صاعقهای آسمانی آمد « فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِیمِ فَتَنَادَوا مُصْبِحِینَ» 13. قرآن می گوید سحر بلند شدند و دیدند كه باغ آنها خاكستر شده است .

 نیت گناه رزق را كم می كند .

به امید داشتن رزق های وسیع مادی و معنوی...

 

1- ذاریا /58

2- رعد/ 26

3-  زخرف / 32

4- هود / 62

5- عنكبوت / 60

6-  ذاریات / 22

7- آل عمران / 178 

8-  فجر / 15 - 166

9- شورى/27

10- توبه / 76-75

11- كافی / ج‏4 / ص‏10

12- كافی / ج‏4 / ص‏10

13-  قلم /  20-21

 


- نظرات (0)

نسخه قرآن برای افزایش روزی

و دوم بدانیم که کثرت مال، دلیل بر کثرت رزق نیست، چرا که معلوم نیست آن مال قابل استفاده باشد و درست نیز مصرف شود و فایده‌ای هم برساند، شاید فقط اندوخته باشد و یا به جای فایده، ضرر برساند، به آن که دیگر نمی‌توان رزق گفت. «رزق، چیزى است كه مورد انتفاع واقع شود و ربطى به زیادى و كمى مال ندارد - ترجمه المیزان، ج‏3، ص221»

و سوم بدانیم که آن چه حاصل می‌گردد و در راه باطل و حرام مصرف می‌گردد، رزق خدا نیست، بلکه معلول و محصول گناه و ابزاری برای هبوط و هلاکت بیشتر است که انسان برای خود مهیا می‌کند.

حال به چند آیه از قرآن کریم در خصوص «رزق» توجه نماییم:

الف – قبل از هر چیزی دقت و باور کنیم که رزقِ مرزوق با رازق است و رازق نیز همان خالق و ربّ است:

«وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا » (هود، 6)

و هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر [اینكه‏] روزیش بر عهده خداست .

پس دیگران چیزی ندارند که بخواهند رازق خود یا غیر خود باشند، بلکه همه فقیر، عبد و مرزوق هستند، لذا باید رزق را از او (رازق) طلب نمود و دانسته و ندانسته یا عمداً و سهواً، دیگری را در رزاقیت شریک ندانست.

ب – سپس باور کنیم که خداوند غنی و کریم، ما را خلق نکرده است که یک عمر برای یافتن رزق برای تأمین معاش دنیا بدویم، آن را خودش بر عهده گرفته است، بلکه فرمود شما را برای عبادت (بندگی) خلق کردم تا رشد کنید و خلیفة‌الله شوید و مقرب درگاهم گردید، من که نگفتم بدوید برای من ناب و آب و رزق بیاورید، گفتم ایمان و اخلاص و عمل صالح بیاورید که به نفع خودتان است:

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ، ما أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ، إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ» (الذاریات، 58)

ترجمه: من جن و انس را نیافریدم مگر براى اینكه عبادتم كنند، نه مى‏خواهم مرا روزى دهند، و نه طعامم دهند، چون كه خدا رزاق و داراى نیرویى متین است.

سبب گشایش و افزایش رزق در یک کلمه و معنا خلاصه می‌شود که آن «عبادت» و بندگی با خلوصِ باریتعالی است که در مصادیق متفاوتی تجلی دارد که از آن جمله است: کسب معرفت، ایمان، اخلاص، نماز، تلاوت قرآن کریم، دعا، پرهیز از گناه، استغفار، توبه، صله ارحام، انفاق و صدقه، کار و تلاش در هر عرصه و صنفی برای خدا نه برای نان، امر به معروف (از جمله نماز) و نهی از منکر (معصیت خدا) و ...

پس سعی و تلاش در بندگی، قدر و اندازه و ظرفیت انسان را برای اخذ و کسب رزق خدا افزایش می‌دهد. لذا اگر فرمود کار و تلاش کنید و برای انسان چیزی به جز تلاش او نیست، یعنی کار برای کسب رزق و روزی و افزایش ظرفیت و نقش‌آفرینی در چرخه حیات، لازمه رشد انسان است.

ج – پس اصل و تکلیف عبادت و بندگی است و اعلاءترین تجلی عبادت، همانا نماز است. فرمود:

«إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی» (طه، 14)

ترجمه: منم الله، (خدایى كه) جز من خدایى نیست پس مرا پرستش كن و به یاد من نماز برپا دار.

از این رو فرمود که برو اهل خود (خانواده، نزدیکان، آشنایان و ...) را به نماز امر کن، من که از تو رزق و روزی نخواستم که بی‌توجه به بندگی و نماز، همه عمرت را صرف آن کنی، بلکه رزق را من می‌دهم، تو دنبال بندگی برو:

«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى» (طه، 132)

ترجمه: و کسان خود را به نماز امر كن و خود (نیز) با همه نیرو بر (مراعات) آن شكیبایى كن، ما از تو هیچ روزى نمى‏طلبیم (تا توانش را نداشته باشى)، این ماییم كه تو را روزى مى‏دهیم، و عاقبت (نیك) از آن تقواست.

رزق

پس نماز سبب افزایش توان و ظرفیت اخذ فضل و رحمت الهی و فراوانی رزق و روزی می‌شود.

د – با توجه به نکات فوق، معلوم می‌شود که اگر رزق و روزی ما کم است و دچار گرفتاری می‌شویم، در حالی که خدای غنی، کریم، منّان و رزاق، روزی دهنده است، لابد ما مشکلی برای اخذ رحمت و نعمت بیکران الهی داریم. باورها و کارهایی داریم که خوب نیست، سوء است، فحشاء (زشت کاری) است و این امور مانع گشایش و افزایش رزق (معنوی و مادی) و بالتبع بروز مشکلات در زندگی می‌گردد و بدترین گناه همان فراموش کردن خدا و ترک ذکر خدا (که بیان شد در نماز متبلور است) می‌باشد، لذا فرمود:

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» (طه، 124)

ترجمه:و هر كس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏كنیم.

ه – حال که باورهای غلط و مشرکانه، اعمال زشت و گناهان، سبب تنگی و گرفتاری معیشت می‌شود، معلوم است که استغفار (طلب بخشش) و توبه (بازگشت از گناه)، که آن نیز مصداقی برای عبادت است، سبب گشایش، افزایش و برکت رزق (دنیوی و اخروی) می‌گردد – لذا فرموده‌اند که هر گاه دچار گرفتاری یا تنگی رزق شدید، زیاد استغفار کنید و خداوند متعال وعده فرمود:

سعی و تلاش در بندگی، قدر و اندازه و ظرفیت انسان را برای اخذ و کسب رزق خدا افزایش می‌دهد. لذا اگر فرمود کار و تلاش کنید و برای انسان چیزی به جز تلاش او نیست، یعنی کار برای کسب رزق و روزی و افزایش ظرفیت و نقش‌آفرینی در چرخه حیات، لازمه رشد انسان است

«وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَیُۆْتِ كُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ كَبِیرٍ» (هود، 3)

ترجمه: و اینكه از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوى او بازگردید تا شما را با بهره خوشى (از زندگى) تا مدّتى معین (در نهایت مرگ) برخوردار نماید و به هر صاحب فضلى فضل او را (پاداش دنیوى و اخروى كمالات هر صاحب كمالى را به تناسب كمالش) عطا نماید. و اگر روى بر تابید، بى‏تردید من بر شما از عذاب روزى بزرگ بیم دارم.

 

نتیجه:

پس سبب گشایش و افزایش رزق در یک کلمه و معنا خلاصه می‌شود که آن «عبادت» و بندگی با خلوصِ باریتعالی است که در مصادیق متفاوتی تجلی دارد که از آن جمله است: کسب معرفت، ایمان، اخلاص، نماز، تلاوت قرآن کریم، دعا، پرهیز از گناه، استغفار، توبه، صله ارحام، انفاق و صدقه، کار و تلاش در هر عرصه و صنفی برای خدا نه برای نان، امر به معروف (از جمله نماز) و نهی از منکر (معصیت خدا) و ... .

پس با معرفت، اخلاص و لذت تمام بندگی کنیم، او خود رازقی غنی، جواد و کریم است.


- نظرات (0)

دشمنی که دست از سر ما بر نمی دارد


شیطان

«و قل أعوذ بک من همزات الشیاطین * و أعوذ بک رب أن یحضرون» 

همه می دانند که شیطان، دشمن سر سخت انسان است و به قول معروف دست از سر ما برنمی دارد؛

اول سعی می کند که ما مکروهی را انجام بدهیم . سپس راه را برای ارتکاب گناه صغیره باز می کند و پس از آن کوچک شمردن صغیره و اصرار بر آن- که خود گناه کبیره است- برایش پیش می آورد و آنگاه گناهان کبیره برای انسان عادی می شود. 

سپس دستبرد به قلب و اصل ایمان شروع می شود.

خلاصه مۆمن را به وسوسه و شک می اندازد، بدون اینکه طرف بفهمد که در چه دامی افتاده است! و تنها راه مقابله با این دشمن، پناهندگی به خداست.

شیطان مثل سگ درنده ای است که اجازه نمی دهد کسی به خیمه سلطنتی و بارگاه قرب نزدیک شود؛.

غیر از آشنایان «مخلصین» کسی نمی تواند به خیمه نزدیک بشود و تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که صاحب خیمه را صدا کنیم و بگوییم که این سگ درنده را رام کند .

تنها راه چاره، استعاذه و پناهندگی به خداست؛ البته استعاذه فقط این نیست که «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» بگوییم بلکه باید در عمل نیز به حقیقت به خدا پناهنده شویم.

باید بعضی شرایط را در خودمان ایجاد کنیم؛ مهم حال استعاذه و حقیقت استعاذه را داشتن است نه به زبان استعاذه گفتن ... 

حقیت استعاذه، فرار از گناه است؛ خدایا! کمکمان کن که از شر شیطان بگریزیم؛ یعنی از گناه فرار کنیم. استعاذه به حق، یعنی از گناه فرار کردن. 

اینکه زبان را محکم بگیریم ، لغو نگوییم و در عوض بگوییم: «أعوذ بالله». پس «أعوذ بالله»، یعنی «أعوذ بطاعة الله من طاعة الشیطان». 

خدایا من می خواهم به طاعت تو پناه بیاورم و از بندگی شیطان فرار کنم. 

این طور نمی شود که دست در دهان شیر بکنیم، آن وقت به زبان بگوییم من از شیر می ترسم! 

تا از شیطان فرار نکنیم، هزار بار هم «أعوذ بالله» یا «لعنت بر شیطان» بگوییم، هیچ فایده ای ندارد؛ آن موقع و در آن شرایط اصلا باید از این «أعوذ بالله» گفتن هایمان استغفار کنیم!!!

از جمله راه های مبارزه علیه دسیسه های شیطانی این است که انسان به توبه و رجوع بسوی خداوند مبادرت کند. این شیوه مبارزه، شیوه بندگان صالح و شایسته خداوند است. خداوند می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ»

بلکه آن نزد صاحب عرفان * نیست الا أعوذ بالشیطان 

گاه گویی اعوذ و گه لا حول * لیک فعلت بود مکذب قول 

اگه شیری دنبال ما افتاد، باید به قلعه محکمی پناه ببریم نه اینکه نزدیکش شویم، دست در دهانش کنیم و به زبان بگوییم: وای! وای! چقدر ترسناکه!!!

حقیقت استعاذه، پناهنده شدن به قلعه محکم الهی است.

بعد از روشن شدن این مطلب که شیطان دشمنی قوی و هوشیار و در کمین است، باید دانست که در برابر چنین دشمن مسلّحی، آمادگی همیشگی لازم است. 

در روایات از بعضی امور به عنوان سلاح مۆمن در برابر شیطان یاد شده است: 

1- وضو

یکی از سلاح های مۆمن وضو است. پیامبر اکرم-صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمودند: «الوضوء سلاح المۆمن» 

مستحب است مۆمن همیشه باوضو باشد؛‌ وضو در هنگام خواب نیز شیطان را دفع می‌کند. 

از این بالاتر در بعضی از روایات وارد شده که تجدید وضو نیز مستحب شمرده شده است: «الوضوء علی الوضوء نور علی نور.»(وسائل الشیعة، ج 1، ص 377، ح 8) 

توبه

2- توبه و استغفار

از جمله راه های مبارزه علیه دسیسه های شیطانی این است که انسان به توبه و رجوع بسوی خداوند مبادرت کند.

این شیوه مبارزه، شیوه بندگان صالح و شایسته خداوند است. خداوند می فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ »(الأعراف:201 )

(پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌ای از شیطان می‌شوند به یاد (عداوت و نیرنگ شیطان، و عقاب و ثواب یزدان) می‌افتند، و (در پرتو یاد خدا و به خاطر آوردن دشمنی اهریمن) بینا می‌گردند (و آگاه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند و از راه حق منحرف شده‌اند، و لذا شتابان به سوی حق برمی‌گردند)).

«طایف» به اراده گناه یا رسانیدن گناه تفسیر شده است.

«تذكروا» یعنی: بیاد عذاب خداوند یا به یاد ثواب زیاد و بزرگ یا وعده و وعید خداوند می افتد،‌ به خدا پناه می برد.

«نادا هم یبصرون» یعنی: درست عمل می کنند و از غفلتی که بدان مبتلا بودند، بیدار می شوند.

از این آیه چنین استفاده می شود که شیطان سعی دارد انسان را به یک بیراهه و سردرگمی سوق دهد تا حق را تشخیص نداده و آن را نبیند و با ایجاد موانع و القاء شکوک و شبهات ، واقعیت امر را بر انسان مشتبه سازد.

شیطان مثل سگ درنده ای است که اجازه نمی دهد کسی به خیمه سلطنتی و بارگاه قرب نزدیک شود؛ فقط غیر از آشنایان «مخلصین» کسی نمی تواند به خیمه نزدیک بشود و تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که صاحب خیمه را صدا کنیم و بگوییم که این سگ درنده را رام کند

پیوستن به جماعت مسلمانان

از جمله عواملی که انسان را از دام شیطان نجات می دهد،‌ این است که مسلمان در دارالاسلام زندگی کند و به گروه شایسته و صالحی بپیوندد که در کارهای حق او را مساعدت و در انجام معروف او را تشویق می کند، گروهی که یادآور خصلت های زیبا می باشد، زیرا در اتحاد و انسجام قوت و قدرتی ارزشمند پدیدار است.

 

تا وقتی پناه به خدا هست چرا فرار از شیطان؟

در روز چندین بار این جمله زیبا رو تکرار می کنیم «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ پناه می‌برم به خدا از شر شیطان رانده شده».

اگر پناه بردن را مثل پناه بردن بچه از ترس نیروی قوی‌تر به دامان مادر بدانیم که بعید است دستور اسلام این باشد؛ چون خداوند دستور مجاهده می‌دهد «وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ »(سوره بقره، آیه 218)، 

و دستور پیامبر اسلام به جهاد اکبر (مبارزه با شیطان و نفس) در مقابل جهاد اصغر (مبارزه با دشمنان ظاهری)(بحارالانوار، ج 19، ص 182)

بنابراین پناه بردن به معنای ضعف نشان دادن نیست ، بلکه مدد از نیروی قوی‌تر برای مقابله جدیدتر و شدیدتر با دشمن می‌باشد.

مبارزه با شیطان آسان نیست ولی اگر اعوذ بالله به معنای واقعی گفته شود، انسان به نیروی بی‌نهایت متصل می‌گردد که می‌تواند با نفس و شیطان مبارزه کند.


- نظرات (0)

برادران شیطان چه کسانی هستند؟

برادران شیطان

برادران شیطان که همان اسراف کارانند، با آگاهی و از روی عمد به اسراف می‌پردازند و با شیطان همراه اند.

کسی که در بیت المال، عمر، هزینه زندگی با آگاهی و علم اسراف می کند، از پرتو معارف دینی به دور است و نمی تواند به صراط مستقیم که رهروانش در پناه لطف الهی هستند، هدایت شود.

قرآن می فرماید: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا

إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَ كَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»؛ (اسراء، 26- 27) «و حق نزدیکان را بپرداز و (همچنین) مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذیر مکن؛ چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطینند، و شیطان کفران (نعمت های) پروردگارش کرد.

در آیات فوق، اسرافکاران برادر و همراه شیطان شناخته شده اند. بنابراین، در این جا می توان گفت هر کسی که مال و دارایی را در غیر مورد آن مصرف کند، کاری شیطانی و نوعی ناسپاسی مرتکب شده است.

این امر در روایتی از امام صادق(علیه السلام) به خوبی تبیین شده است، آن جا که امام (علیه السلام) فرمود: «لقمان به فرزندش گفت: سه علامت برای شخص اسرافگر وجود دارد: می ‌خرد آنچه برای او نیست. (در شأن او نیست)، می‌ پوشد آنچه برای او نیست (برازنده او نیست.)، می ‌خورد آنچه برای او نیست (فراخور حال او نیست)». (خصال، ج 1، ص 121)

 

زیان های فردی اسراف

1 ـ زیان های جسمی: زیاده روی در خوردن و آشامیدن به جسم صدمات زیادی وارد می کند.

امروزه به اعتقاد پزشکان پرخوری و بدخوری از مهم ترین موارد ابتلای انسان به بیماری های مختلف است. این نکته ای است که فراوان در سخنان معصومان به آن تأکید شده است.

قرآن نیز مۆمنان را از اسراف در خوردن و نوشیدن باز داشته است: «كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ (اعراف، 31) بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.

اسراف از هر نوعی که باشد انسان را به نابودی می‌کشد. قرآن مجید این حقیقت را چنین بیان می‌فرماید: «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَیناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَکْنَا الْمُسْرِفِین‏»؛ (انبیاء، 9(سپس وعده‌ای را که به آنها داده بودیم وفا کردیم، آنها و هر کس را می‌خواستیم (از چنگال دشمنانشان) نجات دادیم، و مسرفان را هلاک نمودیم

2 ـ خشم خداوند: « إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ (اعراف،31) خداوند اسرافکاران را دوست نمی‌دارد. امام صادق (علیه السلام) در این باره فرمود: «ان السرف امر یبغضه الله‏»؛ (کافی، ج 7، ص 339) اسراف مورد غضب خدا است.

3 ـ کاهش برکت: اسراف باعث می شود برکت در زندگی انسان کم شود و در نهایت رخت بربندد: «اِنَّ مَعَ الاسْرافِ قِلَّةَ الْبَرَکَةِ»؛ (کافی، ج 4، ص 55 ) همانا اسراف همراه با کاهش برکت است.

4 ـ محرومیت از هدایت: خداوند به اسرافکاران می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»؛ (غافر، 28) همانا خداوند کسی را که اسراف کار و دروغ گو است هدایت نمی کند.

5ـ فقر: مهم ترین اثر اقتصادی اسراف، فقر است؛ زیرا اسرافکار با اتلاف منابع و سرمایه هایی که عموماً محدودند، موجب تهدید حیات بشر می شود.

حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «الْقَصْدُ مَثْرَاةٌ، وَ السَّرَفُ‏ مَتْوَاةٌ»؛ (کافی ج 7، ص 339(اسراف موجب هلاکت است و میانه روی، مایه زیاد شدن ثروت.

6ـ هلاکت: اسراف از هر نوعی که باشد انسان را به نابودی می‌کشد. قرآن مجید این حقیقت را چنین بیان می‌فرماید: «ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَیْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاء وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِینَ»؛ (انبیاء، 9) سپس وعده‌ای را که به آنها داده بودیم وفا کردیم، آنها و هر کس را می‌خواستیم (از چنگال دشمنانشان) نجات دادیم، و مسرفان را هلاک نمودیم.

7ـ کیفر اخروی: کیفر افرادی که از حدود الهی تجاوز کرده و اوامر و نواهی خدا را نادیده بگیرند، عذاب اخروی است. قرآن در این باره می فرماید: «وَكَذَلِكَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ یُۆْمِن بِآیَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى»؛ (طه، 127) و این گونه جزا می دهیم کسی را که اسراف کند و ایمان به آیات پروردگارش نیاورد و عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است.

«لقمان به فرزندش گفت: سه علامت برای شخص اسرافگر وجود دارد: می ‌خرد آنچه برای او نیست. (در شأن او نیست)، می‌ پوشد آنچه برای او نیست (برازنده او نیست.)، می ‌خورد آنچه برای او نیست (فراخور حال او نیست)»

زیان های اجتماعی اسراف

اسراف از جنبه ضررهای اجتماعی دارای پیامدها زیر است:

1 ـ هدر رفتن منابع اقتصادی جامعه: اسراف منابع عظیم جامعه؛ از قبیل نفت، منابع معدنی و مزیت های نسبی اقتصادی هر کشوری را به هدر می دهد، هرچند که منابع و سرمایه های کشور زیاد باشد. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «الْإِسْرَافُ‏ یُفْنِی‏ الْجَزِیلَ‏»؛ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم،، ص 359) اسراف ثروت زیاد را هم به فنا می دهد.

2 ـ سقوط اخلاق اجتماعی: ولخرجی و ریخت و پاش ها، انسان را از مسیر صحیح خارج کرده و به ورطه فساد و تباهی می‌کشاند، به گونه ای که به سایر همنوعان خود توجهی نکرده و درد و رنج سایر افراد برای اسراف کار اهمیتی نمی یابد.

3 ـ اختلاف طبقاتی: یکی از علل اختلاف طبقاتی در جامعه اسراف است؛ زیرا افرادی با استفاده از درآمد بالای خود، این حق را برای خود قائل می شوند که هر گونه که دوست دارند خرج نمایند، هر چند که موافق شرع و عرف نیز نباشد. بر این اساس، خود را از سایر متمایز می دانند و رفته رفته به فاصله طبقاتی در جامعه کمک می کنند.

4 ـ زوال حکومت ها: از دیگر پیامدهای اجتماعی اسراف، زوال حکومت ها است. به اعتقاد ابن خلدون که از دانشمندان جامعه شناس مسلمان است هر حکومتی که دچار اسراف و تبذیر شود، موجب فروپاشی و زوال می شود.


- نظرات (0)